مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢۳

اما واقعیت این است که طلاق اقتصادی که این روزها بسیار مورد توجه کارشناسان حوزه سلامت خانواده و روانشناسان قرار گرفته چیز دیگری است. برخلاف طلاق به‌خاطر عوامل اقتصادی که در آن نبودن پول حرف اول را می‌زند، در این نوع از طلاق(طلاق اقتصادی مورد بحث ما) اتفاقا وجود پول است که مشکل‌ساز است؛ بحرانی که زندگی زوج‌های جوان هر دو شاغل را تهدید می‌کند و به‌خاطر عدم‌اطلاعات کافی در این زمینه به سرعت هم در حال افزایش است. وقتی درباره طلاق اقتصادی حرف می‌زنیم دقیقا درباره زندگی‌هایی حرف می‌زنیم که در آنها به‌خاطر عدم‌آگاهی، عدم‌احساس امنیت و عدم‌اطمینان زن و شوهر به هم، کم کم مسائل مالی زوجین از هم جدا می‌شود و بعد از آن با گذشت زمان‌های کوتاه یا بلند اختلافات مالی کار خودشان را می‌کنند و می‌شوند مهم‌ترین عامل برای طلاق؛ مدلی جدید که به اندازه طلاق عاطفی و طلاق جنسی و ... شناخته شده و پر‌هیاهو نیست و به همین دلیل شدید می‌تازد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱۸

 اخیراً برخی مسوولان و رسانه ها ،‌ از یک بحران اجتماعی جدید به نام "طلاق توافقی"‌خبر می دهند و نسبت به شیوع آن ابراز نگرانی می کنند.

طلاق توافقی آن است که همسران وقتی می بینند نمی توانند به زندگی مشترک با یکدیگر ادامه دهند،‌با توافق همدیگر به دادگاه خانواده می روند و با حکم قاضی از هم جدا می شوند.

این که "بالا رفتن آمار طلاق در یک جامعه خوشایند نیست"، گزاره درستی است و باید نگران اصل ماجرا یعنی روند رو به رشد طلاق و در واقع ریشه های آن باشیم اما این که برخی مسوولان و رسانه ها نگران طلاق توافقی شده اند،‌ موضوعیت چندانی ندارد.طلاق توافقی؛ خوب یا بد؟!

اتفاقاً‌ طلاق توافقی ، بهترین نوع طلاق است زیرا طرفین بی آن که مانند انواع دیگر طلاق ،‌ دچار درگیری های مداوم خانوادگی و قانونی شوند و علیه یکدیگر شکایت و شکایت کشی کنند،‌ با یکدیگر مذاکره می کنند و نهایتاً‌ نتیجه مذاکرات شان را که عدم توانایی در ادامه زندگی مشترک است ، به دادگاه خانواده اطلاع می دهند و محکمه هم طبق مقررات و بعد از برگزاری جلسات مشاوره،‌ حکم به جدایی می دهد.

انصاف دهید که این روش برای جدا شدن بهتر است یا روش هایی مانند آن که زن طلاق می خواهد و مرد برای این که مهریه اش را ندهد، می گوید آنقدر در کنج خانه نگاهت می دارم که موهایت هم مانند دندان هایت سفید شود؟! یا طلاقی که یکی از همسران ،‌هنوز دل در گرو دیگری دارد ولی در یک منازعه یک طرفه می بازد و جدا می شود؟ یا اصلاً «طلاق آمیخته با توافق» بهتر است یا «یک عمر زندگی بی توافق و پر از تنش های روحی و فکری و احیاناً آسیب های جسمی»؟!

اگر از منظر قرآنی هم به طلاق توافقی نگاه کنیم باید بگوییم که اتفاقاً طلاق توافقی در صورتی که زوج ها نتوانند زندگی مشترک کنند،‌ توصیه هم شده است. در آیه دوم سوره طلاق ،‌توصیه ای اخلاق مدارانه وجود دارد که می فرماید:‌ با به خوبی با هم زندگی کنید یا به خوبی از هم جدا شوید.
طلاق توافقی،‌ در واقع مصداق عمل کردن به بخش دوم این آیه است؛ یعنی با خوبی و خوشی از هم جدا شدن.
متأسفانه عده ای فکر می کنند زن و شوهری که نتوانسته اند به خوبی با هم زندگی کنند باید با جنگ و دعوا و خط و نشان کشی برای هم و انتقام و ... مفارقت کنند،‌ حال آن که دستور اسلام این است که اگر نتوانستید به خوبی با هم زندگی کنید، وقتی از هم جدا می شوید، با خوبی این کار را بکنید.
این یک باور غلط است که طلاق الزاماً باید با دشمنی دو همسر پیشین همراه باشد. در نگاه متمدنانه و انسانی و اسلامی،‌ طلاق به معنی این است که دو نفر به هر دلیلی نتوانسته اند با هم زندگی مشترک داشته باشند و برای این که خود و طرف مقابل شان آزرده نشوند، از هم جدا می شوند. البته حساب طلاق های ناشی از ظلم یکی از زن یا شوهر که ناگزیر به عداوت می انجامد جداست و در این جا سخن از اصل طلاق و فلسفه وجودی آن است.

بنابراین بهتر است توان جامعه و به ویژه مسوولان به جای آن که صرف گیر دادن به افزایش طلاق های توافقی یا برگزاری ضیافت طلاق و نظایر این شود ، به این سمت هدایت شود که ریشه های طلاق شناسایی و برای رفع آنها کاری شود ، مانند بهبود وضع اقتصادی خانواده ها ، آموزش های خانواده ، گسترش خدمات مشاوره ای ،‌ ارائه آموزش های دقیق جنسی به زوج ها و... و الّا گوشه ای نشستن و ابراز تأسف کردن ، دردی دوا نمی کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٦

سازمان ثبت احوال کشور چندی پیش در گزارشی اعلام کرد که در 9 ماهه ی نخست امسال، 108 هزار و 249 مورد طلاق در کشور به ثبت رسیده که در مقایسه با مدت مشابه پارسال، 9/3 درصد افزایش داشته است.

بر اساس این گزارش ،100 هزار و 586 مورد طلاق در شهرها و هفت هزار و 663 مورد نیز در روستاها به ثبت رسیده است در هر ماه بطور متوسط تعداد 12 هزار و 28 واقعه طلاق و یا به عبارتی در هر شبانه روز 392 مورد طلاق به ثبت رسیده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/۱٩
 تا یک دهه گذشته در فهرست دلایل اصلی طلاق زوجین گزینه مشکلات جنسی در روابط زوجین کمتر به چشم می‌خورد اما این روز‌ها با نگاهی به گزارش‌های وکلا و به ویژه مشاوران مستقر در دادگاه‌های خانواده می‌توان مشکلات جنسی در روابط زوج‌ها را به عنوان یکی از دلایل اصلی طلاق در سال‌های اخیر برشمرد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

 اگر به تازگی ازدواج کرده اید و هنوز در حال مرور کردن خاطرات سفر ماه عسل خود هستید تصور نکنید که طلاق برای شما واژه ای بی مفهوم و دور از انتظار است. این خطر از آن چه که تصور می کنید به شما نزدیک تر است.

برای محافظت از زندگیتان در برابر طلاق مطالعه نکات ذیل می تواند پرفایده باشد :


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۱٠

زوج جوان سه ساعت پس از ازدواج تصمیم گرفتند برای طلاق توافقی به دادگاه مراجعه کنند.

به گزارش مهر، تازه عروس در حالی که سعی می کرد غم بزرگی که بر روی چهره اش نشسته را مخفی کند، رو به رو قاضی دادگاه نشست و با اشاره به همسرش گفت: 6 ماه قبل با سعید در دانشگاه آشنا شدم. او پسر مودب و مهربانی بود. همیشه 5 دقیقه قبل از شروع کلاس ها به دانشگاه می آمد و بلافاصله پس از کلاس، از دانشگاه بیرون می رفت. یک روز وقتی به سمت خانه می رفتم او سد راهم شد و گفت، به من علاقه دارد و می خواهد همراه خانواده اش برای خواستگاری به خانه ما بیاید. یک هفته بعد آنها به خانه مان آمدند و ما با 114 سکه طلا به عنوان مهریه عقد کردیم. همیشه حس می کردم سعید غم بزرگی در سینه دارد و سعی می کند آن را از من مخفی کند. سعید در یک شرکت بزرگ استخدام شد و با کمک پدرش توانست ماه گذشته مراسم عروسی را برگزار کند.

زن جوان ادامه داد: وقتی به خانه آمدیم او از من خواست منطقی به حرفهایش گوش کنم. اول تصور کردم در مورد آینده قصد دارد حرف بزند اما او موضوعی را مطرح کرد که هیچ وقت انتظارش را نداشتم. سعید هیچ علاقه ای به من نداشت و برای ازدواج با دختر دایی اش مرا قربانی کرده بود. آن شب وقتی متوجه علاقه شدید سعید به دختر دایی اش شدم تصمیم به جدایی گرفتم. الان هم مهریه ام را می بخشم تا به صورت توافقی جدا شویم.

مرد جوان هم در دفاع از خود گفت: من عاشق دختر دایی خود بودم، اما او مطلقه بود و تنها راه من برای ازدواج با او شکست در یک زندگی مشترک بود. من هم برای این کار مجبور شدم ازدواج کنم.

قاضی شعبه 260 مجتمع قضایی شهید باهنر پس از شنیدن صحبت های این زوج جلسه دادگاه را تجدید کرد تا آنها درباره تصمیمشان بیشتر فکر کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢٦

یکی از نشانگرهای وضعیت موجود در هر حوزه ای آمارها هستند که اگر واقعی باشند یا حداقل به واقعیت نزدیک باشند، می تواند در برنامه ریزی موثر واقع شود.
 آمار ازدواج و طلاق اعلام شده توسط سازمان ثبت احوال کشور نشان می دهد که در سال ۹۱ در کل کشور به ازای هر ۵.۵ ازدواج یک طلاق ثبت شده است. این در حالی است که این آمار در تهران به ازای کمتر از هر ۳ (۲.۹)ازدواج یک طلاق ثبت شده است. آماری که نگرانی را دراین زمینه درمیان مسئولین و مردم افزایش می دهد بطوریکه حضرت آیت الله مکام شیرازی نیز در جلسه تفسیر قرآن کریم که در ایام ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود، به موضوع طلاق اشاره کرد و افزود متاسفانه امروز در جامعه ما شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۱

در سال گذشته در استان دو هزار و 800 طلاق رخ داده است واین درحالیکه میزان طلاق عاطفی دو برابر طلاق رسمی است.

سال گذشته 10 درصد طلاق در استان ثبت شده که آماری تکان دهنده بوده و بدتر از آن طلاق عاطفی است وفرزندانی که در چنین خانواده هایی متولد می شوند و کاراکتر صالح بودن این  بچه ها در خطر است.
 در برخی نقاط کشور از هر چهار ازدواج، یک طلاق رخ می دهد ونقش رسانه ها ووالدین در پیشگیری از این امر بسیار پررنگ است. همه طلاق ها دلایل اقتصادی ندارند واتفاقا در خانواده های برخوردار معظل طلاق بیشتر رخ می دهد واین نیز موضوع پیچیده ای شده است.
 بانوان نصف جمعیت کشور هستند و باید در تولید، علم، آموزش و تربیت نقش داشته باشند اما همه این موارد ذیل موضوع مادری شان است و اصولا آنچه زن را شایسته تکریم می کند نقش مادری است.
  در آموزه های دینی ما سلامت مادر مساله بسیار مهمی است وانتظار می رود زنان تحصیلکرده وشاغل ما دو یا سه فرزند داشته باشند. جمعیت مولد نیز در زمانی که باید مفید باشد تحت تاثیر مشکلات دوران سالمندی قرار می گرید ومتناسب با سالمند شده باید موالید نیز افزایش پیدا کند.
 ما هنوز در مرحله سالمند شدن نیستیم وهم اکنون جمعیت سالمند کشور پنج درصد است اما درسال دورهزار و20 تا 40 مرحله ای است که جمعیت سالمندی زیر پنج درصد می رسد و در سال 2050 نیز این جمعیت به 20 درصد می رسد واز نظر سلامت هزینه های زیادی بر جامعه تحمیل می کند. فاصله منطقی بین فرزندان، تشویق ازدواج وفاصله کم فرزند آوری وازدواج ازعوامل رشد جمعیت است که باید مورد توجه قرار گیرد.   

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٢

بزرگترین مانع حل اختلافات خانوادگی بیماری اخلاقی خودبینی و خودپسندی است. متاسفانه بسیاری افراد به این بیماری مهلک مبتلاهستند.کسانیکه به این بیماری مبتلا باشند چشم عقلشان کور است.
خوبیهای خودشان را می بینند و بزرگ میشمارند ولی بدیهایشان را اصلا نمی بینند.وقتی این بیماری با بیماری عیبجویی از دیگران ضمیمه شدغوغا میکند.
گاهی زن و شوهر هر دو مبتلا هستند گاهی یکی از آنها.اگرهر دو نفر مبتلا باشند شبانه روز دعوا و انتقاد دارند،هر کدام از آنها عیب دیگری را می بیند و بزرگ جلوه میدهد و انتقاد میکند ولی ساحت وجودخودش را از هر گونه عیب و نقصی منزه میداند.و اگر یکی از آنها مبتلاباشد فقط از دیگری انتقاد میکند ولی خودش را پاک و بی عیب میشمارد.
در صورتیکه زن و شوهر به این بیماری مبتلا باشند اصلاح آنها بسیاردشوار است.چون خودشان را بی عیب میدانند به پند و اندرز گوش نمیدهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤

متاسفانه بر اساس تازه ترین آمارهای سازمان ثبت اسناد در سال گذشته به ازای هر ۵ ازدواج یک واقعه تلخ طلاق در کشور به ثبت رسیده است. این آمار نشان می دهد بسیاری از زوج ها که بیشترین آن ها جوان هستند با پدیده شوم طلاق دست و پنجه نرم می کنند. پدیده ای که آسیب های روانی و اجتماعی بی شماری در پی دارد. از هجوم آسیب هایی چون افسردگی، استرس، بی اعتمادی و بدبینی گرفته تا بسترسازی برای بسیاری از بزهکاری های اجتماعی که در کمین افراد طلاق گرفته و حتی کودکان طلاق است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤

عصرایران ؛ جعفر محمدی - وزارت ورزش و جوانان ، تلاش می کند ، یک روز در تقویم را به عنوان روز بدون طلاق ثبت کند. بر اساس طرح این وزارت ، دفترخانه های ازدواج و طلاق ، در این روز ، هیچ طلاقی را ثبت نخواهند کرد. سابقه این طرح ، به سه سال قبل باز می گردد بعد از مدتی وقفه ، بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٠
رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با اعلام اینکه در سال گذشته 151 هزار و 763 مورد واقعه طلاق در کشور ثبت شد، گفت: متاسفانه از هر 5 ازدواج یک مورد به طلاق منتهی می شود. این در حالی است که براساس آمار سال گذشته حدود 7 درصد افزایش طلاق داشته ایم.

 احمد تویسرکانی صبح یکشنبه در نشست خبری با تشریح اقدامات و عملکرد سازمان ثبت اسناد کشور در سال 91، گفت: سال گذشته توانستیم 36 میلیون خدمت به مردم ارایه کنیم که اقدامات ما نشان می دهد از برنامه پنجم توسعه جلوتر هستیم.

وی به فعالیت آزمایشی 10 سامانه خدمت رسانی در ثبت اشاره کرد و گفت:  تمامی این سامانه ها در سال  گذشته فعال شده و از اتلاف وقت شهروندان و بوروکراسی اداری تا 50 درصد جلوگیری شده است.

10 سامانه ای که سال گذشته اجرایی شد:

1- سامانه مدیریت  املاک کشور

2- سامانه ارسال خلاصه معاملات کشوری

3- سامانه پذیرش صدور اسناد مالکیت (ویژه املاک فاقد سند)

4- سامانه ثبت الکترونیکی اسناد (سالی 50 میلیون اوراق بهادار دیگر چاپ نمی شود)

5- سامانه ادارات اجرای ثبت یا همان دادگستری کوچک

6- سامانه ثبت اختراعات آنلاین

7- سامانه ثبت شرکت ها

8- سامانه استعلام نام شرکت ها

9- سامانه بانک شناسه اشخاص حقوقی

10- سامانه الکترونیکی وقایع ازدواج و طلاق

11- سامانه جامع کاداستر

معاون قوه قضائیه در این نشست خبری به اعلام آمارهای جدید از خدمات ارایه شده به شهروندان در 190 هزار دفاتر ثبتی کشور بر اساس عناوین ذیل اعلام کرد:

- ارایه خدمات الکترونیکی: 7 میلیون و 950 هزار خدمت

- اسناد مالکیت صادر شده: دو میلیون و 200 هزار سند

- صدور سند کاداستر تا امروز: 4 میلیون سند

- سند صادر شده در دفترخانه ها: 21 میلیون و 442 هزار سند (سال گذشته 21 میلیون و 460 هزار بوده که کاهش 5  درصدی داشته است)

- ثبت ازدواج موقت و دایم:791 و 656 ازدواج

- ثبت طلاق: 151 هزار و 763 مورد (سال گذشته 139 هزار و 963 مورد بوده که افزایش 7 درصدی داشته است)

- ثبت اختراعات: 4 هزار و 661 مورد (سال گذشته 5 هزار و 82 مورد بوده که کاهش 8 درصدی داشته است)

- ثبت علایم تجاری: 11 هزار و 402 مورد

- ثبت طرحهای صنعتی: هزار و 553 طرح

- وصول مطالبات معوقه بانکها: دو هزار میلیارد تومان

احمد تویسرکانی در پاسخ به چند سوال مهر در مورد موضوع صدور اسناد خودرو و مستند سازی املاک و زمینهای دولتی گفت: تا کنون 900 هزار پرونده الکترونیکی تشکیل شده که تمامی آنها در حوزه اراضی ملی بوده است تا دیگر با پدیده زمین خواری مواجه نشویم. باید تمامی کوه ها، دریاچه ها و جنگل ها سند دار شوند. متاسفانه ما داریم کار خود را می کنیم ولی دولت برخلاف برنامه پنجم توسعه برای اجرای طرح کاداستر بودجه ای در سال 92 به این طرح اختصاص نداد که ما به مجلس گلایه کردیم و آنها دارند مطالعه می کنند و قول داده اند این بودجه اختصاص داده شود. همچنین در مورد کمیسیون مستند سازی املاک دولتی باید بگویم با سازمان اوقاف، سازمان جنگل ها، و سازمان محیط زیست تفاهم نامه منعقد کردیم و با وزارت نیرو هم مکاتبه داشتیم که اوقاف بسیار خوب عمل کردند.

خبرنگار مهر سئوال کرد دستگاههای دولتی می گویند سازمان ثبت اسناد آنها را معطل می کند برای همین زمینهای آنها سند ندارد که معاون قوه قضائیه پاسخ داد: این حرف درست نیست آنها نقشه ندارند می گویند ما نقشه بکشیم. من از همین جا اعلام می کنم هر دستگاه دولتی اگر نقشه محدوده پلاک هایش را بیاورد دو ماهه سندش را صادر می کنیم.

وی افزود: در سال گذشته 6 هزار و 870 سند دولتی، 38 هزار و 520 سند مسکن مهر ، 5 هزار و 732 سند اراضی ملی و مراتع، 5 هزار و 277 سند کشاورزی و 236 سند زمین موات صادر شده است.

تویسرکانی همچنین در مورد موضوع سند مالکیت خودرو که نیروی انتظامی می گوید سند سبز کافی است ولی سازمان ثبت می گوید سند مالکیت در دفترخانه باید تنظیم شود گفت: این موضوع را بارها گفته ام قانون می گوید باید اسناد خودرو در دفترخانه تنظیم شود. اگر دو طرف معامله خودرو دچار مشکل شوند سر و کارشان با دادگاه است ولی اگر سند در دفترخانه تنظیم شود خود دفترخانه و قوه قضائیه پیگیر می شود.

از رئیس سازمان ثبت اسناد سئوال شد قانون می گوید نماینده ثبت باید در مراکز تعویض پلاک حضور داشته باشد چرا انجام نمی شود، که پاسخ داد: مشکل ما هم همین است آنها اجازه بدهند ما از فردا صبح نماینده مستقر می کنیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦

 از سال 85 تا سال گذشته، 85 هزار و 200 واقعه طلاق بین افراد زیر 19 سال کشور صورت گرفته که از این تعداد 4000 واقعه مربوط به کودکان دختر زیر 14 سال است.

 از سال 85 تا 90، 616 هزار واقعه طلاق در کشور رخ داده است که 81 هزار و 500 واقعه از این تعداد مربوط به دختران زیر 19 سال و7700 واقعه مربوط به پسران زیر 19 سال است، بنابراین طبق این آمار 13 درصد طلاق‌های کشور طی آن سالها مربوط به دختران زیر 19 سال و 1.5 درصد مربوط به پسران زیر 19 سال است.

 

وی با اشاره به پیامدها و آثار منفی طلاق کودکان زیر 14 سال است، عنوان کرد: طی پنج سال عنوان شده در آمار 63 نفر از کودکان پسر زیر 15 سال و 4000 نفر از دختران زیر 14 سال طلاق گرفته‌اند که این آمار در بین کودکان دختر بسیار بالا بوده و به هیچ وجه آمار مناسبی نیست.

یک میلیون و 859 هزار واقعه ازدواج در میان افراد زیر 19 سال طی آن سالها صورت گرفته است که از این تعداد یک میلیون و 589 هزار کودک دختر و 270 هزار کودک پسر وجود بوده‌اند. 196 هزار واقعه ازدواج از این تعداد مربوط به کودکان دختر زیر 14 سال و پنج هزار و 200 واقعه مربوط به پسران زیر 15 سال ثبت شده است.

 وضعیت ازدواج در میان دختران زیر 14 سال بسیار نامناسب است

 این موضوع باید توسط نهادهای مدنی و حاکمیتی مورد توجه قرار گیرد و با ایجاد قانون به شکل جدی با آن برخورد شود. کودک، طبق ماده اول پیمان نامه جهانی حقوق کودک که در کشور ما نیز پذیرفته شده است به هر فرد زیر 18 سال اطلاق می‌شود.

 با توجه به اینکه آمار تفکیک شده به نسبت سن افراد در کشور وجود ندارد ، نمی‌توانیم آمارها را تا سن 18 سال محاسبه کنیم، بنابراین آمار لحاظ شده برای افراد زیر 19 سال در نظر گرفته شده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٤/۱۳



 از کنار خبر آمار طلاق نمی توان بی تفاوت گذشت به ویژه وقتی که بیشترین میزان طلاق ثبت شده برای مردان به گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال و ۲۰ تا ۲۴ سال برای زنان باز می گردد، در حالی که اغلب هنوز فرصت زندگی زیر یک سقف را تجربه نکرده اند باید شناسنامه شان ممهور به حکم طلاق شود.

این عبارات مکمل این اظهار نظر مدیر کل آمار سازمان ثبت احوال کشور است که معتقد است علیرغم اینکه با افزایش جمعیت گروه های در معرض ازدواج روبرو بوده ایم، اما روند ازدواج هم در کشور چشمگیر نبوده است.

بررسی پیرامون چرایی طلاق و تاثیر علل مطرح بر این آسیب اجتماعی موضوعی است که این گزارش بدان می پردازد.

طلاق در فرهنگ فارسی رها کردن، جدا شدن، از هم گسیختن یک خانواده و پایان دادن به زندگی مشترک زن و شوهر تعبیر می شود.

مفهومی که تا چند سال پیش شاید در فرهنگ ما ایرانیان به تابویی شباهت داشت که تلفظ آن هم رعب آور بود چه برسد به انجام آن.

خبر جدایی فلان زن و شوهر چنان رعشه بر اندام خانواده ها می انداخت که اعلام خبر آن هم دشوار و از ترس پخش شدن میان مردم از گوش خاله زنک ها دور و مخفی می ماند.

اما آیا امروز این مفهوم به سیاق خود باقی مانده است؟ یا طلاق امری عادی و مثل فرهنگ پذیری های امروزی مان که خیلی زود با بدی ها اخت می شویم دیگر حلال ترین منفور خداوند نیست؟!


در دادگاه های خانواده چه خبر است؟

آمار طلاق طی ماه های اخیر گویای چنین حکایتی است.

دختر و پسری که با وجود همه دردسرها و زحمات طاقت فرسایی که می باید برای تشکیل یک زندگی مشترک متحمل شوند تنها دلخوش به یکی شدن و با هم بودن به نداری هایشان قناعت می کنند تا با یک کف دست توکل به حق و یک مشت امید به آینده، راهی مسیر سرنوشت شوند.

اما گویا سرنوشت مسیر دیگری برایشان رقم زده و آن دوری و فراق از همه آرزوهایی است که روزی در لحظات دو نفره ترسیم می شد حال به جدایی می اندیشند و میان شعبات دادگاه خانواده در راهروها تصمیم خودسرانه شان را مصمم تر جستجو می کنند.

ابوالفضل و اکرم نمونه ای از صدها زوجی هستند که بعد از هشت ماه عقد رسمی بدون اینکه زندگی در خانه مشترکشان را تجربه کنند سروکارشان به دادگاه خانواده افتاده است.

«ابوالفضل» بی مهری و کم توجهی همسرش را بهانه درخواست طلاق عنوان می کند هرچند اکرم هم بی میل به جدا شدن نیست اما نمی تواند در مقابل خواسته قلبی اش هم بایستد و به یک عمر زندگی با فردی که هیچ علاقه ای به او ندارد، تن بدهد.

اکرم که فقط ۱۸ سال از عمرش می گذرد و گریه و ناراحتی اش از چنین سرنوشتی مجال صحبت کردن به او نمی دهد، اصرار خانواده به ازدواج با ابوالفضل و کودک فرض کردن او را علت به وجود آمدن چنین مشکلی می داند و حالا او مانده با مهر طلاق بر زندگی ای که هنوز فرصتی برای تجربه کردنش نداشته است.

ابوالفضل ۳۰ ساله پس از کمی صحبت کردن از ماجرای دیگری پرده برمی دارد و آن علاقه همسرش به خواستگار قبلی اش است که مدتی است با وی تماس تلفنی و ملاقات داشته تا اینکه همسرش از این موضوع مطلع شده و حال از مخفی کردن چنین موضوعی ناراحت و قصد جدایی دارد.


ساختمان پزشک قانونی و نزاع زوجین

فرشته هم که در پزشک قانونی منتظر معاینه پزشکی است از کبودی بدنش ناشی از کتک هایی می گوید که دو سال است تحمل می کند اما تاکنون دم نزده است.

وی نیز دخالت خانواده همسرش را علت دعوا و نزاع هایی می داند که اغلب روزهای سال با شوهرش دارد.

فرشته به گزارشگر کیهان می گوید: وابستگی همسرم شهرام به مادرش به جایی رسیده که تمام حقوقش را سر ماه به او تحویل می دهد و من باید برای مخارج خانه و تهیه مایحتاج زندگی از مادرشوهرم پول بگیرم. زندگی با خانواده شوهر و دخالت های نابجای آنها حتی در خصوصی ترین موارد هم آزار دهنده است اما همسرم مانند بچه ها به مادرش وابسته است و حاضر نیست حتی یک روز از او جدا شود.

سهیلا هم از شوهر معتادش می گوید که بارها ترک کرده اما باز هم اعتیاد نتوانسته او را پایبند زن و فرزندش کند.

همسر وی هم که کارمند یکی از ادارات دولتی بوده است بیکاری اش را علت فشارهای زندگی و معتاد شدن می داند به خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: اگر شغلم را از دست نمی دادم زندگی ام به این مرحله نمی رسید که با دو بچه ۴ و ۱۲ ساله از زنم جدا شوم اما چه کار کنم که شغل جدیدم هم نتوانست مرا از مواد مخدر جدا کند! من هنوز آنها را دوست دارم و حاضر به جدایی نیستم.

بی توجهی به هزینه های زندگی، اهمیت ندادن به فرزندان، بدخلقی و خشونت به خانواده تنها برخی از آسیب های اعتیاد است که زندگی های مشترک زیادی را به ورطه نابودی کشیده است. موضوعی که سهیلا زنی که قصد جدایی از همسر معتادش را دارد بیان می کند.

وی در همین رابطه می گوید: آزار دادن و کتک زدن بچه ها هنگامی که عصبانی می شود و تعادل روحی خود را ازدست می دهد هم غیرقابل تحمل است. پسر بزرگترم بار قبلی بدلیل امتناع از خریدن سیگار برای پدر معتادش حسابی کتک خورد و پایش آسیب دید. دیروز هم خودم برای اینکه خرجی می خواستم با شوهرم دعوایم شد که حسابی از او کتک خوردم و امروز برای معاینه کبودی زیر چشم و احتمالا پارگی مویرگ های چشم چپم مراجعه کرده ام و با تایید پزشک حتما طلاقم را خواهم گرفت.

وی می گوید: دیگر نمی توانیم پیش همسایه ها سربلند کنیم. اقوام و فامیل هم به خانه مان نمی آیند چون اعتیاد همسرم همه آنها را فراری داده است. از طرفی هم حس ترحم اقوام نسبت به من و فرزندانم آنقدر آزار دهنده است که تصمیم گرفتم بالاخره از همسرم جدا شوم. چون با جدایی از او حداقل می توانم فرزندانم را از بدآموزی های اعتیاد پدرشان دور نگه دارم.


حکم هایی که برای جدایی صادر می شوند

گذشته از شرح حال برخی از زوجینی که با دلایل هر چند منطقی ترجیح می دهند پیه مطلقه شدن را به تنشان بمالند، عده ای هم هستند که در ظاهر مشکلاتی دارند اما عمدتا قابل حل شدن است به همین دلیل زمان بررسی پرونده شان به ماه های آتی واگذار می شود تا شاید طرفین به زندگی گذشته خود برگردند و مجدد زندگی شان را از سر گیرند.

مریم یوسفی عضو هیات علمی و مدرس جامعه شناسی در دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: اغلب مواردی که خود مردم به آن حکم طلاق می دهند و برای جدایی به دادگاه می روند اگر درست و دقیق بررسی شود قابل حل شدن است. در حالی که برخی ندانم کاری ها و لجاجت و مشورت های نابجای برخی خانواده ها، زوج های جوان را محکوم به جدایی می کند.

وی در توضیح بیشتر به واکاوی پرونده های فوق می پردازد و می گوید: ابوالفضل بی مهری و کم توجهی همسرش را بهانه درخواست طلاق عنوان می کند در حالی که همسرش واقعا به شخص دیگری علاقه مند است. به حتم تحقیقات بیشتر توسط خانواده ها می تواند بروز چنین مشکلاتی را به صفر برساند اما ابوالفضل احتمالا تحقیقی نداشته تا از علاقه آن دو مطلع شود. همینطور اصرار خانواده اکرم به ازدواج با ابوالفضل بخش دیگر ماجرا است.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: با وجودی که آنها از علاقه اش به خواستگار قبلی او آگاهند اما همچنان او را کودکی می دانند که نمی تواند برای آینده اش تصمیم درستی بگیرد در حالی که همین کودک! می داند چطور عاشق شود و چگونه عشقش را به شخص قبلی حفظ کند و همچنان روی خواسته هایش تاکید کند.

وی در تحلیل پرونده فرشته که دو سال سخت ترین زندگی را نزد خانواده همسرش تحمل کرده است معتقد است: وابستگی شهرام به مادرش همانطور که فرشته مدعی است حتی یک روز هم بدون او نمی تواند زندگی کند، موضوعی نیست که فرشته پیش از ازدواج متوجه نشده باشد اما مورد سهل انگاری او قرار گرفته است. کمک گرفتن از بزرگان فامیل، بدست آوردن دل خانواده همسر و پرهیز از جدال یا خودداری از اقدام فوری برای جدایی محل زندگی همه مهارت هایی است که این خانم می تواند انجام دهد و به مرور شاهد بهبود وضعیت خواهد بود.

رجوع به مشاوران زبده و رعایت دقیق همه توصیه های آنها که تماما مهارت های ارتباطی و کلامی و روش هایی برای بهبود وضعیت زندگی است روش مناسبی که در دادگاه خانواده نیز مکرر تاکید می شود.

مساله دیگری که جوانها و زوج های جوان باید بدانند و عمل کنند، احترام به بزرگترهای خانواده و استفاده از تجربیات آنان است. اشتباه زوج های جوان در روزگار ما این است که با رفتارهای عجولانه و قضاوت های احساسی بزرگترهای خود را زیر سوال برده و دلسوزی های بجای آنان را لوث می کنند.


علل طلاق و افزایش آمارها

اعتیاد، بی کاری، ناتوانی جنسی، درآمد پایین و عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر علت اصلی درخواست های طلاق در دادگاه های خانواده است که متاسفانه پس از دو تا چهار سال زندگی مشترک میان زوجین و بیشتر توسط زوجه اقدام می شود.

البته بنابر اظهارات سید مطهر علوی وکیل پایه یک دادگستری در استان گیلان شفاف نبودن آمار پرونده های خانوادگی اعم از طلاق، مهریه و نفقه از مهمترین چالش های اجتماعی و حقوقی است که دستگاه های فرهنگی و رسانه ها و خانواده با در دست داشتن آمار دقیق و صحیح بهتر می توانند برای پیشگیری از ازدواج های ناموفق برنامه ریزی و اقدام کنند.

دکتر حسین باهر استاد دانشگاه معتقد است: نه فقط در سنین پایین و ابتدایی زندگی مشترک بلکه نرخ طلاق در سنین بالا هم وجود دارد.

وی در این زمینه به گزارشگر کیهان می گوید: برخی از زوجین پس از چندین سال زندگی مشترک تقاضای طلاق می کنند و مشاوره های صورت گرفته نشان می دهد دو گروه طلاق ها در کشور وجود دارد؛ طلاق در سنین بالا و دیگری طلاق قدرت.

دکتر باهر در توضیح این سخنانش اضافه می کند: تعدادی بسیار اندک از زوجین هستند که بعد از گذشت چندین سال از زندگی مشترک به دلیل برخی مشکلات اقتصادی، دیدن فیلم های خارجی ، وسوسه های محیطی و غیره تحمل یکدیگر را نداشته و درخواست طلاق می کنند.

وی توصیه می کند: تاسیس شورای عالی بررسی مفاسد اجتماعی به منظور بررسی علل مفاسد برای برخورد و حتی جلوگیری از بروز خواسته های غیراخلاقی در زوجین می تواند حد و مرز عفاف را مشخص و از افزایش چنین طلاق هایی بکاهد.

این جامعه شناس همچنین ادامه می دهد: در گروه قدرت بیشتر زنان جوان متقاضی طلاق هستند اما در جداییهای سنین بالا مردان تقاضای طلاق می کنند. طلاق قدرت مربوط به جدایی زوجینی است که چند سال با یکدیگر دوست بوده و زندگی آنها تنها پس از چند ماه به شکست منجر شده است البته این نوع آشنایی ها اغلب از خیابان ها آغاز می شود که با درگیری عواطف جوانان ازدواج می کنند اما بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه می رسند که قادر به ادامه زندگی مشترک نیستند.

البته دلایل دیگری اعم از اعتیاد، بالارفتن سطح توقعات و کم رنگ شدن ایمان نیز وجود دارد که منجر به طلاق می شود.

چگونه عواطف را کنترل کنیم؟

چطور ابراز علاقه کنیم؟

چگونه با یک فرد دیگر و با نظرات متفاوت او زیر یک سقف زندکی کنیم؟

چرا باید انسان ها را به همان شکل که هستند بپذیریم؟

چگونه خود را به جای دیگران بگذاریم و با جابجایی ایجاد شده تحلیل بهتری از رفتار دیگران داشته باشیم؟

چرا باید اشتباهات شخصی مان را بپذیریم و جرات عذرخواهی داشته باشیم و تا چه میزان با این موضوع آشنا هستیم و درصدد اجرایش برآمده ایم؟

پاسخ به این سوالات توانایی خاصی با عنوان مهارت های زندگی است که ناآگاهی از آن اعتیاد، تنهایی و طلاق و دیگر آسیب های اجتماعی را رقم خواهد زد.

از نظر جامعه شناسان، طلاق جزء آسیب های اجتماعی تلقی می شود اما آنها همیشه طلاق را محصول جامعه نمی دانند بلکه عوامل دیگری را در این زمینه موثر می دانند که از آن جمله

می توان به روحیه و توانایی خود اشخاص در رفع مشکلات اشاره کرد.

وقتی رابطه زوجین امکان استمرار ندارد و آرامش، محبت و احترام جای خود را به نزاع، خصومت و برخوردهای نامناسب می دهد، در نتیجه جو متشنجی در خانواده حاکم می شود که زمینه رشد افراد خانواده را سلب می کند و در این بزنگاه طلاق به عنوان آخرین راه حل پیشنهادی مطرح می شود.


اعتیاد محصول بی اطلاعی از مهارت ها

با پرداختن به علل معنوی و خلاء های دینی همچنین ضرورت آموزش مهارت های زندگی بهتر است یکی از حلقه های مفقوده اصلی خوشبختی و سعادت در زندگی را بررسی کرد.

می گوید وقتی بیکارم و شغلی پیدا نمی کنم باید چه کار می کردم؟ خب اعتیاد بهترین! وسیله ای بود که بتوانم در مقابل داد و فریاد همسر از نداشتن خرجی خانه رها شوم.

این اظهارات جوان ۳۰ ساله ای است که به تازگی از همسرش جدا شده و اعتیاد را نه تنها عامل طلاق بلکه مسبب دیگر مشکلات از جمله بیماری و مصائب دیگری عنوان می کند.

به اعتقاد دکتر غلامرضا علیزاده جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه در گفت و گو با گزارشگر کیهان در صورتی که جوانان با مهارت های زندگی آشنا باشند کمتر به این دام خواهند افتاد.

وی می گوید: وقتی می آموزیم چگونه عواطف را کنترل کنیم و چطوردر مقابل شرایط دشوار زندگی بایستیم و راه حل منطقی و عقلایی پیدا کنیم هرگز با بوجود آوردن یک مشکل بزرگتر سعی نمی کنیم صورت مساله قبلی را پاک کنیم.

قبول اشتباهات و جرات عذرخواهی و تعهد به عدم تکرار آن مرحله دیگر است. اگر جوانان را به این رفتارها عادت دهیم مشکلی ایجاد نمی شود.

همانطور که دکتر حسین باهر جامعه شناس هم اظهار می دارد: اعتیاد با وارد شدن به زندگی، به دو دلیل خانواده را از هم می پاشد: اول پرستیژ خانواده را از هم می پاشد چون همسر و اعضای دیگر خانواده حاضر به پذیرش آن نیستند و از طرف اقوام و فامیل مورد سرزنش قرار می گیرند.

دلیل دیگر بالا رفتن مخارج و هزینه ها است که حتی در خانواده های متمول هم رفته رفته توان مالی کاهش یافته و فقر می تواند مفاسد اجتماعی پدید آورد.


همسرانی که همفکر نیستند

وقتی علی، کارمند یکی از ادارات خصوصی همه هم و غم خود را یافتن همسری پول دار عنوان می کند تنها به این بهانه که بتواند در گرفتاری های مالی زندگی کمک خرجش باشد و یا سمیه با مدرک تحصیلی پایین خود در انتظار شاهزاده ای با مدرک تحصیلی عالیه است و همه معیارهایش را در انتخاب چنین زوجی خلاصه می کند بدون توجه به اخلاق و دیگر معیارها، نیاز به فرهنگ سازی دوچندان می شود تا عواقب چنین معیارهایی به جوانان شناسانده شود.

هرچند جوانان زیادی هم هستند که صرفا مهریه های بالا، ظاهر مناسب، میزان درآمد و توقعات زیاد از طرفین برای تشکیل مراسم عروسی و جهیزیه و در کل خواسته های مادی را به کناری گذاشته و تنها توقع خود را از شخص مقابل و خانواده او در اخلاقیات، وفاداری، معنویت و توجه به ارزش های معنوی در کنار حداقل توانایی مادی برای تشکیل یک زندگی مناسب خلاصه می کنند.

اما یکی از بزرگترین عللی که می تواند زمینه ساز بروز اختلافات میان زوجین شود و در نهایت منجر به طلاق گردد عدم همکاری زن و مرد و عدم همفکری آن ها در جنبه های مادی و معنوی است که البته این را هم می توان نشانه ای از بی اطلاعی نسبت به مهارت ها دانست.

در واقع مساعدت فکری نیاز ضروری در این فرض تلقی می شود و بی تردید زندگی اجتماعی برای سلامت، دوام و آرامش به روابط خاصی نیاز دارد که بی توجهی به آن سستی و متلاشی شدن را در پی خواهد داشت.

ایثار، صبر، تحمل، رعایت حقوق افراد و احترام همه مولفه های اصول اخلاقی هستند و جامعه ای که اخلاقی تر باشد با هنجار و آسیب های اجتماعی برخورد مناسب تر و خانواده های مستحکم تری خواهد داشت.

به همین دلیل است که دکتر محمد مهدی گلمکانی مدیر کل دفتر سلامت شهرداری تهران جامعه ای را پیشرفته می داند که آگاه تر و اخلاقی تر باشد.

به تاکید وی زمانی که بسیاری از اصول اخلاقی مانند صداقت در جامعه نهادینه شود اگر فردی به خواستگاری می رود صادقانه برخورد خواهد کرد.

به طور حتم و به اعتقاد وی، یکی از دلایلی که بحث طلاق را جدی تر می کند همین بی توجهی به ارزش های اجتماعی و معنوی و گرایش به سمت مدرنیته و تمایل برخی به مادیات، مصلحت گرایی فردی، سودجویی و ابزار گرایی و در یک جمله فراموشی اعتقادات معنوی است.

منزوی شدن ارزش های دینی حین انتخاب زوج در برخی جوانان عامل مهمی در متلاشی شدن آن خانواده است.


مهارت های زندگی یک خلأ جدی

در صورت وجود فضای اخلاقی در خانواده تعامل مثبت میان زوج ها ارتقا پیدا می کند و بسیاری از مشکلات نیز حل خواهد شد .

در کلان شهرهای ایران مانند تهران با توجه به تحریک پذیری جوانان از محیط پیرامون، نیاز به آموزش مهارت های زندگی شدیدا احساس می شود .

ضریب نفوذ شبکه های ماهواره ای در بین خانواده ها، افزایش نفوذ اینترنت، فضای

اس ام اس و تلفن همراه این ضرورت را ایجاب می کند تا اطلاعات صحیح در مورد شناخت جنس مخالف از طریق مربیان مجرب و از مجاری صحیح داده شود.


دکتر غلامرضا علیزاده یکی از مهمترین

راه های جلوگیری از طلاق را آموختن مهارت های زندگی به جوانان به ویژه افرادی که در سنین ازدواج قرار دارند، عنوان می کند.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: در ایران همه تلاش مسئولان برای تربیت نسلی اندیشمند و متخصص است اما بیش از پیش باید از ضروری ترین آموزش ها یعنی آشنایی با اولین مهارت های زندگی آگاه شوند. تعدادی از جوانان هنوز حدود توقع از زوج خود را نمی دانند و تصور می کنند می توانند از طریق ازدواج به رویاهایی که دارند جامه عمل بپوشانند اما این چشم انداز غیر واقع بینانه بعد از ازدواج به روی جوانان گشوده می شود و پس از مدتی درک می کنند با ازدواج مشکل حل نمی شود چون نه تنها رویاها تحقق نیافته بلکه هزاران مشکل دیگر به روی آنها نمود پیدا می کند.

دکتر علیزاده ضمن توضیح این موضوع که جوانان چون مهارت های زندگی را نیاموخته اند، روحیه شکست رویاها در آنها ایجاد نشده است، می گوید: برخی آمادگی برخورد با مشکلات را نیز ندارند پس راه های برون رفت از مشکلات را در طلاق جستجو می کنند. پس زیر ساخت های طلاق در کلان شهرها عمدتا اقتصادی نیست بلکه مهارت های اجتماعی و زندگی هنوز به عده ای از جوانان در سن ازدواج آموخته نشده است. مانند کسی که شنا بلد نیست و او را به استخر بیاندازیم مدتی دست و پا می زند و چون شنا نمی داند مجبوریم برای نجات، او را بیرون بکشیم .


مهارت هایی که باید آموزش داد

به نظر می رسد در جامعه عوامل جامعه پذیر، آژانس های تربیتی اجتماعی اعم از مدرسه و دانشگاه تا چندی پیش افراد را برای ایفای نقش های همسری تربیت نمی کردند اما چندی است این مراکز به همراه خانواده عهده دار آموزش مهارت های زندگی به جوانان و زوج هایی شده اند که تشنه مهارت آموزی اخلاقی و رفتاری در رفع مشکلات زندگی مشترک هستند اما میزان کارایی این اقدامات از آنجا که در آغاز راه است مورد انتقاد قرار دارد.

محسن زنگنه مدیر سازمان ملی جوانان استان تهران آموزش مهارت های زندگی برای جلوگیری از طلاق را مغفول می داند و در این خصوص تصریح می کند: با توجه به افزایش سیستم های ارتباطی، فضاهای اجتماعی، سطح آگاهی های نوجوانان و جوانان همچنین پایین آمدن سن بلوغ در نوجوانان باید مباحثی پیرامون ازدواج، انتخاب همسر و قبل از آن مسایلی در رابطه با دوستی های دختر و پسر به نوجوانان ارایه شود.

آشنا کردن نوجوانان با مباحث و مشاوره های مربوط به انتخاب همسر و ازدواج همواره از سوی برخی جامعه شناسان مورد بحث بوده است.

دکتر مجید ابهری متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی آغاز آموزش این مهارت ها را برای تاثیر بهتر بر استحکام خانواده ها از دوره دبیرستان می داند که در وهله نخست باید نسبت به انتخاب صحیح شریک زندگی جوانان را آگاه کرد سپس دختران و پسران را از زیان های دوستی خیابانی، اینترنتی و غیره آشنا ساخت.

اما زنگنه برخی آموزش ها را مناسب دوران دبیرستان نمی داند و معتقد است: اگر بعضی آموزش ها زودتر از موعد مقرر ارایه شود باعث بروز آسیب هایی می شود. به عنوان مثال ملاک های همسر مناسب با آداب خواستگاری مباحثی است که باید در همان سنینی که فرد تصمیم به تشکیل خانواده دارد آموزش داده شود، چرا که با گذر زمان و تغییر شرایط فایده و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد.

در بندهایی از قانون تسهیل ازدواج که در گذشته به تصویب رسیده است، قانونگذار پیرامون مباحث آموزش مهارت های زندگی برای سازمان هایی مانند آموزش و پرورش و وزارت علوم وظایفی تعیین کرده است که انتظار می رود مباحث ارایه شده در سیستم آموزشی کشور مهارت افزا باشد و اگر ما نتوانیم مهارت های درست زندگی که ازدواج یکی از آنها است را به فرد آموزش دهیم با مشکل روبه رو خواهیم شد.

اما حامد نظرنیا مدیر سازمان ملی جوانان استان لرستان اجرای این برنامه ها را از سوی سازمان ملی جوانان مورد تاکید قرار می دهد که در دو محور اشتغال و ازدواج مهارت آموزی می شود.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: ایجاد کارگاه های آموزشی با حضور اساتید برجسته، مهارت آموزی ارتباط، تشویق به آغاز زندگی مشترک ساده و تعیین مهریه های کم همچنین آموزش مهارت های زندگی برای انتخاب و زندگی مشترک از جمله اقداماتی است که از سوی سازمان انجام شده و آمار زیادی از طلاق را در استان کاهش داده است. امیدوارم این اقدام بتواند در تمامی استان ها انجام شود و مسبب رفع مشکل ازدواج و باعث استحکام پیوند زندگی های مشترک شود.

پریسا جلالی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۸/۱۳

دوست دارم قبل از پرداختن به بحث پیرامون فیلم خوش ساخت و کارگردانی شده"سعادت آباد" اشاره کنم به الگوی درخشان سینمای ایران برای سینماگران نسل جوان و شاهکار ماندگار "درباره الی" ؛ فیلمی که با ظهورش ، جریان سینمای ایران در دهه ۸۰ را دستخوش تغییر و تحول عریان کرد و به فیلمسازان جوان، جسارت و ریزبینی و به مخاطبان ، تیزهوشی و عمیق نگاه کردن آموخت و یادآور شد که برای ساختن فیلمی درخور، منسجم و درگیرانه خیلی هم نیاز به مصالح و ابزارهای آنچنانی نیست و فقط کافیست که فیلمساز بدون حاشیه، بدون غرض و خالصانه به کارش دل بندد و اجازه ندهد ذره ای بدبینی، کج بینی و اغراق به فیلمش راه پیدا کند.

اینک "درباره الی" حکم تک خالی را دارد که همه سینماگران خصوصا فیلمسازان نسل جوان آشکارا و پنهان ، تمایل دارند این تک خال را به نوعی در بازی سینمایی شان بگنجانند و مسیر مواج و پرتلاطم این اثر بی بدیل را ادامه دهند و الی های بیشتری را به مخاطبان حرفه ای هنر هفتم معرفی کنند.یکی از این کارگردانان تیزهوش و بیدار بی شک مازیار میری است که در پنجمین اثر خود پس از فیلمهای قطعه ناتمام، به آهستگی، پاداش سکوت و کتاب قانون جاودانه ی"درباره الی" را الگوی خود قرار داده و تحت تاثیر آن، اثری خلق کرده که گرچه به لحاظ زمانی و مکانی محدود و مقید است ولیکن شخصیت هایی دارد که هرکدام شناسنامه دارند و پر از رمز و راز هستند و مخاطب باشعور سینما باید به کشف این کاراکترها و روابط حاکم بین آنها بپردازد چرا که مازیار میری همچون اصغرفرهادی روی جزئیات بی شماری زوم کرده که در خدمت فیلمنامه و قصه هستند و هرکدام حکم نشانه ای را پیدا می کنند که اگر مخاطب بخواهد لحظه ای از پرده عریض سینما چشم بردارد مسلما نکات فراوانی را از دست می دهد و شخصیت ها و روابط آنها پیچیده تر از قبل خواهد شد.

نمی دانم مازیار میری موقع ساخت فیلم"سعادت آباد" با نام قبلی راویولی، چقدر نگاهش به"درباره الی" بوده ولی هرچه که هست وجوه مشترک این دو فیلم به وی ژه در فرم و ساختار به وضوح نمایان است و این هیچ اشکالی ندارد زیرا تاثیرگرفتن از فیلمی تفکربرانگیز و کارگردانی خوش فکر برای هر فیلمسازی مایه افتخار و مباهات است.
  

"سعادت آباد" دنیایی پر تلاطم از روابط زناشویی را در منظر دید مخاطبان خود قرار می دهد؛ فیلم روی سه زوج از طبقه متوسط جامعه متمرکز است و سعی می کند عواقب پنهان کاری همسران از یکدیگر را گوشزد کند. واقعا مگر می شود زن و شوهری که سر روی یک بالین می گذارند و محرم یکدیگرند، از هم مخفی کاری کنند. اگر مخفی کاری هم باشد به نامحرم بودن آنها نسبت به یکدیگر بر می گردد.

فیلم می کوشد موقعیت زمانی و مکانی خویش را محدود کند تا بتواند به اندازه کافی ولازم، روی شخصیت هایش مانور دهد و احساس همذات پنداری مخاطب را برانگیزد. یکی از امتیاز های مهم فیلم اتفاقا همین بسته بودن و محبوس بودن لوکیشن فیلمبرداری ست که دست مازیار میری جزئی نگر را باز گذاشته تا به خوبی به کمک فیلمبردار موفق خود، محمد آلادپوش فضایی را خلق کند که جزئیات در صفحه تصویر و قاب فیلم و بعضا در پس زمینه کار بیداد کند خصوصا اینکه باز هم نقش فیلمنامه نویس مستقل و زوج شدنش با کارگردان اینجا کارایی خودش را نشان می دهد. امیر عربی که پیش از این سریال پرطرفدار گاوصندوق را برای میری نوشته بود، در"سعادت آباد" هم زوج موفقی را با وی شکل داده و تم معمایی آن سریال متفاوت را منتهی در بستر روابط خانوادگی و بعضا زخم خورده به این فیلم هم منتقل کرده و از هیچ نکته ای به سادگی نگذشته است. سه زوج فیلم آنقدر عمیق و باورپذیر به تصویر کشیده می شوند که مخاطب به خوبی به آنها نزدیک می شود و خودش را در میان این قشر می بیند و این یعنی مماس بودن سینما بر خانواده های ایرانی چه سنتی و چه مدرن.

یاسی و محسن و دختر ۸ ساله شان که کارگردان به قصد، کودک را از مهمانی دست جمعی دوستان حذف می کند، دکتر علی و لاله که تازه زندگی شان پا گرفته و گویا روزهای آفتابی عمرشان را سپری می کنند و بهرام و تهمینه که روابطشان تیره و تار گردیده. این شش کاراکتر فیلم آنقدر ارتباطاتشان تودرتو و پیچیده می شود که بفهمیم دردشان چیست ولی خب بسیاری از این کنش ها و واکنش ها هم پنهان و پشت درب های بسته رخ می دهد که نیاز به کشف و تحلیل دارد و تنها مخاطب بیدار سینماست که به این نکات پی می برد.

سکانس افتتاحیه فیلم از آینه داخل اتومبیل شروع می شود که در آن یاسی (لیلا حاتمی) دیده می شود که در حال جویدن لبانش است و تردید و نگرانی در رفتار او موج می زند؛ در واقع فیلم با آینه آغاز می گردد تا به این نکته برسیم که"سعادت آباد" انعکاسی رئال از خانواده های ایرانی است زیرا آینه عین حقیقت را نشان می دهد و لذا وقتی یاسی به خانه می رسد و وارد اتاقش می شود، با آینه ای ترک خورده روبرو می شویم که لابلای همین ترک هاست که مشاهده می کنیم وی در حال ماتیک زدن و آرایش است و به قول معروف با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارد و معادل همین سکانس را در لحظات پایانی فیلم در اتاق خانه لاله (مهناز افشار) می بینیم که لاله، صورت سیلی خورده خود را در آینه اتاقش نظاره می کند و همزمان با نوازش آن و تاریک کردن اتاق، تردیدش بروز می کند. این نکته را بیان کردم که متوجه تکرار و تاکیدهای کارگردان شویم و همان مبحث نشانه شناسی که اگر فیلمسازی روی عنصری حداقل دوبار اصرار ورزد قطعا قصد و غرضی پشتش هست و به هیچ وجه تصادفی و باری به هر جهت نخواهد بود. البته این ترک خوردن آینه، بریده شدن انگشت دست یاسی با چاقو و پاشش خون حین آشپزی و غذای چینی درست کردن، شکسته شدن لیوان سر سفره شام و....همه و همه بیانگر آغاز تنش و درگیری پس از آرامش است و این تناقض آشکاری ست؛ فیلمساز در امن ترین مکان هر انسانی (خانه) آنقدر تنش و التهاب می آفریند که خانه را به جهنم دره ای بدل می کند که همچون حصار و زندان ، آدم ها را در خود حبس کرده و درونیات و منیّات آنها را برملا می کند. نه تنها شخصیت های قصه بلکه همچنین مخاطبین هم از این همه پنهان کاری و مخفی کاری و بعضا بی اخلاقی ها غافلگیر می شوند و به خود می آیند.تنش اصلی از رابطه دکتر علی(امیرآقایی) و همسرش ، لاله آغاز می شود. لاله قصد دارد برای کارش به سفر آلمان برود ولی شوهرش با این امر به شدت مخالف است منتهی ورای این موضوع ، واقعیت تلخی نهفته که لاله از همسرش پنهان کرده و این بر شدت درگیری ها و کدورت های بعدی می افزاید.

دوست ندارم خیلی قصه فیلم را لو دهم چرا که اکران آن در سینماهای کشور تازه شروع شده و مطمئنم خیلی از مشتاقان سینما هنوز ندیده اند و خصوصا اینکه داستان فیلم پر از معما و سوال است و به این راحتی ها پاسخ اش یافت نمی شود. کاراکتر علی یادآور شخصیت محمدرضا فروتن در فیلم موفق قرمز است؛ شخصیتی مبتلا به بیماری روانی پارانویا که از شدت علاقه به همسرش، وی را اسیر خود کرده و مرتب به او بدگمان است ولیکن یک تفاوت عمده با نمونه مشابه اش در قرمز دارد و آن اینکه وی ابدا مجنون تمام عیار نیست و برخی اوقات حتی حق با اوست کما اینکه آن همخوانی زنانه بدون هیچ اعتراضی جلوی چشمان او صورت می گیرد به عبارتی کارگردان با ظرافت ، جنون و تعصب این مرد را کنترل کرده و تا آنجا که امکان داشته خشم او را مهار کرده است. بازی امیرآقایی لذت بخش و درگیرانه است و به دل می نشیند؛ وی به خوبی ابعاد شخصیتی مردی عاشق ، دلسوز و بدگمان را در بازی اش به تصویر می کشد و آن سکوت معنی دارش در جمع و زیرزبان حرف زدنش به ثمر نشسته.

بد نیست به بازی حامد بهداد هم اشاره کنم که متفاوت از قبل، بازی کاملا سرخوشانه ای را با لحنی کمیک ارائه داده و انگار سالها مردی بازاری و اهل تجارت بوده است؛ محسن غرق در کار تجاری و خرید و فروش اجناس شده و اصلا همسرش را نمی بیند، این همه صلیغه و ذوق همسرش را درک نمی کند و آنقدر کور است که درد و بیماری همسرش، یاسی به چشمانش نمی آید و تازه آخرشب یاد او می افتد.این درد بزرگی ست که مازیار میری خیلی عمیق و جسورانه به تصویر کشیده ؛ اینکه همسران باید به هم توجه کنند، ازهم تعریف کنند و دل یکدیگر را بدست آورند و به نسبت به هم محبت و عشق ورزند: نه محبت بیش از حد و اسیر کننده ی علی قابل قبول و زیباست و نه بی خیالی و کودنی محسن قابل توجیه است. این تقابل بین دو مرد فیلم دیدنی از کار درآمده؛ تقابل افراط و تفریط در ابراز کردن احساسات، تقابل شور و شرّ، تقابل محبت و بی عاطفگی. یاسی با علی و شفاف تر نسبت به بهرام (حسین یاری) گرم و پرحرارت است و با آنها احساس نزدیکی و همدردی می کند. در عوض با نزدیکترین کس خود اینگونه نیست و بین آنها فرسنگ ها فاصله و منفذ وجود دارد؛ به همین دلیل تصمیم دارد با برگزاری مراسم تولد شوهرش و حتی بیرون فرستادن دخترش همراه پرستار(میناساداتی)، جوّی بزرگ سالانه بیافریند تا بتواند با بروز افکار و احساساتش در تقابل و رودررویی با اطرافیان، به درک صحیح و بینشی منطقی نسبت به همسرش برسد و جهان بینی اش را وسعت بخشد غافل از اینکه همسرش بیش از پیش به رفتاری دوگانه مبتلاست.

مخاطب در این خانه تنها دو بار حلقه زدن جمع را می بیند که هردو بار به بهانه ای اتصال این جمع گسسته می شود و هریک از افراد خانه به گوشه ای رانده می شوند: یکبار سر میز شام و نوبت بعد موقع کیک خوردن و شمع فوت کردن محسن ۳۷ ساله که واضح است هنوز پخته نشده و تا چهل سالگی فاصله دارد. این عامل اغتشاش، از نشناختن یکدیگر نشات می گیرد، از بیماری افکار می آید.

اغلب شخصیت های قصه به نوعی به بیماری مبتلا هستند که این بیماری ها عمیقا درونی و روحی ست که حالا به صورت ظاهر و در قالب قرص و دوا نمایان شده است. از طرفی تهمینه(هنگامه قاضیانی) که مرتبا به خاطر سرماخوردگی عطسه می کند و به همسرش گوشه و کنایه می زند شاید منفورترین شخصیت قصه باشد که خصوصا حسادت های زنانه ی او توی چشم است. رابطه مخدوش و رو به پایان او با همسرش ، بهرام باعث شده که بهرام هرگز آرامش خاطر نداشته باشد و با نگاههای ملتمسانه و دردمندانه به یاسی و شاید معشوقه سابقش خود را تسکین بخشد. گریم پخته و سنگین چهره حسین یاری، از وی مردی جاافتاده ساخته که زیر فشار زندگی به شدت شکسته شده و حسرتی عمیق و بی انتها درونش جا خوش کرده است. وی سعی می کند با حفظ ظاهر و تیپ زدن و پناه بردن به دود و الکل، از خود ظاهری خیره کننده و جذاب بیافریند تا مبادا شکست و آسیبش عریان شود غافل ازاینکه ؛

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.

واقعا نمی دانم نقش اصلی این فیلم کیست چرا که اثری اصیل و اورجینال نیازی به نقش اول ندارد و همه در یک سطح هستند. درست است که بازی حامد بهداد به خاطر شیطنت های بیشمارش در نقش محسن خیلی عیان است و با هر کنش خود در لحظات حضورش در فیلم، تشویق مخاطبان را بر می انگیزد و گویا در کاراکتر محسن فرو رفته است ولی حتی لیلا حاتمی هم که خیلی ظاهری آرام و متین دارد در عین حال زیرپوستی و موشکافانه تصویرگر زنی ست که از درون ویران شده و نای گلایه کردن و سرکوفت زدن ندارد. صاحب خانه و محور اتفاقات اوست؛ به عبارتی گویا سپیده "درباره الی" باز تولید شده که با تمام وجود دنبال" الی سعادت آباد" و در معنایی درونی تر آرامش از دست رفته می گردد. دعوت کننده از جمع اوست و لذا نمی خواهد در خانه اش داد و بیداد راه بیفتد و سعی در حفظ حرمت محل زندگی اش دارد.این حفظ حرمت قویا در بازی بانوی سینمای ایران مستتر است که در کنار چهره معصوم و ماندگار و بازی روان او مراعات نظیر بی نظیری خلق کرده که این به دیدگاه تیزبین خالق اثر بر می گردد. اتفاقا هر دو سکانس افتتاحیه و اختتامیه فیلم با حضور خانم حاتمی همراه است و این بر حضور مهم و کلیدی و نه صرفا نقش اصلی بودن او بر می گردد. یاسی، دخترش را از خانه بیرون می کند تا مبادا شرمنده او شود، مبادا بی اخلاقی ها و بی عفتی ها را ببیند، مبادا تاثیر منفی بگیرد. چون کودک، روح لطیفی دارد و زود پژمرده می شود.این دختر به مادرش رفته و باید از این لطافت مراقبت کرد؛ مراقبتی که محسن نسبت به همسرش ندارد و لذا این زن حق دارد اجازه نزدیکی به شوهرش ندهد. زن، حیوان نیست که فقط از روی غریزه و هوس نزدیکش شد و به قول معروف همین که خرمان از پل گذشت ، وی را زیر پا له کنیم . این نگاه میری ستودنی ست که از خانواده مدرن ایرانی به نمایش می گذارد.

خیلی دوست دارم بازهم نقدم را ادامه دهم ولی همین جا توقف می کنم و صبر می نمایم تا مخاطبان بیشتری به سمت این فیلم روند و برای لحظاتی هم که شده روابط زناشویی خود و اطرافیانشان را روی پرده نقره ای سینما ببنند و متاثر و متنبه شوند . فقط در پایان ذکر این نکته ضروری است که فیلم "سعادت آباد" با به چالش کشیدن روابط زناشویی در وهله نخست و تاکید بر طلاق پنهان در مرحله بعد به دنبال این مضمون میگردد که زیر یک سقف رفتن، دلیلی بر محرم بودن و محرم شدن نیست و محرمیت به همدل بودن است.

محرم راز دل شیدای خود**** کس نمی بینم ز خاص و عام را

منبع: وب لاگ "سی نما"

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱۳

اگر در گرفتن یک تصمیم قطعی برای ترک زندگی یا ادامه آن مانده اید می توانید از این راهنمایی های کلی و پیشنهادی استفاده کنید. به این ۱۲ مسئله و نکته در زندگی زناشویی تان توجه کنید. اگر آنها را در زندگی تان لحاظ کردید و به نتیجه رسیدید می توانید راحت تر برای ماندن یا ترک رابطه تصمیم بگیرید:
۱ ـ زود جدا نشوید :

شما برای ازدواج وقت، انرژی، پول، امیدها و رویاهایتان را هزینه کردید. فقط کسانی از جدایی شان رضایت دارند و احساس گناه و خطا نمی کنند که مطمئن باشند تمام تلاششان را برای بهتر کردن این رابطه کرده اند اما چیزی تغییر نکرد. پیش از تصمیم گیری سعی کنید همه انرژی تان را برای بهبود رابطه ای که درآن هستید بگذارید.


۲ ـ فرزندانتان را درنظر بگیرید و تأثیر طلاق را بر زندگی آنها جدی بگیرید :

کودک نوپا، بچه دبستانی و فرزندتان که از لحاظ عاطفی به پدر و مادرش وابسته است را نمی توانید قربانی تصمیم های خودخواهانه خودتان بکنید. تصمیم برای طلاق یا زندگی در شرایطی که به کودک آسیب های روانی وارد می شود بسیار حساس است. تغییر شرایط مالی، مکان زندگی و سبک زندگی برای کودک بسیار سخت است و او را تحت تأثیر قرار می دهد.


۳ ـ اگر همسرتان اعتیاد دارد و یا خشونت طلب است از همه فرصت های درمانی و حمایت های اجتماعی و خانوادگی تان استفاده کنید.

مثلاً اگر همسرتان اعتیاد دارد پیش از تصمیم به جدایی به مشاوره بروید. او را به مراکز ترک اعتیاد بفرستید. از روانپزشکان کمک بگیرید و از خانواده بخواهید تا او را برای حفظ زندگی ترغیب و تشویق کنند. اما اگر بعد از همه تلاش ها و برنامه ریزی هایتان او رویه اش را تغییر نداد گزینه جدایی انتخاب خوبی است زیرا اگر فرزندانی هم داشته باشید آنها را از این بلای خانمان سوز دور نگه می دارید.


۴ ـ تغییر کنید :

چطور می توانید همسر بهتری باشید؟ در بیشتر مواقع لازم است کمی انعطاف پذیر باشید زمانی که خودتان را تغییر می دهید و عادت ها و تفکرات اشتباهتان را کنار می گذارید نتیجه اش را در تغییر رفتار همسرتان خواهید دید. گاهی شما تلاش می کنید با اجبار همسرتان را تغییر بدهید غافل از اینکه خودتان باید عوض شوید. این به این معنی نیست که همسرتان هیچ ایرادی ندارد. شاید ریشه مشکلات از او باشد اما زمانی که انعطاف پذیر باشید، او را نیز تغییر می دهید بدون اینکه مجبور به بحث و دعوا بر سر این موضوع شوید.


۵ ـ مشاوره بگیرید :

اگر از آن دسته آدم هایی هستید که رفتن پیش یک مشاور خانواده را وقت تلف کردن یا پول دور ریختن می دانید، بسیار اشتباه می کنید. این طرز تفکر غلط را کنار بگذارید و مطمئن باشید کمی هزینه برای حفظ زندگی به شما ضرری نمی زند.


۶ ـ همسرتان را پیش مشاور ببرید :

او را تشویق کنید تا برای حل مشکلاتی که در رابطه به وجود آمده است با مشاور گفت و گو کند. شاید او مخالفت کند اما اگر ببیند شما برای جدایی جدی هستید و زندگیش را دوست داشته باشد، حتماً به پیشنهاد شما گوش خواهد داد. اگر او این پیشنهاد را نپذیرد و همچنان برسر مواضعش باشد، تصمیم گیری را برای هردوی شما سخت خواهد کرد.


۷ ـ خودتان را امتحان کنید :

پیش از جدایی با توافق همسرتان، مستقل زندگی کنید. آیا به او وابسته هستید؟ آیا در این مدت به آرامش رسیدید؟ آیا دلتان برایش تنگ می شود یا خوشحال هستید؟ آیا به تنهایی از پس زندگی برمی آیید؟ این روش به شما کمک می کند بیشتر و عمیق تر فکر کنید. مطمئن باشید به نتایج جالبی می رسید.


۸ ـ همسرتان را ارزیابی کنید :

روی یک کاغذ خوبی ها و بدی های همسرتان را بنویسید. تجربه های مثبت و منفی ای که در این زندگی به دست آوردید را نیز فهرست کنید. هر روز به این ویژگی ها چیزی اضافه کنید. از همسرتان نیز بخواهید همین کار را بکند. فهرست هایتان را باهم مقایسه کنید. چه می بینید؟ امید برای بهبود زندگی یا نتایجی تأسف بار؟


۹ ـ نا امیدانه رفتار نکنید :

ممکن است به خاطر افسردگی و فشاری که در زندگی تحمل کرده اید نتوانید برای ادامه زندگی قدمی بردارید و تلاشی بکنید. وضعیت روحی تان را بررسی کنید آیا روزها خوشحال هستید. آیا فرزندانتان را دوست دارید؟ آیا به خودتان اهمیت می دهید. پاسخ هر کدام از اینها اگر نه باشد به این معنی است که از لحاظ روحی ضعیف شده اید. ممکن است این حالت مانع تحرک و تلاش شما برای بهبود وضعیت رابطه تان باشد. اگر این چنین است به فکر درمان باشید.


۱۰ ـ عشق را رها نکنید :

علاقه می تواند مشکل گشای شما باشد. اگر می بینید هنوز هم همسرتان را دوست دارید و نگاه دلسوزانه ای به زندگی دارید می توانید برای بهبود رابطه امیدوار باشد. اما نفرت دریچه های قلب و فکر شما را برای مسالمت و همزیستی همدلانه با همسرتان مسدود خواهد کرد. اگر همسرتان رفتاری دارد که شما را آزار می دهد اما باز هم در درون وجودتان بارقه های محبت را می بینید برای زندگی تلاش کنید و تصمیم برای طلاق را عقب بیندازید.


۱۱ ـ برای همسرتان نامه بنویسید :

اگر نمی توانید احساساتتان را بیان کنید آنها را در نامه ای برای همسرتان شرح بدهید. زن و شوهرهای زیادی هستند که مشکلات، افکار و احساساتشان را برای یکدیگر می نویسند و از آن نتیجه می گیرند. این روش نه قدیمی و نه بی فایده است. گزینه ای است که شاید همسرتان از آن خوشش بیاید.


۱۲ ـ آخرین راه :

اگر همه تلاشتان را در مدت زمانی حداقل یک ساله کردید و همسرتان هیچ تغییری نکرد و زندگی تان سخت تر شد تصمیم برای جدایی چندان غیرمعقول نخواهد بود. در هر صورت این زندگی شماست که از این رابطه آسیب می بیند و خودخواهانه نیست اگر نمی خواهید اجازه بدهید کسی آن را با فشارهای روانی، آسیب های روحی و عاطفی و جسمی خراب کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/۱۳

 ممانعت از طلاق راه حلهایی وجود دارد که برای حفظ زندگی مشترکتان به شما کمک می کنند. اولین کاری که باید ا نجام دهیم این است که خونسرد باشید و شرایط خود را ارزیابی کنید. درباره راه حل هایی فکر کنید که ممکن است در مشکلات رایج زندگی زناشویی شما تاثیر داشته باشند. این مثل معروف که می گوید: «در و تخته با هم جورند»، مثلی درست و بجاست. زمانی که همسرتان اشتباهی مرتکب می شود، شما هم به همان اندازه مقصر هستید. با اینکه عقیده دارید همسرتان مسبب ایجاد مشکلات است، عکس العمل شما نیز عامل دیگری برای بوجود آمدن آن مسئله است.

رفتارها و گفتارهای منفی تنها به ضرر شما خواهد بود. به منظور جلوگیری از طلاق و حفظ زندگیتان، از واکنش نشان دادن به رفتارهای همسرتان بپرهیزید و دست به انجام اقدامات ضروری، که زندگی شما را به حالت اول باز می گرداند، بزنید. با وجود این دلائل، انتقاد از روی عصبانیت هم فقط اوضاع را بدتر می کند.
تغییر برخورد و رفتار کمک زیادی در جلوگیری از پایان یافتن زندگی زناشویی شما می کند. عواطف و احساسات شما در برابر همسرتان مطابق با رفتار شما با اوست، و احساسات همسرتان در برابر شما براساس رفتاریست که او با شما دارد.

آیا تا به حال با دیگران با عشق، مهربانی، و روشهای متعهدانه برخورد کرده اید؟ شما نمی توانید چگونگی تفکرات و احساسات همسرتان را کنترل کنید، اما می توانید واکنشهای خود را نسبت به همسرتان تغییر دهید. یادتان باشد که تنها کسی که می توانید بر او کنترل داشته باشید فقط خودتان هستید.

اغلب، زندگی زناشویی به دلیل گرفتاریهای زن، نظیر کار، فرزندان، و مسئولیتهای روزانه در نگهداری خانواده تازگی خود را از دست می دهد و باعث بی توجهی به روابط زناشویی می شود. وقتی رابطه ای به این نقطه می رسد، به راحتی از همسر خود دلسرد می شوید و اجازه می دهید تا هر چیز پر اهمیت دیگری در زندگی جای همسر و زندگی زناشویی تان را بگیرد. همچنین، در زندگی هایی که به این مرحله رسیده باشند، احتمال خیانت کردن زوجها بیشتر است.

برای همسر خود وقت بگذارید. بنشینید و درباره مسائلی که اتفاق افتاده بطور طبیعی صحبت کنید. درباره آنچه از زندگی مشترکتان می خواهید و به آن نیاز دارید، و آنچه که عقیده دارید باعث مشکلات می شوند، گفتگو کنید. گفتگو کردن مشاجره کردن و متهم کردن نیست.

به همان اندازه که انسانها دستخوش تغییر می شوند، زندگی زناشویی نیز دائما تغییر می کند. به منظور حفظ زندگی مشترکتان باید دلائلی که باعث رسیدن به مرحله جدایی شده است، را به درستی مورد ارزیابی قرار دهید. مشکل هرچه باشد، امیدی برای حفظ زندگی وجود دارد.

این رهنمودها در صورتی قادر خواهند بود در آغاز مسیری برای حفظ زندگی زناشویی به شما کمک کنند که خود شما هم برای ممانعت از طلاق مصمم باشید البته شما در این راه، نیاز به طرحی قابل اطمینان خواهید داشت. با تجربه ای که اکثر زوجها در این مورد کسب کرده اند امروزه حفظ زندگی زناشویی برنامه ای آموزنده و ساختاری، برای پیروی کردن می باشد.


آیا امیدی برای نجات زندگی زناشویی هست؟

با بازدید از هر محکمه ای که مربوط به طلاق یا ازدواج است، این سوال برای شما پیش می آید. وقتی در بحبوحه پریشانی و ناراحتی قرار می گیرید، گاهی یافتن یک راه حل، دشوار خواهد بود. اما پاسخ این سوال اینست که، بله، در بیشتر موارد برای نجات زندگی امیدی هست.

بیشتر مشکلات ریشه در روابط بد و یا قطع ارتباط دارند. به همین دلیل، بیشتر اوقات در زندگی مشترک وقتی یکی حرف طلاق را به میان می آورد، طرف مقابل کاملا غافلگیر می شود.

اجازه دهید تا مثالی را عنوان کنم. زنی را در نظر بگیرد که به زمان بیشتری برای خلوت کردن با شوهرش نیاز دارد. شوهر او ممکن است شغلی که احتیاج به اضافه کاری زیادی داشته باشد را به خانواده ترجیح دهد و همچنین سرگرمی هایی دارد که اوقات بیکاریش به آنها می پردازد، اما همسرش در آنها شرکت نمی کند.

زن به جای صحبت کردن با شوهرش و به جای اینکه به او بگوید که دوست دارد زمان بیشتری را با هم بگذرانند، انتظار دارد همسرش نیاز او را درک کند و وقتی شوهر متوجه این موضوع نمی شود، بسیار عصبانی و رنجیده خاطر می شود.

تا زمانی که زن بالاخره به «همسرش» موضوع را گفت، از او عصبانی بود ولی «شوهر» حتی دلیل آن را هم نمی دانست. چه اتفاقی افتاده بود که یک مسئله کوچک تبدیل به بحثی بزرگ شده بود مشکل «این زن و شوهر» چیزی است که بیشتر زوجها در زندگی مشترک خود با آن

دست به گریبان هستند، و آن فقدان یک ارتباط ساده است که به طرز غیرقابل کنترلی اختلافات را تشدید می کند.

این یک سناریوی ساختگی بود، اما به شما قول می دهم چنین رویدادهایی همیشه و در همه خانواده ها پیش می آیند. وقتی مشکلی کوچک مورد توجه قرار نگیرد، بدون اینکه متوجه شوید تبدیل به مشکلی بزرگ پیش رویتان می شود.

آیا تا به حال به مشکلی جزیی اجازه داده اید که آنقدر بزرگ شود که شما در برابر آن عکس العملی جدی نشان دهید؟ حتی اگر مشکلات زندگی

بیش از حد بزرگ شده باشند هم هنوز امیدی برای نجات زندگی مشترک وجود دارد، به شرط آنکه برای حل این مشکلات از دیگران کمک بگیرید.

طلاق نمی خواهم،


کمک کنید تا زندگیم را حفظ کنم

اگر دریابید که زندگی زناشویی تان در حال از دست رفتن است و آخرین چیزی که شما می خواهید طلاق است، چه کاری می توانید انجام دهید؟ از شما می خواهم بدانید که امیدی هست. بسیاری از زندگی های زناشویی، فقط به خاطر اینکه زوجین می خواهند خود را مصمم تر از دیگری نشان دهند، به طرز وخیمی به شکست می انجامد و پایان می پذیرد. این پرسش ها را از خود بپرسید:
آیا رابطه ای درست برقرار می کنید؟

تنها راهی که در میان مسائلی که زندگی مشترک شما را تهدید می کند هرگز نمی توانید آن را عملی کنید، فارغ شدن از برقراری ارتباطی تاثیرگذار است. ارتباطی نه با مجادله و تهدید، بلکه با درست گفتگوکردن یک ارتباط حقیقی تقریباً همیشه در زندگی های مشترکی که آشفته هستند، از بین می رود.
آیا به همسر خود احترام می گذارید؟

همیشه بین زوجهای موفق احترام متقابل وجود دارد. رفتارهای پر از نفرت و تعبیرات کوته نظرانه پرشور، باعث اهانت به همسر و ویران کردن عشق می شود. شما نمی توانید بی احترامی کردن های خود را مخفی کنید، زیرا این مسئله از سخنان و رفتارهایتان آشکار می شود. در این زمان همسرتان نسبت به شما احساس یأس می کند و هرگز کارها درست پیش نمی رود. بدون احترام متقابل زندگی زناشویی سالمی نخواهید داشت.
به چه میزانی متعهد هستید؟

کار، دوستان، سرگرمی ها، کارهای خانه، خانواده گسترده، و... همه و همه فهرستی از مواردی است که برای افراد متعهد اهمیت دارند. در راس این فهرست باید زندگی زناشویی شما قرار بگیرد. دقت کنید که اجازه ندهید کسی یا چیز دیگری قبل از زندگی زناشویی تان بیاید.

از مشکلات فرار نکنید

هرچه بیشتر از مشکلات دوری کنید، زندگی زناشویی تان بیش از پیش آسیب خواهد دید. زندگی های مشترکی که در نقطه شکست قرار گرفته اند، همین حالا به یک طرح عملیاتی نیاز دارند. به منظور حفظ زندگی، شما به طرحی که اجازه درک مشکلات و تمرکز بر بازیابی عشق و تعهد را که سابق بر این جزئی از زندگی مشترک شما بوده، نیاز دارید.

بیاموزید چگونه طرحی اثبات شده را به فعل دربیاورید و برای نجات زندگی مشترک خود بار دیگر به همسرتان بپیوندید. شما، همسرتان و زندگی مشترکتان شایستگی آن را دارید.

طبق آمارها، نیمی از ازدواجها در هفت سال اول زندگی مشترک پایان می پذیرد. این بدین معناست که نیمی از آنها به زندگی ادامه می دهند. آیا زندگی شما هم تداوم خواهد داشت؟
او طلاق می خواهد، اما من نه، چه کار کنم؟

همسرتان به شما گفته که می خواهد از شما جدا شود و شما را دچار سردرگمی کرده است.

شما خواهان طلاق نیستید، ولی نمی دانید چه اقدامی کنید. در دل احساس درد و رنج زیادی دارید، نه می توانید چیزی بخورید و نه می توانید بخوابید. حقیقت اینست که شما آشکارا از انجام هر کاری ناتوان می شوید.

می دانم، چون من هم در چنین شرایطی قرار داشته ام تا جایی که دنیا در برابرم زیر و رو شده بود. دردرجه اول، سعی کنید خونسردی خود را حفظ کنید و شرایط عادی را به زندگی خود بازگردانید. می دانم که در زبان آسانتر از عمل به آن است، اما شما به قرار گرفتن در یک وضعیت فکری مناسب، به منظور نجات زندگی تان از طلاق، نیازمندید.

در درجه دوم، نباید تسلیم شوید. اگر تا به حال عشقی در زندگی مشترکتان وجود داشته، این ارزش جنگیدن را دارد. همانگونه که برای پیدا کردن راهی برای حفظ زندگی مسیر همواری در پیش رو نداریم، اما هر تلاش با نفوذی در درازمدت مطمئناً شایسته زندگی زناشویی است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۳

متاسفانه چیزهایی که می توانند یک داستان را جالب و خواندنی کرده و از آن یک شاهکار درست کنند در زندگی عادی و روزمره کاربرد ندارند. همانطور که بهبود آسیب های جسمانی نیاز به گذر زمان دارد، بهبود یک قلب شکسته نیز نیازمند مرور زمان و مراقبت و پرستاری می باشد. اگر گذر زمان، غم و غصه شما را تسکین ندهد و حزن و اندوه به مسائل کاری شما راه پیدا کرده، توانایی هایتان را در برقراری ارتباط با دوستان و اقوام کاهش دهد، بدون شک نیازمند کمک گرفتن از یک متخصص هستید: چراکه ممکن است دچار افسردگی شدید شده باشید.
 


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۱/۱/۱۳



 مخالفین طلاق می گویند طلاق مخالف طبیعت ازدواج است ، چه ازدواج پیمان همکاری و زندگی مشترک مادام الحیات است و پیوند زناشویی که یک پیوند دایمی است نباید با طلاق گسسته شود طلاق برای اطفال زیان آور است و آنان را دچار سرنوشت اسف باری خواهد کرد ، آمار نشان می دهد که بسیاری از اطفال بزهکار کسانی هستند که پدر و مادرشان بر اثر طلاق از هم جدا شده اند ، طلاق روابط نامشروع زن یا شوهر را ترویج می کند، چه زن یا شوهری که با دیگری رابطه نامشروع دارد با ادامه و گسترش این رابطه امیدوار است که روزی بتواند از همسرش جدا شود و با عاشق یا معشوق خود خانواده دیگری تشکیل دهد.

موافقین طلاق به ضرورت آن درباره مواردی استناد می کنند، گاهی اتفاق می افتد که بین زن و شوهر هیچ گونه هماهنگی و توافق اخلاقی وجود ندارد ممکن است که یکی از زوجین بدکار یا جانی و شریر باشد ، ممکن است بر اثر پاره یی امراض صعب العلاج یا بعضی اعتیادات مضر یا در نتیجه سوء معاشرت زن یا مرد، ادامه زندگی زناشویی ممکن نباشد آیا در این گونه مواردزن و مرد باید یک عمر در رنج و سختی بسر ببرند و به زندگی رنج افزای زناشویی ادامه دهند!؟ جنون یا عقیم بودن زن یا شوهر نیز به اعتقاد بعضی می تواند طلاق را توجیه کند.
طلاق از نظر آثار اجتماعی
 درباره آثار اجتماعی طلاق و اصولا بودن یا نبودن آن اختلاف نظر فراوان است به عقاید کسانی کار نداریم که اساسا با ازدواج میانه خوشی ندارند وآن را مخالف آزادی انسان می دانند ، از دیدگاه کسانی که به ازدواج و مصلحت خانواده و کودکان می اندیشند، طلاق در مواردی به عنوان یک ضرورت باید پذیرفته شود اینان می گویند گاه هست که زندگی زناشویی دستخوش چنان نابسامانی می شود که ادامه زندگی مشترک زن و شوهر نه فقط کانون خانواده را به محیطی غیر قابل تحمل تبدیل می سازد بلکه فرزندانی که در چنین فضای مسمومی بزرگ می شوند به جای آنکه از تربیت صحیح و محبت لازم برخوردار شوند دچار عقده های روانی و ناراحتی های روحی خواهند شد.

دسته یی از مخالفان طلاق این مشکلات را قبول دارند اما می گویند مجاز ساختن طلاق راه را برای سوء استفاده باز می کند امروزه در بیشتر کشورها اصل قابل انحلال بودن ازدواج از راه طلاق پذیرفته شده است اما کوشش می شود تا جایی که ممکن است از سوء استفاده ها جلوگیری به عمل آید در واقع انتقادهای اساسی مربوط به آزادی بی قید و بند طلاق است این نوع آزادی در امر طلاق در دوران های خاصی دیده شده و آثار نامطلوب آن قانون گذار را به چاره اندیشی وا داشته است .
آزادی مطلق طلاق و آثار شوم آن

از دیر باز تا امروز به مواردی بر می خوریم که به دلایلی آزادی زیادی در امر طلاق پدید آمده و این موضوع آثار نامطلوبی به همراه داشته است به عنوان مثال از روم قدیم می توان نام برد درحقوق روم دو نوع طلاق را به رسمیت می شناختند طلاق به توافق زن و شوهر و طلاق به درخواست یکی از آن دو اندک اندک طلاق دادن و گرفتن آنچنان در بین مردم رواج یافت که شاعر ولته گوی ژوونال می گفت برخی زنان می توانند سالها را براساس نام شوهرانی که داشته اند بشمارند. کلیسای کاتولیک به عنوان واکنشی در برابر این زیاده روی اساسا طلاق را مردود دانست و از افراط به تفریط گراییدند.

درگذشته نزدیکتر به زمان ما می توان از آزادی طلاق در فرانسه بعداز انقلاب که دیگر برای ازدواج جنبه مذهبی و تقدس دینی قایل نبودند و آن را قرار دادی می شمردند و توافق زن و شوهر را برای طلاق کافی می دانستند. حتی دو سه سال پس از انقلاب به مامور ثبت احوال اجازه دادند که بدون دخالت دادگاه طلاق را ثبت کند فقط می بایستی ثابت شود که زن و شوهر شش ماه از یکدیگر جدا می زیسته اند نتیجه آن شد که در آستانه دهمین سال بعد از انقلاب فرانسه آمار طلاق بر ازدواج فزونی گرفت پس از آن قانون اصلاح گردید و با دخالت دادگاه از طلاق های بی مورد کاسته شد.

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/٤

برای اجرا شدن طلاق، اخذ گواهی عدم امکان سازش الزامی است، ضمن اینکه دادگاه پس از بررسی موضوع، مساله را به داوری ارجاع می دهد و پس از کسب نظر داوران مبادرت به صدور حکم می کند.

طلاق باید به صیغه ی طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل صورت گیرد.

طلاق دهنده باید بالغ ،عاقل ، قاصد و مختار باشد.

طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه با انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱۳


ـ مـساله ۱۲۱۱ ـ مردی که زن خود را طلاق می دهد , بایـد بالغ و عاقل باشـد و با اختیار خود طلاق دهـد , و اگـر او را مـجبور کنند که زنش را طلاق دهد , طلاق باطل است , و نیز باید قصد طلاق داشته باشد , پس اگرصیغه طلاق را مثلا به شوخی یا در حال مستی بگوید صحیح نیست .


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱۳


صاحبان اختیار طلاق، اختیار مطلق ندارند و هر یک به نحوی، کم یا بیش با محدودیتهایی در امر طلاق و توابع آن مواجهند:

۱) محدودیت به مرزهای اختیار دیگران: چنین نیست که اختیار انحلال یک نکاح در هر زمان تنها به دست یک نفر باشد. مثلاً در مواردی دادگاه به تقاضای زوجه و با اجتماع شرایط لازم، حکم طلاق را صادر می کند. در چنین مواردی اقلیم اختیار هر یک از صاحبان ولایت تا آنجا امتداد پیدا می کند که سرزمین اختیار دیگران از آنجا آغاز می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۱


بعد از طلاق و آغاز زندگی جدید، افراد ممکن است تازه متوجه کمبودهایی در زندگی شان شوند که تا چند مدت قبل نه به آنها فکر کرده بودند و نه پیش بینی های لازم را برای مقابله با آنها را در نظر داشتند. هجوم افکار ناخوشایند و احساس تنهایی یا احساس گناه، تنها بخشی کوچک از رنجی است که این افراد می برند.

برای کنترل این ناراحتی، افراد دست به انتخاب های گوناگون می زنند و فعالیت های متعددی را امتحان می کنند. تعدادی از این کارها در مورد برخی افراد بسیار خوب جواب می دهد و می تواند آرامش را تا حد زیادی دوباره به آنها بازگرداند. برخی کارها اما انتخابی نامناسب برای غالب افراد است و البته تنها بعد از مدتی، آنها متوجه عوارض و مشکلات آن انتخاب می شوند. در این شماره می خواهیم به ۷ مورد از این انتخاب های نامناسب بپردازیم. راه هایی که بهتر است دور آنها را برای مدتی خط بکشید و اجازه دهید در فرصتی مناسب در مورد آنها تصمیم گیری کنید.

۱ به طور افراطی دنبال کارهای خیر نباشید
 
برخی افراد بعد از طلاق، به خاطر عصبانیت زیادی که دارند دست به کارهای عجیب می زنند. یکی از این کارها انجام دادن کارهای خیر و بشردوستانه به صورت افراطی است. اینکه آدم به کار خیر بپردازد نه تنها بد نیست که خیلی هم خوب است اما مشکل این گروه این است که بدون حساب و کتاب، پول هایشان را برای کارهای خیر خرج می کنند. مثلا خانم مهریه ای را که به کمک دادگاه و با کلی دعوا و جدل گرفته به مرکز نگهداری از معلولین می دهد یا آقا که حالا پیش پدر و مادر برگشته، پول پیش خانه را برای ساخت مدرسه در نقاط محروم هزینه می کند.

این کار شاید از نظر روانی در آن لحظه احساس خوبی ایجاد کند و باعث شود فرد احساس کند مرهمی برای زخم هایش پیدا کرده است اما می تواند ایرادی اساسی داشته باشد چرا که معمولا تازه چند ماه بعد، وقتی فرددر جمع و تفریق صورت حساب ها به مشکل برمی خورد، متوجه می شود که آن موقع از روی عصبانیت تصمیمی عجولانه گرفته است و حالا نمی تواند مشکلات مالی را به درستی حل و فصل کند. فراموش نکنید که غالبا خرج زندگی بیش از آن چیزی است که در ابتدا تصور می کنیدو در نتیجه، شاید بهتر باشد بعد از طلاق تا مدتی بذل و بخشش نکنید وبگذارید بعد از فروکش کردن عصبانیت و در زمانی بهتر فقط در راه خدا و نه چیزی دیگر به کار خیر بپردازید.

اگر بلافاصله بعد از طلاق هم دوست دارید در کارهای خیر شرکت کنید، شاید بهتر باشد به گزینه های دیگری مثل صرف وقت در مراکز نگهداری سالمندان و نگهداری معلولان فکر کنید. خوبی این گزینه ها این است که هم زمان شما را پر می کند، هم شما را از درگیر شدن با افکار خودخواهانه دور می کند و هم می تواند باعث شود یادتان باشد که خدا چه نعمت های زیادی به شما داده است و طلاق گرفتن به معنای بیچارگی نیست.

۲ رابطه جدیدی را شروع نکنید

بررسی ها نشان داده آغاز رابطه ای جدید بلافاصله بعد از طلاق احتمال به شکست کشیده شدن آن را افزایش می دهد و در عین حال، امکان شناخت درست و واقعی مسائلی را که باعث شکست رابطه قبلی شما شده کم می کند و البته استرس و تنش را در طولانی مدت در شما افزایش می دهد.

پس بهتر است بین طلاق و آغاز رابطه جدید حداقل چند ماهی فاصله بیندازید و اگر این روزها احساس تنهایی و بی پناهی به شدت شما را آزار می دهد، به فکر راه های بهتری برای کنار آمدن با آن باشید، راه هایی مثل ورزش، صرف وقت با دوستان و اقوام، و یادگیری هنر و مهارت های جدید.

۳ سر خودتان را زیادی شلوغ نکنید

برخی افراد برای فراموش کردن ناراحتی ها و از همه مهمتر، پر کردن تنهایی خود، بعد از طلاق آنقدر کار برای خود می تراشند که دیگر وقتی برای تفریح ندارند. اضافه کار ایستادن، رفتن سر کار دوم یا شرکت در کلاس های آموزشی از جمله کارهایی است که این افراد انجام می دهند. البته بعد از مدتی بیشتر این افراد متوجه می شوند که بیش از قبل مریض می شوند، سرما می خورند یا احساس ضعفی عمومی به سراغ آنها می آید.

باید توجه داشت که بدن در زمان استرس و تنش دچار تغییراتی می شود و یکی از اولین تغییرات کاهش قدرت ایمنی بدن است. زمانی که بعد از طلاق فرد به صورتی افراطی سر خود را شلوغ می کند، هر چند ممکن است دیگر استرس و تنش را در سطح بالا احساس نکند، باعث می شود بدنی که از قبل دچار ضعف بوده، فرصت بهبود را از دست بدهد.

بعد از طلاق، افراد حتما باید زمان مناسبی را برای استراحت و خواب کافی اختصاص دهند. این کار باعث می شود بدن خود را بازیابی و ازت ابتلای شخص به بیماری جلوگیری کند. از طرفی، رسیدگی به تغذیه و حتی زیبایی خود می تواند به شما این امکان را بدهد تا بخشی از اعتماد به نفسی را که طی طلاق از دست داده اید بازیابی کنید.

۴ سراغ هر تفریحی نروید

تنهایی بعد از طلاق یکی از آن مشکلاتی است که تا تجربه نشود، غالبا افراد متوجه شدت آن نمی شوند. افراد تا پیش از آن شاید چندان به این موضوع فکر نکرده باشند و در صورتی که کشمکش ها بالا بوده باشد، اصلا در آرزوی تنهایی به سر ببرند اما بعد از طلاق این تنهایی تازه ابعاد گسترده خود را می تواند نشان دهد، به ویژه زمانی که بچه ای نیز در میان نباشد.پدر مورد روش های اشتباه مقابله کردن با این تنهایی در شماره های گذشته مطالبی داشتیم اما این بار می خواهیم روی یکی از انتخاب های اشتباه شایع تمرکز بیشتری کنیم. برخی افراد بعد از طلاق زمان زیادی را صرف گشت زدن در اینترنت و سایت های نامناسب یا دیدن برنامه های نامناسب ماهواره می کنند. این کار غالبا همراه با دیدن صحنه ها و تصاویری است که می تواند از نظر جنسی تحریک کننده باشد. تصور کنید فردی را که به تازگی طلاق گرفته، احساس تنهایی به سراغش آمده و حالا از نظر جنسی نیز تحریک می شود. تجربه این وضعیت، هر چند برای هیچ کس خوب نیست، افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند به خاطر به هم ریختگی ذهن و بالا بودن سطح تنش در آنها، در این شرایط ممکن است بیش از سایرین تن به رفتارهای اشتباه و پرخطر بدهند. برنامه ریزی مناسب برای پر کردن اوقات تنهایی یکی از نکاتی است که به هیچ عنوان نباید از نظر دور داشت و اهمیت آن را دست کم گرفت.

۵ خانه تکانی نکنید

دور ریختن عکس های یادگاری یکی از اولین کارهایی است که برخی بعد از طلاق انجام می دهند. درست است که کنار گذاشتن نشانه های روشن زندگی گذشته می تواند به ما در کنار آمدن با شرایط جدید کمک کند، اما مواظب باشید از آن طرف بام نیفتید. اینکه تمام لباس هایی را که در طول سال های زندگی مشترک خریده اید کنار بگذارید یا اینکه بسیاری از وسایل زندگی تان را به این دلیل که شما را یاد خاطرات تان می اندازد به دیگران ببخشید، این موضوع می تواند تنها بعد از مدتی باعث پشیمانی شود.

همانطور که گفتیم بعد از طلاق غالبا پیش بینی های مالی اشتباه از آب در می آید و خرج ها بیشتر از آن چیزی است که افراد تصور می کردند. در این شرایط خرج تراشی برای خود اشتباه است. سعی کنید تا حد امکان از همان وسایل قدیمی خود استفاده کنید و اگر هجوم خاطرات شما را بسیار آزار می دهد، در عوض دور ریختن، از راهکارهای دیگری استفاده کنید؛ مثلا ایجاد تغییراتی کوچک در لباس، مثل کوتاه کردن، تغییر دکمه ها و یا تنگ کردن آنها.

در نهایت، اگر احساس کردید در زمان استفاده آنقدر وضعیت بدی به شما دست می دهد که احساس خفگی می کنید، می توانید برای مدتی بخشی از آنها را کنار بگذارید و بعد از التیام زخم ها دوباره سراغ آنها بروید. گزینه دیگر ایجاد خاطرات جدید با وسایل است. مثلا پوشیدن لباسی که برای اولین بار بعد از طلاق با آن به سینما رفتید یا در مهمانی شرکت داشتید یا به موزه شهرتان سر زدید و یا به زیارت رفتید. تکرار این خاطرات جدید، به ویژه اگر عکسی نیز از آن داشته باشید، به ذهن کمک می کند تا خاطرات قدیم را زودتر به بایگانی بفرستد.

۶ دورهمه خط نکشید

بعد از طلاق رابطه خویشاوندی هر کدام از همسران با عده ای قطع می شود و در نتیجه، افرادی که تا چندی پیش با آنها رفت و آمد داشتند غالبا در لیست سیاه قرار می گیرند اما برخی افراد در مورد روابط اجتماعی بعد از طلاق خود به صورت افراطی تری تصمیم می گیرند و در واقع، به صورت فله ای ناگهان ارتباط خود را با دوستان سابق، همسایه ها یا حتی همکاران خود قطع می کنند. البته برای این کار خود دلایلی نیز می آورند. آنها می گویند نمی خواهند در مورد وضعیت زندگی خانوادگی خود مجبور به توضیح باشند. البته یکی دیگر از دلایل نیز دور شدن از افرادی است که آنها را یاد زندگی گذشته می اندازند اما واقعیت این است که این روش می تواند به هیچ عنوان گزینه خوبی نباشد.

از دست دادن دوستان و افرادی که تا مدتی پیش با آنها رابطه عاطفی داشتیم، می تواند احساس تنهایی بعد از طلاق را به نحو قابل توجهی تشدید کند. در عین حال، برخی افراد امکان درد دل با خانواده و خویشاوندان نزدیک خود را نیز ندارند و احساس می کنند در صورتی که در مورد مشکلات خود با آنها صحبت کنند، باعث می شود بیشتر غصه بخورند. در این شرایط شاید روش بهتر انتخاب برخی دوستان برای ادامه و البته تقویت رابطه است.

بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که در بسیاری از موارد این تصور ماست که دوست ما می خواهد دائم در مورد همسر سابق یا زندگی گذشته ما سوال کند و بعد از گذشت مدتی، ممکن است متوجه شویم که دیگر صحبت های ما به آن سمت کشیده نمی شود. در عوض این پیش داوری ها، سعی کنید حتما دوستانی را برای خود نگه دارید و با ادامه دادن رابطه با آنها از منزوی شدن بیش از اندازه خود جلوگیری کنید.

۷ به شهر دیگری نروید

یکی از انتخاب هایی که می تواند بعد از طلاق برای برخی وسوسه کننده باشد، دور شدن از محل زندگی قبلی تا حد ممکن است. برخی افراد ترجیح می دهندمحل زندگی خود را به کلی تغییر دهند. رفتن به شهری دیگر یا حتی کشوری دیگر می تواند رویای برخی ها باشد، اما این تغییر دادن محل زندگی می تواند گاهی اوقات به هیچ عنوان گزینه خوبی نباشد. اگر افراد بعد از طلاق ترجیح می دهند نزدیک پدر و مادر، خویشاوندان یا دوستان زندگی کنند، نه تنها بد نیست که به دلیل برخورداری از حمایت های جدید مفید هم هست. اما زمانی که افراد به نوعی می خواهند از تمام گذشته خود فرار کنند و به مکانی بروند که هیچ آشنایی ندارند، ممکن است یکی از بدترین انتخاب های خود را انجام داده باشند.

از دست دادن حلقه حمایت ها می تواند وضعیت را بدتر کند و باعث شود افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند تنهایی بیشتر را احساس کنند و در صورت مواجه شدن با مشکلات نتوانند از دیگران کمک بگیرند. اگر شما نیز چنین تصمیمی دارید، بهتر است تغییر محل زندگی و رفتن به جایی غریب را به بعد از مستقل شدن کامل خود و گذشت حداقل چند ماه از زندگی مجزا عقب بیندازید و برای تصمیم گیری در مورد آن عجله نکنید.


چکیده مطلب

به صورت افراطی دنبال کارهای خیر بودن، شروع کردن رابطه های جدید، پرکاری بیش از حد، تفریحات ناسالم، دور ریختن یادگاری ها، قطع ارتباط با همه آشناهای قبل از طلاق، مهاجرت به شهر دیگر، کارهایی است که تا مدتی بعد از طلاق نباید آنها را انجام دهید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥

 

 جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است، مگر این که شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه ای برود و با خودش تنها باشد و تمام اینها پس از گریه کردن است.

شاید گریه کردن ساده ترین کاری باشد که در چنین مواقعی می توان انجام داد، اما فرد به زمان نیاز دارد. زمانی برای سپری کردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخم ها. در این مدت ممکن است شما دست به انجام کارهایی بزنید که بعد متوجه شوید درست نبوده و فقط برای فرار از این بحران بوده است.

واقعیت این است که برخی افراد خود را در کارشان غرق می کنند، بعضی در خانه می مانند و غصه می خورند و برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در کارها می پردازند. اما بهترین راه علاج چیزی است که به جایگزین درمانی معروف است. به این معنا که فقدان یا کمبود عشق و محبت را با فعالیت یا کار دوست داشتنی دیگر جایگزین کنیم. برای مثال، با تغذیه مناسب و فعالیت های ورزشی به جسم خود محبت کنیم. اما این که چگونه کار را آغاز کنیم، مهم است. بیشتر زنان ایرانی پس از گذراندن دوره سوگ نمی توانند بسرعت به جامعه بازگردند.


فاصله لازم است

شاید شما هم میان دوستان و آشنایان با این افراد برخورد کرده اید که پس از شکست در ازدواج بلافاصله یک رابطه جدید را شروع می کنند تا رابطه و ازدواج قبلی را فراموش کنند. دکتر سیدهادی معتمدی، روانپزشک و استاد دانشگاه توانبخشی و علوم بهزیستی شهید بهشتی می گوید: بررسی های ما در دانشگاه نشان داده آغاز رابطه ای جدید بلافاصله بعد از طلاق احتمال به شکست کشیده شدن آن را افزایش می دهد و به دلیل استرس هایی که هنوز از ازدواج قبلی در فرد باقی مانده است، امکان شناخت درست وجود ندارد. پس بهتر است بین طلاق و آغاز رابطه جدید حداقل چند ماهی فاصله بیندازید و اگر این روزها احساس تنهایی و بی پناهی بشدت شما را آزار می دهد، به فکر راه های بهتری برای کنار آمدن با آن باشید، راه هایی مثل ورزش، صرف وقت با دوستان و اقوام و یادگیری هنر و مهارت های جدید.


سراغ اینترنت و ماهواره نروید

اما اشتباه نکنید نباید در این دوره دنبال هر تفریحی بروید. برخی افراد پس از طلاق زمان زیادی را صرف گشتن در اینترنت و سایت های نامناسب یا دیدن برنامه های نامناسب ماهواره می کنند.

معتمدی معتقد است با یک برنامه ریزی می توانید از فرصت ها استفاده کنید و نباید دنبال تفریحاتی بروید که فقط وقت شما را پر می کند وهیچ سودی ندارد. مثلا کسی را سراغ دارم که پس از طلاق چند ماهی از نمایشگاه ها و مزون های لباس دیدن می کرد و می کوشید با این تفریحات وقت خود را پر کند اما این راه حل درستی نیست.

شاید هم ممکن باشد برای فرو نشاندن خشم در خانه، خود را حبس کنید و هیچ کجا نروید و وقت تان را با تلویزیون و چت کردن پر کنید، اما استاد دانشگاه توانبخشی و علوم بهزیستی شهید بهشتی تاکید می کند: خود و همسر سابقتان را ببخشید. به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید، به خاطر بدجنسی و توهین نبوده، بلکه شرایط این گونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود درآن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید. بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند؛ البته نباید انتظار داشته باشید بخشش و فراموشی آسان حاصل شود. بخشش به تمرین نیاز دارد، تمرین مداوم و روزانه. به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید.


همه دوستان را کنار نگذارید

اما در دوران پس از طلاق لازم نیست با همه قطع رابطه کنید و دور همه را خط بکشید. به گفته معتمدی طبیعی است بعد از دوران طلاق، خانواده همسر در لیست سیاه قرار می گیرد و بویژه زنان با خانواده همسر و دوستانشان قطع ارتباط می کنند، اما نباید یکباره همه دوستان و آشنایان را کنار بگذاریم، زیرا از دست دادن دوستان و افرادی که تا مدتی پیش با آنها رابطه عاطفی داشتیم، می تواند احساس تنهایی بعد از طلاق را به نحو قابل توجهی تشدید کند. در عین حال، برخی افراد امکان درددل با خانواده و خویشاوندان نزدیک خود را نیز ندارند و احساس می کنند در صورتی که درباره مشکلات خود با آنها صحبت کنند، باعث شود بیشتر غصه بخورند. در این شرایط شاید روش بهتر، انتخاب برخی دوستان برای ادامه و البته تقویت رابطه است.


مهاجرت نکنید

احتمالا بعد از طلاق دوست داشته باشید مدتی از محل زندگیتان دور شوید، اما روان شناسان توصیه می کنند برای همیشه شهرتان را تغییر ندهید. یکی از انتخاب هایی که می تواند بعد از طلاق برای برخی وسوسه کننده باشد، دور شدن از محل زندگی قبلی تا حد ممکن است. برخی افراد ترجیح می دهند محل زندگی خود را به کلی تغییر دهند.

دکتر معتمدی: آغاز رابطه ای جدید بلافاصله بعد از طلاق احتمال به شکست کشیده شدن آن را افزایش می دهد و به دلیل استرس هایی که هنوز از ازدواج قبلی در فرد باقی مانده است، امکان شناخت درست وجود ندارد

این روانپزشک می گوید: رفتن به شهری دیگر یا حتی کشوری دیگر می تواند رویای برخی ها باشد، اما این تغییر دادن محل زندگی می تواند گاهی اوقات به هیچ عنوان گزینه خوبی نباشد. اگر افراد بعد از طلاق ترجیح می دهند نزدیک پدر و مادر، خویشاوندان یا دوستان زندگی کنند، نه تنها بد نیست که به دلیل برخورداری از حمایت های جدید مفید هم است، اما وقتی افراد به نوعی می خواهند از تمام گذشته خود فرار کنند و به مکانی بروند که هیچ آشنایی ندارند، ممکن است یکی از بدترین انتخاب های خود را انجام داده باشند. بنابراین بهتر است تغییر محل زندگی و رفتن به جایی غریب را به بعد از مستقل شدن کامل موکول کنید.


زیاد کار نکنید

برخی افراد برای فراموش کردن ناراحتی ها و از همه مهم تر پر کردن تنهایی خود، پس از طلاق آنقدر کار برای خود می تراشند که دیگر وقتی برای تفریح ندارند. اضافه کار ایستادن، رفتن سر کار دوم یا شرکت در کلاس های آموزشی از جمله کارهایی است که این افراد انجام می دهند. البته بعد از مدتی بیشتر این افراد متوجه می شوند بیش از قبل مریض می شوند، سرما می خورند یا احساس ضعفی عمومی به سراغ آنها می آید.

معتمدی در این باره معتقد است: باید توجه داشت بدن در زمان استرس و تنش دچار تغییراتی می شود و یکی از اولین تغییرات کاهش قدرت ایمنی بدن است. وقتی بعد از طلاق فرد به صورتی افراطی سر خود را شلوغ می کند، هرچند ممکن است دیگر استرس و تنش را در سطح بالا احساس نکند، اما باعث می شود بدنی که از قبل دچار ضعف بوده، فرصت بهبود را از دست بدهد. بنابراین بعد از طلاق، افراد حتماً باید زمان مناسبی را برای استراحت و خواب کافی اختصاص دهند. این کار باعث می شود بدن خود را بازیابی و از ابتلا ی شخص به بیماری جلوگیری کند. از طرفی، رسیدگی به تغذیه و حتی زیبایی، می تواند به شما امکان بدهد تا بخشی از اعتماد به نفسی را که طی طلاق از دست داده اید، بازیابی کنید.


افراطی خرج نکنید

پس از طلاق برخی بویژه زنان بسیار مهربان و خیر می شوند. این که آدم به کار خیر بپردازد نه تنها بد نیست که خیلی هم خوب است. اما مشکل این گروه این است که بدون حساب و کتاب، پول هایشان را برای کارهای خیر خرج می کنند.

معتمدی در این باره می گوید: این کار شاید از نظر روانی در آن لحظه احساس خوبی ایجاد کند و باعث شود فرد احساس کند مرهمی برای زخم هایش پیدا کرده است، اما می تواند ایرادی اساسی داشته باشد، چرا که معمولا تازه چند ماه بعد، وقتی فرد در جمع و تفریق صورت حساب ها به مشکل برمی خورد، متوجه می شود آن موقع از روی عصبانیت تصمیمی عجولانه گرفته است و حالا نمی تواند مشکلات مالی را بدرستی حل و فصل کند.

اگر بلافاصله بعد از طلاق هم دوست دارید در کارهای خیر شرکت کنید، شاید بهتر باشد به گزینه های دیگری مثل صرف وقت در مراکز نگهداری سالمندان و نگهداری معلولان فکر کنید. خوبی این گزینه ها این است که هم زمان شما را پر می کند، هم شما را از درگیر شدن با افکار خودخواهانه دور می کند و هم می تواند باعث شود یادتان باشد که خدا چه نعمت های زیادی به شما داده است و طلاق گرفتن به معنی بیچارگی نیست.

حتی ممکن است در این دوران برای این که نزد دیگران خود را شاد نشان دهید مهمانی های پرخرج و شلوغ بگیرید که این اشتباه است، چون نه تنها متحمل هزینه می شوید بلکه کمکی هم برای تنهایی شما نمی شود.


همه وسایل را دور نریزید

دور ریختن عکس های یادگاری یکی از اولین کارهایی است که برخی بعد از طلاق انجام می دهند. اما لازم نیست تمام لباس هایی را که در طول سال های زندگی مشترک خریده اید کنار بگذارید یا این که بسیاری از وسایل زندگی تان را به این دلیل که شما را یاد خاطرات تان می اندازد به دیگران ببخشید. این موضوع می تواند تنها بعد از مدتی باعث پشیمانی شود.

معتمدی می گوید: ممکن است پس از طلاق دچار مشکل مالی شوید، در این شرایط خرج تراشی برای خود اشتباه است. سعی کنید تا حد امکان از همان وسایل قدیمی خود استفاده کنید و اگر هجوم خاطرات، شما را بسیار آزار می دهد، در عوض دور ریختن از راهکارهای دیگری استفاده کنید، مثلا می توانید برای مدتی بخشی از آنها را کنار بگذارید.

زهرا تالانی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱۱

 می گویند یکی از شیرین ترین بخش های زندگی، ازدواج است اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی به تلخی طلاق می انجامد. متاسفانه یکی از مسائلی که امروزه در جامعه پررنگ تر از قبل شده، پدیده طلاق است. آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که می گویند در شهرها از هر ۳ ازدواج، یکی به طلاق منجر می شود که متاسفانه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در این مطلب به علت های اصلی طلاق در جامعه ایران اشاره می کنیم.
اگر طرف شما خیلی با شما فرق دارد احتیاط کنید

۱ عدم شناخت از یکدیگر قبل از ازدواج

اولین علت اصلی طلاق در جامعه ایران، نداشتن شناخت مناسب زوج ها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگی های شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگی اش آگاهی ندارد.

اما راه حل این مشکل چیست؟ برای شناخت صحیح، زوج ها ابتدا باید خود را بشناسند و زمانی که به خودشناسی رسیدند در درجه بعد به دنبال کسی باشند که با توانایی ها و ارزش هایشان همخوانی داشته باشد. برای شناختن یکدیگر باید چند ملاک و معیار را مورد بررسی قرار دهند از جمله:

از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شبیه هم باشند، زیرا نگاه و گفت وگوی فضای زندگی از این مدخل است

به لحاظ مذهبی در یک راستا باشند و به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند.

تفاوت سنی را در نظر بگیرند. معمولا یک ازدواج معقول آن است که پسر بزرگ تر از دختر باشد. برخی این سؤال را مطرح می کنندکه اگر سن دختر از پسر بالاتر باشد چه پیش می آید؟ در پاسخ باید گفت که اگر طرف مقابل تمام ملاک های دیگر طرف مقابل را داشته باشد و تفاوت سنی را هم دختر و هم پسر پذیرفته باشند مشکلی نیست.

توجه به ظاهر: باید هر دو طرف از ظاهر و آراستگی شریک زندگی شان خوش شان بیاید. اگر چه خیلی از جوانان این مورد را به عنوان اولین و مهم ترین نکته در نظر می گیرند و بعد سراغ سایر ملاک ها و معیارها می روند که این نوع شیوه انتخاب، نادرست است.

میزان یکسان انرژی: دختر و پسر باید انرژی های یکسان داشته باشند، زیرا این مسئله به آنها کمک می کند که همپا و رفیق یکدیگر باشند.

توجه به عادت های شخصی: باید به این مسئله توجه داشت که آیا ما به عنوان یک همسر می توانیم با عادت های شریک آینده زندگی مان مانند نوع و نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و... کنار بیاییم.

میزان پول خرج کردن: این را باید بدانید که نوع، میزان و نحوه پول خرج کردن در زندگی مشترک بسیار مهم است و اگر در این زمینه مشکلی باشد، می تواند حتی منجر به طلاق شود.

زوج های جوان باید بدانند که بعد از ازدواج هیچ تغییری رخ نمی دهد بلکه اصرار در تغییر باعث مقاومت طرف مقابل، لج و لجبازی، دعوا و قهر و درنهایت منجر به طلاق می شود، پس اگر نمی خواهید با طلاق و تبعات آن روبه رو شوید، این ملاک ها را جدی بگیرید.

بارها دیده شده است که دختران و پسران جوان برای انتخاب همسر به دنبال شخصی متفاوت از خود در واقع نقطه مقابل خود به لحاظ شخصیتی می گردند. به عنوان مثال ممکن است که دختری اجتماعی با روابط عمومی قوی به دنبال مردی باشد که روابط اجتماعی محدودی داشته باشد، وقتی این زوج کنار هم قرار گیرند مسلما یکدیگر را درک نمی کنند و در آینده همین درک نکردن، مسئله ساز خواهد شد. افراد برای انتخاب شریک زندگی شان باید تشابه شخصیتی را مدنظر قرار دهند و شریکی را انتخاب کنند که از هر جهت شبیه خودشان باشد.


می توانید با هم حرف بزنید؟

۲ توانایی نداشتن ارتباط موثر و سازگار نبودن(عدم تفاهم)

دومین دلیل طلاق در جامعه ایران نداشتن تفاهم است. زوج ها برای ادامه یک ارتباط رضایتمند باید از مهارت های زندگی مانند گفت وگو کردن، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند و این را بدانند که با تشکیل زندگی «من» و «منیت» از بین رفته و «من» تبدیل به «ما» می شود. در زندگی مشترک نفع «ما» مطرح است. همچنین زوج ها باید توانایی سازگاری در هر شرایطی را داشته باشند. در زندگی مشترک، گفت وگو کردن به عنوان یک عامل مهم در ازدواج موفق است. زوج هایی که بیشتر اهل گفت وگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند. متاسفانه از هر ۱۰ زوج، کمتر از ۳ زوج توانایی گفت وگو کردن به شیوه مناسب را دارند. باید به این مسئله توجه داشت که وقتی نتوان با گفت وگو به حل مسئله ای پرداخت، مشکل بغرنج خواهد شد.


تکراری نشوید

۳ آبیاری نشدن رابطه (تکراری شدن)

سومین علت اختلاف و طلاق میان زوج ها، تکراری شدن زن و شوهر برای یکدیگر است. این را باید دانست که رابطه زناشویی مانند یک گیاه است و باید برای رشد آن و جلوگیری از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسیدگی کرد. منظور این است که حس ها و نگاه های تازه که در روزهای نخست آشنایی وجود داشته را دوباره بسازیم. تازگی داشتن برای یکدیگر سبب می شود که هر دو طرف از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند و حس مهم بودن را به یکدیگر انتقال دهند. زمانی که زوج ها وارد فضای طلاق می شوند در واقع این پیام را برای یکدیگر می فرستند که «تو برای من مهم نیستی.» این در حالی است که هر دو طرف می توانند کارهایی انجام دهند که برای طرف مقابل تکراری و خسته کننده نشوندوطرف مقابل هم اهمیت آنها را در زندگی خودش بداند .


وقتی دیگران زندگی را خراب می کنند

۴ دخالت هایی از بیرون

چهارمین علت اصلی طلاق را می توان دست های دخالت گری از بیرون دانست، دخالت ها می تواند شامل موارد ذیل باشد:

دخالت خانواده: متاسفانه بسیاری از زوج ها این مجال و اجازه را به خانواده هایشان می دهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگی شان مداخله کنند. علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده نخستینش بازمی گردد. دختر و پسر وقتی درصدد تشکیل زندگی مشترک هستند، باید وابستگی خود را از خانواده کم کنند و هر کدام از آنها برای پایداری زندگی شان به مدیریت خانواده خود بپردازند.

دخالت امور شغلی و کاری: اهمیت دادن بیش از اندازه به کار و شغل سبب می شود که زوج ها نتوانند وقت مفید و کافی کنار یکدیگر داشته باشند که بالطبع این مسئله باعث می شود محبت در خانواده کمرنگ شود. این را باید دانست که شغل همه زندگی نیست بلکه ابزاری برای زندگی است.

دخالت اهداف شخصی: گاهی یکی از زوجین اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها می دهد، مثلا ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند یا اینکه در منطقه خاصی خانه داشته باشد، در حالی که طرف مقابل چنین تفکری ندارد. وقتی به این مسائل بیش از حد پرداخته شود عملا سکان زندگی از دست زن و شوهر خارج می شود و روابط به سمت گسسته شدن پیش می رود. بهترین راه حل برای این دسته از زوج ها این است که امیال و اهداف خود را در خانه مطرح کنند و تصمیم مشارکتی بگیرند. امروزه فضا، فضای مشارکتی است.

دخالت فرزندان: زوج ها برخی اوقات به فرزندان شان بیش از اندازه بها می دهند، به طوری که تصمیمات را فرزندان بر عهده می گیرند تا جایی که حتی زن و شوهر به دلیل توقعات بالای فرزندانشان لحظه ای نمی توانند با همسرشان خلوت کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۱

در این مبحث از موجبات طلاق سخن به میان می آوریم. مقصود از موجبات طلاق دلایل موجهی است که «مجوز طلاق» به شمار می آیند یعنی با وجود این شرایط علل قانونی برای طلاق مهیاست.

اولا مطابق با ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی: «مرد هر وقت که بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد.» البته مرد باید برای استفاده از این اختیار خویش از دادگاه خانواده «گواهی عدم امکان سازش» بگیرد که گرفتن این گواهی نیز خود مستلزم تشریفاتی نظیر ارجاع امر به داوری است. برای اجرای صیغه طلاق و همچنین ثبت آن در دفتر اسناد رسمی لازم است که تکلیف مسایل مالی زوجه نظیر مهر، نفقه و جهیزیه کاملا مشخص شده باشد و مطابق با تبصره ۳ ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق، پرداخت حقوق شرعی و قانونی زوجه باید به صورت نقد باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱


دعوا سر تاریخ عروسی ادامه پیدا کرد. تاریخی که اونا تعیین کرده بودن ۲۳ تیر بود اما من دقیقا در تاریخ ۲۰ تیر تصمیم به طلاق گرفتم. عروسی عقب افتاد ولی اونا لطف کردن و گفتن ۱۴ مرداد عروسی می گیریم. خنده دار بود یعنی اینا واقعا معنی زمان رو نمی فهمیدن، انگار سه هفته عقب تر خیلی فرق می کنه. بعدها فهمیدم این پسر قبل از من دو تا نامزدی ناموفق دیگه هم داشته! یکیشون همون شب جشن نامزدی سر اینکه هیچ شاباشی به عروس ندادن به هم می زنه و اون یکی هم دو ماه بعد از نامزدی به هم زده و اینا از من مخفی کرده بودن. فامیل دور بودیم و چیز زیادی نشنیده بودم منم چیزی ازش نپرسیدم. خودشم گفت یه دختری بوده حرفش شده ولی فامیلا واسش حرف درآوردن. منم باور کردم ولی بعد مطمئن شدم که این طور نبوده و کاملا جریان رسمی بوده. باورهای غلط جامعه و ایده آل های مادی گرایانه باعث شده که خوب و بد از هم قابل تفکیک نباشه و زمانی که این باورها عمومی بشه اونی که ناسازگاره باید از این خط بره بیرون چون حتی نظم توی جامعه بی نظم خودش سبب بی نظمی بیشتر می شه و من جزیی از این جامعه بودم که به زور می خواست حالیم کنه من دارم اشتباه می کنم.

بعد از اون دعوا که سر اس ام اس پیش اومد خواهراش اومدن پادرمیانی کنن. دعوتمون کردن واسه شام. روز پدر بود و من پررو بازم واسه پدرش کادو گرفتم اما وقتی از اون خواستم اقلا یه زنگ به پدرم بزنه بهم گفت از کی تا حالا صاحب پدر شدی؟... هیچ حرفیش به اندازه این دلم رو نشکست. اون شب می خواست بره تهران و موقع بدرقه کردنش به شوخی درباره طلاق حرف زد و گفت دادخواست بده و من سریع امضا می کنم. این حرف رو کاملا با خنده زد و فکر می کرد دیگه همه چی حل شده. تا یه هفته بعد گوشیم خاموش بود و وقتی بعد از یه هفته روشن کردم دیدم یه جوک خیلی بیمزه واسم فرستاده یا شایدم بد نبود ولی چون اون فرستاده بود من خندم نگرفت. اصلا حرصم دراومد یعنی حتی نگرانم نشده بود بپرسه کجا بودی ناراحتی، چه مرگته چرا خاموشی؟ شبش که زنگ زد با شادی و مسخره بازی شروع کرد به حرف زدن و من با حرص عجیبی که ته دلم بود مثل مسلسل حرفامو بهش زدم. حرفام که تموم شد با تعجب فاجعه آمیزی گفت آخه چرااااااااا؟

از حرص نفسم بند اومده بود واقعا نمی فهمید چرا! بهش گفتم چون احمقی، بچه ننه ای، درک نداری و شعور اجتماعیت صفره. اون لحظه که اینارو بهش گفتم احساس سبکیه خاصی می کردم. می دونید این آدم بدجوری اعتماد به نفسمو گرفته بود. مدام تحقیرم می کرد و همه داشته های منو به هیچ حساب می کرد. تابلوهای نقاشیم، قبولیم تو کنکور ارشد، لباس پوشیدنم که همیشه الگوی همه بود، همه رو بی ارزش می دید. می دونست که در حد من نیست به جای اینکه خودشو بکشه بالا می خواست منو بکشه پایین تا هم قد خودش بشم. دو سه روز بعد بود اومد دنبالم. گفتم باید بریم محضر سریع طلاق بگیریم. رفتیم. یه روز تعطیل بود. نمی دونم جشن مبعث بود یا میلاد فقط یادمه تو محضر جشن عقد بود. وقتی ما رسیدیم عروس داشت می گفت بله و همه کل کشیدن من بی اختیار گفتم بدبخت! محضر دار پرسید واسه چی اومدین؟ من بلند گفتم طلاق! یارو با خنده گفت به به چه روز مبارکی هم اومدین! خلاصه اینکه توضیح داد باید اول بریم دادگاه و... اون روز با هم حرف زدیم بازم دلم به طلاق نبود. خیلی مهربون شده بود. کلی به هم وعده وعید داد. قول داد که بعد از ازدواج می ریم تهران و خلاصه به معنای واقعی خرم کرد. قرار شد من فکرامو بکنم بعد بهش جواب بدم اما خودش دو روز بعد به هم اس داد کی بریم دادگاه! منم گفتم زودتر بیا اونم گفت حتما به زودی می یام. 

بعد برام آرزوی مرگ کرد و گفت تا حالا هر چی برام خریده دونه به دونه از حلقومم می کشه بیرون و یه ریالم مهریه نمی ده. منم جواب دادم که حاضرم مهریه هم بدم ولی از دست تو خلاص بشم! فرداش پدرش با خواهرش اومدن خونمون عصبانی و بغ کرده! اولش سعی می کردن آروم باشن. پدره شروع کرد حرف زدن. تازه فهمیدم این پسر انتقالیشم گرفته و دروغ می گه می ریم تهران و دور می شیم. بهم گفتن چرا بهونه می گیری دردت چیه گفتم پسرتون روراست نیست، بددهنه و... خواهرش گفت تقصیر زنه اگه مرد دروغ بگه! تقصیر زنه اگه مرد بد بشه، تقصیر زنه که... بعد بحث تاریخ عروسی شد و گفتم زوده که پدره حرصش گرفت. شروع کرد به اولتیماتوم دادن: تاریخ همونه که ما گفتیم، همینه که هست، تو کل شهرم بگردی یکی مثل پسر من گیرت نمی یاد، از خدات باشه ما تو رو گرفتیم. اینارو می گفت و هی صداشو بالا می برد منم خیلی آروم ولی محکم گفتم لطفا واسه من تعیین تکلیف نکنید از این خبرا نی... که یهو با داد و بیداد پاشد منو بزنه! که مادرم و خواهرم دستشو گرفتن و من به طرز عجیبی آروم بودم حتی یه تکونم نخوردم از جام! حالا اون هی داشت فحش می داد و بد و بیراه می گفت و این وسط مامان و خواهر منم کپ کرده بودن از ترس. یادمه پا شدم درو وا کردم که یعنی بیرون اونم با همون عربده ها گفت تاریخ عروسی سر جاشه خواستی می یای نخواستی خودت می ری دادخواست طلاق می دی فکر یه قرون مهریه هم نکن اگه نری اینقدر میشینی تا موهات رنگ دندونات بشه.

خلاصه اون روزم گذشت. یادمه تو همین گیر و دار بود که پدرم بالاخره خودشو قاطی کرد. یه روز اومد خونمون و من داشتم با خواهرم جر و بحث می کردم (هیچ وقت نفهمیدم چرا خواهرم اینقدر از طلاق من وحشت داشت) یه دفعه پدرم زد زیر گریه و من خشکم زد! لال شدم! اصلا درد خودم یادم رفت. هیچ وقت فکر نمی کردم اهمیتی واسه بابام داشته باشم. با همه بی تفاوتی هاش و دور بودنش اون روز دلم بدجور گرفت. طاقت اشکش رو نداشتم. قبل از اون هم گریه مادرم رو دیده بودم به خاطر من. واسه همین خیلی از خودم بدم اومد که باعث این همه ناراحتی شدم خدا می دونه چقدر به خودم لعنت فرستادم. پدرم گفت می ره با اون خانواده حرف می زنه که اختلافات حل بشه گفتم نرو تصمیمم رو گرفتم تمومه. دو روز بعد رفتیم دادگاه...

منبع: وبلاگ «یادداشت‌های یک نیمه‌مطلقه»

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٢



تا حالا وارد اتاقی به هم ریخته و در هم پاشیده شده اید؟ بعضی ها عادت دارند به محض ورود به چنین جایی غرغر کنند و ناتوان از تصمیم گیری و بخصوص عملی و اجرایی کردن تصمیمی، زمان را با این فکر سپری کنند که حالا باید چه کنند و از کجا شروع کنند. می روند و می آیند و باز با صحنه در هم ریخته اتاق مواجه می شوند و دنبال مقصر به هم ریختگی می گردند و هر بار همین روند تکرار می شود. بعضی ها هم خم می شوند و از همان جایی که هستند شروع می کنند به جمع کردن و مرتب و منظم کردن وسایل، حتی اگر نزدیک ترین چیزی که به دستشان بیاید دستمالی چرک و کثیف یا تکه کاغذی مچاله شده باشد.


دسته اول همواره چیزی را درون زندگیشان خالی و کم می بینند و کسی غیر از خود را مقصر. به همین دلیل مدام شکست خورده، عصبی، درآمده از چاله و افتاده به چاه، درگیر و در یک کلام عاجزند. دسته دوم اگر با شکستی هم در زندگی روبه رو شوند، درصدد رفع آنند، از چاه به چاله و از چاله به سطح زمین برمی گردند، درگیری های کمتری دارند و در یک جمله، احساس خوشبختی بیشتری می کنند.

حتی دو کودک همزاد یا دوقلو هم مثل هم نیستند؛ بنابراین وقتی قرار است زن و مردی سال های سال زیر یک سقف زندگی کنند، طبیعی است در برخی یا حتی بسیاری از امور نظرات، دیدگاه ها، روش های متفاوتی داشته باشند. شیوه صحیح مدیریت و درک این تفاوت هاست که باعث می شود رنجش و دلخوری احتمالی به شکوه و گله گذاری نرسد و با عبور از آن، روابط خوب و صمیمی به گونه ای نشود که هر یک، طرف دیگر را همچون کوهی از نفرت بداند.


اگر می خواهید جزو دسته دوم، حداقل برای جلوگیری از افتادن و گیر کردن در دام زندگی بدون عاطفه باشید، خم شوید و اتاق افکارتان را با این اصول مرتب کنید:
با افراد متخصص و کارشناس مشاوره کنید، نه هر کسی که صرفا بزرگ تر است یا فقط مدرکی دارد یا همکار و دوستی حتی صمیمی اما بی تخصص است.

نگاه علمی را در خود تقویت کنید نه نگاه ها و برداشت های احساسی را.
اگر هنوز ازدواج نکرده اید، شیوه ها و معیارهای صحیح انتخاب همسر را یاد بگیرید و اجرا کنید، نه صرفا عشق و علاقه موقت دو جانبه را.

اگر ازدواج کرده اید به طور مداوم آموزه های نحوه رفتار شخصی و اجتماعی، همسرداری، بچه داری، شیوه زندگی و... را یاد بگیرید و راهکارهای عملی آنها را با زندگی خود تطبیق دهید.
راه های صحیح اصلاح رفتار نادرست و جلوگیری از تکرار آنها را بیاموزید و اجرا کنید نه اولین راهی را که به نظرتان می رسد.

از هر مساله جزئی و کوچکی شکوه نکنید. با شناخت کافی، اهم و فی الاهم کنید و ویژگی های واقعا بد و مسائل اساسا مهم را مد نظر بگیرید.

احترام متقابل را حفظ کنید. بی احترامی و توهین مقدمه دلخوری و ورود به حیطه لطمات عاطفی است.
به تفاوت سلیقه، فکر و نگاه یکدیگر احترام بگذارید و دیگری را تمسخر نکنید.

اگر با تغییر دکور یا رنگ یا... موافق نیستید اما همسرتان آن را دوست دارد، در صورتی که مشکل حادی پیش نمی آید، انتخاب و سلیقه اش را بپذیرید.
برای داشتن زمان های مکالمه دو نفره برنامه ریزی کنید.
نگذارید دلخوری باعث شود مکالمات دو نفره از زندگی حذف شود.

در حین بیان ناراحتی های خود از مجادله و بلند کردن صدایتان پرهیز کنید.
خواسته ها و انتظاراتتان را واضح و مشخص بیان کنید.

هر گفته جایی و هر سخن مکانی دارد. آن را همواره رعایت کنید.
آنچه را برای خود نمی پسندید برای دیگری نپسندید. اگر نمی خواهید همسرتان با عصبانیت جوابتان را بدهد، شما هم چنین نباشید. اگر به خانواده خود عشق می ورزید، خانواده او را نیز دوست داشته باشید.

عشق و علاقه با منت جور درنمی آید. برای عشقی که به طرف دیگر داشته اید یا کارهایی که به سبب علاقه خود کرده اید منت سر همسرتان نگذارید.

از خودتان هم (نه از طرف مقابل) به شکلی منطقی و منصفانه حساب کشی کنید.

قدم به قدم اشتباهات و اشکالات رفتاری و گفتاری خودتان را صحیح و رفع کنید.

از تکرار اشتباهات و اشکالاتتان پرهیز کنید.

ویژگی های بد و خوب خود و طرف مقابل را با هم سبک و سنگین کنید.
نحوه مهار عصبانیت و مدیریت خشم را بیاموزید.
در حل مشکلات جدّیت داشته باشید.

مشکلات اساسی را به حال خود رها نکنید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٢/۱۱


رو به قاضی دادگاه می کنند و می گویند: «تفاهم نداریم.» همه چند سال زندگی مشترکشان را در این دو کلمه خلاصه می کنند و می روند تا مراحل ثبت طلاقشان را در دفترخانه پیگیری کنند. آمار دقیقی از طلاق هایی که به صورت توافقی انجام می شود در دست نیست اما برخی از گزارش ها از رقم ۸۰ درصد در این باره حکایت می کند. توافق بر سر فروپاشی زندگی ای که با هزار امید و آرزو ساخته شده اینقدر آسان بر زبان می آید که گویی برای انصراف از خریدن کالایی بنجل صحبت می کنند که مورد پسند خریدار نیست.


آمارها نشان می دهند که در ۱۵ سال گذشته تاکنون طلاق افزایشی ۴ برابری در کشورمان داشته است. هر چند کارشناسان مشکلات اقتصادی و اشتغال را عامل اصلی طلاق می دانند اما پرونده های شعب دادگاه های خانواده نشان می دهد که ناتوانی جنسی، ناآشنایی با مسائل زناشویی، مهارت های زندگی و مشکلات اقتصادی، علت بیشتر طلاق هاست.


آمارهای رسمی نشان می دهد که از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ بیش از ۱۰ میلیون ازدواج و یک میلیون طلاق ثبت شده که در ظاهر آمار نگران کننده ای نیست اما بر اساس همین آمار در سال ۱۳۷۵ تعداد ۳۷ هزار طلاق و در سال ۱۳۸۹ تعداد ۱۳۷ هزار طلاق به ثبت رسیده است. سال ۹۰ هم وضع بهتری نسبت به سال ۸۹ ندارد؛ در این سال اگر چه ۸۳۳ هزار و ۳۳۲ فقره ازدواج به ثبت رسیده اما تعداد طلاق های ثبت شده در این سال ۱۴۰ هزار مورد بوده که رشد ۷ درصدی را نشان می دهد. تغییر در فضای جامعه، آشنایی زنان با حقوقشان، مشکلات اقتصادی، ظاهر بینی جوانان، کم رنگ شدن حضور خانواده ها در مسئله ازدواج، سطحی نگری به ازدواج باعث شده تا افزایش طلاق بیشتر در جامعه به چشم بیاید.




پس از رهنمودهای مقام معظم رهبری در آخرین سفرشان به خراسان شمالی ایشان سخنانی را درخصوص سبک زندگی ایرانی و مغفول ماندن آن در سیاست گذاری های خرد و کلان و در زندگی روزمره مطرح فرمودند. یکی از ۲۰ پرسشی که ایشان مطرح فرمودند مسئله زیاد شدن طلاق در برخی مناطق کشور است. برای بررسی وضع طلاق در جامعه میزگردی با حضور دکتر عبدالرضا عزیزی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی،محمداسماعیل سعیدی، دبیر اول کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران و فهیمه قبیطی، روان شناس در کافه خبر تهران امروز برگزار شد که مشروح آن را می خوانید.


طلاق موضوع جدیدی در روابط بین خانواده ها نیست. در قرآن هم از طلاق به عنوان حلال مغضوب نام برده شده است. اما مسئله اصلی اینجاست که در فرهنگ اسلامی ایرانی که در آن اصل بر نهاد خانواده است چه اتفاقی افتاده که قبح طلاق در بین خانواده ها از بین رفته و به معضلی در جامعه تبدیل شده است؟


موسوی چلک: بعد ازفرمایشات مقام معظم رهبری در خراسان شمالی اتفاقی که در جامعه ما افتاداین بود که فضا برای نگاه واقع بیینانه تر نسبت به آسیب های اجتماعی باز شد. ایرادی که در جامعه ما وجود دارد این است که ما همیشه آسیب های اجتماعی را با رویکرد امنیتی نظامی، سیاسی و قضایی نگاه می کنیم و همین سبب می شود هر زمانی که می خواهیم در این باره صحبت کنیم گاردی در مقابل آن می دیدیم. اما سوالاتی که حضرت آقا مطرح کردند برای افرادی مثل ما که کار کارشناسی می کنیم سبب شد تا افق پیش روی ما کمی بازتر شود و بعد از صحبت های ایشان می توانیم خارج از قالب های سیاسی انتظامی، نگاهی منطقی تر به آسیب های اجتماعی داشته باشیم.


آنچه در طول این چند سال در مورد ازدواج و طلاق در کشورمان اتفاق افتاده روند کاهشی ثبت ازدواج دائم و روند افزایش ثبت طلاق است. بر اساس آمار در سال های ۹۰ و ۸۹ ازدواج ۲ درصد رشد منفی داشت و طلاق ۴/۱ درصد رشد داشت، (اگر آمارها درست باشد که من شک دارم) نسبت طلاق به ازدواج از هر ۶ ازدواج یک طلاق است. همین آمار ۱۰ سال قبل خیلی تفاوت داشت،یعنی به ازای هر ۱۲ ازدواج یک طلاق اتفاق می افتاد.


اتفاق دیگر، زمان اندک زندگی مشترک است که به فاصله ۲ سال نزدیک شدیم. پیش تر این فاصله ۵ سال بود که با پایین آمدن این رقم طبیعتا مطلقه ها جوان تر شده اند. با توجه به این روند که در پیش داریم به موضوع طلاق و خانواده نباید به عنوان یک جزیره نگاه کنیم بلکه باید از چند منظر به این حوزه نگاه کرد. یک منظر حوزه سیاست گذاری های کلان کشور در بخش اجتماعی است. ببینید زمانی که آنفلوانزای مرغی شایع شده بود زمین را به آسمان دوختیم تا بتوانیم این بیماری را کنترل کنیم اما درباره آسیب های اجتماعی چه اقداماتی انجام داده ایم؟ از نظر من برنامه پنجم توسعه سیاست های کلی نظام، قوی ترین سیاست های ابلاغی را در برنامه های توسعه در حوزه اجتماعی دارد.


در پیوست فرهنگی این برنامه توجه به خانواده، توسعه نظام های پیشگیری از آسیب های اجتماعی و فردی دیده شده است. ۱۱ بند این سیاست ها مربوط به مسائل اجتماعی است که برخی از آنها در ادوار قبل تکرار شده و بعضی دیگر جدید هستند. اما در قانون برنامه پنجم آسیب ها در کجای این برنامه و امور اجتماعی جای دارد؟ وقتی امور اجتماعی درسیاست گذاری مظلوم واقع می شود خروجی آن خانواده ای است که افراد آن ۱۵ دقیقه هم با هم حرف نمی زنند و در نتیجه تغییر ساختار خانواده اتفاق می افتد. اکنون خانواده به جای اینکه کارکردهای مختلفی داشته باشد به خوابگاه تبدیل شده است.




الان بحث ناتوی فرهنگی مطرح می شود، پیش از آن موضوع شبیخون فرهنگی و ماقبل آن نیز تهاجم فرهنگی مطرح بود. ناتوی فرهنگی بسیار خشن تر از دو موضوع دیگر است و نشان از وخامت بیشتر اوضاع دارد. زمانی که ما دغدغه تهاجم فرهنگی داشتیم حاضر نشدیم به علت مسائل سیاسی و امنیتی در حوزه اجتماعی و روی نشاط اجتماعی و تقویت هویت فرهنگی سرمایه گذاری کنیم چون نقش مسئولان فرهنگی ما ممیزی فرهنگی است نه تقویت هویت فرهنگی.


اگر امروز بحث ما دغدغه ناتوی فرهنگی و جنگ نرم هست به این علت است که این مسئله تاثیرش را در خانواده می گذارد و خروجی های آن طلاق، خشونت خانوادگی، مواد مخدر و مسائل دیگری است که در درون خانواده اتفاق می افتد. اما غفلت ما در جای دیگری است؛غفلتمان جایی است که امور اجتماعی در سیاست گذاری همه حوزه ها مغفول مانده است.


از سوی دیگر تصمیم گیری ها در حوزه های اقتصادی بر طلاق بی تاثیر نیست چون ما در حوزه سیاست گذاری اصلا به آسیب ها فکر نکردیم.


با توجه به اینکه گفته می شود تورم اعتماد، اخلاق و نهاد خانواده را سست می کند، پس چه تحولی بیشتر خانواده را تحت تاثیر خود قرار می دهد؟


موسوی چلک: در بحث کلان نهادهای اجتماعی کارکرد خود را به درستی انجام نمی دهند، وقتی این نهادها کارکرد خود را درست انجام نمی دهند طبیعتا چرخ دنده جامعه هم خوب نمی چرخد و اقتصاد روی خانواده، خانواده روی اقتصاد، امنیت، مذهب، سیاست و... تاثیر می گذارد.


سیاست گذاری های ما تک بعدی و عمدتا عمرانی و اقتصادی است اما به تاثیراتی که در تصمیم گیری های اقتصادی بر حوزه اجتماعی خانواده می گذارد توجه نمی شود. مثلا آیا مسکن مهر با سبک معماری ایرانی اسلامی و زندگی ما همخوانی دارد؟ آیا آموزش های لازم را به افراد داده ایم که چطور در این خانه های کوچک زندگی کنند که اخلاق اجتماعی زیر سوال نرود و نشاط و شادابی داشته باشند؟


مسئله اینجاست که وقتی ساختمانی ساخته می شود همه می بینند اما وقتی بخواهیم روی کیفیت زندگی کار کنیم چون ممکن است نتیجه آن به عمر مدیریتی مان قد ندهد به آن سمت نمی رونیم چون جزو گزارش عملکرد نیست.


پس مهم ترین مشکل ما در بخش سیاست گذاری است و درسیاست گذاری در بخش اجتماعی هم غفلت کردیم.


عزیزی: ایراد از ماست که نقشه راه درست برای سبک زندگی نداریم، در حالی که برای سبک زندگی اسلامی و ایرانی جزئیات زیاد و قابل اعتنایی وجود دارد ولی متاسفانه ما هنوز موفق نشده ایم این جزئیات را جمع آوری کنیم و به صورت کد به عنوان سبک زندگی اسلامی ایرانی در بیاوریم. در حالی که رهنمودهای مقام معظم رهبری می تواند به ما کمک کند تا یک نقشه سبک زندگی دینی را ترسیم کنیم. من هم قبول دارم که تا به حال در این باره به ویژه در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی غفلت شده اما در این دوره برای نخستین بار است که ۴ کمیته جمعیت و تنظیم خانواده، کاهش آسیب ها و پیشگیری، مبارزه با مواد مخدر و کمیته ایثارگران به صورت فعال تشکیل شده است و کمیسیون نیز به دنبال متخصصان این امور است که به کمک اعضا بیایند و در این کمیته ها کمک کنند.


طرح ها و بحث های مختلفی درباره پیشگیری و یا کاهش طلاق در جامعه مطرح شده، نظارت نمایندگان مردم بر این موضوعات چگونه است؟


عزیزی: ما در کمیسیون اجتماعی به پیشگیری، بیشتر از درمان اعتقاد داریم. برای اینکه هزینه های پیشگیری یک سوم درمان آن هم با کارآیی بالاست. مثلا در طرح غربالگری تنبلی چشم که اخیرا انجام شد با این کار کوچک از ۱۰ هزار نابینایی مطلق با هزینه کم اما با کارایی بالا پیشگیری شده است. اما واقعیت این است که ما در بخش پیشگیری ضعیف هستیم غفلت در این باره هم متوجه مجلس شورای اسلامی است و هم دولت چراکه مجلس اهمیت پیشگیری را نمی داند و دولت هم اجرا نمی کند.


مجلس باید ردیف و بودجه به اندازه کافی در اختیار دولت بگذارد و از او کار بخواهد و با مطالعه بگوید این کارها نیاز به پیشگیری دارد ما به عنوان قوه مقننه اعتبار می دهیم و کار می خواهیم.



پس وقتی اعتبار در اختیارشان نیست چطور سازمان های مختلف در موضوعی مثل کاهش نرخ یا پیشگیری از طلاق باید با هم هماهنگ شوند؟


عزیزی: درباره پیشگیری از طلاق باید از مسائلی که باعث طلاق می شود، پیشگیری کنیم. طلاق در همه جای ایران یکسان نیست و در استان ها و شهرستان ها فرق می کند. مثلا در خراسان شمالی به ازای هر هزار نفر ۱۶ ازدواج و در تهران ۱۰ ازدواج به ازای هر هزار نفر است. در تهران از هر ۱۰ ازدواج ۳ طلاق به ویژه در شمال تهران اتفاق می افتد و در خراسان شمالی به ازای هر ۹.۶ ازدواج یک طلاق است. یعنی استان به استان فرق می کند و این موضوع باید بررسی شود، چون خواسته های جوانان با هم فرق می کندو مثل سابق نیست. جوانی که خواسته های بالایی دارد وقتی به آن نمی رسد ممکن است احساس کند به بن بست رسیده و زورش به خودش می رسد و می گوید این خواسته من نیست. برخلاف گذشته ها که خیلی قانع بودند و با حداقل ها می ساختند و بالاترین کارایی را داشتند اما آنچه باعث طلاق می شود را باید پیش بینی کنیم.


در ازدواج معیارهایی وجود دارد که باید رعایت شود؛ تطابق تحصیلی و فرهنگی و... اگر رعایت شوند احتمال اینکه یک ازدواج منجر به طلاق شود خیلی کم است یا مثلا اخیرا مد شده در اینترنت همسریابی می کنند. زندگی با همسری که در اینترنت و خیابان پیدامی شود دوام کمی دارد اما همسری که فرهنگ و اخلاقش شناخته شده است احتمال پایداری زندگی با او بیشتر است.متاسفانه هرچه جلوتر می رویم احتمال پایداری زندگی ها کمتر می شود.


ما نقشه راه و سبک زندگی برای جوانان نداریم، در مقابل خواسته های جوانان از زندگی شان بیشتر از توانایی شان است، از سوی دیگر سن ازدواج بالا می رود و وقتی جوان به خواسته هایش نمی رسد طلاق هم افزایش پیدا می کند.


مشکلات اقتصادی مسئله دیگری است که باید به آن توجه کرد. آن چیزی که در آینده منجر به طلاق می شود را باید از همین الان جلویش را گرفت. بسیاری از زوج های جوان دوستانه و توافقی از هم جدا می شوند چون از عهده زندگی مشترک بر نمی آیند.پس باید ببینیم چه اتفاقی افتاده که جامعه به اینجا رسیده است. باید پیشگیری های لازم را به عمل بیاوریم؛رسانه ها واسطه های فرهنگی هستند و فرهنگ بدون رسانه فایده ندارد. فیلم های سینمایی می توانند الگوی خوبی برای جوانان باشند و اثری که می گذارند این است که هنجارها و کنش های مطلوبی را به افراد بدهند و آنها را درست هدایت کند.


در رسانه ها تبلیغ پفک نمکی می شود اما چقدر در باره آسیب های اجتماعی برنامه تهیه می شود؟ برای پیشگیری از مواد مخدر چقدر برنامه داریم؟ چند میزگرد در باره پیشگیری از طلاق داشتیم؟ مشکل ما این است که کلاس های فن سخنوری را برگزار می کنیم اما کلاسی برای آموزش بعد از ازدواج نداریم و فکر می کنیم این کلاس ها هزینه اضافه است اما اگر آموزش لازم و شیوه زندگی را به جوانان بدهیم که دختر و پسر بدانند چطور باید در زندگی اجتماعی و شخصی برنامه داشته باشند، قطعا طلاق ها کاهش پیدا خواهد کرد.


سال ۸۸ یکی از پژوهشگران بنام ۳ پیمایش را با عنوان ارزش ها و نگرش های راه منتشر کردند که دو پیمایش آن منتشر شد اما سومین پیمایش آن هیچ گاه منتشر نشد. دکتر گودرزی معتقد بودند که با توجه به نتایج ۴ دوره این پیمایش ها، جامعه ما جامعه فروپاشیده ای است. ما یک تحول بزرگ فرهنگی را از سر گذراندیم که انتظارات افراد از زندگی خانوادگی تغییر کرده و ما در حال گذار از شکل خانواده و انتظارات از خانواده به شکل جدید هستیم و این به عنوان متغیر زمینه ای نهاد خانواده را دچار تلاطم کرده. چقدر این موضوع در جامعه مشاهده می شود و تحول فرهنگی و انتظار از زندگی در جامعه چگونه است؟


فهیمه قبیطی: تعداد زیادی از افرادی که به بنده مراجعه می کنند افرادی هستند که در شرف ازدواج یا طلاق هستند. خیلی کم هستند خانم هایی که به علت بیکاری شوهرشان درخواست طلاق داده اند. آنچه یک خانواده را در معرض طلاق قرار می دهد کمرنگ شدن ارزش های اخلاقی است. یکی از نهادهایی که درالگو پذیری افراد تاثیر دارد رسانه است.


سال های سال است وقتی می خواهیم جمله ای که می گوییم را به یک مقام دارای استناد علمی،ارجاع معتبر دهیم می گوییم تلویزیون گفت. یعنی تلویزیون از یک فیلتر مشروع رد شده و به من منتقل می شود. اما در تبلیغات تلویزیون می بینیم که سکه ها از آسمان می بارند و صدایی می گوید که آرامش و خوشبختی در سایه این سکه هاست. خوب وقتی یک جوان این تبلیغات را می بیند چرا انتظاراتش بالا نرود و از خودش انتظار بیشتری نداشته باشد. رسانه ها جزو نهادهایی هستند که در پیدایش نگرش ها و باورهای ما نقش مهمی دارند.


ایرادی که به سیاست گذاران و برنامه ریزان فرهنگی و ۳۲ نهاد فرهنگی در حوزه سیاست گذاری وارد است این است که نتوانستند ارزش های اخلاقی و دینی را در افراد درونی کنند. خانواده خواه ناخواه در معرض بحران قرار می گیرد؛ ما نمی توانیم خانواده را در قرنطینه بگذاریم. اقتصاد، فرهنگ و امنیت اجتماعی، جرایم و آسیب ها و اعتیاد،همه و همه بر خانواده تاثیر می گذارد. خانواده چگونه در برابر این آسیب ها واکسینه می شود؟


پس باید با سیاست گذاری صحیح نگاهی از درون به خانواده داشته باشیم تا بتوانیم یک نسخه برای آن بپیچیم.


زوجین می دانند در طول زندگی به بحران اقتصادی و اعتیاد و نداری و خشونت و عصبانیت برخورد می کنند، ولی چه اتفاقی می افتد که به محض اینکه به یکی از این بحران ها برخورد می کنند نخستین موردی که به ذهن شان می رسد طلاق است، در صورتی که طلاق باید آخرین راهکار باشد. اگر در خانواده ای در قدیم طلاق بود، حداقل اینکه قتل، فحشا و آسیب های اجتماعی که الان در جامعه هست، نبود. اما ضعفی که کارگزاران و مسئولان فرهنگی داشتند این بود که خیلی عقب تر از دانش و افکار جوانان حرکت کردند، یعنی برنامه های فرهنگی ده ها گام عقب تر از دانش، آگاهی و اطلاعات جوان هاست و به قدری سطحی و ساده اندیشانه است که جوان ها به آن اعتنایی ندارند و گذرا از آن رد می شوند.


عزیزی: من با برخی از صحبت های شما مخالفم. ما به جای اینکه به جوان ها ایراد بگیریم باید خودمان را سرزنش کنیم و از خودمان ایراد بگیریم که به آنها آموزش ندادیم و راه های پیشگیری را به آنها آموزش نداده ایم.افراد خانواده در تعاملات و کنش های متقابل می توانند کیفیت و کمیت مولفه های سبک زندگی را تغییر دهند. رسانه ها هم در این حوزه مسئولیت خطیری دارند چون رسانه ها بیشترین مولفه ها را می توانند به خانواده ارائه کنند و هرچه این محیط مطلوب تر باشد برون داده ها نیز مطلوب تر می شود.یعنی رسانه ها به صورت غیرمستقیم در آموزش رسانه ها نقش دارند.


قبیطی: انتظارات از یک فرد در موقعیت های مختلف متفاوت است. یک زن باید نقش همسر، کارمند، مادر و... را باید براساس انتظاراتی که از او می رود ایفا کند.


وقتی مقام معظم رهبری از تمدن نوین ایران اسلامی صحبت می کنند یعنی ما باید یک گذر تاریخی داشته باشیم از چیزی که بوده ایم و تحولاتی که اتفاق افتاده را بپذیریم. موضوع اشتغال و تحصیل زنان موضوعی انکارناپذیر است و هر چقدر سیاست گذارها بخواهند به انحای مختلف مانع از آن شوند باز هم این اتفاق می افتد. اما وقتی یک دختر وارد دانشگاه می شود هیچ پیش فرضی از اینکه زن مهندس چگونه باید در جامعه، خانه و دانشگاه رفتار کند، ندارد چون در تمام کتاب های درسی تمام مشاغل مردانه معرفی شده است.


عزیزی: درست است، در تمام دانشگاه های ما تئوری تدریس می شود و تنها دانشگاهی که بحث عملی دارد،دانشگاه های علمی کاربردی است که ۶۰ درصد فارغ التحصیلان بعد از دانشگاه وارد بازار کار می شوند امادر مقابل ۲۸ درصد دانشجویان دیگر دانشگاه ها بعد از تحصیل وارد بازار کار می شود.خوب این ایراد وجود دارد که متاسفانه ما بر اساس نیازها دانشجو نمی پذیریم. اینها هه برنامه ریزی می خواهد که ما باید براساس نیازها عمل کنیم.


در گذشته خانواده ها مهارت های زندگی را به فرزندانشان آموزش می دادند اما اکنون خلئی در این باره وجود دارد، این خلأ از کجا به وجود آمده است؟


سعیدی: بعد از پیروزی انقلاب تحولات زیادی در جامعه اتفاق افتاد،یکی از این تحولات این بود که خانواده ها تصور می کردند چون نظام جمهوری اسلامی شده نهادهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی باید نقش ویژه ای را داشته باشند.بعد از پیروزی انقلاب جامعه ما روزبه روز با تحولات متعددی روبه رو شد، یکی از تحولات این بود که خانواده ها فکر کردند چون نظام، جمهوری اسلامی شده نهادهای اجتماعی و فرهنگی و آموزش باید نقش ویژه ای را داشته باشند و همین تفکر بود که باعث شد بخش قابل توجهی از خانواده ها وظیفه و نقش اصلی خود در ارتباط با تعلیم و تربیت فرزندان را به عهده نهادهای اجتماعی، آموزشی و فرهنگی بگذارند و مشکل از همین جا آغاز شد.


امروزه دانش آموزی که از دبیرستان فارغ التحصیل می شود صرفا به کلاس های علمی آموزشی و دنبال تحصیل علم رفته و چیزی از معاشرت های اجتماعی و مهارت های زندگی نیاموخته و همین طور وارد دانشگاه و جامعه شده است.




در کتب مدارس هم سرفصلی در باره آموزش مهارت های زندگی دیده نشده و هیچ واحد درسی در این باره وجود ندارد که جوان در سنی که شخصیت او شکل می گیرد همزمان آموزش مهارت های زندگی هم ببیند. در مقابل در جامعه هم آموزشی در این باره وجود ندارد. سوال من این است که چقدر فرهنگ در شکل گیری این شخصیت در جامعه موثر است؟ درصد بالایی از مولفه ها مربوط به فرهنگ است اما متاسفانه مهندسی فرهنگی در کشور ما کمرنگ است. نقش مدارس، دانشگاه ها، سازمان صداوسیما، سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد کجا در فرهنگ تعریف شده است؟


عزیزی: در سبک زندگی ۳ موضوع در حوزه فردی و خانواده و اجتماعی تعریف شده است که در حوزه اجتماعی، مهم ترین بخش، فرهنگ است که می تواند سبک زندگی افراد را در اختیار داشته باشد، پس نیازی نیست تاثیر رسانه ها را در فرهنگ داشته باشیم.


سعیدی: این موضوع را چندین سال قبل مقام معظم رهبری در باره مهندسی فرهنگی فرمودند و این سبک زندگی هم که فرمودند درست نمی شود مگر اینکه مهندسی فرهنگی درست شود.


علت اینکه این برنامه ها به جایی نمی رسد چیست؟ چرا کاربردی نمی شوند؟


عزیزی: هر چیزی باید پشتوانه و عقبه درستی داشته باشد. مهندسی فرهنگی که آقای سعیدی به آن اشاره کردند به این علت است که ما نقشه راه فرهنگی نداریم که درست حرکت کنیم.


موسوی چلک: الان چند لایحه داریم که پیوست فرهنگی داشته باشد؟


عزیزی: در مجلس ۴۰ درصد طرح ها و لایحه ها به کمیسیون اجتماعی بر می گردد، این کمیسیون یا کمیسیون اصلی است یا کمیسیون فرعی است؛ اگر در کمیسیون اقتصادی چیزی می آید فرعی اش در اجتماعی است، حتی در کمیسیون امنیت ملی هم مواردی مطرح می شود که به کمیسیون اجتماعی باز می گردد اما ما کمی در بحث اجرا مشکل داریم.


موسوی چلک: من ۱۳ سال است در حوزه فرهنگی کار می کنم و سیاست های مهندسی فرهنگی را سال هاست می خوانم. شما یک طرح یا یک لایحه بیاورید که پیوست فرهنگی داشته باشد حتی بعد از برنامه پنجم نخستین بند امور فرهنگی که در سیاست های کلی برنامه پنجم ابلاغ شد، الزام به تغییر پیوست فرهنگی داشت چون ما دغدغه مهندسی فرهنگی با رویکرد فرهنگی نداریم.اینکه دستگاه ها در حوزه فرهنگی کار می کنند بحث دیگری است.


عزیزی: (با لبخند و کنایه) وقتی قوه مقننه برای کمیسیون فرهنگی ارزش قائل نیست و با ۸نفر تشکیل می شود انتظار دارید فرهنگ ما درست شود؟۱۹ نفر عضو در کمیسیون اجتماعی داریم و ۲۹ نفر عضو در کمیسیون امنیت ملی.


سعیدی: مشکل ما اینجاست که نقشه راه و مهندسی فرهنگی نداریم. برای طلاق یا مسائلی که ناشی از این قضیه است نسخه ای نداریم و جزیره ای عمل می کنیم. در زمانی که شبکه فارسی وان خانواده ها را نشانه گرفته و فیلم هایشان برای متزلزل کردن بنیان های خانواده است ما در مقابل چه برنامه ای داریم؟ الان وقتی از بالا به شهرها نگاه می کنیم بیشتر منازل حتی در روستاها دیش ماهواره دارند.


عزیزی: امسال به روستایی رفتیم که برای نخستین بار آنتن تلویزیونی قرار بود در آنجا افتتاح شود تا بتوانند شبکه های یک تا ۳ را ببینند ولی همه خانه های روستا آنتن ماهواره داشتند. خب این ضعف ماست. وقتی تولید قابل توجهی نداریم که بتوانند انتظارات مردم را برآورده کند چه انتظاری باید داشته باشیم؟


موسوی چلک: طلاق معلول عوامل دیگری نیز هست. وقتی اعتیاد وارد خانه می شود به دنبالش سوء ظن را دارد. روابط جنسی را تحت تاثیر قرار می دهد و روابط فرازناشویی اتفاق می افتد. ما اصلا در مورد سلامت روانی– اجتماعی در کشورمان کار نکرده ایم و این موضوع هیچ گاه دغدغه اجتماعی نبوده. وقتی هم می خواهیم وارد این کار شویم پزشکان متولی سلامت روانی جامعه می شوند و تصمیم می گیرند.


آنچه آینده جامعه را تهدید می کند نه مسائل اقتصادی است و نه مسائل نظامی؛ بلکه مسائل اجتماعی و فرهنگی و شبکه های ماهواره ای خانواده ها را نشانه گرفته اند. من می گویم ما غفلت کرده ایم، بالاخره باید یک نفر به عنوان متولی و مدیریت این بخش باشد. جایی که بتواند جامعیت و سطوح مختلف پیشگیری را داشته باشد.





عزیزی: ما به خرد جمعی اعتقاد داریم و در کمیسیون اجتماعی روی متخصصان امور اجتماعی باز است. آنچه بزرگ ترین قدرت نظامی جهان یعنی آمریکا را تهدید می کند اعتیاد است که به دنبال آن بسیاری از آسیب های اجتماعی زنجیره وار قرار دارد. وقتی بزرگ ترین قدرت نظامی جهان را به زانو درآورده ما که دیگر جای خود داریم.


موسوی چلک: خب، نباید سکوت کنیم و بنشینیم تا اتفاق بیفتد. اکنون اولویت ما چیست؟ آیا مسائل اجتماعی است؟ مسائل اجتماعی مثل خوره به جان خانواده ها افتاده، ۳۰ درصد قتل ها خانوادگی است و پرونده های مربوط به تمکین و عسر و حرج و ترک خانواده افزایش پیدا کرده است.


ما در طلاق یک رکود داریم، بعضی ها با این مسئله کنار آمده اند و به روابط فرازناشویی پرداخته اند اما در زیر یک سقف با همسرشان زندگی می کنند. در این خانواده نمی شود پایبندی، همکاری و احساس مسئولیت و گذشت دید. من ۲۰ سال است در این حوزه کار می کنم اگر در خانواده ای روابط زناشویی با رضایت وجود داشته باشد بسیاری از مسائل دیگر حل می شود. ما درخصوص حساس ترین موضوع حاضر نیستیم صحبت کنیم. سالی ۴۰ هزار مورد طلاق وارد مراکز می شوند، وقتی می دانیم موضوع چیست و سرمایه گذاری نمی کنیم خروجی اش خشونت خانگی و سوءظن و... می شود.


رابطه فرا زناشویی در ایران بسیار جدی است و تاثیرش را در خانواده ها می گذارد متاسفانه الان فاصله زندگی مشترک کم شده یعنی معیارهای ما درست نیست. یکی از دلایلی که افراد ازدواج نمی کنند، بی اعتمادی است.


دکتر عزیزی: من هم مخالف سکوت فرهنگی هستیم چون یکی از بیشترین ضربه هایی که خوردیم در مورد سکوت فرهنگی است ما درمورد ایدز اینقدر سکوت کردیم تا بعد مجبور شدیم حتی در مدارس هم زنگ ایدز را به صدا دربیاوریم.


موسوی چلک: مشکل ما این است که می خواهیم کار ضربتی کنیم اما اعتبارات پیشگیری مان کم است. اگر بخواهیم درخصوص پیشگیری کاری کنیم باید از سه سالگی آغاز به کار کنیم. ما نیاز به یک پرونده اجتماعی داریم که از قبل از تولد فرزند تشکیل شود و اتفاقاتی که برای پدر و مادر می افتد تا زمان بعد از فوت پدر ومادر باید در آن ثبت شود اما چنین پرونده ای نداریم. درحالی که برای رشد کودک کارت رشد داریم و برای آن سرمایه گذاری می کنیم.


الان قانون برنامه پنجم توسعه بر سلامت جسم تاکید دارد نه سلامت روان. پس وقتی روی سلات روان سرمایه گذاری نمی کنیم نتیجه اش طلاق، اعتیاد، فرار از خانه و... می شود. با این وضعیت در آینده وضعیت بحرانی تر می شود چراکه ویژگی آسیب ها فرق خواهد کرد. اول اینکه آسیب ها در آینده زنانه می شوند، دوم اینکه آسیب ها به درون خانواده می رود یعنی جایی را نشانه گرفته اند که انسجام را از بین ببرند. سوم اینکه آسیب ها کودکانه می شوند و در نهایت سایبری می شوند.


پیشنهاد ما این است که سیاست اجتماعی کشور در حوزه آسیب های اجتماعی مشخص شود. در سیاست های فعلی آسیب ها کم است. باید سطوح مختلف پیشگیری، بهره گیری از مبانی دینی یا... تعریف شود نه اینکه هر کس آمد، سلیقه ای عمل کند. ما الان جزیره ای عمل می کنیم. بدون اینکه بدانیم خط مشی ما کجاست. در حوزه ایدز جزیره ای عمل کردیم و از شیوع ایدز در اثر استفاده از سرنگ آلوده به شیوع به علت روابط جنسی کنترل نشده رسیدیم. اما در حوزه موادمخدر سیاست را درست تعریف کردیم و موفق بودیم. باید به سمتی برویم که در تک تک استان ها سند کنترل کاهش آسیب های اجتماعی تهیه شود.


عزیزی: به نظر شما برای کنترل روابط جنسی جوان هایی که ازدواج نکرده اند چه کار کنیم که روابط پنهان به وجود نیاید؟


موسوی چلک: ما تا الان در خانواده ها درباره مسائلی از این دست صحبت نکردیم. درباره ایدز اینقدر اطلاعات مستمر و قابل فهم و به زبان ساده به مردم دادیم تا توانستیم شیوع آن را تقریبا کنترل کنیم. تا زمانی که شدت تب گفته نشود، نوع واکنش ها پاشویه است. ما درباره آسیب های مربوط به خانواده زمان را از دست می دهیم اما این آسیب ها رشد زیرزمینی خود را انجام می دهند و منتظر ما نمی مانند.


برای همه چیز می شود راهکار داد اما دولت نمی خواهد پاسخ دهد. وزرا از پاسخ دادن به موضوعات کارشان طفره می روند، همه می خواهند مرجع باشند اما در سایه نمی توان مرجع در سایه را سوال کرد.


آموزش، نخستین راهکار است. اطلاع از عوارض رضایت نداشتن در روابط زناشویی مشکل بعدی است که ما در این بخش کار نکرده ایم. موضوع دیگر تهدیداتی است که در این حوزه وجود دارد. در باره آنهایی که ازدواج نکردند باید تابو را بشکنیم. باید یک همگرایی بین مدیران و کارشناسان در تمام حوزه های مرتبط انجام شود و اطلاع رسانی کنیم. اکنون مجلس بهترین فرصت را برای این کار دارد.باید به این بخش برویم و متولی مشخص شود تا ۱۰ سال بعد پاسخ بگیریم، مسائل اجتماعی و فرهنگی امنیت ملی ما را نشانه گرفته اند.


فهیمه قبیطی: ما خیلی در این مناقشات خانوادگی بودیم. یکی از مشکلات اجتماعی، خانوادگی و فردی این است که بخش بزرگ انرژی خانواده و والدین صرف این می شود که درباره موضوعات ناخوشایندتقصیر را به گردن هم بیندازند و مسئولیت گریزی دارند. ما باید این عادت را در اجتماع تسری دهیم و یاد بگیریم ایرادها را در خودمان جست وجو کنیم و گردن دیگران نیندازیم. مسئولیت پذیری و توانمند کردن خانواده ها فقط از طریق توانمند سازی روانی و اجتماعی افراد است. توانمند سازی افراد از طریق آموزش و استفاده از خدمات مشاوره است.


اگر برنامه ای برای آسیب ها تدوین نشود در آینده چه اتفاقی می افتد؟


فهیمه قبیطی: اگر که طرحی برای پیشگیری از طلاق و آسیب های اجتماعی صورت نگیرد نسل آینده ما نسل بیماری خواهد بود چون تمام تلاش فرد برای رسیدن به دو بعد آرامش و نشاط است و تمام دستورات دینی و اخلاقی ما هم برای رسیدن به این دو حالت است.


فردی که در خانواده تک والدی جدایی عاطفی بزرگ می شود از نظر روانی و سلامت اجتماعی مشکل دارد. ما با افرادی که دچار انواع و اقسام بیماری های روحی و روانی و فاقد مهارت های روانی هستند روبه رو هستیم که با ارزش های فرهنگی و اخلاقی آشنا نیستند و انگ خانواده از هم پاشیده را بر پیشانی دارند. چه اشکالی دارد وقتی زوجین را برای آزمایش ازدواج می فرستیم پیش روان شناس بروند که ببیند صلاحیت ازدواج با هم را دارند یا نه.


مشکل اجتماعی ما دروغ، دورنگی، شجاعت و صداقت نداشتن است. اگر بخواهیم به این موارد نرسیم، در حوزه آموزش روابط زناشویی که بیشتر مراجعان این مشکل را دارند همین رضایت نداشتن جنسی باعث می شود پرخاشگری بالا برود و آستانه تحمل پایین بیاید و نخستین عامل رفتن سمت روابط فرازناشویی است.


موسوی چلک: فاصله زندگی مشترک دارد کمتر می شود. درصد ازدواج دائم ۲ درصد کم شده. ما خود طلاق را فی نفسه آسیب نمی بینیم اما نمی توانیم منکر عوارض طلاق روی فرزند، زن و مرد شویم. سرخوردگی اجتماعی و آسیب های دیگر از عوارضی است که خود را نشان می دهد و جامعه در آینده تاوان این عوارض را می دهد

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۱


ازدواج یکی از مهمترین رویدادهایی است که در زندگی افراد اتفاق می افتد. با پیوند زناشویی بین دو فرد، مهمترین واحد اجتماعی یعنی خانواده تشکیل می شود. پیوند ازدواج به مانند هر ارتباط دیگری ممکن است دچار آسیب هایی شود. دلالیل مختلفی برای به وجود آمدن فاصله بین رابطه زن و شوهر وجود دارد. اگر دلایل فاصله افتادن بین زن و شوهر مورد بررسی قرار نگیرد، کم کم فاصله بین زن و شوهر زیاد و زیادتر شده تا جایی که هر دو به این نتیجه می رسند که راهی جز طلاق وجود ندارد. طبق آمار ارائه شده توسط مدیر ثبت احوال استان تهران آمار طلاق نسبت به سال قبل در استان تهران ۶ درصد افزایش داشته است و از ۲۲ هزار و ۱۲۸ واقعه طلاق طی هشت ماه سال جاری که به ثبت رسیده، ۲۰ هزار و ۸۹۷ واقعه مربوط به طلاق در یک تا دو سال اول زندگی مشترک بوده است. همانطور که ملاحظه می شود بسیاری از طلاق هایی که اتفاق می افتد بین زوجینی است که فرزندی ندارند و هنوز مدت زیادی از ازدواج آن ها نمی گذرد، ولی با این وجود آن ها طلاق را بهترین گزینه پیش روی خود می دانند. از سویی دیگر در دادگاه ها بسیار شنیده شده است که زن و شوهر دلیل درخواست طلاق خود را عدم تفاهم مطرح می کنند.

یکی از راهکارهایی که تاثیر زیادی می تواند در شفاف سازی، سوء تفاهم زدایی و باز کردن گره زوجین داشته باشد، زوج درمانی است. زوج درمانی رویکردی است که در آن جلسات درمانی مشترک میان زن و شوهر برای تغییر دادن روابط آنان در جهت مطلوب برگزار می شود. در زوج درمانی آنچه مورد قبول است آن است که مسئله زوج ها مشکل فردی نیست، بلکه مشکل میان فردی است. در زوج درمانی فنون مختلفی استفاده می شود که از جمله آن ها می توان فن انعکاس و روز همراهی را نام برد. منظور از فن انعکاس آن است که درمانگر از شوهر می خواهد نظرش را در مورد اختلاف خود با همسرش بیان کند و از زن می خواهد تا به سخنان شوهرش به دقت گوش دهد، سپس از وی می خواهد صحبت های شوهرش را تکرار کند. سپس از مرد می پرسد آنچه که زنش گفته همان بوده که او گفته است؟ و اگر نبوده آن ها را تکرار کند. همین کار برای زن هم اتفاق می افتد.

این کار آنقدر ادامه می یابد تا سوء تفاهم بین زوجین برطرف شود و آن ها روش ارتباط صحیح را بیاموزند. در تکنیک روز همراهی، روش کار به اینگونه است که زن قول می دهد در یک روز معین کارهای خوبی و دلخواه همسرش را برای شوهرش انجام دهد بدون آنکه انتظاری از وی داشته باشد و شوهر نیز در یک روز دیگر همین کار را برای زنش انجام می دهد. با کمک این تکنیک، کم کم سوء تفاهم های زوجین حل می شود و جای خود را به مهر و محبت خواهد داد. تکنیک های گفته شده بخشی از روش های استفاده شده در خانواده درمانی می باشد. همانطور که قبلاً ذکر شد، بسیاری از طلاق ها نه تنها به دلیل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی نظیر بیکاری و اعتیاد و ... نیست بلکه به دلیل عدم تفاهم بین زوجین است. متاسفانه بسیاری از طلاق هایی که در حال حاضر اتفاق می افتد بدون هیچ تلاشی برای بهبود رابطه صورت می گیرد در حالی که تصمیم به طلاق دلایل محکم و قابل توجیه تری را می طلبد. این مسئله زمانی برجسته می شود که فرد پس از طلاق وقتی به رفتارها و اعمال خود و همسرش فکر می کند به نوعی با احساس پشیمانی و گناه روبرو می شود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/۱۱



تا دیروز صحبت از بی پولی و اعتیاد بود، اما حالا صحبت از فساد اخلاقی است. تا دیروز به زبان آوردن واژه فساد قبح داشت، اما حالا رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های وزارت ورزش و جوانان که حرفش حکم سند دارد و باید دست به عصا اظهارنظر کند، ملاحظات را کنار می گذارد و از فساد اخلاقی و رواج آن بین زوج های جوان حرف می زند.


محمدتقی حسن زاده از پژوهشی می گوید که حقایق پنهان را آشکار کرده، زوایای پنهان طلاق ها را بیرون کشیده و نشان داده که برخلاف تصور مرسوم، فقط بی پولی، موادمخدر، دخالت بیجای خانواده ها یا خامی زوج ها نیست که پرونده ای جدید برای طلاق باز می کند؛ بلکه تمایل جوان ها به داشتن روابط بیرون از چارچوب خانواده که او نامش را فساد اخلاقی می گذارد، علت اصلی وقوع بیشتر طلاق هاست.


گفت وگوی حسن زاده با مهر چند نکته کلیدی دیگر هم دارد. اول آنجا که می گوید طلاق های عاطفی بین زوج های ایرانی روندی صعودی را آغاز کرده، دوم آن که تاکید می کند بیشترین درخواست های طلاق از سوی زنان است و سوم این که استان های تهران، خراسان رضوی و فارس در صدر جدول طلاق قرار دارد.


وقوع طلاق های عاطفی بین زوج های ایرانی؛ چه آنها که جوانند و اول راه و چه بین آنها که سابقه ازدواجشان به چند دهه می رسد، موضوعی رایج و ملموس است. این که زنان نیز بیشترین درخواست های طلاق را دارند هم موضوعی تازه نیست، اما این که او نام سه استان صدر جدول طلاق را اعلام می کند و همزمان از رواج طلاق به خاطر برقراری روابط موازی با زندگی زناشویی حرف می زند، این گمان را تقویت می کند که بیشترین روابط غیراخلاقی در سه استان نام برده شده، برقرار است.


البته این موضوع جای بحث و بررسی جامعه شناسانه دارد و شاید بتوان این گونه تحلیل کرد که مردم بومی استان لزوما به این سمت نمی روند، اما چون این استان ها وسیع و مهاجرپذیرند، به این علت بیشتر درگیر پدیده طلاق و بروز ناهنجاری های اخلاقی هستند.

مردان تحصیلکرده شهری در صدر


قرار نیست واژه های این نوشتار، گروه وسیعی از مردم را به جبهه گیری وادارد، چون قرار نیست در این مقوله، تر و خشک باهم سوزانده شود، اما تا آنجا که به فردی همچون دکتر سیدمحمدصادق مهدوی، جامعه شناس خانواده که نتایج پژوهش وزارت ورزش و جوانان را تا حد زیادی منطبق بر واقعیت می داند مربوط است، احتمال درگیر شدن مردان در روابط خارج از چارچوب خانواده بیشتر از زنان است.


او در گفت وگو با جام جم حرفش این است که نمی توان همه افراد جامعه را با یک چوب زد، اما جامعه شناسان خانواده که زندگی های زناشویی در ایران را رصد می کنند، به این نتیجه رسیده اند که مردان بیشتر از زنان، شهری ها بیشتر از روستایی ها و تحصیلکرده ها بیشتر از کم سوادها گرفتار انحرافات اخلاقی می شوند.


او البته این اظهارات را با کمی احتیاط بر زبان می آورد، چون معتقد است این موضوع بین گروه های سنی مختلف، در مناطق جغرافیایی گوناگون و در طبقات اجتماعی و اقتصادی مختلف متفاوت است، اما با این حال این جامعه شناس معتقد است چون گرایش های دینی و مذهبی در برخی افراد تحصیلکرده ضعیف تر از سایر مردم است و کنترل های درونی در آنها کمتر به چشم می خورد، در حالی که امکاناتشان بیشتر و دسترسی هایشان وسیع تر است، امکان انحرافات اخلاقی شان هم بیشتر است.


مهدوی، بین زنان و مردان نیز تفاوت قائل می شود و توضیح می دهد که اگرچه در گذشته فساد بین مردان بسیار بیشتر از زنان بود، اما حالا زنان نیز درگیر این موضوع شده اند؛ هرچند که هنوز فراگیری فساد بین زنان به پای مردان نمی رسد.

مادیات دیگر حرف اول را نمی زند


تا چند ماه پیش اخباری منتشر می شد که نشان می داد بیش از نیمی از طلاق ها به خاطر ارضا نشدن نیازهای جنسی زوج ها اتفاق می افتد، اما حالا پژوهش وزارت ورزش و جوانان که انحرافات اخلاقی را در صدر عوامل نشانده، نشان می دهد رواج فساد اخلاقی در بین زوج ها هم می تواند از ارضا نشدن نیاز جنسی تاثیر بپذیرد و هم خود عاملی برای سردی روابط جنسی باشد.


نکته قابل تامل در این میان این است که با این که هنوز هم مادیات نقش انکارناپذیری در زندگی دارد، اما جامعه به سمتی در حرکت است که عواملی دیگر، مادیات را پشت سر می گذارند تا آنجا که بعید نیست روزی برسد نپرداختن نفقه، مهریه، بیکاری مرد و مناسب نبودن شغل او در مقایسه با سایر عوامل تهدیدکننده زندگی مشترک، بی اهمیت جلوه کند.


به همین علت است که جامعه شناسان و برنامه ریزان حتی روان شناسان و رفتارشناسان باید دست به کار شوند تا دریابند تغییر ذائقه زوج ها بویژه جوان ها در زندگی زناشویی و گرایش آنها به افرادی غیر از همسرشان ریشه در چه عواملی دارد.

ماهواره و سریال های مثلث عشقی


آمارهای رسمی و غیررسمی نشان می دهد دست کم نیمی از مردم به شبکه های ماهواره ای دسترسی دارند، در حالی که اغلب شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به پخش سریال ها و برنامه هایی مشغول هستند که در این برنامه ها، خیانت، مثلث های عشقی و روابط خارج از چارچوب خانواده موضوع اصلی است.


کارشناسان مسائل خانواده بارها در این باره که مضامین این سریال ها می تواند تابوی روابط نامشروع و پنهان در خانواده ها را بشکند، هشدار داده اند.


علاوه بر شبکه های ماهواره ای، دسترسی به انواع لوازم ارتباطی نظیر تلفن همراه و استفاده از اینترنت و دسترسی به شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک سبب شده روابط افراد گسترده و پیچیده تر از قبل شود. استفاده نادرست از این فضاها در قالب پیامک، گفت وگو در اینترنت و موارد مشابه راه های ارتباطی و گفت وگوهای غیراخلاقی را تا جایی گسترده که کنترل آنها از دست افراد خارج شده است.


با این تفاسیر، می توان به اهمیت هشدار کارشناسان نسبت به استفاده نابجا از این وسایل ارتباطی پی برد و شاید بتوان دلیل این که فساد اخلاقی مقام نخست اختلافات خانوادگی را دارد، خوب فهمید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٤


دیدن لباس عروسی که هزاران دلار هزینه داشته، ماشین عروسی که هزینه روکش صندلی هایش حتی چند برابر قیمت خودروهای ماست، مهمانی باشکوهی که صدها مدعو در آن با بهترین غذاها پذیرایی می شوند، عروس و دامادی که رو به دوربین لبخند می زنند و به عاشقانه ترین حالت ممکن دست هایشان را به هم قلاب کرده اند و همه آن چیزی که به عنوان گران ترین عروسی های مشاهیر هالیوود نام می گیرد، حسرت برانگیز است. عروسی هایی که خبرهایش ماه ها قبل از برگزاری مراسم تا تیتر اول نشریات زرد هم می رود و تا مدت ها بعد از مراسم، صفحه های این نشریات را پر می کند. عروسی هایی که حتی رکورددار می شود، اما اغلب به بن بست می خورد و همیشه این سوال را برای همگان باقی می گذارد که چرا؟


چرا ازدواج هایی که در آنها شاخص های عمومی خوشبختی نظیر زیبایی، ثروت، تفریح، مسافرت، خرید و رفاه وجود دارد باید با شکست مواجه شود. اگر بخواهیم مانند مادربزرگ ها تحلیل کنیم، احتمالا به این جمله می رسیم: «خوشی می زنه زیر دلشون!» اما اگر بخواهیم همین تحلیل را جدی تر ببینیم، مساله به این موضوع ختم می شود که برای مردمی که این امکانات را ندارند، داشتن آنها خوشبختی به نظر می رسد، اما برای آنها که هر روز با همه این ثروت و تفریحات رو به رو هستند، بعد از مدتی این امکانات جذابیت هایش را از دست می دهد و آنها را دچار روزمرگی می کند.
دقیقا همین موضوع سبب می شود وقتی علت طلاق افراد مشهور هالیوود را دنبال کنید به مسائلی برسید که اغلب قابل حل، بی ارزش و حتی پوچ به نظر می رسد. حتی گفته می شود برخی ازدواج ها و طلاق ها در دنیای هالیوود، نه به دلیل مسائل عاطفی یا اختلافات که تنها به دلیل افزایش شهرت و تبدیل شدن به سرخط خبرها صورت می گیرد.

ردپای خیانت


از روزمرگی و دنبال تنوع بودن حتی دلایلی نظیر خبرساز شدن که بگذریم، مسائل اخلاقی ازجمله مهم ترین عللی محسوب می شود که حتی عاشقانه ترین ازدواج های هالیوودی را تحت تاثیر قرار داده است. فضای موجود در هالیوود به گونه ای شکل گرفته که تابوی خیانت و بی اخلاقی در ازدواج شکسته شده است و خیانت در ازدواج ها امری عادی محسوب می شود. این امر سبب شده مدت های قبل از رسمی شدن طلاق خبر های بی اخلاقی و خیانت در رابطه منتشر شود.


وجود این مسائل و جذابیت این اخبار در نشریات زرد کار را به جایی رسانده که در دهه ۶۰ میلادی به عکاسانی که در این حوزه کار می کردند عنوان خاصی داده شد و به آنها پاپاراتزی گفتند. در واقع پاپاراتزی به عکاسانی گفته می شود که کارشان تهیه عکس های جالب از چهره های سرشناس بویژه هنرمندان و ورزشکاران و نیز خانواده و نزدیکان آنان و فروش این تصاویر به مجلات مختلف است. معمولا پاپاراتزی ها عکس های مورد نظر خود را در مکان های عمومی تهیه می کنند. برای این منظور با به دست آوردن سرنخ هایی از برنامه های عمومی یا خصوصی یک چهره سرشناس، این عکاسان در مکان و زمان مورد نظر حاضر می شوند و عکس های عامه پسندی از این شخصیت های محبوب تهیه می کنند و آنها را به مجلات زرد با قیمت های گزاف می فروشند. در سال های اخیر، ماجراهای ازدواج های نادرست و روابط موازی، کار و کاسبی عکاسان پاپاراتزی در هالیوود را رونق بخشیده است.

مشت، نمونه خروار


موضوع طلاق در جامعه هالیوود در واقع تداعی کننده ضرب المثل مشت نمونه خروار است. گفته می شود ۵۰درصد زنان و شوهران در آمریکا به نوعی به یکدیگر خیانت می کنند. در آمریکا و کانادا نرخ طلاق برای اولین ازدواج حدود ۵۰ درصد است؛ یعنی نیمی از ازدواج های اول مرد و زن به جدایی منجر می شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱۱



 
آن زندگی برایم جهنم بود. هر روز بحث، هر روز بگومگو. او فحش می داد به مادرم، به پدرم، حتی به برادر مرحومم و من هم جیغ می کشیدم و همان ها را حواله مادر و پدرش می کردم. در مجتمع ما، زن ها مرا به هم نشان می دادند، فرزندانم خجالت می کشیدند. تصمیم گرفتم خودم را از آن جهنم خلاص کنم. حالا یک سال و نیم از آن روز که زیرچشمی برای آخرین بار نگاهش کردم و او هم با تنفر نگاهم کرد می گذرد.

«روزی که با خشم طلاق نامه را امضا کردم و با عجله از دفترخانه بیرون آمدم، خنکی هوای پاییز به صورتم خورد. از این که خودم را رها دیدم، به وجد آمدم؛ از این که دو دخترم با خودم زندگی می کنند و با فراغ بال می توانم از مدرک مهندسی ام استفاده کنم. آن روز آنقدر ذوق زده بودم که تصمیم گرفتم درسم را ادامه بدهم، احساس می کردم خونی تازه در رگ هایم به جریان افتاده. آزاد و رها. یکی دو ساعت در خیابان ها پرسه زدم. نم باران سر تا پایم را خیس کرد. از این که نه چتری داشتم و نه بالاپوش ضخیمی، ناراحت نبودم. از این که آقابالاسری منتظرم نبود، از این که دیگر نباید سین جیم پس می دادم، از این که کسی دائم نمی گفت این کار را بکن این کار را نکن، تو به درد این کارها نمی خوری و با پول هایت چه کار می کنی و چرا به بچه ها نمی رسی و... احساس شعف می کردم. آن روز پاییزی، ساعت ها، انبوه برگ های نیمه تر و زرد را لگد کردم و برای خودم و بچه هایم برنامه ریختم. من می توانستم دنیا که نه ولی خودم را تغییر بدهم و به بخشی از خواسته هایم برسم، اگر...».


ناهید، ۳۷ ساله این حرف ها را در حالی می گوید که نزدیک به دو سال از جدایی اش می گذرد. حالا هرچند از طلاقش پشیمان نیست و دائم تاکید می کند: «از این که از همسرم جدا شدم ناراضی نیستم. او انسانیت مرا لگدمال کرده بود و...» اما حرف ها و دلمشغولی های جدیدی دارد. حرف هایی که موقعیت جدید او را یادآوری می کند.


شاید او انرژی آن روزها را ندارد، کمی بی انگیزه به نظر می رسد، به گوشه ای خیره می ماند، کمتر حرف می زند و...


براساس نتایج آخرین سرشماری سال ۸۵، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت ۶ برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است. همچنین مجتمع قضایی خانواده از وجود بیش از ۶ میلیون زن مطلقه در کشور خبر می دهد و از نگاه برخی محققان علوم رفتاری در برابر یک میلیون مردی که از همسرش جدا شده، ۶میلیون زن مطلقه در ایران وجود دارد. این آمار به سادگی نشان می دهد که مشکلات طلاق برای زنان به مراتب بیش از مردان بوده و مردان پس از طلاق بنا برشرایط فرهنگی حاضر، به راحتی دوباره ازدواج می کنند و به رویه عادی زندگی بازمی گردند، در حالی که برای زنان مطلقه بازیافتن خود بسادگی ممکن نیست!

جاده صعب العبور


«اول از محیط کارم شروع شد. از حلقه دوستانم، از همه کسانی که وقتی با شوهرم جر و بحث می کردم، دوره ام می کردند و از من می پرسیدند چه اتفاقاتی در خانه ام افتاده؟ از همان هایی که برایشان لایه های زندگی ام را شکافتم و سفره دلم را پهن کردم. با مهر مطلقه، حلقه هایشان به دورم باز شد. آنها که متاهل بودند از این که دوستی شان باعث نشود پایم به زندگی خانوادگی آنها باز شود، دورم را خالی کردند و مجردها، تحمل نحسی یک زن طلاق گرفته را نداشتند. همکاران مرد هم که زیر ذره بین همسرانشان بودند حتی وقت سلام و علیک ساده را با من نداشتند و بقیه زیرچشمی وراندازم می کردند. مادرم می گفت: حساس شده ای، اما من می توانستم از خنده های ریز و نگاه های موذیانه شان آنچه در ذهن دارند را بخوانم».


ناهید که حالا مدت هاست به این نگاه ها عادت کرده مهم ترین مشکلات را در محیط کار می بیند. نه فقط زنان طلاق گرفته که متاسفانه گاه زنان بیوه همسر از دست داده نیز از بی مهری جامعه و نگاه های تبعیض آمیز اطرافیان به ستوه می آیند.


از نظر بسیاری از افراد جامعه هنوز زنان برای حفظ خوشبختی خود و بویژه فرزندانشان بهتر است شرایط خانواده و روابط موجود با همسر را تحمل کنند یا به قول قدیمی ها بسوزند و بسازند، تفکری که شاید از نظر بعضی دختران جوان و تحصیلکرده به توهین شبیه باشد. مانند آنچه آذین سلوکی ۲۸ ساله می گوید: «از نظر من این تفکر که با لباس سفید خانه شوهر برو و با کفن بیا بیرون یک توهین است. من در یک شرکت خصوصی مترجم زبان روسی هستم و ماهی ۱,۵ میلیون تومان درآمد دارم، هنوز ازدواج نکرده ام، اما فکر می کنم با مادربزرگم که مجبور بود تن به هر شرایطی در خانواده بدهد، خیلی متفاوتم».


آذین تاکید می کند: «حدود یک سال قبل نزدیک ترین دوست من بعد از ۲ سال زندگی مشترک از همسرش جدا شد. او بعد از ازدواج به خواست شوهرش در خانه مانده بود و تصمیم گرفته بود خیلی زود بچه دار شود. بعد از تولد پسرش، اختلافات آنان به خاطر دخالت والدین دوطرف زیاد شد، این دخالت ها بالاخره باعث شد تا آنها با وجودی که در ابتدا به هم خیلی علاقه داشتند از هم جدا شوند، همسرش هم با این که مرد بسیار خوب و لایقی بود، با جدایی موافقت کرد. حالا با این که پسرشان نزد پدرش زندگی می کند، مرد براحتی ازدواج کرده ولی دوست من ناراحتی اعصاب گرفته چون شوهرش، اجازه دیدن بچه را به او نمی دهد و همین موضوع دوست مرا روزبروز بیشتر رنج می دهد. خلاصه وضعیت خوبی ندارد . به نظر من بعد از طلاق هیچ کس و هیچ نهاد و سازمانی از حقوق از دست رفته زنان دفاع نمی کند و روزبروز هم نگاه جامعه به آنان بیشتر فشار می آورد.

نگاه اطرافیان


یکی از مشکلات زنان پس از فوت یا جدایی از همسر، به هم خوردن توازن ارتباط با اطرافیان است. گاهی حتی این اطرافیان می توانند شامل حال اعضای خانواده پدری باشند. کوروش. ج هنوز مجرد است، اما خواهرش سال گذشته همسرش را از دست داده و پس از ۱۲ سال زندگی مشترک به خانه آنها بازگشته است، چرا که مسکن مستقلی از خود ندارد؛ او از تجربه اش می گوید: «خواهرم ۳ سال قبل در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار شد تا خرج خود و فرزندش را تامین کند، مدتی سر کار می رفت تا دیدیم به تدریج گوشه گیر شده و با کسی حتی با دخترش حرف نمی زند. یک شب از اتاقش صدای گریه می آمد، رفتم داخل اتاق و با اصرار از او خواستم مشکلش را بگوید و او برایم گفت که صاحبکارش مدتی است که از او می خواهد تا به طور موقت با او ازدواج کند و او به خاطر نیاز مالی و احتیاج به حفظ کارش نمی داند چه جوابی بدهد»

هر سال، ۶۰ هزار بیوه


بنابر آمارهای بهزیستی سالانه ۶۰ هزار زوج از هم جدا می شوند و بیشترین طلاق ها در سنین نخست زندگی مشترک یعنی ۵ سال اول روی می دهد. این امر دامنه سنی کم زنان و مردان مطلقه را نشان می دهد که البته فرصت برای تشکیل دوباره خانواده برای زنان بسیار کمتر از مردان است.


ع. کریمی صاحب دفتر اسناد رسمی است. می گوید: «متاسفانه در کشور ما فرصت ازدواج مجدد برای مردان بسیار بیشتر از زنان است. بسیاری از مردان امروز از همسرشان طلاق می گیرند و فردا با زنی دیگر برای ازدواج دائم یا موقت به دفترخانه مراجعه می کنند، اما برای زنان این امر بسیار بندرت اتفاق می افتد. آنها حتی با طی دوره عده، باز هم تا سال ها یا شاید برای همیشه تنها می مانند.»


یکی از مهم ترین مشکلات زنان پس از فوت همسر یا جدایی ، مشکلات مالی است. در بسیاری از موارد، زن در مقابل طلاق از سوی شوهر از تمام حقوق خود چشم پوشی می کند و به خواسته خود یا فشار اطرافیان برای گرفتن قیمومیت فرزندانش مهریه اش را هم می بخشد. نتایج یکی از تحقیقات در سال ۸۷ نشان می دهد، ۷۸ درصد زنان طلاق گرفته در تهران، مهریه خود را هنگام طلاق دریافت نکرده و ۴۱ درصد نیز برای گرفتن طلاق مجبور شده اند از مهریه خود بگذرند. حتی ۸۹ درصد زنان طلاق گرفته هیچ نفقه ای دریافت نکرده اند و با توجه به این که بسیاری از زنان حتی باوجود داشتن تحصیلات عالی مجبور بوده اند پس از ازدواج، خانه نشین شوند، پس از طلاق یا فوت همسر برای پیدا کردن شغل مناسب به خاطر نگاه منفی برخی افراد جامعه به این زنان با دشواری های جدی روبه رو شده اند.


منیژه.ح از جمله این افراد است که پرستار کودک در منزل است. او از طرف شرکت های خصوصی برای نگهداری از کودکان و پرستاری از آنان به منازل فرستاده می شود، با وجود داشتن یک پسربچه ۳ ساله، ۶ ماه قبل از همسرش جدا شد، ضمن این که از یک سال پیش به خاطر اختلافات خانوادگی، جدا از همسرش زندگی می کرد. او در این باره می گوید: «من مجبورم بیوگی ام را از مشتریان شرکت پنهان کنم. اگر آنها بویژه خانم ها بفهمند من بیوه هستم، من را به خانه شان راه نمی دهند و به من اعتماد نمی کنند.»

بی اعتمادی به زنان بی همسر


از گذشته های دور که زنان هویت خود را از مردان خانواده و اقوام شان می گرفتند، از روزی که زنان را «منزل» یا به نام پسر بزرگش صدا می زدند و بردن نام او را در انظار، گناه می دانستند، بسیار فاصله گرفته ایم. این تفکرات شاید امروز هم طرفدارانی داشته باشد، اما با تغییر هرم قدرت در خانواده بتدریج زنان از قاعده به راس رسیده اند و مبنای این حرکت چیزی جز ارتقای آگاهی نیست.


افسانه کیان ـ مشاور خانواده و کارشناس مسائل زنان ـ در این مورد معتقد است که به رغم افزایش حضور زنان در جامعه فرصت برای ازدواج مجدد زنان و مردان به یک اندازه فراهم نیست. این مساله وابستگی زنان را به افراد دیگر تشدید می کند.


وی اضافه می کند: «زنان بیوه در کشور ما نیاز دارند تا برای بازیابی شخصیت و جبران ضربه ای که خورده اند چه حاصل از مرگ همسر یا طلاق از او، بنوعی به کار مشغول شوند و با وجود داشتن تحصیلات، زنان مطلقه به هنگام کاریابی مجبورند این امر را پنهان کنند، مثلا حلقه شان را از دست خارج نمی کنند و طوری وانمود می کنند که همسر دارند تا تحت سوء استفاده قرار نگیرند.»


براساس پژوهش های داخلی و به گفته دکتر انور صمدی راد پژوهشگر آسیب های اجتماعی ۷۰ درصد زنان مجرد جامعه وجود باورهای غلط و قضاوت های تنگ نظرانه افراد جامعه نسبت به طلاق و زنان بیوه را باعث احساس بیگانگی، ناامنی و ناراحتی در روابط خود با دیگران دانسته که موجب می شود از حضور در جمع فامیلی احساس معذب بودن کنند. در تحقیق دیگری تصریح شده که ۵۵ درصد زنان سرپرست خانواده از طعنه ها و متلک ها احساس ناراحتی می کنند و حدود ۶۶ درصد در معرض انواع سوء نیت ها و آزارها قرار دارند.


کیان، مشاور خانواده در همین زمینه توضیح می دهد: یکی از مراجعان ما به مرکز مشاوره ادعا می کرد که حتی خواهر کوچکش از رفت و آمد با او احساس ناراحتی می کند، چون او همسرش را از دست داده و خواهر کوچک تر هم به شوهرش اعتماد ندارد؛ حس می کند وجود خواهر بیوه اش منجر به خیانت همسرش خواهد شد.

از انزوا تا ازدواج ناخواسته


می گفت: «دلم به این ازدواج هم راضی نبود، اما برای این که سایه مردی بالای سرم باشد، ناچار شدم. او هم زن و بچه داشت ولی خبر نداشتند. من همسر دوم بودم، بعد از طلاق از شوهر اولم انگشت نما شده بودم. نفرت از نگاه زنان محل می بارید، در شهرستان ما زن بیوه، تهدید است. به گوشم می رسید که می گفتند ببین چه کار کرده که شوهرش او را طلاق داده! منزوی شده بودم، از خانه بیرون نمی آمدم، مادرم سر کوفت می زد، نان خور اضافه می خو است چه کار؟ برادرم مرا می پایید و ... همه این ها دست به دست هم داد تا به پیشنهاد ازدواج مردی جواب «بله» بدهم که ۲۳ سال از من بزرگ تر بود، مرد خوبی است اما دوستش ندارم، مرا از همه پنهان می کند، هفته ای ۲ شب به خانه کوچکی که در آن زندگی می کنم سر می زند و چندرغاز کف دستم می گذارد، از تنهایی دیوانه می شوم ولی بیرون نمی روم. همه می گویند همین که تو را عقد کرده، خدا را شکر کن...».


دکتر پروین رفیعی نیا ـ روان شناس ـ چندی پیش در گفت وگو با یکی از رسانه ها گفت: طرز تفکر و باور غلط دیگران و داوری نسبت به زنان بیوه از یک طرف و حس سرزنش گرایانه نسبت به زنان مطلقه از طرف دیگر ارمغانی جز احساس یاس، سرخوردگی و از دست رفتن اعتماد به نفس ندارد، این سرخوردگی باعث کاهش عزت نفس و گوشه گیری آنان از فعالیت های اجتماعی می شود.


همایون . س، ۱۵ سال قبل از همسرش جدا شد. او حقوقدان است و ۲ فرزندش با او زندگی می کنند. در مورد انزوای اجتماعی زنان معتقد است: «علاوه بر نقش باورها و فشارهای اجتماعی، خود زنان هم پس از جدایی از همسر فرو می ریزند. براساس باورهای سنتی، زنان هویت خود را از پدر یا همسر می گیرند. با فوت یا طلاق خلأیی جدی در زندگی زنان مطلقه ایجاد می شود که می تواند آنها را به سمت انحرافات جدی رفتاری سوق بدهد.»


اما همیشه درروی یک پاشنه نمی چرخد. ثریا نبئی، دبیر دبیرستان دخترانه است. ۳ سال قبل از همسرش جدا شد و با حمایت خانواده اش توانست به تمام مشکلات پس از طلاق غلبه کند. نبئی می گوید: «همسرم معتاد بود و جدایی از او را خودم انتخاب کردم. پس از طلاق تحت مشاوره یک خانم دکتر قرار گرفتم تا از کمای این دوره خارج شوم، مادرم نقش موثری در تغییر روحیه ام داشت، خانواده ام با این امر بسیار منطقی برخورد کردند، ما از یک طبقه متوسط فرهنگی هستیم، الان که ۳ سال گذشته، هیچ وقت احساس پشیمانی نمی کنم.»


گذشته از تعداد اندک خانواده ها که فوت یا طلاق همسر را واقعیتی عینی در زندگی خود یا فرزندانشان می دانند، هنوز نگاه جامعه به زنان بیوه مثبت نیست. این امر حتی برای زنان مسن و سالمند که تنها زندگی می کنند، مشاهده می شود. یک روز خانمی مسن در اتوبوس تعریف می کرد که همسرش ۱۲ سال قبل مرحوم شده و تمام فرزندانش ازدواج کرده اند و او ناچار است خانه اجاره کند، صاحبخانه ها به محض این که می بینند بدون همسر است از اجاره خانه به او خودداری می کنند. او می گوید: «خجالت آور است که مردم ما این طور به زن بیوه نگاه می کنند. من ۶۳ ساله هستم و ۶ نوه دارم، چطور جرات می کنند به من این طور نگاه کنند؟

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢

طبق آمار، هر روز حدود ۳۸۱ طلاق در کشور رخ می دهد؛ یعنی در هر ساعت، حدود ۱۶ زوج برای همیشه به هم خداحافظ می گویند. افزایش طلاق فقط دامن پایتخت را نگرفته و اخیراً رشد آماری آن در استان های سنتی نیز شتاب گرفته است و خبرها در این زمینه چنان تکراری شده است که دیگر رسانه ها هم برای اعلام دوباره آنها دودل هستند. 

طبق آمار، هر روز حدود ۳۸۱ طلاق در کشور رخ می دهد؛ یعنی در هر ساعت، حدود ۱۶ زوج برای همیشه به هم خداحافظ می گویند. افزایش طلاق فقط دامن پایتخت را نگرفته و اخیراً رشد آماری آن در استان های سنتی نیز شتاب گرفته است و خبرها در این زمینه چنان تکراری شده است که دیگر رسانه ها هم برای اعلام دوباره آنها دودل هستند.


بحران طلاق اما حتی اگر خبرهایش به خیال رسانه ها تکراری شود و خط بخورد، همچنان ادامه دارد و مثل زخمی چرکین است که گذر زمان، فقط آن را عمیق تر و دردناک تر می کند.

به همین دلیل، سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اعتقاد دارد پژوهشگران اجتماعی و همه مسئولانی که دستی در یاستگذاری های کلان کشور دارند، نباید پدیده افزایش آمار طلاق در کشور را طبیعی بدانند و به آن عادت کنند و پیش از آن که به فاجعه تبدیل شود، باید برایش چاره جویی کنند.


گفت وگوی ما با این مددکار اجتماعی پاسخی است بر این پرسش مقام معظم رهبری که چرا در برخی مناطق کشور طلاق زیاد شده است.




آیا افزایش طلاق مانند دیگر آسیب های اجتماعی که هر سال رشد می کند، امری ناگزیر است؟


خیر، این توجیه درستی نیست که بگوییم چون آمار آسیب های اجتماعی سالانه تا حدی رشد می کند، افزایش طلاق هم مساله ای گریزناپذیر است. دلایل طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی، از سه وجه فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است. برخی عوامل فردی قابل مداخله است برای مثال می توان مهارت هایی مانند گفت وگوکردن، حل تعارض و کنترل خشم را به افراد آموزش داد، اما برخی عوامل فردی نیز غیرقابل مداخله است. برای نمونه احتمال دارد فرد به بیماری صعب العلاج مبتلا بوده یا توانایی فرزندآوری نداشته باشد و همین موضوع بهانه ای برای جدایی شود.


مثال هایی از عوامل خانوادگی موثر در افزایش طلاق نیز عبارتند از: الگوهای تربیتی که خانواده برای تربیت فرزندان به کار می گیرد، سابقه طلاق در خانواده های زوج ها و درگیر بودن یا نبودنش با آسیب های اجتماعی دیگری همچون اعتیاد.


وجه سوم از علل موثر بر طلاق اجتماعی است. عوامل اجتماعی بشدت گسترده است و از رسانه ها، شرایط اقتصادی، نشاط اجتماعی حاکم بر جامعه و سطح هویت فرهنگی مردم تاثیر می پذیرد. مشکلات اجتماعی همچون بیکاری و تنزل سطح سلامت روانی عمومی و بروز ناهنجاری های روانی همچون افسردگی و پرخاشگری، گرایش زوج ها را به طلاق زیاد می کند و عکس آن نیز صادق است.


من به علل طلاق اشاره کردم چون می خواستم به شما ثابت کنم که جز معدودی از این عوامل، بقیه قابل کنترل است.


به هر حال در بسیاری از کشورهای دنیا، نهاد خانواده از هم پاشیده شده است و براساس گزارش های رسانه ای آمار طلاق در همان تعداد خانواده هایی که باقی مانده نیز رو به افزایش است. کارشناسان می گویند دلیل این شرایط، سبک زندگی خاص در جوامع مدرن و پسامدرن است. جامعه ما نیز در حال گذار از شکل سنتی به مدرن است و بر همین اساس آیا نمی شود نتیجه گرفت طلاق ها براساس شرایط خاص اجتماع ما به هر حال رخ می دهد؟


هرگز! اگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی نقش خود را به درستی ایفا کنند، می شود با مدیریت صحیح ثبات خانواده را نگه داشت. ابتدا باید ببینیم کدام وی ژگی ها در چنین جامعه ای نهاد خانواده را تهدید می کند.


جامعه در حال گذار، جامعه ای است که در آن مردم با وجود حفظ کردن بخشی از وی ژگی های سنتی زندگی، ابزاری مدرن به دست آورده اند و می خواهند از آن استفاده کنند، اما گاهی در شیوه استفاده از آن ابزار اشتباه می کنند و همین مساله آسیب زا می شود.


شما می گویید اگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی شناخت صحیحی از جامعه داشته باشند و به وظایف شان بدرستی عمل کنند، می توانند آسیب های اجتماعی را به حداقل برسانند. بنابراین، شرایط کنونی جامعه ما و این که افزایش آمار طلاق در کشورمان علاوه بر پایتخت در استان های دیگر هم دیده می شود، ثابت می کند این نهادها، نقش خود را به خوبی ایفا نکرده اند. این طور نیست؟


با شما تا حدی موافقم. هم اکنون ۲۹ درصد جمعیت کشور روستایی و ۷۱ درصد، شهری است، اما سه دهه پیش شرایط کاملا برعکس بود؛ یعنی بیشتر جمعیت کشور روستایی ها بودند، اما نهادهای فرهنگی و اجتماعی حتی برای این تغییر جمعیتی و پاسخگویی به هر دو گروه جمعیتی که نسبت شان تغییر کرده است، برنامه ریزی نکرده اند.


شما در صحبت هایتان اشاره کردید وقتی ابزارهای مدرن در اختیار جامعه نیمه سنتی قرار می گیرد دردسرساز می شود. در این باره مثال می زنید؟


بارزترین نمونه این ابزار، رسانه است. امروز مردم، انواع رسانه ها را در اختیار دارند و بسرعت می توانند از آنها اطلاعات کسب کنند. فضای رسانه، فضای بیم و امید است؛ یعنی همان طور که مردم می توانند اطلاعات مفید را از رسانه ها برداشت کنند، قادرند اطلاعات مضری را هم دریافت کنند.


وقتی از رسانه حرف می زنیم، بحث ناتوی فرهنگی هم مطرح می شود. در ناتوی فرهنگی، سرمایه گذاران اصلی رسانه سعی می کنند فرهنگ مخاطب را به شکل نامحسوس عوض کنند. ناتوی فرهنگی آرام آرام رخ می دهد تا فرهنگی خاص را در جامعه جا بیندازد. برای نمونه در شبکه های ماهواره ای زوج ها به آسانی از هم طلاق می گیرند یا به هم خیانت می کنند.


این داستان ها که شبانه روز در همه شبکه ها تکرار می شود، قبح خیانت و طلاق را در نظر مردم از بین می برد و کار را به جایی می رساند که امروز می بینیم آمار طلاق در همه استان های کشور افزایش پیدا می کند و یا زوج ها را به خیانت ترغیب کند.


تاثیر ناتوی فرهنگی به حدی بوده است که حتی فیلم های تولید داخل تحت تاثیر جو خیانتکارانه ای که سریال های خارجی آن را تبلیغ می کنند، قرار گرفته اند و می بینید در جشنواره های فیلم اخیر نیز در کشور خودمان، بیشتر زوج ها یا خیانتکار هستند یا از خیانت دم می زنند و به هم ظنین هستند. قبح طلاق هم حالا طوری در کشور از بین رفته است که برخی زوج ها به مناسبت جدایی شان از هم جشن طلاق می گیرند.


اکنون در کشورمان به طور متوسط از هر شش ازدواج یکی به طلاق می انجامد، البته آمار طلاق در برخی استان ها بحرانی تر از این حد است؛ برای مثال در استان تهران به ازای هر ۳.۲ ازدواج، در استان البرز به ازای هر سه ازدواج و در استان مازندران به ازای هر پنج ازدواج، یک طلاق رخ می دهد.


علل افزایش طلاق که به آنها اشاره می کنید تقریبا در همه استان های کشور وجود دارد پس چرا آمارها نشان می دهد میزان رشد طلاق در برخی استان ها بیشتر از بقیه است؟


از دیدگاه من، مساله مربوط به میزان تعارض جامعه سنتی با مدرنیته است که در آن در حال نفوذ است و هر چقدر این تعارض کمتر مدیریت شود، آمار طلاق بالاتر می رود.


هر چه جامعه ای سنتی تر و آمادگی اش برای مواجهه با ابزارهای مدرن کمتر باشد، آسیب های اجتماعی در آن بیشتر می شود. به همین دلیل است که می بینیم امروز افزایش میزان طلاق در استان هایی که سنت در آنها اهمیت بیشتری داشته، سریع تر شده است.


نکته ظریف دیگر این است که آمار طلاق در برخی استان ها ناچیز به نظر می رسد، اما بشدت نگران کننده است چون رشد آماری طلاق در آنها زیاد شده است؛ یعنی همین اعداد و ارقام که در مقایسه با آمار طلاق در پایتخت ناچیز به نظر می رسد، در مقایسه با آمار همان استان ها در سال های گذشته رشدی محسوس داشته و حتی در برخی استان ها سرعت افزایش طلاق از پایتخت هم سریع تر شده است.


از سوی دیگر در استان های سنتی، پیش از آن که سبک زندگی مدرن در آنها نفوذ کند، روال ازدواج نیز سنتی بود؛ یعنی خانواده ها براساس آشنایی با یکدیگر، جوان ها را به هم معرفی می کردند و پس از آن که دو جوان با هم ازدواج می کردند، آنها زیر نظر ریش سپیدها بودند و به آسانی از هم جدا نمی شدند و هر وقت مشکلی با هم داشتند، خانواده ها پادرمیانی می کردند تا کار به طلاق نکشد، اما حالا قوانین آن جوامع سنتی با وی ژگی هایی از جامعه مدرن آمیخته شده است؛ دیگر جوان های کمتری اعتقاد دارند که باید از طریق خانواده ها به هم معرفی شوند و به همین دلیل، ترجیح می دهند احساسی ازدواج کنند.


آنها روش های صحیح و مکان های مناسبی را برای آشنایی انتخاب نمی کنند و به همین دلیل ممکن است از نظر شرایط اقتصادی و اجتماعی با هم تفاوت داشته باشند.


واسطه هایی که وقتی شرایط بحرانی می شد، زوج ها را آرام می کردند نیز دیگر اعتبار سابق را ندارند. به عبارتی، ریش سپیدها دیگر نمی توانند مثل قدیم به وظایف خود عمل کنند و ارتباط شان با جوان ها کم شده است.


در سال های اخیر، شمار طلاق های توافقی هم زیاد شده است. از دیدگاه شما آسان شدن شرایط قانونی برای طلاق، یکی از علل افزایش طلاق ها نیست؟ منظورم این است که اگر زوج ها بلافاصله پس از آن که تصمیم می گیرند از هم جدا شوند، موفق به طلاق نشوند شاید پس از مدت کوتاهی نظرشان عوض شود و به زندگی مشترک با هم مشتاق شوند.


من پیشنهاد بهتری دارم. چرا نباید مراکز مشاوره برای کمک به زوج ها در شرایط بحرانی فعالیت کنند؟


منظورتان این است که قضات زوج ها را ملزم کنند پیش از طلاق در جلسات مشاوره شرکت کنند؟


خیر، تجربه نشان داده است مجبورکردن مردم به دریافت خدمات اجتماعی، فایده ای ندارد. به طور کلی هر اقدام اجباری، مردم را به مخالفت بی اعتنایی وامی دارد. آنها باید حق انتخاب داشته باشند و خودشان تصمیم بگیرند پیش از طلاق به مراکز مشاوره بروند، اما حرف من این است که چرا باید منتظر بمانیم زوج ها به مرحله طلاق برسند تا به آنها پیشنهاد کنیم از خدمات مشاوره ای بهره مند شوند.


به عقیده من، مراکز مشاوره باید نزدیک دادگاه ها دایر شود و هرگاه زوجی در شرایط بحرانی قرار می گیرد بلافاصله به یکی از این مراکز مراجعه و خدمات مشاوره ای دریافت کنند تا شیوه حل مشکل خود را بیاموزند.


اما زوج ها معمولا وقتی اختیار با خودشان باشد به مراکز مشاوره نمی روند و ترجیح می دهند بسرعت طلاق بگیرند.


مساله این است که مردم ما هنوز به تاثیرگذاری مشاوره در حل بحران های زندگی ایمان نیاورده اند. آنها باور نمی کنند که می شود مشکلات را با شناسایی نقاط ضعف رفتاری خود و تلاش برای برطرف کردن آنها حل کنند. اگر قرار است مراکز مشاوره واقعا تاثیرگذار باشد باید استفاده از این مراکز را از کودکی به افراد یاد بدهیم و درباره لزوم مراجعه به آنها فرهنگسازی کنیم و به مردم بفهمانیم لازم است گاهی برای حل مشکل از نظر مشاور یا روان شناس یا کارشناسی دیگر کمک بگیرند.


بگذارید در این باره مثالی بزنم: سال هاست اعلام می شود یکی از علل اصلی طلاق زوج ها، نارضایتی جنسی است. معمولا این نارضایتی جنسی با آموزش قابل حل است، اما زوج ها وقتی از نظر جنسی از هم ناراضی باشند ترجیح می دهند نداشتن تفاهم را بهانه کنند و از هم جدا شوند در حالی که می توانند به مشاور یا روان شناس یا کلینیک جنسی مراجعه کنند و راهنمایی بگیرند.


علت مراجعه نکردن زوج ها به مراکز مشاوره فقط بی اعتمادی به کارکرد آنها نیست. برخی زوج ها مشتاقند از خدمات مشاوره ای استفاده کنند، اما چطور می شود از زوجی با وضع مالی متوسط یا بد انتظار داشت بتوانند برای حل مشکل شان در هر جلسه مشاوره به طور متوسط دقیقه ای دو تا سه هزار تومان بپردازند.


من این انتقاد را قبول دارم. البته موافق رایگان شدن کامل این نوع خدمات نیستم، چون هر چیزی که کاملا رایگان شود معمولا کم ارزش می شود، اما معتقدم دولت باید برای استفاده از خدمات مشاوره ای به زوج ها یارانه بپردازد.


استفاده از خدمات درمانی برای ارتقای سلامت روان باید مشمول بیمه شود تا اقشار متوسط و ضعیف هم جرات کنند به مراکز مشاوره بروند، اما لازمه چنین تصمیمی این است که مسئولان در سیاستگذاری های کلان، حوزه اجتماعی و نیازهای آن را پررنگ تر ببینند و حل آسیب های اجتماعی مانند طلاق به اولویت های کاری شان تبدیل شود. در حالی که اکنون شماری از مسئولان و مدیران در سطح کلان، حوزه اجتماعی و مشکلات آن را چندان مهم و قابل توجه نمی دانند.

مریم یوشی‌زاده

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱۱

طلاق چیست؟
طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر. طلاق را اغلب راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند.
در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می شود. چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می شوند .
از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند. طلاق با این دید، یکی از غامض ترین پدیده های اجتماعی، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می گذارد. طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرامبخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضای خانواده می گذارد.
در تحقیقی که توسط "جی هبر" (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.
در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از ازدواج ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند.

این تحقیق مدلی را نشان می دهد که در آن افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد محتاج همیاری و کمک هستند. گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد .
● ابعاد مختلف آسیب های ناشی از طلاق
"پل بوهامون" نشان داده است که طلاق بدان سبب مساله غامضی است که همزمان شش بعد را در نظر می گیرد، این ابعاد عبارتند از:
۱) طلاق عاطفی:
زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.
۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.
آگهی



۳) طلاق قانونی:
در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.
۴) طلاق توافقی والدین:
تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.
۵) طلاق اجتماعی:
تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.
۶) طلاق روانی:
وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.
آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.
کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥

در جامعه ما، در کنار آمار طلاق‌های قانونی، آمار بزرگ‌تر اما کشف ناشده به «طلاق‌های عاطفی» اختصاص دارد. شاید دوبرابر آمار طلاق‌های قانونی را بتوانیم به طلاق‌های عاطفی نسبت دهیم. طلاق عاطفی یعنی خانواده‌های توخالی و خاموش که زن و مرد در کنار هم به سردی زندگی می‌کنند، ولی هیچ‌گاه تقاضای طلاق قانونی نمی‌کنند که بدون تردید می‌توان گفت یکی از علل مهم تداوم این زندگی‌های سرد و بی‌معنا، به باورها و ارزش‌های فرهنگ جامعه بازمی‌گردد. در تعریف خانواده توخالی می‌توان گفت، در یک خانواده توخالی زن و مرد به زندگی با یکدیگر ادامه می‌دهند، ولی از روابط و کنش متقابل و از حمایت احساسی یکدیگر محرومند. خانواده توخالی مبتلا به «طلاق عاطفی» یا «زندگی خاموش» بین زوجین است. آنچه مسلم است، این که در طلاق عاطفی یا طلاق پنهان زوجین فقط در خانه حضور فیزیکی دارند و ظاهرا زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما هیچ رابطه عاطفی و احساسی با یکدیگر ندارند. یک خانواده توخالی، مملو از عیب‌جویی‌های متقابل زن و شوهر است و این عیب‌جویی‌ها ممکن است اولا اتفاقی نباشد و ثانیا آگاهانه نباشد. اتفاقی نیست؛ چرا که چیزهایی وجود دارند که مورد عیب‌جویی واقع شوند و این عمل هم تکراری می‌شود. آگاهانه هم نیست چون زن و مرد از روی عادت ممکن است دست به این کار بزنند.
بنا به گفته رئیس یکی از شعب دادگاه خانواده در تهران ۸۰ درصد خانم‌ها هستند که تقاضای طلاق می‌کنند و مهریه خود را هنگام طلاق می‌بخشند و اکثر مراجعان برای طلاق، زوج‌های جوانی هستند که ۲ تا ۳ سال بیشتر از زندگی مشترکشان نمی‌گذرد و بیشترین طلاق‌های رخ‌داده در جامعه نیز توافقی است.
درواقع این موارد از اوضاع نابسامانی حکایت می‌کند که ریشه در رفتارهای زوجین در خانواده دارد. گاهی شرایط زندگی بخصوص برای زن در خانواده آنقدر سخت و طاقت‌فرسا می‌شود که از مهریه خود چشمپوشی می‌کند، در حالی که به بخوبی از این مساله آگاه است که از حمایت‌‌های مالی و اقتصادی از سوی قانون بعد از طلاق برخوردار نیست.
این موضوع نشان می‌دهد که طلاق عاطفی در طول زندگی وجود داشته و وقتی به نقطه بحرانی می‌رسد، زن تقاضای طلاق قانونی می‌کند و به این منطق و ضرب‌المثل متوسل می‌شود که «بالاتر از سیاهی، رنگی نیست.» بعد از طلاق نیز احساساتی چون اضطراب، دلتنگی، غمگینی، خستگی، عصبانی بودن و پریشانی افکار در زن‌ها بیشتر از مردان پدید می‌آید و این امر نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری زنان پس از طلاق بیشتر از مردان است، اگرچه در این مورد استثنائاتی نیز وجود دارد. در زندگی‌های پر از اختلاف و کشمکش، گاه زوجین به این آگاهی می‌رسند که طرف مقابل در مقام نمونه از کل جنس، نه در مقام یک فرد، دارای مشکل است. از سوی دیگر هر دو به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند با جایگزین کردن فعالیت‌های اجتماعی به جای ازدواج، در آینده به آرامش دست یابند. آنها به توانایی‌های خودشان اعتماد دارند. اما در مقابل، خانواده‌هایی قرار دارند که همچنان به زندگی خاموش و سرد و برخوردار از طلاق عاطفی ادامه می‌دهند؛ چراکه معتقدند باید بسوزند و بسازند.
شاید یکی از دلایل پایداری عقیده «سوختن و ساختن» این باشد که اصولا معنای طلاق در کشور ما متفاوت از معنای طلاق در کشورهای غربی است. در کشورهای غربی اگر ناسازگاری بین زوجین وجود داشته باشد، به احتمال قوی منجر به طلاق می‌شود؛ چراکه هیچ‌یک از زوجین نسبت به شرایط پس از جدایی احساس نگرانی و ناامنی نمی‌کنند و نکته اساسی‌تر این که، زن و مرد خود را مجبور به ادامه زندگی نامطلوب نمی‌بینند. چراکه در این جوامع امکان ارتقا و زندگی راحت برای اعضای خانواده طلاق وجود دارد و مانند جامعه ما نیازی نیست زنان نگران گفته‌های مردم و یا دلواپس سرنوشت فرزندانشان باشند، چراکه می‌دانند از سوی سازمان‌ها و ارگان‌های مربوط حمایت خواهند شد. محققان پدیده طلاق معتقدند که طی نسل گذشته تغییراتی درخصوص اهمیت روابط جنسی در ازدواج به وجود آمده است و زوجینی که طلاق می‌گیرند، به صورت سرپوشیده اغلب از مسائل جنسی شکایت دارند. همچنین این محققان متفق‌القول‌اند که این ناراحتی‌ها بدون مقدمه ایجاد نمی‌شود، بلکه بر اثر اختلافات و تنش‌های زناشویی و به مرور زمان پدیدار می‌شود.
آمارهای متعدد نشان می‌دهد که زنان بیش از مردان از ازدواجشان شکایت دارند. دلیل آن هم این است که ازدواج برای زنان پرمعناتر است و آنان به مراتب بیشتر از مردان، به موفقیت در زناشویی و رضایت از آن علاقه‌مندند.
بخش عمده انرژی شوهران خارج از خانه مصرف می‌شود. مرد ممکن است رفتارهایی داشته باشد و در کارهایی داخل شود که وجود زن در آن صحیح و قانونی نباشد. از این‌رو کمتر از زن به خانه وابستگی دارد و ممکن است به دنبال تفریح و سرگرمی و حتی دلبستگی‌های خارج از خانه برود و در نتیجه الگوی رفتاری را به وجود می‌آورد که زن از وی انتقاد و او را محکوم می‌کند.
  زوجی که تصمیم به طلاق می‌گیرند، مراحلی را پشت سر می‌گذارند. این مراحل ممکن است دشواری‌ها و تنش‌هایی را پدید آورد که بر زن و شوهر، فرزندان، خویشاوندان و دوستان آنها نیز تاثیرگذار باشد.
۱) طلاق عاطفی بیانگر رابطه زناشویی رو به زوال است. تنش دائمی زن و شوهر معمولا به جدایی منجر می‌شود.
۲) طلاق قانونی: در این مرحله از طلاق، به ازدواج پایان داده می‌شود.
۳) طلاق اقتصادی که به تقسیم ثروت و دارایی‌ها مربوط می‌شود. (البته مطابق با قانون هر جامعه)‌.
۴) طلاق هماهنگی میان والدین که شامل مسائل نگهداری کودک و حتی طلاق است.
۵) طلاق اجتماعی: به تغییر در دوستی‌ها و دیگر روابط اجتماعی مربوط می‌شود که فرد طلاق‌گرفته با آن سر و کار دارد.
بسیاری از دانش‌آموزان خانواده‌های ناآرام نقص ذهنی ندارند بلکه به دلیل ناتوانی عاطفی در مدرسه ناموفق هستند
۶) طلاق روانی: در این مرحله فرد باید پیوندها و وابستگی عاطفی را قطع کند و با الزامات تنها زیستن روبه‌رو شود.
با توجه به مراحل فوق می‌توان نتیجه گرفت طلاق عاطفی سرچشمه انواع دیگر طلاق‌هاست. از میان شش طلاقی که اتفاق می‌افتد، طلاق ردیف سه تا شش، بیشتر گریبان زن را در جامعه ما می‌گیرد و در این موارد آسیب‌پذیری زن در جامعه ما بسیار بیشتر از مرد است و این بیانگر فاصله‌ای است که بین زن و مرد در جامعه ما وجود دارد و آسیب‌های بعدی را برای زن در طول زندگی و پس از طلاق ایجاد می‌کند. اما در موارد اول و دوم زن و مرد کم و بیش آسیب‌پذیرند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۱


هنگامی که پدر و مادر نسبت به یکدیگر خصومت می‌ورزند و توهین می‌کنند، فرزندان رنج می‌کشند. این به آن دلیل است که ماهیت ازدواج یا طلاق نوعی «بوم‌سازگاری عاطفی» برای کودکان درست می‌کند. همان‌گونه که درخت در محیطش تحت ‌تاثیر کیفیت هوا، آب و خاک قرار دارد، سلامت عاطفی کودکان نیز توسط کیفیت روابط خصوصی موجود در محیط او مشخص می‌شود. در واقع طلاق‌های عاطفی و کشمکش‌های دائمی پدر و مادر عوارض منفی بیشتری برای بچه دارد تا طلاق‌های قانونی؛ چرا که در طلاق‌های عاطفی و پنهان روحیه بچه هر روز تضعیف می‌شود. اختلافات زناشویی که دائما هم تکرار می‌شوند، تاثیری عمیق بر سلامت جسمانی و عاطفی کودکان و نیز توانایی آنها در سازگاری با همسالانشان می‌گذارد. داده‌‌ها نشان می‌دهد کودکانی که والدینشان در زندگی مشترک دارای ویژگی‌های انتقاد، حالت تدافعی و توهین بوده‌اند، به احتمال بیشتری رفتارهای ضداجتماعی دارند و نسبت به همبازی‌هایشان خشونت می‌ورزند. علت این است که این دسته از کودکان در زمینه سازگاری با دیگران سرمشق خوبی ندارند. والدینی که دائما با یکدیگر در حال تضاد و کشمکش هستند خسته، پریشان و افسرده‌اند و نمی‌توانند در تربیت فرزندانشان نقش موثری داشته باشند. در واقع فشار زندگی کردن با اختلاف‌های پدر و مادر می‌تواند بر دستگاه عصبی خودکار (اتونومیک)‌ نوزاد و در نتیجه توان سازگاری کودک تاثیر بگذارد.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کودکان در واکنش به جر و بحث‌های بزرگ‌ترها، دچار تغییرات جسمانی می‌شوند. برای نمونه در ضربان قلب و فشارخون آنها تغییراتی پدید می‌آید و کودکان معمولا با گریستن، از شدت فشار میخکوب شدن، دست گذاشتن بر گوش‌ها و اخم کردن واکنش نشان می‌دهند. رفتار فرزند با دوستانش بشدت تحت‌تاثیر روابط متقابل پدر و مادرش است. کودکانی با والدین پراختلاف، در بازی‌ها همکاری کمتری از خود نشان می‌دهند و با همبازی‌هایشان رفتار منفی‌تری دارند. والدین با اختلافات زناشویی، اصولا بر مسائل خودشان متمرکز هستند و توجه و دقت کمتری به فرزندانشان دارند، در نتیجه کودکان بدون نظارت به سوی همسالان منحرف‌تر سوق داده می‌شوند و بسیاری از فرزندان خانواده‌های ناآرام به گرداب گرفتاری‌های نوجوانان از جمله نمرات کم، رفتارهای جنسی زودرس، موادمخدر و بزهکاری کشیده می‌شوند.
بسیاری از دانش‌آموزان خانواده‌های ناآرام نقص ذهنی ندارند، بلکه به دلیل ناتوانی عاطفی در مدرسه ناموفق هستند. آنان به علت ناهنجاری‌های زندگی خانوادگی آنقدر ناراحت و درگیر هستند که حتی نمی‌توانند بر امور پیش پا افتاده‌ای مانند جدول ضرب تمرکز کنند. همچنین این قبیل کودکان افسردگی، اضطراب و انزوای بیشتری را تجربه می‌کنند و چنین مشکلاتی را به سال‌های بزرگسالی خود نیز انتقال می‌دهند. در حقیقت الزاما این طلاق نیست که به کودکان آسیب می‌رساند، بلکه خشونت شدید و ارتباط نامناسب پدر و مادر با یکدیگر است. خشونت و تحقیر دائمی والدین این اثر را بر فرزندان دارد که آنها نسبت به همسالان خود پرخاشگر و ستیزه‌جو می‌شوند.
با توجه به آثار زیانبار طلاق بر کودکان، شاید والدینی که در زندگی زناشویی خود خوشبخت نیستند، دچار تردید شوند که بهتر است به خاطر فرزندانشان به زندگی واقعا رنج‌آور و بی‌نتیجه‌شان ادامه دهند.
پاسخ این پرسش یک «نه» قاطع و محکم است. علت هم آن است که برخی اختلافات زناشویی به مراتب اثر زیانبارتری بر فرزندان دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٩

رفتارها و گفتارهای منفی تنها به ضرر شما خواهد بود. به‌منظور جلوگیری از طلاق و حفظ زندگی‌تان، باید از واکنش نشان دادن به رفتارهای همسرتان بپرهیزید و دست به انجام اقدامات ضروری که زندگی شما را به حالت اول بازمی‌گرداند، بزنید. با وجود این دلایل، انتقاد از روی عصبانیت هم فقط اوضاع را بدتر می‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧


طلاق به هر شکل و علتی، تاثیر مخربی در روحیه افراد می گذارد. با توجه به احساس سردرگمی و خشم که بعد از جدایی به سراغ فرد می آید می توان گفت که در این مقطع بیشتر تصمیم گیری های فرد، احساسی است...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥


 در شرایط امروزی جامعه ما تصمیم به ازدواج با زنی که به تنهایی سرپرستی کودک یا کودکانی  را بر عهده دارد چیز عجیبی نیست. هر چند این قضیه هنوز هم برای تعدادی از مردان(حتی انهای که خودشان تجربه یک شکست در زندگی زناشویی را داشته و حتی صاحب فرزند هم هستند) دشوار است و در مورد پذیرش ان با مشکلات و چالشهای جدی مواجهند اما حقیقت امر این است که متاسفانه با سیر صعودی تعداد طلاقها در جامعه، مسلما تعداد زنان یا مردانی که به تنهایی مشغول  بزرگ کردن فرزندشان هستند رو به افزایش است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٤


 بررسی آمار طلاق در کشور نشان می دهد طی ده گذشته روند صعودی به خود گرفته است. به طوری که به اعتقاد کارشناسان آمار طلاق در ایران به زلزله ای خاموش تبدیل شده است که هر روز در حال تکان دادن جامعه می باشد. بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال همچنان تهران رکورددار طلاق در کشور است به طوریکه روزانه 90 زوج در تهران از یکدیگر جدا می شوند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود. به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.
اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.


- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.



- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۸


در سال‌های اخیر متأسفانه طلاق در جامعه روند صعودی داشته است به طوری‌که بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال تهران رتبه اول را در آمار طلاق به خود اختصاص داد و این آمار هشداری است برای مسئولین امر تا چاره ای بیندیشند و در صدد افزایش تحکیم بنیان روابط خانوادگی برآیند.
طلاق در اسلام مذموم‌ترین حلالها شمرده می‌شود اما متأسفانه طی سال‌های اخیر با افزایش آمار طلاق شاهد بروز پدیده‌های نوظهوری در جامعه هستیم که جشن طلاق و داوری پولی طلاق از جمله آنها است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

 
 معمولا اولین واکنش بسیاری از افراد پس از آن که می فهمند رابطه مشترکشان به بن بست رسیده است، انکار آن است. حتی گاهی اوقات افراد تمام تلاش خود را برای حفظ رابطه انجام می دهند و انرژی روانی زیادی صرف این موضوع می کنند، ولی باز هم به مرحله ای می رسند که دیگر ادامه رابطه برایشان ممکن نیست.

هرچند زندگی پس از طلاق برای مرد و زن با چالش های جدی و سخت همراه است ولی حقیقت این است که بعد از جدایی هنوز هم زندگی جاری است و باید این حقیقت را بپذیرند. رویارویی با این حقیقت و چگونگی دست و پنجه نرم کردن با پایان یک رابطه (نه پاک کردن آن) به چندین عامل بستگی دارد:

۱) شبکه حمایتی دوستان، خانواده و...

حضور خانواده و دوستان و تمایل شما برای کمک گرفتن از آن ها و توانایی آن ها برای کمک کردن از نکات مؤثر است، در صورت دارا بودن شبکه حمایتی می توانید:

- در موقع نیاز کسی را کنار خود داشته باشید.

- دوستان و خانواده می توانند به حرف هایتان گوش کنند بدون این که سعی داشته باشند احساسات ناشی از فقدان و جدایی همسر سابق تان (غم و اندوه) را کوچک و بی اهمیت جلوه دهند.

- دوستان و خانواده می توانند با گوش کردن به احساسات، عقاید و نیازهایتان پذیرای شما باشند. طرح موارد ذکرشده از طرفی برای افزایش آگاهی خانواده افراد طلاق گرفته مهم است تا زمینه های مناسب را فراهم کنند و از طرف دیگر برای افراد طلاق گرفته نیز مهم است تا اگر با نبود این موارد مواجهند، آن را به عنوان چالشی در نظر بگیرند که نیاز به توجه و اصلاح دارد.

۲) نگرش واقع بینانه نسبت به خود و موضوع طلاق

داشتن نگرش واقع بینانه نسبت به موضوع طلاق مهم است. آگاهی و پذیرفتن این امر که جدایی، الزاماً شکست نیست، بلکه تغییر شرایط است و فرد برای تجربه ای تازه آماده می شود. داشتن چنین نگرشی نسبت به طلاق راهی است برای شروع یک نقشه عملی که مشکلات و موانع پیش روی شما را نشان می دهد و به شما می گوید از کجا باید شروع کنید.

۳ ) احساس مسئولیت

ممکن است بعد از جدایی، احساس انزوا و تنهایی و احساس بی ارزشی و درک نشدن را تجربه کنید، از سوی دیگر همسری ندارید که او را مسبب این احساسات ناخوشایند بدانید. اگر بخواهید کسی حرف شما را بفهمد، درک تان کند و حمایت تان کند باید مسئولیت احساسات، رفتارها و افکارتان را بر عهده بگیرید و برای تغییر شرایط اقدام کنید. این نگرش، پادزهری در برابر افسردگی و ناامیدی است. احساس مسئولیت، زمینه افزایش اعتماد به نفس را فراهم و افراد را از حالت قربانی بودن خارج می کند. داشتن احساس مسئولیت و نگرش واقع بینانه نسبت به جدایی باعث می شود که تسلیم بخت و اقبال نباشیم. یادمان باشد که ما قربانی نیازها، رفتارها، افکار و احساسات خودمان هستیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


ارومیه - خبرگزاری مهر: مدیرکل ثبت اسناد آذربایجان غربی از کاهش 2.4 درصدی میزان ثبت ازدواج در مناطق مختلف استان از ابتدای سالجاری تا پایان دی ماه خبر داد.
 علی خیری در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به ثبت 30 هزار و 254 فقره ازدواج طی 10 ماهه سال 91، افزود: ازدواج در مقایسه با سال گذشته 2.46 درصد کاهش یافته بطوریکه طی مدت مشابه سال قبل میزان ازدواج ثبت شده در دفاتر اسناد رسمی 31 هزار و 19 فقره بود.وی با بیان اینکه تا پایان دیماه امسال 4هزار و 662 مورد طلاق در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده، اظهار داشت: متاسفانه طی این مدت نسبت به مدت مشابه سال قبل شاهد افزایش 10.65 درصدی در میزان ثبت طلاق در استان بودیم بطوری که در مدت مشابه قبل 4 هزار و 213 مورد طلاق در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده است.مدیرکل ثبت اسناد و املاک آذربایجان غربی تعداد دفاتر اسناد رسمی آذربایجان غربی را 521 واحد عنوان و اعلام کرد: از ابتدای سال جاری تا پایان دیماه 40 هزار و 211 جلد سند مالکیت صادر شده که طی مدت مشابه سال گذشته این رقم 38 هزار و 103 جلد بوده که امسال با 5.5 درصد رشد در این زمینه مواجه هستیم.اشباع ثبت شرکت تجاری و غیر تجاری در آذربایجان غربی خیری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کاهش 7.64 درصدی پرونده های بخش اجرائیات این نهاد طی 10 ماهه امسال، افزود: طی این مدت 3 هزار و 589 فقره پرونده مهریه، چکهای برگشتی، ضمانت نامه های بدون وثیقه و ضامن در بانکها اجرا شده است.وی همچنین با اشاره به ثبت یک هزار و 264 شرکتهای تجاری و غیرتجاری از ابتدای سالجاری تا پایان دیماه، کاهش 28 درصدی این آمار طی این مدت نسبت به مدت مشابه سال گذشته را نمود اشباع شرکتها در سطح استان و ساماندهی برخی شرکتها و موسسات تجاری توسط شهرکهای صنعتی دانست.راه اندازی سیستم الکترونیکی دفاتر ازدواج و طلاق وی با اشاره به روند رو به رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیای کنونی، افزود: اصل قانون مبنی بر لزوم کتابت دستی با وجود مجهز شدن به سیستمهای الکترونیکی بوده که متاسفانه باعث بروز برخی مشکلات شده است.وی از راه اندازی شبکه ارتباط سیستمی بین ادارات اسناد شهرستانها در 15 واحد ثبتی آذربایجان غربی خبر داد و بیان داشت: با این اقدام ارتباط سیستمی بین واحدها، زیرساختهای الکترونیکی و بستر لازم برای راه اندازی اتوماسیون اداری در استان فراهم شده است.مدیر کل ثبت اسناد و املاک آذربایجان غربی اظهار داشت: هم اکنون تمامی دفاترثبت مجهز به دستگاه کارت خوان بانکها و موسسات مالی و اعتباری شده و کلیه پرداختی لازم در حوزه ثبت اسناد در این دفاتر بدون نیاز به مراجعه حضوری به بانکها انجام می شود.خیری از مکانیزه شدن عملیات ثبتی دفاتر ازدواج و طلاق از پایان هفته آینده در آذربایجان غربی خبر داد و یادآور شد: با راه اندازی سیستم الکترونیکی در این دفاتر اطلاعات ثبتی همزمان به ادارت ثبت احوال و ثبت اسناد و املاک ارسال شده و با ادامه این روند دیگر نیازی به ثبت دفتر اسناد نخواهیم بود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٠


گزارشی از رویکرد تازه به مسائل جنسی

نتیجه این شد: مردم باید از آن حرف بزنند، مسئولان براى آن سیاستگذارى و برنامه ریزى کنند و جوانان در مورد آن آموزش ببینند. مشکلات جنسى بخش تاریک زندگى‌هاى زناشویى در جامعه ما است. از مشکلات جنسى حرفى زده نمى‌ شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٦



طلاق به هر شکل و علتی، تاثیر مخربی در روحیه افراد می گذارد. با توجه به احساس سردرگمی و خشم که بعد از جدایی به سراغ فرد می آید می توان گفت که در این مقطع بیشتر تصمیم گیری های فرد، احساسی است و ممکن است پیامدهای ناخوشایندی برای او داشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

 محمدتقی حسن زاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای وزارت جوانان ایران فساد اخلاقی، اختلال روانی، ترک نفقه، اجرا گذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب را از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجهای ایرانی دانسته اشت.
 حسن زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب گفت: آخرین پژوهش های انجام شده در مورد گروهی از زوج های متقاضی طلاق به عنوان جامعه آماری، نشان می دهد که ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی، مهمترین علت طلاق در میان جوانان ایرانی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۸

جمشید جعفرپور با تاکید بر ضرورت تحکیم بنیان خانواده در کشور،‌ ابراز داشت: تخصیص بودجه‌ای مناسب به سازمان‌ها و نهادهای متولی می‌تواند کمک شایانی به پیشبرد طرح های مربوط به تحکیم بنیان خانواده کند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه بیان داشت: باید ارتباط بین زن و شوهر و نیز ارتباط میان والدین و فرزندان نسبت به گذشته مستحکم تر شود و شکاف‌ها و ترک‌های موجود در بنیان خانواده‌های ایرانی از طریق تخصیص بودجه به نهادهایی که متولی تحکیم بنیان خانواده هستند، برطرف شود.

نماینده منتخب مردم در دوره نهم مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: خانواده سنگ بنای جامعه است، خانواده ای مستحکم  خواهد بود که بر پایه های استوار بنا شده باشد.

جعفرپور ادامه داد: تخصیص بودجه‌ای متناسب برای پیشبرد برنامه های جامع خانواده، در نهایت موجب رشد و تعالی جامعه خواهد شد.

وی در ادامه با بیان اینکه حمایت از خانواده دارای ابعاد مختلف است،‌ بیان داشت: ارتقای سطح آگاهی و دانش در خانواده،‌ توجه به بهبود معیارهای اخلاقی و نیز پرداختن به حمایت‌های قانونی از اعضای خانواده جزئی از ابعاد حمایت از  این نهاد اجتماعی است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: تحکیم در بنیان خانواده‌های ایرانی در مقایسه با سایر جوامع در وضعیت مطلوبی قرار دارد اما با این وجود‌، لازم است که برنامه‌های جامعی به منظور ارتقای سطح پایداری در بنیان خانواده‌های ایرانی پیش‌بینی شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

پیمان شکنی زناشویی یکی از واقعیتهای تلخ هر زمان و به خصوص دوران معاصر و متأسفانه یک پدیده کم و بیش رایج است. بسیاری از مردم نتیجه ی پیمان شکنیِ همسر را بدتر از مرگ وی می دانند چرا وقتی که یکی از زوجین می میرد، دیگری علیرغم احساس ناراحتی و تنهایی با اشتیاق خاطراتِ با او بودن را مرور می کند و از این طریق به عشق خود ادامه می دهد، به عبارت دیگر روابط بعد از مرگ همسر همچنان باقی می مانند، ولی بعد از پیمان شکنی همیشه این طور نیست و در اغلب موارد، اولین راهِ حلی که بعد از آگاهی از خیانت همسر به ذهن زوج آسیب دیده خطور می کند، طلاق است.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱


 مدیرکل ثبت‌احوال استان زنجان گفت: آمار طلاق طی هشت ماهه نخست سالجاری در زنجان 16 درصد افزایش یافته است.
 
به گزارش مهر، سیدموسی متوسلین ظهر شنبه در نشست خبری با خبرنگاران افزود: در مقابل افزایش آمار طلاق در سال‌جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش 6 درصدی ازدواج را در همین مدت نیز شاهد هستیم.
 
وی ادامه داد: در هشت ماهه نخست امسال 11 هزار و 500 واقعه ازدواج در دفاتر ثبت اسناد به ثبت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل 752 مورد کاهش داشته است.
 
مدیرکل ثبت‌احوال استان زنجان افزود: بیان آمارها باعث برنامه‌ریزی مسئولان و شناسایی دلایل می‌شود و انتظار داریم مسئولان استانی نیز نسبت به این موضوع توجه داشته و برای حل این مشکل برنامه داشته باشند چراکه کاهش ازدواج و افزایش طلاق در استان تبعات فراوانی را در پی داشته و بروز ناهنجاری‌ها از جمله این موارد است.
 
متوسلین همچنین با اشاره به میانگین سن ازدواج در استان افزود: در 9 ماهه اول امسال میانگین سن ازدواج در استان بین مردان 27.2 سال و زنان 22.6 سال گزارش شده است که این آمار امیدوار کننده است چراکه سن ازدواج در حال کاهش است.
 
متوسلین به آمار ازدواج دختران زیر 15 سال نیز اشاره کرد و یادآور شد: امسال موردی در ثبت احوال ثبت نشده است.
 
مدیرکل سازمان ثبت احوال استان زنجان، تولید آمار جمعیتی را وظیفه ذاتی ثبت احوال یاد کرد و گفت: تولید و انتشار آمار جمعیتی و مهاجرتی مبنای برنامه ریزی کشوری است که باید به آن توجه جدی شود.
 
متوسلین با بیان اینکه سوم دی ماه در تقویم کشوری روز ثبت احوال نامگذاری شده است، گفت: ثبت وقایع حیاتی، آمار تحول جمعیت کشوری و اتقان هویتی از وظایف مهم این سازمان است.
 
مدیرکل ثبت احوال استان زنجان، روز سوم دی ماه را روز ثبت احوال و فرهنگ سازی اعلام کرد و گفت: فرهنگ سازی یک وجهه عام دارد که باید این امر تبیین شود و بنابراین تحقق این امر بر عهده سازمان ثبت احوال است.
 
متوسلین تاکیدکرد: باید فرهنگ سازی لازم لحاظ شود تا مردم بر تکالیفی که بر عهده دارند عمل کنند چرا که ظرف مدت 15 روز برای صدورشناسنامه نوزاد به سازمان ثبت احوال مراجعه کنند یا اینکه افراد بالای 15 سال باید شناسنامه خودرا مکانیزه کنند و نامگذاری فرزندان براساس آموزه های دینی باشد.
 
وی گفت: روز چهارم صدور اسناد هویتی که یک کار الکترونیکی بوده وامکان جعل را به صفر می رساند، روز پنجم را صدور کارت هوشمند ملی،روز ششم را تولید و انتشار آمار جمعیتی و مهاجرت،روز هفتم ثبت نام برای دولت الکترونیک ، روز ششم ثبت احوال و واگذاری امر تصدی گری و روز نهم نظام جامع ثبت ملی ایران نامگذاری شده است.
 
مدیر کل ثبت احوال استان زنجان در ادامه افزود: پیش بینی شده تا سال 1392 برای کلیه مردم استان کارت هوشمند صادر خواهد شد و امکان جعل به صفر خواهد رسید.
 
متوسلی گفت: تولید آمار درست در برنامه ریزی و تصمیم گیری در همه حوزه های اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی تاثیر دارد.
 
وی یاد آورشد: در این راستا باید رسانه ها بر روی آمار جمعیتی و مهاجرت مانور دهند چرا که این آمر در آینده کشور موثر است.
 
مدیر کل ثبت احوال استان زنجان ،کلیه فعالیتهای این سازمان را حاکمیتی یاد کرد و افزود: این سازمان به دنبال این است که فعالیتهای تصدی را واگذار کند که در حال حاضر چهار دفتر پیشخوان دولتی در استان فعالیت می کند.
 
متوسلین تصریح کرد: دفاتر پیشخوان دولتی با کمترین هزینه خدمات زیادی را به مردم ارائه می دهند و در آینده تعداد این دفاتر بیشتر خواهد شد.
 
وی گفت: سازمان ثبت احوال به دنبال ارائه خدمات الکتروینکی به مردم است و تاکنون هم در این زمینه موفق بوده و خدمات خود را بیشتر از این توسعه خواهد داد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢


جوان، با اشاره به آمار ازدواج امسال استان گفت: خوشبختانه در هشت ماهه‌ی امسال شاهد رشد بیش از 2 درصدی ازدواج در استان به تعداد 26 هزار و 071 مورد بودیم در حالی که در مدت مشابه سال پیش این تعداد 25 هزار و 520 مورد بود.

 مدیر کل ثبت احوال آذربایجان‌غربی گفت: امید به زندگی در استان بیشتر شده است؛ چراکه آمار مرگ و میر در هشت ماهه‌ی امسال نسبت به مشابه سال پیش 4 درصد کاهش داشته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱



دست از سرزنش کردن و شمردن خطاهایت بردار و از این پس خیلی ساده، فقط بهترینِ خودت را به نمایش بگذار؛ خوشبختی و سعادت خودبه‌خود به دنبال آن خواهد آمد. این راهکار در مورد من نتیجه داد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱

پدیده طلاق، در جامعه امروز به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی مطرح می شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی و ... دارد که با پیچیده تر شدن زندگی امروز، سطح آن نیز شدت یافته است. در این گفت وگو، مسئله طلاق و عوامل تشدید آن در جامعه ایران از منظر دکتر صدیق سروستانی - آسیب شناس اجتماعی - مورد بررسی قرار گرفته است.

با توجه به این که طلاق در گذشته نزد مردم، به عنوان یک امر مذموم و قبیح و در عین حال وحشت آور تلقی می شده، ولی امروزه می بینیم که طلاق، ابزار رایجی شده که به مدد آن، افراد خود را از وضعیت موجود رها می کنند. به طوری که نسل امروز ما نسبت به گذشته از پدیده طلاق، وحشت و استرسی به خود راه نمی دهد و این امر خیلی راحت در حال جا افتادن در جامعه است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩


مدیرکل ثبت احوال استان تهران از افزایش 6 درصدی آمار طلاق‌های ثبت شده در 8 ماه اول سال جاری خبر داد و گفت: براساس آمارهای موجود آمار مربوط به ازدواج طی 8 ماه سال جاری نیز نسبت به سال قبل 1.7 درصد کاهش پیدا کرده است.

به گزارش مهر، احمد فشمی در نشست خبری که به مناسبت روز ثبت احوال صبح چهارشنبه برگزار شد افزود: در حال حاضر عملیات آرشیو الکترونیکی 120 میلیون سند هویتی در دست اقدام است که تا کنون 80 درصد اسناد نیز تصویربرداری و اسکن شدند و تا پایان سال نیز این آرشیو تکمیل می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤

با توجه به اینکه در بین خانواده‌ها طلاق امری زشت و منحوس به نظر می‌آید، بسیاری از زوجین با وجود هرگونه اختلاف شخصیتی و رفتاری، همدیگر را تحمل می‌کنند و گرفتار طلاق عاطفی می‌شوند. در این همایش تلاش می‌شود عوامل این امر، مورد بررسی و موشکافی قرار گیرد تا از ایجاد طلاق عاطفی و به تدریج منجر شدن به طلاق قانونی جلوگیری شود؛ در واقع هدف، اطلاع رسانی و دادن اطلاعات علمی و عملی در راستای بهبود بخشی به یک معضل اجتماعی رو به افزایش است.

یکی از بزرگترین دلایل طلاق عاطفی را عدم شناخت زوجین نسبت به همدیگر است و  80 درصد طلاق ها در 2 سال اول زندگی رخ می‌دهد؛ چرا که زوجین در تعاملات رفتاری شان صادقانه عمل نمی‌کنند و شناخت کامل و کافی نسبت به هم ارائه نمی‌دهند.

اولین شرط سنجش سلامت خواستگار، پیشنهاد مشاوره و پذیرش آن از سوی طرف مقابل است.

در جلسات مشاوره، نقاب بدلی توسط پرسش و پاسخ مشاور از روی چهره افراد می‌افتد و طرفین می‌توانند شناخت بهتر و کامل‌تری از یکدیگر به دست آورند.

این موارد از بیشترین علل ایجاد اختلاف در بین خانواده‌های ایرانی است و آمار طلاق عاطفی در آنها بالاست که از طریق مشاوره قبل از ازدواج قابل پیشگیری و ارائه راه حل است.

خانواده‌ها باید جوانان و به خصوص دختران را در این امر یاری کرده و ابعاد زندگی مشترک را برای جوانان تشریح کنند.

اختلاف شخصیتی، اختلاف در بافت خانواده‌ها، عدم هماهنگی اهداف زوجین برای آینده، اختلاف سنی بیشتر از 7 سال، عدم بلوغ اقتصادی، دخالت نابجای خانواده‌ها را از عوامل طلاق عاطفی است.

عارضه بعدی طلاق عاطفی، بیماری‌های جسمانی است که سیستم ایمنی بدن را با مشکل دچار کرده و انواع سرطان‌ها، سکته‌ها، مشکلات روانی و حتی خودکشی را سبب می‌شود.

میزان افسردگی در بین زنان و شوهران ایرانی که دچار طلاق قانونی یا طلاق عاطفی شده‌اند، بسیار بالاست و آمار این امر در بین زنان بیشتر است.

بزرگترین معضلات عصر حاضر را اعتیاد به مواد مخدر و طلاق ذکر کرد و خواستار اهتمام هرچه بیشتر جوانان در امر ازدواج شد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٢

مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان اردبیل از افزایش 22 درصدی طلاق در سال ‌جاری و در هشت ماه امسال خبر داد.

شهرام دهقانی عصر امروز در جلسه بررسی مشکلات سر دفتران ازدواج و طلاق در اردبیل اظهار داشت: در قبال این میزان افزایش طلاق ما با آمار کاهش پنج درصدی ازدواج نیز در هشت ماه امسال روبه‌رو بودیم به طوریکه ضرورت دارد علل و عوامل این موضوع مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

وی تصریح کرد: در هشت ماه امسال یک‌هزار و 589 مورد طلاق و بیش از 13 هزار ازدواج در این استان به ثبت رسیده است که بیشتر نگرانی ما از افزایش آمار طلاق است که به نظر می‌رسد در پیشگیری از این امر باید دقتی مضاعف صورت بگیرد.

دهقانی از تمام مراکز علمی و دانشگاهی و محققان و پژوهشگران فعال در عرصه‌های اجتماعی خواست در این زمینه واکاوی و بررسی همه‌جانبه‌ای را انجام دهند تا در یک تلاش همه‌جانبه با راهکارهای منطقی بکوشیم آمار طلاق به حداقل رسیده و امر ازدواج رونق بگیرد.

این مسئول فرمایش مقام معظم رهبری را در خراسان شمالی در مورد اصلاح شیوه و سبک زندگی و گرایش به سیاق ایرانی، اسلامی را یادآور شد و اضافه کرد: ما تا زمانی که زندگی و سبک و سیاق بنیان خانوادگی خود را براساس فرهنگ غربی و اندیشه‌های منحط پایه‌گذاری کنیم، قادر نیستیم به هدفمان دست پیدا کنیم و یا در کاهش بسیاری از ناهنجاری‌ها و گرفتاری‌ها به هدفی که دوست داریم، برسیم.

وی ضرورت تقویت مجموعه‌های مهارت‌آموزی در امر ازدواج و همچنین تحکیم بنیان خانواده با حفظ ارزش‌های اسلامی را خاطر نشان کرد و ادامه داد: همه خانواده‌ها و اعضای جامعه باید با احساس وظیفه و تکلیف در این میدان حاضر شوند و اجازه ندهند بیشتر از این پدیده زشت و ناهنجار طلاق جامعه ما را آلوده به برخی از نگرانی‌ها و دغدغه‌ها کند شایسته آن است در یک همدلی و همراهی تلاش کنیم تا اصالت و اعتقادات دینی، ارزشی ما تقویت شده و کمتر یک راه حل غیرمنطقی را شاهد بوده و نظاره‌گر باشیم.

دهقانی فعالیت سر دفتران ازدواج و طلاق را مثبت و همسو با اهداف تعیین شده اعلام کرد و گفت:‌ هر چند برخی‌ها از کم بودن دفاتر طلاق گله‌مند هستند اما به تناسب جمعیت شهرستانی دفاتر ازدواج و طلاق راه‌اندازی شده و شاید به دلیل گستردگی دفاتر ازدواج محدودیت‌هایی را در فعالیت دفاتر طلاق شاهد و ناظر هستیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۸


آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۸


یکی از موانع ارتباط، باورهای غیرمنطقی است که در زنان مایل به طلاق بیشتر از زنان مایل به ادامه زندگی وجود دارد. دکتر نسترن ادیب راد، استادیار گروه مشاوره دانشگاه شهید بهشتی در پژوهشی با عنوان مقایسه باورهای ارتباطی زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی و زنان متمایل به ادامه زندگی مشترک شهر تهران آورده است: ویژگی های شخصی زنانی که در آستانه جدایی هستند و آنهایی که مایل به ادامه زندگی مشترک هستند، رابطه معنی داری وجود ندارد و میزان باورهای غیرمنطقی در زنان مایل به طلاق بیشتر از زنان مایل به ادامه زندگی مشترک است.
بر اساس این گزارش، باورهای غیرمنطقی یکی از موانع ارتباط است، باور به تغییر ناپذیری همسر در زنان مایل به طلاق بیشتر از زنان مایل به ادامه زندگی است، تغییر ناپذیری به این معنی که فرد معتقد است که علت وجود مشکلات رفتاری در افراد امری ذاتی است و هرگونه تلاش برای تغییر دیدگاه ها و رفتارهای طرف مقابل بی فایده است به همین دلیل مرد هیچ گونه تلاشی برای تغییر وضع موجود از خود نشان نمی دهد که این امر می تواند باعث از دست دادن تفکر حل مسئله شده مشکلات روز به روز عمیق تر و پیچیده تر شود و میزان باورهای ارتباطی تخریب کنندگی مخالف، در زنان مایل به طلاق بیشتر از زنان مایل به ادامه زندگی است.
بنابراین پژوهش، زنان در آستانه طلاق به دلیل باورهای غیرمنطقی از رفتارهای همسر خود تفسیرها و ارزشیابی ها دارند که به دنبال آن جدایی را انتخاب می کنند و با توجه به یافته ها می توان گفت که باورهای ارتباطی نقش بسیار مهمی در رضایت و عدم رضایت از زندگی دارند و این بدان معنی است که تعبیر این باورها می تواند زمینه ساز تداوم زندگی مشترک زوج ها باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٦


 مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد دلایل طلاق از این پس با مکانیزه شدن دفاتر ازدواج و طلاق، بصورت نرم افزاری در این دفاتر ثبت شده و سپس در پایگاه جمعیتی این سازمان قرار می گیرد.

محسن اسماعیلی در گفت و گو با ایرنا افزود: طی تفاهم نامه ای با سازمان ثبت اسناد و املاک کشور مقرر شد اعلامیه های ازدواج و طلاق به صورت الکترونیکی ثبت شود تا در پایگاه جمعیتی ثبت احوال کشور قرار گیرد.

وی با بیان اینکه طرح الکترونیکی دفاتر ازدواج و طلاق در استان البرز و 50 دفتر ازدواج و طلاق تهران اجرا می شود، اظهار داشت: در حال حاضر در این مناطق دلایل طلاق توسط سازمان ثبت اسناد در اعلامیه های طلاق ثبت می شود.

اسماعیلی با اشاره به اینکه بزودی اطلاعات ازدواج و طلاق زوجین بصورت دستی و کاغذی حذف می شود، ادامه داد: بر اساس ماده 31 قانون ثبت احوال کشور، اعلامیه ازدواج و طلاق هر 15 روز یکبار به ثبت می رسد و در اختیار ثبت احوال قرار می گیرد.

بر اساس گزارش سازمان ثبت احوال کشور، در سه ماه اول امسال 224 هزار و 52 مورد ازدواج و 34 هزار و 759 واقعه طلاق به ثبت رسید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥

 

زن جوانی در دادگاه خانواده حضور یافت و درخواست جدایی از شوهرش را به قاضی ارائه کرد. این زن که ۲۸ سال سن داشت، دلیل جدایی‌اش را دو قطبی بودن شوهرش خواند و گفت:‌ سه سال است که زندگی‌مان را شروع کرده‌ایم. اما من هیچ لذتی از زندگی‌ام نبرده‌ام، زیرا بیماری شوهرم چنین اجازه‌ای ر ا به من نمی‌داد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢


یکی از شوم‌ترین واقعیت‌های اجتماعی که همواره خانواده‌ها را تهدید می‌کند، پدیده طلاق است که بیش از گذشته گریبانگیر جوامع مختلف شده است. متأسفانه افزایش آمار طلاق در ایران، زنگ خطرهای جدی را به صدا در آورده و برای مهار این معضل باید به ریشه‌یابی مشکلات و چالش‌هایی پرداخت که زندگی مشترک را به بن‌بست می‌رساند. حتی در میان برخی خانواده‌ها و زنان و مردان جوان، طلاق به نوعی مد تبدیل شده است که جای بسی درنگ و تأمل جدی‌دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٩


آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

یک روان‌شناس گفت: براساس آمارها 60 تا 70 درصد طلاق‌ها مربوط به اعتیاد افراد است. «صفی‌الله جعفری‌سنبل‌آبادی» در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: ناپختگی و عدم بلوغ اجتماعی در افراد،از علل اصلی از هم پاشیدگی زندگی‌های مشترک است و این در حالی است که پختگی و بلوغ اجتماعی افراد در درجه نخست برعهده والدین است. متاسفانه به علت کاهش شمار فرزندان، برخی والدین در تربیت فرزندان خود بسیار سهل‌گیرانه رفتار می‌کنند و در نتیجه فرزندان خود را به بلوغ اجتماعی کافی نمی‌رسانند.

 بیماری‌های روانی که در عصر حاضر در همه جوامع رو به افزایش است یکی از علل افزایش طلاق به شمار می‌آید.نبود سیستم‎های مشاوره مناسب و نهادینه نشدن این‌گونه مشاوره‌ها در افکار عمومی، عدم مشورت با والدین، بیماری‎های ناباروری، فاصله‌های طبقاتی، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی و اختلاف رتبه‌های تحصیلی را نیز می‌توان از علل دیگر طلاق در نظر گرفت.

 
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸

مدیرکل ثبت اسناد و املاک کردستان گفت: در 6 ماهه نخست سال جاری ازدواج در استان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 12 درصد کاهش و طلاق 91/6 درصد رشد داشته است.
امیر جوان کیا در نشستی مطبوعاتی با اصحاب رسانه‌های جمعی افزود: در شش ماهه نخست سال جاری میزان ازدواج در استان 9 هزار و 51 نفر بوده است اما این میزان در مدت مشابه سال گذشته 10 هزار و 333 مورد بوده است.
جوان کیا گفت: میزان ازدواج در 12 ماهه سال گذشته 21 هزار و 337 مورد بوده است که تاکنون بر اساس آمار سال 90 با کاهش مواجهه می باشد.
وی با اشاره به رشد 91/6 درصد طلاق در کردستان، بیان داشت : میزان طلاق در شش ماهه اول سال جاری یک هزار و 578 مورد بوده ما این میزان در مدت مشابه سال گذشته یک هزار و 476 مورد بوده است.
مدیرکل ثبت اسناد و املاک کردستان با بیان اینکه میزان آمار طلاق در استان در سال 90 سه هزار و 80 مورد بوده است اظهار داشت: متاسفانه رشد طلاق در کردستان نگران کننده است و آسیب شناسی و پیگیری رفع موانع این مهم توسط مسؤلان، کارشناسان و خانواده ها ضروریست.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٧

حرفی نمانده است. سکوت مهم‌ترین چیزی است که تحویل هم می‌دهیم. دیگر نه انگیزه‌ای داریم نه بهانه‌ای که با هم حرف بزنیم. قهر نیستیم اما به حداقل کلام اکتفا کرده‌ایم. سلام و السلام. من می‌رسم خانه. چیزی سر هم می‌کنم برای خوردن. کمی ‌بیشتر از غذای یک نفر را درست می‌کنم. او باقیمانده غذای من را می‌خورد. از سر و صدایی که موقع آمدن راه می‌اندازد، می‌فهمم آمده. وارد که می‌شود اول تلویزیون را روشن می‌کند. فکر می‌کنم این تنها توافقی است که با هم داریم. هر دو بدون هیچ مذاکره‌ای قبول کرده‌ایم که بهترین راه برای تحمل سکوت تحمل‌ناپذیر خانه، صدای تلویزیون است. من از اتاقم صدای گوینده‌های خبر را می‌شنوم و چند ساعت بعد وقتی بیرون می‌آیم او روی کاناپه خوابش برده است. تلویزیون را که خاموش می‌کنم، بیدار می‌شود. بلند می‌شود و به طرف تختش می‌رود. من در اتاقم را می‌بندم. آهسته می‌گوید: شب بخیر. تق... در اتاقش را می‌بندد و یک روز دیگر از زندگی مشترک ما تمام می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٧

 معاون حقوقی و سجلی ثبت احوال کشور گفت: سال گذشته 110 هزار و 510 رویداد طلاق در کشور ثبت شده است که بیشترین طلاق رخ داده در بین مردان با سن25 تا 29 سال و در بین زنان 20 تا 24 سال بوده است.

سعید عبودی  درباره ثبت رویدادهای حیاتی در سال 87 گفت: سال گذشته یک میلیون و 300 هزار و 166 رویداد ولادت در کشور ثبت شده است که این رقم نسبت به مدت مشابه خود 13 هزار و 405 رویداد افزایش یافته و این نشان از رشد یک درصدی ولادت در سال گذشته دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٤


 رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور از افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری خبر داد.

به گزارش  اداره کل روابط عمومی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، احمد تویسرکانی که در جمع خبرنگاران در زنجان سخن می گفت با تاکید بر ضرورت مستندسازی عرصه های موجود، گفت:قانون تعیین تکلیف اراضی فاقد سند جایگزین مفاد 147 و 148 قانون ثبت اسناد و املاک شده و مشکلاتی را که مردم ناشی از این مفاد داشتند را مرتفع خواهد کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٩

تا حالا وارد اتاقی به هم ریخته و در هم پاشیده شده‌اید؟ بعضی‌ها عادت دارند به محض ورود به چنین جایی غرغر کنند و ناتوان از تصمیم‌گیری و بخصوص عملی و اجرایی کردن تصمیمی، زمان را با این فکر سپری کنند که حالا باید چه کنند و از کجا شروع کنند. می‌روند و می‌آیند و باز با صحنه در هم ریخته اتاق مواجه می‌شوند و دنبال مقصر به هم ریختگی می‌گردند و هر بار همین روند تکرار می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳٠

احساس تنهایی، احساس ناخوشایندی است که در اثر کاستی در شبکه روابط اجتماعی فرد و یا فاصله داشتن بین روابطی که فرد تمایل دارد که داشته باشد و آن چیز که هم اکنون دارد، به وجود می آید. «بارون» و «بیرن» در کتاب روانشناسی اجتماعی مینویسند: احساس تنهایی، واکنش هیجانی و شناختی یک فرد است،به داشتن روابط رضایتبخش کمتر و کمتر از آنچه که تمایل به داشتن آن دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۸

در حالی که نزدیک به 2 ماه از خبری که اواخر بهمن سال گذشته مبنی بر اجرای طرح بیمه طلاق منتشر شد، می‌گذرد، اما تاکنون اجرای این طرح مسکوت مانده است و جالب این‌که هیچ‌یک از فعالان حقوق زنان و دستگاه‌ها و سازمان‌های مرتبط با امور زنان تاکنون اظهارنظری درباره این طرح نکرده‌اند و این در حالی است که گویی این طرح بدون پشتوانه اجرایی خاصی از سوی متولیان امور زنان رها شده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٥

 

خوانندگان سلسله مطالب حقوق خانواده به خاطر دارند که در آغاز نگارش این مطالب به بررسی موضوع «روابط مالی میان همسران» پرداختیم و بر این موضوع تاکید شد که این موضوع در اختلاف‌های خانوادگی مساله‌ای مهم و حساس است. در همان مطلب و دیگر مطالبی که تاکنون در این صفحه خوانده‌اید به مسائلی مانند مهریه و نفقه به عنوان برخی تعهدات مرد نسبت به همسرش اشاره و شیوه‌های دریافت این تعهدات و تکالیفی که به عهده زنان است نیز گفته شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳

بحث طلاق از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین موضوع‌هایی است که قضات و وکلا در دادگاه‌های خانواده با آن مواجه هستند. اغلب همسرانی که در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه می‌شوند، تصور می‌کنند بهتر است به جای رفتن به سراغ روش‌هایی مانند مشاوره، پا در میانی بزرگ‌ترها، در پیش گرفتن صبر و تحمل و شیوه‌هایی از این دست، در همان ابتدای کار به سراغ آخرین راه‌حل بروند و با طلاق گرفتن، خود را از شر همه مشکلاتی که در زندگی مشترک با آن گرفتار بوده‌اند برهانند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱٥



 تابناک: رشد فزاینده آمار طلاق در کشورمان سبب شده که پس از آمریکا، دانمارک و مصر، چهارمین کشور پرطلاق دنیا محسوب شویم؛ آماری بسیار ناخوشایند که برای مقابله با اثرات جنبی آن گاه به دنبال تقویت ازدواج موقت و یا قانونی کردن چند همسری هم هستیم اما ظاهرا فراموش کرده ایم که به دنبال ریشه اش در ازدواج و مسائل مرتبط با آن بگردیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۱


در بحث از روان شناسی طلاق باید بدین نکته نیز توجه داشت که طلاق یکی از واگیرترین پدیده ها درحیات انسانی است. با دیدن طلاق و تعدد آن مخصوصا در محیط پیرامون خویش، انسانها به نوعی تساهل نسبت بدان می رسند. قبح عمل کاهش می یابد و به تبع آن، انسانها دربرخورد با اولین مشکل به اندیشه طلاق می افتند. در پی آن باشیم که اساسا اندیشه طلاق پدید نیاید. چه همان درنهایت در واقعیت امکان تجلی خواهد یافت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٩

یک روانشناس و مددکار اجتماعی گفت: فقر، بیکاری، حاکمیت فرهنگ مردسالار و نبود شناخت صحیح زوجین از یکدیگر، از عوامل مؤثر در طلاق است.

دکتر غنچه راهب در گفت‌وگو با ایسنا افزود: مسائل روانشناختی نیز تأثیر بسزایی در بروز پدیده طلاق دارند و جوانان باید هنگام ازدواج به نقش عوامل هویتی، توجه لازم را داشته باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳


سال گذشته در زمینه طلاق استان‌های البرز، تهران، خراسان رضوی، کرمانشاه، قم با بالا‌تر از نرخ متوسط کشوری در راس سایر استان‌ها بوده‌اند که به ترتیب ۲/۹، ۲/۷، ۲/۴، ۲/۳، ۲/۲دهم در هزار است و کمترین نرخ طلاق نیز در استان‌های سیستان و بلوچستان، ایلام، چهارمحال بختیاری، خراسان جنوبی و یزد است‌.
معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت احوال گفت:‌ در سال ۹۰ نسبت به سال ۸۹، واقعه طلاق ۴/۱ درصد رشد داشته است در حالی که واقعه ازدواج ۱/۹کاهش داشته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢



آیا مردان بیشتر از زنان خیانت می کنند؟ آیا اعتراف به خیانت کار درستی است؟ آیا خیانت همیشه به مسائل جنسی مربوط است؟ در اینجا به 10 تصور رایج در مورد خیانت و سپس به واقعیت ها اشاره می کنیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/۱۳

 

منظور از عوامل تربیتی و آموزشی، عواملی است که در تربیت کودکان نقش بازی می‌کنند تا بتوانند کوکان را از مراحل مختلف رشدی عبور داده و به سن جوانی و مرحله انتخاب همسر رهنمون سازند. توسط این دیدگاه، ما بصورت تاریخچ‌های به زندی افراد نگاه می‌کنیم تا دریابیم که چه عواملی می‌توانند دست‌به‌دست هم بدهند تا افراد نتوانند ازدواج موفقی داشته باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۳۱

بررسی آماری طلاق های صورت گرفته در آذربایجان شرقی در طول سال 90 نشان می دهد که 30 درصد طلاقها در دو سال اول ازدواج صورت می گیرد.

علی جعفری آذر مدیر کل ثبت احوال آذربایجان شرقی با اعلام این مطلب گفت:در طول سال گذشته 6 هزار و 629 فقره طلاق در آذربایجان شرقی ثبت شده است.
وی افزود:16 درصد طلاق ها در ازدواجهای کمتر ازیکسال و 14 درصد در کمتر از دو سال صورت گرفته است.
جعفری آذر همچنین از افزایش 223 موردی طلاق نسبت به سال 89 خبر داد و تاکید کرد:80 درصد وقوع طلاقها در شهرها و 20 درصد در روستا ها اتفاق افتاده است

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱۳

 

خواستگاری و ازدواج، یک راه و یک شیوه ندارد. این اتفاق غافلگیرکننده، ممکن است برای هر‌کدام از شما به‌شکلی خودش را نشان دهد. اما در شکل رسمی آن وقتی قرار است در منزل تان از شما خواستگاری شود و در مورد آینده مشترک صحبت کنید، باید نکاتی را بدانید تا این جلسه مهم را به خوبی پشت سر گذارید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٩

 

تهران امروز نوشت: ارائه کپی شناسنامه و کارت ملی اگر چه برای ما ایرانی‌ها ساده ترین کار ممکن است، اما داشتن همین مدارک و کارت کوچک برای بسیاری از آن هایی که زیر آسمان این شهر زندگی می کنند به رویایی دست‌نیافتنی مبدل شده است! تنها در پایتخت بیش از 32هزار کودک زندگی می کنند که از مادر ایرانی و پدرافغان متولد شده اند و به همین دلیل اوراق هویتی ندارند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/٢٦

       خانواده نخستین سنگ‌بنای اجتماع، طبیعی‌ترین نهاد اجتماعی و همزاد انسان شمرده می‌شود. جامعه بشری بدون خانواده برپا نمانده و تشکیل خانواده با وجود تنوع مذهبها، فرهنگها، عرفها و آداب اجتماعی، یک پدیده طبیعی و فطری است؛ لیکن در هیچ دور‌ه ای مانند عصر ما، خطر انحلال، کانون خانواده را تهدید نکرده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/٢۱

 

 یک جامعه شناس و استاد دانشگاه ریشه افزایش پدیده طلاق و زنهای مطلقه در کشور را بی توجهی نهادها به آموزش مهارتهای زندگی به جوانان عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان می دهد از هر چهار ازدواج در کشور یک ازدواج در سال اول زندگی به طلاق ختم می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/٧


این مردان سعی می‌کنند هرگز گریه نکنند و کمتر با دوستان و اطرافیانشان درد دل ‌کنند و قدمی برای کاهش بار فشارهای عصبی و ناراحتیهایشان برندارند.

روانشناسان سراسر دنیا بارها به این نکته اشاره کرده‌‌اند که طلاق تنها زمینه‌ساز جدایی و دوری دو زوج از یکدیگر نیست بلکه اثرات روحی بسیار مخربی را در پی دارد اما هرگز به این مسئله نپرداخته‌اند که طلاق بیشتر بر کدام زوج تاثیر منفی می‌گذارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱٠



زندگی همواره در مسیر دلخواه ما حرکت نمی‌کند. ناراحتی و غم نیز جزئی از زندگی است. وقتی یک ارتباط دوستانه پایان می‌پذیرد و یا پایانی دردناک دارد، قلب ما به درد می‌آید. حال این پایان ارتباط می‌تواند مربوط به دو دوست باشد یا اقوام یا زن و شوهر؛ می‌تواند به دلیل مرگ عزیزی باشد و یا ناشی از طلاق. در این مواقع ممکن است فکر کنید که هیچ‌وقت نمی‌توانید به این غم‌، عصبانیت و فقدان شدید غلبه کنید و ‌در مقابل آن دوام بیاورید. اما حقیقت امر، این است که این درد و غم هم می‌گذرد و در‌نهایت، شما به زندگی عادی باز‌می‌گردید، یعنی باید بازگردید چون این رسم زندگی است. انسانی که حیات دارد، باید استقامت داشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۸

 


 دوره ای که مردها با زن های 10 یا 20 سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود.

کوچک تر بودن زن از مرد در ازدواج یک باور سنتی است. دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.

تفاوت سنی مناسب
اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.

البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است.

همان طور که از گذشته تا به حال شنیده ایم، تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند.

با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد. انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

بزرگ تر بودن مرد
از گذشته تا به امروز تفاوت سنی در ازدواج به گونه ای بوده که مرد چندسالی بزرگ تر از زن بوده است. مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخرزدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.

حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.

بزرگ تر بودن زن
اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.

کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند: ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.

زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.

از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و... درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.

چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.

می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.

همسن بودن یا نبودن
تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.

زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت. یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است. باتوجه به عرف جامعه بزرگ تر بودن زن از مرتد، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست. علی رغم پیشرفت های همه جانبه و تغییر باورها هنوز هم موفقیت این گونه ازدواج ها در مقایسه با ازدواج هایی با تفاوت سنی مناسب برای افراد ثابت نشده است.

زن و مردی که 12 تا 15 سال اختلاف سن دارند نمی توانند همدل و همراه خوبی برای یکدیگر باشند اما باوجود تمام ایرادها، در این بین، نمونه های موفق زیادی نیز وجود دارند. ازدواج پسران با دختران بزرگ تر از خود به دلایل مختلف، یکی از عوامل نگران کننده در خانواده هاست. چراکه به زعم آنها این نوع ازدواج ها از ریسک بالایی برخوردارند. چون دخترها از لحاظ جسمی و عقلی زودتر بالغ می شوند؛ بنابراین به همسرانی احتیاج دارند که هم سطح خودشان باشند اگرچه باز هم توجه به مسائل پیچیده زندگی نسبی است.

فاصله سنی زیاد و از 10 سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٦

صحبت کردن با کودکان در مورد طلاق
قبل از صحبت برنامه مدونی تهیه نمایید . بچه هایی که به اندازه کافی بزرگ شده اند می خواهند در مورد اینکه کدام یک از والدین خانه را ترک خواهد کرد، والدین چه موقع از هم جدا خواهند شد، والدی که خانه را ترک می کند قرار است کجا زندگی کند و آنها چگونه می توانند او را ملاقات کنند اطلاعات دقیقی داشته باشند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٢/۱٦

به نوشته روزنامه دیلی میل، متخصصان می‌گویند زنانی که این نسخه ژنی را دارند با احتمال کمتری تن به ازدواج می‌دهند چون سخت‌تر می‌توانند با دیگران پیوند بخورند.

در یک مطالعه جدید معلوم شد موفقیت در ازدواج و یا ناکامی و طلاق به نوع ساختار ژنتیکی در زنان بستگی دارد و به همین خاطر مردها همیشه در پیوندی که به طلاق ختم می‌شود، مقصر نیستند.

کارشناسان انستیتو کارولینسکا در سوئد ادعا کرده‌اند که برای اولین بار موفق به شناسایی ژن طلاق در زنان شده‌اند و به این ترتیب با تشخیص ژن مزبور می‌توان پیش بینی کرد که کدام زنان ممکن است ازدواج ناموفق و پرکشمکشی داشته باشند.

به نوشته روزنامه دیلی میل، متخصصان می‌گویند زنانی که این نسخه ژنی را دارند با احتمال کمتری تن به ازدواج می‌دهند چون سخت‌تر می‌توانند با دیگران پیوند بخورند.

بعلاوه این زنان اگر هم ازدواج کنند احتمال اینکه زندگی مشترکشان به طلاق ختم شود 50 درصد بیشتر از زنانی است که حامل این ژن نیستند و البته همسران این زنان از زندگی خود رضایت و خشنودی کمتری دارند.

این ژن در واقع مربوط به چگونگی عملکرد هورمون اکسی توسین می‌شود که به عنوان هورمون مهر و محبت شناخته شده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢٧


یک روانشناس خانواده با اشاره به اینکه هم‌اکنون طلاق عاطفی 2 برابر طلاق رسمی است، گفت: ‌طلاق عاطفی بیشتر در خانواده‌هایی مشاهده می‌شود که سال‌ها از زندگی مشترک آنها گذشته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٩

از قرار معلوم، اوضاع نابسامان سکه که مدت‌هاست جایگزین پول نقد در مهریه‌ها شده و مأموریتش حفظ ارزش این هدیه داماد به عروس بوده است، خود به عاملی مشکل ساز تبدیل شده که برای شکست خوردگان زندگی مشترک هم به منزله سدی عبور ناپذیر قد برافراشته است!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢

در جمهوری آذربایجان آمار ثبت ازدواج در طول سال 2011 افزایش یافته است.

به گزارش خبرگزاری ترند به نقل از دفتر ثبت و احوال وزارت دادگستری آذربایجان، در سال 2011 میلادی 88151 ازدواج در آذربایجان به ثبت رسیده است که این رقم در سال 2010 میلادی 79300 مورد بوده است.

بر اساس این گزارش، آمار ازدواج زنان آذربایجانی با شهروندان خارجی نیز افزایش یافته است بطوری که از این تعداد 2696 زن آذربایجانی با شهروندان خارجی ازدواج کرده است.

آمار طلاق نیز در طول سال گذشته افزایش یافته است و در طول سال گذشته 10801 مورد طلاق به ثبت رسیده است که این رقم در مقایسه با سال 2010 میلادی 1901 مورد بیشتر است. در طول سال 2010 میلادی در کشور 8900 مورد طلاق به ثبت رسیده بود.

بر اساس این گزارش، 121 مورد طلاق مربوط به ازدواج با شهروندان خارجی بوده است.

در سال گذشته فقط 58 زوج و زوجه علاوه بر عقد نکاح ، قرارداد ازدواج منعقد کرده اند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱



به گفته مدیرکل امور بانوان وزارت کشور برنامه های کاهش طلاق ازمنویات رهبری است به همین دلیل با هماهنگی دستگاه ها، آمار طلاق تاپایان سال کاهش می یابداین درحالی است که معاون امور خانواده مرکز امور زنان از افزایش آمار طلاق ابراز نگرانی کرد.

زهرا عباسی در گفت و گو با پانا با بیان اینکه در بحث طلاق بین زوج های جوان برنامه ریزی های زیادی صورت گرفته است اظهار داشت: در خصوص آسیب های اجتماعی باید گفت که هر دستگاهی ماموریت ویژه دارد و گاها برخی از ماموریت های دستگاه ها مشترک هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱


آمار رسمی طلاق در 5 سال اخیر در ایران 37.95 درصد افزایش یافته است.

بنابر همین گزارش، در سال 2005 تعداد افراد مطلقه در ایران 84 هزار نفر و در سال 2010 هم 137200 هزار نفر بوده است.

اغلب موارد طلاق در ایران در خانواده های افراد زیر 30 سال بوده است. سن میانگین عمده زنان مطلقه 20-24 سال و مردان مطلقه هم 25-29 سال بوده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

اگر دوستی که طلاق گرفته، خودش خبر طلاق را به دوستان و آشنایان داده باشد، آنها باید همدردی و حمایت عاطفی‌شان را نشان بدهند ولی اگر خود فرد چیزی نگفته باشد، هر حرفی در این باره ممکن است به عنوان فضولی و دخالت بی‌جا تلقی شود و فرد را معذب و ناراحت کند.

دوران بعد از طلاق، دوران حساس و پرخطری است. اگر زن و مرد و اطرافیان‌شان در این مدت رفتار مناسبی نداشته باشند، آسیب‌ها و خطرهای طلاق چند برابر می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

 

عضو شورای شهر مشهد از افزایش آمار طلاق و اعتیاد در بین جوانان مشهدی پرده برداشت و گفت: با نصب آویز و پرده مشکلات فرهنگی مشهد حل نمی‌شود.

غلام‌رضا خواجی عصر امروز در حاشیه جلسه علنی امروز شورای اسلامی شهر مشهد که در تالار شورای شهر مشهد برگزار شد اظهار داشت: چندین بار در صحن علنی شورای شهر مشهد در ارتباط با ارائه گزارش معاونت فرهنگی شهرداری مشهد و اقدامات انجام شده در این راستا توضیحاتی خواسته شده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

مدیر کل ثبت احوال استان اردبیل از افزایش 12 درصدی طلاق در هشت ماه گذشته امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد.

عبدالله امینی عصر یکشنبه در نشست مطبوعاتی به مناسبت هفته ثبت احوال اظهار داشت: در نه ماهه اول سال 89 در کل استان هزار و 388 مورد طلاق ثبت شده بود که این تعداد در مدت مشابه سال جاری به هزار و 553 مورد افزایش یافته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٩

معاون اداره کل ثبت اسناد واملاک استان اضافه کرد: بیشترین طلاق این دوره مربوط به ماه‌های قمری ذیحجه و ذیقعده در مهر و آبان ماه امسال بوده و کمترین آن در ماه رجب قمری و خرداد خورشیدی ثبت شده است.

معاون اسناد اداره کل ثبت اسناد و املاک استان یزد اظهار کرد: تا پایان آبان ماه امسال 9250 واقعه ازدواج و 823 واقعه طلاق در 73 دفتر رسمی ثبت ازدواج و 15 دفتر رسمی ثبت طلاق فعال استان یزد ثبت شده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل در ازدواج پنج درصد و در طلاق حدود 17 درصد رشد را نشان می‌دهد.

محمدحسن بهادر افزود: مردم استان یزد عموما در ماه‌های ربیع‌الاول و ربیع‌الثانی بیشتر و در ماه‌های محرم و صفر کمتر ازدواج می‌کنند و بیشترین ازدواج بعد از ماههای ربیع به ترتیب مربوط به شعبان، رجب، شوال، ذیقعده، ذیحجه و جمادی است.

معاون اداره کل ثبت اسناد واملاک استان اضافه کرد: بیشترین طلاق این دوره مربوط به ماه‌های قمری ذیحجه و ذیقعده در مهر و آبان ماه امسال بوده و کمترین آن در ماه رجب قمری و خرداد خورشیدی ثبت شده است.

بهادر تصریح کرد: بعد از مرکز استان، در آبان ماه میبدی‌ها بیشترین و نیر و زارچ کمترین ازدواج را داشته‌اند، البته به لحاظ نداشتن دفتر ثبت طلاق در کلیه شهرستان‌ها نمی‌توان آمار دقیقی از آمار کیفی طلاق ارائه کرد.

به گزارش ایسنا، در هشت ماهه گذشته از مجموع وقایع ازدواج 42 مورد آن منقطع و از 823 مورد طلاق 477 واقعه آن خلع و 270 مورد آن بائن و بقیه رجعی بوده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

مطالعات جدید صورت گرفته در مورد پیامدهای طلاق بر روی زنان نشان‌ دهنده اثرات بد آن بر سلامت موی زنان مطلقه است.
محققان با بیان اینکه دو عامل سن و ژنتیک در ریزش موهای زنان موثر است، اعلام کردند زنانی که از همسر خود جدا شده یا بر اثر مرگ همسرشان تنها می‌شوند،‌موهایشان ضخامت خود را از دست داده و بیشتر دچار ریزش مو می‌شوند.

محققان در مقایسه زنان مطلقه با زنانی که متاهل هستند دریافتند که استرس ناشی از طلاق می‌تواند بر سلامت موی آنان تاثیر بگذارد.

به گزارش ایندین تایمز، بررسی محققان هم چنین نشان می‌دهد که طلاق تاثیر مشابهی بر سلامت موی مردان نخواهد گذاشت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٥

تعداد ازدواج های ثبت شده در هفت ماهه ابتدای سال 1390 به نسبت مدت مشابه سال 1389 رشد دو درصدی را نشان می‌دهد.

به گزارش روابط عمومی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، تعداد ازدواج‌های ثبت شده در دفاتر ازدواج در هفت ماهه ابتدای امسال 515 هزار و 860 فقره بوده که در مقایسه با هفت ماهه ابتدای سال گذشته، ۲ درصد رشد داشته است.

رشد 10 درصدی آمار طلاق

همچنین تعداد طلاق‌های ثبت شده در دفاتر ثبت طلاق تعداد 79 هزار و 727 فقره بوده است که به نسبت مدت مشابه سال قبل 10 درصد رشد داشته است.

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar