مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٢۸

آشیانه های خالی

میانسالی  فصلی از زندگی است که در محدوده سنی 40- 65 سال قرار دارد. در این دوره از زندگی افراد با تغییرات مختلف فیزیولوژیکی و جسمانی، شناختی و اجتماعی مواجه می شوند.اصطلاح میانسالی، مفهومی است که از اوایل قرن بیست، به تدریج در ادبیات روانشناسی ظاهر گردید. این اصطلاح توسط"الیوت جیکز" در دهه 1950 رسما در کتب روان شناسی رشد ظاهر گردید و سپس در دهه هفتاد، یک خبرنگار آمریکایی به نام گیل شی هی، کتابی با عنوان "بحران میانسالی" را نوشت که از پرفروش ترین کتاب آن سالها گردید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧

  اریکسون اولین کسی بود که برای فهم فرایند شکل گیری هویت در دوره نوجوانی چارچوبی را ارائه داد. به نظر او هر شخصی در طول دوره رشد هشت مرحله را طی می کند که هر مرحله یک بحران روانی اجتماعی را در بردارد. هر بحران گرچه شکل و سن خاصی دارد، در طول دوره زندگی معنی خاصی هم به خودش می گیرد. به همین دلیل نیروها اجتماعی و بیولوژیکی در به وجود آوردن بحران با هم تعامل دارند. اریکسون (به نقل از تری فاو و گری بکلین، 1989) سالهای نوجوانی را به عنوان دوره ای از رشد انسان می داند که بایدهویت شخصی و اجتماعی به وجود آید. چنانچه فرد در رسیدن به هویت شخصی دچار مشکل شود، نتیجه آن آشفتگی هویت است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧


   عواطف بخش اساسی نظام پویایی شخصیت آدمی می باشند. ویژگیها و تغییرات عواطف، چگونگی برقرای ارتباط عاطفی، درک و تغییر عواطف دیگران نقش مهمی در رشد سازمان شخصیت، تحول اخلاقی، روابط اجتماعی، شکل گیری هویت و مفهوم "خود" دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/٢/٢٧


   اریکسون (1968، به نقل از آقاجانی، 1380) اشاره می کند که تحول هویت زنان و مردان متفاوت است. او معتقد است که اصولا تمایلات مردان به سوی شغل و تعهدات جهان بینی و تمایل زنان به ازدواج و فرزند - پروری است. تحقیقات سالهای 1960 تا 1970 گفته اریکسون در مورد تفاوتهای جنسی موجود در شکل گیری هویت را تائید کردند، برای مثال علائق شغلی بیشتر ارتباط با هویت مردان و علائق پیوندجویی برای شکل گیری هویت زنان مهم است. در دهه گذشته علائق شغلی زنان قویتر شده است. بنابراین تفاوتهای جنسی به شباهت جنسی برگردانده شده است.
   در چهار مطالعه جداگانه نتیجه شده است که زنان نسبت به مردان نمره بیشتری در مقایس هویت موفق کسب می کنند (مید1983 22، آبراهام1984 23، گروتوانت و آدام 1984 و استریمتر24، 1989، به نقل از آدامز 1998) در مطالعه بارکر و فرجیو25 (1986)، به نقل از آدامز( 1998) زنان نمره بالاتری در مقیاسهای هویت سردرگم و در حال هویت یابی کسب کردند. اما مطالعات دیگر تفاوت جنسی را در شکل گیری هویت نشان نمی دهد (آدامز و فیچ1982 26، آبراهام 1983، کلانسی1984 27، آدامز و همکاران 1985، نبیون و آدامز 1985، استریمتر 1993، به نقل از آدامز 1998). در تحقیقات موسی پور (1375). راستگو مقدم (1376). حسینی طباطبائی (1377)، شیح روحانی (1378)، عبدی (1379) و شکرایی (1380) نیز رابطه معناداری بین دو متغیر جنسیت و پایگاه های هویت به دست نیامد.
   برخی از محققان معتقدند که ترتیب مراحل مطرح شده به وسیله اریکسون برای زنان و مردان متفاوت است. یک نظر این است که در مردان هویت مقدم تر از صمیمت است. در حالی که در زنان صمیمت مقدم بر هویت است. این تفکر همسان با عقیده ای است که ارتباطات و پیوندهای عاطفی را برای زنان مهمتر می داند در حالیکه خود مختاری و پیشرفت را برای مردان مهمتر می داند (لاهی، 2001). جستجوی هویت ممکن است برای زنان نسبت به مردان پیچیده تر باشد. زیرا زنان ممکن است در کسب هویت خود در ابعاد بیشتری نسبت به مردان تلاش کنند (مارسیا، 1989).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٧


   پیاژه معتقد است که نوجوانان برانگیخته می شوند تا دنیای خودشان را کشف کنند، چرا که انجام این کار پایه زیست شناختی دارد. از دیدگاه پیاژه نوجوانان فعالانه دنیای شناختی خود را می سازند و این اطلاعات را صرفا از محیط بیرون نمی گیرند  در دیدگاه پیاژه یکی از مشخصات اساسی تفکر انتزاعی در دوره نوجوانی، تفکر "فرضی - استنتاجی"21 و در نظر گرفتن امکانات و احتملاات می باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٥


   اجتماع و تاریخچه زندگی فرد اهمیت خاصی در زندگی نوجوان دارد، به طوری که نوجوان با همکاری اجتماع هویت خود را می سازد. جوامع می توانند موقعیت های قراردادی را ارائه کنند که در آن افراد با دیگران همسان سازی کرده و به تقلید بپردازند. همنوایی و پیوستگی زیاد بین اعضا» گروه تسهیل کننده و همسان سازی است. از سوی دیگر موقعیت های اجتماعی می توانند تحریک کننده آگاهی و آشفتگی، مواجهه و در نهایت حل بحران باشد

انسان در بافت ارتباطی احاطه شده است و بافت احاطه کننده انسان در واقع یک جنبه اساسی از خود است بافت اجتماعی به طور پیچده ای شکل دهنده آرزوها و هویت نوجوان است. براین اساس جامعه، جوانان را براساس سازوکارهای مقایسه اجتماعی به گروه های گوناگون تقسیم می کند و در شکل گیری مفهوم خود آنان نقش اساسی دارد، در جوامعی که بزرگسالها ارزشها و انتظارات ثابتی دارند در نوجوانان مفهوم مثبتی از خود آرزوها و اهدافشان ایجاد شده و دارای هدف، تعهدو هویتی می شوند که در برگیرنده مسئولیت شغلی برای خود و دیگران و نیز ادراک توانایی و کارایی است. در مقابل در جوامعی که تعارض، مغایرت و نقصان در آن زیاد است و خانواده، مدرسه و جامعه نمی توانند جهت، اهداف، انتظارات ثابت و متقاعد کننده ای ارائه کنند در نتیجه نوجوانان به سوی رفتارهای نامتعارف، سردرگمی در مفهوم خود رانده می شوند

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۸


   جنبه ای از هویت من که توسط اریکسون در نظر گرفته نشد تاثیر هویت قومی20 است. بررسی های نسبتا کمی که درباره این موضوع صورت گرفته اند، همواره اهمیت هویت نژادی یا قومی را در اعضای نوجوان گروههای اقلیت نشان می دهند (فحا نی و روزنتال، 1992).
   برای مثال در بین نوجوان زن سیاه پوست، معلوم شد که هویت قومی مهمترین عامل در توصیف حس خود آنهاست (آریس و مورهد، 1989). پژوهش دیگری نشان داد که، آزمودنیهای هر دو جنس، هویت قومی را مهمترین عامل در پرورش هویت من نیرومند می دانستند (هلمز، 1990). هویت قومی که در دانشجویان سیاه دانشکده به عزت نفس کم و اضطراب و احساسهای حقارت مربوط بودند (پارخام و هلمز، 1985   و 1985  )
   بررسی های انجام شده در مورد نوجوانان آسیایی آمریکایی و آمریکای لاتینی آمریکایی نیز تایید می کنند که قوم گرایی موضوع اصلی در شکل گیری هویت من است. یک هویت قومی نیرومند با عزت نفس زیاد و با روابط بهتر با همسالان و خانواده در ارتباط بود (فحانی و چارویرا، 1992)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱۸


   برخی از پژوهش های شخصیت بر این سئوال تمرکز کرده اند که بحران هویت چه موقعی رخ می دهد. اریکسون پیشنهاد نمود که این بحران در اوان نوجوانی آغاز می شود و تقریبا در 18 سالگی به گونه ای حل می شود، با این حال در مورد برخی از افراد، بحران هویت ممکن است دیرتر واقع شود. برای مثال، در یک بررسی، بیش از 30 درصد آزمودنی ها هنوز در 24 سالگی به جستجوی هویت بودند. (آرچر، 1982).
   دانشجویان دانشکده ممکن است در حال بحران هویت تاخیر کنند و این دوره را که طی آن بزرگسالان جوان نقش ها و ایدئولوژیهای جدید را آزمایش می کنند، طولانی تر کنند (کوته و لوین، 1988). هنگامی که دانشجویان دانشکده با افرادی که در همان گروه سنی بودند و مشاغل تمام وقت، داشتند مقایسه شدند، معلوم شد که افراد شاغل زودتر از دانشجویان به هویت من دست یافته بودند.
   دانشجویان مدت طولانی تری در مرتبه وقفه مانده بودند (آدامز و فتیچ، 1982).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٢/۱۸


   نوجوانی، بین 12 تا 18 سالگی، مرحله  ای است که باید در آن با بحران هویت من خود مواجه شویم و آن را حل کنیم. در این زمان خود انگاره مان را می سازیم یعنی، هماهنگی عقایدمان در مورد خودمان و آنچه دیگران درباره ما فکر می کنند. به صورت ایده آل، این فرآیند به تصویری هماهنگ و ساززگار می انجامد. شکل دادن و پذیرفتن هویت مان، کاری دشوار و پراضطراب است. نوجوان باید نقش ها و ایدئولوژی های مختلف را آزمایش کنند تا مناسب ترین آنها را تعیین نماید. اریکسون پیشنهاد کرد که نوجوانی خلائی بین کودکی و بزرگسالی است، وقفه روانی لازم است که امکان فرمان و انرژی را به آزمایش نقش و تصور آن می دهد.
   افرادی که با احساس هویت خود نیرومندی از این مرحله بیرون می آیند، برای روبرو شدن با بزرگسالی به اطمینان و قطعیت مجهز هشتند. آنهایی که در رسیدن به هویت منسجم ناکام می مامند که دچار بحران هویت می شوند، آنچه را که اریکسون سردرگمی نقش نامید نشان می دهند. آنها نمی دانند کی و چی هستند، به کجا تعلق دارند، یا به کجا می خواهند بروند. آنها ممکن است از صحنه عادی زندگی، تحصیل، شغل، ازدواج کناره بگیرند، همان گونه که اریکسون برای مدتی این کار را کرد، یا ممکن است در جرم یا مواد مخدر، هویتی منفی را بجویند. حتی یک هویت منفی (به گونه ای که جامعه آن را تعریف می کند) به بی هویتی ترجیح دارد، اگرچه به اندازه هویت مثبت رضایت بخش نیست.
   اریکسون به تاثیر بالقوه نیرومند گروههای همتا بر رشد هویت من در نوجوانی اشاره نمود. به نظر اریکسون، معاشرت بیش از اندازه با گروه ها و فرقه های افراطی و متعصب یا همانند سازی وسواسی با شمایل فرهنگی عامه می تواند رشد من را محدود کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۸

  
   به منظور بررسی تحول احساس هویت محققان هم مطالعات مقطعی (مقایسه افراد از سنین مختلف) و هم مطالعات طولی (مطالعه افراد در یک دوره زمانی) انجام داده اند که شاید معنی دارترین این یافته ها این باشد که ایجاد یک احساس هویت معمولا قبل از 18 سالگی اتفاق نمی افتد (مارسیا، 1982، به نقل از استیبرگ، 1999). طبق نظریه مارسیا (.1996 به نقل از سامولیس و همکاران 2001) از لحاظ تئوری، نوجوانان با افزایش سن براساس تغییرات در سطح جستجوگر و تعهد در حوزه های مربوط به هویت از هویت سردرگم به پیش رس و سپس به در حال هویت یابی و نهایتا به هویت موفق نائل شوند. تقریبا تمامی نوجوانان از یک پایگاه هویت به پایگاه دیگر تغییر جهت می دهند تا بالاخره در دوره جوانی به یکی از این پایگاه ها برسند. مثلا در کلاس های دوره راهنمایی نوجوانان عمدتا ارزشها و باورهای مذهبی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خود را از والدین یا معلمان می گیرند و در پایگاه هویت پیش رس به سر می برند اما در همین حال در مورد انتخاب رشته های تحصیلی و شغل آینده خود ممکن است در پایگاه سردرگم باشند. معمولا در دوره دبیرستان است که نوجوانان به بررسی و کشف ارزشها و باورها می پردازند و تا اواخر دوره نوجوانی در پایگاه در حال هویت یابی قرار دارند. تحقیقات نشان می دهد که حتی در سطح دانشگاهی نیز هشتاد درصد جوانان مایلند رشته تحصیلی خود را عوض کنند و این حاکی از آن است که این افراد هنوز به هویت موفق نرسیده اند. اما به هر حال هرچه سن بالاتر می رود دستیابی به هویت نیز افزایش می یابد (لطف آبادی، 1379). این ایده که با افزایش سن افراد بیشتری از پایگاه هویت سردرگم به سمت پایگاه های موفق تر قدم می گذارند به صورت تجربی آزمون شده است. در تحقیقاتی چون میلمان (1979، به نقل از درکین، 1995). هلسن و ولبرگ 1999 به نقل از آقاجانی، 1380). حسین طباطبایی (1377) و راستگو مقدم (1376) تائید شده است. البته در مطالعاتی نظیر شیخ روحانی (1378 و ادبی 1379) این ایده تائید نشده است و رابطه مثبتی بین سن و پایگاه های هویت نیافته اند اما هویت موفق ضرورتا پایان یک مرحله تحول نیست و بسیاری از افراد ممکن است از هویت موفق به هویت سردرگم یا در حال هویت یابی برگرداند، مارسیا (1989) دوره  های تکاپو، کوشش و سازگاری بین الگوهای پی در پی در حال هویت یابی و موفق را تحت عنوان چرخه  19  (درحال هویت یابی - موفق - در حال هویت یابی - موفق) مطرح کرده است و عقیده دارد که این چرخه ها ممکن است در سراسر زندگی تکرار شود.
   تتلوک و اسکیت و بوتگر (1989) در مورد نوسانات بین پایگاه های در حال هویت یابی و موفق بیان می کنند زمانی که عقاید و دیدگاه های شخصی افراد محکم می شود از پایگاه در حال هویت یابی به هویت موفق می روند(   ) و زمانی که تحلیل می رود از پایگاه موفق به پایگاه در حال هویت یابی برمی گردند(  ). همچنین عوامل موقعیتی می تواند باعث ایجاد جابجایی موقتی بین پایگاه سردرگم یا پیش رس یا برعکس را موجب می شود. برای مثال فشارهای موقعیتی می تواند سردرگمی هویت را ایجاد کند (برزونسکی، 1998، به نقل از آقاجانی، 1380) بنابراین حتی یک بزرگسال ممکن است با اینکه هویت او نقش پذیرفته است باز برایش افکار و اندیشه های تازه دچار تحول شود. به طور مثال بسیاری از صاحبان مشاغل در سنین بالا به تحصیل روی می آورند و یا بسیاری از تحصیل کرده ها پس از سالیان متمادی کار در مشاغل فرهنگ و علمی به کسب تجارت مشغول می شوند (منصور 1372). به طور کلی عوامل درونی و بیرونی در افراد می تواند این چنین فرمول بندی هایی جدید را تسهیل سازد و یا این که مانع شود (اسکوی و لیپی، 1998).

در مجموع محققان برای تغییر از یک پایگاه به پایگاه دیگر سه الگو پیشنهاد داده اند، الگوی پیش رونده، پس رونده و ایستا. در الگوی پیش رونده، فرد از پایگاه سردرگم به هویت پیش رس، در حال هویت یابی و نهایتا به هویت موفق می رسد و در آن پایگاه باقی می ماند. در این الگو ممکن است فرد در مورد بعضی از شیوه ها و عقاید خود تجدیدنظر کند، که این موضوع بازگشت به پایگاه در حال هویت یابی نیست بلکه ادامه شکل گیری هویت است. در الگوی پس رونده، فردی که در پایگاه هویت پیش رس قرار دارد ممکن است از تعهدات خود دست کشیده و در هویت سردرگم قرار بگیرد. همچنین شخصی که در پایگاه در حال هویت یابی قرار دارد ممکن است از تلاش برای یافتن تعهد منصرف شود و سردرگم شود و بالاخره فردی که در پایگاه هویت موفق قرار دارد، ممکن است به دلیل تجارب غیر منتظره زندگی احساس یکپارچگی خو را از دست بدهد و دچار هویت سردرگم شود. در شکل گیری هویت در حال ایستا، دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد. یکی این که فردی که در پایگاه سردرگم قرار دارد هیچ گونه تلاشی برای به دست آوردن هویت از خود نشان ندهد و دیگری این که فردی که بدون فکر و تلاش به هویت پیش  رس نائل آمده است برای همیشه به آن افکار و روشهای بزرگسالان متعهد شود و هیچگونه تلاشی برای آزمودن آنها از خود نشان ندهد (بنسون و همکاران 1992، به نقل از آقاجانی 1380).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱٥


   افزایش روزافزون جوانان دانشجو لزوم بررسی این دوره سنی را نظر رشد ایجاب می کند. شاید نتوان به قطعیت رشد دانشجویان در دانشگاه را یک مرحله جدید تثبیت شده دانست اما از حضور و اهمیت آن نیز نمی توان غافل شد، جوانان در سنینی که به دانشگاه می روند نه بزگسالند نه نوجوان، بلکه این گروه را باید جوان نامید، وی معتقد است که با افزایش تعداد دانشجویان در دانشگاه و حضور بیش از 50% از نوجوانان در برنامه های آموزش عالی، مفهوم جدید به نام مرحله که واسطه بین نوجوانی و بزرگسالی است شکل می گیرد. به عقیده کنوی تجربه دانشگاه به خودی خود به یک سری موضوعات روانی - اجتماعی می انجامد. در این دوره نوع و میزان ارتباط با والیدن تا حد زیادی کاهش می یابد و جوی ایجاد می گردد که مستلزم حل مسائل و تکالیف جدید می باشد که تنش و دوسوگرایی بین فرد و اجتماع از آن جمله است (کننیستون، 1965 به نقل از اکبرزاده 1376). ورود به دانشگاه یک انتقال مهم در زندگی فرد است که معمولا در سالهای نوجوانی رخ می دهد و ممکن است با استرس شخصی قابل توجهی همراه باشد، زیرا دانشجو محیط امن خانواده را ترک می کند و به اضافه باید برای پاسخگویی به نیازها و چالشهای ارتباطی و تحصیلی جدید، سخت تر تلاش کند (ادبی، 1379).
   مارسیا با طرح سئوالاتی در سه حوزه مورد علاقه دانشجویان (شغل، مذهب و سیاست) به دانشجویان اجازه می داد که افکار خود را بازگوکنند و به این ترتیب حالتهای چهارگانه هویت پایگاه های هویت را در آنها شناسایی کرد، آنچه اکنون مشخص است، آن است که نوجوانان با افزایش سن به پایگاه های هویتی پیشرفته تر نائل می شوند، اما به اعتقاد اریکسون سالهای اولیه دانشگاه به دلایلی که ذکر شد، پایگاه در حال هویت یابی به اوجه خود می رسد و در اواخر دانشگاه تعداد بیشتری از دانشجویان به هویت موفق می رسند (شهرآرای، منتشر نشده).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٤/۱٤


   در این دوره برخلاف قبل که نوجوانان مرحله ویرانسازی را تجربه می کنند آنها به احتمال زیاد در حال بازسازی یک هویت برای خود می باشند در حالی که نوجوانان در مرحله قبلی، خود پنداره دوران کودکی را می شکنند نوجوانان دبیرستان معمولا سعی می کنند احساس اینکه چه کسی هستند را با تغییرات جسمی احساسات جنسی، ارزیابی تواناییها و نقشهای جاری یا آینده خود تلفیق کنند (مارسیا و همکاران 1993، به نقل از شهرآرای، منتشر نشده).

مطالعات انجام شده توسط لاویه در سال 1976 که بر روی نوجوانان دختر و پسر دبیرستانی 15 تا 18 ساله انجام شد با افزایش سن افزایش شکل گیری هویت را نشان داد اما این افزایش معنی دار نبود. میل من نیز در سال 1977 شکل گیری هویت را در پنج گروه سنی پسران در سنین 12، 15، 18، 21 و 24 سال مورد مطالعه قرار داد. نتایج این پژوهش نشان داد که آزمودنیها در آغاز نوجوانی دارای هویت پیش رس یا سردرگم بودند و بیشترین تغییرات هویتی بین 21 تا 24 سالگی مشاهده گردید (مارسیا، 1980) . مروری بر مطالعات انجام شده نشان می دهد که اکثر کارهای انجام شده روی شکل گیری هویت مربوط به دوران آخر نوجوانی - یعنی سالهای دبیرستان - می شود. پس از سن 15-18 سالگی نوجوان بررسی در مورد امکانات مناسب با تعهدات شان را افزایش می دهند به نظر می رسد که هویت در سنین 18 تا 21 سالگی شکل می گیرد (آدامز، 1992، به نقل از آقاجانی 1380).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱٤


   برخی از متخصصین (مانند مارسیا 1991، به نقل از شهرآرای، منتشر نشده است) اوائل نوجوانی را به صورت مرحله به هم ریختگی هویت توصیف می کنند منظور این است که به خاطر تغییرات سریع جسمی، شناختی و اجتماعی نوجوانان، سنین پائین مخصوصا علاقمند به تجدیدنظر در ارزشها و هویت یابیهای دوره کودکیشان هستند.
   نوجوان همانند فردی است که تقریبا تا سن یازده، دوازده ساگی مایل بود شرایطی را که توسط بزرگسالان برای او پیش بینی و تعیین می شد بپذیرد. اما اکنون دیگر برخلاف گذشته به آنچه بزرگسالان می گویند عمل نمی کند این چیزی است که حداقل نظر مشاهده گر را به خود جلب می کند. گاهی طرز راه رفتن خود را عوض می کند گاهی لهجه خود را تغییر می دهد، رویایی و عشق طلب می شود.، به زیباییها با حساسیت می نگرد و اندک اندک قدم به دنیای درون خویش می گذارد افکار وی بیشتر متوجه مسائلی می شود که مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیت همان لحظه مناسبت ندارد، در خلال این تحول نوجوان، آرام آرام نسبت به قدرت فکر، هوشیار و به زودی در کمند ارزشهای فردی خود گرفتار می شود برای بعضی نوجوانان این مرحله خیلی شدید، گیج کننده و همراه با "ماندگی و برانگیختگی" است. در حالی که به نظر می رسد برخی دیگر اختلال کمتری را تجربه می کنند. درجه اختلال احتمالا به این که نوجوان با چه مقدار تغییر روبه رو است و این که آنها والدین و دوستان از وی حمایت می کنند یا نه، بستگی دارد (منصور، 1378). آرچر و واترمن در سال 1983 در تحقیق خود، دختران و پسران کلاسهای ششم و هشتم را مورد بررسی قرار دادند - سنین مطابق با دوره راهنمایی در ایران - و دریافتند که این دانش آموزان به طوی مساوی در بین دو پایگاه هویت سردرگم و پیش رس تقسیم شده اند. پیش رسی مفهومی است که نشان می دهد که فرد هنوز به سئوال هویت فردی خود توجه نداشته است و بدین معنا است که پنجاه درصد دانش آموزان هنوز متکی به نگرشها و تعهدات دیگران هستند و نیم دیگر آنها در پایگاه هویت سردرگم بوده اند، تنها نسبت کوچکی از این افراد شروع به شکل دادن هویت خود کرده بودند (شهر آرای، منتشر نشده).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤


   در طول سالهای اولیه زندگی، کودک خودهای متفاوتی دارد و از عدم ثبات بین آنها و فقدان وحدت و کلیت خود رنج نمی برد. ماهیت تفکر کودک مانع از کلیت و وحدت در معنای کامل خود است. تفکر عملیات عینی کودک توان او را برای درک انتزاعات پیچیده محدود می کند. او زمان حال را درک می کند و نگهداری امکانهای متعدد در ذهن به طور همزمان برایش مشکل است (بریگر، 1974).


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۳


   اریکسون کسی بود که در زمینه هویت در نوجوانی تلاشهای  زیادی انجام داد. اگر مفهوم واحدی وجود داشته باشد که تقریبا به طور جهانی تحول خود را در نوجوانی شرح دهد، آن تحول هویت می باشد و اگر یک نظریه پرداز وجود داشته باشد که تقریبا به طور جهانی به یاد آورده شود اریکسون است (شهر آرای، منتشر نشده). مارسیا، بلوس، لونیچر و کیگان هر یک به نو به خود در بسط و تصریح نظریه اریکسون در زمینه هویت و تحمل "من" سهم ویژه ای داشته اند. در زمینه مکانیزم تحول در دوره نوجوانی، بلوس با استفاده از نظریه ماهلر فرایند تفرد ثانویه را در دوره نوجوانی مطرح می کند، کیگان با زیر بنا قرار دادن نظریه پیاژه در زمینه تحول شناختی کوشش می کند انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر را توضیح دهد. لونیچر نیز با استفاده از روشهایی خاص درصدد بود تا به سئوال اساسی دوره نوجانی "من کیستم" بپردازد، مارسیا نیز با ارائه چهار پایگاه هویتی سردرگم، پیش رس، در حال هویت یابی و موفق، توانست سطح قوت "من" و نیز امکان تمایز پایگاه های بهنجار از پایگاه های نابهنجار را فراهم سازد و این مزیتی بود که در نظریه های پیشین وجود نداشت. از دیگر مزیت های مدل مارسیا نسبت به مدلهای رقیب، گستردگی مطالعات انجام شده در سه دهه اخیر در زمینه تحول هویت و ارتباط آن با سایر حوزه های روانشناسی است (رحیمی نژاد، 1379).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٢/۱۳


   افراد واقع در این پایگاه نه جستجوگری داشته اند و نه به تعهدی رسیده اند. آنها هیچ تعهدی نسبت به حوزه های مربوط به هویت ندارند و هیچ کوششی برای رسیدن به تعهدات از خود نشان نمی دهند (سامولیس و همکاران 2001). این افراد با اجتناب از تعهد و دوری درباره موضوعهای اصلی زندگی همانند شغل، ایدئولوژی و مذهب مشخص شده اند (درکین، 1995). غالبا بی احساس و بی علاقه به نظر می رسند و مشکلات تحصیلی در دانشگاه دارند (الیسون و شولتز، 2000).18 این افراد بالاترین نمره را در مقیاس ناامیدی نسبت به دیگر پایگاه ها، کسب می کنند (کروگر، 1996). ویژگی و مشخصه این پایگاه حالت آشفتگی می باشد. فرد نسبت به دیگران یا در زمینه های گوناگون دیگر، باور اندکی دارند، افراد واقع در این پایگاه تاکید زیادی بر نسبی گرایی و زندگی لحظه ای دارند به نظر می رسد که این افراد دارای تفکر نیستند. نقشهای اجتماعی را مرتب مورد آزمایش قرار می دهند و سریع تصمیم می گیرند و به راحتی هر نقشی را می پذیرند و بدین ترتیب سرگردان و بی هدف به نظر می رسند (اسپرنیتال و اسپرنیتال 1994 به نقل از شهرآرای، منتشر نشده). افراد واقع در این پایگاه از هیچ لذت فردی چشم پوشی نمی کنند، چنین به نظر می رسد که هسته اصلی شخصیت (من یا خود) فرد وجود ندارد و قبول کردن و رهاکردن سریع نقشهای اجتماعی او را فردی بدون خود (من) نشان می دهد (شهرآرای، منتشر نشده). افراد واقع در پایگاه سردرگم بالاترین سطح مشکلات روانشناختی و بین فردی را نشان می دهند. آنها از لحاظ اجتماعی بسیار گوشه گیر هستند و پائین ترین سطح صمیمت را با همسالان نشان می دهند (استیبرگ، 1999) برخلاف نوجوانان با هویت موفق و در حال هویت یابی که اطلاعات جدید را جستجو می کنند و هم چنین نوجوانان با هویت پیش رس که به اطلاعات قبلی خود تکیه می کنند این نوجوانان از اطلاعات به هر نوع اجتناب می کنند و در مورد مسائل و مشکلات تصمیم گیری را به تاخیر می اندازند (آقاجانی، 1380) با اینکه در پایگاه در حال هویت یابی و سردرگم تعهد وجود ندارد اما تفاوت آنها در این است که افراد واقع در پایگاه اخیر جستجوهایی برای یافتن راه حل های مختلف از خود نشان نمی دهند و تنها گذشت زمان و اتلاف وقت مطرح است (شهرآرای، منتشر نشده). در چهار پایگاه ذکر شده، یک پایگاه پیش نیاز برای پایگاه هویت موفق و در حال هویت یابی نسبت به دو پایگاه دیگر، احساس آرامش و رضایت بیشتری دارند، احساس نزدیکی و صمیمت بیشتری با والدین دارند و با دیگران نیز روابط صمیمی برقرار می سازند و پیش داوری و تعصب کمتری دارند (بریگر 2000) افراد واقع در دو پایگاه هویت سردرگم و در حال هویت یابی نسبت به دو پایگاه دیگر اضطراب بیشتر (شیخ روحانی، 1378) و سلامت روانی کمتری (ادبی، 1379) دارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱۳

   افراد واقع در این پایگاه با کلیه نقشها و ارزشهای والدین سازگار می شوند، به عنوان مثال فردی که مجبور به تبعیت از تمامی خواسته های پدرش است و یا اینکه خود داوطلبانه از پدر پیروی می کند، در این پایگاه قرار می گیرد (بریگر، 2001). افراد این پایگاه دارای تعهد هستند اما تعهدی که بدون هیچ جستجوگری به دست آمده باشد (زیمرمن و بیکر - استول، 2002). افراد پیش رس گویا از مسئولیتی که به دنبال آزادی وجود دارد می ترسند و هر آنچه را که بزرگترها و افراد با نفوذ در مورد رشته تحصیلی، شغل، دین و غیره می گویند، می پذیرند (درکین، 1995). این افراد به فردیت خود رسمیت نمی دهند و در عوض آنها به طور منفعلی هویت تحمیلی را قبول می کنند. به بیان واترمن این افراد می ترسند که اگر عقایدی را که با آنها پرورش یافته اند، زیر سئوال ببرند، در اتخاذ تصمیم سرگردان، بی هدف و ناتوان شوند یا کنترل تکانشی اعمال بکنند، در نتیجه آنها ممکن است در عقاید انعطاف ناپذیر و دارای رفتار دفاعی شوند (واترمن، 1985، به نقل از شهر آرای، منتشر نشده). افراد واقع در این پایگاه مستبدترین افراد هستند و از دیگر پایگاه ها دارای پیش داوری بیشتری هستند، همچنین این افراد بالاترین سطح نیاز را برای حمایت اجتماعی نشان می دهند، پایین ترین سطح خودمختاری و بیشترین صمیمیت با والدین از آن این پایگاه است (استیبرگ، 1999). این افراد درجه بالایی از همنوایی، استدلال اخلاقی قراردادی، انعطاف ناپذیری و وابسته بودن به مراجع قدرت را نشان می دهند، آنها استقلال و اعتماد به نفس و همین طور تمایل کمی برای تفکر در مورد خودشان نسبت به پایگاه های در حال هویت یابی و موفق دارند و همین طور در مقایسه با این دو پایگاه تکانشی تر هستند (برزونسکی، 1989، به نقل از آقاجانی، 1380) در یک تحقیق دانشجویانی که در پایگاه هویت پیش رس قرار داشتند، ر وابط بسیار کلیشه ای برقرار کرده و از لحاظ ابراز فردی، خودکارآمدی فرد و پیچیدگی شناختی در سطح پایین تری قرار داشتند، اما جالب است که این افراد در عزت نفس و جهت گیری به سوی هدف در سطح بالایی قرار داشتند شاید عزت نفس این دانشجویان و اهداف شغلی آنها مستقیما به قبول بدون سوال آمال و خواسته های والدین آنها مربوط باشد (اسپرنیتال و اسپرنیتال 1983، به نقل از شهر آرای، منتشر نشده).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٧


   این پایگاه با جستجوگری فعال فرد اما بدن دسترسی به تعهد کافی، توصیف می شود از نظر تحولی معمولا مقدم تر از پایگاه هویت موفق می باشد (اسکوارتز و دونهان، 2000). این افراد کوشش فعال برای تعهد داشته و سعی می کنند بین منابع گوناگون هماهنگی ایجاد کنند. این افراد اغلب با خودشان، دل مشغولی دارند. هرچند ممکن است آرزوهای والدین هنوز برایشان مهم باشد اما می کوشند تا بین آنها، تقاضاهای اجتماعی و توانایی های خود مصالحه ای ایجاد کنند. گاهی ظاهر گیج و سردرگمی دارند که حاکی از دل مشغولی و کشمکش درونی یا پرسشهایی است که در بعضی از مواقع غیر قابل حل به نظر می رسند، بعضی از افراد دارای پایگاه هویت در حال هویت یابی در تلاش های هویتی خود مهیج و مضطرب هستند، در حالی که بعضی دیگر کاملا متفکر بوده و از عقاید دیگران به آسانی تبعیت نمی کنند (مارسیا، .1994 به نقل از آقاجانی، 1380). این افراد دارای تردیدهای بیشتری نسبت به دیگر پایگاه ها هستند و نسبت به تجربیات جدید دیدی باز دارند ودیگران آنها را به عنوان افرادی انعطاف پذیر، حساس، علاقه مند و هیجانی توصیف می کنند ولی در مواقعی که از آنها ناراحت می شوند به عنوان افراد بی اراده، غیر قابل پیش بینی و پرخاشگر توصیف می شوند (مارسیا، 1980). در این پایگاه جستجوی صادقانه برای یافتن راه های مختلف وجود دارد و صرفا گذشت زمان و اتلاف وقت مطرح نیست، نوجوان لازم می بیند که به بررسی و آزمون خود در تجارب مختلف بپردازد تا به آگاهی بیشتری درباره خود دست پیدا کند. بنابراین پایگاه در حال هویت یابی یک رها کردن ساده نیست به گونه ای که شخص، بی هدف و سرگردان شود بلکه دوره فعال جستجوی هدف و آماده شدن برای تعهدات است (شهرآرای، منتشر نشده). افراد واقع در این پایگاه نیز دارای افکار خلاقی می باشند (اسکوارتز و دونهان، 2000). این افراد دارای بالاترین سطح تعارضات با افراد صاحب قدرت هستند و حداقل پیروی از آنها را نشان می دهند. (استیبرگ، 1999). پژوهش های اخیر ارتباط روشنی بین این پایگاه ها (در حال هویت یابی و موافق) و سطح رشد خود، عملیات صوری، استدلال اخلاق فراقراردادی پیدا کرده است هم چنین با سلامت روانشناختی، کنار آمدن و مقابله با تنیدگی، خود کارآمدی فردی، اضطراب پائین و منبع کنترل دروین رابطه مثبت دارد، دیگر مطالعات نشان می دهد که این افراد در برابر همرنگی بدون فکر مقاومت نشان می دهند و تصمیم گیریهای متعهدانه و از روی فکر انجام می دهند (شهر آرای، منتشر نشده). 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۳


   این پایگاه، مرحله نهایی شکل گیری هویت می باشد. نوجوان به تدریج افکار راجع به خود و همسان سازیهای پیاپی کودکی را به هم پیوسته، حتی به ماورای این طرحهای اولیه می رود تا به یک ماهیت وجود شخصی به عنوان فردی بی مانند دست پیدا کند. مارسیا هویت موفق را تقریبا شامل رویارویی با بحرانهای شخصی و تصمیم گیری متفکرانه می داند که در آن فرد نسبت به انتخابهای گوناگون و دشواری که زندگی برایش فراهم آورده آگاه می گردد (اکبرزاده، 1376).  این افراد به متفکران میانه رو گرایش دارند و اگر شرایط لازم فراهم باشد، تمایل به جستجوگری بیشتری دارند (اسکوارتز و دونهان، 2000).17 بر طبق مطالعات تجربی، جوانان دارای هویت موفق، امتیاز بالاتری در خودمختاری کسب می کنند و در تصمیم گیری مستقل از دیگران عمل می کنند. این افراد در شرایط تنیدگی زا عملکرد شناختی بهتری نسبت به پایگاه های دیگر دارند، خلاقیت بیشتری دارند و از تدابیر بهتری استفاده می کنند و از راهبردهای تصمیم گیری منطقی تر و مستدل تری نسبت به افراد دیگر پایگاه ها استفاده می نمایند (کروگر، 1996). افراد با پایگاه هویت موفق، از اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دیگر پایگاه ها برخوردارند و اضطراب نسبتا کمتری دارند. آنها دید مثبت و احساس خوبی در مورد آنچه می توانند و می خواهند با زندگیشان انجام دهند، دارند و نسبت به نظرهای نو دیدی باز دارند و به طور مستقیم با مسائل روبه رو می شوند. آنها پس از جستجو و ارزیابی اطلاعات مناسب و توجه دقیق به پیامدهای تصمیم گیرشان، تصمیم  می گیرند (ادبی، 1379).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢۸


کودک

بخش زیادی از تصور افراد از شغل و کار آینده، ناشی از رشد و تکامل صحیح (یا غلط) در دوران کودکی و نوجوانی است. از همان دوران کودکی که بچه‌ها در خانواده تلاش می‌کنند که در سوال و جواب از پدر و مادر یا در بازی‌های کودکانه، نقش آدم‌های مختلف را به خودشان بگیرند، عملا تاثیر شغل‌های مختلف در ذهن آنها نقش می‌بندد...

 

خیلی وقت‌ها می‌آید که هجومی از سوالات کودکان ما را احاطه می‌کنند که درباره یک شغل خاصی از ما می پرسند، یا اینکه وقتی از آنها سوال می‌کنیم که «دوست داری چه کاره شوی؟»، اسم شغلی را به زبان می‌آورند که یک دفعه تعجب می‌کنیم و از خودمان می‌پرسیم «این فسقلی چه‌طور به نتیجه رسیده که می‌خواهد این کاره بشود؟»، یا وقتی جلوتر می‌رویم و می‌پرسیم که «چرا دوست داری مثلا این شغل را انتخاب کنی؟»؛ آن وقت دلایل جالب، بامزه و حتی بعضا قابل تأملی از آنها می‌‌شنویم.

 

به تدریج که کودک بزرگ می‌شود و تجربه‌های اجتماعی جدی‌تر و عمیق‌تری پیدا می‌کند، نگرشش نسبت به شغل‌ها و شغل احتمالی آینده‌اش هم تفاوت پیدا می‌کند.

 

دوران نوجوانی و جوانی هم دوره‌ای است که تقریبا هویت انسانی فرد به تدریج شکل می‌گیرد و بر مبنای نقش احتمالی که برای خودش در خانواده و جامعه قایل است، دست به انتخاب می‌زند یا فقط تمایل به انتخاب را نشان می‌دهد.

 

اینکه توصیه می‌شود هیچ‌گاه تصورات و انتخاب شغلی را که از زبان کودکان و نوجوانان خود می‌شنوید، سرکوب نکنید و حتی به آنها کمک کنید که بیشتر راجع به آنچه فکر می‌کنند توضیح دهند، برای آن است که تفکر «رشد و تکامل» در نگرش آنها به شغل، جایگاه شغلی آینده و تاثیر جنسیت بر شغل آنها، در همین صحبت‌ها و برخوردها شکل اصلی خود را می‌گیرد.

توصیه می‌شود هیچ‌گاه تصورات و بیان انتخاب شغلی را که از زبان کودکان و نوجوانان خود می‌شنوید، سرکوب نکنید و حتی به آنها کمک کنید که بیشتر راجع به آنچه فکر می‌کنند توضیح دهند.

 لذا همواره از زبان روان شناسان و متخصصین امر می شنویم که لازم است با تخیلات کودک همراه شویم و حتی با آنها هم احساسی کنیم. آنان را ترغیب کنیم تا در بازی های نمادین خود نقش های مختلف را تجربه کند و سعی کنیم تا در اطلاع رسانی روز مره به کودکان حرفه ها و مهارت های مختلف را به آنان بشناسانیم.

 

 تمرین های کودک را در ایفای نقش های گوناگون به سخره نگیریم بلکه تلاش کنیم تا به وسیله همراهی، او را با چالش های اختصاصی حرفه مورد علاقه اش آشنا گردانیم. و او را برای مطالعه در مورد رشته ها  ومشاغل مورد علاقه اش تشویق کنید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱٦


   بحث درباره پایگاه های هویت توسط مارسیا مطرح شد. او با این کار خود می خواست مفهم هویت را به صورت عملیاتی مطالعه نماید. او بیان می کند برای اینکه یک مفهوم ارزشمند باشد باید دارای تعریف عملیاتی باشد تا بتوان آن را اندازه گیری نمود (مارسیا، 1987) جیمز مارسیا به صورت تجربی، تعارض هویت در برابر سردرگمی اریکسون را با دقت تشریح نمود و چهار حالت را از هویت براساس نگرشهای جستجوگری و تعهد نسبت به نقش های اجتماعی، توصیف نمود (کروگر، 1996).
   او با در نظر گرفتن وجود یا فقدان هر یک از دو معیار جستجوگری ( به زمان هایی اشاره دارد که نوجوان در هنگام گذر از آن به طور فعال درگیر انتخابهای متناوبی بین شغلها و اعتقادات مختلف است) و تعهد (که به توافق در سرمایه گذاری فرد در یک شغل و یا یک اعتقاد اشاره دارد) پایگاه های هویتی را تعیین کرد (دمبو، :1994 به نقل از آقاجانی، 1380).
   در اثر ترکیب این دو عامل مارسیا چهار پایگاه هویت سردرگم، پیش رس، در حال هویت یابی و موفق را مشخص نمود. در پایگاه هویت سردرگم فرد نه بحرانی (جستجوگری) داشته و نه به تعهدی دست یافته است. در پایگاه هویت پیش رس فرد جستجوگری نداشته اما دارای تعهد است. در پایگاه در حال هویت یابی فرد در دوره جستجوگری است اما هنوز تعهدی در او ایجاد نشده است و در پایگاه هویت موفق فرد بحران و جستجوگری را پشت سر گذاشته و دارای تعهد است (مارسیا، 1996).
   حوزه های بحران و تعهد دینی موضوعاتی که خود در زمینه آنها به جستجو می پردازد و به راه و نتیجه هایی دست پیدا می کند در سه زمینه شغل، جهان بینی و جهان بینی سیاسی بود. اما پایگاه های هویت که بعدها توسعه بیشتری یافت مشتمل بر دو بخش هویت بین فردی14 و ایدئولوژیکی15 می باشد، بخش هویت بین فردی شامل موضوعات روابط دوستانه، نقشهای جنسی، رابطه با جنس مخالف، تفریح و سرگرمی می باشد و بخش هویت ایدئولوژیکی نیز شامل ارزشها، مذهب، سیاست، شیوه و فلسفه زندگی می باشد (آدامز16، 1998)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦


   اریکسون رشد انسان را از تولد تا مرگ برحسب مجموعه ای از تعارض ها در نظر می گیرد، شخصیت در هر مرحله باید با یک تعارض خاص روبه رو شود. هر تعارض که به طور بالقوه در هنگام تولد، به عنوان یک زمینه فطری وجود دارد، تنها در یک مرحله معین در رشد، یعنی هنگام که محیط خواسته های معینی را از خود طلب می کند، اهمیت پیدا می کند. اریکسون این مواجهه یا رویارویی با محیط را بحران می نامد. این بحران شامل یک تعیین آشکار در دیدگاه فرد است. این دوره علاوه بر اینکه زمان ظاهر شدن نیروهای جدید و زمان تغییر انرژی از یک کانون به کانون دیگر خواسته های جدید محیطی است، زمان آسیب پذیری نیز محسوب می شود (شولتز، 1377). طی کردن موفقیت آمیز هر مرحله در واقع نشان می دهد که توازن بیشتر به سمت ارزش مثبت سنگینی می کند تا به سمت ارزش منفی. اگر این اتفاق بیفتد با سوگیری فرد نسبت به رویارویی های آتی که مرتبط به آن تعارض است ظاهر می شود. اریکسون معتقد است که همه افراد از هشت مرحله روانی - اجتماعی عبور می کنند و به تبع آن با هشت بحران مختلف مواجه می شوند، اما این اعتقاد را نیز دارد که ترتیب زمانی که ارائه کرده ثابت نیست و ممکن است در افراد به دلیل تفاوتهای فردی متفاوت باشد (آقاجانی، 1380)
   بحران هویت در مرحله هویت یابی در مقابل سردرگمی نقش به عنوان هسته نظریه اریکسون در مراحل هشت گانه رشد روانی - اجتماعی او مطرح گردیده است. اریکسون نوجوانی را یک دوره بحرانی می داند که در آن نوجوان احساس نیاز به تشکیل هویت دارد. در این مرحله نوجوان از یک طرف نیاز به داشتن هویت (وحدت خود) دارد و از طرف دیگر احساس نیاز برای برخورد باتقاضاهای خارجی پراکنده از جامعه دارد. او باید این تعارض را حل کرده و جایگاه خود را در این میان مشخص سازد. از نظر اریکسون نوجوانی دوره خودیابی روان شناختی در رابطه با سئوالات فردی همانند من که هستم؟ و من به کجا می روم؟ (درکین، 1995) اگرچه این سئوالات و فرایند تشکیل هویت ریشه در کودکی دارد اما در نوجوانی ابعاد جدیدی پیدا می کند که این مساله به دلیل تراکم زیاد تغییرات جسمانی، شناختی و ارتباطی این دوره بسیار اهمیت پیدا می کند (جونز و هارتمن، 1988).12
   اریکسون معتقد است که شکل گیری موفق هویت فردی در نوجوانی طی زمان و براساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعی شکل می گیرد و نوجوان باید بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد تا تعادل روانی وی تضمین شود.
   ولی اگر سرخوردگی و عدم اعتماد جایگزین آن گردد و به جای تماس با مردم، نوجوان گوشه گیر و به جای تحریک به رکود گراید و به جای خودآگاهی و تشکیل هویت دچار ابهام در نقش شود، هماهنگی و تعادل روانی به هم می خورد و دچار نابهنجاری می شود (شولتز، 1377)13
   اریکسون (;1959 به نقل از احمدی، 1378) معتقد است که این بحران هویت و عدم تعادل ممکن است نوجوان را به ابهام و سردرگمی در نقش بکشاند که دارای عوارضی از این قبیل است:
   الف) اختلال در احساس زمان و وقت، در این صورت فرد احساس می کند که گذشت زمان مهم نیست و برای کاری بیش از حد وقت دارد. در مقابل دسته ای از جوانان احساس می کنند که همه چیز به سرعت می گذرد و وقت کافی برای انجام کار خود ندارند.

ب) توجه زیاد فرد نسبت به خویشتن، در این حالت فکر فرد مشغول خصوصیات بدنی یا نقش و شغلی است که بر عهده دارد و افکار او از دایره تنگ خویشتن آزاد نمی شود.
   ج) هویت منفی، نوجوان نقش و وظایفی را که به خانواده یا جامعه برای او مناسب می داند با تمسخر و پرخاشگری و به صورت خصمانه رد می کند و گاهی رفتار عجیب و غریب و یا جامعه خود دارد.
   اریکسون بر این باور است که شکل گیری پذیرش هویت فرد تکلیفی کاملا دشوار و اضطراب زایی است، چون در آن نوجوان باید  نقش ها و ایدئولوژی های مختلف را برای انتخاب مناسب  ترین آنها تجربه کن و بیازماید. او نوجوانی را به عنوان وقفه ای بین کودکی و بزرگسالی در نظر می گیرد. نوعی خودیابی روان شناختی که برای اختصاص دادن زمان و انرژی به آزمون نقش ها و تصاویر ذهنی کاملا ضروری است. افرادی که از این مرحله مشکل با یک احساس هویت قوی بیرون آیند. آماده هستند با یک احساس گسترش یافته از اطمینان از خود و اعتمادبه نفس، با آینده بزرگسالی خود روبرو شوند. (شولتز، 1377)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦

   رابرت کیگان (;1979 به نقل از کروگر، 1996) با الهام از نظریه شناختی پیاژه، هویت را یک فرایند کلی می داند که شناخت و عاطفه را با هم در برمی گیرد. شکل گیری هویت حول این موضوع است که چگونه "خود" از قبل ساخته شده از بین می رود و مجددا شکل می گیرد. در نظر او هویت فرآیندی است که در طی آن مرزهایی بین خود و دیگران بنا می شود، از بین می رود و یا اصلاح می شود و بدین ترتیب شناخت و احساس پرورش می یابد.
   بلوس متولد 1902 که از دوستان دوران کودکی و از همکاران دوران بزرگسالی اریکسون بود، از جمله نظریه پردازانی می باشد که نظریه خود را بر محور روان تحلیلگری سنتی بنا نمود. او آنچنان که ماهلر فرایند جدایی و تفرد نوزاد را تشریح کرده بود، نوجوانی را به عنوان تجربه فردیت ثانویه می نگرد. او به جای واژه هویت از اصطلاح "منش"11 استفاده نمود. او یکی از شرایط شکل گیری منش در بزرگسالی را کسب هویت جنسی، احساس مردی یا زنی با مرزهای ثابت و جدا از یکدیگر می داند (آقاجانی، 1380).
   جین لونیچر از دهه 1970 به انتشار آثار خود در زمینه هویت پرداخت، او هویت را بزرگترین مشخصه شخصیت می داند، در نگاه او "خود" که همان هویت می باشد وسیله ایست که سبب می شود فرد واقعیتهای خارجی را به طور گزینشی ادارک کند تا اضطراب خود را کاهش دهد. او رشد منش اخلاقی، کنترل تکانه و درونی ساختن قواعد رفتاری را جزو کنشهای "خود" می داند که به صورت تدریجی کسب می شود. این کنشها که در روان تحلیلگری به کنش فراخود نسبت داده می شد در نظریه لونیچر به خود (من) نسبت داده می شود. (کروگر، 2000).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱



در سال ۱۹۶۳، یک روان‌شناس آمریکایی به نام بتی فریدن با یک وضعیت روانی غیرعادی که در بین زنان، در سنین مختلف، به طور گسترده‌ای شایع بود روبرو گشت. او در ابتدا دلیلی برای وجود این وضعیت نمی‌شناخت و از این رو در مقابل این پدیده کاملاً گیج و حیرت‌زده شده بود. زنان (اکثراً متاهل) از افسردگی، ناتوانی در تمرکز کردن، گریه بی‌دلیل، خواب زیاد و احساس خستگی غیرعادی شکایت داشتند. آن‌ها در یک کلمه، احساس ناخشنودی و غمگینی می‌کردند. و همان طور که گفته شد ظاهراً دلیلی برای وجود چنین احساسی در بسیاری از آن‌ها وجود نداشت. آن‌ها ازدواج‌های موفقی داشتند، فرزند داشتند،


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٢
دکتر مهدی صابری، روانپزشک پزشکی قانونی، در گفتگو با عصر ایران:

 

پس از فتوای امام، فریدون پورملک آرا، به تایلند رفت و تن به جراحی تغییر جنسیت داد و زن شد و با نام مریم پورملک آرا، به زندگی اش ادامه داد و در فروردین امسال، در سن 61 سالگی،درگذشت.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳٠

من یک دختر هستم اما احساس می کنم به عنوان یک دختر جذابیتی برای جنس مخالف ندارم. رفتارهایم پسرانه است و همیشه به فعالیت هایی علاقه دارم که در میان دختران جاذبه ندارد. از وقتی یادم می آید در دوران کودکی به بازی با پسران علاقه داشتم و بازی های پسرانه را می پسندیدم. از موی بلند و ظاهری دخترانه خوشم نمی آمد و همیشه از مادرم می خواستم که لباس هایی شبیه به لباس پسران برایم تهیه کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸


بیماران ترانسکشوال چه کسانی هستند؟ افرادی که به اختلال هویت جنسی (Gender Identity disorder) مبتلا هستند، آن گروه از بیمارانند که در شناخت هویت جنسی خود دچار اختلال شده‌اند. مشکل این بیماران به هیچ وجه داشتن یا نداشتن رابطه جنسی نیست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۱

 

من کیستم؟ پاسخ به این پرسش سهل و ممتنع، ارزیابی و شناخت فرد را نسبت به هویت درونی و ملموس خویش تبیین می کند. روان شناسان و متخصصان علوم اجتماعی بر همین اساس، مفاهیمی نظیر هویت و بی هویت را مطرح می کنند و بخشی از ناهنجاری های رفتاری خرد و کلان جامعه را به آن نسبت می دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱٥


 
یک روان‌پزشک با اعتقاد به این‌که با درمان نشدن اختلال هویت جنسی(T.S)، مشکلات فرد مبتلا بیشتر می‌شود، گفت: وی از ازدواج فرار می‌کند و در صورت ازدواج نیز با همسر خود سازگاری ندارد. این افراد حتی با خانواده خود مشکل دارند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢۳


از طریق فرزند خود، با دوست خیالی ارتباط برقرار کنید. نترسید، کسی شما را دیوانه نمی‌داند؛ البته لزومی‌ندارد که بیش از حد در بازی غرق شوید. منطقی باشید و هیجانات خود را کنترل کنید. شما فقط یک بازیکن هستید و گرداننده اصلی بازی فرزندتان است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢

زبان فارسی، با وجود «پارسی» بودن، زبان قومی قوم مشخصی در ایران نبوده، کما اینکه بسیاری از مردمان خارج از محدوده تاریخی پارس، بیشتر از هزار سال است که از این زبان به عنوان زبان مادری استفاده می کنند


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/٢٥

 

من کیستم؟ پاسخ به این پرسش سهل و ممتنع، ارزیابی و شناخت فرد را نسبت به هویت درونی و ملموس خویش تبیین می کند. روان شناسان و متخصصان علوم اجتماعی بر همین اساس، مفاهیمی نظیر هویت و بی هویت را مطرح می کنند و بخشی از ناهنجاری های رفتاری خرد و کلان جامعه را به آن نسبت می دهند.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar