مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱٢/٢٩

این نویسندۀ 92 ساله که آثارش به ده ها زبان منتشر شده اند، روز چهارشنبه به دلیل مشکلات تنفسی در بیمارستانی در استانبول بستری شد.
کمال که نویسندۀ بیش از 20 رمان و حدود 10 اثر تجربی و چندین داستان کوتاه است، بخشی از شهرت خود را مدیون بازآفرینی زبان ترکی به عنوان یک زبان ادبی است.
اگرچه وزیر بهداشت ترکیه امروز پنج شنبه اعلام کرد که حال کمال رو به بهبود است، اما این نویسنده در بخش مراقبت های ویژه می ماند و شرایطش کماکان بحرانی است.
اکنون تحسین کنندگان و طرفداران کمال برای سلامتی او دعا می کنند، سمیح گوموش منتقد ادبی برجستۀ ترکیه نیز در میان آنها است. گوموش می گوید: «اهمیت ندارد که ما چگونه یاشار کمال را توصیف کنیم، هر چه بگوییم کافی نیست. او نویسندۀ بی هماورد ادبیات ترکی است.» گوموش ضمن تأکید بر اینکه به هیچ روی نمی توان او و دستاوردهایش را شرح داد، افزود: «وقتی دربارۀ آثاری می اندیشیم که باید نوشته شوند تا تصویر واقعی یاشار کمال را معرفی کنند، تنها می توانیم اعلام کنیم که یکی از چهره های ادبیات ما محکوم است به اینکه در سایۀ ناشناختگی بماند.»
یاشار کمال که دارای تبار کرد و ترک است، در سال 1923 در عثمانیه در جنوب ترکیه به دنیا آمد. چشم راستش را در یک حادثه از دست داد و به همین علت کودکی سختی داشت. وی نخست به عنوان نامه نگار برای شهروندان بی سواد در روستاهای کوچک شروع به کار کرد، سپس روزنامه نگار شد و نهایتاً رمان نویس. وی همیشه به «انسان و طبیعت» باور داشت و آثار خود را با این عبارت وصف می کرد: «در خدمت طبقۀ کارگر». تز «هنر برای مردم» بر مطالعات ادبی کمال سایه انداخته است و او این درون مایه را با اندیشۀ سیاسیش در هم آمیخته است.
کمال در داستان اینجه ممد که تحسین جهانی وی را در پی داشت و در 1955 منتشر شد، از یک قهرمان اسطوره ای –که نام وی عنوان کتاب نیز هست- برای نقد جامعه و ارزش های آن بهره می برد. در این رمان ممد از دست ظلم و ستم آقا (زمین دار) به کوهستان می گریزد. این رمان که به 40 زبان ترجمه شده براساس زندگی و آلام مردم آناتولی است.
یاشار کمال برندۀ چندین جایزۀ داخلی و خارجی بوده است، از آن جمله جایزۀ جهانی سینو دل دوکا در 1982 و جایزۀ لژیون دونور در 1984. در سال 2013 وزارت فرهنگ آمریکا نیز مدال گریگور نارکاتسی را به وی اعطا کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٦/٢٠
نویسنده: الیاس واحدی
 افسانه سارای یا سارا از جمله افسانه‌های مردمی در سرزمین آذربایجان است که در میان آذری‌ها (چه آذری‌های جمهوری آذربایجان و چه آذری‌های ایران) بسیار مشهور است. افسانه‌ی سارای به صورت‌های مختلف روایت شده است که پیام اصلی و مشترک آن در تمام روایت‌ها، وفاداری و حجب و حیای این دختر زیباروی است...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٧/۱٦
 
«نامرئی» پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز

 رمان «نامرئی» نوشته «جیمز پترسون» برای دومین هفته متوالی در میان کتاب‌های چاپی و الکترونیک پرفروش‌ترین کتاب روزنامه نیویورک تایمز شد.

 به گزارش روزنامه الشرق‌الاوسط، رمان «فوق سری 21‌» اثر «جنت ایوانوویچ» و «کرم ابریشم» اثر «رابرت گلبریت» دومین و سومین کتاب‌های پرفروش‌ این هفته بودند.

 رمان «فراموشی زیبا» نوشته «جیمی مک گوایر» و «شهر» نوشته «دین کونز» در رتبه‌های چهارم و پنجم قرار گرفتند.

 در بخش غیرداستانی از میان کتاب‌های چاپی و الکترونیک این مجله، کتاب «ناگسسته» لورا هلن برند در جایگاه اول و سپس کتاب «دشمنان خونی» نوشته ادوارد کلاین‌ و «پرتقالی سیاهی جدید است» نوشته پیر کرمن و «بچه‌ها در قایق» نوشته «دنیل جمیز براون»، رتبه‌های دوم تا چهارم را به دست آوردند.

 کتاب‌ «انتخاب‌های سخت» هیلاری کلینتون هم که در چند هفته‌ گذشته در جایگاه اول قرار داشت‌، به جایگاه پنجم این مجله سقوط کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۳٠
جسد گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی که پنج شنبه گذشته در سن 87 سالگی درگذشت روز گذشته در یک مراسم خصوصی سوزانده شد.

به گزارش پایگاه اینترنتی وابسته به شبکه تلویزیونی تله سور ونزوئلا شنبه از مکزیکوسیتی گزارش داد که قرار است دوشنبه مراسم بزرگداشتی دراین شهر به مناسبت درگذشت وی برگزار شود.

ˈخوزه گابریل اورتیسˈ سفیر کلمبیا در مکزیک اعلام کرد که ممکن است بخشی از خاکستر جسد وی به کلمبیا زادگاهش منتقل شود.

خانواده مارکز اعلام کرده اند که فقط مراسمی را که در مکزیک بر قرار می شوند می پذیرند.

ˈمارکزˈ که در آمریکای لاتین به ˈگابوˈ مشهور است پس از مدتی بیماری پنج شنبه گذشته چشم از جهان فروبست.

انتظار می شود که ˈخوزه مانوئل سانتوسˈ رییس جمهوری کلمبیا دوشنبه برای ادای احترام به ˈگابوˈ به مکزیک برود.

دولت کلمبیا به احترام ˈمارکزˈ سه روز عزای عمومی اعلام کرده و پرچم ها در این کشور به حالت نیمه اهتزار درآمده اند.

مشهورترین رمان مارکز ˈصد سال تنهاییˈ نام دارد که پیش از انقلاب اسلامی ایران به فارسی برگردانده شده و به سبب ˈواقع گرایی جادوییˈ اثر جایزه نوبل ادبیات سال 1982 را برای نویسنده چیره دست آن به ارمغان آورد.

نویسنده کلمبیایی که به سبب اوضاع اجتماعی کشورش دهها سال قبل آن کشور را ترک کرده و در مکزیک رحل اقامت افکنده بود درباره آثارش گفته است که ˈهیچ جمله ای از آثار من وجودندارد که رگه ای از واقعیت در آن نهفته نباشد.ˈ

وی در این مصاحبه که در سال 1981 با نشریه ˈپاریس ریویوˈ انجام شد ، گفت: مساله این است که واقعیت منطقه غرایب (کاراییب) به رام نشده ترین تخیلات شباهت دارد.

از آثار دیگر این نویسنده می توان به ˈپاییز پدرسالارˈ، ˈکسی به سرهنگ نامه نمی نویسدˈ ، وقایع نگاری یک مرگ پیش بینی شدهˈ در اشاره کرد.
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢

یکی از هشدارهای اساسی مولانا به انسان در مورد خود باختگی است او برای فردیت انسان و کرامت انسانی او حرمت و اهمیت فوق العاده قائل است برگشت به فردیت   و آزاد اندیشی را یکی از اساسی ترین کلید های رهایی میداند او می داند که تا وقتی فرد از خود باختگی به اجماع و جامعه رها نگشته و فردیت خودش را باز نیافته هر تلاش و مجاهدتش برای رهایی عقیم و بی ثمر خواهد ماند . به این جهت است که بارها و به شکل های مختلف به انسان هشدار می دهد و تا او را متوجه این مسئله بنیانی نماید . مثلا می گوید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/۱٢

در دوران طلایی امپراتوری «بیزانس»، ترکیه به عنوان مرکز ثقل حرکت ‌های نمایشی چون ‌»‌قره‌گوز» و تئاتر «سایه» بود.
البته طبق اسناد متقن و موجود در سیر تطور تاریخ تمدن، تئاتر سایه در دیگر نقاط جهان به ویژه در هند، اندونزی و یونان نیز محبوبیت داشته و اجرا می ‌شدند.
نمایش عروسکی سایه قدیمی‌ ترین اجرای عروسکی است که نام آن در اغلب کتاب‌ هایی که به نوعی به ‌تاریخ عثمانی پرداخته ‌اند، جا به ‌جا ذکر شده‌ است.

** «قره گوز»، نمایش با محور مناظره جنجالی

شخصیت‌ اصلی این گونه نمایشی، «قره ‌گوز» (‌سیاه چشم‌) نام دارد، که عضو ثابت نمایش‌های سایه ‌بازی محسوب می‌شود، تمام نمایش ‌های سایه‌ بازی که قره ‌گوزه در آنها حضور دارد به یک مناظره جنجالی میان او و فرد دیگری ختم می‌شود.
سابقه سایه ‌بازی آنقدر قدیمی است که به نظر بسیاری از صاحب نظران این نمایش اول بار برای «سلطان سلیم» عثمانی در مصر اجرا شده است، اما هندی‌ ها در بحث پیشینه نمایش های سایه بازی و ریشه آنها در آیین هندوها به داستانی از کتاب «پنتا تنترا» که به کهن ترین کتالب شرح آیین های هندو و به زبان «سانسکریت» است اشاره می کنند.
در این کتاب داستانی با این مضمون آمده که: پادشاه هند همسرش را از دست داده بود، حکیم دربار به کمک او شتافت وگفت: تو هر روز می‌ توانی همسرت را از پشت پرده ببینی و با او حرف بزنی. اما هرگز پشت پرده را نگاه نکن. پادشاه هر روز ساعت‌ها با سایه همسرش حرف می ‌زد، تا اینکه یک روز به پشت پرده رفت و کاغذهایی را دید که به شکل همسرش بریده شده بودند و خدمتکاران آن‌ها را با چوب‌هایی حرکت می‌دادند، بعد دستور اجرای این نمایش را در شهر داد.
همه اینها در شرایطی است که چینی ‌ها و اسپانیایی ‌ها نیز نسبت به این نوع نمایش مدعی هستند.
«حسام ‌الدین چلبی» نویسنده قرن هفدهم ترکیه از اجرای نمایش «قره ‌گوز» در دربار «سلطان ‌بایزید اول» در ترکیه حرف می‌زند، به نظر می ‌رسد نمایش‌ سایه بازی از قرن هفدهم بود که به تماشاخانه ‌ها و منازل بزرگان شهر راه یافته، اوج این نمایش‌در زمان «اورخان» بیک بود.

** سیر تحول «قره گوز» و شیوه اجرای آن
عروسک‌های «قره ‌گوز» تا حد ممکن از واقع ‌گرایی به دور بودند و عموما اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعات چوب که به آن وصل می‌شد هدایت می‌شدند. بعدها تنها سایه‌‌ این عروسک‌ها - که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچه‌ ای منعکس می ‌‌شد- نمایش داده می‌ شد.
«قره‌ گوز» را باید برگرفته از شخصیت ‌مردم آن زمان دانست، مردی بازیگوش و تلخ زبان، که از پشت پرده‌ای به نام «آینا» حرف می‌ زند.
«قره ‌گوز» حدود ۳۵ تا ۴۵ سانتی ‌متر است و اجرای آن شامل چهار بخش «مقدمه»، «محاوره»، «اوج» و «پایان» بندی است. آغاز نمایش هم با ورود «حاجی ‌وار» و آواز سماعی شروع می ‌شود.
در این نوع نمایش شخصیت‌های ثابت دیگری همچون «ماتوک سوز» (سخنران انجمن)، «اوزون بویون» (گردن دراز) و «قنبر تریاکی» وجود دارند. شخصیت‌هایی که به این نمایش وارد می‌شوند اغلب از ملیت‌ های مختلف هستند و با توجه به شغل و درجه‌ ای که در طول این نمایش دارند، می ‌توان به راحتی به ‌نگرش مردم ترکیه نسبت به آن فرهنگ واقف شد.
در این نمایش و به فراخور داستان های متعدد آن شاهد حضور شخصیت ایرانی که یک شاعر است، یونانی که پزشک است و یک کاراکتر آلبانیایی که نگهبانی گستاخ و بی ‌تربیت است، هستیم.
«قره گوز» امروزه در اعیاد و مراسم خاص مذهبی و ملی در فضاهای باز برای کودکان ترک اجرا می‌ شود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۳

بعد از‌اینکه دختر ازدواج می‌کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می‌شود

 

 هوشنگ طیار شاگرد و دوست و همشهری شهریار از عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن گفت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٢

یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریده‌ام

نه پشیمانم، نه خسته.

هنوز درخت‌های بی‌شماری می‌شناسم

که شاخه سارشان،

ابدیت را تداعی می‌کنند!

درکت می‌کنم

وقتی که در مقابل آیینه،

تارهای سپید مویت را می‌کنی!

وقتی که سعی می‌کنی فراموش کنی

گذر زمان را

و اینکه هنوز...

با عشق بیگانه‌ای!!!

***

دیروز آخر پاییز بود.

امروز اول زمستان!

چشم به هم می‌زنیم و

لحظه‌های‌مان می‌گذرد،

در حسرت شادی بی‌پایان!

منبع : نوشته های گیلاس آبی- میلاد تهرانی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/٢

افسانه قسمت مهمی از فولکلور را تشکیل می‌دهد. در افسانه‌ها علاوه بر چیزهای دیگر که عموماً از فولکلور عاید جامعه‌شناسان و غیره می‌شود، می‌توان بهترین و اصیل‌ترین نثر زبان را پیدا کرد. به علاوه افسانه‌ها سرشار از ترکیبات زیبا و تعبیرهای لطیف آن زبانند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸

 

ششمین اصطلاح مولوی است در معنی عقل که ان را مرادف علم به کار می برد و بدین سبب ان را به دو قسم عقل کسبی یا عقل تحصیلی و عقل موهویی یعنی علم کسب یا علم درسی و علم موهویی یا علم لدنی و علم شهودی تقسیم می کند.



ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۱

کوراوغلو قهرمان حماسی مشترک میان اهالی آذربایجان و ترکمن است.
 
باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی کیشی است. وی پسری موسوم به روشن (کوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت کوراوغلی در جغرافیای وسیعی از قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مرکزی و برخی نقاط دیگر گسترده‌است. در این جغرافیای وسیع، روایت کوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبکی، ترکمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده‌است.
 
 وجه تسمیه کوراوغلو


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/۳

 "ماکسیم گورکی" از آن نویسندگانی است که ارزیابی هنر و نوشته‌هایش اغلب تحت تاثیر رویداد های زندگی و فعالیت‌های اجتماعی او قرار می‌گیرد. این روزها هم که بازار انتقاد از او بیش از تحسین گرم است: می‌گویند گورکی قلمش را در خدمت حکومت استبدادی قرار داد، می‌گویند از اردوگاه‌های کار اجباری استالین تمجید کرد،‌می‌گویند مکتب ادبیات فرمایشی رئالیسم سوسیالیستی را بنیان گذاشت. همه این‌ها هم درست است،‌ ولی معمای گورکی به این راحتی قابل حل نیست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/۱٩
  شعر آخماتووا مضامین مختلفی را در بر می‌گیرد اما بیش از هر چیز دیگر به موضوعات عشق، رنج‌های فردی و جامعه می‌پردازد. او به جهان هستی از طریق منشوری از عشق می‌نگرد و در واقع این عشق است که بر دیگر جنبه‌های شعری او سایه افکنده است. از نظر آخماتووا عشق «نبردی مقدر و تن به تن» است و گریزی از آن نیست...
 
آنا آخماتووا، بانوی رنج و عشق
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٦

غزالی دینداری و رفتار و انفعالات دینی را براین اساس مطالعه نمی کند که انها عیارت از حقایق ممتاز و جدای از رفتار عمومی روانی باشد بلکه هدف غزالی این است که رفتار را اعم از دینی و غیر دینی بطور کلی از نظر روانی بررسی می کند. دین از نظر غزالی کلمه ای است که به طور کلی شامل عواطف و انفعالات می باشد که این مباحث از روان شناسی جدا نیست حب خدا صرفا همان حب و دوستی عادی است اما این حب به طرف یک موضوع دینی که عبارت از خداوند متعال است. غزالی در کتاب احیا» دارای شیوه یک محقق روان شناس و سیمای یک پژوهنده ای برجسته در رفتار انسان است بگونه ای که او را نسبت به بسیاری از محققان روان شناس قرون بعدی که درباره سلوک و رفتار بر تحقیق و بررسی پرداختند پیش کسوت می نمایاند. لذا غرالی در این جهت در کنار صوفیه و فلاسفه اسلام دارای امتیاز ویژه ای است. اگر چه غزالی در مورد شمار معدودی از قواعد نظری که سلوک و رفتار و بخصوص رفتار اخلاقی بر انها مبتنی است با ابن سینا و فارابی و ابن مسکویه همگام است ولی در مورد روشی که از رهگذر ان در کتاب احیا» به حل بسیاری از پدیده های روانی توفیق یافته است داتنشمندی منحصر به فرد می باشد.
غزالی از روش مطالعه درونی در مورد بررسی پدیده های روانی, مستفیض است او نخست ذات این پدیده ها را مورد مطالعه قرار داده و انها را می شناساند و ماهیت انها را تشریح کرده و میان این پدیده های روانی و سایر پدیده ها مقایسه می نماید تا از پس این مطالعات به رای و نظریه ای در ارزیابی انها دست یافته و روش تعدیل و درمان انها را ترسیم نماید.
عنایت و اهتمام غزالی در طی مطالعه سلوک و رفتار انسان در جهت اهداف دینی و انسانی مبذول می شد زیرا او همپا و همگام با روح تعالیم اسلامی تحقیق می کرد تعالیمی که به انسان به عنوان یک شخصیت رو به تکامل می نگرد که تحرک وی میان عبادت محض دینی و عمل دنیوی جای دارد و جنبش های او در نوسان میان ان دو تحقق می یابد چون فعالیت های انسان از نظر تعالیم اسلامی بر بنیاد معقولی از مصالح فردی و اجتماعی و تعالی ابعاد انسانی او مبتنی است بهمین جهت غزالی جنبش های روانی را همچون یک پدیده کلی و عمدی می نگرد و تعدیلات رفتار انسان را برحسب هدف های کلی و جزیی که رفتار او را توجیه می کند از نظ دورنگاه نمی دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۸

اینها هم کلید شناخت صورت وضعیت و صورت مسئله است, و هم کلید مقدماتی برای استفاده از دیگر کلید هایی که به منظور رهایی از زندان توهمات عرضه می کند و اما ببینیم چه کلیدهای اساسی را برای گشودن زندان توهمات عرضه می کند. یکی از کلیدهای  اساسی, درک هرچه عمیق تر و وسیع تر و خامت ها و رنجها و سرگردانی ها , اضطراب ها و ادبارهای ناشی از این بازی و فریب ذهنی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۸

رابطه ما با مثنوی رابطه ای است خشک و بی محتوا, رابطه ای در سطح الفاظ و ادبیات , حال انکه مثنوی پیامی بس عمیق در خود نهفته دارد, پیامی که شرح رنج و اسارت آدمی و غربت او از موطن اصلی خویش است. پیام مثنوی هشداری است به انسانی که خود را در تاریکی هستی مجازی از الفاظ و صورتها پیچانده و عمر خود را در ترس و رنج و تضاد می گذراند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٥
نمادی از عشق ،انسانیت و همبستگی ملی

 

امین حبیبی از شاعران شهرستان اهر در آذربایجان شرقی که تابستان گذشته دچار زمین لرزه مهیبی شد، با ارسال شعری با هموطنان خود در شهرستان دشتی ابراز همدردی کرد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٧

"آنتونی لویز" نویسنده و روزنامه نگار صاحب "جایزه پولیتزر" در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

"آنتونی لویز" دو بار شایسته دریافت این جایزه معتبرترین جایزه روزنامه نگاری آمریکا شناخته شده بود.

مرگ لویز که با "مارگارت مارشال" رئیس قبلی دادگاه عالی ماساچوست ازدواج کرده بود، از سوی سخنگوی دادگاه اعلام شد.

لویز که در روزنامه های معتبری چون نیویورک تایمز، واشنگتن دیلی نیوز و تایمز ارائه خدمت کرده بود، دو بار در سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۶۳ صاحب جایزه پولیتزر شده بود.

لویز که در سال ۱۹۴۸ از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل گردیده، در دانشگاه های کلمبیا، آریزونا، کالیفرنیا، ایلی نوی، اورگن و هاروارد تدریس کرد.

این نویسنده موفق با نوشته هایی در خصوص آزادی تفکر و حقوق بشر جوایز بسیاری از جمله جایزه Presidential Citizens Medal و National Coalition Against Censor دریافت کرده بود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥

هیچ زن شاعری شهرت پروین اعتصامی (1320-1285 هجری شمسی) را نیافته است. شعر پروین از برجسته ترین نمونه های «شعر تعلیمی» معاصر محسوب می شود. در دیوان او از 248 قطعه شعر، 65 شعر حالت مناظره دارد و از این جهت نیز شعر پروین شاخص و ممتاز است. 25 اسفند سالروز ولادت این بانوی شاعر تبریزی است؛ در تقویم رسمی ایران این روز، روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است. به همین مناسبت گفت و گویی داشتیم با احمد محمدی، استاد دانشگاه پیام نور تبریز که در زیر می خوانید:......


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

 رییس ستاد برگزاری دومین جایزه ادبی تبریز با اشاره به وصول آثار شعر و داستان به زبان ترکی به دبیرخانه این جایزه، بسیاری از این آثار را قوی و قابل تأمل معرفی نمود.

به گزارش نصر نیوز، سید رضا علوی ضمن بیان این مطلب گفت: دومین دوره جایزه ادبی تبریز در حالی به دو زبان ترکی و فارسی برگزار می شود که در دوره قبل، این جایزه در بخش داستان تنها پذیرای داستان هایی به زبان فارسی بود.

به گفته وی، بخش داستانهای ترکی با توجه به درخواست مخاطبان در دوره دوم این جایزه ادبی به فراخوان افزوده شد و با دریافت بیش از 50 داستان به زبان ترکی، شاهد تحولی در این بخش هستیم.

علوی، دریافت این تعداد داستان را نشانه تحولی جدی در زمینه نگارش به زبان ترکی دانست و افزود: داوران بخش شعر هم با وجود بیش از 145 قطعه شعر به زبان ترکی که بیشتر آنها دارای زبان قوی و قالب بندی های هنرمندانه ای هستند، کار سختی پیش رو دارند.

به گفته رییس ستاد برگزاری دومین جایزه ادبی تبریز، آثار ارسالی به زبان ترکی از شهرهای مختلف آذربایجان شرقی و استانهای همجوار بوده و در میان آنها آثاری از نویسندگان و شاعران شهرهای دیگر از جمله مشهد، کردستان و شهرهای شمالی هم دیده می شود.

علوی ابراز امیدواری نمود این جایزه سرآغازی برای توجه جدی تر به ادبیات معاصر به زبان ترکی بوده و موجب تولید و انتشار آثاری به زبان ترکی را فراهم سازد.

وی نسل جدید شاعران و داستان نویسان کشور را جوانانی خوش فکر و پویا دانست که با توجه به جزییات و با دقت در مسائل مختلف، با ریزبینی و نکته سنجی مسائل جامعه و نسل خود را مطرح می نمایند.

گفتنی است آثار ارسال شده به دبیرخانه دومین جایزه ادبی تبریز در مرحله داوری هستند. این جایزه ادبی در زمان اعلام فراخوان پذیرای بیش از یک هزار و ششصد اثر ادبی در بخشهای شعر و داستان و به زبانهای ترکی و فارسی از سراسر کشور بود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤


یک شعر نادر از بدترین شاعر جهان، انتظار می‌رود تا به قیمت 3 هزار پوند در حراجی به فروش برسد.

به گزارش  گاردین، شعری از ویلیام توپاز مک گوناگال، شاعر قرن نوزدهم که آثارش با پرتاب ماهی سرخ کرده استقبال می‌شد و موجب خنده بود، در یک حراجی عرضه می‌شود.

یکی از اشعار این نوازنده ارکستر سمفونی از شهر دوندی بریتانیا که به عنوان بدترین شاعر شناخته شده، انتظار می‌رود به قیمت چندین هزار پوند به فروش برسد.

مک گوناگال که متولد ادینبورگ و نساج و بازیگر هم بود، حدود 200 شعر سرود که در ادبیات انگلیسی به عنوان بدترین اشعار شناخته می‌شوند.

گرچه او چنان موجب هراس مخاطبانش می‌شد که گاهی ماهی سرخ شده به طرفش پرت می‌کردند، اما در حالی که استعداد نوازندگی و آهنگسازی او کاملا به دست فراموشی سپرده شده، کتاب‌هایش هنوز تجدید چاپ می‌شوند و هنوز اشعار او به صورت گسترده‌ای نقل می‌شوند. او شماری از اشعار مشهور از جمله شعرهایی را برای گرامیداشت ازدواج سلطنتی جورج آلبرت در سال 1893 سروده بود.

اکنون قرار است یکی از اشعار این شاعر نامحبوب که تاکنون منتشر نشده و در مجموعه یک مجموعه‌دار خصوصی نگهداری می‌شد، در حراجی بونهام لندن در معرض فروش گذاشته شود. انتظار می‌رود این شعر در این حراجی که ماه مه (اردیبهشت) برگزار می‌شود، به قیمت 3 هزار پوند به فروش برسد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢٠


بخش اخر حکمت الاشراق مربوط به بحث درباره معاد و اتحاد روحانی  است و مشخص کردن راه دقیق بازگشت روح به مسکن اصلی خود , سهروردی در این بخش بحث می کند که احوال نفس انسانی پس از ترک تن  بستگی دارد به درجه ای که شخص قادر است در سلسله مراتب وجودی قبل از مرگ ارتقا» یابد در این رابطه سهروردی رفتن در پی حیاتی متعادل مبتنی بر دانش و عمل را عامل عمده در تعیین جایگاه روح هر فرد پس از مرگ می داند. او استدلال می کند که در واقع ارواح انان که زندگی متعادل را گذرانده اند منجر به سلسله ای از فرشتگان می شود که به نوبه خود درجات مختلف هستی شناسی اشرافی را تعیین می کنند. تصور سهروردی از معادشناسی ناشی از تصور او از روان شناسی است او به این نتیجه رسیده  که هدف انسان این است که اشراق یابد و در عالم دیگر به اصل خویش برگردد. عالم دیگر فقط دنباله این عالم است و منزلت روح در قیامت بستگی دارد به اندازه ای که شخص اکنون در این جهان تصفیه شده باشد. سهروردی در ارتباط با درجه تصفیه روح و تاله افراد انها را به سه گروه تقسیم می کند و رابطه ای علی میان پاکی و تاله انان و پایگاه وجودی انان در جهان دیگر برقرار می کند این سه گروه عبارتند از :
1- انان که در ظلمات جهل باقی ماندند( اشقیا) به سوی دنیای مقلوب یا صورمعلقه روان می شوند.
2- کسانی که خویشتن را تا حدی تزکیه کردند( سدد) به سوی جهان ارباب انواع که در ورای اسمان های قابل روئت است رهسپار می شوند.
3- انان که خود را تصفیه کردند و به نور رسیدند ( متالهون ) نفسشان به سوی جهان فوق فرشتگان عزیمت می کند.
حالات نفس پس از ترک بدن
پس از ترک بدن , نفس در حالات گوناگون قرار می گیرد که سهروردی به شرح زیر به بیان ان می پردازد:
1- نفس ساده و پاک : مثل نفوس اطفال و ابلهان که نه به این جهان جلب شده اند و نه به جهان دیگر
2- نفس ساده ولی ناپاک : این نفوس بیشتر به این جهان جلب شده اند و بنابراین هنگام مرگ به سبب جدایی از هدف مطلوب بسیار در رنج اند. هرچند به تدریج عشق خاکی خود را فراموش کرده وساده و پاک می گردند.
3- نفس کامل و پاک : هنگام مرگ به عالم عقل که به ان شبیه است که , می پیوندند و از ادراک خداوند به لذتی غیر قابل وصف دست می یابد.
4- نفس کامل و ناپاک : که در هنگام مرگ به خاطر جدایی از بدن و مبدا اول بسیار رنج می برد.
به هر صورت به تدریج رنجهای ناشی از دوری این جهان پایان یابد و نفس از لذت روحانی بهره می گیرد.
عالی ترین مرحله ای که نفس باید به ان برسد نفس قدسی پیامبران است که صور کلیات  یا ارباب انواع را به طور طبیعی در می یابد. نفوس اولیا بزرگ به چنان درجه ای از پاکی می رسند که می توانند برعالم عناصر اثر بگذارند همچنانکه نفس معمولی بربدن اثر می گذارد.  پیامبران حتی قادرند که ارباب انواع را به اراده خود ماندگار کنند. بدین معنی که به انها موجودیت بخشند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

طبقه بندی قوای گوناگون نفس توسط سهروردی به شرح زیر است:
نفس نباتی ( گیاهی ) شامل غازیه ( غذا دهنده ) , نامیه ( نموکننده ) , مولد ( تولید کننده ) که خود اینها شامل جاذبه ( جذب کننده ) , ماسکه ( نگهدارنده) , هاضمه ( حل کننده ) , دافعه ( دفع کننده ) هستند.
نفس حیوانی شامل : قوه محرکه  ( حرکت) , قوه نزوعیه ( میل ) که شامل شهوت و غضب هستند.
علاوه بر قوای مذکور انسان و سایر حیوانات کامله , دارای پنج حس ظاهری ( خارجی ) و پنج حس باطنی هستند. حواس ظاهری عبارتند از حس لمس, چشایی, بویایی , شنوایی و بینایی.
حواس باطنی
1-حس مشترک : خزانه حواس ظاهری است. مثل حوضی که از پنج نهر در او اب وارد می شود به وسیله همین حس است که ترش بودن چیزی , سفید بودن چیزی , مستقیم حرکت کردن چیزی ادراک می شود. مرکزی است که تمام اگاهیها و اطلاعات درباره دنیای خارجی گرداوری می شود محل ان در جلوی مغز تجویف مقدم دماغ است.
2- خیال : خزانه حس مشترک است هنگامی که صورحسیه از حس مشترک بیرون رفت و پنهان شد در خیال مستقر می شود. جای ان در عقب تجویف مقدم دماغ است.
3- قوه وهم: فرمانروای امور محسوس است که متعلق به حواس نیست در عقب تجویف اواسط قرار دارد. ( مثلا گربه از جهت ادراک معنی خاصی که وجود موش دارد, در صدد شکار ان برمی اید و موش از جهت احساس و  ادراک معنایی که در وجود گربه میکند, از او گریزان می باشد) .
4- متخیل: قوه ای است واقع در تجویف اوسط دماغ اگر وهم ان را به کار گیرد متخیله و  اگر عقل به کارگیرد متفکره می  نامند کار ان ترکیب و تحلیل است.
5 -حافظه : جای ان در تجریف اخر دماغ است. جایی است که وهم ذخیره می شود( خزانه وهم و تمثیل ) .
انچه درباب مراتب نفس و حواس بیان شد, ظاهرا نظر شارح کتاب ( شرح حکمته الاشراق) یعنی قطب الدین شیرازی است( درمتن کتاب این توضیحات دیده نمی شود) و سهروردی در این باب اظهار نظر صریحی نکرده است. از نظر وی همه چیز روشنایی و نور است.
پس احساس مرتبه ای از نور و ادراک مرتبه ای دیگر و علم مرتبه ای دیگر از نور هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠


طبیعیات و علم النفس حکمت اشراق, دنیای اجسام و نفوس را با دنیای عقول یا فرشتگان که شامل تمامی این جهان است تواما مورد بررسی قرار می دهد. سهروردی در تعریفی که از اشیا» می کند , طبیعت انها را عبارت از نور می داند. سپس اشیا» را بر طبق درجه شفافیشان طبقه بندی می کند. مثلا تمام ان موجوداتی را که مانند هوا نور را از خود عبور می دهند در طبقه وجودی بالاتر از انهایی قرار دارند که مانند خاک , سد راه نور می شوند. بنابراین تقسیم بندی اواز اجسام طبیعی , یا ساده اند یا مرکب . اجسام ساده به سه طبقه تقسیم شده اند:
1- حاجز: اجسامی که مانع نفوذ نورند
2- لطیف : انها که قابل نفوذ نورند
3- مقتصد : انها که قابل نفوذ نور به درجات مختلفند
اجسام مقتصد به مراحل مختلفی تقسیم می شوند:
اسمانها ( فلک ) در مقام درخشش از برترین مقوله ساخته شده اند و عناصر زیر اسمانها ( زیر فلک ) که خاک ( مقوله اول) و اب ( مقوله دوم ) و هوا ( مقوله سوم ) ترکیب شده اند.
اجسام مرکب هم متعلق به یکی از انواع بالاست و بستگی به  این دارد که چه عنصری بر انها غلبه دارد و از ترکیب عناصر ساده تشکیل می شوند. که شامل معدنیات , نباتات و حیوانات می باشند. هریک از عناصر مرکب تحت سلطه نور یا فرشته ای مخصوص اند.
بر اثر تصفیه در ترکیب عناصر , گیاهان و حیوانات به وجود می ایند هریک از این گیاهان و حیوانات با قوای خود که در حقیقت عوامل گوناگون نورند پا به عرصه وجود می گذارند . این قوا در حیوانات بالاتر و انسان که  کاملترین موجود زمینی است به شکلی کامل ظاهر می شود. جسم انسان طلسمی از نور اسفهبدی است که برهر انسانی حاکم است تمام قوای نفس جنبه های مختلف نورند که برتمام به عناصر بدن پرتو می افشانند و به قوای تخیل و حافظه که منبعی برای نفس اند نور می بخشند. بنابراین در سلسله مراتب نورپذیری تمام عناصر در مقابل اسمانها بی قدرتند , تمام اسمان ها تحت سلطه نفوس اند و نفوس زیر فرمان عقول و عقول تحت تسلط عقل کلی و عقلی کلی , زیر سلطه نورالانوار است.

گرچه نظر سهروردی درباره علم  النفس و روانشناسی تحت تاثیر نظریه ارسطویی است ولی در طبقه بندی نفوس از ارسطو سهروردی همه کائنات را به سه گروه نباتی و حیوانی و انسانی طبقه بندی می کند .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٧

همایش سعدی و یونس ‌امره در بهار سال 1392 در شهرهای تهران، شیراز، آنکارا و اسکی شهیر برگزار می‌شود.
 
علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی و اموربین‌الملل شهرکتاب با اعلام این خبر گفت: سعدی و یونس‌امره دو شاعر مهم و تاثیرگذار در زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات ترکی هستند و شباهت‌های فراوانی از نظر مضمون و مردمی بودن و نفوذ اجتماعی می‌توان بین سعدی و یونس‌امره یافت.
 
محمدخانی افزود: شعر سعدی قرن‌هاست که در میان مردم ایران و بسیاری از کشورهای جهان نفوذ دارد و با اشعار و آثار خود پیام‌های اخلاقی، حکمی، انسان‌دوستانه و صلح و عشق، تساهل و اعتدال را برای بشریت به ارمغان گذاشته است.
 
معاون فرهنگی شهرکتاب گفت: یونس‌امره هم از بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین شاعران ترکیه است که تاثیر فراوانی بر ادب و عرفان ترک گذاشته است و قرن‌هاست که اشعار یونس ‌امره به سبب زبانی که در آنها به‌کار رفته از بالکان تا سرزمین‌های شرق عثمانی زمزمه مردم است.
 
وی افزود: یونس ‌امره زبان‌های فارسی و عربی را به‌خوبی می‌دانست و با علوم اسلامی و تاریخ اسلام آشنایی کامل داشت و توانایی او در هنر به‌کار بردن زبان است و زبان ترکی به دست یونس‌ امره زیباترین شکل خود را یافت همان‌طور که زبان فارسی به‌دست شاعرانی چون فردوسی، سعدی و مولوی زیباترین شکل خود را یافته است.
 
محمدخانی گفت که عناصر و واژه‌های فارسی و عربی در زبان یونس ‌امره فراوان به‌چشم می‌خورد و نشان می‌دهد که وی در میان صاحبان این فرهنگ زندگی کرده است و از گفته‌های یونس‌امره چنین برمی‌آید که مولوی وی را دوست می‌داشته است و در مثنویات او، تاثیر سعدی، عطار، مولوی و سنایی آشکار است. یونس‌امره همچون مولوی و سعدی شاعری بیزار از جنگ و آوازدهنده‌ی صلح است و شباهت‌های فراوانی از نظر مضمون و مردمی بودن اشعار می‌توان بین سعدی و یونس‌امره یافت.
 
محمدخانی در ادامه تصریح کرد: همایش سعدی و یونس ‌امره در روزهای 27 و 28 فروردین 1392 در مرکز فرهنگی شهرکتاب در تهران و در روز اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی در شیراز و هفته اول خرداد در شهرهای آنکارا و اسکی‌شهیر با حضور سعدی‌پژوهان و یونس ‌امره پژوهان ایران و ترکیه برگزار می‌شود و در این فاصله برنامه‌های مختلفی در این چهار شهر در باب زبان و ادبیات فارسی و ترکی برقرار است.
 
او گفت که مرکز فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب برنامه‌ریزی کرده است که از 1391 تا 1400 در یک دهه، ده همایش تطبیقی در ایران و ده کشور دیگر برگزار کند که در بهار امسال همایش سعدی و پوشکین در ایران و روسیه برگزار شد و در سال 1392 همایش سعدی و یونس امره در ایران و ترکیه و در سال 1393همایش سعدی و سروانتس در ایران و اسپانیا برگزار می‌شود که برگزاری این همایش‌ها تاثیر فراوانی در نزدیکی فرهنگی و ادبیات ایران با دیگر کشورها دارد.
 
محمدخانی در پایان به برگزارکنندگان این همایش‌ اشاره کرد که این همایش به همت مرکز فرهنگی و بین‌الملل شهرکتاب، مرکز سعدی‌شناسی، مرکز فرهنگی یونس ‌امره ترکیه و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه برگزار می‌شود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

دو کبوتر بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند . در فصل بهار ، وقتی که باران زیاد می بارید ، کبوتر ماده به همسرش گفت : " این لانه خیلی مرطوب است . اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست . " کبوتر جواب داد : " به زودی تابستان از راه می رسد و هوا گرمتر خواهد شد . علاوه براین ، ساختن این چنین لانه ای که هم بزرگ باشد و هم انبار داشته باشد ، خیلی مشکل است ."


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٩

طریق سیر و سلوک سه مرحله دارد: مقامات سیر وسلوک , محبت و معرفت.
طی کردن مقامات سیر و سلوک , محبت و معرفت , طلبی است حقیقی و برای اصول و حاصل آن نیز به مجاهده احساس می شود . هرگاه ذهن و اندیشه اسیر و گرفتار عالم حیوانی و اوهام باشد , قدمی در جهت مجاهده گذاشتن کاریست بسا دشوار برای این امر در راه سیر و سلوک و مقامات بعدی آن لازم است ذهن و اندیشه را از اسارت عالم کثرت واو هام رهایی بخشید.
حضرت مولانا میفرماید:
برزمین گر نیم گز راهی بود
آدمی بی ترس ایمن میرود
برسر دیوار خالی گر رویی
گر دو گز عرضش بود کج میشوی
بلکه می افتی ز ترس دل به وهم
ترس وهمی را نیکو بنگر به فهم


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٢/٩

ما انسان ها معمولا برای تبعیت از قالب ها و فتوکپی ها این توجیه نا موجه را در کار می کنیم که چون فلان سنت فلان سبک شعر , فلان سبک موسیقی مال خود مان است باید آن را حفظ کنیم . این توجیه نابخردانه ای است , اگر سنت , زیبایی , یا هر چیز دیگر مبتنی بر واقعیت , اصالت و حقیقت است , مال خودمان  بی معناست. حقیقت مال فرد یا جامعه خاصی نیست و اگر زیبایی و کمال در آن نیست , حفظ و دفاع از آن به صرف مال خودمان است کاری مفید و بخردانه نیست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱/٩

اینها هم کلید شناخت صورت وضعیت و صورت مسئله است, و هم کلید مقدماتی برای استفاده از دیگر کلید هایی که به منظور رهایی از زندان توهمات عرضه می کند و اما ببینیم چه کلیدهای اساسی را برای گشودن زندان توهمات عرضه می کند. یکی از کلیدهای  اساسی, درک هرچه عمیق تر و وسیع تر و خامت ها و رنجها و سرگردانی ها , اضطراب ها و ادبارهای ناشی از این بازی و فریب ذهنی است.
مولانا یکی از شرایط رهایی را استیصال( ریشه کن ساختن , از بیخ و بن برکندن) می داند و انسان زمانی در حالت و تجربه استیصال قرار می گیرد که کارد نفس پلید را در استخوان جان خویش لمس کند. درک عمیق رنج های ناشی از بازی ذهنی نفس است که می تواند اهمیت و جدیت برخاستن و خارج شدن از حصار خود را در ما ایجاد کند. درک عمیق رنج هاست که ما را به حالت طغیان علیه این بازی تباه کننده در می آورد.
در حال حاضر ما به علت وعده ها و فریب ها و مشغولیت های لذت آلود بازی خود متوجه بازی آن نیستیم , در حالت غفلت و تخدیر شدگی به سر می بریم, در داستان پیر چنگی, چنگ را سمبل خود و نفس گرفته است . چنگ یا خود او یک عمر وسیله لذت , فریب و مشغولیت بوده است, در اواخر عمر متوجه فریب و بازی پوچ خود می گردد. خطاب به چنگ  و در واقع به خود ش می گوید:
ای بخورده خون من هفتاد سال
ای ز تو رویم سیه پیش کمال!
خرج کردم عمر خود را دم به دم
در دمیدم جمله را در زیر و بم
وای کز تری زیر افکند خرد
خشک شد کشت دل من , دل بمرد!
وای بر تو ای مطرب نفس ای مطربی که مرا در لذت پوچ آهنگ های فریبنده خود سرگرم نمودی و کشتزار دلم را خشک و بی حاصل کردی!
با درک پوچی بازی و مشغولیت های فریب آمیز و غفلت آلود آن به هوش می آید , به خود می گوید: خدایا لااقل حالا به پایان خط رسیده ام بگذار چنگ را به یاد تو و برای تو به توبه نوا در آورم, و در واقع خود کریه وحقیر را به عظمت حقیقت تو تسلیم کنم, بنابراین :
چنگ را برداشت , شد الله جو
سوی گورستان یثرب آه گو
در گورستان که سمبل عدم و نیستی است. آنقدر گریه می کند که از خود تهی می شود!
چون بسی بگریست , و زحد رفت درد
چنگ را زد بر زمین و خرد کرد
از حد رفت درد, یعنی عمق وخامت رنج ها و ادبارهای خود را درک کرد و بنابراین چنگ را و در واقع خود را خرد کرد, از خود تهی شد.( چون درک وخامت مسئله» خود از کلیدهای اساسی است, به ذکر خلاصه داستان دیگری در این زمینه می پردازیم , تصوح مردی است زن نما , که خود را وارد محافل زنانه میکند, و از این کار لذت می برد , بارها وجدانش به او نهیب می زند و او را از این کار منع می کند و او نیز بارها توبه می کند ولی چون زور لذت, شهوت و هوای نفس بر وجدانش غلبه دارد و می چربد هر بار توبه خود را می شکند تا یک روز در یکی از همان محافل زنانه جواهری از دختر پادشاه گم می شود, و حکم می کنند که همه زنها را بگردند, بدیهی است که نوبت جستن نصوح هم می رسد ترس عمیقی نصوح را می گیرد .
پیش چشم خویش او می دید مرگ
سخت می لرزید بر خود همچو برگ
و با خود می اندیشد که :
نوبت جستن اگر در من رسد
وه که جان من چه سختی ها کشد!
و به درگاه خداوند دعا و التماس می کند:
گر مرا این بار ستاری کنی
توبه کردم من ز هر نا کردنی
چون ترس از مرگ وجود او را در خود می گیرد , بیهوش , و از خود تهی می شود.
چون تهی گشت و خودی او نماند
باز جانش را خدا در پیش خواند
چونکه جانش وارهید از ننگ من
رفت شادان پیش اصل خویشتن
یکی دیگر از کلیدهای اساسی برای رهایی از زندان خود درک عمیق معنای احتما یا نگرش و گرایش منفی و لائیت است. خود حاصل مثبت اندیشی یا بگوییم هست مندی ذهن است و تا زمانی که ذهن به وسیله اندیشه در تلاش رهایی از خود است. کارش ماهیت خون به خون شستن را دارد آنچه می تواند خود بخود و به طور طبیعی بنای توهمی خود را به زوال و نیستی بکشاند, احتما و پرهیز از اندیشه است . احتما کن , احتما زاندیشه ها.
مولانا به شکل های مختلف این معنا را متذکر می شود در داستان زن و مرد عرب ,مرد هنگامی متصل به حقیقت می گردد که خود را در سمبل سبوی آب تسلیم به حقیقت می کند آن سبوی آب دانش های ماست و دانش ها و دانستگی ها هستند که تشکیل سبوی بسته و محدود و کوچک هستی مجازی انسان را می دهند . در داستان مطرب و امیر نیز می گوید مطرب در خدمت امیر سرودی می خواند که ترجیح بند آن می ندانم بود , امیر بر آشفت و گفت:
آن بگو ای گیج که میدانی اش
می ندانم می ندانم درمکش
و مولانا از زبان مطرب چنین پاسخ می دهد:
میر مد اثبات پیش از نفی تو
نفی کردم تا بری ز اثبات بو
برای اینکه حقیقت که غیر متعین و توصیف ناپذیر است بر تو متجلی گردد باید بر هستی خویش بمیری!
راز رهایی از زندان خود اینست که شخص نیست بودن آنچه را هستی تصور می کند درک و تجربه کند ولی سئوال این است که چرا ما با وجود اینکه عقلا توهمی و نیست بودن خود را درک می کنیم و می دانیم تجربه نیستی که عین رهایی است تحقق پیدا نمی کند؟
علت آن اینست که بعد از تشکیل نطفه خود در ذهن , ذهن اسیر یک مقدار عادت , کیفیت ها و خصوصیات می گردد, و آن عادات و خصوصیات حکم ستون های ساختمان خود را دارند, و اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم خود موجودیتی مستقل و جدا از آن عادات و کیفیت ها و خصوصیات ندارد.
بنابراین شناخت آن کیفیت ها و عادات , نتیجتا زوال خود است . ( نفس شناخت عمیق و وسیع آن عادات , عین تضعیف و زوال آنهاست.)

یکی از مخرب ترین کیفیت هایی که به تبع القا»  خود بر ذهن عارض می شود اینست که فرد روز به روز اصالت و فردیت انسانی خویش را می بازد, با خود بیگانه می شود و تسلیم القائات تحمیلی جامعه می گردد. بعد از آن القائات فردیتی به عنوان یک انسان اصیل , آزاد و مستقل برایش باقی نمی ماند , بلکه تبدیل به فتو کپی و المثنای جامعه و القائات آن می شود. به صورت وصله ای در می آید که به لباس کهنه الگو ها, قالب ها , سنت ها و ارزش های جامعه خاص خود می چسبد , رنج و عزای او , عید و شادی او , باورها و به طور کلی تمام تجلیات وجودی او ماهیت فتوکپی را پیدا می کند. هم اکنون که من هستی و شخصیت خود را حقیر یا بزرگ , بی کفایت و با کفایت می اندیشم در واقع دارم با معیارها و الگوهایی که مادرم به ذهنم القا کرده است هستی خود را می اندیشم , پس هستی و هویت من در حقیقت فتوکپی چیزی است که مادرم هست . الگو از اوست, و اندیشه از من.
انسانی که وابسته و خود باخته به اجتماع و نتیجتا وابسته به قالب های اجتماعی است یک انسان بسیار فقیر , بسته و محدود است. زیرا چیزهایی که جامعه خاص او بر او عرضه می کند محدود است و نیز چنین انسانی سطحی و بی ریشه است زیرا عوامل برونی یعنی قالب ها و الگو ها, احساسات او را بر می انگیزانند و نیز هستی و احساسات چنین انسانی موضعی و موقتی است به این معنا که موقعیت های خاصی یعنی الگو ها و عوامل برونی بطور موقت احساسات خاصی را در او ایجاد می کنند و با گذشت ان موقعیت ها احساسات وابسته به آنها نیز از بین می روند مثلا چون امروز عید است من باید شاد باشم , چون امروز روز نیکو کاری است, احساسات نیکو کارانه من به غلیان می ایند پول به فقرا می بخشم ولی از فردا باز چنگ انداختن به پیکر جامعه را شروع می کنم , چرا حالت دائمی من انسان نباید بدون وابستگی به عید و روز نیکو کاری در یک شادمانی خیر و نیکی مستمر و بدون دلیل برونی جریان داشته باشد؟
یکی از مسائل اساسی ناشی از خود باختگی به قالب های اجتماعی در پیش گرفتن یک زندگی عادت گونه و کور است . بلانسبت  چون خران چشم بسته در خراس و زندگی از روی عادت یک زندگی کهنه , تکراری و ملالت بار است. آیا در این امر کم ملالت وجود دارد که من یک عمر است دارم قالب ها و الگو های خاص و محدود را به عنوان هستی و هویت با خود حمل و تکرار می کنم ؟ حمل این قالب های تکراری است که نمی گذارد من نو به نو رسیدن هستی را تجربه کنم چون هستی خودم کهنه است , همه چیز زندگی نیز به نظرم کهنه می رسد!

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٩

آفرین جان آفرین پاک را
رابطه ما با مثنوی رابطه ای است خشک و بی محتوا, رابطه ای در سطح الفاظ و ادبیات , حال انکه مثنوی پیامی بس عمیق در خود نهفته دارد, پیامی که شرح رنج و اسارت آدمی و غربت او از موطن اصلی خویش است. پیام مثنوی هشداری است به انسانی که خود را در تاریکی هستی مجازی از الفاظ و صورتها پیچانده و عمر خود را در ترس و رنج و تضاد می گذراند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٤


سهروردی در میان نورالانوار و تاریکی مطلق مراتبی از نور با درجات مختلف از شدت را نائل است که هر مرتبه منطبق با فرشته ای است .
سهروردی می گوید که از نورالانوار دو طبقه یا مرتبه ملکوتی ( فرشتگان مقرب) صادر می شود. طولی و عرضی از نظر او طبقه طولی فرشتگان مقرب که در راس انها نورالاقرب یا فرشته بهمن ( امشاسفندان) قرار دارد دارای دو جنبه مذکر و مونث هستند.
( نورالاقرب  نخستین افاضه نورالانوار است و مستقیما از نورالانوار نور می گیرد و از او نوری جدید صادر می شود) از جنبه مذکر انها سلسله ای از فرشتگان حاصل می شوند, که هیچ کدام موجب به وجود امدن دیگری نمی شوند. این سلسله طبقات عرضی فرشتگان هستند و شیخ انها را ارباب می داند. از جنبه مونث سلسله فرشتگان مقرب, نظام فرشتگان طولی حاصل می شود که وی هریک از افراد ان را نور  قاهره و این سلسله طولی را در امهات می نامد. هریک از افراد فوقانی این سلسله , جنبه قهر و غلبه بر فرد تحتانی دارد و فرد تحتانی نیز به نوبه خود جنبه محبت و عشق است به فرد فوقانی دارد.
طبقه  عرضی انوار صادره از نورالانوار , شامل سلسله ای از فرشتگان است که سهروردی از انها به انوار اسفهبدی یا انوار مدبره تعبیر می کند. در مرکز هر نفس انسانی یک نور اسفهبدی وجود دارد که او را رهبری می کند و همه نفوس انسانی هم مجموعا تحت رهبری جبرئیل فرشته نوع انسانی هستند. سهروردی جبرئیل را با روح  القدس و روح محمدی یکی می داند و وظیفه ان را رساندن وحی و الهام معارف و صور علمی می داند.
در نتیجه بنابررای سهروردی در باب سلسله فرشتگان یا انوار صادر شده از نورالانوار , مراتب چهارگانه عالم به این ترتیب است: مرتبه اول, عالم عقول یا عالم جبروت که مشتمل است بر فرشتگان مقرب, ( نظام طولی فرشتگان یا امهات و نظام عرضی انها یا ارباب انواع )
مرتبه دوم عالم انوار مدبره ( اسفهبدی ) یا عالم ملکوت که شامل عالم نفوس انسانی و نفوس فلکی است مرتبه سوم عالم سوم عالم ملک که برزخهای دوگانه مشتمل برافلاک و  عناصر تحت قمر است.
مرتبه چهارم : عالم مثال که واسطه میان عالم محسوس و عالم معقول موجودات نورانی است ( مثل افلاطونی نیست).

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٤

سهروردی می گوید که انواع نورهای مختلف با صفات متفاوت به شرح زیر وجود دارد:
نور مجرد : نوری که قائم به ذات است
نور  عرضی: نوری که به چیزی غیر از خود متکی است
غسق: چیزی که طبیعت واقعی ان تاریکی است
هیات ظلماتی: نوعی تاریکی که به چیزی جز خود متکی است و به مکان نیاز دارد و دارای عرض ظلمت است
برزخ : شیئی یا هویتی شیئی مانند که انوار را پنهان و اشکار می کند
اجزا» پایین تر این سلسله مراتب , شوقی ذاتی , به اجزا» بالاتر دارند. خصیصه این شوق عشق و ستایش و محبت نسبت به مراتب بالاتر است در حالیکه رابطه اجزا» بالاتر نسبت به اجزا» پایین تر رابطه قهر و سلطه است. مراتب فروردین می خواهند بالاتر بروند و هدف همه انها در نهایت یکی  شدن با نورالانوار است . نورالانوار که واجب الوجود است منشا همه عالم هستی است که سهروردی از ان با انواع نامها تعبیر می کند. المحیط , الاعظم ,  المقدس و اقاهر

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٤


تا انجا که به سلسله مراتب  حقیقت مربوط می شود سهروردی به هستی شناسی سنتی اعتقاد داشت وی فکر سلسله مراتب وجود را حفظ کرد ولی چهارچوب هستی شناسی ابن سینا را از وجود به نور تبدیل کرد. دقیقا همین تغییر بنیادی بود که به وی امکان داد تا بسیاری از موضوعات سنتی فلسفی را, مخصوصا رابطه میان ماهیت و وجود را ارائه کند.

 بنابه نظر سهروردی , طبیعت نور امری بدیهی است زیرا تمام اشیا» به کمک نور شناخته می شوند. نور مرکب است از توالی نامحدودی از انوار ممکن وابسته و هر نور علت وجودی نوری است که پایین تر از ان قرار دارد. نور غایی , که همان واجب الوجود است از نظر سهروردی نورالانوار و علت نهایی همه اشیا» است. ( در مکتب اشراقی خداوند همان نورالانوار است که سطوح پایین تر نور , سلسله ملائک و مجردات از ان صادر می شوند) بنابراین مرتبه وجودی همه موجودات بسته به درجه قرب انها به نور اعلی و درجه منور بودن انهاست. بنابه عقیده سهروردی , درست همان طور که نور را درجاتی از شدت و ضعف است, ظلمت هم درجات دارد.

گرچه او نور را نسبت به درجه وجود داشتن ان طبقه بندی می کند, لزوما ملاک تعیین مرتبه وجود انوار این است که ایا انها از وجود خود اگاهند یا نه بنابراین خوداگاهی ملاکی می شود برای مرتبه وجودی عالی تر که در نظام  حکمت اشراقی مستلزم درجه شدیدتری از نوراست.
به اعتقاد سهروردی , نهایتا اگاهی شخص از طبیعت خود است که مرتبه وجودی او را ارتقا» می بخشد.
سهروردی گزارش می دهد که اصالت نور و اهمیت هستی شناختی ان نخستین بار از طریق اشراق برای من احراز گردید, بنابراین لازم است که در هربحثی راجع به هستی شناسی سهروردی , خصلت شهودی بودن ان را قبول کرد و متوجه بود که تحلیل فلسفی وی مبتنی بر تجربه عرفانی اوست.
در باب نور و انواع آن:
سهروردی بخش عمده ای از حکمه الاشراق را به شرحی از طبیعت , جایگاه و انواع نور که به صورت سلسله مراتب , وجود دارد اختصاص داده است. در راس سلسله مراتب نورالا نوار یعنی مصدر تمام نورها, واقع است و در پایین ان ظلمت یا عدم نور قرار دارد که انعکاس ان در اشیا بی جان یا برزخ است. طبقه بندی سهروردی مبتنی است بر درجات شدت نور یا ظلمت, نورعادی که چشم می تواند ان را ببیند تنها یکی از تجلیات نورالانوار و دارای شدت خاصی است. پس همه اشیا» در عالم هستی درجات و شدت های مختلف نور و ظلمت اند , مهمترین این موجودات , مخلوق نفس ناطقه است که سهروردی از ان به عنوان نوراسفهبدی یاد می کند و می گوید این نور به سبب پاکی مستقل از ماده است, تمام موجودات در این سلسله مراتب برانچه فراز انهاست تاثیر می پذیرند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٤


کلمات عربی اشراق به معنی نوربخشی  ( پرتوافکنی ) و مشرق به معنی خاور ( محل برامدن افتاب) هردو ازنقطه نظر واژه شناسی از کلمه شرق به معنی طلوع خورشید مشتق شده اند.
وحدت میان معنی نوربخشی و شرق در واژه اشراق با رمز خورشیدکه طلوعش از شرق است و به همه چیز نور بخشیده و سرزمین را با نور بخشی و معرفت می شناساند ارتباط پیدا می کند. همچنانکه مغرب جایی است که  خورشید افول می کند و تاریکی حکم فرماست. مغرب سرزمین ماده, جهل یا افکار بحثی ( استدلال ) می باشد که در دام ساختمان منطقی خود گرفتار است.
شرق برعکس سرزمین نور و هستی و سرزمین علم و نوربخشی است که اندیشه بحثی و استدلالی را تعالی می بخشد. سرزمین علمی است که از صفا و تقدیس ترکیب یافته و انسان را از قید خود و جهان رها می سازد. به همین دلیل سهروردی حکمت  اشراق را به شاه موبدان ایران باستان چون کیخسرو و حکمای یونان چون اسکلپیوس, فیثاغورث و افلاطون نسبت می دهد, حکمایی که حکمت انها بر صفای درون و الهام عقلانی و نه بر منطق بحثی , استوار است. با انکه سهروردی از ابن سینا بسیار پیروی کرده اما فلسفه مشائیان را که برهانی و استدلالی است رها کرد و به حکمت و فلسفه ذوقی روی اورده مقصود از حکمت ذوقی همان طور که خود شیخ می گوید, حکمتی است که براساس یافت و کشف و شهود استوار است نه برمبنای برهان و استدلال زیرا از نظر شیخ استدلال و برهان ادمی را به حقیقت نمی رسانند او می گوید: من مسائل حکمت  ذوقی را ابتدا از راه یافت و کشف  و شهود به دست اوردم و سپس در جستجوی برهان و دلیل برامدم نه برعکس , در حالیکه در فلسفه بحثی , اساس براستدلال است بدون انکه مسائل و مباحث ان محقق شده باشد, حتی برای استدلال کننده , که او خود در  انچه اثبات می کند. شک و تردید دارد در حالیکه در حکمت ذوقی نخست دل می پذیرد ان را باور می کند و سپس به دنبال برهان می رود. وی می گوید: من خود انچه را یافته ام باور دارم و برای خود نیازی به برهان و استدلال ندارم و  اگر استدلال و برهانی اقامت کرده ام در مقام تعلیم و اموزندگی می باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٤


شهاب الدین یحیی بن امیرک ابولفتوح سهروردی که لقب شیخ اشراق و شیخ مقتول را هم گرفته  است در سال 549 هجری شمسی مطابق با 1153 میلادی در سهرورد، دهکده ای در حوالی زنجان کنونی به دنیا امد و در سال 587 هجری در سن 36 سالگی در حلب به قتل رسید سهروردی در عنفوان جوانی به مراغه رفت و در انجا  حکمت و اصول را نزد مجدالدین جیلی اموخت و از انجا به اصفهان سفر کرد و به تحصیل فلسفه نزد ظهیر الدین قاری پرداخت وی از دانشمندان بزرگ زمان خود بود که در اصول تبحر داشت و در فروع به مذهب شافعی می رفت. او پس از تحصیل برای دیدار مشایخ صوفی به سرزمینهای اسلامی سفر می کرد و در ضمن خود را به زهد و ریاضت مشغول می داشت و اوقات زیادی را در اعتکاف می گذراند. سهروردی در ماردین از بلاد ترکیه به زیارت فخرالدین ماردینی عارف و حکیم ( ملقب به صاحب طبقات الاطبا» ) نائل شد . استاد همیشه از او به  بزرگی یاد می کرد و هوش و  استعداد او را می  ستود و  چنین از او یاد می کند: او در علوم فلسفی یگانه روز گارش بود و در علوم عقلی و اصول فقهی جامع بود تیز هوش و فصیح عبارت بود . ولی علم او زیادتر از عقل او بود و پس از قتل او به اصحاب خود چنین گفت: من در عمرم کسی را  به ذکا» و هوش و فراست شهاب الدین ندیدم و لیکن به واسطه تهور و بی مبالاتی در سخن بر او بیمناک بودم و  انچه حدس می زدم واقع شد.
طی گذار از اسیای صغیر و سوریه , سهروردی در یکی از سفرهایش از دمشق, به حلب, با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی دیدار  کرد و بین این دو الفتی و دوستی ایجاد شد. گاهی شیخ در حضور ملک ظاهر با علمای حلب مناظره و مجادله می کرد و انها را مجذوب می کرد چون او مبلغ نوعی حکمت بود که با  ارا» فقهای دین سازگار نبود, سرانجام انان از ملک ظاهر خواستند تا سهروردی را به اتهام داشتن اعتقاد به اندیشه های ضد دینی به هلاکت برساند وقتی ملک ظاهر امتناع کرد, فقها عریضه ای امضا» کردند و پیش صلاح الدین فرستادند و او به پسرش دستور داد سهروردی را به  قتل برساند ملک ظاهر از سر بی میلی فرمان پدر را به اجرا در اورد و سهروردی به سال 1208/587 کشته شد. در باب نحوه قتل سهروردی روایات مختلفی وجود دارد: شهر زوری می نویسد: او را به زندان افکندند و خوردن و نوشیدن را از او دریغ کردند تا مرد , گروهی گویند او ان قدر روزه داشت تا به اصل خود پیوست, بعضی در این عقیده اندکه او را خفه کردند و باز جمعی دیگر معتقدند او را با ضرب شمشیر کشتند. کسانی هم هستند که می گویند وی را از دیوار قلعه فرو انداختند و سپس بسوختند مرگ سهروردی همان اندازه اسرار امیز بود که زندگیش به غیر از شماری کتاب, چیز چندانی برجای نگذاشت  که سرگذشت زندگی او را روشن کند. از جمله اثار او مطارحات, تلویحات , مقاومات , حکمته الاشراق, پرتونامه, هیاکل النور , الواح عمادی, رساله  اطیر , اواز پرجبرئیل , عقل سرخ , رساله فی حقیقه العشق , رساله فی حاله الطفویه روزی با جماعت صوفیان می باشند.
اثار سهروردی که بنای اصل حکمت اشراق را تشکیل می دهد گنجینه ای است مرکب از عقاید و حکمتهای صوفیه و هر مسی و فلسفه های فیثاغوری، افلاطونی, ارسطویی و زرتشتی همراه با عناصر مختلف دیگر , به احتال قوی عقاید سهروردی تا حدود زیادی مرهون فلاسفه اسلامی به خصوص ابن سینا است شکی نیست که سهروردی تمایل زیادی به ایین زرتشتی داشته و حقایق ان مذهب در بارور شدن ارا» او تاثیر تام داشته است اعتقاد به نور و ظلمت در ارای سهروردی بسیار نزدیک به دو نیروی سپتامینو فرشته نیکی و انگره مینو فرشته بدی یا اهریمن در دین زرتشتی است و این امر البته دلیل ثنویت نیست زیرا زرتشت مظاهر نیکی و بد عالم را منسوب به این دو قوه می کند و در دین او اهورمزدا خدای واحد است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

آلکسی نیکلایویچ تالستوی از جمله نویسندگان کلاسیک برجسته روس در ادبیات قرن بیستم روسیه است. گراف پیوتر آندرییویچ تالستوی که دیپلمات و از دولتمردان و هم قطاران پتر اول بود، جد مشترک آلکسی تالستوی و لف نیکلایویچ تالستوی، نویسنده نام آشنا و جاودانه ادب روس در جهان و خالق «جنگ و صلح» است. وی از آن دسته نویسندگانی است که آثارش به لحاظ موضوعی و نیز سبک و ژانر ادبی تنوع زیادی دارد. او با سرودن اشعار لیریک گام به عرصه ادبیات نهاد و سپس به نگارش نمایشنامه و رمان و داستان‌های کوتاه و بلند و قصه و افسانه و حتی مقالات سیاسی و اجتماعی روی آورد. در سال‌های جنگ جهانی اول به عنوان خبرنگار جنگی فعالیت داشت و مشاهداتش از آن روزها را در آثار بعدی خود از جمله «گذر از رنج‌ها» به زیبایی به تصویر کشیده است.

 

ایراس: آلکسی نیکلایویچ تالستوی از جمله نویسندگان کلاسیک برجسته روس در ادبیات قرن بیستم روسیه است. گراف پیوتر آندرییویچ تالستوی که دیپلمات و از دولتمردان و هم قطاران پتر اول بود، جد مشترک آلکسی تالستوی و لف نیکلایویچ تالستوی، نویسنده نام آشنا و جاودانه ادب روس در جهان و خالق «جنگ و صلح» است. وی از آن دسته نویسندگانی است که آثارش به لحاظ موضوعی و نیز سبک و ژانر ادبی تنوع زیادی دارد. او با سرودن اشعار لیریک گام به عرصه ادبیات نهاد و سپس به نگارش نمایشنامه و رمان و داستان‌های کوتاه و بلند و قصه و افسانه و حتی مقالات سیاسی و اجتماعی روی آورد. در سال‌های جنگ جهانی اول به عنوان خبرنگار جنگی فعالیت داشت و مشاهداتش از آن روزها را در آثار بعدی خود از جمله «گذر از رنج‌ها» به زیبایی به تصویر کشیده است.

او که دل خوشی از انقلاب اکتبر نداشت در ۱۹۱۸ مهاجرت کرد و به پاریس رفت اما در ۱۹۲۳ دوباره به میهن خویش بازگشت. پووست «کودکی نیکیتا» که در واقع سرگذشت نویسنده است در دوران مهاجرت به نگارش درآمده است. مهمترین آثار او که همچنان مورد توجه منتقدان و خوانندگان قرار دارد سه گانه حماسی «گذر از رنج‌ها» و رمان تاریخی بی‌نظیرش با نام «پتر اول» است. ماکسیم گورکی، نویسنده برجسته اوایل قرن بیستم، او را نویسنده‌ای توانا و قدرتمند، و نیز «قدرت جدید ادبیات روسیه» می‌نامید. بسیاری رمان تاریخی او درباره پتر اول و ترلوژی «گذر از رنج‌ها» را رمز جاودانگی و مانایی او می‌دانند.

از آثار آلکسی تالستوی که به زبان فارسی ترجمه شده‌اند می توان به «سرگشتگی جانگداز»، «پطر کبیر»، «کودکی نیکیتا»، «آئلیتا»، «کشف مخوف گارین» و غیره اشاره کرد، اما باید اذعان داشت که خوانندگان ایرانی بیش از همه وی را با سه گانه حماسی و تاریخی «گذر از رنج‌ها» می‌شناسند که نگارش آن از ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۱ به طول انجامیده است و به کاوش‌های درونی روشنفکری روسیه در دوران قبل و بعد از انقلاب اکتبر می‌پردازد و وقایع سال های ۱۹۱۴ تا پایان ۱۹۲۰ را در برمی‌گیرد. فیلمی سه قسمتی نیز در زمان شوروی بر اساس رمان سه جلدی آلکسی تالستوی به ترتیب خلق آن‌ها در سال های ۱۹۵۷، ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ به کارگردانی گریگوری راشال و به همت استودیوی فیلمسازی «موس فیلم» ساخته شده‌است.

باید خاطرنشان کرد که این اثر یکی از معدود رمان‌هایی است که در آن وقایع وحشتناک انقلاب و جنگ داخلی همان گونه که بوده‌است شرح داده شده و رمانی است یادآور آثار بزرگ ادبیات روس مانند «جنگ و صلح» لف تالستوی، «دن آرام» شولوخف و یا «ارتش سفید» از بولگاکف. در این تریلوژی که نمونه‌ای از ادبیات سوسیالیستی آن سال‌هاست همچنین می‌توان رشد و گسترش توانایی نویسنده را در امر نگارش و بازتاب افکار و اندیشه‌هایش به روشنی شاهد بود. در ادامه مروری کوتاه خواهیم داشت بر این اثر و اندیشه‌های قابل توجه نویسنده که خود از نزدیک انقلاب اکتبر را لمس کرده و با جان ملت روس همراه بوده است.

(سویتلانا پنکینا در نقش کاتیا)

 




گذر از رنج‌ها در حقیقت نوای ناله نویسنده‌ای است که خود از رنج‌ها و مصیبت‌های زیادی در طول سال‌های بحران و خونریزی و برادرکشی در انقلاب اکتبر و جنگ‌های داخلی روسیه گذر کرده و تحولی عمیق و سریع را با گوشت و پوست خویش احساس نموده است. این سه گانه شامل سه رمان به نام‌های «دو خواهر»، «سال هجده» و «صبح تیره» است. کتاب اول در فاصله سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۱ نوشته شده و در پیشگفتار چاپ اول آن در برلین تالستوی اینچنین می نویسد: «این رمان اولین کتاب از سه گانه «گذر از رنج‌ها»ست که ده سال تراژیک و فاجعه بار از تاریخ روسیه را روایت می‌کند و در سومین روز فوریه زمانی که امپراتوری روسیه فرو می‌ریزد و کشور، خود را گرسنه و فقیر و آزاد می‌یابد، داستان به پایان می‌رسد».

در ۱۹۲۲ آلکسی تالستوی تصمیم می‌گیرد تا به شوروی، کشور تازه تاسیس شوراها باز گردد، چرا که او بدون وطن توان زیستن نداشت. او باز می‌گردد و با تغییرات و تحولات عمیق زیادی روبرو می‌گردد که حتی تصورات تاریخی و روشنفکرانه او و دیگران را نیز تحت تاثیر قرار داده است و گویی با جامعه‌ای بیگانه از او برخورد می‌کند. در ۱۹۲۸ به فکر نگارش دومین کتاب با نام «سال هجده» می‌افتد که در آن شرح حوادث تاریخی و تصویری که از آن‌ها ارائه می‌شود به شدت دگرگون شده‌است. در این کتاب هم مانند کتاب اول، این سرزمین روسیه، این «میهن از دست رفته و بازیافته» (بنا به سخنان نویسنده) در مرکز توجه قرار دارد و همه جریانات و قهرمانان حول آن موجودیت می‌یابند. بیهوده نیست که جلد نخست («دو خواهر») با بیتی از داستانی درباره هنگ ایگور: «ای سرزمین روس...» آغاز می‌شود.

در کنار حوادث تاریخی که پیوسته شور برداشته و در نهایت به انقلاب منتهی می‌گردد، نویسنده زندگی شخصی قهرمانان را به گونه‌ای ملموس و باورمند انعکاس می‌دهد. حوادث و سرنوشت قهرمانان در دو شهر پتربورگ و مسکو پی گرفته می‌شود. زندگی دو خواهر با نام‌های داشا (داریا) و کاتیا (یکاترینا) بولاوینا، همچنین قهرمانان مرد مهندس تلگین و افسر روشین نیز در این بین، گره خورده با زندگی این دو خواهر و حوادث پیش از انقلاب در رمان آمده است. اما آنچه که جالب توجه می‌نماید، خلاقیت تالستوی وار نویسنده (مقصود برداشت از لف تالستوی) در رمان است. آنچه قهرمانان را به خود مشغول داشته ورای انقلاب و حوادث آن است، امری درونی است، تحول روحی، تحولی به سوی پاک زیستن و عاشق بودن، عاشق میهن و سرزمین خویش، عاشق کسانی که آن‌ها را دوست می‌دارند، و در نهایت عاشق خوشبختی بودن، چرا که این حق همه انسان‌هاست تا خوشبخت باشند.

ظرافت و لطافت قهرمانان زن و بیان احساسات آن‌ها در این اثر بی‌اختیار زنان عاشق پیشه تورگینف را به یاد می‌آورد. کاتیا و داشا، زنان زیبا و باشکوه روسی در همه حال به دنبال آن هستند تا زندگی و هر آنچه را که بدان مربوط است، از جمله عشق را به معنای واقعی کلمه تجربه کنند. در آخرین صفحه از کتاب نخست، روشین که سخت دلباخته کاتیا گردیده است، دست او را گرفته و می‌گوید: «سال‌ها خواهند گذشت، آتش جنگ‌ها خاموش خواهد شد، انقلاب‌ها آرام خواهند گرفت اما آنچه از پژمردگی مصون خواهد ماند فقط قلب شماست، قلب آرام و مهربان و سرشار از عطوفت شما...» و ناگفته پیداست که نویسنده به دنبال بیان چیست.

در کتاب دوم از این تریلوژی گویی با تالستوی دیگری روبروییم. صحنه‌ها و تصاویری که از جنگ ارائه می‌شوند عمق بیشتری یافته و شاهد فروپاشی استبداد و به عبارتی پایان زندگی کهن هستیم. در جایی از رمان افسر روشین فریاد می‌زند: «چطور نمی‌خواهید بفهمید که دیگر روسیه‌ای در کار نیست، اینجا فقط مکانی است که زمانی میهن ما در آن قرار داشته است». از آن طرف تلگین خطاب به او می گوید: «روسیه از دست رفته است؟! می‌بینی یک محله از ما باقی خواهد ماند و از همان جا روسیه کبیر سربر خواهد آورد».

در تک تک جملات قهرمانان و در هر سطر از کتاب حس نگرانی و تشویش نویسنده نسبت به آینده میهنش به خواننده منتقل می‌شود. این اندیشه که عاقبت چه خواهد شد؟ موضوع اصلی باز هم حوادث انقلاب است که مانند کتاب اول زندگی شخصی قهرمانان در خلال حوادث پرشتاب ۱۹۱۸ توصیف می‌شود و نویسنده به زیبایی سرنوشت گره خورده آن‌ها با سرنوشت میهن و ملت را شرح می‌دهد. تلگین و به دنبال آن داشا که او را بسیار باور دارد به بلشویک‌ها می‌پیوندند و نجات میهن را در بنیان نهادن حکومت شوروی می‌دانند و کاتیا خواهر بزرگتر نیز به انقلاب و حکومت جدیدی که قرار است روی کار بیاید ایمان دارد و در این بین روشین است که به ارتش سفید می پیوندد و در صدد مخالفت برمی آید. اما زمانی که پی می برد آینده روسیه در جان ملت نهفته است از ارتش سفید جدا شده و زندگی جدیدی را از سر می‌گیرد.

کتاب سوم از سه گانه «گذر از رنجها» باز هم متفاوت تر شده و بیشتر جملات حالتی شعارگونه به خود می‌گیرند و آینده کمونیستی روسیه رخ می‌نماید. نویسنده نگارش این کتاب را در ۱۹۳۹ آغاز کرد و درست در اولین روز آغاز جنگ کبیر میهنی در ۱۹۴۱ آن را به پایان برد. اما به دلیل بازنگری‌های نویسنده در ۱۹۴۳ به چاپ رسید و در ماه مارس همان سال به دریافت جایزه ملی نائل آمد. در جلد سوم فراز و نشیب‌هایی که روشنفکران روس طی آن دوران برای پذیرش حکومت شوروی از سر گذرانده‌اند به تصویر کشیده شده‌است.

در نهایت می‌بینیم که حکومت شوروی از سوی قهرمانان (و بی شک نویسنده اثر) برگزیده می‌شود اما این انتخاب مستلزم گذر از رنج‌های بسیار برای ایشان بوده است. از آن جا که حس وطن پرستی در آستانه جنگ جهانی اول و شاید بتوان گفت در زمان این جنگ در میان اهالی روشنفکر رو به افول بوده است، و سپس با ظهور مقدمات جنگ جهانی دوم حس میهن دوستی روز به روز گسترش یافته و در عمق جامعه رخنه کرده و چونان درختی ریشه می‌دواند، تالستوی هم در صدد برآمده است تا این روند را از میان حوادث و زمانه پرآشوب تاریخ روسیه در زمان انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و سال‌های بعد از آن بنمایاند. و ناگفته پیداست که دست یافتن به حس عمیق و خلل ناپذیر عشق به میهن جز با تحمل سختی‌ها و مبارزه و تلاش و گذر از رنج‌ها میسر نیست.

نویسنده می‌کوشد در قالب سخنان قهرمانان خویش به این نکته اشاره نماید که برای رسیدن به نهایت خوشبختی باید به میهن خویش عشق ورزید و به آینده آن ایمان داشت. نویسنده و قهرمانانش بر این باورند که آن‌ها خود جهانی مملو از نیکی را خواهند ساخت. آن چنان که در انتهای رمان هر یک از قهرمانان به طریقی به این مهم دست می‌یابند. در پایان این رمان مردی ناشناس می‌گوید: «راه هر گونه بازگشتی بسته شده‌است! ما در پناه سنگرها، به خاطر حق خودمان و به خاطر حق سایر ملل جهان دست به جنگ یازیده‌ایم تا یک بار برای همیشه به استثمار انسان به دست انسان دیگر خاتمه دهیم». باشد که روزی این آرزو تحقق یابد و دیگر خاکی به خونی رنگین نگردد!

منابع:
تالستوی آلکسی، گذر از رنجها (در سه مجلد)، ترجمه سروژ استپانیان، نشر توس، چاپ سوم، ۱۳۸۹.
کراسوفسکی و.ی، لیدینیوف آ.و.، ادبیات (راهنمای دانشجویان ادبیات روس)، به همت انجمن ادبی «اسلووا»، مسکو، نشر آکت، ۱۹۹۸.
روگوور ی.س.، ادبیات روسی قرن بیستم، مسکو-سن پتربورگ، نشر ساگا فروما، ۲۰۰۸.
ادبیات روسی قرن بیستم، به سرپرستی ژوراولیوف و.پ.، مسکو، نشر پراسویشنیه، ۲۰۰۴.
قهرمانان اصلی در تریلوژی «گذر از رنجها»:
http://www.uznaem-kak.ru/glavnye-geroi-v-trilogii-xozhdenie-po-mukam/
تاریخچه نگارش رمان «گذر از رنجها» اثر آلکسی تالستوی
http://www.litrasoch.ru/istoriya-napisaniya-romana-xozhdenie-po-mukam-tolstogo/۲/

نویسنده: خانم دکتر مهناز نوروزی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤



ترجمه توسط: سرکار خانم فلکی

ابو زید احمد بن سهل بلخی متولد 850 میلادی در شهر بلخ و خراسان قدیم که امروزه افغانستان نامیده میشود و در دوره عصر طلایی اسلام می زیست و یک مححق ایرانی نامیده میشود. وی در مدارس علوم ایرانی، علوم اسلامی، جغرافیای اسلامی، طب اسلامی و اندیشه روانشناسی اسلامی مشغول به یادگیری علوم بوده.

آثار: کتب بسیاری را به وی نسبت داده اند که این فهرست توسط الندیم نوشته شده و مطالب برتر این فهرست ریاضیات،توجه به نجوم و اشکال آب و هوایی هستند همچنین آثاری در مورد پزشکی و روان شناسی نوشته است.

کتابی با نام تغذیه روح و جسم ( مسائل البدن و النفوس)

سلامت روان و بیماری روانی

در روانشناسی و علوم اعصاب مفاهیمی درباره روان و بهداشت روان توسط ابو زید بلخی معرفی شده است که تقریبا به سلامت روان ربط داده میشود.

او اوایل موافق بود که علت بیماری ها جسمی است و در کتاب الطب الروحانی در مورد سلامتی معنوی و روانی توضیحاتی داد.

بعد از مدتی از پزشکان عمومی انتقاد کرد که بیشتر به بیماری های جسمی توجه میکنند و از بیماری های روانی غفلت میکنند.

بحث او این بود که انسان از جسم و روح شکل گرفته است و اگر فردی بیمار شود فرد شناخت زیادی از دست میدهد و در توانایی های جامع شکست میخورد مثلا دیگر از زندگی لذت نمیبرد و این باعث میشود بیماری جسمی بیشتر شود.

عقاید وی در مورد سلامت روان برمیگردد به آیه های قرآن و احادیث مانند حدیثی از حضرت محمد (ص):

همانا مرض در قلب هایتان است. و آیه های از قرآن:

براستی در بدن تکه ای گوشت وجود دارد که اگر جسم رو به تباهی برود او نیز از بین میرود و اگر جسم سالم باشد او نیز سالم است و براستی که ان قلب است.

براستی که خداوند حضور یا ثروتتان را در نظر نمیگیرد بلکه اونیت شما و اعمالتان را در نظر میگیرد.

ابو زید بلخی اولین بار طب روانشناسی و شناخت درمانی مشهور شد. و اولین طبقه اختلالات را ارائه کرد.

او بیماری های روانی را به 4 اختلال هیجانی طبقه بندی کرد:

ترس و اضطراب، خشم و پرخاشگری، ناراحتی و افسردگی، وسواس فکری

او سه نوع افسردگی را نیز طبقه بندی کرد:

افسردگی معمولی، افسردگی درونی، افسردگی بالینی از بیرون بدن

او نوشته است که سلامتی فرد همیشه حافظ سلامت روحی باشد.

برای درمان جسم به دارو نیاز است و برای سلامت فرد باید بین جسم و روان تعادل برقرار شود.

ابو زید مفهوم منع دو جانبه را معرفی کرد که هزار سال بعد توسط جوزف ولپه معرفی شد در سال 1969 میلادی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱


آذربایجانی ها شب یلدا را با رسم و رسومی خاص برگزار می کنند که در مقایسه با سایر نقاط ایران پر رونق تر و باشکوه تر است

 

آذربایجانی ها شب یلدا را با رسم و رسومی خاص برگزار می کنند که در مقایسه با سایر نقاط ایران پر رونق تر و باشکوه تر است.

مردم ایران و به ویژه آذربایجان ، شب یلدا را به این دلیل گرامی می‌دارند که این روز مصادف با اولین روز از چهل روز نخستین زمستان است به همین علت این شب در بین مردم آذربایجان بیشتر به « چله گجه سی» معروف است تا شب یلدا.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢۸


به گزارش آناتولی‌نیوز، شهردار قونیه، شهر محل دفن مولانا گفت: به دنبال گرامیداشت هفتصد و سی و نهمین دوره درگذشت این شاعر، این اثر بزرگ به زبان فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی، چینی و یونانی منتشر شده و می‌توان گفت که نیمی از مردم جهان قادر به خواندن اشعار این شاعر هستند.

 طاهر آکیوریک با  گفتن این که این اشعار در 6 جلد منتشر شده افزود: «هر کس در جهان از اشعار رومی تاثیر پذیرفته و نسخه ترکی آن نیز با استقبال وسیع مردم روبرو شده است».

 مثنوی مولانا به زبان فارسی سروده شده و مولانا در محلی به دنیا آمد که امروز تاجیکستان است و در قونیه مرکز ایالت آناتولی به خاک سپرده شده که امروز در ترکیه واقع شده است. این مجموعه 6 جلدی دربرگیرنده 25 هزار بیت یا 50 هزار مصرع است.

 به گفته شهردار قونیه هر سال در ماه دسامبر چندین بازدید دولتی از کشورهای مختلف از این شهر به عمل می‌آید و این کتاب‌ها به عنوان هدیه به سفیران فرهنگی داده می‌شود.

 به گفته وی امکان خواندن مثنوی به زبان‌های فارسی، ترکی، اردو، فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی، عربی، آلمانی و ایتالیایی وجود دارد و ترجمه‌های دیگر از این اثر بزرگ در راه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٤


نماز، ذکر و تمامی عبادتها به ویژه هنگامی که با حضور ذهن و توجه عمیق و آگاهی ذهنی برگزار شوند، تمرکز فکری عالی را به دنبال دارند. صرفنظر از ارج و مقامی که برای انجام عبادات، در مکاتب الهی در نظر گرفته شده است، این اعمال تمرکز فکری ملموس و قابل توجهی را نیز به دنبال دارند و هر کس به راحتی می تواند چنین تمرکزی را حس و تجربه کند. اساساً تمام اعمال عبادی انسان، وقتی در درگاه الهی مقبولیت پیدا می کند که روی آن فکر و تمرکز وجود داشته باشد.
پیامبر اسلام می فرمایند: "یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است." ذکر و عبادت با توجه، پریشانی و شدت فکر را به کلی از بین می برد و ذهن و جسم را پالایش می کند، ضمن آن که آرامش فکری عمیقی را به دنبال دارد. شما اگر افراد عابد را مورد توجه قرار دهید می بینید که عموماً دارای تمرکزی فوق العاده و آرامش روحی عمیق هستند.
- ذکر:
ذکر که امروزه مکاتب هندی، بوداییها و یوگیها از آن به عنوان "مانترا" نام می برند ریشه ای عمیق در عرفان کهن دارد. می توان گفت تمامی اعمال عبادی انسان به یک طرف، ذکر در طرف دیگر. اولین تأثیری را که ذکر ایجاد می کند و ما به نوعی آن را در بحث مراقبه و مدیتیشن گفتیم، تأثیری است که بر آرامش ذهنی و فکری دارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: با ذکرخدا، همه آرامش و اطمینان قبلی ایجاد می شود و ما گفتیم که بیان مداوم یک ذکر باعث فرو رفتن در لایه های عمیق تر مغز و ارتباط با منشأ فکر و شعور خلاق می شود و این منشأ فکر به مثابه همان قسمتهای عمیق دریاست که از سکوت و سکون فراوانی برخوردار است. تأثیرات ذکر چنان فراوان است که هر عابد و سالکی که به سیر و سلوک مشغول است، قبل از همه، رسیدن به آرامش معنوی را از طریق ذکر فراوان جستجو می کند.
خداوند در قرآن همچنین می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید، فراوان ذکر خدا را بگویید."
روش مدیتیشن یا مراقبه که توصیه می کند واژه ای بی معنا را بگویید تا در این بی معنایی تفکری ایجاد نشود و شما سریعتر بتوانید با شعور خلاق و آگاهی عمیق، مرتبط شوید، در مقایسه با ذکر در عرفان کهن، شیوه ای ناقص است که ما در این بحث به تفاوت این دو و برتری عبادت و ذکر بر مراقبه و مدیتیشن می‌پردازیم.
ـ مراتب ذکر:
مرحوم فیض می گوید: "به طوری که ارباب معرفت گفته اند، ذکر را چهار مرتبه است: نخست آن که ذکر بر زبان آید، دوم آن که علاوه بر زبان، قلب نیز ذاکر و متذکر شود، سوم آن که ذکر خدا چنان در قلب ذاکر جای گیرد و بر آن مستولی شود که بازگیری توجه قلب از آن مشکل باشد و چهارم آن که بنده خدا یکسره در ذکر غرق شود به طوری که دیگر نه به ذکر و نه به قلب خود توجه دارد." چنان که ملاحظه می کنید ذکر در همان مرحله نخستین، با مراقبه منافات دارد. در مدیتیشن، صورت مانترا را مدام در ذهن تکرار می کنند و مطلقاً لب و زبان تکان نمی خورد. حتی به مراقبه کنندگان توصیه می کنند که مراقب باشند زبانشان تکان نخورد. حال آن که در ذکر عرفانی، ذکر الزاماً باید بر زبان جاری شود. شاید این به همان موضوع تلقین به نفس بر می گردد، اگر تلقین به نفس با زبان انجام شود و در ذهن به آن فکر کنیم، آمرانه تر و تأکیدی تر می شود و در ناخودآگاه بهتر نفوذ می کند. همیشه تلقین به نفس با صدای بلند نسبت به تلقین ذهنی، برتری و ارجحیت دارد. در مرحله دوم، مراقبه واقعی شروع می شود. شخص باید مواظب باشد که فکرش به جایی دیگر نرود و تمام قلبش متوجه ذکرش باشد.
عرفا می گویند: مهمترین و دشوارترین مرحله فکر، همین مرحله است. مسلماً وقتی شما می خواهید تمام توجه خود را متوجه ذکر خود کنید، مدام حواستان پرت و متوجه چیزهای دیگر می شود. اینجا باید فوراً برگردید و به ذکر خود معطوف شوید و در این توجه قلبی به ذکر و برگشت فکری به آن بسیار مداومت کنید. هرگز نباید به ذهن خود اجازه پریشانی و پرسه زدن در هر سو بدهید. دومین نقص مدیتیشن اینجاست که شما هنگام بیان مانترا به فکر خود اجازه می دهید که به هر سو برود. نه از فکر جلوگیری می کنید و نه مجازید متوجه مانترا باشید. سومین مرحله، مرحله ای است که در آن شخص چنان در ذکر خود فرو رفته که برایش مشکل است به چیز دیگری فکر کند.
این مرحله نشانه آن است که شخص کم کم به لایه های عمیق تر مغز و به آن آگاهی خالص و ناب دست یافته است. پس از آن مرحله چهارم است که شخص کاملاً در ذکر خود غرق می شود و این غرقه شدن چنان است که همان واژه ذکر می تواند حجاب ذاکر شود. یعنی این که خود واژه، بی معنا و بی مفهوم می شود و شخص در معنی واقعی آن جاری می گردد. ذکر تنها وسیله ای برای جاری شدن در یک مفهوم است و تمامی مفاهیم و معانی عمیق در عمق ناخودآگاه ما نهفته است. اینجا همان مرحله ای است که در مراقبه می گویند نه فکر وجود دارد و نه مانترا. در این منشأ فکری و این شعور خلاق و آگاهی ناب همه چیز نهفته است. عشق الهی، محبت بیکران، روشن بینی، خلاقیت، شفا، رشد، تکامل، ثروت، توانگری، صمیمیت، تفاهم، قاطعیت و . . .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/۱٩



 
خواب حالتی است که بر جانداران عارض شود و بر اثر آن از احساسات و حرکات غیر ضروری و غیر ارادی باز مانند ، ولی حواس باطنی به عقیدۀ عرفا از کار نمی افتد . در این حالت نفس به عالم خود متوجه می شود زیرا نفس به عالم ملکوت اتصال معنوی دارد و مانع او از توجه بدان عالم و اشتغال وی به تدبیر بدن و مدرکات حسی است و در خواب این تعلق گسسته میشود. عرفا و حکما خواب را از نوع کشف بشمار آورده و آنرا بر دو قسم میدانند :


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٩



پژوهشگر:عاطفه حسینلو


استاد راهنما:هومن نامور

چکیده:


بیماریهای روانی و شیوه های درمان آن ، از موضوعاتی است که در همه ادوار تاریخی مورد توجه متفکران و اندیشمندان بوده است. در این پژوهش اختلال فوبیا و شیوه درمان شناختی آن از دیدگاه مولانا مورد بررسی قرار گرفته ، تا ضمن روشن شدن پیشینه های تاریخی این مباحث در فرهنگ خودی، زمینه تدوین نظریات علمی جدید و فنون کاربردی نو بر اساس ذخایر غنی گذشتگان فراهم آید. مسأله تحقیق حاضر این است که اختلال فوبیا چیست و عوامل بازدارنده از آن ، و راههای درمان آن از نظرمولانا کدامند؟خاستگاه اصلی پژوهش حاضر، مثنوی مولاناست ونمونه آن کلیه ابیات مرتبط با سوال پژوهشی می باشد که با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام گرفته است.با توجه به بررسی فرضیه ها و یافته های پژوهش می توان ادعا نمود که مفاهیم فوبیا در مثنوی وجود دارد.نسبت مفاهیم فوبیا با روشهای توصیفی قابل تبیین می باشند و صرف نظر از جنبه های روانشناسی حکایات و تمثیل ها،ابیات مستقیم درزمینه مفاهیم فوبیا به ترتیب عنصر شناختی (73/40 %)،عنصر هیجانی(55/34 %)،عنصر رفتاری(71/24%)کل ابیات مثنوی مولانا را تشکیل می دهند.وهم چنین یافت مفاهیم شناختی و راهکارهای تربیتی و درمانی مرتبط با نظرات مولانا از دستاوردهای دیگر این پژوهش می باشد.


 واژه های کلیدی: مثنوی،اختلال فوبیا ،شناخت درمانی

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧



ترجمه توسط: سرکار خانم فلکی

ابو زید احمد بن سهل بلخی متولد 850 میلادی در شهر بلخ و خراسان قدیم که امروزه افغانستان نامیده میشود و در دوره عصر طلایی اسلام می زیست و یک مححق ایرانی نامیده میشود. وی در مدارس علوم ایرانی، علوم اسلامی، جغرافیای اسلامی، طب اسلامی و اندیشه روانشناسی اسلامی مشغول به یادگیری علوم بوده.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٧

 

واسیلی بـِلوف یکی از رمان‌نویسان برجسته قرن بیستم، در ۸۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.

بـِلوف که از مدتها پیش در بستر بیماری بسر می‌برد، در منطقه وولوگدا زندگی می‌کرد.

بـِلوف که طرفدار رژیم سوسیالیستی بود با این جمله که "زندگی معصومانه روستایی ما را ابتدا سرمایه‌داران و سپس بولشویکها نابود کردند" معروف شده بود.

اولین کتاب شعر او در سال ۱۹۶۱ منتشر شد.

در سال ۱۹۶۶ با انتشار کتاب "کاری که عادت شده" شهرت فراوان یافت.

این نویسنده مشهور که آثارش با میلیونها تیراژ به چاپ می‌رسید، یکی از نمایندگان اصلی جریان ادبی "تصویر روستایی" است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٢


اولر یئخلوپ گوشلار اوچوپ قیش گلمه
بولاخلار باتیپ بالالار یاتیپ قیش گلمه


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٦

کتاب نورالدین پسر ایران، اثر سرکار خانم معصومه سپهری در پنجمین دور برگزاری جایزه ادبی جلال آل احمد موفق به کسب عنوان برتر این رخداد ادبی برای تبریز شد. کتاب "نورالدین پسر ایران" نوشته معصومه سپهری، طی مراسم اختتامیه جایزه ادبی جلال آل احمد که با بررسی بیش از چهار هزار و500 اثر همراه بود، در گروه مستند نگاری و بخش خاطره نگاری موفق به کسب عنوان برترین کتاب شد.
معصومه سپهری، نویسنده کتاب نورالدین پسر ایران موفق به کسب جایزه ویژه نقدی جایزه ادبی جلال، نشان ادبی جایزه جلال، تندیس ویژه و لوح تقدیر به امضای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.
کتاب نورالدین پسر ایران، خاطرات نورالدین عافی است که به مرور خاطرات وی در جبهه های جنگ ایران و عراق می پردازد. مصاحبه های این کتاب برای اولین بار در سال 1373 توسط موسا غیور، نویسنده تبریزی صورت گرفت که مشتمل بر 40 ساعت گفتگوی غیور با عافی بود.
در سال 1383 خانم سپهری با پیاده سازی، تدوین و آماده سازی کتاب نورالدین، این اثر را به اثری ماندگار در تاریخ و حافظه ادبی و خاطره نگاری دفاع مقدس تبدیل کرد، این کتاب تاکنون به 55 چاپ رسیده است و با بیش از 140 هزار نسخه رکورد فروش در بازار کتاب را جابجا کرده است.
گفتنی است، اختتامیه پنجمین جایزه ادبی جلال آل احمد عصر روز چهارشنبه (1 آذر) در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و معماری جهاد دانشگاهی تهران برگزار شد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٥


حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار
 

 حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار

 بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

 حسینون نوحه سین دلریش یازاندا

 موسلمان سهلدیر که کافر آغلار

 کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون

 کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار

 حسینون کؤینه گی زهرا الینده

 چکر قئیحا قیامت ، محشر آغلار

 آتاندا حرمله ، اوخ کربلاده

 گؤرئیدین دوشمن آغلار ، لشگر آغلار

 قوجاغیندا ، گؤرئیدین ام لیلا

 آلیب نعش علی اکبر آغلار

 رباب ، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده

 علی اصغری یاد ائیله ر آغلار

 باشیندا کاکل اکبر هواسی

 یئل آغلار ، سنبل آغلار ، عنبر آغلار

 یازاندا آل طاها نوحه سین من

 قلم گؤردوم سیزیلدار ، دفتر آغلار

 علی ، شق القمر ، محراب تیلیت قان

 قولاق وئر ، مسجید اوخشار منبر آغلار

 علیده ن شهریار ، سن بیر اشاره

 قوجاقلار قبری ، مالک اشتر آغلار

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦

فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی، از نویسندگان رئالیست مشهور روسی در ادبیات روس و جهان است که آثارش پس از گذشت سال‌ها همچنان با استقبال از سوی خوانندگان در سراسر دنیا روبروست و زبان نگارش وی همچنان تازه و قابل فهم برای مردمانی است که سال‌ها با قرن نوزدهم فاصله دارند. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایفسکی ارائه کردند. اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان پریش.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٢٦


 "موزه ملّی تاریخ جمهوری آذربایجان" واقع در خیابان تقی‌یف در شهر باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، بزرگترین موزه‌ی این کشور است. این موزه در زمان حیات "حاجی زین‌العابدین تقی‌یف" محل سکونت وی بود. در واقع ساختمان موزه عمارت مسکونی حاجی تقی‌یف بوده است. "حاجی زین‌العابدین تقی‌یف" سرمایه‌دار خیرخواه و فرهنگ دوست آذربایجانی مقیم باکو و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های جهان اسلام بود‌. وی در سال ۱۸۳۸ در باکو در خانواده‌ای فقیر متولد شد. پدرش یک کفاش ساده بود. او پس از پرداختن به شغل‌های متعدد و مشکل توانست در صنعت نوپای نفت اطراف باکو سرمایه‌گذاری کند. با پیشرفت این صنعت وی نیز به یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران باکو و قفقاز مبدل شد و ثروتی هنگفت به دست آورد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٠

 

نویسنده: دکتر مهناز نوروزی، محقق و پژوهشگر ادبیات روسی

 این یادداشت نگاهی تطبیقی دارد بر سیمای مادر در دو اثر از نویسندگان زن معاصر ایران و روسیه. رمان "عادت می کنیم" اثر زویا پیرزاد و داستان بلند "من هستم، تو هستی، او هست،" اثر ویکتوریا توکاوا. این یادداشت به سیما و نقش مادر در دو فرهنگ روسی و ایرانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که اگر چه ممکن است سیمای مادر در هر فرهنگی با فرهنگ دیگر دارای تفاوتهایی باشد اما در نهایت مهر و عشق مادرانه در هر فرهنگی پایانی ندارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱۳

 

نویسنده: فاطمه محمدی

 آغازی برای یک پایان

در میان گونه‌های مختلف ادبیات، شاید ادبیات کودک از مهجورترین نوع ادبیات باشد. پس از دوران طلایی و نقره‌ای ادبیات در روسیه، در حال حاضر ادبیات کودک بیشتر از هر نوع ادبی دیگر به انزوا کشیده شده است. شمار ناچیز کتاب‌های خوب (حال علت آن هر چه باشد) ما را بر آن داشت تا نگاهی اجمالی به ادبیات کودک، خاصه در زمان اتحاد جماهیر شوروی، و پس از فروپاشی بیندازیم. لازم به ذکر است که به قول تالستوی فقید «آنچه مهم است کمیت دانش نیست، بلکه کیفیت آن است»، لذا در این مقاله بدون توجه به میزان انتشار کتاب‌های مختلف کودکان، به ماهیت این کتاب‌ها و آنچه که در ورای نام «ادبیات کودک» به خورد کودکان روسی داده می‌شود، خواهیم پرداخت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱۳

 

اصطلاح پست مدرنیسم در معانی مختلفی به کار می‌رود. ای. ایلین ادیب و فرهنگ‌شناس روس می‌گوید: «این اصطلاح دارای معانی متعددی می‌باشد که بسته به موضوع متن (تاریخی، اجتماعی و ...) طیف وسیعی از دیدگاه‌های فلسفی، معرفت شناختی، علمی‌– نظری و عاطفی – اخلاقی را در برمی‌گیرد. پست مدرنیسم تبیین ویژگی‌های یک ذهنیت مشخص، شیوه خاصی از درک جهان و جایگاه و نقشی است که انسان در جهان پیرامونش دارد. از اوایل دهه هشتاد قرن بیستم، پست مدرنیسم به عنوان یک پدیده زیباشناسی عمومی ‌و نوظهور در حوزه فلسفه و ادبیات معرفی شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

 

کتاب "ترس و تنهایی" یکی از آثار نادری است که یک نویسنده ایرانی به تمامی به آهنگسازی مدرنیست یعنی دمیتری شستاکوویچ (۱۹۰۶ – ۱۹۷۵) اختصاص داده است. موضوع اصلی کتاب بررسی ۱۵ کوارتت برای سازهای زهی است که آهنگساز بزرگ "اتحاد شوروی" بین سال‌های ۱۹۳۸ تا یک سال پیش از مرگ (۱۹۷۴) تصنیف کرده است. اما کتاب همچنین به تفصیل به زندگی و آثار این آهنگساز بزرگ قرن بیستم پرداخته است. کارنامه هنری شستاکوویچ و به ویژه دوگانگی آشکار در آثار او تنها در پرتو زمانه‌ی پرتب و تاب او قابل درک است. آقای بابک احمدی، نویسنده‌ی کتاب در گفتگوی زیر بیشتر پیرامون این هنرمند برجسته سخن می‌گوید؛


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱٥

این دیوانگیست ...  

 

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است

متنفر باشیم ...


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱۳


 پاریس، فرانسه – رمان نویس مشهور ترکیه نشان لژیون دونور فرانسه را دریافت کرده و از او به نام ویکتور هوگوی ترکیه یاد شد.
به گزارش  NTVmsnbc اورهان پاموک رمان نوویس مشهور و دارنده جایزه نوبل ادبیات دیروز در پاریس و در ساختمان مرکزی وزارت فرهنگ و ارتباطات فرانسه نشان عالی لژیون دونور را دریافت کرد.
آئورلی فیلیپتی وزیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه در این مراسم خطاب به پاموک گفت:" من شما را نویسنده بزرگی می دانم که در سراسر جهان میلیون ها خواننده دارید. حکایت استانبولی ها به قلم شما آن قدر زیباست که من آن را مانند بینوایان می دانم و شما را نیز ویکتور هوگوی ترکیه ای می خوانم."
پاموک نیز در این مراسم گفت:" من تنها پسر خاندان بزرگ پاموک ها هستم که قادر به تکلم به زبان فرانسوی نیستم با این وجود ادبیات فرانسوی را مطالعه کرده و عاشق فرهنگ و اندیشه فرانسه هستم. وقتی که تاریخ عثمانی را مطالعه می کنیم می بینیم که امپراطورهای ما با تاثیرپذیری از فرهنگ و شیوه حکومت داری فرانسه، پروژه نوگرایی و تجدد را در ترکیه آغاز کردند."
پاموک چند روز پیش در یک سخنرانی در دانمارک میزان توسعه دموکراسی و آزادی بیان و مطبوعات در ترکیه را ناکافی دانسته بود. این نویسنده مشهور ترکیه ای که به خاطر تاکید بر ضرورت عذرخواهی از ارامنه و تحقق مطالبات کردها همواره مورد انتقاد دولت های حاکم در ترکیه بوده در حال حاضر در خارج از کشور خود و در آمریکا زندگی می کند.
گفتنی است سال گذشته یاشار کمال رمان نویس و روشنفکر مشهور کُرد ترکیه نیز نشان فرمانده فرماندهان لژیون دونور را از فرانسه دریافت کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۸


اورهان پاموک نویسنده برنده جایزه ادبی نوبل از ترکیه، دیروز جمعه جایزه سانینگ دانمارک را دریافت کرد.

 به گزارش خخبرگزاری فرانسه، پاموک که اردیبهشت امسال به عنوان برنده جایزه سانینگ دانمارک که مهمترین جایزه ادبی این کشور است معرفی شده بود، جایزه خود را دیروز در مراسمی در دانشگاه کپنهاگ دریافت کرد.

 این جایزه که با سخنرانی پاموک همراه بود، شامل یک میلیون کرونر (173 هزار دلار) است.

 نویسنده رمان‌هایی چون «برف» و «نام من سرخ» در سخنرانی دریافت این جایزه به فرهنگ اروپا، تاریخ و هویت در کنار مدرنیزاسیون، ترکیه و اتحادیه اروپا پرداخت و گفت: «فکر این که رمان‌ها و مقاله‌های من ممکن است به شکلی کوچک الهام بخش بخشی از این فرهنگ بزرگ باشد، شادی ایجاد می‌کند که با افتخار دریافت این جایزه بزرگ همراه می‌شود».

 او همچنین به ترس اروپا از مهاجرت مسلمانان اشاره کرد و یادآور شد که هرچند برای اروپای سیاسی ممکن است ترس مهاجرت با بازگشت افکار محافظه کارانه همراه باشد و در جهت بسته کردن خودش پیش برود، اما پایتخت فرهنگی اروپا خود شاهدی خوب برای مسیری است که در طول تاریخ طی شده است.

 جایزه سانینگ دانمارک بزرگ‌ترین جایزه فرهنگی این کشور است و هر سال اهدا می‌شود. برتراند راسل فیلسوف بزرگ بریتانیایی، ‌هانس ماگنوس انسنزبرگر شاعر و رمان‌نویس آلمانی و رنزو پیانو آرشیتکت ایتالیایی از دریافت‌کنندگان پیشین این جایزه هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٧

خردورزان همیشه به راه آزادگان و راستان می روند.

‹بزرگمهر›

خدا را در دل خود و در دل هر که می بینی کشف کن.

‹مارک فیشر›


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/٥

تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران جهت داوری فستیوال «مالاتیا» و مروری بر آثارش به ترکیه می‌رود.

 به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دراین فستیوال که 8 تا 15 نوامبر (18 تا 25 آبان ماه) برگزار خواهد شد، فیلم‌های «دوزن»، «نیمه‌ی پنهان»، «واکنش پنجم»، «تسویه حساب، «سوپر استار» و «یکی از ما دونفر » به زبان ترکی به نمایش عموم در خواهد آمد.

 آن‌طور که در بیوگرافی این کارگردان آمده است: تهمینه میلانی در سال ۱۳۳۹ در شهر تبریز به دنیا آمد. در دوران دبیرستان به تهران نقل مکان کرد و در دبیرستانهای شرف و مرجان به ادامه تحصیل پرداخت. سال ۱۳۵۷ در رشته برق دانشگاه تبریز قبول شد. هم‌زمان با پیروزی انقلاب و بسته شدن دانشگاه‌ها به تهران بازگشت و در رشته معماری دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل گردید. با بسته شدن دانشگاه‌ها حضور در جلسات شعرخوانی، نمایش فیلم و از فعالیت‌هایی این قبیل را برگزید. در یکی از این جلسات بود که با مسعود کیمیایی آشنا گردید و توانست نظر موافق او را در دستیاری وی در کارگاه آزاد فیلم جلب نماید، سرانجام به عنوان منشی صحنه فیلم «خط قرمز» برگزیده شد. با باز شدن دانشگاه‌ها در کنار کار در کارگاه آزاد فیلم به ادامه تحصیل پرداخت. او که به آرامی به کار در سینما آشنا می‌شد شروع به نوشتن فیلمنامه (اگر فردا بیاید، دوستت دارم مادر، عشق و مرگ و …) و کار در دیگر فیلمها (ای ایران، جهیزیه‌ای برای رباب، دل نمک و …) کرد.

 اولین فیلم او «بچه‌های طلاق» جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فجر برد، از آثار دیگر او می‌توان به «افسانه آه» و «دیگه چه خبر»، «آتش بس» و... اشاره کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۱

آلکسی کنستانتینوویچ تالستوی، شاعر و نمایشنامه‌نویس روسی که در دهم اکتبر ۱۸۷۵ از دنیا رفت، سال ۱۸۱۷ به دنیا آمد و برای نمایشنامه‌های تاریخی‌اش به شهرت رسید. او که از خانواده بزرگ تالستوی بود، فعالیت ادبی‌اش را با سرودن شعر آغاز کرد. «مرگ وحشتناک ایوان» سال ۱۸۶۶، «تزار فئودور ایونوویچ» سال ۱۸۶۸ ، «تزار بوریس» سال ۱۸۷۰ و «شاهزاده نقره‌ای» از آثار اوست.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱٩

بزرگداشت «نظامی گنجوی» در باکو برگزار شد. به گزارش ایراس به نقل از AzerTAc؛ آیین‌های بزرگداشت ۸۷۰ سالگرد تولد نظامی گنجوی در باکو برگزار شد. این مراسم در تالار حیدر علی‌اف به پایان رسید. در سال ۲۰۱۱ وزیر فرهنگ و توریسم از دستور رئیس جمهوری برای برای برگزای این مراسم خبر داده بود. به گفته‌ی وزیر٬ از آغاز امسال رویدادها و مراسم مختلفی در نقاط مختلف کشور به مناسبت بزرگداشت این متفکر بزرگ برگزار شد که مهم‌ترین آن مراسمی در گنجه – زادگاه نظامی – بود که روز ۴ اکتبر (۱۳ مهر) برگزار شد.
 
امسال برای اولین بار در یک کشور اروپایی در شهر رم ایتالیا مجسمه‌ی نظامی نصب خواهد شد. همچنین در این مراسم رئیس کتابخانه‌ی اسکندریه اسماعیل سراج‌الدین٬ نماینده‌ی دائم قزاقستان در یونسکو الیاس سلیمانوف٬ استاد انستیتوی مطالعات شرقی ایتالیا و ترک‌شناس میکله برناندینی درباره‌ی اهمیت و میراث نظامی گنجوی سخنرانی کردند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٦



تعریف رنگ: در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢


 
موزه‌ی کتاب‌های مینیاتوری باکو تنها موزه کتاب‌های مینیاتوری در جهان است که در قسمت شهر قدیم (ایچیری شهر)، مرکز تاریخی باکو، در کنار بنای شیروان شاه، قرار دارد. این موزه فعالیت خود را از تاریخ دوم آوریل سال ۲۰۰۲ آغاز کرده است و در تاریخ بیست و سوم آوریل سال ۲۰۰۲، یعنی در روز جهانی کتاب و حق نشر، به طور رسمی برای بازدیدگنندگان افتتاح شد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱

آنتون چخوف از بزرگ‌ترین نویسندگان روسیه و به تعبیری «مهم‌ترین داستان‌کوتاه‌نویس همه‌ی دوران‌ها»است. برخی از عبارت‌هایی که در توصیف و ستایش آنتون چخوف (۱۹۰۴-۱۸۶۰ میلادی) نوشته شده اندکی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. اما تاثیری که آثار او با گذشت بیش از یک قرن از مرگش، بر نویسندگان می‌گذارد و توجه خوانندگان به نوشته‌هایش، او را در جایگاهی قرار می‌دهد که نصیب کمتر داستان‌نویسی شده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢

کارگردان: لوکینو ویسکونتی
فیلمنامه: ویسکونتی و سوزوچکی دامیکو، بر اساس داستانی نوشته فئودور داستایفسکی.
فیلمبردار: جوزپه روتونو
موسیقی: نینو روتا
بازیگران: مارچلو ماسترویانی، ماریا شل، ژان ماره، آلبرتو کارلونی…
ساخت ایتالیا، ۱۹۵۷، سیاه و سفید، ۱۰۷ دقیقه

شب های سفید، یکی از زیباترین فیلم های تاریخ سینماست. اثری شاعرانه از فیلمساز پرآوازه سینمای ایتالیا، «لوکینو وسیکونتی»، که از هر جهت فیلمی استثنایی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢

سحر فکردار
گرچه بیست و هفتم شهریورماه در تقویم رسمی کشور با یاد استاد شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی ثبت شده است ولی حتی این نامگذاری هم چیزی از غربت همیشگی شعر و شاعران ایرانی کم نکرده است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧

مسعود برزگر جلالی

27شهریور سالروز رحلت استاد مسلّم زبان و ادب فارسی و ترکی، سید محمد حسین بهجت تبریزی-شهریار شیرین سخن-است. روزی که به پاس قدردانی از سالها تلاش و خلق اشعار و عبارات نغز و ماندگار در ساحت مقدس کلام و قلم این مرز و بوم ، به نام روز ملّی شعر و ادب نامگذاری گردید .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧


 استاد شهریار همان‌گونه زندگی کرد که در اشعارش آن را بیان کرده است و ناگفته‌های زندگی او نیز در کتاب خاطرات شهریار نوشته شده‌اند که به زودی از سوی سازمان حفظ آثار و مفاهر فرهنگی منتشر خواهد شد.

به گزارش  ایبنا، سیدهادی بهجت تبریزی، تنها پسر مرحوم استاد شهریار، در آستانه سالروز بزرگداشت این شاعر (۲۷ شهریورماه) با بیان این مطلب افزود:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧



 در فروردین 1363 هنگامی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند شهریار شعر «شهید زنده» را می‌سراید و مقام معظم رهبری در نامه‌ای از شهریار تجلیل می‌کنند.

 محبت استاد محمدحسین شهریار  نسبت به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بارها در قالب شعر نمایانگر شده است. در فروردین 1363 هنگامی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند استاد شعر «شهید زنده» را  خطاب به رهبر انقلاب می‌سراید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٦/٢٧

سحر فکردار

 نصر نیوز: گرچه بیست و هفتم شهریورماه در تقویم رسمی کشور با یاد استاد شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی ثبت شده است ولی حتی این نامگذاری هم چیزی از غربت همیشگی شعر و شاعران ایرانی کم نکرده است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٤


فیلم «روانی» ساخته‌ی معروف «آلفرد هیچکاک» عنوان خونین‌ترین فیلم تاریخ سینما را به دست آورد.

نشریه‌ سینمایی اسکرین در گزارشی به معرفی خونین‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما پرداخت که با به تصویر کشیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز و خونین، تاثیر زیادی بر هیجانی شدن فیلم داشته‌اند.

در این فهرست فیلم «روانی»‌ساخته‌ی آلفرد هیچکاک در رتبه‌ی اول قرار گرفته است. «روانی» که عنوان بهترین فیلم دهه 60 سینمای جهان را در اختیار دارد، یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است. این فیلم در سال 1992 در فهرست میراث فرهنگی آمریکا و در گنجینه شاهکارهای سینمایی هالیوود قرار گرفت.

این فیلم محصول سال 1960 نامزد چهار جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی بود که در جوایز سینمایی ادگار آلن پو بهترین فیلم جنایی شناخته شد و در جوایز گلدن گلوب جایزه بهترین بازیگر زن را برای «جانت لی» به همراه آورد.

فیلم «MASH» به کارگردانی «رابرت آلتمن» محصول 1970 در رتبه‌ی دوم قرار دارد. اگرچه دیگر کارگردانان از قبول این پروژه طفره رفتند، اما «آلتمن» آن را قبول کرد و توانست با همین فیلم جایزه‌ نخل طلای جشنواره کن را در سال 1970 به‌دست آورد. این اثر پرفروش‌ترین فیلم در کارنامه‌ سینمایی آلتمن محسوب می‌شود که برنده‌ جایزه‌ اسکار بهترین فیلمنامه شد و در جوایز گلدن گلوب بهترین معرفی شد.

فیلم «راننده تاکسی» اثر معروف «مارتین اسکورسیزی» محصول 1976 در مکان بعدی نشریه‌ی اسکرین قرار گرفته است. این فیلم با نقش‌آفرینی «رابرت دنیرو» و «جودی فاستر» نامزد چهار جایزه اسکار بود که در جشنواره کن موفق به کسب نخل طلا شد و دنیرو با این فیلم تا آستانه کسب جایزه‌ی‌ اسکار رفت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۳

دخیل شاعری که عشق خود را در قالب شعر به خاندان پیامبر(ص) تقدیم کرد

مراغه - مرحوم ملاحسین دخیل مراغه ای، شاعری که درقرن سیزدهم استعداد، ابتکار، عشق، علاقه و دلبستگی خود را در قالب شعر و مرثیه به خاندان پیامبر(ص) تقدیم کرد.

این شاعر همه استعدادها و ابتکارات خود را عاشقانه تقدیم خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) کرده و پس از گذشت چند صد سال از دوره خود همچنان در تنگنای ناشناختگی مانده و در کتاب های تاریخی و ادبی همچنان از وی نامی به میان نیامده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٧

عضو هیئت علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی گفت:‌ مولانا با همدمی پیر مرموز بود که به شاعر و عارف بزرگ تبدیل شد و مولانای شاعر در پرتو نوآئین نقد شعر جلوه‌ای تازه یافت.به گزارش نصر نیوز به نقل از فارس، محمدعلی موحد عضو هیئت علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه که در مرکز بزرگ دایرةالمعارف اسلامی برگزار شد، اظهار داشت:                

مولانا جلال‌الدین دیوانی با بیش از ۴۰ هزار بیت دفتر مثنوی و بیش از ۲۶ هزار بیت برجا مانده است و این حاصل یک دوره ۳۰ ساله از زندگی اوست.
وی گفت: شمس تبریزی در سال ۶۴۲ قمری به سراغ مولانا آمد و به تحول شگرف در زندگی مولانا پدید آورد. ظاهرا مولانا پیش از آشنایی با شمس چیزی ننوشته بود و یا اگر نوشته بود چیزی از آن بدست ما نرسید.
این پژوهشگر گفت: شعر مولانا بازتاب همان تحول روحی است که با رسیدن به شمس در او پیدا شد. مولانا در واقع حکایتگر تجربه‌ها و اکتشافات معنوی است که در حین سرودن شعر و همراهی آن در او رخ می‌دهد.
موحد ادامه داد: شمس تبریزی می‌گوید: «به حضرت حق تضرع می‌کردم که مرا به اولیای خود اختلاط دهد و هم صحبت کن. به خواب دیدم که مرا گفتند که تو را با یک ولی هم‌صحبت کنیم، گفتم: آن ولی کجاست؟ شب دیگر دیدم، گفتند: در روم است.»
وی گفت: شمس آن ولی خدا را همراه با شاعری بی‌همتا در وجود مولانا کشف کرد. مولوی سخن‌شناس بزرگی بود که شمس دست بر روی او گذاشت.
موحد ادامه داد: مولانایی که ما می‌شناسیم حاصل مناقبت با شمس است. مولانا با شمس آغاز می‌شود.
وی ادامه داد: مولانا از همدمی با پیر مرموز تبریز بود که به عارفی بزرگ تبدیل شد و تا این اواخر مولوی شناسان به جنبه عرفانی مولوی تاکید می‌کردند.
عضو هیئت علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی  افزود: مولانای شاعر در پرتو نو‌آئین نقد شعر جلوه‌ای تازه یافت. از منظر زیبایی‌شناسانه چشم‌ها را خیره کرده است.
موحد گفت:‌ نقش جادویی شمس آتشفشان طبع مولوی را روشن کرد. مولانا از خاندان تقوا بود و شعر نمی‌سرود و پس از فریفتگی از آفتاب جمال شمس تبریزی در سماع آمد.
وی گفت: شکی نیست مولانا پیش از آشنایی با شمس با شعر آشنا بوده و تسلط در اسلوب سخن و ظرفیت‌های شگرف او داشت.
موحد ادامه داد: ساحت شعر مولانا از عرفان مولانا جدا نیست و شعر او بازتاب هیجانات درون و تجربه معنوی اوست که در حین سرودن شعر شکوفا می‌شود.

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar