مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧


با توصیف وضعیت مکتب رفتار گرایی که بر پایه تفکرات پوزیتویستی و ماتریالیستی بنا نهاده شده و از مکتب کنش گرایی سخت متاثر گردیده , کاملا مشخص می شود که این مکتب قابل مقایسه با مکتب ملاصدرا رحمه الله نیست, زیرا با نادیده گرفتن بعد روحی و روانی انسان به شکل کامل و حتی فراموش نمودن بیش ترین جنبه های جسمانی آدمی و محدود و منحصر ساختن مطالعه آدمی در رفتار عینی و مشهود و قابل اندازه گیری - محرک و پاسخ - و تفکر و هیجان , جایی برای مقایسه آن با افکار ملاصدرا باقی نمی گذارد و قابلیت ارائه یک الگوی انسانی را از خود سلب می سازد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٢٦

 

کتل دیدگاه های واضحی را در مورد سوالات مربوط به ماهیت انسان ارائه نمی کند.

اما ما می توانیم با بررسی تعریف او از شخصیت برداشتهای او را استنباط کنیم.

تعریف شخصیت از دیدگاه کتل: " شخصیت چیزی است که امکان پیش بینی آنچه یک شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد داد را فراهم می کند" (cattell.1950 p2)

ازاین جمله می توان اینگونه استنباط کرد که کتل رفتار انسان را قابل پیش بینی می داند، به اعتقاد کتل هنگامی که ما صفتهایی را که شخصیت از آنها ترکیب می شود را بشناسیم می توانیم پیش بینی کنیم یک فرد در یک موقعیت معین چگونه رفتار خواهد کرد و وقتی بتوانیم رفتار را پیش بینی کنیم می توانیم آنرا کنترل کنیم.(Schultz&Schultz.1998)

برای اینکه رفتار قابل پیش بینی باشد باید فرض شود که قانونمند و دارای نظم است زیرا پیش بینی بدون نظم و ثبات امکان پذیر نیست بنابراین به نظر می رسد دردیدگاه کتل جایی برای بی قاعدگی و خودبخودی بودن وجود ندارد زیرا چنین ویژگی هایی فرآیند پیش بینی را نفی می کند.

بدین ترتیب به نظر می رسد دیدگاه کتل در مورد اراده در مقابل جبر همسو با  جبرگرایی قرار می گیرد البته به این نکته باید توجه کرد که کتل بطور کامل اراده و اختیار را رد نمی کند زیرا او اعتقاد دارد که " ممکن است روانشناسی روزی دریابد که قوانین رفتار آن روشن نشده است ولی تا این شناخت حاصل نشود روانشناسان همچنان به نظم علت و معلولی اعتقاد خواهند داشت"(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

نظام کتل هیچ هدف غایی و ضروری را که بر رفتار فرد تسلط داشته باشد مطرح نمی کند نه خودشکوفایی و نه تعارض های روانی_جنسی اما او به تأثیر تعیین کننده دوران نوزادی اعتراف می کند.

به اعتقاد او نگرشهای اجتماعی سالم، فراخود، احساس امنیت و تمایل به روان رنجور خویی تا زمانی که ما به سن 6 سالگی برسیم شکل می گیرند.(همان منبع)

ولی از نوشته های کتل به این برداشت نمی رسیم که او ما را برای ابد زندانی و اسیر این عوامل دوران کودکی می داند. بطوری که قادر به اصلاح یا تغییر آنها در مراحل بالاتر رشد نباشیم( شولتز و شولتز1998. سید محمدی، 1379).

    در زمینه موضوع طبیعت وپرورش (وراثت در مقابل محیط)به اعتقاد کتل ما تحت نفوذ هر دو عامل هستیم ومعتقد به تاثیر نسبی وراثت ومحیط در شکل دهی شخصیت است.(شولتز،1995.کریمی وهمکاران،1377)

کتل مانند اکثر روانشناسان شخصیت دو عامل وراثت و یادگیری یا طبیعت و تربیت را در رشد شخصیت مورد تأکید قرار داده است با این وصف تفاوت او با سایر روانشناسان سرشناس این رشته در این است که تلاش کرده است تا سهم عوامل محیطی یا ارثی تأثیر گذار در هر صفت رامشخص کند.

به این منظور آزمونهای شخصیتی را در مورد تعداد زیادی از خانواده ها به اجرا درآورد و الگوهای نمرات درون هر خانواده و بین خانواده ها را تحلیل کرد. کتل از تحلیل این اطلاعات به این نتیجه رسید که اهمیت تاثیر عوامل محیطی وارثی از صفتی به صفت دیگر متفاوت است برای مثال 80 تا 90 درصد از تغییرات مربوط به نمرات حاصل از توانایی‌های هوشی نتیجه وراثت است حال آنکه تأثیر عوامل ارثی در روان آزردگی شاید از نصف این ارقام نیز کمتر باشد. در مجموع می توان حدس زد که دوسوم از ویژگی های شخصیتی را محیط و یک سوم را وراثت تعیین می کند.( هاندل بای، پاولیک و کتل 1965)

   درزمینه موضوع بی همتایی یا جهانشمولی کتل موضعی میانه را اتخاذ و اشاره می کند که هم صفتهای مشترک قابل اطلاق به همه کس در یک فرهنگ و هم صفتهای یگانه ای که مشخصه هر فرداند وجود دارند.(همان منبع)

   در مورد خوش بینی یا بدبینی نسبت به ماهیت انسان، کتل در سالهای جوانی درباره ماهیت انسان و توانایی ما به حل نارسایی های اجتماعی خوش بین بود. او نوشت که مردم دانش و کنترل بیشتری را درباره محیط خود حاصل خواهند کرد، او براین باور بود که هوش انسان افزایش خواهد یافت و انتظار داشت که در زمان حیات خود " زندگی اجتماعی خیرخواهانه تری" از شهروندان شاغل خلاق نظاره کند ولی واقعیت با انتظارات او منطبق نشد و در سال 1974 کتل نوشت که مقداری از خوش بینی خود را در مورد بشریت از دست داده است و نه فقط آدمها و جوامع آنها در مسیر امیدهای کتل پیشرفت نکردند بلکه به نظر کتل حتی پسرفت هم کرده اند(Cattell.1974)

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٩


یکی از چهره‌های معروف روان شناسی انسان گرا ، کارل راجرز است. او در دوران تحصیل در دانشگاه به عنوان نماینده فدراسیون جهانی دانش آموزان مسیحی به چین سفر کرد و ظاهرا تحت تاثیر این تماس با فرهنگ شرقی ، دید جدیدی نسبت به انسان پیدا کرد. تحصیلات راجرز در رشته‌های تاریخ و روان شناسی بود. او پس از پایان تحصیلات خود در رشته تاریخ به عضویت پیروان یک انجمن دینی در نیویورک در آمد، اما در عین آشفتگی به این محیط روحانی متوجه شد که نمی‌تواند به آئین خاصی پایبند باشد و تصمیم گرفت کوششهای خود را در زمینه امور تربیتی و درمان متمرکز سازد. در نتیجه بخشی از عقاید وی در مورد ویژگیهای طبیعت انسان محصول تماسهایی است که او با مراجعان خود داشته است.

کوششهایی که راجرز در تشکیل و رهبری گروههای کوچک معمول می‌داشت و نیز تلاشهای او در زمینه آموزش و پرورش ، همگی به صورتی او را در عقایدی که در مورد روان شناسی انسان بدست آورده بود، تائید و تقویت می‌کردند و بر غنای باورهای روان شناختی وی می‌افزودند. راجرز طرز تفکر خود را مرهون محیط فرهنگی خویش می‌دانست که بر سنتهای یهودی مسیحی متکی بود. او با اعتمادی که به عقاید خویش داشت، آرزو می‌کرد گسترش جهانی پیدا کند و می‌کوشید نظریه‌های خود را برای افراد بیشتری توضیح دهد. تحقق خود ، توافق و عدم توافق ، انسان با کنش کامل ، توجه مثبت غیر مشروط ، درمان مبتنی بر مراجع محوری و ... از مفاهیم نظریه انسان گرایانه راجرز هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٥


مازلو پدر روحانی روان شناسی انسان گرایی خوانده می‌شود و احتمالا بیش از هر کس دیگری در این جنبش جرقه ایجاد کرده و مسئولیت علمی بدان اعطا کرده است. در ابتدا مازلویک رفتارگرای پرحرارت بود، عقیده داشت که پاسخهای همه مسائل جهانی را می‌توان با رویکرد مکانیستی و علوم طبیعی پیدا کرد. سپس یک رشته تجارب شخصی ، تولد نخستن فرزندش ، جنگ جهانی دوم و برخورد کردن با سایر اندیشه‌ها درباره ماهیت انسان (فلسفه ، روانکاوی و روان شناسی گشتالت) او را متقاعد کرد که رفتارگرایی بسیار محدودتر از آن است که بتواند پاسخگوی مسائل پایدار انسانی باشد.

مازلو همچنین از تماس با برخی از روان شناسان اروپایی که از آلمان نازی گریخته و در ایالات متحده ساکن شده بودند، مانند آدلر ، هورنای ، کافکا و ورتهایمر تاثیر پذیرفت. احساس احترام او نسبت به ورتهایمر و مردم شناس امریکایی روت بندیکیت او را به سوی نخستین مطالعه‌اش در مورد اشخاص سالم از نظر روانی و خود شکوفا رهنمون شد. در دانشگاه برندیز در والتام ، ماساچوست ، از 1951 تا 1969 بود که مازلو نظریه‌اش را تدوین کرد و پالایش داد و به صورت مجموعه‌ای کتاب منتشر ساخت. او از جنبش گروه حساسیت آموزی حمایت کرد و در سالهای دهه 1960 یکی از روان شناسان معروف شد. او در سال 1967 به ریاست انجمن روان شناسی امریکا انتخاب شد.

توجه به سلسله مراتب نیازهای انسان و ویژگیهای افراد خود شکوفا بخش عمده پژوهشهای او را تشکیل می‌دهد. ار مباحث مهم دیگر نظریه مازلو در انسان گرایی ویژگیهای شخصیت سالم ، اعتماد به نفس و رابطه آن با سلامت روانی ، فرانیازها یا انگیزه‌های متعالی ، تجارب اوج (حالت عرفان) ، حرمت زدایی ، آرمان شهر روانی ، وجدان را می‌توان نام برد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤



ترجمه توسط: سرکار خانم فلکی

ابو زید احمد بن سهل بلخی متولد 850 میلادی در شهر بلخ و خراسان قدیم که امروزه افغانستان نامیده میشود و در دوره عصر طلایی اسلام می زیست و یک مححق ایرانی نامیده میشود. وی در مدارس علوم ایرانی، علوم اسلامی، جغرافیای اسلامی، طب اسلامی و اندیشه روانشناسی اسلامی مشغول به یادگیری علوم بوده.

آثار: کتب بسیاری را به وی نسبت داده اند که این فهرست توسط الندیم نوشته شده و مطالب برتر این فهرست ریاضیات،توجه به نجوم و اشکال آب و هوایی هستند همچنین آثاری در مورد پزشکی و روان شناسی نوشته است.

کتابی با نام تغذیه روح و جسم ( مسائل البدن و النفوس)

سلامت روان و بیماری روانی

در روانشناسی و علوم اعصاب مفاهیمی درباره روان و بهداشت روان توسط ابو زید بلخی معرفی شده است که تقریبا به سلامت روان ربط داده میشود.

او اوایل موافق بود که علت بیماری ها جسمی است و در کتاب الطب الروحانی در مورد سلامتی معنوی و روانی توضیحاتی داد.

بعد از مدتی از پزشکان عمومی انتقاد کرد که بیشتر به بیماری های جسمی توجه میکنند و از بیماری های روانی غفلت میکنند.

بحث او این بود که انسان از جسم و روح شکل گرفته است و اگر فردی بیمار شود فرد شناخت زیادی از دست میدهد و در توانایی های جامع شکست میخورد مثلا دیگر از زندگی لذت نمیبرد و این باعث میشود بیماری جسمی بیشتر شود.

عقاید وی در مورد سلامت روان برمیگردد به آیه های قرآن و احادیث مانند حدیثی از حضرت محمد (ص):

همانا مرض در قلب هایتان است. و آیه های از قرآن:

براستی در بدن تکه ای گوشت وجود دارد که اگر جسم رو به تباهی برود او نیز از بین میرود و اگر جسم سالم باشد او نیز سالم است و براستی که ان قلب است.

براستی که خداوند حضور یا ثروتتان را در نظر نمیگیرد بلکه اونیت شما و اعمالتان را در نظر میگیرد.

ابو زید بلخی اولین بار طب روانشناسی و شناخت درمانی مشهور شد. و اولین طبقه اختلالات را ارائه کرد.

او بیماری های روانی را به 4 اختلال هیجانی طبقه بندی کرد:

ترس و اضطراب، خشم و پرخاشگری، ناراحتی و افسردگی، وسواس فکری

او سه نوع افسردگی را نیز طبقه بندی کرد:

افسردگی معمولی، افسردگی درونی، افسردگی بالینی از بیرون بدن

او نوشته است که سلامتی فرد همیشه حافظ سلامت روحی باشد.

برای درمان جسم به دارو نیاز است و برای سلامت فرد باید بین جسم و روان تعادل برقرار شود.

ابو زید مفهوم منع دو جانبه را معرفی کرد که هزار سال بعد توسط جوزف ولپه معرفی شد در سال 1969 میلادی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱۸

 
یکی از جنبه‌های بسیار مهم و با اهمیت نظریات شخصیت (Personality Theoris) تصور یا برداشتی از ماهیت انسان است که بوسیله هر نظریه پرداز مطرح می‌شود. هر نظریه پرداز برداشتی از ماهیت انسان دارد که به تعدادی از سوالهای بنیادی مربوط به سرشت انسان مربوط می‌شود. (این سوالها همیشه وجود داشته و خواهند داشت). دیگران (شعرا ، فلاسفه ، هنرمندان و ...) همواره به بیانی دیگر به این سوالها پاسخ می‌دهند و در کنار آن نظریه پردازان شخصیت نیز به این مباحث جدل برانگیز پرداخته‌اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٩



محرم که می‌شود جوشش نام حسین(ع) در دلها، هر دلسوخته‌ای را بی‌تاب می‌کند و چون تشنه‌ای به سوی زلال معرفت عاشورا می‌کشاند. در ابتدای ماه محرم و در حالی که همه آماده اقامه عزا می‌شویم بهترین رفع تشنگی نوشیدن از کلام امام عاشورا است که با توضیحی از استاد مرحوم شیخ علی صفایی یکی از نوکران آن حضرت هم همراه شده باشد.
 اباعبدالله‌الحسین(ع) در هنگامی‌که به سوی کربلا می‌رفتند در منزلی از منازل که به آن ذی‌حسم می‌گفتند، این خطبه را ایراد فرمودند:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱۳

 

اختلال روانی یک عبارت گسترده برای توصیف شمار زیادی از بیماری‌های روان پزشکی است که توانایی فرد را در زمینه‌های مختلف از جمله تفکر، احساس و رفتار صحیح در امور روزمره زندگی، مختل می‌کند.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar