مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱٩
عدم آگاهی از هیجان ها و عواطف خود و دیگران، می تواند با افسردگی و اضطراب یا دیگر علایم روانی خود را نشان دهد، به همین دلیل لازم است در کنار درمان های معمول، برای افزایش توانایی های هیجانی، خودآگاهی، توانایی رو به رو شدن با استرس ها و تجربه های دردناک، به افراد کمک کرد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

 با وجود آن که هوش بهر(IQ) بالا تضمین کننده رفاه، شخصیت اجتماعی یا شادکامی در زندگی نیست، با این حال مدارس و فرهنگ ما صرفا بر توانایی‌های تحصیلی تاکید می‌کنند و هوش هیجانی(EQ)، یعنی مجموعه‌ای از توانایی‌ها و صفاتی که بی‌اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند را نادیده می‌گیرند.

حتما تا به حال با افرادی روبه رو شده اید که از هوش کافی برخوردار بوده اما در زندگی اجتماعی و شغلی خود موفق نیستند.

می‌دانیم که معیاری برای سنجش مغز ما به نام IQ (هوش بهر) وجود دارد که سال ها فکر می‌کردیم که فرمانروای بدن است و رفتار ما براساس تشخیصی که او می‌دهد کنترل می‌شود، هرکجا رفتار خردمندانه ای از کسی سرمی زند یا برعکس، سریع به آن نسبت می‌دادیم.

اولین بار در سال ۱۹۹۰ روانشناسی به نام سالوی، اصطلاح هوش هیجانی(EQ ) را برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به کار برد. درحقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است. به عبارتی عاملی است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه می‌کند و به واسطه داشتن مهارت های اجتماعی بالا منجر به برقراری رابطه خوب با مردم می‌شود.

روانشناسی به نام گلمن می‌گوید: هوش شناختی در بهترین شرایط تنها ۲۰ درصد از موفقیت ها را باعث می‌شود و ۸۰درصد از موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موقعیت ها در گرو مهارت هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می‌دهند.

هوش هیجانی و رضایت از زندگی

ما اگر بتوانیم بین دوقوه عواطف و منطق تعادل برقرار کنیم به حداکثر رضایت از زندگی خواهیم رسید.بسیاری از پژوهش‌ها نشان می‌دهد آن دسته از افرادی که از هوش هیجانی(EQ) پایینی برخوردارند دچار ناخشنودی عمومی می‌شوند به این معنا که بیشتر از سایر افراد جامعه دچار احساس یأس، تنهایی و افسردگی می‌شوند.این افراد غالبا آدم هایی وابسته هستند و خیلی زود شکست می‌خورند.میگناir.افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند افرادی با انگیزه، مهربان و صمیمی بوده و مرکز توجه در یک جمع هستند. هوش هیجانی به فرد کمک می‌کند تا ارتباطات فردی موفق تری داشته باشد، بداند در کجا چگونه صحبت کند، چگونه احساساتش را مدیریت کند.باید دانست که هوش شناختی( IQ) قابل افزودن نیست، اما خانواده‌ها می‌توانند با یکسری آموزش ها هوش هیجانی را در کودکان خود افزایش دهند، به عنوان مثال اکثر خانواده ها به کودکان خود می‌گویند تو هیچ وقت نباید عصبانی شوی، در صورتی که باید به کودکان آموخت چگونه خشم خود را کنترل کنند چرا که کنترل نکردن خشم در فرد باعث می‌شود او در آینده شغل خود و یا بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی خود را از دست بدهد.

ارتباط هوش هیجانی و موفقیت

هوش هیجانی عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین می‌کند. یعنی افرادی با داشتن هوش عمومی متوسط و هوش هیجانی بالا خیلی موفق تر از کسانی هستند که هوش عمومی بالا و هوش هیجانی پایین دارند. پس هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس ها است.درباره ارتباط میزان موفقیت افراد و هوش هیجانی باید گفت افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، از شادابی، نشاط، سرزندگی و استقلال بیشتری در کار برخوردارند و عملکرد بهتری دارند. همچنین این افراد نسبت به زندگی خوش بین تر بوده و در برابر استرس مقاوم تر و از پیشرفت و موفقیت بیشتری در زندگی برخوردارند.

بررسی های انجام شده در مورد اعتماد به نفس، همدلی، خودابرازی، خوشبینی و تحمل فشارهای روانی که همگی از مؤلفه های هوش هیجانی هستند، نشان می‌دهد که ارتقای این مهارت ها در افراد با ارتقای مهارت های اجتماعی و سلامت و بهداشت روان آنها همبستگی معناداری دارد.

وقتی هوش بهر در زندگی به کمک نمی‌آید

با وجود آنکه هوش بهر بالا تضمین کننده رفاه، شخصیت اجتماعی یا شادکامی در زندگی نیست، با این حال مدارس و فرهنگ ما صرفا بر توانایی های تحصیلی تاکید می‌کنند و هوش هیجانی، یعنی مجموعه ای از توانایی ها و صفاتی که بی اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند را نادیده می‌گیرند.

نتیجه این وضع خیل عظیم فارغ التحصیلان دانشگاهی است که در سطوح بالای دانشگاهی دارای مدرک اند ولی در پیش پا افتاده‌ترین روابط عاطفی و اجتماعی خود به شدت دارای مشکل اند.زندگی هیجانی حیطه ای است که مانند ریاضیات یا ادبیات می‌تواند در آن مهارتی کم یا زیاد داشت و مجموعه توانایی های خاص خود را می‌طلبد. برخلاف هوش بهر که سابقه حدود 100سال تحقیق بر صدها هزار نفر را به همراه دارد، هوش هیجانی مفهوم جدیدی است، در حالی که عده ای معتقدند که هوش بهر را نمی‌توان از طریق تجربه یا آموزش چندان تغییر داد، ولی هوش هیجانی و قابلیت های عاطفی مهم را می‌توان به کودکان آموخت و سطح آن را در بزرگسالان ارتقا داد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱۱


با فکر کردن به باهوش‌ترین افرادی که می‌شناسید احتمالا چند خصیصه بارزشان را به خاطر می‌‌آورید، به احتمال زیاد این افراد با کمترین تلاش ، بالاترین نمره‌ها را در مدرسه می‌گرفتند. آنها شغل‌های خوبی دارند ، ولی در ارتباط با همکارانشان موفق نیستند. و با اینکه دوستان زیادی دارند، ولی روابط جدی شخصی‌شان اندک است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٧

 

رشد اجتماعی کودک بستگی مستقیمی با درک وی از اجتماع و رابطه حاکم بر آن دارد . اولین رفتار اجتماعی عمده در کودکان لبخند است که در 2-3 ماهگی ظاهر می شود و این لبخند باعث ایجاد روابط متقابلی بین کودک و بزرگسالان می شود و پیوند عاطفی مستحکم تر می گردد . روابط عاطفی بین کودک و مادر در رشد اجتماعی کودک اهمیت بسزایی دارد.
مهارتهای لازم برای رشد عاطفی - اجتماعی :
1 -حالات چهره :
2- تمایز چهره ها و صداها : ترکیب چهره و صدا برای کودک جالب تر از چهره یا صدا به تنهایی است . نوزاد تغییرات جزئی در چهره و صدای یک فرد را تشخیص می دهند و همچنین چهره مادر را از یک مانکن یا شکل انتزاعی تشخیص می دهند آنها به مادران خود بیشتر خیره می شوند و به پدران خود بیشتر لبخند می زنند .
3- تعامل های کودک : علائم اصلی تعامل اجتماعی نگاه کردن و حرف زدن هستند . تبادلات مادر و کودک در حین شیر خوردن بازی رو در رو در رشد عاطفی و اجتماعی کودک موثر است . بسیاری از رفتارها در این دوران مبتنی بر تعامل همگانی اند مانند بچه گانه حرف زدن حالت چهره ، تقلید از رفتار کودک و همین رفتار بچه گانه بزرگسال و رفتار بزرگسالانه کودک سبب می شود که این دو بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند . کودکان شیر خوار در اغاز تبادل با طرف مقابل ، دستشان را تکان می دهند گویی به او سلام می کنند و همچنین حرکت دهان در آنها دیده می شود در زمانی که چهره کودک گریان و بغض آلود می شود نشان از نارضایتی و پایان تبادل است . یکی از حالتهای کودک در ارتباط با مادر بالا کشیدن ابروست زمانی که ما در صورتش را به سمت او ثابت نگه می دارد و این حاکی از کنجکاوی کودک است .
کودکانی که حداقل هوشیاری آغوش پذیری توجه به چهره و صدای بزرگسال را از خود نشان می دهند به عنوان بچه های دشوار تلقی می شوند و این رفتارها با میزان تماس چشمی نوزاد به هنگام تعامل با مادر در چند ماه بعد ارتباط دارد .
4- تفاوتهای فردی در مهارتهای اجتماعی : این تفاوتهای فردی از همان ابتدای کودکی در واکنش به بوها و مزه های مختلف آشکار می شود و بر اساس این واکنش ها کودکان به دو گروه برون گراو درون گرا تقسیم می شوند . کودکان برون گرا را حالات چهره بروز می دهند ولی واکنش فیزلوژیک نشان نمی دهند و این کودکان درون گرا برعکس است یعنی از لحاظ بی حالت هستند ولی از لحاظ فیزیولوژیکی به محرک اجتماعی واکنش نشان می دهند یعنی از لحاظ بی حالت هستند ولی از لحاظ فیزیولوژیکی به محرک اجتماعی واکنش نشان می دهد .
5- ترس از غریبه و وابستگی به مادر : کودک از 9 ماهگی نسبت به فرد غریبه واکنش منفی نشان می دهد اختلالات مربوط به  وابستگی در کودکان زودرس طرد شده آزار دیده و کودکانی که مادران افسرده و الکی دارند بیشتر است . یکی دیگر از نشانه های وابستگی کودک به مادر این است که طفل برای اینکه بفهمد چه واکنشی عاطفی باید از خود نشان دهد یا در موقعیت جدید چه باید بکند منتظر اشاره ای از جانب مادر می شود و این دلالت جویی اجتماعی نامیده می شود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۱۱



۱) با همدلی گوش دهید: وقتی کودکتان احساساتش را بیان می کند با همدلی و از نزدیک به حرف او توجه کنید و مانند آینه ای آنچه او به شما ابراز کرده را باز گو کنید. مثلا اگر فکر می کنید کودک شما به خاطر اینکه شما وقت زیادی را با کودک تازه به دنیا آمده می گذرانید، احساس تنهایی و رهاشدگی می کند، از او بپرسید که آیا چنین احساسی دارد؟اگر او تأیید کرد به او بگویید: حق با توست مامان خیلی با نی نی مشغول شده است. سپس از زندگی و کودکی خود داستانهایی برای او بگویید که نشان دهد حرف او را فهمیده اید و با او همدردی می کنید. مثلاً وقتی که خواهر و پدرتان با هم به پارک رفته بودند و شما را نبرده بودند! اینکه چگونه شما به پدر و مادرتان احساس خود را گفتید و آنها چگونه کمک کردند که شما احساس بهتری پیدا کنید. این حرفها به کودک شما نشان می دهد که او تنها نیست و این احساس نا خوشایند او هم از بین خواهد رفت.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید: کودکان نوپا که هنوز کلمات کافی نیاموخته اند و درک رابطه علت و معلولی را کامل ندارند، روشی برای ابراز احساسات خود بلد نیستند. سعی کنید به کودک یاد بدهید که به احساسات خودش برچسب بزند و نام آنها را یاد بگیرد. اگر او از اینکه نمی توانید او را به پارک ببرید نا امیدانه دست و پا می زند تا شما را راضی کند، به او بگویید که می دانید او از این که نمی تواند به پارک برود ناراحت است.

حتی می توانید به او یاد بدهید که می توان درباره یک اتفاق احساسات متناقضی داشت مثلاً طبیعی است که اولین روز مهد کودک او همزمان هیجان زده باشد و بترسد. اگر کودک شما ناراحت است و اتفاق خاصی برای او نیفتاده است ببینید به تازگی چه وقایعی در اطراف او رخ داده مثلاً اسباب کشی کرده اید و یا شما و همسرتان با هم جرو بحث داشته اید. اگر نمی دانید علت ناراحتی او چیست به بازیهای او توجه کنید و ببینید چه می کند. اگر عروسک مادر در بازی او زیاد داد می زند شاید بتوانید حدس بزنید که علت ناراحتی او چیست؟

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید: به جای اینکه به کودک خود بگویید دلیلی برای ترس و ناراحتی تو وجود ندارد. به او توجه کنید و با او همدردی کنید. مثلاً اگر از اینکه نتوانسته به تنهایی پازلی را کامل کند، عصبانی شده و قشقرق به پا می کند؛ به او بگویید می دانم که واقعاً ناامیدکننده است که آدم نتواند یک پازل را تمام کند. بهتر است بدانید وقتی به او می گویید که واکنش نامناسبی داشته او فکر می کند نباید احساسات خود را بیان کند و باید بر آنها لگام بزند.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید: اگر هنگام رفتن به دندانپزشکی و مطب دکتر فرزندتان هیجان زده شده و قشقرق به پا می کند، قبل از رفتن با او صحبت کنید و او را برای رفتن آماده کنید. به او توضیح دهید که در مطب چه چیزهایی در انتظار اوست و برای چه باید به آنجا بروید. درباره زمانی که شما هم می خواستید به یک مکان تازه بروید و هیجان داشتید صحبت کنید و مثلاً به او بگویید که چگونه از اولین روزی که سر کار می رفتید واهمه داشتید و چطور ترستان ریخت. صحبت کردن و آماده کردن کودک قبل از رفتن به مکانهای تازه به او کمک می کند که بهتر با شرایط تازه کنار بیاید و کمتر قشقرق به پا کند.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید: ممکن است فکر کنید که این کار برای یک کودک نوپا زود است اما حتی از همین سنین هم می توان به کودک مهارتهای حل مساله را یاد داد. وقتی با کودکان دیگر اختلاف پیدا می کند، محدودیتها را برایش مشخص کنید و او را راهنمایی کنید که به راه حل مناسب دست پیدا کند. مثلاً اگر خواهر کوچکترش مداد او را برداشته و نمی دهد و دارند با هم کشمکش می کنند و مداد را از دست هم می کشند، به او بگویید می دانم که از دست خواهرت عصبانی هستی چون مدادت را برداشته اما حق نداری او را بزنی بلکه می توانی مداد دیگری به او بدهی و مال خودت را از او بخواهی. به نظرت چه کارهای دیگری می توانی بکنی تا مدادت را از او پس بگیری؟ اگر او راه حلی نداشت از او بخواهید یک نفس عمیق بکشد و مطمئن شود که فک و دستان و پاهایش محکم و بی حرکت هستند و آنوقت با به دست آوردن کنترل خشمش از او بخواهید که با صدای محکم و بدون خشم احساسش را بگوید: من از عصبانیت دیوانه می شوم وقتی خواهرم وسایل مرا بر می دارد. به او نگویید که نباید عصبانی شود. لازم است کودک هم بداند که هر انسانی حق دارد خشمگین شود اما تا جایی که به خودش وکسی آسیبی نرساند.

۶) خودتان الگو باشید: بهتر است به خودتان هم توجه کنید و ببینید که در مقابل حرکات و رفتار کودکتان چه عکس العملهایی از خود نشان می دهید. لازم است وقتی شما هم از دست او عصبانی می شوید در کلام و لحن صدایتان این خشم بروز نکند. مثلاً اگر وقتی کودک گریه می کند و چیزی می خواهد که نمی توانید و نباید به او بدهید؛ نه تنها او را نزنید بلکه هرگز به او نگویید: تو منو دیوونه می کنی!! بلکه بگویید این رفتارت مرا عصبانی و ناراحت می کند. در این حالت کودک می تواند بفهمد که رفتارش را دوست ندارید و با خود او مشکلی ندارید. در ضمن یادتان باشد که از انتقادهای بیش از حد خودداری کنید. چون با این کار اعتماد به نفس او را جریحه دار می کنید.

یادتان باشد به احساسات منفی خودتان هم اهمیت بدهید و بدانید که با پنهان کردن احساسات بد خود نمی توانید کودکانی بدون ناراحتی بار بیاورید. بلکه تنها با این کار او را گیج می کنید و موجب می شوید او خیال کند که بابت احساسات منفی اش باید شرمنده باشد و احساس گناه کند. بنابراین بهتر است به او نشان دهید که شما هم عصبانی و ناراحت می شوید اما سعی می کنید احساسات خود را با روش مناسبی کنترل کنید تا به کسی آسیبی نرسد. تنها در این حالت است که کودک هم یاد خواهد گرفت چطور و چگونه در شرایط مختلف از هوش هیجانی خود استفاده بکند.



● ۶ گام برای تقویت هوش هیجانی کودک

۱) با همدلی گوش دهید.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید.

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید.

۶) خودتان الگو باشید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱۱



نتایج تحقیقات گسترده نشان می دهد که مهارت های هوش هیجانی، درزندگی تحصیلی، شخصی و اجتماعی کردن کودکان نقش مهمی ایفا می کند. هیجان ها قادرند توجه را به هر سمت سوق دهند که این خود بر یادگیری، حافظه و رفتار تاثیر می گذارد. مثلا توانایی کنترل هیجان ها می تواند به کودکان کمک کند در کلاس درس تمرکز حواس داشته باشند و موقعیت های اضطراب زا را اداره کنند. در واقع کودکانی که مهارت های بالاتری از لحاظ هوش هیجانی دارند، در مقایسه با کودکانی که از این لحاظ دارای مهارت های کمتری هستند، تمایل دارند موقعیت های تحصیلی بالاتری را تجربه کنند.

بنابر تحقیقات انجام شده، وجود کمبود در مهارت های هوش هیجانی با استعمال دخانیات، افسردگی و خشونت کودکان مرتبط بوده است. برای نمونه شواهد نشان می دهند برای پسرها تابع امیال آنی بودن در خردسالی، احتمال بزهکاری و خشونت را در سنین بالاتر افزایش می دهد و برای همه کودکان، ناتوانی در مهار اضطراب و افسردگی، احتمال استفاده از مواد مخدر را در مراحل بعدی زندگی بیشتر می کند.

همچنین ناتوانی کودکان در تشخیص حالت های هیجانی چهره دیگران می تواند مستقیماً با دشمنی و پرخاشگری آنان مربوط باشد. چون کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان غیرپرخاشگر دشمنی بیشتری در دیگران مشاهده می کنند. برعکس، کودکانی که در تشخیص هیجان ها مهارت بیشتری دارند، دارای ارتباطات اجتماعی مثبت تری هستند. آنها قادرند روابط اجتماعی مطلوبی را در مدرسه ایجاد کنند، در محیط مدرسه احساس راحتی بیشتری دارند، حمایت معلمان و همکلاسی های خود را بیشتر جلب می کنند و دلبستگی سالم تری نسبت به مدرسه در آنان شکل می گیرد.

خوشبختانه هوش هیجانی مفهومی، قابل یادگیری است. برخلاف بهره هوشی که در طول زندگی سطح آن تقریباً ثابت است، هوش هیجانی را می توان افزایش داد. متخصصان برای بالابردن هوش هیجانی کودکان توصیه هایی برای والدین دارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

کودک نوپا بسیار روحیات متغیری دارد. در یک لحظه سلطان جهان است و با شادی دور اتاق می دود و در لحظه ای دیگر مانند یک گاو خشمگین می شود و با نا امیدی گریه می کند و اسباب بازیهایش را پرت می کند. البته لازم نیست نگران شوید همین بحرانهای کودکی فرصت خوبی است برای اینکه شما بتوانید در سن کم به کودکتان یاد بدهید که چگونه احساسات قوی خود را کنترل کرده و خودرا آرام کند. وقتی شما به کودک می آموزید که احساسات خود از جمله خشم و عصبانیت و هیجان را کنترل کند، در واقع به تکامل هوش هیجانی او کمک کرده اید. لازم است بدانید هوش هیجانی به کودک شما کمک می کند تا با احساسات خود و دیگران کنار بیاید و آنهارا درک کند، با دیگران ارتباط برقرار کند و به راحتی با دیگران پیوند محکم دوستی ایجاد کند. روان شناسان عقیده دارند می توان هوش هیجانی را در کودکان و حتی افراد بالغ افزایش داد. با ما در این مقاله همراه شوید و بخوانید:

لابد می پرسید این دیگر چه هوشی است؟ همانطور که برای موفقیت در درس خواندن نیاز به هوش تحصیلی (IQ) است، تنظیم ارتباط سالم و درک احساسات دیگران هم به هوش عاطفی یا هیجانی (EQ) نیازمند است. واژه هوش هیجانی برای اولین بار توسط واین پاین د ر رساله د کترا استفاد ه شد ه است ولی مایر و سالووی د ر سال ۱۹۹۰ معنای آن را توسعه د اد ند . آنها هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجان های خود و د یگران و تمایز بین آن ها و استفاد ه از اطلاعات به عنوان راهبرد تفکر و عمل می د انند. هوش هیجانی دست کم در زندگی اجتماعی اهمیتی فراتر از هوش تحصیلی دارد. دارا بودن این هوش است که در طول تاریخ مصلحان و نخبگان اجتماعی را از نخبگان علمی جدا می کند.

هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست. کسانی که هوش هیجانی بالا دارند، ظرفیت بالایی برای شناخت احساسات و هیجان های خود و دیگران دارند و از این هیجان ها به بهترین نحو برای برقراری ارتباط با خود و دیگران استفاده می کنند.

هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و در بده بستان های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی کند، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش های کوچک را نادیده بگیرد، نگذارد نگرانی، قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ کند. هوش هیجانی به کودک شما کمک می کند تبدیل به بزرگسالی مسئول وبا اعتماد به نفس شود که با مهارت روابط بین فردی خود را پیش می برد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۱

آکادمی آمریکائی امراض نوزادان به مادران پیشنهاد می کند، برای نوزادان خود از 6 ماهگی زمانی که نوزاد همراه با مادر از نگاه کردن به عکس های کتاب لذت می برد، کتاب بخوانند. بعضی از کارشناسان معتقد هستند، مادران و پدران می توانند برای نوزادان تازه متولد شده نیز کتاب بخوانند. در حقیقت مهم نیست که نوزاد چند ساله باشد .خواندن فرصت بزرگی است برای در آغوش گرفتن نوزاد و برقراری ارتباط با او.
 
کتاب خواندن برای نوزادان به ساختن کلمات نوزادان و تحریک تصورات انها کمک کرده و مهارت های برقراری ارتباط را در نوزاد تقویت می کند. در حقیقت هر چه قدر بیشتر با نوزاد خود از ابتدا صحبت کنید، در پرورش و رشد بهتر نوزاد مفید است.  مطالعات نشان داده است، مهارت های زبان و حتی هوش به تعداد کلماتی که نوزاد هر روز می شنود ارتباط پیدا می کند. همچنین صحبت کردن با نوزاد به او کمک می کند تا سریعتر کلمات را یاد گرفته و مفهوم آنها را درک کند.در ماه های اول، همانطور که نوزاد صحبت های شما را می شنود به ریتم زبان بیشتر از محتوا توجه دارد. بنابراین زمانی که می خواهید مطلبی را بخوانید هر چیزی را می توانید امتحان کنید، کتابهای کودک، یک مجله و یا حتی یک رمان.

نوزاد شما ممکن است مجذوب عکس های روشن و درخشان داخل کتاب شود. بنابراین تا آنجائیکه می توانید از کتابهای مقوایی عکس برجسته و یا کتابهایی که دارای تصاویر زیادی هستند استفاده کنید. تصاویر رنگارنگ ذهن نوزاد را تحریک کرده و به بیان احساسات او کمک می کند.نوزادان در این شرایط احساسات خود را با فریاد کشیدن، نزدیک بردن کتاب به سمت دهان و یا پاره کردن صفحات کتاب ابراز می کنند. به همین منظور به والدین پیشنهاد می شود از کتاب هایی که دارای صفحات مقوایی و سنگین هستند استفاده شود. این کار به دوام کتاب کمک بیشتری می کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٩

 

یکی از مطرح ترین مباحث در حوزه روان شناسی معاصر، بحث مدیریت هیجانات است.

انسان با مجموعه احساسات و هیجانات مختلف در طول زندگی خود روبه رو می شود و چنان چه این هیجانات و احساسات را به خوبی کنترل کند، می تواند زندگی و روابط فردی و اجتماعی سالم تری داشته باشد. اصولاً بیشتر افراد در کنترل هیجانات منفی دچار مشکل می شوند و در ابراز این دسته از هیجانات است که مشکلات اصلی بروز پیدا می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸


افرادی که بسیار در موقعیت خشم قرار می‌گیرند، می‌توانند بدون استفاده از دارو و تنها با تمرینات خاصی بر خشم خود فائق آیند. به گفته «توماس دنسون» از دانشگاه «نیوساوث‌ولز»، در این تمرینات، افراد راست دست باید برای کارهایی مانند گرفتن ماوس رایانه، هم زدن نوشیدنی یا باز کردن در، از دست چپ خود استفاده کنند و افراد چپ‌دست نیز خلاف آن را به کار ببرند. تنها دو هفته انجام این تمرینات می‌تواند تمایل به رفتار انگیزشی را کاهش دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۳



بسیاری از مشکلات ارتباطی ناشی از برداشت‌هایی است که افراد از پیام‌های یکدیگر می‌کنند. در واقع این تجارب ما هستند که برداشت‌های ما را تسهیل می‌کنند.

آنچه افراد را برای برداشت اشتباه کمک می‌کند، پیام‌های ضمنی است یا واژه‌های مشترکی که بار عاطفی متفاوتی دارند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٩


محققان در دانشگاه کلگیت دریافتند زبان اشاره و استفاده از دستها برای بیان مفهوم پیام تاثیر بالایی بر افزایش درک مخاطب از مفهوم مورد نظر دارد. به بیانی دیگر آنها معتقدند دستها بلندتر از کلمات حرف می زنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/۱٩
 
نزدیک به صد سال پس از ظهور علم روان‌شناسی، روان‌شناس‌ها وقتی که از هوش» حرف می‌زدند، منظورشان هوش منطقی بود. آنها روز به روز، تست‌های...

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/٢٦

 
با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.
سلامت نیوز: در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱٢



تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است. ‌اما در اغلب موارد این امر، از مردان و همچنین از زنان پوشیده باقی می‌ماند. ‌با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی ‌می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱٠


عضو انجمن روانشناسان کشور گفت: هوش هیجانی و عاطفی آموختنی است و به دوران کودکی برمی‌گردد بر این اساس والدین و مربیان مدرسه باید روش کنترل هیجانات را به کودکان و دانش آموزان بیاموزند.

علی اسماعیلی اظهار داشت: بر اساس یافته‌های‌ اخیر روانشناسان، افراد موفق علاوه بر هوش شناختی دارای هوش عاطفی نیز هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٢/٢

 

یکی از تفاوتهای بارز میان مردان وزنان امیال آنها میباشد هیچ موقع زنان را نمیشود به یک دید نگاه کرد چون هر کدام از آنها دارای دنیای بزرگی میباشند که شناختن این دنیا حتی برای خود شخص آسان نمیباشد امیال زنان را به چهار گروه تقسیم میکنیم


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱٧

دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا تبیین می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالا تری دارند.ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.وقتی نود و پنج دانشجوی دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۴۰ را- یعنی دورانی که دانشجویان دانشگاه های شرق آمریکا را افرادی با بهره های هوشی متنوع تر از امروز تشکیل می دادند-تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، چنین دیدند که افرادی که بالاترین نمره های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی بهره وری و موفقیت شغلی از همدوره ایهای ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنان حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی با رضایت از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیتی برتر نداشتند[1] با ظهور عصر اطلاعات و ارتقاء ارزش مندی ارتباطات انسانی و هم چنین بروز موقعیت‌های استراتژیک سازمانی، نظریه هوش عاطفی رشد چشم گیری یافته و از مباحث پرطرفدار سازمانی شده‌است. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت‌های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانش‌های پیشین، چون بهره هوشی و مهارت‌های فنی یا حرفه‌ای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شده‌است به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیده‌است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

به بیان خیلی ساده، هوش هیجانی، یعنی این که به جای این که بگذاری فقط منطقت در تصمیم گیری هایت مؤثّر باشد، از احساساتت هم استفاده کنی. ضمن این که قدرت این را داشته باشی که احساساتت را کنترل و مدیریت کنی». این، تعریفی بود که سالووی و مایر در سال 1990م، ارائه دادند؛ امّا بعدها، روان شناسان دیگر، خیلی ریز تر، به تعریف هوش هیجانی پرداختند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

شاید لازم باشد اوّل ببینیم کلمه هوش» که مثل نُقل و نبات میان صحبت های ما ریخته است، چه معنایی دارد. قابل قبول ترین تعریفی که تا به حال از هوش ارائه شده این است: توانایی آدمیزاد برای سازگاری و پیشرفت در موقعیت های مختلف زندگی». کسانی که روی هوش منطقی تأکید داشتند، می گفتند که این توانایی سازگاری در آدمی ، بر می گردد به IQ یا بهره هوشی یا همان توانایی های موروثی ذهنِ او. آنها بهره هوشی را با ابزاری می سنجیدند که معلوم می کرد که یک آدم، چه قدر حساب و کتابش خوب است،


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

هوش هیجانی بر نوعی هوش یا مهارت دلالت می کند که شامل توانایی درک کردن و تشخیص تاثیرات معین هیجانات خود فرد یا دیگران می باشد و آخرین تحول و ابداع مهم در درک روابط بین تفکر و هیجان است. هوش هیجانی شامل توانایی دریافت هیجانها ، هماهنگ ساختن هیجانات و احساسات مرتبط ، درک و فهم اطلاعات مربوط به هیجانات و نیز مدیریت هیجانات می باشد .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٩

کودکان موجب می شوند که واژه "دمدمی مزاج" معنای جدیدی پیدا کند. یک لحظه کودک شما پادشاه جهان است و با شادی و خوشحالی به این سو و آن سو می دود؛ کمی بعد مثل یک گاو نر خشمگین شده است، از روی ناامیدی مطلق گریه می کند و اسباب بازیهایش را به این سو و آن سوی اتاق پرتاب می کند. مانند بسیاری دیگر از والدین ممکن است برای شما هم پیدا کردن راهی برای پاسخ دادن به احساسات و رفتارهای کودک در این لحظات سخت و دشوار، مشکل باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٩

همان طور که گفته شد، روان‌شناسانی که از هوش هیجانی، به عنوان مهم‌ترین عامل موفّقیت فردی، دفاع می‌کنند، معتقدند که این نوع از هوش، اکتسابی است و می‌توان آن را پرورش داد. آنها راه‌های مختلفی را برای پرورش هوش هیجانی پیشنهاد می‌کنند که بعضی از آنها را ـ‌که با فرهنگ ایرانی اسلامی، بیشتر منطبق هستندـ می‌خوانید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢

 

تقریباً ده سال بعد از این که مفهوم هوش هیجانی در روان شناسی جا افتاد، یک گروه از روان شناسان دیگر، در فکر در انداختن سقفی نو در روان شناسی افتادند. آنها که نام مکتب قرن بیست و یکمی خودشان را گذاشتند روان شناسی مثبت گرا»، توجّه خودشان را گذاشتند روی جنبه مثبت زندگی انسان ها. آنها گفتند که تا کی روان شناسی می خواهد از بیماری و غم و غصّه مردم حرف بزند. این آدمیزاد، ویژگی های مثبتی هم دارد که باید مورد مطالعه قرار بگیرند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢

 

این هوش  بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه  به شرح زیر دارد  که 15  عامل  در آن موثر هستند.افراد  تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند هوش  هیجانی بالاتری  دارند.

1- مهارتهای درون فردی شامل:

خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢

 

به اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستیابی به ازدواجی موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است: «باید بدانی چه موقع معذرت‌خواهی کنی و هنگامی که همسرت کار مورد علاقه‌ات را انجام نداد به روی خودت نیاوری.» مانند بسیاری از سخنان موجز و نغز دیگر، سادگی ظاهری این دستورالعمل، فریبنده است. در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت‌خواهی کنید و نیز برخورداری از توانایی‌هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن در هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت‌های هیجانی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. نکته جالب توجه در مورد این مهارت‌ها این است که بدانیم این‌ها شباهت زیادی به اجزا یا ابعاد تشکیل دهنده سازه هوش هیجانی دارند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱


خطوط فکری و حالات هیجان‌های نادرستی که می‌تواند به روابط زناشویی لطمه بزند در سال‌های اخیر به دقت مورد بررسی قرار گرفته‌اند. با استفاده از مقیاس‌های فیزیولوژیک پیچیده می‌توان لحظه به لحظه نوسانات عاطفی یک زوج را در برخوردهای میان آنها بررسی کرد. این مقیاس‌های فیزیولوژیک جنبه‌های زیستی و پنهان مشکلات زوجین راآشکار می‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۳٠


نحوه رفتار والدین با فرزندان خود پیامدهای عمیق و دراز مدتی بر زندگی عاطفی و هیجانی آنها می‌گذارد. رفتار مستقیم آنان با کودک و همچنین شیوه برخورد والدین با یکدیگر درس‌های نیرومندی به فرزندان می‌آموزد. سه نمونه از رایج‌ترین الگوهای رفتاری نامناسب عبارتند از:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥



بنا بر تعریف ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد ، هوش عاطفی یا هوش هیجانی ، شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود است . به عبارت دیگر ، شخصی که هوش هیجانی بالاتری دارد سه موله هیجان ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند که عبارتند از مولفه شناختی ، مولفه فیزیولوژی و مولفه رفتاری .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

جک بلوک روان‌شناس دانشگاه کالیفرنیا افراد را بر حسب جنسیت، IQ و EQ به چهار دسته تقسیم می‌کند:
مردانی با IQ بالا: این مردان از روی توانایی‌های گسترده عقلانی‌شان مورد شناسایی قرار می‌گیرند چنین افرادی جاه‌طلب، منتقد، لجوج و دارای توانایی بالا در حل مسائل عقلانی می‌باشند. اما به دلیل هوش هیجانی پایین کمرو، فروتن و نازک نارنجی‌اند از روابط جنسی خود رضایت ندارند و از نظر احساسی سرد و بی‌عاطفه‌اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٤


هوش هیجانی (EQ) به عنوان یکی از عوامل بسیار موثر در موفقیت فردی شناخته شده است. هوش هیجانی یعنی توانایی مهار تمایلات عاطفی و هیجانی خود، درک خصوصی‌ترین احساسات دیگران، رفتار آرام و سنجیده در روابط انسانی و خلاصه همانطور که ارسطو گفته است: «مهارت نادر به حق عصبانی شدن در حد و اندازه معقول، در زمان مناسب، با دلیل موجه و به شیوه شایسته»


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢۱

ضریب هوشی یاIQ نزد اغلب افراد شناخته شده است و در مکالمات روزمره نیز کاربرد دارد. ضریب هوشی بالا در معنای عمومی آن برای توصیف افرادی به کار می رود که به قول معروف نکته ها را می گیرند، توانایی درک و تجزیه و تحلیل بالایی دارند و احتمالا از خود خلاقیت یا قابلیت های هوشی و فکری قابل توجهی بروز می دهند.  
در چنین شرایطی انتظار می رود آنان کهIQ بالاتری دارند در زندگی و کار موفق تر باشند، در حالی که چنین نیست. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۸/۱٤

با پیوستن تجربیات یادگیری به یکدیگردر زندگی، ترکیبی ازفعالیت ها در8 سبک مختلف یادگیری  پدید می آید که اثربخشی مثبت درونداد، و حداکثر نگه داشت را در پی خواهد داشت.
همانطورکه می دانیم 8 سبک یادگیری یا هوش    بوسیله ی هاوارد گاردنر    Howard Gardner    تحقیق و منتشر شده که شامل هوش ریاضی/ استدلالی، بینایی/فضایی، انگیزشی، زبانشناسی، میان فردی، درون فردی، طبیعت شناسی و موسیقی می شود.
درزیر، شما می توانید درمورد هوش درون فردی و پیشنهاداتی که درمورد گسترش آنها داده شده است، مطالب بیشتری بدانید. ...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢

امروزه روانشناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش علمی دارند، هوش هیجانی را نیز به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت‌های مختلف قلمداد می‌کنند. بطوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوشی عاطفی متفاوت از یکدیگر باشند و این تفاوت به شیوه‌های گوناگون در زندگی آنها نمود پیدا کند. کارکردها و عملکردهای افراد به دلیل داشتن درجه هوش هیجانی متفاوت بوده و کل زندگی آنها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/۱

 

 امروزه روانشناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش علمی دارند، هوش هیجانی را نیز به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت‌های مختلف قلمداد می‌کنند. بطوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوشی عاطفی متفاوت از یکدیگر باشند و این تفاوت به شیوه‌های گوناگون در زندگی آنها نمود پیدا کند. کارکردها و عملکردهای افراد به دلیل داشتن درجه هوش هیجانی متفاوت بوده و کل زندگی آنها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/۱٦

 

موریس.ای.الیاس از دانشگاه راجرز آمریکا و مؤلف کتاب «تصمیم گیری اجتماعی و رشد مهارت های زندگی» چنین می گوید:
«مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود و یا دیگران صدمه می زند».


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/۱

رشد فکرى افراد، افزایش خلاقیت و اعتماد به نفس زمانى در یک خانواده افزایش پیدا مى کند که افراد خانواده از نظر عاطفى ساعات بیشترى را براى گفت و گو در کنار یکدیگر بگذرانند. این در حالى است که براساس تحقیقات انجام شده میزان گفت وگو در خانواده هاى ایرانى کمتر از ۳۰ دقیقه بوده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/۱

مردان و زنانى که زندگى زناشویى پرتنشى دارند، اغلب در دوران کودکى تعامل صحیح را نیاموخته اند و در خانواده هایى بزرگ شده اند که به دلیل اختلاف هاى پدر ومادر روابط عاطفى ضعیفى میان اعضاى خانواده برقرار است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/۱٤

می‌دانیم که "هیجان" در جریان تعلیم و تربیت بسیار مهم است. زیرا توجه را بر می‌انگیزد، که باعث انگیزه یادگیری و حافظه می‌گردد. شکی نیست که طریق انسجام یافتن رفتارها، هیجان‌ها و شناخت‌ها در دهه اول رشد، کاربرد مهمی در کنش هیجانی و روانی فرد در تمام پهنه زندگی دارد. در الگوی رشد عقیده بر این است که در جریان رسش و پختگی بعضی از اجزای ترکیبی هیجان، زودتر از اشکال شناختی آن رشد می‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٤

"هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است. این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است. توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست. عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند. هم حسی یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست. مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجان های خویش در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنان است."


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar