مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٥/٢٢

روان شناسی کمال با دیدی نو , به ماهیت انسان می نگرد . انسانی که او مشاهده می کند با آنچه که رفتار گرایی و روان تحلیلی- روان کاوی - یعنی اشکال سنتی روان شناسی ترسیم می کند کاملا متفاوت است. در این مکتب انسان یک ماشین و یا موجود بیمار درمانده ناتوان, آنگونه که رفتارگرایی و روان تحلیلی می شناسند, نیست , بلکه به جنبه سالم طبیعت آدمی نظر دارد و به چیزی فراتر از مرز  بهنجار نگاه می کند و به حصول پیشرفته کمال و بیداری انسان و به فعلیت رساندن و تحقق بخشیدن تمامی استعدادهای بالقوه آدمی می اندیشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢۳

زندگی در اندیشه دینی، مزرعه آخرت و خاستگاه رسیدن به کمال اُخروی است . گروهی به غلط، دین را «زندگی ستیز» و گروهی به اشتباه، «زندگی پرست» میدانند و ممکن است آنانی که از تفکر زندگی ستیزی جدا مى شوند، به دامان زندگى پرستی درافتند. دین، نه زندگی ستیز است و نه زندگى پرست؛ بلکه دین، زندگی را بستر تکامل و مقدمه آخرت مى داند. از این رو، زندگی موفق از آن کسی است که هنر زندگی کردن را داشته باشد. کسانی مى توانند به تکامل بیندیشند که با زندگی خود مشکل نداشته باشند. میان «مشکل داشتن در زندگی» با «مشکل داشتن با زندگی» تفاوت وجود دارد. همه انسان ها در زندگی مشکل دارند اما انسان موفق کسی است که با زندگى اش مشکل نداشته باشد و این مهارت خاص خود را مى طلبد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢۳

  پیامبر اکرم از دوران کودکی پر تحرک و علاقه مند به کار و فعالیت بود حتی زمانی که نزد حلیمه بود.روزی از او پرسید که برادرانم به کجا میروند؟ حلیمه پاسخ داد گوسفندان  را به چراگاه می برند.

فرمود من هم از امروز با آنها خواهم رفت.

  در هفت سالگی اورا دیدند که خاک و کلوخ را در دامن ریخته و در خانه سازی عبدالله بن جدعان به او کمک می کند.

  در طول زندگی دیده نشد روزی را به بطالت بگذراند. کارهای شخصی خود و اموری که مربوط  به خانه بود شخصاً انجام می داد.و در مقام نیایش عرض می کرد:«خدایا از بیکارگی و تنبلی به تو پناه می _برم.»و مسلمانان را به کار کردن تحریض می نمود.

  روزی پیامبر به مردی برخورد که نیرو و قدرتش موجب شگفتی آن حضرت گردید.رسول اکرم از شغل و حرفه اش  سؤال کرد و چون جواب منفی شنیدند، فرمودند: «سَقَطَ مِن عَینی»یعنی:از چشم من افتاد.

  پیغمبر افراد زحمتکش و کارگر را مورد مهر و عنایت مخصوص خود قرار می دادند.چنانکه انس بن

مالک می گوید:پیامبر فردی را در حال کار کردن دید.آن حضرت پیش آن فرد رفتند و با اودست دادند،و دست او را زبر و خشن دیدند،فرمودند:چه صدمه ای به دستت رسیده است؟،عرض کرد: من با طناب و بیل کار می کنم و درآمدم را از این راه کسب می کنم.رسول اکرم دست او را بوسیدند و فرمودند:این دستی است که آتش با آن تماس پیدا نمی کند.

  رسول خدا لحظه ای از عمر شریف خود را بیهوده نمی گذرانیدند.وقتی بعد از انجام کارها به خانه می آمدند وقت خود را به سه قسمت تقسیم می کردند:اول) عبادت خدا ،دوم) خانواده ،سوم) استراحت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/٢٢


مرد باتقوا، برای تأمین مخارج خانه جز به کسب حلال روی نمی‌آورد و به غیر از مال حلال مالی قبولی نمی‌کند. او با تحصیل حلال الهی مقید به رعایت حقوق تمام افرادی است که از طریق کسب و تجارت با او سرو کار دارند، و به عبارت دیگر از وجود او در بیرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زیان نمی‌رسد. او به خاطر تقوای الهی دور حرام نمی‌گردد، و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمی‌دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸


متفکران اسالمی درباره اصل نفس و ریشه ان دچار اختلاف نظر هستند . روش ها و برداشت دانشمندان اسلامی درمسئله قدیم بودن یا حادث بودن نفس از سه حالت و گروه های سه گانه زیر سر بر اورده است:
1- عده ای از متفکران اسلامی که اقلیتی را تشکیل می دهند به ازلیت و قدیم بودن نفس , نظر داده اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸

خویشتنداری

کارشناسان علوم رفتاری و همچنین کارشناسان علوم دینی همواره افراد را برای مقابله با غرایزجنسی به خویشتنداری دعوت می کنند و آن را بعد از گزینه ازدواج کارا ترین روش مقابله معرفی می کنند. اما علاوه بر معنای خویشتنداری در زمینه ی غرایز جنسی این واژه یک معنای عام تر نیز دارد و آن صبر ، کنترل خویش، بازداری احساسات و تکانه ها در مواقع لزوم، به حاشیه بردن خواسته های بی منطق و برجسته ساختن عقل و راهنمای درونی است.  حال این سئوال مطرح است که خویشتنداری چه آثار و عواقبی می تواند بر افراد داشته باشد که تا این حد مورد تایید و سفارش قرار می گیرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸

 

ششمین اصطلاح مولوی است در معنی عقل که ان را مرادف علم به کار می برد و بدین سبب ان را به دو قسم عقل کسبی یا عقل تحصیلی و عقل موهویی یعنی علم کسب یا علم درسی و علم موهویی یا علم لدنی و علم شهودی تقسیم می کند.



ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/٤/٢٥

در ماه رمضان بایستی از مواد غذایی به ویژه کرفس، بادمجان و هویج که بسیار مفیدند و سرشار از ویتامین AوBوC بوده استفاده کنید.
حدود نیم تا سه ربع از خوردن افطاری که ولع شدید و اولیه روزه‌گیران تعدیل و تسکین پیدا کرده، دستگاه گوارش آمادگی کامل برای جذب و هضم مواد غذایی پیدا می‌کند.
پرخوری و پرنوشی و انباشتن مواد غذایی و مایعات در معده بسیار بیماری‌زا است که اعتدال در میزان مصرف غذا در ایام ماه رمضان بایستی رعایت شود. از مواد غذایی که حاوی 60 تا 90 گرم از گوشت‌های قرمز و سفید بدون چربی و یا جایگزین آنها بخارپز یا آب‌پزشده بسیار توصیه می‌شود.  مواد غذایی مانند کدو، کرفس، هویج، بادمجان پخته و گاهی خام درایام ماه رمضان بسیار مفیدند که سرشار از ویتامین‌های AوBوC بوده و جایگزین مناسبی برای ویتامین‌های از دست رفته می باشد.  رعایت متناسب تنوع و تعادل مواد تغذیه‌ای در تمام وعده‌ها در طول ماه رمضان  اکیدا توصیه می‌شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢٢


1- برهان طبیعی :
 این برهان برنظریه حیات و حرکت ارادی متکی است و همانگونه که غزالی و دیگران می گویند  همه اجسام از لحاظ اینکه دارای ابعاد سه گاه ( طول و عرض و عمق ) هستند با هم مشترک اند. لکن از لحاظ مسئله حرکت و سکون متفاوت می باشند. اجسام خود به خود دارای حرکت نیستند و در ذرات و حقیقت انها حرکتی وجود ندارد بلکه این حرکت به خاطر نیرویی است که در ورا» جسم وجود دارد و این نیرو عبارت از نفس است.  لذا برای هر موجود نباتی و حیوانی و انسانی مبدا» وجود دارد که ان مبدا را نفس می نامند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۳٠


انسان ها در زندگی خود همیشه تلاش می کنند تا کیفیت زندگی خود را بالاتر ببرند و این به معنای نهایت لذت از زندگی است و در فرهنگ قرآنی حیات طیبه و یا هنر انسان زیستن نام دارد.

گاهی آدم ها راه را به خطا می روند و به جای این که به کیفیت زندگی روی آورند ، هم و غم خود را روی کمیت آن می گذارند ؛ از نظر آسایش و مادیات روز به روز وسعت مالی پیدا می کنند اما دریغ از ذره ای لذت و نشاط .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱٧


غزالی یکی از شخصیت های موثر در فکر و فرهنگ جهان اسلام است . در بزرگداشت شخصیت و اثار او همیشه تلاش شده, غزالی با نوشته های عمیق و پرمغز خود به قالب انواع علوم اسلامی جان تازه ای دمیده و در زمینه تصوف و عرفان, فلسفه و کلام , روان شناسی و اخلاق , نواوری ها کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٦

یکی از ویژگی‏های مهم زنان، خصیصه تبرّج و خودنمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد. قرآن در دو آیه از آیات حجاب، از تبرّج و خودنمایی زنان صحبت کرده و آن را محدود به محیط خانواده کرده است. در یک جا می‏فرماید: (وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی) (احزاب: 33) ای زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید؛ مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین؛ در آیه دیگر می‏فرماید: (غَیْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزینَهٍ) (نور:60) زنان، (در برابر نامحرمان) با زینت‏هاوآرایش‏هایشان‏خودنمایی‏نکنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/۳


از نظر حضرت امام (ره) و بسیاری از مراجع دیگر موسیقی که مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب و مروج فساد باشد حرام است . حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه ) در تحریر الوسیله پیرامون حکم غناء می فرمایند: «اشتغال به کار غناء و شنیدن آن و معامله با آن حرام است» .
امام راحل همچنین می‌فرماید: از جمله چیزهایی که مغز جوان‌ها را تخدیر می‌کند موسیقی است که انسان را از جدیّت بیرون می‌برد؛ یک جوانی که عادت کرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، از مسائل جدّی به کلّی غافل می‌شود. [۹]
● احکام موسیقی
در اسلام صدا و آوازی که انسان را از یاد خدا دور بدارد و موجبات برانگیختن گرایش های مادی و حیوانی و دلبستگی به دنیا را درانسان فراهم آورد منع گردیده است وبه طور کلی در شرع اسلام آن غناء و آوازی حرام است که یکی از شرایط زیر را دارا باشد:
۱) غناء و آوازی که به گونه لهو و لغو یا باطل که با مجالس لهو مناسب داشته باشد.
۲) غناء و آوازی که در بردارنده الفاظ و مفاهیم پست و جنبه های شهوانی باشد.
۳) غناء و آوازی که دارای لحن اهل فسوق و گناه باشد.
۴)صدا و آوازی که انسان را ازیاد خدا دور بدارد.
۵) آوازی که همراه با معصیت باشد مانند آواز زن در حضور مردان نامحرم.
در پاسخ به عموم استفتا آتی که از مراجع عظام شده است فرموده اند: غنا صوتی است که با ترجیع و طرب همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد که به‌طور مطلق حرام است حتی اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثیه و غیر آن باشد.
موسیقی سرگرم کننده و غفلت آور که بخاطر ضرر و فسادی که به بار می آورد حرام است . بنابراین هرگاه غناء و سایر آهنگها و موسیقی ها مانع ازیاد خدا نباشد بلکه انسان را به یاد خدا بیندازد حرام نیست. همچنین استفاده از آلات موسیقی اگر به منظور اجرای سرودهای انقلابی و مذهبی یا اجرای برنامه های مفید و ارزشمند و امثال آن از اموری که غرض عقلایی بر آن مترتب است اشکالی ندارد به شرط آنکه مستلزم مفسده نباشد.
▪ صدا و آواز زنان
در این باره باید گفت که بین صدای زن و آواز زن تفاوت است و آنچه که در اسلام ممنوع است آواز زن است نه صدای زن .
آوازی که همراه با معصیت باشد مانند آواز زن که با حضور نامحرمان پدید آید در اسلام حرام شناخته شده ، ولی اگر نامحرم و مردان اجنبی حضور نداشته باشند و آن را نشنوند و خود آواز و محتوای آن ممنوع نباشد اشکالی ندارد.
مشهور فقهاء آواز خوانی زن در عروسی ها را مجازدانسته اند؛ البته‌ به ‌شرط اینکه‌ سخنان‌ و حرفهای‌ باطل‌ و یا آلات‌ موسیقی‌ حرام‌ با آن همراه‌ نگردد و نیز مردهای‌ نامحرم‌ برمجلس‌ زنها داخل‌ نشوند . آیت الله مکارم شیرازی نیز گوش دادن به سرودهایی که یک زن تک‌خوانی کرده است را حرام دانسته است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧


با ورود مکتب روان تحلیلی ( روان کاوی ) نیروی دومی جهت پیشبرد روان شناسی علمی وارد میدان شد که نقش مهم و قابل توجهی را نیز در این قلمرو و دیگر قلمرو ها ایفا نمود. تفکر حاکم بر این مکتب بیش تر افکار فروید بود که به رد هر نوع تفکر متافیزیکی اصرار می ورزید و به مطالعه جهان از دیدگاه علمی سخت معتقد بود. همان علم گرایی و تاثیر عمیق اثبات گرایی و تعصب در این که علم باید هر نوع مساله متافیزیکی را روشن کند باعث شد تا فروید با توجه به تز جبرگرایی خود نسبت به انسان دیدی زیستی منطبق با دیدگاه زیستی داروین اتخاذ کند . پیش از داروین از انسان به عنوان مجموعه ای جدا از سایر حیوانات دیگر نام برده می شد که ویژگی عمده ان برخورداری از روح بود, در حالی که در دکترین تکاملی داروین, انسان به منزله بخشی از طبیعت و حیوانی در بین حیوانات دیگر به حساب می آید.

 

پذیرش این دیدگاه بدین مفهوم است که مطالعه انسان در قالبی طبیعت گرایانه سیر کند و انسان موضوع مطالعه علمی قرار بگیرد نه موجودی به مراتب پیچیده از دیگر حیوانات بی تردید این مبنای فکری و این تصویر نه تنها مانع از ارائه الگوی برتر برای انسان می گردد بلکه به معنای سقوط انسان در اندیشه متفکران این مکتب است. افزون بر این مشاهده می کنیم که پرداختن این مکتب به انسان صرفا از دیدگاهی مادی است. این مکتب که بر مبنای یک دیدگاه نظری در جهت شناخت انسان و شخصیت او شکل یافته بود اکنون بیش تر به عنوان یک روش درمان اختلالا ت روانی به کار می رود به طوری که می توان گفت روان کاوی از حیث هدف , موضوع, ماهیت و روش از مسیر اصلی روان شناسی از همان آغاز انحراف گزیده بود و موضوع آن رفتار نابهنجار تلقی می شد.

 

در واقع مکتب روان تحلیلی نیز همان روال مکاتب قبلی را به شکلی ادامه داد و این مکتب با اصالت دادن به مفهوم ناخودآگاه وارائه تلقی رمانتیک از انسان, از نگرش ماتریالیستی و پوزیتویستی دست برنداشت. این دو نیرو( مکاتب قبل و روان تحلیلی) هردو , تفسیری ماتریالیستی و بیولوژیکی از انسان و هستی ارائه می کنند. هرچند که از نظر موضوع اختلاف دارند و مکاتب قبل رفتار محسوس را مطالعه می کردند ولی متفکران این مکتب نیز به مفهوم رمانتیک ناخودآگاه به عنوان مرتبه ای از نفس محدود شده بودند.

 

بنابراین تاکنون روان شناسی جدید با علم النفس فلسفی و آرا» حکما و فلاسفه به طور ماهوی تفاوت خود را نشان داده است که در نهایت به بشر به عنوان گیاه خود رو می نگرد و پر واضح است که در دو عنصر متفاوت به تمام ذات, جای مقایسه و تطبیق باقی نیست و وجود ندارد. افزون بر این که رفتار گرایی و روان تحلیلی و... یعنی مکاتب و اشکال متداول و علمی روان شناسی با دیدگاهی کاملا محدود به بررسی و مطالعه حقیقت انسان می پردازد و از آن اعتلایی که آدمی می تواند بدان دست یابد غافل بوده و آن استعداد بالقوه انسانی را نادیده می انگارد و با مطالعه جزیی نگر محدود بر روی انسان در مقایسه با مطالعه تمام ابعاد انسان به یافته ای ناچیز و کم بها و سطحی درباره انسان دست می یابند و چه بسا در شناخت وی دچار انحراف می شوند; چرا که نهایت همت آنها این است که از دید یک ماشین و یا از جنبه بیمار و ناتوان و درمانده به انسان بنگرند و از این دریچه درصدد شناخت انسان باشند. در این حالت ناگزیر استعدادهای بالقوه انسان را نادیده گرفته و از حیطه بررسی خارج می سازند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧


با توصیف وضعیت مکتب رفتار گرایی که بر پایه تفکرات پوزیتویستی و ماتریالیستی بنا نهاده شده و از مکتب کنش گرایی سخت متاثر گردیده , کاملا مشخص می شود که این مکتب قابل مقایسه با مکتب ملاصدرا رحمه الله نیست, زیرا با نادیده گرفتن بعد روحی و روانی انسان به شکل کامل و حتی فراموش نمودن بیش ترین جنبه های جسمانی آدمی و محدود و منحصر ساختن مطالعه آدمی در رفتار عینی و مشهود و قابل اندازه گیری - محرک و پاسخ - و تفکر و هیجان , جایی برای مقایسه آن با افکار ملاصدرا باقی نمی گذارد و قابلیت ارائه یک الگوی انسانی را از خود سلب می سازد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۱


گل و پروانه

تلاش و فعالیت زن در منزل، نقش به‏سزایى در رشد و تکامل خانواده از نظر تربیتى، فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى دارد. متأسفانه در گذشته تلاش زنان بر اثر تحقیر، ارزش و قیمتى نداشت. رسول خدا - ص - با توجه به نقش عمده و حیاتى زن در سعادت خانواده، به تلاش زن، چنان ارزش و قیمت داد که در ردیف ارزش و قیمت پیکار مجاهدان فى سبیل الله قرار گرفت؛ چنین نگاهى به ارزشمندى فعالیت زنان، حکایت از جایگاه والاى زنان در نزد خداوند سبحان و رسول برگزیده او دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٢٥


افطار

یک روان شناس بالینی معتقد است: فرد روزه دار ، تغییراتی در رفتارهایش انجام می دهد که برخی از این تغییرات مانند: راستگویی ، صداقت و سلامت اجتماعی را می توان به طور عمیق تر در شخصیت فرد بعد از ماه مبارک مضان نیز مشاهده کرد.  

 

ناصر قاسم زاده روان شناس بالینی و استاد دانشگاه الزهرا در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی برنا در خصوص تاثیر روزه داری بر سلامت روان اجتماع گفت: سلامت جسمی و روانی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و تحقیقات به عمل آمده بیانگر این است که آداب روزه داری ارتباط مستقیم با سلامت جسمی و روانی دارد.

 

قاسم زاده در ادامه افزود: امساک کردن و خودداری از تناول در ماه رمضان تاثیر بر بافت های بدن از جمله تنظیم جریان خون ، بافت قلب و دیگر سیستم های بدن می گذارد. همچنین بدن یک استراحت و انرژی دوباره می گیرد و بافت های بدن از یک نوع شادابی برخوردار می شوند به شرطی که آداب روزه داری درست انجام گیرد.

 

وی با اشاره به اینکه سلامت جسم، باعث سلامت روان می شود ، تصریح کرد: روزه گرفتن تاثیرات خاصی بر بهداشت روان دارد. آداب و رسومی که فرد روزه دار حین روزه داری انجام می دهد مانند : اجتناب از انجام برخی رفتارها و اعمال در زندگی و روابط بین فردی ، به نوعی تمرین رفتار محسوب می شود.

تمرین هایی که در این ماه توسط افراد روزه دار صورت می گیرد ، همان تمرین های رفتاری در علم روان شناسی و رفتار شناسی است که باعث افزایش اعتماد به نفس ، اراده و عزم جدی در زندگی افراد در طول سال می شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: تحقیقات علمی نشان می‌دهد که فریضه عبادی روزه به غیر از جنبه‌های مثبت روحی و معنوی ، آثار و کارکردهای اجتماعی زیادی نیز به دنبال دارد. تمرین هایی که در این ماه توسط افراد روزه دار صورت می گیرد ، همان تمرین های رفتاری در علم روان شناسی و رفتار شناسی است که باعث افزایش اعتماد به نفس ، اراده و عزم جدی در زندگی افراد در طول سال می شود.

 

قاسم زاده به تاثیرات روزه داری بر شخصیت افراد اشاره کرد و افزود: فرد روزه دار برای صحیح بودن روزه خود یک سری تغییراتی در رفتارهایش به وجود می آورد که برخی از این تغییرات مانند : راستگویی ، صداقت و سلامت اجتماعی را می توان به طور عمیق تر در شخصیت فرد پس از ماه مبارک رمضان نیز مشاهده کرد. این تغییرات در جهت رشد ، کمال ، آرامش و اجتناب از بسیاری رفتارها است که در روابط بین فردی و اجتماعی به طور معمول مشاهده می شود.

 

این روان شناس بالینی در خاتمه با بیان اینکه اثرات روزه را می توان در جامعه و در بین افراد به وضوح مشاهده کرد گفت: همه ساله با شروع ماه مبارک رمضان آمار قتل و جنایت در کشور کاهش پیدا کرده و روحیه کمک به هم‌نوع و پرهیز از رفتارهای ضد اجتماعی و ناپسند به وضوح در بین مردم آشکار می شود که می توان چنین روحیاتی را در طول سال با آموزه های صحیح دینی و امیدوارکردن مردم به بخشش و رحمت الهی و ریشه های عمیق دینی، تقویت کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۳/۱۳


در مقالة حاضر دیدگاه نظریه پردازانی که در زمینة روان شناسی دین نظریة خاصی را به طور مستقل ارائه کرده اند مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا نظریه ویلیام جیمز (۱۹۰۱) پیرامون تجربیات دینی که به صورت گزارش های افراد مختلف ارائه شده مطرح و نهایتاً نظریة ناهشیار به عنوان منبعی برای تجربیات جذبه، عرفان، اشراق و هرگونه تجربیاتی که نوعی ارزش معنوی دارد ارائه شده است. سپس نظریة گوردون آلپورت (۱۹۵۰) در خصوص جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی و تفاوتهای هریک با دیگری مطرح شده است. در ادامه نظریه اریکسن (۱۹۶۸) در خصوص ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی انسان بزرگسال که تحول یافتة ظرفیت اعتماد کودک به جهان و مادر است مورد بررسی قرار گرفته است. مفهوم دیگری که از سوی اریکسن مطرح شده «هویت» و «بحران هویت» است. این مفاهیم که در بحث شکل گیری شخصیت فرد مطرح می شود با دینداری

ارتباط پیدا کرده است. همین ارتباط باعث شده است تا برخی از روان شناسان مانند جیمز مارشیا (۱۹۸۰) و آدامز (۱۹۸۹) گرایش به دین را به عنوان بخشی از هویت فرد در نظر بگیرند. در خاتمه نظریه فولر و لوین (۱۹۸۰) کاملاً توضیح داده شده است. طبق این نظریه ایمان طی شش مرحله تکامل می یابد. این مراحل از کودکی و نوجوانی آغاز شده و تا میانسالی تحول می یابد.

علم روان شناسی طی یک قرن گذشته نسبت به پدیدة مذهب موضع گیری های بسیار متفاوتی داشته است. اگر چه ویلیام جیمز و استانلی هال به عنوان متقدمین روان شناسی در آمریکا نسبت به مطالعة دین توجه خاصی داشتند اما روند مطالعات روان شناسی در غرب و خصوصاً آمریکا حاکی از عدم توسعة رغبت های متقدمین توسط متاخرین است. ویلیام جیمز (۱۹۰۲) در کتاب گونه های تجربة دینی خود که شامل بیست سخنرانی وی است به بررسی انواع تجربیات دینی پرداخته است. وی ضمن استناد به تجربیات شخصی افراد در حالات جذبه، خلسه و احساس حضور نزد پروردگار به مسئله وحدت وجود که از مباحث اساسی در فلسفه و عرفان است توجه می کند (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحة ۱۰۹). دامنة مطالعات ویلیام جیمز در زمینة تجربیات دینی از کشور آمریکا فراتر رفته و فرهنگ شرق را نیز در بر می گیرد. این بررسی ها شامل سرگذشت غزالی و اشاره به اشعار شبستری در گلشن راز نیز می شود. حاصل این مطالعات منجر به ارائه یک فرضیة اساسی در زمینه روان شناسی دین می شود (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۱۰). طبق این فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً شامل خاطرات ناقص، تداعی معانی عجیب و غریب و مانند آن نیست. بلکه قسمت ناهشیار شخصیت انسان می تواند منبع و سرچشمه بسیاری از شاهکارها و آثار نبوغ باشد. جیمز می گوید:
 
«به هنگامی که مسئله تصوف، عرفان، دعا و نیایش را مورد مطالعه قرار داده بودیم ملاحظه کردیم که در زندگی مذهبی نقش عمده را فیض نهایی که از قسمت ناهشیار ما می رسد بازی می کنند. بنابراین من فرضیه خود را اینطور قرار می دهم: این حقیقت برتر که ما در تجربیات دینی با آن ارتباط پیدا می کنیم، بیرون از حدود وجود فردی ما هرچه می خواهد باشد، درون حدود وجود ما، دنبالة ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی که ما به این نحو پایة فرضیة خود را بر روی امری که مورد قبول دانشمندان روان شناس است قرار می دهیم، با علوم امروزی تماس خود را حفظ کرده ایم؛ حال آنکه علمای علم کلام چنین تماسی را ندارند» (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۹۷).

استانلی هال به عنوان اولین رئیس انجمن روان شناسی آمریکا(APA) نیز به عنوان یکی از پیشکسوتان روان شناسی در آمریکا به بررسی دین علاقمند بود و نشریه ای را در زمینة روان شناسی دین تاسیس کرد که تا سال ۱۹۱۵ چاپ می شد. مقالات چاپ شده در این نشریه عمدتاً به آموزش های اخلاقی و مذهبی کودکان و نوجوانان مربوط می شد (استانلی هال ۱۸۹۱ به نقل از ریچارد.اِل . گورساچ() ۱۹۸۸). همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد روان شناسان موضع گیری های متفاوتی نسبت به بررسی دین در حوزة علم روان شناسی داشته اند. آنچه که در این مقاله بیشتر به آن توجه می شود ذکر نظریاتی است که مذهب را به عنوان یک موضوع مستقل و حائز اهمیت مورد توجه قرار داده و دربارة آن نظریه پردازی کرده اند. و نه کسانی که دربارة انسان نظریه پردازی کرده اند و دین را نیز مانند سایر موضوعات مشمول همان نظریه کلی خود دانسته اند. همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد روان شناسان موضع گیرهای متفاوتی نسبت به بررسی دین در حوزة علم روان شناسی داشته اند. از میان بینانگذاران مکاتب مختلف در روان شناسی زیگموند فروید با پدیدة دینی، برخوردی کاملاً منفی داشته و به صورت های مختلف کوشیده است تا اصالت دین را نادیده بگیرد. از سوی دیگر بنیانگذار رفتاری نگری جان واتسن (۱۹۲۵) نیز با توجه به اینکه موضوع علم روان شناسی را «رفتار» قابل مشاهده و اندازه گیری اعلام می کند و با هرگونه روش های بررسی درون نگرانه مخالفت می کند و برای بررسی اعتقادات مذهبی مجالی باقی نمی گذارد (ال.بی.براون () ۱۹۸۷ صفحه ۹۸).

ریچارد گورساچ (۱۹۸۸) که به بررسی تاریخچة روان شناسی دین پرداخته است معتقد است که از دهة ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در زمینه روان شناسی دین مطالعه مهمی انجام نشده است. البته گوردون آلپورت از سال ۱۹۵۰ در زمینة روان شناسی دین کتاب فرد و دینش را تالیف کرد که بایستی حرکت او را در این زمینه حائز اهمیت دانست. هنر آلپورت این بود که به عنوان یک روان شناس اجتماعی با ارائه نظریة جهت گیری درونی و بیرونی نسبت به دین در انسان توانست مطالعات روان شناسی اجتماعی در زمینة تعصبات نژادی را با در نظر گرفتن جهت گیری مذهبی فرد مورد مطالعه قرار دهد (اِل.بی، براون() ۱۹۸۷ صفحه ۹۸). تقسیم بندی آلپورت در خصوص جهت گیری مذهبی فرد توانسته است توجه زیادی را طی سالیان اخیر به خود معطوف دارد و در مطالعاتی که عامل مذهب مورد توجه روان شناسان باشد به عنوان یک نظریه کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. آلپورت بر حسب جهت گیری دینی افراد، آنها را با دو جهت گیری دینی درونی و بیرونی تقسیم بندی کرد.

از نظر آلپورت افراد مذهبی با جهت گیری درونی ضمن درونی سازی ارزشهای دینی، مذهب را به مثابه هدف در نظر می گیرند. در حالیکه افراد با جهت گیری بیرونی، دین را صرفاً وسیله ای برای نیل به اهداف دیگر در نظر می گیرند (آلپورت و راس ۱۹۶۷ به نقل از اِ ی فولتون() ۱۹۹۷). اخیراً نظریه آلپورت در زمینه جهت گیری دینی بیرونی به دو مقولة اجتماعی و شخصی بسط یافته است. طبق این تقسیم بندی افراد دارای جهت گیری دینی بیرونی اجتماعی از مذهب جهت نیل به اهدف اجتماعی سود می جویند، در حالیکه در جهت گیری مذهبی بیرونی شخصی افراد از مذهب جهت کسب امنیت فردی استفاده می کنند (گورساچ و مک فرسون ۱۹۸۹، کرک پاتریک ۱۹۸۹ به نقل از اِ ی فولتون() ۱۹۹۷).

یکی دیگر از روان شناسانی که در زمینة روان شناسی دین نظریه ای راهگشا مطرح کرده است اریک اریکسن است. اریکسن که یک نو فرویدی است نسبت به دین موضع گیری مثبتی دارد. وی معتقد است بین نهادهای اجتماعی به وجود آمده در طول تاریخ زندگی انسان و نیازهای روان شناختی او ارتباط وجود دارد. به نظر اریکسن دین به عنوان یک نهاد اجتماعی در طول تاریخ در خدمت ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده است. اریکسن بر خلاف فروید دین را به عنوان بازگشت به دورة کودکی ندانسته و آن را برای تامین نیاز اعتماد اساسی بشر ضروری می داند (اریک. اریکسن() ۱۹۶۸ صفحه ۱۰۶).اریکسن اولین مرحلة تحول «من» را به عنوان «اعتماد» در برابر «عدم اعتماد» نامیده و معتقد است که کودک در اولین مرحله از تحول شخصیت خود به تدریج جهان خارج و مادر را به عنوان پدیده ای قابل اعتماد درک می کند. وی معتقد است «اعتماد» در دوران کودکی پایه ظرفیت «ایمان» در بزرگسالی را فراهم می کند. ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی، انسان را به سوی پذیرش دین سوق می دهد (اریک. اریکسن() ۱۹۶۸ صفحه ۱۰۶). مفهوم دیگری توسط اریک اریکسن مطرح شده است که با دین ارتباط پیدا می کند. این مفهوم عبارتست از «هویت» و «بحران هویت».

مفهوم هویت که توسط اریکسن مطرح شد از سوی جیمزمارشیا در یک الگوی چهار وضیعتی هویت توسعه یافت. این چهار وضعیت عبارتند از: هویت یافتگی، بحران زدگی، دنباله روی و آشفتگی. هریک از چهار وضعیت هویتی تعریف شده از سوی مارشیا در تجدید نظرهای بعدی با توجه به دو بعد عقیدتی و بین شخصی تفکیک شد (گرو توند و همکاران ۱۹۸۲ و آدامز و همکاران ۱۹۸۲ به نقل از اِ ی. فولتن() ۱۹۹۷). براساس این تقسیم بندی آدامز و همکارانش به ارائه یک پرسشنامه جهت سنجش وضعیت هویت فرد تحت عنوان «سنجش عینی وضعیت هویت من توسعه یافته» که به صورت مخفف باEOM EIS مشخص شده است اقدام کردند (آدامز()و همکاران ۱۹۸۹). البته هنوز پژوهش های انجام شده در زمینة رابطة دین و هویت بسیار اندک است و بدون پژوهش های کافی نمی توان به دقت ارتباط این دو مقوله را با یکدیگر دقیقاً مشخص نمود (اِ ی. فولتن() ۱۹۹۷). علیرغم پژوهش های اندک در این زمینه با توجه به اینکه آدامز ۱۹۸۹ دین را در کنار شغل، سیاست و فلسفة زندگی به عنوان یک عنصر عقیدتی در پرسشنامه EOM EIS وارد کرده است، خود نشان دهندة ورود دین به عنوان یک سازة روان شناختی در حیطة روان شناسی تحول شخصیت حائز اهمیت است.

پیشرفت های بدست آمده در حوزة تحول قضاوت اخلاقی و نیز مسلح شدن روان شناسی به روش بررسی تحولی مفاهیم و سازه های روان شناختی به مطالعات روان شناسی دین نیز کمک شایانی کرده است. فولر و لوین ۱۹۸۰ (به نقل از وایتزمن لورنس()۱۹۹۴) در زمینة بررسی ایمان به ارائه نظریه ای تحولی شامل شش مرحله پرداخته اند. این نظریه که از برخی جهات به نظریة قضاوت اخلاقی کلبرگ شباهت دارد، می تواند در مطالعة ارتباط دین با متغیرهای دیگر با توجه به مراحل مختلف ایمان و سطح بندی افراد در مراحل مختلف آن کمک شایانی نماید. از نظر فولر ولوین (۱۹۸۰) (به نقل از وایتزمن و لورنس() ۱۹۹۴ صفحه ۱۱۹) ایمان مذهبی برای افراد در سنین مختلف دارای ساختار متفاوتی است. این دو نظریه پرداز ساختار ایمان را مجموعه ای از باورها می دانند که در هر مرحله تعیین کنندة چگونگی عملیات ذهنی در استدلال یا قضاوت دربارة موضوعات مورد توجه در حیطة دین است. به طور خلاصه شش مرحلة ایمان از نظر فولر ولوین (۱۹۸۰) به ترتیب زیر است:
مرحله اول ایمان شهودی فرافکنی:

در این مرحله ایمان بیانگر ابراز آرزوهای کودک است. کودکان در سن ۳ تا ۷ سالگی دارای جهت گیری خیالبافانه و تقلیدی هستند، ولی محتوای فکر آنها دارای الگوهای نسبتاً سیال است. در مرحلة اول فولر همانند مرحلة اول قضاوت اخلاقی کلبرگ کودک کاملاً خود میان بین بوده و در عین حال در خصوص تابوهای موجود در جامعه نسبت به برخی از اعمال کاملاً آگاهی دارد.
مرحله دوم ایمان اسطوره ای سطحی:

کودک در این مرحله به درونی کردن داستانها، اعتقادات و جنبه های مختلف مربوط به فرهنگ جامعه می پردازد. اعتقادات و قواعد اخلاقی در این مرحله کاملاً عینی و سطحی هستند. این مرحله با گسترش و تصریح شکل گیری شخصیت کودک تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی دیگران همراه است.
مرحله سوم ایمان ترکیبی قراردادی:

در مرحلة سوم نوجوان نسبت به دیدگاهها و باورهای موجود در خارج از خانواده آگاهی می یابد. بنابراین در این مقطع ایمان مذهبی در خدمت تدارک جهت یابی منسجم از دنیای متنوع و پیچیده بوده، دیدگاههای معارض با یکدیگر را در یک چارچوب کلی با یکدیگر ترکیب کرده وحدت می بخشد. مرحله سوم اصولاً در نوجوانی آغاز می شود و به اوج خود می رسد و در عین حال برای بسیاری از بزرگسالان به عنوان یک تعادل جویی دائمی تلقی شده از این مرحله فراتر نمی روند. در مرحلة سوم اگر چه شخص دارای یک «ایدئولوژی» است که شامل مجموعه ای از باورها و ارزشهای بیش و کم باثبات است، اما این ایدئولوژی را به عنوان یک واقعیت مستقل مورد بررسی و آزمایش قرار نمی دهد.
مرحله چهارم ایمان وابسته به طرز تفکر فردیت یافته:

مرحلة چهارم شامل درونی کردن باورهای فرد است. انتقال از مرحلة سوم به چهارم بسیار حائز اهمیت است. چون با این انتقال نوجوان و یا بزرگسال باید مسئولیت پذیرش هرگونه سبک زندگی، ارزشها و تعهدات عملی نسبت به آنها را به عهده گیرد.
مرحله پنجم بازنگری در ایمان تثبیت شده:

در مرحله پنجم علیرغم تثبیت اعتقادات فرد که طی مراحل قبل شکل گرفته است، شاهد بروز یک بحران در اعتقادات شخص هستیم. این تردید و بازنگری نسبت به اعتقادات در فواصل نیمه عمر انسان رخ می دهد. فولر و لوین با استفاده از مفاهیم روان تحلیل گری مرحلة پنجم را مورد تجربه و تحلیل قرار می دهند. بنابر نظر آنها در این مرحله اطمینان نسبت به ارزشها توسط فشارهای حاصل از سرکوبی بخش هشیار شخصیت در دوران اولیه زندگی زیر سؤ ال و یا مورد بی توجهی قرار می گیرد. این نظریه پردازان از به گوش رسیدن پیامهای مربوط به جنبه های عمیق «خود» سخن می گویند. این پیامها شامل بازشناسی انتقادی بخش ناهشیار اجتماعی انسان است. محتوای دینی پیامها عبارتند از: اسطوره ها، تصاویر آرمانی و تعصب هایی که با توجه به تربیت ناشی از طبقات اجتماعی خاص، سنت های مذهبی و گروههای قومی بخصوص عمیقاً در «سیستم خود» فرد رسوخ کرده است.
مرحله ششم ایمان جهانی:

همانطور که در مرحله ششم قضاوت اخلاقی کلبرگ مطرح شده است، مرحله ششم از تحول ایمان نیز از جهت وقوع بسیار اندک است. کسانی که مرحلة ششم ایمانی جهانی را تجربه کرده اند، احساس رابطة نزدیک و صمیمانه بین خود و جهان پیرامون خود را گزارش کرده اند. تجارب مطرح شده در مرحلة ششم تحول ایمان مبنی بر احساس رابطة نزدیک بین فرد و جهان پیرامون را در نظریة فولر تحت عنوان تجربة اوج در افراد خود شکوفا و نیز در توصیفات تجارب دینی مطرح شده توسط ویلیام جیمز (۱۹۰۱) در کتاب گونه های تجارب دینی وجه تشابه بسیار زیادی دیده می شود. اگر چه نظریه فولر و لوین به عنوان پایه و مبنایی نظری امکان پژوهش های سازمان یافته تری را فراهم می کند ولی هنوز جمع بندی های روشن در زمینة روان شناسی دین نیازمند پژوهش های متعددی است. پیشرفت های بدست آمده در حوزة روان شناسی دین ضرورت انجام پژوهش های طولی و استفاده از روش های تجربی را از نظر برخی از روان شناسان مانند گورساچ (۱۹۸۸) ( به نقل از راتیزمن و لاورنس() ۱۹۹۴ صفحه ۱۲۰) محرز کرده است.

در این مقاله دیدگاه چند تن از روان شناسان غربی در زمینة روان شناسی دین به طور مختصر مطرح شد. علت انتخاب نظریة این روان شناسان در مقالة حاضر و طرح دیدگاه آنان، علاقة آنها به دین و مطالعة آن با نوعی گرایش مثبت آنها به دین بوده است. البته ممکن است نظریات روان شناسان دیگری را نیز بتوان به این مجموعه اضافه کرد. چون بررسی کامل دیدگاه همة روان شناسان در زمینة روان شناسی دین نیازمند نقد و بررسی مبانی جهان بینی و اعتقادات هریک از روان شناسان نسبت به دین است، بنابراین ضروری به نظر می رسد تا دیدگاه روان شناسانی که با استفاده از روان شناسی، دین را به عنوان یک متغیر خنثی مانند سایر متغیرها در نظر می گیرند و یا حتی آن را به عنوان یک ارزش منفی در نظر می گیرند جداگانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مهران آرزومند امیدی لنگرودی

‌پی‌نوشتها

- ویلیام‌ جیمز، ۱۳۵۶، دین‌ و روان، ترجمة‌ مهدی‌ قائنی، بنگاه‌ ترجمه‌ ونشر کتاب.

- منبع‌ شماره‌ ۱

- منبع‌ شماره‌ ۱

‌ Gorsuch R.L (۸۸۹۱) Psychology of Religion -- ۲۰۱-۲۱:۳۹ .۱۹۸۸Annual Reviews of Psycholog.

‌ Brown.L.B. (۷۸۹۱) - The Psychology of Religious- Belief- Academic Press.

- منبع‌ شماره‌ ۵

‌ Fulton, A.S. (۷۹۹۱) - Identity status, Religious- Orientation, and Prejudice - Journal of Youth and .۱۹۹۷.۶۱,NO.۲Adolescence, Vol.

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Erikson. E.H.(۸۶۹۱)- Identity Youth and Crisis-- ۴ Russel Square, London.۲Faber and Faber,

- منبع‌ شماره‌ ۹

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Adams - G.A. and Bennion.L. Kwisun Huh -- ۹۸۹۱)- Objective Measure of Ego Identity Status: A ) Reference Manual - university of Guelph, Guelph, ۱ G ۲W۱Ontario N

- منبع‌ شماره‌ ۷

‌ Wrightsman Lawrences. (۴۹۹۱) - Adult personality - ۱۹۹۴ - Sage Publication ۲Development - Volume

- منبع‌ شماره‌ ۱۴

- منبع‌ شماره‌ ۱۴

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧


امروزه یکی از مهم ترین مشکلات خانواده ها نداشتن مدیریت صحیح در زندگی است؛ بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجرات که مقدمه فروپاشی خانواده هاست، ناشی از نداشتن الگویی کامل در اداره خانواده است. لذا بر آن شدیم تا آیین همسرداری اسلامی را که بر گرفته از احادیث و منابع کامل میباشد را تقدیم شما خوانندگان محترم بنمایم. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥

 الف- رسول اکرم (ص) می فرمایند :سه برنامه از موارد ستم است:
 1- مردی با مردی همنشین شود ، از اسم و کنیه اش نپرسد .
 2- انسان به مهمانی دعوت شود اجابت ننماید . یا اگر اجابت کرد از غذای دعوت کننده نخورد .
 3-بدون مقدمات عاطفی و جسمی عمل زناشوئی انجام گیرد .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥


 زناشویی نوعی عبادت است و بر خلاف پندار برخی جاهل، تنها عملی حیوانی نیست و هم‌چنان که انسان در حال خورد و نوش حیوان نمی‌گردد و از ایمان خارج نمی‌شود، در حال هم‌بستری هم قضیه چنین است؛ اما تفاوت مسلمان با کافر و یا حیوان این است که او کارهای خود را مطابق با قانون و موازین شرعی انجام می‌دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٤


« هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است
سبک زندگی افراد با چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها پیوند می خورد. روانشناسی بهداشت در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و شیوه های مقابله با ناراحتی های روحی و روانی قائل است و معتقد به ایجاد تواناییهای شناختی و رفتارهایی می باشد که فرد مضطرب به منظور کنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور به کار می گیرد.

مذهب مساوی با سلامت روان

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش و توکل و توسل به خداوند برای مقابله استفاده می شود. یافته های اخیر نشان داده اند از آنجایی که این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند می توانند مقابله های بعدی را تسهیل نمایند بنابراین به کارگیری آنها برای اکثر افراد سلامت ساز است.

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی دار زندگی دارد. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند زیارت وغیره ... می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت موجب آرامش درونی فرد شوند.

باور به این که خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده هاست تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می دهد به طوری که اغلب افراد مومن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکا و توسل به خداوند اثر موقعیت های غیرقابل کنترل را به طریقی کنترل نمود به همین دلیل گفته می شود که مذهب می تواند به شیوه فعالی درفرآیند مقابله موثر باشد.

به طور کلی مقابله مذهبی متکی بر باورها و فعالیت های مذهبی است و ازاین طریق درکنترل استرس های هیجانی و ناراحتی های جسمی به افراد کمک می کند. داشتن معنا و هدف در زندگی احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی، برخورداری از حمایت های اجتماعی،  حمایت روحانی و... همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند.

مذهب می تواند در تمامی عوامل نقش موثری در استرس زایی داشته باشد و درارزیابی موقعیت ارزیابی شناختی فرد فعالیت های مقابله منابع حمایتی و... سبب کاهش گرفتاری روانی شود. براین اساس مدتهاست که تصور می شود بین مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیرا نیز روانشناسی مذهب حمایت های تجربی زیادی را در راستای این زمینه فراهم آورده است .

براساس مطالعات انجام شده ، بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73 4 سال شرکت داشتند معلوم شد که بین سه شاخص مذهبی بودن (فعالیت های مذهبی غیرسازمان یافته و فعالیت های مذهبی سازمان یافته ) و روحیه داشتن و دلگرمی به زندگی همبستگی مثبتی وجود دارد.

« هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است

مطالعات دیگر تاثیر مداخلات مذهبی را در کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی نشان داده اند. به عنوان مثال نتایج دو بررسی نشان داد کسانی که به اعتقادات مذهبی پایبند بودند اضطراب و ناراحتی کمتری را نسبت به کسانی که به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند گزارش کرده اند.

« گارنتر » و همکاران او در زمینه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که در تمام این مطالعات بین اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . « هانت » سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است .

« زاکرمن » و همکاران او در پژوهشی گزارش کردند در افراد سالمندی که نمره کمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند میزان مرگ و میر 42 % بود در حالی که این میزان برای افراد سالمندی که نمره شاخص مذهبی بالایی داشتند 19 % بود . در مطالعه دیگری « کونینگ » « کلین » و همکاران دریافتند که سرطان در بین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی کسب می کنند کمتر شایع است . در بررسی دیگری مشاهده کردند افرادی که همیشه از مقابله های مذهبی استفاده می کنند نسبت به افرادی که کمتر و گاهی از این مقابله های استفاده می کنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی نمرات بالاتری کسب کردند . « موریس » اثر زیارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بیمار سالمند بررسی کرد . او دریافت که علائم آنها بعد از زیارت رفتن کاهش زیادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زیارت هم این اثر ادامه دارد.

نماز خواندن

علیرغم این که اکثر تحقیقات ذکر شده در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجایی که باور و اعتقاد ما مسلمانان بر این است که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ارائه دهنده کامل ترین و سلامت سازترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورات آن حوزه های وسیع اخلاقی فردی بهداشتی و اجتماعی را دربرمی گیرد لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی در سلامت روانی یک ضرورت اساسی به نظر می رسد.

بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد . در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73 4 سال شرکت داشتند معلوم شد که بین سه شاخص « مذهبی بودن » و « روحیه داشتن » و « دلگرمی به زندگی » همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین در یک بررسی دیگر مشخص شد که بین ایمان قوی تر و معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس کمتر از مرگ همبستگی وجود دارد .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۸


نفاق یکی از بدترین امراض اخلاقی و شخصیتی است؛ چرا که نفاق باعث می شود منافق با هر گروه و قشر خاصی که برخورد پیدا می کند همانند آنان می شود و مثل آنان بیاندیشد و حتی از افکار و عقاید آنها دفاع کند که این امر خیلی برای جامعه خطرناک است.
نفاق یکی از مهلک ترین امراض اخلاقی و شخصیتی است که خواری دنیا و عذاب وحشتناک آخرت را در پی دارد، فلذا باید این مرض را شناخت و ریشه آن را در درون خود خشکاند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٢

تربیت دینی کودکان امری ضروری و لازم است و این ضرورت حداقل از دو دید فردی و اجتماعی قابل رسیدگی است. از لحاظ فردی باید بگوییم که مذهب پایه و مایه‏ی همه‏ی جوانب و ابعاد زندگی فرد و سبب بسیاری از رشدها و پستی‏هاست. چه بسیارند امانت‏های الهی که در سایه‏ی بی‏توجهی اولیای کودک به جنبه‏های عقیدتی و مذهبی او، لکه‏دار می‏شوند و یا کودکانی را می‏شناسیم که می‏توانند در آینده‏ای نزدیک اعضایی مفید به حال خود و اجتماع تربیت شوند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠

سبب مهر و محبت و دلدادگی و دلبستگی اگر از ناحیه حیوانیت و شهوت انسان باشد، نباید از آن انتظار آثار و حتی دوام و بقا داشت؛ این گونه مهر و محبت فقط زمینه ساز لذت گرایی بی قید و شرط و شکستن حصارهای معنوی و گاهی عامل ایجاد ننگ و عار و مزاحمت برای خود و دیگران است و چنانچه سبب مهر و محبت و دلدادگی و دلبستگی از ناحیه ایمان و انسانیت و معنویت آدمی باشد، باید از آن در دنیا و آخرت انتظار و نیز دوام و بقا داشت.
 
اثر مهرورزی از زبان قرآن
 
 قرآن مجید پس از آن که در بخشی از آیه ۷۱ سوره توبه مهرورزی مردان و زنان با ایمان را به یکدیگر مطرح می کند، در آیه بعد به سه اثر بسیار مثبت و ابدی این مهرورزی در قیامت اشاره می نماید. خدا به مردان و زنان با ایمان ( به پاداشی مهرورزیشان به یکدیگر و امر به معروف و نهی از منکر و اقامه نماز و پرداخت زکات و اطاعت از خدا و پیامبرش) بهشت هایی را وعده داده و رضایت خدا که از همه نعمت ها بزرگ تر است.
 
مهرورزی متقابل
 
 از آثار مهرورزی انسان به دیگران در دنیا، مهرورزی متقابل آنان به انسان است. هنگامی که انسان غرق در محبت دیگران می شود در حقیقت یاران و دوستان فراوانی پیدا می کند که هر یک برای انسان در امور حیات و زندگی شان چون بازویی توانا هستند که موقع لزوم به سبب مهر و محبتشان نسبت به انسان به یاری و کمک انسان می شتابند و به سرعت گره از کارش می گشایند و دل آدمی را از اندوه و غصه نجات می دهند و جان را از رنج و بار مشکلات می رهانند.
 
عبادت و بندگی
 
 از آثار مهر و محبت پاک و عشق تابناک به خدا، بندگی و عبادت است، انسانی که عاشق خداست یقینا عاشق اطاعت از او و دلداده به اجرای فرمان ها و احکام حضرت ربوبی است، قل ان کنتم الله فاتبعونی.. ( سوره آل عمران آیه ۳۱ )؛ بگو اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید.
 
 محبت سبب طاعت و عبادت است، ولی ادعای محبت سبب طاعت و عبادت نیست، لذا در این آیه می خواهد بگوید اگر خدا را دوست دارید و به او عشق می ورزید نتیجه اش پیروی از من است که مبلغ رسالت او هستم و از سوی او پیام وحی را به شما ابلاغ می کنم این که ادعا می کنید ما خدا را دوست داریم ولی در مقام عبادت و اطاعت نیستید دلیل بر این است که چیزی را به زبان جاری می کنید که دل شما از آن تهی و خالی است. محبت و عاشق واقعی سراپا مطیع معشوق و گوش به فرمان اوست و از شنیدن فرمان معشوق و اجرای آن فرمان با همه وجود لذت می برد.
 
 اصحاب حضرت امام حسین (ع) در معرفت و آگاهی و یاری دین و عشق به عبادت و شهادت برترین نمونه در همه روزگاران و قرون و اعصار هستند. حضرت امام باقر (ع) می فرمایند: امیر المومنین (ع) با گروهی اندک از مردم از لشکریانش در مسیر صفین بیرون آمد تا نزدیک زمین کربلا، پیشاپیش آنان قرار گرفت و در مکانی شروع به گردش و طواف کرد و فرمود: دویست پیامبر و دویست فرزند پیامبر که همه از شهیدان هستند در این جا به قتل رسیده اند. این مکان محل استراحت شتران کاروان کربلا و جای افتادن عاشقان است، آنان شهیدانی هستند که گذشتگان در بزرگی وعظمت از آنان پیش نجویند و آیندگان به آنان نرسند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢٠


بخش اخر حکمت الاشراق مربوط به بحث درباره معاد و اتحاد روحانی  است و مشخص کردن راه دقیق بازگشت روح به مسکن اصلی خود , سهروردی در این بخش بحث می کند که احوال نفس انسانی پس از ترک تن  بستگی دارد به درجه ای که شخص قادر است در سلسله مراتب وجودی قبل از مرگ ارتقا» یابد در این رابطه سهروردی رفتن در پی حیاتی متعادل مبتنی بر دانش و عمل را عامل عمده در تعیین جایگاه روح هر فرد پس از مرگ می داند. او استدلال می کند که در واقع ارواح انان که زندگی متعادل را گذرانده اند منجر به سلسله ای از فرشتگان می شود که به نوبه خود درجات مختلف هستی شناسی اشرافی را تعیین می کنند. تصور سهروردی از معادشناسی ناشی از تصور او از روان شناسی است او به این نتیجه رسیده  که هدف انسان این است که اشراق یابد و در عالم دیگر به اصل خویش برگردد. عالم دیگر فقط دنباله این عالم است و منزلت روح در قیامت بستگی دارد به اندازه ای که شخص اکنون در این جهان تصفیه شده باشد. سهروردی در ارتباط با درجه تصفیه روح و تاله افراد انها را به سه گروه تقسیم می کند و رابطه ای علی میان پاکی و تاله انان و پایگاه وجودی انان در جهان دیگر برقرار می کند این سه گروه عبارتند از :
1- انان که در ظلمات جهل باقی ماندند( اشقیا) به سوی دنیای مقلوب یا صورمعلقه روان می شوند.
2- کسانی که خویشتن را تا حدی تزکیه کردند( سدد) به سوی جهان ارباب انواع که در ورای اسمان های قابل روئت است رهسپار می شوند.
3- انان که خود را تصفیه کردند و به نور رسیدند ( متالهون ) نفسشان به سوی جهان فوق فرشتگان عزیمت می کند.
حالات نفس پس از ترک بدن
پس از ترک بدن , نفس در حالات گوناگون قرار می گیرد که سهروردی به شرح زیر به بیان ان می پردازد:
1- نفس ساده و پاک : مثل نفوس اطفال و ابلهان که نه به این جهان جلب شده اند و نه به جهان دیگر
2- نفس ساده ولی ناپاک : این نفوس بیشتر به این جهان جلب شده اند و بنابراین هنگام مرگ به سبب جدایی از هدف مطلوب بسیار در رنج اند. هرچند به تدریج عشق خاکی خود را فراموش کرده وساده و پاک می گردند.
3- نفس کامل و پاک : هنگام مرگ به عالم عقل که به ان شبیه است که , می پیوندند و از ادراک خداوند به لذتی غیر قابل وصف دست می یابد.
4- نفس کامل و ناپاک : که در هنگام مرگ به خاطر جدایی از بدن و مبدا اول بسیار رنج می برد.
به هر صورت به تدریج رنجهای ناشی از دوری این جهان پایان یابد و نفس از لذت روحانی بهره می گیرد.
عالی ترین مرحله ای که نفس باید به ان برسد نفس قدسی پیامبران است که صور کلیات  یا ارباب انواع را به طور طبیعی در می یابد. نفوس اولیا بزرگ به چنان درجه ای از پاکی می رسند که می توانند برعالم عناصر اثر بگذارند همچنانکه نفس معمولی بربدن اثر می گذارد.  پیامبران حتی قادرند که ارباب انواع را به اراده خود ماندگار کنند. بدین معنی که به انها موجودیت بخشند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٢٠


نفس انسانی یا نفس ناطقه که همان نور اسفهبندی است به عالم روحانی تعلق دارد و از طریق شبکه این قوا برای مدتی وابسته به جسم می گردد و در حصار طبیعت زندانی است که یا خود را  ازاد می کند یا در بن مسکن جدید گم می شود و موطن اصلی خود را فراموش می کند و جز به وسیله مرگ یا اعمال زاهدانه بیدار نمی شود . سهروردی درباره ان می گوید: بدان که نفس ناطقه از جوهر ملکوت است و او را قوتهای تن و مشاغل از عالم خود بازداشته است و هرگه که نفس قوی گردد به فضائل روحانی و سلطان قوای بدنی ضعیف گردد به سبب کم خودن و کم خفتن باشد که نفس خلاص یابد و به عالم قدس پیوندد.
مساله جسم و نفس
یکی از مسائل اصلی فلسفه بحث وجود نفس یا روح و رابطه ان با جسم بوده است سهروردی در پرتونامه, برای تایید وجود نفسی مستقل از جسم چنین استدلال می کند:
مااغلب به خود اشاره می کنیم و می  گوییم من چنین کردم یا چنان اگر بخشی از خود را ( مثلا ستم را ) جدا کنم و ان را روی میز بگذارم نه به ان من خواهم گفت و نه تا انجا که به شخصیت مربوط است . من تفاوتی خواهم کرد براین اساس سهروردی نتیجه می گیرد که نفس یا خود جدای از جسم است و بنابراین باید غیر مادی باشد. او همچنین معتقد به افرینش انی نفس و بدن بوده و ظهور هیچیک را مقدم بردیگری نمی داند استدلال سهروردی بر رابطه بین جسم و نفس براساس میزان نورپذیری انهاست. او چنین استدلال می کند که بدن چیزی جز نبود نور نیست و این پایین ترین سطح در سلسله مراتب وجود نور است. بنابراین رابطه بین نفس و بدن رابطه ای است بین نور و فقدان نور که محال است در حالی که نفس نشیمن عقل است , بدن نقشهای پایین تری را عهده دار است. بنابراین نفس و بدن اساسا بافت وجودی یکسانی دارند. تنها تفاوت میان انها قوت یا شدت انهاست که دلالت بر تعلق انها به درجات وجودی متفاوت دارد

بنابراین سهروردی نتیجه می گیرد که نفس و بدن جنبه های متفاوتی از پدیده واحدی هستند که تاثیرات متقابل میان انها با اصول محبت و قهر هماهنگ است . بدن, که متعلق به مرتبه پایین تری است عشق و شوقی ذاتی به مرتبه بالاتر , یعنی نور , دارد و می داند که مرتبه بالاتر بر انچه فروتر است قهر و غلبه دارد با وجود این در تحلیل نهایی, سطوح مختلف از منشایی واحدند و بنابراین قرابتی میان روح و بدن وجود دارد . این نظریه نه ثنوی است و نه از مقوله اصالت پدیدار شناسی است زیرا در ان به  روح و جسم کلا در بافتی متفاوت نگاه می شود می توان ان را وحدت گرایی روحی خواند چون مبتنی بر تعامل تجلیات متفاوت یک چیز واحد , یعنی نور است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

طبقه بندی قوای گوناگون نفس توسط سهروردی به شرح زیر است:
نفس نباتی ( گیاهی ) شامل غازیه ( غذا دهنده ) , نامیه ( نموکننده ) , مولد ( تولید کننده ) که خود اینها شامل جاذبه ( جذب کننده ) , ماسکه ( نگهدارنده) , هاضمه ( حل کننده ) , دافعه ( دفع کننده ) هستند.
نفس حیوانی شامل : قوه محرکه  ( حرکت) , قوه نزوعیه ( میل ) که شامل شهوت و غضب هستند.
علاوه بر قوای مذکور انسان و سایر حیوانات کامله , دارای پنج حس ظاهری ( خارجی ) و پنج حس باطنی هستند. حواس ظاهری عبارتند از حس لمس, چشایی, بویایی , شنوایی و بینایی.
حواس باطنی
1-حس مشترک : خزانه حواس ظاهری است. مثل حوضی که از پنج نهر در او اب وارد می شود به وسیله همین حس است که ترش بودن چیزی , سفید بودن چیزی , مستقیم حرکت کردن چیزی ادراک می شود. مرکزی است که تمام اگاهیها و اطلاعات درباره دنیای خارجی گرداوری می شود محل ان در جلوی مغز تجویف مقدم دماغ است.
2- خیال : خزانه حس مشترک است هنگامی که صورحسیه از حس مشترک بیرون رفت و پنهان شد در خیال مستقر می شود. جای ان در عقب تجویف مقدم دماغ است.
3- قوه وهم: فرمانروای امور محسوس است که متعلق به حواس نیست در عقب تجویف اواسط قرار دارد. ( مثلا گربه از جهت ادراک معنی خاصی که وجود موش دارد, در صدد شکار ان برمی اید و موش از جهت احساس و  ادراک معنایی که در وجود گربه میکند, از او گریزان می باشد) .
4- متخیل: قوه ای است واقع در تجویف اوسط دماغ اگر وهم ان را به کار گیرد متخیله و  اگر عقل به کارگیرد متفکره می  نامند کار ان ترکیب و تحلیل است.
5 -حافظه : جای ان در تجریف اخر دماغ است. جایی است که وهم ذخیره می شود( خزانه وهم و تمثیل ) .
انچه درباب مراتب نفس و حواس بیان شد, ظاهرا نظر شارح کتاب ( شرح حکمته الاشراق) یعنی قطب الدین شیرازی است( درمتن کتاب این توضیحات دیده نمی شود) و سهروردی در این باب اظهار نظر صریحی نکرده است. از نظر وی همه چیز روشنایی و نور است.
پس احساس مرتبه ای از نور و ادراک مرتبه ای دیگر و علم مرتبه ای دیگر از نور هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠


 لبته معنی دعا این نیست که انسان در کارها و مشکلات مختلف و رسیدن به آن‌چه که خوب است و دوست دارد به آن‌ها برسد، تلاش خودش را نکند. بلکه آن‌چه که اسبابش را خدا در اختیارش گذاشته حتما از آن وسایل و اسباب استفاده کند و توجه‌ و توکل او به سوی مسبب اسباب باشد و از این پناهندگی به حق و دعا هم حداکثر بهره را بگیرد.
 به گزارش مشرق، آیت الله سیدان در نشست خود با سایت شفقنا، با تاکید بر اهمیت دعا و مسئلت از حضرت باریتعالی در تمام شئون زندگی خاطر نشان ساختند: مسأله دعا پناهندگی به قدرتی بی‌عجز و علمی بی‌جهل و لطفی بی‌پایان است. بنابراین از نظر عقلی خود دعا و درخواست از خدا و پناهندگی به خداوند متعال مسأله‌ای است بسیار مهم. در مدارک هم کاملا تاکید شده است و در قرآن کریم به صورت‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. البته معنی دعا این نیست که انسان در کارها و مشکلات مختلف و رسیدن به آن‌چه که خوب است و دوست دارد به آن‌ها برسد، تلاش خودش را نکند. بلکه آن‌چه که اسبابش را خدا در اختیارش گذاشته حتما از آن وسایل و اسباب استفاده کند و توجه‌ و توکل او به سوی مسبب اسباب باشد و از این پناهندگی به حق و دعا هم حداکثر بهره را بگیرد.

 آیت الله سیدان در معرفی یکی ازدعاهایی که در رفع مشکلات وارد دانسته شده است، یادآور شدند:از دعاهایی که رسیده است و در مشکلات گفته می‌شود خواندش خوب است یکی این دعا می‌باشد. در جلد 91 کتاب شریف بحارالأنوار از قول حضرت رضا (ع) نقل شده است. امام رضا (ع) خود این دعا را از حضرت علی (ع) نقل می‌کنند. می‌توان برای تمام مشکلات این دعا را خواند که عنایت خدا را بیشتر می‌سازد.

 باللَّهِ‏ أَسْتَفْتِحُ‏، وَ بِاللَّهِ أَسْتَنْجِحُ، وَ بِمُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ، اللَّهُمَّ سَهِّلْ لِی حُزُونَةَ أَمْرِی کُلَّهُ، وَ یَسِّرْ لِی صُعُوبَتَهُ، إِنَّکَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ، وَ عِنْدَکَ أُمُّ الْکِتَاب‏[1]

 به خدا افتتاح می کنم کار را و به وسیله خدا طلب می‌کنم موفقیت و رستگاری را و رسیدن به آن‌چه که می‌خواهم را از خدا درخواست دارم. و به واسطه محمد (ص) به پیش‌گاه خداوند توجه می‌کنم. پروردگارا دشواری کار من و سختی آن را برای من آسان گردان. همانا که تو آن‌چه را که بخواهی محو کرده و یا ثابت می‌گردانی. همانا که ام الکتاب در نزد تو می‌باشد.

 

 [1] . محمدباقر بن محمدتقی المجلسی؛ بحار الأنوار لدرر أخبار أئمة الأطهار؛ الطبعة الثانیة، دار إحیاء التراث العربی، بیروت 1403 قـ ، ج 91 (تتمة کتاب الذکر و الدعاء، تتمة أبواب الدعاء،باب احراز النبی و الأئمة و عوزاتهم، باب الأحراز المرویة عن الصادق صلوات الله علیه)، ص 315

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠


طبیعیات و علم النفس حکمت اشراق, دنیای اجسام و نفوس را با دنیای عقول یا فرشتگان که شامل تمامی این جهان است تواما مورد بررسی قرار می دهد. سهروردی در تعریفی که از اشیا» می کند , طبیعت انها را عبارت از نور می داند. سپس اشیا» را بر طبق درجه شفافیشان طبقه بندی می کند. مثلا تمام ان موجوداتی را که مانند هوا نور را از خود عبور می دهند در طبقه وجودی بالاتر از انهایی قرار دارند که مانند خاک , سد راه نور می شوند. بنابراین تقسیم بندی اواز اجسام طبیعی , یا ساده اند یا مرکب . اجسام ساده به سه طبقه تقسیم شده اند:
1- حاجز: اجسامی که مانع نفوذ نورند
2- لطیف : انها که قابل نفوذ نورند
3- مقتصد : انها که قابل نفوذ نور به درجات مختلفند
اجسام مقتصد به مراحل مختلفی تقسیم می شوند:
اسمانها ( فلک ) در مقام درخشش از برترین مقوله ساخته شده اند و عناصر زیر اسمانها ( زیر فلک ) که خاک ( مقوله اول) و اب ( مقوله دوم ) و هوا ( مقوله سوم ) ترکیب شده اند.
اجسام مرکب هم متعلق به یکی از انواع بالاست و بستگی به  این دارد که چه عنصری بر انها غلبه دارد و از ترکیب عناصر ساده تشکیل می شوند. که شامل معدنیات , نباتات و حیوانات می باشند. هریک از عناصر مرکب تحت سلطه نور یا فرشته ای مخصوص اند.
بر اثر تصفیه در ترکیب عناصر , گیاهان و حیوانات به وجود می ایند هریک از این گیاهان و حیوانات با قوای خود که در حقیقت عوامل گوناگون نورند پا به عرصه وجود می گذارند . این قوا در حیوانات بالاتر و انسان که  کاملترین موجود زمینی است به شکلی کامل ظاهر می شود. جسم انسان طلسمی از نور اسفهبدی است که برهر انسانی حاکم است تمام قوای نفس جنبه های مختلف نورند که برتمام به عناصر بدن پرتو می افشانند و به قوای تخیل و حافظه که منبعی برای نفس اند نور می بخشند. بنابراین در سلسله مراتب نورپذیری تمام عناصر در مقابل اسمانها بی قدرتند , تمام اسمان ها تحت سلطه نفوس اند و نفوس زیر فرمان عقول و عقول تحت تسلط عقل کلی و عقلی کلی , زیر سلطه نورالانوار است.

گرچه نظر سهروردی درباره علم  النفس و روانشناسی تحت تاثیر نظریه ارسطویی است ولی در طبقه بندی نفوس از ارسطو سهروردی همه کائنات را به سه گروه نباتی و حیوانی و انسانی طبقه بندی می کند .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢



در این تحقیق ضمن تبیین مفهوم مشاوره و بیان تفاوت‌های مفهومی‌مشاوره استدلال شده است که اسلام یک مکتب و نظریه مشاوره ای نیست بلکه نظام فکری، عقیدتی و رفتاری جامعی است که چارپوب‌های کلی زندگی انسان را ترسیم کرده است و راههای وصول به فلاح و سعادت نهایی را مشخص نموده است و اصول و روشهای مشاوره همچون سایر امور بشری باید لااقل در جوامع اسلامی‌با اهداف، ارزش‌ها، هنجارها، برنامه‌ها و تکالیف اسلامی‌سازگاری یابد. بدین ترتیب روشن می‌شود که چرا باید مشاوره و روان درمانی از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گیرد. تأکید اسلام بر مسأله مقدمی‌و زیربنایی بهداشت و سلامت روانی انسانها و ارائه راهکارهای مناسب برای تحقق آن، لزوم توجه به غایات، هنجارها و وظایفی که اسلام برای بشر معین کرده است در تدوین نظریه درمانی و تنظیم روشهای مشاوره وجود توصیه‌های ارزشمند و ارائه راهبردهای کارآمد مشاوره ای در کلام و مرام معصومین (ع) و اهمیت توجه به باورها، اعتقادات و ارزشهای دینی مراجعان در امر مشاوره و راهنمایی، پاره ای از دلایل پرداختن به این موضوع از دیدگاه اسلام می‌باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢



توصیه های زیر از کتاب قانون ابوعلی سیناست که یکی از کاربران برای مان ارسال کردند.خواندن این نکته ها با توجه به اینکه خیلی از آن ها این روزها با پیشرفت علم ثابت شده ، نشان دهنده ی این است که این حکیم دانا در سال هاپیش به چه حد بالایی از علم و دانش رسید بودند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٩

طریق سیر و سلوک سه مرحله دارد: مقامات سیر وسلوک , محبت و معرفت.
طی کردن مقامات سیر و سلوک , محبت و معرفت , طلبی است حقیقی و برای اصول و حاصل آن نیز به مجاهده احساس می شود . هرگاه ذهن و اندیشه اسیر و گرفتار عالم حیوانی و اوهام باشد , قدمی در جهت مجاهده گذاشتن کاریست بسا دشوار برای این امر در راه سیر و سلوک و مقامات بعدی آن لازم است ذهن و اندیشه را از اسارت عالم کثرت واو هام رهایی بخشید.
حضرت مولانا میفرماید:
برزمین گر نیم گز راهی بود
آدمی بی ترس ایمن میرود
برسر دیوار خالی گر رویی
گر دو گز عرضش بود کج میشوی
بلکه می افتی ز ترس دل به وهم
ترس وهمی را نیکو بنگر به فهم


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٢/٩

ما انسان ها معمولا برای تبعیت از قالب ها و فتوکپی ها این توجیه نا موجه را در کار می کنیم که چون فلان سنت فلان سبک شعر , فلان سبک موسیقی مال خود مان است باید آن را حفظ کنیم . این توجیه نابخردانه ای است , اگر سنت , زیبایی , یا هر چیز دیگر مبتنی بر واقعیت , اصالت و حقیقت است , مال خودمان  بی معناست. حقیقت مال فرد یا جامعه خاصی نیست و اگر زیبایی و کمال در آن نیست , حفظ و دفاع از آن به صرف مال خودمان است کاری مفید و بخردانه نیست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱/٩

اینها هم کلید شناخت صورت وضعیت و صورت مسئله است, و هم کلید مقدماتی برای استفاده از دیگر کلید هایی که به منظور رهایی از زندان توهمات عرضه می کند و اما ببینیم چه کلیدهای اساسی را برای گشودن زندان توهمات عرضه می کند. یکی از کلیدهای  اساسی, درک هرچه عمیق تر و وسیع تر و خامت ها و رنجها و سرگردانی ها , اضطراب ها و ادبارهای ناشی از این بازی و فریب ذهنی است.
مولانا یکی از شرایط رهایی را استیصال( ریشه کن ساختن , از بیخ و بن برکندن) می داند و انسان زمانی در حالت و تجربه استیصال قرار می گیرد که کارد نفس پلید را در استخوان جان خویش لمس کند. درک عمیق رنج های ناشی از بازی ذهنی نفس است که می تواند اهمیت و جدیت برخاستن و خارج شدن از حصار خود را در ما ایجاد کند. درک عمیق رنج هاست که ما را به حالت طغیان علیه این بازی تباه کننده در می آورد.
در حال حاضر ما به علت وعده ها و فریب ها و مشغولیت های لذت آلود بازی خود متوجه بازی آن نیستیم , در حالت غفلت و تخدیر شدگی به سر می بریم, در داستان پیر چنگی, چنگ را سمبل خود و نفس گرفته است . چنگ یا خود او یک عمر وسیله لذت , فریب و مشغولیت بوده است, در اواخر عمر متوجه فریب و بازی پوچ خود می گردد. خطاب به چنگ  و در واقع به خود ش می گوید:
ای بخورده خون من هفتاد سال
ای ز تو رویم سیه پیش کمال!
خرج کردم عمر خود را دم به دم
در دمیدم جمله را در زیر و بم
وای کز تری زیر افکند خرد
خشک شد کشت دل من , دل بمرد!
وای بر تو ای مطرب نفس ای مطربی که مرا در لذت پوچ آهنگ های فریبنده خود سرگرم نمودی و کشتزار دلم را خشک و بی حاصل کردی!
با درک پوچی بازی و مشغولیت های فریب آمیز و غفلت آلود آن به هوش می آید , به خود می گوید: خدایا لااقل حالا به پایان خط رسیده ام بگذار چنگ را به یاد تو و برای تو به توبه نوا در آورم, و در واقع خود کریه وحقیر را به عظمت حقیقت تو تسلیم کنم, بنابراین :
چنگ را برداشت , شد الله جو
سوی گورستان یثرب آه گو
در گورستان که سمبل عدم و نیستی است. آنقدر گریه می کند که از خود تهی می شود!
چون بسی بگریست , و زحد رفت درد
چنگ را زد بر زمین و خرد کرد
از حد رفت درد, یعنی عمق وخامت رنج ها و ادبارهای خود را درک کرد و بنابراین چنگ را و در واقع خود را خرد کرد, از خود تهی شد.( چون درک وخامت مسئله» خود از کلیدهای اساسی است, به ذکر خلاصه داستان دیگری در این زمینه می پردازیم , تصوح مردی است زن نما , که خود را وارد محافل زنانه میکند, و از این کار لذت می برد , بارها وجدانش به او نهیب می زند و او را از این کار منع می کند و او نیز بارها توبه می کند ولی چون زور لذت, شهوت و هوای نفس بر وجدانش غلبه دارد و می چربد هر بار توبه خود را می شکند تا یک روز در یکی از همان محافل زنانه جواهری از دختر پادشاه گم می شود, و حکم می کنند که همه زنها را بگردند, بدیهی است که نوبت جستن نصوح هم می رسد ترس عمیقی نصوح را می گیرد .
پیش چشم خویش او می دید مرگ
سخت می لرزید بر خود همچو برگ
و با خود می اندیشد که :
نوبت جستن اگر در من رسد
وه که جان من چه سختی ها کشد!
و به درگاه خداوند دعا و التماس می کند:
گر مرا این بار ستاری کنی
توبه کردم من ز هر نا کردنی
چون ترس از مرگ وجود او را در خود می گیرد , بیهوش , و از خود تهی می شود.
چون تهی گشت و خودی او نماند
باز جانش را خدا در پیش خواند
چونکه جانش وارهید از ننگ من
رفت شادان پیش اصل خویشتن
یکی دیگر از کلیدهای اساسی برای رهایی از زندان خود درک عمیق معنای احتما یا نگرش و گرایش منفی و لائیت است. خود حاصل مثبت اندیشی یا بگوییم هست مندی ذهن است و تا زمانی که ذهن به وسیله اندیشه در تلاش رهایی از خود است. کارش ماهیت خون به خون شستن را دارد آنچه می تواند خود بخود و به طور طبیعی بنای توهمی خود را به زوال و نیستی بکشاند, احتما و پرهیز از اندیشه است . احتما کن , احتما زاندیشه ها.
مولانا به شکل های مختلف این معنا را متذکر می شود در داستان زن و مرد عرب ,مرد هنگامی متصل به حقیقت می گردد که خود را در سمبل سبوی آب تسلیم به حقیقت می کند آن سبوی آب دانش های ماست و دانش ها و دانستگی ها هستند که تشکیل سبوی بسته و محدود و کوچک هستی مجازی انسان را می دهند . در داستان مطرب و امیر نیز می گوید مطرب در خدمت امیر سرودی می خواند که ترجیح بند آن می ندانم بود , امیر بر آشفت و گفت:
آن بگو ای گیج که میدانی اش
می ندانم می ندانم درمکش
و مولانا از زبان مطرب چنین پاسخ می دهد:
میر مد اثبات پیش از نفی تو
نفی کردم تا بری ز اثبات بو
برای اینکه حقیقت که غیر متعین و توصیف ناپذیر است بر تو متجلی گردد باید بر هستی خویش بمیری!
راز رهایی از زندان خود اینست که شخص نیست بودن آنچه را هستی تصور می کند درک و تجربه کند ولی سئوال این است که چرا ما با وجود اینکه عقلا توهمی و نیست بودن خود را درک می کنیم و می دانیم تجربه نیستی که عین رهایی است تحقق پیدا نمی کند؟
علت آن اینست که بعد از تشکیل نطفه خود در ذهن , ذهن اسیر یک مقدار عادت , کیفیت ها و خصوصیات می گردد, و آن عادات و خصوصیات حکم ستون های ساختمان خود را دارند, و اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم خود موجودیتی مستقل و جدا از آن عادات و کیفیت ها و خصوصیات ندارد.
بنابراین شناخت آن کیفیت ها و عادات , نتیجتا زوال خود است . ( نفس شناخت عمیق و وسیع آن عادات , عین تضعیف و زوال آنهاست.)

یکی از مخرب ترین کیفیت هایی که به تبع القا»  خود بر ذهن عارض می شود اینست که فرد روز به روز اصالت و فردیت انسانی خویش را می بازد, با خود بیگانه می شود و تسلیم القائات تحمیلی جامعه می گردد. بعد از آن القائات فردیتی به عنوان یک انسان اصیل , آزاد و مستقل برایش باقی نمی ماند , بلکه تبدیل به فتو کپی و المثنای جامعه و القائات آن می شود. به صورت وصله ای در می آید که به لباس کهنه الگو ها, قالب ها , سنت ها و ارزش های جامعه خاص خود می چسبد , رنج و عزای او , عید و شادی او , باورها و به طور کلی تمام تجلیات وجودی او ماهیت فتوکپی را پیدا می کند. هم اکنون که من هستی و شخصیت خود را حقیر یا بزرگ , بی کفایت و با کفایت می اندیشم در واقع دارم با معیارها و الگوهایی که مادرم به ذهنم القا کرده است هستی خود را می اندیشم , پس هستی و هویت من در حقیقت فتوکپی چیزی است که مادرم هست . الگو از اوست, و اندیشه از من.
انسانی که وابسته و خود باخته به اجتماع و نتیجتا وابسته به قالب های اجتماعی است یک انسان بسیار فقیر , بسته و محدود است. زیرا چیزهایی که جامعه خاص او بر او عرضه می کند محدود است و نیز چنین انسانی سطحی و بی ریشه است زیرا عوامل برونی یعنی قالب ها و الگو ها, احساسات او را بر می انگیزانند و نیز هستی و احساسات چنین انسانی موضعی و موقتی است به این معنا که موقعیت های خاصی یعنی الگو ها و عوامل برونی بطور موقت احساسات خاصی را در او ایجاد می کنند و با گذشت ان موقعیت ها احساسات وابسته به آنها نیز از بین می روند مثلا چون امروز عید است من باید شاد باشم , چون امروز روز نیکو کاری است, احساسات نیکو کارانه من به غلیان می ایند پول به فقرا می بخشم ولی از فردا باز چنگ انداختن به پیکر جامعه را شروع می کنم , چرا حالت دائمی من انسان نباید بدون وابستگی به عید و روز نیکو کاری در یک شادمانی خیر و نیکی مستمر و بدون دلیل برونی جریان داشته باشد؟
یکی از مسائل اساسی ناشی از خود باختگی به قالب های اجتماعی در پیش گرفتن یک زندگی عادت گونه و کور است . بلانسبت  چون خران چشم بسته در خراس و زندگی از روی عادت یک زندگی کهنه , تکراری و ملالت بار است. آیا در این امر کم ملالت وجود دارد که من یک عمر است دارم قالب ها و الگو های خاص و محدود را به عنوان هستی و هویت با خود حمل و تکرار می کنم ؟ حمل این قالب های تکراری است که نمی گذارد من نو به نو رسیدن هستی را تجربه کنم چون هستی خودم کهنه است , همه چیز زندگی نیز به نظرم کهنه می رسد!

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٩

آفرین جان آفرین پاک را
رابطه ما با مثنوی رابطه ای است خشک و بی محتوا, رابطه ای در سطح الفاظ و ادبیات , حال انکه مثنوی پیامی بس عمیق در خود نهفته دارد, پیامی که شرح رنج و اسارت آدمی و غربت او از موطن اصلی خویش است. پیام مثنوی هشداری است به انسانی که خود را در تاریکی هستی مجازی از الفاظ و صورتها پیچانده و عمر خود را در ترس و رنج و تضاد می گذراند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٦

یکی از مهم‌ترین مسائلی که به عنوان یکی از اصول بهداشت روانی و هم روان درمانی فردی و گروهی می‌توان از آموزش‌های اسلامی استنباط نمود، لزوم توجه به نعمات خدادادی و جنبه‌های مثبت زندگی و شکرگزازی است. آموزش‌های متعددی در قرآن مجید و دستورات اسلامی وجود دارند که در این مورد آموزش می‌دهند و امر به شکر می‌نمایند. مقصود از شکر ، یادآوری نعمت و اظهار آن است.
مقصود از شکر ، یادآوری نعمت و اظهار آن است و خود به سه صورت امکان پیاده شدن می‌یابد:

*یادآوری (شکر قلب)
*بیان نعمت و شکرگزاری آن (شکر زبان)
*شکرگزاری از نعمت به صورت متناسب با آن (شکر جوارح)


شکرگزاری عملا یکی از نتایج رشد فرد و دستیابی به حکمت است و بهترین شکر ، فرمانبرداری از فرامین الهی است. به منظور شکرگزاری ، دستور داده شده است که نعمات خداوند را یاد آورند، و بازگو نمایند و توجه نمایند که نعمات او بر انسان قابل شمارش نیست.
رشد فردی و ایمان به خدا
یادآوری نعمات خداوند به عنوان یکی از وسایل دستیابی به فلاح و رستگاری تلقی شده است. مهم‌ترین نعمت خداوند که با اعطای آن به انسان بر او منت نهاده است، ایمان به خداست که او را از سقوط بازداشته و به رشد و تکامل و در نتیجه قرب خداوند ، رهنمون می‌گردد. در حقیقت با برخورداری از اسلام و ایمان ، فرد بزرگترین جنبه مثبت را در جهان دارد و در نتیجه از ثروت و قدرتی برخوردار است که با هیچ نعمت دیگر قابل مقایسه نیست.
استفاده از اصل شکرگزاری از خداوند در روان درمانی
استفاده‌ای که از این اصل در روان درمانی فردی و گروهی می‌توان نمود این است که: ممکن است فرد به علت عدم توجه به جنبه‌های مثبت زندگی خویش (نعمت‌های خدادادی) احساس افسردگی و نومیدی نماید. با توجه به بررسی‌های بالینی ، تعداد این افراد کم نیستند و می‌توان با توجه دادن آنها به جنبه‌های مثبت زندگی‌شان آنها را به زندگی امیدوار و به سمت رشد بیشتر هدایت کرد. در این مورد می‌توان و باید به فرد گوشزد کرد که در صورت از بین رفتن جنبه‌های مثبت فعلی ، چه احساسی خواهد داشت و باید علی‌رغم مشکلاتی که دارد با توجه به جنبه‌های مثبت ، با آنها کنار بیاید. نتیجه عملی این روش را بلافاصله می‌توان در فرد مشاهده نمود.
آیا مقوله روان‌شناسی شکر گزاری مختص افراد بیمار روحی است؟
در مواردی هم که حتی علائم بیماری بوجود نیامده است، لازم است فرد و جامعه را به جنبه‌های مثبت زندگی خود متوجه نمود و به آنها آموزش داد که شکرگزاری ، تنها نباید جنبه زبانی داشته باشد. بلکه باید سعی نمایند ضمن آنکه از این جنبه‌ها در راه‌های معقول و رشد بیشتر خود و جامعه استفاده می‌کنند، نسبت به رشد جامعه ، حداکثر کوشش را بنمایند. در غیر این صورت وعید خداوند و از بین رفتن این جنبه‌های مثبت تحقق خواهد یافت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٦


تکنیکهایی که روان درمانگر در فرایند رفتار درمانی از آنها استفاده می‌کند، عمدتا بر اصول و قوانین نظریات شرطی فعال و کلاسیک و یادگیریهای اجتماعی مبتنی هستند و در مواردی ممکن است از اصول نظریات یادگیری دیگر نیز استفاده شود. اهم تکنیکهای رفتار درمانی به قرار زیر است:

شرطی کردن : در این تکنیک رفتار درمانگر به تقویت رفتارهای مطلوب می‌پردازد.

خاموش کردن یا حذف رفتار : عبارت است از تضعیف تدریجی و یا حذف یک رفتار که از راه عدم تقویت آن صورت می‌گیرد.

آموزش شیوه متوقف کردن فکر : در این تکنیک به مراجع آموزش داده می‌شود، با استفاده از یک محرک قوی ، مثل داد زدن « متوقف کن » ، افکار اضطراب زا و مزاحم خود را متوقف کند.

آموزش اظهار وجود : آموزش اظهار وجود تکنیکی است که برای رفع اضطرابهای حادث از روابط اجتماعی متقابل افراد بکار برده می‌شود. مثلا اضطراب ناشی از عدم توانایی فرد در ارائه عقایدش به دوستانش و یا دیگران ، با این تکنیک به خوبی از بین می‌رود.

انزجار درمانی : این تکنیک همراه کردن یک محرک نامطبوع است، با رفتارهای ناسازگار و غیرعادی. در این تکنیک از محرکهای تنبیه کننده مثل داروها ، شوک الکتریکی ، تصاویر منزجر کننده و ... برای رفتارهایی مثل ترک عادت استفاده می‌شود.

حساسیت زدایی منظم : این تکنیک که بسیار پرکاربرد است، روش ایجاد آرامش عمیق عضلانی به فرد آموزش داده می‌شود سلسله مراتبی از محرکات اضطراب‌زا از ضعیف تا شدید به فرد ارائه می‌شود و بعد از رفع اضطراب بعد از هر محرک و ایجاد آرامش ، محرکات بعدی ارائه می‌شوند.

شکل دادن رفتار : در شکل دادن رفتار مشاور در صدد است تا رفتار مطلوبی را در مراجع ایجاد کند. برای این کار مشاور به تقویت رفتارهایی می‌پردازد که فقط شبیه رفتار مطلوب و مورد نظر است، اما در حال حاضر از خصائص رفتاری او نیستند. همین طور پاسخهایی که شباهت بیشتری با پاسخهای مطلوب دارند، تدریجا تقویت می‌شوند و پاسخهایی که کمتر شبیه هستند، بدون تقویت باقی می‌مانند. این رویه آنقدر ادامه می‌یابد، تا رفتار مورد نظر و دلخواه در فرد مراجع شکل بگیرد.

الگوسازی : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را با یک الگوی رفتاری مناسب مواجه می‌کند تا مراجع ، اعمال و رفتار الگوی مورد نظر را از راه تقلید بیاموزد. در این فرایند تقویت اعمال تقلید شده و تمرین و تکرار آنها به یادگیری خصیصه‌های رفتاری مورد نظر منجر می‌شود.

ایفای نقش : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را به ایفای نقش معینی ترغیب می‌کند تا نوعی بصیرت نسبت به رفتار خود کسب کند و سعی کند رفتار آن نقش را به خود بگیرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥


قال علی(ع):

انهنَّ امانة الله عندکم فلا تضاروهنّ و لاتعضلوهنّ.

زنان در نزد شما امانت الهی هستند پس به آنان زیان نرسانید و آنها را تنها نگذارید.(1)

امام صادق(ع) فرموده اند:

خدا رحمت کند بنده ای را که رابطه ی بین خود و زنش را نیکو کرده است.(2)


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٤


سهروردی در میان نورالانوار و تاریکی مطلق مراتبی از نور با درجات مختلف از شدت را نائل است که هر مرتبه منطبق با فرشته ای است .
سهروردی می گوید که از نورالانوار دو طبقه یا مرتبه ملکوتی ( فرشتگان مقرب) صادر می شود. طولی و عرضی از نظر او طبقه طولی فرشتگان مقرب که در راس انها نورالاقرب یا فرشته بهمن ( امشاسفندان) قرار دارد دارای دو جنبه مذکر و مونث هستند.
( نورالاقرب  نخستین افاضه نورالانوار است و مستقیما از نورالانوار نور می گیرد و از او نوری جدید صادر می شود) از جنبه مذکر انها سلسله ای از فرشتگان حاصل می شوند, که هیچ کدام موجب به وجود امدن دیگری نمی شوند. این سلسله طبقات عرضی فرشتگان هستند و شیخ انها را ارباب می داند. از جنبه مونث سلسله فرشتگان مقرب, نظام فرشتگان طولی حاصل می شود که وی هریک از افراد ان را نور  قاهره و این سلسله طولی را در امهات می نامد. هریک از افراد فوقانی این سلسله , جنبه قهر و غلبه بر فرد تحتانی دارد و فرد تحتانی نیز به نوبه خود جنبه محبت و عشق است به فرد فوقانی دارد.
طبقه  عرضی انوار صادره از نورالانوار , شامل سلسله ای از فرشتگان است که سهروردی از انها به انوار اسفهبدی یا انوار مدبره تعبیر می کند. در مرکز هر نفس انسانی یک نور اسفهبدی وجود دارد که او را رهبری می کند و همه نفوس انسانی هم مجموعا تحت رهبری جبرئیل فرشته نوع انسانی هستند. سهروردی جبرئیل را با روح  القدس و روح محمدی یکی می داند و وظیفه ان را رساندن وحی و الهام معارف و صور علمی می داند.
در نتیجه بنابررای سهروردی در باب سلسله فرشتگان یا انوار صادر شده از نورالانوار , مراتب چهارگانه عالم به این ترتیب است: مرتبه اول, عالم عقول یا عالم جبروت که مشتمل است بر فرشتگان مقرب, ( نظام طولی فرشتگان یا امهات و نظام عرضی انها یا ارباب انواع )
مرتبه دوم عالم انوار مدبره ( اسفهبدی ) یا عالم ملکوت که شامل عالم نفوس انسانی و نفوس فلکی است مرتبه سوم عالم سوم عالم ملک که برزخهای دوگانه مشتمل برافلاک و  عناصر تحت قمر است.
مرتبه چهارم : عالم مثال که واسطه میان عالم محسوس و عالم معقول موجودات نورانی است ( مثل افلاطونی نیست).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٤

سهروردی می گوید که انواع نورهای مختلف با صفات متفاوت به شرح زیر وجود دارد:
نور مجرد : نوری که قائم به ذات است
نور  عرضی: نوری که به چیزی غیر از خود متکی است
غسق: چیزی که طبیعت واقعی ان تاریکی است
هیات ظلماتی: نوعی تاریکی که به چیزی جز خود متکی است و به مکان نیاز دارد و دارای عرض ظلمت است
برزخ : شیئی یا هویتی شیئی مانند که انوار را پنهان و اشکار می کند
اجزا» پایین تر این سلسله مراتب , شوقی ذاتی , به اجزا» بالاتر دارند. خصیصه این شوق عشق و ستایش و محبت نسبت به مراتب بالاتر است در حالیکه رابطه اجزا» بالاتر نسبت به اجزا» پایین تر رابطه قهر و سلطه است. مراتب فروردین می خواهند بالاتر بروند و هدف همه انها در نهایت یکی  شدن با نورالانوار است . نورالانوار که واجب الوجود است منشا همه عالم هستی است که سهروردی از ان با انواع نامها تعبیر می کند. المحیط , الاعظم ,  المقدس و اقاهر

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٤


تا انجا که به سلسله مراتب  حقیقت مربوط می شود سهروردی به هستی شناسی سنتی اعتقاد داشت وی فکر سلسله مراتب وجود را حفظ کرد ولی چهارچوب هستی شناسی ابن سینا را از وجود به نور تبدیل کرد. دقیقا همین تغییر بنیادی بود که به وی امکان داد تا بسیاری از موضوعات سنتی فلسفی را, مخصوصا رابطه میان ماهیت و وجود را ارائه کند.

 بنابه نظر سهروردی , طبیعت نور امری بدیهی است زیرا تمام اشیا» به کمک نور شناخته می شوند. نور مرکب است از توالی نامحدودی از انوار ممکن وابسته و هر نور علت وجودی نوری است که پایین تر از ان قرار دارد. نور غایی , که همان واجب الوجود است از نظر سهروردی نورالانوار و علت نهایی همه اشیا» است. ( در مکتب اشراقی خداوند همان نورالانوار است که سطوح پایین تر نور , سلسله ملائک و مجردات از ان صادر می شوند) بنابراین مرتبه وجودی همه موجودات بسته به درجه قرب انها به نور اعلی و درجه منور بودن انهاست. بنابه عقیده سهروردی , درست همان طور که نور را درجاتی از شدت و ضعف است, ظلمت هم درجات دارد.

گرچه او نور را نسبت به درجه وجود داشتن ان طبقه بندی می کند, لزوما ملاک تعیین مرتبه وجود انوار این است که ایا انها از وجود خود اگاهند یا نه بنابراین خوداگاهی ملاکی می شود برای مرتبه وجودی عالی تر که در نظام  حکمت اشراقی مستلزم درجه شدیدتری از نوراست.
به اعتقاد سهروردی , نهایتا اگاهی شخص از طبیعت خود است که مرتبه وجودی او را ارتقا» می بخشد.
سهروردی گزارش می دهد که اصالت نور و اهمیت هستی شناختی ان نخستین بار از طریق اشراق برای من احراز گردید, بنابراین لازم است که در هربحثی راجع به هستی شناسی سهروردی , خصلت شهودی بودن ان را قبول کرد و متوجه بود که تحلیل فلسفی وی مبتنی بر تجربه عرفانی اوست.
در باب نور و انواع آن:
سهروردی بخش عمده ای از حکمه الاشراق را به شرحی از طبیعت , جایگاه و انواع نور که به صورت سلسله مراتب , وجود دارد اختصاص داده است. در راس سلسله مراتب نورالا نوار یعنی مصدر تمام نورها, واقع است و در پایین ان ظلمت یا عدم نور قرار دارد که انعکاس ان در اشیا بی جان یا برزخ است. طبقه بندی سهروردی مبتنی است بر درجات شدت نور یا ظلمت, نورعادی که چشم می تواند ان را ببیند تنها یکی از تجلیات نورالانوار و دارای شدت خاصی است. پس همه اشیا» در عالم هستی درجات و شدت های مختلف نور و ظلمت اند , مهمترین این موجودات , مخلوق نفس ناطقه است که سهروردی از ان به عنوان نوراسفهبدی یاد می کند و می گوید این نور به سبب پاکی مستقل از ماده است, تمام موجودات در این سلسله مراتب برانچه فراز انهاست تاثیر می پذیرند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٤


کلمات عربی اشراق به معنی نوربخشی  ( پرتوافکنی ) و مشرق به معنی خاور ( محل برامدن افتاب) هردو ازنقطه نظر واژه شناسی از کلمه شرق به معنی طلوع خورشید مشتق شده اند.
وحدت میان معنی نوربخشی و شرق در واژه اشراق با رمز خورشیدکه طلوعش از شرق است و به همه چیز نور بخشیده و سرزمین را با نور بخشی و معرفت می شناساند ارتباط پیدا می کند. همچنانکه مغرب جایی است که  خورشید افول می کند و تاریکی حکم فرماست. مغرب سرزمین ماده, جهل یا افکار بحثی ( استدلال ) می باشد که در دام ساختمان منطقی خود گرفتار است.
شرق برعکس سرزمین نور و هستی و سرزمین علم و نوربخشی است که اندیشه بحثی و استدلالی را تعالی می بخشد. سرزمین علمی است که از صفا و تقدیس ترکیب یافته و انسان را از قید خود و جهان رها می سازد. به همین دلیل سهروردی حکمت  اشراق را به شاه موبدان ایران باستان چون کیخسرو و حکمای یونان چون اسکلپیوس, فیثاغورث و افلاطون نسبت می دهد, حکمایی که حکمت انها بر صفای درون و الهام عقلانی و نه بر منطق بحثی , استوار است. با انکه سهروردی از ابن سینا بسیار پیروی کرده اما فلسفه مشائیان را که برهانی و استدلالی است رها کرد و به حکمت و فلسفه ذوقی روی اورده مقصود از حکمت ذوقی همان طور که خود شیخ می گوید, حکمتی است که براساس یافت و کشف و شهود استوار است نه برمبنای برهان و استدلال زیرا از نظر شیخ استدلال و برهان ادمی را به حقیقت نمی رسانند او می گوید: من مسائل حکمت  ذوقی را ابتدا از راه یافت و کشف  و شهود به دست اوردم و سپس در جستجوی برهان و دلیل برامدم نه برعکس , در حالیکه در فلسفه بحثی , اساس براستدلال است بدون انکه مسائل و مباحث ان محقق شده باشد, حتی برای استدلال کننده , که او خود در  انچه اثبات می کند. شک و تردید دارد در حالیکه در حکمت ذوقی نخست دل می پذیرد ان را باور می کند و سپس به دنبال برهان می رود. وی می گوید: من خود انچه را یافته ام باور دارم و برای خود نیازی به برهان و استدلال ندارم و  اگر استدلال و برهانی اقامت کرده ام در مقام تعلیم و اموزندگی می باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢

 

 استاد فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.
 آناج: استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

 ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1-عمدا نماز نخواندن. 2-به ناحق آدم کشتن. 3-عقوق والدین. 4-آبرو بردن.

 این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

 می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

 عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

 روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

 امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

 گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩


منظور از اصول رشد و اصول تکاملی بهداشت روانی در مکتب اسلام ، اصولی هستند که می‌توانند به عنوان الگو و دستورالعمل در تصمیم‌گیری ، برنامه‌ریزی‌های روزانه در حد فرد و اجتماع و حل مشکلات زندگی روزمره و دستیابی به زندگی سالم و رشد به انسان کمک نمایند. دستیابی به یک زندگی سالم جز از طریق فراگیری ، پذیرش و کاربرد این اصول امکان پذیر نیست. با آموزش این اصول به فرد و جامعه و پذیرش و کاربرد آنها ، عملا می‌توان به ایجاد سلامت روانی کمک کرد و در نتیجه اصول فوق می‌تواند به عنوان عوامل پیشگیری از اختلالات واکنشی تلقی شوند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

/ امام سجاد (ع) به فرزندش چه گفت؟
 رفاقت و دوستی آنچنان در زندگی آدمی مهم و تاثیرگذار است که در اسلام آیات و احادیث زیادی درباره ویژگی های فردی که انسان به دوستی بر می گزیند، آمده است.

امام علی(ع) می فرماید: "از دوستی با بدکار بپرهیز چون تو را ارزان می فروشد". آنان که در دنیا با تو دوستند در آخرت نیز همانان دوستان تواند. پس بنگر که بدکاران در آخرت چه جایگاهی دارند. برای دریافت این مطلب قرآن کریم در سوره انفطار آیه 13-14 می فرماید: همانا نیکوکاران در بهشت پر نعمتند و بدکاران در آتش دوزخ.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤



ترجمه توسط: سرکار خانم فلکی

ابو زید احمد بن سهل بلخی متولد 850 میلادی در شهر بلخ و خراسان قدیم که امروزه افغانستان نامیده میشود و در دوره عصر طلایی اسلام می زیست و یک مححق ایرانی نامیده میشود. وی در مدارس علوم ایرانی، علوم اسلامی، جغرافیای اسلامی، طب اسلامی و اندیشه روانشناسی اسلامی مشغول به یادگیری علوم بوده.

آثار: کتب بسیاری را به وی نسبت داده اند که این فهرست توسط الندیم نوشته شده و مطالب برتر این فهرست ریاضیات،توجه به نجوم و اشکال آب و هوایی هستند همچنین آثاری در مورد پزشکی و روان شناسی نوشته است.

کتابی با نام تغذیه روح و جسم ( مسائل البدن و النفوس)

سلامت روان و بیماری روانی

در روانشناسی و علوم اعصاب مفاهیمی درباره روان و بهداشت روان توسط ابو زید بلخی معرفی شده است که تقریبا به سلامت روان ربط داده میشود.

او اوایل موافق بود که علت بیماری ها جسمی است و در کتاب الطب الروحانی در مورد سلامتی معنوی و روانی توضیحاتی داد.

بعد از مدتی از پزشکان عمومی انتقاد کرد که بیشتر به بیماری های جسمی توجه میکنند و از بیماری های روانی غفلت میکنند.

بحث او این بود که انسان از جسم و روح شکل گرفته است و اگر فردی بیمار شود فرد شناخت زیادی از دست میدهد و در توانایی های جامع شکست میخورد مثلا دیگر از زندگی لذت نمیبرد و این باعث میشود بیماری جسمی بیشتر شود.

عقاید وی در مورد سلامت روان برمیگردد به آیه های قرآن و احادیث مانند حدیثی از حضرت محمد (ص):

همانا مرض در قلب هایتان است. و آیه های از قرآن:

براستی در بدن تکه ای گوشت وجود دارد که اگر جسم رو به تباهی برود او نیز از بین میرود و اگر جسم سالم باشد او نیز سالم است و براستی که ان قلب است.

براستی که خداوند حضور یا ثروتتان را در نظر نمیگیرد بلکه اونیت شما و اعمالتان را در نظر میگیرد.

ابو زید بلخی اولین بار طب روانشناسی و شناخت درمانی مشهور شد. و اولین طبقه اختلالات را ارائه کرد.

او بیماری های روانی را به 4 اختلال هیجانی طبقه بندی کرد:

ترس و اضطراب، خشم و پرخاشگری، ناراحتی و افسردگی، وسواس فکری

او سه نوع افسردگی را نیز طبقه بندی کرد:

افسردگی معمولی، افسردگی درونی، افسردگی بالینی از بیرون بدن

او نوشته است که سلامتی فرد همیشه حافظ سلامت روحی باشد.

برای درمان جسم به دارو نیاز است و برای سلامت فرد باید بین جسم و روان تعادل برقرار شود.

ابو زید مفهوم منع دو جانبه را معرفی کرد که هزار سال بعد توسط جوزف ولپه معرفی شد در سال 1969 میلادی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٤
شیطان بر دو گونه است: شیطان جنّی که با گفتن لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظِیم، دور می گردد، و شیطان انسی که با فرستادن درود بر محمّد و خاندانش علیهم السّلام رانده می شود.
چگونه شیطان را دور کنیم؟

از امیرمؤمنان علیه السّلام نقل شده است: «هرگاه شیطان یکی از شما را وسوسه کرد، به خدای تعالی پناه ببرد و با زبان سَر و سِر بگوید: آمَنتُ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ مُخلِصاً لَهُ الدّینَ».

در امالی صدوق، از ابن عباس روایت است که گفت: چون خداوند حضرت عیسی علیه السّلام را به پیامبری برانگیخت، شیطان راه بر وی بست و او را وسوسه کرد. عیسی علیه السّلام گفت: «سُبحانَ اللهِ سَماواتِهِ وَ أرضِهِ، وَ مدادَ کَلِماتِهِ، وَزِنَةَ عَرشِهِ، وَ رِضاءَ نَفسِهِ.» چون شیطان این ذکر را شنید، خود را فراموش کرد و بی اختیار در لجُة الخَضراء فرو افتاد.

به خط شهید اوّل، از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شیطان بر دو گونه است: شیطان جنّی که با گفتن لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظِیم، دور می گردد، و شیطان انسی که با فرستادن درود بر محمّد و خاندانش علیهم السّلام رانده می شود. ۱

منبع:
۱. مصابیح الجنان، ص۲۹۳.
۲. عرفان و عبادت، ص۳۸۵-۳۸۶.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٩



 بـى تقیدى به دستورات الهى :

کسانى که به دستورهاى الهى پاى بند نیستند و حکم الهى را زیر پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسیر طغیان و گـنـاه افتاده اند ، شایسته دوستى نیستند ، باید از آنها فاصله گرفت ، همان گونه که آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.

 

 تملق و چاپلوسى :

علامت دیگر دوستان ناباب چابلوسى است .عده اى براى این که در دوستان خود نـفوذ کنند و بر قلب و روح آنان حاکمیت نمایند به چاپلوسى مى پردازند و دوستان خود را از آنچه هستند بزرگ تر توصیف مى کنند تا نشان دهند شدیدا به آنها محبت دارند و در نتیجه هرکارى که پیشنهاد کردند با موافقت آنها مواجه شوند .

کسانى که بیش از اندازه به ستایش انسان مى پردازند، دشـمنان واقعى و دوستان ظاهرى هستند.
کسى که بى جهت به ستایش افراد مى پردازد ، در مواقع لزوم هم بى جهت به سرزنش آنها خواهد پرداخت .

ارتباط با ناپاکان :

از نشانه هاى دوستان ناباب ، این است که با افراد ناپاک ارتباط دارند .باید کسى را به دوستى انتخاب کرد که با افراد ناباب رفاقت و رفت و آمد نداشته باشد .کسى که با افراد فاسد و لا ابـالـى دوست باشد خودش هم ناپاک است ، گرچه به ظاهر خود را از آنها جدا بداند ، زیرا امکان ندارد افراد پاک، با افراد ناپاک دوست باشند .حتما وجه مشترکى در آنها هست که با هم رفت و آمد دارند .
شناخت دوستانِ دوستان لازم است تا انسان ، فریب افراد دوست نما را نخورد.

وسـوسـه گـر:

 عـلامـت دیگر دوستان نااهل ، این است که انسان را با حالت به ظاهر دلسوزانه و با جملات زیبا و وسوسه انگیز به کار شر دعوت مى کنند .کار شر چیزى است که خلاف رضاى حق و خلاف فطرت و عقل سلیم باشد .

کسانى که انسان را به کار شر دعوت مى کنند ، یـا از روى جهالت و نادانى است یا از روى تعمد و نقشه .در هر صورت ، عمل کردن به دعوت آنان ، اثـرهـاى سوء خود را به جا مى گذارد .

جمله هایى که گاه به گاه چنین دوستانى بیان مى کنند ، چنین است : بابا جوانى است باید خوش بـاشى ، زندگى دوروزه  مى گذرد ، حالا این کار را مى کنیم ، بعدا خوب مى شویم ،  و امثال این جمله ها .

بدون شک ، بیان این کلمات وسوسه انگیز به هر عنوانى و از طرف هر کسى که باشد ، همچون جرقه اى که در فضاى آکـنـده از گاز، روشن مى گردد و همه چیز را مى سوزاند ، آتش غرایز جوان را شعله ور مى کند و ارزش هـاى اخلاقى و فضایل انسانى را در وجود او به آتش مى کشاند و به خاکستر شهوت پرستى تبدیل مى نماید .

 

منبع : کتاب "با جوانان "– نویسنده : آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۸



از برجسته‏ترین خصلتهاى نیکمردان و آزادگان، کرم و سخاوت‏است. و همین آزادگى از تعلقات و خوى بذل و بخشش است که‏دیگران را اسیر محبت و احسان مى‏کند.

«ضیافت‏» و داشتن دستى باز و سفره‏اى گشوده و عطایى پیوسته ومهمان‏دارى و مهمان‏نوازى، از نشانه‏ها و جلوه‏هاى این روحیه فتوت وجوانمردى است.

معاشرتها، دید و بازدیدها و رفت و آمدها، گاهى به صورت‏«مهمانى‏» است. از این رو آشنایى با آداب ضیافت و رسوم دینى مهمانى،در محدوده «اخلاق‏» معاشرت مى‏گنجد. این موضوع، دو جنبه و دوطرف دارد: یکى کسى که مهمان مى‏کند، دیگرى آن که مهمان مى‏شود.و هر کدام را آداب و روش و حد و حدودى است، قابل بحث.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۸



آتش تهمت بیش از آنچه به دیگران ضرر رساند دامن صاحب خویش را مى سوزاند و هستى تهمت زنـنـده را نـشانه مى رود:

1 ـ لعن و نفرین الهى:


  قـرآن مـجـیـد کـسـانـى را کـه بـه زنـان پـاکـدامـن تـهـمـت عمل زشت مى زنند لعنت کرده و فرموده است:

«کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می‌سازند در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند ...»11

2 ـ بى ایمانى:


کسانی که در محضر خدا و برخلاف خواست او به بندگان بى گناهش بهتان مى زنند یا بـه خـدا و پـیـامبرش افترا مى بندند در واقع بى ایمانى خویش را ثابت مى کنند. امام صادق(ع) فرمود:

«وقـتـى مـؤمـنـى بـه برادرش تهمت مىزند، ایمان از دلش رخت برمى بندد چنان که نمک در آب ذوب مى­شود.»12

3 ـ انتقام خدا:


  سـرانجام دست انتقام الهى، گلوى بهتان زننده را خواهد فشرد. امـام رضـا(ع) از رسول اکرم(ص) چنین نقل مى کند:

«هر که به مرد یا زن با ایمان بهتان زند یا درباره او چیزى گوید که در او نیست خداى تعالى روز قیامت او را بر تلى از آتش وادارد تا آنچه گفته از سرش بدر آید.»13

بـا تـوجـه بـه زشـتـى و سـنـگـیـنـى بـهـتـان و پـیـامـدهـاى شـوم آن، روشـن اسـت کـه عقل و شرع به اتفاق، این پدیده ناهنجار اجتماعى را بشدت محکوم و ممنوع کنند و خردمندان را از ارتکاب آن باز دارند.

این گونه دروغ، زشت‏ ترین دروغ‏هاست و اگر بگوییم از بد ترین جنایتها بدتر است، چندان راه دورى نرفته ‏ایم، زیرا جنایت کار ، جان را مى ‏گیرد، ولى‏ مفترى، حیثیت و آبرو را

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۸



1 . سلب امنیت روانى:

تـهـمـت زدن، آرامـش روحـى جـامـعـه را دچـار اخـتـلال مـى کـند و سبب مى شود که مردم همواره در حالت تشویش و نگرانى به سر برند؛ چرا کـه هـر آن مـمـکـن است از سوى هر کسی مورد اتهام قرار گیرند و حیثیت و آبرویشان بر بـاد رود و چنین حالتى ثبات زندگى فردى و اجتماعى را بر باد مى دهد. علاوه بر اینکه سبب بسیارى از امراض روانى و جنگ اعصاب نیز مى شود.

2 . اشاعه فحشا:


مطرح کردن گناه و کارهاى زشت دیگران، خواه راست باشد یا دروغ، قبحِ گناه و حرمت را در جامعه مـى­شـکند و دیگران را نیز به ارتکاب آن تشویق مى کند. چنین کارى در قرآن، ترویج فحشا و زشتیها محسوب شده و تهمت به دیگران از مصادیق بارز آن است!»10

3 . احساس بى اعتمادى:


بـا رواج تـهمت، افراد نسبت به یکدیگر بدبین مى شوند و علاوه بر اشخاصى که مورد اتهام قـرار گـرفـتـه انـد، از دیـگـران نیز سلب اعتماد مى شود و این جوّ بدبینى دامنه اش گسترده خـواهـد شـد بـطـورى کـه دیـگر کسى به دیگری اطمینان نخواهد کرد و چنین حالتى براى جامعه انسانى یک فاجعه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸

بهتان، تهمت، افترا، دروغ ، بهتان، واژه ای قرآنی و حدیثی با مفهوم اخلاقی است. این واژه از ماده «بهت» به معنای متحیّر ساختن و متحیر شدن، عاجز و ناتوان شدن و در لغت به معانیِ کذب، دروغ بستن و افترا زدن است. بهتان در اصطلاح قرآن، حدیث و اخلاق به دروغ نسبت دادن گناه یا خطا به دیگری است.1

پدیده زشت بهتان یا تهمت و افترا، علاوه بر اینکه یک صفت زشت اخلاقى است در زمره گناهان کـبـیـره نـیـز مـحـسوب مى شود. این گونه دروغ، زشت‏ ترین دروغ‏هاست و اگر بگوییم از بد ترین جنایتها بدتر است، چندان راه دورى نرفته ‏ایم، زیرا جنایت کار ، جان را مى ‏گیرد، ولى‏ مفترى، حیثیت و آبرو را مى‏گیرد و دامن بى گناهى را آلوده مى ‏سازد و بد نامش‏ مى کند، نزد مردمان شریف، مرگ از زندگى با ننگ برتر است.

آتش تهمت بیش از آنچه به دیگران ضرر رساند دامن صاحب خویش را مى سوزاند و هستى تهمت زنـنـده را نـشانه مى رود

اضافه بر این، بسیار اتفاق مى‏افتد که تهمت، بیچاره‏اى را در خطر قتل مى‏اندازد;پس تهمت داراى دو شومى مى‏باشد، حال آن که قتل یک شومى دارد.
تعریف بیماری

بهتان نزد دانشمندان اخلاق نسبت دادن رفتار یا گفتار یا حالتی زشت و ناپسند به کسی است که از آن زشتی، پاک و منزه است. روایات بسیاری وجود دارد که به بیان حقیقت این رفتار زشت پرداخته است؛ به عنوان مثال «بهتان‏ این است که درباره برادرت بگوئى چیزى که در او نیست.»2 ابوذر غفاری می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم: اى رسول خدا غیبت چیست؟ فرمود: طورى برادرت را یاد کنى که خوش ندارد. عرض کردم: اى رسول خدا اگر آنچه می گویم در او باشد؟ فرمود: بدان همانا تو هر گاه او را یاد کنى به آنچه که در او هست پس او را غیبت کرده‏اى و اگر در او نباشد تهمت بسته‏اى.»3

امام صادق(ع) نیز می فرماید:

«... بهتان، این است که درباره برادر [مومن] خود، عیبی را که در او نیست، بگویی»4

 

در قرآن کریم آمده است:

«و کسی که «خطا» یا «گناهی» را مرتکب شود؛ سپس بی گناهی را متهم سازد، بار «بهتان» و «گناه» آشکاری را بر دوش گرفته است.»

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱

خانواده با وجود اینکه در اکثر جوامع مورد توجه است در جهان بینی اسلامی اهمیت و ارزش شایان توجهی به آن داده می‌شود. در این جهان بینی خانواده گروهی متشکل از افراد است که دارای شخصیت مدنی ، حقوقی و معنوی است که بر اساس نکاح (عقدی که ارتباط یا مشروعیت ارتباط زن و مرد را معین می‌سازد) پدید می‌آید. چنین ارتباطی یک رابطه ساده انگارانه و فاقد مسئولیت پذیری نیست. بلکه یک پیمان مهم و بااهمیتی است که از جنبه‌های مختلف برای طرفین مسئولیتهایی ایجاد می‌کند. چرا که سلامت چنین پیمانی که اولین پایه‌های تشکیل یک خانواده است ضامنی است برای سلامت کل جامعه.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/۱۱

اراده و راه های تقویت آن

قدرتمند واقعی کیست؟

انسان ها در برابر واقعیت زندگی که توأم با تلخی ها و ناراحتی های بسیار است ، برخوردهایشان مختلف می باشد و همین،رمز تفاوت انسان ها با یکدیگر است . مثلا- عده ای برخوردهای نومیدانه با زندگی دارند و طبیعی است که آن را سراسر تلخی و سردی می یابند و دیگری زندگی را پر نشاط ، زیبا و پر تحرک می بیند و لذا با شوق ، استقامت و روحیه مبارزه با مسائل آن برخورد می کند .

زندگی انسان ها را گردش ایام نمی سازد و حوست سیارات دخالتی در آن ندارد ، این خود افراد هستند که زندگیشان را به دلخواه انتخاب می کنند . لذا بدگویی به دوران ، مقصر شمردن دیگران در سرنوشت خود و بهانه کردن تربیت غلط و یا نداشتن امکانات اعم از رفاهی و غیر رفاهی ، دلایل کافی برای توجیه ضعف و ناتوانی فرد نیست .

انسان دارای قدرت های عجیب نهفته ای است . آدمیت نه به ثروت است ، نه به زیبایی ، نه منزل ، نه ماشین ، این موجود دوپا ، یک شخصیت طبیعی دارد ، همراه با یک دنیا امکانات بالقوه که در وجودش نهفته است . اگر این امکانات به ظهور برسد ، ارزشش و مقامش از فرشتگان نیز فراتر می رود و به آن جا می رسد که در وهم ناید . به تعبیر زیابی علی (ع) ، « ای انسان گمان نکن که جرم کوچکی هستی ، در تو جهانی بزرگ نهاده شده است . »


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢٩

روشن فکران پیشاهنگ روان شناسی در واقع فیلسوفان باستان هستند، اما سنت و شکل روان شناسی نوین اندکی بیش از صد سال سابقه دارد. صدمین سالگرد روان شناسی نوین در سال 1979 جشن گرفته شد. هرمن ابینگهاوس (herman ebinghaus) روان شناس قرن 19 می گوید: «روان شناسی پیشینه ای دراز اما تاریخچه ای کوتاه دارد.» آنچه که فلسفه قدیم را از روان شناسی جدید متمایز می سازد و پیدایش یک نظام مستقل را نشان می دهد،‌رویکردها و فنون مورد استفاده است.»[1] و اما «اصطلاح روان شناسی اسلامی تحت عنوان علم النفس الاسلامی برای اولین بار در مقدمه کتاب «الدراسات النفسیه عند المسلمین و الغزالی بوجه خاصه» که تقریر دکتر احمد فؤاد الاهوانی است و استاد عبدالکریم العثمان تحریر کرده است در سال 1962 آمده است.»[2]


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/٢٩


چه خوب است که دیدارها، همراه با تحفه و هدیه‏اى باشد، تالذت‏بخش‏تر و مودت‏آمیزتر گردد.

اصل هدیه، جلب محبت و مودت مى‏کند، اگر در دیدارهاى پس ازمسافرت و زیارت باشد، چه بهتر و بیشتر!

از مولایمان على(ع) است:

«الهدیة تجلب المحبة‏»; (1) .

هدیه، دوستى مى‏آورد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٩


قرآن کتاب دینی و هدایت است، و برای دست یابی به رشد شخصیت و خودشناسی بهترین راه را نشان می‌دهد؛ زیرا انسان تنها موجودی است که از دو بعد مادی و غیر مادی شکل گرفته است.

به این آیه شریفه توجه کنید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۳/٢٩



1- یکی از مطالبی که باید بدان توجه داشت آن است که علم ارزش جهانی دارد و تحصیل آن در هرجا و از هرکس مجاز و بلکه متحسن است.

پیامبر اکرم می‌فرماید:

در طلب علم باشید  هرچند آن ر ا در چین سراغ گرفته باشید (محجه البیضاء 1/8)

علی علیه السلام فرمود:

مطلب حکیمانه را فرا گیرید و لو گوینده آن مشرک باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٤/٢٩



مفهوم راهنمایی: راهنمایی عبارت است از کمک به فرد در شناختن خود و محیط خویشتن و یا به عبارت دیگر راهنمایی کمک به فرد است در حل مشکلات خود و ایجاد رابطه اساسی با دیگران. (حسینی 1364)
هدف راهنمایی[1]


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۳/٢٩

کلید موفقیت در این راه، آن است که ۷ روز پیاپی کاملاً مثبت باشیم و نگذاریم حتی در یک فکر و بیان منفی وا بمانیم. بی‌درنگ آن را رها کنید. اگر این کار را بکنید و برای مثال سومین روز با هجوم افکار منفی مواجه شوید (باید از اول شروع کنید) جالب اینجاست که پس از پشت‌سر گذراندن ۴ یا ۵ روز موفقیت‌آمیز رویدادی بسیار منفی رخ خواهد داد.

   


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٤


آیا شما فکر می‌کنید افرادی که مذهبی‌ترند یا اخلاق بهتری دارند یا به مسائل معنوی و عرفانی بیشتر توجه دارند، کمتر بیمار می‌شوند؟



مثلاً کمتر سکته می‌کنند یا اگر سرطان بگیرند، بهتر درمان می‌شوند یا اصولاً طول عمرشان بیشتر از بقیه افراد است؟ فکر می‌کنید دعا چگونه می‌تواند در بهبود بیماری موثر باشد؟ آیا به رابطه بین توکل، صله رحم، راستگویی، نماز خواندن و آرامش روانی فکر کرده‌اید؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱/٢٤



مدارک و اسناد دیرینه ای در این زمینه وجود دارد که نیروی ایمان در سلامت جسمانی فرد تاثیر می گذارد. دعا کردن فوایدی دارد که باعث ایجاد سلامت جسمانی در انسانها می شود و کلیه این مزایا قابل اثبات می باشند. حتی دعاهای اتفاقی و مراقبه های گاه و بیگاه نیز به سلامت افراد و داشتن زندگی طولانی تر کمک می کنند. کسی که دعا می کند اجازه می دهد تا تمام استرس ها و اضطراب های درونی اش تخلیه شوند. در بسیاری از موارد جریان خون بیماران بهتر شده و بهبودی پس از عمل جراحی در کسانی که اعتقادات محکم دینی داشته اند، بسیار سریعتر رخ داده است. افرادی که اعتقادات دینی شان از سایرین محکم تر می باشد به راحتی به صلح و آرامش دست پیدا می کنند. بله، درست است، دعا کردن می تواند به راحتی سلامت روانی و فیزیکی را برای شما به ارمغان بیاورد.

آیا دعا تنها تامین امنیت است؟
فقط همین؟ آیا دعا تنها مانند یک عصای زیر بغل است که به ما کمک می کند تا سلامت ذهن و بدن خود را تثبیت کنیم؟ اگر بر روی یک قدرت ماورایی تمرکر کنیم، میتوانیم زمانی که احساس ناتوانی به ما دست داد به راحتی چشم امید به او ببندیم. چنین عملی باعث می شود تا به میزانی از آرامش و آسودگی خاطر دست پیدا کنیم. شاید به همین دلیل باشد که دعا معمولا به فرشتگان و اولیاء و انسانهای پرهیزکار عرضه می شود. زمانی که شما کسی با قدرت عظیم و بی پایانی را در اختیار داشته باشید که بتوانید به راحتی با او صحبت کنید، به درگاه او التماس و زاری کنید، و به گناهان و اشتاباهاتتان اعتراف کنید، خیلی راحت تر می توانید روح سر کش خود را تخلیه سازید.

اما دعا خیلی بیشتر از رسیدن به آرامش است. دعا کردن صحبت کردن با خالقی است که به شما هستی بخشیده، دعا یعنی برقراری ارتباط با یگانه خالق هستی. شما به دعا کردن فراخوانده شده اید. پروردگار خودش به شما گفته تا بارهای اضافی ناراحتی ها و مشکلاتتان را با او در میان بگذارید. او حتی فرموده تا گستاخانه به درگاهش هجوم ببرید تا به رحمت لایزالش دست پیدا کنید. او شما را طوری خلق کرده که نیاز دارید همواره به طریقی با او درارتباط باشید و چه راهی بهتر از دعا کردن؟

دعوت شدگان به مناجات
خداوند به تک تک مخلوقاتش علاقه دارد و برای آنها ارزش قائل می باشد. در کتاب مقدس می خوانیم که او حتی شمارش تک تک موهایی را که بر روی سر هر یک از مخلوتش روییده می داند. حتی از تمام کارهای افرادی که از درگاهش دور شده اند را نیز تحت کنترل و اراده خود دارد. گاهی اوقات شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که فکر کنید آیا کسی هست که خود حقیقی شما را بشناسد. بله او کسی نیست جز خالق و آفریننده تان. او منتظر است تا صدای شما را بشنود. شما باید دعا کنید زیرا او شما را به این کار فراخوانده است.

زمان دعا کردن باید این کار را با اعتقاد و ایمان کامل انجام دهید و مطمئن باشید که خداوند صدای شما را می شنود و روزی به شما پاسخ خواهد داد. اگر به دعا کردن ایمان نداشته باشید چیزی بیشتر از آرامش نصیبتان نخواهد شد. اگر نیروی ایمان در بین نباشد تکرار وردهای نوشته شده حتی به طور مکرر هم هیچ فایده ای در بر نخواهد داشت.

برای رسیدن به حاجات باید اعتقاد داشته باشید که خداوند به شما علاقمند است و منتظر شنیدن صدای شماست. او همیشه به شما کمک خواهد کرد تا نقاط خالی موجود در زندگی خود را به نحوی پر کنید. او فرموده که از خاکسترهایی که ما به وجود آورده ایم زیبایی های فراوانی می تواند بیافریند. زمانی که اندوهگین و محزون هستیم او می توانید شادی و خوشحالی را به قلب های ما هدیه کند. ما دعا می کنیم زیرا از طریق آن نیرو می گیریم و به خداوند متصل می شویم.

خداوند مشتاق است تا با تک تک ما انسان ها ارتباط برقرار کند. اما متاسفانه خودخواهی ها و طغیان های سرکش و سمج درونمان مانع رسیدن ما به او می شوند.

ارتباط با پروردگار
خداوند روشهای مختلفی را بر سر راه ما قرارا داده تا از طریق آن بتوانیم به او متصل شویم. او پیامبران را برای ما بر روی زمین فرستاده. آنها نمونه های مناسبی برای اخلاق عالی بودند. کسانی بودند که هیچ گاه اجازه نمی دادند تا خودخواهی ها و سرکشی های درونی شان بر نیروی ایمانشان غلبه کند و این امر باعث گسیختن پیوندشان با باری تعالی شود. آنها با دشمنان خود مبارزه می کردند و در این راه جان خود را از دست می دادند، بدون اینکه هیچ گناهی به گردن داشته باشند. خداوند هم میان آنها و بندگان عادی هیچ تمایز و برتری قائل نمی شد.... روزی خواهد رسید که خداوند با نیروی ازلی و ابدی خود حق را بار دیگر بر جهانیان حکمفرما سازد!  این ما هستیم که باید این پل ارتباطی را هر روز بیش از روز گذشته محکم تر سازیم.

چه داستان های زیادی را در مورد افرادی که در شرایط بحرانی قرارا داشتند و دست نیاز به درگاه خداوند بلندکرده و در نهایت به مقصود رسیده اند شنیده ایم. برای بعضی ها شاید این شروعی برای پیوند با خداوند باشد و برای عده ای دیگر شاید پس از حل مشکل و رفع بحران دوباره همه چیز را به دست فراموشی بسپارند. اما چه باور کنیم و چه آنرا به دست فراموشی بسپاریم نیروی دعا حقیقت دارد و در زندگی عینی شاهد ان خواهیم بود.

زمانی که دست به دعا بلند می کنید نه تنها خداوند با روی باز به شما پاسخ می دهد بلکه با این کار درهای زندگی خود را به سمت او باز نموده اید و به راحتی با قلب و سپس تمام وجودتان عجین می گردد. دعای شما به منزله دعوتی است که باعث می شود باری تعالی به زندگی شما قدم بگذارد. ما دعا می کنیم تا خداوند کنترل امور زندگی مان را به عهده گیرد و در تمام شرایط ما را یاری کند.

دعا برای اینکه بتوانید رابطه خود را با خالق هستی محکم تر سازید، جزء مهمترین مناجات هایی است که شما در تمام طول زندگی خود انجام داده اید. این مناجاتی است که رابطه شما با او را شکل می دهد. شما آفریده شده اید تا با خدا راز و نیاز کنید و فقط از این طریق می توانید به سعادت و خوشی دست پیدا کرده و معنای حقیقی زندگی را در یابید.

چرا دعا می کنیم؟

خداوند خود ما را به این کار دعوت کرده

نیروی ازلی در این کار وجود دارد

از این طریق می توانیم به وجود هستی بخش او وارد شویم

با توصل به پیامبران می توانیم این کار را انجام دهید

از خدا می خواهید تا کنترل تمام امور زندگی ما را به عهده بگیرد

خداوند دعا را مقرر کرده تا ما را به سمت خودش رهنمون سازد. چرا نمی خواهید با ارزش ترین دعای زندگی خود را بکنید؟ با این کار نه تنها چیزی را از دست نمی دهید بلکه از امتایزهای بی حد و حصری نیز بهرمند می شوید.

پروردگار مهربان
من هیچ وقت عادت به دعا کردن نداشتم، هیچ وقت مطمئن نبودم که دعاهایم را مستجاب می کنی، امروز می خواهم که به تو متوصل شوم. من باور دارم که تو پیامبران را برای هدایت من فرستاده ای. متشکرم که آنها را به عنوان پلی برای برقراری ارتباط بین من و خودت قرارا دادی. می خواهم که گستاخی ها و خودخواهی هایم را ببخشی. کاری کن تا بتوانم شیوه نادرست زندگی ام را تغییر دهم و راهی را که تو نشانم دادی پیش گیرم. بگذار تا تو را به درستی بشناسم. خدایا، راههای مستیقیم را در پیش رویم قرار ده، با تمام وجود تو را می پرستم بگذار تا تو را بهتر بشناسم و مطابق میلت رفتار کنم؛ به امید تو؛ آمین.

قلبتان را بر روی او باز کنید تا بتوانید همیشه ارتباطتان را با او برقرار نگه دارید. هر روز از او تقاضای کمک و یاری کنید. بخواهید تا شما را در تمام مراحل زندگی راهنمایی کند.  این اولین قدم در سفر روحانی شما است. این کار زندگی شما را دگرگون می سازد! شاید همین امروز راه و رسم مناسب زندگی خود را پیدا کردید. آیا امروز دعا کرده اید؟ ما دوست داریم که صدای شما را بشنویم! اگر شما در این زمینه سوالاتی در ذهن دارید و یا به دنبال منابعی برای حل مشکل خود می گردید ما می توانیم به راحتی شما را در این راه یاری کنیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤


بسیاری در دهۀ ۱۹۵۰ بر این باور بودند که یونگ یک «فرویدی» است. هرچند او در سال ۱۹۰۹ توسط فروید برای بازدید از دانشگاه کلارک دعوت شد، اما با این حال نباید او را تنها یک روانشناس یا روانکاو توصیف کرد.
امروزه شما در آمریکا بسیاری از کتابها را دربارۀ یونگ در کتابفروشی‌ها خواهید یافت که حتی از کتاب‌های مربوط به فروید نیز بسیار بیشتر است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢٤

در واقع مقصود اصلی ایمان فقط پایین آوردن فشار خون یا افزودن چند لحظه یا چند ماه به طول زندگی نیست، بلکه مقصود جستجوی حقیقت و پیدا کردن خداوند است.    

سوال فوق را آقای دیل متیوز(۱]Dale Matthews[ ) مطرح کرده است و می‌گوید: «خانمی پر نشاط - و ناراحت - با تبسمی فریبنده و شوخ طبعی‌ای گزنده و مبتلا به درد لاعلاج آرتروز به مطب من آمد. در هر ملاقات وی شرح مستوفی و ملال‌آوری از درد غیرقابل علاج خود می‌داد! او همه انواع مسکن‌ها را امتحان کرده بود، بدون آنکه توفیقی به دست آورد. یک روز در حالت نومیدی از او پرسیدم: آیا چیزی هست که به شما کمک کند؟ او فریاد برآورد که: ایمان و دعا! و همراهی با گروه آوازخوان در کلیسا!
آقای متیوز با شگفتی می‌پرسد: ایمان، دعا... و آواز خواندن؟ آیا اینها در کتاب مرجع پزشکان Physician[خ]s Desk Reference فهرست شده است؟
جالب است بدانیم که امروزه تاثیرات طبی ایمان تنها موضوعی مربوط به ایمان نیست، بلکه موضوعی علمی نیز هست! و جالب‌تر اینکه بیش از سیصد تحقیق علمی درباره ارزش طبی فرایض دینی نوشته شده است. محققان می‌گویند: شرکت در مراسم عبادت، دعا، مطالعه کتاب‌های مقدس و حضور فعال در انجمن‌های روحانی و معنوی منافع طبی فراوانی را به دنبال دارند؛ از قبیل: پیشگیری و درمان بیماری‌های روانی همچون افسردگی، خودکشی و اضطراب - درمان بیماری‌های طبی و جراحی همانند بیماری‌های قلبی، سرطان، بیماری‌های ناشی از تماس جنسی - درمان اعتیاد، کاهش درد و ناتوانی و افزایش طول عمر. محققان معتقدند معالجات روحانی نظیر دعا و روان درمانی مبتنی بر دین، بهبودی را بسیار تسریع می‌کند و نیز انجام فرایض دینی موجب احساس معنا، هدفداری و امید در زندگی انسان می‌شوند.
آقای متیوز اضافه می‌کند: در واقع پیوند بین دین و پزشکی کاملا قدیمی است. از آغاز تاریخ مکتوب، این جفت سنت شفابخش در درمان بیماران شرکت داشته‌اند و با هم زمین مقدس شفابخشی را شخم زده‌اند... وقت آن رسیده است که این دو سنت شفابخشی که مدت‌ها از هم جدا شده بودند به هم بپیوندند، نه اینکه به طرف هم شمشیر بکشند... منافع اثبات‌شده عقاید و اعمال دینی برای سلامتی انسان‌ها و علایق معنوی شکوفای بیماران، ما را مجبور می‌کند که موضوعات ایمانی را با بیماران خود مطرح کنیم. همه متخصصان پزشکی تاثیر پزشکی ایمان را می‌توانند بیاموزند و تشخیص دهند و در اوقات مناسب، به کارگیری عقاید و آداب معنوی و روحانی را تشویق کنند. دعا کردن برای بیماران یا با بیماران - بسته به عقاید و امیال هم بیمار و هم پزشک - در بعضی موارد می‌تواند کاری معنادار و با ارزش باشد... ما هم به دعا نیاز داریم و هم به دارو... هم به ایمان و هم به پزشکی!
نکته جالبی که آقای متیوز بدان توجه می‌دهد این است که: در واقع مقصود اصلی ایمان فقط پایین آوردن فشار خون یا افزودن چند لحظه یا چند ماه به طول زندگی نیست، بلکه مقصود جستجوی حقیقت و پیدا کردن خداوند است. وی می‌گوید: عقیده دارم که پزشکان می‌توانند - و باید - بیماران را تشویق کنند که فعالیت‌های دینی مستقل و درست را ادامه داده و یا در نظر بگیرند. شاید پزشکان قرن بیست و یکم به کشیشان [روحانیان] ملحق شوند و تلفیق جدیدی از شیوه درمان پزشکی مبتنی بر علم و دین را بسط دهند تا به اشخاصی که رنج برده و از ما کمک می‌طلبند، کمک کنند.ای همه فرهیختگان و حکیمان و نخبگان! بیایید در این عصر اضطراب و تشویش و دغدغه دست به دست هم دهیم و پایه‌های اخلاق، معنویت، دین و ایمان مذهبی را در عمق جان آدمیان محکم سازیم که: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» (رعد: ۲۸)؛ همانا آگاه باشید: تنها با یاد خداست که قلب‌ها آرامش می‌یابند!

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٢/٢٤


دلایـل زیـادی وجود دارد که ثابت می کـنـد دعـا مؤثر است.بسیـاری از تحقیـقات عـلـمی صحــت این مطلب را نشـان میدهند.

تحقیقی که در سال 1993 برروی 10،000 کارمند دولتی در طول 26 سال انجام گرفت،نشان داد که افراد متدین بسیار کـمتر از افـراد کافر، بـه خـــاطر مشکلات قلبی-عروقی جان می سپارند. و در تحقیقی که در سال 1995 در یک کالج بر روی 250 نفر بعد از جراحی قلب باز انجام گرفت، اینطور نتیجه گیری شد که آندسته از افراد که ارتباطات مذهبی و حمایت اجتماعی داشته اند، 12 مرتبه کمتر از آنها که فاقد آن بوده اند، جان سپرده اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٤


تربیت، اساسی ترین مسأله انسان است که بدون آن به سعادت دنیا و آخرت نایل نمی گردد. معصومین علیهم السلام همچنان که در سایر ابعاد زندگی، چراغ هدایت پیروان خود بوده اند در زمینه تربیت نیز بهترین و مطمئن ترین الگویند. این مقاله بر آنست تا نکاتی از دفتر زرین دیدگاه ها و سیره تربیتی یکی از آن بزرگواران یعنی امام باقر(علیه السلام) را به پیروان آن حضرت تقدیم نماید که از سایت تبیان اخذ شده است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸۸/٩/٢٢


مقدمه
خدای تعالی انسان را در دو جنس زن و مرد آفرید و به ایشان نعمت بخشید تا مکمل هم باشند، از ایشان خانواده‌ها تشکیل گردد، نسلها ادامه یافته و باعث سکون و آرامش و رشد و تعالی هم باشند. سپس به هر دو تکالیفی محول فرمود تا با اجرای آنها به سوی سعادت و کمال مطلوب خویش گام بردارند. چرا که زن و مرد هر دو انسانند و هیچ تفاوت و مزیتی از نظر انسان بودن یا در نحوه آفرینش یا رسیدن به سعادت نسبت به همدیگر ندارند بلکه چون زن و مرد دو جنس از یک نوع می‌باشند که نوعشان همان انسان بودنشان است و جنسشان زن و مرد بودن می‌باشد و این تفاوت در جنس آنها نیز به خاطر انتظاراتی است که دستگاه خلقت از هر دوی آنها دارد و الا این تفاوت عامل برتری یکی بر دیگری نیست بلکه ملاک برتریشان در نحوه رفتار و کارهایی است که انجام می‌دهند درست مطلبی که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته که هر کس کار صالحی انجام دهد از مرد و زن او


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/٢٢


منظور از اصول رشد و اصول تکاملی بهداشت روانی در مکتب اسلام ، اصولی هستند که می‌توانند به عنوان الگو و دستورالعمل در تصمیم‌گیری ، برنامه‌ریزی‌های روزانه در حد فرد و اجتماع و حل مشکلات زندگی روزمره و دستیابی به زندگی سالم و رشد به انسان کمک نمایند. دستیابی به یک زندگی سالم جز از طریق فراگیری ، پذیرش و کاربرد این اصول امکان پذیر نیست. با آموزش این اصول به فرد و جامعه و پذیرش و کاربرد آنها ، عملا می‌توان به ایجاد سلامت روانی کمک کرد و در نتیجه اصول فوق می‌تواند به عنوان عوامل پیشگیری از اختلالات واکنشی تلقی شوند.
تشابه قوانین رشد با قوانین راهنمایی
قوانین و اصول رشد را می‌توان به قوانین راهنمایی تشبیه کرد. بررسی تصادفات و مشکلاتی که در جاده‌ها پیش می‌آیند، نشان می‌دهد که اکثر اشکالات (بیش از 90 درصد تصادفات رانندگی) ، به علت عدم مراعات قوانین راهنمایی و رانندگی است و عواملی مانند نقص فنی ، مسئول درصد بسیار کمی از تصادفات می‌باشد. به همین ترتیب ، مهمترین عامل در بروز اختلالات روانی واکنشی ، انحرافات جنسی ، اعتیادات دارویی و اختلالات شخصیت ، عدم توجه به قوانین رشد می‌باشد و عوامل بیولوژیکی دخالت کمی در بروز این اختلالات دارند. در نتیجه با آموزش و کاربرد اصول رشد ، می‌توان این خلا بزرگ را پر نمود و از بروز اختلالات فوق پیشگیری کرد.
طبقه‌بندی اصول رشد
در معیارهای اسلامی ، وظایف انسان در سه بعد اساسی طبقه‌بندی شده‌اند.
وظیفه انسان نسبت به خدا
وظیفه انسان نسبت به خود
وظیفه انسان نسبت به جامعه

امام باقر علیه‌السلام این وظایف را در جملاتی کوتاه که خود فرازهایی از وحی الهی به حضرت آدم علیه‌السلام می‌باشد، چنین بیان نموده است:
وظیفه انسان در رابطه با خداوند ، پرستش او و عدم شوک نسبت به او می‌باشد. در صورت انجام وظیفه در این مورد ، خداوند نیز درخواست او را اجابت می‌نماید.
انسان نسبت به اعمالش مسئول است و برحسب اعمالش پاداش خواهد یافت.
در رابطه با مردم باید طوری رفتار نماید که میل دارد با او رفتار نمایند.
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان و خدا
اصل اول: اصل توحید ، لزوم تطبیق رفتار ارادی با آموزش‌های توحیدی
اصل دوم: اصل لزوم قضاوت براساس علم و بی‌اعتبار بودن حدس و گمان و تخمین
اصل سوم: اصل هدفدار بودن جهان هستی و دستیابی به رشد و تکامل (فلسفه زندگی از دیدگاه اسلام)
اصل چهارم: اصل نظارت خداوند بر انسان ، دخالت او در امور و تصادفی نبودن رویدادها
اصل پنجم: اصل پاداش ، مجازات و جبران
اصل ششم: اصل لزوم توجه به نعمات خدادادی و جنبه‌های مثبت زندگی و شکرگزاری
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با خود
اصل هفتم: اصل مسئول بودن انسان
اصل هشتم: اصل لزوم برنامه‌ریزی براساس تفکر و تعقل
اصل نهم: اصل آزادی و کرامت انسان بر اساس کنترل نفس
اصل دهم: اصل نظم
اصل یازدهم: اصل لزوم توجه به ظرفیت روانی و عوامل تقویت کننده و محدو کننده آن
اصل دوازدهم: اصل امامت یا همانندسازی با الگوهای برتر و حرکت به سوی برترین شدن


اصل سیزدهم: اصل لزوم شناخت نیازها و برآوردن آنها در حد تکلیف
اصل چهاردهم: لزوم توجه به این واقعیت که احکام الهی بر اساس دستیابی به مصلحت و دوری از ضرر است.
اصل پانزدهم: لزوم حفظ آگاهی و تمرکز فکر دائمی
اصل شانزدهم: لزوم توجه به وجود راه حل اختصاصی و تخصصی برای هر کار
اصل هفدهم: لزوم پیش‌بینی مشکلات عمومی و پایداری در مقابل آنها
اصل هجدهم: اصل تکرار در رفتارهای تکاملی و عدم اصرار در رفتارهای سقوط دهنده
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با خود و انسان با دیگران
اصل نوزدهم: اصل لزوم آماده شدن زمینه و زمان مناسب برای هر کار فردی و اجتماعی و آموزش تدریجی اصول رشد
اصل بیستم: احتیاط در امور فردی و اجتماعی و تاکید بر واقع بینی
اصل بیست و یکم: لزوم توجه به کاربرد تمام امکانات خدادادی در ایجاد رشد در خود و دیگران
اصل بیست و دوم: لزوم توجه به امکانات و محدودیت افراد جامعه و تعدیل توقعات
اصل بیست و سوم: لزوم سالم بودن افکار و رفتار فرد برای خود و جامعه


اصل بیست و چهارم: لزوم توجه به شرایط زمان و مکان و دفع افسد به فاسد
اصل بیست و پنجم: اصل توسع در انجام تکلیف و لزوم برآوردن آن به مقدار ممکن
اصل بیست و ششم: لزوم اقرار به تقصیر در موارد کوتاهی از انجام تکالیف و پذیرش عذر دیگران


اصل بیست و هفتم: اصل تاکید برحفظ امید و چشمداشت پیروزی فردی و اجتماعی در صورت حاکمیت فطرت و عمل به تکالیف الهی
اصل بیست و هشتم: لزوم توجه به نقش مثبت و منفی یادگیری در زندگی فردی و اجتماعی
اصل بیست و نهم: اصل عدل ، اصل لزوم ارزیابی خود و دیگران بر اساس عدل و دست کم نگرفتن رفتارهای تکاملی انسان
اصل سی‌ام: اصل برائت و لزوم حمل به صحت کردن عمل مسلمانان
اصل سی و یکم: اصل لزوم رازداری در مورد خود و دیگران
اصول تکاملی بهداشت روانی در رابطه انسان با دیگران
اصل سی و دوم: اصل لزوم شناخت زمان و جامعه
اصل سی و سوم: اصل مدیریت و لزوم توجه به تقسیم کار در محیط‌های اجتماعی بر اساس استعداد افراد
اصل سی و چهارم: اصل معیار قرار دادن خود در روابط اجتماعی
اصل سی و پنجم: اصل لزوم همکاری و همبستگی با گروه‌های زیر حاکمیت فطرت و مبارزه با گروه‌های زیر حاکمیت شهوت


اصل سی و ششم: اصل تاکید بر وجدان عمومی و معتبر بودن نظر جامعه
اصل سی و هفتم: اصل واکنش متقابل در روابط اجتماعی با توجه به تحمل و تغافل
اصل سی و هشتم: اصل لزوم خودداری از ستیزه‌جویی
اصل سی و نهم: اصل امر به معروف و نهی از منکر و لزوم شرکت در سالم‌سازی محیط
اصل چهلم: اصل لزوم اصالت دادن به حق و نه به اکثریت

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٢٢

 
حجاب در لغت به معنی پوشش و در اصطلاح به این معنی است که زنان خود را از نامحرمان بپوشانند. حجاب در واقع دستوری است الهی از طرف خدای تعالی، که بنابه فرمایش بزرگان، زنان با رعایت آن به مقام والای انسانی خود خواهند رسید. حجاب برای زن و شوهرش و نیز برای خانواده و جامعه‌اش و بخصوص برای مجردان مصونیت از هزاران خطر و انواع فساد ایجاد کرده و مانع پاشیده شدن کانون گرم خانواده‌هاست. البته حجاب آثار و فواید دنیوی و اخروی بسیاری دارد، که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:
آثار دنیوی حجاب
آثار معنوی
با رعایت حجاب، فرد از دستور الهی اطاعت کرده و از دین اسلام عملا حمایت و از آن تبلیغ بعمل آورده است.
آثار روحی و روانی
بی‌حجابی باعث ایجاد هیجانهای شدید در میان مردان مخصوصا جوانان می‌شود. چرا که غریزه جنسی نیرومندترین غریزه در فرد است که با عشوه‌گری و آرایش و برهنگی زنان، این غریزه شعله ورتر گردیده، باعث بیماریهای عصبی و امراض روانی می‌شود. زنان با رعایت حجاب خویش، باعث ایمنی و سلامت نیمی از افراد جامعه، از مبتلا شدن به بیماریهای روانی خواهند شد. آمار وحشتناک خودکشی در غرب نشانگر میزان اختلالات روانی موجود در غرب است. در فرانسه سالانه 35 هزار نفر دست به خودکشی می‌زنند و طبق آمار یونسکو در هر دقیقه یک نفر در آمریکا درصدد خودکشی بر می‌آید. پس به نمایش گذاشتن اندام و زیورهای خویش در زنان نه تنها علامت بیماری روانی است بلکه بیماری‌زا بوده و امراض روانی در دیگران نیز ایجاد خواهد کرد.
آثار خانوادگی
حجاب باعث استحکام بنیان خانواده‌ها بوده و نبودش باعث فحشا و منکرات و رواج آنها گردیده و استحکام خانواده‌ها را متزلزل می‌کند.

عدم کاهش تمایل جوانان به تشکیل خانواده: چون در اثر ازدیاد زنان بی‌حجاب و بی‌بند و بار و آرایش کرده و عشوه‌گر، مردان تمایل کمتری به ازدواج خواهند داشت چرا که زنان رنگارنگ و آرایش کرده، در همه جا حاضر بوده و مردان با دیدن آنها و ارضا شدنشان با کمترین هزینه‌ها در مقایسه با هزینه‌های زیاد و مسولیتهای ناشی از ازدواج و پدر شدن دیگری نیازی در خود برای تشکیل خانواده نمی‌بینند، چون تصور می‌کنند با ازدواج، خود را محدود خواهند کرد.
آثار اجتماعی
ارزش و احترام به زن: از نظر اجتماعی زن هر قدر متین‌تر، باوقارتر، عفیف‌تر و با حجاب‌تر باشد، براحترام و ابهتش افزوده می‌شود. برای درک این مطلب کافیست بدانیم که حتی در کشورهایی که حجاب ندارند در مراسمات رسمیشان زنان با جلوه‌های متفاوت‌تر از آنچه که در شرایط عادی ظاهر می‌شوند، که بنظر می‌رسد نسبت به شرایط عادی از لباسهایی که پوشش بهتر و زیادتری دارند استفاده می‌کنند. چرا که تا زمانی که سرشیشه عطر بسته است، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد ماند، ولی به محض اینکه چند ساعتی سرشیشه عطر برداشته شود، عطر داخل آن می‌پرد و تنها شیشه خالی بدون عطر می‌ماند و کسی به آن تمایلی ندارد. حجاب هم مثل سر شیشه عطر است که بوی خوش و زیبایی و طراوت زنها را حفظ می‌کند و با برداشتن حجاب، آن زیبایی و طراوت از بین می‌رود و زنان کرامت خویش را از دست خواهند داد.

استواری و استحکام جامعه: بی‌حجابی باعث فلج شدن نیمی از نیروهای افراد جامعه و آلوده شدن جامعه می‌شود که این مطلب بیشتر در جامعه‌های اسلامی به چشم می‌خورد..
آثار اقتصادی
تلاش و فعالیت بیشتر: در صورت با حجاب بودن زنان، وقت مردان صرف هوی و هوس و چشم چرانی، و وقت زنان صرف آرایش کرده نخواهد شد.

صرفه جویی: زنان نیاز به هزینه‌های زیاد برای خرید لباسهای مبتذل و وسایل آرایشی آنچنانی نداشته و این باعث بهبود وضع اقتصادی حداقل در سطح خانواده شده جلوی هزینه‌های اضافی بیشتر از حد معمول گرفته خواهد شد. و در مقابل پسران جوان وقتی گوهرهای زیبا و زینت‌ها و عشوه‌گریهای دختران و زنان را در کوچه و بازار و پارک و خیابان و.... نبینند، دچار چشم چرانی، هوی و هوس، تجاوز به ناموس مردم، بیماری روانی، بلوغ زودرس، زنا، افکار پریشان، بی میلی به کار و تحصیل و در نهایت تعطیل شدن نیروهای انسانی خود نخواهند شد و خانواده‌ها مستحکم مانده و کرامت زنان هرچه بیشتر حفظ خواهد شد. پس، حجاب همچون صدف است. پس همچون مروارید پاک و نورانی، همچنان در داخل صدف، ارزشمندمان بمانیم. از حضرت زهرا سلام الله علیها پیروی کنیم که حتی از فرد نابینا نیز حفظ حجاب نمودند، چرا که به آثار روانی حجاب آگاهی داشته و در چرایی حفظ حجابش چنین بیان می‌فرماید که هر چند او مرا نمی‌بیند بلکه من او را _ به عنوان یک نامحرم _ می‌بینم و به بیان دیگر او بوی مرا استشمام می‌کند. پس بر این اساس حتی عدم توانایی اشخاص در استفاده از چشمهایشان نمی‌تواند عامل بی‌حجابی گردد.
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

و بیاد داشته باشیم که حجاب ابدا محدودیت نیست. چرا که حضرت فاطمه سلام الله علیها به عنوان نمونه‌ای از یک زن در میدانهای جنگ به امداد رزمندگان و بستن زخم پیامبر صلی‌الله علیه و آله اقدام می‌کردند. ایشان در دفاع از ولایت و به غارت رفتن فدک، با حجاب کامل در حالی که مقنعه و روسری خود را بر سر محکم بستند، با عده ای از زنان متدین و نزدیکان خویش که وی را در میان گرفته بودند، به سوی مسجد حرکت کردند. در حالی که لباسهایشان بلند بود و روی پاهایشان را نیز می‌پوشاند.

الان زنان محجبه و با ایمان در سراسر دنیا، در حالی که فرمان الهی را اجرا می‌کنند، به تحصیل علم و دانش و یادگیری علوم و هنرهای مختلف مبادرت کرده و توسط حجاب خویش از دستبرد آلودگان و غارتگران و دزدان عفت و حیا در امان می‌مانند.
در کلاس حفظ تقوا و شرف
دختران درند و چادر چون صدف

بهترین سرمایه زن چادر است
زانکه زن را زینت زن ، چادر است

حفظ چادر ، حفظ دین و مذهب است
شیوه زهرا و درس زینب است

حفظ چادر نص قرآن مجید
قفل جنت را بود تنها کلید

حفظ چادر سد فحشا می شود
روسفیدی نزد زهرا می شود

آثار اخروی
آثار اخروی حجاب که در اثر رعایت و انجام دستور الهی مترتب می‌گردد، همانا خشنودی خدا و پاداش اخروی و بهشت جاودانه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸۸/٥/٢٠



در روابط اجتماعى، کسانى بر دلها حکومت مى‏کنند که دلشان راخانه مهر و محبت مردم کرده باشند. برعکس، آنان که «خود» را بیش ازهمه مى‏پسندند و «خود» را بیش از دیگران دوست دارند و آسایش وراحتى خود را بر دیگران ترجیح مى‏دهند، نه نزد خدا و رسول اعتبارى‏دارند، نه در دل و جان مردم، جایى و موقعیتى! ...

گوهر «خدمتگزارى به مردم‏»، تنها در دلهاى وارسته از منیت وخودخواهى یافت مى‏شود. خداى مهربان، بندگانش را دوست دارد.کسانى را هم که به بندگان خدا خدمت و مهربانى کنند، دوست مى‏داردو این مقتضاى محبت و علاقه است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢٠



تعجب نکنید اگر به جاى طرح یک موضوع ارزشى و مثبت، ازیک رفتار منفى و ضد ارزش به نام «مزاحمت‏» بحث مى‏کنیم; چرا که‏توجه به نقاط ضعف اخلاقى و پرهیز از آنها نیز، به اندازه همان نقاطقوت و فضایل، کارساز است.

در معاشرتها، هیچ عاملى به اندازه خدمت و یارى، جلب کننده‏دلها و محبتها نیست. هیچ عاملى هم به اندازه آزار و زحمت وآسیب‏رسانى، رشته‏هاى دوستى و علقه‏هاى مودت را از هم نمى‏گسلد.

این، طبیعت دلهاست که اسیر محبت مى‏شود و گریزان از دشمنى‏و بدخواهى. زندگى، جریانى از حوادث گذران است. انسانها نیز، نقش‏اصلى این حوادث را ایفا مى‏کنند. هر چه بى‏دردسرتر و بى‏مانع‏تر باشد،دلها شادتر و امیدها به زندگى افزونتر است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٩



***

1. مردم‌داری و فروتنی: در قرآن ، در آیات بسیاری بر فروتنی و پرهیز از هر گونه تکبّر در سخن گفتن،1 راه رفتن،2 نگاه کردن3 و... سفارش و تأکید فراوان شده است تا جایی که قرآن، به پیامبر(ص) سفارش می‌کند که: «پیروان مؤمنت را زیر بال و پَر بگیر»4 و از رسول خدا روایت شده است: «هر که برای خدا [در مقابل مردم] فروتنی کند ، خداوند ، او را بالا می‌برد و به او می‌گوید: سرفراز باش! خدا او را سرافراز می‌کند. پس در چشم مردم، بزرگ است و در نظر خودش، کوچک...».5


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/۱٩


 

انسان موجودی کمال جو است که برای رسیدن به این کمال همه امکانات در اختیار او قرار گرفته است . «وسخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعا منه » (1) ; «و آنچه در آسمانها و زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخت .»

بی شک در اختیار گرفتن همه امکانات بدان جهت است که انسان مراتب کمال را بصورت صعودی طی کند و بیش از پیش به موفقیتهایی چه در ابعاد مادی و چه معنوی دست یابد .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/۱٩



در بخش نخست این مقاله که در مجله شماره 45 ارائه گردید، پنج مورد از رمزهای موفقیت از نگاه امام علی علیه السلام مورد بررسی قرار گرفت . در ادامه مقاله، شش رمز دیگر از رمزهای موفقیت بیان می شود .


داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند . بدترین الت برای آدمی، زمانی است که احساس سرگردانی کند و بلاتکلیف بماند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/۱٩



 
خواب حالتی است که بر جانداران عارض شود و بر اثر آن از احساسات و حرکات غیر ضروری و غیر ارادی باز مانند ، ولی حواس باطنی به عقیدۀ عرفا از کار نمی افتد . در این حالت نفس به عالم خود متوجه می شود زیرا نفس به عالم ملکوت اتصال معنوی دارد و مانع او از توجه بدان عالم و اشتغال وی به تدبیر بدن و مدرکات حسی است و در خواب این تعلق گسسته میشود. عرفا و حکما خواب را از نوع کشف بشمار آورده و آنرا بر دو قسم میدانند :


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸۸/٩/۱۸


مقدمه
اعتقادات و باورهای قلبی انسان نقشی مهمی در سبک زندگی او دارد. بطوری که تحقیقات مختلف نشان می‌دهد افرادی که دارای اعتقادات و ایمان محکمی هستند، زندگی سالم‌تری دارند. به این ترتیب در تربیت فرزندان علاوه بر اینکه به ایجاد سایر رفتارهای مناسب و سالم در کودک توجه می‌شود، باید پرورش ایمان و اعتقادات او نیز در اولویت قرار بگیرد. اگرچه کودکان قبل از رفتن به مدرسه هنوز برای درک بسیاری از مسائل زندگی معنوی خود کوچک هستند، اما توانایی‌ها و مهارت‌هایی دارند که می‌تواند به والدین در مسیر تربیت دینی آنها کمکی مفید و موثر باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۸


تربیت فرزند به معناى فراهم آوردن مقدمات لازم براى به فعلیت رسیدن قواى او در راه تقرّب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهى و تمرین عملى است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقاید صحیح و ایجاد رفتار درست در فرزند خود کوشا باشند، خیر او را فراهم کرده‏اند و خداوند بر آنان رحمت خواهد نمود. درباره عقیده صحیح و انتقال آن به فرزندان، تکلیف بزرگى بر عهده والدین گذاشته شده است، زیرا تأثیر عقایدى که در خانواده رواج دارد و به فرزند القاء مى‏ شود در آینده او غیر قابل انکار است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱۸


مقدمه
مکتب اسلام از پیروان خویش می‌خواهد که به هنگام انجام هر کار ، فقط به آن کار بیندیشند و به این ترتیب حداکثر بازده را ایجاد نمایند. این برداشت که با مفهوم حضور قلب ، در آموزش‌های اسلامی مطرح شده است، لزوم حفظ آگاهی و تمرکز فکر دائمی را گوشزد می‌نماید. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: من دوست می‌دارم که چون فرد مومنی از شما به نماز ایستد، روی دل خویش را به سوی خدا دارد و آن را به کار دنیا سرگرم نسازد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۸

همانگونه که بدن آدمی به انواع غذاها محتاج است، روح او نیز به شادابی و تفریحات سالم نیازمند است و غذای روح و روان ، همانند غذای جسم مطرح است. با بررسی سیره عملی حضرت امیرالمومنین علیه السلام ، این حقیقت را به روشنی درمی‌یابیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٢/۱۸


افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است که مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبینى (PESSIMISM) و احساس تنهایى است. این بیمارى که امروزه از شیوع بالایى در میان مراجعه کنندگان به کلینیک‏هاى روانپزشکى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زیادى بوده که از مهمترین آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقیقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بیماران افسرده مشکلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنین علایم این بیماران در هنگام صبح تشدید مى‏شود. نکته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما این است که در این بیماران چگالى (REM حرکت‏ سریع چشم) در نیمه اول خواب و همچنین کل زمان REM افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین دوره REM یعنى ( LATENCY - REM) کم شده و مرحله 4 خواب نیز کاهش مى‏یابد. (1)


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/۱٧


«راز»، به اقتضاى حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه رازنمى‏شد. در این هیچ تردیدى نیست.

گفته‏ اند: غلامى طبق سرپوشیده‏اى بر سر داشت و خاموش وبى‏صدا در راهى مى‏رفت. یکى از افراد، در راه به او برخورد و پرسید:در این طبق چیست؟ غلام چیزى نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تابداند زیر آن سرپوش که روى طبق کشیده‏اند چیست؟ غلام گفت:فلانى! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش‏روى آن نمى‏کشیدند!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧


خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى (ره)

در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره)
21 جمادى‌الثانى 1431

 خطبه‌ى اول‌

                         بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



ترجمه توسط: سرکار خانم فلکی

ابو زید احمد بن سهل بلخی متولد 850 میلادی در شهر بلخ و خراسان قدیم که امروزه افغانستان نامیده میشود و در دوره عصر طلایی اسلام می زیست و یک مححق ایرانی نامیده میشود. وی در مدارس علوم ایرانی، علوم اسلامی، جغرافیای اسلامی، طب اسلامی و اندیشه روانشناسی اسلامی مشغول به یادگیری علوم بوده.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧


هر کس ممکن است برداشت خاصی از مفهوم «نشاط» داشته باشد و متناسب با آن برای تحصیل و فراهم سازی مقدمات آن تلاش کند، امّا تعریفی که با رویکرد دینی از «نشاط» سازگاری داشته باشد این است که فرد در زندگی خود احساس رضایت و سعادتمندی داشته و از سلامت روانی برخوردار باشد. طبق این تعریف، سؤال در واقع برمی‎گردد به اینکه چه کار کنیم تا در زندگی، احساس رضایت و سعادتمندی داشته و سلامت روانی خود را حفظ کنیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٧


چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را برقرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى مى گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت مى گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنانکه گویا بنده او مى باشى، و او صاحب نعمت تو مى باشد. مبادا دستورات یادشده را با غیر دوستانت انجام دهى، یا با انسانهایى که سزاوار آن نیستند بجا آورى، دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنى نکنى، در پند دادن دوست بکوش، خوب باشد یا بد، و خشم را فرو خور که من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم، و پایانى گواراتر از آن ندیدم. با آن کس که با تو درشتى کرد. نرم باش که امید است به زودى در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار کن، زیرا سرانجام شیرین دو پیروزى است (انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستى از برادرت جدا شوى، جایى براى دوستى باقى گذار تا اگر روزى خواست به سوى تو باز گردد بتواند، کسى به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن، و هرگز حق برادرت را با اعتماد دوستى که با او دارى ضایع نکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانواده ات بدبخت ترین مردم نسبت به تو نباشند، و به کسى که به تو علاقه اى ندارد دل مبند، مبادا برادرت براى قطع پیوند دوستى، دلیلى محکم تر از برقرارى پیوند با تو داشته باشد، و یا در بدى کردن، بهانه اى قوى تر از نیکى کردن تو بیاورد، ستمکارى کسى که بر تو ستم مى کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند، چه او به زیان خود، و سود تو کوشش دارد، و سزاى آن کس که تو را شاد مى کند بدى کردن نیست.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



1 . از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره) .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۳
یکی از بزرگترین نعمت های خداوند زبان است که وسیله بیان خواسته ها و نیازهای آدمی در قلمرو زندگی است. زبان وسیله ای است برای اظهار افکار، نظریات، ذوق ها و خلاقیت های گوناگون در ابعاد مختلف و نیز وسیله ای برای تبادل اندیشه ها و فرهنگ ها از فردی به افراد دیگر و از جامعه ای به جامعة دیگر است .
فریب شیطان به ۹ طریق کاملاً مشروع!!!

شیطان برای گمراهی انسان ها از راحترین و کاربردی ترین روش ها استفاده می کند. مواردی که در نظر انسان ها عادی و مشروع است، آن چنان وسوسه می کند که در همان طریق آدمی را به خطا می کشاند. مثلا با ایجاد محبت به دنیا، محبت به مال، محبت به فرزند، اظهار علاقه در مقام های شغلی، شهوت، قدرت، و ... گام به گام در مسیری قرار می دهد که انسان را از فضائل دور می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

 

مساله عاشورا یک نزاع عادی و معمولی میان حاکمی فاسد و رهبری فداکار نبود، بلکه حضرت اباعبدالله علیه السلام به عنوان بزرگ ترین پاسدار اسلام ناب محمدی، موقعیت حاکم بر اسلام و مسلمین را به گونه ای می بیند که اگر اقدامی سریع انجام نگیرد، زحمات رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، فداکاری های امیرمؤمنان علیه السلام، تلاش های فاطمه زهراعلیها السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام و یاران آن بزرگواران خنثی خواهد شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥

محمد هادیفر

 عاشورا"، نقطه مشترکی است که می‏تواند حلقه وصل مذاهب اسلامی و بنای اتحاد و همدلی، و امام حسین(ع) رمز همبستگی بین آنان باشد.

بازخوانی تاریخ از طریق احیای مناسبتها، امری پسندیده است که همه جوامع با گرایشها و فرهنگهای متنوع به آن اهتمام می ورزند و برای آن احترامی خاص قائل هستند. نزد ملل دنیا مرسوم است که حوادث تاریخ ساز و مناسبتهای ملی را با عزت و سربلندی گرامی داشته و آن را نماد عزت و وحدت ملی خود می‏دانند که هدف عمده آن تعمیق ریشه‏ های هویتی و هم‎افزایی باورهایشان است. انسان امروزی برای اثبات هویت خود به دنبال اسطوره سازی است تا با تکیه برآن، نقاط مبهم زندگی خود را مرتفع کند و تحول و پیشرفت را با موفقیت برای خود و جامعه ‏ای که در آن زندگی می‏کند، رقم بزند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٥

 

امام علی(ع) می‌فرمایند:

ای انسان گمان می‌کنی موجودی ناچیز و کوچک هستی؟ در حالی که جهان بزرگی در وجود تو نهفته است.

اگر نوجوان به ارزش و منزلت خودش پی ببرد و بداند که خدا برای چه هدفی او را آفریده است، اگر باور کند که می‌تواند از فرشتگان هم فراتر رود و به مقاماتی دست یابد که خدا به او بنازد هیچ وقت حاضر نمی‌شود که وجود خودش را با این کارها آلوده کند و خودش را از رسیدن به آن مقامات عالی محروم کند. امام علی(ع) می‌فرمایند:

کسی که نفسش برایش عزت و شرف داشته باشد (برای خودش ارزش قائل شود) شهوت‌ها در نظرش خوار است.

یعنی اگر این حس در انسان پیدا شود شهوت‌پرستی را رها می‌کند امام انسان را به موجودی با ارزش در درونش راهنمایی می‌کند، مانند هنرمند هنرشناسی که به صاحب یک تابلوی نفیس می‌گوید می‌دانی این تابلو چقدر با ارزش و قیمتی است؟ حیف است که این جا باشد و گرد وغبار بگیرد. باید از آن به طور ویژه مراقبت کنی، والا ارزشش را از دست خواهد داد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

 

یکی از عوامل مهم در کنترل غریزه جنسی، یاد مرگ و قیامت است. ما همگی مسلمانیم و معتقدیم که پس از مرگ، جهانی دیگر و زندگی جدیدی فراروی ماست و همه کارهایی که در این دنیا انجام داده‌ایم، بازتابی در آن دنیا دارد. روز قیامت هر کسی باید پاسخگوی اعمالش باشد و هیچ کار کوچک و بزرگی بدون نتیجه نمی‌ماند. نوجوانی که همیشه این افکار را در ذهنش مرور کند، خیلی کمتر به سمت خودارضایی می‌رود. او می‌داند این کار شهوتی زودگذر است ولی عواقبش برای او باقی می‌ماند و باید در قیامت پاسخگو باشد. او می‌داند عذاب خدا سخت و غیر قابل تحمل است و می‌دند خودارضایی موجب خشم خدا می‌شود و همه این‌ها، مانعی در برابر آلودگی به گناه است. حضرت علی می‌فرمایند:

هر وقت نفستان خواست شما را به سمت شهوت‌ها بکشاند، زیاد یاد مرگ باشید، یاد مرگ برای موعظه و پند گرفتن کافی است.

پیامبر اکرم می‌فرمایند:

زیاد به یاد مرگ باشید، چرا که مرگ از بین برنده لذات و شهوات است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 در میان اهداف امام حسین علیه السلام از قیام در برابر یزید که در لابلاى سخنان آن حضرت علیه السلام یافت مى شود، هیچ اشاره اى به مسائل قبیله اى نشده است، امام حسین علیه السلام اهداف خود را از قیام، مسائلى همچون امر به معروف و نهى از منکر، اصلاح دین پیامبر صلى الله علیه وآله، عمل به سیره پیامبر صلى الله علیه وآله و حضرت على علیه السلام و سرانجام قیام در برابر فساد و تباهى مطرح مى کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٤

 

گفتیم یکی از راه‌های پیشگیری از ابتلا به خودارضایی پرهیز از پرخوری است که یکی از روش های ان روزه‌گرفتن است. روزه علاوه بر این که نوجوان را در حصاری از معنویت قرار داده ،ا نرژی روانی او را به سمت هدف‌های والا جهت می‌دهد، همچنین باعث کاهش کالری ذخیرهش شده در بدن می‌گردد، در نتیجه انرژی حاصل از مواد غذایی در بدن کم می‌شودو این امر در کاهش میل جنسی موثر است. روزی شخصی خدمت پیمابر اکرم رسید و گفت به علت شرایط نامناسب مالی فعلا توانیایی ازدواج ندارم و از حضرت راهی برای مهار شهتش خواست. یکی از توصیه‌هایی که پیامبر به او فرمودند این بود که زیاد روزه بگیرد. در توصیه دیگری رسول اکرم چنین می‌فرمایند:

ای جوانان به شما سفارش می‌کند ازدواج کنید و همسری را برای خود برگزینید و اگر شرایط ازدواج را ندارید زیاد روزه بگیرید، زیرا روزه توان جنسی را کنترل و تعدیل می‌کند.

نوجوان اگر بتواند هفته‌ای یکی دو روز روزه مستحبی بگیرد برای کاهش غریزه جنسی‌اش بسیار مفید است. اگر توان آن را ندارد و یا شرایط روزه گرفتن مهیا نیست، مقدار غذایش را کاهش و فاصله بین وعده‌های غذایی را افزایش دهد. روزه علاوه بر کاهش میل جنسی، فایده‌های دیگری هم دارد که یکی از آنها تقویت نیروی تقوا در وجود فرد است. تقوا نیروی بازدارنده فرد در مقابل گناهان و آلودگی‌هاست. نیرویی درونی است که همیشه همراه انسان است و او را از دست زدن به کارهای غیر شرعی و حرام بازمی‌دارد. یکی دیگر از آثار روزه گرفتن، تقویت نیروی اراده است که در پیشگری از خودارضایی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٤

 

وقتی به نماز می ایستیم کودک نیز با تقلید از رفتار ما در کنارمان به نماز می ایستد. به زیبایی سجده می کند ،خیلی بامزه قنوت می کند. در حالی که به چپ و راست نگاه می کند خم و راست می شود ،لبهایش را به هم می زند تا نمازش طبیعی تر به نظر بیاید... خلاصه دل ما را می برد. طبق معمول، ما هم که عادت به کنترل و مدیریت عواطفمان نداریم، ذوق می کنیم او را مورد توجهی ویژه قرار می دهیم، تشویق می کنیم و به هر طریقی تخم اولیه ریا را در دلش می کاریم !


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

 

همیشه در آیات و روایت‌ها تاکید بسیاری برای امیدوار بودن در زندگی انسان شده است و اگرفردی امید به زندگی نداشته باشد، برنامه‌ریزی و هدفی ندارد و برای او دنیا به آخر رسیده و هیچ سعی و تلاشی برای بهتر زندگی کردن از خود نشان نمی‌‍‌دهد. در نتیجه این افراد دچار یاس و ناامیدی شده و گاهی اوقات دست به خودکشی می‌زنند.

راه‌های رسیدن به امید از دیدگاه اسلام را می‌توان به ۷ روش تقسیم کرد:...


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar