مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢٠

با پدر و مادرش در خیابان مشغول قدم زدن است. به اولین مغازه اسباب بازی که می رسد، دست پدر یا مادرش را می کشد و آن ها را به جلوی ویترین مغازه می آورد. به یکی از اسباب بازی ها اشاره می کند و فریاد می زند: «من اینو می خوام!». همان جا روی زمین می نشیند و آن قدر گریه می کند که پدر و مادرش مجبور می شوند، آن اسباب بازی را برایش بخرند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢

 

همه ی ما چه زن و چه مرد بارها در موقعیت هایی قرارگرفته ایم که گفتن کلمه "نه" علی رغم میل باطنی برایمان سخت و دشوار بوده است چون بیش از رضایت خودمان دلواپس توجه و رضایت دیگران هستیم ! زیرا از کودکی همواره اموخته ایم که باید برای رضایت دیگران بیشتر از خواسته های خود ارزش قائل باشیم .
 
راضی نگه داشتن تمام ادمهایی که در اطراف ما هستند تقریبا غیر ممکن است ضمن اینکه ما وظیفه نداریم برای خوشنودی ورضایت دیگران بیش از توان خود تلاش کنیم.
 
نادیده گرفتن خود چه بسا سبب ترغیب دیگران واطرافیان نسبت به ابراز درخواستهای غیر منطقی شان خواهد شد و در این جاست که نباید اجازه قربانی شدن در برابر خواسته های نا بجای دیگران را به خود بدهیم.
 
در صورتیکه گفتن منطقی کلمه "نه" گاهی اوقات نهایت صداقت و صراحت وشجاعت ما را میرساند در نتیجه دیگران احترام بیشتری را برای ما قائل خواهند شد.
 
به گفته کارشناسان بهترین بهانه برای "نه" گفتن میتواند امور شخصی ومراقبت از خود باشد.
 
برای مثال وقتی در مقابل دعوتی که برایتان جالب نیست قرار گرفتید بگویید نمی توانم دعوتت را قبول کنم اما از اینکه به فکر من بودیید واقعا ممنونم.
 
سعی کنید در هنگام رد یک تقاضا بیش از حد وارد جزئیات نشده وتوضیح ندهید و تصور نکنید باید پاسخ منفی خود را توجیه کنید.
 
گفتن "نه" ، به برخی از درخواستهای دیگران به این معنا نیست که ما فردی تنبل ویا خودخواه هستیم بلکه یعنی ما تعهداتی با اولویت بالاتر نسبت به درخواست مطرح شده دارییم بعلاوه "بله" گفتن همیشه هم جایز نیست ومیتواند تاثیری منفی بر سلامت ذهنمان داشته باشد.
 
پرهیز از انجام یک سری از کارهایی که از ما خواسته می شود میتواند برای ما وقت خالی کافی را ایجاد کند تا به علایق وکارهای عقب افتاده خودمان بپردازیم مثلا در کلاسهای متفاوت شرکت کنیم یا به دیدن جاهای دیدنی برویم .
 
راه کار مودبانه "نه" گفتن به یک تقاضا اعتماد به توانایی خود است نپذیرفتن خودمان را مودبانه و محکم و با صراحت اعلام کنیم و از به کار بردن عبارات توجیه گرایانه ویا پوزش خواهی اجتناب کنیم و از گفتن سخنانی که نشان از عدم اطمینان ما باشد هم استفاده نکنیم .
 
اگر کلام ما از استحکام کافی برخوردار باشد دیگران به خود اجازه نخواهند داد جهت ترغیب ما به انجام خواسته هایشان مجددا سعی وتلاش کنند.
 
ما هیچ نیازی به شرح وتوضیح علت عدم پذیرش خود نداریم بعلاوه نباید نسبت به رد انجام درخواست دیگران احساس گناه کنیم بلکه باید توجه کنیم که انجام کارهایی که تمایل چندانی به انجام ان نداریم احساس بدی را در ما ایجاد می کند که باید با اعتماد به نفس و انگیزه بالا با ان مقابله کنیم ودست از کوشش خود بر نداریم.
 
گفتن "نه" همیشه برای نخستین بار ممکن است سخت وناخوشایند باشد اما به مرورزمان وبا تمرین وممارست آسانتر شده و دستیابی به ان سهل تر می گردد.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٧


یک جامعه‌شناس می‌گوید بر اساس مطالعاتی که انجام گرفته ۷۰ درصد افرادی که در جوانی معتاد می‌شوند، مهارت «نه» گفتن نداشته‌اند. کرامت‌ا... راسخ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه به فرهنگ آشتی می‌گوید: «بهادر شفرز در کتاب خود با عنوان «مبانی جامعه‌شناسی جوانان»، که من آن را ترجمه کرده‌ام، می‌نویسد مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که حدود ۷۰ درصد افرادی که در جوانی معتاد می‌شوند،در محافل دوستان و همسالان و ناتوانی در «نه» گفتن برای نخستین بار مواد مخدر مصرف می‌کنند». در همین حال «دکتر هومان نارنجی‌ها»، مدیرکل امور فرهنگی و پیش‌گیری ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز پیشتر گفته بود:«طبق یافته‌ها، بیش از ۶۰ درصد اعتیادهای ایرانی با تعارف دوستان شکل می‌گیرد.بخش اعظم این موضوع،از فقدان مهارت‌هایی چون «نه» گفتن و ترس از تمسخر دوستان، ناشی می‌شود که البته این معضل در گروه نوجوان و جوان بیشتر قابل توجه است». در همین زمینه راسخ می‌افزاید: «عواقب ناتوانی در نه گفتن بسیار بیشتر از آن چیزی است، که تصور می‌کنیم. ما در مورد مسئله اعتیاد بیشتر به عوامل بیرونی توجه داریم. نیروهای انتظامی را تقویت می‌کنیم و یا راه‌های نفوذ از مرزها را مشکل‌تر می‌کنیم. اما کمتر به بعد اجتماعی این مسئله و عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر آن توجه می‌کنیم».
● «نه» را یک شهروند می‌گوید
این جامعه‌شناس معتقد است که مهارت «نه» گفتن را تنها یک «شهروند» می‌تواند داشته باشد:«نه را یک شهروند می‌گوید. تا زمانی که زمینه‌های لازم برای پیدایش و خلق شهروند فراهم نیست، ما با افرادی سروکار خواهیم داشت که نه تنها دشواری دارند«نه» بگویند، بلکه در سرنوشت خودشان و کشورشان نیز مشارکت نخواهند کرد. البته تربیت و سروکار داشتن با شهروند پرسشگر در برابر رعیت مطیع هزینه‌هایی هم دارد که به نظر من پرداختن به آنها در مقایسه با منافعی که حاصل می‌شود، می‌ارزد». راسخ، شهروند را این‌گونه تعریف می‌کند: «در اروپا در سه قرن گذشته تحولاتی انجام گرفت که واحد اجتماعی از رعیت به شهروند تغییر پیدا کرد. شهروند بر خلاف رعیت فقط تکلیف ندارد.بلکه حقوق و وظایف دارد و این حقوق و وظایف در چارچوب قراردادی که قانون اساسی نامیده می‌شود،بین حاکم و افراد جامعه تعیین می‌شود.بنابراین در این جوامع به تدریج رابطه بین حاکم و افراد جامعه تغییر کرد که به این عنصر جدید شهروند می‌گویند».
این جامعه‌شناس،تمام پدیده‌های اجتماعی مربوط به انسان را تحت تاثیر دو سری از عوامل ارزیابی می‌کند: «نخست عوامل ساختاری، یعنی عواملی که در بیرون از فرد تصور می‌شوند، مانند ساختارهای گوناگون از جمله خانواده، سازمان‌ها و نهادها و غیره. عوامل دیگری نیز وجود دارند که منشاء آنها را باید در شخصیت فرد جستجو کرد. به اصطلاح عواملی که بیشتر جنبه جامعه‌شناسی دارند و عواملی که بیشتر جنبه روان شناسی».
● فردیت در سایه ارزش‌های جمعی
کرامت‌ا... راسخ با اشاره به اینکه جامعه ایران یک جامعه سنتی است، می‌‌گوید که در جوامع سنتی به طور کلی ارزش‌های جمعی بیشتر از ارزش‌های فردی اهمیت دارند:«در جوامع سنتی در ساختارها پهنه دامنه و در محمل‌های جامعه پذیری مانند خانواده و مدرسه تاکید بر ارزش‌های جمعی می‌شود. این امر مزایا و معایبی دارد. یکی از معایب آن محدود شدن فضا برای شکل گیری شخصیت فردی است. فردی که در چنین محیط پرورش پیدا می‌کند، نمی‌تواند به سادگی نه بگوید».
او می‌افزاید: «مهارت «نه» گفتن درست از همین جا سرچشمه می‌گیرد. یعنی اینکه تا چه اندازه در خانواده یا جامعه به ما کمک شده تا فردیتمان تقویت شود و فردیت دچار آنچنان استحکامی باشد که ما را در موقعیتی قرار بدهد که بتوانیم «نه» بگوئیم. من فکر می‌کنم این مهارت را می‌توان بیشتر در خانه کسب کرد».
جامعه‌شناسان و روانشناسان تاکید می‌کنند که فرد باید مهارت «نه گفتن» را در خود تقویت کند اما در جامعه‌ای مانند ایران به نظر می‌رسد که «نه گفتن» مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. یعنی فردی که می‌خواهد نه بگوید باید منتظر واکنش شدید اطرافیان باشد.از کرامت‌ا...راسخ می‌خواهم که این وضع را تحلیل کند:«جالب است شما دست روی نکته حساسی گذاشتید. این پرسش در واقع بیانگر تعارضی است که ما در آن گرفتار هستیم. جامعه ما از افراد می‌خواهد که با ادب باشند. افراد برای با ادب بودن ناچار هستند نظرات خود را پوشانده و زیر فشار اجتماعی مناسب خواست دیگران عمل کنند. اگر مسئله در همین حد باقی می‌ماند، خب می‌شد با آن کنار آمد. اما چینی‌ها می‌گویند بادی که بر فراز بادبان‌ها می‌وزد، خبر از طوفان در کوهستان می‌دهد. این مسئله نوک قلعه یکی از معضلات اساسی جامعه ما است. بدنه اصلی آن پوشیده و در درون آب قرار دارد. مشکل اصلی تعارض بین جامعه‌ای است که می‌خواهد عناصر اصلی تشکیل دهنده آن یعنی افراد جامعه شهروندان رشید و توانا به داوری و دارای قدرت انتخاب باشند، اما موادی که در اختیار این افراد می‌گذارد از آنها رعیت‌های مطیع یا متظاهر به مطیع بودن می‌سازد. جالب اینکه ضمن آرزوی شهروند شدن مردم از آنها انتظار است که براساس همان چارچوب‌های شناخته شده رفتار کنند. واکنش در برابر استقلال رأی تنها یکی از جلوه‌های زندگی در این تعارض است».
● توانایی نسل کنونی در «‌نه» گفتن
این جامعه‌شناس دو راهکار را نیز پیش رو می‌نهد:«با توجه به صحبتی که کردم راهکار من دو عرصه را می‌تواند در بربگیرد. این دو عرصه عبارتند از آن محل‌هایی که کودکان و جوانان در سنین اولیه زندگی یعنی تا سن ۱۸ سالگی با آنها سر و کار دارند. نقش خانواده و سپس مدارس و به طور کلی مکان‌های آموزشی در این ارتباط دارای اهمیت است. در خانواده این روند تقریبا در ایران شروع شده‌است یعنی خانواده‌ها امروز اختیارات بیشتری به بچه‌هایشان می‌دهند و بچه‌هایشان دارای استقلال بیشتری هستند. تصور من این است که نسل کنونی و نسل آینده، احتمالا توانایی‌های بیشتری از نسل‌های گذشته برای «نه گفتن» خواهد داشت. مشکل اصلی نهادهای دیگری هستند که کودک در آنجا بیشتر با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی آشنا می‌شود. در ایران در متون آموزشی ما و به طور کلی در کل جامعه بر ارزش‌های جمعی تاکید می‌شود. تاکید بر ارزش‌های جمعی به طور ناخودآگاه و گاهی هم آگاهانه سبب می‌شود تا شخصیت فرد در سایه ارزش‌های جمعی پرورش پیدا کند. این تعارضی است که من فکر می‌کنم با آن روبه‌رو هستیم. در مراکز آموزشی باید کوشش کنیم که بچه‌ها از کودکی دارای شخصیت قوی‌تری بشوند که این شخصیت قوی‌تر آنها را در موقعیتی قرار دهد که بتوانند در مواقعی که لازم است نه بگویند».
● برخی مواقع توانستن در نخواستن است
دکترحسن عشایری، روانشناس در گفت‌و‌گو با فرهنگ آشتی، مهارت «نه» گفتن را این‌گونه تعریف می‌کند: «در روند رشد ذهنی کودک این اتفاق می‌افتد که دیگر بفهمد دنیا دلبخواه نیست. بلکه باید بتواند یک جاهایی هم بازداری کند.در قدم بعدی آرام آرام در روند رشد بتواند مقاومت کند، نظم پیدا کند. یک جاهایی تشخیص دهد به نفعش است که توانستن در نخواستن است و «نه مقدس» را بگوید».
دکتر عشایری معتقد است که ایرانی‌ها رفتار جرات ورز را یاد نگرفته‌اند: «واقعیت است که زبان فارسی خیلی با تعارف و حرمت سروکار دارد و زبان شعر و ادب و تعریف است. روی این اصل ما واقعیت‌ها را آن‌گونه که هست با شایسته‌ترین رنگ، رنگ نمی‌زنیم یا پر رنگ می‌کنیم یا کمرنگ. به دلایلی که در گذشته در تربیت جمعی بوده خیلی جاها پاسیو و منفعل هستیم. یعنی یک عامل بازدارنده درونی است که نمی‌تواند نه را بگوید.ذهن محاسبه‌گر، ترس و تجربه‌ای دارد که بهتر است نه را نگوید ازطرف دیگر به او یاد نداده‌اند. فرد از خانه تا آموزش و پرورش، تربیت‌اش جوری نیست که در مقابل یک گفته معلم نه بگوید یا استدلال ورزی کند.در حالی که تربیت صحیح این است که یک جاهایی هم بتواند با استدلال ورزی ابراز وجود کند. ما رفتار جرات ورز را که آیتم‌های خاصی دارد یاد نگرفته‌ایم».
اما چرا ایرانی‌ها رفتار جرات ورز را فرا نگرفته‌اند. این روانشناس می‌گوید: «برای اینکه شعاع اعتماد کم است. برای اینکه بیشتر زورمداری و مردسالاری و قدرتمداری و حتی در گذشته
تمامیت خواهی و توتالیتریسم حاکم بوده که آرام آرام باید از بین برود ولی طول می‌کشد».
دکتر عشایری معتقد است که چون شعاع اعتماد قوی نیست فرد نیز نمی‌تواند ابراز وجود کند: «چون شعاع اعتماد قوی نیست روی این اصل فرد نمی‌تواند برود جلو و ابراز وجود کند، اعتراض کند، استدلال ورزی کند، در عقیده‌اش و وجودش پایداری کند. بر عکس زود تسلیم سرنوشت می‌شود».
این روانشناس می‌گوید:«جوانی که نتوانسته ابراز وجود کند، فردا کنکور می‌دهد و قبول نمی‌شود. دو تا دوستش جمع می‌شوند و می‌گویند بیا بزن تا روشن شوی. نمی‌تواند «نه» بگوید می‌گویند بچه ننه است و برای اینکه یادگرفته همه جا پاسیو و منفعل باشد، نتوانسته حل مسئله کند و اسمش را شکست می‌گذارد. در حالی که باید به او آموزش دهند که این یک تجربه است و مسیر زندگی مهم است، پیامد مهم نیست. پیامد مدار نشود هیجان مدار نشود، مسئله دار باشد. یک بینش خاصی به زندگی داشته باشد آن وقت مسلما شرایط کاملا عوض می‌شود».
● فرد باید بتواند ابراز وجود کند
دکتر عشایری، راهکار حل این مسئله را در تربیت صحیح خانواده و آموزش و پرورش می‌داند:«مسلما از خانه گرفته تا مدرسه و آموزش و پرورش در شکل‌گیری ذهنیت و بینش ما اثر می‌گذارند.بینش باید عوض شود و برای این بایستی بگوئیم کسی که از خودش ابراز وجود می‌کند، خود پنداری قوی دارد باید به او پاداش بدهیم. ارزش‌های جامعه در پاسیو بودن، منفعل بودن، بله گفتن، سر به زیر بودن و اطاعت کورکورانه نباشد. بلکه آگاهی بالا رود، بنابراین می‌رسیم به اینکه آگاه شویم و حقوق خود و حقوق دیگران را رعایت کنیم».

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٧/۱٥


این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند. این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.
تقویت مهارتهای نه گفتن
مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.
اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.
به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.
اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید.

خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ، روابط اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۱٥


اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.
نه گفتن به خود
هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید.

زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند.
نه گفتن به دیگران
زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود.
در چه مواردی نه می‌گوییم؟
آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می‌رسد، داشته باشیم. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند. مثل درخواست فردی مبنی بر استفاده از سیگار ، یا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اینها مواردی هستند که نتایج وخیم و جدی برای فرد به بار می‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم برای ابراز قاطعیت در این موارد را داشته باشد. در موارد دیگری چون امانت دادن کتاب به دوستی که خودمان آنرا نیاز داریم یا موارد مشابه دیگری می‌توان در ابتدا به دنبال راهکارهای دیگر بود در صورت عدم وجود این راهکارها از این مهارتها استفاده کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٥


کودکان در سنین خاصی ویژگیهایی دارند که اندکی متفاوت از ویژگیهای آنها در سالهای دیگر زندگی است. در حدود سنین 4 - 5 سالگی تمایل دارند، استقلال بیشتری داشته باشند. در مقابل خواسته‌های دیگران مخالفت می‌کنند و به عبارتی از قول والدین لجبازی می‌کنند. این دوره سنی به سن ، نه گفتن معروف است. بطوری که رفتار معکوس به نحوی در اکثر عملکردهای کودک دیده می‌شود و او به نحوی می‌خواهد بر خلاف خواسته والدین خود عمل بکند. این ویژگیها بطور طبیعی در این سنین آغاز می‌شوند و می‌توان گفت تمرینات اولیه‌ای برای پیدا کردن مهارتهای مرتبط در سنین بزرگسالی هستند.

مشابه این حالت را ما یکبار دیگر در دوره نوجوانی مشاهده می‌کنیم. در این دوره سنی نیز فرد بویژه نسبت به خواسته‌های والدین فرد حالت عناد و منفی کاری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل کند. این کار روشی برای نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اینکه این دوره‌ها به عنوان دوره‌های اختصاصی نه گفتن معروفند، اما یادگیری نه گفتن در هر سنی امکان پذیر است، با توجه به اینکه جهت دهی ویژگیهای فرد اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥


چرا باید نه بگوئیم؟
آیا نه یک مهارت است؟
چگونه می‌توان آنرا یاد گرفت؟

اینها سوالاتی هستند که شاید برای برخی افراد مطرح شده باشند. از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی اجتماعی‌اش است. هر فردی ، برای خود عقاید ، ایده‌ها و اهدافی دارد، شیوه زندگی را برای خود برگزیده است و لازم است در مواردی که احساس کند این اهداف و ایده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشکل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهای خاصی استفاده کند تا بتواند خود را در مسیر مناسبی که برای خود برگزدیده است، نگه دارد. انسان اراده و اختیار و آگاهی دارد. بر اساس اراده خود می‌تواند تصمیمهایی برای زندگی داشته باشد. این تصمیمها از موارد بسیار جزئی یا موارد بزرگ و پراهمیت را شامل می‌شود، آنچه که به عنوان مانعی او را عملی ساختن تصمیمات خود باز دارد باید به نحوی از گذر مسیر او برداشته شود. برای چنین اقدامی قاطعیت ، قدرت و به عبارتی مهارتهایی چون نه گفتن و ... مورد نیاز است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۱۳

اولین کاری که باید انجام داد. تشخیص احساسات دست و پاگیر یا باورهایی است که در سر وجود دارند. برای مثال اگر دوستانتان می‌خواهند کتابی از شما قرض بگیرند و یا شما را به میهمانی دعوت کنند با گفتن کلمه نه چه نتایج منفی را پیش‌بینی می‌کنید؟

به نظر می‌رسد شما در ابتدا انتظار فاجعه آمیزی از "نه گفتن" تشخیص داده‌اید. برای مثال ممکن است به خودتان بگوئید اگر پاسخ منفی بدهم چه بسا دوستم از این که آن کتاب را به او قرض نداده‌ام از من ناراحت بشود. ولی دوست شما به خاطر این گونه مسایل ناراحت نیست او احتمالاً به خاطر آن که کلمه نه را با صراحت به کار برده‌اید، احترام بیشتری برای شما قائل خواهد شد.خود را نادیده انگاشتن سبب تحمیل رفتارهای ناخواسته‌ای است که دیگران از شما می‌خواهند و این امر سبب می‌شود آنها نسبت به ابراز درخواست غیرمنطقی خود تشویق شوند . پس از آنکه باورها و اعتقادات خود را به شیوه‌ای منطقی تر مرتب کردید برای گفتن کلمه نه آمادگی پیدا می‌کنید و از این امر احساس خوبی به شما دست خواهید داد.

قدم بعدی گفتن کلمه "نه" به شیوه‌ای مستقیم به طرف مقابل است به گونه‌ای که قاطعیت در صدا و رفتار موج بزند. برای آسانتر ساختن این مرحله در موقعیت‌هایی که خطر پایین وجود دارد گفتن پاسخهایی منفی را آغاز کنید به خصوص زمانی که کاملاً‌ مطمئن هستید، که حق گفتن کلمه "نه" را دارید. با این تمرین اطمینان به خود را تمرین خواهید کرد و نیز توانایی گفتن کلمه نه را در موقعیت‌های مشکل‌تر به دست خواهید آورد.

به طور معمول گفتن کلمه نه به برخی از افراد آسانتر از دیگران است احتمالاً این افراد برای شما، دوستان نزدیک غریبه‌ها و خانواده هستند وقوع یک موقعیت را پیش‌بینی کنید و تمرین کنید که در آن موقعیت چه خواهید گفت. گفتن کلمه نه را به طریقی مستقیم و صریح تمرین نمائید نسبت به کلیه رفتارها خود و لحن کلامتان به هنگام گفتن جمله منفی آگاه باشید.در موقعیت‌های مشکل‌تری که نسبت به ماهیت و چگونگی پاسخ خود مطمئن نیستید با گفتن جمله‌ای "باید درباره‌اش فکر کنم" به خود فرصت دهید سپس احساسات خود را بررسی کنید. ببینید چه عقاید و انتظارات نامعقول شما را به گفتن "نه" وا می‌دارد.

وقتی کلمه "نه" را به کار بردید و طرف مقابل همچنان برخواسته‌اش اصرار ورزید و اولین کلمه نه شما را نادیده انگاشت باید بر مخالفت خود پافشاری کنید.

تشخیص این امر مهم است که در این جا رفتار خود خواهانه سالم وجود دارد. شما حق دارید کلمه نه را بکار ببرید. از این کار احساس خوبی داشته باشید.

هر قدر به احساس شخصی و خواسته‌های خود توجه کنید، از گفتن "بله" به دیگران احساس رضایتمندی بیشتری خواهید کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

همه شما بارها در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اید که گفتن کلمه نه برایتان دشوار بوده است. برای مثال دوستی می‌خواسته کتاب خاصی را از شما قرض کند و شما مایل به آن کار نبوده‌اید. فردی شما را به منزلش دعوت کرده و شما مایل به پذیرفتن دعوت او نبوده‌اید اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که به دفعات در مقابل چنین درخواستهایی تسلیم شده و با آنها موافقت می‌کنید و دائماً از این بابت احساس نارضایتی دارید ممکن است بخواهید بدانید که چرا هنگامی که نه گفتن راترجیح می‌دهید، "بله" می‌گوئید.

این احتمال وجود دارد که شما نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر یا نگران وارد آمدن آسیبی به روابط باشید.چه بسا از نه گفتن احساس گناه می‌کنید چون آموخته‌اید برای اجتناب از آسیب وارد کردن به احساسات دیگران، از روی خواسته‌های خود دست بکشید. بدین ترتیب ممکن است احساس کنید با نفی آنها به دلیل خود خواهی و خودمداری، انسان بدی هستید زیرا به شما یاد داده شده که باید فداکار باشید و خود را نادیده انگارید. شما بیش از رضایت خودتان دلواپس و متوجه رضایت دیگران هستید وقتی از شما تقاضایی می‌شود ممکن است احساس کنید مورد لطف و موهبت قرار گرفته‌اید. این امر سبب می‌شود تا احساس مهم بودن کنید و نگران آن باشید که در صورت مخالفت هرگز چنین تقاضایی از شما نشود اینها نمونه‌هایی از احساسات دست و پا گیری هستند که می‌توانند در آزادی عمل شما مداخله کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٢


 
برای مدتی است که یکدیگر را ملاقات می کنید و دیوانه ی هم شده اید. هر کاری که انجام می دهید، هر چیزی که می بینید، و یا هر حرفی را که به زبان می آورید، به نحوی با آن فرد مورد نظر در ارتباط است. نمی توانید به او فکر نکنید و در موردش صحبت نکنید. انگار شما دو نفر برای هم ساخته شده اید. یک روح در دو جسم. مانند عقدی که در آسمانها بسته شده باشد....

خوب منتظر چه هستید.... به او بگویید – احساسات واقعی خود را با او در میان بگذارید!

حفظ آرامش و خونسردی

بیان کردن اولین "دوستت دارم" از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. شاید ماهها طول بکشد تا شما شجاعت لازم را بدست آورید؛ اگر به اندازه کافی صبر نکنید و یک مرتبه، بدون وجود هیچ گونه پیش زمینه ای، این کلمات را به زبان بیاورید، ممکن است در موقع نامناسب این کار را انجام داده و به طور کلی رابطه را خراب کنید.

پیش نیازها
از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً عاشق او هستید؟ زمانیکه این عبارت را به زبان می آورید در حالیکه قلباً او را دوست نمی دارید، مانند این است که یک ملافه لکه دار را پیش روی او قرار داده اید و دعا می کنید که او لکه ها را نبیند. چنین چیزی امکان پذیر نیست؛ هیچ چیزی قابل درک تر از یک "دوستت دارم" تقلبی و دروغین نیست. به ویژه زمانیکه هنگام خداحافظی برای بدست آوردن کمی سکس آنرا بگویید. شاید در آن لحظه به هدف خود برسید اما مطمئن باشید که او بعداً به خاطر این مسئله از شما تنفر پیدا خواهد کرد.
پیشاپیش برنامه ریزی کنید. اما نه بیش از اندازه! خوب است که بدانید باید چه حرفی را چه موقعی بزنید، اما نباید این کار را تبدیل به رژه نظامیان کنید. به احساسات ناگهانی خود نیز اجازه عرض اندام بدهید. شاید انجام این امر برای برخی افراد سبب ایجاد استرس بیش از اندازه ای شود، آنها می توانند در این مواقع یک نامه عاشقانه بنویسند و آنرا در قلب خود بایگانی نمایند. به هر حال باید بدانید که هر طور شده باید با چنین مسائلی برخورد کرده و با واقعیت روبرو شوید.
در مقابل واکنش آنها با ذهن باز عکس العمل نشان دهید. خیلی راحت میشود در این دام گیر افتاد. باید پیش از مطرح کردن هر گونه مطلبی عکس العمل طرف مقابل را پیش بینی کنید. هیچ گاه تصور نکنید که پاسخ شما را با خوشرویی تمام می دهند و بعد هم در آغوش شما غش خواهند کرد. ممکن است این صحبت شما آنها را شوکه کند و یا حتی بدتر اینکه آنها چنین احساس مشابهی نسبت به شما نداشته باشند.  به هر حال همیشه انتظار دیدن بهترین سناریو را نداشته باشید و اگر فکر می کنید که نمی توانید با عواقب آن روبرو شوید آنقدر صبر کنید تا از نتیجه کاملاً مطمئن شوید.

لحظه فراموش نشدنی

جسور باشید. هیچ راهی وجود ندارد که یک مرتبه این لحظه را مطابق میل شما تغییر دهد؛ اما می توانید نتیجه کار خود را با خوب صحبت کردن و در عین حال حفظ و برقراری ارتباط چشمی، مطبوع گردانید. نباید این کار را خیلی سریع انجام دهید، به خاطر اینکه ممکن است آنها به درستی متوجه منظور شما نشوند و به همین دلیل شما مجبور می شوید که مجدداً برای چندین مرتبه دیگر آنرا تکرار نمایید تا آنها به طور دقیق متوجه منظور شما بشوند. باید سعی کنید که این کار را در زمان مناسب و در موقعیت مناسب انجام دهید. همین حالا به آن فکر کنید؛ معطل نکنید! تصور کنید که تک تیر انداز عشق هستید و فرد مورد نظر درست در تیررس شما قرار گرفته. نشانه شما کاملاً ثابت و حقیقی است. حالا زمان آن می رسد که بهترین شلیک عمر خود را انجام دهید. به هر حال باید از خودتان انتظار بدست آوردن چنین موفقیتی را داشته باشید.

تسویه

صبور و شکیبا باشید. حتی اگر در موقعیتی قرار گرفتید که به پاسخ دلخواه خود از جانب او دست پیدا نکردید، باز هم جای نگرانی و ناامیدی نیست؛ باید راهکارهای خود را در جهت بهبود رابطه تغییر دهید. این کار در نظر آنها تعجب آور است؛ هیچ اشکالی ندارد، فقط کافی است به او کمی فرصت بدهید تا شرایط جدید را هضم کرده و خودش را با این شرایط هر چه بهتر و بیشتر وفق دهد. در نهایت باید بدانید که مطرح کردن عشق، چیزی جز ارزش و احترام را با خود به دنبال ندارد. این عبارت از قلب شما نشئت می گیرد و بالطبع در قلب طرف مقابل نیز می نشیند. نباید از "دوستت دارم" به عنوان کلمه رمزی برای عبور از برخی از درهای بسته استفاده کنید و فقط آنرا در صورتی به زبان بیاورید که احساساتتان پاک و خالص باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧

بدون مهارت در " نه " گفتن، شما با کوهی از درخواست‌ها و تکالیف روبه‌رو خواهید بود و مرتبا سرتان شلوغ است و کیفیت کارتان افت می‌کند و همواره مشغول انجام کارهایی هستید که از آنها لذتی نمی‌برید. با " نه " گفتن ممکن است احساس کنید که دیگران ناراحت می‌شوند.

حتما برای شما هم پیش آمده که کسی از شما درخواستی کند و فقط و فقط به دلیل این که نمی‌توانید نه بگویید به او پاسخ مثبت بدهید. درست است که شما جوان هستید و توانمند، اما گاهی در « نه گفتن » ناتوان عمل می‌‌‌کنید. خب! تقصیری هم ندارید. نه گفتن هم مثل هر کار دیگر، راه و روش خاص خود را دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳٠
 
این را تصور کنید:

در سالن نمایش هستید. زود می‌رسید و چون اولین نفر هستید می‌توانید بهترین صندلی را برای خودتان بگیرید. نوشیدنی و تنقلات لازم را می‌خرید، در صندلیتان نشسته و منتظر شروع برنامه می‌مانید. یک نفر به سمتتان می‌آید و می‌‌گوید، «سلام. می‌تونید جاتونو عوض کنید تا من و دوستام اینجا بشینیم؟» اگر با خودتان آه بکشید و وسایلتان را برداشته و روی صندلی دیگری بنشینید،

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/۱۸

 

معمولاً رفتارهای اجتماعی را به سه گروه جسورانه‌، منفعلانه و پرخاشگرانه تقسیم می‌کنند. البته این تقسیم بندی برای سهولت فهم مطلب صورت می‌گیرد وگرنه رفتارهای اجتماعی بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر هستند‌.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/۱

شمار زیادى از افرادى که دچار وسواس هاى فکرى هستند، از ناتوانى خود در «دفاع از خویش» براى «نه گفتن» و «اعتراض» گله مندند. به همین خاطر بخشى از افکار ناخوشایند خود از جمله سرزنش درونى شان را به این موضوع نسبت مى دهند.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar