مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٤/٢/۱

آبراهام مزلو سلسله مراتب نیازهایی که انگیزه رفتارهای انسان هستند را ارائه کرده است. این سلسله مراتب غالباً به شکل هرم نمایش داده می‌شود که در پائین‌ترین سطوح آن، نیازهای اساسی و ابتدایی و در سطوح بالای آن، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند .
بلکه نوعی ویروس معده بوده که از یکی از همسفرانش به او سرایت کرده بوده استخودشکوفایی در قلّه این هرم قرار دارد. بنابر نظریه مزلو، هنگامی که سایر نیازها در سطوح پائین‌تر هرم برآورده شد، فرد می‌تواند توجهش را بر این نیاز که در رأس هرم قرار گرفته متمرکز سازد. خودشکوفایی چنین تعریف می‌شود:
«تمایل به ارضاء نفس، یا به عبارت دیگر تمایل به شکوفا شدن در زمینه‌ای که استعداد بالقوه‌اش وجود دارد.»

سلسله مراتب نیازهای مازلو


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٩/٢٧

 


فَرَهْمَندی یا کاریزما (به یونانی: χάρισμα یا «خاریسما») در لغت به معنی جذابیت غیرعادی و دارا بودن صفت‌های ویژه و ممتاز و منحصربه‌فردی است که مورد پسند و ستایش تعداد زیادی از دیگر انسان‌هاست. جاذبه‌ای انفرادی (فردی) که اثری اجتماعی (جمعی) دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٦/٥

درختی را که کشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه کنید . ببینید بیشتر شبیه کدام یک است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید کشف کنید. برای این که دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید که درختی ترسیم کنند.

* کلید تست*


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢۳

از دیدگاه فیلیپ ویلیامزانجام فعالیت‌های خلاق با استفاده از مواد و روشهای (هنری - دیداری -شنیداری) را هنردرمانی گویند.

هدف از فعالیت‌های هنر درمانگرانه رشد هویت، شخصیت و نیز برانگیختن احساس موفقیت درکودکان ازطریق ابزارهای ابتکاری خودمحور است.

سایمون معتقد است که هنر در مانی یا روان در مانی هنری مستلزم توجه به نیازهای روانی بیماران، نظیر نیاز به آزادی، اظهار وجود و آرامش است وبر همین اساس نیازمند توجه به جزئیات مهارتهای هنری نیست و فعالیت‌ها و تولیدات هنری را نه به خاطر رویکرد زیبایی شناسانه آن‌ها بلکه به دلیل نقش روانکاوانه و درمانگرشان مورد توجه قرار می‌دهد


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱۸
این افراد آشتی طلبند، به سادگی تقصیرات را به گردن می گیرند و تسلیم می شوند. داشتن جسارت و انتقاد کردن در وجود این افراد جایی ندارد و تا حد ممکن از دیگران توقع و انتظاری ندارند. امنیت این افراد به رفتارها و واکنش دیگران بستگی دارد و به همین دلیل دائما در تلاشند که تایید و اطمینان دیگران را به دست آورند؛ حتی تصور شکنندگی برای این افراد وحشتناک است.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٢/۱

شخصیت‌های خودشیفته اشتغال ذهنی نسبت به ظاهر زیبایی، هوش، ذهن و قدرت خود دارند آنها خودشان را برتر از دیگران می‌پندارند بنابراین حس همدلی این افراد با دیگران کمتر است مبتلایان به شخصیت خودشیفته به دلیل اشتغال ذهنی نمی‌توانند با افراد جامعه همدلی کنند و خودشان را به جای دیگران بگذارند.
  آنها خودشان را افرادی استثنایی و ویژه می‌دانند بنابراین دیگران با آنها رابطه برقرار نمی‌کنند هر چند که مبتلایان به این اختلال نیز نمی‌توانند با دیگران رابطه برقرار کنند. مبتلایان به این اختلال معتقدند که دیگران قدر آنها را نمی‌دانند.
  افرادی که به اختلال شخصیت خودشیفته مبتلا هستند به شدت و به طور مرضی حسود هستند این رفتار از آنجا نشأت می‌گیرد که مبتلایان نمی‌توانند دیگران را در جایگاهی بالاتر از خود ببینند و خود را لایق آن می‌دانند.
  ویژگی دیگر این افراد، بهره‌کشی از دیگران است. آنها در مسائل کوچک خانوادگی نیز همسر و فرزندان خود را استثمار می‌کنند  مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته به شدت از انتقاد بیزارند و بیشتر مواقع با خشم نسبت به انتقاد واکنش نشان می‌دهند. این اختلال شخصیت در مردان بیشتر از زنان است.
  درباره تأثیر ژن‌ها بر بروز این اختلال باید گفت ژن مانند رنگ مو و چشم در ایجاد این اختلال مؤثر نیست. این خلق و خو است که انتقال پیدا کرده و تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرد  در بچه‌ها سرشت‌های مختلفی وجود دارد که با آ‌نها به دنیا می‌آید. برخی بچه‌هایی دنبال محرک می‌گردند و راحت با محیط کنار نمی‌آیند اینها مستعد ابتلا به اختلالات شخصیت خوشه B مانند اختلال شخصیت خودشیفته هستند.
  تنوع‌طلبی ویژگی این کودکان است که با آن بزرگ می‌شوند. بنابراین کودکانی که با سرشت تنوع‌طلبی به دنیا می‌آیند، در آینده نیز افرادی خودشیفته و تنوع‌طلب می‌شوند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۱۳
  در این مطلب شما را با 4 تیپ شخصیتی پراسترس و شیوه شناخت آنها و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا می‌کنیم.
 


بعضی‌ها همیشه اضطراب دارند، ممکن است این اضطراب را نشان ندهند اما درون‌شان غوغایی است، این هم تا حدود زیادی ناشی از تیپ شخصیتی آنهاست.  در این مطلب شما را با 4 تیپ شخصیتی پراسترس و شیوه شناخت آنها و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا می‌کنیم.

تیپ شخصیت الف


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/٩
  در این مطلب شما را با 4 تیپ شخصیتی پراسترس و شیوه شناخت آنها و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا می‌کنیم.
 بعضی‌ها همیشه اضطراب دارند، ممکن است این اضطراب را نشان ندهند اما درون‌شان غوغایی است، این هم تا حدود زیادی ناشی از تیپ شخصیتی آنهاست.  در این مطلب شما را با 4 تیپ شخصیتی پراسترس و شیوه شناخت آنها و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا می‌کنیم.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٢/٢٢

واژه «شخصیت» برای همه ما آشناست اما آیا واقعا دیدی که ما از این واژه داریم منطبق بر یافته های روانشناسی است؟

«دوست تو آدم خیلی با شخصیتی است.» «دیدی چطوری رفتار کرد، واقعا که آدم بی شخصیتی است!» استفاده از چنین عباراتی یا شنیدن این موارد اتفاقی شایع برای همه ماست. راستی کدام یک از ما می تواند ادعا کند که در مورد شخصیت دیگران تا به حال نظری نداده است و از عبارت با شخصیت یا بی شخصیت در مکالمات روزمره خود استفاده نکرده است؟

در روان شناسی برعکس آنچه در گفتگوهای روزمره ما روی می دهد، دقت بیشتری در زمان استفاده از واژه شخصیت وجود دارد. شاید بتوان ادعا کرد که دلیل این موضوع نیز اختلاف دیدگاهی است که در تعریف این واژه و البته عوامل موثر در آن بین متخصصان وجوددارد. در واقع برخلاف تصور ما روانشناسان اگر بخواهیم به تعریف این واژه اشاره کنیم، می توانیم یکی از جامع ترین تعریف ها از شخصیت را به نقل از کتاب نظریه های شخصیت فیست، چنین بیان کنیم: «الگوی نسبتا پایدار صفات گرایش ها یا ویژگی هایی که تا اندازه ای به رفتار افراد تداوم می بخشد.»

اما عبور از تعریف شخصیت و رسیدن به نقطه مشترک در این باره زمینه تنها یکی از موارد اختلافی در این زمینه را می تواند حل کند. در رابطه با موضوع شخصیت موارد اختلافی دیگری نیز وجود دارد که به صورت بسیار خلاصه به تعدادی از آنها می پردازیم.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٩


انسان مدرن سنجیده ولی فاقد عاطفه است، درست مانند یک عروسک خیمه شب بازی. قابل اعتماد است، اما در زندگی هیچ گونه هدف، آرزو، خواسته و علاقه ای ندارد. زندگی اش بی اندازه خسته کننده، تهی و بی معنی است. وی دیگران را کنترل می کند و تحت سلطه جویی قرار می دهد و خود نیز در تارهای سلطه جویی اش گرفتار می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/٤

۱ . از بین مدل های مختلف خانه ، کدام یک از انواع زیر را می پسندید؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/٤

تا به‌حال عطرهای زیادی را امتحان کرده‌اید اما هیچ کدام از آنها نتوانسته‌اند نظر شما را جلب کنند چون واقعیت این است که برای هر شخصیتی یک نوع عطر وجود دارد که شما باید آن را پیدا کنید.

با پاسخ دادن به پرسش‌های زیر، نوع عطری که با روحیه‌تان سازگار است را پیدا کنید و به شخصیت درون‌تان پی ببرید:

۱- هنگامی که شب دیر وقت بعد از کار به خانه می‌آیید اولین کاری که انجام می‌دهید، چیست؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٧
تیچنر انگلیسى معروف سنت روانشناسى آلمان در آمریکا بود. دیدیم که تا چه اندازه او در لایپزیگ به کالپى نزدیک بود و در ابتداى کار این دو با هم بسیار شباهت داشتند. هر دو پیرو مکتب وونت بودند؛ هر دو به آزمایشگاه‌هاى جدیدى در سال‌هاى ۱۸۹۰ رفتند، تا سنت لایپزیگ را ادامه دهند. کالپى کتاب Grundriss را در سال ۱۸۹۳ نوشت و تیچنر آن را در سال ۱۸۹۵ ترجمه کرد و کتابى مشابه آن در سال ۱۸۹۶ نگاشت؛ هریک در قرن جدید مکتبى را تأسیس نمودند و این کار براساس متمرکز کردن تحقیقات و نوشته‌هاى دانشجویان آنان بر محور فرآیند فکرى خود صورت گرفت. اما تفاوت‌هائى نیز وجود داشت. کالپى در روانشناسى خود بیشتر از وونت فلسفه به‌کاربرد، و به شکل قاطعى با استاد خود در مسائل اصولى به مخالفت پرداخت.  
 
   
   
 
 
 
 
   
   
 
 
 
  تیچنر حتى از وونت در دورى گزیدن از فلسفه فراتر رفت، و هیچگاه در موضوعات اساسى با او از در مخالفت درنیامد. بدین علت تیچنر در واقع شباهت بیشتر با جی.ای. میولر دارد تا کالپی. او همواره احترام زیادى براى میولر قائل مى‌شد که نسبت به هیچ فرد دیگرى غیر از وونت ابراز نمى‌کرد. تیچنر و میولر هر دو کوشیدند که از فلسفه‌گرائى در روانشناسى پرهیز نمایند با وجود اینکه در اوایل کار خود آموزش فلسفى داشتند، هر دو از هر جهت نماینده نهضت جدید آزمایشگاهى بودند، غیر از رویکرد فردى آنها در انجام آزمایش، هر دو وقت خود را صرف بحث نظری، انتقاد و تفسیر نتایج آزمایشگاهى نمودند؛ و هر دو روش و نگرش گسترده و جالبى ایجاد کردند. در مورد این نکته باید گفت تیچنر همیشه در نظریه‌پردازى انعطاف‌پذیر بود و در بحث و جدل علمى سخت‌گیر، که در ظاهر وجود تضادى را نشان مى‌داد، تضادى که با سرآمد بودن مغایرت نداشت. در قبل دیدیم که چگونه تیچنر با استوارى زیاد به مفهوم ”هوشیارى حسی“ (Sensory Consciouness) به‌عنوان علت وجودى (Raison D'être) روانشناسى پایدار بود، در حالى‌که کالپى استعداد و گرایشى براى تغییر از خود نشان داد.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٧

در بین همکاران کالپى در مکتب وارزبرگ، وات (Watt) تحقیقات مفیدى در مورد تفکر به‌عمل آورد. او هوشیارى را براساس روش انکسار در درون‌نگرى (Fractionation) به چهار مرحله تقسیم نمود:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٦

کمال گرایی

آیا شما هم فرد کمال گرایی هستید؟

آیا شما هم همواره فکر می کنید آن کسی که می خواهید باشید نیستید؟

آیا احساس می کنیپد کارهایی که به اتمام رسانده اید به اندازه کافی خوب نیستند؟

آیا نوشتن مقالات و طرحها را با اهداف انجام دقیق آنها به تعویق می اندازید ؟

آیا احساس می کنید کارها را باید صد در صد درست انجام دهید و در غیر این صورت فردی متوسط و یا حتی بازنده هستید؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/۱۸

 

 دانشمندان دریافتند مغز زنان برای انجام چند مسؤولیت ساختاربندی شده و مغزهای مردان، برای انجام یک مسؤولیت منفرد پیچیده سیم‌کشی شده است، چه این مسؤولیت خواندن یک نقشه یا پختن غذا باشد.
 
محققان از مغز 949 زن و مرد جوان در بزرگ‌ترین تحقیق از این دست اسکن گرفتند و با استفاده از تصویربرداری ام آر آی انتشار های‌تک، از ارتباطات موجود بین بخش‌های مختلف مغز آن‌ها نقشه‌برداری کردند.
 
آن‌ها دریافتند زنان دارای اتصالات بسیار بهتری بین سمت راست و چپ مغزشان هستند، در حالی که مردان فعالیت شدیدتری را در درون بخش‌های منفرد مغز و به ویژه مخچه بروز می‌دهند. این بخش مهارت‌های حرکتی آن‌ها را کنترل می‌کند.
 
مردان همچنین دارای اتصالات بهتری بین بخش عقب و جلویی مغزشان هستند که این امر توانایی‌ بهتری به آن‌ها در درک سریع اطلاعات و استفاده فوری از آن برای عملی‌کردن چندین مسؤولیت را می‌دهد.
 
این بدین معناست که آن‌ها در انجام اعمالی مانند یادگرفتن، شناکردن و همچنین پارک‌کردن خودرو بهتر عمل می‌کنند.
 
از سوی دیگر، زنان به طور مثال، در به خاطرآوردن یک چهره بهتر عمل می‌کنند و این به معنای وجود ارتباطات بهتر بین بخش‌های مختلف مغزشان است.
 
این مطالعه ادعای کتاب روانشناسی «مردان مریخی، زنان ونوسی» را تایید می‌کند که بر مبنای آن، زنان و مردان مانند نژادهای بیگانه متفاوت هستند.
 
دکتر راگینی ورما، رهبر ارشد این مطالعه از دانشگاه پنسیلوانیا، و همکارانش 428 مرد و 521 زن بین سنین هشت و 22 سال را مطالعه کردند و دریافتند که مغزهای زنان در اتصال قطعات مختف اطلاعات به یکدیگر بهتر عمل می‌کند.
 
جزئیات این پژوهش در Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/٢٩

زنان بهتر حرف می‌زنند
در یک مطالعه گسترده که در سال 2008 در 3 کالج و دانشگاه آمریکا در بین دانشجویانی از نژادها و رنگ پوست‌های مختلف انجام گرفت، مشخص شد که زنان در حین مطرح‌کردن جملات منظور خود را شفاف‌تر و درست‌تر بیان می‌کنند. درواقع وقتی تصاویری به نمایش درمی‌آمد شرکت‌کننده‌ها- چه زن‌ها و چه مردها- از طریق جملات زنان بهتر موضوع مرتبط با تصاویر را می‌فهمیدند. در واقع درک زنان از نمایش یک تصویر و سپس توضیح آن جامع‌تر، پرنکته‌تر و دقیق‌تر از مردان بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/۱٠

یکی از پر سر و صداترین نظریه ها در حوزه روانشناسی شخصیت، نظریه ایست که توسط ویلیام شلدون (1899-1977) ارائه شده است. تیپ شناسی شخصیت سرشتی او بر مبنای مایع بدن استوار بود. او سه تیپ شخصیتی را معرفی کرد. نظریه شلدون مانند نظریه بقراط صفات یا خصوصیات شخصیت را عمدتا ثابت نگه می دارد. این نظریه بعدها مورد حمایت پژهشی قرار نگرفت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/۱

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد گروه‌های خونی مختلف افراد می‌تواند باعث ایجاد ویژگی‌های جسمی خاص در آنها شود. افرادی که گروه‌های خونی مشابه دارند به غذاهای خاصی گرایش دارند و سیستم ایمنی بدنشان شبیه هم عمل می‌کند تاحدی که در ژاپن رستوران‌هایی تاسیس شده که به افراد براساس گروه‌خونی‌شان غذاهای خاصی را پیشنهاد می‌کند. اما فقط این نیست. افراد با داشتن گروه‌های خونی مشابه ویژگی‌های شخصیتی خاصی هم از خود بروز می‌دهند. رفتار این افراد در محیط‌های متفاوت رفتارهای خاص و مشابهی است. در این شماره چیزهایی درباره رفتار افراد با گروه‌های خونی متفاوت در محل کار خواهید خواند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/٧

هر کس ممکن است چنین فکر کند که اطرافیانش ویژگی های شخصیتی متفاوتی دارند و این ویژگی ها در طول عمر ثابت می مانند و تغییر نمی کنند. ما کلمات بسیار زیادی برای توصیف این ویژگی های شخصیتی در اختیار داریم مانند خودخواه ، کمرو ، جذاب ، خسیس و... و هر گاه از ما راجع به فردی سؤال می شود ، این توصیفات را به کار می بریم. همچنین فکر می کنیم که برخی ویژگی های شخصیتی با یکدیگر همخوانی دارند و بنابراین شخصیت انسان چیزی یکپارچه، منسجم و پایدار است. به علاوه فکر می کنیم که این شخصیت ما است که رفتارهای ما را می سازد و نه این که رفتارهای ما شخصیت ما را بسازد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۳

 دالتون کانلی، استاد جامعه شناسی دانشگاه نیویورک در کتابش با عنوان “ترتیب تولد؛  و مایکل گروس، نویسنده کتاب “چرا فرزندان اول فرمانروایی می‌کنند و فرزندان آخر می‌خواهند جهان را دگرگون کنند”، اعتقاد دارند:

موقعیت یک بچه در خانواده، شخصیت، رفتار، یادگیری و قدرت کسب معاش او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ترتیب تولد در شکل دادن موفقیت‌های فردی مهم است، اما این فقط در مورد بچه‌های خانواده‌های بزرگ (با بیشتر از چهار فرزند) و در خانواده‌هایی که منابع مالی و وقت والدین کم باشد، صادق است. اما در خانواده‌های ثروتمند، این تأثیر کمتر است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱۸

آگاهی از وجود تفاوت های فردی بین انسان ها، چه کودکان و چه بزرگسالان، به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسان های اولیه زمانی که در غارها یا جنگل ها زندگی می کردند، از متفاوت بودن یکدیگر کاملاً آگاه بودند، بدین صورت که وقتی به هم می رسیدند بلافاصله زور بازوی یکدیگر را تخمین می زدند؛ اگر طرف مقابل را ضعیف تر از خود می یافتند فوراً طعمه اش را از دستش می گرفتند و برعکس، اگر در می یافتند که حریف پنجه ی پر زورتر از آنها دارد، فوراً از سر راهش کنار می رفتند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱۸
 
   
   
 

شخصیت از دیدگاه روان پزشکی به معنای الگوی کلی است که کردار و شیوه بیان احساسات و تجربیات درون ذهنی آدمی را می شناساند. از این رو تمامیت وجودی آدمی را در هر دو جنبه اجتماعی و شخصی زندگی او نمایان ساخته و توصیفی کلی و همه سونگر از او بازگو می کند. به بیان دیگر، شخصیت بازتابی از پیش بینی هایی ویژه درباره چگونگی و شیوه رفتار افراد در شرایط گوناگون است و سرنخ هایی پیرامون توانایی ها و ناتوانی های پنداری و کرداری ایشان در زندگی نشان می دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٠


بازی جزئی تفکیک ناپدیر از زندگی کودکان است. کودکان بیش از هر امر دیگر وقت خود را به بازی اختصاص می دهند. البته بازی مختص کودکان نیست بلکه بازی در تمام طول زندگی انسان مشاهده می شود منتها نوع بازی و مدت زمانی که افراد در سنین مختلف به آن اختصاص می دهند متفاوت است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٠

استرس

استرس، اصطلاحا به دو دسته «خوب» و «بد» تقسیم‌بندی می‌شود چرا که اصل استرس، واکنش طبیعی و خودکار بدن برای آماده کردن ما جهت انجام کارهای فوری و ناگهانی است. آن چیزی که باعث می‌شود استرس، بد یا خوب باشد، این است که این پاسخ خودکار بدن، بیش از حد باشد یا نباشد. به هر حال، داشتن درجاتی از استرس به فرد کمک می‌کند فعالیت‌هایی را که باید انجام دهد، به نحو بهتری به سرانجام برساند...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/٢

افراد‌ از روی رنگ چشم، گزینه جد‌ید‌ی است که د‌ر روابط انسانی بی‌تاثیر نبود‌ه و چنانچه د‌رست به کار
رود‌، مشکلات زیاد‌ی را حل خواهد‌ کرد‌. مطلب زیر که توسط یکی از انجمن‌های اینترنتی عربی منتشر شد‌ه است، به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت د‌ارند‌گان آن می‌پرد‌ازد‌.
رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و اراد‌ه‌ای بالا د‌ارند‌. د‌ر تصمیم‌گیری‌ها، خیلی محکم عمل می‌کنند‌ و تا حد‌ی خود‌ رای و مغرور نیز هستند‌. این افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالایی د‌ارند‌ و تا آخرین توان خود‌ به د‌یگران کمک می‌کنند‌.
رنگ چشم آبی
د‌ارند‌گان چشم‌های آبی، د‌ارای نگاهی عمیق هستند‌ و شخصیتی حساس د‌ارند‌. این افراد‌ به راحتی فکر و نظر خود‌ را به د‌یگران تحمیل می‌کنند‌.
رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسان‌هایی رویایی هستند‌ که د‌ر فضای شاعرانه‌ای زند‌گی می‌کنند‌ و همچنین بسیار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسیار سعی می‌کنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌یگران کمک کنند‌. این افراد‌ همچنین د‌ارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند‌ .
رنگ چشم قهوه‌ای
چشم قهوه‌ای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه‌ای‌ها، بسیار خونسرد‌ند‌ و هرچه را که می‌خواهند‌ به راحتی تصاحب می‌کنند‌.
رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشم‌های خاکستری، د‌و د‌سته هستند‌. یا از شخصیتی آرام برخورد‌ارند‌ و یا شخصیتی عصبی و انقلابی د‌ارند‌، ولی د‌ر مجموع انسان‌هایی سرسخت و سنگین د‌ل هستند‌.
رنگ چشم عسلی
با وجود‌ اینکه چشم ‌عسلی‌ها، انسان‌هایی خوش قلب هستند‌ ولی با د‌یگران صریح نیستند‌. این افراد‌ همیشه به د‌نبال د‌وست می‌گرد‌ند‌. چشم عسلی‌ها معمولاً از کود‌کی روی پای خود‌ می‌ایستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌یگران تکیه کنند‌

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۱

 

بررسی‌ها نشان داده‌اند چگونگی یادگیری پسران با دختران متفاوت است. اسکن‌های مغزی تا حدی دلیل این تفاوت را روشن کرده‌اند؛ نواحی بیشتری از مغز دختران شامل قشر مخ ( که مسوول کارکردهای حافظه، توجه، فکر و زبان است )، به کارکردهای کلامی اختصاص داده شده‌اند و هیپوکامپ ( ناحیه‌ای از مغز که برای ذخیره حافظه کلامی ضروری است )، در دخترها زودتر از پسرها رشد می‌کند و در زنان بزرگ‌تر از مردان است. این تفاوت اثر عمیقی بر توانایی‌های کلامی و نوشتن دختران و پسران دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢۸
 
دگرگونی‌های اجتماعی و تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع، موجب تغییر و تحول در نگرش افراد در توزیع نقش‌ها و به تبع آن، توزیع قدرت در خانواده شده است.

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد که به ترتیب متغیرهای سرمایه اجتماعی، میزان درآمد، میزان آگاهی پاسخگو از حقوق زن و وابستگی عاطفی پاسخگو به همسر، بخش عمده‌ای از تغییرات متغیر وابسته‌ "توزیع قدرت در خانواده" را تبیین می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٠

مطالعات جدید نشان می‌دهد هرچند اضافه وزن موجب افزایش آگاهی افراد نسبت به انتخاب‌هایشان می‌شود اما از سوی دیگر اراده آنان را در برابر وسوسه‌ها، ضعیف‌تر می‌کند.

 متخصصان در این مطالعه در مورد چگونگی تاثیر رفتارهای شخصیتی بر اضافه وزن ایده‌هایی مطرح کرده‌اند. به طور مثال افرادی که شخصیت تعارفی و ازخودگذشته‌ دارند در مهمانی‌ها بیشتر می‌خورند و افراد دقیق و جدی بیشتر به انجام فعالیت‌های بدنی تمایل دارند. همچنین افرادی که تیپ شخصیتی A هستند، بیشتر با خطر ابتلا به مشکلات جسمی مانند افزایش وزن و ابتلا به بیماری قلبی مواجه‌اند.

 گروهی از پزشکان دانشگاه ایالت فلوریدا با انجام این بررسی اظهار داشتند: هنوز مشخص نیست که تغییرات قابل توجه در وزن با تغییر رفتارهای شخصیتی چه ارتباطی دارد اما به هر حال وزن، موضوعی است که با احساس در ارتباط است و اضافه وزن ممکن است به تغییرات طولانی مدت در عملکرد روانی فرد منجر شود.در این مطالعه اطلاعات رفتاری و وزن بیش از 1900 نفر در دو دوره زمانی جداگانه مورد مطالعه قرار گرفت. پزشکان با بررسی این آمار دریافتند: افرادی که در طول این مدت به میزان 10 درصد اضافه وزن پیدا کرده‌اند، بیشتر تابع امیال خود هستند و در مقابل وسوسه تسلیم می‌شوند.

 به گزارش روزنامه ایندین تایمز، این پزشکان همچنین می‌گویند: افرادی که چند کیلوگرم اضافه وزن پیدا می‌کنند احساس خودآگاهی بیشتری در مورد رفتارهای خود دارند و دلیل این توجه به خود، اظهارات منفی اطرافیان درباره اضافه وزنشان است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۸

 سؤالاتی هستند که بیشتر اوقات در ذهن تمامی زن‌ها وجود دارد؛ سؤالاتی درباره رابطه‌شان با مردان، اینکه چرا خیلی اوقات بدون وجود هیچ نوع مشکل خاصی با هم دعوایشان می‌شود و دچار اختلاف می‌شوند. اینکه مثلا چرا مردها نمی‌توانند آنطور که باید احساسات آنها را درک کنند، چرا بی‌خودی عصبانی می‌شوند و عکس‌العمل‌هایی غیر قابل پیش‌بینی نشان می‌دهند و سؤالاتی از این قبیل. درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید شما به راحتی می‌توانید مردتان را پیش‌بینی کنید چون او خیلی ساده‌تر از آن است که تصور می‌کنید.

 

راز شماره یک

 

چرا مردها احساس می‌کنند همیشه باید حق با آنها باشد؟

 

به منظور درک این معما در مورد مردان باید به شرایط تعلیم و تربیت آنها در دوران کودکی نگاهی بیندازیم. مردها اینگونه آموزش دیده‌اند که باید دنیای بیرون را تحت کنترل کامل خود داشته باشند و همیشه به موفقیت دست پیدا کنند و در عوض به دنیای درونی خود که شامل افکار و احساساتشان است، کمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌های کوچک گفته شده که ارزش آنها به کارهایی است که انجام می‌دهند و همچنین به موفقیت‌هایی است که به آنها دست پیدا می‌کنند. مثلا به آنها گفته‌اند که تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.

 

بر همین اساس پسربچه‌ها به این نتیجه می‌رسند برای اینکه پسرهای خوبی باشند باید کارها را درست انجام دهند. آنها بزرگ می‌شوند و در نهایت به این نتیجه می‌رسند باید اعتمادبه‌‌نفسشان را بر اســـاس موفقیت‌هــا و دستیابی‌هایشان بسنجند، یعنی اعتمادبه‌نفس و موقعیت‌هایشان را با هم یکسان می‌گیرند.

 

نکته مهم: مردها غالبا به سختی می‌توانند بگویند متاسفم. معذرت‌خواهی از طرف آنها به این معناست که کار اشتباهی کرده‌اند و اینکه خیلی بد هستند.

 

راه‌حل چیست؟

 

1 - از به کار بردن الفاظ و عباراتی که باعث احساس بی‌کفایتی در نامزد یا همسرتان می‌شود، خودداری کنید، او را سرزنش و محکوم نکنید، با دیگران مقایسه‌اش نکنید، راجع به شخصیت، قابلیت و توانایی‌هایش نظر ندهید، شخصیتش را زیر سؤال نبرید و صرفا احساسات خود را بیان کنید و حتما بگویید به او اعتماد دارید.

 

2 - مرد زندگی‌تان را «تأیید» و از قابلیت‌ها و توانایی‌هایش تعریف کنید، هرگز نمی‌توانید تصور کنید مردها تا چه حد به تعریف و تحسین نیازمندند، ممکن است این نیازشان را فاش نکنند یا حتی آن را انکار کرده یا ممکن است طوری وانمود کنند که از این کار خوششان هم نمی‌آید اما به این قبیل واکنش‌ها اعتنا نکنید و این را بدانید که مردها واقعا به تعریف و تمجید شما احتیاج دارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤

 

نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد که لایک‌های کاربران در شبکه اجتماعی فیسبوک می‌تواند جزئیات بیشتری از شخصیت آن‌ها را نشان دهد.  محققان بیش از 58 هزار کاربر شبکه اجتماعی فیسبوک که برای حضور در این بررسی داوطلبانه اعلام آمادگی کرده بودند را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند که لایک‌های افراد می‌تواند اطلاعات زیادی همچون عقاید سیاسی، تمایلات جنسی و نوع شخصیت را برملا سازد. این مطالعه توسط یک اپلیکیشن فیسبوکی با نام "My Personality" انجام شده است و کاربران با رفتن به این اپلیکیشن اجازه دسترسی به لیست لایک‌های خود را به محققان داده‌اند. در همین حال محققان به نتایج تست شخصیت آنلاین این افراد نیز دسترسی داشتند. محققان تلاش کردند تا ببیند آیا این لایک‌ها که در اغلب موارد همگان می‌توانند آنها را ببیند می‌توانند جزئیات بیشتری از شخصیت فرد را نشان دهند یا خیر.

 به گزارش سایت مجله تایم‌ بر اساس نتایج به دست آمده محققان به این نتیجه رسیدند که لایک‌های افراد در صفحات مختلف فیسبوکی می‌تواند نشانگر عقاید سیاسی، تمایلات جنسی، ریشه قومی، مذهب و ویژگی‌های شخصیتی افراد و حتی سظح ضریب هوشی آنها باشد.  این بررسی‌ها توسط محققان دانشگاه کمبریج و با استفاده از الگوریتم‌های خاصی انجام شده است و نکته جالب اینکه آنها از این طریق با دقت 95 درصد می‌توانستند پیش‌بینی کنند که کاربر یک سفید پوست یا سیاه پوست آمریکایی است.  در همین حال از این طریق محققان توانستدن با دقت 85 درصد پیش‌بینی کننده که فرد یک دموکرات است یا یک جمهوری‌خواه.  مایکل کسینیسکی، مدیر این پروژه تحقیقاتی در مرکز روانشناسی دانشگاه کمبریج در این خصوص گفت: مهم‌ترین یافته ما این بود که متوجه شدیم می‌توان با بررسی رفتارهای آنلاین یک کاربر از جمله لایک‌های او می‌توان به ویژگی‌های شخصیتی او پی برد.  شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز در گزارشی در این خصوص نوشت: نتایج این تحقیق در مجله علمی پی‌ان‌ای‌اس، منتشر شده و محققان در آن نوشته‌اند که به طور خارق العاده‌ای آنها توانسته‌اند به دقت این اطلاعات را درباره طرف پیدا کنند.  فعالانی که در زمینه حریم خصوصی شهروندان فعال هستند، می‌گویند که این تحقیق زنگ خطرها را به صدا در آورده است. از سوی دیگر محققان می‌گویند که از روی لینک‌هایی که کلیک شده‌اند نمی‌توان متوجه شد که افراد چه خصوصیاتی دارند. مثلا کمتر از پنج درصد از همجنسگرایان لینک‌های مربوط به ازدواج همجنسگرایان را کلیک کرده‌اند. در عوض، محققان از روی صفحاتی که افراد لایک کرده‌اند و در صفحه مربوط به مشخصات آنها هست می‌توانند بفهمند که فرد مورد نظر چه ویژگی‌هایی دارد. مثلا چه نوعی از موسیقی را دوست دارد و چه فیلمی را می‌پسندد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱۳


فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلوی شماست میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید! ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۸

«آدم‌ها باید همانی باشند که می‌توانند باشند. آنها باید با ماهیت خودشان روراست باشند.» (مزلو ۱۹۷۰-۱۹۰۸)انسان‌گرایی، نظامی‌ فکری است که به موجب آن، تمایلات و ارزش‌های انسان در درجه اول اهمیت قرار می‌گیرد. آبراهام مزلو، بنیان‌گذار و رهبر معنوی جنبش روان‌شناسی انسان‌گرا محسوب می‌شود. به عقیده مزلو، در صورتی که روان‌شناسان فقط انسان‌های نابه‌هنجار و آشفته را بررسی کنند، خصوصیات مثبت انسان مانند خشنودی و خرسندی و آرامش خیال نادیده گرفته می‌شود. برداشت مزلو در مورد شخصیت، انسان‌گرایانه و خوش‌بینانه است...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢٧


 روانشناسی گشتالت برخلاف دیگر مکاتب قبلی , روحیه فلسفی تیزی نداشت و با فلسفه حاکم بر آلمان در آن زمان محل تولد این مکتب که همان مکتب فلسفی " نسبی گرایی اثباتی " و تفکر پدیدار شناسی است , هم نوایی و همراهی دارد. از طرفی دیگر روان شناسی گشتالت انسان را به عنوان موجود مرکب از دو جز» روان و جسم , موضوع مطالعه خود قرار داده بود ولی با اتخاذ این روش در برابر تمام اصول روان شناسی حاکم قرار می گرفت و اصول انها را رد می کرد که نتوانست به عنوان اولین حرکت در برابر سنت حاکم بر روان شناسی علمی آن روز فائق آید و در مورد انسان یک توصیف قابل قبول و جامع ارائه کند. افزون بر این که گشتالت خود از گرایشات اومانیستی و نئولیبرالیستی معاصر سخت متاثر بود و بنیان خود را بر تفکر " نسبی گرایی اثباتی " استوار نموده بود و همین بینش مانع از بررسی جامع درباب انسان و در درجه بعد قابلیت بررسی و مطابقت آن با افکار ملاصدرا رحمه الله می گردد; چرا که با قبول نسبیت در حقیقت اشیا» دیگر حتی انسان را به عنوان یک هویت نمی توان شناخت و باید او را در ارتباط با دیگر امور مورد بررسی قرار داد . این سخن به معنای عدم شناخت حقیقت اشیا» حتی انسان است ; زیرا چون طرف نسبت ثابت نیست و لذا هیچ شناخت مطلقی محقق نمی گردد افزون بر این که تراوشات اومانیستی و شناخت انسان در سطح ارتباطش با اشیا» مادی, گشتالت را تحت تاثیر خود گذارده و از سوی دیگر وی را به مطالعه چند حوزه از وجود انسان محدود ساخته است.

 

 

بدین سان در برابر روان شناسی کوته فکر و غیر انسانی و عقیم به رهبری رفتار گرایان و روان کاوان و ... بود که روان شناسی انسان گرا یعنی نیروی سوم روان شناسی مطرح شد که هدف غائی آن توصیف کامل انسان و لزوما بیان استعدادهای وی , همانند تفکر, احساس , رشد , تحول , تکامل و تعامل با شرایط گوناگون بود.

 

 بنابراین از این مقطع در تاریخ روان شناسی است که امکان تطبیق و تحلیل درباب انسان کامل فراهم می گردد و تنها مکتب انسان گرایی است که به هدف توصیف و تشریح و شناخت انسان وارد میدان شد و این هدف را نیز دنبال نمود که تجسم انسان گرایی در روان شناسی کمال نمودارد گشته است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧

همه ی شما حتماً می دانید که وقتی صحبت از شیوه ی برقراری ارتباط می رسد، خانم ها و آقایان کاملاً روی طول موج های مختلفی قرار گرفته اند. یک مجله در ماه این مشکل دیرینه را از دیدگاهی بسیار جدید و جالب بررسی کرده است. نویسنده ی این مطلب با یک روانشناس مصاحبه ای انجام داده است. تحقیقات وی نشان می دهد که تفاوت های بین روش ها و سبک های برقراری ارتباط در خانم ها و آقایان، فراتر از اجتماعی شدن محض است، و به نظر می رسد که ریشه در ساخت جنسیتی آنها داشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧

 

آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥


کتل رشد شخصیت انسان را به شش مرحله تقسیم می کند که گستره کامل زندگی از تولد تا سنین پیری را در برمی گیرد.

  دوران نوزادی: که از تولد تا 6 سالگی ادامه می یابد، دوران اصلی شکل دهی در رشد شخصیت است، در طول

این دوره فرد قویاً تحت نفوذ والدین، خواهران، برادران، تجربه های از شیر گرفتن و آموزش آداب توالت رفتن است. در نتیجه ی این عوامل موثر، نگرشهای اجتماعی نخستین همراه با ثبات و قوت فراخود و خود ،احساس امنیت یا عدم امنیت، نگرش نسبت به مراجع قدرت و گرایش اجتماعی به روان رنجورخویی شکل می گیرند.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

  کتل یقیناً پیرو فروید نیست اما او این مفاهیم فرویدی را که دوره نوزادی در شکل دهی شخصیت تعیین کننده است و اینکه نیازها و تعارض های مرحله دهانی و مقعدی می توانند بر شخصیت اثر بگذارند را پذیرفت.(همان منبع)

 

    دوران کودکی: بین سالهای 6 تا 14 سالگی یعنی  مرحله کودکی مسائل روانشناختی اندکی وجود دارد، کتل این سنین را زمان تحکیم بعد از دوره تعیین کننده نوزادی می داند، این دوره آغاز روندی است در جهت استقلال از والدین و ملازم با افزایش درهمانند سازی با همسالان، 

اما در مقایسه با مرحله بعدی مشکلات و مسائل عمده ای وجود ندارد.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

 

    دوره نوجوانی : کتل دوره نوجوانی را ( که در دیدگاه او از 14 تا 23 سالگی است) به عنوان مشکل زا ترین و فشارزاترین مرحله رشد می داند. وقوع اختلالهای روانی، روان رنجوری ها و بزهکاری در طول این دوره به شدت افزایش می یابد و تعارض های زیادی در زمینه گرایش های کسب استقلال، ابراز وجود و امیال جنسی به منصه ظهور می‌رساند.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

 

    مرحله پختگی: مرحله چهارم رشد یعنی مرحله پختگی از 23 تا 50 سالگی طول می‌کشد بطور کلی این دوره لااقل سالهای اولیه آن برای بیشتر مردم دوران مشغولیت ، شادمانی و مولد بودن است زیرا آنها آماده می شوند تا شغلی را برگزینند، ازدواج کنند و تشکیل خانواده  بدهند در مقایسه با مراحل پیشین ، رشد شخصیت در این دوره کمتر سیال و بیشتر ساکن است و ثبات هیجانی افزایش می یابد.

در واقع کتل بین سنین 23 تا 50  سالگی تغییرات کمی در علایق و نگرشهای افراد می‌بیند.

مرحله اواخر پختگی شامل تغییر جهت ها و سازگاری ها در شخصیت در پاسخ به تغییرات بدنی، اجتماعی و روانشناختی است. در این زمان سلامت و قوت رو به ضعف می گذارد و همین طور از جذابیت شخص کاسته می شود و برای نخستین بار پایان زندگی در چشم انداز قرار میگیرد.

معمولا در این دوره یک بازبینی از ارزشهایی که شخص زندگی خود را حول آنها متمرکز کرده است و یا نوعی جستجوی خود ( یا برای خود) صورت می گیرد.(همان منبع)

این دیدگاه شبیه به دیدگاه یونگ از تغییرات شخصیت در میانسالی است.

 

    مرحله کهنسالی :کهنسالی یعنی آخرین مرحله شامل سازگاری با شماری از فقدان ها و از دست دادن ها است. مرگ همسر، خویشاوندان و دوستان، از دست دادن شغل به علت بازنشسته شدن یا فقدان پایگاه در جامعه‌ای که اغلب جوانان را ستایش می‌کند و تنهایی و ناامنی همراه با آن.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٢٦

 

کتل دیدگاه های واضحی را در مورد سوالات مربوط به ماهیت انسان ارائه نمی کند.

اما ما می توانیم با بررسی تعریف او از شخصیت برداشتهای او را استنباط کنیم.

تعریف شخصیت از دیدگاه کتل: " شخصیت چیزی است که امکان پیش بینی آنچه یک شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد داد را فراهم می کند" (cattell.1950 p2)

ازاین جمله می توان اینگونه استنباط کرد که کتل رفتار انسان را قابل پیش بینی می داند، به اعتقاد کتل هنگامی که ما صفتهایی را که شخصیت از آنها ترکیب می شود را بشناسیم می توانیم پیش بینی کنیم یک فرد در یک موقعیت معین چگونه رفتار خواهد کرد و وقتی بتوانیم رفتار را پیش بینی کنیم می توانیم آنرا کنترل کنیم.(Schultz&Schultz.1998)

برای اینکه رفتار قابل پیش بینی باشد باید فرض شود که قانونمند و دارای نظم است زیرا پیش بینی بدون نظم و ثبات امکان پذیر نیست بنابراین به نظر می رسد دردیدگاه کتل جایی برای بی قاعدگی و خودبخودی بودن وجود ندارد زیرا چنین ویژگی هایی فرآیند پیش بینی را نفی می کند.

بدین ترتیب به نظر می رسد دیدگاه کتل در مورد اراده در مقابل جبر همسو با  جبرگرایی قرار می گیرد البته به این نکته باید توجه کرد که کتل بطور کامل اراده و اختیار را رد نمی کند زیرا او اعتقاد دارد که " ممکن است روانشناسی روزی دریابد که قوانین رفتار آن روشن نشده است ولی تا این شناخت حاصل نشود روانشناسان همچنان به نظم علت و معلولی اعتقاد خواهند داشت"(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

نظام کتل هیچ هدف غایی و ضروری را که بر رفتار فرد تسلط داشته باشد مطرح نمی کند نه خودشکوفایی و نه تعارض های روانی_جنسی اما او به تأثیر تعیین کننده دوران نوزادی اعتراف می کند.

به اعتقاد او نگرشهای اجتماعی سالم، فراخود، احساس امنیت و تمایل به روان رنجور خویی تا زمانی که ما به سن 6 سالگی برسیم شکل می گیرند.(همان منبع)

ولی از نوشته های کتل به این برداشت نمی رسیم که او ما را برای ابد زندانی و اسیر این عوامل دوران کودکی می داند. بطوری که قادر به اصلاح یا تغییر آنها در مراحل بالاتر رشد نباشیم( شولتز و شولتز1998. سید محمدی، 1379).

    در زمینه موضوع طبیعت وپرورش (وراثت در مقابل محیط)به اعتقاد کتل ما تحت نفوذ هر دو عامل هستیم ومعتقد به تاثیر نسبی وراثت ومحیط در شکل دهی شخصیت است.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

کتل مانند اکثر روانشناسان شخصیت دو عامل وراثت و یادگیری یا طبیعت و تربیت را در رشد شخصیت مورد تأکید قرار داده است با این وصف تفاوت او با سایر روانشناسان سرشناس این رشته در این است که تلاش کرده است تا سهم عوامل محیطی یا ارثی تأثیر گذار در هر صفت رامشخص کند.

به این منظور آزمونهای شخصیتی را در مورد تعداد زیادی از خانواده ها به اجرا درآورد و الگوهای نمرات درون هر خانواده و بین خانواده ها را تحلیل کرد. کتل از تحلیل این اطلاعات به این نتیجه رسید که اهمیت تاثیر عوامل محیطی وارثی از صفتی به صفت دیگر متفاوت است برای مثال 80 تا 90 درصد از تغییرات مربوط به نمرات حاصل از توانایی‌های هوشی نتیجه وراثت است حال آنکه تأثیر عوامل ارثی در روان آزردگی شاید از نصف این ارقام نیز کمتر باشد. در مجموع می توان حدس زد که دوسوم از ویژگی های شخصیتی را محیط و یک سوم را وراثت تعیین می کند.( هاندل بای، پاولیک و کتل 1965)

   درزمینه موضوع بی همتایی یا جهانشمولی کتل موضعی میانه را اتخاذ و اشاره می کند که هم صفتهای مشترک قابل اطلاق به همه کس در یک فرهنگ و هم صفتهای یگانه ای که مشخصه هر فرداند وجود دارند.(همان منبع)

   در مورد خوش بینی یا بدبینی نسبت به ماهیت انسان، کتل در سالهای جوانی درباره ماهیت انسان و توانایی ما به حل نارسایی های اجتماعی خوش بین بود. او نوشت که مردم دانش و کنترل بیشتری را درباره محیط خود حاصل خواهند کرد، او براین باور بود که هوش انسان افزایش خواهد یافت و انتظار داشت که در زمان حیات خود " زندگی اجتماعی خیرخواهانه تری" از شهروندان شاغل خلاق نظاره کند ولی واقعیت با انتظارات او منطبق نشد و در سال 1974 کتل نوشت که مقداری از خوش بینی خود را در مورد بشریت از دست داده است و نه فقط آدمها و جوامع آنها در مسیر امیدهای کتل پیشرفت نکردند بلکه به نظر کتل حتی پسرفت هم کرده اند(Cattell.1974)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦


سومین مولفه در نظریه انگیز کتل، صفات پویشی اکتسابی( sems) هستند

-          صفات پویشی اکتسابی، انرژی خود را از ارگها بدست می آورند و به نگرش ها سازمان و ثبات می بخشند.

-          صفات پویشی اکتسابی به صورت اجتماعی اکتساب می شوند و معمولا چندین ارگ را بصورت همزمان ارضا می کنند ( کتل، آر.بی. کلین، بی. 1977)


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


نقش وراثت ومحیط در رشد شخصیت

کتل به دو مسئله مهم و مرتبط با رشد و  نمو شخصیت یعنی تعیین کننده‌های شخصیت و الگوهای رشد صفات دارای ساختار توجه داشته است.کتل در مورد تاثیر عوامل زیستی در رفتار جنین بحث زیادی می کند،او اعتقاد دارد این عوامل می تواند تاثیر شگرفی در شخصیت فرد داشته باشد،برای مثال به اعتقاد او کودکانی که با سندرم داون متولد می شوندهوش کمی داشته وشخصیتی با الگوهای رفتاری به شدت محدود دارند،علاوه براین نابهنجاری در متابولیسم بدن می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی گردد.(Reckman,1989)

کتل همچنین اعتقاد داشت فرآیند تولد نیز می تواند تاثیر معینی در شخصیت داشته باشد،برای مثال ضربه سر هنگام تولد می تواند به نقص هوش ،نقص در هماهنگی حرکتی وحتی فلج منجر شود.(Reckman,1989)

به اعتقاد کتل تاثیر عوامل ارثی از یک جنبه مربوط به هورمون های دوره بارداری است،اگرچه در مورد ماهیت ونوع رابطه نظر قطعی ندارد.

بنابر این به نظر می رسد شخصیت تحت تاثیر اثر شرایط زیستی مادر بر روی رشد سیستم عصبی کودک می باشد.(Cattell,1950.p:557)

کتل علاوه بر تاثیر عوامل ارثی در رشد شخصیت،درباره اثر شگرف عوامل محیطی در رشد شخصیت پس از سال اول زندگی نیز بحث کرده است.

به اعتقاد وی در طول سال اول زندگی تاثیر عوامل زیستی بیشتر از عوامل محیطی است ولی هر چقدر سن فرد افزایش می یابد تاثیر محیط در شکل گیری شخصیت افزایش می یابد.(Cattell,1950.p:261)

 نقش یادگیری

کتل بین سه نوع یادگیری در شکل گیری شخصیت تمایز قایل بود:

.شرطی سازی کلاسیک  Classical conditioning

.شرطی سازی وسیله ای Instrumental conditioning (یا یادگیری از طریق پاداش  Reward learning)

.یادگیری یکپارچگی  Integration learning

شرطی سازی کلاسیک مستلزم همراه شدن یک محرک طبیعی با محرکی خنثی است که در اثر این همراهی محرک خنثی نیز همان پاسخ محرک طبیعی را ایجاد می کند،بسیاری از ترس ها با همین روش یادگرفته می شوند،به اعتقاد کتل شرطی سازی کلاسیک نوعی یادگیری ناهشیار است که در یادگیری ترس ها ودلبستگی هیجانی عمیق بصورت ناهشیار ایفای نقش می کند.(Cattell,1965.p:268)

به اعتقادکتل بسیاری از رفتارها از طریق شرطی سازی وسیله ای یا یادگیری از طریق پاداش کسب می شوند،ما کار خاصی را برای رسیدن به هدفی انجام می دهیم،به اعتقاد کتل در شکل گیری شبکه پویشی ،یادگیری از طریق پاداش نقش بیشتری دارد.(Cattell,1965.p:268)

برای مثال فردی ممکن است احساسی نسبت به توانایی ورزشی داشته وتمریناتی سخت وطولانی را به این منظور تحمل کند اگر به دنبال چنین تمریناتی موفقیت وپیروزی همراه باشد،تمرین ها پاداش دهنده خواهند بود در نتیجه احساس او نسبت به توانمندی ورزشی ونیز ارگ ابراز وجود یعنی نیاز ذاتی او به احساس غرور ارضا شده اند.(همان منبع)

به اعتقاد کتل شکل گیری و حفظ شبکه پویشی وابسته به "یادگیری هم آمیزی" یعنی فراگیری رفتارها ونگرش هایی است که به طور همزمان دو یا چند هدف را ارضا می کنند.(Cattell,1965.p:270)

برای مثال یک ورزشکار ممکن است نگرش مثبتی نست به رژیم غذایی وتمرینات بدنی داشته باشد زیرا آنها نیاز به غرور وبرتری (ارگ ابراز وجود)ونیاز به کشف چیز های مختلف (ارگ کنجکاوی)را ارضا می کنند.(Reckman,1998)

بنابراین یادگیری ممکن است شامل ارضای تعدادی از اهداف در شبکه پویشی شخص باشد ،خود احساسات از طریق یادگیری پاداش ها یاد گرفته شده اندبرای مثال علاقه  دانش آموزی به ثبات توانایی ورزشی اش شاید از طریق عملکرد موفق او ناشی شده باشد.(همان منبع)

کتل همچنین نوعی یادگیری پیچیده به نام یادگیری یکپارچگی را ذکر نمودکه به نظر می رسد نوعی یادگیری شناختی و وسیله ای است که در آن فرد رشد یافته از ایگو وسوپر ایگو برای ارضای طولانی مدت استفاده می کند،فرد یاد می گیرد در پی ارضای واقع بینانه باشد.(Cattell,1965.p:276)

کتل به این موضوع اعتقاد داشت که رشد ایگو وسوپر ایگو در 2 تا 5 سال اول زندگی اتفاق می افتد ونیز با فروید موافق بود که هر یک از این دوره ها با تعارض هایی مشخص شده و در رشد شخصیت بحرانی هستند.(Cattell,1950.p:575)

    همچنین کتل با توجه به الگوهای رشد، تحقیقاتی در زمینه " روندهای سنی" انجام داده است که شامل انواع صفات و رابطه سطوح کلی آنها با هر یک از مراحل رشد است یعنی نوع صفات و سطح کلی آنها با هریک از مراحل رشد مرتبط و پیوسته است.

 تحقیق در روندهای سنی مستلزم مطالعه هر صفت در خلال زبان نیز هست.

بسیاری از تحقیقات مربوط به سطوح سنی به این نتیجه رسیده‌اند که در آزمودنی‌های چهارساله به بالا چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ نوع،عوامل زیر بنایی یکسانی را می‌توان مشاهده کرد ( کان،1966)

از طرف دیگر مطالعه کودکان کودکستانی نشان می دهد که تنها حدود یک سوم از صفات مربوط به بزرگسالان در این کودکان دیده می شود ( دامارین و کتل، 1968).

 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢


کتل در استنفورد شایر انگلستان،جایی که کودکی شادی داشت به دنیاآمد.والدین اودر مورد معیارهای عملکردی

که از فرزندان خود انتظار داشتند سختگیر بودند،اما درباره اینکه فرزندان آنها چگونه اوقات خود را سپری کنند آسان گیر بودند.کتل به همراه برادران ودوستانش،

زمان زیادی را خارج از منزل به قایق رانی،شنا،کاوش غارها وجنگ های ساختگی می گذراندند.هنگامی که کتل 9 سال داشت،انگلستان وارد جنگ جهانی اول شد واین واقعه تاثیر عمیقی بر او گذاشت.او نوشت که این تجربه او را به طوری که برای یک پسر بچه غیر عادی است جدی کردواز"کوتاه بودن زندگی ونیاز تحقق بخشیدن آرزوها تا جایی که امکان آن هست" آگاه ساخت.احساس تعهد شدید او به کارش ممکن است از این زمان ها سرچشمه گرفته باشد.(شولتز وشولتز،1998.سیدمحمدی،1385)

کتل نسبت به برادری که سه سال بزرگتر از او بود نیز احساس رقابت می کرد.او درباره مشکلات تلاش برای حفظ آزادی رشد خودش در حالی که با برادری مواجه بود که نمی توانست بر او غلبه کند نوشت.(کتل1974)

کتل در 16 سالگی برای تحصیل در فیزیک وشیمی وارد دانشگاه لندن شد وسه سال بعد با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد،چند سالی که در لندن بودعلاقه او را به مسائل اجتماعی تشدید کرد،اما پی برد که تحصیل وی در علوم طبیعی او را برای پرداختن به گرفتاری های اجتماعی مجهز نکرده است.او به نتیجه رسید که تنها چاره او بررسی ذهن انسان است.این تصمیمی شجاعانه در سال 1924 بود زیرا روانشناسیدر انگلستان فرصت های شغلی معدودی را عرضه می کرد،تصور می شد که این رشته برای آدم های غیر عادی است.آن زمان در تمام انگلستان تنها شش کرسی استادی روانشناسی وجود داشت.کتل برخلاف توصیه دوستانش تحصیلات فوق لیسانسش را در دانشگاه لندن آغاز کرد وبا روانشناس-آمار شناس سرشناس،چارلز اسپیرمن که شیوه تحلیل عاملی را بوجود آوردکارکرد.

کتل که در سال 1929 دکترای خود را دریافت کرد متوجه شد که دوستانش درست می گفتند :مشاغل معدودی برای روانشناسی وجود داشت.او در دانشگاه اکستر به تدریس پرداخت،کتابی درباره نواحی روستایی انگلستان نوشت

وبرای نظام مدرسه لیسستر یک کلینیک روانشناسی دایر کردودر عین حال به انجام پژوهش ونگارش مشغول بود.او

تصمیم گرفت برای ساختار شخصیت تحلیل عاملی را بکار ببردکه اسپیرمن از آن برای اندازه گیری برخی از توانایی های ذهنی استفاده کرده  بود.(شولتزوشولتز،1998.سیدمحمدی،1385)

در طول این مدت کتل به دلیل کار زیاد،غذای بد وزندگی در یک آپارتمان زیر شیروانی سرد دچار اختلالات گوارشی مزمن بود،به خاطر دورنمای اقتصادی تیره ودلبستگی کامل او به کارش همسرش وی را ترک کرد.با وجود این از این دوران مشقت منافع مثبتی عاید کتل شد.تجربه او را وادار ساخت تا به جای موضوعات نظری یا آزمایشی که می توانست آنها را در شرایط راحت تر وامن تری دنبال کند،بر مسایل عملی تمرکز کند.(همان منبع)

هشت سال پس از اینکه کتل مدرک دکترای خود را دریافت کرد سرانجام فرصت پذیرفتن کار تمام وقت در روانشناسی به دست آورد.روانشناس سرشناس آمریکایی ،ادواردلی ثرندایک از کتل دعوت کرد تا یک سال را در آزمایشگاه او واقع در دانشگاه کلمبیای نیویورک بگذراند.سال بعد کتل استاد روانشناسی دانشگاه کلارک در ورسستر ماساچوست شدودر سال 1941 به دانشگاه هاروارد رفت،جایی که به اظهار وی "نیروی خلاقیت"پدیدار شد.

(کتل،1974)

او با یک ریاضیدان که در علایق پژوهشی او سهیم بود ازدواج کرد ودر 40 سالگی با عنوان استاد پژوهش به دانشگاه ایلی نویز رفت.کتل که از تدریس یا وظایف دانشگاهی راحت شده بود وقت خود را به طور کامل صرف پژوهش کرد.او بیش از 400 مقاله و35 کتاب منتشر کرد،

کتل در هفتاد سالگی به دانشکده فوق لیسانس دانشگاه هاوایی پیوست وهم اکنون با موسسه روانشناسی حرفه ای فارست در هونولولوی هاوایی همکاری می کند.(شولتز وشولتز،1998.سیدمحمدی،1385)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦

 
 
 
   
 
 
 
 
 
 
   
   
 
● مقدمه
از دیدگاه یونگ (۱۹۱۳) پدیده‌های برونگرایی (Extraversion) و درونگرایی (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهند.
▪ برونگرایی:هنگامی که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود. (سیاسی، علی‌اکبر، ۱۳۷۱، ص ۸۲).
افراد درون گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه (Stimulation) کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خود داری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.
این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند. (بنزیگو، ۱۹۹۹).
از سوی دیگر افراد برون‌گرا دارای سرعت فعالیت مغزی پایین‌تر از حد طبیعی هستند و از این رو این افراد برای اداره امور زندگی خویش به قوای محرکه بالاتر از حد طبیعی نیاز دارند.
افراد برون‌گرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالیتری هستند (سیاسی ـ علی‌اکبرـ همان منبع). ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط افراد خود تأثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی بیشتر ظاهر می‌شوند. (بنزیگر ـ ۱۹۹۹).
بنابراین اگر درونگرایی و برونگرایی در حد کمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصیت نابهنجار قرار می‌دهند که اولی به صورت اختلال اسکیزفرنی و دومی به صورت اختلال هیستری تظاهر خواهد نمود. تعداداین افراد البته بسیار کم است و اکثریت مردم میان این دو قطب نهایی جای دارند. عده‌ای نزدیکتر به قطب نهایی درونگرایی و گروهی نزدیکتر به قطب نهایی برون‌گرایی هستند. و عده کثیری هم هر دو جنبه برونگرایی و درونگرایی را به صورت متعادل دارا می‌باشند که اصطلاح آمبی‌وِرت (ambivert) به آنها اطلاق می‌‌شود. (سیاسی علی‌اکبر به نقل از یونگ (۱۹۱۳)).
از سوی دیگر اضطراب یک ترس درونی شده است از اینکه مبادا تجارب دردآور تکرار شوند. از دیدگاه فروید، اضطراب هسته مرکزی روان نژندی است و علامت اخطاری است به «خود».

● اهمیت پژوهش
زمانی که افراد به مدت نسبتاً طولانی در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار می‌گیرند، سیستم‌های عصبی رتیکلوآندوتلیال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌ای خود را تنظیم می‌نمایند که فرد به طور طبیعی در حالت بیداری، هوشیاری بیشتری را نسبت به وقایع اطراف خویش نشان می‌دهد. این امر طبیعتاً سبب می‌شود که نیاز به محرک خارجی در آنها کمتر شده و تا زمانی که منبع اضطراب کشف و رفع نگردد به سوی درونگرایی متمایل می‌شوند. (بنزیگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده می‌شود که وجود اضطراب در افراد جامعه تأثیر بسزایی در میزان درونگرایی و برون‌گرایی آنها دارد. به گونه‌ای که ممکن است یک فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهای وارده ناشی از اضطراب به تدریج به فردی درون‌گرا تبدیل شود و در صورتیکه این فشار همچنان ادامه داشته باشد ممکن است در افرادی که با مشاغل اجتماعی سر و کار دارند و باید در تعامل دایم با جامعه باشند سبب کاهش شدید کارآیی آنها بشود. این موضوع در جامعه معلمان بسیار حائز اهمیت است.
براساس دیدگاه آیزنگ نظریه یونگ مبنی بر اینکه «درونگرایی به عنوان یک حالت روانشناختی طبیعی در شرایط خاص محیطی است» کاملاً صحیح می‌باشد و این امر مبتنی بر خواص فیزیولوژیکی بدن است و به عنوان یک واکنش طبیعی در برابر اضطراب تلقی می‌شود.
از سوی دیگر افراد درونگرا در مواردی که جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدیر و ستایش قرار می‌گیرند، دچار خجالت زدگی شده و احساس کم ارزشی می‌کنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنین بسیاری از افرادی که در معرض اضطرابهای مداوم قرار می‌گیرند ممکن است نسبت به زندگی دارای دیدگاه منفی شوند. ولی باید اعلام نمود که اضطراب در زندگی افراد به علت انتخابی است که آنها برای ادامه زندگی خویش انجام داده‌اند و این انتخاب بنا به هر دلیلی ممکن است آنها را با مشکلات مواجه کرده باشد. اما نکته مهم این است که تمایل افراد به درون‌گرایی در زمان رویارویی با اضطراب‌های ممتد این توانایی را به آنها می‌دهد که با تمرکز بیشتری به مشکل خود توجه نموده و نهایتاً درحل آن مشکل کوشش نموده و موفق شوند.
در این موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر که به جمع‌آوری اطلاعات در خصوص علل بروز مشکلات و چگونگی رفع آنها می‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر کوشش می‌کنند تا نهایتاً با حل مشکلات مورد نظر به طور طبیعی به دیدگاه مثبت نسبت به زندگی دست می‌یابند.
دراینجا باید به نظریه آیزنک اشاره نماییم که بروز درون‌گرایی و برون‌گرایی در افراد همیشه حالت نسبی داشته و در ارتباط با وقایع خارجی زندگی آنها می‌باشد به صورتی که در شرایط مناسب افراد دارای یک حد تعادل در رفتارهای درون‌گرا و برون‌گرای خویش بوده و براساس شرایط زندگی خویش ممکن است بیشتر به سوی درون‌گرایی و یا برون‌گرایی متمایل شوند.
به طور مثال فردی که درحالت عادی برون‌گرا است ممکن است پس از تماس طولانی مدت با اضطراب مزمن تبدیل به یک فرد درون‌گرا بشود و پس از رفع اضطراب می‌تواند دوباره به شخصیت برون‌گرای خویش برگشت نماید. (آیزنک Eysenek- ۱۹۸۱).
بنابراین با توجه به روابط پویا و دینامیک ما بین دو بعد رفتاری درونگرایی و برون‌گرایی و ارتباط آن با اضطراب، اهمیت این امر مشاهده می‌‌شود.
Eysenck, Hans J. A Model of Personality, Springer-Verlag, Berlin, ۱۹۸۱.
از پرسشنامة مربوط به ۱۶ فاکتور شخصیتی (۱۶PF) که توسط کاتل (Cattel) و اِبِر (Eber) و تاتسوکا (Tatsuoka) در ۱۹۸۶ طراحی شده است برای ارزیابی جنبه‌های شخصیتی افراداستفاده می‌‌شود. در این پرسشنامه اختصاصاً سوالات مربوط به چهارگونه شخصیتی شامل برون‌گرایی، درون‌گرایی، اضطراب
شدید و اضطراب خفیف استخراج و ارائه می‌شوند.

● تعریف واژه‌ها
▪ اضطراب: anxiety
ـ تعریف نظری: اضطراب یک ترس درونی شده است از اینکه مبادا تجارت دردآور گذشته تکرار شوند. از دیدگاه فروید فروید کششهای غریزی نامطلوب موجب اضطراب می‌شوند. اضطراب با احساس ترس مترادف است با این تفاوت که ترس منشاء خارجی دارد ولی اضطراب منشاء درونی دارد. (شفیع‌آبادی ـ ۱۳۷۸ ص ۵۲).
▪ درون گرایی: Introversion
ـ تعریف نظری: رفتاری است که با دیدگاه درونی ذهنی همراه بوده و فرد درون گرا آمادگی بیشتری برای خود داری و تسلط بر نفس از خود نشان می‌دهد. این افراد کمتر تمایل به حضور در جمع دارند و و بیشتر دقت خود را به مطالعه و فعالیتهای ذهنی انفرادی می‌گذرانند. (آیزنگ ـ ۱۹۴۷).
▪ برون گرایی: (Extraversion)
ـ تعریف نظری: رفتاری است که با دیدگاه عینی و خارجی مشخص شده و با فعالیت عملی بالاتری همراه است، افراد برون‌گرا (آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند. (آیزنگ ـ ۱۹۴۷).
از پرسشنامه (MBTI) (Myers-Briggs) برای ارزیابی میزان برون‌گرایی ـ درون‌گرایی و از پرسشنامه اضطراب (State-Trait) برای ارزیابی میزان اضطراب استفاده خواهد شد.
در پرسشنامه ۱۶PF که توضیح داده شد هر چهار موضوع درون‌گرایی ـ برون‌گرایی، اضطراب خفیف و شدید با هم قابل محاسبه هستند
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٥

اگر می خواهیم انسانی موفق باشیم هرگز ترس و اضطراب را در وجودمان راه ندهیم. زیرا این ترس تمام وجود ما را خواهد گرفت و نمی توانیم کاری انجام دهیم و یک مانع بزرگ برای پیشرفت خود ایجاد کرده ایم. حتما مشاهده کرده ایم انسان های ساده و بدون جرات ریسک کردن حقوقی می گیرند و بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و اهل ریسک نیستند. حتی از گرفتن یک وام هم ترس دارند که مثلا شاید پرداخت نشود از این رو زندگی بسیار ساده و با زحمت و مشقت را تحمل می کنند، زیرا انسانی که هیچ گاه شنا نکرده است از آب وحشت دارد، اما این انسان اگر چند باربه اجبارداخل آب برده شود کم کم شناگر ماهری می شود، زیرا نعمت های خدادادی مربوط به عده خاصی نیست، بلکه برای همه انسان هاست منتهی آنهایی که از این نعمات برخوردار نیستند، جرات نکرده اند از آن استفاده کنند، زیرا ترس از هر کارعادی خودش یک گناه محسوب می شود.


حضرت علی (ع) می فرماید: "بزرگ ترین گناه ترس است". زیرا وقتی ما قدرت انجام کاری را نداشته باشیم قدرت تصمیم گیری در مورد آن را نیز نداریم و اصلا فکرش را هم نمی کنیم. در حقیقت اعتماد به نفس را از خود سلب کرده ایم و تسلیم فکرهای کاذب و خود ساخته شده ایم. برخی افراد همچنین فکرمی کنند آن قدر از ریسک کردن می ترسند که اصلا عمل را انکار می کنند. مثلا برای دخترشان خواستگار می آید، جرات بله گفتن ندارند.

یادمان باشد هر وقت فکر می کنیم احتیاجی نداریم، نجاری هستیم که تابوت خود را می سازیم. پس تصمیم بگیریم و هیچ موقع ترس به خود راه ندهیم. اینگونه قدرت ریسک کردن خود را آرام آرام بالا ببریم. مثلا از یک کار کوچک شروع کنیم. امروز اگر انسان هایی جز مردان بزرگ روزگار محسوب می شوند قطعا هیچ گاه ترس نداشته اند.

امام خمینی (ره ) روحانی ای بود که با قدرت خدایی، حکومتی را از ریشه بر چید. این فکرو اندیشه ریسک بزرگ است. حالا شاید یک بار شکست بخوریم، چه اشکالی دارد ولی در نهایت اگر هدفی داشته باشیم پیروز هستیم از اشتباه کردن نترسیم."بزرگترین اشتباهی که می توانیم مرتکب شویم، ترس از اشتباه کردن است".مهمترین مسئله این است که اگر ما از امکانات خدادادی استفاده نکنیم راه را برای استفاده دیگران هموار کرده ایم. پس باور کنیم که می شود و باید با اتکال به خدای بزرگ، با ایمان کافی، با عشق، با قدرت و با تمام وجود حرکت کنیم، نترسیم و ترس را دفن کنیم.

افکار خود را برگزینیم

افراد موفق آنهایی هستند که نسبت به افراد ناموفق واقعی تر فکر می کنند. آنها با زندگی، روابط، اهداف، مسایل و تجربیات شان برخورد متفاوتی دارند آنها دانه های بهتری می کارند و در نتیجه زندگی بهتری درو می کنند.اگر یاد بگیریم که مانند سایر افراد موفق خوشبخت، سالم و کامروا فکر وعمل کنیم به زودی از نوع زندگی که آنها دارند بهره مند خواهیم شد. وقتی تفکر خود را تغییر دهیم، زندگی خود را تغییر خواهیم داد.طبیعت شوخی نمی فهمد آن همیشه جدی و سختگیر است. آن همیشه درست وصحیح است و خطاها و اشتباهات همیشه مخصوص انسان است.

اگر می خواهیم که سریع تر به موفقیت دست یابیم باید سرعت شکست مان را دو برابر کنیم. موفقیت در آن سوی شکست قرار دارد. حقیقت این است که هر چه بیشتر شکست خورده باشیم به احتمال قوی بیشتر به موفقیت های بزرگ نزدیک خواهیم شد. شاید به این دلیل است که همیشه به دنبال بدشانسی، خوش شانسی نمی آید. هر وقت شک کردیم سرعت شکست مان را دو برابر کنیم هر چقدر چیزهای زیادی را امتحان کنیم احتمال پیروزی ما زیاد است.

ما می توانیم تنها از طریق انجام کارهایی که از انجام دادن آنها واهمه داریم بر ترس خودمان غلبه کنیم طوری که دیگر ترس مانع مان نخواهد بود.هر چیزی که در مورد خودمان می دانیم، تمام باورهایمان در حافظه ی شخصیت مان در خودپنداره ما ثبت می شود. خودپنداره ما سطح عملکرد و میزان موثر واقع شدنمان را در هر کاری که انجام می دهیم پیش بینی می کند.

طبق قانون مطابقت، رفتار بیرونی ما مطابق با خودپنداره ماست. بنا براین اصلاح زندگی با اصلاح خودپنداره آغاز می شود. ما یک خودپنداره کلی داریم که از باورهایمان در مورد خود و توانایی هایمان تشکیل شده است. این دسته از باورها شامل تمام تجارب، تصمیمات، موفقیت ها، شکست ها، ایده ها، اطلاعات، هیجانات و عقاید زندگی مان تا به امروز می شود. این خودپنداره کلی تعیین می کند که در مورد خودمان چگونه و به چه چیزی فکر می کنیم و نسبت به خودمان چه احساسی داریم و مشخص می کند که به طور کلی کارهایمان را به چه نحوی انجام می دهیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٥

هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند . برخی از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشکل دهی شخصیّت آنان ایفا می کند ،


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٢٥


افطار

یک روان شناس بالینی معتقد است: فرد روزه دار ، تغییراتی در رفتارهایش انجام می دهد که برخی از این تغییرات مانند: راستگویی ، صداقت و سلامت اجتماعی را می توان به طور عمیق تر در شخصیت فرد بعد از ماه مبارک مضان نیز مشاهده کرد.  

 

ناصر قاسم زاده روان شناس بالینی و استاد دانشگاه الزهرا در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی برنا در خصوص تاثیر روزه داری بر سلامت روان اجتماع گفت: سلامت جسمی و روانی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و تحقیقات به عمل آمده بیانگر این است که آداب روزه داری ارتباط مستقیم با سلامت جسمی و روانی دارد.

 

قاسم زاده در ادامه افزود: امساک کردن و خودداری از تناول در ماه رمضان تاثیر بر بافت های بدن از جمله تنظیم جریان خون ، بافت قلب و دیگر سیستم های بدن می گذارد. همچنین بدن یک استراحت و انرژی دوباره می گیرد و بافت های بدن از یک نوع شادابی برخوردار می شوند به شرطی که آداب روزه داری درست انجام گیرد.

 

وی با اشاره به اینکه سلامت جسم، باعث سلامت روان می شود ، تصریح کرد: روزه گرفتن تاثیرات خاصی بر بهداشت روان دارد. آداب و رسومی که فرد روزه دار حین روزه داری انجام می دهد مانند : اجتناب از انجام برخی رفتارها و اعمال در زندگی و روابط بین فردی ، به نوعی تمرین رفتار محسوب می شود.

تمرین هایی که در این ماه توسط افراد روزه دار صورت می گیرد ، همان تمرین های رفتاری در علم روان شناسی و رفتار شناسی است که باعث افزایش اعتماد به نفس ، اراده و عزم جدی در زندگی افراد در طول سال می شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: تحقیقات علمی نشان می‌دهد که فریضه عبادی روزه به غیر از جنبه‌های مثبت روحی و معنوی ، آثار و کارکردهای اجتماعی زیادی نیز به دنبال دارد. تمرین هایی که در این ماه توسط افراد روزه دار صورت می گیرد ، همان تمرین های رفتاری در علم روان شناسی و رفتار شناسی است که باعث افزایش اعتماد به نفس ، اراده و عزم جدی در زندگی افراد در طول سال می شود.

 

قاسم زاده به تاثیرات روزه داری بر شخصیت افراد اشاره کرد و افزود: فرد روزه دار برای صحیح بودن روزه خود یک سری تغییراتی در رفتارهایش به وجود می آورد که برخی از این تغییرات مانند : راستگویی ، صداقت و سلامت اجتماعی را می توان به طور عمیق تر در شخصیت فرد پس از ماه مبارک رمضان نیز مشاهده کرد. این تغییرات در جهت رشد ، کمال ، آرامش و اجتناب از بسیاری رفتارها است که در روابط بین فردی و اجتماعی به طور معمول مشاهده می شود.

 

این روان شناس بالینی در خاتمه با بیان اینکه اثرات روزه را می توان در جامعه و در بین افراد به وضوح مشاهده کرد گفت: همه ساله با شروع ماه مبارک رمضان آمار قتل و جنایت در کشور کاهش پیدا کرده و روحیه کمک به هم‌نوع و پرهیز از رفتارهای ضد اجتماعی و ناپسند به وضوح در بین مردم آشکار می شود که می توان چنین روحیاتی را در طول سال با آموزه های صحیح دینی و امیدوارکردن مردم به بخشش و رحمت الهی و ریشه های عمیق دینی، تقویت کرد.

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٠/۱/۱٠

 

 در یک بعدازظهر معمولی صرفا برای رفع کسالت، به نزدیک ترین پارک منزل خود رفته اید و روی یک نیمکت خوشرنگ نشسته اید و بازی بچه ها را نگاه می کنید. چیزی که مقابل چشمانتان اتفاق می افتد، بسیار جالب توجه است. در جمعی کودکانه همه بچه ها دنباله رو یکی از دوستان کوچک خود هستند. آن یک کودک خاص شاید جثه ریزی داشته باشد اما کمی که دقیق تر می شوید به خوبی درمی یابید همان کوچولوی مورد نظر که پیشرو است و بقیه هم دنباله روی او، چنان به حکمران مطلق این جمع کودکانه تبدیل شده که در واقع کسی جرات نمی کند مقابل خواسته های او جز تسلیم، واکنش دیگری نشان دهد. خب! شاید موضوع برای تان جالب شده باشد و بخواهید در این مورد بیشتر بدانید اما در حقیقت اولین چیزی که لازم است بدانید این است که شک نکنید آن کودک پیشرو یک کوچولوی مردادی است! شیرکوچولویی که ریاست و حکمرانی در او یک امر ذاتی است!
رئیس کوچولو!

بهتر است با این قضیه کنار بیایید که فرزند مردادی شما ذاتا حس ریاست را در خود دارد و اتفاقا از بروز چنین احساسی اصلا شرمسار نخواهد شد. اگر قصد دارید این حس را در او سرکوب کنید باید بدانید که راه اشتباهی را انتخاب کرده اید. شما به عنوان والدین اول به آینده او فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید. این حس ریاست دوران کودکی که گاهی شما را در برابر دیگران شرمنده می کند (چون گاهی شکل زورگویی به خود می گیرد) می تواند در آینده از فرزند شما یک رئیس تمام عیار بسازد و در واقع آینده شغلی او را تضمین کند. پس بهتر است به جای سرکوب چنین حسی در جهت تقویت آن به شیوه ای صحیح و اصولی گام بردارید.


خوش مشرب های کوچک!

درست است که بچه های متولد مرداد ناخوآگاه خودشان را رئیس می دانند و بقیه را زیردست! اما این دلیل نمی شود که خلق و خوی تندی داشته باشند. این بچه ها اتفاقا بسیار خوشرو و خوش مشرب هستند طوری که همیشه هم سن و سال هایشان از معاشرت با آن ها لذت می برند. شیرهای کوچولو حکمرانی می کنند اما در عین حال با دوستان خود صمیمی هستند و از ارائه هیچ کمکی به آن ها دریغ نمی کنند. به این ترتیب آن ها می توانند در آینده به روسای محبوبی برای کارمندان خود تبدیل شوند. البته این بین پیش می آید که زور بگویند و از همین طریق بقیه بچه ها را تحت سلطه خود دربیاورند اما همان طور که پیش تر مطرح شد این یک خصوصیت ذاتی است که بالاخره باید به نوعی با آن کنار آمد!


مردادی ها در مدرسه

باید امیدوار باشید که معلم صبور نصیب فرزند مردادماهی شما شود چون وقتی گاهی اوقات درست در مدرسه حس ریاست به سراغ این بچه ها می آید فقط یک آموزگار با صبر و حوصله می تواند اوضاع را در کنترل خود دربیاورد و به قول معروف شرایط را اداره کند. به خصوص که بچه های مردادی خیلی هم برای درس خواندن وقت نمی گذارند و از این رو بعید نیست که به لحاظ تحصیلی هر از گاهی با آن ها دچار مشکل شوید. البته از آنجا که برای هر چیزی راه حلی وجود دارد، بنابراین بابت این موضوع هم نباید خیلی نگران باشید. اینجاست که می توانید غرور بی حد و حصر او را تحریک کنید و از علاقه مندی اش به قدرت استفاده کنید. به او یادآور شوید که اگر خوب درس بخواند و نمره های مقبولی را به دست بیاورد نه تنها باعث سربلندی شما شده بلکه خودش هم در رتبه کلاسی بالا تر از بقیه قرار می گیرد. همین تذکر کوچک کافی است تا تغییر و تحول شگرفی را در زمینه درسی در او شاهد باشید. در ضمن این بچه ها شاید همیشه نتوانند شاگرد زرنگ کلاس باشند اما از آنجا که به لحاظ معاشرتی بسیار کم نقص هستند و خلق و خوی گرمی دارند، همواره برای معلم خود جزو شاگردهای محبوب کلاس خواهند بود. خلاصه این که از بابت مدرسه آن ها نباید نگران بود چون به راحتی قادر هستند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.


وقتی از او تعریف می کنید...

این بچه عاشق تعریف و تمجید دیگران از خودش است. در واقع کودکان متولد مرداد دوست دارند جایی بنشینند که در معرض دید همه باشند و البته خودشان هم کاملا بر دیگران تسلط داشته باشند، آن وقت آماده اند تا قربان صدقه رفتن ها و تعریف های اغراق شده از خود را بشنوند. در این مواقع لبخند می زنند و خودشان را برای دیگران لوس می کنند. این یک نوع خودنمایی است که البته بهتر است خیلی به آن پر و بال ندهید اما نه به این معنی که نباید از کوچولوی خود تعریف کنید و قابلیت هایش را به زبان بیاورید. اتفاقا برعکس، شما هم باید مثل هر پدر و مادر دیگری از فرزند خود بگویید و با قربان صدقه رفتن به او محبت کنید اما جایی که احساس کردید این اتفاق تبدیل به حربه ای برای خودنمایی او شده یک توقف کوتاه را در برنامه قرار بدهید و موضوع را برایش روشن کنید که قابلیت هایش نباید به وسیله ای برای خودنمایی برابر دیگران تبدیل شود. البته بهتر است این موضوع را هم به طور خصوصی با او در میان بگذارید چون اگر در جمع این بچه ها را سرزنش کنید قطعا با یک نتیجه معکوس روبه رو خواهید شد!


چطور شیر کوچولو را مهار کنید!

خب! در تقابل با دیگران این بچه ها می خواهند رئیس باشند و معمولا هم موفق هستند. اما آیا مقابل پدر و مادر ها هم ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟ طبیعی است که اگر والدین اجازه بدهند، این اتفاق هم خواهد افتاد، اما واقعیت اینجاست که شما در قامت پدر و مادر باید وقار و متانت خود را حفظ کنید. بنابراین سیاست افراط و تفریط را کنار بگذارید و صرفا یک میانه رو باشید چون در غیر این صورت آنچه در خانه شما حاکم می شود نه یک روال معقول بلکه رویه ای غیرطبیعی است که در راس آن کوچولوی مردادماهی شما قرار دارد! خب راهش این است که گاهی به عنوان والدین غذایش را در سینی بگذارید و برایش به اتاق ببرید اما این روند را یکسره تکرار نکنید مثلا هر ۲ روز یکبار این کار را بکنید چون شاید اگر ۳ روز پشت سر هم این اتفاق تکرار شود آن وقت ناگهان شما به گماشته او تبدیل شده اید و او در قواره یک رئیس به شما دستور می دهد! حالا انتخاب با خودتان است.


به آن ها زور نگویید

بهتر است درباره یک موضوع با خودتان روراست باشید. درست است که به عنوان پدر و مادر باید گاهی اوقات به بچه ها تحکم کرد و برخورد جدی با آن ها داشت اما درباره بچه های متولد مرداد اوضاع کمی متفاوت است. این بچه ها هرگز زیر بار موضوعات تحمیلی نخواهند رفت. شاید در ظاهر ماجرا وانمود کنند که حرف شما را پذیرفته اند اما بهتر است این نکته را بدانید که در قاموس زندگی آن ها هیچ اتفاقی که به ایشان تحمیل شود پذیرفتنی نیست! به خصوص اگر قرار باشد این تحمیل با ضرب و زور انجام شود. بنابراین بهتر است راه تعامل با این بچه ها را پیدا کنید. زبان خوش قطعا اولین گام است و البته گاهی هم می توانید از همان حس غرور و ریاست استفاده کنید تا آن ها را به سمت بهتری سوق بدهید.


شیرهای مغرور!

با دم شیر بازی نکنید! حتی اگر پدر و مادرش هستید. بچه های متولد مرداد ذاتا مغرور هستند. اوضاع برای آن ها تا زمانی روبه راه است که همه چیز بر وفق مرادشان باشد، در غیر این صورت درست مانند یک شیر واقعی چنان می غرند که ممکن است هر کسی در اطرافشان از این همه خشم و عصبانیت وحشت کند. در چنین مواقعی بهتر است برای نشان دادن جذبه پدر و مادری راه معقولی را انتخاب کنید. در این راه عاقلانه یک نکته را فراموش نکنید، غرور این بچه ها را هرگز نشکنید. هیچ وقت در جمع آن ها را بابت رفتارشان سرزنش نکنید چون به واقع غرورشان را خرد کرده اید و این همان چیزی است که یک بچه شیرحتی با وجود سن و سال کم خود نمی تواند با آن کنار بیاید و در نهایت برایش صدمات روحی جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.


با شیر کوچولو مدارا کنید!

اگر پدر و مادر یک کودک مرداد ماهی هستید باید تا به حال متوجه شده باشید که این بچه ها کم و بیش بچه های سختی هستند. به این ترتیب شاید راه بزرگ کردن آن ها خیلی هم هموار نباشد اما مطمئن باشید این راه یک جنگ نیست که در آن مجبور شوید هر تاکتیکی را امتحان کنید تا به نتیجه برسید. فقط باید بتوانید حس ریاست ذاتی آن ها را در راه صحیحی پرورش دهید. به آن ها یاد دهید غرورشان را کنترل کنند و البته تفاوت غرور و خودنمایی را برای شان روشن کنید. این بچه ها اگر در چارچوب آرامش قرار بگیرند همه حرف های شما را می پذیرند و آرام آرام به همانی تبدیل می شوند که شما می خواهید. یادتان باشد که سرکوب غرور و حس ریاست آن ها همواره نتیجه بدی در پی خواهد داشت. پس همه چیز را برایش روشن کنید و کنارش باشید تا در چارچوب همان آرامش یاد شده کمک حالش باشید. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود آنگاه در آینده که او بر صندلی ریاست یک شرکت بزرگ و موفق نشسته و قابلیت های کاری اش زبانزد خاص و عام شده این شمایید که به داشتن چنین فرزندی به خودتان افتخار خواهید کرد.

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱


 نیلی نشان دهنده ی حس درونی قوی، صلح و آرامش است. نیلی روشن و شفاف نشان دهنده ی احساسات درونی عمیق همراه با شهودی قدرتمند است. ارتباطات شما روشن و عمیق، توأم با حس عاشقانه است. نیلی کدر و تیره به مفهوم فقدان انرژی جسمانی، عواطف مضطرب و افسردگی است. طبیعت درون گرای شما می تواند شما را از اطرافیان جدا سازد و حس تنهایی یا گریز را در شما ایجاد نماید.

ذهن/ بدن

شخصیت های نیلی زندگی را از طریق احساسات درونی عمیق و شهودشان تجربه می کنند. این شخصیت های آرام و عمیق، با خود درونی شان در ارتباطند. جستجوی به دنبال حقیقت و آگاهی درتمام طول زندگی به آنها اصالت و درخششی تابانیده است که در هیچ یک از رنگ های دیگر پیدا نمی شود.

نیلی ها میل شدیدی به بیان روحیاتشان دارند. آنها احساسات و ادراکات بسیار عمیقی از زندگی دارند. نیلی ها با آگاهی قدرتمندی زاده شده اند و حتی در کودکی می دانند، که هستند و چه خواهند بود. به نیلی ها نمی شود گفت، چه کنند، چگونه فکر کنند، چه احساسی داشته باشند، یا این که حقیقت چیست. آنها خود می دانند. رهنمود درون، تمام اطلاعات درونی مورد نیاز را به آنان می دهد.

هدف نیلی ها، تجربه زندگی به عنوان یک وجود جهانی آسمانی، توام با اشتیاق و عشق بلاشرط است. زندگی برای آنها همچون یک اقیانوس بی کران است که لبریز از نیروی عشق الهی، زمینه های باور نکردنی و ماجراهای بزرگ است. نیلی ها اگر بتوانند احساسات روحانی و عاشقانه شان را بیان کنند و بدانند که جهان پیرامون آنها پیام های الهی را قدر می داند، آنگاه راضی می شوند.

نیلی ها از ارزش های شخصی و سیستم اعتقادی شان بسیار احساس افتخار می کنند. آنها، ایده ها، اعتقادات و اندیشه های استاندارد دیگران را نمی پذیرند. قدرت و نیروی درونی آنها، محصول اتصال با خدا یا عشق است. برای آنان عشق جهانی، نیروی متصل به هستی است. نیلی ها می دانند که تمام ابناء بشر وجودی آسمانی دارند. بشر نه تنها وجودی جسمانی، عاطفی یا ذهنی دارد، بلکه وصل به قدرتی برتر است که خدا، روح یا ذات مطلق نامیده می شود.

نیلی ها همچنین می دانند که همه چیز در جهان هستی، از درون به هم متصل اند. هیچ چیز منفصل نیست. همه ما یکی هستیم. این دانش، برای آنان چالشی بزرگ برای فهم و پذیرش شیوه ها و راههایی که برخی افراد بشر در مورد خود و مادر زمین اتخاذ می کنند، ایجاد می کند. برای آنها سخت است که ببیند در جهان چه می گذرد و آنان مبهوت، غمگین و عصبانی نشوند.

نیلی ها رهبران آینده هستند. به نظر می رسد که آنها فهم و آگاهی ذاتی را از زندگی بشر و درگیریهای حیاتی دارند. آنها نیازی به حقایق، آمار یا اطلاعاتی که ثابت کند که سیاره ما نیاز عمده ای به دگرگونی دارد، ندارند. آنها همچنین نیاز به دلیل، برای کمک به بشریت در جهت ارتقای روحی، ندارند. نیلی ها به ما نشان می دهند که ما مخلوقاتی قدرتمند و روحانی هستیم که برای حقیقت وجودمان برخاسته ایم؛ و آنها خود این ادراک را به سادگی انجام می دهند؛ آنها خودشان هستند.

نیلی های متمرکز، انرژی و قدرت هدایت بشر را به سوی عصر روشنگری و برتریت بشری دارند. ایشان در گذشته، معمولاً در گروهها و تشکل های مذهبی یافت می شدند. این راه، تنها شیوه ی پرداختن به روحانیت و کشف خدای درون بود. امروزه، شخصیت های نیلی، آزادی زندگی در احساسات درونی را دارند و نیازشان را به ارتباط با خدا با رهایی بیشتری، در جهانی که به راستی برای حقیقت به پا گردیده است، پاسخ می دهند.

ظاهر نیلی ها، ملایم،حساس و گاهی همچون موجودی است که هم خصوصیات مردانه و هم خصوصیات زنانه را دارد. آنها در درون خود جنبه های مردانه و زنانه را یکپارچه ساخته اند. آنها روحانیتی پیشرفته دارند و از آنجا که ظاهری غیرمعمول دارند به نظر دیگران، درون گرا یا خیره سر می آیند.

وقتی نیلی ها قوی هستند، آگاه، درخشان، خلاق و مستقل و دارای احساسات عمیق و شهودی قوی هستند. آنها از رهنمودهای درونی تبعیت می کنند و با حقایق متعالی پایدار می مانند، چراکه می دانند که زندگی سرشار از وحدت، شفقت و عشق است. آنها اندیشه های روحانی بسی والا را از شخصیت های فیزیکی می فهمند. نیلی ها به قوانین متعالی علاقه ی بیشتری دارند، تا اعتقادات اجتماعی یا واقعیت های فیزیکی. هیچ فشار اجتماعی آنها را مجبور به تبعیت یا مدارا به چیزی نمی کند، که آنها موافقش نیستند.

نیلی ها هوششان را با فهم و آگاهی متعالی شان یکپارچه ساخته اند. آنها ادراکی روشن از بشریت دارند و توسط شهودشان هدایت می شوند. آنها اساساً می دانند چه کسی هستند و در زندگی چه هدفی دارند. بینش و خرد آنها از جایی متفاوت از منبع رایج، محدود و دانش هوشمندانه نشأت می گیرد.

نیلی ها، نیازی به فهم اندیشه های ذهنی ندارند. آنها زندگی را از طریق ذهن هوشمند یا عقلانی، پردازش نمی کنند. آنها متفکرانی شفاف و روشن هستند. اما زندگی را بیشتر از طریق شهود و احساسات ادراک می کنند. نیلی ها بیشتر اندیشه هایی غیر سنتی دارند، که شاید از نظر دیگران فوق طبیعی باشد.

نیلی ها، بدن هایی حساس دارند. برای بیشتر آنان، فعالیت های فیزیکی شدید، بیش از حد خشن و آزاردهنده است. آنها فعالیت های فیزیکی ملایم و متعادل را به ورزش های پرتنش و رقابتی ترجیح می دهند. فعالیت های مورد علاقه ی آنها، شامل پیاده روی، دویدن یا تمرین های مدیتیشن می باشد. ممکن است آنها خلاقیت خود را از طریق رقصیدن، نقاشی کردن، نوشتن یا دیگر فعالیت های هنری ابراز دارند.

نیلی ها سیستمی پیشرفته و متعالی و آگاهی غیر متداول دارند. آنها قادرند انرژیهای عواطف، احساسات یا حتی ارواح، هاله ها و دیگر ابعاد را حس کنند. ارتعاش بالای آنها به آنها اجازه می دهد که به دیگر ابعاد وجود حرکت کنند. نیلی ها همچنین، بسیار به خدا نزدیکتر هستند. چیزی که بارها، تنها با وجودشان انرژیهای الهی را بروز داده اند.

نیلی ها بسیار معصوم و درستکارند. آنها باید در مطابقت با قوانین متعالی زندگی کنند. آنها می دانند که ما همه مخلوقاتی الهی در یک سیاره بزرگتر هستیم. زندگی هدف مند است و ما به عنوان ابناء بشر در حال خلق واقعیت وجودی مان هستیم. در حالی که بسیار صادق و مستقل هستیم، در همان حال بسیار دلسوز و پذیرا هستیم.

نیلی ها نیاز دارند محل زندگی و کارشان آرام و متعادل باشد. آنها به خاطر حساسیتشان نیاز به آرامشی فراگیر دارند تا آنها را متعادل نگه دارد.

اگر نیلی ها از مشی خودشان تبعیت نکنند، خشمگین و خود آزار می شوند. آنها همچنین ممکن است از لحاظ عاطفی، منقبض و درون گرا شوند و از دوستان و جامعه منزوی گردند. تفکر محتاطانه و خشک و عدم توانایی بیان احساسات و حقایق درونی باعث می شود، آنها احساس اضطراب و تنهایی کنند. وقتی نیلی ها ضعیف می شوند، ممکن است هراسان و سردرگم شوند، به مواد مخدر و الکل روی آورند، تا بدین ترتیب از گیجی فرار کنند و صداهای درونشان را ساکت نمایند. وضعیت اخیر سیاره، چیزی است که آنها نمی توانند تصور آن را بکنند و آن را بفهمند. حیرت آنان این است که چگونه انسان می تواند تا این حد ناآگاه و غیرروحانی باشد؟

برای آنان سخت است که به صداهای درون اعتماد کنند و در قدرت خود باقی بمانند. آنها باید فعالانه زندگی کنند؛ بدین مفهوم که با خدا و جهان هستی متصل باشند. و این حقیقتی است که آنها خود، از آن نشأت گرفته و آن را در دل می دانند. آنها می توانند به ما طرحی بزرگتر از زندگی را بفهمانند، همان زندگی که ما همه بخشی از آن هستیم.


زندگی اجتماعی

نیلی ها در وضعیت قدرت، از قوانین و تقاضاهای اجتماعی تبعیت نمی کنند. آنها از درون می دانند که برای چه زندگی می کنند. نیلی ها با صداقت و روحانیت عمل می کنند و به آسانی ایده های غلط یا جاه طلبی های سیاسی مبتنی بر خود خواهی را می بینند. آنها گرایش به انزوا و کنار کشیدن از جامعه را دارند، چراکه معمولاً با چنین قوانین متعالی که در درون دارند، از جانب دیگران مورد سوءتفاهم قرار می گیرند.

در حالت قدرت، نیلی ها آموخته اند که در جامعه درون فضای شخصی و محفوظشان زندگی کنند و وظایفشان را ایفا نمایند. آنها راههای ابراز آمال درونی شان را به صورت تلاش های خلاقانه آموخته اند که آنها را به سوی دنیایی بهتر هدایت و متأثر می سازد. نیلی ها دوستان نزدیک کمی دارند که می توانند به آنان اعتماد کنند. آنها فوراً دوستان قدیمی و کهن و زوج های روحی شان را می شناسند.

نیلی ها در حالت ضعف، ممکن است تسلیم جامعه شوند و حقایق و دانش درونی شان را سرکوب کنند. آنها درون گرا می شوند و پشت سر نظرات محافظه کارانه و خشک پنهان می گردند. معمولاً نیلی ها از گروههای مذهبی افراطی یا تشکل ها فاصله می گیرند.

نیلی ها نیاز به موقعیت هایی دارند تا با خدا باشند، تا مفاهیم درونی و اهدافشان را از زندگی بیان کنند.

نیلی ها ممکن است عنوان متداول اجتماعی را نداشته باشند. آنها بسیار حساس هستند، دردها و گرفتاریهای دیگران را آنقدر احساس می کنند که باید مراقب تعامل هایشان باشند. آنها ترجیح می دهند که مردم را بر پایه ی روحانیت و عشق ملاقات کنند.


خویشاوندی و صمیمیت

نیلی ها به همسرانی احتیاج دارند که آنها را تغذیه و تقویت کنند، برای آنان ایثار کنند و آنها را درک نمایند و به آنان اجازه دهند تا مستقل باشند. آنها در انتخاب همسر مراقب هستند، اما هنگامی که جفت و یار صمیمی شان را انتخاب کردند، به او وفادار و پایبند می مانند و تنها یک جفت اختیار می کنند.

نیلی ها باید همسری داشته باشند که افکار تکامل یافته ی آنان را درک کند. آنها همسرانی متین و متعهد هستند که همچون دوست و همراه با آنان می مانند. نیلی ها معمولاً انرژی های مردانه و زنانه را به طور متعادل در خود دارند. آنها حس قویی از جنسیت خود دارند.

آنها دوستدارانی بزرگ هستند. به محض آنکه روحی مطمئن و سازگار ببینند، سرشار از اشتیاق و عشقی عمیق می شوند. رابطه ی جنسی یک تجربه روحی قوی است که دو وجود انرژیایی به یگانگی کیهانی می رسند. بیشتر آنان در وضعیت قدرت خویشتن داری نمی کنند. رابطه جنسی یک ابزار مردانه یا زنانه یا یک فعالیت جسمی نیست، بلکه یک اتحاد روحی از دو وجود سماواتی است.

نیلی ها دوست دارند با ارغوانی ها، بنفش ها یا سفید ها باشند. به آنها الهام شده است که ارواح تابناک روحانی دیده در این سیاره شکوفا میشوند. برای انواع شخصیت های فیزیکی همچون قرمز و نارنجی، ایجاد یک رابطه ی سالم و دوستانه با نیلی ممکن است همراه با چالش باشد، چرا که دیدگاه آنان نسبت به زندگی بسیار متفاوت است. زردها و نیلی ها دوست دارند با هم بازی کنند و خوش باشند. شخصیت های سبز می توانند با تواناییهای روشن و شفاف ذهنی نیلی ها تعامل داشته باشند.

همچنین نارنجی زردها و قرمزهای پررنگ رویکردی محافظه کارانه نسبت به زندگی دارند. اما ممکن است عمق و عشق درونی نیلی ها را درک نکنند. تا زمانی که نیلی ها ارتباطی درونی با همسرانشان احساس کنند، زوجهایی بسیار مهربان و پر اشتیاق خواهند بود.


امور مالی و شغلی

نیلی ها باهوش هستند و نیز آگاهی درونی را با حساسیت عاطفی در می آمیزند. از آنجا که آنها بسیار مشفق هستند، غالباً مشتاقند تا با دیگران کار کنند و آنان را حمایت کنند. نیلی ها وفا دارند. آنها هرگز دروغ نمی گویند، تقلب یا دزدی نمی کنند. دوستان و همکاران می توانند همیشه به آنان اعتماد کنند. صداقت و دوستی آنها می تواند به بسیاری از موقعیت های مبتکرانه و تجاری منجر شود.

نیلی ها مشکلاتشان را با تکیه بر حواس درونی حل می کنند. اگر به درون خویش نگاه کنند، همیشه جواب مربوط را دریافت خواهند کرد. آنها هنگامی که قادرند در هماهنگی با عقایدشان زندگی کنند، همچنین هنگامی که بتوانند به دیگر روح های این سیاره کمک کنند، شادترین اند. آنها وقتی بدانند که به شهودشان متصلند و با حقایق متعالی زنده اند که استحقاق آن را دارند، احساس موفقیت میکنند.

نیلی ها معمولاً در خدمات یا مشاغل هنری در جامعه یاری رسان و حمات گر هستند. وقتی آنها قوی و متعادل هستند، همیشه می دانند که وظیفه ای در انتظار آنان است. نیلی ها مشاغلی را ترجیح می دهند که به آنان اجازه دهد تا آزادانه با شکل های متفاوت زندگی در ارتباط باشند. آنها دوست دارند بدن، ذهن، قلب و روح را یکپارچه کنند. کاری را که آنها انجام می دهند، باید در هماهنگی با اعتقادات و ادراکات آنها از زندگی باشد. آنها باید کارشان را دوست داشته باشند. آنها از تمام مشاغلی که دیگران را حمایت می کند، لذت می برند. از آنجا که نیلی ها خیلی به خداوند و انرژی حیاتی هستی نزدیک هستند، می توانند درمانگران روحی قدرتمند، مشاور ومعلم خوبی باشند.

برخی از مشاغل نیلی ها عبارت است از: درمانگر روحی، معلم، موسیقی دان، هنرمند، پرستار، مادر، کارگزار اجتماعی، پرستار بچه، نویسنده، طراح.


سلامت، بهبود و رشد

نیلی ها اگر به شهودشان اعتماد کنند، سالم می مانند. وقتی آنها اعتقادات واحساسات درونی را ابراز می دارند می توانند محیطی را خلق کنند که آرامش، عشق و درک از آن تابیده شود. ممکن است بدن آنها آسیب پذیر باشد، زیرا آنها به بی تعادلی و اضطراب محیط پیرامون حساس هستند. ظاهر زنانه / مردانه ی آنها و همچنین شخصیت و عقایدشان، با اندیشه ی اجتماعی مذکر/ مونث و درست ها و نادرست ها، در نزاع است. بنابراین آنها باید خود را با شرایط تطابق دهند.

نیلی ها نیاز به محیطی دارند که بتوانند در آن متمرکز و آرام در تماس با رهنمودهای درون باشند. دنیای پیرامون آنها کمی پر سروصدا و خشن است.

اگر نیلی ها در تعادل باشند، به آسانی نیروهایشان را باز می یابند. آنها می دانند که بخشی از این سیستم وسیع انرژی و آگاهی کیهانی هستند. وقتی ذهن و بدنشان را تداوم ببخشند، خواهند توانست به جریان انرژی هستی وصل شوند. نیلی ها توانایی دارند که خودشان را از درون احیاء و درمان کنند.

نیلی ها نیاز به برقراری ارتباط با مأموریت و بصیرت شخصی شان در زندگی دارند. آنها می دانند که زندگی مفهومی دارد و همچنین می دانند که آنها جزیی از کل یعنی خدا هستند. برای نیلی ها مدیتیشن و نماز ابزارهای مهمی برای نیل به تعادل، هماهنگی و قدرت است. آنها تمام جواب های سؤالاتشان را دریافت خواهند کرد،اگر از نیروی متعالی، طلب راهنمایی کنند. آنها با زندگی آگاهانه و ابراز اعتقاداتشان در مورد عشق و ادراک، هماهنگی خلق می کنند.

چالش نیلی ها گام برداشتن به سوی دنیای واقعی با حس قوی بدن، ذهن، قلب و روحشان است. آنها الگوی تعادل کامل شیوه ی زندگی هستند. شاید پرچالش ترین و حتی پر پاداش ترین رسالتی که بر دوش آنهاست، این است که عزمشان را برای اعتقادات و عقایدشان، راسخ کنند و سپس آن عقاید را احیاء نموده و دیگران را نیز در پذیرش و عمل به آن تربیت کنند. آنگاه است که خود و جهان را قدرتی دیگر می بخشند.

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۱/۱۱/۱٠



 آبی یک حس قوی از صلح، صفا و آرامش را نشان می دهد. آبی روشن شفاف نشان دهنده ی متانت و طبیعت آگاه است، در حالی که آبی پررنگ تر نشانه ی توانایی برقراری ارتباط و عشق به مکالمه است. آبی تیره و کدر نشانه ی عدم وجود انرژی است و عواطف تنها (بی همدم)، غم و افسردگی را آشکار می سازد، همچنین می تواند نوعی انزوا و حس گریز از جمع را نشان د هد.

ذهن/ بدن

آبی ها مراقب ترین، تقویت کننده ترین و حمایت گرترین شخصیت ها هستند. آنها با قلب و عاطفه شان زندگی می کنند. هدف زندگی آنها، کمک و دوست داشتن دیگران است. آنها به بشریت می آموزند که بی عشق، هیچ چیز مفهوم ندارد. آبی ها در این سیاره، برای خدمتگزاری به بشریت آمده اند. آبی درستکار، به بشریت، سر سپردگی، ایثار، از خود گذشتگی و ارزش های والا عرضه می دارد.

آبی ها دوستانه و مهربان هستند. آنها برای آرامش قلب گشاده شان احتیاج دارند تا اوقات زیادی را برای خود داشته باشند. انگیزه آنان خدمت رسانی و کمک به دیگران و ابراز عشق و محبت است. آنها ایده ها و اندیشه هاشان را بیشتر بر اساس احساس و فطرت پردازش می کنند، تا از دیدگاه ذهنشان. بنابراین ممکن است در مباحث هوشمندانه، احساس کنند که در آن موضع حاضر نیستند.

رفتارهای شهودی و عاطفی، ممکن است به سرعت تفکرات هوشمندانه یا حقایق علمی پذیرفته شود. اما برای آبی ها، هیچ حقیقتی جز آنچه از قلب و روحشان نشأت می گیرد وجود ندارد.

آبی ها دانش و خردی درونی و طبیعی دارند. آنها بدون نیاز به حقایق یا اطلاعات برای اثبات مطلب، آنها را احساس می کنند و می دانند. آنها در دنیای درون خود با صداهایی که آنها را رهنمود می شود، هماهنگ می شوند. آنها بسیار با دیگران هم احساس می شوند و عواطف و افکار دیگران را درک می کنند. چالش آنها این است که خودشان را محافظت کنند، تا از احساسات اطرافیان صدمه نبینند. آبی ها عاطفی ترین شخصیت ها در بین رنگها هستند و نیاز دارند که دائماً خود را شفاف و متمرکز سازند. کارهای مفید آنان، صحبت با دوستان در مورد مشی درونی شان، نوشتن مطلب در یک مجله، یا حتی سکوت است. ایشان از این طریق عواطف شدیدشان را تسکین می بخشند.

برخی آبی ها، دیگران را بیشتر از خودشان دوست دارند. آنها پرستار و مادر زاده شده اند. آنها تاریخ تولدها را به خاطر دارند، مراقب بیماران هستند و همیشه شانه ای گرم برای کسانی هستند که می خواهند گریه کنند. آنها ناصح، مشاور و شفاگرند. بسیاری از افراد از بودن با آبی ها لذت می برند، زیرا آنها عشق، اعتقاد و بخشایش را بروز می دهند.

آبی ها به آسانی می گریند و عواطف قوی لذت، حزن، شفقت و فروتنی را بدین ترتیب تسکین می بخشند. دیگر رنگها غالباً به سختی عواطف شدید آبی ها را درک می کنند. به هر تقدیر، این عمق عاطفی به آنان گرما، بخشندگی و حمایت گری را نسبت به دیگران بخشیده است.

موهبت عمده ی آبی ها، توانایی ابراز عشق بلاشرط، شهود قدرتمند و "دانش درونشان" می باشد. مهم نیست چه می شود، آنان همواره می بخشند. آنها "بسیارنجیب" هستند و از آن ویژگی نیز بهره مند می شوند. بنابراین باید در تمام موفقیت ها مراقب خود باشند، تا کسی به آنها توهین نکند.

آبی ها، معمولاً حق دیگران را بدون کمترین مقاومت می پذیرند. سازش و مدارا شعار آنان است. برای آنان، تشخیص و تمیز صحیح، ماندن در موضع قدرت و "نه" گفتن در مواقع لزوم، مشکل است. درستکاری در راس همه ی امور قرار می گیرد، ولو در اغلب موارد آنان به دیگران اجازه می دهند تا از آنها سودجویی کنند و آنها را منزجر، مضطرب و نا امید سازند.

برخی از آبی ها بیش از هر چیز دیگر به علایق دیگران اهمیت می دهند. آنها از شنیدن مشکلات دیگران لذت می برند، و نیز گنجایش آن را دارند که مشکلات آنان را درک کنند، بدون آن که بر وقایع، قضاوتی داشته باشند. از آن جا که وقت زیادی را صرف علایق دیگران می کنند، بعضاً خودشان را فراموش می کنند. آنچه برای آبی ها بیش از هرچیز اهمیت دارد، این است که باید وقت بیشتری را برای رشد و تکامل خودشان اختصاص دهند، تا کمک به اطرافیان.

بعضی از آبی ها ترسی ریشه ای از این دارند که اگر به زندگی خودشان ارجحیت دهند، دیگران آنان را طرد کنند، از خود برانند و دیگر دوستشان نداشته باشند. آنان از صدمه زدن به دیگران می ترسند، چراکه خود از صدمه دیدن می ترسند. آنها فوق العاده نیازمند این هستند که عشق به خود را تشخیص دهند و بفهمند که "نه" گفتن به مفهوم "دوستت ندارم" نیست. آنها باید مرزهاشان را با دیگران تعیین سازند، زیرا آمادگی این را دارند که به دوستان و حتی غریبه ها اجازه دهند که وارد میدان انرژی شان شوند که در این صورت ایشان ابزار محافظت لازم را در خود ندارند.

آبی ها بعضی اوقات تحت تأثیر انرژیها و خصوصیات دیگران قرار می گیرند. این اتفاق به ویژه هنگامی می افتد که در حال مراقبت،کمک و تقویت دیگری هستند. آنها از همان موضع بیماری یا مورد خاص صدمه می بینند.

چالش آبی ها تشخیص و قبول این مطلب است که آنها نیز مورد عشق هستند. آنها چون حساس هستند، به آسانی صدمه می بینند. آبی ها می خواهند احساس کنند که مورد پذیرش هستند، پس برای کمترین توجه و محبت ممکن است هر کاری بکنند.

آبی ها در تفکراتشان بسیار موفق و شفاف هستند. آنها ذهنی آرام و صلح جو دارند. آنها بیشتر از افکارشان، بر احساسات و عواطفشان متمرکز هستند. وظیفه ی آنها این است که ادراکشان را به روابط آنالیز جزیی، فرموله کنند.

آبی ها معمولاً کار و فعالیت جسمانی را دوست ندارند. برای این افراد حساس، دنیای فیزیکی پر سر و صدا، بی رحم و خشن است. آنها ترجیح می هند در دنیای عواطف و روحانیت خود غرق شوند. آنها از ورزش های غیررسمی یا فعالیت هایی که بتوانند با دوستان و خانواده انجام دهند، لذت می برند. از آن جا که از لحاظ جسمانی خیلی پرتحرک نیستند، و از آن جا که آبی، رنگ بسط و گسترش است، ممکن است خیلی راحت افزایش وزن پیدا کنند.

اگر وجود آبی ها ناهماهنگ شوند، ممکن است رفتارهای نمایشی و عارضی نشان دهند و د ائماً به دنبال کسی یا چیزی برای دوست داشتن بگردند. خودشان را مصدومانی فریب خورده می بینند، که لبریز از ترحم جویی است. بعضی وقت ها ممکن است احساس کنند، به خاطر احساس ارزش مجبورند دوست بدارند، و آنگاه در عوض به خاطر اینکه مورد عشق قرار گرفته اند، شرایط را فدای آن عشق می کنند.

آبی های نامتعادل فاقد اعتماد به نفس هستند و دچار احساس بی ارزشی می شوند، و ارزش خود را زیر سؤال می برند. آنها برای این دوست داشتن های مکرر مورد نکوهش قرار می گیرند، و این در خاطر آنها باقی می ماند. آنها خود را مسؤول اشتباهاتی می دانند که خود در آن دخیل نبوده اند، مسؤولیت آن را شخصاً به عهده می گیرند و هزاران بار خود را سرزنش می کنند.

آبی ها بسیار روحانی هستند. آنها به خدواند، به عنوان نیروی برتر در کل هستی، ایمان دارند. خداوند، نماز و مذهب، نقش بسیار مهمی را در زندگی آنان ایفا می کند. آنها نمی توانند بدون روحانیت و عقایدی که با هدف زندگی آنان هم راستا است، وجود داشته باشند. روحانیت، برای آنان به مفهوم اتصال زندگی روزمره به رهنمودهای درون و شهود است. این حقیقت آنان است و این حقیقت، دلیل عشق و شفقت عظیم آنان است. آنها ایمان و توکلی بی اندازه به خداوند دارند. در موارد سختی و شدت، آنها قادرند به منابع درونی قدرتمندشان متصل شوند، و این چنین است که می توانند به کمک و حمایت دیگران ادامه دهند.


زندگی اجتماعی

آبی ها از بودن با مردم لذت می برند. آنها بسیار اجتماعی هستند و همیشه به فکر نیازهای آنان می باشند. آبی ها در تمام حیطه های اجتماع، که نیاز به ارایه ی خدمات و حمایت است، حاضر می شوند. آنها این کارها را بی هیچ چشم داشتی می کنند و در واقع نیروی قدرت مند عشق و شفقتشان را آزاد می سازند.

دوستی آبی ها، مدوام و پابرجاست. آنها با دوستدارانشان قویاً متصل هستند، هرچند تماس نزدیک نداشته باشند. آنها در تمام ابعاد، از قبیل شیوه های رایجی چون نامه نوشتن یا مکالمه ی تلفنی با دوستدارانشان با عشق و محبت ارتباط برقرار می کنند.

آبی ها نمود مؤنث یا طبیعت مادر تقویت کننده را دارند. آنها جنبه ی فعال مردانه را متعادل می کنند، و به ما کمک می کنند تا هر دو انرژی را در درون خودمان و در جامعه مان همگرا کنیم.


خویشاوندی و صمیمیت

آبی ها باید در یک خویشاوندی هماهنگ باشند، تا بتوانند سالم زندگی کنند. آنها می خواهند دوست بدارند و نیز دوست داشته شوند. آنها تزویج شگفت انگیزی دارند، زیرا دوست دارند معشوقشان را مورد حمایت و مراقبت قرار دهند. سبک زندگی آنها زندگی خانوادگی است که از دل، شاد و هماهنگ باشد. آنها از همسرشان توقع دارند که قدرتمند و آزاد پاسخ عشقشان را بدهد و نیز حمایتگر و مراقب آنان باشد. برای آنان سخت است که بفهمند که دیگران عمق عواطف قوی آنها را درک نمیکنند و رفتارهای عاطفی و ذهنی متفاوتی دارند.

آبی ها خواهان ازدواج و زندگی در یک خانواده ی مستحکم هستند. عشق و محبت، برای آنان از رابطه ی جنسی، مهم تر است. نوازش و احساس محبت و عاطفه همسرشان مهمتر از هیجان تحریک جنسی است. رابطه جنسی برای آنان یک تجربه ی عاطفی و روحی است و برای آنان که زوج هایی روحی هستند، رشته های قوی ایجاد می نماید.

آبی ها وفادار هستند و یک زوج بیشتر اختیار نمی کنند. اگر آنها از همسرشان توقع عاطفی زیادی داشته باشند، ممکن است آنها را از خود برانند. در خویشاوندی های نامتعادل، آنها وابسته می شوند. روابط خویشاوندی برای آبی ها زمینه ی وابستگی را بوجود می آورد.

آبی ها دوست دار قدرت قرمزهای پررنگ، امنیت نارنجی زردها و استقلال سبزهای پررنگ هستند. آنها باید مطمئن شوند که متضرر نیستند و اساس روابط بر آگاهی و عشق است.

نارنجی ها و آبی ها در طیف متضاد هم هستند، بنابراین فوق العاده می توانند برای یکدیگر آموزنده باشند. آبی ها و آبی ها رابطه ای بیش از حد عاطفی خواهند داشت، مضاف بر این که هیچ یک قادر به هدایت رابطه نخواهند بود. آبی ها اشتیاق و روحانیت بنفش ها و ارغوانی ها را دوست دارند. سفید ها و آبی ها، خداوند و روحانیت را در رابطه شان به طرز باورنکردنی دارا هستند.

برای آبی ایجاد یک زندگی روحانی هماهنگ به همراه همسری مهربان و آگاه بسیار مهم است و آنگاه آنها زندگی رضایت بخش و شاد توأم با صلح و صفا خواهند داشت.


امور مالی و شغلی

ارزش های عاطفی و روحی برای آبی فوق العاده برتر از پول است و نقشی عمده تر از مسایل مالی دارد. آبی ها با پول محتاطانه و مراقب عمل می کنند. آنان باید مطمئن شوند که تمام مخارج و نیازهایشان را تحت پوشش قرار داده اند و در شرایط طبیعی، هرگز خود را در مخاطرات مالی نمی اندازند.

آبی ها مشاوران و تراپیست های فوق العاده ای هستند. شنوندگانی عالی هستند و به راحتی می توانند خود را با احساسات و افکار دیگران هماهنگ سازند. آنها دوست دارند در خدمت دیگران باشند، خصوصاً اگر این امر به صورت سرویس های تک نفره باشد. اگر آبی ها شغلی را انتخاب کنند، که به آنان زمینه ی ابراز وجودشان را ندهد، آنها غمگین می شوند.

در گذشته آبی ها، اساساً در مشاغل خصوصی یا اجتماعی یا در منازل به عنوان مادر یا خانه دار مشغول می شدند. در چند دهه اخیر، موقعیت های بیشتری در دسترس است و بسیاری از آبی ها، افق هایشان را گسترانیده اند و تا مشاغل تجاری نیز پیش رفته اند. آنها وفادار، حمایت گر و گروه محورند. آنها روح جمع را با ذکر مثال، رهبری می کنند؛ آنها به دیگران نشان می دهند که کار کردن و ایجاد محیطی حمایت کننده، گروه را شکوفا می کند و آنها را به حصول موفقیت های حیرت آمیز و قدرتمند مفتخر می کنند. آبی ها مشکلاتشان را با حفظ آرامش و نفوذ به آن حل می کنند. آنها به شهودشان گوش فرا می دهند و به آن اعتماد می کنند، و با موقعیت از موضع قدرت برخورد می کنند. آنها دانشی درونی دارند، بنابراین می دانند باید چه کنند. چالش آنها عملکرد لازم و ایجاد تغییرات است. بهتر است عادات و الگوهای کهنه را کنار بگذارند و با آغوش باز موقعیت های جدید را بپذیرند.

آبی ها معمولاً برای تصمیم گیری احتیاج به فرصت دارند. اما با توجه به الهامات درونی که دارند، قادرند تصمیمات محکمی اتخاذ نمایند که نه تنها برای خود که برای عموم جامعه ارزشمند است. وقتی آبی ها با توجه به شهودشان وارد عمل می شوند، رشد و تعالی فوق العاده ای می کنند و اهداف شخصی شان را از عشق به خود و تقویت شخصی تا خدمت به بشریت گسترش می دهند.

برخی مشاغل آبی ها، عبارتند از: شفاگر، پرستار، کشیش، راهبه، خانه دار، مادر، پرستار بچه، خدمات شخصی، کارگزار اجتماعی، مشاور، معلم، تراپیست، مشاور فنی، درمانگر، منشی، حسابدار، مدیر شخصی، داوطلب.


سلامت، بهبود، رشد

برای یک تمرکز واقعی، آبی ها باید خودشان را بی قید و شرط دوست بدارند. وقتی آنها بر ترس از تنهایی که بزرگترین ترس آنان است، فایق آیند، خواهند توانست آزادانه احساسات قوی شان را بروز دهند و زندگی با مفهوم و خرسندی داشته باشند.

آبی ها باید مرزها شان را روشن سازند و تصمیم های واضحی بگیرند، آنها باید یاد بگیرند که احساساتشان را ابراز دارند و هرگاه لازم بود که سربلند بمانند، بگویند: "نه". اتصال به قدرت شخصی شان و استفاده از آن به آنان در حصول اهداف و حتی ابراز عشق بیشتر کمک می کند. آبی ها باید محیطی آرام و هماهنگ خلق کنند. آنها باید تصمیماتی راسخ در حیطه ی دوستی و محیط کارشان اتخاذ نمایند. آنها باید یاد بگیرند که از خودشان محافظت نمایند.

آبی ها وقت زیادی را برای خودشان نیاز دارند. آنها دوست دارند در محیطی آرام به صدای موسیقی هارمونیک گوش دهند، یا حتی فقط در یک اتاق آرام بنشینند. تنهایی برای آنان قدرت بخش است و به آنان اجازه می دهد، تا به درون خود راه یابند. آنها دوست دارند به کلیسا یا دیگر جاهای روحانی بروند، تا قوای درون را باز یابند، تا بدین ترتیب بتوانند، انرژی لازم برای اهداف زندگی شان داشته باشند. مدیتیشن و نماز، مهمترین و مؤثرترین ابرازهای دستیابی به آرامش و نشاط درون است. همچنین بودن با افراد مثبت روحانی نیز نقشی بنیادین دارد.

آبی ها نیاز دارند که دائماً از وضعیت کالبد عاطفی شان با خبر باشند. آگاهی از ارتباط ذهن/ بدن / روح به آنها کمک می کند، تا سالم و قوی باقی بمانند. مأموریت آنها این است که ابتدا از طریق عشق به خود، قوی بمانند و سپس برای بقیه الگو شوند.

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۱/۱/۱



سبز رنگ رشد است و نشان دهنده ی قلبی عاشق، طبیعتی دلسوز و صداقت زیاد برای زندگی با لذت است. سبز روشن شفاف اشتیاق شخص برای کمک به دیگران و اتصال به مادر طبیعت را نشان می دهد. سبز زمردین نشانه ی توانایی شفاگری و عشق به مردم همراه با طبیعتی مشفق است. سبز تیره و کدر نشان می دهد که شخص به درمان نیاز دارد و شخصیتی زمینی و انعطاف ناپذیر دارد. 

ذهن/ بدن

سبزها شخصیت های هماهنگ و صلح جویی هستند.آنها خواهان یک زندگی جاری هستند و ترجیح می دهند در یک محیط طبیعی زندگی کنند. آنها متعادل ترین مردم در طیف رنگی هستند. آنها همچنین اتصالی قدرتمند با طبیعت دارند. زندگی در حومه کنار جنگل، یا نزدیک یک دریاچه یا اقیانوس برای این شخصیت های پر احساس بسیار مهم است. سبزها، رها، مهربان، اهل بیان و ارتباط هستند. آنها می کوشند تا بدن، ذهن و روحی متعادل داشته باشند و معمولاً در این تکوین، شخصی هستند.

سبزها زندگی را از طریق قلبشان دریافت می دارند. اولین انگیزه های آنها، خشنودی و هماهنگی است. آنها هر قدر به دوستان و طبیعت نزدیکتر باشند، خوشحال ترند. سبزها اساساً افراد قانعی هستند. اگر در وضعیت قوی باشند، برای شاد زیستن به حداقل نیز راضی می شوند، شادی درونی آنها، که خالی از آرزوهای بزرگ است، برایشان بسیار حائز اهمیت است. در حالی که دیگران دوست دارند از لذت و مزایای تجملات حاصل از موفقیت برخوردار باشند، سبزها، بدون آنکه در ابتدا بخواهند با کسی رقابت کنند، زیباترین و گرانبها ترین لباس ها را می پوشند و مشاغل وجیهی دارند.

سبزها شادی و رضایت را در زندگی شان وارد می سازند. آنها می دانند که هرچه اهداف متعالی تری داشته باشند، برای حصول آن چالش های بیشتری را پیش رو دارند. آنها از چرخه ی طبیعت و قوانین زندگی یک درک و فهم درونی دارند. ایشان معتقدند که زندگی بشر، خود، شگفت ترین موهبت است.

سبزها شخصیت های پرحرف و اهل برقراری ارتباط هستند. آنها معمولاً آنچه را فکر می کنند یا احساس می کنند، دقیقاً بیان می کنند، آنها می توانند در مورد یک موضوع ساعت ها صحبت کنند. یک "گپ" برای آنها درمان است و به آنها اجازه می دهد که احساسات و علاقه شان را بیان کنند و از این طریق تسلی یابند.

سبزها نیاز دارند که در مورد خودشان و مشکلاتشان صحبت کنند، تا بتوانند آنها را روشن تر بفهمند و بنابراین بهتر احساسشان کنند. اگر ناراحت یا خسته باشند، خشمشان را کلامی خالی می کنند. برای سبزها بسیار سخت است که احساس و افکارشان را نگه دارند، که البته خیلی طبیعی به نظر می رسد. دیگران از این که چقدر سبزها رک و صادق هستند، تعجب زده می شوند، یا ممکن است از این که سبزها صحبت نمی کنند، متعجب شوند.

سبزها کینستاتیک هستند و اتصالی قوی با بدن هاشان دارند. برای آنها، واقعاً ذهن و بدن یک واحد است. بنابراین افکار و احساساتشان را فیزیکی بیان می دارند، بیان برای آنها، کلید است. اگر عواطفشان را بیان نکنند احساس ناراحتی می کنند و در بعضی موارد حتی مریض می شوند.

آنها عواطف و احساساتشان را از طریق طبیعی بیان می کنند. همچون حیوانات، با طبیعت در تماس هستند. تمام انرژیهای عاطفی را بی دریغ و اغماض ابراز می دارند. اگر سبزها عصبانی شوند، اعلام می کنند. اگر غمگین شوند، اشک ها جاری می شود. اگر حسادت کنند، عکس العمل آن را فوراً خواهید دید. بیشتر سبزها در مورد احساساتشان فکر نمی کنند بلکه با آن زندگی می کنند.

سبزها به ما می آموزند که اگر، احساساتمان را به طور طبیعی بیان کنیم، تعادل و هماهنگی می آفرینیم و اگر احساسی را باز پس زنیم، به صورت انرژی عاطفی بیان نشده در کالبدهامان باقی می ماند و از انرژی حیاتی مان می کاهد. احساس کم قدرتی و کمبود انرژی از ترس از بیان طبیعی عواطف ناشی می شود. ما از طریق احساسات و عواطفمان با محیط پیرامونمان ارتباط برقرار می کنیم. سبزها این را می دانند و با هماهنگی ذهن و بدنشان زندگی می کنند.

سبزها اتصالی قوی با طبیعت و کالبد فیزیکی شان دارند. آنها نیاز دارند که ابراز وجود کنند و فعالیت فیزیکی داشته باشند. صرف وقت در طبیعت یا کار با حیوانات، در آنها حس مطلوب اتصال به زمین را می بخشد. حیوانات به ویژه اسب، گربه و سگ ادراک طبیعی سبزها را احساس می کنند، به همین دلیل به سمت آنها کشیده می شوند.

سبزها دیدگاهی متعادل نسبت به جهان مادی، تجملات و دارایی ها دارند. آنها معولاً احساس می کنند که بشر باید در یک محیط پر از نعمت زندگی کند. هیچ نیازی به رنج زندگی در فقر نیست. آنها معمولاً در مدیریت دارایی های مادی خودشان، عالی هستند.

از آن جا که سبزها با مادر زمین اتصالی قوی دارند، به راحتی با محیط های مختلف عوض می شوند و خود را با آن سازگار می کنند. آنها به روشنی، اندیشه ی انعطاف پذیری و تغییر مداوم را در جهان می فهمند، فرآیندی که هر روزه بی هیچ تلاش حادث می گردد. سبزها گرایش به زندگی راحت دارند و نیز گنجایش آن را دارند که از تمام موقعیت های زندگی مسرور شوند. اما نیاز مبرم دارند که در محیط شان احساس امنیت و اطمینان داشته باشند.

شخصیت های سبز متفکرانی تیز، انتزاعی و تحلیل گر هستند و بدون این که وقفه ای ایجاد شود از یک مرحله به سرعت به مرحله بعدی جهش می کنند. آنها توانایی دیدن کل را دارند. آنها ترجیح می دهند ایده هاشان را ارتقا و بیان دارند و سپس کار را سازماندهی کرده و در اختیار گیرند. آنها طراحانی مناسب هستند که نیاز دارند، هرآنچه را انجام می دهند، بدانند. آنها اطلاعات را از طریق ذهن پردازش می کنند، با قلبشان تحت کنترل می گیرند و معمولاً حداکثر استفاده را از این توانایی، در تمام جنبه های زندگی شان می برند.

سبزها قادرند به سرعت الگوها را شناسایی و راههای مواجه با آن را بیابند. آنها از ایجاد اهدافشان که به زودی به دست خواهند آورد، لذت می برند. اما برخی اوقات قدرت کافی یا همیّت لازم را تا مرحله ثمره بخشی ندارند. آنها ترجیح می دهند که سازمان دهی، پایه ریزی، طراحی و برقراری ارتباط نمایند، تا این که خود، واقعاً وارد کار شوند.

سبزها اهدافی متعالی و اعتقاداتی خاص در زندگی دارند. این مسأله در روابطشان با مردم در موقعیت های مالی بسیار متداول است. آنها انتظار دارند زندگی در مسیر خودش پیش برود. آنها معمولاً یک زندگی طبیعی و راحت را به یک زندگی جنجالی و پر از اضطراب ناشی از درآمد و حصول اهداف ترجیح می دهند.

سبزها نیاز دارند مسیر زندگی شان را با استقلال و دستور کار خودشان پیش ببرند. آنها دوست دارند خودشان رئیس خودشان باشند و به راحتی ابراز وجود کنند، موقعیت ها را کشف و در موقع لزوم تغییر دهند.

سبزها در وضعیت ضعف ممکن است، خموده و بی مسؤولیت شوند و در مقابل تغییرات مقاومت کنند. رشد و تعالی شخصی که از درون حادث می گردد، تلاش و تحرک بسیار زیادی می طلبد. با این توصیف آنها ممکن است قادر به کشف خواست واقعی شان نشوند و بدون مشی و هدف واقعی در زندگی پیش بروند. و بنابراین زندگی هیچ مفهومی برای آنان نخواهد داشت. ممکن است سازش با موقعیت های مختلف برایشان مشکل شود. یافتن اهداف در این صورت مشکل می شود، چراکه آنها همیّت لازم را ندارند. آنها در غایت بدون هیچ جواب یا راه حلی از مقصودشان در زندگی منصرف می شوند.

سبزها در حالت نامتعادل معمولاً نیاز مفرط به ارتباط با طبیعت و حیوانات پیدا می کنند. آنها ترجیح می دهند با حیوانات یا درون طبیعت باشند تا حس تعادل و ارتباط را تجربه کنند. آنها معمولاً این رفتار را به خاطر ترس از رویارویی با یک ماجرای عظیم تر بروز می دهند. دوست داشتن و ارتباط داشتن با دیگر افراد با تمام خوبی ها و بدی هاشان. رشد و تعالی شخصیتی و تغییر طبیعی و ادراک آن برای سبزهایی که از قدرت دور شده اند کاری دشوار است. در این زمان سبزها ممکن است منفعل و غیرمتمرکز شوند. در این هنگام عملکرد آنها همچون یک گربه می شود که دوست ندارند کاری را برای یک مدت طولانی انجام دهند. فقط بدنشان را می کشند و استراحت می کنند و این کار باعث می شود، تعادل و هماهنگی و تجدید قوایشان، باز ایجاد گردد.

سبزهای نامتعادل از مواجه با موقعیت ها یا چالش ها می ترسند و ترجیح می دهند که وارد صحنه نشوند. سپس از این که قدرت عشق و محبت را واقعاً تجربه کنند هراسانند. مشکل آنها فهم این مطلب است که یادگیری تنها در مواجه با موقعیت های زندگی و مشکلات آن اتفاق می افتد. اگر آنها بترسند که جایگاه راحتشان را ترک کنند و موقعیت ها را در زندگی از دست بدهند، رشد و تحولات غیرممکن خواهد شد.

سبزها نیازمند اتصال به عشق بلاشرط در زندگی هستند. هرگاه بخواهند، اهدافی را که زندگی شان را ارزشمند می سازد کشف خواهند کرد. همچنین، وقتی این مکاشفه پیش آمد، آنها عملکرد های درونی را برای تحولات شخصی شان به کار خواهند گرفت، یا اینکه اجازه خواهند داد تغییرات، خود، مسیر طبیعی شان را طی کنند.

در وضعیت قدرت، سبزها می دانند که زندگی به خودی خودش کافی است. آنها مداوم در حال رشد، پردازش و همگرایی بدن، ذهن و روحشان هستند. روحانیت برای سبزها به مفهوم تعادل و هماهنگی، تبعیت از بشر متعالی و طبیعت اتصال به خداست. دوستی، عشق و ادراک، جنبه های مهمی برای سبزها است. اندیشه ی یکی شدن برای آنان به مفهوم طبیعت دوم است.


زندگی اجتماعی

سبزها اجتماعی هستند و دوست دارند با دوستان و خانواده شان باشند. این امر برای امنیت خاطر آنها بسیار مهم است که احساس کنند مورد پذیرش و ادراک دیگران قرار گرفته اند.

آنها احتیاج به هماهنگی دارند و محیطی راحت، متعادل و آرام را ترجیح می دهند. بودن با مردم به آنان زمینه ی ارتباط و بیان عمیق ترین احساساتشان را می دهد و البته تماس با حیوانات و طبیعت برای این شخصیت های مهربان، فوق العاده رضایت بخش است.

سبزها می توانند ساعت ها حرف بزنند. این کار برای آنها یک درمان است. آنها بیشتر در مورد تجاربشان صحبت می کنند، تا در مورد چیزهای دیگر. این کار به آنها کمک می کند به تقاضای تعادل بدن، ذهن، قلب و روحشان جواب داده باشند.

آنها معمولاً از برقراری ارتباط با غریبه های نمی ترسند و خیلی زود دوست پیدا می کنند. این شخصیت های بیانگر، غالباً در گروههای اجتماعی و تشکل ها دیده می شوند. کار گروهی و تقسیم زندگی با اعضای خانواده و دوستان صمیمی برای آنها بسیار با ارزش است.

این تعامل به آنها خاطرنشان می سازد که آنها زنده هستند و به آنها یادآوری می کند که افراد مثمری هستند و بخشی از کل. از آنجا که قادرند افکارشان را با دیگران در میان بگذارند، شفا بخشند و ارتباط برقرار کنند، معمولاً در آموزش یا تخصص های درمانی همچون پزشکی، کایروپراکتیک، ماساژ درمانی، شفاگرای کل نگر و فیزیولوژی روحانی مشغول به کار می شوند. در تمام حیطه هایی که بتوانند فهم ذاتی شان را از عشق حقیقی، برادری و خودشناسی به کار گیرند، با جان و دل و با ایثارگری وارد میدان می شوند.


خویشاوندی و صمیمیت

سبز بودن به معنای ارتباط و تعامل با بشر، حیوان و طبیعت است. این روابط، نخستین راه دریافت زندگی است. آنها زندگی را از روزنه ی ارتباط و تعامل شخصی نظاره می کنند. آنها دوست دارند با دنیای پیرامونشان در ارتباط باشند. آنها نیاز دارند افکار و احساساتشان را با مردم در میان بگذارند. شخصیت های سبز تعاملی طبیعی با دیگران دارند.

آنها بدون خودداری، افکار و احساساتشان را با هر کسی در میان می گذارند. برخی مردم آنها را بی احساس، غضبناک و تندخو می پندارند که این برای سبزها هیچ اهمیتی ندارد.

برخی اوقات بسط روابط صمیمی برای آنها مشکل می شود. گفتگوی خودمانی و برخورد راحت آنان، الزاماً هیچ رابطه ی صمیمی و دوستی با مفهومی را تضمین نمی کند. اگرچه با صمیمیت عاطفی، برخوردی محتاطانه می کنند، اما این همان چیزی است که در هر رابطه ی قدیمی در جستجویش هستند. ذهن و قلب گشاده ی آنان به آنان این اجازه را می دهد که با هر نوع شخصیتی ارتباط برقرار کنند. آنها دوست دارند با خانواده و با دوستان صمیمی شان باشند.

سبزها از فعالیت جنسی لذت می برند. برای آنها سکس به مفهوم عاشق شدن است. این کار به آنها احساس زنده بودن می بخشد. آنها مخلوقاتی مهربان هستند و دوست دارند لمس کنند. سبزها در هنگام قدرت، نظری طبیعی نسبت به روابط جنسی دارند، زیرا با اندیشه ی عشق بلاشرط و تزویج سالم آشنا هستند. سبزها به راحتی با سبزهای پررنگ، بنفش های اهل بصیرت و تمام رنگ های فیزیکی سازگار می شوند. سبزها امنیت و زمینی بودن سبز پررنگ را خواهانند، و قدرت قرمز به تواناییهای ذهنی و گفتاری آنها می افزاید. زردها درخششی دارند که سبزها بسیار دوستدار آن هستند.

سبزها به سختی راههای عاشقانه و عاطفی آبی ها را می فهمند. سبزها و ارغوانی ها ساعت ها می توانند درباره ی هر موضوعی با هم صحبت کنند. تا زمانی که سبزها بتوانند با همسرانشان ارتباط برقرار کنند و خودشان را بروز دهند و همچنین احساس کنند که مورد پذیرش و قابل تشخیص هستند، روابط هماهنگ به راحتی حاصل می گردد.


امور مالی و شغلی

خصوصیات ذاتی سبزها شبیه به سبزهای پررنگ است. توجه مالی آنها بر کسب پول یا حصول اهداف نیست، بلکه تمرکز آنها بر زندگی پرنعمت به واسطه ی پول است. سبزها نه جسمانی و نه ذهنی، سخت کوش نیستند. اگر درآمد را برای خودشان بخواهند، خیلی مسؤولیت به عهده نمی گیرند. آنها غالباً ترجیح می دهند، کس دیگری آنها را حمایت کند، یا حداقل این که فقط برای نیازهای اساسی خودشان کسب درآمد کنند. به بیان دیگر، بعضی از سبزها آگاهی از وضعیت اطمینان مالی دارند. آنها نیاز به زندگی در محیطی متعادل دارند که چالش های پولی وجود نداشته باشد. نزاع برای بقا، تنش ایجاد می کند، چیزی که سبزها را بسیار اذیت می کند.

سبزها مهربان و یاری رسانند. از آنجا که می دانند چگونه با نیازها و خواسته هاشان ارتباط برقرار کنند، دائماً از دیگران کمک دریافت می کنند. به نظر می رسد که آنها با اندیشه ی سیستم حمایت طبیعی آشنایند؛ اگر بخواهید دریافت خواهید کرد. فقط باید بدانند که شروع کار برای آنکه چیزی اتفاق بیافتد کم است.

سبزها مشکلاتشان را حل می کنند، و این نه تنها به مدد دوستانی است که دقیقاً در جایگاههای مورد نیاز آنان است، بلکه به خاطر توانایی های تحلیل گرانه و سازمان دهنده خوبی است که خودشان دارند. اتصال قوی ذهن/ بدن آنها و اشتیاق آنها به عملکرد باعث می شود به طور مؤثر و با سرعت از عهده مشکلات برآیند.

سبزها ایده های دقیق و هوشمندانه ای دارند. سبزها دارای شهودی طبیعی هستند که آنها را بسیار مبتکر و تند ذهن ساخته است. اما برخی از آنها ایده هایشان را در راه حمایت دیگران به کار می گیرند و در این راه انرژی باور نکردنی را نثار می کنند. آنها معمولاً نظرات دیگران را می پذیرند و آنها را در ابتکاراتشان یاری می رسانند. در این موارد، برای خلق و اتمام پروژه های خودشان همیّت و مقاومت لازم را ندارند، چراکه فکر می کنند مسائل خودشان چندان چشمگیر نیست، یا آنکه از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است. باید برای ایده هاشان وارد عمل شوند و برای آن طرح و برنامه بریزند.

برخی از مشاغل سبزها عبارتند از: باغبانی، محقق محیط زیست، کشاورزی، کارگزاران اجتماعی، دامپزشک، مادر، معلم، تراپیست، مشاور، منشی.


سلامت، بهبود و رشد

سبزها برای هماهنگی باید کاملاً مسؤولیت پذیر باشند، تا بتوانند با حداکثر توانایی هاشان، زندگی کنند. آنها باید با بدن، ذهن و قلب و روحشان در ارتباط باشند و جریان طبیعی رشد و عشق به درونشان را احساس کنند. وقتی بفهمند که چه می خواهند و اهدافشان را به روشنی تعیین کنند، توسط جریان بی انتهای طبیعت حمایت خواهند شد.

سبزها درمانگرهای طبیعی و رابطینی هستند که باید منظور از زندگی را که همان رشد مداوم عاطفی و روحی است، بفهمند. می توانند بدن، ذهن و روح را متحد سازند و انسانیت را که همانا دوستی، همدردی، رهایی، ارتباط و احساس قوی قلب را که از مهمترین چیزهای زندگی بشر است، نشان دهند. وقتی سبزها خودشان را به طور طبیعی ابراز دارند، به طور خوکار قوایشان احیاء می شود. سبزها در وضعیت قدرت، افرادی سالم هستند. اتصال بدن/ ذهن/ قلب آنها، در تمام موقعیت ها رهنمودشان است.

برای آنها زندگی در یک محیط متعادل نزدیک به طبیعت، یک درمان است. برای بهبود و تعادل آنها نیاز دارند که حرف بزنند و احساس و افکارشان را بیان کنند، گویی بسیاری از تحولاتی را که در مسیر تحولات شخصی تجربه می کنند، بدین طریق پردازش می نمایند.

اگر عواطف و احساساتشان را باز پس زنند، غمگین می شوند. بزرگترین موهبتی که سبزها می توانند دریافت کنند، این است که انسانی طبیعی، پاک و ساده باشند. این بهترین درسی است که می توانند به دیگران بیاموزند و به بشریت هدیه دهند. سبزها وقت زیادی را برای خودشان نیاز دارند. استراحت در یک دریاچه ی آرام، در یک باغ شگفت انگیز، یا در خانه خودشان بسیار آنها را تازه می کند. سبز دوست دارد با دوستان صمیمی اش باشد، از گذشته صحبت کند و خوش بگذراند.

سبزها همچنین دوست دارند تحرک جسمانی نیز داشته باشند. آنها فعالیت هایی را همچون اسکی، شنا، دویدن با حیوانات خانگی و رقصیدن که آنها را در یک تماس طبیعی با خودشان قرار می دهد، ترجیح می دهند. تا زمانی که سبزها ترس از تحول نداشته باشند مادر طبیعت در نعمت بی پایان، آنها را حمایت خواهد کرد. برای یک سبز تحول شخصیتی کلید است: همگرایی بدن، ذهن، قلب و روح. رشد و تعالی، طبیعی ترین چیزی است که روی زمین اتفاق می افتد و آنها را احاطه کرده است و وجود شکوهمند و قدرتمندشان را در بر می گیرد.

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱٠


 زرد، رنگ نور خورشید و طبع آسان گیر است. زرد روشن شفاف نشان دهنده ی هوش و خود آگاهی است. این رنگ، رنگ ادراک منطقی و تفکر علمی است. زرد تیره و کدر نشان دهنده ی حالت عصبی با تفکر غیر روشن است. این خصوصیات، به تنهایی و خود محوری یا وسواس منتهی می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۱/٥/۱٠

 
نارنجی نشانه ی انرژیهای عاطفی و مبتکرانه است. به یاد داشته باشید که نارنجی ترکیب قرمز و زرد است. قرمز، انرژی تحرک و پویایی است در حالی که زرد هوشمندی و تمرکز شفاف است. نارنجی روشن، رنگ خلاقیت و اعتماد به نفس بوده و بیانگر شخصیت قوی است. شما برای دیگران جذاب هستید و قلبی گرم و دلسوز دارید. نارنجی تیره و کدر به این مفهوم است که ممکن است شما انزوای عاطفی یا انسداد در خلاقیت داشته باشید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/۱/۱٠



 شما هم اگر بیکار باشید و یک خودکار یا مداد و کاغذ داشته باشید روی آن چیزهایی می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روانشناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاه مان (خودآگاه مان)پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/۱/٢



همه ما آدم ها بنا به نیازهایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل، خیابان، مترو، اتوبوس، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم.


ممکن است شما در روابط خانوادگی دچار مشکل شده باشید. در صورتی که نیازمند ادامه ارتباط هستید، از طرفی گرفتار حرف و حدیث هایی شده اید که هیچ وقت تمامی ندارد و در هر بار ارتباط باعث گرفتاری های بیشتر شما می شود. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱٠

 مراقب اولین برخورد باشید، چراکه نه تنها لباس و نگاه و حرکات چهره افراد، بلکه نحوه دست دادنشان هم می تواند شخصیت آنها را آشکار کند. اگر می خواهید بدانید فرد مقابل تان چطور آدمی است اما فرصت زیادی برای شناخت او ندارید، بهتر است از دست هایش کمک بگیرید. دست ها می توانند بگویند او تا چه اندازه صبور و منطقی و چقدر عجول و خشن است پس این چند ثانیه فرصت را از دست ندهید و دست دادن او را مثل یک روانشناس تحلیل کنید. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۸



شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی”ارک برن” آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٩

هر کس ممکن است چنین فکر کند که اطرافیانش ویژگی های شخصیتی متفاوتی دارند و این ویژگی ها در طول عمر ثابت می مانند و تغییر نمی کنند. ما کلمات بسیار زیادی برای توصیف این ویژگی های شخصیتی در اختیار داریم مانند خودخواه ، کمرو ، جذاب ، خسیس و... و هر گاه از ما راجع به فردی سؤال می شود ، این توصیفات را به کار می بریم. همچنین فکر می کنیم که برخی ویژگی های شخصیتی با یکدیگر همخوانی دارند و بنابراین شخصیت انسان چیزی یکپارچه، منسجم و پایدار است. به علاوه فکر می کنیم که این شخصیت ما است که رفتارهای ما را می سازد و نه این که رفتارهای ما شخصیت ما را بسازد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥

«ارایه بلیت نشانه شخصیت شماست!» البته احتمالا غیر از بلیت دادن موارد دیگری را هم می‌توان پیدا کرد که نشان‌دهنده شخصیت شما باشد. مواردی از قبیل اینکه وقتی به دیگران می‌رسید چگونه رفتار می‌کنید یا موقع عصبانیت چه‌طور واکنش نشان می‌دهید یا مثلا وقتی کسی به شما محبت می‌کند از رفتار او چه برداشتی می‌کنید و چگونه به آن پاسخ می‌دهید همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد. پس به عبارت دیگر می‌توان گفت که شخصیت ما از مجموعه‌ای از افکار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واکنش‌ها تشکیل شده است که از نوجوانی و جوانی در ما شکل می‌گیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبه‌های زندگی سایه می‌افکند و در طول زندگی‌مان تقریبا الگوی ثابتی دارد...

اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه کیفیتی داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف بالا درباره شخصیت نگاهی بیندازیم و به چند نکته دقت کنیم. اول اینکه فراگیر بودن و تاثیرگذاری بر جنبه‌های مختلف زندگی از شرایط اصلی شخصیت است. به این معنی که شخصیت یک فرد تقریبا در همه برخوردها و شرایط مختلف زندگی او تاثیرگذار است.

نکته دوم ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی است. به این شکل که پس از شکل‌گیری در اوایل دوران جوانی، ادامه می‌یابند و با گذشت سالیان تفاوت کمی می‌کنند. به همین علت است که نمی‌توان انتظار داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر کنند. نکته دیگر اینکه شخصیت هم شامل افکار، عقاید و برداشت‌های فرد است، هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم توانایی کنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. بالاخره اینکه رفتار و برخوردهای ما در شرایط گوناگون نیز بخش مهمی از شخصیت‌مان را تشکیل می‌دهند.

پس شخصیت من را در صورتی می‌توان سالم دانست که اولا صفات اخلاقی‌ام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پایداری با بیشتر افراد برقرار نمایم، بتوانم هیجانات و احساسات شدید و ناگهانی خود را کنترل کنم یا آنها را به شکلی جامعه‌پسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم تفاوت اساسی نداشته باشد یا به عبارت دیگر بتوانم به شکل مناسبی خودم را با این هنجارها وفق بدهم. افراد دارای شخصیت سالم می‌توانند حتی در شرایطی که برایشان دلخواه نیست خود را کنترل کنند و به شکلی از خود انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی اقدام لازم را بکنند. خوب اگر شما هم مثل من همه این خصوصیات را ندارید، لازم نیست خیلی نگران یا از خود ناامید شوید. اگر حتی برخی از اینها را هم داشته باشید به احتمال زیاد شما اختلال شخصیت ندارید!

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱

شخصیت شناسی بر اساس اشتهای شما!
اگر شما یک فرد بلندپرواز هستید که زندگی برای‌تان عرصه رقابت‌کردن و پیروز‌شدن است، به احتمال زیاد سراغ چیپس سیب‌زمینی خواهید رفت. این تحقیقات نشان‌داده ‌است که وکلا، روسای شرکت‌ها و ورزشکاران موفق بیشتر از صاحبان دیگر حرفه‌ها به‌خوردن این خوراکی پرکالری تمایل دارند.
اگر نگاهی به خوراکی‌های روی میز کارمندان‌تان بیندازید، می‌توانید شخصیت‌شان را تخمین بزنید و به آن‌ها شغلی مناسب این شخصیت را پیشنهاد بدهید.

اگر هنوز هم این ادعا را باور نمی‌کنید، بهتر است در این صفحه با نتایج تحقیقات دکتر آلن هرش آشنا شوید. او که سال‌ها بود در مورد کسانی که توانایی بویایی‌شان را از دست داده بودند و نمی‌توانستند بو یا مزه غذا را بفهمند تحقیقاتی انجام می‌داد، درحالی که می‌خواست درمان‌هایی را برای این افراد پیدا کند، به نتایج جالبی در مورد انتخاب غذا و ارتباطش با شخصیت رسید.

فهرست زیر نتیجه تحقیقات این پژوهشگر برجسته است.

آجیل‌ خوراکی مورد علاقه بی‌خیال‌ها!

اگر یک فرد آجیل‌خور هستید و این خوراکی‌های طبیعی را به هله‌هوله‌های دیگر ترجیح می‌دهید، باید بگوییم که شما یک فرد بی‌خیال هستید که با وجود داشتن این صفت، دیگران را هم خوب درک می‌کنید و می‌فهمید البته درک خوبی هم از شرایطی که در آن هستید دارید و این خصلت به شما در زندگی‌تان کمک می‌کند.

چوب‌شور خوراکی مورد علاقه خلاق‌ها!

اگر شما فردی خلاق هستید که همیشه ایده‌های جدیدی درسردارید و از عملی‌کردن‌شان هم نمی‌ترسید، چوب‌شور یکی از انتخاب‌های شما خواهد بود. دوست‌داران این خوراکی افراد ریسک‌پذیری هستند که همیشه ایده‌های تازه‌ای در سر دارند و کمتر از ایده‌های حاضر و آماده پیروی می‌کنند.

چیپس سیب‌زمینی تقدیم به دوستداران رقابت!

اگر شما یک فرد بلندپرواز هستید که زندگی برای‌تان عرصه رقابت‌کردن و پیروز‌شدن است، به احتمال زیاد سراغ چیپس سیب‌زمینی خواهید رفت. این تحقیقات نشان‌داده ‌است که وکلا، روسای شرکت‌ها و ورزشکاران موفق بیشتر از صاحبان دیگر حرفه‌ها به‌خوردن این خوراکی پرکالری تمایل دارند.

خوراکی مورد علاقه متفکرها: میوه‌ها!

دوستداران میوه، ذهنی قوی و قدرتمند دارند. آن‌ها برای انجام هرکاری و عبور از هر مرحله از زندگی‌شان، حسابی فکر می‌کنند و بعد از گرفتن یک نتیجه منطقی وارد عمل می‌شوند. آن‌ها بی‌‌گدار به آب نمی‌زنند و منطق در زندگی‌شان حرف اول را می‌زند.

باهوش‌ها، پنیر و خیارشور می‌خورند

این بررسی‌ها نشان‌ داده ‌است افرادی که ساندویچ پنیر و خیارشور را به دیگر انواع ساندویچ‌ها ترجیح می‌دهند به احتمال زیاد اشخاصی باهوش و با ضریب هوشی بالا هستند.

نان سفید + همبرگر، انتخاب آینده‌نگر‌ها

دوست دارید همبرگرتان در یک سالاد پر از سس غوظه بخورد و ترجیح می‌دهید که چنین اتفاقی در یک نان تازه سفید بیفتد؟ پس باید هنگام انتخاب چنین غذایی به خودتان افتخار کنید. زیرا شما یک فرد آینده‌نگری هستید و آرام‌آرام مقدمات رسیدن به زندگی که دوست دارید را فراهم خواهید کرد.

گوشت ورقه‌ای گاو متعلق به عجول‌هاست

ساندویچ رست‌بیف اولین انتخاب شماست؟ باید بگوییم که کمی عجول هستید و دوست دارید در یک چشم به هم‌زدن تمام تفکرات‌تان محقق شود. زیرا بر اساس این تحقیق افرادی که عاشق ساندویچ حاوی گوشت ورقه شده گاو هستند، اغلب شخصیت شتاب‌زده‌ای دارند.

برون‌گرا‌ها جوجه‌خور هستند

سـاندویچ جوجـه، جوجه‌کباب، جوجه چینی، بال‌کبابی و غذاهایی از این دســت انتخاب برون‌گراهاست زیرا این تحقیقات ثابت کرده‌است، این‌ها افراد برون‌گرا از میان انتخاب‌های فراوانی‌که پیش روی‌شان قرار دارد، بیشتر ترجیح می‌دهند ساندویچ جوجه بخورند.

تخم مرغ و مایونز انتخاب خانه‌دار‌ها

خب، این یک انتخاب کاملا سنتی است که زیاد هم با شخصیت جوان‌های امروزی سازگار نیست اما اگر شما از میان انتخاب‌های رنگارنگ مدرن،‌ باز هم سراغ این گزینه قدیمی می‌روید، باید بگوییم که ماندن در خانه را به هرچیزی ترجیح می‌دهید و حتی دوست دارید شغل‌تان را هم در خانه انجام دهید. این متخصصان متوجه شدند، افرادی که ساندویچ تخم‌مرغ با سس‌مایونز را دوست دارند، واقعا اهل ماندن در خانه هستند.

تن‌ماهی و ذرت، تقدیم به بلند پرواز‌ها

انسان‌های بلند پرواز معمولا ساندویچ سنتی تن‌ماهی با ذرت‌شیرین را ترجیح می دهند. به احتمال زیاد این افراد به جای سفارش دادن یک همبرگر در روزی که غذای گرم در خانه ندارند، یک تن ماهی می‌خرند و آن را با انواع و اقسام ذرت‌هایی که در مغازه‌ها موجود است تزئین می‌کنندو می‌خورند.

حساس‌ها میگو می‌خورند

غذاهای دریایی را خیلی از افراد دوست دارند و خیلی‌های دیگر هم به دلیل خواص بسیار این غذاها سراغ‌شان می‌روند‌ اما محققان می‌گویند، افرادی که روح حساسی دارند، ساندویچ میگو با نان قهوه‌ای و سبوس‌دار را بیشتر انتخاب می‌کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥


متولدین فروردین: آهن

فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که ۹ برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢


 چـه طـعـمی از بسـتـنـی را دوسـت داریــد؟ جالب است
بدانید که ارتباط مستقیمی بین ویژگی های شخصیتی
شـمـا با طعم بستنی دلخواهتان وجود دارد. در حقیقت
ایـن تست خودشناسی بر پایه ی تحقیقات یک شرکت
امـریکـایـی تولـید کننده ی بستنی به نام "ادیس گراند"
شـکـل گـرفـتـه اسـت. پـس از مـدتـی تـیـــم محققان به
سـرپـرسـتی دکـتر آلـن.آر.هیـــرش—رئیس بخش عصب
شناسی موسسه تحقیقاتی بویایی چشایی شیکاگو
—مـوفق شدند که به ارتباط بین شخصیت افراد و طعم
بستنی مورد علاقه آنها پی ببرند. نتایج این بررسی ها
در حال حاضر پیش روی شماست. پس بدون معطلی از
بیـن بسـتـنی هـای زیــر طعم مورد علاقه تان را انتخاب
کنید تا به نتایج جالبی درباره ویژگی های شصیت خود
برسید. بفرمایید بستنی!


بستنی وانیلی
بستنی شکلاتی
بستنی گردویی
بستنی موزی
بستنی توت فرنگی


بستنی وانیلی

اگر بستنی وانیلی دوست دارید، فردی شاد و پرهیجان هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل می کنید. در زندگی خطرات زیادی را می پذیرید و اهداف بزرگی در سر دارید. انتظار شما از خودتان بسیار زیاد است و از ارتباط با اقوام نزدیک خود لذت می برید. به طور کلی شخصی خونگرم، پرتلاش، آرمانگرا، بااحساس و درمواردی درونگرا هستید.


بستنی شکلاتی

اگر بستنی شکلاتی را می پسندید، فردی سرزنده و بانشاط، خلاق، خوش لباس، برون گرا و فریبنده هستید. زندگی شما سرشار از شور و هیجان است و به سادگی روی دیگران تاثیر می گذارید. به طور کلی طرفداران این بستنی از اینکه در مرکز توجه دیگران باشند، لذت می برند و گرفتار شدن در روال عادی زندگی برایشان کسالت آور است.


بستنی گردویی

اگر به بستنی گردویی علاقه مندید، شخصی منظم، بادقت و کمال گرا هستید که به جزئیات بسیار اهمیت می دهید. در مسائل مالی محافظه کارید و اطرافیانتان شما را فردی باوجدان و وظیفه شناس می پندارند. علاوه بر این، پر جنب و جوش و پرتکاپوئید و در ورزش ها اغلب در پست مهاجم ظاهر می شوید تا گوی سبقت را از دیگران بربایید.


بستنی موزی

اگر طعم موزی را دوست دارید، شخص راحتی هستید که مسائل را ساده در نظر می گیرید. سخاوتمندید و در فعالیت هایتان متعادل عمل می کنید. صداقت در شخصیت شما دیده می شود و در عین حال دلسوز و مهربانید.

بستنی توت فرنگی

اگر بستنی توت فرنگی را انتخاب می کنید، فردی خجالتی هستید. با اینحال احساسات نیرومندی دارید. شکاک، مستبد، خودرای، و درون گرایید که به نکات جزئی و ظریف بسیار توجه می کنید. در قبال بسیاری از مسائل به راحتی خودتان را مقصر می دانید و درمواردی بداخلاق و بدبین می شوید. ازجمله ابعاد دیگر شخصیت شما این است که اعتماد به نفس کمی دارید.

توافق و سازگاری

بررسی این محققان نکته ی جالب توجه دیگری را نیز مطرح می کند، اینکه سازگاری افراد با یکدیگر نسبت به انتخاب طعم بستنی دلخواهشان چگونه است.


وانیلی: فردی که طعم وانیلی را می پسندد به احتمال زیاد با شخصی که او نیز همین طعم را انتخاب می کند، بهترین شکل سازگاری را دارد.


شکلاتی: شخصی که طعم شکلاتی را انتخاب می کند، با کسی که بستنی گردویی را دوست دارد، بیشترین توافق را نشان می دهد.

گردویی: چنین افرادی با دوستداران بستنی شکلاتی و گردویی هماهنگی خوبی دارند.

موزی: اشخاصی که طعم موز را می پسندند، قدرت سازگاری با هر نوع ذائقه و سلیقه را دارند و می توان گفت که خود را به خوبی با سایرین هماهنگ می کنند.

توت فرنگی: دوستداران بستنی توت فرنگی با شکلات دوستان بهتر کنار می آیند تا با سایرین .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥


زنان برای فهم روحیات و خصوصیات مردان باید به هزار حیله متوسل شوند و شش دانگ حواسشان را جمع کنند تا بتوانند شناخت کافی نسبت به مرد زندگی‌شان به دست بیاورند. شما هم اگر جزو خانم‌هایی هستید که می‌خواهید همسر یا نامزدتان را بهتر بشناسید، می‌توانید از نوع لباس پوشیدنش به ویژگی‌های اخلاقی او پی ببرید و بهترین و درست‌ترین عکس‌العمل را در مقابل او انجام دهید. به‌خاطر داشته باشید هرچه شناخت شما کامل‌تر و درست‌تر باشد و انتخاب بهتری داشته باشید، زندگی مشترک شیرین‌تری را تجربه خواهید کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥


گذشت کردن و نگاه خوشبینانه داشتن نسبت به برخی رفتارهایی است که حس بدبینی را ممکن است در ما تشدید کند نکته بسیار مهمی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٤

خصومت، بدبینی، شیوه‌های منفی هیجانی در مقابل استرس‌های زندگی و خویشتنداری از عوامل روانشناختی خطرساز در ابتلا به بیماری‌های عروق کرونر قلب است. 
با توجه به شیوع بالای بیماری‌های قلبی عروقی و اهمیت شناسایی و بررسی عوامل خطرساز زیستی و روانشناختی و همچنین لزوم پیشگیری و درمان این بیماری، زینب خانجانی از گروه روانشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، پژوهشی را با هدف بررسی عوامل خطرساز روانی در ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب و رابطه پنج عامل شخصیتی و هشت سبک مقابله‌ای با این بیماری انجام داده است. 


جامعه‌ نمونه این پژوهش را 120 نفر زن و مرد(60 فرد مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر قلب که برای انجام عمل جراحی در مرکز آموزشی درمانی فوق تخصصی قلب شهید مدنی تبریز بستری بودند و 60 فرد سالم) 40 تا 60 ساله تشکیل می‌دهند که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از سه پرسشنامه شامل آزمون پنج عاملی شخصیت نئو، آزمون سبک‌های مقابله‌ای و پرسشنامه جمعیت شناختی استفاده شد. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیری گام به گام، آزمون تی مستقل و همبستگی پیرسون داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.


یافته‌ها با تحلیل رگرسیون نشان داد: از بین 5 عامل شخصیتی نئو فقط عامل نوروزگرایی و از بین 8 سبک مقابله‌ای فقط سبک اجتناب، متغیرهای خوبی برای پیش بینی متغیر بیماری عروق کرونری قلب محسوب می‌شوند. بین دو گروه بیمار و غیربیمار فقط در عامل نوروزگرایی و دو سبک مقابله‌ای اجتناب و خویشتن داری تفاوت معنی دار وجود دارد.


نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این مطلب است که عامل نوروزگرایی که از رگه‌هایی چون خصومت، غم، بدبینی و عواطف منفی اشباع شده و سبک مقابله‌ای اجتناب که شیوه‌ای منفی و هیجانی در برخورد با رویدادهای استرس‌زای زندگی است، همچنین سبک خودکنترلی (خویشتن‌داری) که مانع بروز احساسات و هیجانات فرد می‌شود و نوعی بازداری عاطفی را ایجاد می‌کند، همگی از جمله عوامل روانشناختی خطرساز هستند که فرد را مستعد ابتلا به بیماری‌های عروق کرونر قلب می‌کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱


آدم‌های عصبانی، لب پایین خود را جویده و سرشان را تکان می‌دهند. برای آنها جویدن لب راهی برای رسیدن به آرامش و فراموش کردن عوامل استرس‌زاست. شاید چنین فردی در لحظه‌ای که لب‌هایش را می‌جود، دلیلی برای عصبی بودن داشته باشد و شاید هم از یک خشم درونی و عصبانیت همیشگی رنج ببرد.
آدم‌هایی که هنگام حرف زدن دستشان را روی دهنشان می‌گیرند، می‌خواهند خودشان را سرکوب کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

مفهوم تیپ مستقیما از مفهوم یرسونا یعنی ماسک مشتق می‌شود. در تئاتر قدیم ، تعداد محدودی نقش وجود داشت، هر نقش از روی ماسک قابل شناسایی بود و هر ماسک رفتار خاصی ایجاب می‌کرد و در حقیقت نمونه‌ای از آن بود. بنابراین ، می‌توان گفت که تیپ یعنی مجموعه شیوه‌های واکنش یا مجموعه ساخت شخصیت هدف از تشخیص تیپ‌های شخصیتی یا طبقه‌بندی انواع مختلف شخصیت‌ها این است که ویژگی‌های جسمی و روانی انسانها ، مخصوصا رابطه آنها ، مورد مطالعه قرار گیرد.
نقطه شروع این طبقه‌بندی‌ها در بعضی موارد بر مشاهده افراد بیمار ، مثل طبقه‌بندی کرچهر و در برخی موارد دیگر بر مشاهده افراد سالم مثل طبقه‌بندی شلدن استوار است. در طبقه‌بندی افراد ، بر اساس مشاهده بیماران فرض بر این است که بیماری ، شخصیت را از حالت طبیعی منحرف می‌کند و امکان انجام دادن مشاهدات متعدد و متفاوتی را فراهم می‌آورد. تا به حال طبقه‌بندی‌های متعددی از شخصیت به عمل آمده است که به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


چنانکه پیش از این بیان شد مساله اصلی پیاژه این بود که شناخت آدمی از جهان خارج حاصل می شود هنگامی که سخن از مفهوم شناخت به میان می آید مقصود تمام دانشی است که آدمی به دست می آورد و در مجموع تفکر، حافظه، تشکیل مفهوم و ادراک را در بر می گیرد. در نگاه رایج به مساله شناخت، شناخت آدمی به منزله رونوشت و عکسی از واقعیت خارجی در نظر گرفته شود که از طریق حواس بر ذهن کودک نقش می بندد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


 احساس گناه و رنجش حالت‌هایی روانی هستند که عشق و محبت را تخریب کرده و درد ورنج به بار می‌آورند. در ظاهر امر آنها توسط رخدادها ایجاد می‌شوند ولی در واقع اینطور نیست. رنجش و گناه حاصل شیوة ارتباط شما با رخدادهاست ( یعنی چگونگی ارتباط دادن حوادث با خود).خوشبختانه چون خودتان آنها را ایجاد کرده‌اید، خودتان نیز قادر به ترک آنها هستید. این نوشته به شما یاد می‌دهد که چگونه خود را از دست آنها خلاص کنید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٢


آیا احساس می کنید کارهایی که به اتمام رسانده‌اید به اندازه کافی خو ب نیستند ؟

آیا نوشتنن مقالات وطرحها را با هدف انجام دقیق آنها به تعویق می اندازید ؟

آیا احساس می کنید که کارهها را باید صد درصد درست انجام دهید و در غیر اینصورت فردی متوسط و یا حتی بازنده هستید؟

اگر چنین باشد در آن صورت شما به جای حرکت در مسیر موفقیت سعی در کامل بودن دارید. کمال گرایی به افکار و رفتارهای خود تخریب گرانه‌ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع گرایانه است .در جامعه امروزی ، به اشتباه کمال‌گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود .

بهر حال مطالعات اخیر نشان می دهند که نگرش کمال گرایانه موجب اخلال در موفقیت می شود.آرزوی کا مل بودن هم احساس رضایت از خودتان را از شما می گیرد و هم شما را بیش از سایر مردم (کسانی که اهداف واقع گرایانه تری دارند)، در معرض ناکامی قرار می دهد.

علل کمال گرایی

اگر شما فردی کمال گرا باشید، احتمالا در کودکی یاد گرفته‌اید که دیگران با توجه به میزان کارآیی شما در انجام کارها به شما بها می‌دهند درنتیجه احتمالا شما یاد گرفته‌اید در صورتی به خود بها دهید که مورد قبول دیگران واقع شوید.(فقط بر پایه میزان پذیرش دیگران به خود بها دهید).بنابراین عزت نفس شما ، بر اساس معیارهای خارجی ، پایه ریزی شده است . این امر می تواند شما را نسبت به نقطه نظرها وانتقادات دیگران ،آسیب پذیر و به شدت حساس سازد.)

تلاش برای حمایت از خودتان و رهایی از اینگونه انتقادات ،سبب می‌گردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانید، بعضی از احساسات ، افکار و باورهای منفی ذیل ،احتمالا با کمال گرایی مرتبط هستند:

-    ترس از بازنده بودن ـ افراد کمال گرا ، غالبا شکست در رسیدن به هدف هایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی می‌دانند.

-    ترس از اشتباه کردن ـ افراد کمال گرا، غالبا، اشتباه را مساوی با شکست می‌دانند. موضع آنها در زندگی، حول و حوش اجتناب از اشتباه است. کمال‌گراها فرصت‌های یادگیری و ارتقاء را از دست می‌دهند.

-    ترس از نارضایتی ـ افراد کمال گرا در صورتی که دیگران شاهد نقایص یا معایب کارشان باشند، غالبا بدلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان ، دچار وحشت می‌گردند. تلاش برای کامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد ،طرد شدن یا نارضایتی می‌باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

 انعطاف پذیری به میزان تجربه پذیری فرد در مقابل محرکات گفته می‌شود. یک ویژگی شخصیتی که در افراد مختلف درجات آن متفاوت است و نوع واکنش افراد در مقابل تجارب جدید نشان می‌دهد.


اشخاص انعطاف پذیر هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ تجربه غنی است، چون تجارب جدید را می‌پسندد و می‌خواهند آنها را لمس کنند. آنها گاه خود به دنبال تجارب می‌روند و سعی می‌کنند انواع مختلفی از تجربه را داشته باشند. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش غیر متعارف بوده و برای شنیدن و گوش کردن و بررسی عقاید جدید و اندیشه‌های نو رغبت نشان می‌دهند. آنها چسبندگی کمتری به عقاید خود ، یا به عقاید سنتی نشان می‌دهند. البته این مساله بدان معنی نیست که آنها همواره در صدد پذیرش عقاید جدید هستند. ممکن است چنین اتفاقی بیافتد یا نیافتد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۸/۱٢


پژوهش در زمینه ویژگی های روان شناختی افراد مصروع  و داشتن اطلاعات کافی و وافی در این زمینه از دیر باز ذهن جستجوگر بشر را به خود معطوف داشته است. از زمانی که به افراد مصروع به عنوان انسانی عادی و نه افراد جن زده و متنفر نگاه شد, پژوهش در بعد روان شناختی انها هم شکل گرفت. مورل به نظر می رسد که اولین فردی بود که به مطالعه منش ا فراد مبتلا به صرع پرداخت و عنوان کردکه تحریک پذیری  و خشم از ویژگی های اساسی این نوع افراد است. گاورز بیان داشت که این افراد خصوصیاتی چون دگر ازاری , نا ارامی و تحریک پذیری در سنین کودکی دارند که در بزرگسالی به رفتارهای جنایی و شرارت ختم می شوند.
ترنز عنوان می کند که افراد مصروع خود رای و خود خواهند و براساس باورهای شخصی عمل می کنند و استدلالات انها خسته کننده و پر از خود نمایی است. با این تفاسیر اولین بار اصطلاح شخصیت صرعی توسط لنوکس زیر سوال رفت و اظهار داشت که صفاتی چون پرخاشگری , پرحرفی , بداخلاقی , سو» ظن , بزهکاری و اسکیزوئید بودن, که در پژوهش های گذشته با عنوان ویژگی های اساسی مصروعین شناخته شده است , قابل اتکا نیست و عنوان می کند که اکثر این مطالعات دارای سوگیری بوده اند و تلاششان در جهت یافتن خصوصیاتی به عنوان ویژگی های ثابت شخصیتی مصروعین و ان هم از دریچه منفی بوده است. اولین مطالعات دقیق و بدون پیش داوری در زمینه صرع در کارهای لنوکس و تیزارد مشاهده می شود. انها با توسل به ازمونهای رورشاخ و اندریافت موضوع به مطالعه دقیق مصروعین  پرداختند و برداشتهای خام قبل از مصروعین را اصلاح کرده و عنوان کردند که لزوما برخورد مصروعی دارای ویژگی های منفی شخصیتی نمی باشد, بلکه این نحوه برخورد اطرافیان و نگرش فرد بیمار است که او را منفی یا مثبت نشان می دهد.
ویش در سال 1972 نشان داد که افراد مصروع تا موقعی که از لحاظ شخصیتی زیاد اسیب ندیده باشند , از نظر اعمال جنایی وانحرافی تفاوتی با افراد عادی جامعه ندارند. انها به ندرت دست به سرقت می زنند و شدت  اعمال خرابکاری و خطا و جرم هم به سبب شدت اسیب اجتماعی وارده تفاوت می کند. بنابراین ملاحظه می شود که تا دهه های اخیر مطالعه بر روی ویژگی های روان شناختی و شخصیتی مصروعین مورد علاقه پژوهشگران بوده است و این فرایند ادامه داشته است و در سالهای اخیر که در استانه قرن بیست و یکم قرار داریم باز هم از موضوعات مهم و داغ محافل علمی بوده است . در فاصله بین سالهای 1972 تا 1987  شاهد پژوهش های خانم مینکوفسکار و دولی بوده ایم که دو نوع شخصیت برای مصروعین قائل شدند , که یکی نوع خموش که معمولا قرصت سازگاری با محیط را داشته و اختلال رفتاری قابل توجهی ندارند و دیگر نوع هیجانی که معمولا قوه انطباق با محیط را نداشته و دچار اختلالات روانی می باشند . انها احساس استرس و فشار روانی می کنند و در رفتارهای عادی روزانه هم احساس یاس و دلزدگی دارند.
کافمن عقیده دارد فردی که مبتلا به یک بیماری مزمن است, دارای احساسات منفی گرایانه از قبیل افسردگی احساس بی پناهی , اضطراب , ترس و تنهایی می باشد. این احساسات به راحتی می تواند به سایر افراد خانواده و به ویژه به انهایی که نقش مراقب را برعهده دارند, منتقل شود و موجب تغییر در ایفای نقش انان گردد.
دوریل و همکاران در ارتباط با مشکلات روانی اجتماعی مصروعین پژوهشی را انجام دادند. این پژوهش شدت نسبی یا مطلق بودن مشکلات روانی را در پنج منطقه متفاوت در امریکا مورد بررسی قرار می داد . نمونه ها با استفاده از پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند . نتایج نشان داد که انها مشکلاتی در زمینه های روابط بین فردی , شغلی , جسمی و روانی داشتند. سازگاری عاطفی , نحوه برقراری ارتباط بین فردی و سازگاری عمومی در تمام گروه ها در یک سطح بود. بنابراین ملاحظه می شود که مشکلات روانی اجتماعی دامن گیر این بیماران است.
لوئیس عنوان می کند که کودکان مبتلا به اختلال مزمن صرع احساس عدم کفایت و کارایی می کنند و ممکن است که در سنین نوجوانی دست به خودکشی بزنند . هرچقدر دوام حملات ادامه یابد , کودک بیشتر مستعد بروز مشکلات و عوارض ناشی از اختلال است.
سیلانپا در 2003 پژوهشی در زمینه نقایص بدنی و شناختی افراد مصروع بر روی نمونه ای که در محدوده سنی 4 تا 15 سال قرار داشتند , انجام داد. نتایج نشان داد که 39 و 9 درصد مصروعین مبتلا به نقص سیستم عصبی 31 ,و4 درصد دچار عقب ماندگی ذهنی ( درجه خفیف و نیمه شدید) و 27و نیم درصد نیز اختلالات و مشکلات گویایی و تکلم داشتند. از طرفی وقوع ناتوانی با موقعیت اجتماعی , فرهنگی و اقتصادی خانواده ارتباط مستقیم داشت.
پژوهش هگسون به منظور ارزیابی کارامدی برنامه های روانی  اموزشی در درمان جنبه های روانی اجتماعی صرع صورت گرفت, نشان داد که افراد مصروع در مقایسه با  افراد غیر مصروع از اعتماد به نفس پائین تر, رضایت از زندگی کمتر , مشکلات اجتماعی بیشتر, سلامت جسمانی کمتر, نگرانی بیشتر و تعادل عاطفی کمتر برخوردارند. انها همچنین در روابط خصوصی با افراد نیز دچار مشکل هستند. در بررسی رابطه بین استرس و صرع , الای و تریمبل عقیده دارند که بین استرس و صرع رابطه وجود دارد. انها براین باورند که استرس کیفیت زندگی مصروعین را مختل کرده و باعث اضطراب همراه با طپش بالای قلب , محرومیت از خواب متعادل , عدم پذیرش داروهای ضد صرع , عود افسردگی , افزایش گرایش به الکل شده و باعث تشدید حملات صرع می شود.
به تبع ان حملات صرع هم باعث تشدید استرس می شود که در نتیجه G.E.E به صورت امواج صرع دار مشخص می شود.
بنابراین می توان عنوان کرد که بین استرس و صرع یک رابطه دوسویه وجود دارد . در رابطه با همراهی افسردگی با صرع , پژوهشگران فوق براین نکته تاکید دارند که برای موفقیت در درمان افسردگی ناشی از صرع باید به عناصری چون اثرات کاتکولامین ها همراه با سروتونین, کرتیکوتروفین و اسید گاما امینو باتریک توجه داشت . بنابراین با  فرض رابطه بین صرع و افسردگی است که توصیه های درمانی  فوق ارائه شده  است.
ارزیابی میزان اختلالات روان شناختی در بین افراد مصروع با استفاده از دو ابزار BSI و D-CES نشان داد که میانگین کلی نمرات در مصروعین به طور محسوسی بالاست. در ریز نمرات مقیاس BSI بین گروهی از بیماران که دارای نشانه های لایمی بودند و افراد مصروع تفاوتی وجود نداشت. در بین افراد مصروع و سایر گروه ها  از نظر نشانگان پارانوئید تفاوتی مشاهده نشد.
در اختلالاتی چون افسردگی و پریشانی عاطفی بین گروه ها تفاوت معنی داری وجود داشت و گروه مصروعین در این اختلالات نمرات بالایی کسب کرده بودند.
مطابق با طبقه بندی اختلالات روان پزشکی در پدیده صرع ما دو نوع عمده تغییرات خلقی یا عاطفی را مشاهده می کنیم که اولی تغییراتی است که با حملات صرع در ارتباطند و دومی اختلالاتی که به صورت مزمن هستند و مستقیما تحت تاثیر تخلیه نورونی ( دشارژهای عصبی ) قرار ندارند.
تغییرات خلقی اولیه شامل مانیا و هیپومانیا است و تا حدی هم افسردگی جزئی را در بر می گیرد. تغییرات خلقی دوم شامل خود افسردگی است که بیشترین درجه شیوع و نشانگان بالینی را در افراد مصروع شامل می شود. رابطه حملات صرع با اختلال روان گسستگی از دیر باز مورد توجه بوده است . در سالهای اخیر هم مطالعاتی برای بررسی این رابطه صورت گرفته است. روان گسستگی به عنوان نتیجه بیماری صرع در مطالعات بری ورتون و تاندون مورد توجه قرار گرفته است. انها اظهار می کنند که این اختلال روانی ارتباط مستقیم با حملات صرعی و شدت و نوع حملات دارد. اما در این باره که ایا حملات صرعی باعث شکل گیری روان گسستگی شده است یا بالعکس , اظهار نکرده اند . اما یافته های برجسته حاکی از این نکته است که هیچ ارتباطی بین روان  گسستگی و صرع وجود ندارد. در تفسیر این پدیده که ایا صرع باعث شکل گیری روان گسستگی و اسکیزوفرنی می شود و یا یک  ارتباط دو سویه بین انها برقرار است , هیچ نظری را ابراز نداشته اند . رابطه بین ویژگی های روان شناختی و حملات صرعی با سایر فاکتورها و مسائل درگیر در پدیده صرع به صورت طرح واره ای ارائه شده است که برای فهم بهتر این ارتباط متقابل انها بر همدیگر ان را در شکل زیر ترسم میکنیم .

ملاحظه می شود که حملات صرعی در ارتباط مستقیم یا اسیب مغزی , حساسیت های مغزی و مشکلات روان شناختی هستند. مشکلات رفتاری هم تحت تاثیر اسیب مغزی , داروهای ضد صرع و مشکلات روان شناختی بوده و به صورت غیر مستقیم با حملات صرع در ارتباط می باشند.
تاثیر داروهای ضد صرع هم به این صورت است که باعث کاهش حملات صرعی می شود, ولی روی رفتارهای فرد و ویژگی های روان شناختی او گاه اثر نامطلوب داشته و باعث مشکلات خاص خود می شود. اسیب های مغزی هم به صورت مستقیم روی حملات صرعی, مشکلات رفتاری و مشکلات روان شناختی اثر گذاشته و باعث شکل گیری انها در فرد می شوند.
محققی در پژوهشی در راستای شناسایی تاثیر حمله های صرعی بر اختلالهای روانشناختی نوجوانان مصروع نشان داد که در نوجوانان دختر مصروع علائمی چون شکایتهای جسمانی , وسواس , نقص در روابط , افسردگی و اضطراب و در نوجوانان پسر علائمی چون نقص در روابط , افسردگی , اضطر اب و پرخاشگری به طور معنی داری بالاتر از حد طبیعی است.
در بررسی میزان تفاوت در تاثیر پذیری , نمرات دختران در شکایت های جسمانی , وسواس , حساسیت در روابط , افسردگی , اضطراب , ترس مرضی بالاتر از پسران است که تفاوت در ویژگی هایی چون وسواس , اضطراب و افسردگی معنادار بود.

 
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٩
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٥/٩


این  افراد, وقتی بیشترین تلاش را از خود نشان می دهند که بتوانند فعالیتی را در سطح معیارهای عالی به انجام رسانند و از این راه, نیاز به پیشرفت خود را ارضا» نمایند.
این افراد, علاقه مند به برتری به خاطر برتری هستند و نه به خاطر پاداشی که به دنبال دارد.
این افراد, ترجیح می دهند تکالیف نسبتا چالش انگیزی که وعده موفقیت می دهند,انجام دهند.
این افراد, در زمینه کارهای اجتماعی , عام المنفعه و مددکاری , امادگی بیشتری از خود نشان می دهند.
این افراد, ترجیح می دهند که پیامدهای رفتاری خویش را به کوشش و تلاش خود استناد بدهند.
این افراد, در انجام کارهای گروهی , وقتی که فرصت انتخاب همکار را پیدا نمایند, فردی را که در انجام وظیفه, تواناتر است,انتخاب می نمایند.
این افراد , حتی هنگامی که درانجام تکالیف محوله, ناموفق هستند,  پایداری و پشتکار بیشتری رااز خود نشان می دهند.
این افراد , بهتر با دیگران کنار امده و از سلامت روانی و جسمانی بیشتری برخوردار ند.
این افراد غالبا مشاغل سطح بالایی دارند . در شغل خود, به سختی تلاش می کنند.
این افراد وقتی در کارشان موفق می شوند , معمولا سطح ارزوی خود را به شیوه واقع بینانه ای بالا می برند و به کارهایی روی می اورند که اندکی رقابت انگیزتر و مشکل ترند.
این افراد کارهایی را دوست دارند که در ان بتوانند عملکردشان را با عملکرد دیگران مقایسه کنند.
این افراد مشاغلی را انتخاب می نمایند که اولا, مسئولیت شخصی سطح بالایی را برای ان ها فراهم اورد و ثانیا موفقیت در ان ها, عمدتا به تلاش های ان ها بستگی داشته باشد و از مشاغلی که موفقیت در ان ها , بستگی به دیگر افراد یا عواملی فراتر از کنترل ان ها دارد, ناراضی هستند.


این افراد به احتمال بیشتری جذب دانشگاه می شوند و نمره های بالاتری کسب می نمایند و در فعالیت های جمعی دانشگاه شرکت می نمایند.


این افراد تمایل به انجام کارهایی دارند که بتوانند نتایج عملکرد خود را فورا مشاهده نموده و از انجام دادن کارهایی که نتیجه و حاصل ان ها مشخص نمی باشد ویا نتایج ان ها در زمان طولانی به دست می اید, چندان استقبال نمی کنند.
این افراد عادت دارند که بیشتر اوقات خود را صرف  بهتر انجام دادن کارها و اندیشه کردن در این موارد نمایند.


این افراد , مدت طولانی تری در مشاغل باقی می مانند, خواهان بازخوردی مثبت , روشن و کوتاه مدت هستند, مشاغل سطح بالاتر را بیشتر انتخاب می نمایند و در گرفتن توضیح , موفق تر از دیگران هستند.


این افرا د هدف مدار هستند , هدف های انتخابی ان ها, عینی , چالشی , مخاطره امیز ولی قابل حصول می باشد. سرشار از انرژی و شیفته کار هستند, معمولا از سنت ها دوری جسته و هنجار ها را نمی پذیرند و کمتر همرنگی می کنند و همواره به دنبال روش های تازه ای برای ایجاد تغییر در سازمان هستند.


این افراد دارای اعتماد به نفس هستند,  در فعالیت های اجتماعی شرکت می نمایند, در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت بیشتری نشان می دهند و در انجام کارها, همکاری با افراد متخصص و صاحب نظر را بر دوستان غیر متخصص خود ترجیح می دهند.

 این افراد پیوسته می کوشند تا کارها را بهتر انجام دهند و وقت خود را صرف این اندیشه می کنند که چگونه کارها را بهتر انجام دهند.
این افراد تمایل دارند کارهایی را انتخاب کنند که درجه دشواری ان ها در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی اسان یا خیلی دشوار پرهیز میکنند.
این افراد, بیشتر نگران اینده میان مدت هستند تا درازمدت و پاداش های بزرگتر اینده را بر پاداش های کوچک تر زمان حال ترجیح میدهند.


این افراد وقت شناس هستند, در همه ساعات کاری به فعالیت مشغول هستند, دیرتر از دیگران محل کار خود را ترک می کنند و کارکردن را دوست دارند.
این افراد معمولا موفقیت های خود را به ویژگی های پایدار درونی ( از قبیل : هوش , استعداد, توانایی و ....) و عدم موفقیت های خود را به عوامل ناپایدار درونی ( از قبیل : عدم تلاش کافی و ....) نسبت می دهند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩


همه انسان‌‌ها یک حالت معمول خوابیدن دارند که در بیشتر اوقات در آن حالت می‌خوابند و از خواب بیدار می‌شوند.
 تحقیقات جدید دانشمندان نشان می‌دهد شخصیت انسان‌ها به طور دقیقی در ظاهر آن‌ها نمود پیدا می‌کند و از روی شکل ظاهری افراد می‌توان به شخصیت درونی آن‌ها پی برد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ با نگاه کردن به شخصیت افراد می‌توان به درستی خصوصیات اخلاقی آن‌ها مانند میزان اعتماد به نفس ، برون‌گرایی یا درون گرایی و حتی درستکاری آن‌ها را معین کرد.
 
چیزهایی که نشان دهنده شخصیت شماست
 
خط خطی هایتان شخصیت تان را لو می دهد: شما هم اگر بیکار باشید و یک خودکار یا مداد و کاغذ داشته باشید روی آن چیزهایی می‌کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روانشناسان این نوع نقاشی‌های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت‌های ذهن آگاه‌مان (خودآگاه‌مان) پدید می‌آیند و اسرار ناگفته‌ای از شخصیت ما را به تصویر می‌کشند.
 
حالت خوابیدن شما نشان دهنده شخصیت شماست: همه انسان‌‌ها یک حالت معمول خوابیدن دارند که در بیشتر اوقات در آن حالت می‌خوابند و از خواب بیدار می‌شوند.
 
کفـشهایتان نشان  دهنـده شخصیـت شماست: پژوهشی جدید توسط پژوهشگران آمریکائی این امر که، کفش ها تا حدودی نشان دهنده شخصیت فرد هستند را مورد تأیید قرار داده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٠


خوشبختانه پاسخ به این سوال مثبت است. فرقی نمی کند تیپ شخصیتی شما کدام نوع باشد. شما می توانید تیپ شخصیتی خود را تغییر دهید یا حداقل یک ویژگی از شخصیت خود را تغییر دهید، اما قبل از هر چیز به نکات زیر توجه داشته باشید.

ـ اجازه ندهید آزمون های شخصیتی شما را فریب دهند.
بسیاری از افراد برخی آزمون های شخصیتی را از خود می گیرند و نتیجه آن را قطعی و صددرصد درست می دانند.

اغلب پیش می آید که نتیجه آزمونی که افراد از خود می گیرند، بر زندگی آنان تاثیر می گذارد. زیرا فرد فکر می کند نتیجه به دست آمده از آزمون کاملاً درست است. همین امر در زمین ناخودآگاه فرد تاثیر می گذارد. به همین دلیل اعمال فرد تحت تاثیر افکارش قرار می گیرد. شخصیت انسان ها پیچیده تر از آن است که بتوان با یک آزمون کوتاه همه ابعاد آن را شناخت.

ـ ما ویژگی های شخصیتی را به ارث نمی بریم.
ما ویژگی های شخصیتی را از والدینمان به ارث نمی بریم و در عین حال ویژگی های شخصیتی ما به دلیل ژن هایمان تغییر ناپذیر نیستند. ممکن است فردی دارای تیپ شخصیتی A باشد، اما فرزندانش به ترتیب دارای تیپ شخصیتی B,C,D باشد. پس خودتان را با این حرف که ویژگی های شخصیتی ارثی هستند و نمی توان آنها را تغییر داد گول نزنید. شما هرگاه که اراده کنید می توانید خودتان را در جهت مثبت تغییر دهید.

ـ سعی کنید علل اصلی ضعف هایتان را بشناسید.
مثلاً فردی با تیپ شخصیتی D از تایید نشدن توسط دیگران می ترسد. پس چنین فردی باید ابتدا سعی کند عزت نفسش را افزایش دهد. با این کار سایر نقاط ضعفش نیز اصلاح می شود. معمولاً ویژگی های منفی ما یک منشا اصلی دارد. با تغییر آن منشا می توان بسیاری از مشکلاتی که در پی آن به وجود می آید را از بین برده و اصلاح کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩


افرادی که دارای تیپ شخصیتی D هستند از عزت نفس کمی برخوردارند و معمولاً از تایید نشدن توسط دیگران می ترسند. همین امر باعث می شود خیلی نتوانند با دیگران راحت باشند. نمی توان گفت این گونه افراد اجتماعی نیستند. اتفاقاً افراد این گروه اجتماعی هستند و دوست دارند با دیگران رابطه برقرار کنند اما همیشه از اینکه رفتارهایشان مورد قبول واقع نشود می ترسند. احساسات منفی همچون نگرانی، استرس، افسردگی و عصبانیت بیشتر به سراغ این دسته از افراد می آید. اتفاقات بسیار کوچک که ممکن است اصلاً برای افراد دیگر مهم نباشد، می تواند فردی با این تیپ شخصیتی را آزار دهد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/٢٩


افراد تیپ شخصیتی C عاشق جزئیات هستند و همیشه دوست دارند نحوه کارکرد اشیا مختلف را کشف کنند. به همین دلیل افراد این گروه برای کارهای فنی بسیار مناسب هستند.

افراد گروه C هیچ گاه به دنبال تحمیل عقاید شخصی خود به دیگران نیستند و حتی اگر از امری خوششان نیاید سعی می کنند آن را تحمل کنند.

به همین دلیل هم هست که گاه دچار استرس و در مواقعی هم دچار افسردگی می شوند. افراد دارای تیپ شخصیتی C در مقایسه با افراد گروه A و B بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند. این افراد دوست دارند کارهای خود را به خوبی انجام دهند. به همین دلیل هم معمولاً کار کردن با دیگران برایشان سخت است و دوست دارند خودشان به تنهایی کارهایشان را انجام دهند. افراد این گروه معمولاً درون گرا، مستقل و باهوش هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٩


افراد این گروه درست برعکس گروه قبل، بسیار آرام و خونسرد هستند. به ندرت می توان افراد این گروه را دچار استرس و نگرانی کرد. گذر زمان برای آنها اهمیت چندانی ندارد. بیکار بودن و استراحت کردن برای آنها خوشایند است. افراد گروه B نیز کمال گرا و به دنبال پیشرفت هستند، اما به اندازه گروه A رقابت جو نیستند.

اغلب افراد این گروه کارهای خود را در آخرین لحظات انجام می دهند. اما بالاخره آن کار را انجام می دهند.

این همان کاریست که افراد گروه A از آن بیزارند و آن را به ندرت انجام می دهند. از آنجا که افراد این گروه خیلی در قید و بند زمان نیستند، معمولاً کارهای خود را بدون استرس انجام می دهند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩


افرادی که دارای تیپ شخصیتی A هستند، بسیار رقابت جو، کمال گرا و احساس نسبت به زمان هستند. به همین دلیل است که معمولاً افرادی که دارای چنین تیپ شخصیتی هستند، معمولاً در حال انجام کار و یا پروژه ای هستند.

گفته می شود افراد تیپ شخصیتی A در زمانی از زندگی خود احساس ناامنی و عقب ماندن داشته اند، به همین دلیل در همه حال در پی جبران گذشته هستند. آنها می خواهند هرچه سریعتر به اهداف خود برسند و پیشرفت کنند.

اگر مدتی بیکار بنشینند و کاری انجام ندهند، خیلی زود احساس عذاب وجدان به سراغ آنها می آید. بزرگترین مشکل افراد این گروه، داشتن استرس بیش از اندازه است. آنها معمولاً کارهای زیادی برای انجام دادن دارند، به همین دلیل هم گاه از ترس اینکه نتوانند این کارها را به موقع انجام دهند، دچار استرس زیادی می شوند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥

فروید شخصیت هر فرد را به 3 بخش تقسیم بندی میکند:

1- نهاد و یا او(ID): در برگیرنده تمام اجزاء شخصیتی موروثی از جمله غرایز و تکانه های ابتدایی میباشد. کارکرد نهاد  مبتنی بر "اصل لذت" بوده و کامرواسازی و ارضای فوری را می طلبد. نهاد خواهان تامین آنی نیازها وسائق های زیستی چون میل جنسی و رفع گرسنگی میباشد. این بخش از شخصیت خودخواه، غیر منطقی، احساساتی و لذت جو بوده و نسبت به نیازها و خواسته های دیگران و همچنین واقعیات  بی اعتناست. دوری از درد و تنش و به حداکثر رساندن لذت و کامروایی از خصوصیات نهاد است. نهاد تابع هیچ ضابطه ای نیست. نهاد را میتوان نفس اماره خواند. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٩


تحقیقات علمی نشان میدهد که 75% عمر هر کدام از ما صرف ارتباط با دیگران می شود. ولی فقط 10% انسانهای کره زمین می دانند چگونه ارتباط برقرار کنند و 90% ما بلد نیستیم و چون ارتباطهایمان مناسب نیست در خانواده، در دانشگاه، در محل کار و... دائم دچار مشکل هستیم و دائم از هم گله داریم. زمانی که وارد زندگی مشترک می شویم، به هم لطمه می زنیم و بعد هم می گوییم ما به درد هم نمی خوریم. چرا ما برای شناخت یکدیگر سرمایه گذاری نمی کنیم؟
خودمان را به شناخت یکدیگر ملزم کنیم . هر چه اطلاعاتمان از یکدیگر بیشتر باشد به یکدیگر بهره می رسانیم در غیر اینصورت به هم لطمه می زنیم .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٦


نظریه توارث
این عقیده وجود دارد که راست یا چپ دستی وراثتی است و چنانچه بخواهند به زور آن را تغییر دهند، ممکن است کودک به اختلالات عصبی ، مانند لکنت زبان دچار شود. همچنین گفته شده که علت راست دستی در بزرگتر و قویتر بودن نیمکره چپ مغز است. اما تحقیقات انجام شده این نظریه را رد می‌کند. یکی از روان شناسان در مورد این قضیه گفته است که: « ارثی دانستن راست دستی یا چپ دستی بدان علت بوده که تا امروز توضیح و توجیه بهتری ارائه نشده است. »
نظریه یادگیری
مطالعات دقیق نشان می‌دهد که بکار بردن دست راست یا چپ تابع قوانین یادگیری است و مانند سایر عادتها و رفتارها در نتیجه تمرین و تکرار بدست می‌آید. علاوه بر این ، تجربه نشان داده است که کودکان و بزرگسالان می‌توانند مهارتهای تازه‌ای با یکی از دو دست فرا بگیرند، بدون آنکه توجهی به نوع ترجیح دستی خود داشته باشند ( مانند یادگیری رانندگی ) و این موضوع به هیچ وجه موجب اختلالات عاطفی در آنان نخواهند شد.
تغییر چپ دستی
تغییر از چپ دستی به راست دستی امکان پذیر است، ولی نباید فراموش کرد که هر چه دیرتر اقدام شود، به همان نسبت نیز دشوارتر خواهد بود. باید توجه داشت که این تغییر احتمالا باعث ناراحتی و هیجانی شدن کودک خواهد شد و هنگامی که این تغییر با زور و اجبار باشد، ممکن است سبب لکنت زبان نیز بشود. البته این بدان معنی نیست که اگر بخواهیم چپ دستی را به راست دستی تغییر دهیم، دچار لکنت زبان خواهیم شد، بلکه تاثیر ناراحتی و هیجانهای همراه است که باعث این اختلالات می‌شود و معمولا پس از آنکه تغییر صورت گرفت و ناراحتی و هیجان کاهش پیدا کرد، این اختلالات نیز از بین می‌رود.

نکته مهمی که در تغییر چپ دستی وجود دارد، این است که نباید در این کار اجبار وجود داشته باشد. بخصوص زمانی که کودک شدیدا به حفظ چپ دستی خود تمایل دارد، نباید دخالتی کرد و بهترین کار آزادی در استفاده از دست چپ است. اگر به کودک اجبار شود، یا مقاومت او را در حفظ چپ دستی نادیده بگیریم، ممکن است که آسیبهای جسمی و روانی جبران ناپذیری به او وارد سازیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٦



هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.

همه ما آدم ها بنا به نیازهایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل، خیابان، مترو، اتوبوس، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم.

ممکن است شما در روابط خانوادگی دچار مشکل شده باشید. در صورتی که نیازمند ادامه ارتباط هستید، از طرفی گرفتار حرف و حدیث هایی شده اید که هیچ وقت تمامی ندارد و در هر بار ارتباط باعث گرفتاری های بیشتر شما می شود.

به راستی مشکل کجاست؟ مشکل شمایید؟ مشکل آنها هستند؟

گاهی پاک کردن سوال، راه حل مشکل نیست. بارها دیده اید که حتی قطع رابطه اوضاع را نه تنها بهتر نکرده بلکه بدتر نیز کرده پس چگونه باید بر این دسته از مشکلات فائق آمد؟

می خواهیم شما را با راه حل های علمی آشنا کنیم. هر فردی مدل شخصیتی ویژه خود را دارد و با توجه به مدل شخصیتی اش با هر موضوعی یا شخصی رفتار می کند. ممکن است این سوال برایتان پیش آید که به تعداد افراد روی زمین مدل شخصیتی وجود دارد و شما نمی توانید تمام عمرتان را صرف شناخت آنها کنید. اخیرا روش نوینی در شخصیت شناسی با نام اینیاگرام ارایه شده است، یعنی مدل نُه گانه که افراد به 9 تیپ شخصیتی تقسیم می شوند که خود این 9 دسته نیز در 3 دسته: 1- احساسی، 2- فکری و ذهنی، 3- جسمی و حرکتی قرار دارند.

به طور کلی هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/٤


آیا شما احساساتی هستید ؟ آیا احساسات را مانعی برای رشد و پیشرفت خود در زندگی می دانید ؟ آیا از بیان احساسات خود می ترسید ؟ آیا می توانید احساساتی مانند خشم ، شادی ، ناراحتی و ... را ابراز کنید یا آنها را پنهان می کنید ؟ بیشتر انسان ها با احساسات خود مشکل دارند گاهی احساس را دست و پا گیر و متوقف کننده می دانند و گاهی از اینکه احساس خاصی دارند شرمنده و خجل می شوند برای بعضی افراد تنها راهنمای آنهاست و همیشه به جای استفاده از منطق و قدرت تفکر ، تسلیم احساسات خود شده و طبیعتا بعدا پشیمان می شوند بعضی گمان می کنند که احساس به هیچ دردی نمی خورد و برعکس ، بعضی دیگر براین باورند که احساس نقشی اساسی در زندگی و در انتخاب های شان دارد شما جز ء کدام دسته هستید ؟


به مثال زیر توجه کنید !
سالها بود خانم "س" برای معالجه سردردها و گرفتگی عضلات گردن و شانه به دکترهای مختلف مراجعه می کرد اما هیچ پزشکی نتوانسته بود تشخیص درستی بدهد سر انجام بعد از چهار سال تلاش بی نتیجه به یک روان درمانگر مراجعه کرد خانم "س" داستان زندگی اش را تعریف کرد : 36 سال داشت مادر دو بچه بود و در یک اداره در سمت مدیر تمام وقت کار می کرد همسرش وکیل بود خانم "س" و مادرش (وقتی که زنده بود ) خیلی به هم نزدیک بودند اما پدرش معتاد بود و رفتار نا متعادلی داشت و وقتی او هفت ساله بود آنها را رها کرده و رفته بود وقتی پدر رفت ،خانم "س" مسئولیت مراقبت از دو خواهر دیگرش را برعهده گرفت و مادرش تمام وقت مشغول کار شد سال ها گذشت و خانم "س" بزرگ شد اما روزی یک راننده معتاد مادرش را زیر گرفت و او مادرش را هم از دست داد وقتی روان درمانگر از خانم "س" درباره پدرش می پرسد او اصرار داشت که اصلا ناراحت و عصبانی نیست می گفت از فوت مادرش هم خیلی ناراحت شده اما الان دیگر فراموشش کرده و به زندگی ادامه می دهد وقتی دکتر با خانم "س" حرف می زد او از خودش هیچ احساسی بروز نمی داد اما به تدریج معلوم شد که هنوز هم بحران های عاطفی کودکی اش رنج می برد و مرگ مادرش که بر اثر بی احتیاطی یک راننده معتاد بوده خاطرات زندگی گذشته پدر معتاد و فرارش را زنده می کند او در کودکی به خاطر ترس از رفتار خشونت آمیز پدرش دچار یک نوع کسست عاطفی شده بود یعنی میل به فراموش کردن آن وقایع باعث شده بود بدون اینکه متوجه باشد از مواجهه با احساساتش فرار کند اما بعد از این گفتگوها خانم "س" متوجه قضیه شد و سعی کرد به جسمش و پیامهایی که می فرستاد گوش کند احساسات واپس زده و خشمی را که سال ها فرو خورده بود ببیند درباره اش صحبت کند و برای رفعش اقدام کند .با ادامه این کار درد شانه و گردنش بهبود پیدا کرد و بعد از هشت ماه سردردهای میگرنی اش هم از بین رفت .

احساسات مثل نقشه راهنمایی برای کشف جهان درون ما هستند خنده انعکاس فیزیکی خوشحالی و گریه واکنش به غم و اندوه است .

 احساسات دیگر هم در بدن ما واکنش ایجاد می کنند بعضی از این واکنش ها ، مثل خنده و گریه به راحتی قابل تشخیص و بین همه افراد مشترکند .اما بعضی دیگر پنهان بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوتند آگاهی از واکنش هایی که جسم ما به احساسات مان نشان می دهد برای بهبود کیفیت زندگی حیاتی است . هرچه بیشتر بتوانیم فعل و انفعالات درونی خود را تشخیص دهیم و به کلام درآوریم بیشتر می فهمیم که چه موقع باید در رفتار و رویه یا نوع روابط خود تجدید نظر کنیم .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩


هنگامی که یک مرد و یک زن با یکدیگر برخورد می کننـد در واقـع دو دنیای متـفاوت با یکدیگر روبرو شده اند. آنـها دارای ارزشها، الویت هـا و عادات متفاوتی می باشند. در زیر بـه تفاوتهای بیولوژیکی و روانشناسی مردوزن میپردازیم:

تفاوتهای بیولوژیکی

1- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/٢٩

نوع پوشش آدمی می‌تواند بیان‌گر نظام فکری و جهان‌بینی و ارزش‌ها و افق‌های فکری حاکم بر او باشد. در هر جامعه‌ای نوع پوشش آدمیان، علاوه بر این‌که تابع شرایط اقلیمی و محیطی است، حکایت از جهان‌بینی، ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر فرهنگ آن جامعه دارد.
            
            

    
    
    
    
   


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢٩



الگوهاى شخصیتى با هدف طبقه بندى افراد به دسته هاى متمایز از یکدیگر در علم روانشناسى مورد استفاده فراوان قرار مى گیرند. یکى از این الگوهاى شخصیتى که توسط ویلیام شلدون ابداع شده است شخصیت افراد را براساس ساختار جسمانى و جثه بدنشان به سه دسته اصلى که سوماتوتیپ نامیده مى شوند، طبقه بندى کرده است.شما مى توانید با به کارگیرى این الگوها به شخصیت افراد مورد نظر خود تا حدودى پى برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار کنید.


1) آندومورف (endomorph): آندومورف ها از نظر فیزیک بدنى معمولاً داراى دور کمر پهن و شانه هاى باریک و کم عرض هستند. گوشتالو، فربه و گلابى شکل هستند ولى قوزک پاهایشان و مچ دست هایشان باریک و لاغر است که سبب بیشتر به چشم آمدن دیگر نواحى بدنشان مى شود.


خصایص شخصیتى: لذت گرا، خوش مشرب، بردبار، راحت طلب، صلح جو، شوخ طبع، خیره سر، آسوده خاطر، خواب سنگین و طولانى مدت، عاشق خوراکى، محتاج محبت، خونسرد و کارها را پشت گوش مى اندازند.


2) اکتومورف (ectomorph): اکتومورف ها نقطه مقابل آندومورف ها هستند. از لحاظ فیزیکى داراى شانه ها و دور کمر باریک، صورت لاغر و پیشانى بلند و کشیده، قفسه سینه لاغر و باریک و دست و پاهاى نحیف بوده و چربى اندکى در بدنشان موجود است. هرچند ممکن است به اندازه آندومورف ها غذا بخورند اما چنین به نظر مى آید که هیچ گاه اضافه وزن پیدا نمى کنند (بزرگترین دغدغه آندومورف ها).


خصایص شخصیتى: متفکر، آرام و ساکت، شکننده، خجالتى، حساس، کناره گیر، درون گرا، دلواپس، عدم ابراز احساسات، هنرمند، غیرقابل پیش بینى، خلاق، قوه تخیل بالا، بدخلق، کارها را خوب شروع کرده اما درست به پایان نمى رسانند.


3) مزومورف (mesomorph): مزومورف ها بین آندومورف ها و اکتومورف ها جاى دارند. از لحاظ فیزیکى داراى ترکیب مطلوبترى بوده و به اصطلاح داراى تناسب اندام هستند. داراى سر بزرگ، شانه هاى پهن(چهار شانه) و میان تنه باریک همراه با بازوها و زانوهاى نیرومند و چربى خیلى کمى در بدنشان هستند. مستطیل شکل بوده و اغلب سر بزرگى دارند.


خصایص شخصیتى: عمل گرا، فعال، نیرومند، ستیزه جو، ماجراجو، بى باک، بى تفاوت نسبت به عقاید دیگران، گستاخ، سلطه جو، عاشق ریسک کردن، قدرت طلب، طعنه زن، علاقه مند به فعالیت هاى بدنى، تغذیه و خواب منظم.


توجه داشته باشید که: این تقسیم بندی مربوط به سالهای دور استِ مسلماتقسیم بندى فوق به این شکل صادق نبوده و این احتمال وجود دارد که مثلاً فردى داراى جثه و اندام اکتومورف بوده اما برخى از خصوصیات شخصیتى آندومورف ها و یا مزومورف ها را از خود بروز دهد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥


نظریه پردازان اظهار می‌دارند که اشخاص برخوردار از کارکرد سالم برای تمامی انسانها ارزش قائل می‌شوند بدون آنکه سن ، نژاد ، جنسیت ، ثروت ، مقام یا عقاید آنها را در نظر گرفته باشند. بسیاری از روان شناسان در واکنش به مشکلاتی چون نسل کشی ، پیشداوری و تبیعیض دوست داشته‌اند با بررسی کسانی که آشکارا فاقد ارزشهای مردم سالار هستند و خارجیها یا افراد بی‌چیز و بی‌مقام را از خود می‌رانند به این حوزه وارد شوند. به همین خاطر پژوهشهایی در این زمینه انجام شده ، روشن ساخته است که افراد قدرت طلب به سادگی در برابر اشخاص صاحب قدرت یا عالی رتبه‌تر از خویش تسلیم می‌شوند. اما نسبت به کسانی که قدرت و مقام کمتری دارند، خصمانه رفتار می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥



توجه به شباهت ها و تفاوت های فرزندان در یک خانواده با توجه به ترتیب تولد آنها نه تنها امر بسیار جالبی است، بلکه سرشار از مطالب ارزنده جدید نیز می باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥



شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه می‌پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى‌دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥


اگر شخص خیلی رقابت جو ، جاه طلب ، درای تمایل بیشتر به کنترل و … باشد، احتمالا آثار استرس (فشارروانی) شدت پیدا خواهد کرد. الگوی شخصیتی نوع A با پیشرفت طلبی ، فوریت زمان و خصومتی که براحتی برانیخگته می‌شود، مشخص شده است. این خصوصیت آنها را نسبت به بیماریهای قلبی آماده تر می‌کند. نقطه مقابل شخصیت نوع A کسانی هستند که شخصیت نوع B دارند. آنها غالبا افرادی آرام ، راحت و بدون نقش هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٥

- تک فرزندان


نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.


نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند.  به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.   


-  فرزندان اول خانواده


نقاط مثبت:  آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.

نقاط منفی:  معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.



-  فرزندان وسط خانواده

نقاط مثبت:  فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.


نقاط منفی:  نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.



- فرزندان آخر خانواده


نقاط مثبت:  افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.


نقاط منفی:  خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥



تصور کنید در حال خرید کردن می باشید و در قفـسه هـای یک فـروشگاه دنبال یک جفت کفش مناسب برای خود می گردید. آنچه که باعث میشود تا از خـریدن مثلا" کفشی به رنگ نارنجی روشن خودداری کنید، مطلع بودن از اولیت ها و تقدم های شخصیتی خود است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٥


انسان از لحظه‌ای که متولد می‌شود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار می‌گیرد از عوامل مختلفی تاثیر می‌پذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد می‌شود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان می‌دهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد می‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۸



خانم ها و آقایونی که جزء این گروه قرار دارند معمولاً از جمله خونسردترین و آرام ترین افراد هستند. می توان گفت که آنها تقریباً هیچ اهمیتی به وضعیت ظاهری، طرز غذا خوردن، استراحت کردن و عشق ورزیدن خود نمی دهند.

آنها برای بیان نظریات خود از عباراتی نظیر: "من با این راحت هستم" استفاده میکنند. پیش از پاسخ به سؤال های مهم، چشم هایشان به سمت پایین متمایل می شود چرا که در حال بررسی پاسخ در دلشان هستند.

یک فرد احساسی به راحتی می تواند با کلیه گروه های دیگر ارتباط برقرا کند. هر چند در تمیزی و انظباط نمره خوبی نمی گیرند، اما نسبت به حالات شما به شدت حساس هستند، آنها را پرورش می دهند و با شما اظهار همدردی می کنند. آنها را در آغوش بگیرید و نوازششان کنید و با گفتن: "من متوجه می شوم تو چه احساسی داری" با زبان خودشان با آنها صحبت کنید و از عباراتی نظیر: " می بینم چی می گی" و یا " می شنوم چه می گویی" استفاده نکنید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٢



خانم ها و آقایونی که در این دسته جای می گیرند معمولاً کمی آرامتر هستند. مانند همان خانمی که در قسمت بالا به آن اشاره شد معمولاً به صداها خیلی حساس هستند: از یک عدم تعادل ناچیز در استریو خانه گرفته تا موتور دیزلی یک کامیون در یک بعد از ظهر آرام.

همانطور که ممکن است تا این لحظه حدس زده باشید، این افراد تبحر خاصی در برقراری ارتباط با سایرین دارند. آنها از صحبت کردن لذت می برند و به راحتی می توانند ذهن شما را از روی لحن صحبت کردنتان بخوانند. در حالیکه با آوای لغات هماهنگ هستند، گاهی اوقات با تمام مسائل به طور تحلیلی برخورد می کنند، ناهنجاری های دیگران را به آنها گوشزد کرده و به جای نشان دادن راه حل، آن را بیان می کنند.

آنها احساسات خود را با زبان نشان می دهند. پیش از پاسخ دادن به یک سؤال چشم هایشان به سمت راست و چپ می رود، مانند نگاه کردن به یک مسابقه تنیس، که البته این امر بدان معناست که آنها در درون خود مکالمه کوتاهی در مورد موضوع مورد بحث دارند.

یک فرد شنیداری با افراد غیر شنیداری می تواند رابطه خوبی برقرار کند. البته این گروه به سرعت متوجه کوتاه کردن موها و یا صورت اصلاح کرده شما نمی شوند. آنها بیشتر به "درون" شما علاقه دارند و حریصانه منتظر شنیدن این مطلب هستند که شما روز خود را چگونه گذرانده اید.

زبانی که صحبت می کنند خیلی ساده است: "من شنیدم چی گفتی" به جای اینکه بگویند: "من دیدم" یا " من احساس کردم."

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸۸/٩/٢٢



خانم ها و آقایون دیداری که معمولاً جزء تیپ A به شمار می روند، دلشان می خواهد همه وقایع را تا آنجایی که امکان دارد با چشم های خودشان تجربه کنند. آنها خیلی مراقب ظاهر و قیافه خودشان هستند و سعی می کنند در هر حالتی، لباس های تمیز و مرتبی بر تن کنند، حتی زمان باغبانی.

آنها خودشان را با مقوله های دیداری به دیگران نشان می دهند. به عنوان مثال زمانیکه می خواهند موافقت خودشان را با شما اعلام کنند، می گویند: "بله درست است، من همه چیز را به وضوح می بینم." زمانیکه می خواهید از آنها سؤال مهمی بپرسید، مستقیماً به چشم هایشان خیره شوید. به خوبی متوجه می شوید که پیش از پاسخ دادن چشم هایشان به سمت بالا متمایل می شود تا بتوانند جواب پرسش شما را در ذهن خودشان به تصویر بکشند. افرادی که جزء این گروه قرار دارند معمولاً در ابراز احساسات اندکی کند عمل می کنند.

شما اگر خودتان هم یک انسان دیداری نباشید، اما می توانید به راحتی با این گروه ارتباط برقرار کنید چرا که آنها به راحتی می توانند به طرق مختلف زیبایی را به زندگی شما هدیه کنند. به عنوان مثال برای آخر هفته یک برنامه جالب می ریزند و شما را به سمت یک مکان خوش منظره هدایت می کنند. برای برقراری مناسب با این افراد سعی کنید موضوعات مختلف را برایشان به تصویر بکشید و در نهایت بگویید: " می توانی آنرا تجسم کنی؟" به جای اینکه بگویید: "به گوشت چطور می آید؟" و یا "چه احساسی در مورد آن داری؟"

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/٢٢

اگر تاکنون " قدرت خارق العاده بازتاب دادن" را تـجربه نکرده ایـد، حـالا فرصت خوبی است که این کار را انجام دهید چرا که "زبان هـای درونی" حـالـت پیشرفته بازتاب هـای درونی افراد می باشند. با بازتاب دادنهای اولیه، فرد با طرف مقابل خـود ارتـباط برقرار می کند و این احساس را در آنها بـوجـود می آورد که می توانند به او اعتماد کنند. مرحله بعدی درک "زبان درونی" آنـهاست تـا بتـوانـید بــا زبان خودشان با آنها
صحبت کنید و آنها را به طور کامل متوجـه منــظورتان کنید.

در روابط عاشقانه و قرارهای ملاقات ما نمی توانیم به راحتی "ارتباط" برقرار  کنیم. حتی زن و شوهرها که یکدیگر را خیلی خوب می شناسند، باز هم توانایی برقراری ارتباط مناسب با یکدیگر را ندارند، به این خاطر که هیچ گاه یاد نگرفته اند که زبان درونی یکدیگر را درک کنند.

در اینجا مثالی می زنیم؛ مردی می خواهد سالگرد ازدواجشان را جشن بگیرد. به این منظور میزی را در یک رستوران مناسب رزرو می کند. او غذای مورد علاقه خانم را سفارش می دهد و شام فوق العاده ای را ترتیب می دهد. او به خودش اطمینان دارد که همه کارها را به بهترین وجه انجام داده. از سوی دیگر خانم حال مناسبی ندارد و خسته از محل کار برگشته. این سورپرایز برایش اصلاً جالب نیست و نهایتاً با سر درد شدید از رستوران به خانه باز می گردد.

چه اتفاقی روی داده است؟ کاملاً واضح است. زبان درونی آقا دیداری است و زبان درونی خانم، شنیداری. رستوران شلوغ بوده و میز آنها اگر چه دورنمای خوبی داشته، اما نزدیک به آشپزخانه بوده. آقا در هنگام صرف شام به غروب خورشید نگاه می کرده و مانند خیلی از مشتری های دیگر به هیچ وجه متوجه شلوغی نشده.

خانم متوجه می شود که میز آنها یکی از بهترین میزها بوده و می خواهد به خاطر آن از همسرش تشکر کند، اما متاسفانه سر و صدایی که از آشپزخانه به گوش می رسد، اعصاب او را بهم می ریزد و شب او را خراب می کند. خانم احساس می کند که شکایت کردن نشان دهنده بی احترامی و بی حرمتی است، اما به فکر فرو می رود و با خودش می گوید: "این مرد چش شده؟ چطور می تونه فکر کنه این جای مزخرف، رمانتیکه؟!"

این زوج تا زمانیکه پایشان به سمت مشاور کشیده نشود، متوجه نخواهند شد که زبان درونی هم وجود دارد. زمانیکه متوجه تفاوت های درونیشان بشوند، تمام حساسیت های میان آنها قابل درک و حل شدنی خواهد شد. خانم می تواند از چشم های آقا که زیبایی ها را می بینند، تشکر کند و آقا هم از گوش های خانم که زیبایی ها را می شنوند. از آن به بعد برای آنها تصمیم گرفتن در مورد مکان مناسب برای صرف شام خیلی راحت تر می شود. آنها به آسانی می توانند بر سر هزاران مسئله دیگر که قبلاً غیر قابل بحث بوده، به توافق برسند.

نظری اجمالی به زبان درونی

مقوله زبان درونی از شاخه نظری "عصب شناسی و زبان" (NLP) گرفته شده است. البته این بحث دارای تعاریف مختلفی می باشد. به عنوان مثال "تونی رابینز" از این نسخه در مراسم سخنرانی خود استفاده می کرده. به هر حال این مقوله ساخته ذهن من نیست و محققان بیشماری در مورد آن دعاوی مختلفی را منتشر نموده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر به خواندن مقاله ادامه دهید.

ما مفاهیم دنیای اطراف خود را از طریق دیدن، شنیدن و احساس کردن درک می کنیم. در یک فضای بخصوص، افراد مختلف، متوجه اشیاء مختلفی می شوند. NLP  به ما کمک می کند که بتوانیم این تفاوت را تشریح کنیم.

برخی از افراد دنیای خود را با دیده هایشان می شناسند و برخی دیگر با شنیده ها. در این میان عده دیگری نیز هستند که با حس کردن به شناختن محیط اطراف خود می پردازند. اما مشکلی که در اینجا مطرح می شود این است که هیچ کدام از انواع دریافت ها، قابل رویت نیستند به همین دلیل دیگران به سختی می توانند متوجه شوند که شما چگونه اطراف خود را می شناسید. هر چند ما در زندگی خود با افراد زیادی برخورد می کنیم که رنگ پوست و موی متفاوتی با ما دارند، اما چون این طور چیزها قابل رؤیت هستند، چندان عجیب به نظر نمی رسند؛ اما زمانیکه نوبت به زبان درونی می رسد، مسائل قدری پیچیده تر می شوند. مانند خانمی که همسرش او را به رستوران برده، ما هم نمی توانیم از درک دیگران دریافت کاملاً صحیحی داشته باشیم.

ادامه این مقاله به شما کمک می کند که تشخصی دهید جزء افراد دیداری، شنیداری و یا احساسی هستید. همچنین به شما کمک می کند تا بتوانید به زبان درونی دیگران نیز پی ببرید.

اما به خاطر داشته باشید که با خواندن این مقاله یک متخصص نمی شوید، بلکه میتوانید در رابطه خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنید. پس سعی کنید:

1- از تفاوت های موجود میان این زبان های نامرئی درونی به نفع خود استفاده کنید.

2- هیچ گاه تصور نکنید که با در نظر گرفتن زبان درونی دیگران به حریم شخصی خود لطمه می زنید، بلکه به این فکر کنید که با تفهیم دیدگاههای دیگران می توانید چیزهای جالب و جدیدی را به زبان درونی خود اضافه کنید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٢


بیانیه مشهور فروید پیرامون این مطلب که "آناتومی جزء سرنوشت و تقدیر افراد محسوب می شود" (به این معنا که خصوصیات اصلی و ذاتی ما با توجه به جنسیتمان معین می گردند) مورد بحث بسیاری از دانشمندان است. همانطور که می دانید برخی از افکار و احسسات خاص وجود دارند که تنها مربوط به یکی از جنسیت ها میشوند و با جنس دیگر هیچ گونه سازگاری ندارد. البته نباید فراموش کنیم که در هر دو جنس خصوصیات زنانه و مردانه به طور مشترک وجود دارد. این روزها به نظر می رسد که مرزهای میان تفاوت های احساسی میان خانم ها و آقایون در حال ناپدید شدن میباشد. با توجه به این حقیقت که خانم ها هر روزه از نظر اقتصادی استقلال بیشتری را پیدا می کنند، وجهه مردانه خانم ها بیشتر آشکار می شود و بالطبع آقایون نیز در پی رسیدن به خصوصیات زنانه خود هستند.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar