مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۳/۱۱/۱۱

هر قدر مذهب تشیع و دین اسلام در گستره اجتماعات مردم ترک زبان عمق حاصل می کرد به همان مقدار در جلوه های مختلف هنری و آئینی این مردم نمود بیشتر داشته است.

به گواه تاریخ گرایش به مذهب تشیع و عمیق تر شدن پایه های آن در باور عموم مردم، در منطقه آذربایجان( در ایران) به زمان معاصرتری به نسبت دیگر مناطق در ایران باز می گردد. ریشه روشن و رسمی این نسبت به عصر حاکمیت سلسله صفویه در ایران و برخاستن این دودمان از منطقه آذربایجان باز می گردد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٦/٢٥

  پیشوای بزرگ اسلام جامع همه صفات و اختصاصات لازم برای عالیترین سطح مدیریت و رهبری بود.او با اتکاء به قدرت الهی و با شخصیت بر جسته توانست چنان انقلاب عظیمی  را پی ریزی و به بهترین وجه ممکن رهبری نماید.

  از خصوصیات پیامبر در رهبری این بود  که ابداً برای خود امتیازی که ارزش اجتماعی خاصی به او بدهد،قائل نبود.

  با وجود اینکه فرمان آن حضرت در میان اصحاب بی درنگ اجرا می شد ولی رسول اکرم به روش مستبدان رفتار نمی کرد.با وجود اینکه پیامبر از مقام عصمت بر خوردار بودند و نیاز به مشورت نداشتند ولی به تبعیت قرآن کریم که میفرماید:«و شاورهم فی الامر»در کارهائیکه از طرف خداوند دستور نرسیده بود با اصحاب مشورت می کردند و نظر آنهارا محترم می شمردند.

  از دیگر خصوصیات رهبری رسول اکرم علاقه شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل دادن و انتظام

به نیروهای انسانی بود. میفرمودند:«اگر سه نفر باهم مسافرت می کنید یک نفرتان را بعنوان سرپرست

انتخاب کنید.

  و خلاصه انکه ایمان به رسالت،حسن خلق،تواضع و فروتنی،وقار و متانت،آرامش و طمأنینه،سادگی و بی آلایشی،نظم و انضباط،حسن تشخیص،عدم تردید و دودلی،شهامت،پیشبینی و دوراندیشی،ظرفیت تحمل انتقادات،شناخت افراد و توانایی های آنان،نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی،

شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و طرف مشورت قرلر دادن آنها و بالا نبردن طح زندگی خود از طح زندگی فقیرترین افراد امت،و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آنها،پرهیز از استبداد و عدم تمایل به اطاعت کورکورانه امت از او،علاقه شدید به سازمان و تشکیلات ،همه و همه آن حضرت را کاملترین رهبر آمانی می ساخت

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/٢٥

به گزارش  شیعه آنلاین، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه طی اظهاراتی گفت: کربلا برای ما و هرکس که خود را مسلمان بد‌اند، نه تنها یک رویداد تلخ تاریخی، بلکه درسی عبرت‌آمیز نیز است.

نخست وزیر ترکیه در مراسمی که در روز عاشورا در محل کنگرە بنیاد آشتی و توسعه اجتماعی ترکیه برگزار شده بود، شرکت کرد. وی طی اظهاراتی ضمن ابراز تشکر و قدردانی از دست اندرکاران این مراسم و سپاس از خداوند به خاطر توفیق رسیدن به ماه محرم گفت: ماه محرم، از نظر پیامبر (ص) بعد از رمضان، از پرخیر و برکت‌ترین ماه‌ها می‌باشد.

وی در ادامه افزود: دوستان عزیز! ماه محرم، به ویژه روز دهم این ماه، برای یهودیان، مسیحیان و علی الخصوص مسلمین، دارای اهمیت و ارزش بسیار والائی می‌باشد. روایت شده است که توبه حضرت آدم در این روز از طرف خداوند مورد قبول واقع شده است، حضرت موسی در این روز، دریا را (به فرمان خداوند) به دو نیم شکافت، حضرت یوسف در این روز از چاه بیرون آورده شد، و حضرت ایوب نیز در این روز شفا پیدا نمودند.

دهم ماه محرم، در سراسر ممالک اسلامی، به عنوان عاشورا، از احترام و مرتبت خاصی برخوردار است. روزه‌های قبل و بعد از این روز، وسیله‌ای برای پاک شدن، تجدد و شروعی دوباره، قلمداد می‌شود.

حضرت رسول اکرم (ص) – سرور و افتخار هستی- به این ماه، اهمیت ویژه‌ای می‌دادند. عبادات و روزه‌ی ایشان در این ماه، برای همه‌ی ما الگو است.

اردوغان، با اشاره به قتل‌عام رنج‌آور در سال 61 هجری در دشت کربلا، و ماندگاری این رنج‌ها در اذهان، گفت: حضرت حسین و اهل بیت را ابتدا به تشنگی محکوم کردند، و سپس در بد‌ترین شکل، آن‌ها را قتل عام و به شهادت رساندند. امروز در این گردهمائی قابل توجه، در 1374مین سالگرد شهادت، یاد سرورمان، حسین مظلوم و مقتول و اهل بیت ایشان را با منت و رحمت گرامی می‌دارم و رحمت، برکت و درود خداوند را نثار ارواح پاکشان می‌کنیم.

اردوغان ادامه داد: حضرت حسین و حضرت حسن، مانند رسول اکرم (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (رضی الله عنه)، بر صراط مستقیم حرکت کرده و شخصیت‌های مبارکی بودند که هیچ وقت وارد مباحث و مجادلات تفرقه انگیز نشدند. در حالیکه حرکات تفرقه انگیزی در جریان بود، اما روحیه وحدت، برادری، و اتحاد را از دست ندادند. همان‌گونه که در مدت حیات خود الگوی وحدت بودند، شهادت ایشان هم تبدیل به سمبل وحدت و برادری شد. هرکس در سالگرد شهادت حضرت حسن و حضرت حسین، سعی در ایجاد تفرقه نماید، او پیامبر (ص)، نوه‌های ایشان و اهل بیت را نشناخته است. هرکس به بهانه رویداد کربلا، اقدام به ایجاد اختلاف، خصومت و جدائی کند، بدانید که او در صف حسین نیست، بلکه در صف یزید جای‌گرفته است.

حضرت حسین، برای احیای وحدت و تجدید حیات مسلمین، در مقابل تشنگی، پایداری کرد. در حالی‌که مادران تلاش می‌کردند تا با اشک‌های خود تشنگی کودکان را برطرف کنند، حضرت حسین برای آینده‌ی تمام کودکان امت، در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کرد.

پایداری حضرت حسین، 1374 سال قبل، حماسه‌ای برای تداوم مبارزه‌ی حق و باطل در این سرزمین و در خاک ما تلقی می‌شود. به این متانت و شکیبایی حضرت حسین توجه کنید، دمادم شهادت، نزد خواهرش زینب می‌رود و می‌فرماید: «خواهرم مبادا بعد از شهادت من گریه کنی. بسیار صبور باشید. هر آنچه که در زمین و آسمان هست، خواهد مرد. جان ما امانت خداوند است و به اوتسلیم خواهد گردید».

حضرت حسین با خداحافظی از زینب، جام شهادت را سرکشید. لذا در این حادثه، جائی برای ایجاد تفرقه و نفاق نیست و مجالی برای ایجاد خصومت و دشمنی بین برادران مسلمان وجود ندارد.

همان ‌طوریکه حضرت محمد (ص) پیامبر همه‌ی ما است، حضرت حسین نیز، حسین همه‌ی ما می‌باشد. او قهرمان، شهید و مظلومِ همه مسلمین است. بزرگ‌ترین برادر من نامش حسین، برادر دیگر نامش حسن، و دیگری علی می‌باشد. نام یکی از نوه‌های من که در راه است، علی خواهد بود، چرا؟ زیرا همه‌ی این‌ها میراث مشترک ما و بهانه‌ی اتحاد ما هستند. شهادت او، درد مشترک همه‌ی مسلمین می‌باشد. بر این باورم که، جان مبارک حضرت حسین نه به سبب آتش کربلا، بلکه از وجود تفرقه و عدم اتحاد بین مسلمین بر زمین افتاد.

اعتقاد دارم، کسانی که به نام حضرت حسن و حسین و حضرت علی، در میان امت تفرقه و اختلاف افکنی ایجاد می‌کنند، بیشتر از هر چیز ارواح مبارک این حضرات را به درد می‌آورند.

می‌بینیم که، افرادی بر روی بدن خود بمب نصب می‌کنند و وارد مساجد و مکان‌ها می‌شوند و هر کس را که در این مکان‌ها هستند، چه کودک و چه زن و مرد را یک‌جا به قتل می‌رسانند. قتل و کشتار بی‌گناهان، چه در مساجد شیعه و سنی و چه در کلیسا‌ها و کنیسه‌ها، چه از سوی سنی باشد و یا از سوی شیعه، آیا اصلا با روح و دستور اسلام همخوانی دارد؟

کربلای دیگری نمی‌خواهیم

در هیچ نقطه‌ای از دنیا، و در هیچ مملکت و جغرافیایی، نمی‌خواهیم که کربلاهای دیگری تکرار شوند. نمی‌-خواهیم شاهد قتل و کشتارهای دیگری شویم. با شنیدن صدای بمب در عراق، پاکستان، افغانستان، یمن، لبنان و ایران، دست‌های ما به کناری می‌افتند و پا‌هایمان بسته می‌شوند و دل و جان ما دچار درد و غم می‌گردد.

با شنیدن قتل عام مسلمین به دست مسلمین در کوفه، بغداد، نجف، سامرا، بصره، هر روز شاهد کربلا‌ها هستیم و صد‌ها و هزاران بار این درد‌ها تکرار می‌شوند. جان‌هایی را که در پی فتنه انگیزی در سیواس، قهرمان مارش، محله غازی، چوروم و غیره از دست رفته‌اند، ما را دچار‌‌ همان حسی کرده است که حضرت زینب از شهادت برادرش داشته است و این درد‌ها، دل و درون ما را می‌رنجاند. جان، شریف و عزیز است. کسی که قصد از بین بردن جان انسانی را بکند، گویا همه‌ی انسان‌ها را مورد هدف خود قرار داده است. تحت هر عنوانی باشد، خواه مذهبی و ایدئولوژیکی، خواه نژادی و قومی، کشتن انسان‌های بی‌گناه جنایتی پست و منفور است.

هرکس به جان، مال، آبرو و ناموس مسلمانی تجاوز کند و هرکس به برادرش ظلم کند، از حسین و حسن نسیت، بلکه بدون هیچ شبه‌ای، جای یزید نشسته و از او تبعیت می‌کند. مهم نیست که خود را به کدام مذهب منسوب کرده باشد، خود را سنی بداند یا شیعه، اگر هدف کشتن برادرش را در سر بپروراند، او محبّ یزید است و سرورمان حسین را آزرده است. «کربلا» برای ما و هرکس که خود را مسلمان می‌داند، نه تنها یک رویداد تلخ تاریخی، بلکه درسی عبرت‌آمیز نیز می‌باشد. درس ثبات و پایداری است. کربلا، قبل از هرچیز، با همه تلخی‌هایش، برای ما درسی است که با خون شهدا به نوشته شده است. کربلا، درس برادری است. به ما می‌آموزد که در کنار مظلوم و در کنار حق و ارزش‌های انسانی باشیم.

باید این آتش را خاموش کنیم

رجب طیب اردوغان با خواند شعری از «عاشق ویسی» که قلبش آکنده از عشق حسین بود و دلی مجروح از درد حسین داشت، گفت: باید این آتش (فتنه و اختلاف) را خاموش کنیم:

Yezit nedir، ne kızılbaş یزید کیست، چه مقامی دارد؟
Değil miyiz hep bir kardaş مگر همه‌ی ما برادر نیستیم؟
Bizi yakar bizim ataş ما را می‌سوزاند آتش ما
Söndürmektir tek çaresi چاره فقط خاموش کردن آن است

این آتشِ ما (کینه و اختلاف) همه‌ی ما را خواهد سوخت. لذا باید برای خاموش کردن آن همه با هم اقدام کنیم. باید جنگ «من» و «تو» بودن را کنار بگذاریم، پُلاریزه کردن و تک‌روی را متوقف کنیم و این آتش را در عراق، سوریه، یمن، لبنان، ترکیه و همه سرزمینهای اسلامی، خاموش نمائیم. این نصیحت «حاجی بکتاش ولی» را باید با جان دل بشنویم و حس کنیم که می‌گوید:

Sevgi muhabbet kaynak ocağımızda عشق و محبت اگر در میان باشد
Bülbüller şevke gelir، gül açar bağrımızda بلبل‌ها به شوق می‌آیند، بر سینه‌های‌مان گل شکوفه می‌زند
kinler yok olur aşkla meydanımızda Hırslar، جاه طلبی و کینه از میان ما ناپدید می‌شود
Arslanlarla ceylanlar dosttur kucağımızda در آغوش ما، شیران و آهوان، دوستانه زندگی خواهند کرد

اردوغان، با بررسی جنگ استقلال ترکیه و تاسیس جمهوری ترکیه با اراده‌ی جمعی، سخنان خود را این‌گونه ادامه داد: کشور ما از یک مذهب و آئین تشکیل نشده است. این سرزمین بر روی ارزش‌های مشترک انسانی تک تک افرادی بنیان نهاده شده که روی خاک آن نفس می‌کشند. این جمهوریت تنها مال ما نیست، بلکه از سال 1071 به این طرف، هر دولت و هر مدنیتی که بر روی خاک وطن تاسیس شده، آثار و یادگار همه‌ی شهروندان ما، از علوی گرفته تا سنی می‌باشد.

همان ‌طوریکه بزرگان ما، استاد احمد یَسَوی، حاجی بکتاش ولی، یونس اَمرَه و فضولی و غیره نوشته‌اند، برای ما نیز حضرت پیامبر (ص)، حضرت علی، وحضرت حسین نیز، ارزش‌های مشترک ما قلمداد می‌شوند. ما فرزندان خلافت عثمانی هستیم که قرن‌ها بعد از حادثه کربلا، با ایجاد کانال، تشنگی کربلا را از طریق آب فرات رفع کرد. ما ملتی هستیم که به اتفاق، ماه محرم را با روزه گرفتن، بزرگ می‌داریم. ما صاحب چنان فرهنگ زیبایی هستیم که در ماه محرم و به یاد حسین عزیز، اذان‌ها را شایسته مقام حسینی سر می‌دهیم. رنج حضرت علی و حضرت حسین، رنج مشترک ما است. در این خصوص، بر سر مسئله کربلا، هیچ‌گونه تفرقه افکنی را قبول نمی‌کنیم. ما کسانی نیستیم که با زبان دیگران حرف بزنیم. ما برادرانی هستیم که دارای زبان مشترک بوده و با زبان دل و محبت، در یک مسیر و رو به یک قبله قرار گرفته‌ایم. اجازه‌ی دخالت کسانی که هیچ نوع هم‌خوانی با ما ندارند را نخواهیم داد. ما زبانی را که قرن‌ها با آن در فضای برادرانه حرف زده‌ایم، ترک نکرده وبا زبان تعصب، تفرقه انگیری و ایدئولوژیک، که سبب جدائی ما شود، صحبت نخواهیم کرد.

هر مشکلی را به عنوان مشکل مشترک تلقی کرده و با هم و با کمک هم‌دیگر آن را حل و فصل می‌کنیم. یک‌دیگر را نصیحت کرده، درد‌ها را دوا کرده و با جان و دل در مسیر پایداری هم‌دیگر تلاش خواهیم کرد.

با هم بر مشکلات فائق خواهیم آمد
اردوغان با بیان این مطلب که، هیچ مشکلی بدون راه حل نیست، لزوم آگاهی و مقابله با ایجاد کنندگان فتنه و اختلاف و تحریک کنندگان به آشوب را متذکر شد و گفت: سال‌های مدیدی است که کسانی در پی ایجاد کربلاهای دیگر در این خاک می‌باشند و با هر وسیله‌ای پلید، خواسته‌اند که این تحریکات را ایجاد کنند. اما به برکت و عشق پیامبر و به خاطر حضرت علی و حضرت حسین، هیچ‌یک از این تحریکات نتوانست خصومت و کینه را در میان ما ایجاد کند. ان‌شاءالله از این پس هم پیروز نخواهند شد.

سازمان‌های تروریستی، که در پی ایجاد تفرقه در جامعه، احزاب، کشور و حتی برخی نمایندگان بودند، و همچنین تله‌های مختلف برای ایجاد آشوب، با دعای خیر 76 میلیون انسان به یکباره از صحنه محو شد، و ان‌شاءالله از این به بعد هم نخواهند توانست که به اهداف خود دست یابند.

با هم به گفتگو خواهیم پرداخت، هم‌دیگر را درک کرده و از صمیم قلب به یک‌دیگر محبت خواهیم کرد. هر مشکلی را با یاری هم رفع می‌کنیم. توصیه‌های حاجی بکتاش، راهنما و نقشه‌ی راه‌مان خواهد بود. یکی می‌شویم، بزرگ می‌شویم، زنده می‌شویم و اضافه می‌کنم که همه با هم «ترکیه» خواهیم شد.

اردوغان در پایان سخنان خود، از خداوند خواست که ماه محرم را وسیله‌ی خیر قرارداده و روزه و عبادات را قبول نماید.

این برنامه که از سوی بنیاد آشتی و توسعه اجتماعی ترکیه ترتیب داده شده بود، با اذان و قرائت قرآن شروع گردید و سپس دعا و نیایش در آن برگزار شد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢
اعتقاد شیعه آن است که امام مهدى(علیه السلام) در سال 255 هـ . در سامرا در خانه پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى(علیه السلام) به دنیا آمد و تا این لحظه همچنان زنده است.  
به گزارش خبرگزاری حوزه حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به سؤالی نگاه شیعه و سنی به مهدویت و تعداد روایات مهدوی را تشریح کردند. متن سؤال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است:
سوال: در روایات اسلامى خصوصیات مصلح جهانى چگونه بیان شده است؟
پاسخ معظم‌له: خصوصیات آن مصلح جهانى در روایات اسلامى به نقل شیعه و اهل سنت این گونه است:
1ـ او از اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، 389 روایت.
2ـ او از فرزندان امام على(علیه السلام) است، 214 روایت.
3ـ او از فرزندان فاطمه(علیها السلام) است، 192 روایت.
4ـ او نهمین فرزند حسین(علیه السلام) است، 148 روایت.
5ـ او از فرزندان امام سجاد(علیه السلام) است، 185 روایت.
6ـ او فرزند امام حسن عسکرى(علیه السلام) است، 146 روایت.
7ـ او دوازدهمین پیشوا از ائمه اهل بیت است، 136 روایت.
8ـ روایاتى که از ولادت او سخن مى گوید، 214 روایت.
9ـ روایاتى که مى گوید عمرى طولانى دارد، 318 روایت.
10ـ روایاتى که مى گوید غیبت او طول خواهد کشید، 91 روایت.
11ـ روایاتى که مى گوید هنگام ظهور او، اسلام جهانگیر خواهد شد، 27 روایت.
12ـ روایاتى که مى گوید هنگام ظهور او زمین پر از عدل و داد خواهد گشت، 132 روایت.
بر این اساس، وجود این مصلح جهانى در آینده بشریت، طبق روایات و احادیث اسلامى، امرى قطعى و مسلم و تردید ناپذیر است. اما آن چه در آن اختلاف است، در تولد اوست، یعنى این که آیا این مرد، به دنیا آمده و از آن هنگام تا کنون زنده است، یا آنکه در آینده متولد خواهد شد؟
شیعه و گروهى از اهل تحقیق اهل سنت، به رأى اول معتقدند، باور دارند که امام مهدى(علیه السلام) از مادرش نرجس در سال 255 هـ . به دنیا آمده و تا امروز زنده است. گروهى از اهل سنت هم معتقدند در آینده به دنیا خواهد آمد.
اعتقاد شیعه آن است که امام مهدى(علیه السلام) در سال 255 هـ . در سامرا در خانه پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى(علیه السلام) به دنیا آمد و تا این لحظه همچنان زنده است.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢۸
 
مسجد تاریخی جمعه شهرستان شاماخی در شمال جمهوری آذربایجان پس از بازسای اساسی امروز توسط الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان افتتاح شد

مسجد تاریخی جمعه شهرستان شاماخی در شمال جمهوری آذربایجان پس از بازسای اساسی امروز توسط الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان افتتاح شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر از باکو ، در مراسم افتتاح این مسجد تاریخی ، تعدادی از سفرای کشورهای اسلامی از جمله سفیر جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند.

الهام علی اف در مراسم افتتاح این مسجد با اشاره به مشکلات متعددی که در طول تاریخ این مسجد با آن مواجه بوده است افزود احیای مسجد جمعه شاماخی نشان می دهد که اسلام هرگز نمی میرد.

رئیس جمهوری آذربایجان همچنین با تاکید بر توجه دولت این کشور به احیای مراکز دینی ، بر همکاری آذربایجان با کشورهای اسلامی تاکید کرد.

بر اساس این گزارش مسجد جمعه شاماخی یکی از قدیمی ترین مساجد جمعه در قفقاز جنوبی است که در زمان خالد بن ولید در سال 743 تاسیس شده است.

این مسجد در زلزله های 1859 و 1902 میلادی و همچنین حمله بلشویک و ارامنه در سال 1918 آسیب دیده بود.

الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان در 24 دسامبر 2009 فرمانی برای بازسازی این مسجد تاریخی صادر کرده بود.

مسجد جمعه سومگائیت نیز پس از تعمیرات اساسی چهارم می گذشته با حضور رئیس جمهوری آذربایجان افتتاح شد

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤
 
یأس و نومیدی از رحمت و مغفرت الهی از بزرگترین گناهان است؛ زیرا آنچه سبب یأس از رحمت و مغفرت پرودگار عالم می شود، ضعف اعتقاد به قدرت و کرم و رحمت بی پایان اوست و قرآن مجید آن را از صفات کفار قرارداده است و می فرماید:(وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ،  و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‏شوند!)[i]
 
هر شخصی که مرتکب گناهی می شود تا وقتی مأیوس نباشد در صدد توبه بر آمده و با استغفار آمرزیده می­شود ولی شخص مأیوس آمرزیده شدنی نیست زیرا امیدی به آمرزش و مغفرت الهی ندارد تا توبه نماید.
 
خداوند تبارک و تعالی خودش را در قرآن به قبول کننده توبه توصیف می­فرماید:(وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ،  او کسی است که توبه را از بندگانش می‏پذیرد و بدیها را می‏بخشد، و آنچه را انجام می‏دهید می‏داند.)[ii]
 
و اسماء شریفه تواب، غفار، غفور، غافرالذنب، قابل التوب را از اسماء خود قرار داده است و به طور عموم گناهکاران را به سوی خود دعوت فرموده و آنها را امر به توبه کرده و برای علاج یأس در این مورد تامل در مفاد این آیه شریفه کافی است که فرمود: (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ،  بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است)[iii]
 
در این آیه شریفه چند نکته ظریف وجود دارد که بسیار قابل توجه می­باشد:
 
خداوند فرمود: (یا عِبادِیَ) که متضمن لطف خطاب است و نفرمود ( یا ایها العصاة) ای گناهکاران، فرمود (أَسْرَفُوا) که مشتمل بر رفق در خطاب است و نفرمود (اخطئوا)
 
فرمود (لا تَقْنَطُوا) که صریحاً دلالت بر نهی از نومیدی و حرام بودن یأس از آمرزش دارد.
 
جمله قبل را به جمله (إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ) مؤکد فرمود که عمومیت داده آمرزش خود را به تمام گناهان فرمود (جَمیعًا) یعنی همه گناهان و آن را مخصوص به بعضی نکرد و موکد فرموده آن را به جمله (إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ) که خدا بخشاینده  و مهربان است.
 
پس بنابراین تمامی گناهان قابل بخشش بوده و نبایستی از درگاه حضرت حق ناامید گشت؛ اما آن چه مهم است توفیق توبه و عمل به شرایط آن از جمله ندامت و پشیمانی از گناه و عزم و تصمیم جدی بر ترک گناه و عدم بازگشت و ارتکاب مجدد آن واین که اگر گناهی را که مرتکب شده از حق الناس است بر ای توبه بایستی رضایت آن شخص را تحصیل نماید و اگر از حق الله است، از ارتکاب آن خودداری نماید و چنانچه اعمالی را ترک نموده که قضا و یا کفاره دارد، آنها را جبران نموده و ...
 
در خاتمه توجه شما را به حدیثی در این زمینه جلب می نمائیم:
(جابر نقل می­کند که زنی خدمت رسول خدا(ص) آمد، عرض کرد: زنی بچه خود را به دست خود کشته، آیا برای او توبه است؟ فرمود قسم به خدائی که جان محمد (ص) در قبضه قدرت اوست، اگر آن زن هفتاد پیغمبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خدای تعالی صدق او را بداند که دیگر به هیچ گناهی رجوع نمی­نماید توبه­اش را قبول می­فرماید و گناهانش را عفو می­کند به درستی که توبه کننده از گناه مثل کسی است که گناه نکرده است.)[iv]
 
[i]- سوره یوسف آیه 87 .
 
[ii]-سوره شورا آیه 25.
 
[iii]-سوره زمر آیه 53.
 
[iv]-لئالی الاخبار باب 3 صفحه 23.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱۳

فروید، باور به خدا را به عنوان پایه بیشتر ادیان، امری توهّمی می داند و معتقد است خدا، همان مفهوم پدر است که در ذهن آدمی تعالی یافته و بر اثر یادآوری ناتوانی دوران کودکی و توجه به نیازهای همیشگی خود، بدان روی آورده است. 
او دین و دین داری را در ردیف رفتارهای روان رنجورانه، همچون وسواس به شمار می آورد و بر آن است که با افزایش افق های علمی در زندگی انسان، سرانجام دین از صحنه حیات آدمی زدوده خواهد شد.

در نقد نگاه فروید به دین، باید گفت:

الف) فروید، بی دینی تمام عیار و بلکه ضد دین بود. بنابراین، نمی توان گفت که او توانسته است بدون سوگیری درباره دین اظهار نظر کند.

ب) جهان بینی فروید درباره جهان هستی، مادی گرایی صرف است. این جهان بینی، با نظر اکثریت مردم و دانشمندان که در ورای ماده، به هستی برتری معتقدند، در تعارض است.

ج) برداشت فروید از «خود» و نیز رویکرد او به دین و دین داری، غیر از برداشت های خود فروید که برپایه داستان پردازی های غیرعلمی است، هیچ سند قابل اعتمادی ندارد.

د) از زمان نظریه پردازی فروید درباره ماهیت دین و دین داری در میان مردم، بیش از صد سال می گذرد. در این مدت، بی گمان شناخت آدمی درباره قواعد حاکم بر جهان فزونی یافته است و به باور برخی اندیشمندان، دست کم فن آوری گام های نهایی خود را برمی دارد، ولی برخلاف تصور فروید، از جریان ها و نهضت های دینی کاسته نشده است.

زیگموند فروید، در ششم ماه می سال ۱۸۵۶م. در فرایبورگ در موراویا زاده شد. پدرش، یعقوب فروید تاجر پشم و شخصی یهودی بود که البته به آموزه های دین یهود، التزام چندانی نداشت. مادرش نیز فردی مذهبی نبود. در این فضا، فروید به طور رسمی به بی دینی و الحاد روی آورد.

فروید در زندگی علمی و شغلی اش، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت. او بسیار علاقه داشت که راز معماهای جهان را بگشاید. در بسیاری از دانش های مربوط به انسان؛ مانند پزشکی، عصب شناسی، دین شناسی و روان شناسی گام نهاد و حتی در بسیاری از این حوزه ها، برای خود نام و نشانی دست و پا کرد. دین و دین داری، یکی از حوزه های کاری فروید بود. او درباره بسیاری از زمینه ها و مفاهیم دینی، همچون پیدایش دین در زندگی آدمیان، مفهوم خدا، داستان های دینی مانند داستان خلقت و هبوط آدم و حوا به تفصیل سخن گفت. او دین را در زندگی آدمیان، امری زائد و برخاسته از ذهن کودکانه بشر می دانست و می گفت: سرانجام با رشد علمی انسان، بندهای توهم از پایش باز می شود و خورشید علم همچون فروریزی هیئت بطلمیوس، لایه های تار دین را از اندرون روان آدمی برون خواهد راند.

فروید با همین نوع رویکرد به تجزیه و تحلیل روان شناختی دین پرداخت. روش پژوهشی او، روانْ تحلیل گری، یعنی کاوش در لایه های پنهان روان یا ناخودآگاه بود. فروید برای بررسی ریشه های دین در زندگی انسان، فرضیه هایی را مطرح کرد و سال ها در تبیین فرضیه های خود کوشید. نتیجه تلاش های وی در این زمینه، همان چیزی است که امروزه در کتاب ها، به نام روان شناسی دین از نگاه فروید شهرت دارد. در هر صورت، می توان گفت فروید رویکرد روان شناسی را به دین گشود و از همین رو، به تدریج دین با نگاه روان شناختی بررسی شد. امروزه، نگاه روان شناختی فروید به دین، در کنار دیگر دیدگاه ها، مطرح است. در این مقاله، به اختصار دیدگاه فروید را از فصل هفتم کتاب دیوید ام ولف۲ آورده ایم و سپس با توجه به آموزه های اسلامی به نقد آن پرداخته ایم.
فروید و روان شناسی دین

فروید، خود را یهودی رها شده، شکاک و کاملاً بی دین می دانست. او بی دینی معمولی نبود، بلکه از دین یا دست کم از باورهای کاتولیک ها در فرایبرگ و وین تنفر داشت. او در پاسخ نامه رنه لافورگ که از او خواسته بود به دلیل هجوم نازی ها فرار کند، نوشت: «دشمن واقعی، نازی ها نیستند، بلکه دشمن واقعی دین و کلیسای کاتولیک است».

می توان گفت فروید نه تنها از سنت کاتولیک نفرت داشت، بلکه از اعمال دینی یهود نیز متنفّر بود. فروید با بی رغبتی، دعاهای عبری مراسم ازدواجش را فرا گرفت و پس از ازدواج نیز، با سنگدلی تمام، همسرش را از آموزه های یهودی باز داشت. فرزندانش نیز مجبور بودند به دور از هر گونه آموزش های تکالیف دین یهود، پرورش یابند؛ زیرا او تمامی شعائر دینی را از خانواده اش دور می داشت.

وی دین را اموری روانی می دانست که به خارج فرافکنی می شود و حتی اسطوره های بهشت و هبوط انسان، خدا، خیر و شر و جاودانگی و غیره را به همین صورت تبیین می کرد.

خدا در اندیشه فروید

لئوناردو داوینچی، پیش فرض اصلی فروید درباره روان شناسی دین است. داوینچی، خارج از یک ازدواج رسمی زاده شد و در چند سال اول زندگی اش پدر نداشت. به باور فروید، همین امر سبب شد که او از دین روی گردان شود و چون از تهدید حضور پدر در اوائل کودکی به دور بود، خود را از قید و بندهای دین رها یابد.

پیش فرض فروید آن است که عمیق ترین ریشه های دین داری، در عقده اُدیپ قرار دارد. خدای شخصی از نظر روان شناختی، چیزی نیست، جز همان مفهوم پدر که تعالی رتبه یافته است. از نگاه زیستی نیز، فرزند انسان بسیار ناتوان است و در نتیجه، به دیگران نیاز دارد. از این رو، وقتی در آینده درماندگی و ضعف خود را در مقابل عوامل قدرتمند زندگی درمی یابد، با واپس روی و احیای دوباره نیروهایی که او را در کودکی حفظ می کردند، می کوشد تا شاید نومیدی خود را انکار کند. حسرت از پدر که همواره ریشه هر شکلی از دین را رقم می زند، گرفتاری های ناشی از عقده ادیپ، از جمله احساس گناه و ترس را به صحنه می آورد. تسلیم پذیری ناشی از فرمان برداری از قدرت مطلقِ پدر در دوران کودکی که به صورت «منِ آرمانی» درون فکنی می شود، به صورت خدا فرافکنی می گردد.
پدرکشی سرنوشت ساز

فروید، توتم گرایی را ریشه خداگرایی در میان انسان ها می داند. او برای توجیه توتم گرایی، سناریوی زیر را امری مسلم پنداشته است.

عشیره ای کوچک تحت سیطره مردی قدرتمند و بسیار حسود زندگی می کردند. مرد قدرتمند، تمام زنان آنان را در اختیار گرفته بود و تمام رقیبان، از جمله پسران خود را از صحنه بیرون رانده یا کشته بود. یک روز برادران رانده شده با تبانی یکدیگر، پدر را کشتند و او را با حرص و ولع خوردند. آنها با نابودی او، همانندسازی با او را در پیش گرفتند و هر کدام بخشی از قدرت او را به دست آوردند. آنان پس از مرگ پدر، برای تملک زنان به رقیبان همدیگر تبدیل شدند. از سوی دیگر، به دلیل عمل هولناک خود و سوختن در آتش ندامت، حیوانی را، چونان توتم، جانشین پدر قرار دادند و خوردن گوشت آن را تحریم کردند. آنان با تحریم کشتن توتم، عمل گذشته خود را فسخ کردند و با چشم پوشی از ادعای خود درباره زنان که اکنون آزاد شده بودند، از پی آمدهای کردار خود اظهار انزجار کردند.

این رویداد وحشتناک، در خاطره پسران باقی ماند و به سرعت یاد و خاطره آن گرامی داشته شد. فروید، همانند روبرتسن اسمیت، همین امور را آغاز سنت های دینی می داند.

به باور فروید، تأثیر عقده ادیپ بر تمامی صورت های اعمال دینی از جمله در دوران ما باقی می ماند. به باور او، هر کدم از نسل های بعدی تا زمان ما، احساس گناه را از کشتن و خوردن پدر به ارث برده اند و یا با فرض قدرت مطلق، پندار این اعمال را تنها در خیال خود پرورانده اند. فروید فرض می کند توتم گرایی که نخستین گام در پیدایش سنت های دینی به شمار می آید، شروع بازگشت امور سرکوب شده را به تدریج به ذهن بشر آورده است. این بازگشت، فرایندی تحولی و تدریجی بوده است که در آن، جای حیوان توتمی را یک خدای انسان انگاره واحد پر کرد.

خاستگاه های سنت های دینی
دین در ردیف اعمال روانْ رنجورانه

برای فروید این پرسش مطرح بود که خاستگاه دین در میان افراد با این گستردگی چیست؟ فروید در نخستین مقاله خود در این زمینه، به شباهت های ویژه ای میان آیین های نِوْروزی و مراسم دینی اشاره می کند. او می گوید هر دو دسته این اعمال، با دقت موشکافانه در امور جزئی انجام می پذیرند؛ تحمل هیچ وقفه ای را ندارند و بی توجهی به آنها به نگرانی و احساس گناه می انجامد. البته مناسک دینی بر خلاف مراسم نوروزی، هماهنگ با دیگر افراد جامعه انجام می شوند. همچنین مراسم دینی در تمام جزئیات پرمعنا و هدف مند هستند؛ در حالی که اعمال نوروزی کاملاً غیر منطقی و بی معنا به نظر می رسند. البته به نظر فروید، نوع عبادت کنندگان به اهمیت اعمال خود بسیار کم توجه اند و چه بسا این افراد نیز از انگیزه های رفتارهای آیینی شان بی خبر باشند.

فروید از فعالیت های بالینی خود به این نتیجه رسید که آیین های نوروزی اجباری، بر اثر فشار برخی تکانه های جنسی پدید می آیند. رفتارهای آیینی، تا حدودی در دفاع از وسوسه هایی پدید می آیند که افراد را به ارتکاب رفتارهای ممنوع وامی دارند. افزون بر این، این اعمال به منزله حفاظی در مقابل بدشانسی احتمالی هستند که روانْ رنجور، با ترس انتظار آن را می کشد. اعمال وسواسی نیز، گونه ای مصالحه هستند. در نتیجه، این اعمال تا اندازه ای لذتی را که برای جلوگیری از آن طراحی شده اند، فراهم می آورند. به باور فروید، شکل گیری دین نیز به ظاهر بر پایه سرکوب و بیزاری جستن از برخی تکانه ها تحقق می یابد، ولی در اینجا تکانه های کنار گذاشته شده، تنها تکانه های جنسی نیستند، بلکه افزون بر آنها، مجموعه ای از تکانه های خودخواهانه را دربرمی گیرند که از نظر اجتماعی برای فرد زیان آورند.
آینده مخاطره آمیز دین

فروید، در کتاب آینده یک پندار می پرسد آیا ممکن است روزی آدمی بدون مراجعه به «پندارهای» باور دینی، رفتار کند؟ البته فروید نمی خواهد افراد دین دار را به ضرورت، فریب خورده یا گمراه بخواند، بلکه بدین وسیله بر نقش برجسته آرزوهای انسان در میان انگیزه های پدیدآورنده باورها و اعمال تأکید می کند. به باور فروید، ماهیت قدرتمند، پایا و جزمی دین را، مشاهده و دلیل تأیید نمی کند، بلکه در واقع برای کودک، کشف سه امر، آرزوی دست یابی دوباره به پدر قدرت مند را زنده می کند:

۱) توجه به پایان نیافتن ناتوانی ها، پس از سپری شدن دوران کودکی؛

۲) کشف اینکه افراد در تمام دوران زندگی شان، از سوی انسان های دیگر و حتی نیروهای درونی در معرض خطر قرار دارند؛

۳) درک اینکه سرانجام مرگ تعادل نامطمئن زندگی را بر هم خواهد زد.

از این رو، اندیشه خدای مهربان، عالم و قادر مطلق زاده می شود؛ موجودی که انسان را از نیروهای هراس انگیز طبیعت پاس می دارد، پاداش می دهد و رفتار ناشایست را مجازات می کند و کمال زندگی را از پی مرگ وعده می دهد.

به گمان فروید، این خاستگاه غیر عقلانی، اندیشه های دینی را از ویژگی تقدس و نقض ناپذیری برخوردار می کند. هیچ کدام از درخواست های زهدگرایانه و دلداری های موعود دین، برای بازداشتن بیشتر افرادی که ممنوعیت فرهنگ را درون سازی نکرده اند، کافی نبوده است. حتی روشن نیست در دورانی که آموزه های دینی بیش از امروز تأثیرگذار بوده اند، آیا مردم از تمدن دینی حاکم بیشتر رضایت خاطر داشته اند و یا تنها کمتر با آن مخالفت می کرده اند. فروید می گوید اگر دست آوردهای دین درباره سعادت انسان، آسیب پذیری او در قبال مراقبت های فرهنگی، و نیز اخلاق به میزانی باشد که گفته شد، این پرسش مطرح می شود که آیا ما در ضرورت دین برای زندگی آدمی مبالغه نکرده ایم؟ و آیا در بنای نیازهای فرهنگی بر آن، عاقلانه عمل کرده ایم؟

به گفته فروید پاس داشت مقررات یک فرهنگ با مجازات ها و پاداش های دینی، لوازم متعدد و مهمی را در پی دارد. مهار تکانه ها به صورت آرمانی، به کمک عقل، عملی می شود، ولی دین، این عمل را به کمک عواطف انجام می دهد. در چنین روندی، آحاد مردم از ابراز تکانه های خود به روش عقلانی دست بر نمی دارند، بلکه به دلیل ترس این گونه عمل می کنند. افزون بر این، هاله تقدسی که نهادهای جامعه را دربرگرفته است، انعطاف ناپذیری را در آنها پدید می آورد که این امر از تجدید نظر و تفسیر دوباره جلوگیری می کند. نگران کننده ترین موضوع در این نهادها آن است که فرمان برداری به پذیرش اصول جزمی بستگی دارد که برای توجیه ممنوعیت های فرهنگی به کار می روند. بنابراین، افت اعتقاد دینی می تواند به معنای هرج و مرج باشد.

فروید بر آن است که دین برای افراد نیز کمتر از جامعه خطر ندارد. معرفی اصول جزمی دین به کودکان، پیش از آنکه خود بدان علاقه مند شوند یا بتوانند اهمیت آن را درک کنند و نیز نهی از انتقاد نسبت به آن، تنها پی آمد زیر را خواهد داشت: «غلبه بر اثر ممنوعیت های فکری و مهار روانْ رنجور گونه تکانه به مدد سرکوب».

ادعای اینکه پذیرش این روانْ رنجوری همگانی، دینداران را از خطرهای برخی اختلال های روان رنجوری حفظ می کند، بی گمان برای جبران چنین محدودیت های دینی کافی نیست. به باور فروید تنها کنارگذاری دین و آموزه های جزمی آن درباره واقعیت یک جامعه و افرادش، آن را از این مرحله رشدنایافته، خواهد رهانید تا به ماورای آن سر بزنند. فروید در کتاب تمدن و نارضایتی های آن با صراحت می نویسد: «همه چیز، آشکارا کودکانه و در نتیجه دور از واقعیت است. برای هر فردی که نگرشی دوستانه به انسانیت داشته باشد، دردناک است که بپذیرد بیشتر انسان ها هرگز نمی توانند در زندگی بر این دیدگاه غلبه کنند»، ولی فروید می داند به جای دین باید چیزی در اختیار انسان گذاشت. او علم را بدین منظور پیشنهاد می دهد و معتقد است علم تنها راهی است که با آن می توان به تدریج به واقعیت بیرونی دست یافت. نیز آنچه را که علم و عقل در اختیارمان نمی گذارد، باید بدون آنها انجام دهیم. افرادی که به طور منطقی پرورش یافته اند و از واقعیت به اندازه لازم آگاهند، خانه آسایش دوران کودکی را ترک خواهند کرد و با شجاعت و رضایت، با درماندگی و بسیاری از امور بی اهمیت روبه رو می شوند. با گذشت زمان، زندگی تحمل ناپذیر می شود و سرانجام دیگر تمدن توان فرسا نخواهد بود.
ریشه مردانه دین در دیدگاه فروید

فروید، آشکارا روان شناسی دین را بر واکنش های مردانه متمرکز می کند؛ به اعتقاد فروید، تنها رابطه دوگانه جنس مذکر با پدر در دوران کودکی فرد و نژاد او، محور دین را تشکیل می دهد. حتی همه مطالعات موردی فروید به غیر از یک مورد از جنس مذکر بودند. او جز مقاله ای کوتاه درباره پیوستگی نیایش الهه دایانا با نیایش حضرت مریم و اشاره های دیگر به الهه های مادر، چیز دیگری درباره جنس مؤنث ارائه نکرده است. البته از گفتار فروید برمی آید که او به اصل چندعاملی بودن دین متعهد بوده و امری پیچیده مانند دین را به یک عامل نسبت نمی داده است. به باور فروید وظیفه روان تحلیل گری تنها آن است که بر یک علت خاص پافشاری می کند. در واقع، او با این بیان منکر می شود که چنین علت خاصی تنها علت یا حتی مهم ترین علت در میان علت ها باشد. در هر صورت، فروید بر عقده ادیپ مردانه تأکید می کند و می نویسد: «به نظر می رسد جنس مرد در اکتساب دین، اخلاق و درک اجتماعی، نقش رهبری را بر عهده داشته است و زنان، این امور را از مردان به ارث برده اند».
خلاصه تحلیل فروید از دین

تحلیل فروید از دین، سه جنبه دارد:

۱)عقده ادیپ که سازه بنیادین او در تبیین دین است؛

۲) پدیده های ویژه دینی مانند مراسم انسان های اولیه و شکل گیری سنت یهود؛

۳) نگرش منفی او به دین.
نقش عقده ادیپ

ارنست جونز می گوید: «آنچه از پژوهش های دو دهه نخست روانْ تحلیل گری درباره دین به دست می آید آن است که زندگی دینی نمایشی است درباره سطحی جهانی از عواطف، ترس ها و آرزوهایی که در ارتباط کودک با والدین پدید می آیند. به باور جونز، به کمک همین بینش، پنج ویژگی را که دانشمندان در پی آشکارسازی آن در دین بوده اند، می توان تبیین کرد:

۱) تمام ویژگی هایی که به نظام معنوی خاص نسبت داده می شود و نیز بازخوردهای هیجانی درباره آن؛ ۲) نگرانی ترسناک درباره مرگ؛

۳) احساس معنا و ارزش های متعالی؛

۴) پیوند با اخلاق؛

۵) احساس بی کفایتی؛ یعنی اعتقاد به گناه و جرم.

روبرت کَیْسی همانند ارنست جونز، رفتار دینی یک پیرزن را دلیل بر آرزوهای طولانی مدت درباره پدر و نیرومندی او در نظر می گیرد. سرانجام، رفتارهای دینی کنت نیکلاس لادوینگ زنیزندرف در زمره تصعیدهای یک پای تیست به شمار می آیند و به عنوان انشعاب های بالقوه مرحله ادیپی و نیز صورت های نادر عقده ادیپ در نظر گرفته می شود. فیستر درباره زینزندرف که پای تیستی پروپاقرص بود، می گوید لیبیدوی دینی زینزندرف، به «حفره کناری» بدن اختصاص یافته بود. به گفته فیستر، زینزندرف زخم کنار بدن را از دو نظر به اعضای جنسی زنان توصیف کرده است:

الف) نقش اعضا به عنوان مسیر تولد؛

ب) نقش آنها به عنوان عضوی برای روابط جنسی.

البته دین داری همه افراد، آشکارا همانند زینزندرف، پویایی عقده ادیپ را نشان نمی دهد.
حمله به دین

روانْ تحلیل گران با فروکاستن امور مقدس موجود در دین، به تکانه های جنسی و پرخاشگرانه، به خصومت با دین شهرت یافتند. در میان هواداران روانْ تحلیل گری، هیچ کس یک بعدی تر از تیودور شرودر به دین نتاخته است. شرودر، نظریه ریشه های جنسی را به کل دین نسبت داد. او در یکی از نوشته هایش می گوید: «تمام ادیان در تمام زمان ها و همه جا، با ماهیت متفاوت آن، چیزی جز جذبه جنسی نیست». (شرودر، ۱۹۱۴م، ص ۱۴۸، به نقل از ولف، ۱۹۹۷م، ص ۳۰۵)
بررسی و نقد اجمالی دیدگاه فروید

ما در بررسی دیدگاه فروید، بر پنج محور توجه می دهیم: الف) پیش فرض های انسان شناسانه؛ ب) نظریه شخصیت؛ ج) رویکرد دینی؛ د) جایگاه علمی؛ و) مقایسه آن با رویکرد اسلامی.

الف) پیش فرض های انسان شناسانه

هر کس در این جهان زندگی می کند، به تدریج به قضاوت های ثابتی درباره جهان هستی دست می یابد که آن قضاوت ها محور نگاه او را به خود، دیگران و جهان تشکیل می دهند. چنین برداشت کلی یا تصوری از جهان هستی و ارتباط انسان با آن را، جهان بینی (رندوم هاوس) می نامند. این برداشت کلی، شامل برداشت انسان، درباره خودش یعنی انسان نیز می شود. بر همین اساس، دانشمندان از دیرباز درباره پیش فرض های اساسی در زمینه آدمی بحث کرده اند؛ برای مثال، آیا انسان در کنش های رفتاری خود آزاد است یا مجبور؟ آیا انسان ها طبیعت مشترک و واحد دارند یا خیر؟

همین پیش فرض ها، عینکی ویژه یا پوششی رنگین بر قامت روان آدمی می کشد و سبب می شود تمام نظریه های علمی فرد با آن نگاه ویژه آمیخته باشد و در صورت نادرست بودن آن پیش فرض ها، دانش او همواره با کاستی هایی به اندازه کاستی های جهان بینی اش آمیخته گردد. شهید مطهری می گوید: «همه دین ها، آیین ها و مکتب ها و فلسفه های اجتماعی متکی بر نوعی جهان بینی بوده است. هدف هایی که یک مکتب عرضه می دارد... و بایدها و نبایدهایی که انشا می کند و مسئولیت هایی که به وجود می آورد، همه به منزله نتایج لازم و ضروری [آن نوع] جهان بینی است که عرضه داشته است».

جهان بینی هر صاحب مکتب، هرچند آن را به صراحت نگوید، در آثارش آشکارا نمایان است. فروید نیز از این قاعده مستثنا نیست و به آسانی می توان این باورهای پایه را استخراج و به بررسی و نقد آنها پرداخت. در ادامه می کوشیم مهم ترین پایه های هستی شناسانه فروید را معرفی کنیم و به بررسی آنها بپردازیم:
مادی انگاری هستی

منظور از مادی، تمام چیزهایی است که به گونه ای به کمک حواس ادراک پذیرند. فروید نیز، از جمله کسانی است که جهان را مادی می پندارد و در ورای آن به اموری دیگر اعتقاد ندارد. بی تردید، رویکرد او به جهان، انسان و خدا با چنین نگاهی، بسیار متفاوت از فردی الهی است که جهان مادی و ملموس را پایین ترین سطح هستی و ضعیف ترین مرتبه آن می داند. بررسی این پیش فرض، راه تجربی، درون نگرانه و تحلیلی ندارد، بلکه تنها ابزار آن عقل است. به باور ما رویکرد مادی به جهان هستی، رویکردی ناشی از اُنس گرفتن آدمی به نخستین اموری است که به آنها برمی خورد. همین آشنایی اولیه، حتی سبب می گردد فرد در برابر ایمان آوردن به ذات پدیدآور امور مادی مقاومت کند. چنین انسانی به صورت رشدنایافته، در ارتباط با هستی باقی می ماند. این نوع رویکرد، در برخورد فروید با هستی به چشم می خورد. از اینرو، اندیشه او در مقابل رویکرد ده ها دانشمند از رشته های مختلف و صاحب نظران ادیان مختلف قرار دارد، بلکه خود رویکردی بسیار سطحی است. اینان کسانی هستند که خداوند درباره آنها می گوید: «هر کس در این جهان نابینا است، در عالم آخرت نیز نابینا و گمراه تر خواهد بود».(اسراء: ۷۲)

این افراد، همان هایی هستند که برای کشف قواعد حاکم بر جهان عمری می گذارند، ولی عامل قاعده مندساز و آفریننده قواعد را نمی یابند.
بی اعتقادی به خدا

در دنیای معاصر، بیشتر مردمان به خدا معتقدند (چوپرا۳، ۲۰۰۰ م.؛ نیوبرگ۴، ۲۰۰۱م.).از زمان مرگ فروید (۱۹۳۹ ـ ۱۸۵۶ م.) تاکنون، نزدیک به ۶۸ سال گذشته است. شاید بتوان گفت از آغاز مبارزه فروید با دین و دین داری انسان ها، نزدیک به ۱۰۰ سال می گذرد. با وجود این، هرچند باورهای فروید را درباره دین و خدا همه دانشمندان کم و بیش شنیده اند، ولی اندیشه های او را باور نکرده اند؛ زیرا این قضاوت فروید درباره هستی نیز، بر خلاف عقل سلیم، برداشت عموم مردم جهان و برخلاف پیام همه ادیان الهی است. او خود را یهودی رها شده و بی خدا می دانست و باورهای دینی را در زندگی آدمیان پندار می شمرد. او هرگز از عقل خود که برای شناخت خدا آفریده شده است، بهره لازم را نبرد.
نگاه جبری به انسان

نگاه جبرگرایانه فروید به انسان، در اندیشه های او همواره نمایان است؛ هرچند او در عمل، به این عقیده پای بند نیست. او غریزه مرگ و زندگی را بر رفتار آدمی حاکم می داند و رفتار هدف مند انسان را نتیجه رویدادهای عِلّی خارج از حوزه آگاهی انسان می پندارد. گفتنی است جبر را دو نوع دانسته اند:

الف) جبر اجتماعی: در جبر اجتماعی، فرد در جامعه، به فردیت می رسد؛ فرهنگ آن جامعه را می پذیرد و آداب و رسوم آن را درون سازی می کند و در نتیجه، مانند آنها رفتار می کند. هرچند این مطلب کلیت ندارد و بسیاری از افراد استثنایی از جوامع مختلف مانند نوابغ، عارفان بزرگ و پیامبران سربرآورده اند، ولی پذیرش نسبی جبر به این معنا بدون ایراد است؛ زیرا ما معمولاً همین روند را در جوامع انسانی می بینیم.

ب) جبر فلسفی: جبر فلسفی، یعنی صادر شدن رفتار از انسان به گونه ای خاص؛ آن گونه که خودش نتواند در روند آنها دخل و تصرف کند. فروید در ظاهر چنین باوری درباره انسان دارد؛ زیرا خاستگاه رفتار را خارج از حوزه آگاهی می داند. درباره چنین نگاهی باید گفت:

اول) اینکه تمام اندیشه های خود فروید را دربرمی گیرد و چیزی جز خودفریبی (ولف، ۱۹۹۷م، ص ۱۱۶) بر جا نمی گذارد؛ دوم اینکه برخلاف نوع رفتار خود او در زندگی شخصی و کاری اش بوده است؛ زیرا فروید معتقد بود افراد بالأخره درمان پذیرند. اما چگونه می توان برای فردی اختیار در تغییر رفتارش را در نظر نگرفت، ولی او را درمان پذیر دانست. در فرایند درمان که از مراجعه درمان جو به درمان گر آغاز می شود، هر دو معتقدند درمان جو تغییرپذیر است و اساساً برای تغییر دادن خود به درمان گر مراجعه کرده است. همه درمان گران این باور را که درمان جو گمان کند همه چیز تمام است و دیگر کاری از عهده کسی در مورد او برنمی آید، از بدترین و نادرست ترین اندیشه ها درباره انسان و بزرگ ترین مانع در فرایند درمان می دانند.

سوم اینکه جبر فلسفی به این معنا که آدمی را در انجام دادن رفتارهایش همانند حرکت آب از سطح بالاتر به سطح پایین تر و نه برعکس بدانیم، خود از بدیهی ترین مغالطه ها درباره آدمی است؛ زیرا برای مثال شما هم اکنون می توانید متنی را که به دست دارید کنار بگذارید و درست ده دقیقه دیگر مطالعه آن را از سر بگیرید. از چنین توان مندی هایی، به خوبی اختیار و قدرت تغییر انتخاب ها در هر لحظه را می توان دریافت.

ب) نگاه فروید در شکل گیری شخصیت: نقش ناخودآگاه در رفتار

دو پیش فرض اساسی، پایه روان تحلیل گری را تشکیل می دهد. یکی از این دو پیش فرض، یعنی جبرگرایی را پیش تر طرح کردیم. دومین مفهوم اصلی در روانْ تحلیل گری، نقش ناهشیار است (مونرو،۵ ۱۹۵۷). فروید همچون دیگر موجودات، تکامل روان را ناخواسته می داند. به نظر او،تمام فعالیت های آدمی پی آمد دو غریزه مرگ و زندگی است. او برای زندگی روانی در مقایسه با میزان هشیاری از رویدادها، سه سطح، یعنی هشیار، نیمه هشیار و ناهشیار را در نظر می گیرد (پِروین۶، ۱۹۹۳)، ولی تمام رفتارهای آدمی را برخاسته از لیبیدو می داند که ماهیتی غریزی ودر ناهشیار دارد (شولتز۷ ۱۹۸۹). به بیان دیگر، هرچند روان سطوحی از هشیاری وناهشیاری است، ولی منبع انرژی روان همان انرژی جنسی یا لیبیدو است که ماهیت ناهشیار دارد. بنابراین، می توان ادعا کرد فروید تمام رفتارهای آدمی را فعالیت هایی جبری و ناهشیار و برخاسته از غرایز به شمار می آورد. بنابراین، شخصیت به باور او به صورت ناهشیار به وجود می آید. در این زمینه، چند نکته قابل توجه وجود دارد:

الف) ما هیج حالتی را آشکارتر و بی واسطه تر از تجربه هشیاری برای خود سراغ نداریم (شِیِرْ۸ ۱۹۹۸). به گونه ای که روان شناسی، دانش تجربه های هشیار بوده است. ویلهموونت که او را بنیان گذار روان شناسی تجربی می دانند، تمام توان خود را به کار برد تا جنبه های هشیاری آدمی را کشف کند (هرجِنْهِن۹، ۱۹۹۷). روان شناسان دیگر نیز تامدت ها به ناهشیار توجه نداشتند. امروزه وجود لایه ای در ساختار وجود آدمی به نام «ناهشیار» پذیرفته شده است، ولی به دقت تبیین نشده است که آیا به واقع لایه هشیار شخصیت، در حیطه ناهشیار تحقق می یابد که به ظاهر نظر فروید است، یا برعکس، لایه ناهشیار در درون هشیار و به گونه ای با هشیاری تحقق می یابد، ولی به گونه ای تظاهر می کند که فرد علت رویداد را نمی داند و یا به فرایند در وقت وقوع آگاهی ندارد. این امر، یعنی تحقق ناهشیار در سایه هشیار نه برعکس، منطقی به نظر می رسد و در زندگی روانی انسان ها مشهود است. به بیان دیگر، در روان آدمی بخشی به نام ناخودآگاه مطلق ـ آن گونه که فروید و یونگ ادعا می کنند ـ وجود ندارد، بلکه برعکس لایه های شخصیت آدمی به یک معنا هشیار هستند؛ هر چند در ظاهر چنان جلوه می کند که فرد از لایه های شخصیتی ناهشیار برخوردار است. به عبارت دیگر، لایه ای در شخصیت به عنوان لایه ناخودآگاه مطلق که راهی برای آگاهی یابی از آن نباشد، در درون آدمی وجود ندارد. بنابراین، آدمی با دقت و آموزش می تواند به لایه های وجودی خود علم پیدا کند.

ب) ارزیابی او درباره این جنبه وجود آدمی، یعنی ناهشیار، به میزان زیاد از قواعد حاکم بر روان که دیگران درک می کنند، متفاوت است؛ زیرا روان شناس تنها یک پدیده، مانند لغزش های زبانی را در رفتار کلامی افراد مشاهده می کند. تصور فروید آن است که این لغزش ها، همگی شوخی ها و شیطنت های ناخودآگاه هستند، ولی ماتلی۱۰(۱۹۸۵) به این نتیجه رسید که آزمودنی هایی که از ترس شوک الکتریکی غیرواقعی دچار اضطراب می گردند، بیشتر از آزمودنی های آرام، لغزش های زبانی دارند. چه بسا افراد مضطرب آمادگی دارند انواع خطاها (حرکتی، ادراکی، مفهومی، زبانی و آمیخته ای از اینها) را مرتکب شوند و این امر تنها خطاهای کلامی نیست (بانج، ۱۹۸۷). با چنین نگاهی می توان لغزش های زبانی را اموری کاملاً آگاهانه دانست؛ نه آن چنان که فروید آنها را ناآگاهانه می داند.

ج) هشیار و ناهشیار، مفاهیم فراوانی می توانند داشته باشند که در اینجا تنها به معانی ناهشیار می پردازیم.۱۱ در نقل این معانی، می کوشیم بیشترین احتمال ها را در نظر بگیریم:

۱) ناهشیار به معنای نداشتن واکنش و بی حسی؛ در این معنا، وقتی می گوییم چیزی ناهشیار است، مراد آن است که برای مثال، شی ء الف در مقابل عامل فیزیکی و یا اجتماعی خارجی، هیچ واکنشی نشان نمی دهد. از این رو، می توان گفت مفهوم ناهشیار بر رفتار آدمی صدق نمی کند؛ زیرا حساس بودن و آن نوع واکنشی را که مثلاً اجسام به عوامل خارجی نشان می دهند یا مردمک چشم به نور نشان می دهد، هشیار نمی گویند. فروید نیز وقتی می گوید آدمی رفتار ناهشیارانه دارد یا سطحی از روان او حالت ناهشیار دارد، منظورش نداشتن واکنش نیست. به طور کلی، بحث هشیار و ناهشیار در سخنان فروید، به این گونه فعالیت ها یا نبود آنها ناظر نیست. انسان به این معنا در شرایط عادی، غیر از حالت هایی مانند بی هوشی، خواب و خواب واره۱۲ هشیار است. در این شرایط، تنها می توان گفت ناهشیار است، آن هم نهمطلق؛ چون با صدای بلند از خواب بیدار می شود. پس نوعی هشیاری ضعیف دارد.

۲) ناهشیار به معنای بی خبری و ناآگاهی؛ هرچند در زبان فارسی ناهشیار را به معنای ناآگاه بودن و غافل بودن کمتر به کار می برند، ولی می توان با قرینه آن را بدین معنا به کار برد. بنابراین، ندانستن قواعد حاکم بر کارکرد چشم، گوش و... را می توان به عنوان ناهشیار تلقی کرد. بی تردید مقصود فروید از ناهشیار این نیست که افراد انسانی از قواعد حاکم بر رفتار خود ناآگاهند؛ برای مثال، نمی دانند افسردگی چگونه و در چه فرایندی پدید می آید؛ زیرا این قواعد تا اندازه زیادی کشف شدنی هستند و آدمی می تواند به آنها علم یابد. در هر صورت، این معنا از ناهشیار در مورد انسان کاملاً صادق است. ما بسیاری از قواعد حاکم بر روان خود را نمی شناسیم. انسان شناسان همواره می کوشند تا همین قواعد را کشف کنند. فروید نیز در این مسیر، ـ به نظر خودش ـ به یک نتیجه مهم دست یافت. آن نتیجه این بود که «حالت اصلی و منبع اطلاعات گسترده و شناسایی های ما در حالتی مرموز نهان است که آن را روان ناخودآگاه می خوانیم» (فروید، به نقل از ویتل، جونز۱۳، ترجمههاشم رضی۱۴، ۱۳۳۹، ص ۴۳). بنابراین، مقصود فروید از هشیار و ناهشیار ناآگاهی نیست.

۳) ناهشیار به معنای نداشتن توجه آگاهانه به فرایندهای روانی؛ این امر یعنی توجه آگاهانه و جسمانی، ندانستن واقعیتی است که همواره در درون آدمیان رخ می دهد. هم اکنون قلب شما با آهنگ خاصی می زند؛ قطر مردمک چشمتان اندازه خاصی دارد و آنچه را می خوانید با اهمیت خاصی در ذهنتان بایگانی می شود، ولی شما به هیچ کدام از این فرایندها توجه ندارید. مراد فروید از ناهشیار، بی توجهی به این فرایندها نبود؛ زیرا فروید ریشه رفتار آدمی، به ویژه اختلال های روانی را جست وجو می کرد. او در این جست وجو، به روشنی دریافت که بسیاری از رفتارهای آدمی برابر اراده و حتی خواسته او نیست. مثلاً بیماری هیستری، وسواس و ترس های مرضی این گونه اند. فروید برای حل همین معما، روان ناخودآگاه را به جامعه علمی معرفی کرد.

۴) ناهشیار در مقابل روان هشیار؛ بدین معنا که روان، مرتبه ای هشیار دارد که می تواند تجربه های آن را هر زمان که بخواهد به خاطر آورد، بررسی کند و بر اساس آنها تصمیم بگیرد. روان سطح دیگری نیز دارد که در آنجا رسوم اخلاقی واپس زده، پس از گذر از خودآگاه، در ضمیر ناخودآگاه متراکم می شوند، ولی روان ناخودآگاه، تنها محتوی این امیال سرکوفته نیست. فروید این مسئله را چنین توجیه می کند:

«... ریشه و اصل هر میل سرکوفته و واپس زده را می توان در ناخودآگاه یافت، اما بایستی این موضوع اساسی را متذکر شویم که این امیال و تصورات واپس زده، به شکل مطلق روان ناخودآگاه را شامل نمی شوند، بلکه تنها جزئی از این منبع عظیم را تشکیل می دهند... روان ناخودآگاه شامل تمامی غرایز بشر اولیه است. خوی حیوانی و وحشی بشری، قسمت اصلی این منبع می باشد که برخی از عوامل ارثی و همچنین تمامی امیالی که در دوران تکامل و تحول کودک سرکوفته گشته اند، بدان منضم شده است. اما بین این موارد اولیه و اضافات بعدی، نبایستی وجه تباینی قائل گشت؛ چون تظاهراتی که واپس زده می شوند، به صورت تردیدناپذیر تجلیات همان عناصر اولیه هستند و این دو هم بستگی دارند». (رضی، ص ۴۸ ـ ۴۹)

چنان که ملاحظه می کنید، فروید ویژگی هایی مانند پیدایش میل جنسی، پرخاشگری و غیره را که ما در فرهنگ خود به عنوان امور ذاتی و غریزی انسان برمی شماریم، از امور ناخودآگاه می شمارد. افزون بر این، فروید رفتار برخاسته از این ویژگی ها را ناهشیار می شمارد. او بنابر نظریه خود برای شخصیت نیز سه سطح هشیار، نیمه هشیار و ناهشیار را در نظر می گیرد. در اینکه آدمی ویژگی های ذاتی دارد که معمولاً برابر همان ها عمل می کند، بحثی نیست. سخن ما در شکل گیری شخصیت است که رفتار آدمی از آن ناشی می شود. فروید، شکل گیری شخصیت را در فرایندی ناهشیار و ناخواسته ترسیم می کند، ولی چنین برداشتی از انسان درست نیست، بلکه آدمی، شخصیت خویش را با قضاوت هایی که درباره عالم هستی می کند و رفتارهایی که برابر قضاوت هایش انجام می دهد، پدید می آورد. البته آدمی پس از پدیدآوری شخصیت، بنابر مقتضای آن رفتار می کند، ولی شخصیت خود را تا حدودی آگاهانه پدید می آورد. ما چون سبب بیماری های روانی را نمی دانیم، می پنداریم اینها از روان ناخودآگاه برخاسته اند، در حالی که با دقت بیشتر می توان گفت رفتار بیمارگونه، برخاسته از روان خارج شده از خط هنجار است که خود فرد در فرایندی ویژه و با آگاهی و انتخاب خویش پدید آورده است. البته خود آدمی نیز آگاهی ندارد که چگونه و در چه فرایندی شخصیت خویش را می سازد. این بی توجهی دلیل بر ناهشیار بودن شخصیت نیست. برای مثال، فروید فکر می کرد وسواس از امور ناهشیار روان است و از تجربه های مرحله تناسلی ناشی می شود که فرد در دوران کودکی اش به طور فعال در آنها دخالت داشته است. البته فروید بعدها این دیدگاه را کنار گذاشت و نظریه ای دیگر را برگزید و معتقد شد وسواس ها، واکنش های دفاعی هستند که در مقابل تکانه های ناهشیار روان ابراز می شوند. (جنایک۱۵ و همکاران، ۱۹۹۸ م، ص ۲۰۳ ـ ۲۰۴)

امروزه ما به نادرستی این گفتار فروید یقین داریم و می دانیم که وسواس در آغاز با رفتار آگاهانه بیمار به وجود می آید. یکی از دلایل ناکامی در درمان این بیماری را همین القائات می دانیم که درمان گران گمان می کنند این بیماری از ناهشیار فرد برمی خیزد؛ در حالی که وسواس و دیگر بیماری های روانی، در فرایندی آگاهانه رخ می دهند. در اینجا برای نمونه، فرایند پدیدایی وسواس را به اختصار بیان می کنیم:

قضاوت های افرادی که برخی زمینه های خانوادگی یا جسمانی را دارند، در برهه ای از زمان از حالت هنجار تغییر می کند و به قضاوت های تردیدآمیز در برخی موضوع ها مانند آلودگی، طهارت و... تبدیل می شود. در نتیجه، درباره چیزی که باید (برابر باورهای دینی و اجتماعی) فرد به تمیزی، طهارت و... آن یقین داشته باشد، قضاوتش تردیدآمیز می گردد و همین قضاوت تردیدآمیز، اضطراب زا است. فرد برای اینکه به پاکی یقین پیدا کند، برای مثال، آب بیشتری می ریزد و بدین وسیله با یقین یافتن از اضطراب رهایی می یابد. این عمل، یعنی ریختن کمی آب بیشتر، در میان دین داران، احتیاط نامیده می شود. همین عمل خارجی، یعنی ریختن کمی آب بیشتر که قضاوت بر اساس آن انجام می شود، حالت روانی پیشین را اندکی تشدید می کند. در نتیجه، قضاوت تردیدآمیز در موقعیتی مشابه با شدت بیشتری سراغ فرد می آید و در مقایسه با دفعه پیشین اضطراب بیشتری می آورد. فرد بار دیگر برای یقین بیشتر، آب می ریزد، ولی این بار بیشتر از نوبت گذشته. البته خود او توجه ندارد که رفتارهای آدمی، شخصیت را پی در پی تغییر می دهند. عمل دوم، کمی او را بدتر می کند و در حقیقت، حالت های او را شدت می بخشد. در این فرایند، یعنی فرایند قضاوت تردیدآمیز، فرد چنان تغییر می کند و چنان رفتاری از او سر می زند که گاهی تا حد روان پریشی و قطع ارتباط با واقعیت پیش می رود. بنابراین، به باور ما شخصیت، آگاهانه تحقق می یابد و ساز و کار آن را نیز می توان به دقت توضیح داد. در نتیجه، این تصویر از شکل گیری شخصیت انسان را که فروید بر آن پای می فشارد، نادرست می دانیم؛ یعنی رویش هشیار را در سرزمین ناهشیار و پدیدایی من و فرامن را، دامن نهاد پارادوکسی آشکار و ناسازگار با انسان می دانیم و با تلاش فروید برای هشیارسازی امور ناهشیار در تعارض می یابیم؛ زیرا منطقی نخواهد بود موجودی که واقعیت او ناهشیار و کانونی از انرژی است، با هشیارسازی بعضی امور پس رانده شده از تعارض های درونی او کاسته شود و بدین وسیله، نگرانی او کاهش یابد؛ زیرا موجودی که بنابر فرض، ماهیت ناهشیار دارد، باید هرچه رویدادها در درونش ناهشیارتر باشند، او هنجارتر شود؛ در حالی که بنابر بیان ما، هشیارسازی امور ناهشیار، به معنای آگاهی دادن به فرایندهای روان امری منطقی است.

آدمی به هنگام تولد با سرمایه روانی ویژه ای پای به این جهان می گذارد که فروبل۱۶،معلم بزرگ آلمانی درباره اش می گوید ناخودآگاه کودک در خدا آرمیده است (جی،استنلی هال۱۷، به نقل از: استرانک ۱۹۵۹ م، ص ۱۵۹). البته می توان سخن او را بدین معنا گرفتکه کودک بدون اینکه از پیوند خود با خدا آگاه باشد، با خدا پیوند واقعی دارد. این کودک با پیوند یافتن با این جهان، به تدریج روانش به گونه ای دگرگون می شود که دیگران منشأ برخی رفتار او را اختیار و انتخاب خود او نمی دانند. ما این ویژگی را در وجود آدمی، ناهشیار می نامیم. فروید نیز به بیماری تبیین ناپذیری مانند هیستری۱۸ برخورد و دربررسی این بیماری، از سوی بیمار به صورت آگاهانه به علت خاصی دست نیافت و خود او نیز به نتیجه روشنی نرسید. از این رو، نقش ناخودآگاه را در فرایند بیماری مطرح کرد، ولی با نگاهی دقیق تر می توان گفت تمام فرایندهای روانی، نه تنها ناهشیار نیستند، بلکه آگاهانه اند و بر اساس فرایندی خاص تحقق می یابند؛ مانند آنکه آدمی رانندگی را می آموزد و پس از مهارت یابی، به هنگام رانندگی ما می پنداریم که او فعالیت هایش را به صورت ناهشیار به انجام می رساند؛ در حالی که رفتاری از همین دست و هشیارانه یا ناهشیارانه بودن آنها به دقت بیشتری نیاز دارد.

ج) رویکرد دینی؛ انسان موجودی توهم زده

فروید آدمی را موجودی توهم زده می داند. بر همین اساس، دین را در زندگی آدمیان یک توهم عمومی می پندارد. فروید با همین نگاه، کتاب آینده یک پندار را نوشت و این پرسش را مطرح کرد که آیا می شود روزی انسان از پندارهای دینی دست بردارد. در این زمینه، تنها به دو نکته اشاره می کنیم:

الف) هرچند آدمی دچار پندار می شود؛ مانند بسیاری از باورهای خرافی که در زندگی انسان به چشم می خورند، ولی هرگز با آگاهی، در پندارهای خود باقی نمی ماند. اگر بر اساس پندارها رفتار می کند، از آن رو است که آنها را واقعی می شمارد. اگر پی ببرد که چیزی واقعیت ندارد، هرچند منافعی داشته باشد، ازآن دست برمی دارد. شاهد این مدعا، دست برداشتن آدمی از باور به پیدایش حیات به صورت آنی و در قالب هیئت بطلمیوسی است.

ب) به راستی چگونه می توان به خود جرئت داد هزاران دانشمند را که در زمان فروید به خدا ایمان داشتند، به عنوان افراد توهم زده معرفی کرد؟ شاید گفته شود چنین رخدادی از انسان بعید به نظر نمی رسد، ولی باگذشت نزدیک به صد سال از نظریه فروید، دین خواهی و خداباوری انسان ها در جهت نظریه فروید پیش نرفته است. نمی توان گفت افراد انسانی به ویژه دانشمندان، نظریه فروید را نفهمیده باشند. در همین راستا، اسکار فیستر دوست همیشگی فروید در پاسخ آینده یک پندار، کتاب پندار یک آینده را نوشت. سرگذشت فروید نشان می دهد که او به واقع فردی پندارزده بود و میراث او، آدمیان را در برخی موضوع ها پندارزده کرد.
آدمی در چنبره غریزه جنسی

فروید ماهیت لیبیدو را جنسی می داند. جنسیت را در گفتار او، به دو معنا می توان در نظر گرفت:

الف) معنای عام جنسیت که همان نیروی حیات و زندگی است. در این معنا، تأکید بر جنسیت به معنای خاص در نظریه او وجهی ندارد. همچنین دانشمندان هم زمان او از جمله یونگ، این معنا از جنسیت را از گفتار فروید نفهمیده اند، بلکه یقین داشته اند که مراد فروید از جنسیت، همان غریزه جنسی به معنای خاص است. از همین رو، این افراد از او جدا شدند.

ب) جنسیت به معنای خاص؛ این معنا از مجموعه سخنان فروید به دست می آید. البته به باور ما، این برداشت فروید از انسان نادرست است؛ زیرا با تمام قوتی که برای نیروی جنسی در وجود آدمیان درک می کنیم، آن را امری در کنار دیگر قوای آدمی می یابیم. برای مثال، پدری را در نظر بگیرید که به طور هم زمان دست همسر و فرزندش را در دست دارد. این فرد می تواند به همسر خود، تنها غریزه جنسی و به فرزند خود، تنها احساس محبت داشته باشد؛ چنان که در حالت ناهنجار، چه بسا موضوع برعکس شود.

به نظر می رسد فروید آنچه را که تبیین روشنی برای آن در زندگی انسان نمی یافت، به صورتی به غریزه های جنسی ربط می داده است. او با چنین نگاهی، سرانجام دین و دین داری را در زندگی آدمیان به علاقه مندی پسران به تصاحب زنان پدر نسبت داد. نکته قابل توجه در این زمینه آن است که انسان در برخی اندام هایش لذت هایی را درک می کند، ولی هر کدام از این اندام ها، لذت یکسانی را به وجود نمی آورند. برای مثال، چه بسا منظور از لمس کردن، نوازش کردن صورت فرزند، آرام سازی کودک گریان و یا لذت جنسی باشد؛ یعنی هر کدام از این رفتارها، لذتی خاص را در پی دارد.

د) رویکرد علمی: روانْ تحلیل گری، به عنوان راهی برای دست یابی به علم

با بررسی تحلیل های فروید از مراسم دین داری (مانند هبوط آدم) در ادیان مختلف، تحلیل ها را اسطوره سازی هایی می یابید که تنها در ذهن تحلیل گر می تواند معنا داشته باشد. در این تحلیل ها، به این نتیجه می رسیم که این افراد گویا هر چیزی را که طول بیشتری دارد، به آلت تناسلی مردانه و هرچه را که شکل گردی دارد، به آلت تناسلی زنانه کاسته اند و این، هنری است که جز از شخص روان تحلیل گر برنمی آید. از این گذشته، راه های دست یابی بر علم، یعنی رسیدن به قواعد حاکم بر عالم هستی چند راه است که به اختصار می آوریم:

الف) راه های حسی و تجربی؛ از این راه آدمی به کمک حس درمی یابد که دگرگونی های خاصی در جهان رخ می دهد. او با در نظر گرفتن این امر محسوس و به کمک عقل که ابزار حسابگر و وسیله شناخت آدمی است، به قاعده ای فراگیر دست می یابد.

ب) درون نگری؛ روش دیگری برای فهم برخی فرایندهای درونی است که علمی بودن آن خدشه پذیر نیست.

ج) احکام مستقل عقل؛ عقل بدون ارتباط با عالم خارج، احکامی دارد که پایه دیگر احکام و قواعد است.

د) روان تحلیل گری؛ اگر روان تحلیل گری ادعا کند که شیوه ای تجربی است، (چنان که خود فروید ادعا می کرد) باید معیارهای تجربی بر آن صادق باشد؛ در حالی که همان گونه که در متن آمده است، یکی از اشکال های اساسی روان تحلیل گری، منطبق نبودن آن بر معیارهای تجربی است. اگر این شیوه تجربی نباشد و درون نگری مرسوم هم نباشد، سرانجام چه شیوه ای است که روان تحلیل گر، در آن چیزهایی را ادعا می کند که غیر از خودش کسی آنها را نمی فهمد؛ برای مثال، وقتی می گوید دیدن مار در خواب، در واقع همان سمبل آلت مردانه است، کدام دانش بشری می تواند چنین ادعایی را اثبات یا انکار کند. چنین ادعایی که نمی شود آن را اثبات یا انکار کرد، خود دلیلی بر توهمی بودن آن است؛ مثل اینکه فردی ادعا کند همه اشیا، یک متر کوتاه یا بلند شده اند. از همین رو، هیچ ملاکی برای اثبات یا نفی این ادعا وجود ندارد.
ارائه اصول اثبات ناپذیر در زندگی انسان

فروید چیزهایی را به عنوان غریزه های آدمی و اصول حاکم بر زندگی او به انسان نسبت می دهد که به راحتی می توان در آنها خدشه کرد؛ برای مثال، وقتی فروید می گوید: «در ژرفای تاریک و فهم ناشدنی ناخودآگاه، دو غریزه مرگ و زندگی وجود دارد»، هیچ کس با شواهدی که فروید ارائه می دهد به وجود چنین غریزه هایی قانع نمی شود؛ زیرا همه فعالیت های آدمی، به گونه ای است تا خودش زنده بماند، به کمال برسد و قلمرو نفوذش گسترش یابد. این گونه فعالیت ها، گاهی با حیات دیگران در تعارض قرار می گیرد و تلاش او برای حیات، حیات دیگری را به خطر می اندازد. همه این رفتار را می توان شاهدی بر ادعای فروید مبنی بر غریزه حیات در آدمی شمرد، ولی آنچه را که فروید به عنوان غریزه مرگ می نامد، دلیل قانع کننده ای برای اثبات آن وجود ندارد. به چه دلیل رفتار پرخاشگرانه افراد، دلیلی بر غریزه مرگ در نظر گرفته می شود. همچنین ویرانگری، هرگز لازمه زندگی آدمیان نیست. البته بسیارند انسان های تربیت نایافته ای که همواره به جان هم می افتند و موانع سر راه خواسته های خود، از جمله هم نوعانشان را از میان برمی دارند، ولی می توان این رفتار را نه برخاسته از غریزه حیات یا مرگ، بلکه ناشی از خواسته های نامناسب آدمی در نظر گرفت.

به همین ترتیب، تمام اصولی مانند اصل لذت، اصل واقعیت و اصل تعارض و دفاع را که فروید طرح می کند می توان به گونه های دیگری تبیین کرد. به بیان دیگر، آنچه را که فروید درباره انسان می گوید، از برداشتی ویژه درباره انسان برخاسته است که با تغییر برداشت، تبیین نیز دگرگون می شود؛ چنان که دیوید ولف نیز به خوبی بدان می پردازد. به نظر می رسد سخنان هماهنگ و وجود برخی حقایق در مکتب فروید، سبب گردید تا این مکتب با کاروان روان شناسی همچنان هم گام بماند.

همچنین تعریف فروید درباره انسان سالم با جهان بینی خودش درباره انسان وساختار روانی او، انطباق دارد. با نقد جهان بینی فروید، تعریف او نیز با چالش های هم سانی روبه رو خواهد شد. از این رو، شیوه فرویدی در درمان که بر پایه تداعی آزادی مبتنی بود، به صورت اولیه کمتر به کار خواهد رفت. ما با اعتقاد به شیوه درمانی خاص برخاسته از آموزه های دینی اسلام، دگرگونی در شیوه های درمانی، از جمله تغییر در شیوه های روان تحلیلی را ضروری می دانیم.
ولف و فروید

دیوید ولف، پس از نقل دیدگاه فروید به بررسی آنها می پردازد. او ایرادهای اساسی بر دیدگاه فروید وارد می کند که هر کدام از آنها می تواند ناکارآمدی دیدگاه او را به اثبات برساند. در ادامه، ایرادهای وی را می آوریم و سپس نظر خود را به عنوان تکمیل کننده بحث نقل می کنیم. ولف در مجموع، به ده نکته در نقد سخنان فروید اشاره کرده است:

۱) نشئت گیری از فضای فرهنگی خاص؛

۲) سرگردانی دیدگاه فروید میان علم و روشی تفسیری (هرمنوتیک) که هر کدام طرفداران خود را دارد؛

۳) آیا به راستی دین از آرزوی برخوردار شدن از حفاظت پدر ناشی می شود. ولف با نقل برخی پژوهش ها این نظریه را انکار می کند؛ هرچند بعضی دیدگاه های تأییدکننده را می آورد که ما در ادامه درباره آن سخن خواهیم گفت؛

۴) این ادعای فروید که مردان را منشأ دین داری مردم می داند، امری اثبات ناپذیر، بلکه نادرست است؛

۵) پژوهش ها، این ادعای فروید را که دین به روان رنجوری شباهت دارد، تأیید نکرده اند؛

۶) اعتماد فروید بر حدس و گمان های مردم شناسانه و تاریخی؛

۷) تکیه بر فرض های کلی و اعتمادناپذیر؛

۸) بی توجهی به پدیدارشناسی و تاریخ دین؛

۹) یک پارچه دانستن تمام ادیان و توهمی پنداشتن آنها؛

۱۰) بی توجهی به آرای مخالفان و پافشاری بیش از اندازه بر دیدگاه شخصی.

ه) برداشت اسلامی از موضوع

به منظور آشنایی با رویکرد دینی درباره موضوع، دیدگاه های روان شناسی خود را به کمک آموزه های دینی درباره دیدگاه فروید می آوریم:

۱) انسان موجودی دوبعدی و دارای جسم و روان است. روان، جنبه ای اصیل و تمام هستی آدمی است. فرزند انسان در هنگام تولد با ساختار و ویژگی های ذاتی مانند ادراک، برخورداری از اراده و اختیار ذاتی، قدرت شناخت و کسب عواطف خاص پای به این جهان می گذارد. آن گاه با توجه به این جهان و محیط زندگی، شکل گیری شخصیتش آغاز می شود و روندی خاص می یابد. او خود بر اثر ارزنده سازی ها و ناارزنده سازی های محیطی، شخصیت ویژه خود را می سازد. چنین انسانی در آغاز تولد، انرژی ویژه ای نیز ندارد. او با کم شدن بدنش احساس دردی می کند که از آن به گرسنگی یاد می شود. برای رفع این تنش، رفتاری مانند حرکت لب ها و گریه را آغاز می کند، ولی هیچ شناختی درباره چیزی که مشکل او را رفع می کند، ندارد. بر همین اساس، گفته اند اگر کودک برای نخستین بار از طریق پستانک تغذیه شود، چه بسا دیگر پستان مادر را نپذیرد.

۲) انسان مُولّد انرژی و فعّال: به ظاهر فروید فرزند انسان را همانند کیسه ای در نظر می گیرد که مثلاً مقداری آب در آن جای گرفته است. این آب ها گاهی به سمت در کیسه و زمانی دیگر، به سمت ته کیسه می روند و آنجا را با ویژگی های خود پر می کنند. گاهی نیز به بخش کوچکی از جلوی کیسه می غلتند و معجزه آفرینی می کنند و زمانی دیگر، بر مقدار بیشتری از جلوی کیسه تأثیر می گذارند. حتی به باور فروید در یک دوره نیز، آب کیسه راکد می ماند و فعالیتی ندارد. در نقد دیدگاه فروید باید گفت آدمی به هنگام تولد، انرژی خاص و شکل یافته ای ندارد. البته توان و استعداد تولید انرژی و برخی ابزارها را برای ادامه حیات در اختیار دارد. در واقع، او انرژی درد کشیدن و لذت بردن را نیز در همین جهان و با اعمال خود پدید می آورد. آیه قرآن که می فرماید: «وَ اللّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً؛ خدا شما را در حالی از شکم مادرانتان خارج کرد که هیچ نمی دانستید». (نحل: ۷۸) می تواند به این معنا ناظر باشد؛ یعنی در وقت تولد هیچ گونه شناخت و عاطفه ای نداشتید.

انرژی روانی تولید شده در درون انسان، همانند انرژی درون یک گلوله نیست که شلیک می شود و خودش هیچ دخالتی در پدیدآیی آن نداشته باشد، بلکه آدمی انرژی درون خود را با آگاهی ذاتی و اختیار تولید می کند. برای مثال، همه ما علاقه به غذاهای ویژه، پیوند با جنس مخالف و جمع آوری ثروت و یا گذراندن مراتب کمال را درک می کنیم، ولی کمتر به ذهنمان می آید که این انرژی های ویژه را خود با اختیار خویش می آفرینیم. همین توانایی پدیدآوری انرژی های خاص سبب می شود افراد در فرهنگ های متفاوت دارای شخصیت متفاوت باشند و حتی لذیذترین غذای مردمان یک فرهنگ، منفورترین غذای دیگران باشد؛ زیرا انرژی های تولیدی آنها ماهیت متفاوت دارد. در آغاز تولد، هرچه در دهان کودک قرار گیرد، آن را می مکد و هیچ نمی دانیم آیا بازتاب مکیدن، لذت بردن را نیز به همراه دارد یا تنها مکانیزمی در درون کودک است که خالق مهربان برای حفظ جانش در نهاد او قرار داده است. همین سازوکار اولیه، به لذت بردن از بلعیدن اشیای خاص می انجامد.

۳) آدمی، شخصیت خود را در فرایندی کاملاً آگاهانه می سازد. او در هر آن، حاصل انتخاب ها و رفتارهای خود است. همچنین آنچه را که فروید ناخودآگاه می نامد، البته غیر از ویژگی های ذاتی آدمی، می توان ساخته دست خود انسان دانست؛ هرچند به فرایند پدیدآوری آن توجه ندارد. قرآن می فرماید: در روز قیامت به انسان خبر می دهند که چه چیزهایی را پیش فرستاده و چه چیزهایی را پشت سر نهاده است. سپس از این موضوع، استدراک می شود و می فرماید: «بلکه انسان به نفس خودش آگاهی دارد؛ هر چند عذر بیاورد».۱۹ این بدان معناست که آدمی هر آنچه را انجام می دهد، به صورتی در درونش بایگانی می شود که می تواند بدان آگاهی یابد؛ هرچند خود به این واقعیت درونی توجه دارد. در روز قیامت نیز، تنها توجه او به همین واقعیت جلب می شود. در مجمع البیان، از امام صادق علیه السلامنقل می شود که حضرت فرمود: «چرا بعضی از شما، کارهای خوبتان را آشکار می کنید و امور زشت را پنهان می سازید؟ آیا اگر این فرد به خود مراجعه کند، پی نمی برد که مسئله چنان نیست؟ سپس همین آیه را خواند و فرمود: در صورتی که درون انسان اصلاح شود، برون او نیز قوت می یابد».۲۰

بنابراین، اموری مانند بعد ناخودآگاه، مجبورپنداری انسان، غرایزی مانند مرگ و زندگی و شیوه های درمانی مانند تداعی آزاد، خواب واره درمانی، همه بر اساس دیدگاه های خاصی درباره انسان بنا شده اند که با دگرگونی برداشت، آنها نیز دگرگون می شوند. در این صورت، دانش روان شناسی باید به این مکتب در حد خودش بها بدهد و عمر اندیشمندان را بیش از اندازه صرف آن نکند.

۴) خدا در زندگی انسان، زاییده اندیشه کاملاً منطقی آدمیان است. آدمی از وقتی بر زمین پای نهاد، به وجود موجودی برتر معتقد بوده است و این باور تاکنون ادامه دارد. در فرهنگ قرآن، تمام زندگی آدمیان، بلکه آفرینش آنها برای شناخت همین موجود برتر است. اوج ظرفیت وجودی آدمی آن است که در عالی ترین درجه ممکن خدا را بشناسد. از این رو، خداوند می فرماید:

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ * ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ. (ذاریات: ۵۶ ـ ۵۷) من جن و انس را تنها برای عبادت کردن آفریدم. من از آنها روزی نمی خواهم و نمی خواهم به من غذا بدهند.

در روایت های معصومین علیهم السلام عبادت خدا در این آیه به معنای شناخت خدا تفسیر شده است. امروز نیز بیشتر مردمان جهان معتقدند این جهان مادی با تمام قواعد حاکم بر آن، خدایی دارد. حتی برخی همانند یونگ و دیپاک کپرا معتقدند آدمی برای تجربه خدا نیاز ندارد که به وجود خدا معتقد باشد (الیاده۲۱، ۱۹۹۳ م.؛ کپرا۲۲، ۲۰۰۰). بنابراین، برایراه یابی اندیشه خدا در زندگی انسان به این همه نظریه پردازی های عجیب و غریب نیاز نداریم، بلکه انسان با همان قوه عقلی اش به وجود خداوند پی برده است. چنان که نیوتن۲۳با مشاهده افتادن اشیا به سمت زمین، این فرضیه را مطرح کرد که زمین اشیا را به سمت خود می کشد. البته نوع افراد انسانی به ویژه افرادی که دقیق ترند با بررسی این عالم، به این نتیجه می رسند که این جهان خدایی دارد که آفریدگار آن است؛ پیوسته بدان وجود می دهد و قادر متعال است. تنها تفاوت در آن است که فرضیه نیوتن با بررسی های تجربی و حسی اثبات پذیر است، ولی فرضیه دوم تنها با دلایل قطعی عقلی به اثبات می رسد و نشانه های مختلفی مانند فرستادن پیامبران، معجزه های انبیا و شهود عارفان آن را تأیید می کند.

آدمی در پذیرش اصل وجود خدا، به خود تردیدی راه نمی دهد، ولی قضاوت های ثانوی او، یعنی صفاتی که به خدا نسبت می دهد و در پی آن، مصداق خارجی که برای خدا تعیین می کند دچار مشکل می شود. صفاتی که به خداوند نسبت می دهد، به میزان شناخت او از خداوند بستگی دارد. اگر از برخی افراد بخواهیم خداوند را وصف کنند، چه بسا بسیاری از ویژگی های انسانی را به او نسبت دهند. به سادگی می توان دریافت که چنین افرادی نتوانسته اند از قالب های محسوس فراتر روند؛ برای مثال، وقتی می گوید خدا مهربان است، همان مفهوم از مهربانی را به ذهن بیاورد که در رابطه با مادر تجربه کرده است. یا وقتی می گوید خدا غضب می کند، همان درکی از غضب را در نظر آورد که از خشم و غضب آدمیان تجربه کرده است و حتی شاید نتواند خدایی بدون شکل و خواص مادی تصور کند. همه اینها، از ذهن کودکانه آدمی سرچشمه می گیرد.

در جهان کنونی، بزرگ ترین ادیان از نظر گستره انسانی و جغرافیایی، ادیان توحیدی شامل سه دین یهود، مسیحیت و اسلام اند (ریچارد بوش۲۴ و دیگران). همچنین پذیرشخدا به عنوان موجودی برتر و دخیل در زندگی، عنصر مشترک در میان بیشتر، بلکه تمام ادیان است (جان هیک،۲۵ ۱۹۸۹م.، ص ۶). تنها تفاوت، در ویژگی ها و صفاتی است که بهخدا نسبت می دهند. در اینکه به هنگام نسبت دادن، چه معانی را دقیقاً اراده می کنند، می توانیم بگوییم از ملموس ترین معانی آغاز و تا برترین معانی که به ذهن آدمی خطور می کند، پیش می رود؛ چنان که در روندی که قرآن به حضرت ابراهیم علیه السلام نسبت می دهد، همین مراحل طی می شود تا حضرت ابراهیم علیه السلام معنای توحید واقعی را بیان کند. ابراهیم علیه السلام در آغاز، سراغ پدرش آزر رفت. از او پرسید آیا این بت ها را به عنوان اله خود برگزیده ای؟ من، تو و قومت را در گمراهی آشکار می بینم.خداوند به این صورت، ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان داد. وقتی شب فرا رسید، ابراهیم ستاره ای را در آسمان دید و فرمود: این خدای من است، ولی وقتی ناپدید شد، گفت: من چیزی را که زائل شود، دوست ندارم. وقتی ماه تابان را دید، باز گفت: این خدای من است، ولی چون ماه نیز از دیده ها پنهان شد، گفت: خدایا، اگر مرا هدایت نکنی، من در زمره گمراهان خواهم بود. آن گاه وقتی خورشید را دید که می درخشد، گفت: همین خدای من است؛ چون این بزرگ تر است. وقتی آن نیز ناپدید شد، فرمود: من از هر آنچه شریک خدا قرار می دهید، بیزارم. من با ایمان خالص، به سوی خدایی روی می آورم که آسمان ها و زمین را آفریده است و من هرگز از مشرکان نیستم. (انعام: ۷۵ ـ ۷۹)

آن حضرت، به این صورت به مردم آموزش داد که خدای واقعی نباید هیچ گونه نقصی داشته باشد، بلکه باید از هر صفت نقص به دور و به هر صفت کمالی آراسته باشد.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در آغاز بعثت با مردمانی روبه رو بود که بت ها را خدایان خویش می پنداشتند یا دست کم آنها را در سرنوشت خود دخیل می دانستند. بنابراین، حضرت فرمود: «ای مردم، بگویید جز خدای یکتا، خدایی نیست تا رستگار شوید».

در آغاز، خدا بودن بت ها را نفی کرد و خدای واقعی را معرفی کرد. سپس به تدریج، صفات خداوند را بادقیق ترین صورت ها بیان کرد که سوره توحید، آیات اول سوره حدید و آیات پایانی سوره حشر، نمونه هایی از این ویژگی ها را به خداوند متعال نسبت می دهد.

همچنین برای پیدایش دین و دین داری، داستان پردازی های بدون دلیل نیز ضرورت ندارد. چرا باید برای دین دار شدن آدمی، این همه راه های پرپیچ و خم را بپیماییم تا بگوییم دین داری در زندگی آدمیان از امور توهمی برخاسته است؟ در حالی که همه ما به توان فکری، شناخت و خلاقیت های ذهنی مان آگاهی داریم.

آدمی، روزگاری زندگی خود را با ساده ترین ابزارهای طبیعی سامان می داد. کم کم در برخورد با طبیعت، به این نتیجه رسید که می تواند برخی قواعد حاکم بر طبیعت را کشف کند و از آنها به نفع خود بهره گیرد. از این رو، برنامه های علمی فراوانی را برای کشف این قواعد پدید آورد. بدون تردید، همه این برنامه ها در نتیجه ذهن آگاه و توان تشخیص در آدمیان است. در اینجا پرسش آن است که میان مسئله شکافت هسته اتم که ده ها برنامه علمی را در پی دارد با این فرضیه که جهان خدایی با ویژگی های متفاوت دارد که از پی آن نیز، ده ها برنامه دینی رخ می نماید، چه فرق اساسی هست؟ بی گمان میان این دو، فرقی نیست و هر دو را در نتیجه توان شناخت آدمی و ذهن آگاه او می دانیم. هرچند این دو در برخی جنبه ها، مانند شیوه بررسی، آزمون پذیری و... از یکدیگر تفاوت دارند.

بنابراین، دین داری برخاسته از شناختی ژرف و قضاوت او به وجود نیرویی فوق طبیعی در این جهان است که آدمی در قبال او وظایفی دارد. ادای وظیفه در قبال خدا، همان دینی است که هر فردی برای خود دارد. البته گاهی برنامه های دینی، ساخته خود انسان ها و گاهی نیز از سوی همان خالق متعال است. دین داری نیز چیزی جز انجام دادن همان برنامه های دینی نیست. بنابراین، هیچ گونه توهمی رخ نداده است و پندارزدایی نیز لازم نمی آید، بلکه باید توحید و دین داری را به معنای دقیق برای مردم روشن کرد و برترین برنامه های دینی را از میان ادیان موجود برگزید. به باور ما، جامع ترین و کامل ترین برنامه دینی، در دین مبین اسلام است که آدمی در پرتو آن می تواند تمام ظرفیت های وجودی خود را شکوفا سازد.

توهمِ مخاطره آمیز بودن آینده دینی

فروید، با این فرض که دین از خطاهای شناختی آدمی برخاسته است و توهمی بیش نیست، می پنداشت که دین در آینده نزدیک، چونان پنداری از زندگی آدمیان رخت برخواهد بست؛ در حالی که دین اصیل ترین برنامه در زندگی آدمی، و دین داری، پایدارترین رفتار افراد انسانی است. از همین رو، دین باورانی مانند اسکار فیستر، اندیشه های فروید را پندارهایی می دانند که با نگاهی کینه توزانه به دین بیان شده است. گذشت زمان نیز همین واقعیت را نشان می دهد. در قرن بیستم، یعنی درست صد سال پس از سخنان فروید، بزرگ ترین انقلاب ها، نظام ها و چالش ها به نام دین برپا شده اند.

جهان هستی با دقتی تصور ناشدنی برای افراد عادی، هدف مند است. خداوند، هدف خود را در قالب برنامه ای کاملاً علمی به نام دین، به بشر اعلام کرده است هرچند تاکنون بسیاری از این قواعد علمی کشف نشده اند.

هنوز آدمیان با سرشت دین خواه و دین مدار خود از پی آن می روند. بنابراین، نه تنها زندگی آدمیان به تدریج از دین و دین داری فاصله نمی گیرد، بلکه در گذر زمان با رشد فکری آدمیان به دقیق ترین، کارآمدترین و مناسب ترین دین از میان ادیان روی می آورند؛ هرچند زمانی طولانی برای رسیدن به این سپیده دمان تاریخ و حیات طیبه لازم باشد. در قرآن می خوانیم:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (توبه: ۳۳؛ صف: ۹)؛ او خدایی است که پیامبرش را به همراه هدایت و دین حق، در میان مردم فرستاد و این دین را بر تمام دین ها پیروز خواهد گردانید؛ هرچند مشرکان مخالف و ناراضی باشند.
جای گزین ناپذیری دین

بی تردید «علم به معنای قواعد حاکم بر جهان، از جمله قواعد حاکم بر انسان است». البته در میان دانشمندان در تعریف علم، تفاوت در روش وجود دارد. برای مثال، تجربه گرایان، تنها قواعدی را علم می دانند که از یافته های حسی سربرآورد. دیگران نیز، علم را به معنای گسترده خود، یعنی قواعد حاکم بر عالم هستی به هر شیوه نظام مندی که به دست آید در نظر می گیرند. در هر صورت، در ماهیت علم که همان کشف واقعیت است، اشکالی وجود ندارد. پرسش آن است که بشر تا کنون برای مثال، چند قاعده حاکم بر روان خود را به صورت قطعی به دست آورده است؟ در دانش روان شناسی، کمتر قاعده بدون اختلافی سراغ داریم. آیا همین روند، دلالت نمی کند که یافته های آدمی با انبوهی از نایافته ها و زوایای نامعلوم آمیخته است؟ آیا نمی توان گفت که ادیان الهی، از تمام قواعد حاکم بر این جهان برخاسته اند؟ بنابراین، به دلیل کمی دانش آدمی، به هر مرتبه ای که برسد، چیزی نمی تواند جای گزین دین شود. حتی اگر علم به طور همه جانبه رشد کند، آیا در آن صورت، دین از ضرورت های جدایی ناپذیر زندگی آدمیان به شمار نخواهد آمد؟ به بیان دیگر، با آنکه دانش های بشری به بسیاری از شناخت ها دست یافته است، ولی هنوز انبوهی از مسائل نایافته باقی است که با دقیق تر شدن علوم، افق های نایافته دقیق تری، در پیش چشم آدمی رخ خواهد نمود. وانگهی، قطعیت در مسائل علمی، به ویژه علوم انسانی به نسبت بسیار اندک است.

بشر به اندک یافته های خود درباره دست یابی به قواعد حاکم بر هستی، از جمله خودش مغرور گردیده است. امروزه، انسان با دست یابی به فن آوری پیچیده، ضمن آسان سازی زندگی می تواند شکم خود را سیر کند، شهوتش را ارضا کند و تا اندازه ای سلامت خود را حفظ کند. همین امر موجب گردیده است خود را نیازمند چیز دیگری نیابد و یا حتی نتواند تصور کند که صورت دیگری هم می تواند وجود داشته باشد.

ادیان الهی، از قواعد قطعی حاکم بر وجود آدمی برخاسته اند. بنابراین، هیچ گاه دانش های گوناگون نمی توانند جای دین را بگیرند، بلکه ادیان الهی به ویژه دین اسلام از برترین مراتب علمی آدمی برخاسته است. بر همین اساس، قرآن می فرماید: «تمام علمی را که به شما داده اند، بسیار اندک است».(اسراء: ۸۵)

در روایت ها نیز آمده که امام صادق علیه السلامفرموده است:

ـ تمام علم بیست و هفت حرف است. هر آنچه را تا کنون پیامبران آورده اند دو حرف است. بنابراین، آنچه را تاکنون مردمان فهمیده اند دو حرف بیشتر نیست. وقتی قائم ما «عجل اللّه تعالی فرجه الشریف» قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار خواهد ساخت و در میان مردم رواج می دهد و آن را با دو حرف ضمیمه می کند و به صورت کامل که بیست و هفت حرف است، در میان مردمان می پراکند.۲۶

تأییدکننده این ادعا، فریاد جهل و راه نداشتن به حقیقت در دوران پسامدرن است (آندرو رایت، ۲۰۰۱ م.) که او را به ناامید شدن از شناخت حقیقت به پیش می برد. امروزه، عاطفه بشر را خودخواهی های او درنوردیده است. در کمتر از پنجاه سال، چندین جنگ خانمان سوز را به دست خود شعله ور ساخته و بیشتر از هر چیز، توان خود را در نابودی هم نوعانش صرف کرده است. آیا نمی شود جهان آدمیان را بدون جنگ و خون ریزی اداره کرد؟ شاید گفته شود با دانش امروز بشر چنان امکانی نیست، ولی آیا خود این علم، با انبوهی از ندانستن ها آمیخته نیست؟

فهرست منابع

الف) فارسی

۱. قرآن کریم.

۲. تفسیر المیزان.

۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۲.

۴. ویتل جونز، ترجمه هاشم رضی، فروید و اصول روان‌کاوی، تهران، انتشارات کاوه، ۱۳۳۹.

ب) لاتین

۱. David M.Wulff (۱۹۹۷), Psychology of Religion: classic and Contemporary; ۲nded, New york:John&Sons, Inc.

۲. Chopra,Deepak(۲۰۰۰), How To Know God: The Souls Journey into The Mystery ofmysteries,New York: Harmon Books.

۳. Newberg, Anderw Eugence, AQuili and Vince Rause (۲۰۰۱), why God Wont GoAway: Brain Science And The Biology Of Belief, New York: Ballantine Books.

۴. Michael A - Jenike, MD, Lee Baer Ph.D William E.Minichiello, Ed.(۱۹۹۸)۰۳۹; obssessive - compulsive disorders; st. louis: Mosby.

۵. Eliade, Mircea, (۱۹۹۳). the Encyclopedia of Religion , New York, Macmillan pub, comp.

۶. Chopra, deepak (۲۰۰۰) , How to Know God, New York: harmony books.

۷. Richard C Bush & Kenneth Dollarhide, the Religious worid: comnunities offaith:macmillan pub. co.

۸. john hick (۱۹۸۹) An interpertation of Religion, human Responses to the transcendent.

پی‌نوشت‌ها

۱ دانشجوی دکترای روان‌شناسی تربیتی.

۲. David M.Wulff (۱۹۹۷), Psychology of Religion: classic and Contemporary; ۲nded, New york:John&Sons, Inc.

۳. Chopra,Deepak(۲۰۰۰), How To Know God: The Souls Journey into The Mystery ofmysteries,New York: Harmon Books.

۴. Newberg, Anderw Eugence, AQuili and Vince Rause (۲۰۰۱), why God Wont GoAway: Brain Science And The Biology Of Belief, New York: Ballantine Books.

۵. Monroe.

۶. Pervin.

۷. Schultz.

۸. shear.

۹. hergenhahn.

۱۰. motley.

۱۱. برای توضیح بیشتر درباره هشیار و ناهشیار، ر.ک: فلسفه روان‌شناسی، ماریون بانج، مبحث هشیاری.

۱۲. hypnotism.

۱۳. E.Jones. Witell.

۱۴. ویتل جونز، ترجمه هاشم رضی، فروید و اصول روان‌کاوی، تهران، انتشارات کاوه، ۱۳۳۹.

۱۵. Michael A - Jenike, MD, Lee Baer Ph.D William E.Minichiello, Ed.(۱۹۹۸)۰۳۹; obssessive - compulsive disorders; st. louis: Mosby.

۱۶. Froebel.

۱۷. G. Stanley Hall.

۱۸. Husteria.

۱۹. «یُنَبَّؤا الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ * بَلِ الْإِنْسانُ عَلی نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ * وَ لَوْ أَلْقی مَعاذِیرَهُ». قیامت: ۱۳ـ۱۵

۲۰. المیزان، ج ۲۰، ص ۱۰۷ ـ ۱۰۸ عربی.

۲۱. Eliade, Mircea, (۱۹۹۳). the Encyclopedia of Religion, New York, Macmillan pub, comp.

۲۲. Chopra, deepak (۲۰۰۰) , How to Know God, New York: harmony books.

۲۳. Newton.

۲۴. Richard C Bush & Kenneth Dollarhide, the Religious worid: comnunities offaith:macmillan pub. co.

۲۵. john hick (۱۹۸۹) An interpertation of Religion, human Responses to the transcendent.

۲۶. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶، روایت ۷۳.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۳/۱۳


در مقالة حاضر دیدگاه نظریه پردازانی که در زمینة روان شناسی دین نظریة خاصی را به طور مستقل ارائه کرده اند مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا نظریه ویلیام جیمز (۱۹۰۱) پیرامون تجربیات دینی که به صورت گزارش های افراد مختلف ارائه شده مطرح و نهایتاً نظریة ناهشیار به عنوان منبعی برای تجربیات جذبه، عرفان، اشراق و هرگونه تجربیاتی که نوعی ارزش معنوی دارد ارائه شده است. سپس نظریة گوردون آلپورت (۱۹۵۰) در خصوص جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی و تفاوتهای هریک با دیگری مطرح شده است. در ادامه نظریه اریکسن (۱۹۶۸) در خصوص ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی انسان بزرگسال که تحول یافتة ظرفیت اعتماد کودک به جهان و مادر است مورد بررسی قرار گرفته است. مفهوم دیگری که از سوی اریکسن مطرح شده «هویت» و «بحران هویت» است. این مفاهیم که در بحث شکل گیری شخصیت فرد مطرح می شود با دینداری

ارتباط پیدا کرده است. همین ارتباط باعث شده است تا برخی از روان شناسان مانند جیمز مارشیا (۱۹۸۰) و آدامز (۱۹۸۹) گرایش به دین را به عنوان بخشی از هویت فرد در نظر بگیرند. در خاتمه نظریه فولر و لوین (۱۹۸۰) کاملاً توضیح داده شده است. طبق این نظریه ایمان طی شش مرحله تکامل می یابد. این مراحل از کودکی و نوجوانی آغاز شده و تا میانسالی تحول می یابد.

علم روان شناسی طی یک قرن گذشته نسبت به پدیدة مذهب موضع گیری های بسیار متفاوتی داشته است. اگر چه ویلیام جیمز و استانلی هال به عنوان متقدمین روان شناسی در آمریکا نسبت به مطالعة دین توجه خاصی داشتند اما روند مطالعات روان شناسی در غرب و خصوصاً آمریکا حاکی از عدم توسعة رغبت های متقدمین توسط متاخرین است. ویلیام جیمز (۱۹۰۲) در کتاب گونه های تجربة دینی خود که شامل بیست سخنرانی وی است به بررسی انواع تجربیات دینی پرداخته است. وی ضمن استناد به تجربیات شخصی افراد در حالات جذبه، خلسه و احساس حضور نزد پروردگار به مسئله وحدت وجود که از مباحث اساسی در فلسفه و عرفان است توجه می کند (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحة ۱۰۹). دامنة مطالعات ویلیام جیمز در زمینة تجربیات دینی از کشور آمریکا فراتر رفته و فرهنگ شرق را نیز در بر می گیرد. این بررسی ها شامل سرگذشت غزالی و اشاره به اشعار شبستری در گلشن راز نیز می شود. حاصل این مطالعات منجر به ارائه یک فرضیة اساسی در زمینه روان شناسی دین می شود (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۱۰). طبق این فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً شامل خاطرات ناقص، تداعی معانی عجیب و غریب و مانند آن نیست. بلکه قسمت ناهشیار شخصیت انسان می تواند منبع و سرچشمه بسیاری از شاهکارها و آثار نبوغ باشد. جیمز می گوید:
 
«به هنگامی که مسئله تصوف، عرفان، دعا و نیایش را مورد مطالعه قرار داده بودیم ملاحظه کردیم که در زندگی مذهبی نقش عمده را فیض نهایی که از قسمت ناهشیار ما می رسد بازی می کنند. بنابراین من فرضیه خود را اینطور قرار می دهم: این حقیقت برتر که ما در تجربیات دینی با آن ارتباط پیدا می کنیم، بیرون از حدود وجود فردی ما هرچه می خواهد باشد، درون حدود وجود ما، دنبالة ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی که ما به این نحو پایة فرضیة خود را بر روی امری که مورد قبول دانشمندان روان شناس است قرار می دهیم، با علوم امروزی تماس خود را حفظ کرده ایم؛ حال آنکه علمای علم کلام چنین تماسی را ندارند» (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۹۷).

استانلی هال به عنوان اولین رئیس انجمن روان شناسی آمریکا(APA) نیز به عنوان یکی از پیشکسوتان روان شناسی در آمریکا به بررسی دین علاقمند بود و نشریه ای را در زمینة روان شناسی دین تاسیس کرد که تا سال ۱۹۱۵ چاپ می شد. مقالات چاپ شده در این نشریه عمدتاً به آموزش های اخلاقی و مذهبی کودکان و نوجوانان مربوط می شد (استانلی هال ۱۸۹۱ به نقل از ریچارد.اِل . گورساچ() ۱۹۸۸). همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد روان شناسان موضع گیری های متفاوتی نسبت به بررسی دین در حوزة علم روان شناسی داشته اند. آنچه که در این مقاله بیشتر به آن توجه می شود ذکر نظریاتی است که مذهب را به عنوان یک موضوع مستقل و حائز اهمیت مورد توجه قرار داده و دربارة آن نظریه پردازی کرده اند. و نه کسانی که دربارة انسان نظریه پردازی کرده اند و دین را نیز مانند سایر موضوعات مشمول همان نظریه کلی خود دانسته اند. همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد روان شناسان موضع گیرهای متفاوتی نسبت به بررسی دین در حوزة علم روان شناسی داشته اند. از میان بینانگذاران مکاتب مختلف در روان شناسی زیگموند فروید با پدیدة دینی، برخوردی کاملاً منفی داشته و به صورت های مختلف کوشیده است تا اصالت دین را نادیده بگیرد. از سوی دیگر بنیانگذار رفتاری نگری جان واتسن (۱۹۲۵) نیز با توجه به اینکه موضوع علم روان شناسی را «رفتار» قابل مشاهده و اندازه گیری اعلام می کند و با هرگونه روش های بررسی درون نگرانه مخالفت می کند و برای بررسی اعتقادات مذهبی مجالی باقی نمی گذارد (ال.بی.براون () ۱۹۸۷ صفحه ۹۸).

ریچارد گورساچ (۱۹۸۸) که به بررسی تاریخچة روان شناسی دین پرداخته است معتقد است که از دهة ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در زمینه روان شناسی دین مطالعه مهمی انجام نشده است. البته گوردون آلپورت از سال ۱۹۵۰ در زمینة روان شناسی دین کتاب فرد و دینش را تالیف کرد که بایستی حرکت او را در این زمینه حائز اهمیت دانست. هنر آلپورت این بود که به عنوان یک روان شناس اجتماعی با ارائه نظریة جهت گیری درونی و بیرونی نسبت به دین در انسان توانست مطالعات روان شناسی اجتماعی در زمینة تعصبات نژادی را با در نظر گرفتن جهت گیری مذهبی فرد مورد مطالعه قرار دهد (اِل.بی، براون() ۱۹۸۷ صفحه ۹۸). تقسیم بندی آلپورت در خصوص جهت گیری مذهبی فرد توانسته است توجه زیادی را طی سالیان اخیر به خود معطوف دارد و در مطالعاتی که عامل مذهب مورد توجه روان شناسان باشد به عنوان یک نظریه کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. آلپورت بر حسب جهت گیری دینی افراد، آنها را با دو جهت گیری دینی درونی و بیرونی تقسیم بندی کرد.

از نظر آلپورت افراد مذهبی با جهت گیری درونی ضمن درونی سازی ارزشهای دینی، مذهب را به مثابه هدف در نظر می گیرند. در حالیکه افراد با جهت گیری بیرونی، دین را صرفاً وسیله ای برای نیل به اهداف دیگر در نظر می گیرند (آلپورت و راس ۱۹۶۷ به نقل از اِ ی فولتون() ۱۹۹۷). اخیراً نظریه آلپورت در زمینه جهت گیری دینی بیرونی به دو مقولة اجتماعی و شخصی بسط یافته است. طبق این تقسیم بندی افراد دارای جهت گیری دینی بیرونی اجتماعی از مذهب جهت نیل به اهدف اجتماعی سود می جویند، در حالیکه در جهت گیری مذهبی بیرونی شخصی افراد از مذهب جهت کسب امنیت فردی استفاده می کنند (گورساچ و مک فرسون ۱۹۸۹، کرک پاتریک ۱۹۸۹ به نقل از اِ ی فولتون() ۱۹۹۷).

یکی دیگر از روان شناسانی که در زمینة روان شناسی دین نظریه ای راهگشا مطرح کرده است اریک اریکسن است. اریکسن که یک نو فرویدی است نسبت به دین موضع گیری مثبتی دارد. وی معتقد است بین نهادهای اجتماعی به وجود آمده در طول تاریخ زندگی انسان و نیازهای روان شناختی او ارتباط وجود دارد. به نظر اریکسن دین به عنوان یک نهاد اجتماعی در طول تاریخ در خدمت ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده است. اریکسن بر خلاف فروید دین را به عنوان بازگشت به دورة کودکی ندانسته و آن را برای تامین نیاز اعتماد اساسی بشر ضروری می داند (اریک. اریکسن() ۱۹۶۸ صفحه ۱۰۶).اریکسن اولین مرحلة تحول «من» را به عنوان «اعتماد» در برابر «عدم اعتماد» نامیده و معتقد است که کودک در اولین مرحله از تحول شخصیت خود به تدریج جهان خارج و مادر را به عنوان پدیده ای قابل اعتماد درک می کند. وی معتقد است «اعتماد» در دوران کودکی پایه ظرفیت «ایمان» در بزرگسالی را فراهم می کند. ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی، انسان را به سوی پذیرش دین سوق می دهد (اریک. اریکسن() ۱۹۶۸ صفحه ۱۰۶). مفهوم دیگری توسط اریک اریکسن مطرح شده است که با دین ارتباط پیدا می کند. این مفهوم عبارتست از «هویت» و «بحران هویت».

مفهوم هویت که توسط اریکسن مطرح شد از سوی جیمزمارشیا در یک الگوی چهار وضیعتی هویت توسعه یافت. این چهار وضعیت عبارتند از: هویت یافتگی، بحران زدگی، دنباله روی و آشفتگی. هریک از چهار وضعیت هویتی تعریف شده از سوی مارشیا در تجدید نظرهای بعدی با توجه به دو بعد عقیدتی و بین شخصی تفکیک شد (گرو توند و همکاران ۱۹۸۲ و آدامز و همکاران ۱۹۸۲ به نقل از اِ ی. فولتن() ۱۹۹۷). براساس این تقسیم بندی آدامز و همکارانش به ارائه یک پرسشنامه جهت سنجش وضعیت هویت فرد تحت عنوان «سنجش عینی وضعیت هویت من توسعه یافته» که به صورت مخفف باEOM EIS مشخص شده است اقدام کردند (آدامز()و همکاران ۱۹۸۹). البته هنوز پژوهش های انجام شده در زمینة رابطة دین و هویت بسیار اندک است و بدون پژوهش های کافی نمی توان به دقت ارتباط این دو مقوله را با یکدیگر دقیقاً مشخص نمود (اِ ی. فولتن() ۱۹۹۷). علیرغم پژوهش های اندک در این زمینه با توجه به اینکه آدامز ۱۹۸۹ دین را در کنار شغل، سیاست و فلسفة زندگی به عنوان یک عنصر عقیدتی در پرسشنامه EOM EIS وارد کرده است، خود نشان دهندة ورود دین به عنوان یک سازة روان شناختی در حیطة روان شناسی تحول شخصیت حائز اهمیت است.

پیشرفت های بدست آمده در حوزة تحول قضاوت اخلاقی و نیز مسلح شدن روان شناسی به روش بررسی تحولی مفاهیم و سازه های روان شناختی به مطالعات روان شناسی دین نیز کمک شایانی کرده است. فولر و لوین ۱۹۸۰ (به نقل از وایتزمن لورنس()۱۹۹۴) در زمینة بررسی ایمان به ارائه نظریه ای تحولی شامل شش مرحله پرداخته اند. این نظریه که از برخی جهات به نظریة قضاوت اخلاقی کلبرگ شباهت دارد، می تواند در مطالعة ارتباط دین با متغیرهای دیگر با توجه به مراحل مختلف ایمان و سطح بندی افراد در مراحل مختلف آن کمک شایانی نماید. از نظر فولر ولوین (۱۹۸۰) (به نقل از وایتزمن و لورنس() ۱۹۹۴ صفحه ۱۱۹) ایمان مذهبی برای افراد در سنین مختلف دارای ساختار متفاوتی است. این دو نظریه پرداز ساختار ایمان را مجموعه ای از باورها می دانند که در هر مرحله تعیین کنندة چگونگی عملیات ذهنی در استدلال یا قضاوت دربارة موضوعات مورد توجه در حیطة دین است. به طور خلاصه شش مرحلة ایمان از نظر فولر ولوین (۱۹۸۰) به ترتیب زیر است:
مرحله اول ایمان شهودی فرافکنی:

در این مرحله ایمان بیانگر ابراز آرزوهای کودک است. کودکان در سن ۳ تا ۷ سالگی دارای جهت گیری خیالبافانه و تقلیدی هستند، ولی محتوای فکر آنها دارای الگوهای نسبتاً سیال است. در مرحلة اول فولر همانند مرحلة اول قضاوت اخلاقی کلبرگ کودک کاملاً خود میان بین بوده و در عین حال در خصوص تابوهای موجود در جامعه نسبت به برخی از اعمال کاملاً آگاهی دارد.
مرحله دوم ایمان اسطوره ای سطحی:

کودک در این مرحله به درونی کردن داستانها، اعتقادات و جنبه های مختلف مربوط به فرهنگ جامعه می پردازد. اعتقادات و قواعد اخلاقی در این مرحله کاملاً عینی و سطحی هستند. این مرحله با گسترش و تصریح شکل گیری شخصیت کودک تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی دیگران همراه است.
مرحله سوم ایمان ترکیبی قراردادی:

در مرحلة سوم نوجوان نسبت به دیدگاهها و باورهای موجود در خارج از خانواده آگاهی می یابد. بنابراین در این مقطع ایمان مذهبی در خدمت تدارک جهت یابی منسجم از دنیای متنوع و پیچیده بوده، دیدگاههای معارض با یکدیگر را در یک چارچوب کلی با یکدیگر ترکیب کرده وحدت می بخشد. مرحله سوم اصولاً در نوجوانی آغاز می شود و به اوج خود می رسد و در عین حال برای بسیاری از بزرگسالان به عنوان یک تعادل جویی دائمی تلقی شده از این مرحله فراتر نمی روند. در مرحلة سوم اگر چه شخص دارای یک «ایدئولوژی» است که شامل مجموعه ای از باورها و ارزشهای بیش و کم باثبات است، اما این ایدئولوژی را به عنوان یک واقعیت مستقل مورد بررسی و آزمایش قرار نمی دهد.
مرحله چهارم ایمان وابسته به طرز تفکر فردیت یافته:

مرحلة چهارم شامل درونی کردن باورهای فرد است. انتقال از مرحلة سوم به چهارم بسیار حائز اهمیت است. چون با این انتقال نوجوان و یا بزرگسال باید مسئولیت پذیرش هرگونه سبک زندگی، ارزشها و تعهدات عملی نسبت به آنها را به عهده گیرد.
مرحله پنجم بازنگری در ایمان تثبیت شده:

در مرحله پنجم علیرغم تثبیت اعتقادات فرد که طی مراحل قبل شکل گرفته است، شاهد بروز یک بحران در اعتقادات شخص هستیم. این تردید و بازنگری نسبت به اعتقادات در فواصل نیمه عمر انسان رخ می دهد. فولر و لوین با استفاده از مفاهیم روان تحلیل گری مرحلة پنجم را مورد تجربه و تحلیل قرار می دهند. بنابر نظر آنها در این مرحله اطمینان نسبت به ارزشها توسط فشارهای حاصل از سرکوبی بخش هشیار شخصیت در دوران اولیه زندگی زیر سؤ ال و یا مورد بی توجهی قرار می گیرد. این نظریه پردازان از به گوش رسیدن پیامهای مربوط به جنبه های عمیق «خود» سخن می گویند. این پیامها شامل بازشناسی انتقادی بخش ناهشیار اجتماعی انسان است. محتوای دینی پیامها عبارتند از: اسطوره ها، تصاویر آرمانی و تعصب هایی که با توجه به تربیت ناشی از طبقات اجتماعی خاص، سنت های مذهبی و گروههای قومی بخصوص عمیقاً در «سیستم خود» فرد رسوخ کرده است.
مرحله ششم ایمان جهانی:

همانطور که در مرحله ششم قضاوت اخلاقی کلبرگ مطرح شده است، مرحله ششم از تحول ایمان نیز از جهت وقوع بسیار اندک است. کسانی که مرحلة ششم ایمانی جهانی را تجربه کرده اند، احساس رابطة نزدیک و صمیمانه بین خود و جهان پیرامون خود را گزارش کرده اند. تجارب مطرح شده در مرحلة ششم تحول ایمان مبنی بر احساس رابطة نزدیک بین فرد و جهان پیرامون را در نظریة فولر تحت عنوان تجربة اوج در افراد خود شکوفا و نیز در توصیفات تجارب دینی مطرح شده توسط ویلیام جیمز (۱۹۰۱) در کتاب گونه های تجارب دینی وجه تشابه بسیار زیادی دیده می شود. اگر چه نظریه فولر و لوین به عنوان پایه و مبنایی نظری امکان پژوهش های سازمان یافته تری را فراهم می کند ولی هنوز جمع بندی های روشن در زمینة روان شناسی دین نیازمند پژوهش های متعددی است. پیشرفت های بدست آمده در حوزة روان شناسی دین ضرورت انجام پژوهش های طولی و استفاده از روش های تجربی را از نظر برخی از روان شناسان مانند گورساچ (۱۹۸۸) ( به نقل از راتیزمن و لاورنس() ۱۹۹۴ صفحه ۱۲۰) محرز کرده است.

در این مقاله دیدگاه چند تن از روان شناسان غربی در زمینة روان شناسی دین به طور مختصر مطرح شد. علت انتخاب نظریة این روان شناسان در مقالة حاضر و طرح دیدگاه آنان، علاقة آنها به دین و مطالعة آن با نوعی گرایش مثبت آنها به دین بوده است. البته ممکن است نظریات روان شناسان دیگری را نیز بتوان به این مجموعه اضافه کرد. چون بررسی کامل دیدگاه همة روان شناسان در زمینة روان شناسی دین نیازمند نقد و بررسی مبانی جهان بینی و اعتقادات هریک از روان شناسان نسبت به دین است، بنابراین ضروری به نظر می رسد تا دیدگاه روان شناسانی که با استفاده از روان شناسی، دین را به عنوان یک متغیر خنثی مانند سایر متغیرها در نظر می گیرند و یا حتی آن را به عنوان یک ارزش منفی در نظر می گیرند جداگانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مهران آرزومند امیدی لنگرودی

‌پی‌نوشتها

- ویلیام‌ جیمز، ۱۳۵۶، دین‌ و روان، ترجمة‌ مهدی‌ قائنی، بنگاه‌ ترجمه‌ ونشر کتاب.

- منبع‌ شماره‌ ۱

- منبع‌ شماره‌ ۱

‌ Gorsuch R.L (۸۸۹۱) Psychology of Religion -- ۲۰۱-۲۱:۳۹ .۱۹۸۸Annual Reviews of Psycholog.

‌ Brown.L.B. (۷۸۹۱) - The Psychology of Religious- Belief- Academic Press.

- منبع‌ شماره‌ ۵

‌ Fulton, A.S. (۷۹۹۱) - Identity status, Religious- Orientation, and Prejudice - Journal of Youth and .۱۹۹۷.۶۱,NO.۲Adolescence, Vol.

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Erikson. E.H.(۸۶۹۱)- Identity Youth and Crisis-- ۴ Russel Square, London.۲Faber and Faber,

- منبع‌ شماره‌ ۹

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Adams - G.A. and Bennion.L. Kwisun Huh -- ۹۸۹۱)- Objective Measure of Ego Identity Status: A ) Reference Manual - university of Guelph, Guelph, ۱ G ۲W۱Ontario N

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Wrightsman Lawrences. (۴۹۹۱) - Adult personality - ۱۹۹۴ - Sage Publication ۲Development - Volume

- منبع‌ شماره‌ ۱۴

- منبع‌ شماره‌ ۱۴

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٤


« هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است
سبک زندگی افراد با چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها پیوند می خورد. روانشناسی بهداشت در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و شیوه های مقابله با ناراحتی های روحی و روانی قائل است و معتقد به ایجاد تواناییهای شناختی و رفتارهایی می باشد که فرد مضطرب به منظور کنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور به کار می گیرد.

مذهب مساوی با سلامت روان

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش و توکل و توسل به خداوند برای مقابله استفاده می شود. یافته های اخیر نشان داده اند از آنجایی که این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند می توانند مقابله های بعدی را تسهیل نمایند بنابراین به کارگیری آنها برای اکثر افراد سلامت ساز است.

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی دار زندگی دارد. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند زیارت وغیره ... می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت موجب آرامش درونی فرد شوند.

باور به این که خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده هاست تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می دهد به طوری که اغلب افراد مومن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکا و توسل به خداوند اثر موقعیت های غیرقابل کنترل را به طریقی کنترل نمود به همین دلیل گفته می شود که مذهب می تواند به شیوه فعالی درفرآیند مقابله موثر باشد.

به طور کلی مقابله مذهبی متکی بر باورها و فعالیت های مذهبی است و ازاین طریق درکنترل استرس های هیجانی و ناراحتی های جسمی به افراد کمک می کند. داشتن معنا و هدف در زندگی احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی، برخورداری از حمایت های اجتماعی،  حمایت روحانی و... همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند.

مذهب می تواند در تمامی عوامل نقش موثری در استرس زایی داشته باشد و درارزیابی موقعیت ارزیابی شناختی فرد فعالیت های مقابله منابع حمایتی و... سبب کاهش گرفتاری روانی شود. براین اساس مدتهاست که تصور می شود بین مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیرا نیز روانشناسی مذهب حمایت های تجربی زیادی را در راستای این زمینه فراهم آورده است .

براساس مطالعات انجام شده ، بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73 4 سال شرکت داشتند معلوم شد که بین سه شاخص مذهبی بودن (فعالیت های مذهبی غیرسازمان یافته و فعالیت های مذهبی سازمان یافته ) و روحیه داشتن و دلگرمی به زندگی همبستگی مثبتی وجود دارد.

« هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است

مطالعات دیگر تاثیر مداخلات مذهبی را در کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی نشان داده اند. به عنوان مثال نتایج دو بررسی نشان داد کسانی که به اعتقادات مذهبی پایبند بودند اضطراب و ناراحتی کمتری را نسبت به کسانی که به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند گزارش کرده اند.

« گارنتر » و همکاران او در زمینه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که در تمام این مطالعات بین اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . « هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است .

« زاکرمن » و همکاران او در پژوهشی گزارش کردند در افراد سالمندی که نمره کمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند میزان مرگ و میر 42 % بود در حالی که این میزان برای افراد سالمندی که نمره شاخص مذهبی بالایی داشتند 19 % بود . در مطالعه دیگری « کونینگ » « کلین » و همکاران دریافتند که سرطان در بین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی کسب می کنند کمتر شایع است . در بررسی دیگری مشاهده کردند افرادی که همیشه از مقابله های مذهبی استفاده می کنند نسبت به افرادی که کمتر و گاهی از این مقابله های استفاده می کنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی نمرات بالاتری کسب کردند . « موریس » اثر زیارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بیمار سالمند بررسی کرد . او دریافت که علائم آنها بعد از زیارت رفتن کاهش زیادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زیارت هم این اثر ادامه دارد.

نماز خواندن

علیرغم این که اکثر تحقیقات ذکر شده در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجایی که باور و اعتقاد ما مسلمانان بر این است که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ارائه دهنده کامل ترین و سلامت سازترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورات آن حوزه های وسیع اخلاقی فردی بهداشتی و اجتماعی را دربرمی گیرد لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی در سلامت روانی یک ضرورت اساسی به نظر می رسد.

بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد . در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73 4 سال شرکت داشتند معلوم شد که بین سه شاخص « مذهبی بودن » و « روحیه داشتن » و « دلگرمی به زندگی » همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین در یک بررسی دیگر مشخص شد که بین ایمان قوی تر و معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس کمتر از مرگ همبستگی وجود دارد .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

در میان فرزندان امام هشتم امام رضا علیه السلام و خواهرشان حضرت معصومه (ص ) به واسطه داشتن مادری بزرگوار بنام « نجمه » از شان و منزلت معنوی، سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار می باشند.


 در منابع مختلف شیعه و سنی چند دلیل مهم برای ازدواج نکردن کریمه اهل بیت ذکر شده که به توضیحی مختصر درباره آن می پردازیم.


سه احتمال اصلی وجود دارد که چرا دختران بزرگوار امام  کاظم (ع) ازدواج نکرده اند

 یکی از احتمالات این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده اند تا ازدواج نکنند! چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله (ص) و سیره ی امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی‌شود.

احتمال دوم اینکه فردی هم کفو و هم شان با دختران امام پیدا نشده است این نظریه نیز نمی‌تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه را کفو یکدیگر می‌دانستند


 از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود:
 
هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می‌پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می‌شود.
 
در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته‌ای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می‌توانستند همسران مناسب برای آنان باشند.
                                                                                                                        

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع) مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛
 
چرا که همین ارتباط نسبی زمینه‌ای را فراهم می‌ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد
 
 
بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو،
 
 
علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد.
 
از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزید بر این علت بود.
 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠

اواخر سال‌های ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته، در کنار وقوع تغییرات مثبت در اتحاد جماهیرشوروی، شاهد تغییرات مهمی در جغرافیای‌سیاسی این منطقه بوده‌ایم. فروریختن دیوار توتالیتاریزم و احقاق حقوق و آزادی شهروندی در این کشور را می‌توان تغییراتی جدی در جامعه روسیه به حساب آورد. از طرف دیگر، روسیه که هیچگاه با پدیده تهدیدات دینی و مهمتر از آن، افراطی‌گرایی دینی روبرو نشده بود، با واژه‌ای نامانوس درگیر شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

/ امام سجاد (ع) به فرزندش چه گفت؟
 رفاقت و دوستی آنچنان در زندگی آدمی مهم و تاثیرگذار است که در اسلام آیات و احادیث زیادی درباره ویژگی های فردی که انسان به دوستی بر می گزیند، آمده است.

امام علی(ع) می فرماید: "از دوستی با بدکار بپرهیز چون تو را ارزان می فروشد". آنان که در دنیا با تو دوستند در آخرت نیز همانان دوستان تواند. پس بنگر که بدکاران در آخرت چه جایگاهی دارند. برای دریافت این مطلب قرآن کریم در سوره انفطار آیه 13-14 می فرماید: همانا نیکوکاران در بهشت پر نعمتند و بدکاران در آتش دوزخ.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٤

فردا 29 ماه صفر 1434 هجری قمری مصادف با 23 دی‌ماه 1391 هجری شمسی و سالروز شهادت امام رضا (ع) است. به این مناسبت سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نگاهی دارد به روند ترمیم خرابی‌ها و گسترش حرم مطهر امام هشتم شیعیان جهان.

حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) در سال 148 هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشودند و در سال 183 هجری قمری با شهادت پدر بزرگوارشان به منصب امامت نائل شدند. مأمون برای رسیدن به اهداف و نیات شوم خود‌، در سال 200 هجری قمری، ایشان و تعدادی از علویان را مجبور به ترک مدینه و هجرت به سوی خراسان کرد.

کمتر از سه سال بعد از ورود حضرت به خراسان‌، مأمون به گمان خام دسترسی به پیروزی نهایی، آن امام را با سم به شهادت رساند. با شهادت حضرت امام رضا (ع) و دفن ایشان در «مشهدالرضا»،از سال 203 هجری قمری‌ تا دوره‌ی دیلمیان نشانه‌ای از تجدیدبنای حرم در دست نیست‌ تا اینکه «سبکتین» پادشاه متعصب غزنوی که در سال‌های387 تا 366 قمری در منطقه حکمرانی می‌کرد،حرم مطهرامام رضا (ع) را ویران و زیارت آن حضرت را ممنوع کرد.

در سال 400 هجری قمری،«ابوبکر شهمرد» به دستور سلطان محمود غزنوی بنای بقعه را بار دیگر بازسازی کرد و در روزگار سلطان سنجر سلجوقی پس از مرمت بنا،گنبدی با آجرهای زرد رنگ بر روی بقعه‌ حرم مطهر بنا کرد. پس از مدتی گنبد را با کاشی‌های نفیس مزین و مناره‌ای کنار آن ساخت.

در زمان «غازان خان» و سپس «سلطان محمد خدابنده الجایتو»، در فاصله‌ی سال‌های 716-703 قمری در تعمیر و تزئین حرم مطهر کوشش‌هایی صورت گرفت.

سنگ قبر مطهر امام رضا (ع)، دو بار تغییر کرد. نخستین سنگ مزار حضرت که مربوط به سال 516 هجری قمری است،40 سانتی متر طول‌، 30 سانتیمتر عرض و شش سانتی متر قطر داشت و دارای کتیبه‌ای محرابی شکل به خط کوفی شکسته است که اکنون در موزه نگهداری می‌شود.

در سال 1379 قمری دومین سنگ که از جنس مرمر سفید و آهکی بود نصب شده و سومین سنگ که سنگ کنونی مزار آن حضرت است، در سال 1379 هجری شمسی نصب شده است و بر سطح سنگ‌ القاب امام رضا (ع)، تاریخ ولادت و شهادت حضرت و اطراف سنگ، دو بیت که آن حضرت به قصیده‌ی دعبل اضافه کردند، حک شده است و نیز به آیاتی از قرآن مجید زینت یافته است.

به روایت تاریخ، بر مرقد مطهر امام هشتم (ع)، علاوه بر سنگ قبر‌، صندوقی نیز تعبیه شده بود. قدمت نخستین صندوقی که بر مزار حضرت قرار گرفت‌ به اوایل قرن ششم برمی‌گردد. این صندوق مربوط به انوشیروان زرتشتی از اهالی اصفهان است که در پی مشاهده‌ی کرامتی از آن امام مسلمان شد و در سال 500 هجری قمری صندوق چوبی با روکش نقره بر مرقد مطهر حضرت نصب کرد.

دومین صندوق،صندوقی چوبی با روکش و میخ‌های طلا‌،معروف به صندوق عباسی بود که در سال 1022 هجری قمری بر روی مرقد نصب شد. این صندوق دارای تزئینات هنری و گران‌بهایی بود که پس از سال‌ها به علت متلاشی شدن ارکان و پایه‌های آن،از روی مضجع شریف در سال 1311 هجری قمری برداشته شد و سومین صندوق،صندوقی سنگی از سنگ مرمر معدن شاندیز، با رنگ سبز لیمویی است که «حاج حسین حجارباشی زنجانی» در سال 1311 شمسی آن را تهیه کرد و بر روی مرقد منور امام نصب کرد. این صندوق سنگی که عنوان سنگ قبر را داشت تا سال 1379 هجری شمسی درون ضریح چهارم جای داشت که در آن سال و زمان تعویض ضریح چهارم برداشته شد و سنگ قبر جدیدی به جای آن درون ضریح پنجم جای گرفت.

اما ضریح‌ مرقد مطهر اما هشتم شیعیان جهان که شبکه‌ای محیط بر صندوق و قبر مطهر را شامل می‌شود،بنا بر شواهد تاریخی،نصب آن،از دوره صفویه بوده است و سابقه آن تا قبل از این دوره تاریخی مشخص نیست و از آن دوره تاکنون پنج بار تغییر کرده است.

ضریح نخست حرم مطهر، ضریحی چوبی، طلا و نقره‌کوب بود که در زمان شاه طهماسب صفوی در سال 957 هجری قمری ساخته و بر روی صندوق مرقد نصب شده بود. این ضریح اکنون داخل موزه‌ی مرکزی آستان قدس نگهداری می‌شود.

ضریح دوم، ضریح فولادی مرصح معروف به «ضریح نگین نشان» است که در سال 1160 هجری قمری ساخته شد. واقف آن شاهرخ میرزا (فرزند رضا قلی میرزا) نوه‌ نادرشاه افشار بود.

ضریح سوم، ضریح فولادی ساده‌ای بود که در عصر فتحعلی شاه قاجار در سال 1238هجری شمسی روی ضریح دوم جای گرفت که آن نیز در موزه‌ی مرکزی آستان قدس نگهداری می‌شود.

ضریح معروف به «شیر و شکر» چهارمین ضریح حرم مطهر امام رضا (ع) بود که در سال 1338 هجری شمسی پس از برداشتن ضریح سوم و انتقال آن به موزه‌، روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب شد. قسمت بالای ضریح به دو سوره‌ی «یس» و «انسان» تزئین یافته است و اکنون نیز در موزه‌ی مرکزی آستان قدس نگهداری می‌شود.

اما پس از گذشت نیم قرن از عمر ضریح چهارم،‌ به علت فرسودگی و سائیدگی شبکه‌های اطراف و روکش‌های طلا و نقره‌ای ضریح،‌ در سال 1372شمسی طراحی ضریح پنجم توسط استاد محمود فرشچیان آغاز شد و کار ساخت آن هفت سال طول کشید. همچنین دو سوره مبارکه‌ی «یس» و «انسان» به خط ثلث با طلا و نقره دور خارجی ضریح را مزین کرده است. در چهار طرف این ضریح 14 دهانه (به نشانه 14 معصوم)، گلهای آفتاب‌گردان(به نشانه شمس‌الشموس)، گلهای هشت‌پر (به نام هشتمین امام) و گلهای پنج پر(به نشانه‌ی پنج تن آل عبا) طراحی شده است.

با گسترش حرم مطهر و ایجاد چند شبستان در حرم، در روز 21 دی ماه 1379، ضریح چهارم به علت فرسودگی به داخل خزانه حضرت انتقال یافت و ضریح «نگین نشان» به علت وقفی بودنش به طبقه تحتانی (سرداب) انتقال داده شد و ضریح پنجم در طبقه‌ی فوقانی به موازات ضریح دوم نصب شد. در روز 16 اسفندماه 1379 و هم زمان با عید سعید قربان، کار نصب ضریح جدید با حضور مقام معظم رهبری پایان یافت.

گنبد منور حضرت ثامن‌الحجج نیز دارای دو پوشش است: پوشش اول آن،‌ سقف حرم است که به صورت مقعر و مقرنس بوده و به آن قبه گفته می‌شود. پوشش دوم که بر فراز قبه قرار دارد، همان گنبد طلا است. برای نخستین بار «شرف الدین ابوطاهر قمی»، وزیر سلطان سنجر سلجوقی در قرن ششم دستور ساخت گنبد را در بالای حرم مطهر صادر کرد.

نمای گنبد در آغاز ساخت‌، آجر زرد رنگ و سپس کاشی نفیس سنجری بود. تا این‌که در سال 932هجری قمری در زمان شاه طهماسب صفوی گنبد مطهر طلا کاری شد. بعد از حمله و غارت ازبکان‌، مجددا در زمان شاه عباس صفوی در سال 1010 هجری قمری روی گنبد طلاکاری شد که این اتفاق در کتیبه‌ی دور گنبد نیز اشاره شده است. اما بعد از زلزله‌ی سال 1084 قمری در زمان شاه سلیمان صفوی، در سال 1086 هجری قمری دوباره تعمیر شد.

اما در سال 1291 شمسی روس‌های تزار،‌مسجد گوهر شاد و گنبد‌ طلا کاری شده را به توپ بستند و به همین دلیل در عصر پهلوی برای چندمین بار مرمت شد. در سال 1358 شمسی نیز خشت‌های قدیمی که به علت کمی ضخامت و گذشت زمان و تاثیر حوادث طبیعی سابیده و بدنما شده بود‌، برچیده شد و خشت‌هایی از ورقه‌های مسی با روکش طلا به روش الکترولیت به ضخامت چهل برابر قبل جایگزین آن شد.

به گزارش ایسنا، بعد از بقعه‌ نورانی حضرت، یکی از کهن‌ترین اماکن حرم مطهر‌، مسجد «بالاسر» است که در سال 425 هجری قمری یعنی حدود 1000 سال پیش در عهد غزنویان در غرب حرم مطهر ساخته شد.

مسجد گوهرشاد،یکی دیگر از بناهای باشکوه عهد تیموری در اوایل قرن نهم هجری قمری است که در جنوب حرم مطهر قرار دارد‌. این مسجد با چهار ایوان و هفت شبستان به دستور بانو گوهرشاد‌ همسر میرزا شاهرخ تیموری‌ و توسط معمار معروف ایرانی «قوام‌الدین شیرازی» در سال 821 هجری قمری ساخته شد.

صحن «انقلاب اسلامی» نیز نخستین و قدیمی‌ترین صحنی است که در قسمت شمال حرم مطهر بنا شده است،این صحن در ضلع جنوبی صحن کهنه و مقابل ایوان طلا در عهد سلطان حسین بایقرا در اواخر دوره‌ی تیموریان ساخته شده است و در عهد شاه عباس کبیر ضلع‌های شمالی‌، شرقی و غربی آن احداث و تکمیل شد و در دوره‌ پادشاهان صفوی، افشار و قاجار گسترش یافت.

در این صحن چهار ایوان وجود دارد:ایوان جنوبی صحن‌ معروف به ایوان طلا که به دستور «امیرعلی شیرنوایی» وزیر «سلطان حسین بایقرا» در سال 872 هجری قمری ساخته شد و چون بدنه ایوان در زمان نادرشاه در سال 1148 قمری با خشت‌های طلا‌،طلا کاری شده، به «ایوان نادری» نیز معروف است.

ایوان شمالی(عباسی) نیز در سال 1021 قمری ساخته شد.

بر فراز ایوان غربی (ایوان ساعت) ساخته شده است و ساعت بزرگی بر روی آن قرار دارد که در سال‌های 1336 شمسی نصب شد. چهارمین ایوان نیز ایوان شرقی (نقاره) است.

اما مراسم «نقاره‌زنی» که در دربار سلاطین و حکام زمان‌های پیش از اسلام و بعد از اسلام علاوه بر این که نوعی عظمت محسوب می‌شده، برای آگاهی و اعلام عمومی نیز مرسوم بوده است، همان ‌نواختن طبل و دهل است و در حرم مطهر رضوی نیز از اواسط قرن نهم هجری توسط مرزا ابوالقاسم بابر(نوه گوهرشاد خاتون) در سال 860 هجری قمری مرسوم شد. هرچند در سال‌های 1312 تا 1320 شمسی به دستور رضاخان، نقاره‌زنی تعطیل شد اما پس از سال 1320 تاکنون صدای نقاره بازهم دقایقی قبل از طلوع و غروب آفتاب توسط هفت نفر که سه نفر بر طبل و چهار نفر بر شیپورها می‌دمند،در صحن حرم مطهر می‌پیچد.

نقاره در ایام شهادت ائمه (ع)،سوگواری‌ و ماه‌های محرم و صفر به خاطر حفظ احترام ائمه(ع) نواخته نمی‌شود ولی در اعیاد مذهبی (شب و صبح عید) و تولد ائمه(ع)،نقاره شادمانی چندین نوبت نواخته می‌شود. همچنین در سحرهای ماه رمضان حدود یک ساعت قبل از اذان صبح نواخته می‌شود. ساختمان نقاره نیز در ایوان شرقی صحن «انقلاب اسلامی» و به نام «ایوان نقاره» در عصر شاه عباس صفوی ساخته شد و پس از آن ساختمان نقارخانه بر بالای آن بنا شد. نقاره‌خانه دارای دو طبقه است. طبقه زیرین آن محل نگهداری طبل‌ها، شیپورها و لوازم دیگر است و در طبقه‌ بالایی، نقاره‌زنان مستقر می‌شوند.

و سقاخانه‌ی حرم مطهر که در صحنه انقلاب وجود دارد به سقاخانه‌ اسماعیل طلا معروف است. سنگاب این سقاخانه از سنگ مرمر یک پارچه با ظرفیت 1130 لیتر است که به دستور نادرشاه از هرات افغانستان برای آب شرب آورده شده است. در همان زمان شخصی به نام «اسماعیل بنایی» هشت ضلعی با ستون‌های مرمر بر فراز سقاخانه احداث کرد و سقف آن را با خشت‌های طلا آراست، به همین دلیل به سقاخانه‌ی «اسماعیل طلا» معروف شد.

در دوره قاجار صحن آزادی واقع در شرق حرم مطهر و در پایین پای مبارک حضرت، ساخته شد. توسعه حرم مطهر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رشد چمشگیری یافت و با ساخت صحن‌های جمهوری اسلامی، قدس‌،جامع رضوی‌،غدیر کوثر و هدایت هنوز ادامه دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٤
شیطان بر دو گونه است: شیطان جنّی که با گفتن لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظِیم، دور می گردد، و شیطان انسی که با فرستادن درود بر محمّد و خاندانش علیهم السّلام رانده می شود.
چگونه شیطان را دور کنیم؟

از امیرمؤمنان علیه السّلام نقل شده است: «هرگاه شیطان یکی از شما را وسوسه کرد، به خدای تعالی پناه ببرد و با زبان سَر و سِر بگوید: آمَنتُ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ مُخلِصاً لَهُ الدّینَ».

در امالی صدوق، از ابن عباس روایت است که گفت: چون خداوند حضرت عیسی علیه السّلام را به پیامبری برانگیخت، شیطان راه بر وی بست و او را وسوسه کرد. عیسی علیه السّلام گفت: «سُبحانَ اللهِ سَماواتِهِ وَ أرضِهِ، وَ مدادَ کَلِماتِهِ، وَزِنَةَ عَرشِهِ، وَ رِضاءَ نَفسِهِ.» چون شیطان این ذکر را شنید، خود را فراموش کرد و بی اختیار در لجُة الخَضراء فرو افتاد.

به خط شهید اوّل، از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شیطان بر دو گونه است: شیطان جنّی که با گفتن لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظِیم، دور می گردد، و شیطان انسی که با فرستادن درود بر محمّد و خاندانش علیهم السّلام رانده می شود. ۱

منبع:
۱. مصابیح الجنان، ص۲۹۳.
۲. عرفان و عبادت، ص۳۸۵-۳۸۶.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٤
حفظ کردن چهل حدیث، اخلاصِ چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه و ... بسیاری از این نمونه ها و موارد است.
جایگاه اربعین در فرهنگ اسلامی

سرویس مذهبی افکارنیوز- اربعین یعنی چهل، چهلم. در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، عدد چهل (اربعین) جایگاه خاصّی دارد. چلّه نشینی برای رفع حاجت یا رسیدن به مقامات سلوک و عرفان معروف است.

حفظ کردن چهل حدیث، اخلاصِ چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه و ... بسیاری از این نمونه ها و موارد است.

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حسین بن علی علیه السّلام گفته می شود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنّتهای مردمی، گرامیداشت چهلم مردگان است که، به یاد عزیزِ فوت شده خویش، خیرات و صدقات می دهند و مجلس یادبود برپا می کنند.

در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، عظیم ترین مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی برپا می کنند و همراه با دسته های سینه زنی و عزاداری به تعظیم شعائر دینی می پردازند. در شهر کربلا، اربعین حسینی عظمت و شکوه خاصّی دارد و دسته های عزادار، مراسمی پرشور برپا می کنند.

منبع: فرهنگ عاشورا، ص۴۵.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳
در منابع معتبر شیعی، در مورد روز بیستم صفر به دو اعتبار توجه شده است؛ نخست روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند و دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا(ص) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را زیارت کند.اعتبار اربعین امام حسین(ع) از قدیم الایام میان شیعیان شناخته شده بوده و هست‌. شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ از روایات‌ فراوان درباره تقویم مورد نظر شیعه درباره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه و عبادت است‌، در مورد روز بیستم صفر نوشته است: روز ۲۰ صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین(ع) یعنی کاروان ‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند و روزی است که «جابر بن عبدالله بن ‌حرام انصاری»‌، صحابی رسول خدا(ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین(ع) بشتابد و او نخستین کسی است از مردم که قبر آن ‌حضرت را زیارت کرد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳
بیستم ماه صفر برابر است با روز اربعین شهادت امام حسین (ع) و یاران آن حضرت در صحرای کربلا در دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری... البته چهل روز از اسارت اهل بیت امام حسین (ع) نیز می‌گذرد... در این روز زیارت امام حسین (ع) مستحب موکد است
٢٠صفر؛ اربعین حسینی

 رخدادهای بیستم ماه صفر پیرامون واقعه کربلا در ادامه می‌آید:

۱. اربعین سیدالشهداء(ع)


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٤

 

«سنان بن انس نخعی» از جمله کسانی بود که توسط مختار ثقفی به اشد مجازات رسید.

سنان یکی از خبیث‌ترین و پست‌ترین چهره کربلا است، وی در قساوت قلب، حتی از «شمر» و «عمر بن سعد» پست‌تر بود.

*جنایت‌های سنان بن انس در روز عاشورا

- در روز عاشورا پس از آنکه امام حسین(ع) تنها شد و جنگ‌های زیادی کرد، ضربات زیادی از نیزه و شمشیر بر بدن مقدس حضرت(ع) وارد شد، شمر و سنان بن انس با ۱۰ نفر از نیروهای پیاده به سوی خیمه امام حسین(ع) هجوم بردند که امام با دست خود اشاره به آنان کرد و آن جمله معروف را فرمود که «اگر دین ندارید و از روز معاد نمی‌هراسید، لااقل آزاد مرد باشید، به زن و بچه من چه کار دارید؟» و عمر سعد دستور داد آنان متعرض خانواده حضرت نشوند.

- پس از آنکه امام حسین(ع) مورد ضربات نیزه و شمشیرها واقع شد و دیگر توان ایستادن نداشت، سنان بن انس با نیزه‌اش سینه مظلوم کربلا را نشانه رفت که حضرت نقش بر زمین شد، «سنان» به «خولی» گفت: زود باش سر او را از بدنش جدا کن، خولی جلو رفت، اما رعب و هیبت امام او را گرفت و بدنش به لرزه افتاد. سنان با عصبانیت فریاد زد: خدا دهان و بازویت را بشکند، چرا می‌ترسی؟ و خود آن ملعون از اسبش پیاده شد و سر مقدس فرزند رسول خدا (ص) را از بدنش جدا کرد و آن را به خولی سپرد. (البته طبق روایت دیگری شمر سر مقدس امام(ع) را از بدنش جدا کرد)

- پس از این جنایت بزرگ، اطرافیان سنان به او گفتند: تو کار مهمی کردی، تو بزرگترین مرد عرب را کشتی! تو حسین فرزند فاطمه دختر رسول خدا(ص) را به قتل رساندی، تو پاداش مهمی در نزد امیر خواهی داشت، تو از عمر سعد و دیگر سران بخواه که پاداش و جایزه بزرگی به تو دهند، گر چه اگر تمام اموالشان را به تو عنوان جایزه دهند، در مقابل کارت کوچک است.

«سنان بن انس» سوار بر اسبش شد، او ذوق شعری نیز داشت و خود را به خیمه عمر سعد رساند و این اشعار را با صدای رسا خواند:

اوقر رکابی فضَّة وَذَهبا/ اِنی قتلت السیّد المحجباً

(ای امیر، مرا غرق در طلا و نقره کن، من آن آقای بزرگوار را کشتم)

قتلت خیر الناس اماً واباً/ وخیرهم اذ ینسبون نسباً

(من بهترین مردم را از نظر پدر و مادر کشتم و دارنده بهترین نسب را به قتل رساندم)

عمر سعد با تعجب و ناراحتی فریاد زد: اشهد انَّک مجنون؟ واقعا تو دیوانه‌ای و او را به خیمه خود برد و با چوبش به سر او زد و گفت: احمق! فهمیدی چه می‌گفتی؟! به خدا اگر امیر عبیدالله بن زیاد این حرف‌ها را از تو می‌شنید، گردنت را می‌زد»!

*نحوه اعدام «سنان» توسط مختار

 

سنان بن انس نیز به شدت تحت تعقیب بود، زیرا مختار او را قاتل اصلی امام حسین(ع) می‌دانست، «سنان» خود آگاه بود که اگر به چنگ مختار افتد، حسابش پاک است، بنابراین پیش از همه از کوفه فرار کرد و به بصره رفت، مختار دستور داد خانه او را ویران کردند.

پس از چندی به صورت پنهانی از بصره به «قادسیه» گریخت، مأموران اطلاعاتی مختار که کاملاً حرکت‌های سنان را زیر نظر داشتند، به مختار گزارش دادند که وی به قادسیه آمده است.

مختار مأمورانی را برای دستگیری وی اعزام کرد، سنان غافلگیر شد و در منطقه‌ای بین «عذیب» و «قادسیه» به چنگ مأموران مختار افتاد.

«سنان» را دست بسته نزد مختار آوردند و این جانی قسی القلب در چنگال عدالت گرفتار شد و بار دیگر وعده خدا تحقق یافت.

مختار دستور داد ابتدا انگشتان آن خبیث را قلم کردند، سپس دو دستش و بعد دو پایش را قطع کردند، دیگی بزرگ که در آن روغن زیتون می‌جوشید، آماده و سنان نیز هنوز زنده بود، وی را درون دیگ جوشان انداختند و به این ترتیب به اشد مجازات رسید.

 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۳

پدیده بى نظیرى که در قرآن وجود دارد، در هیچ کتاب نوشته دست بشر یافت نمیشود. هر یک از عناصر قرآن داراى ترکیبى است ریاضى: سوره ها، آیات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود یا تغییر عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسیارى از عوامل دیگر قرآن بغیر از محتویاتش، همگى داراى ترکیبى خاص هستند. سیستم ریاضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء ریاضى، و(۲) ساختمان ریاضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آیات است. بخاطر این کد ریاضى جامع، کوچگترین تغییر در متن یا ساختمان ترکیبى قرآن، بلافاصله آشکار میشود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۳

محسن حسن خانی
 
 
زن، تاریخ پرماجرا و دردآلودی را پشت سر گذارده و در برهه هایی از تاریخ، به مثابه کالایی قابل معامله تنزل یافته است. برای نمونه، زن در دوره بربریت، آنچنان زندگی مظلومانه ای داشته است که از عنوان انسان بودن خارج و در ردیف چارپایان و غلامان شمرده می‌شد. در این دوره زنان حق غذا خوردن یا حتی حق سکونت با شوهران را در یک جایگاه نداشتند و با کوچکترین بهانه زیر ضربه های طاقت‌فرسای شلاق شوهران قرار می‌گرفتند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۳/٢٩

کلید موفقیت در این راه، آن است که ۷ روز پیاپی کاملاً مثبت باشیم و نگذاریم حتی در یک فکر و بیان منفی وا بمانیم. بی‌درنگ آن را رها کنید. اگر این کار را بکنید و برای مثال سومین روز با هجوم افکار منفی مواجه شوید (باید از اول شروع کنید) جالب اینجاست که پس از پشت‌سر گذراندن ۴ یا ۵ روز موفقیت‌آمیز رویدادی بسیار منفی رخ خواهد داد.

   


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٩


 شاهد قوی بر اثبات وجود ایشان در تاریخ ذکر شده است، گفتگویی که بین امام و اهل حرم در آخرین لحظات نبرد حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ می دهد. امام رو به خیام کرده و فرمودند: ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می ماند؟ ای رقیه و ای ام کلثوم! شما امانت های خدا بودید نزد من، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است
 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حوزه، در واپسین سال های عمر معاویه، روزگاری که زیاده خواهی های او سایه ای سنگین از فساد و تباهی بر جامعه مسلمین انداخته بود، تولد نوزادی دختر به نام رقیه (علیهاالسلام) شادی و شعف را به خانه گلین و ساده امام حسین (علیه السلام) فرا خواند و اشک شوق را مهمان نگاه های منتظر کرد و امام، آرامش کوتاه و زودگذری در سایه خرسندی از مولود خجسته خود پیدا کرد و لبخندی از سرور بر چهره خسته و اندوهگین اش از ظلم و جور زمانه نشاند؛ زمانه ای که هتاکی به خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دشنام دادن به امیرالمؤمنین (علیه السلام) سکه رایج شده بود. تزویر و ریاکاری چنان در بافت جامعه نفوذ کرده بود که کسی به چشم های خود نیز اعتماد نداشت. این در حالی بود که سنگینی زخم تمام این معضلات ریشه دار، بر قلب امام وارد می آمد. معاویه اما، با همه فریبکاری و نیرنگی که داشت، در برابر فرشته مرگ، بی چاره و ذلیل می نمود و آن گاه که مرگ گریبانش را گرفت، بی هیچ مقاومتی تسلیم شد و پسر می گسار و شهوت پرست او بر اریکه ای که بیست سال، پدرش بر آن تن، و دنیا پرستان بر آن رخ ساییده بودند، تکیه زد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢۸

یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟

و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٤


تربیت، اساسی ترین مسأله انسان است که بدون آن به سعادت دنیا و آخرت نایل نمی گردد. معصومین علیهم السلام همچنان که در سایر ابعاد زندگی، چراغ هدایت پیروان خود بوده اند در زمینه تربیت نیز بهترین و مطمئن ترین الگویند. این مقاله بر آنست تا نکاتی از دفتر زرین دیدگاه ها و سیره تربیتی یکی از آن بزرگواران یعنی امام باقر(علیه السلام) را به پیروان آن حضرت تقدیم نماید که از سایت تبیان اخذ شده است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/٢٢


منظور از اصول رشد و اصول تکاملی بهداشت روانی در مکتب اسلام ، اصولی هستند که می‌توانند به عنوان الگو و دستورالعمل در تصمیم‌گیری ، برنامه‌ریزی‌های روزانه در حد فرد و اجتماع و حل مشکلات زندگی روزمره و دستیابی به زندگی سالم و رشد به انسان کمک نمایند. دستیابی به یک زندگی سالم جز از طریق فراگیری ، پذیرش و کاربرد این اصول امکان پذیر نیست. با آموزش این اصول به فرد و جامعه و پذیرش و کاربرد آنها ، عملا می‌توان به ایجاد سلامت روانی کمک کرد و در نتیجه اصول فوق می‌تواند به عنوان عوامل پیشگیری از اختلالات واکنشی تلقی شوند.
تشابه قوانین رشد با قوانین راهنمایی
قوانین و اصول رشد را می‌توان به قوانین راهنمایی تشبیه کرد. بررسی تصادفات و مشکلاتی که در جاده‌ها پیش می‌آیند، نشان می‌دهد که اکثر اشکالات (بیش از 90 درصد تصادفات رانندگی) ، به علت عدم مراعات قوانین راهنمایی و رانندگی است و عواملی مانند نقص فنی ، مسئول درصد بسیار کمی از تصادفات می‌باشد. به همین ترتیب ، مهمترین عامل در بروز اختلالات روانی واکنشی ، انحرافات جنسی ، اعتیادات دارویی و اختلالات شخصیت ، عدم توجه به قوانین رشد می‌باشد و عوامل بیولوژیکی دخالت کمی در بروز این اختلالات دارند. در نتیجه با آموزش و کاربرد اصول رشد ، می‌توان این خلا بزرگ را پر نمود و از بروز اختلالات فوق پیشگیری کرد.
طبقه‌بندی اصول رشد
در معیارهای اسلامی ، وظایف انسان در سه بعد اساسی طبقه‌بندی شده‌اند.
وظیفه انسان نسبت به خدا
وظیفه انسان نسبت به خود
وظیفه انسان نسبت به جامعه

امام باقر علیه‌السلام این وظایف را در جملاتی کوتاه که خود فرازهایی از وحی الهی به حضرت آدم علیه‌السلام می‌باشد، چنین بیان نموده است:
وظیفه انسان در رابطه با خداوند ، پرستش او و عدم شوک نسبت به او می‌باشد. در صورت انجام وظیفه در این مورد ، خداوند نیز درخواست او را اجابت می‌نماید.
انسان نسبت به اعمالش مسئول است و برحسب اعمالش پاداش خواهد یافت.
در رابطه با مردم باید طوری رفتار نماید که میل دارد با او رفتار نمایند.
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان و خدا
اصل اول: اصل توحید ، لزوم تطبیق رفتار ارادی با آموزش‌های توحیدی
اصل دوم: اصل لزوم قضاوت براساس علم و بی‌اعتبار بودن حدس و گمان و تخمین
اصل سوم: اصل هدفدار بودن جهان هستی و دستیابی به رشد و تکامل (فلسفه زندگی از دیدگاه اسلام)
اصل چهارم: اصل نظارت خداوند بر انسان ، دخالت او در امور و تصادفی نبودن رویدادها
اصل پنجم: اصل پاداش ، مجازات و جبران
اصل ششم: اصل لزوم توجه به نعمات خدادادی و جنبه‌های مثبت زندگی و شکرگزاری
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با خود
اصل هفتم: اصل مسئول بودن انسان
اصل هشتم: اصل لزوم برنامه‌ریزی براساس تفکر و تعقل
اصل نهم: اصل آزادی و کرامت انسان بر اساس کنترل نفس
اصل دهم: اصل نظم
اصل یازدهم: اصل لزوم توجه به ظرفیت روانی و عوامل تقویت کننده و محدو کننده آن
اصل دوازدهم: اصل امامت یا همانندسازی با الگوهای برتر و حرکت به سوی برترین شدن


اصل سیزدهم: اصل لزوم شناخت نیازها و برآوردن آنها در حد تکلیف
اصل چهاردهم: لزوم توجه به این واقعیت که احکام الهی بر اساس دستیابی به مصلحت و دوری از ضرر است.
اصل پانزدهم: لزوم حفظ آگاهی و تمرکز فکر دائمی
اصل شانزدهم: لزوم توجه به وجود راه حل اختصاصی و تخصصی برای هر کار
اصل هفدهم: لزوم پیش‌بینی مشکلات عمومی و پایداری در مقابل آنها
اصل هجدهم: اصل تکرار در رفتارهای تکاملی و عدم اصرار در رفتارهای سقوط دهنده
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با خود و انسان با دیگران
اصل نوزدهم: اصل لزوم آماده شدن زمینه و زمان مناسب برای هر کار فردی و اجتماعی و آموزش تدریجی اصول رشد
اصل بیستم: احتیاط در امور فردی و اجتماعی و تاکید بر واقع بینی
اصل بیست و یکم: لزوم توجه به کاربرد تمام امکانات خدادادی در ایجاد رشد در خود و دیگران
اصل بیست و دوم: لزوم توجه به امکانات و محدودیت افراد جامعه و تعدیل توقعات
اصل بیست و سوم: لزوم سالم بودن افکار و رفتار فرد برای خود و جامعه


اصل بیست و چهارم: لزوم توجه به شرایط زمان و مکان و دفع افسد به فاسد
اصل بیست و پنجم: اصل توسع در انجام تکلیف و لزوم برآوردن آن به مقدار ممکن
اصل بیست و ششم: لزوم اقرار به تقصیر در موارد کوتاهی از انجام تکالیف و پذیرش عذر دیگران


اصل بیست و هفتم: اصل تاکید برحفظ امید و چشمداشت پیروزی فردی و اجتماعی در صورت حاکمیت فطرت و عمل به تکالیف الهی
اصل بیست و هشتم: لزوم توجه به نقش مثبت و منفی یادگیری در زندگی فردی و اجتماعی
اصل بیست و نهم: اصل عدل ، اصل لزوم ارزیابی خود و دیگران بر اساس عدل و دست کم نگرفتن رفتارهای تکاملی انسان
اصل سی‌ام: اصل برائت و لزوم حمل به صحت کردن عمل مسلمانان
اصل سی و یکم: اصل لزوم رازداری در مورد خود و دیگران
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با دیگران
اصل سی و دوم: اصل لزوم شناخت زمان و جامعه
اصل سی و سوم: اصل مدیریت و لزوم توجه به تقسیم کار در محیط‌های اجتماعی بر اساس استعداد افراد
اصل سی و چهارم: اصل معیار قرار دادن خود در روابط اجتماعی
اصل سی و پنجم: اصل لزوم همکاری و همبستگی با گروه‌های زیر حاکمیت فطرت و مبارزه با گروه‌های زیر حاکمیت شهوت


اصل سی و ششم: اصل تاکید بر وجدان عمومی و معتبر بودن نظر جامعه
اصل سی و هفتم: اصل واکنش متقابل در روابط اجتماعی با توجه به تحمل و تغافل
اصل سی و هشتم: اصل لزوم خودداری از ستیزه‌جویی
اصل سی و نهم: اصل امر به معروف و نهی از منکر و لزوم شرکت در سالم‌سازی محیط
اصل چهلم: اصل لزوم اصالت دادن به حق و نه به اکثریت

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢٢

  پیامبر گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله می‌فرماید:

من سعادت المرء الزّوجة الصّالحة.

یکی از عوامل سعادت انسان همسر شایسته است.

(وسائل الشّیعه، ج14، ص23)


مسأله: زنی که عقد دائم شده حرام است بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود هر چند با حقّ شوهر منافات نداشته باشد، و باید خود را برای لذّت‌های جنسی هر وقت که او می‌خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند. و تهیّه غذا و لباس و منزل زن و تهیّه احتیاجاتش مادامی که به وظیفه‌اش عمل می‌نماید بر شوهر واجب است و اگر تهیّه نکند، چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است.

(رساله عملیّه، احکام عقد دائم)


حقّ مرد بر زن

امام باقر علیه‌السّلام فرمود: زنی به خدمت رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله شرفیاب شد و عرض کرد حقّ شوهر بر زن چیست؟ حضرت فرمود:

تطیعه و لا تعصیه، و لا تصدّق من بیت‌ها شیئاً الّا باذنه، و لا تصوم تطوّعاً الّا باذنه، و لا تمنعه نفس‌ها و ان کانت علی ظهر قفت، و لا تخرج من بیت‌ها الّا باذنه، فان خرجت بغیر اذنه لعنت‌ها ملائکة السّماء و ملائکة الارض و ملائکة الغضب و ملائکة الرّحمة حتّی ترجع الی بیت‌ها. 1

زن باید که فرمانبردار شوهر باشد و از او نافرمانی نکند، از متاع خانه چیزی بدون اجازه شوهر صدقه ندهد، روزه مستحبّی نگیرد مگر به اذن شوهر، او را از خود منع نکند اگر چه بر جهاز شتر باشد، و بدون اذن شوهر از خانه بیرون نرود، که اگر بدون اذن او بیرون رود فرشتگان زمین و آسمان و فرشتگان رحمت و عذاب او را لعنت کنند تا به خانه‌اش باز گردد.


حدیث دیگر

رسول اکرم صلّی‌الله علیه وآله فرمود:

حقّ الرّجل علی المراة انارة السّراج و اصلاح الطّعام و ان تستقبله عند باب بیت‌ها فترحّب و ان تقدّم الیه الطّست و المندیل و ان توضّاه و ان لا تمنعه نفس‌ها الّا من علّة. 2¬

حقّ مرد بر زن این است که زن چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند، هنگام ورود مرد تا در خانه به استقبال او برود و خوشامد بگوید، آب روی دستش بریزد، و بدون عذر خود را از او دریغ ننماید.

جهاد زن

اما م هفتم فرمود:

جهاد المراة حسن التّبعلّ. 3

جهاد زن به نیکو شوهرداری است (زیرا زندگی و سامان دادن به آن و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مادّی و معنوی کمتر از جهاد نیست).


رضایت شوهر

پیامبر گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله فرمرد:

ویل لامراة اغضبت زوج‌ها، و طوبی لامراة رضی عن‌ها زوج‌ها. 4

وای بر زنی که شوهر خویش را به خشم آورد، و خوشا به حال زنی که شوهرش از وی خشنود باشد.




زنی که از رختخواب شوهر جدا بخوابد

رسول اکرم صلّی‌الله علیه وآله فرمود:

اذا با تت المراة هاجرة فراش زوج‌ها لعنت‌ها الملائکة حتّی تصبح. 5

زنی که دور از بستر شوهرش شب را به روز آورد فرشتگان تا صبح او را لعنت می‌کنند.


پاداش زن صبور

نبیّ مکرّم اسلام صلّی‌الله علیه وآله می‌فرماید:

من صبر علی سوء خلق زوج‌ها اعطا‌ها مثل ثواب آسیة بنت مزاحم.6

هر زنی که بر بداخلاقی شوهرش صبر کند خداوند مانند پاداش آسیه دختر مزاحم  به او عطا نماید.7


زنی که شوهر از او راضی باشد

رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله فرمود:

ایّما امراة ماتت و زوج‌ها عن‌ها راض دخلت الجنّة. 8

هر زنی که بمیرد و شوهرش از او راضی باشد به بهشت می‌رود.


زن و بوی خوش برای شوهر

علی علیه‌السّلام فرمود:

لتطیّب المراة المسلمة لزوج‌ها. 12

زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوشبو کند.


حدیث دیگر

امام صادق علیه‌السّلام فرمود:

ایّما امراة تطیّبت لغیر زوج‌ها لم یقبل‌الله منها صلوة حتّی تغتسل من طیب‌ها لغسل‌ها من جنابت‌ها.10

هر زنی که برای غیرشوهر خود را خوشبو نماید خداوند هیچ نمازی از او قبول نکند تا اینکه از این خوشبو کردن غسل کند همچنان که از جنابت غسل کند.


زینت زن برای شوهر

پیامبر گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله فرمود:

علی‌ها ان تتطیّب با طیب طیب‌ها و تلبس احسن ثیاب‌ها و تزیّن با حسن زینت‌ها و تعرض نفس‌ها علیه غدوة و عشیّة. 11

بر زن لازم است که بهترین عطر خود را به کار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه نماید.


سفارش دیگر به زنان

امام باقر علیه‌السّلام فرمود:

لا ینبغی للمراة ان تعطّل نفس‌ها و ان تعلّق فی عنق‌ها قلادة. 12

شایسته نیست زن خود را رها کند و زینت نکند گر چه با یک گردنبند باشد.


همنشینی با فاطمه زهرا(س)

رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله فرمود:

ثلاث من النّساء یرفع الله عنهنّ عذاب القبر و یکون محشر هنّ مع فاطمة بنت محمّد (صلّی‌الله علیه وآله): امراة صبرت علی غیرة زوج‌ها، و امراة صبرت علی سوء خلق زوج‌ها، و امراة وهبت صداق‌ها لزوج‌ها یعطی ‌الله کلّ واحدة منهنّ ثواب الف شهید و یکتب لکلّ واحدة منهنّ عبادة سنة. 13

خداوند از سه گروه از زنان عذاب قبر را برمی‌دارد و رستاخیزشان با فاطمه دختر محمّد (صلّی‌الله علیه وآله) خواهد بود: زنی که بر غیرت شوهرش صبر کند، زنی که بر بداخلاقی شوهرش صبر کند، و زنی که مهرش را به همسرش ببخشد. خداوند به هر یک از آنان ثواب هزار شهید عطا می‌کند و نیز برای هر یک از آنان پاداش یک سال عبادت می‌نویسد.


نگاه زن به مرد نامحرم

حضرت رسول اکرم صلّی‌الله علیه وآله می‌فرماید:

اشتدّ غضب الله علی امراة ذات بعل ملات عین‌ها من غیر زوج‌ها.14

خشم خدا شدید است بر آن زن شوهرداری که چشم خویش را با نگاه به اجانب پر کند.


زنانی که از هر در بهشت بخواهند، وارد می‌شوند

پیامبر بزرگوار اسلام صلّی‌الله علیه وآله فرموده است:

اذا صلّت المراة خمس‌ها و صامت شهرها و احصنت فرج‌ها و اطاعت بعل‌ها فلتد خل من ایّ ابواب الجنّة شاءت. 15

وقتی که زنی نماز پنج‌گانه‌اش را بخواند و ماه رمضان را روزه بگیرد و دامن خود را حفظ کند و از شوهر خویش اطاعت نماید، از هر دری از درهای بهشت که بخواهد، وارد می‌شود.


خیر دنیا و آخرت برای مرد

رسول گرامی خدا صلّی‌الله علیه وآله از خداوند عزّ و جل نقل می‌کند که می‌فرماید:

اذا اردت ان اجمع للمسلم خیر الدّنیا و خیر الاخرة جعلت له قلباً خاشعاً و لساناً ذاکراً و جسداً علی البلاء صابراً و زوجة مومنة تسرّه اذا نظر الیها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفس‌ها و ماله. 16

وقتی بخواهم خیر دنیا و آخرت را برای مرد مسلمانی گرد آورم [چهار چیز به او می‌دهم]:

1- دلی متواضع و با پروا.

2- زبانی که ذکر گوید.

3- بدنی که بر بلا صبر و استقامت کند.

4- زن با ایمانی که چون به او نگاه کند خوشحال و شاد شود و در نبودن شوهر، عفیف و در اموال او امین باشد.


پانوشت‌ها:

1- من لا یحضره الفقیه، ج3، ص 276.

2- نظام خانواده در اسلام، ص 383.

3- وسائل الشّیعه، ج14، ص116.

4-همان مأخذ، ص141

5- نهج‌الفصاحه، شماره 187.

6- بحارالانوار، ج100، ص247.

7- اسیه همسر فرعون بود که به حضرت موسی ایمان آورد و زیر شکنجه‌های هولناک شوهرش جان داد.

8- نهج الفصاحه، شماره 1022

9- بحار الانوار، ج100، ص245.

10- وسائل الشّیعه، ج14، ص114.

11- همان مأخذ، ص113.

12- همان مأخذ، ص118.

13- وسائل الشّیعه، ج21، ص285 به نقل از صحیفه رستگاری.

14- بحارالانوار، ج101، ص39.

15- مکارم الاخلاق، باب 8، فصل 2.

16- وسایل الشّیعه، ج 14، ص23.

منبع:کتاب حقوق متقابل زن و شوهر

تالیف:حاج ید اللّه بهتاش

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٢


ادیان الهی و از جمله اسلام ، در طی قرون متمادی با القای نوعی طرز تفکر ، زندگی فردی و اجتماعی میلیاردها انسان را در نقاط مختلف جغرافیایی اداره کرده‌اند و در حال حاضر نیز این کار را انجام می‌دهند. بررسی روشی که این ادیان در برخورد با انسانها مورد استفاده قرار داده‌اند و توجه به بعد اختصاصی در روان انسانها که پذیرش این آموزش‌ها را امکان‌پذیر ساخته است، می‌تواند منجر به کشف دستگاه روان‌شناسی خاصی گردد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٢/٢٢


 در این مجموعه از یادداشت ها سعی بر آن است که حقایقی از مناقشه قره باغ که طی آن تعداد زیادی مسلمان بی گناه به دست ارامنه متعصب قتل عام شدند، برای مخاطبین عزیز تبیین گردد.

آناج: کشتار مسلمانان بی دفاع در قره باغ توسط ارمنی های متعصب با حمایت روسیه در عین بی عرضه گی دولت مرکزی آذربایجان شروع منقاشه ای بود که تا به امروز ادامه داشته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢٠


یکی از دقیق‌ترین راه‌های شناخت امامان شیعه علیهم ‌السلام ، توجه به القاب خاصی است که آن‌ها بدان ملقب گشته‌اند . گرچه در مضامین دینی ، از اهل بیت علیهم ‌السلام به تعبیر « کلّهم نور » یاد شده است ؛ ولی با دقت در القاب مبارک آن بزرگواران ، مشاهده می‌شود که این نورانیت واحد و بی‌بدیل در ظرف زمانی و مکانی به شیوه‌ها و گونه‌های متفاوتی ظهور کرده است . بر این اساس پس از دوران امام صادق و امام کاظم علیهما السلام ، هشتمین طلیعه نورانی امامان شیعه ملقّب به عالم آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آشکار گردید .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/۱٩


 

انسان موجودی کمال جو است که برای رسیدن به این کمال همه امکانات در اختیار او قرار گرفته است . «وسخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعا منه » (1) ; «و آنچه در آسمانها و زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخت .»

بی شک در اختیار گرفتن همه امکانات بدان جهت است که انسان مراتب کمال را بصورت صعودی طی کند و بیش از پیش به موفقیتهایی چه در ابعاد مادی و چه معنوی دست یابد .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/۱٩



در بخش نخست این مقاله که در مجله شماره 45 ارائه گردید، پنج مورد از رمزهای موفقیت از نگاه امام علی علیه السلام مورد بررسی قرار گرفت . در ادامه مقاله، شش رمز دیگر از رمزهای موفقیت بیان می شود .


داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند . بدترین الت برای آدمی، زمانی است که احساس سرگردانی کند و بلاتکلیف بماند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸۸/٩/۱۸


مقدمه
اعتقادات و باورهای قلبی انسان نقشی مهمی در سبک زندگی او دارد. بطوری که تحقیقات مختلف نشان می‌دهد افرادی که دارای اعتقادات و ایمان محکمی هستند، زندگی سالم‌تری دارند. به این ترتیب در تربیت فرزندان علاوه بر اینکه به ایجاد سایر رفتارهای مناسب و سالم در کودک توجه می‌شود، باید پرورش ایمان و اعتقادات او نیز در اولویت قرار بگیرد. اگرچه کودکان قبل از رفتن به مدرسه هنوز برای درک بسیاری از مسائل زندگی معنوی خود کوچک هستند، اما توانایی‌ها و مهارت‌هایی دارند که می‌تواند به والدین در مسیر تربیت دینی آنها کمکی مفید و موثر باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٦



هر چند عمر کوتاهی داشت اما در همین عمر کوتاه به گونه ای زیست که زندگیش سراسر سرمشق شد؛ سرمشق برای یک عمر زندگی عارفانه و عاشقانه، زندگی مملو از نورانیت و صمیمیت، و زندگی سرشار از موفقیت و زندگی با احساس مسئولیت کردن به آنچه در پیرامونش می گذشت.
گمان نشود چون زن است تنها الگوی زنان است و مردان نمی توانند از او الگوبرداری کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٧


چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را برقرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى مى گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت مى گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنانکه گویا بنده او مى باشى، و او صاحب نعمت تو مى باشد. مبادا دستورات یادشده را با غیر دوستانت انجام دهى، یا با انسانهایى که سزاوار آن نیستند بجا آورى، دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنى نکنى، در پند دادن دوست بکوش، خوب باشد یا بد، و خشم را فرو خور که من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم، و پایانى گواراتر از آن ندیدم. با آن کس که با تو درشتى کرد. نرم باش که امید است به زودى در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار کن، زیرا سرانجام شیرین دو پیروزى است (انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستى از برادرت جدا شوى، جایى براى دوستى باقى گذار تا اگر روزى خواست به سوى تو باز گردد بتواند، کسى به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن، و هرگز حق برادرت را با اعتماد دوستى که با او دارى ضایع نکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانواده ات بدبخت ترین مردم نسبت به تو نباشند، و به کسى که به تو علاقه اى ندارد دل مبند، مبادا برادرت براى قطع پیوند دوستى، دلیلى محکم تر از برقرارى پیوند با تو داشته باشد، و یا در بدى کردن، بهانه اى قوى تر از نیکى کردن تو بیاورد، ستمکارى کسى که بر تو ستم مى کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند، چه او به زیان خود، و سود تو کوشش دارد، و سزاى آن کس که تو را شاد مى کند بدى کردن نیست.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



1 . از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره) .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۸

 عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری گفت: ماه‌گرفتگی امشب به صورت نیم‌سایه‌ای بوده و جزئیات آن با چشم معمولی غیرقابل مشاهده است،‌ بنابراین از نظر فقهی نیازی به خواندن نماز آیات نیست.

حجت‌الاسلام علیرضا موحدنژاد، عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: ماه‌گرفتگی امشب به صورت نیم‌سایه‌ای است، بدین معنی که وقتی نیم‌سایه زمین روی ماه می‌افتد، نور آن تغییر چندانی نمی‌کند و بدین صورت نیست که بخشی از آن را نتوان دید.
عضو شورای تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران ادامه داد: خسوف نیم‌سایه‌ای فقط با دستگاه‌های دقیق قابل ملاحظه است و می‌توان متوجه شد که نور ماه اندکی کم شده است. بنابراین خواندن «نماز آیات» در چنین حالتی ضرورت ندارد. بر اساس این گزارش، زمانی که ماه از نیم‌سایه زمین عبور می‌کند، خسوف نیم‌سایه‌ای رخ می‌دهد. این رویداد در ایران از ساعت 15:44 شروع می‌شود و در ساعت 20:20 به پایان می‌رسد. بهترین فرصت برای رصد این پدیده ساعت 18:04 است، چرا که خسوف نیم‌سایه‌ای به اوج خود می‌رسد.ماه‌گرفتگی (خسوف) هنگامی رخ می‌دهد که زمین میان ماه و خورشید قرار می‌گیرد. ماه‌گرفتگی امشب در نیم‌کره شرقی زمین، اروپا، آفریقا، آسیا، اندونزی و استرالیا دیده می‌شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 

در نتیجه تحقیقات بخش باستانشناسی ملی آذربایجان در منطقه قوبا چهار گور دسته جمعی کشف شد

اقدامات وحشتناک گروههای مسلح ارمنی، بعد از گذشت سالها یکی پس از دیگری برملا می شود.

بر اساس اسناد و مدارک بدست آمده، سالها پیش مسلمانان آذربایجان به طرز فجیعی توسط ارامنه قتل عام شدند. برخی از مسلمانان آذربایجان در مساجد سوزانده شدند، برخی به رگبار بسته شدند و برخی دیگر نیز با روش های غیر قابل تصوری به قتل رسانده شدند. گروه مسلح ۲۰۰۰ هزار نفره ارمنی در سال ۱۹۱۸ در منطقه قوبا در آذربایجان ۱۳۲ هزار ترک آذربایجان را به شکل بی رحمانه ای قتل عام نمودند. در نتیجه تحقیقات بخش باستانشناسی ملی آذربایجان در منطقه قوبا چهار گور دسته جمعی کشف شد.

اکثر اجساد این گورها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می دهند. به گفته کارشناسان در این منطقه صدها گور دسته جمعی وجود دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٦

 

در نحوه مرگ یزید چند روایت متفاوت وجود دارد.

 

روایت اول - سیدبن طاووس در لهوف می گوید:

  یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٤

 

حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی نسبت به رواج برخی از بدعت ها در ایام ماه محرم و به ویژه شب عاشورا هشدار داد.

حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی در برنامه تلویزیونی «همنشین با خورشید» در شب عاشورای حسینی که از شبکه پنج سیما پخش می شد در پاسخ به پرسش مجری این برنامه درباره برگزاری مراسم احیاء در شب عاشورا در برخی اماکن متبرکه اظهار داشت: هرگونه تغییر در عادات و رسوم مذهبی نیازمند مهر تایید و اذن مراجع معظم تقلید است و لازم است نظر آنان در این خصوص گرفته شود.
وی با بیان این مصرع که «هر شب، شب قدر است اگر تو قدر بدانی» افزود: البته احیاء فردی و خواندن ادعیه و نیایش در همه ایام سال امری پسندیده است اما برگزاری مراسم هایی حتی نظیر شب نیمه شعبان و نیمه ماه رجب می بایست به تایید مراجع عظام تقلید برسد.
حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی ضمن دادن هشدار درباره این بدعت گذاری ها و ترویج آنان گفت: آنچه میان نظرات و فتاوای مراجع تقلید مشترک محصل است اهتمام به عزاداری در شب و روز عاشورا است و اگر بنا باشد مراسم هایی نظیر احیاء شب 21 ماه مبارک رمضان در شب عاشورا نیز برگزار شود حتما باید با تایید و نظر مراجع عظام شیعه صورت پذیرد.
این خطیب مشهور در ادامه با تاکید بر اینکه نباید شهرت یک مجری یا یک مداح  و یا یک طلبه و ... بتواند چنین بدعت ها و نوآوری هایی را در عادات و رسوم دینی ما ایجاد نماید افزود: برگزاری مراسم روز عاشورا به سال هجری شمسی نیز در زمره همین موارد است و تا زمانی که این مراسم ها مورد تایید و نظر مراجع معظم تقلید ما نباشد باید به این برنامه ها نیز به چشم بدعت نگاه کرد و از آنان پرهیز و دوری نمود.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۳

بازیگر تئاتر و تلویزیون با بیان اینکه آذری‌ها سلیم موذن زاده اردبیلی را خیلی دوست دارند و او هم عاشق نوحه عم اوغلی است، خاطراتی از تماشای تعزیه در کودکی‌اش را بازگو کرد.
 
به گزارش خبرنگار مهر، بهنام تشکر با حضور در برنامه "حس مشترک" شبکه نمایش با یادآوری روزهایی که مادرش کوکوسبزی نذری می‌پخت و او و برادرانش برای همسایه‌ها می‌بردند، گفت: دلم برای حس و حال بچگی‌هایم تنگ شده است. آن موقع همه چیز شفاف به نظر می‌رسید و کدر نبود. در این 10 روز محرم یاد بچگی‌هایم می‌افتم. مادرم هم با حس و حال خاصی کوکو درست می‌کرد، مثل همیشه نبود.
 
کودکانی که سینه‌هایشان کبود بود
 
وی افزود:‌ یادم می‌آید بچه که بودم عشق این را داشتم که وقت زنجیر زنی همه یک دست باشیم و به اصطلاح فالش نزنیم. نگران بودم دست‌ها با هم بالا نیایند... اما وقتی درست زنجیر می‌زدیم کیف می‌کردم. یادم می‌آید بچه‌هایی را می‌دیدم که سینه‌هایشان کبود بود.
 
تشکر تصریح کرد: روزهای خوبی بود و همه به اندازه خودشان کیف می‌کردند. هرکسی به اندازه بینش و حال خودش، چیزی دریافت می‌کرد. حالا هم کسی ممکن است آرام نشسته باشد اما این فضا را بیشتر از کسی که به خاطر امام حسین (ع) خودش را می‌زند استشمام کند. عزاداری هر کس نوع خاصی است.
 
این بازیگر با اشاره به اصطلاح حول حالنا، اظهار کرد: این تغییر حالت طوری است که شبیه هیچ کدام از چیزهای دیگر نیست. من این را لمس کردم. سال گذشته نمایشی بازی کردم که اولین نمایش مناسبتی‌ام بود و "عشق اتفاقی نیست که بیفتد" نام داشت. این نمایش به امام حسین (ع) و واقعه کربلا می‌پرداخت.
 
بدم می‌آید از نمایش‌های احساساتی
 
وی با بیان نگرانی‌ که نسبت به متن نمایش داشته، یادآور شد: مدام فکر می‌کردم آیا نوشته طوری هست که بتواند تصویر درستی از آنجا را به ما بدهد؟ آیا آنطور هست که فقط و فقط ما را احساساتی نکند؟ خود من از نمایش‌های مناسبتی که فقط تیتر دارند بدم می‌آید؛ از نمایش‌هایی که فقط و فقط مردم را دچار احساسات کنند. ما باید بدانیم از چه طریقی باید مردم را احساساتی کنیم.
 
تشکر ادامه داد: بدم می‌آید از نمایش‌های مناسبتی که حرفشان شعار است. این حرف من هم شعار است. تعزیه‌مان هم شعار است. یادم است بچه که بودم در جزیره طالقانی در بندر انزلی چندین سال تعزیه نگاه می‌کردم. یادم می‌آید محرم و صفری در تابستان بود، مدرسه هم می‌رفتم، گمانم زمان جنگ بود...
 
بازیگر تئاتر و تلویزیون با یادآوری خاطرات آن سالها گفت: زمان تماشای تعزیه وقتی ضرب می‌زدند و این ضرب به اوج می‌رسید لذت می‌بردم. بعد شمر می‌آمد و ما همه چیز را مو به مو دنبال می‌کردیم. این زمان هیجانی سراغمان می‌آمد که ناشی از تماشای این صحنه‌ها بود و شاید در عالم بچگی برایمان خوب نبود، اما می‌رفتیم و می‌دیدیم. شمر می‌آمد، صحنه بریده شدن سر امام حسین (ع) را می‌دیدیم، در حالی که شاید هنوز کلاس پنجم هم نرفته بودم و دور و اطرافم غوغایی بود.
 
علاقه به نوحه عم اوغلی مؤذن زاده اردبیلی
 
تشکر با نام بردن از سلیم مؤذن زاده اردبیلی اظهار کرد: او را خیلی دوست دارم. ما آذری هستیم و صدای حاج موذن زاده را به ویژه وقتی درباره حضرت ابوالفضل می‌خواند، دوست داریم...
 
وی خطاب به مجری برنامه گفت: اگر این را داری پخش کن! بعضی وقت‌ها با سعید آقاخانی زمزمه‌اش می‌کنیم؛ وای عم اوغلی من سنه گوربان...
 
بهشت زیر پای مادر من است
 
چشمان این بازیگر همزمان با پخش مداحی مؤذن زاده خیس شد و در همین حال گفت: بهشت زیر پای مادر من است. همه مادران را نمی‌دانم، چون مادر من نبودند. اما می‌دانم بهشت زیر پای مادر من است. یادم نمی‌آید یک کلمه با او درباره آن حسش حرف زده باشم. حالش را که می‌دیدم گریه‌ام نمی‌کردم، گریه‌ها برای جای دیگر بود... اما همیشه حال عجیبی داشت.
 
وی افزود: برای همین می‌گویم اگر از او سوال کنم شاید نتواند حالش را تعریف کند، حتی اگر همان لحظه باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٥

سوره فجر، در روایت امام صادق(علیه السّلام) به سوره امام حسین(علیه السّلام)، مشهور است و توصیه شده که در نماز های واجب و مستحب، خوانده شود: «اِقرَؤُا سُورَةَ الفَجِرِ فی فَرائِضِکُم وَ نَوافِلِکُم، فَاِنَّها سُورَةُ الحُسَین علیه السّلام وَ ارغَبُوا فیها».۱


و این نامگذاری، جالب است، «چرا که قیام کربلای حسین علیه السّلام، خود فجری از ایمان و جهاد بود، در ظلمت شب جور و شرک بنی امیّه، و همچنان که با فجر و آغاز روز، حرکت و حیات مردم شروع می شود، یا خود حسین علیه السّلام و یارانش در عاشورا، اسلام جانی تازه گرفت و حیاتی مجدّد یافت.»۲

در ذیل روایتی از امام صادق علیه السّلام، علّت نامگذاری این سوره به فجر، این بیان شده که سیدالشهداء نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه است و یارانش نیز اینگونه اند: «فَهُوَ ذُوالنَفسِ المُطمَئِنَّةِ الرّاضِیَةِ المَرضِیَّةِ وَ اَصحابُهُ مِن آلِ مُحَمَّدٍ هُم الرّاضُونَ عَن اللهِ یَومَ القِیامَةِ وَ هُوَ راضٍ عَنهُم».۳

«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقّی است که با آل علی است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین بن علی» است

منبع:
۱. سفینة البحار، ج۲، ص ۳۴۶، عوالم (امام حسین)، ص ۹۷.
۲. آشنایی با سوره ها، جواد محدّثی، ص ۹۲.
۳. فرهنگ عاشورا، ص ۲۵۱.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٩

 رسول جعفریان در خبرآنلاین نوشت:

شمر چه توجیهی برای کشتن امام حسین (ع) داشت؟ آیا در این باره، یعنی دفاعش از این که چرا دست به این کار زده، نکته ای از او نقل شده است؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 «بُرَیر» صبح عاشورا با دوست خود «عبد الرحمان» با چهره‌اى خندان گفت‌وگو مى‌کرد. دوستش به وى ایراد گرفت و گفت: اى بُرَیر! در این موقعیت مى‌خندى ؟ الآن، نه وقت خنده است و نه کار بیهوده!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱

یکی از بزرگان می فرمود: مرحوم آیت الله حسین خادمی و شیخ عباس قمی و شیخ عبدالجواد مداحیان را در خواب دیدم. هر سه در یکی از غرفه های بهشت دور هم جمع بودند.


از آیت الله خادمی احوال پرسی کردم و گفتم: شما یک آیت الله، حاج شیخ عباس قمی یک محدث و حاج شیخ عبدالجواد هم روضه خوان امام حسین علیه السّلام بودند، این با هم بودن شما چه مناسبتی دارد؟

ایشان جواب دادند: ما همگی مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم.

منبع:
1-کرامات الحسینیه،ج۲.
2-خانه خوبان۳۷،ص۱۹.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥
«یزید بن زیاد» جنگاور و تیرانداز ماهرى بود که روز عاشورا با تیراندازى شمارى از سپاهیان دشمن را به هلاکت رساند، امام حسین(ع) نیز درباره او دعا کرد و فرمود: «خداوندا! تیرش را به هدف برسان و ثوابش را بهشت قرار ده».

در بین ۷۲ اصحاب امام حسین در روز عاشورا دو شخص با نام‌های «یزید» شهید شدند که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢
اندیشمند فرانسوی می گوید: «بیایید ما هم از زیردستی یزیدیان به نوعی خلاص شویم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلّت ترجیح دهیم، زیرا مرگ با عزّت و شرافت از زندگی با ذلّت بهتر است.»

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٥
این گونه نوحه گری، ابتدا به صورت فردی بوده، اما با مرور زمان به شکل گروهی و دستجات سوگواری در آمده است.

 سینه زنی از مراسم سنتی عزاداری برای امام حسین(ع) و دیگر ائمه مظلوم است که همراه نوحه خوانی و با آهنگی خاص صورت می گیرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱
وقتی محمّد حنفیه از امام می پرسد چرا خانواده و زنان و کودکان را می بری، فرمود: خدا خواسته آنان را اسیر ببیند.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 

سید حسن نصرالله در ضاحیه جنوبی بیروت در شب تاسوعای حسینی با بررسی رابطه جسم و روح و تاکید بر اهمیت روح بر جسم و ضرورت تطهیر و حفاظت از نفس، گفت: نماز مهمترین عمل برای تطهیر نفس و روح انسان است و امام حسین(ع) بود که در میانه معرکه به نماز اهمیت داد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥
به هنگام شهادت امام حسین‌علیه‌السلام غباری به شدت سیاه و تاریک برخاست به گونه‌ای که چیزی قابل مشاهده نبود و مردم گمان کردند عذاب بر ایشان نازل شده، و این وضعیت تا ساعتی ادامه داشت سپس وضع به حال طبیعی بازگشت.
رخدادهای شگفت‌ بعداز شهادت امام حسین‌(ع)

چکیده
رخداد عاشورا و شهادت امام حسین‌علیه‌السلام در رأس مهم‌ترین حوادث تاریخ بشریت قرار دارد. عظمت این حادثه را می‌توان با تحلیل زمینه‌ها، چرایی، چگونگی وقوع، پیامدها و آثار آن بررسی کرد. یکی از نشانه‌های عظمت این حادثه، رخدادهای شگفتی است که غالب آنها شکل خرق عادت داشته و در پی شهادت امام حسین‌علیه‌السلام به وقوع پیوست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۳
یکی از بزرگترین نعمت های خداوند زبان است که وسیله بیان خواسته ها و نیازهای آدمی در قلمرو زندگی است. زبان وسیله ای است برای اظهار افکار، نظریات، ذوق ها و خلاقیت های گوناگون در ابعاد مختلف و نیز وسیله ای برای تبادل اندیشه ها و فرهنگ ها از فردی به افراد دیگر و از جامعه ای به جامعة دیگر است .
فریب شیطان به ۹ طریق کاملاً مشروع!!!

شیطان برای گمراهی انسان ها از راحترین و کاربردی ترین روش ها استفاده می کند. مواردی که در نظر انسان ها عادی و مشروع است، آن چنان وسوسه می کند که در همان طریق آدمی را به خطا می کشاند. مثلا با ایجاد محبت به دنیا، محبت به مال، محبت به فرزند، اظهار علاقه در مقام های شغلی، شهوت، قدرت، و ... گام به گام در مسیری قرار می دهد که انسان را از فضائل دور می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢
محاسبات دقیق نجومی انجام شده پدیده های جالب نجومی برای محرم سال ۶۱ و در مکانی با مختصات شهر کربلا بدست آمده است
عاشورا براساس تقویم شمسی چه روزی است؟

عاشورای سال ۶۱ هجری قمری با توجه به گاه‌شماری هجری قمری هلالی در واقع با سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ هجری خورشیدی (۹ اکتبر ۶۸۰ میلادی) برابر می‌باشد. هرچند براساس گاه‌شماری هجری قمری قراردادی این روز با چهارشنبه، ۲۱ مهرماه خورشیدی (۱۰ اکتبر میلادی) همان سال تطبیق داده می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 

در همه کشورهای جهان سنت‌های ملی اگر چه هیچ معنا و مفهومی هم نداشته باشد تبلیغ می شود و در همه کشورها نمونه‌ای از جشن های زراعی و اقتصادی گرفته تا مراسم هایی چون بالماسکه و جنگ حیوانات و... وجود دارد.
بهترین زمان عزاداری از نگاه ائمه(ع)

افکارنیوز_گروه مذهبی: حجت الاسلام شهاب مرادی معتقد است که الان زمان مناسبی برای آسیب شناسی عزاداری‌ها نیست.

وی در گفت‌وگویی پیرامون این موضوع می‌گوید: زمان آسیب شناسی اول محرم نیست که تازه شور و نشاط حسینی علیه السلام همه کشور را فراگرفته است. 

این کارشناس امور دینی می افزاید: اگر در این زمان بیاییم اشکال ها را مطرح کنیم مثل این است که شما بخواهید آخر اسفند از سنت عید نوروز انتقاد کنید.

وی در این گفت‌وگو بهترین زمان آسیب شناسی عزاداری‌ها را

در همه کشورهای جهان سنت‌های ملی اگر چه هیچ معنا و مفهومی هم نداشته باشد تبلیغ می شود و در همه کشورها نمونه‌ای از جشن های زراعی و اقتصادی گرفته تا مراسم هایی چون بالماسکه و جنگ حیوانات و... وجود دارد

بعد از محرم و صفر می داند که هم مداحان و هم منبری ها و هیاتی ها فرصت و فراغت کافی دارند. 

شهاب مرادی با انتقاد از برخی برخوردهای دستوری با محرم می گوید: در همه کشورهای جهان سنت‌های ملی اگر چه هیچ معنا و مفهومی هم نداشته باشد تبلیغ می شود و در همه کشورها نمونه‌ای از جشن های زراعی و اقتصادی گرفته تا مراسم هایی چون بالماسکه و جنگ حیوانات و... وجود دارد اما ما در ایران متعالی ترین و غنی ترین سنت ها را در قالب عزاداری داریم و حاضر نیستیم هزینه ای برای تبلیغ و ترویج و حفظ آن انجام دهیم.

وی در ادامه این گفت‌وگو درباره دلیل عزاداری در دهه اول محرم می‌گوید: این شیوه اهل بیت علیهم السلام است و امام رضا(ع) خود، دهه اول محرم عزاداری می‌کردند و روایت دارند که به عاشورا که می‌رسید این عزاداری هم به اوج شور خود می رسید.

شهاب مرادی درباره کتاب های مورد نظرش درباره محرم هم به "نفس المهموم"،"لهوف" و "دانشنامه امام حسین (ع)" اشاره می کند.ش

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥
حسین یاران خود را آماده نموده و نماز صبح را با آنان برگزار کرد؛ سی و دو سوار و چهل پیاده همراه او بود.

خلاصه تحقیقی از پژوهشگر عاشورا،حجت الله جودکی که در خبرآنلاین منتشر شده است:

 برای رسیدن به رقم دقیق شهدای قیام امام حسین (ع) باید چند نکته را در نظر گرفت؛ زیرا این ارقام در کتاب های تاریخی و مقاتل با یکدیگر متفاوت است. نخستین بار عدد 72 تن شهید را ابو مخنف لوط بن یحیی ازدی بکار برده که همو نخستین مقتل را هم نگاشته است. وی در بخشی از روایت شماره 66 می نویسد: حسین یاران خود را آماده نموده و نماز صبح را با آنان برگزار کرد؛ سی و دو سوار و چهل پیاده همراه او بود. او زهیر بن قین را فرمانده جناح راست و


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

 

مساله عاشورا یک نزاع عادی و معمولی میان حاکمی فاسد و رهبری فداکار نبود، بلکه حضرت اباعبدالله علیه السلام به عنوان بزرگ ترین پاسدار اسلام ناب محمدی، موقعیت حاکم بر اسلام و مسلمین را به گونه ای می بیند که اگر اقدامی سریع انجام نگیرد، زحمات رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، فداکاری های امیرمؤمنان علیه السلام، تلاش های فاطمه زهراعلیها السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام و یاران آن بزرگواران خنثی خواهد شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٥
مولایمان امام صادق(ع) فرمودند: امر ظهور امام عصر(ع) به انجام نمی رسد مگر در دوران زندگی بدترین مردمان.
وضعیت گنهکاران در آخر الزمان

سرویس مذهبی افکار نیوز- پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بر مردم زمانی می آید که صورتهای آنان صورتهای آدمیان است؛ اما دلهای آنان دلهای شیاطین است.

حضرت امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید: در آن زمان کلام شان فحش است و عملشان وحشی گری و کردارشان خبیث می باشد.

مولایمان امام صادق(ع) فرمودند: امر ظهور امام عصر(ع) به انجام نمی رسد مگر در دوران زندگی بدترین مردمان.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: در آن زمان سنّت در میانشان بدعت و بدعت در میانشان سنّت می باشد، نیکان پست و خوار می شوند و افراد شرور و بدکاران بلند مرتبه می گردند.

منبع: نشانه های ظهور امام عصر(عج)،ص۷۴.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 

ابن زیاد با استناد به فتوای قاضی شریح مردم کوفه را به مبارزه با امام حسین(ع) تحریک کرد. قاضی شریح که بود و چه تاثیری در شهادت حضرت سیدالشهدا داشت؟

 

به گزارش خبرآنلاین "ابن حارث" معروف بود به شریح بن قاضی که اصلاً یمنی بود. پیامبر را دیده بود و در زمان حضرت محمد ص و ابوبکر منصبی نداشت و در زمان عمر به قضاوت کوفه منصوب شد ودر زمانهای عثمان و علی (ع) و امام حسن(ع) و معاویه و یزید و عبدالملک و حجاج و... بر منصب قضاوت بود و وقتی امام علی علیه السلام او را به این منصب گماشت بر او شرط کرد که هیچ حکمی را اجرا نکند، مگر آنکه آن را بر امام علیه السلام عرضه کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥

محمد هادیفر

 عاشورا"، نقطه مشترکی است که می‏تواند حلقه وصل مذاهب اسلامی و بنای اتحاد و همدلی، و امام حسین(ع) رمز همبستگی بین آنان باشد.

بازخوانی تاریخ از طریق احیای مناسبتها، امری پسندیده است که همه جوامع با گرایشها و فرهنگهای متنوع به آن اهتمام می ورزند و برای آن احترامی خاص قائل هستند. نزد ملل دنیا مرسوم است که حوادث تاریخ ساز و مناسبتهای ملی را با عزت و سربلندی گرامی داشته و آن را نماد عزت و وحدت ملی خود می‏دانند که هدف عمده آن تعمیق ریشه‏ های هویتی و هم‎افزایی باورهایشان است. انسان امروزی برای اثبات هویت خود به دنبال اسطوره سازی است تا با تکیه برآن، نقاط مبهم زندگی خود را مرتفع کند و تحول و پیشرفت را با موفقیت برای خود و جامعه ‏ای که در آن زندگی می‏کند، رقم بزند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٥

 

امام علی(ع) می‌فرمایند:

ای انسان گمان می‌کنی موجودی ناچیز و کوچک هستی؟ در حالی که جهان بزرگی در وجود تو نهفته است.

اگر نوجوان به ارزش و منزلت خودش پی ببرد و بداند که خدا برای چه هدفی او را آفریده است، اگر باور کند که می‌تواند از فرشتگان هم فراتر رود و به مقاماتی دست یابد که خدا به او بنازد هیچ وقت حاضر نمی‌شود که وجود خودش را با این کارها آلوده کند و خودش را از رسیدن به آن مقامات عالی محروم کند. امام علی(ع) می‌فرمایند:

کسی که نفسش برایش عزت و شرف داشته باشد (برای خودش ارزش قائل شود) شهوت‌ها در نظرش خوار است.

یعنی اگر این حس در انسان پیدا شود شهوت‌پرستی را رها می‌کند امام انسان را به موجودی با ارزش در درونش راهنمایی می‌کند، مانند هنرمند هنرشناسی که به صاحب یک تابلوی نفیس می‌گوید می‌دانی این تابلو چقدر با ارزش و قیمتی است؟ حیف است که این جا باشد و گرد وغبار بگیرد. باید از آن به طور ویژه مراقبت کنی، والا ارزشش را از دست خواهد داد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

 

یکی از عوامل مهم در کنترل غریزه جنسی، یاد مرگ و قیامت است. ما همگی مسلمانیم و معتقدیم که پس از مرگ، جهانی دیگر و زندگی جدیدی فراروی ماست و همه کارهایی که در این دنیا انجام داده‌ایم، بازتابی در آن دنیا دارد. روز قیامت هر کسی باید پاسخگوی اعمالش باشد و هیچ کار کوچک و بزرگی بدون نتیجه نمی‌ماند. نوجوانی که همیشه این افکار را در ذهنش مرور کند، خیلی کمتر به سمت خودارضایی می‌رود. او می‌داند این کار شهوتی زودگذر است ولی عواقبش برای او باقی می‌ماند و باید در قیامت پاسخگو باشد. او می‌داند عذاب خدا سخت و غیر قابل تحمل است و می‌دند خودارضایی موجب خشم خدا می‌شود و همه این‌ها، مانعی در برابر آلودگی به گناه است. حضرت علی می‌فرمایند:

هر وقت نفستان خواست شما را به سمت شهوت‌ها بکشاند، زیاد یاد مرگ باشید، یاد مرگ برای موعظه و پند گرفتن کافی است.

پیامبر اکرم می‌فرمایند:

زیاد به یاد مرگ باشید، چرا که مرگ از بین برنده لذات و شهوات است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 در میان اهداف امام حسین علیه السلام از قیام در برابر یزید که در لابلاى سخنان آن حضرت علیه السلام یافت مى شود، هیچ اشاره اى به مسائل قبیله اى نشده است، امام حسین علیه السلام اهداف خود را از قیام، مسائلى همچون امر به معروف و نهى از منکر، اصلاح دین پیامبر صلى الله علیه وآله، عمل به سیره پیامبر صلى الله علیه وآله و حضرت على علیه السلام و سرانجام قیام در برابر فساد و تباهى مطرح مى کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۳



 حضرت آیت الله خامنه ای، ضمن ذکر مصیبت حضرت عباس(ع) فرمودند: در زیارات و کلماتی که از ائمه(ع) راجع به اباالفضل العباس(ع) رسیده، روی دو جمله ˈبصیرتˈ و ˈوفاˈ تاکید شده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٤

مواردی که در بالا ذکر شد، در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان هشوت موثر و راهگشایند. اما شاید مهم‌ترین عامل پیشگیری از انحرافاتی مثل خودارضایی، پرورش معنویت و تقویت ایمان باشد. ایمان یک نیروی درونی است که فد را در مقال گناهان و لغز‌ش‌ها بیمه کرده، از او محافظت می‌نماید. اگر نوجوان با تمام وجود باور کند که تمام کارهایی که انجام می‌دهد و حتی فکرهایی که در ذهن دارد، زیر ذره‌بین است و خدا مراقب اوست و لحظه‌ای از او غفلت نمی‌کند شرم و حیا به او اجازه نمی‌دهد که مرتکب گناه شود. اگر باور داشته باشد که این کار ضررهای معنوی و سرانجام بدی در پی دارد. هیچ وقت به سراغ این کار نمی‌رود تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد هیچ ضمانتی برای دوری از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد، به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده شهوت، بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی ضروری است نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارورو کند. نماز، دعا و خواندن قرآن از جمله کارهایی هستند که فرد را در این راه یاری می‌کنند. قرآن در مورد نماز می‌فرماید:

همانا نماز انسان را از زشتی‌ها و گناه باز می‌دارد.

اگر ما در هر روز حداقل پنج وعده دوش بگیریم و خودمان را تمیز کنیم، آیا میکروب‌ و آلودگی‌ای در بدنمان باقی می‌ماند؟ نماز تقریبا چنین حالتی دارد. نمازهای پنج گانه، که بر ما واجب است، و همچنین نمازهای مستحبی، انسان را از آلودگی‌های روحی پاک کرده، سپری هستند در برابر گناهانی که سلامتی روح ما را تهدید می‌کنند. امام علی می‌فرمایند:

نماز دژی است در برابر حملات شیطان

طبیعتا نماز وقتی این ویژگی را دارد که انسان سعی کند آداب و شرایط آن را رعایت کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٤

 

گفتیم یکی از راه‌های پیشگیری از ابتلا به خودارضایی پرهیز از پرخوری است که یکی از روش های ان روزه‌گرفتن است. روزه علاوه بر این که نوجوان را در حصاری از معنویت قرار داده ،ا نرژی روانی او را به سمت هدف‌های والا جهت می‌دهد، همچنین باعث کاهش کالری ذخیرهش شده در بدن می‌گردد، در نتیجه انرژی حاصل از مواد غذایی در بدن کم می‌شودو این امر در کاهش میل جنسی موثر است. روزی شخصی خدمت پیمابر اکرم رسید و گفت به علت شرایط نامناسب مالی فعلا توانیایی ازدواج ندارم و از حضرت راهی برای مهار شهتش خواست. یکی از توصیه‌هایی که پیامبر به او فرمودند این بود که زیاد روزه بگیرد. در توصیه دیگری رسول اکرم چنین می‌فرمایند:

ای جوانان به شما سفارش می‌کند ازدواج کنید و همسری را برای خود برگزینید و اگر شرایط ازدواج را ندارید زیاد روزه بگیرید، زیرا روزه توان جنسی را کنترل و تعدیل می‌کند.

نوجوان اگر بتواند هفته‌ای یکی دو روز روزه مستحبی بگیرد برای کاهش غریزه جنسی‌اش بسیار مفید است. اگر توان آن را ندارد و یا شرایط روزه گرفتن مهیا نیست، مقدار غذایش را کاهش و فاصله بین وعده‌های غذایی را افزایش دهد. روزه علاوه بر کاهش میل جنسی، فایده‌های دیگری هم دارد که یکی از آنها تقویت نیروی تقوا در وجود فرد است. تقوا نیروی بازدارنده فرد در مقابل گناهان و آلودگی‌هاست. نیرویی درونی است که همیشه همراه انسان است و او را از دست زدن به کارهای غیر شرعی و حرام بازمی‌دارد. یکی دیگر از آثار روزه گرفتن، تقویت نیروی اراده است که در پیشگری از خودارضایی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 

وقتی به نماز می ایستیم کودک نیز با تقلید از رفتار ما در کنارمان به نماز می ایستد. به زیبایی سجده می کند ،خیلی بامزه قنوت می کند. در حالی که به چپ و راست نگاه می کند خم و راست می شود ،لبهایش را به هم می زند تا نمازش طبیعی تر به نظر بیاید... خلاصه دل ما را می برد. طبق معمول، ما هم که عادت به کنترل و مدیریت عواطفمان نداریم، ذوق می کنیم او را مورد توجهی ویژه قرار می دهیم، تشویق می کنیم و به هر طریقی تخم اولیه ریا را در دلش می کاریم !


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

اگر مبارزه یک مبارزه هدفدار باشد، اگر مبارزه یک مبارزه اسلامی و با رهنمودهای وحی الهی باشد، و از عقائد و کلام و جهان بینی اسلامی تغذیه شود هرگز به بن بست نخواهد رسید که راههای آزادی و آزادگی فراوان وجود دارد و می توان در برابر قدرتهای بزرگ ایستاد و آزاده زندگی کرد و مبارزات رهایی بخش در خط تفکر توحیدی هرگز به بن بست نخواهد رسید زیرا:

- انسان در طبیعت تنها نیست.
- انسان در مبارزه رهایی بخش از امدادهای الهی برخوردار است.
- انسان در مبارزه رهایی بخش همواره از الهام و اشراق و هدایتهای الهی بهرمند است، واقعیت ها را با کمک خدا و فرشتگان به خوبی می نگرد.
- بالاترین قدرت در دست قدرتمند خداست چرا که یدالله فوق ایدیهم.

منبع: انگیزه های قیام عاشورا،ص ۲۰۰.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.

در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام ۱۷ نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»

در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.

بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢

 (به معبود) کسانی که غیر خدا را دشنام می‌دهند دشنام ندهید، مبادا آن‌ها(نیز) از روی(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند. (آیه 107 سوره انعام)

آن‌گونه که از بعضی روایات استفاده می‌شود، جمعی از مومنان به دلیل ناراحتی شدیدی که از بت پرستان داشتند، گاهی بت‌های مشرکان را به باد ناسزا می‌گرفتند و به آن‌ها دشنام می‌دادند.

قرآن مجید به صراحت مومنان را از این کار نهی کرد و رعایت اصول ادب و عفت در بیان حتی در برابر خرافی‌ترین و بدترین آیین‌ها را لازم شمرد؛ زیرا با ناسزا گفتن نمی‌توان کسی را از مسیر غلط انحرافی باز داشت.

در نهج البلاغه می‌خوانیم که حضرت علی علیه السلام به جمعی از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام می‌دادند، فرمود: دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید؛ ولی اگر در گفتارتان اعمال آنان را وصف کنید و به بیان حالشان بپردازید، به سخنان صواب نزدیک‌تر و عذرتان پذیرفته است.

حال با این آیات و روایات کاملا شیوه برخورد با دشمنان داخلی و خارجی مشخص می‌شود، اینکه در بدترین حالات نیز نباید خارج از دایره منطق و ادب رفتار و گفتار داشت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢

 وقتی یاران امام حسین (علیه السّلام) در انواع آزمایشها سربلند بیرون آمدند و شهادت را برگزیدند و دست از امام بر نمی دارند باید از آن بزرگواران تشکر و قدردانی شود و آینده روشن آنان مشروحا بیان گردد.

در صبح عاشورا پس از نماز صبح در یک سخنرانی کوتاه به تشجیع یاران پرداخت و فرمود: خداوند به کشته شدن شما و کشته شدن من در این روز اذن فرموده است و بر شما است صبر و شکیبایی در پیش گرفته و با دشمن بجنگید.

ای بزرگ زادگان! صبر وشکیبایی به خرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری انتقال یابد و همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان و شکنجه گاه منتقل گردد.

پدرم از پیامبر (ص) برای من نقل نمود که می فرمود: دنیا برای مؤمن همانند زندان و برای کافر همانند بهشت است. مرگ پلی است که این گروه مؤمن را به بهشتشان می رساند و آن گروه کافر را به جهنمشان. آری، نه دروغ شنیده ام و نه دورغ می گویم.

منبع: انگیزه های قیام عاشورا،ص۲۱۶.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٩



متاسفانه دشمنان قسم خورده و دوستان نادان، هر کدام به نوعی و برای اغراض خاصی به این تحریف بزرگ دامن زده اند.

تلاش مستمر و شبانه روزی دشمنان برای تحریف عاشورا به جایی رسید که شهرت یافت: «قتل الحسین بسیف جدّه» و امام محمد غزالی در اثر معروفش نوشت:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٩



بسیاری از تحریفات عاشورا معلول عوام زدگی برخی از گویندگان مذهبی است. این فاجعه گاهی تا آنجا به تباهی و فساد می کشد که می بینی آنها پیش از هر چیز در فکر این هستند که ببینند عوام چه می خواهند و از نقل کدام داستان یا افسانه ای بیشتر خوشنود می شوند


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٩



دعا برای تعجیل فرج باعث آمرزش گناهان و تبدیل سیئات به حسنات است.


 بهترین و محبوب ترین اعمال نزد خداوند و مایه خرسندی خداوند متعال و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٩



محرم که می‌شود جوشش نام حسین(ع) در دلها، هر دلسوخته‌ای را بی‌تاب می‌کند و چون تشنه‌ای به سوی زلال معرفت عاشورا می‌کشاند. در ابتدای ماه محرم و در حالی که همه آماده اقامه عزا می‌شویم بهترین رفع تشنگی نوشیدن از کلام امام عاشورا است که با توضیحی از استاد مرحوم شیخ علی صفایی یکی از نوکران آن حضرت هم همراه شده باشد.
 اباعبدالله‌الحسین(ع) در هنگامی‌که به سوی کربلا می‌رفتند در منزلی از منازل که به آن ذی‌حسم می‌گفتند، این خطبه را ایراد فرمودند:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٩


این ظروف از ظاهرشان که معمولا شکننده هستند و یا آنچه در آنها ضایعات و دانه های سیاه رنگ یا مواد رنگی مشخص می شود قابل تشخیص هستند اما مهمترین ویژگی این ظروف قیمت بسیار ارزان آنهاست که مردم باید بدانند این قیمت ارزان را در آینده با هزینه های هنگفت درمانی بایستی جبران کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٩

یکی ار مراجع تقلید شیعیان با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد: اسلامی کردن دانشگاه غیر از تربیت دانشجوی مسلمان است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

فرارسیدن محرم همواره با این دغدغه برای عاشقان حضرت ابا عبدالله الحسین همراه بوده است که چگونه می توان به معرفتی بهتر از این حادثه عظیم نایل آمد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦

کربلا مسلخ عشق و محرم فصل عشق ورزی به اسوه جوانمردی، آزادی، عزت، کرامت و شجاعت است. محرم زنگار دل ها را شستشو می دهد و دل را به عشق حسین (ع) پیوند می زند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٢

 

لطفاً جملات زیر را بخوانید و جواب مورد نظر خود را در محل مربوط به صورت ضربدر(×) علامت بزنید . از همکاری شما متشکریم .

1- حاضرم در تمام زندگی فقط آنچه که خدا بریم خیر می­داند بشود .

کاملاً موافقم£       موافقم £    نظری ندارم £    مخالفم £    کاملا مخالفم £

2-اگر خدا من را دوست داشته باشد هر چیزی را که بخواهیم براورده می کند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٧

 

          فروید در یکی از آثار عمیق خودر به نام  ً آینده یک پندار ً مسئله دین و روانکاوی را تحت بررسی قرار داده است . به نظر فروید منشأ دین ناتوانی انسان در مقابله با نیروهای طبیعت در بیرون از خط و نیروهای غریزی درون خویش است . دین در مراحل اولیه تکامل انسانی بوجود آمده یعنی در هنگامیکه بشر هنوز قادر به استفاده از خرد خود


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٧

 

 سه چیز است که از عوامل اصلی مذهب به شمار می آیند که عبارتند از :

          نذرو قربانی: نذر و قربانی به درگاه خداوند درهمه مذهبهای اولیه بشر دیده می شود اما به تدریج که اعمال مذهبی تلطیف و تعدیل شده اند نذرها وقربانیهای جانگداز و خونین ملایمتر شده. پیش کشها و نذورات وقربانیهای کمترخشن جای آنها را گرفته اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٩

 

1- دین در خلق و پیدایش ارزشها و تمایلات موثرمی باشد. گویی این دین است که نیک را نیک می گرداند و بد را بد. حُسن و قبح به امر الهی و به تشریع الهی وابسته است. آنچه خداوند می خواهد خوب است نه آنکه خداوند خوبها را می خواهد.

2- دین در کشف از هدف نهایی و هدفهای متوسطه افعال آدمی دخالت کند. این تصویر نمیگوید که دین بایدها را باید می کند و حُسن ها را خلق می کند بلکه مدعی است بایدها و حُسن هایی مستقل وجود دارد که دین فقط از آنها پرده برمی گیرد و جهل آدمی را نسبت بدانها برطرف می سازد.

3 – دخالت دین دریافتن راههای تحصیل ارزشها و کمالات و مصالح است و نیز اجتناب ورزیدن از مفاسد و شرها. مدعای این تصویر این است که آدمی خود به این راهها وقوف کافی ندارد. شناخت اهداف یک چیز است و شناخت راههای تحصیل آن چیز دیگری و انسانها در هر دو امر محتاج دخالت دین و توصیه های روشنگر آنند.

4- به ما ربطی ندارد که چرا و بر اساس چه مبانی دین در شئون دنیایی دخالت کرده است مهم این است که عملاً و بالفعل دین چنین دخالتی دارد و برای ما که مومن به این دین هستیم راهی جز امتثال اوامر و نواهی دینی وجود ندارد ( لاریجانی ، 1376: 39).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

 

همیشه در آیات و روایت‌ها تاکید بسیاری برای امیدوار بودن در زندگی انسان شده است و اگرفردی امید به زندگی نداشته باشد، برنامه‌ریزی و هدفی ندارد و برای او دنیا به آخر رسیده و هیچ سعی و تلاشی برای بهتر زندگی کردن از خود نشان نمی‌‍‌دهد. در نتیجه این افراد دچار یاس و ناامیدی شده و گاهی اوقات دست به خودکشی می‌زنند.

راه‌های رسیدن به امید از دیدگاه اسلام را می‌توان به ۷ روش تقسیم کرد:...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸


بوذر غفارى به رسول خدا عرض کرد: آیا ممکن است که ما از نزدیکى با همسرانمان لذت ببریم و در عین حال پاداش اخروى هم داشته باشیم؟! حضرت فرمود: «اگر همین عمل را غیرمشروع انجام مى‏دادى آیا گناه‏کار نبودى؟ عرض کرد: آرى، حضرت فرمود: پس اگر از طریق مشروع باشد اجر و پاداش خواهى داشت. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531)

داشتن یک همراه برای تمام قسمت های زندگی خیلی لذت بخش و دوست داشتنی است، برای به دست آوردن این همراه باید ازدواج مناسبی کرد.
 در این نوشتار با ما باشید تا چند فایده ی مهم برای تشکیل خانواده:
 ازدواج


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٧

شادی های ناروا آثار زیان باری دارند٬ از جمله:

1.جنگ و دعوا

شادی های مستانه و افراطی٬ گاهی موجب تنش و برخورد با دیگران می شود ودر نتیجه به جنگ و دعوا می کشد.

علی -علیه السلام - فرمود:((چه بسا خوشی و شادی که به جنگ و دعوا منتهی می شود.))


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٧

 

شادی های ناروا عبار ت اند از:

1.شادی از لغزش دیگران

امام علی -علیه السلام - فرمود:((از لغزش دیگران خوشحال نشو٬زیرا نمی دانی در آینده زمانه با تو چه خواهد کرد.))

2.شادی برای گناه

 امام علی -علیه السلام - فرمود:(( شادی برای گناه٬زشت تر از انجام آن است.))


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٠

 

          فروید در یکی از آثار عمیق خودر به نام  ً آینده یک پندار ً مسئله دین و روانکاوی را تحت بررسی قرار داده است . به نظر فروید منشأ دین ناتوانی انسان در مقابله با نیروهای طبیعت در بیرون از خط و نیروهای غریزی درون خویش است . دین در مراحل اولیه تکامل انسانی بوجود آمده یعنی


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱٦

 

از جمله مهم‌ترین اهداف روان‌ درمانی مساله ایجاد آرامش در زندگی انسانهاست. یافته‌های تجربی در روانشناسی حاکی از این است که باورها و آموزه‌های دینی در زندگی شخصی افراد غالبا به میزان زیادی تامین‌کننده این هدف هستند. این امر در مطالعات روان‌شناسی خانواده نسبت به آموزه‌های دینی اسلام دوچندان مورد تایید واقع شده است. بر همین اساس با آقای احمدرضا ایمانی مدرس آموزش خانواده مصاحبه‌ای ترتیب دادیم. ایمانی...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٦


نوآم چامسکی فعال سیاسی و استاد بازنشسته دانشگاه MIT گفت: آزادی عقیده به معنای آن است که هر شخصی،‌ هر تفکری اعم از سیاسی،‌ اجتماعی،‌ مذهبی را که حق می داند آزادانه برگزیند بی‌آنکه در گزینش آن تحت فشار باشد. آزادی بیان نیز تبلور آزادی عقیده است و به معنای ابراز آزادانه اندیشه و اعتقادات می‌باشد. دیدگاه آمریکا این است که ساخت چنین فیلمی قانونی است هر چند غیر اخلاقی باشد. در واقع ساخت چنین فیلمی در آمریکا نشان آزادی بیان نیست بلکه بیان تنفر و نوعی بیان تهاجمی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧



 در فروردین 1363 هنگامی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند شهریار شعر «شهید زنده» را می‌سراید و مقام معظم رهبری در نامه‌ای از شهریار تجلیل می‌کنند.

 محبت استاد محمدحسین شهریار  نسبت به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بارها در قالب شعر نمایانگر شده است. در فروردین 1363 هنگامی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند استاد شعر «شهید زنده» را  خطاب به رهبر انقلاب می‌سراید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧


 متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت آمریکا است/عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن مجازات شوند


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٢
انتشاربیانات‌سال۱۳۵۸رهبری‌درباره‌امام‌صادق

  به‌ مناسبت سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI. IR بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب را درباره حیات نورانی این امام معصوم که ۳۳ سال پیش در ۱۳۵۸/۳/۲۱ انجام شده است، منتشر کرده است. در زیر، مشروح این بیانات انتشار یافته را مشاهده می‌کنید:
 
نقشهٔ امام صادق علیه‌السلام


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/۳

به گزارش 598 به نقل از دفتر حفظ و نشر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حاشیه‌های بازدید سرزده‌ی رهبر انقلاب از مناطق زلزله‌زده‌ی آذربایجان شرقی به شرح زیر منتشر شده است:

کمی مانده به غروب که یک نفر از دفتر نشر آثار زنگ می‌زند: « اوضاع وقتت چطوره؟ شاید فردا بخوایم بریم سفر » می‌پرسم چه برنامه‌ای؟ می‌گوید: معلوم نیست. کی؟ معلوم نیست. کجا؟ معلوم نیست. تا کی طول می‌کشد؟ معلوم نیست. می‌خواهم بپرسم فردا را روزه خواهیم بود یا نه که دیگر بی‌خیال می‌شوم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢
چرا شیعیان با دست باز نماز می خوانند؟ پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی سبحانی به ان در پایگاه خود پاسخ داده اند.

به گزارش شفقنا،متن پاسخ ایشان به این شرح است:

قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٩

نیروهای امنیت چین در منطقه ی ترکستان شرقی «سین کیانگ» از ابتدای ماه رمضان مسلمانان منطقه را از برپایی نمازهای گروهی و توزیع سی دی های صوتی و تصویری دینی منع می کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٧

نماز آیات به واسطه چهارچیز بر مسلمان واجب می شود:کسوف (اگرچه به مقدار کمی باشد)،خسوف (اگرچه به مقدار کمی باشد)،زلزله و رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند.

نحوه اقامه نماز آیات
نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد. نمازگزار بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره بخواند و به رکوع رود و پس از رکوع دوباره یک حمد و یک سوره بخواند تا پنج مرتبه و در رکعت دوم نیز به همانگونه اقامه شود و پس از رکوع آخر قنوت خوانده شود و تشهد و سلام دهد.

و نحوه دیگر اقامه آن این است که:
سوره حمد کامل تلاوت شود و سوره توحید به پنج بخش تقسیم شده و بعد از هر بخش یک رکوع انجام شود. رکعت دوم نیز به همان صورت و بعد از آن تشهد و سلام داده شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٧
رهبر معظم انقلاب:

 

حضرت آیت الله خامنه ای، در بخش دیگری از بیانات خود، زلزله اخیر در بخشهایی از آذربایجان شرقی و جان باختن جمعی از عزیزان هم وطن را حادثه ای تلخ، غم انگیز و باعث دردمندی همه ملت ایران خواندند و مسئولان و مردم را به یاری هم میهنان آسیب دیده و کاهش رنج این عزیزان توصیه مؤکد کردند.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٠

در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/۱٧

حدود هزار نخبه و فعال دانشجویی، عصر امروز (دوشنبه) در دیداری صمیمانه و صریح با رهبر معظم انقلاب اسلامی حدود 5/3 ساعت با ایشان به گفتگو و تبادل نظر درباره مسائل مختلف دانشگاهی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداختند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/۱۳


این مناجات، نمونه‌ کاملى از تضرع و وصف حال برگزیده‌ترین بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبى است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوى عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.

مقام معظم رهبری فرمودند یکى از دعاهایی که لحن عارفانه و زبان شیواى آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالى‌ همراه است که نظیر آن را در زبانهاى معمولى و محاورات عادى نمى‌توان یافت مناجات شعبانیه است.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar