مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧

ر اساس نتایج یک پژوهش، تماشای تلویزیون مهارت‌های شناختی و زبان آموزی کودکان در 14ماهگی را به تاخیر می‌اندازد، بخصوص اگر برنامه‌هایی را تماشا کنند که برای بزرگسالان یا گروه سنی بالاتر تهیه شده‌اند. 

 بر اساس پژوهشی که با مشارکت 259 خانواده نیویورکی از قشر کم درآمد انجام شد و همچنین تحقیقات گذشته که با همکاری خانواده‌های پردرآمد صورت گرفته بود، تماشای تلویزیون نه تنها وسیله‌ای مناسب برای آموزش و یادگیری کودکان زیر دو سال نیست، بلکه جلوی رشد و پیشرفت آنها را نیز می‌گیرد. کودکان زیر دو سالی که در روز 60 دقیقه تلویزیون نگاه می‌کنند، یک سوم کمتر از همسالان خود در 14 ماهگی رشد داشته‌اند. 
این اختلاف می‌تواند به این دلیل باشد که وقتی والدین و کودکان در حال تماشای تلویزیون هستند، فرصت صحبت کردن، بازی و برقراری ارتباط را که برای رشد و یادگیری ضروری هستند از دست می‌دهند. 


بیشتر والدین برای این‌که به کارهای خود برسند، به کودکان اجازه می‌دهند به مدت طولانی تلویزیون نگاه کنند و غافلند از این‌که به کودکانشان آسیب می‌رسانند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧

چنین تصور می شود نتایج تحقیقی به نام "کودک و کامپیوتر" که از سوی آکادمی علوم فرانسه تحقق یافت، نظرات خانواده ها در مورد بازی کودکان با کامپیوتر را تغییر خواهد داد.

نتایج این تحقیق نشان می دهد که بازی کودکان با کامپیوتر خصوصا بازی های ویدئویی مفید می باشد.

بر اساس یک گرافیک که فعالیت مغزی کودک به هنگام بازی را به تصویر می کشد، علاوه بر بخش پشتی مغز قسمت پیشین مغز نیز کار می کند.

"اولیور هود" روانشناس معروف از مرکز تحقیقات بین المللی علمی چنین می گوید: "پیام اصلی این است: اگر به کودکان در خصوص استفاده صحیح از بازیها آموزش داده شود، قادر خواهند بود که نقاط مختلف مغزشان را به کار گیرند."

متخصصین بر این عقیده اند که بازیهای ویدئویی فعالیت ذهنی و استعداد تفکر در کودکان را تقویت می کند. از سوی دیگر نیز تاکید می کنند که کامپیوتر تنها یکی از آلاتی است که برای درک محیط می توان به آن مراجعه کرد.

"سرگه تیسرون" روانشناس موفق با تاکید بر اهمیت کامپیوتر به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی می گوید: "در اصل کامپیوتر نه تنها برای استفاده کودک از اینترنت است بلکه سبب می شود تا کودک محیط اطراف را خود کشف و درک کند. البته کودک به تنهایی این کارها را انجام نمی دهد. ولی هیچ کامپیوتری نیز به تنهایی برای یاری به آموزش کودک کافی نیست."

این تحقیق از یک سو نظرات منفی درباره بازیهای کامپیوتری را نقض کرده و از سوی دیگر به اهمیت آن به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی تاکید می کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۳/۱٠

به ترس «از دست دادن تلفن همراه» نوموفوبیا می­گویند. این گوشی­ها که موجب ارتباط مستمر بین اشخاص  و فعالیت­های کاریشان می­شود، موجب از بین رفتن گفتگو میان افراد، افزایش اضطراب کاری، اعتیاد به کار، و ناتوانی از دست کشیدن از کار و نیز مانع استراحت می­شود. از آنجا که همه کارها از طریق این گوشی­های هوشمند امکان­پذیر است، برخی­ها از دیدار با همکارانشان برای گفتگو و مبادله اطلاعات کاری دوری می­کنند. نگرانی شدیدی در خصوص اعتیاد کارکنان به این گوشی­ها در شرکت­ها، ایجاد شده است.

نوجوانانی که ساعات طولانی از تلفن­های همراه استفاده می­کنند، پس از مدتی با اختلالات روانی مواجه و به استفاده بی­رویه و نادرست از این وسیله معتاد می­شوند. عمده­ترین تفاوت موجود میان این اعتیاد و اعتیاد به الکل و یا مواد مخدر این است که استفاده از تلفن همراه غیر قانونی نیست. استفاده بیش­از اندازه تلفن همراه در ذهن و اعصاب کاربران نوعی اعتیاد پدید می‌آورد که درست مانند اعتیاد به مواد مخدر، الکل، پرخوری، رابطه غیراخلاقی، بازی‌های‌ رایانه‌ای، اینترنت و … مخرب است.

اعتیاد به استفاده از تلفن همراه در حقیقت تمایل شدید به رفتاری است که انجام می‌گیرد و احساسی که پس و پیش از آن به فرد دست می‌دهد. معتادان به استفاده از تلفن همراه از دوستان و خانواده فاصله می‌گیرند، انزواطلب می‌شوند، اولویت‌های سنی و اجتماعی نظیر تحصیل و اشتغال را پس می‌زنند، هنگامی که تلفن همراه در دسترس‌ نیست به آن فکر می‌کنند و از دوری‌اش رنج می‌برند. خاموش بودن تلفن همراه در افراد معتاد تحمل‌ناپذیر است و موجب می‌شود حتی هنگام خواب یا در مواقع خاصی که گوشی تلفن همراه را خاموش می‌کنند یا در حالت سکوت قرار می‌دهند به استرس و دلشوره دچار شوند.

 

فرد معتاد نمی‌تواند از گوشی تلفن همراه خود دور بماند و از هر ترفندی برای استفاده دائمی آن بهره می‌جوید. این نوع اعتیاد از علاقه و وابستگی فراتر می‌رود و به نوعی «جنون دسترسی» بودن تبدیل می‌شود.

امروزه وضعیت استفاده از تلفن­های همراه در مدارس از وجود چنین اعتیادی در میان قشر نوجوان و دانش­آموز حکایت می‌کند. ورود گوشی به مدارس ممنوع است، اما بسیاری از دانش‌آموزان سر کلاس درس گوشی­های خود را همراه دارند و حتی برای یکدیگر یا دوستان و آشنایان پیامک می‌فرستند. در حقیقت بعید است کسی با تلفن همراه دوست یا آشنای محصلش تماس بگیرد و متوجه شود، گوشی‌اش را در خانه گذاشته و به مدرسه رفته است! پریشانی ذهنی ناشی از اعتیاد به تلفن همراه به گونه‌ای است که برای فرد استرس دائمی به ارمغان می‌آورد و استرس هم مادر دردها و بیماری‌هاست. استفاده دائمی از تلفن همراه و تبدیل این وسیله به ابزاری برای امور روزمره، الگوهای جدیدی در رفتارهای اجتماعی پدید می‌آورد که بخشی از آنها بسیار نامطلوب است و در بلندمدت به آسیب‌های آشکار رفتاری منجر می‌شود. وابستگی برخی افراد به­ویژه جوان‌ترها به تلفن همراه و هویت کاذب آن شرایطی را پدید می‌آورد که برای مثال در یک مهمانی خانوادگی یا فامیلی مشاهده می‌کنیم، عده‌ای به جای ارتباط کلامی از طریق بلوتوث یا پیامک به صحبت با یکدیگر می‌پردازند.

 

اعتیاد به تلویزیون

امروزه با شمارکثیری از افراد روبرو هستیم که روزی هشت ساعت تلویزیون تماشا می­کنند.اما آیا می­توان گفت تماشای تلویزیون از نشانه­های یک رفتار اعتیادی برخوردار است؟ نشانه­ها و دلایل مختلفی در دست داریم که آن­را تایید می­کنند، از جمله می­بینیم وقتی معتاد به تلویزیون را از تماشای آن محروم می­کنیم نشانه­­های محرومیت در فرد دیده می­شود. مانند مورد ترک هروئین، وقتی اشخاص معتاد به تلویزیون، از تماشای آن محروم شدند، آثار محرومیت پنج تا هفت روز بعد به شدت نمایان شد. ازجمله نشانه­های این محرومیت می­توان به احساس پرخاشگری، اضطراب، افسردگی و ناتوانی در کنارآمدن با اوقات بیکاری اشاره کرد. یکی دیگر از نشانه­های رفتار اعتیادی احساس­گناه ملازم آن است. اما این احساس گناه نه تنها از شدت اعتیاد آنان نمی­کاهد بلکه بر آن اضافه می­کند در جریان بررسی درباره فعالیت­های مربوط به اوقات فراغت معلوم شد تنها تلویزیون و تماشای آن تولید احساس­گناه می­کند، سایر وسایل پر کردن اوقات فراغت احساس گناه ایجاد نمی­کردند و شادی و خشنودی ناشی از آنها بیشتر و ادامه­دارتر بود. اما تماشای تلویزیون به جای احساس رضایت، احساس گناه ایجاد می­کرد.

تشابهات دیگری نیز میان عادات به تماشای تلویزیون و سایر عادات­ها وجود دارد. یکی این­که مانند اعتیاد به سیگار بیشتر در میان فقرا رواج دارد، مانند اعتیاد به هروئین دنیایی ازخیال و توهم ایجاد می­کند و جای واقعیت­ها را می­گیرد. مانند همه انواع دیگر اعتیادها تماشای آن ناشی از عدم رضایت وخشنودی واقعی درزندگی است.

چرا اشخاص ساعت­ها روبه­روی تلویزیون می­نشینند؟ با توجه به بررسی­های به عمل آمده، اشخاص به چهار علت به تماشای تلویزیون می­نشینند: میل به فرار از احساس ملامت از شرایط زندگی روزانه، میل به داشتن موضوعی برای این­که با دیگران در آن باره صحبت کنند. میل دیدن اشخاص و مناظری در تلویزیون که بتوانند شرایط خود را با آن مقایسه کنند و بالاخره در تماس بودن با اخبار و حوادث دنیا. با مستثنی کردن احتمالی مورد چهارم، سایر نیازهای تماشای تلویزیون ناشی از احساس تنهایی فردی و محرومیت در زندگی حقیقی اشخاص است که به تماشای مداوم تلویزیون اقدام می­کنند. اگر در زندگی اشخاص زیبایی و ماجرا به قدرکافی وجودداشته باشد، نیاز به تماشای تلویزیون نقصان می­گیرد. اما اگر قرار باشد که زندگی تنها در ملالت و کسالت سپری شود، تماشای برنامه تلویزیون می­تواند جایگزینی برای آن باشد.

یکی از نکات جالب در ارتباط با تلویزیون این است که همه­چیز را کوچک­تر به نمایش می­گذارد. تمام اشیا و اشخاصی که در تلویزیون تماشا می­کنیم از اندازه واقعی­شان کوچک­تر هستند. به مفهومی این موضوع درباره همه اعتیادها صدق می­کند. اعتیادها تجربه ما را از زندگی کاهش می­­دهند. اعتیادها مستلزم زمان، پول، انرژی و حتی مهر و عشقی هستندکه باید به شکل دیگری ابرازگردند.

                                                                   

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar