مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱٢/۸
دخترها و پسرهای زیادی وجود دارند که با هزار و یک امید و آرزو زیر یک سقف می روند و زندگی مشترک شان را شروع می کنند. اوایل هر زندگی مشترک معمولا خوب و شیرین است اما با گذشت زمان خیلی از زوج ها با مشکلاتی مواجه می شوند، مشکلاتی که با رفع نکردن آنها یک روز مثل غده چرکی سر باز می کنند و دردسرها از راه می رسند.


گاهی مشکلات آن قدر پیچیده می شوند که بقا و سلامت زندگی مشترک را به خطر می اندازند. شاید شنیدنش هم سخت باشد چه برسد به تصور آن. اما گاهی ممکن است این مشکلات باعث شوند که همسر خیانت کند. بله، خیانت، واژه ای که ترس شدیدی در دل همه افراد ایجاد می کند و بار آن به قدری سنگین است که هیچ کس حاضر نیست سنگینی آن را تحمل کند. خیانت، زن و مرد نمی شناسد و وقتی سر و کله اش در زندگی مشترک پیدا می شود، تر و خشک را با هم می سوزاند و به شدت به بنیان خانواده آسیب وارد می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱٢/٧

خوب شاید زیاد هم قابل سرزنش نباشد، زنی که شکاک است، خانمی که توهم خیانت از جانب همسر و تنها شدن دارد، زنی که احساس بازنده شدن می کند، این یک بیماری است، یک بیماری که به روح و روان مربوط می شود و البته رویداد های اجتماعی هم به آن دامن می زند و آتش آن را شعله ور تر می سازد، درست مثل آدمی که سرما خورده و در معرض هوای آلوده و سرد قرار می گیرد، در معرض سریال هایی که اصلا برای نابود کردن کانون خانواده و زندگی ایرانی ساخته و طراحی شده، و خیانت در آن مثل غذا خوردن، عادی به نظر می رسد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢٠

هنگامی که فردی ازدواج می کند، به شریک زندگی اش قول می دهد که تا زمان مرگ به او وفادار بماند و انتظار اعتماد متقابل، اساس تعهد زناشویی می شود؛ اما عنصر مهم و ناگفته این اعتماد که به زبان آورده نمی شود، این است که زن و شوهر تنها با یکدیگر رابطه عاطفی داشته باشند و شخص دیگری در این صمیمیت، شریک نباشد؛ در صورتی که زوجی پی به بی وفایی همسرش و شکسته شدن این پیمان ببرد، ضربه روحی و عاطفی عمیقی را تجربه خواهد کرد. زمانی بی وفایی روی می دهد که یکی از زوجین در حالی که در ظاهر پایبند این تعهد است، پنهانی با فرد دیگری رابطه برقرار می کند و این پیمان را می شکند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٦


امروزه به دلیل اهمیت بیشتر به جوان‌ها و دادن حق انتخاب برای انتخاب همسر به دختران و پسران ممکن است که هر کدام از زن و شوهرها قبل از ازدواج، گزینه‌های دیگری برای این امر داشته‌ باشند که به هر دلیلی به ازدواج ختم نشده است. خاطرات گذشته جزء جدانشدنی در حافظه هر انسانی است اما گاهی این خاطرات ممکن است انسان را آزار دهد یا ذهنش را از مسیر اصلی زندگی منحرف کند. رابطه این خاطرات با وفاداری به این شرح است که وقتی شما به هر دلیلی از زندگی مشترک‌تان دلتنگ یا عصبی می‌شوید، ناخودآگاه به مرور گذشته می‌پردازید و ممکن است زندگی فعلی‌تان را با زندگی در کنار افرادی که در گذشته شما بوده‌اند، مقایسه کنید و همین مقایسه رفته‌رفته امکان دارد برای شما مشکل‌ساز شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٧

آموختن مهارت های حل مساله به جای فرار از مشکلات زندگی، خیانت­های زناشوئی را کاهش می­‌دهد.

 
خیانت در روابط زناشویی میان افراد مختلف، اشکال، تعاریف و توجیهات متفاوتی دارد اما بسیارند زنان و مردانی که بنا به دلایلی درگیر مسئله خیانت در زندگی زناشویی خود شده‌اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/٢٠
گفتگوی باز، حس اینکه در یک تیم هستید و شفافیت همه نشانه‌های پیشرفت در رابطه شماست. نکته مهم برای زوج‌هایی که بعد از خیانت می‌خواهند رابطه‌شان را بازسازی کنند این است که ممکن است پیشرفت‌هایی اتفاق بیفتد اما یک نفر (یا هر دو شما) آن را نمی‌بیند.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٤

«در این مکان که شجاعان خوابیده اند به ما یادآوری می شود که چرا آمریکا همیشه با بی میلی به جنگ رفته است، زیرا ما هزینه جنگ را می دانیم.» 
«در این مکان که شجاعان خوابیده اند به ما یادآوری می شود که چرا آمریکا همیشه با بی میلی به جنگ رفته است، زیرا ما هزینه جنگ را می دانیم.»

این سخنان را جورج بوش رئیس جمهور آمریکا سال گذشته در مراسم «روز یادبود» در قبرستان ملی آرینگتون به زبان آورد.

این سخنان توسط مردی بیان می شد که کمترین استحقاق را نسبت به دیگر رئیس جمهورهای تاریخ آمریکا برای بیان آن داشت زیرا جورج بوش ما را نه با بی میلی بلکه با اشتیاقی ناپسندیده به جنگ برد.
 
بخشی از اینکه اکنون جنگ به فاجعه ای حماسی تبدیل شده است به این دلیل است که معماران آن ـ که حالا ما می دانیم در مورد خطرهای جنگ به آنها هشدار داده شده بودـ نمی خواهند درباره این فجایع چیزی بشنوند و اکنون به نظر می رسد که کنگره هم در توقف جنگ قدرتی ندارد.
چه شد که همه چیز در مسیر اشتباه قرار گرفت؟

تاریخ نگاران آینده از اینکه آمریکا چقدر آسان و به اشتباه این جنگ را شروع کرد ابراز تاسف خواهند کرد.

علائم هشداردهنده برای کسانی که تمایل به دیدن آنها داشتند، از همان ابتدا وجود داشت. علائمی که حاکی از این بود که ما دولتی خودسر داریم که مصمم است از ۱۱ سپتامبر به عنوان بهانه ای برای جنگ استفاده کند. این علائم حتی پیش از آنکه بوش بی پرده بر تهاجم به عراق اصرار کند، وجود داشت.

در واقع اولین باری که بوش علیه تروریسم اعلام جنگ کرد و گفت که «این جنگ تا زمانی که تمام گروه های تروریستی در جهان کشف و متوقف شده و شکست داده شوند، متوقف نخواهد شد» مردم باید متوجه می شدند که او می خواهد از حملات تروریستی برای توجیه هر چیز و همه چیز استفاده کند.

زمانی که وی از اولین سخنرانی سالانه خود در کنگره پیش از حمله به عراق استفاده کرد تا از سه کشوری که هیچ نقشی در ۱۱ سپتامبر نداشتند با عنوان «محور شرارت» یاد کند، زنگ های خطر باید به صدا درمی آمد.

اما ملتی که در سوگواری و عصبانیت ناشی از حملات ۱۱ سپتامبر در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند، می خواستند به مردانی که در کاخ سفید حضور داشتند اعتماد کنند. زمان زیادی به طول انجامید تا آمریکایی ها به خود بقبولانند که به اعتماد آنها به طور کامل خیانت شده است.

این یک داستان ناراحت کننده و در عین حال قابل درک است. من واقعا از پیروزی های انتخاباتی جمهوری خواهان در سال های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ متعجب نشدم. ملت ها معمولا در زمان جنگ پشت سر رهبران خود قرار می گیرند و به اینکه رهبرانشان چقدر بد باشند یا جنگ چقدر بد اداره شده باشد، توجهی نمی کنند.

سوال این است که آیا مردم هیچ گاه به این موضوع پی می برند. خب، برای آسودگی خاطر کسانی که سا ل هاست در جست وجوی حقیقت هستند باید گفت که [ بالاخره] مردم متوجه شدند.

نوامبر گذشته آمریکایی ها به طرزی چشمگیر به پایان جنگی که آقای بوش آغاز کرده بود، رای دادند؛ با این حال جنگ ادامه دارد. برای ادامه جنگ دولت بوش دیو اصلی را از پستو خارج کرد. در ابتدا بوش گفت که وی اسامه بن لادن، رهبر گروه تروریستی القاعده را زنده یا مرده دستگیر خواهد کرد.

با این حال هفت ماه پس از ۱۱ سپتامبر وی نسبت به این موضوع بی علاقه شد. بوش در ماه مارس سال ۲۰۰۲ گفت:«من لزوما نگفته ام که بن لادن هدف اصلی ماست. نگرانی من در مورد او واقعا تا این حد نیست.»

طی سال ۲۰۰۳ بوش که جنگی نامربوط را آغاز کرده بود، در سخنرانی های خود تنها هفت بار از افرادی که در ۱۱ سپتامبر شرکت داشتند سخن به میان آورد.

اما اسامه بن لادن بازگشته است. هفته گذشته بوش تنها در یک سخنرانی ۱۱ بار نام او را به میان آورد و هشدار داد که اگر ما عراق را ترک کنیم، القاعده ـ که زمانی که ما به عراق رفتیم آنجا نبودـ پیروز خواهد شد. دموکرات ها که هنوز نگران این هستند که متهم به ضعف در برابر تروریسم و عدم حمایت از نیروهای آمریکایی شوند به آقای بوش بودجه یک سال دیگر جنگ را اهدا کردند.

فعالیت های حزب دموکرات سرعت گرفته است، زیرا نظرسنجی ها نشان می دهند که مردم کاملا از بوش مایوس شده و با قاطعیت خواستار پایان جنگ هستند. با این حال با صراحت نمی توان گفت که محتاط بودن رهبران حزب دموکرات اشتباه است. حقیقت این است تا زمانی که سیاستمداران متقاعد نشوند که رای دهندگان ترس پراکنی به روش بوش را مجازات می کنند و به آن پاداش نمی دهند، کابوس دوران ریاست جمهوری بوش به پایان نمی رسد و این امر هنوز اتفاق نیفتاده است.

در واقع راه و رسم آن اینگونه است: زمانی که رودی جولیانی می گوید که «ایران ـ که هیچ ارتباطی با ۱۱ سپتامبر نداردـ بخشی از حرکتی است که تاکنون تمایلات ستیزه جویانه ای برای اینکه به خاک آمریکا بیاید و ما را بکشد، داشته است» باید با او مانند یک دیوانه برخورد کرد.

وقتی میت رامنی [فرماندار سابق ایالت ماساچوست و یکی از نامزدهای جمهوری خواهان برای انتخابات ۲۰۰۸] می گوید که «اتحاد شیعه و سنی، حزب الله و حماس، اخوان المسلمین و القاعده می خواهند که غرب را به زانو در بیاورند» باید به خاطر جهالتش مورد تمسخر قرار گیرد و زمانی که جان مک کین می گوید که «اگر ما عراق را ترک کنیم اسامه بن لادن ـ که در عراق نیست ـ تا کشورمان به دنبال ما خواهد آمد» باید به سخنانش خندید.

هنوز اینگونه نشده است، حداقل تاکنون و تا زمانی که با جنگ طلبی و ادا و اطوارهای ناآگاهانه، با بی توجهی ای که سزاوار آن است برخورد نشود، مردانی که چیزی از هزینه های جنگ نمی دانند همچنان فرزندان مردمان دیگر را به قبرستان آرینگتون می فرستند.

پل گروگمان *

مترجم: محمد احمدی

منبع: نیویورک تایمز

*پل‌رابین کروگمان، اقتصاددان آمریکایی‌ و استاد دانشگاه پرینستون است. وی یکی از یادداشت‌نویسان روزنامه نیویورک تایمز و یکی از مخالفان سرسخت سیاست‌های جورج بوش است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۳

چرا بعضی ها به همسرشان خیانت می کنند و بعضی دیگر در مقابل چنین وسوسه هایی مقاومت می کنند؟ برای یافتن پاسخ این سوال، پژوهشگران بر درک علمی «چگونگی متعهد ماندن همسران به همدیگر» متمرکز شدند و همه چیز را مورد بررسی قرار دادند؛ از عوامل زیستی که به نظر می رسد بر پایداری ازدواج اثر می گذارند تا پاسخ روان شناختی افراد در مقابل وسوسه ها...

یافته های محققان نشان می دهد در حالی که برخی از افراد به طور طبیعی در مقابل وسوسه ها مقاوم ترند؛ مردان و زنان همچنین می توانند به خودشان تعلیم دهند تا از رابطه شان محافظت کنند و احساس تعهدشان را افزایش دهند.

ٓ ژنتیک وفاداری و خیانت

بررسی های اخیر پرسش هایی را در این مورد ایجاد کرده است که آیا عوامل ژنتیکی ممکن است بر تعهد و پایداری ازدواج موثر باشند؟

هاس والوم، محقق زیست شناسی در انستیتو کارولینسکای سوئد، ۵۵۲ جفت دوقلو را مورد بررسی قرار داد تا درباره ژنی اطلاعات به دست آورد که با تنظیم یک واسطه شیمیایی در مغز به نام وازوپرسین ارتباط دارد. وازوپرسین را هورمون دلبستگی می نامند زیرا در ایجاد پیوند عاطفی میان مادر و نوزاد نقش دارد.

این بررسی نشان داد مردانی که یک نسخه جهش یافته از این ژن را دارند، با احتمال کمتری ممکن است ازدواج کنند و آنهایی هم که ازدواج می کنند، مشکلات زناشویی جدی پیدا می کنند و به همسرانی ناشاد بدل می شوند. یک سوم مردانی که ۲ نسخه جهش یافته از این ژن را داشتند، در سال قبل دچار بحران جدی در روابط با همسرشان شده بودند و این میزان ۲ برابر شمار موارد بحران در روابط زناشویی در مردانی بود که این نسخه جهش یافته ژن را نداشتند.

والوم می گوید: «گرچه این ژن را اغلب «ژن وفاداری» می نامند اما این نامگذاری، درست نیست.» پژوهش او بر پایداری ازدواج (و نه وفاداری در ازدواج) متمرکز بود.

او می گوید: «مشکل است که با استفاده از این اطلاعات، رفتار آینده مردان را پیش بینی کرد.» اکنون او و همکارانش در حال بررسی مشابهی در مورد تاثیر این ژن بر زنان هستند.


تقویت مغز برای مقابله با وسوسه

با اینکه تفاوت های ژنتیکی ممکن است بر تعهد زناشویی موثر باشند، بررسی های دیگر نشان داده که می توان به مغز تعلیم داد تا در مقابل وسوسه ها مقاومت کند.

جان لایدن، استاد روان شناسی دانشگاه مک گیل کانادا، رشته ای از بررسی های غیرمعمول را انجام داد تا ببیند افراد متاهل و متعهد در مقابل وسوسه چگونه واکنش نشان می دهند. در یک بررسی از مردان و زنان متاهل با تعهد کامل به همسران شان خواسته شد که میزان جذابیت افرادی از جنس مخالف را در مجموعه ای از عکس ها معین کنند. جای تعجب نبود که این مردان و زنان بیشترین نمره ها را به عکس های افرادی دادند که به طور معمول جذاب محسوب می شوند.

در مرحله بعد، همان عکس ها را به آنها نشان دادند و به آنها گفتند صاحبان این عکس ها علاقه مندند با آنها دیدار کنند. در این موقعیت، مشارکت کنندگان در بررسی، به نحوی هماهنگ نمره هایی کمتر از لحاظ جذابیت نسبت به نمره هایی که در دور اول به آنها داده بودند، به عکس ها دادند.

به گفته دکتر لایدن، وقتی این افراد به عکسی جذب می شدند که ممکن بود رابطه شان را مورد تهدید قرار دهد ، به نظر می رسید به طور غریزی به خودشان می گفتند: «نه، این قیافه تعریفی ندارد!» و هر چه فرد تعهد بیشتری در ازدواجش داشت، افرادی که ممکن بود رابطه زناشویی اشان را مورد تهدید قرار دهند، دارای جذابیت کمتری قلمداد می شدند.

پس از این بررسی، از شرکت کنندگان خواسته شد که یک پازل پرکردن جای خالی حروف در یک کلمه را انجام دهند، مثلا LO AL و THR_AT.

تکمیل کردن این کلمه های ناتمام که شرکت کنندگان در مورد آنها ایده ای نداشتند، یک آزمون روان شناختی بود تا احساسات ناخودآگاه این افراد را نسبت به تعهد زناشویی روشن کند. این آزمون در میان شرکت کنندگانی که انتظار دیداری عادی را با صاحبان عکس ها داشتند، الگوی ناخودآگاهی را شناسایی نکرد اما میان مردان و زنانی که با تخیل دیدار با صاحبان این عکس ها سرگرم می شدند، تفاوت هایی وجود داشت. در این گروه، مردان با احتمال بیشتری پازل ها را به صورت کلمات خنثی پر می کردند. مثلا LOCAL (محلی) و THROAT (گلو)، اما زنانی که به خیال دیدار سرگرم کننده با صاحبان عکس ها بودند با احتمال بیشتری کلمات غیرخنثی ایجاد می کردند، مثلا LOYAL (وفادار) و THREAT (تهدید)که بیانگر آن بود که این آزمایش باعث شده آنها به طور ناخودآگاه در مورد مساله تعهد نگران شوند.


سیستم هشدار زودرس زنان

البته این قبیل آزمون ها نمی توانند رفتار افراد را در دنیای واقعی پیش بینی کنند اما تفاوت بارزی که در پاسخ های مردان و زنان مشاهده شد، باعث شد پژوهشگران به این نظر برسند که زنان احتمالا نوعی سیستم هشدار زودرس دارند که به آنها در مورد عوامل تهدیدکننده روابط زناشویی شان هشدار می دهد.

سایر بررسی ها در دانشگاه مک گیل نشان داد که چگونه مردان و زنان در مقابل چنین تهدیدهایی واکنش نشان می دهند. در یکی از این بررسی ها، بازیگران زن و مرد جذاب به اتاق انتظار آورده شدند تا سر صحبت را با افراد مورد آزمایش باز کنند و آنها را به سوی خود جذب کنند. سپس از شرکت کنندگان در آزمایش، سوالاتی در مورد رابطه شان با همسرشان پرسیده شد؛ به خصوص در مورد واکنش شان نسبت به رفتار نادرست همسرشان ( مثلا دیر به خانه آمدن یا تلفن نکردن). مردانی که تازه سر صحبت با بازیگران جذاب را باز کرده بودند، نسبت به رفتار فرضی نامناسب همسران شان، کمتر از خود بخشایش نشان می دادند. این واکنش نشان می داد که صحبت دوستانه با بازیگر زن جذاب به طور گذرا تعهد زناشویی آنها را خدشه دار کرده بود. اما زنانی که با بازیگران مرد جذاب به صحبت پرداخته بودند، با احتمال بیشتری از رفتار نامناسب شوهرشان در موقعیت های فرضی چشم پوشی می کردند. این واکنش زنان نشان می داد که بازکردن سر صحبت با بازیگر پیش از مصاحبه باعث شده بود که هنگام پرسش در مورد رابطه زناشویی شان پاسخ محافظتی را از خود بروز دهند.

دکتر لایدن می گوید: «به نظر ما این بررسی ها نشان داد که مردان ممکن است به رابطه زناشویی شان متعهد باشند اما زنان یک طرح احتیاطی هم دارند. جایگزین جذاب همسر، زنگ هشدار را در آنها به صدا در می آورد. زنان به طور ناخودآگاه، این جایگزین جذاب را یک تهدید به حساب می آورند اما مردان این گونه نیستند.»

پرسشی که مطرح می شود، این است که آیا می توان به شخص آموزش داد که در مقابل وسوسه مقاومت کند یا نه؟

در یک بررسی دیگر، از گروهی از دانشجویان مرد که نامزد داشتند و نسبت به آنها متعهد بودند، خواستند که تصور کنند با زنی جذاب در آخر هفته ای که نامزدشان به مسافرت رفته، برخورد می کنند. سپس از برخی از این مردان خواسته شد که با تکمیل این جمله یک طرح احتیاطی را برای خود ایجاد کنند: «هنگامی که با آن زن برخورد می کنم، برای محافظت از رابطه ام با نامزدم...»

از آنجایی که این پژوهشگران، زنی برای ایفای نقش وسوسه گر را در اختیار نداشتند، از یک بازی مجازی استفاده کردند که در آن ۲ تا از ۴ اتاق بازی، حاوی تصاویر فریبنده یک زن جذاب بود. مردانی که برای مقاومت در مقابل وسوسه ها تمرین کرده بودند، تنها در ۲۵ درصد موارد به آن اتاق ها جلب شدند؛ در حالی که در مورد مردان تعلیم ندیده این رقم ۶۲ درصد بود.


علت دیگر پایداری ازدواج

ممکن است تنها احساس عشق و وفاداری نباشد که زوج ها را در کنار هم نگه می دارد.

دانشمندان معتقدند که میزان تعهد شما به رابطه زناشویی ممکن است وابسته به میزانی باشد که همسر، کیفیت زندگی شما را بالا می برد و افق های دیدتان را نسبت زندگی وسعت می بخشد. این، نظری است که آرتور آرون، روان شناس و پژوهشگر روابط زناشویی در دانشگاه سونی بروک، آن را «توسعه شخصی» self expansion می نامد.

پژوهشگران برای اندازه گیری این کیفیت، از زوج ها رشته ای از سوال ها را پرسیدند: «همسر شما تا چه حدی منشا تجربیات هیجان انگیز برای شماست؟ آشنایی با همسرتان تا چه حدی شما را به شخص بهتری بدل کرده است؟ تا چه حدی همسرتان را عاملی برای گسترش قابلیت های خودتان می دانید؟»

پژوهشگران دانشگاه سونی بروک، تجربیاتی را با استفاده از فعالیت هایی که «توسعه شخصی» را تشدید می کرد، انجام دادند.

به برخی از زوج ها، تکلیف های معمولی دادند و عده ای دیگر را در یک تجربه خنده دار شرکت دادند که در آن، در حالی که ۲ نفر به هم بسته شده بودند، باید روی تشک می خزیدند یا با فشار دادن سرشان محتویات یک قوطی فوم را خارج می کردند. این تجربیات طوری طراحی شده بود که زوج ها در یکی دو بار اول شکست بخورند اما در دفعات بعدی پیروز شوند و در نتیجه، احساس شادمانی زیادی کنند.

این زوج ها پیش و پس از این تجربه، آزمونی را از لحاظ کیفیت رابطه شان می گذراندند. زوج هایی که در فعالیت های چالش برانگیز شرکت کرده بودند، نسبت به زوج هایی که پیروزی به همراه همسرشان را تجربه نکرده بودند، افزایش بیشتری در میزان عشق و رضایت از لحاظ روابط نشان دادند. اکنون پژوهشگران در حال انجام رشته ای از بررسی ها هستند تا معین کنند چگونه «توسعه شخصی» بر روابط زن و مرد اثر می گذارد؟ نظریه آنها این است که آن زوج هایی که به دنبال موقعیت های جدید هستند و چیزهای جدیدی را امتحان می کنند، احساس «توسعه شخصی» بیشتری می کنند و میزان تعهدشان نسبت به هم افزایش پیدا می کند.

دکتر آرون می گوید: «ما به این علت به یک رابطه وارد می شویم که شخص دیگر به بخشی از ما بدل می شده و باعث توسعه شخصی ما می شود. برای همین است که افرادی که عاشق هم می شوند، تمام شب بیدار می مانند و با هم حرف می زنند و این وضعیت برایشان واقعا هیجان آور است. ما معتقدیم که زوج ها با انجام کارهای چالش برانگیز و هیجان آور می توانند تا حدودی رابطه شان را تقویت کنند.»

منبع: New York Times

ترجمه: دکتر زهرا عباس‌پور تمیجانی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٥/۱۳

وقتی دو نفر پیمان عشق می بندند و قسم می خورند که روحشان یکی شود ولی در میانه راه یکی پیمان فراموش می کند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می کند، طوفانی عاطفی شروع می شود که نتیجه اش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست.

بی وفایی، زن و مرد نمی شناسد و آن کس که بی اعتقادتر به محبت است در بی وفایی پیشی می گیرد و قلبش را که قرار بود فقط برای یک نفر باشد به همه مشتریان عرضه می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧


چرا آقایان خیانت می‌کنند؟ دلیل آن می‌تواند صمیمیت، کنترل یا... یا فقط اعتیاد به روابط جنسی باشد؟ کار‌شناسان روابط جنسی به چند دلیل خیانت آقایان اشاره می‌کنند.

۱. آن‌ها از صمیمیت خودداری می‌کنند.

گیل سالتز، روانپزشک و پزشک عمومی می‌گوید: «بعضی از مردان خیانت می‌کنند تا از صمیمیت واقعی اجتناب کنند. زیرا صمیمیت آن‌ها را می‌ترساند، بنابراین آن‌ها با خیانت کردن، خود را از همسر یا نامزد خود دور می‌کنند.» بدین ترتیب نیازی نیست که کاملاً به یک نفر اعتماد کنند و در نتیجه آسیب روحی نمی‌بینند. فکر آن‌ها در مورد صمیمیت و اعتماد کردن اینگونه است.

۲. آن‌ها به صمیمیت نیاز شدیدی دارند.

بر عکس مورد فوق، بعضی از مردان در جستجوی صمیمیت در خارج از رابطه خود هستند. به گفته امیلی مورس کار‌شناس روابط جنسی بعضی از زوج‌ها از هم دور می‌شوند و درباره کمبود صمیمیت در بینشان با هم حرف نمی‌زنند. وقتی این اتفاق می‌افتد، بعضی از مردان فکر می‌کنند بجای حرف زدن راحت‌تر است که خیانت کنند.

۳. آن‌ها در ماه عسل گیر کرده‌اند.

می‌دانید که منظورمان چیست – در اول کار از هم سیر نمی‌شوید. ولی پس از مدتی، همه چیز راحت‌تر به نظر می‌رسد... که این چیز بدی نیست. بعضی از مردان همیشه به دنبال آن شور و شوق و هیجان ماه عسل هستند و جای دیگری به دنبال ان می‌گردند.

۴. آن‌ها می‌خواهند کنترل در دست خودشان باشد.

دکتر سالتز می‌گوید بعضی از مردان وفادار نیستند چون می‌خواهند در رابطه‌ای که دارند کنترل و قدرت دست خودشان باشند و خیانت کردن توپ را در زمین آن‌ها نگه می‌دارد.

۵. آن‌ها اراده ندارند.

مورس می‌گوید که بعضی از مردان خیلی ضعیف‌اند. آن‌ها مرتکب رابطه جنسی دیگری می‌شوند فقط بدین علت که فرصتش پیش آمد و آنقدر قوی نبودند که به این فرصت جواب منفی بدهند. درست مثل شانه خالی کردن از تعهد است.


۶. تا بحال گیر نیفتاده‌اند.

به گفته دکتر سالتز، همه خیانتکاران خیانت خود را تکرار نمی‌کنند، ولی شاید هم بتوانند این کار را بکنند – به خصوص اگر تا بحال به این فکر نکرده باشند که اصلاً چرا این کار را کرده‌اند یا اگر اصلاً دیگران برایشان اهمیتی نداشته باشند و فقط به خودشان فکر کنند.

۷. آن‌ها به دنبال تنوع هستند.

این نکته را هم به یاد داشته باشید: بعضی از مرد‌ها خیانت می‌کنند حتی اگر زنی که با او هستند را بسیار دوست داشته باشند. مورس می‌گوید: «مرد‌ها به خیانت خود اعتراف می‌کنند زیرا به تنوع نیاز شدیدی دارند. ولی علیرغم خوشبختی فراواان در رابطه کنونی، خیانت می‌کنند.»... بله، این مضحک و غیرقابل قبول است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

 محمدتقی حسن زاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای وزارت جوانان ایران فساد اخلاقی، اختلال روانی، ترک نفقه، اجرا گذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب را از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجهای ایرانی دانسته اشت.
 حسن زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب گفت: آخرین پژوهش های انجام شده در مورد گروهی از زوج های متقاضی طلاق به عنوان جامعه آماری، نشان می دهد که ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی، مهمترین علت طلاق در میان جوانان ایرانی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

پیمان شکنی زناشویی یکی از واقعیتهای تلخ هر زمان و به خصوص دوران معاصر و متأسفانه یک پدیده کم و بیش رایج است. بسیاری از مردم نتیجه ی پیمان شکنیِ همسر را بدتر از مرگ وی می دانند چرا وقتی که یکی از زوجین می میرد، دیگری علیرغم احساس ناراحتی و تنهایی با اشتیاق خاطراتِ با او بودن را مرور می کند و از این طریق به عشق خود ادامه می دهد، به عبارت دیگر روابط بعد از مرگ همسر همچنان باقی می مانند، ولی بعد از پیمان شکنی همیشه این طور نیست و در اغلب موارد، اولین راهِ حلی که بعد از آگاهی از خیانت همسر به ذهن زوج آسیب دیده خطور می کند، طلاق است.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٠

 

**سعی در برقراری ارتباط بیشتر با همسر، ضمن احترام به شرایط وی در برخورداری از آمادگی لازم برای از سر گرفتن مجدد رابطه.

 

** اختصاص وقت بیشتر برای درک همسر و همدلی کردن با وی. همدلی یعنی نگاه کردن به موضوعات و قضایا از دیدگاه فردی دیگر. همدلی با همسر، فرصت لازم را برای جایگزین کردن احساس امنیت به جای ترس و بی اعتمادی فراهم می کند.

 

 

** صداقت در روابط. صداقت همیشه به بازگرداندن اعتماد کمک می کند. به خصوص زمانی که همسر متوجه حساسیت شما برای صداقت در روابط متقابلتان می شود.

 

** تمرین مهارت" گوش کردن " به همسر و یک " گوش کننده ی" خوب بودن. شنونده بودن کافی نیست. گوش دادن مستلزم توجه به تمام جنبه های ارتباطی طرف مقابل است، مانند زبان بدن وی، لحن سخن گفتن وی، شناسایی احساسات و نیازهای همسر از طریق گوش کردن.

 

 

**

 

نشان دادن حمایت بیشتر از همسر و در دسترس او بودن در مواقع لزوم. حمایت کردن، پذیرفتن بی قید و شرط همسر با تمام ویژگیهای موجود و نشان دادن وفاداری خود به او می تواند در بازسازی اعتماد ، کمک کننده باشد.

 

مطلب مهم دیگری که در این زمینه به خصوص برای همسرانی که از خیانت زناشویی آسیب دیده اند لازم به ذکر است این است که، بلافاصله پس از پی بردن به خیانت همسر، فرصت مناسبی برای اتخاذ تصمیمات مهم درباره ی  ادامه زندگی مشترک و یا جدایی و طلاق   نیست، چرا که این اقدام عجولانه، در درجه نخست فرصت بهره گیری از مشاوره های مناسب جهت بررسی راهکارهای منطقی برخورد با این مسئله را از فرد سلب می کند. البته در مواردی ممکن است که طلاق بهترین راه برای جلوگیری از عواقب آتی خیانتهای زناشویی باشد اما این موارد متداول نیستند. بنابراین کمک گرفتن از متخصص از همان زمانِ پی بردن به خیانت همسر و نیز از آغاز تصمیم فرد پیمان شکن به بازسازی اعتماد زوجی که مورد خیانت واقع شده است، جهت تصمیم گیری درست و منطقی، ضرورت مطلق است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۸



بابک سعیدی، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بی‌اعتمادی یکی از عمده‌ترین آسیب‌هایی است که زندگی زوجینی را که به‌واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، تهدید می‌کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می‌کند.» وی می‌گوید: «آشنایی در فضای چت‌روم‌ها بعدها در روابط زوج‌ها تأثیرات عمیقی می‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایده‌آل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.»

به باور این روانشناس این نوع ارتباط زمانی می‌تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی‌صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانواده‌ها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیب‌های ناشی از همسریابی اینترنتی می‌داند و می‌گوید: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.»

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳


آیا زندگی خانوادگی آن اندازه که برای زنان اهمیت دارد برای مردها مهم نیست؟ آیا عواطف مردها سست تر از زنان است؟ و آیا پایبندی زنان به خانواده و کوششان برای حفظ خانواده بیش از مردان است؟

معمولا به نظر می رسد آنکه می گریزد مرد است و آنکه می ماند زن. آنکه بی خیال است مرد است و آنکه نگران است زن. آنکه جدی نمی گیرد مرد است و آنکه پیگیر می شود زن.

اما آیا واقعا همین طور است؟ حقیقت این است که مردها اگر خانواده دوست تر از زنان نباشند در این زمینه کمتر از زنان هم نیستند. اما نمایش این خانواده دوستی در مردان و زنان بسیار متفاوت است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

واژه خیانت واژه ای کاملا آشناست و آن را بارها شنیده اید، بارها شنیده اید که مردی به زنش خیانت کرد و دور از چشم اوبا زنی دیگر ار تباط برقرار کرده است . و بارها نیز با خود گفته اید چرا اینگونه شد، چرا؟ مگر زن او چه چیزی کم داشت؟ او که از هر نظر زنی کامل و نمونه بود چرا شوهرش قدر او را ندانست؟ و انواع این پرسش ها که تا به حال نتوانسته اید برای آن پاسخی پیدا کنید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

امروزه یکی از بزرگترین دغدغه‌های فکری بشر در تمامی جوامع بی‌وفایی در ارتباطات زناشویی است. مسئله‌ای که بازهم باوجود پنهان‌گری هریک از زوج‌ها مثل سوهانی روح آنها را می‌خراشد و گاهی حتی پس از سال‌ها  زندگی مشترک و مونس یکدیگر بودن به نابودی آن زندگی منجر می‌‌‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٥

 

زنی ۳۷ ساله در دادگاه خانواده حضور یافت و درخواست جدایی از شوهرش را به قاضی دادگاه ارایه کرد. وی خطاب به قاضی گفت: حدود ۱۰ سال از زندگی مشترک ما می‌گذرد اما شوهرم بعد از گذشت این همه مدت حاضر نیست فرزند مشترکی داشته باشیم....


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٦



صداقت یکی از 10 نیاز عاطفی مهم در زندگی مشترک است و در صورتی که بین زن و شوهرها وجود داشته باشد، احساس عشق و محبت آنها را به هم تعمیق می‌بخشد.

نقطه مقابل آن عدم صداقت است. عدم صداقت یکی از پنج عامل تخریب‌کننده زندگی مشترک است. عدم صداقت محبتی را که زن و شوهر به همدیگر دارند نابود می‌کند. اما صداقت انواعی دارد که توضیح درباره آنها می‌تواند به درک مناسب‌تر این نیاز عمده کمک کند:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢



آیا مردان بیشتر از زنان خیانت می کنند؟ آیا اعتراف به خیانت کار درستی است؟ آیا خیانت همیشه به مسائل جنسی مربوط است؟ در اینجا به 10 تصور رایج در مورد خیانت و سپس به واقعیت ها اشاره می کنیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٦

 

 اگر ما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید. اغلب زوجهایی که چنین مشکلی دارند، معتقدند که تا به حال هیچ گاه چنین هیجانات شدیدی را تجربه نکرده بودند. آنها احساس خشم، افسردگی، ترس، گناه، تنهایی و شرمساری می کنند.

 همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته است، همیشه از خودش می پرسد:


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar