مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٢/۱۳

قطعاً همه شما وابستگی‌های بی‌شمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک خواهید کرد. وابستگی‌هایی که پدر و مادر را به گونه‌ای عاطفی وادار می‌سازد تا از نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکار‌گیری روش‌هایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری‌، کودکان بیش از آن‌چه که باید به پدر و مادر وابسته می‌شوند و همین سبب می‌شوند تا آن‌ها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود سکنی داشته باشند!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۱٥

پوشش مناسب والدین در حضور کودکان چگونه باید باشد؟
حد و مرز رعایت پوشش در حضور فرزندان چیست؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۱۳

 

اضطراب و فشار عاطفی – روانی همواره لکنت زبان کودک را تشدید می کند . به همین دلیل هدف بسیاری از توصیه های درمانی در لکنت زبان کودکان ، این است که حتی المقدور اضطراب و فشارهای عاطفی و روانی کودک را کاهش دهید . موفقیت شما در انجام این کار مهم در این است که بتوانید منشاء و منبع اضطراب و فشار روانی کودک را باز شناخته ، متوجه آن باشید . بررسی های مختلف نشان می دهد که در اکثر موارد ، زمانی که اضطراب  و فشار روانی کاهش می یابد و یا از بین می رود، مشکل بسیاری از کودکانی که لکنت دارند ، خود به خود برطرف می شود . در این مورد تقریباً می توان ادعا نمود که به ازای هر فردی که امروز لکنت دارد ، سه نفر دیگر وجود دارند که آنها نیز در مرحله ای از مراحل رشد خود تجاربی از لکنت زبان داشته اند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۱۳


توصیه های ما برای شما بسیار متنوع است . بعضی از آنها دستورالعمل های بسیار دقیقی هستند که باید کاملاً از آنها پیروی نمایید. برخی دیگر از توصیه ها ، رهنمودهای کلی هستند که جزئیات امر به شما واگذار می گردد و دسته دیگر از توصیه های مطرح شده به صورت مباحث عمومی درباره لکنت زبان و طرح نگرش های مختلف و دیدگاههایی است که می تواند برداشت صحیح تر و درک عمیق تری از پدیده لکنت به شما بدهد و یا تغییرات مثبتی در احساس شما نسبت به لکنت ایجاد نماید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٢/٢۸

پدر من همیشه فکر می‌کرد که من فوق‌العاده زیبا هستم. کار من هم شده بود که لباس‌های مختلف را مثل مانکن‌ها برایش می‌پوشیدم و هرچقدر هم که آن لباس مسخره بود، او با تعجب می‌گفت، «وای! تو فوق‌العاده‌ای دخترم».


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٢/٢٥

دوره نوجوانی دوره‌ی حساسی از رشد است. نوجوانان به طور مداوم در حال تغییر ذهنی، جسمی و روحی می‌باشند. این دوره به عنوان پر‌چالش‌ترین و پر‌سانحه‌ترین دوره زمانی در رابطه بین والدین-فرزند مشاهده می‌شود. آنها درباره‌ی دنیای واقعی بیشتر آموخته و سعی می‌کنند برای مستقل شدن از والدین و پذیرفته شدن در گروه‌های اجتماعی تلاش نمایند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

 

اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان  یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان  بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

زندگی در هر خانواده‌ای در بعضی مواقع ممکن است چالش انگیز باشد، اما در خانواده‌هایی که یکی از یا هر دو والدین دچار بیماری هستند مشکلات و چالش‌های ویژه‌ای وجود دارد. کودکان در چنین خانواده‌هایی با بی‌ثباتی و پیش‌بینی ناپذیری مواجه هستند. اغلب در مورد نقشهای خانوادگی سردرگمی وجود دارد و کودکان بخش زیادی از مسئولیت‌های والدین از قبیل مراقبت از خواهر یا برادر  کوچکتر و انجام تکالیف خانگی را به عهده می‌گیرند . آنها حتی ممکن است مسئولیت مراقبت و ارضای نیازهای عاطفی و جسمانی والدین شان را نیز به عهده داشته باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/۱٧

زمانی را به یک عشق ورزی ویژه فرزندتان اختصاص دهید.
با کودک خود بازی کنید.
به سرعت و به صورت قابل پیش بینی به کودک حود واکنش نشان دهید.
کودک خود را ناز و نوازش کرده و در آغوش بگیرید.
برنامه های روزمره خود را به گونه ای تنظیم کنید که الگوهایی از رفتارهای محبت آمیز را ایجاد کند.
با فرزند خود صحبت کنید. برای او کتاب بخوانید، قصه بگویید و آواز بخوانید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/۱٢

دختر من از همان سنین پایین عادت کرده بود اسباب بازی هایش را با دیگران شریک شود و برخی اوقات نیز اگر پیش می آمد وسایلش را به دیگران می بخشید. عادت ما هم این بود که او را تشویق می کردیم. اما از وقتی به مدرسه می رود به نظر می رسد تغییر کرده است. معلم او می گفت با دوستانش در این زمینه چندان مهربان نیست و به خصوص در زنگ های تفریح حاضر نمی شود توپ یا طناب خود را به بچه ها بدهد. این بود که متوجه شدیم با وجود همه تعریف هایی که از دخترمان می کردیم اصلا دوست ندارد از وسایل خود به دیگران چیزی بدهد. انگار که نه تنها تشویق های ما اثری نداشته که با افزایش سن، رفتار او در حال بدترشدن است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/٢

علایم خانواده های ناهنجار (خانواده هایی که در فضای آن کشمکش، درگیری و سوء رفتار حاکم است):

1- انکار (انکار الکلی بودن و یا اعتیاد به مواد مخدر والدین، نادیده گرفتن مشکلات، نادیده گرفتن شکایات از سوء رفتار جنسی)

2- ناهمسانی، بی ثباتی و غیر قابل پیش بینی بودن.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٦

برداشتن وسایل دیگران ممکن است در هر سنی رخ دهد؛ اما معنای این عمل به اقتضای سن و شرایط افراد متفاوت است. این رفتار در سنین خردسالی تا حدودی شایع است و انگیزه کودکان در این زمان اغلب لذت بردن از داشتن چیزی یا اقناع حس کنجکاوی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٦

پارسا هنوز جمع زدن بلد نیست اما ارزش صرفه‌جویی را می‌داند. پدر پارسا آموزش صرفه‌جویی به فرزندانش را از زمانی که بچه‌هایش حتی درست نمی‌توانستند جمله بسازند، شروع کرد. کارشناسان معتقدند داشتن سواد مالی یکی از مهارت‌های زندگی است که باید از سنین کم به کودک آموزش داده شود. این مسئله باعث می‌شود در بزرگسالی کمتر دچار اشتباه‌های پرهزینه شوند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/۱٦

گاهی هم گفت‌وگوهای جدی‌مان به کشمکش تبدیل شده و اوضاع را خراب‌تر از آنچه هست می‌کند. ناگهان به خود می‌آییم و می‌بینیم دسترنج آموزش‌های رفتاری و انضباطی ما روی او نتیجه‌ای عکس داشته است، خسته و درمانده می‌شویم و فکر می‌کنیم حالا چه باید کرد؟

لازم است بعضی وقت‌ها والدین و بزرگ‌ترها مهارت‌های تربیتی خود را بالا ببرند و اشتباهات مهم خود را بشناسند. این نوشتار برخی اشتباهات رفتاری و واکنشی را که از والدین سر می‌زند، متذکر می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/٢٩
همه والدین آرزو دارند که بهترین پدر و مادر باشند،اما به راستی چکونه این ممکن است؟ پدر یا مادری که هم می‌توانند فرزندان‌شان را بخوبی تربیت ‌کنند و خوب و بد را به آنها بیاموزند و هم رابطه‌ای دوستانه و موفق با آنها برقرار ‌کنند.

ارتباط والدین و فرزندان

چگونه می توان بر همه سختیها و مشکلات زندگی غلبه کرد و در عین حال با فرزندان نیز با نرمش و خونسردی برخورد کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/٢٩

والدین اولین الگوی فرزندان خود هستند و تصویر دهنی کودک از مادر و پدرش نقش بسیار مهمی در رشد شخصیتی و استحکام شخصیت کودک دارد چنانچه والدین از خصوصیات برجسته و ویژه برخوردار باشند می توانند تأثیر مثبت و خوشایندی داشته باشند.
والدین با خصوصیات پائین اخلاقی و انواع ضعف ها می توانند فرزندان خود را بسیار شکننده بار بیاورند پس طبیعی است که فرزندان پسر یا دختر با داشتن پدر یا مادری معتاد که وظایف پدری و مادری خود را نمی تواند انجام دهد احساس ضعف و ناراحتی نماید و در دوران نوجوانی و جوانی در برابر سختی ها و خشونت جامع احساس رنج و مشقت کند و از طرفی پشتوانه لازم برای فایق آمدن به این مشکلات را هم ندارد.

اعتیاد پدر و بیکاری باعث گوشه گیر شدن فرزندان و پرخاشگری آنها می شود.

داشتن رابطه عاطفی و گرم پدر و مادر با فرزندانشان موجب اعتماد به نفس فرزند دختر و پسر خانواده می شود و فقدان این رابطه هم لطمه خود را می تواند به صورت افت تحصیلی و افسردگی و.... نشان دهد بهترین راه برای کمک به این کودکان کمک از مشاوران است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/۱۸

 

فهمیدن ارتباط مشکلات روحی روانی امروز ما با مسائل گذشته در کودکی، کمک موثری به حل مشکلات ناشی از این معضلات روحی روانی می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/٢۸

یکی از معضلات اصلی برای خانواده ها نحوه برخورد و ارتباط برقرار کردن با جوانان و نوجوانان خود می باشد.

اولین و مهمترین مساله این است که پدر و مادر فکر می کنند که برقرار کردن رابطه دوستی با فرزندان مشکل می باشد، در صورتی که اگر پدر و مادر کمی حوصله به خرج دهند و صبوری کنند و با آرامش به حرفهای بچه هایشان گوش دهند مسلما خیلی  از گره هایی که  بایستی با دندان باز شود را با دست باز می کنند. وقتی جوانان احساس امنیت کنند می توانند با پدر و مادر خود صحبت کنند بدون اینکه ترسی از طرد شدن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مورد تحقیر قرار گرفتن و مورد مقایسه قرار گرفتن داشته باشند. در این صورت آن جوان یا نوجوان، پدر و مادر خود را محرم اسرار دانسته و ارتباط خوبی بر قرارمی کند. البته این اولین و اساسی ترین  قدم است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱۱


مهم‏ترین رابطه ی میان انسانى با انسان دیگر، رابطه ی فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر براى فرزند انجام مى‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمى‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل ، رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏اى نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتارى عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعى، عدل کارایى ندارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱

 کودکان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌ کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌آورد، و تعیین‌ کنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌ شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ بگیرند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢٢

هنگامی که هورمون های تستسترون و استروژن در بدن تغییر یابد، ناخودآگاه بر روی رفتار شما با فرزندتان تأثیر می گذارد. وقتی شما مرتب بر سر فرزندتان فریاد بزنید و به او دستوربدهید ، باید شاهد نافرمانی و سرکشی او نیز باشید. اولین توصیه ای که به شما می کنم این است که پیش از هر گونه ارتباطی با نوجوانتان، ابتدا مشکلات هورمونی خود را برطرف کنید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٢٤

به شما شاد باش می گوییم که خانه تان سرشار از شور زندگی است. دو فرزند پسر داشتن به این معناست که شما باید انسان قوی و با حوصله ای باشید.


بعضی اوقات زمانی که روی کاناپه منزل خود در حال استراحت هستید آرزو می کنید این کاش دختر داشتید و زندگی تان آرام و بدون دغدغه بود ولی غصه نخورید چون دختر داشتن هم به این سادگی ها که فکر می کنید نیست.

والدین همیشه سعی می کنند برای اولین کودک خود بهترین کارها را بکنند و به خاطر کوچکترین کارهای مثبت فرزند اول خود، بهترین تشویق ها را در نظر می گیرند و شیرین کاری های کودکانه او را تا سال های سال و شاید هم تا آخر عمر خود، در ذهن دارند. به همین جهت پسر اول شما پیشرفت بهتری نسبت به بقیه فرزندان دارد. معمولا او سریع تر و بهتر راه می افتد یا شروع به حرف زدن می کند، این نکات همان جنبه های مثبت کودکان اول خانواده است. اما جنبه های منفی!

برای پسر اول، تنها یک الگو وجود دارد و آن الگو، پدر و مادرش هستند. از این رو او تمایل دارد همانند والدینش اهداف بزرگی در سر داشته باشد و چون رسیدن به این اهداف در توان سن و سال او نیست معمولا با شکست روبرو می شود. کوین له من، محقق کودکان اعتقاد دارد فرزند اول ایده آلیست و کمال طلب است و همه چیز را در حد کامل و بی نقص می خواهد و خواسته هایش را مطابق خواسته های والدین خود در نظر می گیرد و چون این خواسته ها و آرزوها برای وی دست نیافتنی است، دچار سرشکستگی و پوچی می شود.میگناirپسر اول خانواده دوست دارد همیشه نقش پدر و مسوول را برای برادر کوچکش بازی کند و شما معمولا مجبورید در مقابل این رفتار مسوولانه و البته سختگیرانه او واکنش نشان دهید؛ زیرا او به واسطه درست و غلط هایی که از شما آموخته با برادرش بسیار سختگیرانه رفتار می کند. پسر اول در قیاس با بقیه فرزندان برای آینده اش بیشتر نگران است.

شما همیشه صداقت داشتن و راستگویی را به پسر دوم خود یادآوری می کنید، درحالی که پسر اول شما بدون تذکر به این ارزش ها پایبند است. مطمئن باشید حداقل یکی از پسرانتان صاحب ثروت فراوانی خواهد شد که احتمالا او فرزند اول شماست، به شرطی که خودتان یک انسان مقتصد و حسابگر باشید، پس او نیز از شما الگو می گیرد طوری که حاضر نیست در شرایط سخت هم از کسی پول قرض بگیرد. او در مقایسه با برادر کوچک خود روابط محدود و منظم تری با جامعه دارد و بسیار پرتلاش تر از فرزند دوم شما خواهد بود.

پسر دوم از طرفی متکی به خانواده و مطیع دستورات والدین است و از طرفی در حال مبارزه و به رخ کشیدن توانایی هایش به برادر بزرگ است. او بدون حمایت دیگران می تواند به آرزوهایش جامه عمل بپوشاند و در این راه کمتر به ناراحتی و سرگشتگی دچار می شود. پسر کوچکترتان به دنبال توجه بیشتر پدر و مادر و به اصطلاح کمی لوس است. در قیاس با برادرش به دیگران بیشتر اعتماد می کند و این احتمال وجود دارد که در این رابطه با مشکلاتی هم روبرو شود.

فرزند دوم شما دارای ایده های بکر و البته گاهی خطرناک است ولی پافشاری خاصی نیز نشان نمی دهد. هیچ چیز وی را دستپاچه و مضطرب نمی کند. البته این قضیه نسبی است و در جوانی هم این روحیه را حفظ کرده و شادتر زندگی می کند. برای او زندگی کردن در حال مهم است و شعار او همیشه این است؛ امروز را خوش است.

توصیه های مهم به والدینی که دو فرزند پسر دارند

1- پسر اول با تولد برادر کوچکتر خود، احساس می کند والدینش به او کم توجه و کم علاقه شده اند پس باید او را توجیه کنید که این احساس غلط است و در این رابطه با جملاتی مثل: «من تو را بیشتر دوست دارم» یا «تو برای من مهمتری، چون پسر ارشد من هستی» از او دلجویی کنید.

2- پسرانتان را به رقابت و مسابقه تحریک نکنید. فقط آنها را در جهت نشان دادن توانایی های متمایزشان تشویق و حمایت کنید. ببینید هر کدام در چه زمینه ای استعداد دارند و آنها را در همان زمینه تشویق کنید.

3- در حد امکان به هر دو پسر خود فضای آزاد و محیطی مستقل، برای بازی کردن یا انجام امور شخصی بدهید زیرا استقلال فرزندان شما در آینده باعث نزدیکی بیشتر آنها به یکدیگر خواهد شد. حواستان باشد که فرزندانتان با چه کسانی دوستی و مراوده دارند.

4- پسر بزرگتر شما به واسطه سن بیشترش اجازه دارد شب ها کمی دیرتر به رختخواب برود و می تواند نسبت به برادرش زمان بیشتری را به تماشای تلویزیون بنشیند، پس سعی کنید انصاف را رعایت کرده و نسبت به سنشان از آنها انتظار داشته باشید.

5- پسربچه ها دوست دارند گاهی با هم زورآزمایی کنند، به برادر بزرگتر بیاموزید که به خاطر قدرتمندتر بودنش، کمی ملایم تر رفتار کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧


پدر

انسان موجودی اجتماعی است. به این معنا که در اجتماع زندگی می کند و در آنجا به مرحله رشد و کمال می رسد. اجتماع و فرهنگ در او مؤثر است و او می تواند تا حدود زیادی در اجتماع تأثیر گذار باشد. در آن تحول ایجاد کند. در سنین کودکی هیچ چیز بهتر از آموزش عملی نیست. پدر وظیفه دارد از راه عمل کردن به کودک یاد دهد که چگونه باشد و به چه صورتی عمل کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧


مطالعه

 والدین از راه‌های زیر می‌توانند در مطالعه و یادگیری کودکان خود، راهنمایی آنها و آموزش روش‌های صحیح مطالعه، نقش داشته باشند:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧


پدر و پسر

بدون تردید دوران نوجوانی دشوارترین دوران برای والدین و فرزندان است. با وجود هر نوع رابطه‌ای که از قبل داشته‌اید، در این دوران ارتباط شما با فرزند نوجوانتان به چرخه و مراحل متفاوتی وارد می‌شود. تا وقتی آنها در دوران بچگی به‌سر می‌برند، شما برای آنها مانند یک قهرمان هستید اما در دوران نوجوانی ممکن است به یک مشاور، که امیدوار هستید آنها در مورد تصمیمات بسیار سخت با او مشورت کنند، تبدیل شوید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٠

پایه ی حیات بشری بسته به محبت است، محبت به هر کسی که باشد کاری است به یاد ماندنی و فراموش ناشدنی. این محبت است که یک عمر، انسان را در حفاظ خود محکم و سالم نگه می دارد و سلامت حیات او را بیمه می کند و در سرنوشت او نقش مهمی را ایفا می کند و ریشه ی عمیق روانی و روحی دارد. محبت، یک مسئله فطری است و بشر طالب آن است. او از پدر و مادر توقع دارد، و دیگران در این باره در حاشیه قرار دارند.

پناهگاه یک کودک در کانون گرم خانواده از طریق محبت است. اگر او در خانواده ی خود محبت نبیند به دیگران پناه خواهد برد، به کسانی که به او محبت کنند. فرق نمی کند که این محبت در طول حیات او به نفع او باشد یا به زیان او.  متأسفانه امروزه بیشتر انحرافات و بزهکاری های جوانان و نوجوانان در جامعه از کسانی بروز می کند که در دوران کودکی و پس از آن فاقد محبت از جانب والدین خود بوده اند. توجه به این امر بسیار لازم و ضروری می نماید، آن هم محبتی که به نفع فرزند باشد و معقول، نه دوستی و محبت ظاهری و تصنعی. باید محبت در راستای ساختار درست و صحیح اخلاقی و فرهنگی او باشد.

امام صادق علیه السّلام فرمود:
«فطرت آدمی چنان ساخته شده که هر کس به او نیکی کند، او را دوست بدارد و هر که با او بد کند، دشمن.»۱
«کودکان را دوست بدارید و با آنان عطوف و مهربان باشید.»۲
رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنان معاشرت کنید.»۳
امام صادق علیه السّلام فرمود:
«خداوند متعال به مردی که بیشتر به فرزندش محبت کند، رحم می کند.»۴
یادآوری می شود در این مورد نیز مانند سایر موارد اعتدال و میانه روی مد نظر باشد و چنان نباشد که محبت موجب جرأت و جسارت کودک نسبت به پدر و مادر و یا دیگران باشد. محبت تا حدی مورد نظر است که حریم و حدود احترامات حفظ شود و چنان نباشد که فرزند نسبت به دیگران جسور و جری باشد. محبت در اسلام، نوعی تربیت صحیح و درست و منطقی و حریم قائل شدن به رفتار و کردار متقابل فرزند به والدین و دیگران است و بهتر اینکه محبت به حدّ افراط و تفریط نرسد که آن گاه نه تنها به نفع کودک نیست، بلکه به ضرر اوست و در دین مبین اسلام نیز از این گونه محبت نهی شده است.
امام صادق علیه السّلام فرمود:
«بدترین پدران- والدین- کسانی هستند که نسبت به فرزند در محبت افراط کنند و بدترین فرزند کسی است که کوتاهی او نسبت به والدین به عاق شدن منجر شود.»۵
منبع:
۱. وسائل الشیعه، ج۴، ص۷۴.
۲. بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۹۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۴۸۳.
۳. مکارم الاخلاق، ص۱۱۳؛ وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۴۸۳.
۴. تاریخ یعقوبی، ج۳، ص۵۳.
۵. همان.
۶. تربیت مذهبی کودک، ۶۱-۶۴.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٤

پدر بودن بدین معناست که دوست داشته باشید فردی بخشنده باشید و مطمئن شوید که فرزندانتان از هر نظر تامین هستند.

اما به عنوان یک پدر دلسوز همواره این نکته را در نظر داشته باشید بهترین کاری که می‌توانید برای فرزندانتان بکنید، تنها مسایل مالی و انتخاب بهترین مدرسه برای آنها نیست بلکه از اینها مهمتر فراهم آوردن چارچوبی است که کودکان بتوانند در آن به خوبی رشد کرده و تا حد امکان بهترین باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/٢/٢٧

رشد تربیتی کودک مهمترین کار در هر جامعه ای است زیرا " کودکان آینده ما هستند" و والدین بیشترین تأثیر را در رشد آنان ایفا ‌مینمایند . بسیاری از والدین در جستجوی یافتن راه حلی هستند که نشان دهند چطور ‌میتوان والدین خوبی بود؟
 
اگر چه هر خانواده ای منحصر به فرد است و نمی توان پاسخ یکسانی یافت. به هر جهت ‌میدانیم که رشد تربیتی کودک کار دشوار است و اغلب والدین ‌میخواهند تلاش کنند تا در این راه بهترین باشند . والد بودن یکی از مهمترین حیطه های تحقیقی در شاخه های علوم اجتماعی است و مطالعات بسیاری در دهه های گذشته توسط محققان انجام گرفته که صدها هزار خانواده را شامل ‌میشود


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٧


همه‌ دلشان می‌خواهد موفق باشند؛ پدر و مادرها بیشتر. ولی بیشتر پدرومادرها حتی موفقیت‌شان را هم نه برای خودشان، که برای تربیت موفق فرزندان‌شان می‌خواهند. آنهایی که بچه‌دار شده‌اند، می‌دانند که این ماجرا چه‌قدر فراز و نشیب و پیچیدگی دارد. هیچ روزی مثل روز قبل نیست و اتفاقا هر چه بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند ماجراها پیچیده‌تر می‌شود. ضمن اینکه خصوصیات فردی و خانوادگی و حتی اجتماعی هر پدر و مادری را نیز باید درنظر گرفت...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٦

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شکایت مى کنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى کنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن کودکى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند. اگر فرزند شما توجه کافى به مسئولیت هایى که به او واگذار مى شود، ندارد سعى کنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. 

 براى این کار ابتدا سعى کنید رفتارى داشته باشید که از فرزندتان انتظار دارید. درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت کنید. این نکته را به یاد داشته باشید که تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یک لحظه از کودکتان فردى مسئول و سختکوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى کوتاهى کودک را در مقابل انجام وظایفى که به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت کنید. از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى که به او سپرده اید تمرکز نموده و از توانایى هایش استفاده کند.

این نکته را به یاد داشته باشید که تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یک لحظه از کودکتان فردى مسئول و سختکوش بسازید .

به او بگویید که از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید که مى تواند کارى که به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت کنید و به او احترام بگذارید. فرزند خود را تشویق کنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران کمک کند.به او بیاموزید در کارهاى گروهى شرکت کند. به او کمک کنید تا درک درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.

 

در هنگام مشارکت و همکاری با شما از انتقاد و سرکوب نمودن کیفیت کار او بپرهیزید . چرا که زمانی افراد به رفتار خود تکرار می بخشند که پیامد های مثبتی برای آنان داشته باشد. لذا اگر در همکاری با شما احساس لذت نموده و لحظات خوبی را بگذراند سعی در انجام مجدد آن و فراهم سازی زمینه های تکرار می نماید.

 

جلسات دوستانه و خانوادگی نیز روشی است تا با همدلی و تبادل احساسات افراد روحیه مشارکت را در خود تقویت کنند و از با هم بودن خشنود شوند. نیاز هایشان را ابراز کنند و نیاز های دیگر اعضای خانواده را بشنوند.

 

 اگر او به این درک درست برسد مى آموزد که باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یکدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممکن است بتواند کارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه که گاهى آنها بهتر از فرزند شما کارى را انجام مى دهند. زمانى که فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید. اما باید زمان و مکان درستى را براى جایزه دادن انتخاب کنید. به طورى که او متوجه نتیجه خوب کارى که انجام داده بشود (فوریت تشویق).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٠

هر پدر و مادری شیوه خاصی برای تربیت فرزندان دارد. جالب این جاست که بسیاری از والدین به شیوه های تربیتی دیگر والدین انتقادهایی دارند، اما به راستی بهترین شیوه تربیت فرزند دارای چه ویژگی هایی است؟!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٥

 

برخی از والدین حتی با وجود تجربه‌های بسیار در زمینه مراقبت از فرزندان، باز هم دچار اشتباهاتی می‌شوند. این مساله طبیعی است، چرا که حتی هشیارترین و دقیق‌ترین پدر و مادرها نیز ممکن است برخی چیزها را فراموش کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۸/۱۳


در زندگی پر از مشغله امروز، بسیاری از والدین، به خصوص والدین جوان، فرصت کافی برای گذراندن وقت با کودک خود ندارند. بسیاری از خانم ها شاغل یا دانشجو هستند یا در کلاس هایی شرکت می کنند که نمی توانند فرزندشان را همراه خود ببرند. آقایان هم که تکلیفشان مشخص است: کار و کار. گاهی حتی قبل از این که کودک بیدار شود از خانه بیرون می روند و زمان خواب کودک از کار برمی گردند. در طول روز، شاید حتی فرزند خود را نبینند. می ماند فقط روزهای تعطیل که هزار و یک کار دیگر هم برای انجام دادن دارند. حتی پدرانی که فرصت بیشتری دارند هم باز به طور معمول نمی توانند بیش از نیمی از روز را با فرزند خود باشند. اما کودکان همچنان به توجه و مراقبت نیاز دارند. نیازهای آنها چندان با رشد و تغییر اجتماع تغییر نکرده است. کودک همچنان نیاز دارد کسی باشد که به او غذا بدهد، مراقب سلامتی او باشد، در برابر خطرات احتمالی از او محافظت کند، با او وقت بگذراند، برایش کتاب بخواند، با او بازی کند و جواب پرسش های بی پایانش را بدهد. اما در زندگی امروز، از یک طرف والدین بسیار درگیر و مشغولند و از طرف دیگر، سبک زندگی جدید مانند گذشته نیست که اقوام و خویشاوندان در نزدیکی هم و حتی در یک خانه بودند و همیشه اطراف کودک پر از افرادی بود که می توانستند از او مراقبت کنند. پس چه باید کرد؟

کدام راه حل موثرتر و عملی تر است؟

والدین گزینه های متفاوتی برای حل کردن این تعارض، یعنی نیاز کودک به این که برایش وقت بگذارند از یک طرف و وقت نداشتن والدین از طرف دیگر، پیش روی خود می بینند.
۱. هماهنگی زمان کار والدین

برخی کار خود را به نحوی تنظیم می کنند که در هر ساعت دست کم یکی از والدین در کنار کودک حضور داشته باشد.

۲. کار های پاره وقت و مهد کودک

برخی با انتخاب کارهای نیمه وقت، ساعت هایی از روز کودک را به مهد کودک ها یا خانه های بازی می سپارند و بقیه ی روز خودشان از او مراقبت می کنند.

۳. پرستار

برخی دیگر پرستار انتخاب می کنند. پرستار می تواند زمان بیشتری با کودک بگذراند، حتی در خانه هم از او مراقبت کند و در همه ی ساعات شبانه روز در اختیار والدین باشد. به علاوه، ممکن است تحصیلات مرتبط خوبی داشته باشد یا تجربه اش در نگهداری از کودک از والدین بیشتر باشد. اما انتخاب یک پرستار خوب اصلاً کار ساده ای نیست. وارد کردن یک غریبه به زندگی، آن هم غریبه ای که او را نمی شناسی و سپردن فرزند عزیزت به او، انتخاب سختی است. به علاوه، پرستار گرفتن پرهزینه هم هست.

۴. مادربزرگ ها و پدربزرگ ها

در این بین، بسیاری به والدین خود مراجعه می کنند و فرزندان خود را به دست مادربزرگ ها و پدربزرگ ها می سپارند. چه کسی نزدیک تر و شناخته شده تر از پدر و مادر خود آدم؟ آنها که دلسوز هم هستند و نوه شان را خیلی دوست دارند. در نگاه اول، مادربزرگ و پدربزرگ بهترین گزینه برای نگهداری از کودکان هستند. البته قطعاً این کار فوایدی چند جانبه دارد.

مادربزرگ و پدربزرگ؛ آغوشی گرم، مهربان و دلسوز و البته بدون هزینه

وقتی مادربزرگ و پدربزرگ از نوه ها نگهداری می کنند، خیال والدین بابت بسیاری از موارد راحت است. می دانند که آنها بهترین ها را برای نوه ی خود می خواهند، به اندازه ی والدین برای نوه ها نگران هستند و از آنها به خوبی مراقبت می کنند. تازه هزینه های گرفتن پرستار را که ندارند هیچ، ممکن است در مواردی با کمک ها و خریدهای خود، هزینه های خانواده را پایین تر هم بیاورند. اما در این میان، نکاتی وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود.


ردپای گذر سن

مادربزرگ ها و پدربزرگ ها معمولاً سن بالایی دارند. اگر می خواهید فرزند خود را به آنها بسپارید، سن آنها را به خاطر داشته باشید و میزان توانمندی های آنها را بسنجید. فرزندان در بسیاری از موارد، تصویری از والدین خود دارند که خیلی واقع بینانه نیست. برای آنها پدر و مادرشان همان پدر و مادر قوی که از دوران کودکی و نوجوانی خود در ذهن دارند، باقی مانده اند که روزگاری به خوبی از عهده ی مراقبت و تربیت آنها برآمده اند و برای همین، فکر می کنند لابد الان هم می توانند به همان خوبی از نوه ی خود نگهداری کنند.

اما واقعیت این است که وقتی سن بالا می رود، آستانه ی تحمل در بعضی موارد پایین می آید. سر و صدا می تواند خیلی بیشتر از قبل کلافه کند. مدت زمانی که می توانند کار کنند کم تر می شود و نیاز به زمان های استراحت بیشتری دارند. آسیب پذیرتر هم می شوند. نمی توانند مثل قدیم روی پله ها دنبال کودک بدوند و اگر ناگهان زمین بخورند، آسیبی که می بینند بیشتر از قبل خواهد بود و دوره ی نقاهت و بهبودی هم خیلی طولانی تر خواهد بود. آنها نیاز دارند از زندگی خود لذت ببرند. البته حضور نوه ها بسیار دوست داشتنی است، اما اگر مسئولیت زیادی به گردن داشته باشند، فرصت کمی برای خودشان باقی می ماند.


مراقب مادربزرگ ها و پدربزرگ ها هم باشید

پس اگر همه ی موارد را سنجیدید و به این نتیجه رسیدید که بهترین گزینه برای نگهداری از فرزندتان، مادربزرگ و پدربزرگ هستند، واقع بینانه توانمندی ها و ضعف های آنها را ببینید. شاید به شما نه نگویند، اما زمان استراحت، برنامه معمول زندگی و زمان هایی را که لازم دارند برای خودشان وقت بگذارند هم در نظر بگیرید. به آنها فرصت بدهید نگهداری از نوه های خود را کاری لذت بخش ببینند، نه وظیفه ای طاقت فرسا که در برابر آن، چاره ی دیگری برایشان باقی نمانده است.

گذاشتن فرزندان نزد پدربزرگ و مادربزرگ چه تاثیری روی کودک خواهد داشت؟


فاصله ی نسل ها

والدین، فرزندان و پدربزرگ و مادربزرگ به سه نسل متفاوت تعلق دارند. یادتان هست چقدر با والدین خود اختلاف نظر و عقیده داشتید؟ حالا این فاصله به اندازه ی یک نسل با نوه ها بیشتر می شود. والدین امروزی به خصوص دوست دارند فرزند خود را مطابق روش هایی بزرگ کنند که فکر می کنند درست تر از روش والدینشان است. آنها از کتاب های آموزشی، کلاس های گروهی، جلسات پرسش و پاسخ و جلسات مشاوره تخصصی استفاده می کنند تا روش های بهتری برای فرزندپروری بیاموزند. اما تغییر روشی که سالیان سال، مادربزرگ و پدربزرگ فرزندان خود را با آن بزرگ کرده اند کار ساده ای نیست. می توان برای آنها توضیح داد البته، اما اگر هم بپذیرند، باز در عصبانیت یا حتی وقتی احساساتی می شوند، مثل هر انسان دیگری به روشی برمی گردند که بیشتر در وجود و ذهنشان نهادینه شده است.


دنیای مدرن و فناوری ها

کودکان امروز از رایانه و اینترنت سر در می آورند و انواع و اقسام بازی های رایانه ای را می بینند و بازی می کنند. کارتون هایی می بینند که با کارتون های زمان والدینشان متفاوت است. به واسطه ی قرار گرفتن در دنیایی رو به پیشرفت و غنی از اطلاعات، سریع تر از بچه های نسل قبل رشد می کنند و می توانند باهوش تر و خلاق تر باشند. همه این تفاوت ها، سبک فرزندپروری متفاوتی می طلبد. از سوی دیگر، برخی از این تغییرات می تواند برای پدربزرگ و مادربزرگ ها پذیرفتنی نباشند. البته هستند مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که به خوبی کار کردن با رایانه را یاد گرفته اند و بازی های رایانه ای را می شناسند، اما باز نگاه آنها و سبک زندگی شان با کودکی که از وقتی چشم باز کرده دنیا را این طور دیده است، متفاوت خواهد بود. از یک طرف، هماهنگ شدن مادربزرگ ها و پدربزرگ ها با این دنیای به سرعت در حال تغییر می تواند سخت باشد و از طرف دیگر، کودک برای مواجه شدن با این دنیای بی انتهای اطلاعات گوناگون، نیاز به راهنمایی های موثر و به موقع و نظارت کافی دارد که از عهده ی کسانی برمی آید که شناخت خوبی از انواع و اقسام رسانه ها، وب سایت ها، امکانات اینترنت و تبلت داشته باشند.


اختلاف روش ها و سردرگمی بچه ها

یکی از مسائلی که در خانواده هایی که نوه ها نزد پدربزرگ و مادربزرگ ها می مانند بسیار متداول است تفاوت روش های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ است. در این شرایط، گاه بچه ها گیج می شوند و نمی دانند بالاخره چه کار کنند. کودکان به خصوص در سنین قبل از دبستان، با سرعت و شدت در حال جمع آوری اطلاعات در مورد زندگی هستند. قوانین زندگی را کشف می کنند و برای خود نقشه ای از زندگی و آدم ها در ذهن می سازند. این که چه رفتاری صحیح است و چه رفتاری غلط، چه محدودیت هایی در زندگی انسان وجود دارد، چه چیزهایی ارزش است و چه چیزهایی پسندیده نیست، حتی این که خودشان چقدر ارزشمندند، عزت نفس و اعتماد به نفسشان، این که بهترین راه برای رسیدن به خواسته ها کدام است، احساسات چه معنایی دارند، چطور باید با دیگران رفتار کرد، سر میز با چه آدابی باید غذا خورد و خلاصه، پایه های همه ی آنچه زندگی را می سازد در این سن می آموزند. وقتی بین والدین و مادربزرگ و پدربزرگ در هریک از این موارد اختلاف نظر وجود داشته باشد، ممکن است باعث شود که کودک دچار گیجی و سردرگمی شود. نمی داند بالاخره اجازه دارد سر خوراکی های یخچال برود یا نه، درست است که به غریبه ها سلام کند یا نه.

این شرایط می تواند روی شکل گیری عزت نفس و اعتماد به نفس کودک، درونی شدن ارزش ها و رفتارهای صحیح تاثیر بگذارد. بنابراین، یک بحث بسیار مهم در این زمینه هماهنگ شدن والدین با پدربزرگ و مادربزرگ، دست کم در مورد موضوعات مهم است. اگر قرار است قوانینی وضع شود، بهتر است در خانه ی خودتان و والدینتان یکی باشند. بهترین کار این است که چندین بار با صبر و حوصله و البته جدی، با پدربزرگ و مادربزرگی که قرار است از فرزندتان نگهداری کنند جلساتی داشته باشید و با هم صحبت کنید. در مورد مسائل و قوانین مهم به توافق برسید. نظر آنها را بشنوید. البته قرار نیست در همه ی موارد شما آنها را تغییر بدهید. اگر می خواهید وظیفه ای به این سنگینی را به آنها محول کنید، باید در مواردی هم پذیرا باشید و شما با آنها هماهنگ شوید.


دلبستگی و مادربزرگ ها و پدربزرگ ها

کودکان به یک یا گاهی دو نفر از بزرگسالان اطراف خود دلبسته می شوند. معمولاً این فرد مادر است. دلبستگی و نوع رفتار فردی که کودک به او دلبسته می شود تا آخر عمر روی زندگی کودک موثر خواهد بود. کودک که به فردی دلبسته می شود که همیشه هست، هر وقت اعلام نیاز می کنند به نیازش پاسخ می دهد، از او مراقبت می کند و به او احساس امنیت می دهد، پذیرا و گرم است و به او می فهماند که در هر شرایطی، بدون هیچ قید و شرطی او را دوست دارد، حتی اگر رفتار او را نپذیرد، یاد می گیرد که دوست داشته شدن می تواند بدون شرط باشد. احساس امنیت می کند و در رابطه های مهم دوران بزرگسالی خود نیز این احساس امنیت را خواهد داشت و طبیعتاً زندگی شادتری تجربه خواهد کرد.

اما کودکانی که مراقب ثابتی ندارند، با روش های مختلفی با رفتار آنها برخورد می شود و یا احساس پذیرفته بودن در هر شرایطی را تجربه نمی کنند چنین احساس امنیتی ندارند. آنها فکر می کنند تنها در شرایط خاصی مقبول و دوست داشتنی خواهند بود،. به همین دلیل هم شروع به رفتارهایی برای حفاظت از خود در برابر این دنیای ناامن می کنند. این کودکان در بزرگسالی و به خصوص در روابط نزدیک خود، مشکلات زیادی خواهند داشت.

بهترین حالت این است که کودک به خصوص در دو سال اول با مادرش باشد که بتواند به او دلبسته شود. البته رفتار مادر در ایجاد دلبستگی خوب و سالم و امن بسیار موثر خواهد بود. تنها حضور مادر به این معنا نیست که دیگر مشکلی وجود ندارد. اما قطعاً دائم تغییر دادن شیوه ی زندگی کودک، به خصوص در سال های اول، باعث آزار او خواهد شد. پس اگر هم ناچارید او را نزد کسی بگذارید، سعی کنید همیشه یک فرد ثابت باشد. همچنین، اگر می خواهید مادربزرگش از او در مواقعی که نیستید نگهداری کند، از همان ابتدا تقسیم بندی زمانی مشخصی داشته باشید تا برای کودک قابل پیش بینی باشد.


خطر از دست دادن فردی که کودک به او دلبسته است

از دست دادن فردی عزیز بسیار سخت و پر از استرس است. برای کودکان هم همین طور است، حتی اگر واکنشی که نشان می دهند شبیه به بزرگسالان نباشد. اگر کودک تنها به مادربزرگ یا پدربزرگش دلبسته باشد و آنها سن بالا یا بیماری خاصی داشته باشند، خطری که کودک را تهدید می کند از دست دادن آنها در سن کم است. از دست دادن فردی که به او دلبسته است برای کودک ضربه ی بزرگی به حساب می آید. بنابراین، هرچند فکر کردن به این موضوع بسیار ناراحت کننده و دردآور است، سعی کنید واقع بین باشید و در صورت وجود شرایطی که این خطر را بالا می برند، دست کم به کودک این فرصت را بدهید که به فرد دیگری، به خصوص پدر یا مادر خودش هم دلبسته شود، تا بتواند از عهده ی استرس از دست دادن فرد مورد دلبستگی اش، تاب بیاورد.

معصومه جوادی نسب

آلا پاک‌نیا

کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی کودک و نوجوان

ماهنامه سپیده دانایی شماره ۵۷

نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/۱/۱٢


 همه ما شاهد آن هستیم که گاهی تلاش های تربیتی مان نتیجه نمی دهد و خسته می شویم. ولی گاهی باید ثابت کنید که شما پدر یا مادر هستید. پس سعی کنید در تله های زیر نیفتید:

۱. دروغ بزرگی بگویید


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱٢

آمار ازدواج‌های سنتی روز به روز کمتر می‌شود به‌خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی‌کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه‌ها بیشتر می‌شود و همین می‌تواند تنش‌ها را بیشتر کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٦/۱۱



 عکس کوچک و تاخورده پدر را که روی قلبش فشار میدهد چهره همیشه مهربان او پیش چشمش مجسم میشود و صدای آرام و دوست داشتنیاش در یادش زنده میشود. سال هاست او را ندیده و در حسرت روبه رو شدن با او به سر میبرد، ولی چاره ای جز تحمل ندارد. بچه که بود میگفتند کاری برای پدر پیش آمده که نمیتواند پیش آنها برگردد، میگفتند چون او پسر بدی بوده، دل بابا شکسته و از خانه شان رفته است و هزار جمله دیگر مثل آن که دیگران میگفتند و او هیچ وقت قانع نمیشد، اما حالا که بزرگ شده میداند نه او پسر بدی بوده و نه بابا مرد نامهربانی که او و مادرش را تنها بگذارد. او حالا خوب میداند پدر سال هاست که رفته و او دوست دارد همچنان حضور او را در کنار مادر احساس کند.

مادر وقتی مرد، او زیاد بزرگ نبود، اما خوب یادش می آید که چطور پدر همه عکس ها، لباس ها و هر چیزی که بوی مادر را میداد درون چمدانی گذاشت و سر به نیستشان کرد الا همین عکس کوچک و تاخورده که آن را یواشکی قاپید تا هر روز روی قلبش بگذارد و گوش به زنگ شنیدن صدای مادر بماند.

کم سن و سال تر که بود اگر جای خالی مادر، اشک به چشم هایش میآورد لااقل آغوش امن پدر بود تا او لحظاتی بگرید و غم دلش را سبک کند، اما حالا پدر هم دنبال کار خودش رفته است و با زنی که هرگز نمیتواند با او اخت شود، عهد زناشویی بسته است.

حتما آنهایی که در کودکی پدر و مادرشان را از دست داده اند و بعد از مدتی با ازدواج پدر و مادر روبه رو شده اند این صحنه ها را کم و بیش تجربه کرده اند. شاید یکی از سخت ترین شرایطی که ممکن است یک فرد در دوران نوجوانی یا جوانی با آن مواجه شود ورود مرد یا زنی بیگانه به زندگیاش باشد که نام نامادری و ناپدری را با خود یدک میکشد و معمولا قبل از آن که درست شناخته شوند به موجوداتی خشن، ترسناک و بیرحم تشبیه میشوند.

این که گفته شود همه نامادریها و ناپدریها آدم های بدی نیستند و بسیاری از آنها با از خودگذشتگی بهتر از مادر یا پدر واقعی میشوند، حرفی تکراری است؛ اما همین که فردی هر چند با حسن نیت به جمع یک خانواده اضافه شود و به عنوان یک تازه وارد سعی داشته باشد به میل خود روابط را تنظیم کند، احساس تلخی را ایجاد میکند.

در واقع هرقدر یک مرد یا زن که میخواهد پدر یا مادر جدید یک خانواده شود انسانی متعادل و آشتی طلب باشد، از آنجا که به زعم فرزندان جای پای پدر و مادر واقعی گذاشته است، باید مقابلش گارد گرفت. این احساس وقتی پررنگ تر میشود که فرزندان در سن تشخیص باشند و خاطره حضور پدر یا مادرشان در خانواده را بخوبی به یاد داشته باشند و به هیچ روی توان تحمل فرد جایگزین پدر یا مادر را نداشته باشند.

در واقع فرزندان به ۲ دلیل پدر یا مادر را از دست میدهند یکی بر اثر طلاق و دوم، بر اثر مرگ. وقتی پدر و مادر در حالی که فرزندی در سن تشخیص دارند و از هم جدا میشوند آنگاه تصمیم به ازدواج با فردی جدید میگیرند و میکوشند زندگی تازه خود را از زیر آوار زندگی گذشته شان بیرون بکشند، آن وقت این تصور برای فرزندان به وجود میآید که مگر پدر یا مادر ما آنقدر بد بود که دیگر نمیشد با او زندگی کرد؟ یا مگر پدر و مادر ما خیلی بدتر از کسی بود که حالا قرار است به خانه مان بیاید؟ یا مگر پدر یا مادر واقعیمان هیچ حسنی نداشتند تا آنها به خاطر ما و خوبیهای هم کنار یکدیگر بمانند؟ همین سوال ها و ابهامات است که سبب میشود فرزندان در مقابل فرد تازه وارد جبهه بگیرند و فکر سازگاری با او را از سر بیرون کنند.

حالا اگر طلاق باعث جدایی خانواده نشده باشد و مرگ، پدر یا مادر را از خانواده گرفته باشد، احساساتی دیگر شکل میگیرد و پدر و مادر به دلیل این که مرگ همسر خود را از یاد برده اند و به خاطرات گذشته خود پشت کرده اند سبب واکنش فرزندان میشوند.

پترسن از پژوهشگران علوم تربیتی در سال ۱۹۹۵ طی پژوهشی دریافت کرد یک خانواده سالم و بهنجار میتواند آثار مرگ پدر یا مادر را تحمل کند به طوری که دوره عزاداری آنها مدتی مشخص دارد و افراد با گذشت زمان هویت خود را بازمییابند. این در حالی است که هترینگتون از دیگر پژوهشگران علوم تربیتی ۳ سال بعد با انجام پژوهشی نشان داد که بیشتر کودکان، تشکیل دوباره خانواده و به صحنه آمدن جانشین پدر را تحمل نمیکنند. طبق این تحقیقات، البته نحوه واکنش در برابر چنین پدیده ای به ۲ صورت شکل میگیرد یکی این که گروهی از فرزندان چندان واکنشی از خود نشان نمیدهند و گروه دیگر دچار مشکلات رفتاری متوسط یا شدید میشوند و اگر در سنین نوجوانی باشند، بنای پرخاشگری و ناسازگاری با مادران را میگذارند. حالا اگر کمی در نتیجه این تحقیقات دقیق تر شویم بخوبی میبینیم که گروه زیادی از فرزندان هستند که به خاطر تلاطم روانی که دچارش میشوند در مقابل ازدواج مجدد پدر و مادرشان مواضع تندی میگیرند.


اقدامی فراتر از عصبانیت

البته تنها با قرار گرفتن در شرایط مشابه است که میتوان نگرانیها، دلشوره ها، افسردگیها و عصبانیت های فرزندانی که یکی از والدینشان ازدواج مجدد کرده اند را درک کرد، ولی گاهی آنها در واکنش هایی نامعقول پا را از عصبانیت و لجبازی فراتر میگذارند و اعتراضشان را به ورود فرد جدید به کانون خانواده با دست زدن به جنایت نشان میدهند. البته بیگمان تنها تعداد محدودی از فرزندان، چنین واکنش های شدیدی را در قبال پدر یا مادری که قصد ازدواج مجدد دارند، اتخاذ میکنند ولی به هر حال شروع زندگی دوباره با مرد یا زنی که بچه ها او را غریبه میدانند، اثرات روانی عمیقی در آنها برجای میگذارد. فرزندان بعد از طلاق والدین یا مرگ یکی از آنها با ترکیبی از احساسات ناخوشایند روبه رو میشوند.

آنها پس از طلاق احساس میکنند حداقل از سوی یکی از والدین طرد شده اند و دیگر مورد توجه و علاقه نیستند. حتی ممکن است آنها نسبت به والدین خود احساس عصبانیت داشته باشند یا بخواهند از پدر یا مادری که تنها مانده حمایت کنند در حالی که ترس از جدایی و ترک شدن از سوی والدین و اضطراب نسبت به این که چه کسی از آنها مراقبت و چه کسی آنها را ترک خواهد کرد نیز گریبانشان را میگیرد. در مقابل، وقتی فرزند یک خانواده از مرگ یکی از والدین خود داغدیده میشود، دچار پرخاشگری و اختلال سلوک میشود. براساس یک رقم تخمین زده شده، ۶ تا ۱۶ درصد پسران و ۲ تا ۹ درصد دختران درسنین زیر ۱۸ سال به این اختلال مبتلا میشوند و رفتارهای همراه با خشونت، گستاخی، بدزبانی، دروغگویی مداوم، مدرسه گریزیهای مکرر و خرابکاری از خود بروز میدهند. این در شرایطی است که در موارد شدید آنها به تخریب، سرقت و خشونت های جسمانی هم روی میآورند. پس کنار آمدن با چنین فرزندانی بویژه آماده کردن آنها برای پذیرش فردی جدید، کاری بسیار ظریف و نیازمند احتیاط است.


تنهایی چاره کار نیست

موقعیت بچه ها هرچقدر حساس باشد، توجیه خوبی برای تنها ماندن پدر و مادرها نیست هرچند در جوامعی مثل ما قضاوت دیگران درباره ازدواج مجدد گاه آزاردهنده است. شاید به همین خاطر برخی زن ها و مردها پس از طلاق یا فوت همسرشان، تنهایی را ترجیح میدهند. پژوهشی با عنوان مقایسه نیمرخ روانشناختی نوجوانانی که مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند، نشان داده است تعداد زنان مجردی که به علت فوت همسر تنها مانده اند، ۶ برابر بیشتر از مردان و تعداد زنان مطلقه ۲ برابر بیشتر از آنان است. این در حالی است که نتایج پژوهشی مشابه نشان میدهد که نسبت ازدواج مجدد مردان ایرانی نسبت به مردان غربی ۶ درصد بیشتر و نسبت ازدواج مجدد زنان ایرانی نسبت به زنان غربی، ۲۵ درصد کمتر است.

همچنین پژوهش های انجام شده، گویای آن است که میان عواملی چون سن، تحصیلات، مدت زندگی با همسر اول، سن زمان فوت همسر و طلاق و نحوه زندگی فرزندان ازدواج اول با ازدواج مجدد زنان رابطه معناداری وجود دارد. مجموعه این نتایج نشان میدهد که در جامعه ما که ازدواج مجدد بویژه برای زنان ناخوشایند تلقی میشود، دوباره این زنان هستند که به تنها ماندن محکوم میشوند و باید خاطره تلخ طلاق یا مرگ همسر را برای همیشه در ذهن نگه دارند.


۵ سالگی، فرصتی مناسب برای جابه جایی والدین

تنهایی، به دوش کشیدن بار مالی خانواده، سرکوب نیاز عاطفی، پرهیز از حضور اجتماعی، تحمل حرف ها و نگاه های آزاردهنده مردم، افسردگی، ناامیدی و حسرت گوشه های تلخ زندگی زن و مردها پس از فقدان همسرانشان است. پس هر چقدر پدر و مادرها به خاطر فرزندانشان از ازدواج مجدد خودداری کنند و به خاطر واکنش های تند احتمالی آنها خودشان را نادیده بگیرند باز به نظر میآید که تنها ماندن بدترین و آخرین راه برای انتخاب است. البته حساسیت های فرزندان را در چنین شرایطی نباید نادیده گرفت و باید کوشید تا کمترین آسیب به آنها وارد شود.

در همین ارتباط چندی پیش دکتر علی اصغر احمدی، روان شناس و مشاور خانواده پیشنهادی ارائه کرد و گفت: طبق شواهد بچه ها تا ۵ سالگی جابه جایی والدین و تغییر در خانواده را تشخیص نمیدهند و خود را با شرایط جدید بسرعت وفق میدهند همچنان که بسیاری از ما وقایعی را که تا ۲ سالگی برایمان رخ داده، به یاد نمیآوریم و از مادر و پدر چیزی در ذهن نداریم به همین علت است که میگوییم تا ۵ سالگی بهترین زمان برای ازدواج مجدد پدر یا مادر است. این روان شناس بحرانیترین سن برای پذیرش والدین جدید را ۱۲ ۱۱ سالگی تا ۱۹ ۱۸ سالگی میداند ولی در عین حال میگوید: کودک پس از ۵ سالگی پدر یا مادر خود را کاملا میشناسد و این جابه جایی را درک میکند اما این شناسایی نباید مانع ازدواج مجدد پدر و مادر شود. به عبارتی پدر یا مادری که فرزند ۵ تا ۱۱ ساله دارد، نباید با این تصور که او نمیتواند والد جدیدی را بپذیرد یا متوجه این جابه جایی میشود، فرصت ازدواج را از دست بدهد.


چند پیشنهاد

شاید بهتر باشد زن و مردی که قصد ازدواج با فرد صاحب فرزندی را دارند نیز نکاتی را تمرین کنند تا فرزندان راحت تر به حضور آنها خو بگیرند. در همین ارتباط روان شناسان عنوان میکنند که باید فرزند همسر خود را مانند فرزند خود دوست داشت و به آنچه آنها میگویند و میخواهند، توجه نشان داد. همچنین پدر یا مادر جدید نباید از پدر یا مادر قبلی بچه ها بدگویی کنند چون به هر حال فرزند، پدر و مادر خود را دوست دارد و نمیتواند بدگوییها را تحمل کند. این در حالی است که گفته میشود اگر پدر و مادر جدید شنیدند که فرزندان میگویند تو پدر یا مادر من نیستی، نباید واکنش نشان دهند. چون فرزندان لزوما قصد حمله ندارند و با این حرف ها میخواهند فرد تازه وارد را بپذیرند. روان شناسان توصیه میکنند تا پدر و مادر جدید خود را در همه مسائل منزل وارد نکنند و به جای مداخله در امور ریز و درشت دنبال آرامش باشند و در نهایت باید صبور بود و از بچه ها انتظار نداشت تا بسرعت با فرد تازه وارد صمیمی شوند.

نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/۱/۱٠

اگر شما یک مادر متولد ماه آذر هستید پس باید تا به حال متوجه شده باشید که فرزندان تان چقدر عاشق شما هستند. البته این یک حس طبیعی است که بچه ها مادران شان را عاشقانه دوست داشته باشند. آن ها محبت بی حد و حصر و البته بی منت و خالصانه می بینند و همین است که مادران را به بهترین موجودات روی زمین تبدیل می کند. اما درباره مادران متولد ماه آذر مشخصه دیگری هم وجود دارد که وابستگی فرزندانش را به او بیشتر از آنی می کند که تصورش می رود. خب! یک مادر آذری خیلی راحت به همبازی کودک خود تبدیل می شود.



ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱٠


اگر یک مادر متولد آبان هستید باید بدانید در عین حال که فرزندتان عاشق شماست اما گاهی شما را کاملا مرموز می بیند! به هر حال این می تواند به همان دلیلی باشد که شما معمولا چنان خرابکاری های فرزندان تان را لا پوشانی می کنید که آن ها خودشان هم باور نمی کنند واقعا خرابکاری کرده باشند! باور کنید هیچکس به جز شما توانایی برقراری یک رابطه عمیق با فرزندان خود را ندارد. شما می توانید در یک رابطه متقابل ترس ها و البته احساسات خود را با بچه ها در میان بگذارید و در عین حال بهترین شنونده برای آن ها درباره همین مباحث باشید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧

محققان دانشگاه ˈاورگانˈ در آمریکا به تازگی دریافتند که بحث کردن والدین در منزل، عملکرد مغزی نوزادان را تحت تاثیر قرار می دهد.

به گزارش ˈساینس دیلیˈ، مغز نوزادان حتی زمانی که خواب باشند به لحن تند و فریادهای پدر و مادر پاسخ می دهد. انعطاف پذیری مغز نوزادان بسیار زیاد است و با توجه به تمام عوامل محیط شکل می گیرد ولی این انعطاف پذیری، آسیب هایی را برای نوزادان در پی دارد. تحقیقات اخیر نشان می دهد که وجود بحران در منزل تاثیرات بسیار منفی بر رشد مغز کودکان دارد و منجر به بروز استرس در نوزادان می شود. این تحقیقات توسط روش ˈ fMRI ˈ روی 20نوزاد 6 تا 12 ماهه انجام شده است و واکنش های مغزی این نوزادان در مقابله با صدای آرام، خشم، فریاد و خنده بررسی شده است.

محققان بر این باورند که منشا اصلی خصوصیات روحی و عاطفی افراد، نحوه شکل گیری مغز و عواطف آنها در سال های اولیه زندگی است. متخصصان عقیده دارند که آرامش و تغذیه نوزادان دو عامل موثر در هوش هیجانی آنان است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

اغلب مواقع از والدین می‌شنوم که می‌گویند:

- دخترم بدخلق و کم‌حوصله است، نمی‌دانم چه اشتباهی مرتکب شده‌ام؟

- توانایی پسرم از دخترم بیشتر است. اما دخترم موفّق‌تر از اوست.

- فرزند کوچک من خیلی شلوغ است و به حرفم‌ گوش نمی‌کند ولی سایر فرزندانم چنین نیستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱


به او آموزش بده هر روز صبح با دیدی جدید به دنیا بنگرد. اجازه بده با کامپیوترت بازی کند به این ترتیب هرگز دزدکی به سراغ آن نخواهد رفت. به او آموزش بده پس از اتمام تکالیف یا بازی وسایلش را سر جای خودش بگذارد. گاهی اوقات او را با خودت به سر کار ببر. به این ترتیب او می بیند که چه می کنی. اجازه بده کمکت کند. با این کار احساس مهم بودن می کند. به ذهن بسپار که او همیشه تو را زیر نظر دارد. او می بیند با خانواده ات چطور رفتار می کنی و چطور با مشکلات زندگی روبه رو می شوی.
ده ها میلیون کتاب درباره چگونگی بهبود ارتباط والدین با فرزندان نوشته شده است. اما این  مقاله منحصرا درباره ارتباط مادر با دختر است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٩



1-لوس کردن فرزند: همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادر های زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی رسند. این باعث می شود که بچه ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتبا تقاضای بیشتری کنند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٢



در جوامع امروزی ما، نقش پدر و مادر تا حدودی سست شده و تاثیرات آنها در خانواده کمرنگ شده به دلیل گسترش و ارتباطات و جهانی شدن، نقش قدیمی خانواده در تربیت و هدایت فرزندان کاهش یافته است. به راستی چرا بعضی از پدر ومادرها با فرزندان بیگانه شده اند؟ چرا نسبت به حقوق هم بی تفاوتند؟ چرا در بعضی از خانواده ها، کلمات مهر آمیز جای خود را به پرخاشگری و بی پروایی داده است؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥



درمان والدین آزارگر، شکیبایی، پایداری و تسلط درمانگر را می طلبد. ایجاد یک رابطه درمانی خوب اغلب فرایندی کند و طاقت فرساست. ناتوانی والدین در اعتماد کردن مانع اصلی شکل گیری یک رابطه درمانی محسوب می شود. از آنجا که کودک آزاری به عنوان موضوعی در نظام خانواده تلقی می شود. توجه به ساختار و نظام خانواده ضروری است. در این باره نظام کلی خانواده کژکار است و اغلب یک تعادل بیمار گونه (مرضی) ضعیف وجود دارد. سناریوی مشترک خانواده هایی که کودک آزاری در آن اتفاق می افتد این است که یکی از والدین بدرفتاری می کند و والد دیگر با عدم مداخله، از این رفتار حمایت می کند به هر حال باید به این والد کمک شود تا موضوع را از زاویه دیگری ببیند و بداند که او نیز با سکوت خود دراین بدرفتاری شریک است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٠


مادر پسر بچه 6 ساله ای نزد روانپزشک می رود تا در مورد مشکلات رفتاری او صحبت کند، اما پدر کودک که فردی تحصیل کرده و در زمینه تحصیلی خود متخصص می باشد از حضور در این ملاقات سر باز می زند. وقتی روانپزشک علت را جویا می شود مادر کودک می گوید، او به روانشناسی و روانپزشکی اعتقاد ندارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٧

به زبان امروزی, دلبستگی رابطه ای است میان دو فرد که احساس قوی در مورد همدیگر دارند و اعمالی برای ادامه این رابطه انجام می دهند. بسیاری از جفت ها از قبیل خویشاوندان, عاشقان و معلم و شاگرد به هم وابسته اند. اما به زبان روانشناسی رشد , دلبستگی, اغلب به رابطه میان شخصیتهای اجتماعی خاص و یک پدیده خاص که ویژگی های منحصر به فرد این رابطه را انعکاس می دهد, گفته میشود.
دراین مورد , دوره رشد دوره کودکی است و این شخصیتهای اجتماعی کودک و یک یا چند مراقب بزرگسال می باشند و این پدیده یک پیوند است.
جان بالبی , کسی بود که نظریه دلبستگی را بیان کرد و از نظریه او موج وسیعی از تحقیقات ازمایشی مربوط به روابط نزدیک کودکان برخاست. او به تعامل بین مادر کودک اشاره می کند و نتیجه عمده تعامل بین مادر کودک را به وجود امدن نوعی دلبستگی بین انان می داند.
وجود این پیوند, سبب می شود که کودک به دنبال اسایش حاصل از وجود مادر باشد بخصوص زمانی که احاس ترس و عدم اطمینان می کند.
به نظر بالبی, چنین روابطی یک پایه تکاملی و یک کارکرد زیستی دارند. انها از هستی نشات گرفته اند به خاطر اینکه در گذشته دور نوع بشر , زمانی که شکارچیان واقعا خطرناک بودند مکانیسمی مورد نیاز بود تا بوسیله ان فرزندان بتوانند نزدیکی به مراقبشان را حفظ کنند و همچنین , بدین وسیله شانس ماندگاری و بقائشان را افزایش دهند.
بنابراین , براساس انتخاب طبیعی , بچه ها به ابزارهای جلب توجه والدینشان ( از قبیل گریه کردن) ,  حفظ توجه و علاقه انها ( ازقبیل لبخند زدن و غان و غون کردن ) و حفظ نزدیکی شان ( از قبیل دنبال کردن و چسبیدن ) مجهز شده اند.
یعنی بچه ها به طور ژنتیکی اماده شده اند تا در مجاورت افرادی که احتمالا از انها محافظت می کنند, باقی بمانند و برای مواظبت و کمک کردنشان در زمان های پریشانی و تشویش علامت بدهند.
به طور خلاصه , دلبستگی می تواند به عنوان یک رابطه عاطفی با دوامی برای یک فرد خاص تعریف شود و چنین روابطی دارای ویژگی های زیر می باشد.
1)انها انتخابی هستند, یعنی روی افراد خاص که رفتار دلبستگی را دریک موقعیت , فرا می خوانند متمرکز هستند و در حقیقت , دامنه انها محدود به افراد خاصی است.
2)انها تقرب جویی فیزیکی را دارا می باشند, یعنی منجر به کوشش برای حفظ مجاورت با موضوع دلبستگی می شوند.
3)انها امنیت و اسایش را فراهم می کنند که این , منجر به دستیابی به مجاورت می شود.
4)انها زمانی که رابطه قطع می شود و مجاورت نمی تواند حاصل شود اضطراب جدایی ایجاد می کنند.
در نهایت , ذکر این نکته ضروری است که بین دلبستگی و وابستگی تفاوت وجود دارد. در هفته های نخست زندگی , یک نوزاد بدون تردید به خدمات مادر وابسته است اما, هنوز به مادر دلبسته نشده است. در حالی که, یک کودک 3 -2 ساله که با ورود فرد نااشنا رفتار دلبستگی به مادر را نشان می دهد, به مادر دلبسته است و نه وابسته , کلمه وابستگی به طورضمنی به اندازه و حدی که یک فرد برای حیاتش به دیگری متکی است, اشاره می کند و بنابراین یک منشا» کنشی دارد در حالی که , دلبستگی به شکلی از رفتار اشاره دارد که کاملا توصیفی است. وابستگی در موقع تولد, در اوج خود است ولی , در جریان تولد کودک رو به زوال می رود در حالی که , دلبستگی در موقع تولد قابل مشاهده نیست و به تدریج بعد از شش ماهگی اشکار می شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥

 
وقتی تصمیم می‌گیرید که صاحب فرزند شوید، در واقع مسئولیت سنگین و بلند مدت تربیت او را پذیرفته‌اید. تربیت به معنی تعلیم دادن و پروراندن است. وقتی فرزندان خود را تربیت می‌کنید، به آنها می‌آموزید چگونه رفتار نمایند. یعنی شما با قانون‌گذاری و اعمال انضباط به آنها کمک می‌کنید تا تکلیف خود را بدانند. این مساله احساس امنیت و آرامش خاطر آنان را افزایش می‌دهد و از آنجایی که کودکان دوست دارند احساس کنند والدینشان از آنان راضی هستند با ارائه توجه و محبت مناسب از سوی خانواده گام مهمی در ارتقا بهداشت روان کودک و اطرافیان برداشته می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢


خشونت جسمی با فرزندان اغلب واکنشی نسبت به استرس ناشی از محیط کار، اختلاف با یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستان یا تنش عمومی به خاطر سبک و طرز زندگی و به طور کلی ناخشنودی از آن است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱



1- مجبورش کنید به چشم‌هایتان نگاه کند

از آنجا که حواس کودکان به آسانی پرت می‌شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن به شما نگاه می‌کنند. شاید این مهم‌ترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید. چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشم‌های هم نگاه کنید. هرکس زودتر به اطراف نگاه کند، بازنده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

آیا به نظر می‌آید کودکان شما درخواست‌هایتان را نمی‌شنوند؟ اگر این طور است، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست، بلکه نشانه بی‌توجهی آنها به حرف‌های شماست. آنها تا وقتی صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می‌دهند.


رفع این مشکل 2 جزء ضروری را می‌طلبد: والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما بزودی یاد خواهد گرفت در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می‌کنید، به شما گوش فرا دهد.

صحبت کردن یکی از راه‌های برقراری ارتباط است. توانایی ایجاد ارتباط، کلید غالب رابطه‌هاست. گوش دادن و صحبت کردن 2 جنبه فرآیند برقراری ارتباط است که در این مطلب فقط به موضوع مهارت صحبت کردن با فرزندانمان پرداخته می‌شود.

ابتدا به این پرسش پاسخ بدهیم که چرا ما با کودکان حرف می‌زنیم؟

1- برای آن که از حرف زدن با کودک لذت می‌بریم. (البته حرف زدن با بچه‌ها، حتی اگر از نوع گفتگوی سرگرم کننده هم باشد، می‌تواند لذت بخش باشد.)

2- برای آن با کودک حرف می‌زنیم که بفهمیم مساله چیست؟

3- برای آن با طفل حرف می‌زنیم تا پاسخ ساده یا سریعی به پرسش‌‌هایش بدهیم یا راه حلی برای مساله‌اش پیشنهاد کنیم.

4- برای آن با کودک حرف می‌زنیم که به کمک یکدیگر، مساله‌ای را حل کنیم.

برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید:

 الف :  به خاطر داشته باشید همه چیز در صحبت کردن نیست. همه مشکلات رفتاری را نمی‌توان با گفتگو حل کرد. این که شما چه شنونده خوبی هستید، چقدر واضع صحبت می‌کنید یا به نظر می‌رسد کودک چقدر خوب به حرف‌های شما گوش می‌دهد، مهم نیستند.

کودکان باید محدودیت‌های رفتارشان را بدانند. معمولا فقط توضیح دادن به آنها کافی نیست. بسیاری از والدین می‌کوشند کودکانشان را آموزش دهند. آنها بارها و بارها همان چیزها را تکرار می‌کنند، و فقط هر بار صدایشان را بلند می‌کنند؛ ولی این کار بی‌فایده است. روش بهتر آن است که با ملایمت حرف بزنید و یک نتیجه حقیقی را دنبال کنید.

ب: روش خود را با سن و میزان بلوغ کودک متناسب کنید. اشتباه بزرگی که بسیاری از والدین مرتکب می‌شوند این است که در مورد مشکل، زیاد صحبت می‌کنند. آنها روش‌های ارتباطی خود را زودتر از موعد (نسبت به سن کودک) به کار می‌بندند و از کلماتی استفاده می‌کنند که کودک معنی آنها را نمی‌فهمد. کودکان و نوجوانان به روش‌های تدبیری بهتر پاسخ می‌دهند تا جملات سنگین و بی‌انتها.

به محض آن که ضرورت برقراری ارتباط عمیق با کودک خردسال‌تان را درک کردید، انتظار پیشرفت سریع نداشته باشید. بکوشید با بالغ شدن فرزند خود، بر عمق ارتباطات بیفزایید و از واکنش‌های منفی بکاهید.

وقتی این جابه‌جایی را در روند تربیت فرزندتان اعمال می‌کنید ممکن است دچار نتایج بدی شوید. والدینی که همیشه سعی کرده‌اند در تربیت فرزند خردسالشان از توضیح و دلیل استفاده کنند، اغلب به این نتیجه می‌رسند که با بزرگ‌تر شدن کودک، نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه بدتر هم می‌شود. سپس وقتی کودک به مرحله رشد عقلی می‌رسد که بتواند همچون یک فرد بالغ عمل کند، والدین می‌کوشند با واکنش‌های قوی به او آموزش دهند؛ اما این کودک بالغ که فقط به توضیح و دلیل عادت کرده است، در برابر محدودیت‌های جدید، حتی بیشتر از یک نوجوان عادی طغیان می‌کند.

در مجموع بهتر است درباره کودکان کم سن و سال، بیشتر از مدیریت و در مورد کودکان بزرگ‌تر، از ارتباط استفاده شود. برای مثال اگر به کودک 2 ساله خود بگویید که بخاری داغ است، در نهایت امکان دارد منظور شما را بفهمد؛ ولی اگر دستش را عقب بکشید و با صلابت بگویید «نکن»! موجب می‌شود بلافاصله خواسته شما را در یابد. از سوی دیگر، یک نوجوان 16 ساله که در حال سیگار کشیدن غافلگیر می‌شود، درست است که باید تنبیه شود، اما این تنبیه بدون یک بحث مفصل در مورد زیان‌های سیگار بی فایده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٩



مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی است که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود. جالب است بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌کنند. چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر است خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را انجام دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٤

1- کنترل خشم

خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید.


به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٤



کودکی که از محیط خانوادگی گرمی برخوردار باشد و دوره‌های شیرخوارگی و کودکی اول را در کنار مادری مهربان، متعادل و کاردان به‌سر برده باشد اعتماد به‌نفس و امنیت خاطر کسب می‌کند تا آنجا که می‌تواند هر روز ساعتی چند از مادر دور بماند، بدون این‌که دستخوش اضطراب و نگرانی شدید بشود، از طرف دیگر چنین کودکی در همین مدت در یادگیری زبان مشترک تا آنجا پیش رفته است که می‌تواند مقاصد خود را به بزرگسالان تفهیم کند و با همسالان خود نیز ارتباط برقرار نماید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳

در تحلیل یک رفتار باید به میزان تکرار آن نیز توجه داشت، یعنی یک رفتار چند بار در روز، ساعت یا هفته روی می‌دهد؟ ده بار در روز؟ یک بار در هفته؟ یا سه بار در ساعت؟

توجه کردن به میزان تکرار یک رفتار به چند دلیل لازم است. بسیاری از والدین به من گفته‌اند «به محض این‌که رفتار خاص فرزندم را مورد توجه قرار داده و میزان تکرار آن را ثبت نمودم، متوجه شدم که رفتار او به آن بدی‌ها که من فکر می‌کردم نبوده است. قبلاً فکر می‌کردم که او همیشه با برادرش در حال دعواست اما حالا متوجه شدم که فقط گاهی باهم دعوا می‌کنند.» دلیل دیگر توجه به میزان تکرار یک رفتار این است که یک رفتار خاص یکباره روی نمی‌دهد بلکه دارای سیر تدریجی بوده که ممکن است هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها طول بکشد. بنابراین تغییر یک رفتار نیز باید تدریجی و طی یک روند خاص باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/۳



ما به خوبی به مشکل شما در مورد گوش دادن به لکنت زبان کودکتان و نیز به نگرانی و اضطراب طبیعی شما درباره او واقف هستیم. مادری که کودک خود را به مرکز گفتار درمانی آورده بود، اظهار می کرد که وقتی می دید فرزندش به هنگام صحبت کردن چقدر تقلا می کند ، بسیار نگران و ناراحت می شد. در هر حال هر چند که تحمل این شرایط ممکن است به نظر شما مشکل باشد ، اما می توانید در مورد اضطراب خودتان فکری بکنید . به خاطر داشته باشید که بیشتر کودکانی که لکنت دارند ، به تدریج خوب شده ، بعد از سنین خردسالی به لکنت خود ادامه نمی دهند. درک درست شما از مسئله ، و کمک و حمایت شما از کودک ، زمانی که اختلال گویایی او در مراحل اولیه است، به طور قابل توجهی احتمال بهبودی و رسیدن  به روانی کلامی را در کودک افزایش می دهد . توان شما در بررسی عینی لکنت کودک ، درک شما از کنش های کلامی او و این باور که " ما همیشه می توانیم روش انجام کارها را تغییر دهیم و یا آن را اصلاح کنیم " به شما کمک خواهد کرد تا اضطراب خودتان را به حداقل برسانید. کوشش شما در تشخیص شدت و استمرار لکنت کودک ، خود عامل مثبتی است برای ادامه کار شما . به توان و قابلیت در حال افزایش خودتان در مشاهده و بررسی آرام لکنت زبان کودک ، واقف باشید و مواظبت کنید که دچار تنش نشوید. دقت نمایید زمانی که کودک به طور غیر مترقبه دچار لکنت می شود ، هوشیاری و تحمل خودتان را از دست ندهید . همواره متوجه چیزی باشید که الان اتفاق می افتد ، نه آنچه که ممکن است در آینده روی دهد. مشخص کنید که کودک شما از چه میزان روانی کلامی برخوردار است. اگر شما برای مدتی کلماتی را که کودک به زبان می آورد بشمارید و مشکلات کلامی او را یادداشت نمایید، متوجه خواهید شد که درصد بسیار بالای کلماتی که کودک ادا می کند ، کاملاً طبیعی هستند ؛اگر چه همه آنها از روانی کامل برخوردار نیستند ، و این  برای سن او قابل قبول است .

وقتی که عوامل آزاردهنده و عناصر مزاحم که موجب افزایش لکنت متناوب کودک می شوند کاهش می یابند، او راحت تر و روان تر و بدون وقفه های زاید صحبت می کند. شما و کودکتان با مشکلی مواجه هستید که اگر نگرانی و دلواپسی زیادی از خود نشان ندهید ، بهتر می توانید در جهت برطرف کردن آن کار کنید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۳



البته ما می پذیریم که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم ، همواره تشخیص بین ناروانی های طبیعی کلام و لکنت زبان یا ناروانی های غیر عادی امری است بسیار مشکل. مردم اغلب می گویند : من هم یک وقتی دچار لکنت شدم و یا هر کسی دچار لکنت می شود . در حالی که منظور واقعی آنها همان ناروانی های طبیعی در صحبت کردن است . شاید شما و سایر اعضای خانواده نیز چنین ناروانی های طبیعی کلامی کودک را لکنت نامیده و به او لکنتی گفته اید . در این صورت لازم نیست که ناراحت و مأیوس شوید و بلافاصله تصمیم بگیرید که دیگر این کلمات را به کار نبرید. مسلماً بهتر آن است که سعی کنید به دلایلی که بدان اشاره شد از به کار بردن القاب و برچسب های مختلف بپرهیزید. همیشه سعی نمایید به جای برچسب زدن ها از اصطلاحات و عبارات توصیفی استفاده نمایید. مثلاً شرح بدهید که کودک شما کلمات ، صداها و یا سیلاب های خاصی را تکرار می کند ، یا این که در صحبت کردن دچار وقفه و درنگ می شود و یا بریده بریده صحبت می کند ، خیلی مکث می کند و یا صداهای زاید از خودش تولید می نماید . البته هر کلمه یا مطلبی که با تغییرات غیر عادی تن و آهنگ صدا و یا حالت خاص چهره که بیانگر ناخوشایندی آن است همراه باشد، متضمن بار منفی خواهد بود. منظور از به کار بردن کلمه "ناروانی" هم (که ما در بیشتر قسمت ها به کار برده ایم) این بوده است که اصطلاحی کاملاً خنثی ( بدون بار منفی یا مثبت ) تلقی گردد، که اگر به شیوه ناصحیح از آن استفاده کنیم ، همانند برچسب "لکنت" ، معنای منفی به خود می گیرد.

اگر کودک شما در بیشتر مواقع و به طور  جدی با ناروانی های کلامی خودش تقلا کرده ، از خود ترس و اضطراب نشان می دهد ، لازم است کاری بیش از پذیرش ساده ی صحبت کردن او انجام دهید. شما باید تا آنجا که برایتان مقدور است ، وقتی که راجع به لکنت کودک صحبت می کنید ، سعی کنید کماکان از اصطلاحات و عبارات توصیفی استفاده کنید . اگر ملاحظه می کنید که کودک شما به هنگام صحبت کردن دچار تنیدگی عضلانی می شود ، مرتباً پلک هایش را به هم می زند ، با بی میلی حرف می زند، دهانش بدون این که صدایی از آن خارج شود، حالت خاصی پیدا می کند ( مثلاً نیمه باز می شود) و یا رفتارهای کلامی مشابهی نشان می دهد ، می توانید به او بگویید که برای حرف زدن خیلی تقلا نکند . همزمان ، شما هم چندان سعی نکنید که مشکل گویایی او را که دیگر برای همه آشکار شده است، پنهان نمایید. اگر بخواهید در این شرایط از به کار بردن کلمه لکنت کاملاً اجتناب داشته باشید، در واقع این کار شما با توجه به وضعیت موجود ، اضطراب و دلواپسی کودک را بیشتر می کند و نه کمتر . در حقیقت کلمات بد نیستند ، بلکه طریقه به کار بردن آنهاست که ناخوشایند است.

بدون شک باید از به کار بردن یک اصطلاح خاص بپرهیزید. سعی کنید که به کودکتان به عنوان یک لکنتی نگاه نکنید . یک تفاوت بسیار ظریف و در عین حال حساس و مهم بین این که بگوییم : "او یک لکنتی است" و "او با لکنت صحبت می کند" وجود دارد . اصطلاح اول یعنی « او یک لکنتی است» با زدن برچسبی به پیشانی کودک شخصیت او متمایز از دیگران می شود، در حالی که اصطلاح دوم ، یعنی « او با لکنت صحبت می کند» این معنا را می رساند که او کاری می کند درست مثل بسیاری از کارهای دیگری که انجام می دهد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳


سعی کنید از برچسب زدن های ناروا اجتناب داشته باشید . البته در این زمینه با موارد استثنایی مواجه خواهیم بود. ما تاکنون به انواع مختلف ناروانی های کلامی طبیعی ، ولو این که با فراوانی بیشتری ظاهر شوند ، اشاره کرده ایم . فقط زمانی که شکل این ناروانی ها تغییر پیدا می کند و با خودآگاهی ، ترس و تقلا از طرف کودک توأم می گردد ، به لکنت واقعی تبدیل می شود. بعد از این است که شما می توانید مشکل گویایی کودک خود را « لکنت زبان»  بنامید. اما اگر واکنش های هیجانی زاید که بدان اشاره کردیم در کودک ظاهر نشود، از لکنت نامیدن ناروانی های کودک سودی نخواهید برد.

یکی از نظریه های بسیار معروف در زمینه لکنت ، این است که لکنت زبان کودک زمانی شروع می شود که اطرافیان کودک به گونه ای نسبت به ناروانی های کلامی طبیعی او واکنش نشان داده ، چنین وانمود می کنند که گویا آنها غیر عادی هستند . در نتیجه ی تأثیر منفی این واکنش های هیجانی ، کودک سعی می کند که از بروز این ناروانی های عادی جلوگیری و از تکرار آنها اجتناب کند. لذا هر قدر بیشتر تلاش می کند ، با ناروانی بیشتر صحبت می کند، و متأسفانه در اینجاست که دور و تسلسل باطل شروع می شود . ما تصور نمی کنیم که اگر مکث ها و صرف تکرار کردن کلمات را لکنت بنامیم ، توانسته ایم تنها منبع و یا منشاء اختلال گویایی کودک را مشخص کنیم و یا این که با این برچسب زدن ها ضرورتاً ناروانی های کلامی کودک به لکنت تبدیل می شود. البته تردیدی نیست که برایتان بسیار مشکل خواهد بود که ناروانی های طبیعی کودک را ، در حالی که تصور می کنید کودک شما لکنت دارد ، بدون نشان دادن واکنش های هیجانی زاید و بی جهت بپذیرید . بدون شک این کار شما بر فشار روانی کودک ، هنگامی که می خواهد صحبت کند ، خواهد افزود. خودداری از هرگونه برچسب زدن های ناروا به کودک ، به شما کمک خواهد کرد زمانی که او صحبت می کند واکنش مناسب داشته باشید . در این صورت به او فرصت و آزادی بیشتری می دهید که مهارت های گویایی خودش را نشان دهد و تقویت نماید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢



الف) عدم آموزش صحیح والدین به فرزندان در مورد جنس مخالف

اغلب نوجوانان در سنین دوازده ـ سیزده سالگی، به دلیل بیداری غریزه جنسی نسبت به جنس مخالف مشغولیت ذهنی پیدا می ‌کنند و می‌ خواهند بدانند که جنس مخالف آنها چگونه آدمی است. اگر در این شرایط به آنها درست اطلاعات داده نشود، به علت کنجکاوی به سمت دوستان و اطرافیان می ‌روند تا پاسخ پرسش ‌هایشان را دریافت نمایند. به همین دلیل یا با اطلاعات غلط دوستان و سایت ها و یا با دوستی های خطرناک با جنس مخالف مواجه می شوند.

در دین اسلام برای برخوردهای فرهنگی و اجتماعی زن و مرد با یکدیگر حدود مشخص شده است و برخورد آنها در قالب این حدود هیچ مشکلی ندارد


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۱


اینکه پدر و مادرها ، گاهی اوقات باهم مخالفت و گاهی هم بحث می‌کنند، یک مساله عادی است. آنها ممکن است راجع به پول ، کارهای خانه یا اینکه وقتشان را چطور باهم بگذرانند، مخالفت کنند. گاهی درباره مسائل مهم که مربوط به خانواده است و البته خیلی وقتها هم بخاطر مسائل کم اهمیت مثل اینکه شام چی باشد یا کی به خرید برود، ممکن است مخالفتی پیش بیاید. کسانی که مدت زیادی باهم زندگی می‌کنند بطور طبیعی ، گاهی باهم مخالفت یا بحث می‌کنند.

بعضی وقتها اولیا باهم مخالفت می‌کنند ولی با آرامش باهم حرف می‌زنند و هر دو به هم شانس شنیدن و گفتن را می‌دهند. گاهی هم مخالفت شان را با دعوی و داد زدن به هم نشان می‌دهند. بیشتر بچه‌ها از این دعواها خیلی نگران می‌شوند. صداهای بلند و کلمات نامهربان اولیا باعث می‌شود که آنها احساس ترس یا غمگینی پیدا کنند. حتی وقتی که اولیا باهم قهر می‌کنند و اصلا حرف نمی‌زنند هم ، می‌تواند برای بچه‌ها آزار دهنده باشد. گاهی بچه‌ها فکر می‌کنند که در دعوی اولیا مقصر هستند، مثلا وقتهایی که بخاطر موضوعی که به بچه‌ها مربوط می‌شود. در این موقع احساس گناه و تقصیر در بچه‌ها ایجاد می‌شود. اما این مهم است که بچه‌ها بدانند که در رفتارهای اولیاءشان هیچ وقت مقصر نیستند.
معنی دعوی اولیا چیست؟
بیشتر وقتها ، بچه‌ها به این فکر می‌کنند که منظور پدر و مادر شان از دعوی چیست؟ ممکن است با خودشان فکر کنند که اولیای آنها همدیگر را دوست ندارند و حتی ممکن است که فکر کنند که معنی دعوی آنها این است که می‌خواهند همدیگر را طلاق بدهند. اما دعوی پدر و مادرها معمولا این معانی را ندارد. این مهم است که بچه‌ها بدانند که بزرگترها هم گاهی درست مثل خود بچه‌ها ، باهم دعوی می‌کنند و در موقع دعوی ممکن است که حرفهایی زده شود که واقعا" منظور آنها نباشد. بعضی روزها بزرگترها خسته و کم حوصله می‌شوند و شاید از دست کسی عصبانی باشند، این وقتها ممکن است در خانه بحث و دلخوری و یا شاید دعوی پیش بیاید.
احساس بچه‌ها در موقع دعوی پدر و مادرها چیست؟
شنیدن صدای بلند یا کلمات نامهربان از اولیا ، معمولا بچه‌ها را غمگین می‌کند. دیدن ناراحتی و غمگینی اولیا و اینکه نمی‌توانند عصبانیت خودشان را کنترل کنند، باعث می‌شود بچه‌ها بترسند یا احساس تنهایی کنند. موقع دعوی ، بچه‌ها ممکن است بیشتر نگران یکی از اولیا باشند که بیشتر غمگین شده یا حتی بیشتر سرش فریاد کشیده شده است. یا ممکن است یکی از اولیا ،آنقدر خشمگین شده باشد که احساس خطر پیش بیاید.

گاهی هم اولیای عصبانی با فرزندشان هم ، عصبانی می‌شوند. بعضی اوقات ، بچه‌ها از دعوی بزرگترها دل درد می‌گیرند یا گریه می‌کنند. یا خوابشان نمی‌برد یا مدرسه رفتن برایشان سخت می‌شود. یکی از کارهای مهم این است که این احساس را با خود اولیا در میان بگذارند تا آنها به کمک بچه‌ها بیایند. شاید بزرگترها اصلا حواسشان نباشد که بچه‌ها ترسیده‌اند و یا به آنها علت بحث را توضیح بدهند و احساس منفی بچه‌ها را بر طرف کنند.
وقتی دعوی بزرگترها زیاد طول بکشد یا زیاد تکرار بشود، چه کار باید کرد؟
هر چند که گاهی پدر و مادرها ممکن است باهم مخالفت کنند ولی اینکه سر هم داد و فریاد کنند یا حرفهای خیلی نامهربان بگویند و خلاصه به همدیگر بی‌احترامی کنند، اصلا کار درستی نیست. گاهی اوقات ، دعوی بزرگترها ممکن است با خشونت و هل دادن یا شکستن چیزهای مختلف یا خدای ناکرده ، زدن همدیگر همراه بشود، که این کارها هم ، هرگز و به هیچ وجه کارهای درستی نیست. در این وقتها ، اولیا احتیاج دارند که کسی به آنها بیاموزد که چطور عصبانیت شان را کنترل کنند!

شاید بچه‌ها با یکی از بزرگترهایی که به او اعتماد دارند مثل عمو ، پدر بزرگ یا معلم ، راجع به اینکه در خانه دعوی های زیاد یا خطرناک ، اتفاق می‌افتد و اینکه ممکن است کسی آسیب ببیند، صحبت کنند و از او بخواهند به خانواده آنها کمک کند. کسانی هم مثل دکترها می‌توانند به خانواده‌ها کمک کنند تا راههای بهتر زندگی کردن و مخالفت بدون خشونت و توهین را اولیا بیاموزند. هرچند که این کار نیاز به زمان و تمرین دارد، ولی اعضای خانواده را به زندگی آرامتری نزدیک می‌کند.
اینکه اولیا گاهی باهم مخالفت کنند، اشکالی ندارد؟
مخالفت ، به شرط آنکه آبرومندانه باشد، به افراد کمک می‌کند تا احساسات خود را به هم بگویند و جلوی پر شدن و منفجر شدن را می‌گیرد. مهم است که اعضای خانواده بتوانند باهم درباره احساس خود گفتگو نمایند، حتی موقع مخالفت. کار خوبی که مخالفت برای آدمها می‌کند این است که معمولا باعث می‌شود که یکدیگر را بهتر درک کنند و احساس نزدیکی بیشتری پیدا کنند.

اولیا هم درست مثل بچه‌ها مخالفت می‌کنند و بعد باهم آشتی می‌کنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبی خواهند داشت. هیچ خانواده‌ای بدون اشکال نیست و بالاخره یک نقصی پیش می‌آید. حتی در خوشحالترین خانه‌ها هم ، مساله وجود دارد و بزرگترها گاهی باهم بحث می‌کنند. معمولا ، همه اعضای خانواده کمک می‌کنند تا زندگی برای بقیه ، شیرین‌تر بشود. پس ، مخالفت ، قسمتی از یک زندگی است و با کمک محبت و فهمیدن همدیگر ، خانواده می‌تواند بیشتر مشکلات را بر طرف کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱


ایجاد ارتباط مناسب :

برای ایجاد رابطه‌ای مناسب بین والدین و کودک ایجاد فضای خانوادگی سالم کاملا ضروریست. پدر و مادر در ابتدا خود باید سلامت عاطفی ، شخصیتی و رفتاری داشته و از ارتباط مناسب منطقی با یکدیگر برخوردار باشند، شیوه‌های تربیتی مناسبی انتخاب کرده و برخوردها و رفتارهای خود را بر اساس یک شیوه تربیتی مشترک طرح ریزی کنند. وجود اختلاف بین والدین ، تعارض در شیوه تربیتی و ... فضای نامناسبی برای ایجاد ارتباط مفید بین والدین و نوجوان فراهم می‌سازد. ایجاد ارتباط مفید در بستری از آرامش و آسایش خانوادگی ، توانایی اعضا خانواده در حل مسائل به شیوه منطقی و ... میسر خواهد بود.

عدم ایجاد محدودیت و سخت گیری شدید و همچنین خودداری از سهل گیری و آزادگذاری :

در هر دو حالت ذکر شده ارتباط والدین و نوجوان از قاطعیت و استواری برخوردار نخواهد بود. در شیوه اول نوجوان به دنبال راه گریز از زیر سلطه والدین خواهد بود که در این صورت مجالی برای برقراری ارتباط وجود نخواهد داشت، چرا که فاصله‌ها به قدری به علت سخت گیری و محدودیت زیاد شده که دیگر مجالی برای پیوند نخواهد بود. در حالت دوم نیز والدین از اقتدار کافی برای نوجوان برخوردار نخواهند بود و در واقع احساس نیاز به برقراری ارتباط از طرف نوجوان احساس نخواهد شد. در حالی که چنین نیازی به صورت یک عامل درونی همچنان پا برجاست و خلاهای حاصل از آن دیر یا زود آشکار خواهد شد.

عدم اعمال اجبار در پذیرش تفکرات والدین :

زمانی که والدین سعی می‌کنند فرزندان نوجوان خود را با ملاکها و معیارهای شخصی خود که در اغلب موارد برگرفته از شرائط تربیتی شخص خودشان و خواسته‌ها و تمایلات دوران نوجوانی‌شان است، موافق کنند، با حالت عناد و سرکشی نوجوان مواجه خواهند شد. همچنین مواردی تفاهم و همدلی بین والدین و نوجوان را مخدوش خواهد ساخت و نوجوان فاصله عمیقی را بین خواسته‌های خود و والدین احساس خواهد کرد.

ناتوانی والدین در کنترل هیجانات خود :

اعمال شیوه‌های تربیتی گاه مستلزم قاطعیت و تحکم است. در صورتی که این شیوه‌ها در شرائطی مناسب اعمال شوند، نتایج مفیدی را به بار خواهند آورد. اما در صورتی که هدف از اعمال آنها تخلیه هیجانات خود والدین باشد، آثار مخربی در روابط نوجوان با والدین خواهند داشت. هدف از اعمال شیوه‌های احیانا تنبیهی نباید تخلیه هیجان پرخاشگری والدین باشد.

توجه به ارزشها ، استعدادها و تواناییهای نوجوان :

توجه به ویژگیهای مثبت و مفید نوجوان و ارزش و بها دادن به آنها بسیاری از نیازهای روحی نوجوان را ارضا می‌کند و در احساس تشخص و هویت کامل می‌آفریند. افراد و به ویژه نوجوانان بسیار تحت تاثیر توجه مثبت اطرافیان و به ویژه والدین خود قرار می‌گیرند.

خودداری از نظارتهای بازپرس گونه :

به جای چنین روشهایی که اغلب سبب سلب اعتماد نوجوان نسبت به والدین می‌شود، با نظارت از راه دور و به صورت غیر مستقیم می‌توان جهت گیری رفتارهای نوجوان را در نظر داشت و در صورت بروز مشکل او را راهنمایی کرد. در غیر این صورت نظارتهای شدید و کنترلهای مستمر نتایج سودمندی نخواهد داشت.

خودداری از انتقادهای ویرانگر و مخرب

خودداری از غرور و خودخواهی والدین و تاکید زیاد بر مساله سن

ایجاد فرصتهای مناسب برای درددل نوجوانان

آشنائی با روابط دوستانه نوجوان به صورت برقراری ارتباطات خانوادگی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢۸


پدر و مادرهای بسیاری هستند که کودکان حسود دارند و اگر این نوشتار را بخوانند چند راهکار ساده برای حل این مشکل یاد می‌گیرند.

یک آمار جالب توجه جهانی می‌گوید که تمامی‌کودکان درصدی از حسادت را نسبت به خواهر، برادر یا کودکان دیگر تجربه می‌کنند. در عین حال روانپزشکان معتقدند والدین باید حسادت کودک را به عنوان احساس طبیعی کنترل کنند زیرا اگر کودک خودش را با کوچولوهای اطراف خود مقایسه کند به مشکلاتی دچار خواهد شد. کنترل حسادت کودک به او احساس بهتری خواهد داد و می‌تواند روابط اجتماعی بهتری هنگام برخورد با دیگر کودکان داشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٩

 

اگر به کودک اجازه دهیم تکالیفش را خود انجام دهد، خودش مطالعه کند، سوال کند و جواب سوالاتش را بیابد و ما تنها نظارت داشته باشیم، بی گمان به او کمک بزرگی کرده ایم.نکته دیگر این که انسان خردورز تمامی اطلاعاتی را که دریافت می کند بدون چون و چرا نمی پذیرد بلکه آن ها را با بهره گیری از مهارت تفکر نقاد بررسی می کند و به نقد می کشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



اسلام نوع شیر را در کیفیت پرورش کودک مؤثر می‌داند. از این رو توصیه می‌کند که در موقع انتخاب همسر که مادر آینده فرزندتان خواهد بود، زن عاقل و زیبا و خوش اخلاق و سالم و نیرومند را انتخاب کنید تا فرزندانی زیبا و نیرومند و هوشمند و خوش اخلاق داشته باشید. و ثانیاً تأکید می‌کند که تا حد امکان کودک از شیر مادر تغذیه شود و ثالثاً می‌گوید اگر ناچار شدید برای فرزندتان دایه بگیرید دقت کنید عاقل و زیبا و خوش اخلاق و سالم باشد، چون شیر به هر حال، در کیفیت پرورش کودک تأثیر دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٦



کودکان چیزهای زیادی از طبیعت و آدم‌های پیرامون خود یاد می‌گیرند اما باز هم پدر و مادر مهم‌ترین الگوهای زندگی آنها هستند! امروزه والدین آنقدر مشغله کاری دارند که فرصت ندارند وقت خود را با فرزندان‌شان بگذرانند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٤



بر اساس تحقیقاتی که در زمینه نحوه برخورد با کودکان انجام شده، محققان به 4 شیوه تربیت دست پیدا کرده اند:

1- محبت کم، محدودیت کم

2- محبت کم، محدودیت زیاد

3- محبت زیاد، محدودیت کم

4- محبت زیاد، محدودیت زیاد

میزان عشق و محبت و محدودیت هایی که در مورد تربیت کودکان به میان می آید، با نحوه دیسیپلینی که والدین به فرزندان خود می دهند ارتباط مستقیمی دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۱


  شاید بتوان یکی از مهم‌ترین مسوولیت‌ها و وظایفی را که والدین در مقابل نوجوانان خود دارند وظیفه تربیتی آن‌ها به شمار آورد؛ وظیفه‌ای که اگر خوب و درست از عهده آن برآیند، نتیجه‌اش آینده‌ای درخشان و مطمئن برای فرزندان است.

حالا اگر می‌خواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۱

آکادمی آمریکائی امراض نوزادان به مادران پیشنهاد می کند، برای نوزادان خود از 6 ماهگی زمانی که نوزاد همراه با مادر از نگاه کردن به عکس های کتاب لذت می برد، کتاب بخوانند. بعضی از کارشناسان معتقد هستند، مادران و پدران می توانند برای نوزادان تازه متولد شده نیز کتاب بخوانند. در حقیقت مهم نیست که نوزاد چند ساله باشد .خواندن فرصت بزرگی است برای در آغوش گرفتن نوزاد و برقراری ارتباط با او.
 
کتاب خواندن برای نوزادان به ساختن کلمات نوزادان و تحریک تصورات انها کمک کرده و مهارت های برقراری ارتباط را در نوزاد تقویت می کند. در حقیقت هر چه قدر بیشتر با نوزاد خود از ابتدا صحبت کنید، در پرورش و رشد بهتر نوزاد مفید است.  مطالعات نشان داده است، مهارت های زبان و حتی هوش به تعداد کلماتی که نوزاد هر روز می شنود ارتباط پیدا می کند. همچنین صحبت کردن با نوزاد به او کمک می کند تا سریعتر کلمات را یاد گرفته و مفهوم آنها را درک کند.در ماه های اول، همانطور که نوزاد صحبت های شما را می شنود به ریتم زبان بیشتر از محتوا توجه دارد. بنابراین زمانی که می خواهید مطلبی را بخوانید هر چیزی را می توانید امتحان کنید، کتابهای کودک، یک مجله و یا حتی یک رمان.

نوزاد شما ممکن است مجذوب عکس های روشن و درخشان داخل کتاب شود. بنابراین تا آنجائیکه می توانید از کتابهای مقوایی عکس برجسته و یا کتابهایی که دارای تصاویر زیادی هستند استفاده کنید. تصاویر رنگارنگ ذهن نوزاد را تحریک کرده و به بیان احساسات او کمک می کند.نوزادان در این شرایط احساسات خود را با فریاد کشیدن، نزدیک بردن کتاب به سمت دهان و یا پاره کردن صفحات کتاب ابراز می کنند. به همین منظور به والدین پیشنهاد می شود از کتاب هایی که دارای صفحات مقوایی و سنگین هستند استفاده شود. این کار به دوام کتاب کمک بیشتری می کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۸

حساس بودن والدین نسبت به ویژگی هاى رفتار جنسى کودکان خود و اینکه چگونه و از چه سنى باید کودک خود را در این زمینه آگاه کنند تا در کسب هویت جنسى خویش موفق باشند. دکتر قاسم زاده در این بخش از گفتگو به موقعیتهایى اشاره مى کند که در مواجهه والدین با کودکان و در خصوص رفتارهاى جنسى باید مورد تأمل و دقت قرار گیرد.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٧

 

گاهی اوقات بچه ها سوال را برای یادگیری نمی پرسند، می پرسند تا مورد توجه قرار گیرند یا حواس والدین را پرت کنند، اینجاست که والدین کلافه می شوند. گاهی اوقات سوال های آنها متناسب با سنشان نیست و پدر و مادرها نمی دانند چه پاسخی بدهند.

سوال کردن یکی از قوی ترین ابزارهای تفکر عاقلانه و منطقی است، بنابراین با توجه به نقش بنیادی تفکر می توان دریافت، سوال کردن در هر زمینه ای شاه کلید موفقیت، خوشبختی و سعادت انسان است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٦

 

با افزایش سن کوکان، آنها زمانی مسئولیت های خود را به صورت مطلوب انجام می دهند که قبلاً مسئولیت هر عضو خانواده تحت یک فرایند عادلانه مشخص شده باشد و مورد پذیرش اعضای خانواده واقع شده باشد نه اینکه والدین یا عضو دیگر خانواده به طور لحظه ای تصمیم بگیرند که چه کسی، چه کاری انجام دهد.

پرورش مسئولیت پذیری کودک با پذیرش خطاها و تقویت توانایی ها

چگونه و چه زمانی مسئولیت را برعهده کودکمان بگذاریم

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 

وقتی به نماز می ایستیم کودک نیز با تقلید از رفتار ما در کنارمان به نماز می ایستد. به زیبایی سجده می کند ،خیلی بامزه قنوت می کند. در حالی که به چپ و راست نگاه می کند خم و راست می شود ،لبهایش را به هم می زند تا نمازش طبیعی تر به نظر بیاید... خلاصه دل ما را می برد. طبق معمول، ما هم که عادت به کنترل و مدیریت عواطفمان نداریم، ذوق می کنیم او را مورد توجهی ویژه قرار می دهیم، تشویق می کنیم و به هر طریقی تخم اولیه ریا را در دلش می کاریم !


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 

 در طول تاریخ در میان ملل مختلف، عسل جایگاه خاصی را در میان داروهای سنتی به خود اختصاص داده است. در قرآن از آن به عنوان داروی شفابخش و درمان دردها نام‌برده شده و پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) استفاده از آن را توصیه کرده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

امروز دکتر کلانتری متخصص کودکان و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به پرسش ما پاسخ می‌دهد.

ابتدا باید بدانیم که اختلال گفتاری تا چه مرزی طبیعی است. از کودک انتظار می‌رود در حدود یک سالگی مامان و بابا را با درک مفهوم آن به کار ببرد؛ یعنی به چه کسی بابا و به چه کسی مامان بگوید.

کودکان قبل از 12 ماهگی باید توانایی تشخیص نام اشیاء مانند شیشه شیر را داشته باشند. باید در 15 ماهگی دایره لغات کودک بیشتر شود و افراد بیشتری را بشناسد و طبیعی است تا 24 ماهگی بتواند یک جمله دو کلمه‌ای را بگوید.

مثلا مامان رفت. چنانچه تا پایان 36 ماهگی صحبت کودک برای همه مفهوم باشد، بچه از لحاظ گفتاری طبیعی است.

متاسفانه بعضی از خانواده‌ها اختلال گفتاری کودک را بر این پایه قرار می‌دهند که پدر یا مادرش هم همین‌طور بوده است و از مشکل گذر می‌کنند.

همیشه این‌طور نیست که کودک از پدر و مادر تبعیت کند، برخی از تاخیرهای تکاملی در ژنتیک وجود دارد، اما نباید براحتی از این اختلال گذر کرد.

توجه داشته باشید چنانچه کودک تا 24 ماهگی نتواند دو کلمه را بیان کند؛ باید از لحاظ شنوایی و حفره دهان بررسی شود تا از اختلالات در بزرگسالی پیشگیری شود.

اختلالات گفتار و زبان بر نحوه صحبت کردن و درک مردم تاثیر می‌گذارد و ممکن است از سطح جانشینی ساده صداها شروع شود و تا سطح ناتوانی در کاربرد گفتار و زبان ادامه یابد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

 

 

نتایج جالب یک مطالعه نشان می دهند گرفتن مچ کودکان در هنگام دروغ گفتن رفتاری اشتباه نیست تنها باید از آن به عنوان لحظه ای برای آموختن استفاده کرد. به بیانی دیگر به جای فریاد کشیدن یا تنبیه کودک باید با او درباره اهمیت راستگو بودن و تاثیرات منفی دروغگویی صحبت کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦


پزشکان انگلیسی در یک مطالعه جدید هشدار دادند کودکانی که مورد تنبیه و آزار جسمی قرار می‌گیرند در سنین بالاتر بیشتر در معرض خطر ابتلا به انواع سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی یا آسم هستند.


دکتر میشل هایلند از متخصصان دانشکده روانشناسی دانشگاه پلی موت که سرپرستی این مطالعه را برعهده داشته اظهار داشت: کتک زدن کودکان و یا فریاد کشیدن بر سر آنها می‌تواند موجب بروز تغییرات بیولوژکی در بدن کودکان شود و این تغییرات نیز به نوبه خود می تواند زمینه ساز ابتلای کودک به بیماری‌های جدی و خطرناک در سنین بالاتر شود.


 به گزارش یونایتدپرس به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، این متخصصان انگلیسی از 250 فرد بالغ و سالم در عربستان درباره کودکی‌شان سوالاتی پرسیدند و پاسخ‌های این افراد را با وضعیت سلامت آنها در دوران بزرگسالی مقایسه کردند.


 این مطالعه که شرح آن در مجله طب رفتاری به چاپ رسیده نشان داد در مقایسه با افراد سالم اشخاصی که به سرطان مبتلا شده بودند 70 درصد بیشتر در کودکی از والدین خود کتک خورده بودند.


 هم چنین این بررسی تایید کرد افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی و آسم نیز در دوران کودکی به ترتیب 30 و 60 درصد بیشتر تنبیه بدنی شده بودند.


 دکتر هایلند با توجه به نتایج این مطالعه خاطرنشان کرد: استرس شدید در سال‌های نخست زندگی در اثر ضربه عاطفی یا آزار و سوء استفاده جسمی موجب تغییرات بیولوژیکی در بلندمدت می‌شود خطر ابتلا به بیماری‌های جسمی مهم را در سنین بزرگسالی تشدید می‌کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦


 مطالعات صورت گرفته توسط پژوهشگران آمریکایی نشان می‌دهد، والدینی که فرزندان خود را تنبیه می کنند یا بر سرآنها فریاد می زنند، کودکان خود را با ریسک بالای ابتلا به بیماری های مختلف از جمله سرطان و بیماری های قلبی مواجه می‌سازند.
پژوهشگران روانشناسی دانشگاه پلیموت تأثیر تنبیه بدنی و رفتارهای خشن والدین با کودکان و احتمال بروز بیماری های مختلف را مورد مطالعه قرار داده اند.

محققان تأکید می کنند، هرگونه تنبیه بدنی اعم از ضعیف یا شدید در دوران کودکی می تواند خطر ابتلا به بیماری های مختلف در آینده را افزایش دهد.

تحقیقات جدید نشان می دهد، والدین با فریاد زدن بر سر کودکان یا تنبیه کردن آنها، فرزندان خود را در معرض مشکلات جدی سلامتی از جمله احتمال ابتلا به سرطان، بیماری های قلبی و آسم قرار می دهند.

ایجاد استرس، اصلی ترین علت بروز مشکلات سلامتی در کودکان عنوان شده است؛ افزایش سطح استرس باعث تغییرات بیولوژیکی در کودک شده و فرد را مستعد ابتلا به بیماری های مختلف در سال های آتی می کند.

پروفسور «مایکل هایلند» سرپرست تیم تحقیقاتی تأکید می کند: استرس سال های نخست زندگی در اشکال آسیب های جسمی ناشی از تنبیه بدنی باعث تغییرات در دراز مدت و افزایش خطر ابتلای فرد به بیماری های مختلف در آینده می شود.

نتایج این مطالعه در مجله Behavioural Medicine (پزشکی رفتاری) منتشر شده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٢

زمانی که در خانواده نسبت به نیازهای فردی و اجتماعی دختر و پسر نوجوان توجه نشود خانواده با فقر ذهنی و یا فقر مادی و یا هر دو دست به گریبان باشد ، با شرایط امروزی زندگی پسر ها و دخترها ، افزایش آگاهی اجتماعی آنها همخوانی نداشته باشد برخورد غیر منطقی با فرزندان به امری عادی بدل می شود و سخت گیری های زیاد و سلب آزادی در خانواده حاکم باشد ، ممکن است معضل فرار از خانه روی دهد.(روزنامه شرق ، 17/10/83 ، شماره 384).

* همانطور که ملاحظه شد زمانی که والدین نسبت به نیازهای فرزندانشان بی توجه باشند و مخصوصاً اینکه با فقر (چه مادی و چه ذهنی) همراه باشند و همچنین آگاهی های لازم را نداشته باشند و نسبت به فرزندان خود برخورد غیر منطقی کنند و از فرزندان آزادی را سلب کنند همین پدر و مادر راه را هموار می کنند تا فرزندشان از خانه فرار کند و این مطلب نمایانگر همین معضل است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٠

قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.

در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد.

براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٧


زن و شوهری که بر اثر طلاق از هم جدا شده اند به دلیل آسیب پذیر بودن لازم است تا زمان حصول آرامش روحی از ازدواج بپرهیزند.معمولاً فرزندان از دوری مادر رنج بیشتری می برند.فرزندان طلاق احساس بی پناهی و عدم حمایت می کنند.وجود ناپدری و نامادری در خانواده اکثر نوجوانان حاکی از این است که ازدواج مجدد پدر و مادر شرایط بحرانی غیر قابل تحملی را برای فرد بوجود آورده است.(حیدری ، 1381 ، ص 73).

* همانگونه که ملاحظه شد زن و شوهر زمانی که از هم طلاق می گیرند ممکن است بخواهند ازدواج مجدد داشته باشند اما ممکن است امر ناپدری و نامادری برای فرزندان خوشایند نباشد و این را به معنی حضور کسی بدانند که تمام حرکاتشان را زیر نظر دارد تا در موقع مناسب او را تنبیه کند پس در نتیجه بر اثر این امر ممکن است از خانه فرار کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٩

 

برای بسیاری از خانواده‌ها اتفاق می‌افتد در موقعیتی قرار بگیرند که ناچار شوند فرزند خود را برای مدتی در خانه تنها بگذارند. البته، تنها گذاشتن کودک در خانه‌ راه‌حلی است که معمولا توصیه نمی‌شود. بنابراین،‌ آن را تنها به عنوان آخرین گزینه ببینید. اگر فرزندتان در زمان‌های معینی قرار است در خانه تنها بماند، بهتر است برای آن زمان‌ها از قبل برنامه‌ریزی داشته باشید. او را به کلاس‌هایی که علاقه دارد بفرستید، ‌اجازه بدهید از فضای کتابخانه متناسب با سنش استفاده کند یا به منزل یکی از اقوام برود. این برنامه‌ها به فرزند شما کمک می‌کند از وقتش بهتر استفاده کند و خیال شما هم راحت‌تر خواهد بود. با وجود این، در مواقعی، شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که تنها گذاشتن کودک در خانه اجتناب‌ناپذیر می‌شود. در این صورت‌ چه باید کرد؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٦


کودکانی که مورد تبعیض قرار می گیرند با خود می اندیشند وقتی که خانواده مرا چنین فردی می داند و این طور درباره ام قضاوت می کند چه فایده ای دارد که من رفتار خود را تغییر دهم و شکلی دیگر فکر و احساس کنم.مسلماً چنین انسانی از برخورد عقلانی با مشکلات زندگی عاجز می ماند و درصدد یافتن گریز گاهی است که انتقام خود را بگیرد.بطور کلی روشهای یکسان تربیتی در مورد فرزندان با نیازهای متفاوتی که در آنان وجود دارد باعث خواهد شد که برخی از کودکان احساس تبعیض نمایند.(حیدری ، 1381 ، ص 43-42).

* همانطور که ملاحظه می شود بکار گیری روشهای یکسان تربیتی درمورد فرزندان با نیازهای متفاوتی که در آن وجود دارد باعث خواهد شد که برخی از کودکان احساس تبعیض نمایند.در واقع کودکانی که مورد تبعیض قرار می گیرند وقتی برداشت می کنند که خانواده مرا چنین فردی می داند و این طور درباره ام قضاوت می کند چه فایده ای دارد که من رفتار خود را تغییر دهم.پس در نتیجه از برخورد عقلانی در برابر مشکلات عاجز می ماند و درصدد این است که از خانه فرار کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

ممکن است نوجوان شما با تشخیص اینکه چه احساسی دارد مشکل داشته باشد یعنی اینکه نداند که الان در حال تجربه چه احساس و هیجانی است و در برابر بروز این هیجان مثبت یا منفی، چه واکنشی باید نشان دهد تا منطقی باشد. احتمالا شما می دانید که چه زمانی او...

دوره نوجوانی یکی از دوره های حساس زندگی انسان تلقی می گردد.این دوره نقش بسزائی در تکوین شخصیت فرد دارد.نوجوانی دوره انتقال از وابستگی کودکی به استقلال ومسئولیت پذیری نوجوان می باشد.بازنگری وبازسازی ارتباط با والدین،بزرگسالان وجامعه از یک سو وبازشناسی وبازسازی فرد به عنوان یک فرد مستقل از دیگر سو دو مساله اصلی دوره نوجوانی می باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸


بعد از تعطیلات تابستان بازگشت به روال عادی روزهای مدرسه کمی سخت است؛ به خصوص برای کودکانی که تمام اوقاعت فراغت خود را در منزل مانده ‌اند. اغلب والدین در این مورد با مشکل رو به‌ رو می ‌شوند و فرزند آنها صبح با غرغر رختخواب را ترک می ‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٦

پژوهشگران هشدار دادند خواباندن نوزادان در تخت خواب مشترک با والدین برای نوزاد عواقب خطرناکی در پی خواهد داشت.

آخرین شواهد آماری که از سوی موسسه «پژوهش روی مرگ نوزادان» انجام گرفته، نشان می‌دهد، خوابیدن والدین و نوزاد در یک تختخواب مشترک عامل حدود نیمی از موارد خواب‌مرگی نوزادان است.

پژوهشگران هشدار دادند: این خطر بویژه در شرایطی که والدین سیگاری باشند، الکل مصرف کرده باشند، از داروهای مسکن و آرام‌بخش استفاده کرده و یا خیلی خسته باشند، بسیار بیشتر می‌شود. به این ترتیب متخصصان تاکید می‌کنند حتی بدون وجود این فاکتورها، ایمن‌ترین محل برای خوابیدن نوزادان در تختخواب خودشان است.

در این میان نوزادان کوچکتر و یا کم‌وزن‌تر که زیر 5/2کیلوگرم وزن دارند بیشتر در معرض خطر هستند.

پژوهشگران انگلیسی تاکید کردند: ما باید به تمام والدین هشدار دهیم راحت‌ترین جا برای خوابیدن آنها خطرناک‌ترین و ناامن‌ترین جا برای نوزادانشان است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸

 به گفته یک روانپزشک؛ مشاجرات والدین مانند تحقیر و توهین به یکدیگر باعث بروز اختلالات خواب در کودکان می‌شود و زندگی عاطفی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸

 

«دوران بلوغ سخت‌ترین سال‌های زندگی‌ام بود. از خودم بدم می‌آمد. نمی‌توانستم با کسی درباره خودم حرف بزنم. از تغییراتی که هر روز در من ایجاد می‌شد، خجالت می‌کشیدم. دیگر دوست نداشتم با مادرم بیرون بروم و با او حرف بزنم.»


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸

 

تمامی ‌والدین خواستار تربیت فرزندانی خوب و مودب هستند، به گونه‌ای که هم در زندگی خانوادگی براحتی با اطرافیان ارتباط برقرار کنند و هم در اجتماع افرادی محترم باشند؛ اما رسیدن به این منظور مستلزم شروع رفتارهای مناسب از سنین پایین و استمرار آن با نکات مناسب که این موارد توضیح داده می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸

شما به عنوان والدین وقت زیادی را به تجزیه و تحلیل،‌ ارزیابی، دقت و نگرانی در مورد فرزندتان و رفتارهای او اختصاص می‌دهید.

بسیار حساسیت به خرج می‌دهید تا از راحتی و آرامش وی اطمینان‌خاطر حاصل کنید و از زمان خستگی، گرسنگی و ترس وی آگاه شوید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸


مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت، فداکاری و گذشت، صمیمیت و گرمی‌و در عین حال گاهی توام با حسادت و رشک، دشمنی و کینه‌توزی، نفرت و خشم است. کودکان در جریان اجتماعی شدن این‌گونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه می‌کنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یک عضو خانواده به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸


والدین در برابر خشم و پرخاشگرى کودکان به شیوه هاى متفاوت رفتار مى کنند.
۱- درصد بیشترى از والدین در مقابل پرخاشگرى کودکان خشمگین مى شوند.
۲- بعضى از والدین در مقابل پرخاشگرى کودکان سکوت مى کنند و اصلاً واکنشى نشان نمى دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸
 

زهرا خیریه

زمانى که کودکان متولد مى شوند، معصوم هستند و کاملاً آموزش پذیر.اغلب والدین روشى را که براى تربیت فرزند خود اعمال مى کنند، مؤثر و مفید مى دانند و یا این که مى گویند روش دیگرى را نمى شناسیم. اما امروزه شیوه فرزندپرورى والدین را به ۴ گروه تقسیم کرده اند که عبارت است از: شیوه مستبدانه، شیوه بدون دخالت، شیوه آسان گیرانه، شیوه مقتدرانه.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٥

در چند سال گذشته یکى از موضوع هاى بحث برانگیز براى کارشناسان آموزش و تربیت کودکان موضوع میزان توجه و احترام به نیازها و خواسته هاى فرزندان از سوى والدین آنها بوده است. عموماً تصور بر این بود که هر اندازه والدین بیشتر به فرزندانشان توجه کرده و خواسته هایشان را برآورده کنند، بچه ها عملکرد بهترى در مدرسه و روابط اجتماعى خواهند داشت ولى بى توجهى که باعث کاهش عزت نفس در کودکان مى شود باعث عملکرد ضعیف تحصیلى شده و حتى زمینه هاى ارتکاب جرم و اعتیاد را فراهم مى کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٥

این روزها اعضاى خانواده وقت کم مى آورند. پدر به نوعى درگیر کار بیرون است و مادر هم اگر کارمند نباشد، دنبال درست کردن صبحانه و ناهار و شام و خرید مایحتاج زندگى، رفت و روب خانه، شستن البسه کثیف، گرفتن وقت دکتر و دیگر کارهاى روزمره است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳

    فضا، فضای غم و اندوه است. یکی گریه می کند، آن یکی جیغ می زند و صورتش را می خراشد، شانه های پدر می لرزد، او یکشبه به قدر چند سال پیر شده است. مادر اما بی حرکت و بهت زده به جایی در دوردست خیره شده است. ضربه شدیدتر از آن است که بتواند آن را بپذیرد و تحمل کند. حالاهمه بیش از عزیز از دست رفته نگران حال مادرند. او چگونه با این مصیبت کنار خواهد آمد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳

 

    خانواده هایی که دور و بر ما زندگی می کنند با همه تفاوت هایشان در شاخص های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در 2 قالب کلی پذیرنده و طرد کننده قرار می گیرند. برخلاف خانواده های طردکننده، فضای خانواده های پذیرنده یا مشارکت جو به گونه ای طراحی شده است که به دیدگاه ها، اظهارنظرها، استعدادها و کنش های اعضا فرصت بروز و ظهور می دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳



حسادت بین برادرها روایت دیرینه و غم انگیزی دارد. نخستین قتل نفسی که در تاریخ بشر به ثبت رسید، قتل هابیل به دست برادرش قابیل بود. انگیزه این قتل، چشم و همچشمی بود. یعقوب برای آن که به دست برادرش عیسو (فرزند اسحق) کشته نشود، خانه را ترک کرد و در سرزمینی بیگانه پنهان شد و پسران یعقوب به قدری نسبت به برادرشان یوسف حسادت می ورزیدند که او را به جای این که به عنوان برده به یک کاروان در حال عبور بفروشند، در چاهی پر از مار انداختند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳

 کودکان هر لحظه ممکن است از والدین درباره منشا تولد، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم می کنند و با تشویش و نگرانی به این می اندیشند که آیا فرزند کوچک آنها دچار انحراف خطرناکی شده است؟ بعضی والدین سعی می کنند این قبیل پرسش ها را مسکوت بگذارند، برخی نیز پاسخ های انتزاعی و فانتزی به کودک می دهند، اما برخورد درست والدین با این پرسش ها چگونه باید باشد؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۱



طبعا زن ومرد متفاوت از یکدیگرند، پس چگونه  می‌توانند زندگی سعادتمندی داشته باشند؟ آیا زندگی یک زوج صمیمی و محرم می‌تواند به جدایی کشیده شود؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۱

 

من کیستم؟ پاسخ به این پرسش سهل و ممتنع، ارزیابی و شناخت فرد را نسبت به هویت درونی و ملموس خویش تبیین می کند. روان شناسان و متخصصان علوم اجتماعی بر همین اساس، مفاهیمی نظیر هویت و بی هویت را مطرح می کنند و بخشی از ناهنجاری های رفتاری خرد و کلان جامعه را به آن نسبت می دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۱


شما چند بار سعی کرده اید که به کودک خود جدول ضرب یا پرتاب کردن توپ را یاد دهید اما وقتی می بینید هنوز یاد نگرفته فورا نگویید «نفهمیدی؟» چون کودک اگر چیزی را یاد بگیرد خودش دوست دارد با انجام آن والدینش را خوشحال کند.
یک جمله ساده ناامیدکننده از سوی والدین می تواند ذهن کودک را مدت ها درگیر کرده و او را سرخورده کند. این نکته را در ذهن داشته باشید که واژگانی که آزاردهنده هستند هرگز از ذهن پاک نمی شوند و جبران آن سخت است.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar