مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٠


ته خط از همین جا که چشم بیندازی پیداست. چند روزی دور همی ‌و سرگرمی ‌و بعد ترس فردا و این‌که حالا با چه رویی برگردم خانه؟ هر روز به ‌امید فردا که اتفاق بهتری می‌افتد و وعده‌هایی که به سرانجام نمی‌رسند. زندگی گروهی اولش جذاب است و بعد خسته‌کننده می‌شود. فرار، واژه هیجان‌انگیزی است؛ باز کردن در به روی دنیای ناشناخته و خطرهایش را به جان خریدن، آسان نیست. پسرها از خانه فرار می‌کنند تا ناشناخته‌هایشان را پیدا کنند یا فرصت‌های تازه‌ای به رویشان گشوده شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧

 

عاطفه آزاد
 
 

دخترک فقط ۱۶ سال داشت نه بیشتر. جثه نحیف و کوچکش را مانتوى تیره، گشاد و بلندى پوشانده بود. روسرى مشکى به سر کرده بود و از بقیه هم سن  و سال هایش کوچک تر به نظر مى رسید. در حالى که دستبند به دست داشت و افسر پلیس در کنارش او را همراهى مى کرد، مقابل میز قاضى ایستاد. قاضى گفت: اگر الان آزادت کنم دیگر از خانه فرار نمى کنى؟ دخترک جواب داد: قول نمى دهم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٩


این پدیده مستلزم فرار ناگهانی یا از پیش برنامه‌ریزی شده کودک از خانه خود به خانه یکی از بستگان یا دوستان یا محلی که کودک قبلاً یکبار ملاقات کرده و یا حتی محلّی کاملاً ناآشنا برای کودک است. کودک به محض رسیدن به آن محلّ و یا حتی در میانه راه در می‌یابد که نمی‌تواند برای مدتی طولانی بدون پشتیبانی مالی و عاطفی پدر و مادردوام آورد. در این لحظه، کودک تصمیم می‌گیرد که به خانه باز گردد و یا محل مخفیگاهش را به طریقی به اطلاع پدر و مادرش برساند. غیبت از خانه معمولاً بیش از یک هفته به طول نمی‌انجامد.

برگرفته از کتاب: خشونت خانوادگی :‌دکتر بیوک تاجری


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥


امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳

 

 دختران فراری از بین اقشار مختلف می باشند و با انگیزه ها و علل گوناگونی اقدام به فرار می کنند و پیامدهای فرارآنان خانواده و جامعه را تهدید می کند .

زمینه هایی برای مقابله با این مسئله وجود دارند از جمله :

توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف ، تربیتی ، اقتصادی ، فرهنگی  آنها از طریق دولت

تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی موثر در امداد خانواده از جهات مختلف ، نظیر کمیته امداد امام خمینی ، بنیاد های خیریه ، صندوقهای قرض الحسنه

احیای سنتهای دینی و حاکمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیروجوب احترام به والدین ، رسیدگی به خویشان ، نظارتهای فامیلی چون ولایت پدر، جد پدری ، برادر بزرگتر .

نظر به اینکه با استناد به اطلاعات و تحقیقات ، بیشتر دختران فراری ازبین خانواده های نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، به کارگیری  تمام تمهیدات جهت پیشگیری و کاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراکز مشاوره ، اجبار به شرکت در کلاسهای آموزش حقوق و تکالیف زوجین قبل از عقد رسمی ، اجبار در مراجعه به مراکز مشاوره از طریق اهرمهای دولتی .... ضروری است . نهایتا چنانچه خانواده ای به دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیکاری و بیماری همسر از هم گسسته شد ، می توان خانواده را موظف نمود که وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی که از سوی دولت مشخص می شود ، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشکلات فرزندان چنین خانواده هایی تلاش می نماید و نسبت به رفع خشونت ها و مشکلات این خانواده ها اقدام نماید .

از آنجا که بسیاری از دختران فراری (70%) درسنین 16-14 ساله و در دوره های حساس نوجوانی قرار دارند و با مشکلات متعدد خاص این دوره مواجه می باشند . لذا بخشی ازپیشنهادات جهت پیشگیری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می باشد.  

 همچنین برخی دیگر از پیشنهادات مربوط به سایر عوامل اجتماعی است که در کاهش فرار دختران دخیل می باشد :

- نظارت ، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاههای ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر جهت هماهنگی و وحدت رویه وبهینه سازی و حتی ادغام آنها؛

- تاسیس یک مرکز توانمند جهت جمع آوری آمار و اطلاعات منطقه ای ، کشوری، بین المللی دختران فراری و شبکه های مربوط.

- تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدین جهت این مسئله خاص.

- ضرورت اشنایی نیروهای نظامی به ویژه پلیس زن با مسائل روانشناسی دختران فراری و خرده فرهنگ آنها.

- اعمال مجازات های بسیار سنگین، علنی و جدی( در ملاعام) برای باندهای فساد، اغفال ، تجارت جنسی.

- قانونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از بیان جزئیات فرار به دلیل بد آموزی و اشاعه منکرات و جلوگیری از قهرمان سازی مطبوعاتی از این عاملین؛

- به کارگیری نیروهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع رسانی به نیروهای امنیتی.

- تقویت نظارتهای اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارتهای مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر جهت پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادیهای اجتماعی."

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳



فرار دختران در واقع تعرض به قاعده کهن و مرسوم زمانهای دیروز و امروز است که نه خانه را محل امن وآرامش و آسایش می داند  نه محلی که باید از آن گریخت . این تعرض و جدال جامعه را تحریک کرده و آشفتگیهای خاصی را دامن می زند . هنگامی که دختری به طور غیر منطقی فرار می کند ، خود و پیرامونش یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیبها و خطرات زیادی قرار می دهد . این پیامدها در بعد فردی ، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است .

پیامدهای فردی:

فرار آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر زمینه ارتکاب بسیاری از جرایم را فراهم می کند . دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی گری ، توزیع مواد مخدر ، مشروبات الکلی و کالاهای غیر مجاز ، روسپیگری ، عضویت در باندهای مخوف و کثیف اغفال و فحشاء اقدام می کنند. برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروکه ، پارک و خانه های فساد، شب را به صبح می رسانند  و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند فقط برای آنکه بتوانند زنده بمانند . دختران فراری تمام پلهای پشت سر خود را خراب و ویران می کنند . ارتکاب به نوع جرایم و فساد اخلاقی موجب می شود که دچار انواع بیماریها و اختلالات روحی و روانی شوند و برخی از آنها به دلیل سر افکندگی ناشی از تجاوزات دست به خود کشی می زنند .

از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران ، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماریها از جمله ابتلا به ویروس ایدز می باشد . هر چقدر مدت زمان فرا رفرد طولانی تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد ، خطر ابتلا به ویروس ایدز افزایش می یابد .

 

پیامدهای خانوادگی:

فرا ردختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد این عمل اولا نشانه ای از نا کار آمدی خانواده در تربیت فرزند ، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان واختلافات خانوادگی است . و ثانیا از آنجا که فرجام و سر انجام دختران در اکثر موارد چنانکه ذکر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است ، لذا فرار به مفهوم لکه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می شود و بدین لحاظ است که فرار دختران کمتر توسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجوها و تلاشهای خانوادگی ، فرار دختران با عنوان فقدانی دختریا دزدیده شدن او به مراجع قضایی گزارش می شود.

از طرف دیگر دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیر اخلاقی نمی توانند به خانواده باز گردند ، مگر آنکه خانواده به این نکته توجه نماید که عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است . در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشکلات مضاعف خواهد بود .

پیامدهای اجتماعی:

جامعه شناسان معتقدند پدیده های اجتماعی همچون حلقه های زنجیر به هم متصل ووابسته اند ، بطوری که افزایش نرخ آسیبهایی چون طلاق، بیکاری، اعتیاد ، منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار دختران می شود و نکته قابل توجه آنکه فرار دختران از خانه به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی منتهی می گردد.

آسیبهای اجتماعی از جمله، فرار همچون امراض و ویروسهای هستند که موجب ایجاد فضای مسموم در جامعه می شوند و می توانند ضمن لکه دار نمودن عفت عمومی و شکستن حریمهای اخلاقی ، بهداشت روحی و روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و آسیب جدی بر سلامت جامعه وارد نمایند .

از دیگر پیامدهای فرار دختران اینست که هزینه های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می گذارد ، بطوریکه اقداماتی نظیر گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چند گانه امنیتی ، بازجویی و مراحل قضایی ، ایجاد مراکز مختلف –مانند کانون اصلاح و تربیت ومراکزی که قبلا در زمینه سازماندهی دختران فراری، فعال بودند و نیز مسئولیت سازمان بهزیستی – که تماما هزینه هنگفتی را بر جامعه تحمیل می نماید .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٢/۳

وسایل ارتباط جمعی

 رسانه های نوشتاری ودیداری دارای کارکردهای سه گانه از جمله اطلاع رسانی هستند . زمانی که رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می کنند، در واقع افراد را نسبت به وضعیت افرادی که شرایطی نامساعد و بغرنج  خانه را تحمل نکرده اند ، مطلع می کنند و باعث می شود که آنها نیز همین عمل را در مواجه با مسائل خانواده تکرار کنند. ضمن آنکه قبح مسئله تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک عمل عادی جلوه می نماید.از سوی دیگر برخی از فیلمها و سریالها ی تلویزیونی مشوق فرار از خانه است . ترویج روحیه استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نوجوانی ، عدم رعایت احترام به بزرگترها ، حتی نمایش فرار جمعی از جوانان ، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می تواند در شیوع این پدیده ها موثر باشد .

نقش رسانه های جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بندو باری اخلاقی ، مقابله با هنجارهای اجتماعی ، عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است .

شهر نشینی

بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روز افزون زندگی شهری ، فرصت ارتکاب جرائم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می کند .

جاذبه شهرهای بزرگ ، رفاه، تجملات شهری و امکانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می کند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امکانات فوق مهاجرت می نمایند وشهرهای بزرگ را با خرده فرهنگهای مختلف در هم می آمیزند و بدین ترتیب پایبندی به آداب و رسوم کاهش می یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می شود. گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل دختران را به سوی شهرها متواری می نماید.

تغییر ارزشها

انسانهای دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند به کدامین سو حرکت کنند . از یکسو جامعه بستر نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد قرار می دهد و از سوی دیگر فرد را با بن بستهای بسیاری  در دستیابی به اهداف جدید مواجه می کند .

جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت روبروست . گاه آنچه که اجتماع بطور عملی به او می آموزد با ارزشهای خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می نماید .دختران امروزدچار خود درگیری میشوند و برای فرار از این حالت به شیوه های مختلفی  نظیر فرار از خانه متوسل می گردند .

مشکلات اقتصادی

برخی از صاحبنظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیبهای اجتماعی می دانند . البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی باشد . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی درچگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است . فقر و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می باشد .

امروزه فشار و مشکلات اقتصادی ، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است .

همین مسئله منجر به کم توجهی آنها نسبت به نیاز جوانان ، رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها گردیده است .

ضعف نظارت اجتماعی

با انگیزه های فرار دختران از خانه در می یابیم که اکثر آنان برای کسب استقلال و آزادی روابط در خارج از خانه اقدام به فرار کرده اند . این بدین معناست که جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی   را کاهش داده و آزادی بی قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است .

در حالی که این حد افراطی از آزادی مقبول بسیاری از خانواده ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود کنند و این محدودیت و کنترل دختران را با عقده های روحی –روانی مواجه می نماید و آنان احساس خواهند کرد که خانواده آنها را درک نمی کند، در صورتی که به عکس خانواده به دلیل آینده نگری و مصلحت اندیشی فرزند می کوشد دختر را از حیطه خطردور سازد.  برخی دختران به دلیل حساسیت های روحی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی  تعبیر می کنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می نمایند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۳



خشونت:

فرار از خانه یکی از باز تابهای خشونت خانگی است که به دلیل تاثیرات اجتماعی قابل تامل است . اعمال خشونتهای روحی، جسمی از سوی اعضای خانواده، عامل بسیار مهمی در فرار دختران است . بسیاری از دخترانی که قربانی این خشونتها می باشند به دلیل ترس از آزاردهندگان و آبروی خویش، جرات اظهار مشکلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار می کنند و در شرایطی که از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند ، تمایلی به اینکار ندارند . زیرا از محیط ناامن خانه می هراسند .

تبعیض:

بسیاری از والدین آگاهانه و یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان ، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی آنها  از زندگی می شوند . تبعیض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعکس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود . تبعیض با روحیه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنها وارد می کند.

محدودیت مطلق:

در این نوع شیوه تربیتی ، فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با سن و شرایط خویش محرومند و باید نظر والدین را بدون آگاهی از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر ، دخالت یا تصمیم گیری  را ندارند . در این خانواده ها به خواسته های مادی ، معنوی فرزندان توجهی نمی شود . لذا توانایی و مقاومت آنها درهم می شکند، و ازهر فرصتی جهت عدم  پیروی از هنجارهای  خانواده بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه ،از این محدودیت ها رهایی یابند .  

آزادی مطلق :

همانطور که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرار آنان از کانون خانواده باشد . توجه بیش از حد متعارف و در اختیار بودن امکانات فوق حد سنی فرزند هم می تواند زمینه مسائلی چون فرار از خانه را ایجاد نماید.

وقتیکه تمایلات و خواسته های فرزندان محقق می شود ، لذا به محض ایجاد مشکلات و بحرانها و فشارها ی زندگی، که در آن امکان تحقق برخی از آرزوها سلب می شود و یا در شرایطی که خواسته های فرزند به افراط می گراید ووالدین با آن مخالفت می نمایند .  فرزند، به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی ) روحیه عدم درک منطقی شرایط ، ناز پروری و کاهش دامنه استقامت، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می گردد که نهایتا می تواند زمینه فرار از خانه را فراهم نماید .

دراین  شرایط مسائل بسیار کوچک به دلیل پائین بودن آستانه مقاومت درنظر فرد بزرگ و غیر قابل  تحمل جلوه می کند . چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه می کند و با احساس عمیق بیداد گری به متهم کردن اطرافیان می پردازد و معتقد است فراراو در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می شود.

 اگردر شبکه روابط اجتماعی این مسئله را درنظر بگیریم فرد عضویت یافته در شبکه های نابا ب، ارزشهای نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امرو نهی والدین ، نحوه مخالفت و به کرسی نشاندن خواستها و تمایلات نفسانی در خانه را درونی می کند و با دسترسی به  فرصتهای نامشروع ، انها را به مرحله عمل می رساند .در این گروهها رفتار کجرو و نابهنجار بسیارعادی و روال شده است و به عنوان ارزشهای مدرن اشاعه می شود. و نگرشها و نصایح والدین به عنوان ارزشهای منسوخ محسوب می شود .  بر اساس تحقیقات حدود 79 در صد از جوانان به همانند سازی با دوستان خود می پردازند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۳



آسیبهای اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینه ها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل گیری آن مؤثر است .

 این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آنها اشاره می شود:

الف) شخصیهای ضد اجتماعی

ویژگی های این نوع شخصیت ، بهم ریختگی ارتباط میان انسان و  جامعه و ارتکاب رفتارهای نا بهنجار است که مورد قبول جامعه نمی باشد . ولی معمولا نزد عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص ، نا پسند شمرده نمی شود . افراد روان رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و کمتر آنها را رعایت می کنند . اعمال این افراد نظام اجتماعی را متزلزل می کند و رعایت ارزشهای اخلاقی را به پایین ترین سطح آن تنزل می دهد، و در پند گرفتن از تجربیات ، بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یکسویه می باشند .  این نوع شخصیتها عمدتا از محیط خانه و مدرسه فرار می کنند.  

شخصیتهای خود شیفته :

این شخصیت ها تمایل شدیدی به خود محوری دارند و پیوسته به تمجدید و توجه دیگران نیازمندند .            

این افراد اغلب با رویاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان ، قدرت ، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند.

اغلب این افراد والدینی داشته اند که نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد کننده بوده اند یا بیش از حد به آنها ارج نهاده اند .

نوجوانان خود شیفته ، به علت سر کوب خواسته ها و فقدان ارضای تمایلات درونی از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می دهند .

آیزنک معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد . فرد برونگرا به دنبال لذت جویی آنی است و دم را غنیمت می شمارد، تشنه هیجان و ماجراجویی است . کمتر قابل اعتماد می باشد ، نمی تواند احساساتش را کنترل نماید و بدون تامل عمل می کند .

شخصیت هیستریونیک (نمایشی ) :

نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد . دوست دارند با جوش و خروش صحبت کنند . مشخصه بارز آنها بیان اغراق آمیز ، هیجانی ، روابط طوفانی بین فردی ، نگرش خود مدارانه و تاثیر پذیری از دیگران است. توجه کافی به درک موقعیت ندارند و تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند . این افراد برای آنکه خود را ثابت کنند ، هر تجربه ای را حتی اگر برای آنان گران تمام شود و مشکلاتی را ایجاد نماید انجام می دهند .

از دیگر مشکلات روحی –روانی که منجر به رفتارهای ضد اجتماعی می شود ، می توان به ضعف عزت نفس ، احساس کهتری ، فقدان اعتماد به نفس ، اختلال خلقی دوقطبی و ... اشاره نمود . چنین افرادی معمولا مستعد انجام کارهای سنجیده ، نظیر فرار از خانه می باشند.

به اعتقاد صاحبنظران ، خانواده در شکل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی موثر است . اگر خانواده با مشکلات و آسیبهای عدیده ای مواجه باشد ، روند جامعه پذیری اعضای خانواده مختل می شود .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۳

فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده ، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود ، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد ، غیر قابل تحمل و بعضا تغییر ناپذیر است. این عمل معمولا به عنوان مکانیسم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزار دهنده و مضر و دستیابی به خواسته های مورد نظر و عموما آرزوهای دور و دراز انجام می شود .

امروزه در اکثر کشورهای جهان فرار از خانه به یک معضل جدی اجتماعی تبدیل شده است .

در جامعه ما نیز، مسئله فرار دختران به عنوان یک معضل مطرح می باشد .

 اما در مورد مسئله فرار از خانه ، می توان اینگونه بیان کرد که  اقدام به فرار هم از سوی پسران و (مردان متاهل ) و هم از سوی دختران (و زنان متاهل ) انجام می شود . البته دلایل  چنین اقدامی توسط مردان متاهل و پسران با یکدیگر متفاوت است . زنان متاهل نیز اغلب به خشونت و مفاسد اخلاقی همسر یا اغفال و مفاسد اخلاقی خود از خانه متواری می شوند ..

در شرایطی ممکن است که اقدام به فرار به همراه فردی از جنس مخالف با زمینه دوستی و قرار ملاقات انجام شود . اخیرا مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است . اما اغلب دختران به تنهایی فرار می کنند .

اغلب فرارها از شهرستانها به مرکزو یا شهرهای بزرگ  انجام می شود  هر چند که مبدا و مقصد معدودی از فرارها نیز بالعکس می باشد و گاهی نیز از شهرهای کوچک و بزرگ به قصد عزیمت به کشورهای دیگر اتفاق می افتد.

برخی از دختران برای نخستین بار اقدام به فرار می کنند و دسته ای دیگر علیرغم تلاشهای مددکاران جهت بازگشت به محیط خانه و خانواده مجددا از محیط خانه می گریزند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 

1-4 بی هنجاری

رابرت مرتون ، جامعه شناس معاصر امریکایی ، مفهوم بی هنجاری را برای نشان دادن اختلاف بین هدف مورد تایید جامعه و دسترسی به وسایل حصول آن به کار می برد.به بیان دقیق تر مرتون هر نوع انحراف و (کجروی اجتماعی) را ناشی از گسستگی و عدم ارتباط فعال بین آنچه فرهنگ جامعه به عنوان هدف ، آرزو و خواسته تبلیغ می کند و آنچه جامعه به عنوان راه ها و وسایل و اسباب مشروع جهت نیل به این هدف مهیا می کند می داند.(کریمی درمنی ، 1382 ، ص 282).


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٤


در سال 1382 تحقیقی با عنوان «بررسی وضعیت روانی دختران و پسران فراری» بر روی 46 نفر از دختران و پسران فراری به عمل آمد که مشخص شد این افراد تحصیلات پایینی داشته و وضعیت روان شناختی آنان نیز وخیم بوده است.همچنین در پژوهش دیگر با عنوان عوامل اجتماعی و خانوادگی موثر بر فرار دختران از خانه مشخص شد دختران فراری قبلاً


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٤


دختران بیشتر از پسران از مدرسه فرار می کنند.دختران نوجوان بیش از پسران نوجوان به فرار از مدرسه تمایل نشان می دهند.دانش آموزان فراری از مدرسه بیشتر از دیگر همسالان به استفاده و مصرف مشروبات و سیگار روی می آورند.نتایج تحقیقات نشان می دهد که دختران بیشتر از پسران به نوشته های مستهجن و خلاف ادب اجتماعی علاقه دارند ضمن آنکه دختران بیشتر از پسران دزدی از خانه را انجام می دهند.که همه این موارد به دلیل رفتار نامناسب آموزگاران و والدین و فراهم آوردن محیط نامناسب برای دانش آموزان است که باعث فرار آنها از خانه می شود.اختلالها و فضای ناآرام خانه و به خصوص در دختران بیشتر از پسران تاثیر دارد که از جمله مهمترین دلایل گریز از خانه و مدرسه است.(روزنامه شرق ص 12 ، 31/5/1383).

* همچنانکه ملاحظه می کنیم دختران بیشتر از پسران از مدرسه فرار می کنند که می تواند عواملی زمینه ساز این امر باشد ، عواملی مانند اختلالها و فضای ناآرام خانه ، رفتار نامناسب والدین و  آموزگار و فراهم آوردن محیط نامناسب برای دانش آموزان است همچنین اینکه دانش آموزان فراری نسبت به سایر افراد به مصرف سیگار و... روی می آورند که همه این عوامل می تواند زمینه ساز گریز از مدرسه و خانه باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٤


انسانهای دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند که به کدامین سو حرکت کنند ، از یک سو جامعه بسته نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را در مقابل افراد قرار می دهد و از سوی دیگر فرد را به بن بستهای بسیاری در دستیابی به اهداف جدید مواجه می کند.جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت روبروست گاه آنچه که اجتماع بطور عملی به او می آموزد با ارزشهای خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دو گانگی می نمایند.


(. H-TmLDucument.(2007/4/24

* همانگونه که ملاحظه می گردد انسانها در دنیای امروز در تضاد ارزشها به سر می برند از یک طرف جامعه ارزشهای اجتماعی جدید را در قبائل آنها قرار می دهد و از سوی دیگر فرد را در دستیابی به اهدافش دچار مشکل می کند پس فرد نمی تواند آنچه را که از اجتماع یاد می گیرد با ارزشهای خانوادگی خود وفق دهد زیرا خانواده او چیزهای دیگری به او می آموزد ، پس در نتیجه فرد ، چیزهای جدید را که در جامعه دیده دلبسته او می شود پس از خانه فرار می کند تا به ارزشهایی که در جامعه است برسد پس تضاد (تغییر) ارزشها یکی دیگر از عوامل فرار از خانه محسوب می شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٤


عوامل عاطفی از جمله عواملی است که بعضاًً زمینه ساز فرار نوجوانان و یا جوانان از خانه می شود.از جمله این موارد می تواند ناکامی باشد و همچنین طرد شدگی ، طرد شده ای که در زندگی خود دچار حس ناکامی و در زندگی شکست خورده همواره  بدنبال ارضای نیاز خود و رسیدن به آرزوی خود می باشد و عوارضی مثل نداشتن پول ، ویژگی های شخصیتی و... از جمله عواملی هستند که فرد همواره با آنها درگیر است.فردی که در محیط خانه با وضعیت بد مالی و فقر خانواده و.... روبروست دست به فرار می زند و خانه خود را ترک می کند تا شاید در جایی دیگر به خواسته خود برسد.(شکاری ، 1383 ، ص 144).

* همانگونه که ملاحظه می شود عوامل عاطفی از جمله عوامل موثر بر فرار نوجوانان و جوانان از خانه است. ناکامی نیز جز این موارد محسوب می شود.طرد شده ای که در زندگی خود احساس ناکامی می کند پس به دنبال راهی می گردد که آرزوی خود را برآورده کند.این افراد نداشتن پول ، فقر خانواده و... را بهانه قرار می دهند و خانه را ترک می کنند تا شاید در جایی دیگر به خواسته خود برسند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٤

 

اگر در جامعه ای روابط بر ضوابط برتری داشته باشد افراد برای پیدا کردن کار و تامین زندگی ممکن است به انجام هر کاری تن در دهند به علاوه در مواردی احتمال دارد کاری که پیدا کرده اند رضایت آنها را فراهم نیاورد.این امر علاوه بر پایین آوردن کیفیت کار موجب فشارهای روانی یا عصبی می گردد ، در نتیجه از فرد رفتارهای نامتعادل سر می زند بدتر از همه اگر در این گونه کارها تامین وجود نداشته باشد ناهنجاری رفتاری شدید می شود و انحرافاتی مانند فرار و... بوجود می آید.(ابهری ، 1380 ، ص 196).

* در جامعه ای ممکن است روابط افراد بر هم برتری داشته باشد و این در صورتی است که فرد به شدت احتیاج به کار دارد ولی  خانواده یا افراد دیگر به او اجازه اشتغال را ندهند و یا ممکن است به انجام هر کاری روی آورد.پس فرد از خانه فرار می کند، اما گاهی ممکن است به اجبار کار داشته باشد اما رضایت آن فراهم نباشد پس در نتیجه فرار می کند تا به خواسته خود که همان شغل دلخواه است برسد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢


اگر در جامعه ای روابط بر ضوابط برتری داشته باشد افراد برای پیدا کردن کار و تامین زندگی ممکن است به انجام هر کاری تن در دهند به علاوه در مواردی احتمال دارد کاری که پیدا کرده اند رضایت آنها را فراهم نیاورد.این امر علاوه بر پایین آوردن کیفیت کار موجب فشارهای روانی یا عصبی می گردد ، در نتیجه از فرد رفتارهای نامتعادل سر می زند بدتر از همه اگر در این گونه کارها تامین وجود نداشته باشد ناهنجاری رفتاری شدید می شود و انحرافاتی مانند فرار و... بوجود می آید.(ابهری ، 1380 ، ص 196).

* در جامعه ای ممکن است روابط افراد بر هم برتری داشته باشد و این در صورتی است که فرد به شدت احتیاج به کار دارد ولی  خانواده یا افراد دیگر به او اجازه اشتغال را ندهند و یا ممکن است به انجام هر کاری روی آورد.پس فرد از خانه فرار می کند، اما گاهی ممکن است به اجبار کار داشته باشد اما رضایت آن فراهم نباشد پس در نتیجه فرار می کند تا به خواسته خود که همان شغل دلخواه است برسد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/٢


مطالعات و کارهای علمی نمایانگر این واقعیت است که بسیاری از موارد رشد بزهکاری و از جمله فرار نوجوانان از خانه بیشتر ناشی از بیکاری و احساس پوچی و بیهودگی نوجوانان در خانه است «در اینجاست که بیکاری عامل بدبختی است» کاملاً مصداق پیدا می کند و زمانی که فردی بیکار است و نمی تواند کاری برای خود و خانواده انجام دهد دچار ناکامی شده و احساس پوچی و بی ارزشی و سربار بودن می کند و این تاثیرات بسیار بد روحی و روانی بر او دارد که می تواند عاملی برای فرار شود.(شکاری ، 1383 ، ص 70).

* همانگونه که متن فوق نیز اشاره کرده فرار نوجوانان یا جوانان از خانه ناشی از بیکاری ، احساس پوچی و بیهودگی در خانه است زمانی که فرد بیکار است و نمی تواند کاری برای خود یا خانواده انجام دهد دچار ناکامی شده و احساس پوچی و بی ارزشی و سربار بودن می کند و همین افکار می تواند به صورت فرار از خانه نیز مطرح شود پس بیکاری یکی دیگر از عوامل فرار از خانه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢


گرایش جوانان و نوجوانان به مواد مخدر هم می تواند عاملی برای تشدید میل به فرار از خانه باشد که همزمانی آن با عوامل مذکور وقایع فجیعی را به بار خواهد آورد که در این خصوص می توان فحشا و... را نام برد.بی بند و باری والدین و فاسد بودن فرد یا افرادی از خانواده به نوبه خود عاملی جهت سوق دادن فرزندان به بی بند و باری ، فساد و فحشا و فرار می شود.در حیطه چنین خانواده هایی غالباً فساد از سوی مادر خانواده و یا خواهران بزرگتر مشهود بوده که به دختران کوچکتر هم سرایت خواهد کرد. (خوش سلوک ، 1383 ، ص 176).

* همانطور که متن فوق اشاره کرده گرایش جوانان به مواد مخدر می تواند عاملی برای فرار باشد. بی بند و باری والدین و فاسد بودن فرد یا افرادی از خانواده به نوبه خود عاملی است جهت سوق دادن فرزندان به فرار از خانه و فساد.در واقع فرزندان فساد را از مادران و یا خواهران بزرگتر یاد می گیرند.پس نتیجه می گیریم که خانواده نیز می تواند عاملی برای فرار از خانه باشد.

پسران بیشتر از دختران از خانه فرار می کنند.آثار تخریبی فرار پسران به مراتب وسیع و مخرب تر از فرار دختران است و حتی چیزی بیشتر از فاجعه است.زیرا بافت سنتی حاکم بر جمعیت کشور باعث افزایش میزان کنترل خانواده بر دختران است.برخوردهای نامناسب برخی والدین با فرزندان ، برخوردهای غیر منطقی خانواده با فرزندان سخت گیری های متکی بر تفکرات سنتی و سلب آزادی است و بی اعتنایی نسبت به نیازهای پسران و عدم توجه به آنان از مهم ترین عامل در افزایش فرار آنها از خانه است.(مجله خانواده سبز.ص 20 ، 30 شعبان 1475- سال ششم : 15/7/1383).

* همانگونه که ملاحظه می شود پسران بیشتر از دختران به گریختن از خانه تمایل نشان می دهند و شاید مهمترین دلایل در افزایش فرار آنها از خانه عبارت باشند از : برخورد نامناسب برخی والدین با فرزندان ، برخوردهای غیر منطقی خانواده با فرزندان ، سخت گیری های متکی به تفکرات سنتی و سلب آزادی و نیز بی اعتنایی به نیازهای پسران و عدم توجه به آنان باشد.پس خانواده نقش مهمی را ایفا می کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢۸


گاهاًً والدینی پیدا می شوند که بدون در نظر گرفتن آمال و آرزوهای فرزند خود به دلایل مختلفی از جمله فقر ، راحت شدن از دست آنان ، داشتن افکاری پوچ و غیر قابل تحمل و قبول در خصوص صلاح خواهی فرزندان ، اعتقاد به عدم دستیابی به رشد و بلوغ فکری جوانان و دهها دلیل دیگر بدون اینکه نظر فرزند خود را جویا شوند وی را به عقد دیگری در می آورند که این امر برای دختران بسیار ثقیل بوده و ممکن است قبل از مراسم عقد فرار کنند و یا اگر به ازدواج تن در دهند یا طلاق خواهند گرفت و یا از منزل شوهر خواهند گریخت.(خوش سلوک ، 1383 ، ص 162).

* همانگونه که ملاحظه می شود گاهاً والدینی پیدا می شوند که بدون در نظر گرفتن آمال و آرزوهای فرزند خود به دلایل مختلفی از جمله فقر ، راحت شدن از دست آنان ، داشتن افکاری پوچ و غیر قابل تحمل و قبول و... بدون اینکه نظر فرزند خود را جویا شوند او را به اجبار شوهر می دهند که همین امر می تواند در فرار آنها چه در منزل شوهر و چه قبل از مراسم عقد نقش داشته باشد ، پس ازدواج اجباری یکی دیگر از عوامل فرار است که به آن اشاره شد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/٢۸


در خانواده هایی که هیچ گونه کنترلی بر رفتار فرزندان و به خصوص ورود و خروج و دوستان و معاشران آنان صورت نمی گیرد فرزندان مستعد به انحراف ، با هر قشری معاشرت نموده و اغلب هم به دام سودجویان و افراد ناباب گرفتار می شوند.دختری که جهت خروج از منزل محدودیتی نداشته باشد و به راحتی از خانه خارج شده و هر ساعت  که تمایل داشته باشد به منزل مراجعت نماید ، طعمه بسیار خوبی برای سودجویان خواهد بود و همچنین مقدمات فرار برای او مهیا است.(خوش سلوک ، 1383 ، ص 159)

* همانگونه که ملاحظه شد در خانواده هایی که هیچ گونه کنترلی بر رفتار فرزندان و به خصوص رفت و آمد با دوستان صورت نمی گیرد و دارای آزادی مطلق هستند و فرزندان با هر قشری معاشرت می کنند که همین امر آنها را به فرار از منزل تشویق می کند و همچنین می تواند طعمه بسیار خوبی برای سودجویان باشند ، پس آزادی مطلق نیز یکی دیگر از عوامل فرار است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۸/٢۸


جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی را کاهش داده و آزادی بی قید و بند روابط زنان و مردان را افزایش داده است.آنها (والدین) به دلیل فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند رفتار ارتباطات اجتماعی دختران و پسران خود را محدود کنند و باعث می شود آنها دارای روحیه عقده ای شوند و آنها احساس می کنند که خانواده ها آنها را درک نمی کنند و برخی به دلیل حساسیت های روحی ، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی تعبیر می کنند و در نتیجه اقدام به فرار می نمایند.HIMh Document (2007/4/22)

* همانطور که ملاحظه می شود جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی را کاهش داده و آزادی روابط زنان و مردان را افزایش داده است.والدین نیز به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند ارتباطات اجتماعی فرزندان خود را محدود کنند و همین امر باعث می شود آنها عقده ای شوند و احساس کنند که خانواده ها نیز آنها را درک نمی کنند و آن را به معنی سلب آزادی تعبیر کنند و در نتیجه فرار کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢۸


محدودیت ها و بعضی سنت های غلطی که دارای پایه های مذهبی نیست و بر اساس آن در جامعه نوع رفتار ، پوشش و رنگ پوشش برای زنان قائل می شوند،بطور کلی محدودیت ها و محرومیت های اجتماعی زمینه را برای بروز مشکلات ایجاد می کند که بعضی از این مشکلات را در قالب فرار از خانه و یا افسردگی می بینند.(برزگر ، 1382 ، ص 152).

* همانطور که ملاحظه می کنیم محدودیت ها و بعضی سنت های غلطی که دارای پایه های مذهبی نیست و بر اساس آن در جامعه نوع رفتار ، پوشش و رنگ پوشش برای جوانان قائل می شوند.بطور کلی محدودیت های جامعه باعث می شود که با پدیده فرار از خانه مواجه شویم که در بالا نیز به این اشاره کرده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/٢۸


اگر در شیوه تربیتی خانواده ها ، فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با سن و شرایط خویش محروم شوند دچار احساس نارضایتی ، تحقیر ، تنفر و سرخوردگی از خانواده می شوند، لذا از هر فرصتی جهت عدم پیروی از هنجارهای خانواده بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه از این محدودیت ها رهایی یابند.در واقع در این خانواده ها به خواسته های مادی و معنوی فرزندان توجه نمی شود پس توانایی مقاومت آنها در هم می شکند.

http/www.iran mania.com/news…2007/04/15.

* همانگونه که ملاحظه می شود اگر خانواده ها در شیوه تربیتی شان ، فرزندان را از آزادی و اختیار لازم متناسب با سن و شرایط خویش محروم کنند این فرزندان دچار احساس نارضایتی ، تحقیر و...  می شوند.پس از هر فرصتی جهت عدم پیروی از هنجارها استفاده می کنند. پس در صدد هستند با فرار از خانه از این محدودیت ها رها شوند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦


1-3 آثار وسایل ارتباط جمعی

تعریف و تمجید از بازیگران سینما ، داستانهایی که معمولاً از عشق ها و شکست های عشقی مایه می گیرند و جنبه های خشن و پرخاشگرانه زنان و مردان را بگونه ای خاص مطرح می نمایند ، در نمایشنامه یک زن و شوهر با لحنی اهانت آمیز یکدیگر را به خاطر خصوصیاتی که دارند تحقیر می کنند ، کتک خوردن زنان توسط شوهران و ناسزا گفتن آنها و توهین فرزندان به والدین و فرار فرزندان در شرایطی برای نوجوانان مطرح می شوند ، ترویج اندیشه های غربی ، ارائه مدها ، تبلیغ ماشین و... بدون تعبیر و تفسیر علمی از دیگر نتایج منفی رسانه ها می باشد.(حیدری ، 1381 ، صص 20 و 21).


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٢٦


فشارهای اقتصادی ، اشتغال مضاعف نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است.به طوری که والدین دو شغله نسبت به نیازهای جوانان ، رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها کم توجهی کرده اند.اشتغال در شغل دوم ، عدم حضور موثر در خانه و ضعف یا فقدان نظارت بر روابط و رفتار اعضای خانواده اعمال ضد اجتماعی نظیر فرار از خانه را افزایش می دهد. http/www.iran mania.com/news…2007/04/15

* همانطور که متن فوق اشاره کرده است ، فشارهای اقتصادی ، اشتغال مضاعف نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است.به طوری که والدین دو شغله نسبت به نیازهای جوانان ، رفع مشکلات روحی و تربیت صحیح آنها بی توجه شده اند.همچنین عدم حضور موثردر خانه و فقدان نظارت بر روابط و رفتار فرزندان باعث شده که فرار از خانه افزایش یابد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥


انگیزه افراد فراری بر حسب سن ، تحصیلات و محیط زندگی متفاوت است.اما انگیزه هایی نظیر اثبات وجود و جلب توجه اطرافیان و اجبار آنها برای اجرای تمایلات و خواسته های خویش ، رهایی از خشونتها و آزارهای خانواده و کسب آزادی عمل در رفتارهای فردی و اجتماعی و لجاجت با خانواده و سلب آرامش و ایجاد بد نامی یا مشکل برای آنان و تحت فشار قرار دادن دیگران برای تحقق خواسته های خود در خصوص زندگی آینده و موقعیت بهتر اقتصادی. (این افراد عموماً دارای شخصیتی ضد اجتماعی ، خود شیفته ، برون گرا و روان رنجور می باشند.این افراد فراری ممکن است مشکلات را منحصر به فرد بپندارند و اغلب این افراد والدینی داشته اند که نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد کننده بوده اند یا بیش از اندازه به آنها ارج نهاده اند).

http/www.iran mania.com/news…2007/04/15

* همچنان که ذکر شده است ، انگیزه می تواند یکی از عوامل موثر بر فرار باشد.انگیزه افراد فراری بر حسب سن ، تحصیلات و محیط زندگی متفاوت است.اما انگیزه هایی نظیر اثبات وجود و جلب توجه اطرافیان و اجبار آنها برای اجرای تمایلات و خواسته های خویش ، رهایی از خشونتها و کسب آزادی عمل و لجاجت با خانواده و شاید هم برای موقعیت اقتصادی و... . در واقع رفتارهای این افراد فراری نیز با هم متفاوت است.خود شیفته ، برون گرا و مشکلات را مخصوص خود می دانند و والدین با ثبات نیز ندارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٦


کودکان و جوانان ، همسالان خود را می بینند و حرفهای آنان را می شنوند و آنان نیز می خواهند همانند همسالان خود از البسه ، زیورآلات ، وسیله نقلیه یا تلفن همراهی که دوست ، همکلاسی ، همسایه و یا همشهری اواستفاده می کنند بهره مند شوند و این در شرایطی است که بیشتر خانواده ها روزمرگی زندگی را سپری می کنند در چنین موقعیتی است که اگر شرایط دیگر نیز مانند سستی اعتقاد  ، بی اخلاقی ، و عدم توجه به ارزشها و.... جمع باشد دختران و پسران جوان خانه را به قصد دستیابی به خواسته ها و تمایلات ترک می کنند. (معظمی ، 1382 ، ص 144).

* همانگونه که متن نیز ذکر می کند جوانان همسالان خود را می بینند و آنها نیز می خواهند همانند دیگر همسالان خود از بسیاری از وسایل و امکانات استفاده کنند و این در صورتی است که خانواده آنها ممکن است توان مالی چندانی نداشته باشد.پس اگر ایمان و عقیده نیز درآنها سست باشد آنها  خانه را به منظور دستیابی به امکانات و ... ترک می کنند تا شاید با فرار به اهداف خود برسند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦


بیشتر اوقات دخترانی که از خانه فرار می کنند ، کسانی هستند که والدین آنها درگیر خشونتهای مختلف اعم از بدنی ، روانی ، فحاشی هستند و قادر به حل مشکلات در محیط زندگی خود نمی باشند و در نتیجه کودکان خانواده که از این وضعیت بشدت رنج می برند قربانی کشمکش های والدین می شوند.(پاول تاپن در این باره معتقد است : تنش و ناسازگاری و دعوا درخانه اغلب بزهکاران دیده می شود). (معظمی ، 1382 ، ص 110).

* همانگونه که ذکر شده دخترانی که از خانه فرار می کنند کسانی هستند که محیط خانه آنها ناآرام است و والدین آنها همواره درگیر خشونت های مختلف هستند پس این دختران بشدت از این وضعیتی که درآن گرفتارآمده اند رنج می برند پس فرار می کنند تا به محیط آرام تری دست یابند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٢

در خانواده های پر اولاد ، مشکلات ، مسئولیت ها و عواطف خانوادگی و پیوندهای گوناگونی که بین آنها وجود دارد افراد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و گاه آنها را به فساد می کشاند.هرچه تعدد اولاد بیشتر باشد والدین از نظر مالی در مضیقه بیشتری قرار می گیرند و کوشش آنها برای تامین معیشت فرزندان زیادتر می شود و در نتیجه مشکلاتی (در زمینه فردی یا اجتماعی) درمحیط خانواده پیش می آید که وجود آنها سبب می شود ناراحتی یا گرفتاری های گوناگونی برای هریک از اعضای خانواده پیش آید. (معظمی ، 1382 ، ص 115).

* چنانچه ملاحظه می شود در خانواده های پر اولاد مشکلات و مسئولیت های زیادی وجود دارد که همین امر باعث ترک خانه توسط فرزند می شود و هر چقدر تعداد فرزندان افزایش یابد والدین از نظر مالی در مضیقه بسیاری می افتند پس در نتیجه ممکن است از فرزندان خود غافل بمانند و فرزندان نیز آنها را به حساب بی توجهی بگذارند ، پس در نهایت راه حل گریز از خانه را انتخاب کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٢

زمانی که در خانواده نسبت به نیازهای فردی و اجتماعی دختر و پسر نوجوان توجه نشود خانواده با فقر ذهنی و یا فقر مادی و یا هر دو دست به گریبان باشد ، با شرایط امروزی زندگی پسر ها و دخترها ، افزایش آگاهی اجتماعی آنها همخوانی نداشته باشد برخورد غیر منطقی با فرزندان به امری عادی بدل می شود و سخت گیری های زیاد و سلب آزادی در خانواده حاکم باشد ، ممکن است معضل فرار از خانه روی دهد.(روزنامه شرق ، 17/10/83 ، شماره 384).

* همانطور که ملاحظه شد زمانی که والدین نسبت به نیازهای فرزندانشان بی توجه باشند و مخصوصاً اینکه با فقر (چه مادی و چه ذهنی) همراه باشند و همچنین آگاهی های لازم را نداشته باشند و نسبت به فرزندان خود برخورد غیر منطقی کنند و از فرزندان آزادی را سلب کنند همین پدر و مادر راه را هموار می کنند تا فرزندشان از خانه فرار کند و این مطلب نمایانگر همین معضل است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٠


 سالهای بلوغ با بحرانهای مختلفی طی می شود .طی شدن مرحله این دوران همانند حرکت کردن از دامنه یک کوه بلند و رفتن بسوی قله است.نوجوانان و جوانان برای چنین حرکتی نیاز به وسیله و امکاناتی دارند.واکنشهای مخصوص این دوره که او را از طرفی به خانواده وابسته کرده است و از طرفی نیاز دارد این مسیر را طی کند،نوع حرکت او را مشخص می نماید.وجود استقلال در فرد در تمامی مراحل زندگی به عنوان سپر مقاومی است در برابر مشکلات ، پژوهش نشان داده است که فرار از خانه در دختران متاهل که مسئولیت یک زندگی را به صورت مستقل به عهده دارند و احساس استقلال در آنها بیشتر است به مراتب کمتر از مجردینی است که احساس عدم مسئولیت و استقلال دارند. (حیدری ، 1381 ، ص 46-45).

* زمانی که یک نوجوان و یا جوان به سن بلوغ می رسد و قدم به بزرگسالی می گذارد بلوغ او با استقلال همراه است و زمانی که با عدم استقلال روبرو باشد مانند اینکه تمام کارهای او با انتخاب والدین است و یا اینکه والدین او را بیش از اندازه مورد مواخذه قرار می دهند و ... فرد برای اینکه بتواند استقلال کاملی داشته باشد تنها راه حل ممکن را در فرار از خانه می داند پس در نتیجه از خانه فرار می کند تا به تنهایی این مسیر را طی کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٠


محکومیت پدر یا مادر به علت ارتکاب جرائم مختلف و مشاهده صحنه های تاثیرانگیز دستگیری پدر یا مادر و جلسات محاکمه و ملاقات آنان پشت میله های زندان سبب اختلال عاطفی گشته و آنان را آواره ، منحرف و بسوی ارتکاب جرائم سوق می دهد(بطور کلی جرائم این افراد عبارتند از : پخش مواد مخدر ، اعتیاد ، رابطه نامشروع ، قتل ، سرقت ، نزاع ، ولگردی ، آدم ربایی ، پخش نوارهای غیرمجاز است). (حیدری ، 1381 ، ص 73).

* همانگونه که مشاهده می شود زمانی که پدر یا مادر به علت جرائمی که دارند محکوم می شوند و سپس فرزند او را در حال دستگیری و یا پشت میله های زندان می بیند ممکن است در اثر این امر ناخوشایند دچار اختلال عاطفی یا روانی شوند و سپس برای رهایی از این اختلال راه حل را خلاصی از این وضعیت یا همان فرار از خانه را انتخاب کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٧


زن و شوهری که بر اثر طلاق از هم جدا شده اند به دلیل آسیب پذیر بودن لازم است تا زمان حصول آرامش روحی از ازدواج بپرهیزند.معمولاً فرزندان از دوری مادر رنج بیشتری می برند.فرزندان طلاق احساس بی پناهی و عدم حمایت می کنند.وجود ناپدری و نامادری در خانواده اکثر نوجوانان حاکی از این است که ازدواج مجدد پدر و مادر شرایط بحرانی غیر قابل تحملی را برای فرد بوجود آورده است.(حیدری ، 1381 ، ص 73).

* همانگونه که ملاحظه شد زن و شوهر زمانی که از هم طلاق می گیرند ممکن است بخواهند ازدواج مجدد داشته باشند اما ممکن است امر ناپدری و نامادری برای فرزندان خوشایند نباشد و این را به معنی حضور کسی بدانند که تمام حرکاتشان را زیر نظر دارد تا در موقع مناسب او را تنبیه کند پس در نتیجه بر اثر این امر ممکن است از خانه فرار کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٦


کودکانی که مورد تبعیض قرار می گیرند با خود می اندیشند وقتی که خانواده مرا چنین فردی می داند و این طور درباره ام قضاوت می کند چه فایده ای دارد که من رفتار خود را تغییر دهم و شکلی دیگر فکر و احساس کنم.مسلماً چنین انسانی از برخورد عقلانی با مشکلات زندگی عاجز می ماند و درصدد یافتن گریز گاهی است که انتقام خود را بگیرد.بطور کلی روشهای یکسان تربیتی در مورد فرزندان با نیازهای متفاوتی که در آنان وجود دارد باعث خواهد شد که برخی از کودکان احساس تبعیض نمایند.(حیدری ، 1381 ، ص 43-42).

* همانطور که ملاحظه می شود بکار گیری روشهای یکسان تربیتی درمورد فرزندان با نیازهای متفاوتی که در آن وجود دارد باعث خواهد شد که برخی از کودکان احساس تبعیض نمایند.در واقع کودکانی که مورد تبعیض قرار می گیرند وقتی برداشت می کنند که خانواده مرا چنین فردی می داند و این طور درباره ام قضاوت می کند چه فایده ای دارد که من رفتار خود را تغییر دهم.پس در نتیجه از برخورد عقلانی در برابر مشکلات عاجز می ماند و درصدد این است که از خانه فرار کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٦

پسران و دخترانی که تن به فرار می دهند معمولاً از نظر عاطفی نامتعادل و از نظر رفتار نا به هنجارند مانند افرادی گیج هستند که نمی دانند چه کنند و چه موضعی اتخاذ نمایند.زمانی ممکن است مثل افرادی خود را به خوشی بزنند و نشاط زدگی را در پیش گیرند و حرکت کنند و گاهی مواقع هم ، غمگین و افسرده و بی هدفند و مرگ برای آنها لذت بخش ترین چیزهاست و چون خسته اند ، مرگ را پایان زندگی و رسیدن به آرامش روحی می دانند.

یکی از ویژگی افراد فراری پرخاشگری نیز است که در لغت نامه پرخاشگری به معنی ستیزه جویی آمده است.(شکاری ، 1383 ، ص 90-89).

* همانطور که ملاحظه می شود پسران و دخترانی که تن به فرار می دهند از نظر عاطفی نامتعادل و نا به هنجارند و نمی دانند چه کار کنند و معمولاً بی هدفند ، گاهی ممکن است نشاط زدگی را در پیش گیرند و گاهی غمگین هستند و دیگر اینکه پرخاشگری نیز می کنند که همه این موارد از ویژگی های افراد فراری است که در متن بالا نیز اشاره کرده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

 1-1 پایان فرار

فرار از خانه رفتاری است که در ابتدا بصورت یک اقدام ساده انجام می گیرد و سپس تا ولگردی ، تکدی ، سرقت ، خرید و فروش مواد مخدر ، اعتیاد ، فحشا ، قتل و در نهایت خودکشی کشیده می شود.اینکه فردی از خانه فرار می کند و تحت تاثیر عواملی دست به این کار می زند بخشی از این معضل است و بخش دیگر آن عبارت از پیامدهای ناشی از این اقدام.(حیدری ، 1381 ، ص 135)....


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

شاید پدیده دختران فراری از منزل و یا آنچه اصطلاحاً «دختران خیابانی» گفته می شود یکی از مشکلات بسیار پیچیده ای است که مرکز رسمی و غیر رسمی در تهران و درجات کمتر شهرهای دیگر با آن درگیر هستند.این پدیده فقط به فرار دختران از خانه محدود نمی شود بلکه پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد که افتادن در دام اعتیاد ، شبکه های فساد از جمله آنهاست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱٦

پیامد های فرار از خانه را بررسی می کنیم:

***

مشکلات اقتصادی‌

برخی از صاحبنظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیب‌های اجتماعی می‌دانند. البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نیست . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی درچگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیرگذار است. فقر و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی، زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۸

 

یکی از واکنش‌هایی که در خانواده‌های آسیب‌ دیده، نوجوانان بویژه دختران را تهدید می‌کند، پدیده‌گریز از خانه است. فرار از خانه یکی از تهدیدهای اصلی است که می‌تواند نوجوان و دختر جوان را دچار آسیب‌های جدی کند. هر روز گوشه و کنار شهرهای بزرگ، پارک‌ها و ترمینال‌‌ها دخترانی سرخورده را در خود جای می‌دهد که نسبت به زندگی خانوادگی دست به عصیا‌ن زده‌اند و گریخته‌اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٢

 

در پدیده دختران خیابانی و عواملی که آنها را به این سرنوشت می کشاند و نهایتاً در دام باندهای فساد می افتند به ترتیب زیر است :


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٩


پسران فراری عموما در خانواده های نابهنجار و شرایط نابسامان نزاع و درگیری میان پدر و مادر و تضادهای خانوادگی ، نبود ارتباط مناسب بین اعضای خانواده رشد یافته اند. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/۱۳



مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی بهزیستی گفت: تعداد پذیرش دختران فراری در مراکز استانهای تهران و خراسان رضوی نسبت به استانهای دیگر کشور بالاتر است.

حبیب‌الله مسعودی فرید در نشست خبری روز سه شنبه افزود: سند کنترل آسیب‌های اجتماعی در ۲۷ استان تدوین و ارسال شده است وهمچنین در ۳ استان نیز اقدامات نهایی آن انجام شده است و در برخی از استانها نیز آسیبهای اجتماعی تعیین اولویت شده اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/۳۱


در پدیده دختران خیابانی و عواملی که آنها را به این سرنوشت می کشاند و نهایتاً در دام باندهای فساد می افتند به ترتیب زیر است :

9/36 درصد فرار از خانه به دلیل اختلاف با پدر و فرار از کتک خوردن ، 3/15 درصد به دلیل اختلاف با پدر ، 13 درصد فرارها به دلیل عشق و عاشقی است ، 5/6 درصد فرار به دلیل اختلاف با نامادری و ناپدری است ، 5/6 درصد به دلیل مشکلات ازدواج است ، 52 درصد از دختران فراری از ساکن شهر تهران هستند ، شهر مشهد و کرج هر کدام 6 درصد و درصدهای باقی مانده به شهرهای دیگر است.freedom foroun 2007/4/22


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱٩

 

1-4 بی هنجاری

رابرت مرتون ، جامعه شناس معاصر امریکایی ، مفهوم بی هنجاری را برای نشان دادن اختلاف بین هدف مورد تایید جامعه و دسترسی به وسایل حصول آن به کار می برد.به بیان دقیق تر مرتون هر نوع انحراف و (کجروی اجتماعی) را ناشی از گسستگی و عدم ارتباط فعال بین آنچه فرهنگ جامعه به عنوان هدف ، آرزو و خواسته تبلیغ می کند و آنچه جامعه به عنوان راه ها و وسایل و اسباب مشروع جهت نیل به این هدف مهیا می کند می داند.(کریمی درمنی ، 1382 ، ص 282).


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱٩

1-2 تبعیض

کودکانی که مورد تبعیض قرار می گیرند با خود می اندیشند وقتی که خانواده مرا چنین فردی می داند و این طور درباره ام قضاوت می کند چه فایده ای دارد که من رفتار خود را تغییر دهم و شکلی دیگر فکر و احساس کنم.مسلماً چنین انسانی از برخورد عقلانی با مشکلات زندگی عاجز می ماند و درصدد یافتن گریز گاهی است که انتقام خود را بگیرد.بطور کلی روشهای یکسان تربیتی در مورد فرزندان با نیازهای متفاوتی که در آنان وجود دارد باعث خواهد شد که برخی از کودکان احساس تبعیض نمایند.(حیدری ، 1381 ، ص 43-42).


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/۳٠

امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar