مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱٢/٧

اختلال پانیک یا حمله هراس یکی از اختلال های اضطرابی است که در آن فرد به طور ناگهانی دچار ترس و تپش قلب شدید، بدون وجود سابقه ای از بیماری های قلبی می شود. این اختلال باعث دستپاچگی و ترس شدید بیمار می شود و معمولا او را به مطب پزشکان می کشاند اما در بررسی های تخصصی هیچ نشانی از بیماری قلبی و جسمی دیده نمی شود.

با دکتر محمد اربابی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره این اختلال اعصاب و روان گفت و گو کرده ایم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱٠/٢۱


بیش فعالی ( ADHD ) اختلال مزمنی است که میلیونها کودک به آن مبتلا بوده وگاهی تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می کند.  ADHD  مجموعه ای از اختلالات شامل بی دقتی، بیش فعالی و عدم کنترل رفتار می باشد. کودکان مبتلا به ADHD اعتماد به نفس کمی دارند و در رابطه های دوستی و حضور در مدرسه مشکل دارند.گاهی علائم این بیماری با افزایش سن کاهش می یابد. با این حال افراد می توانند با یادگیری روشهای مختلف آنرا کنترل نمایند.درمان با تجویزدارو و مداخلات رفتاری صورت می گیرد. تشخیص زود هنگام در کنار درمان می تواند نتایج بسیار متفاوتی داشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٤/۱٠

اغلب افراد احساس دلشوره و دلهره خود را ناشی از اختلال اضطرابی می‌دانند اما این احساس گاهی می‌تواند ناشی از بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ای چون پارکینسون و ام‌.اس باشد.

 متخصصان در بررسی‌های خود به ارتباطات اعصاب بین روده و مغز برخورد کردند که موجب می‌شوند احساس دلشوره در فرد به وجود آید و این حس ناخوشایند می‌تواند با بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ای نظیر پارکینسون و ام‌.اس و همچنین دیگر اختلالات روانی مرتبط باشد.

 دکتر «آنتون امانوئل» از کالج دانشگاهی لندن و بیمارستان ملی عصب‌شناسی گفت: روده و مغز، ترکیب شیمیایی عصبی - مشترک و با یکدیگر تعامل دارند و به همین دلیل زمانی که احساس استرس و ترس دارید دچار مشکلات گوارشی می‌شوید. در این بررسی آمده است بیماری مغزی می‌تواند به دلیل وجود مشکل در روده بروز کند زیرا این سیگنال‌ها در جهت عکس نیز فرستاده می‌شوند.

 

به گفته متخصصان در مبتلایان به بیماری پارکینسون شروع این عارضه که «رشد بیش از حد باکتری روده کوچک» نامیده می‌شود، شایع‌تر است. از جمله علائم این بیماری اسهال، نفخ و درد شکمی است. همچنین نمی‌توان تعداد دقیق مبتلایان به این بیماری را اعلام کرد زیرا اغلب تشخیص داده نمی‌شود یا با سندرم روده تحریک‌پذیر اشتباه گرفته می‌شود. به گفته متخصصان، باکتری عامل این اختلال گوارشی ممکن است مواد شیمیایی تولید کند که بر اعصاب روده تاثیر می‌گذارند و با آسیب رساندن به مغز موجب بروز پارکینسون یا ام.اس می‌شوند.

 

به گزارش   روزنامه دیلی میل، دکتر امانوئل گفت: اکنون تصور می‌کنیم ابتلا به این نوع از بیماری‌های عصبی با وضعیت خاصی از روده ارتباط دارد که به عوامل بیماری‌زا اجازه می‌دهد به جریان خون راه پیدا کنند و در نتیجه در بدن واکنش آنتی‌بادی بروز می‌کند. پس از آن ممکن است عوامل بیماری‌زا به صورت مستقیم و یا سیستم ایمنی به صورت غیرمستقیم به بافت عصبی آسیب برسانند. در نهایت نیز اعصاب آسیب‌دیده این سگینال‌های مخرب را به مغز منتقل می‌کنند و مشکلات مغزی - عصبی بعدی را به دنبال دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٢۳

بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال وحشت زدگی ”گذرهراسی" را نیز تجربه می کنند. گذرهراسی ترس از اماکن یا موقعیت هایی است که امکان دارد در آنها حمله وحشت زدگی رخ دهد یا گریز از آنها دشوار باشد. برای مثال، افراد متبلا به گذرهراسی از تنها بیرون رفتن، به سوپر مارکت رفتن، مسافرت با قطار یا هواپیما، رد شدن از پل ها، بلندی ها، تونل ها، عبور از مکان های رو باز و سوارشدن به آسانسور اجتناب می کنند. بسیاری از بیماران وحشت زدگی را حتی در خواب تجربه می کنند، علت آن احتمالاً این است که کاهش شدید ضربان قلب حین خواب با افزایش ضربان قلب جبران می شود و این باعث می شود تا به طور ناگهانی از خواب بپرند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/٦

در روز یازدهم آوریل سال 2005 میلادی طی اجلاسی به مناسبت روز جهانی پارکینسون در لوکزامبورگ، «لاله قرمز» به عنوان نماد جهانی بیماری پارکینسون انتخاب شد  از آن زمان تاکنون هر سال روز یازدهم آوریل با عنوان روز جهانی پارکینسون و با نماد لاله قرمز گرامی داشته می‌شود. هدف از برگزاری مراسم روز جهانی پارکینسون حمایت از مبتلایان به این بیماری است. در حقیقت بزرگداشت این روز به افزایش اطلاع رسانی در مورد این بیماری پارکینسون کمک می‌کند و همچنین فرصتی برای تاکید بر انجام تحقیقات بیشتر و اقدامات مناسب درمانی برای کمک به این بیماران است.

 روز تولد دکتر «جیمز پارکینسون»، کاشف این بیماری به عنوان روز جهانی پارکینسون انتخاب شده است. دکتر جیمز پارکینسون اولین بار در یکی از آثارش بیماری پارکینسون را تشریح کرد و اظهار داشت: این بیماری موجب بروز حرکت‌های غیرارادی در فرد شده به گونه‌ای که قدرت عضلانی بیمار را تضعیف می‌کند.

 به گزارش سایت World Parkinson Coalition، امسال نیز روز جهانی پارکینسون با شعار «پارکینسون در کمین همه است» برگزار می‌شود.

 این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری رخ می‌دهد اما در جوانان هم دیده می‌شود. شیوع پارکینسون در تمام مناطق دنیا یکسان است یعنی درصد شیوع بیماری با تغییر در منطقه خیلی فرق نمی‌کند. به طور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح کننده ماده‌ای به نام دوپامین که یک انتقال‌دهنده عصبی است، رخ می‌دهد.

 این بیماری درمان قطعی ندارد اما داروهایی مثل لوودوپا یا سلژیلین در درمان آن تجویز می‌شود. گاه از جراحی نیز استفاده می‌شود. البته نقش کاردرمانی و فیزیوتراپی در این زمینه بسیار زیاد است زیرا مانع پیشرفت بیماری و محدودیت عملکرد می‌شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/۱۳

 

افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات بهداشت روان است. بنابر اعلام سازمان جهانی بهداشت، افسردگی از نظر باری که به جامعه تحمیل می‌کند، چهارمین رتبه را در بین بیماری‌ها داراست و شایع‌ترین علت ناتوانی نیز محسوب می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۱/٧

سندرم آشیانه خالی به احساس افسردگی، ناراحتی و اندوهی اطلاق می‌شود که توسط والدین یا سرپرست بچه‌هایی که بزرگ شده و خانه پدری خود را ترک می‌کنند، تجربه می‌شود. این می‌تواند بعد از رفتن بچه‌ها به دانشگاه در شهری دیگر و یا ازدواج آنها و مستقل شدنشان باشد. احتمال ابتلای خانم‌ها به این مشکل بیشتر از آقایان است....


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

  بیماری روانی اصطلاحی گسترده برای توصیف تعداد زیادی از بیماریهای روان پزشکی است که توانایی تفکر ، احساس و رفتار شخص جهت عملکرد مناسب در تکالیف روزمره زندگی را مختل می‌نمایند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

زندگی در هر خانواده‌ای در بعضی مواقع ممکن است چالش انگیز باشد، اما در خانواده‌هایی که یکی از یا هر دو والدین دچار بیماری هستند مشکلات و چالش‌های ویژه‌ای وجود دارد. کودکان در چنین خانواده‌هایی با بی‌ثباتی و پیش‌بینی ناپذیری مواجه هستند. اغلب در مورد نقشهای خانوادگی سردرگمی وجود دارد و کودکان بخش زیادی از مسئولیت‌های والدین از قبیل مراقبت از خواهر یا برادر  کوچکتر و انجام تکالیف خانگی را به عهده می‌گیرند . آنها حتی ممکن است مسئولیت مراقبت و ارضای نیازهای عاطفی و جسمانی والدین شان را نیز به عهده داشته باشند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢۱


«تریکوتیلومانیا» یا «وسوا کندن مو» در دسته اختلالات کنترل تکانه جای می گیرد. ویژگی اختلالات کنترل تکانه، ناتوانی فرد در مقاومت در برابر یک تکانه، سائق یا وسوسه شدید انجام یک رفتار خاص است که برای او یا دیگران زیان دارد. از دیگر مواردی که در افراد مبتلا به اختلال کنترل تکانه دیده می شود، حملات انفجاری، اعتیاد به اینترنت و آتش افروزی عمدی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/۱۳

سندرم نقص ایمنی ـ اکتسابی (AIDS) و اختلالات وابسته به آن به همراه اعتیاد، ماهیت مراقبت های بهداشتی را در سراسر دنیا تغییر داده است.

تیم های بهداشت روانی در سه زمینه با مشکل AIDS درگیر هستند :
1) عوارض مغزی و عصبی
2) سندرم های روانپزشکی کلاسیک (اضطراب، افسردگی، سایکوز) و اختلالات وابسته به ایدز


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٦

اگر فرزندتان فقط در ریاضی، خواندن یا نوشتن دارای مشکل است، شاید دچار یکی از انواع اختلالات یادگیری است. از عوامل بی شماری که ممکن است موجب بروز مشکلات درسی در مدرسه شود، اختلال های یادگیری است که البه پیچیدگی های خاص خود را نیز دارد. در واقع، آنها چیزی بیش از مشکلات تحصیلی هستند.

وقتی می گوییم فرد اختلال یادگیری دارد یعنی در مقایسه با فردی که از نظر هوشی با او همتراز است در موضوعی ضعیف تر است. بررسی های انجامش ده حاکی از آن است که برخی از دانش آ»وزان به رغم اینکه ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی آنان حاکی از بهنجار بودنشان است و هوش شان عادی است اما هنگامی که به مدرسه می روند در جریان یادگیری دچار مشکلات جدیدی می شوند و خود را متفاوت از دیگران می یابند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/۸

تیکهای عصبی که عمدتاً ریشه‌های روانپزشکی دارند، ناشی از کمبود برخی یون‌ها و املاح معدنی در بدنند.

 تیک‌های عصبی جزء اختلالاتی هستند که عمدتا ریشه روانپزشکی دارند. ساده‌ترین تیک‌ها، تیک‌های چشمی (معمولا پلک فرد می‌پرد) و همچنین تیک‌های آوایی هستند که صوتی یا به صورت صاف کردن صدا نشان داده می‌شود.

دسته دیگر تیک‌ها در عضلات بدن نمایان می‌شود که شکستن قلنج به طور مرتب و یا انداختن شانه‌ها به طور مرتب از تیک‌های عضلات بدن است. برخی از تیک‌ها نیز ترکیبی از یک یا چند تیک است.اصولا تیک‌های عصبی با استرس و عوامل فشارآفرین آغاز می‌شود. با این حال، کمبود بعضی یون‌ها مانند منیزیم در به وجود آمدن تیک‌ها نقش دارد و برای پیشگیری از تیک‌های عصبی از املاح معدنی باید استفاده کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢

این سندروم مخصوص مردان است وبر اثر انحراف کروموزومهای جنسی به وجود می آید .غیر طبیعی بودن کروموزومهای جنسی به دو صورت اتفاق می افتد.نوع اول دارای یک کروموزوم   x   اضافی است یعنی  xy   تبدیل به    x   xy  می گردد و نوع دوم آن دارای یک   y   اضافی است یعنی   xy   تبدیل به    xyy  می گردد ودر این صورت به جای 46 کروموزوم تعداد47 کروموزوم دیده می شود البته انواع نادرتری از این سندروم که دو تا سه عدد کروموزوم  x   بیش از اندازه معمول دارند نیز در مردان دیده می شود.بیشتر این بیماران از نظر جنسی عقیم هستند.دارای اندامی باریک وبلند قد،آلت تناسلی آنها کوچک وصدایشان زنانه است وسینه های برجسته ای دارند.وزن نوزادان پسر مبتلا به این سندروم بسیار کم است والبته بعضی اوقات به دوونیم کیلوگرم نیز میرسند.مادرانی که چنین فرزندانی به دنیا می آورند معمولا28تا29 ساله اند.25درصد این بیماران دارای عقب ماندگی هوشی هستند.در700تا750 مورد زایمان یک مورد سندروم کلاین فلتر دیده شده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٧/۱٢

فروید اضطراب روان‌رنجور را نتیجهٔ یک تعارض ناهشیار می‌دانست که بین تکانه‌های نهاد (id ـ عمدتاً تکانه‌های جنسی و پرخاشگری) و محدودیت‌هائی که خود (eg) و فراخود (superego) اعمال می‌کنند، ایجاد می‌شود. از آنجا که بسیاری از تکانه‌های نهاد با ارزش‌های اجتماعی یا شخصی در تضاد هستند، آدمی را دستخوش تهدید می‌کنند. دختر جوانی ممکن است احساسات بسیار خصمانه‌ای که نسبت


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۱٢

افراد مضطرب بیشتر به خودشان فکر می‌کنند تا دیگران و آنها همیشه از تغییر موقعیت و شروع هر کاری بیشتر احساس اضطراب و هراس می‌کنند.

دوره‌هایی در زندگی وجود دارد که در آن هر شخصی ممکن است احساساتی مانند ترس، فشار، افسردگی، اضطراب و یا از دست دادن اراده داشته باشد. این دوره‌ها به شدت پریشان کننده هستند. روز بدی را پشت سر گذاشتن، احساس گرفتگی و غمگینی و سوگ، همگی اجزای طبیعی تجارب زندگی آدمی محسوب می‌شوند.

این تجارب نوعی پاسخ‌ طبیعی به دشواری‌های زندگی مانند نومیدی، فقدان‌ها و رویدادهای هیجانی دردناک به‌شمار می‌آیند که همگی اینها اضطراب زندگی نامیده می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۱٠
نتایج یک آزمایش جدید نشان داد که زنان در شهرها در مقایسه با زنان روستایی حدود پنج تا ۱۴ ماه پس از وضع حمل، خیلی بیشتر با خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان مواجه می‌شوند.

 بر اساس یافته‌های متخصصان کانادایی بیش از ۹ درصد زنانی که در نواحی شهری زندگی می‌کنند، پنج تا ۱۴ ماه بعد از زایمان مبتلا به افسردگی می‌شوند در حالی که کمتر از ۶ تا ۷ درصد زنان ساکن مناطق روستایی، نیمه‌روستایی و نیمه شهری بعد زایمان با این اختلال دست به گریبان می‌شوند.

در این بررسی متخصصان بیمارستان کالج زنان دانشگاه تورنتو بیش از ۶۰۰۰ مادر را تحت مطالعه قرار دادند. آنها دریافتند که در شهرهای بزرگ اغلب زنان در دوران بارداری یا بعد از آن، تنها هستند و از حمایت خانوادگی و خویشاوندی برخوردار نمی‌شوند.

به گفته «سایمون ویگود»، متخصص اصلی در این مطالعه، زندگی در مناطق شهری به معنای اضطراب بیشتر، حمایت کمتر و خطر بالای ابتلا به افسردگی پس از زایمان برای زنان است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۳

1- اختلال در حافظه ی دیداری: حرف را با اشکال دیگر آن می نویسند..مثلا "منظور" را ، "منزور" می نویسند

2- اختلال در فراگیری آموزشی: .. "خروس" را "خوروس" می نویسند..

3-اشکال در دقت:... "گردو" را "کردو" می نویسند


4- اختلال در حافظه ی توالی دیداری: "مادر" را "مارد" می نویسند


5- اختلال در قرینه نویسی: "آب" را "ب آ" می نویسند.


6- مشکل تمیز دیداری: "روز" را "زور" می نویسند


7 اختلال در حافظه ی شنیداری: "مسواک" را "مسباک" - "دنبال" را "دمبال" می نویسند

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۳

 نوع نادری از یک بیماری به نام سندروم اختلال نادر عصبی وجود دارد که در اصطلاح عام نام سندروم سفید برفی را بر روی آن گذاشته اند.
 براساس برآوردهای انجام شد در دنیا تنها در حدود 1000 نفر مبتلا به این بیماری هستند.بررسی ها نشان می‌دهند افراد مبتلا به این سندروم نادر کم البته بعد از سن بلوغ دچار این بیماری می شوند به طور ناگهانی و بدون هیچ هشدار قبلی به خواب می روند و مدت زمان خواب آنها می تواند چندین روز و حتی چندین ماه به طول بینجامد.دانشمندان در حال تحقیقات و آزمایشات گسترده بر روی این بیماران هستند و فاکتورهای مختلفی را در بروز این سندرم از جمله جهش های ژنتیکی، هورمونی و عوامل روانشناختی را دخیل میدانند.

این افراد همانگونه که به طور ناگهانی به خواب رفته اند به صورت ناگهانی نیز از خواب بیدار می شوند.والدین و خانواده این افراد معمولا نقش بسار مهمی در کنترل علائم حیاتی این فرد هنگامی که در خواب است برعهده دارند.
علت نام گذاری این اسم شباهت این بیماری با یک شخصیت کارتونی است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱۸

گاهی اوقات در زندگی با دوستان افسرده و غمگین مواجه می‌‌شویم که برای ادامه زندگی به مشکل می‌خورند در این شرایط وظیفه ما در قبال دوست افسرده‌مان چیست؟

خبرگزاری فارس: چگونه به دوست افسرده خود کمک کنیم؟

نقش دوستان و نزدیکان و عزیزان یک شخص زمانی که وی افسرده شده است برای بیرون آوردن او از این حالت نباید نادیده گرفته شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱۸

شاید خیلی از ما این توهم را داشته باشیم که وسواس داریم واقعیت هم این است که وسواس حالت شایعی محسوب می‌شود، آنچه در روانپزشکی به‌عنوان OCD یا بیماری وسواس- جبری نامیده می‌شود، یک بیماری است که حتما باید تحت درمان باشد.

آنچه در روانپزشکی به‌عنوان OCD یا بیماری وسواس- جبری نامیده می‌شود، یک بیماری است که حتما باید تحت درمان باشد اما از کجا بفهمیم که دچار این حالت هستیم یا نه؟

در اینجا دکتر جرف ژیمانیسکی، مدیر مرکز جهانی OCD حالت‌هایی را که احتمال ابتلای شما به این بیماری را افزایش می‌دهد فهرست کرده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸

با وجودی که افراد مختلف به دلیل ترجیحات شخصی و تجربیات متفاوت ممکن است واکنش‌های متفاوتی به رنگ‌ها نشان دهند امّا مطالعات نشان داده‌اند که رنگ‌ها برای اکثریت افراد معانی خاصی را تداعی می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/٢۸

 

در چنددهه اخیر درباره رفتار جنسی انسان و نارساییها و انحرافات آن پژوهشهای نسبتا مفصلی انجام شده است که تا اندازه ای از ابهامات گذشته در مورد این جنبه از خصوصیات انسان کاسته است. در گذشته اعتقاد بر این بود که واکنش جنسی بشر مرحله ای است که از شهوت آغاز می شود و به ارضا ختم می گردد. اما در سالهای اخیر نظریه سه مرحله ای جنسیت بیشتر مورد قبول واقع شده است


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۸

سالم خوری عصبی (روانی) (orthorexia nervosa) برای برخی از متخصصان اختلال تغذیه تازگی دارد زیرا شباهتی با اختلالات تغذیه «سنتی» ندارد. تعریفی برای سالم‌خوری عصبی و چهار توصیه برای غلبه بر این اختلال تغذیه در زیر آورده شده است.

سالم‌خوری عصبی (روانی) چیست؟
دکتر استفن براتمن، نویسنده کتاب «غذای سالم»، کسانی که مبتلا به سالم‌خوری عصبی هستند را چنین توصیف می‌کند: این افراد آنچنان در سالم‌بودن غذایی که می‌خورند حساسیت به خرج می‌دهند که این سالم‌خوری در آن‌ها به شکل وسواس در می‌آید. من این وضعیت را سالم خوری عصبی می‌نامم، یعنی «محدودشدن به استفاده از غذاهای سالم.»
کسانی که دچار سالم‌خوری عصبی هستند به خوردن غذاهای درست و سالم وسواس پیدا می‌کنند و این وسواس در روابط، فعالیت‌ها و حتی سلامت جسمی آن‌ها اختلال ایجاد می‌کند.

راهبردهایی برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی روانی
چند روش برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی وجود دارد که در زیر به چهار مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

  1. با فردی که به او اعتماد دارید مشکل خود را میان بگذارید. غلبه بر هر نوع اختلال تغذیه، اعتیاد یا وسواس، نیازمند پشتیبانی و حمایت از سوی مشاوران، راهنمایان، دوستان خوب یا افراد خانواده است. سالم‌خوری عصبی را یک بیماری «جدّی» مانند افسردگی یا بیماری قلبی در نظر بگیرید و تقاضای کمک کنید.
  2. از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در طول دوره‌ای که سعی در غلبه بر این اختلال تغذیه دارید، شما را مسئول و پاسخگو بداند. به چه نوع حمایتی نیاز دارید؟ چه گام‌ها یا راهبردهایی به شما در غلبه بر این وسواس مصرف غذاهای سالم کمک خواهد کرد؟ اگر کمک گرفتن از یک متخصص اختلال تغذیه لازم است از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در این زمینه کمکتان کند. اگر در صدد گنجاندن مقدار معقولی غذای «ناسالم» در رژیم غذایی خود هستید، غذاهایی که می‌خورید را به فرد مورد اعتمادتان گزارش دهید.
  3. به یاد داشته باشید که خوردن مقداری «غذای ناسالم» به سلامت کلّی شما آسیبی نمی‌رساند. افرادی که دچار سالم‌خوری عصبی هستند ممکن است از مصرف غذاهایی که به نظرشان «ناسالم» می‌آید به خاطر ترس از اضافه وزن، از دست دادن پیشرفتی که به دست آورده‌اند، یا احساس غیرطبیعی و آلوده بودن، پرهیز کنند. برای غلبه بر این اختلال تغذیه، به یاد داشته باشید که خوردن مقداری غذای ناسالم به سلامت شما آسیب نمی‌رساند و یا به صورت عادت به خوردن غذاهای بد و ناسالم در نمی‌آید. همه چیز در حدّ اعتدال برای سلامت جسمی، روانی و هیجانی خوب است.
  4. آخرین توصیه برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی، مستلزم یافتن راهی سالم برای برقراری ارتباطی قوی بین بدن و ذهن است. خوردن غذاهای سالم یکی از راه‌های مواظبت از خود، پرورش یافتن و حتی عشق به خود است. امّا اگر از حدّ بگذرد- مثل سالم خوری عصبی و وسواس مصرف غذاهای سالم- جنبه مخربی پیدا می‌کند. برای غلبه بر این اختلال تغذیه، راه‌های دیگری برای پرورش و مواظبت از خود بیابید. سعی کنید ارتباط بین بدن و ذهن خود را از طریق یوگا، مدیتیشن، نوشتن خاطرات روزانه و یا هنردرمانی تقویت کنید. و یا به سراغ چیزهای تازه، مثل آموختن یک زبان دیگر، ثبت‌نام در کلاس ورزش، بافتنی یا جمع‌آوری بریده جراید بروید.

سالم‌خوری عصبی نیز مثل سایر اختلالات تغذیه قابل درمان است. به زمان، تمرکز و تلاش - و غالباً حمایت خارجی- نیاز دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/۱۱

علایم افسردگی در افراد مختلف به ویژه در زنان و مردان متفاوت است؛ در این مطلب برخی از علایم افسردگی در مردان را بررسی می‌کنیم.

افرادی که به افسردگی بالینی مبتلا می شوند علاقه خود را به فعالیت هایی که دوست داشته اند از دست می دهند. با این حال علایم افسردگی در افراد مختلف به ویژه در زنان و مردان متفاوت است. در این مطلب برخی از علایم افسردگی در مردان را بررسی می کنیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/۸

اختلال وسواس جبری از جمله اختلالات اضطرابی است و با افکار و امیال پایدار و مهار ناپذیر و نیاز به تکرار پی در پی اعمال خاص مشخص می شود . البته ما اغلب دچار افکار خاص و یا تردید های وسواس گونه می شویم . اما این افکار بعنوان عامل وارسی های مرتب و اضطراب ما در اثر انجام ندادن آن نمیشود .

برای تشخیص OCD یا وسواس فکری و عملی باید یا باعث رنج و نارحتی چشمگیر شود یا در عملکرد شخص ایجاد اختلال کند.

از اختلال وسواسی اجباری چه می دانید؟

– علایم اختلال وسواسی اجباری این اختلال مجموعه علایمی را شامل می‌شود که به صورت، obsession یا compulsion یا تواماً بروز می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٤

حالتی برخلاف جهت افسردگی است. در مانیا خلق (mood) و انرژی بیمار بسیار بالاست. تظاهرات اصلی مانیا عبارتند از سرخوشی (elation)، تحریک پذیری، پرکاری و عقاید خود مهم انگاری(self -important ideas). خلق بالابصورت شادی، افکارمثبت بیش از حد(undue optimism) و خوشحالی سرایت کننده تظاهر می‌کند. ممکن است خلق بیمار در طول روز تغییر کند مثلا صبح مانیک و شب افسرده باشد هر چند که مانند افسردگی شدید تغییرات منظمی ندارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٤

افسردگی حین بارداری حتی از افسردگی پس از زایمان نیز شایع‌تر است.

افسردگی پس از زایمان، موضوعی است که از دیرباز مورد توجه قرار گرفته است؛ ولی طبق آخرین بررسی‌ها به نظر می‌رسد زنان در هنگام حاملگی بیش از دوره پس از زایمان مستعد ابتلا به افسردگی هستند و این درحالیست که در مقابل وجود آ‌گاهی نسبی درباره تاثیر افسردگی پس از زایمان بر سلامت کودک، مادر و خانواده، مساله افسردگی حین بارداری، نسبتا مورد غفلت قرار گرفته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: آیدین مشتاق - ۱۳٩٢/٢/٢٧


ترس از گفتار و همچنین ترس از صحبت کردن . یا logophobie نام گذاری شده است – وبه ترس از اجتماع تعلق دارد. وقتی که شما تا کنون فکر می کردید . این مشکل را خواهید داشت سپس خودتان را اشتباهی نیرومند می دانستید. این ترس اصلا\" بندرت نیست .حدود40% درصد تما م انسانها این ترس و یا حتی وحشت شدید را دارند. که جلوی یک گروهی صحبت کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٤

هنگامی که یک شخص قادر به مقابله با یک منبع خاص از عوامل استرس، مانند یک تغییر عمده در زندگی، از دست دادن فردی عزیز و... نباشد معمولا، نشانه هایی از افسردگی، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار و یا فعالیت، ظاهر می شوند.

در مقاله پیش رو به علائم,علل و شیوع این اختلال پرداخته می شود.



ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٠

افسردگی می تواند تنها یک بار در زندگی فرد اتفاق بیفتد . به هر حال اغلب به صورت حملات تکراری در طول زندگی با دوره های بدون افسردگی در بین آنها اتفاق می افتد یا می تواند وضعیتی مزمن باشد که نیازمند یک درمان پیوسته در طی زندگی باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۸

روانپزشکان هشدار می‌دهند توجه نکردن به مشکلات روان می‌تواند هزینه‌های فردی و اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد.بر اساس پیمایش ملی سلامت روان که در سال 90 – 89 از سوی وزارت بهداشت انجام گرفته، مشخص شده شیوع کلی اختلالات روان در ایران 23.6 درصد در جمعیت 15 تا 64 سال کشور است یعنی دوازده میلیون و 574 هزار و 343 نفر دچار یکی از اختلالات روانی شناسایی شده‌اند.


این اختلالات روانی هم هزینه‌های مستقیم و هم هزینه‌های غیرمستقیم را در بر خواهد داشت. هزینه‌های مستقیم، شامل مواردی مانند ویزیت، بستری، مشاوره، رفت و آمد، اسکان و ... است و هزینه‌های غیرمستقیم شامل هزینه‌های ناشی از افت کاری، غیبت از کار، محدودیت کیفیت زندگی و بسیاری موارد دیگر.

نکته مهمی که در این بررسی مشخص شده این است که از این تعداد، تنها 44 درصد بیماران برای دریافت خدمات مراجعه می‌کنند و 56 درصد آنها هیچ خدمتی دریافت نمی‌کنند و درواقع نیازی دارند که بدون پاسخ می‌ماند. این در حالی است که از بین آن 44 درصد مراجعه کننده هم، فقط 41 درصد از حداقل درمان مناسب بهره‌مند می‌شوند که میزان کمی است.

اما در این که چرا تا این حد مراجعه به بخش‌های روانپزشکی کم است می‌توان دلایل متعددی را دخیل دانست از جمله هزینه‌های بالا. میانگین هزینه‌های بستری روانپزشکی در یک نوبت بستری 203 هزار تومان ارزیابی شده و همچنین هزینه‌های خدمات سرپایی بیماران روانپزشکی به این صورت حساب شده: میانگین هزینه‌های مستقیم یک نوبت استفاده از خدمات سرپایی 38 هزار و 100 تومان، میانگین تعداد مراجعه سرپایی در یک سال برای دریافت خدمات سلامت روان 4.99 بار برای بیماران، میانگین هزینه‌های مستقیم (پزشکی و غیرپزشکی) خدمات سرپایی سلامت روان در طول یک سال 254 هزار تومان برای بیماران.

اینها در حالی است که روانپزشکان هشدار می‌دهند توجه نکردن به مشکلات روان می‌تواند هزینه‌های فردی و اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد به طوری که میانگین تعداد روزهای غیبت از کار به دلیل مشکلات اعصاب و روان در یک سال در گروه بیماران روانپزشکی شاغل 24.5 روز، از کار افتادگی در گروه بیماران 3.5 برابر گروه غیربیماران و میزان بیکاری در گروه بیماران 1.6 برابر گروه غیربیماران است.

در این میان و با این که بیمه‌ها می‌توانند نقش مهمی در مراجعه مردم به روانپزشکان و در نتیجه کاهش این تبعات فردی و اجتماعی داشته باشند، به نظر می‌رسد نقش کمرنگی در این زمینه ایفا می‌کنند به طوری که درمورد روان درمانی و مشاوره می‌توان گفت استفاده از بیمه ناچیز است. همچنین در بررسی وزارت بهداشت مشخص شده علت عدم مراجعه برای دریافت خدمات سرپایی با وجود احساس نیاز، 49.6 درصد به دلیل مشکل در پرداخت هزینه و 26.6 درصد به دلیل نداشتن بیمه بوده، علت تاخیر در مراجعه برای دریافت خدمات درمانی 50.8 درصد مشکل در پرداخت هزینه و 27.3 درصد نداشتن بیمه و علت اقدام نکردن برای بستری با وجود ضرورت نیز، 56 درصد مشکل در پرداخت هزینه و 32.5 درصد نداشتن بیمه عنوان شده است.

در یک نگاه کلی می‌توان گفت بیماران بیماران روانپزشکی در ارتباط با بیمه‌ها مشکلات عمده‌ای دارند از قبیل این که گروهی از بیماران روانپزشکی تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ای نیستند، بیمه‌ها بیشتر خدمات مشاوره‌ای، روان‌درمانی و توانبخشی را پوشش نمی‌دهند، بخش عمده‌ای از داروهای روانپزشکی تحت پوشش بیمه‌ها نیستند، بیمه‌های دولتی برای مدت بستری بیماران روانپزشکی سقف تعیین کرده‌اند، بیشتر بیمه‌های تکمیلی از ارائه خدمات بیمه‌ای به بیماران مبتلا به اختلالات روان خودداری می‌کنند، بیماران مبتلا به اعتیاد برای دریافت خدمات درمانی تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ای نیستند و در بسیاری از اوقات بیماران معتاد اگر به علت مشکلات مربوط به روان هم بستری شوند بیمه‌ها از پرداخت هزینه‌های آنها خودداری می‌کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢۸

از انجا که رشد انسان فرایندی پیوسته و مداوم و حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی, روانی و اجتماعی است رفتارهای اجتماعی بهنجار و نابهنجار اعضای جوامع بشری ریشه در  گذشته , تاریخچه اموخته ها , تجارب و رفتارهای  انان دارد پرخاشگری , خشونت , رفتارهای ضد  اجتماعی و بزهکارانه معمولا دردوران کودکبی و نوجوانی اغار می گردند اینگونه رفتارها در صورتی که از نظر شدت, فراوانی و تداوم قابل توجه باشند در روانشناسی رشد کودک و نوجوان و اسیب شناسی روانی تحت عنوان اختلال سلوک مورد توجه و بررسی قرار می گیرند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٦

از هم گسیختگی شخصیتی یک فرایند ذهنی است که بر اثر آن ارتباط طبیعی میان افکار، خاطرات، احساسات، حرکات و هویت فردی از میان می رود. به واسطه ی این از هم گسیختگی، برخی از اطلاعات خاص که در حالت عادی می بایست در ارتباط با سایر اطلاعات موجود دیگر در مغز باشند، انسجام و اتصال خود را از دست می دهند. برخی از پژوهشگران بر این باورند که از هم گسیختگی بطور مستمر ادامه پیدا کرده و گسترش می یابد و ممکن است از خیال بافی های روزانه شروع شده و تا تجزیه ی کامل هویتی ادامه پیدا کند. با این وجود تفاوت شایان ذکری میان اختلال های کلی هویتی (DD) و اختلال شخصیتی متفاوتی که با نام (DID) شناخته می شود، وجود دارد.

DID پیش از این با نام اختلال چندگانه ی شخصیتی شناخته می شد، اما در سال 1994 نام آن تغییر پیدا کرد تا نام جدید در تفهیم عمومی اختلال کمک بیشتری کند. بیماری فوق الذکر شامل نوعی اختلال و آشوب در هویت است که دو یا چند شخصیت جداگانه در وجود فرد ظاهر می شوند. این هویت های مختلف که با نام "دگروار" شناخته می شوند، کنترل رفتار فرد را از یک زمان به زمان دیگر به دست می گیرند.

شخصیت در این مبحث به عنوان توانایی ادراک، ارتباط برقرار کردن، و تفکر در مورد محیط و خود فرد به کار برده می شود. (انجمن روانشناسی امریکا، سال انتشار 1994، صفحه 270). زمانیکه بیماران تحت تاثیر یک "دگروار" قرار می گیرند ممکن است رفتار، حرکات، خصوصیات، جهت گیری های جنسی، و خصوصیات فیزیکی متفاوتی را از خود بروز دهند ( به عنوان مثال عادت به استفاده از یک دست بیش از دست دیگر، انواع مختلف آلرژی، و تغییر زاویه ی دید). بیمار کلیه ی موارد ذکر شده را در یک زمان مشخص انجام می دهد، اما زمانیکه "دگروار" دیگر کنترل شخصیت او را به دست می گیرد، به هیچ وجه به خاطر نمی آورد که چندی پیش چه کارهایی انجام می داده. این شخصیت های متفاوت ممکن است گاهی اوقات به 100 مورد هم برسند و این امکان نیز وجود دارد که تعداد آنها تنها به 2 مورد ختم شود؛ اما میانگین آن 10 شخصیت متفاوت می باشد که در طول زمان ثابت هستند. هر یک از این موقعیت ها که در آن شخصیت تغییر پیدا می کند با عنوان "گونه ی منحصر بفرد شخصیتی" شناخته می شوند چراکه هر هویت جدید نشات گرفته از قسمت های از هم گسیخته ی ذهنی است که بر روی رفتار بیماری که به DID مبتلا است تاثیر می گذارد.

این شخصیت های متفاوت ممکن است تا حدودی از وجود یکدیگر آگاه باشند، اما در هر زمان تنها یکی از آنها کنترل رفتار بیمار را به دست می گیرد. انتقال شخصیت به شخصیت های دیگر به صورت آنی و به واسطه ی نوعی تنش صورت می پذیرد (موریسون 1995).

علائم

  • چند شخصیتی، که می تواند به طور متوسط شامل 10 هویت متفاوت باشد و در برخی موارد تعداد آن تنها به 2 مورد محدود شده و در برخی موارد دیگر از 100 مورد نیز بالاتر می رود.
  • آشکار کردن شخصیت های رفتاری متفاوت، و بروز عملکردها و رفتارهای فیزیکی نامتعارف و متناقض.
  • احساس ضعف حافظه، و خارج شدن از دایره ی زمان (به عنوان مثال بیمار نمی تواند افراد و مکان ها را به خوبی به خاطر سپرده و یا به یاد بیاورد)
  • بیشتر بیماران دچار افسردگی شده و افکاری پیرامون خودکشی به ذهن آنها خطور می کند.
  • رواج نقص فردی
  • 3/1 از مبتلایان به این بیماری دچار توهمات دیداری و شنیداری می شوند.
  • فرایند رشد بیماری در حدود 5.9 سال به طول می انجامد.
  • علائم مربوط به افسردگی افزایش پیدا می کند.
  • ناتوانی در تمرکز بر روی دروس (در کودکان)
  • ایجاد مشکلات رفتاری (در کودکان)

از نظر پزشکی برای تشخیص DID باید نشانه های زیر در بیمار تشخیص داده شود:

  • وجود حداقل دو شخصیت متفاوت که هر یک شامل الگوهای تفکری، احساسی، و ارتباطی مخصوص به خودشان باشند.
  • حداقل دو شخصیت مختلف که کنترل رفتاری فرد را از یک زمان به زمان دیگر به دست گیرند.
  • ناتوانی بیش از اندازه در به یاد آوردن اطلاعات مهم فردی که شباهتی به یک فراموشی معمولی نداشته باشد.
  • این بیماری مشخصاً بر اثر استفاده از ماده ای خاص و یا ابتلا به بیماری مخصوصی ایجاد نمی شود.

(جامعه ی روانشناسی امریکا، 1994؛ موریسون 1995)

تشخیص

علائم این بیماری در کودکان معمولاً با شیزوفرنی اشتباه گرفته می شود. بیماری معمولاً زمانی به درستی تشخیص داده می شود که کودک به سن بلوغ می رسد.

آزمایش های استاندارد شده ای وجود دارند که می توانند بیماری را به روشنی در کودکان آشکار کنند. در ابتدا چند آزمایش ذهنی از بیمار گرفته می شود و سپس سوالاتی پیرامون علائم اختلال از آنها پرسیده می شود. از جمله سوالاتی که در این مرحله از بیمار پرسیده می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:

سوالاتی در مورد فراموشی، ضعف حافظه، روان گریزی، زوال شخصیتی، دگرسان بینی محیط، احساس بی هویتی، پیری زودرس، خود هیپنوتیزم شدگی، و توهمات شنیداری. ابزارهای آزمایشگاهی، پرسشنامه، تست های روانشناسی (مانند تست رورشاک) نیز جزء روش های متداول برای تشخیص وجود DID به شمار می روند.

علل بروز بیماری

دلیل دقیق ایجاد DID به روشنی مشخص نیست، اما معمولاً در کودکان به دلیل آزار و اذیت های فیزیکی و جنسی پدید می آید. در این وضعیت کودک از این اختلال به عنوان نوعی عامل دفاعی استفاده می کند. آنها همواره حالات روانی خود را تغییر می دهند تا به این طریق در ذهن خود به کسی اجازه ندهند که آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهد. در برخی موارد نیز دلیل ایجاد بیماری به آسیب های مغزی و صرع نسبت داده می شود. ابتدای دوره ی آغازین بیماری معمولاً در سنین کودکی بوده و اکثر بیماران مونث می باشند. شاید افراد به صورت ارثی دچار این بیماری شوند، اما انتقال ژنتیکی مبحثی است که نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد (موریسون، 1995)

درمان

درمان معمولاً شامل جلسات روانکاوی به همراه هیپنوتیزم است. هدف از درمان درهم شکستن شخصیت های متفاوت و محدود کردن آنها به یک هویت منحصر بفرد است. رواندرمانگر سعی می کند با دگروارهای متفاوت ارتباط برقرار کرده تا ابتدا با نقش و عملکرد هر یک از آنها آشنا شود. سپس ارتباطی میان شخصیت های متفاوت به ویژه خصوصیاتی که قدری ماهیت خشونت و مخرب دارند ایجاد می کند و آنها را به مرور زمان از میان بر می دارد. از دیگر اهداف رواندرمانگر این است که با کلیه ی این شخصیت های مختلف ارتباط برقرار کند و به نحوی آنها را با هم مرتبط کند. مشاور همچنین سعی می کند که خاطرات درداور و ضربه های روحی گذشته را از وجود بیمار پاک نماید. درمان بیماری نیازی به بستری شدن ندارد، اما در موارد خاص پزشکان برای رسیدن به هدفی که دارند می توانند بیمار را بستری کنند. تا کنون مدرکی دال بر مفید بودن تجزیه تحلیل رفتاری برای درمان این اختلال بدست نیامده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢



در تمامی جوامع دنیا، زنان بیش از مردان دچار افسردگی می شوند. این اختلاف می تواند ناشی از عوامل گوناگون زیستی، روان شناختی، محیطی، فرهنگی و یا ترکیبی از آنها باشد. به لحاظ زیستی این اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهای رژیمی، آرام بخش ها، قرص های ضد بارداری، مصرف دخانیات و الکل باشد که میزان ترشح انتقال دهنده های عصبی را مختل می کند.

در تمامی جوامع دنیا، زنان بیش از مردان دچار افسردگی می شوند. این اختلاف می تواند ناشی از عوامل گوناگون زیستی، روان شناختی، محیطی، فرهنگی و یا ترکیبی از آنها باشد. به لحاظ زیستی این اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهای رژیمی، آرام بخش ها، قرص های ضد بارداری، مصرف دخانیات و الکل باشد که میزان ترشح انتقال دهنده های عصبی را مختل می کند.

از طرف دیگر، زنان ممکن است به دلیل تداخل عمل هورمون های جنسی بدن شان مستعد ابتلا به افسردگی باشند. به لحاظ روان شناختی نیز این احتمال وجود دارد که زنان تمایل بیشتری دارند که مشکلات خود را بپذیرند و درصدد درمان آنها برآیند.

به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز زنان بیشتر از مردان می کوشند تا ارتباط خود را با دیگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگی که به استقلال و خودکفایی بها می دهد، تمایل به دلبستگی نوعی ضعف تلقی می شود و همین امر، یعنی ناهماهنگی بین رفتارهای زنان و ارزش های فرهنگی منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندی در زنان می شود. در برخی موارد نیز این طور به نظر می رسد که زنان بیش از مردان علایم و شکایات خود را از افسردگی بیان می کنند و یا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگی خود بیشتر مقاومت می کنند و راه حل های دیگری غیر از مراجعه به پزشک برای درمان خود برمی گزینند. به لحاظ محیطی نیز، زنان بیش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هایی قرار می گیرند که تاثیر خود را بر سیستم عصبی آنان و هورمون های بدن شان می گذارد. تجربه های روزمره نیز می توانند همچون شوک ها و فشارهای عصبی مولد استرس باشند و موجب ابتلای افسردگی بیشتر در زنان نسبت به مردان شوند.

افسردگی بر جسم و ذهن فرد تاثیر می گذارد. فرد افسرده احساس درماندگی، ناامیدی و یأس فراوان می کند. او علاقه اش را به تمامی فعالیت هایی که موجب شادمانی اش می شود به تدریج از دست می دهد؛ میل به خوردن در او کاهش می یابد، دچار بی خوابی می شود، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادی روزانه از دست می دهد و در بدترین حالت به مرگ و نیستی فکر می کند. افسردگی دارای طیف وسیعی از خلق پایین تا افسردگی مزمن است. افسردگی مزمن دارای علایمی از کمبود انرژی و توان جسمانی، بدبینی، حس عدم ارضا و احساس ناامیدی شدید است. فردی که از افسردگی شدید در رنج است، ممکن است در طول یک سال دو بار تجربه افسردگی کوتاه مدت داشته باشد. پژوهشگران دریافته اند، زنانی که دچار افسردگی مزمن می شوند، بیشتر در معرض خطر پوکی استخوان قرار می گیرند، زیرا مجبور به مصرف داروهایی هستند که بر بافت استخوانی آنها تاثیری منفی می گذارد. علاوه بر آن، افسردگی می تواند عاملی برای ابتلا به بیماری مزمنی مثل دیابت، ناراحتی های قلبی عروقی و… شود.

افسردگی پس از زایمان یکی از رایج ترین احساس هایی است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس می کنند. اختلالات افسردگی، نوسانات خلقی و هیجان های مکرر و استرس آور این دوران کاملاً طبیعی و عادی و البته موقت است. هر چند برای برخی از زنان علایم قدری پایدارتر، جدی تر و طولانی تر است، اما معمولاً بین ۶ ۳ هفته بعد از زایمان به تدریج کاهش می یابد و به ندرت طولانی مدت (برای مثال یک سال) می شود. تقریباً ۱۵ درصد از زنانی که زایمان دارند، علایمی از افسردگی بعد از زایمان از خود نشان می دهند. چنانچه این اختلال در مادر ماندگار بماند، می تواند تاثیری بسیار منفی بر روابط با کودک و توانایی نگهداری از او گذارد. علایم باید هر چه زودتر برای بررسی دقیق تر با پزشک معالج، درمیان گذاشته شود.
سندرم پیش از قاعدگی؛ افسردگی ناشی از پریودهای ماهیانه نیز یکی دیگر از افسردگی های رایج در بین زنان است که معمولاً در بین روزهای ۱۰ ۷ پریود به طور کوتاه مدت ظاهر می شود. علت اصلی این نوسان خلقی ترشح هورمون های زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوی آنها می شود. این سندرم در ۷ ۵ درصد زنان مشاهده می شود و دارای علایم بسیار گوناگونی است. در برخی به صورت بی حوصلگی، خلق پایین و گرفتگی و در برخی دیگر همراه با دردهای جسمانی (مثل سردردهای شدید میگرنی) گزارش می شود.
افسردگی های فصلی نیز گاهی به صورت غمگینی، ناامیدی و در خود فرورفتگی گروهی از زنان را به خود مبتلا می کند. حدود ۳ ۱ درصد از زنان در فصل زمستان دچار افسردگی های کوتاه مدت و گذرا می شوند. پژوهشگران بر این باورند که تغییرات هورمونی و بیوشیمیایی مغز در بدن برخی زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگی در آنان می شود که به تدریج نیز با پایان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بین می رود. این افراد بیش از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی بالینی هستند.

اختلال افسردگی دو قطبی نیز یکی دیگر از انواع اختلالات افسردگی است که علایمی از شیدایی افسردگی حاد در طول دوره ای مشخص دارد. زمانی که فردی در چرخه افسردگی به سر می برد، تمامی علایم خلق پایین (مثل کمبود اشتها، بی خوابی، احساس درماندگی و عدم لذت) را دارد و زمانی که در چرخه شیدایی به سر می برد، تمامی علایم شیدایی را (مثل پرحرفی، هجوم افکار، افزایش توان جسمی، فعالیت زیاد و پرانرژی بودن) از خود نشان می دهد. زنانی که دچار اختلال دو قطبی می شوند، معمولاً چرخه افسردگی طولانی تری دارند.
افسردگی های دوران یائسگی؛ در اغلب زنان، یائسگی می تواند همراه با علایمی از تغییر خلق و خو، حساسیت های بیش از حد، تزلزل روحیه و خستگی باشد. این نوع از افسردگی می تواند ناشی از تغییرات غدد داخلی در میانسالی و یا باورهای منفی و درونی شده زنان درباره عدم باروری آنان باشد. در مطالعات گوناگونی مشخص شده است که افسردگی ناشی از یائسگی در قشر تحصیلکرده زنان و آنهایی که ازدواج نکرده بودند، کمتر مشاهده می شود.
علایم تشخیص افسردگی در زنان

تاکنون پژوهشگران نتوانسته اند علت اصلی بروز افسردگی را در افراد شناسایی کنند. نارسایی های هورمونی (عدم تعادل هورمون های مترشحه از قسمت های مختلف مغز مثل سوتونین، دوپامین، نوراپی نفرین)، عوامل ژنتیکی و سابقه خانوادگی، عوامل محیطی (زنانی که مواد مخدر مصرف می کنند، زنانی که مورد تجاوز قرار می گیرند، زنانی که همسران شان فوت می کنند و یا از همسران خود جدا می شوند) و عوامل فرهنگی گوناگونی می توانند علت افسردگی های زنانه باشند. از آن جایی که افسردگی تا حدی رایج است، هر فردی ممکن است علایم اولیه افسردگی را بشناسد و یا خود شخصاً آن را تجربه کرده باشد. متاسفانه فقط حدود ۵۰ درصد از علایم اولیه افسردگی قابل شناسایی و درمان هستند و زنان در این بین شاید نتوانند این علایم را در خود به وضوح تشخیص دهند. ▪ علایم عمده افسردگی شامل؛

ـ جنبه های عاطفی (خلق غمگین و احساس بی ارزش بودن)

ـ جنبه های شناختی (کاهش احترام به خویشتن و منفی نگری نسبت به خود و آینده خود)

ـ جنبه های انگیزشی (عدم تحرک و بی انگیزگی برای انجام دادن کارها و فعالیت های روزمره)

جنبه های رفتاری (اختلالات مربوط به خوردن مثل پرخوری، بی اشتهایی و اختلالات خواب مثل بی خوابی، خواب آلودگی عدم علاقه به روابط جنسی، احساس خستگی و عدم تمرکز) است.

زمانی که پزشک عمومی در مرحله اول نسبت به اختلال افسردگی شخصی دچار شک شود، ابتدا از او می خواهد با یک روانپزشک یا روانشناس بالینی مشاوره ای داشته باشد. از جمله پرسش های اولیه ای که ممکن است یک متخصص بهداشت روانی از بیمار بپرسد، عبارت است از؛

آیا مدت زیادی است که احساس غم و اندوه می کنی؟

آیا مرتب گریه می کنی؟

آیا اخیراً تجربه های دردناک عاطفی داشته ای؟

آیا دچار عدم تمرکز حواس شده ای؟

آینده را چطور می بینی؟

آیا دچار اشکال در تصمیم گیری شده ای؟

آیا علاقه ات را به آنچه که در گذشته برایت مهم بوده است، از دست داده ای؟

آیا دچار خستگی و بی حالی می شوی؟

آیا احساس شکست و گناه می کنی؟

آیا به مرگ و نیستی فکر می کنی؟

زمانی که این گونه علایم حدود شش ماه در فرد به صورت پایدار مشاهده شود، او را مستعد ابتلا به افسردگی می دانند و اگر حداقل ۵ نشانه از علایم زیر را در مدت حداقل دو هفته داشته باشد، می توان او را افسرده بالینی تشخیص داد. این علایم عبارتند از؛

۱) داشتن خلق افسرده در طول روز و یا بیشتر اوقات روز

۲) عدم توانایی از لذت بردن اوقات شادی بخش زندگی

۳) افزایش و یا کاهش قابل توجه اشتها، وزن و یا هر دو

۴) اختلال در خواب مثل بی خوابی، خواب آلودگی در طول روز و یا پرخوابی

۵) داشتن علایم جسمانی مثل سردرد، سرگیجه و دل درد که هیچ علامت بهبودی نیز در قبال خوردن داروهای مسکن نشان نمی دهد.

۶)نداشتن میل جنسی

۷) احساس بی علاقگی، بی حوصلگی و کسالت شدید

۸) فقدان انرژی (خستگی ممتد در طول روز)

۹) احساس گناه و بی ارزش بودن در تمام شرایط

۱۰) گریه کردن های طولانی مدت

۱۱) عدم توانایی در تمرکز حواس (تقریباً در تمام طول روز)

۱۲) داشتن افکار منفی درباره مرگ و نیستی

بدیهی است زمانی که فردی سوگوار است، تمامی علایم و یا بخشی از علایم بالا را داشته باشد، اما برای تشخیص افسردگی، فرد باید این علایم را ۶ ۳ ماه به طور پیوسته و بدون کاهش و بهبودی داشته باشد. به بیانی دیگر، فرد سوگواری که این علایم را بیشتر از ۶ ماه در خود داشته باشد، باید برای درمان های لازم به پزشک و متخصص بهداشت روانی مراجعه کند.
روش های درمان افسردگی

افسردگی مزمن می تواند بر اعمال حیاتی بدن و سیستم ایمنی آن، مثل فشارخون ، ضربان قلب، ترکیبات هورمونی بدن و… تاثیری منفی گذارد. تقریباً ۱۵ درصد از افراد مبتلا به افسردگی درصدد درمان خود بر نمی آیند. آنها بر این باورند که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند به آنها کمک کند. اغلب زنانی که مبتلا به اختلال افسردگی هستند، خودشان را افسرده و مغموم نمی دانند؛ زیرا برخی از علایم افسردگی با دیگر بیماری ها مشترک است و اغلب ناشناخته باقی می ماند. در حالی که زمانی که فرد افسرده نتواند دست از خلق افسرده خود بردارد و اجازه دهد احساس ناامیدی و غم بر زندگی روزمره اش سایه افکند، تا حدی که تمام جنبه های زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد، باید درصدد یافتن راهی برای درمان و بهبودی خود باشد.

اولین اقدامی که پزشک متخصص در این زمینه انجام می دهد، تشخیص بین افسردگی مزمن (شدید) و خلق افسرده (خفیف) است. اگر افسردگی فرد در حد پایینی باشد، احتمال دارد با تجویز داروهای ضدافسردگی، روان درمانی و مشاوره های روانشناسی افسردگی او بهبود یابد، و اگر افسردگی او شدید تشخیص داده شود، ممکن است پزشک متخصص یک دوره درمان های روانپزشکی و روانشناسی را توام با بستری شدن فرد در بیمارستان تجویز کند. پژوهش ها نشان می دهند که بیمارانی که در مراحل ابتدای ابتلا به مراکز روان درمانی مراجعه کرده اند تا ۷۰ درصد بهبودی کامل داشته اند. متاسفانه گروهی از بیماران به پزشک متخصص مراجعه نمی کنند و همین امر موجب می شود تا افسردگی آنها درست تشخیص داده نشود. علاوه بر آن، آنان داروهایی دریافت می کنند که گاه عوارض جانبی آنها موجب بروز اختلال های دیگری در بدن شان می شود. بسیار مهم است، زمانی که بیمار برای درمان مشکلش به پزشک مراجعه می کند علایم بیماری خود را درست برای او بازگو کند تا پزشک نیز بتواند تشخیصی درست بدهد.

اغلب بیمارانی که به افسردگی مزمن مبتلا هستند، به دارو درمانی و روان درمانی پاسخ مثبت می دهند و طی ۴ ۳ ماه درمان تا ۸۰ ۷۰ درصد بهبودی پیدا می کنند. روان درمانی به تنهایی برای افسردگی های خفیف می تواند موثر باشد. دو روش روان درمانی (درمان های شناختی رفتاری و درمان های فردی) به همراه داروهای ضدافسردگی می توانند اثرات درمانی بالایی بر بیماران افسرده بالینی گذارند.
پیشگیری از افسردگی

از جمله روش های موثر مقابله با بروز افسردگی و حفظ بهداشت روانی افراد، شیوه های خودیاری هستند که عبارتند از؛

۱) انجام ورزش های ایروبیک (هوازی) مثل قدم زدن، آهسته دویدن، کوهنوردی و… است که می تواند خلق و خوی فرد را تا حد چشمگیری افزایش دهد. انجام این ورزش ها به ویژه به زنانی که از افسردگی خفیف و ملایمی در رنج هستند، توصیه می شود.

ورزش های دیگری مثل برداشتن وزنه های یک کیلوگرمی موجب تنفس بهتر، افزایش اشتها، خواب، کاهش خلق گرفته و احیای احساسات و هیجانات شادی بخش در فرد می شود. لازم به توضیح است که قبل از آغاز هر گونه ورزش جدیدی بهتر است با پزشک معالج تان مشورتی انجام دهید.

۲)مشورت کردن؛ مشکلات عادی و روزمره خود را با کمک یک دوست، همسر و یا مشاور بررسی کنید. سعی کنید منابع استرس آور خود را بشناسید و درصدد رفع آنها برآیید. چنانچه احساسات و هیجان های درونی خود را مورد موشکافی قرار دادید و توانستید عامل اصلی نگرانی ها و ناراحتی های خود را شناسایی کنید، از شیوه های مختلفی که برای کاهش خلق و خوی افسرده پیشنهاد می شود، استفاده کنید.

۳) صحبت کردن با خود؛ در برخی موارد

گفت وگوهای درونی فرد با خودش می تواند به او در شناخت مشکل اصلی کمک کند (تنها باید توجه داشته باشید که لحنی انتقادآمیز، غیرواقع بینانه و منفی نسبت به خود و رفتارهایتان نداشته باشید). سعی کنید بر نقاط قوت خود، توانایی ها و اهدافی که قصد دارید به آنها برسید تمرکز داشته باشید.

۴ ) نوشتن و به تحریر درآوردن؛ درباره مشکلات و آنچه که موجب ناراحتی تان می شود، بنویسید. در خیلی از موارد نوشتن احساسات دردناک و آزرده کننده موجب آرامش روحی افراد می شود. برای شروع می توانید ابتدا وقایعی را که در طول روز و یا هفته شما را افسرده و غمگین می کند، بنویسید. اگر تجربه احساسی منفی و یا مثبتی داشته اید، سعی کنید جزئیات مختلف آن را و تاثیری که بر شما گذاشته است بررسی کنید و سپس با تجزیه و تحلیل نوشته های خود و مفاهیمی که به کار برده اید، علت اصلی ناراحتی و یا شادی خود را تشخیص کنید.

۵ ) خودیاری و کمک گرفتن از گروه های حمایتی؛ درباره مشکل خود با دیگر افرادی که مشابه شما هستند صحبت کنید. در این گونه گروه های حمایتی سعی می شود با صحبت کردن با افراد و بررسی دقیق مشکل شان، شرایطی را که موجب ناراحتی و افسردگی آنان می شود شناسایی و موجب کاهش تاثیرات آن بر فرد را فراهم آورد.

۶ ) مراجعه به مشاور؛ اگر فردی از بودن شرایط و موقعیت خاصی دچار علائم آشکار افسردگی می شود، می تواند قبل از آنکه اوضاع وخیم تر شود، درباره مشکلش با یک مشاور و یا روانشناس صحبت کند.
چه کارهایی باید کرد؟

به مواردی که ممکن است ناشی از احساس غم، ناراحتی و حتی خشم باشد که بتواند موجب افسردگی در شما شود، خوب فکر کنید. برخی از این موارد عبارتند از؛ بی خوابی، بی اشتهایی، بدغذایی، استرس، غم و اندوه، سوگواری، مصرف سیگار، الکل و برخی داروها. سعی کنید تغییراتی در برنامه روزانه خود بدهید و عواملی که موجب سلامت و بهداشت روانی تان می شود (مثل تغذیه سالم، خواب کافی، ورزش و فعالیت بدنی) را جایگزین عوامل استرس آور و ملال انگیز (مثل انزواطلبی، مسئولیت پذیری بیش از اندازه و بی تحرکی) کنید. اجازه دهید اعضای خانواده و دوستان و آشنایان به شما کمک کنند.

مهران آرزومند

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٥


در افسردگی پس از زایمان، به صورت ضمنی برخی تغییرات ایجادشده در خلق مادر، به راحتی توجه اطرافیان را به خود جلب می نماید.

اختلالات روانی و نابه سامانی های روحی، ازجمله مشکلات رایج دنیای کنونی است؛ مشکلاتی که هر روز ابعادی تازه تر می یابند. در میان اختلالات روانی، یکی از مهم ترین آن ها، اختلال روانی هیجانی ناشی از تولد نوزاد می باشد که البته هر کدام از مادران تازه وضع حمل نموده به نوعی، با درجه ای از آن برخورد داشته اند. در جدول طبقه بندی تشریحی اختلالات روانی، یکی از بیماری های رایج، اختلال افسردگی پس از زایمان یا «PND» است که بنا به اهمیت تشخیصی، عاطفی و روش های معالجه و هم چنین پژوهش های صورت گرفته، از اولویت ویژه ای برخوردار می باشد. اختلال افسردگی پس از زایمان همانند اختلال روانی ناشی از زایمان و اختلالات هیجانی می تواند حالت مزمن به خود گرفته و نیازمند تدابیر درمانی ویژه ای گردد.

پژوهش های انجام گرفته، میزان شیوع این اختلال را در مادرانی که دوران پس از زایمان را سپری می کنند، ۱۳درصد تخمین زده است. اساساً اختلال روانی پس از زایمان و آشفتگی های هیجانی ناشی از آن، تا ۶هفته پس از زایمان تشخیص داده می شود.

در افسردگی پس از زایمان، به صورت ضمنی برخی تغییرات ایجادشده در خلق مادر، به راحتی توجه اطرافیان را به خود جلب می نماید. در این خصوص، عوامل فیزیولوژیکی، بسیار اهمیت دارند و عوامل خلقی و هیجانی ایجادشده پس از زایمان، ناشی از ضعف قوای فیزیولوژیکی تشخیص داده شده است. ازجمله این عوامل می توان به تغییرات بیولوژیکی و هورمونی اشاره نمود که حتی می تواند بر کاهش میزان حسن جویی و خوش بینی فرد، تا ۳۰ الی ۸۰درصد تأثیر بگذارد و عموماً در روزهای اولِ بروز بیماری، قابل تشخیص است.

از علائم اولیه و بارز این اختلال می توان به گریه کردن، نوسانات روحی و خلقی، اختلال در خواب و تشویش دائمی اشاره کرد.

این علائم بعد از چند ساعت از به هوش آمدن، تا یک الی دو روز پس از زایمان، قابل تشخیص است و تا یک ماه پس از زایمان نیز می تواند تکرار شود. البته تغییرات خلقی در بیش تر مادران دیده می شود و نیاز به درمان روان شناسانه نیست زیرا میزان نوسانات ذکرشده، عموماً کم و مادر قادر به کنترل آن ها می باشد. هرچند در صورت نیاز، چنین افرادی به درمان های حمایتی نیز بسیار خوب پاسخ می دهند اما برعکس در اختلال PND (افسردگی پس از زایمان)، بیمار به سختی به درمان پاسخ داده و در پذیرش تغییرات، مقاوم است و این به طور دقیق، وجه تمایز این بیماری از سایر موارد می باشد.

افسردگی در مادران، تأثیر بارزی برجای می گذارد ازجمله بی قیدی و بی توجهی به رشد و آموزش نوزاد، در حالی که مادرانِ عاری از افسردگی، در مقایسه با مادران مبتلا، کودکان شان سریع می آموزند و فعال تر هستند و هم چنین در مقابل ابتلا به اختلالات خلقی، مقاوم ترند.

یکی از علت های اقدام به خودکشی در مادران مبتلا به PND، تصور مرگ نابه هنگام فرزند است که در شرایط بسیار مزمنِ روحی و روانی دیده می شود و خوشبختانه نادر است اما نتیجه ی به دست آمده حتی در کم ترین میزان، بسیار ناراحت کننده می باشد. به همین خاطر در تشخیص PND، تأکید بر حضور سریع و عملی و اجرای تدابیر درمانی در کوتاه ترین زمان در بخش درمان های روانی (اعصاب و روان)، ازجمله ضروری ترین اقدامات می باشد.

در سال های اخیر و در تهیه ی جدول پزشکی برای کمک به متخصصان در حوزه های زنان و زایمان، پزشک خانواده، ماماها و پرستاران، شرایطی برای تشخیص اولیه ی افسردگی پس از زایمان وضع گردیده است. ازجمله می توان به تهیه و تنظیم پرسش نامه ی «ادینبورگ» اشاره نمود که به صورت گسترده و به زبان های مختلف ترجمه و نشر یافته است. در برخی از کشورهایی که این آزمون در آن ها به اجرا درآمده، نتایج به دست آمده بسیار امیدوارکننده بوده است. ۱۸تحقیق مجزا، این جدول تشخیصی را از جهت کاربرد و نتایج کسب شده، تصدیق می نمایند.

تحقیقات صورت گرفته نشان می دهند مادرانی که نمره ای فراتر از حدود طبیعی افسردگی گرفته اند، در ۹۰درصد، درجات مختلفی از ابتلا به افسردگی پس از زایمان را تجربه نموده اند.

این جدول، شرایط روحی و خلقی یک هفته ی گذشته ی مادر را بررسی می کند که با سپری شدن دو هفته، دوباره قابل تکرار می باشد. جدول افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ»، یک جدول تشخیصی است و تنها می تواند بیمار مشکوک به افسردگی را مشخص نماید و به همین خاطر، صحت تشخیص، باید در شرایط کلینیکی انجام گیرد.

● شرایط لازم پیش از اجرای آزمون ادینبورگ

مادر بایستی بنا به شرایط روحی هفته ی گذشته ی خود (۷روز گذشته)، گزینه ی مناسب را انتخاب نماید.

پرسش نامه زمانی کامل و معتبر است که به تمام موارد، پاسخ داده شود. پاسخ دهی به تمام سؤالات، به منظور تکمیل آزمون، الزامی است.

در طول پاسخ دهی به پرسش نامه، مادر بایستی تنها و بدون کمک آشنایان و اطرافیان به سؤالات پاسخ دهد.

در صورت عدم توانایی مادر در خواندن سؤالات (بی سوادی)، می تواند از فرد دیگری برای خواندن و درج پاسخ ها استفاده نماید.

جدول افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ» را می توان در مدت بروز نشانه های افسردگی، تا ۶هفته مورد استفاده قرارداد. درصورتی که مادر در منزل وضع حمل نموده باشد (متناسب با شرایط کشورهای دیگر) و توان برخاستن و خروج از منزل را نداشته باشد، باز می تواند از این پرسش نامه استفاده نماید.

این آزمون را می توان در شرایطی که علائم بارز نیست و حتی بدون علائم افسردگی نیز مورد استفاده قرار داد. در چنین شرایطی، علائم افسردگی، در کم ترین میزان نیز قابل ردیابی است.

پرسش نامه ی تشخیص افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ»:

نام، نام خانوادگی... سن... شغل... سن نوزاد...

شما به تازگی مادر شده اید و ما تصمیم داریم روحیات شما را بیش تر بشناسیم؛ به این دلیل، از شما درخواست داریم شرایط روحی خود را طی ۷روز گذشته، با دقت و بدون شتاب، از بین پاسخ های ارائه شده انتخاب نمایید. پاسخ های انتخابی شما، نمایان گر شرایط روحی تان در طول مدت پس از زایمان است.

۱) من هم چنان تجربه ی خندیدن و شاد بودن را دارم.

الف) بله، بیش تر اوقات

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

۲) من از زندگی لذت می برم.

الف) بله، مانند همیشه

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

۳) هر اتفاقی که بیفتد، من بدون دلیل، خودم را مقصر می دانم.

الف) بله، بیش تر اوقات ب) گاهی اوقات ج) نه چندان زیاد د) به هیچ وجه

۴) من بدون دلیل دچار تشویش و هیجان می گردم.

الف) به هیچ وجه

ب) نه چندان زیاد

ج) گاهی اوقات

د) بله، در بیش تر اوقات

۵) من بدون دلیل ترسیده و به هراس می افتم.

الف) بله، بیش تر اوقات

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

۶) از دست من هیچ کاری برنمی آید.

الف) بله، بیش تر اوقات حس می کنم که هیچ نمی دانم و بی مصرفم.

ب) بله، گاهی اوقات از عهده ی انجام کارهای خودم برنمی آیم.

ج) خیر، بیش تر اوقات در صورت نیاز، از عهده ی کارهای خودم برمی آیم.

د) خیر، من از عهده ی کارهای خودم برمی آیم.

۷) من خودم را غمگین و افسرده احساس می کنم.

الف) بله، بیش تر اوقات

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

۸) من خودم را به حدی افسرده احساس می کنم که حتی نمی توانم به خواب بروم.

الف) بله، بیش تر اوقات

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

۹) احساس افسردگی، من را وادار به گریه می کند.

الف) بله، بیش تر اوقات ب) گاهی اوقات ج) نه چندان زیاد د) به هیچ وجه

۱۰) به فکر آسیب رساندن به خودم هستم.

الف) بله، بیش تر اوقات

ب) گاهی اوقات

ج) نه چندان زیاد

د) به هیچ وجه

● کلید آزمون

به تمام پاسخ های «الف»، ۳ امتیاز، «ب»، ۲ امتیاز، «ج»، ۱ امتیاز و «د»، صفر امتیاز بدهید. حال امتیازات به دست آمده را با هم جمع کنید تا رقم کلی آزمون به دست آید.

● نتیجه گیری

برای تعیین مرز افسردگی، لازم است حدودی را مشخص نمایید. به عنوان مثال، مرز افسردگی پس از زایمان می تواند ارقام ۱۲ و ۱۳ را شامل گردد، در حالی که مرز ورود به افسردگی شدید، ارقام ۱۴ و ۱۵ می باشد. برای تشخیص افسردگی پس از زایمان در کشورهای مختلف، ارقام مختلفی جهت تعیین حدود افسردگی وجود دارد که گستره ی عددی ۹ تا ۱۳ را دربرمی گیرد. بدین منظور، برای تعیین حدود ذکرشده در هر کشوری، لازم است پژوهش های متعدد و جداگانه ای انجام گیرد اما مرز تحقیقی معین برای تشخیص PND، ارقام ۱۴ و ۱۵ می باشد.

با این حال، لازم است متوجه برخی عوامل مؤثر بر نتایج آزمون باشید:

فراموشی موجود در مادران افسرده، به خصوص بیماران مبتلا به افسردگی پس از زایمان

زایمان اول

مشکلات خانوادگی

اجتماعات سنتی و محدود

آسودگی مادر از نتیجه ی عمل و جنسیت کودک

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥

چند سالی است نام سندرم بی‌قراری مزمن در کتب پزشکی دیده می‌شود؛ در حالی که تا 30 سال پیش هیچ پزشکی در هیچ جای دنیا این بیماری را نمی‌شناخت. بر خلاف بیشتر بیماری‌ها که کشف می‌شود، سندرم بی‌قراری مزمن را در واقع پزشکان اختراع کردند؛ البته نه به آن معنی که این بیماری ساخته ذهن پزشکان باشد. 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٥


اختلال وسواسی- اجباری (OCD) ، یک اختلال اضطرابی‌ ست و خصیصه‌ی اصلی آن، وجود وسواس‌ها یا اجبارهای مکرر و شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه‌ای را برای فرد به‌بار می‌آورد. وسواس سبب اتلاف وقت ، کاهش توان فرد ، احساس خستگی ، اختلال در روند طبیعی زندگی ، شغلی ، فعالیت‌های معمول اجتماعی و روابط فردی می‌شود. افراد دچار وسواس، نمی‌توانند به‌طور طبیعی با مردم ارتباط عاطفی داشته باشند و برای برقراری ارتباط با دیگران، یک سلسله‌قواعد و قوانین خاص ایجاد می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٦

متنفر بودن ویا زور در هم ریختن بعنوان یک خطر محسوب میشود ؟
جنون آنی – ناگهان – بدون انگیزه – بدون انتخاب عمل بازور و با همراه بودن رب و وحشت است . در حقیقت قبلا\" بیشتر این حادثه در خاوردور بوده و در این آواخر در در خاور نزدیک بیشتر شده و در آمریکا و در این میان همچنین در وسط اروپاه ، بویژه در کشور آلمان و سویس حمله کرده . چه چیز ازآن قابل درک است ؟ چه نوع مجرمانی هستند؟ قبل از همه می توان کاری انجام داد ؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥


هر شخصی ااز اندام خود تصویری در ذهن دارد که این تصویر گاه نزدیک و یا منطبق بر واقعیت و گاه دور از واقعیت است. در حالیکه این تصویر ذهنی می تواند مورد دلخواه و مقبول باشد و یا مورد خشم و نفرت را دسخوش تغییر می کند. در این میان ممکن است افرادی با مشغولیت های ذهنی و عملی سعی در همانند سازی با تیپ های ایده ال زمان خود را داشته باشدند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱٦



 مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت گفت: از جمعیت حادثه‌دیده زلزله آذربایجان شرقی حدود 8 هزار نفر از نظر روانی آسیب دیدند و عمدتاً دچار اختلال اضطرابی شدید شده‌اند.

 به گزارش مرآت، ناصحی در خصوص نحوه ارائه خدمات به افراد زلزله‌زده آذربایجان شرقی افزود: در زمان وقوع حوادث طبیعی مانند زلزله، اقدامات مناسبی از سوی وزارت بهداشت در حوزه سلامت روان انجام می‌گیرد.

 وی ادامه داد: در حادثه زلزله آذربایجان شرقی نیز تمام جمعیت حادثه دیده پایش شده‌اند و آنهایی که نیاز به خدمات سلامت روان داشتند شناسایی شده و خدمات سلامت روان به آنها ارائه شده است.

 مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت گفت: از جمعیت حادثه‌دیده حدود 8 هزار نفر از نظر روانی آسیب دیدند و نیاز به مداخله روان داشته و تمام موارد شناسایی شده است.

 ناصحی با بیان اینکه مداخلات روان‌درمانی برای این افراد انجام گرفته افزود: تمام این خدمات توسط کارشناسان سلامت روان از سوی دانشگاههای علوم پزشکی کشور به منطقه اعزام شدند و این خدمات را به صورت رایگان ارائه کرده‌اند.

 وی تصریح کرد: تعدادی از این بیماران نیاز به ارجاع سریع و فوری به مراکز درمانی داشتند و این در حالی است که خدمات سلامت روان زمان زیادی می‌خواهد و مانند مشکلات جسمی ظرف یکی دو ماه بهبود نمی‌یابد بلکه معمولاً سلامت روان ۶ ماه زمان لازم دارد تا خدمات خود را ارائه دهد.

 مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت با اشاره به اینکه تمام خدمات مربوط به این افراد انجام شده است افزود: تعداد بستری این افراد زیاد نبوده است و عمدتاً افراد شناسایی شده دارای علایم اضطرابی بوده‌اند.

 ناصحی ادامه داد: معمولاً این افراد دچار اعلام اضطرابی شدید شده و خواب و خوراک آنها مختل می‌شود. همچنین حالت گوش‌به زنگ داشته و همیشه در انتظار وقوع اتفاق ناگوار هستند.

 وی افزود: متأسفانه این افراد اغلب دچار کابوس می‌شوند و تحریک‌پذیری آنها افزایش می‌یابد. ارتباطات اجتماعی در این افراد کاهش می‌یابد و در عملکرد شغلی دچار افت می‌شوند

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۸

مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت جدیدترین تحقیقات انجام شده در حوزه اختلالات روانپزشکی و آمار شیوع این بیماریها را در کشور اعلام کرد.

عباسعلی ناصحی در حاشیه سومین همایش سلامت روان و رسانه در گفت‌وگو با فارس، افزود: طبق آخرین تحقیقات انجام شده در سال ۸۹ و ۹۰ حدود ۲۳.۶ درصد افراد ۱۵ تا ۶۴ سال کشور که ۱۲ میلیون نفر می‌شوند دچار اختلالات روانی هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد افسردگی شایع ترین اختلال روانی در میان نسل جوان کشور است و سهم جوانان در این بیماری به 1/3 درصد می رسد  در تحقیقات انجام شده میان دو هزار و 506 جوان به عنوان جامعه آماری که 606 نفر از این افراد در مقطع پیش دانشگاهی و مابقی دانشجو بوده اند، عوامل مختلف اختلال روانی در میان نسل جوان بررسی شد.
 عوامل اختلال روانی جوانان شامل ترس از بیماری، افسردگی، وسواس اجباری، اضطراب، خصومت و پرخاشگری، شکایت جسمانی، روان پریشی و حساسیت در روابط متقابل است که در این تحقیق از جوانان جامعه آماری سوال شد.
 نتایج تحقیقات نشان می دهد که افسردگی شایع ترین اختلال روانی در میان نسل جوان کشور است و سهم جوانان در این بیماری به 1/3 درصد می رسد.
  سایر اختلالات روانی در میان نسل جوان به ترتیب شامل خصومت و پرخاشگری 2.9 درصد،تفکر پارانوییدی(اختلال شخصیت بدگمانی) 2.7 درصد،وسواس 2.4 درصد،اضطراب 2 درصد،شکایت جسمانی 2 درصد،حساسیت در روابط متقابل 1.9 درصد، روان پریشی 1.2 درصد و ترس 9 صدم درصد است  براساس جامعه آماری افسردگی در دختران بیشتر از پسران است و در پسران اختلال تفکر پارانوییدی بیشتر از دختران است.
 تمامی این اختلالات ریشه در آسیب های اجماعی دارد.
   حمایت از جوانان هم از سوی مسوولان و هم از سوی خانواده، واگذاری مسوولیت به جوانان، حل کردن مشکل اشتغال و احساس مفید جوانان در جامعه، تقویت نگرش مثبت اندیشی نسبت به جوانان از جمله راهکارهای کاهش این اختلالات در میان نسل جوان است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

اختلالات جنسی در زنان، یکی از علل مهم نارضایتی جنسی در جامعه ایران و ظاهراً یکی از عوامل موثر در افزایش طلاق در ایران امروز است. اینکه اختلالات جنسی زنانه چیستند و چگونه باید با آنها برخورد کرد، موضوعی است که دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک و سکس تراپیست، در گفتگو با عصر ایران به آن پرداخته است.

بهنام اوحدی، در این گفتگو به نکات گوناگونی پرداخت ولی در لا به لای سخنانش، چندین بار بر نقش منفی "باورهای غلط" در ابتلای زنان به اختلالات جنسی تاکید کرد. او بر نقش مهم شوهر در درمان مشکلات جنسی همسرانشان تأکید می کند و می گوید که این وظیفه آنهاست که در همه مراحل درمان ، پشتیبان همسرانشان باشند.  


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

 
بعید است فردی با حالات افسردگی، حاضر باشد تمرین‌های منظم ورزشی را دنبال کند اما با وجود این ورزش کردن برای این افراد تاثیرات فوق‌العاده مفیدی را بر جای می‌گذارد و به عنوان یک استراتژی ضد افسردگی قدرتمند عمل می‌کند چراکه باعث افزایش سطح سروتونین و دوپامین (دو ماده شیمیایی مغزی که اغلب در زمان افسردگی فروکش می‌کند) می‌شود.
گوشه گیری اجتماعی به معنای تقویت واکنش مغز نسبت به استرس است در حالی که تعاملات اجتماعی به شکل یک ترمز در این مورد عمل می کند و تحقیقات نشان داده است مقابله با گوشه گیری اجتماعی فرد را در این مسیر حمایت می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


برخی نوجوانان مشکلات اضطرابی بیشتری نسبت به بقیه دارند. همچنین ان هایی که پدر و مادر و بستگان نزدیکشان مشکلات اضطرابی داشته باشند، احتمال بیشتری دارد که بعد ها دچار چنین مشکلاتی گردند. این امر ممکن است به دلیل ویژگی های بیولوژیک مشترک در بین افراد خانواده باشد.
برخی ویژگی ها می تواند بر عملکرد مواد شیمیایی مغز ( انتقال دهنده های عصبی یا برخی هورمون های استرس ) که تنظیم کننده وضعیت خلق و خو مثل اضطراب ، کمروئی ، عصبی بودن و استرس هستند، موثر باشد. برخی افراد با شخصیتی محتاط به دنیا می ایند و به طور طبیعی نسبت به موقعیت ها و وضعیت های جدید حساس هستند و از قرار گرفتن درچنین موقعیت هایی خجالت می کشند .این امر ممکن است در پیدایش هراس اجتماعی نقش داشته باشد. برخی دیگر ممکن است با توجه به تجربیاتی که در زندگی کسب می کنند، شیوه ای که دیگران نسبت به ان ها واکنش نشان می دهند و یا توجه به تجربیاتی که در زندگی کسب می کنند، شیوه ای که دیگران نسبت به ان ها واکنش نشان می دهند و یا رفتارهایی که در پدر و مادرشان یا دیگران می بینند، در طول زندگی شخصیت محتاطی پیدا کنند. اعتماد به نفس کم و فقدان مهارت های انطبافی برای مدیریت استرس های طبیعی نیز می تواند در پیدایش هراس اجتماعی نقش داشته باشد. همچنین ادم های نگران ، کمال گرا یا کسانی که به سختی از اشکالات کوچک می گذرند، احتمال بیشتری دارد که دچار هراس اجتماعی گردند.
کنار امدن با فوبی اجتماعی
روان درمانگر می توانند به کسانی که دارای هراس اجتماعی هستند کمک کنند تا مهارت های انطباقی برای مدیریت اضطرابشان را به دست اورند. این امر شامل درک و تنظیم افکار و باورهایی که باعث اضطراب می شوند ، یادگیری و تمرین مهارت های اجتماعی برای افزایش اعتماد به نفس و جسارت و سپس به کاربردن تدریجی و اهسته این مهارت ها در وضعیت ها و موقعیت های واقعی است. یادگیری  روش های ارامش مانند تنفس و تمرین های شل کردن عضلات می تواند یکی از عناصر درمان باشد .
تمرینات نمایشی نیز می تواند مفید باشد در این تمرینات ، روان درمانگر و نوجوان وضعیت های خاصی را در نظر می گیرند و در ان به ایفای نقش می پردازند. این کار می تواند انجام این رفتارها را به هنگام مواجه شدن با شرایط واقعی ، برای نوجوان اسانتر و خودکارتر سازد . گاهی اوقات صحبت هایی که فرد با خودش می کند باعث به وجود امدن اضطراب در او  می گردد. بنابراین یکی از روش های درمانی می تواند اصلاح این گونه صحبت ها و یادگیری انجام صحبت های مثبت تر با خود باشد که به تقویت اعتماد به نفس و مهارت های انطباقی بیانجامد. نوجوان می تواند با راهنمایی روان درمانگر ، افکار فعلی خود درباره موقعیت های خاص را اصلاح کند و از نگرانی های خود بکاهد .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٩/٢٦


پژوهش ها نشان می دهد که نوجوانان به 8 و نیم تا 9 ساعت خواب شبانه نیاز دارند . بنابراین اگر کسی می خواهد صبح ساعت 6 برای رفتن به مدرسه از خواب بیدار شود باید شب ها ساعت 9 به رختخواب رود . اما مطالعات نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان برای این قدر زود خوابیدن دچار مشکل هستند. نه به دلیل ان که نمی خواهند بخوابند بلکه به دلیل این که مغزشان به طور طبیعی سرگرم کار است و برای به رختخواب رفتن امادگی ندارد.
در دوران بلوغ ، ساعت بیولوژیک بدن تغییرمیکند و به نوجوان می گوید که شب ها دیرتر بخوابد و صبح ها دیرتر بلند شود. این تغییر ظاهرا به این دلیل است که هورمون ملاتونین در نوجوانان نسبت به کودکان  و بزرگسالان در ساعات دیرتر شب تولید می شود و این امر به خواب رفتن نوجوانان را دشوارتر می سازد.
به این پدیده سندروم (نشانگان) تاخیر درمراحل خواب گفته می شود. این عارضه با این که بسیار شایع است اما بر روی همه نوجوانان اثر نمی گذارد . البته تغییرات در ساعت بدن، تنها دلیل مشکل خواب در نوجوانان  نیست. بسیاری از مردم مشکل بیخوابی دارند.
متداول ترین دلیل بیخوابی استرس است اما دلایل دیگری نظیر ناراحتی های جسمی ( مثل سردرد، گرفتگی بینی به هنگام سرماخوردگی) ، مشکلات هیجانی ( مثل مشکلات خانوادگی یا ارتباطی) و حتی محیط خواب ( مثل گرم بودن یا سرد بودن یا پر سروصدا بودن اتاق خواب ) نیز برای ان وجود دارد.
همه افراد ممکن است گاهی دچار بیخوابی شوند. اما اگر بیخوابی به مدت یک ماه یا بیشتر ادامه یابد، پزشکان ان را مزمن قلمداد می کنند. بیخوابی مزمن ممکن است براثر مشکلاتی از قبیل افسردگی پدید اید. کسانیکه دچار بیخوابی مزمن باشند باید از پزشک، روان درمانگر و یا مشاور کمک بگیرند. برای برخی افراد، نگرانی در مورد بیخوابی می تواند وضعیت بیخوابی شان را خراب تر کند. یک دوره کوتاه بیخوابی ممکن است با مضطرب شدن فرد درباره این که خوابش نمی برد یا نگرانی درباره احساس خستگی در روز بعد، به یک پدیده طولانی مدت تبدیل شود. پزشکان به این  پدیده بیخوابی روانی فیزیولوژیکی می گویند.
عوامل زیر نیز میتوانند باعث مشکلات خواب در نوجوانان گردند:
سندروم پاهای بیقرار واختلال حرکت دوره ای دست و پا
کسانی که دچار این وضعیت ها باشند ، به دلیل حرکت های پا ( و در موارد کمتری، بازو) از خواب می پرند و به دلیل کمبود خواب، خسته و تحریک پذیر باقی می مانند. در اختلال حرکت دوره ای دست و پا ، این گونه حرکت ها غیر ارادی است و فرد کنترلی بر روی ان ها ندارد و غالبا از ان ها اگاه نیست . اما در سندرم پاهای بیقرار ، فرد نوعی حس فیزیکی، مثل خارش، سوزش یا جزجز در پاهای خود دارد . تنها راهی که فرد می تواند از این حس های مزاحم خلاصی یابد با حرکت دادن پاها است . پزشکان می توانند این بیماری ها را درمان کنند .این بیماریمعمولا با رفع کمبود اهن در بدن از بین می رود. در بعضی موارد نیز به نوع دیگری از دارو درمانی نیاز می باشد.
اپنه باز دارنده خواب
این اختلال خواب باعث می شود که فرد در حین خواب موقتا جریان تنفسش قطع گردد . یکی از دلایل شایع اپنه بازدارنده خواب، بزرگ شدن لوزه ها یا ورم لوزه هاست ( بافت هایی که در مجرای ارتباط دهنده بینی و حلق قراردارند. ) داشتن اضافه وزن یا چاقی نیز می تواند باعث این نوع اختلال خواب گردد. کسانی که دچار اپنه باز دارنده خواب هستند معمولا خروپف می کنند، مشکل تنفسی دارند و در طول خواب به شدت عرق می کنند. به دلیل ان که این اختلال ، مانع از خواب مداوم و کافی است، فردی که دچار ان باشد در طول روز به شدت احساس خواب الودگی و تحریک پذیری می کند. کسانی که نشانه های اپنه بازدارنده خواب ، مثل خروپف بلند یا خواب الودگی فزاینده در طول روز داشته باشند باید توسط پزشک مورد معاینه و درمان قرار گیرند.
برگشت ( ریفلاکس )
بعضی افراد به بیماری برگشت اسید معده به مری  مبتلا هستند. این بیماری باعث نوعی حس سوزش و ناراحتی در بیمار می گردد که به سوزش سردل یا ترش کردگی معروف است .
عوارض این بیماری هنگامی که فرد دراز کشیده باشد ممکن است بدتر شود. حتی چنانچه فرد متوجه احساس سوزش سردل به هنگام خواب نشود اما ناراحتی هایی که توسط این بیماری ایجاد می شود می تواند با چرخه خواب تداخل نماید.
کابوس
اغلب نوجوانان گاهی اوقات در خواب دچار کابوس می شوند اما اگر تعداد دفعات کابوس دیدن زیاد باشد می تواند الگوهای خواب را به هم زند زیرا معمولا باعث از خواب پریدن می گردد. برخی چیزها می تواند کابوس دیدن در خواب را تشدید کند که از ان جمله می توان به مصرف برخی داروها، الکل و مواد مخدر اشاره کرد و البته محرومیت از خواب کافی نیز خود می تواند عامل مهمی برای کابوس دیدن باشد. اما شایع ترین عامل کابوس های شبانه ، استرس یا اضطراب است.
اگر کابوس ها شبانه با خواب شما تداخل دارد بهتر است با پزشک ، روان درمانگر یا مشاور صحبت کنید.

راه رفتن در خواب
راه رفتن در خواب معمولا برای نوجوانان به ندرت اتفاق می افتند . اغلب کسانی که در خواب راه میروند را کودکان تشکیل می دهند راه رفتن در خواب ممکن است زمینه خانوادگی داشته باشد . این پدیده غالبا هنگامی که فرد بیمار است، تب دارد، خواب کافی نداشته و یا استرس داشته باشد روی می دهد. از انجا که راه رفتن درخواب معمولا برای یک فرد زیاد اتفاق نمی افتند ، غالبا به عنوان یک مشکل جدی در نظر گرفته نمی شود. کسانی که در خواب راه می روند معمولا خودشان به بستر باز می گردند و معمولا راه رفتن خود در خواب را به یاد نمی اورند . راه رفتن در خواب غالبا در خلال مراحل عمیق خواب بین مراحل 3 و 4 چرخه خواب صورت میگیرد. گاهی اوقات ، این گونه افراد به کمک برای بازکردن راه ( کنار گذاشتن موانع) و بازگشتن به بستر نیازمند خواهند بود. نکته قابل توجه این است که بیدار کردن کسی که در حال راه روی در خواب است باعث ترساندن او می شود. بنابراین بهتر است این افراد را به ارامی به سمت بستر هدایت کرد.
مشکلات متفاوت خواب، درمان های متفاوتی دارند. برخی افراد با دارو و برخی با کمک روش های خاصی نظیر نور درمانی ( نشستن در مقابل یک منبع نور برای مدت خاصی در هر روز ) یا تمرین های دیگر ، ساعت بدنشان قابل تنظیم مجدد است. پزشکان معمولا نوجوانان را تشویق می کنند که با تغییر سبک زندگی، به الگوها و عادت عای بهتری برای خواب دست یابند . شما احتمالا می دانید که مصرف کافئین می تواند شمارا بیدار نگاه دارد اما بسیاری از نوجوانان نمی دانند که انجام بازی های ویدیویی و تماشای تلویزیون قبل از خواب نیز میتواند همین اثر را داشته باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٢۳



       آیا قرار است به خاطر افسردگی درمان دارویی دریافت کنید؟

شاید مشاور یا روانپزشک شما دارو درمانی را برای شما در نظر بگیرد و شما بر اساس آنچه که شنیده ایده و یا تجارب دوستان و اعضای خانواده در شگفت باشید که چگونه داروها می توانند برایتان مفید باشند. این بروشور جهت پاسخگویی به بسیاری از سئوالات مکرر در مورد ضد افسردگی ها تهیه شده است. ما امیدواریم که این بروشور نقطه شروع خوبی برای بحث های کامل تر وعمیق تر با مشاور و یا روان پزشک شما در مورد داروهای ضد افسردگی باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳

از آنجا که افراد به شدت افسرده افرادی کناره گیر، خواب آلود، دچار اشتغال ذهنی با خود، و احتمالاً دارای افکار خودکشی هستند، یک دوست علاقه مند می تواند کمک ارزشمند و شاید حفظ کننده زندگی به فرد افسرده بدهد. صحبت صادقانه با شخص افسرده در مورد نگرانی تان در مورد سلامت او باعث گشایش مشکلات از جانب اومی شود.
به هنگام صحبت با چنین دوستی دفتر مشاوره موارد زیر را توصیه می کند:
?       به فرد بی جهت دلخوشی ندهید.
?       شخص افسرده را به خاطر اینکه به احساسهای ناشی از افسردگی نمی توان کمک کرد سرزنش یا شرمنده نکنید.
?       با شخص افسرده هم حسی نکنید و ادعا نکنید که شما نیز به مانند او احساس می کنید.
?       سعی کنید فرد افسرده خشمگین نشود.
هدف اصلی شما باید این باشد که به شخص اجازه دهید. بداند که نگران او بوده و می خواهید کمکش کنید. اگر به نظر برسد که افکار افسردگی در حال تبدیل شدن به افکار خودکشی هستند، شخص را مجبور به جستجوی کمک حرفه ای کنید. اگر شخص در مقابل در  پیشنهاد شما مقاومت کند و شما احتمال خودکشی را بدهید، خودتان بدنبال کمک حرفه ای باشید. بنابراین شما بهترین شیوه اداره موفقیت را بدست خواهید آورد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


فوبی اجتماعی (که گاهی اضطراب اجتماعی نیز خوانده می شود ) به ترس شدید از قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی اطلاق می شود. این ترس انقدر شدید است که برخی افرادی که دچار هراس اجتماعی هستند را در صورت امکان از قرار گرفتن در این موقعیت ها باز می دارد و همانند سایر هراس ها ، این ترس متناسب با خطر واقعی که وجود دارد نیست . با وجودی که بسیاری از افراد از این که برخی موقعیت های اجتماعی خاص دستپاچه و شرمنده شوند می ترسند اما کنار امدن با این وضعیت برای بعضی ها بسیار مشکل است افرادی که دچار هراس اجتماعی هستند معمولا خطر شرمندگی و دستپاچه شدن را بیش از اندازه و در همان خلال دوران نوجوانی ، احساس کمرویی و خجالتی بودن می کنند. تمام تغییرات فیزیکی و هیجانی که در این دوره در زندگی ما اتفاق می افتند، می تواند بر روی اعتماد به نفس ما در اینده تاثیرگذار باشد و نوجوانانی که احساس اطمینان کافی برای پرداختن به این مشکل نداشته باشند ، در اینده نیز نسبت به چیزهایی که در این دوران برایشان مشکل افرین بوده حساس تر خواهند بود.
بسیاری از نوجوانان به ویژه ان ها که به طور طبیعی کمی خجالتی تر از هم سن و سالهای خود هستند، از این که در مرکز توجه قرار گیرند احساس ناراحتی می کنند. غالبا برای انها درخواست قرار ملاقات ، صحبت کردن در مقابل جمع و یا حتی نشستن بر سر میز غذا همراه با عده ای که ان ها را خوب نمی شناسند، کاری استرس زا و اضطراب افرین است.
اما اکثر ان ها بالاخره با چند بار اشتباه کردن ، راهی برای کنار امدن با این مشکل پیدا می کنند . فوبی اجتماعی چیزی به مراتب فراتر از خجالتی بودن طبیعی ویا احساس ناخوشایندی که اغلب مردم گاه و بیگاه دارند است. فوبی اجتماعی ، کمروئی و خجالتی بودن مفرط است که با اضطراب همراه می گردد و باعث می شود که فرد کاری که دوست دارد را انجام ندهد و یا از حضور در موقعیت هایی که ممکن است مجبور به صحبت کردن با دیگران و یا برای دیگران گردد اجتناب کند.
هنگامی که فردی انقدر خجالتی باشد که با بعضی افراد خاص یا در برخی موقعیت های اجتماعی خاص صحبت نکند ، به نوع خاصی از هراس اجتماعی دچار است که به سکوت گزینشی معروف است. این عبارت همان طور که از نامش بر می اید یعنی صحبت نکردن ( ساکت ماندن ) در برخی موقعیت ها و نه در همه جا ( گزینشی ) ، این افراد یا کسانی که با ان ها احساس راحتی کنند ( مثل افراد خانواده یا دوستان ) و یا در بعضی مکان ها ( مثل خانه ) مشکلی در صحبت کردن با دیگران ندارند وبا ان ها به طور عادی مکالمه می کنند. اما در بعضی موقعیت ها چنان احساس ناراحتی می کنند که ممکن است اصلا قادر به صحبت کردن نباشند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


هر شخصی ااز اندام خود تصویری در ذهن دارد که این تصویر گاه نزدیک و یا منطبق بر واقعیت و گاه دور از واقعیت است. در حالیکه این تصویر ذهنی می تواند مورد دلخواه و مقبول باشد و یا مورد خشم و نفرت را دسخوش تغییر می کند. در این میان ممکن است افرادی با مشغولیت های ذهنی و عملی سعی در همانند سازی با تیپ های ایده ال زمان خود را داشته باشدند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


شاید باور نکنید‌ اما بسیاری از درد‌های جسمی شما به‌خاطر مشکلات روانی ایجاد می‌شود.این درد‌ها می‌گوید ذهنتان آرام نیست و روانتان از مشکلی رنج می‌برد.

دل‌درد، سردرد، معده‌درد و هزار و یک درد دیگری که گاه و بیگاه سراغ‌تان می‌آید و با هیچ دارویی خوب نمی‌شود، تنها یک زنگ خطر است. این درد‌ها می‌گوید ذهنتان آرام نیست و روانتان از مشکلی رنج می‌برد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٢



   همه در دوره‌هایی از عمر افسردگی را تجربه می‌کنند .این احساس معمولا بدنبال فقدان یا ناکامی ایجاد می‌شود و د رشرایط طبیعی پس از چند ساعت یا چند روز از بین می رود. بهرحال هرگاه احساسهای افسرده وار تداوم یافت  و در سلامت و بهزیستی اجتماعی شخصی مداخله نمود، در آن صورت مداخله و یا کمک حرفه‌ای الزامی خواهد بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٢

 «توی خواب عمیقی بودم تا اینکه احساس کردم یک چیزی روی سینه‌ام سنگینی می‌کنه. به همین دلیل خواستم که بیدار شم اما نمی‌تونستم؛ ضربان قلبم تند شده بود و نفسم هم تنگ. تقلای زیادی می‌کردم اما اصلا نمی‌تونستم هیچ تکانی بخورم. جالب اینجاست که همسرم صبح آن روز به من گفت سعی می‌کردم با تقلای زیاد دمپایی پای تخت را بردارم و به طرف کسی پرتاب کنم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠

    
حدود ۹۰ درصد بزرگسالان ۶ تا ۹ ساعت در شب می‌خوابند، و خواب بیشتر مردم ۵/۷ تا ۸ ساعت است. گرچه بعضی‌ها فقط ۶ تا ۷ ساعت می‌خوابند، اما اکثر این قبیل افراد بی‌آنکه خود متوجه باشند در طول روز علائم خواب‌آلودگی نشان می‌دهند. بیشتر بزرگسالان برای اینکه از خواب‌آلودگی روزانه در امان بمانند ظاهراً به ۸ تا ۹ ساعت خواب شبانه نیاز دارند (کریپکه - Kripke و گیلین، ۱۹۸۵). هنگامی می‌توان از اختلال خواب سخن گفت که خواب ناکافی موجب اختلال فعالیت‌های روزانه یا خواب‌آلودگی افراطی در طول روز شود.   


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٠

 
از جمله اختلالات مربوط به غذا خوردن، «بی اشتهایی عصبی» و  «پرخوری عصبی»
است که غالباً در نوجوانان و زنان رخ می دهد. دلیل ایجاد این دو اختلال، وسواس فکری بیمار نسبت به افزایش وزن  است .

اگر علیرغم گرسنگی رغبتی به خوردن غذا ندارید این مساله را جدی بگیرید؛ چون ممکن است مبتلا به بی اشتهایی عصبی باشید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱۸


زمانی تصور می شد افسردگی فقط اختلالی ویژه بزرگسالان است , اما اکنون کارشناسان تشخیص داده اند که کودکان نیز ممکن است به افسردگی مبتلا شوند، علت اینکه این اختلال در مورد کودکان نادیده گرفته شده این بودکه از کودکان نمیخواستند حالات و احساسات خود را ابراز دارد, تا اینکه پژوهشگران شروع به پژوهش مستقیم از کودکان درباره علائم افسردگی کردند و مشخص شد کودکان هم دچار اختلال افسردگی می شوند و نشانه های افسردگی ممکن است در مورد کودکان هم مصداق داشته باشد،....


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٧


درباره چگونگی اختلالات رفتاری و طبقه بندی آنها، اختلاف نظرها و بحث های گوناگونی وجود دارد، علت این امر را می توان به عناوین متعددی نسبت داد از جمله اینکه، علل متفاوتی می تواند زیربنای مشکلات رفتاری مشابهی باشد و نیز انواع متفاوت مشکلات رفتاری می تواند از علل مشابهی ناشی شود و دیگر فراوانی و گوناگونی رفتارهای ناسازگارانه و چگونه شروع اینگونه رفتار و کیفیت رشد و پیشرفت آنها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد و همچنین پاسخگویی افراد به روشهای درمان نیز بسیار متنوع می باشد (نادری، 1370)
با توجه به دلیل فوق نمی توان یک تقسیم بندی کلی در این مورد ارائه داد و از این رو قبل از اینکه از دیدگاه های مختلف به بررسی این موضوع پرداخته شود لازم است ملاک هایی که تقریبا تمامی متخصصان که در این مورد فعالیت می کنند و به آنها معتقد هستند اشاره شود، این ملاک ها عبارتند از:
- انحراف از هنجارهای آماری; طبق این اصل رفتاری را که از لحاظ آماری کم باشد یعنی بسامد آن در گستره میانی توزیع قرار داده باشند، را رفتار به هنجار و رفتاری که بسامد آن از میانه توزیع زیاد باشد را رفتار نا به هنجار  گویند.
- غیرانطباقی بودن رفتار; متخصصان علوم اجتماعی مهمترین ملاک در این دوره را این می دانند که چگونه رفتاری به بهزیستی خرد یا گروه اجتماعی اثر می گذارد. یعنی پیامدهای زیانباری برای فرد یا اجتماع داشته باشد.
- پریشانی شخصی; این ملاک به احساس پریشانی فرد توجه دارد تا رفتار او و اغلب کسانی که بیمار روانی خوانده می شود شامل شود.
با توجه به ملاک هایی که برای اینگونه رفتارها ذکر گردید، ساده ترین طبقه بندی که می توان در این مورد ارائه داد، تقسیم بندی، یک عامل تعیین کننده به عنوان "علت" و عامل دیگر به عنوان "معلول" عامل تعیین کننده که به آن، شرایط زیربنایی گویند، متغیر مستقل گفته می شود و نتیجه ای که از آن حاصل می شود را متغیر وابسته گویند.
ولی این رابطه بین دو متغیر همیشگی نیست، زیرا در بسیاری موارد یک علت واحد ممکن است نتایج متعددی به بار آورد، گاهی نیز نتایج بصورت زنجیره ای یکی پس از دیگری به وقوع بپیوندد و زمانی که بصورت همزمان و توام رخ دهند و همچنین گاهی یک عامل می تواند معلول بسیاری از وقایع باشد. بطور کلی باید توجه کرد که در پدیده های روانی معمولا یک شبکه ارتباطی پیچیده ای وجود دارد و نباید انتظار داشت که یک علت روانی فقط یک معلول داشته باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

با افزایش سن و آغاز پدیده پیری، سلول‌های مغزی تخریب می‌شوند ولی در بیماران پارکینسون میزان تخریب این سلول‌ها بیشتر است که موجب کاهش دوپامین می‌شود.

بیماری پارکینسون اغلب در افراد مسن و در اثر تخریب برخی نواحی مغز رخ می‌دهد و موجب سکته اندام‌ها، اختلال در راه رفتن و مشکلات مشابه می‌شود. به ندرت ممکن است برخی از جوانان نیز به پارکینسون دچار شوند که عوامل زمینه‌ای مانند مصرف بعضی از سموم مانند تریاک، مصرف سیگار و قرار گرفتن در معرض گاز منوکسیدکربن در ابتلای جوانان به این بیماری موثر است. همچنین برخی عوامل ژنتیکی موجب ابتلای فرد به پارکینسون می‌شود. این بیماری درمان قطعی ندارد و تنها درمان‌های علامتی انجام می‌شود. البته درمان‌های جدید نیز با تحریکات الکتریکی در بهبودی افراد تاثیر زیادی دارد که این شیوه در حال حاضر در ایران تنها در مراکز درمانی تهران انجام می‌شود.

بیماری پارکینسون پیش‌رونده است و علایم آن به مرور زمان پیشرفت می‌کند بنابراین بیماران باید درمان را مرتب انجام دهند تا از پیشرفت بیماری جلوگیری شود. خوشبختانه تعداد این بیماران کم است و درمان‌هایی هم که انجام می‌شود کم‌هزینه هستند و هر بیمار می‌تواند از درمان‌ها استفاده کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

نتایج تحقیقات و آزمایشات دانشمندان آمریکایی نشان می دهد نوشیدنی های رژیمی و گازدار سبب افزایش ریسک ابتلا به افسردگی می شود.

در این تحقیقات که نتایج آن در مجله علمی “Live Science” نیز به امضا رسید، دانشمندان بر روی دویست و پنجاه هزار نفر از گروه سنی ۵۰ تا ۸۰ ساله که نوشیدنی های گازدار و با افزودنی های خاص و نیز قهوه مصرف می کرده اند در طول ده سال آزمایشاتی انجام دادند.

مصرف چهار فنجان قهوه در روز ریسک ابتلا به افسدگی را به میزان ده درصد کاهش داده و مصرف چهار قوطی نوشیدنی گازدار سبب افزایش قابل توجه ریسک ابتلا به افسردگی می شود.

دکتر هانلی چن از انستیتوی بهداشت ملی کارولینای شمالی اظهار داشت ریسک ابتلا به افسردگی در افرادی که قهوه تلخ می خورند نسبت به افرادی که نوشیدنی های گازدار و خصوصا رژیمی مصرف می کنند پایین تر می باشد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

اختلالهای روانی در مصروعین  را به دو گروه بزرگ تقسیم کرده است:
الف) اختلالهای روانی گذرا و برگشت پذیر شامل :
1- اختلالهایی که خود جزیی از حملات صرعی را تشکیل می دهند, مانند اختلال در هوشیاری و اگاهی .
2- اختلالهایی که علت ان حملات صرعی هستند و بسته به نوع و شدت حمله تفاوت دارند.
3- اختلالهایی که جزئی از حملات صرع به شمار نمی ایند, ولی بلافاصله بعد از حملات  تونیک کلونیک ( بزرگ) ظاهر می شوند. یعنی بیمار دچار گرفتگی شعور و با شدت های متفاوت می شود و اغلب در شناختن و به جا اوردن اماکن و انسانها اشتباه می کند.
4-اختلالهایی که شبیه به اسکیزوفرنی هستند که قبل از یا بعد از حملات صرعی و بدون وابستگی مستقیم با بروز حملات ظاهر می شوند, جریان فکر فرد سریع می شود و بیمار دچار گم گشتگی زمان و مکان می شود.
5 -تغییرات خلقی و بحرانهای هیجانی به صورت شیدایی یا افسردگی .
6- تغییرات گذرای روانی و حالاتی شبیه زوال عقل ( دمانس) که در اثر نامناسب بودن داروی مصرفی است.
7- اخلالهای روانی گذرای واکنشی مانند تخریب اطراف, وحشت شدید , فرار کورکورانه و عصبانیت شدید.
ب) تغییرات روانی برگشت ناپذیر :
که بسته به تعداد حملات صرعی و دوام حملات , تغییرات واضحی در توانایی های ذهنی و شناختی بیمار ایجاد می شود. از بین رفتن بافت های  مغزی به مرور باعث زوال عقل می شود. دقت و تمرکز , انعطاف پذیری و قضاوت فرد مختل می شود و اختلالاتی در قدرت یادگیری و یاداوری به وجود می اید. بیماران تحت تاثیر فشار عواطف خود دچار افکار پارانوئیدی و هذیانی می شوند. تحریک پذیری , بحران های خشم , لجاجت و سرسختی و اعمال ناگهانی از خصوصیات دیگری است که در بیماران صرعی به وفور یافت می شود.
صرع یکی از سخت ترین پدیده های حوزه اعصاب و روان می باشد که می تواند تاثیر متفاوتی بر ویژگی های روان شناختی فرد گذاشته و سلامت روانی و عملکرد روزمره فرد مبتلا را مختل سازد. اشنایی با این عارضه و دادن شناخت و اگاهی اجتماعی از طرق مختلف مثل رسانه ها و نشست های علمی و ارایه مطالب در سطح دانشگاه باعث تغییر نگرش اجتماع شده و در کمک به انان به عنوان افراد دارای حق حیات و برخوردار از مواهب ان کمک می کند.
در این راستا چند صباحی است که انجمن صرع ایران فعالیت های خود را اغاز نموده که با تمام تلاشها هنوز در اغاز راه است و باید در تمام نقاط کشور و به صورت فراگیر فعالیت نماید.  امید است که روزی در کشور ما تحت تاثیر تعالیم نجات بخش اسلام و با مدد توان و سبقه ملی قوی و ارزنده ایران کهن , دریچه نگاه و حمایت به این انسانها منتظر اصلاح و همه یاریگر انها باشیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥



اختلالات خوردن معمولاً تحت تاثیر عوامل مختلفی ایجاد می شود. این عوامل را می توان تحت عنوان فشارهای فرهنگی، عوامل زیست شناختی و عوامل روان شناختی طبقه بندی کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٥



 غذا خوردن و لذت بردن از آن بخش مهمی از زندگی است. تغذیه موجب سلامتی،  هوشیاری و احساس خوب در ما می شود. چشیدن و بوییدن غذا یکی از زیباترین لذتها در زندگی است. نشستن سر یک سفره غذای مشترک یک روش قابل اهمیت برای گردهمایی های دوستانه و خانوادگی است. بنابراین، چگونه ممکن است غذا تبدیل به یک مشکل گردد؟

جامعه به ما پیامهای مغشوشی در مورد غذا می دهد. پیامهایی که متناقض و بسیار مخرب هستند. از یک سو با تصورات مربوط به غذاهای لذیذ و اصرار به خوردن و خوردن، بمباران می شویم و از سوی دیگر، بویژه در مورد زنان، لاغر بودن ـ لاغری افراطی ـ به عنوان حالت جسمی ایده آل تبلیغ می شود.

این پیامهای مغشوش در ترکیب با عوامل دیگر ممکن است عده ای را به داشتن مشکل در عادات خوردن خود رهنمون گردد. ما به این مشکلات، اختلالات خوردن می گوییم، چون آنها عملکرد معمول و سالم را تحت تاثیر قرار می دهند.

اختلالات خوردن در طی زمان ایجاد می شوند:

در فرهنگ امروزی داشتن رژیم غذایی تبدیل به یک هنجار شده است. حدس زده می شود حدود 60 تا 80 % زنان آمریکایی تحت یک رژیم غذایی باشند.  مطالعات نشان می دهند  که اگر رژیم غذایی از کنترل خارج گردد، اختلالات خوردن زیادی ایجاد می شود. اختلالات خوردن در زنان 10 درصد بیشتر از مردان است.

بسیاری از زنانی که در سنین دانشگاهی هستند. از خوردن خودداری می کنند و نتیجه کاهش شدید وزن است. 10 الی 20 درصد این زنان اقدام به مصرف مقادیر زیادی غذا می کنندو سپس از طریق استفراغ، مصرف ملین ، روزه های افراطی و یا ورزش زیاد اقدام به دفع غذا می نمایند. این اعمال منجر به انزوا، احساس گناه، شرم و سایر احساس های منفی در مورد خویشتن می گردد.

رفتارهایی که اغلب وجود مشکل در خورد و خوراک را نشان می دهند.

1)    عدم مصرف غذا به میزان زیاد، معمولاً با هدف لاغر ماندن، یا

2)    خوردن به میزان زیاد و سپس دفع غذا از طریق استفراغ، مصرف ملین یا انجام ورزشهای سنگین این رفتارها می توانند به مشکلات جسمانی و عاطفی شدیدی منجر گشته و به طور معنی دار در توانایی لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوب مداخله نمایند.

سه نوع اصلی اختلالات خوردن

نوع اختلال

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی به معنی "فقدان میل به غذا و تحریک پذیری البته به معنای "عصبی بودن" است. بنابراین این اختلال را می توان روان رنجوری فقدان اشتها نامید. افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به صورت خطرناکی با نخوردن غذا سلامتی خود را به مخاطره می اندازند. بی اشتهایی ممکن است کوششی برای اعادة کنترل بر زندگی شخصی باشد، بویژه اگر شخص در گذشته احساس کنترل کمی بر زندگی اش داشته باشد.

نشانه های اختلال

 کاهش افراطی وزن به دلیل روزه داریهای افراطی .

 ادراک خویشتن بصورت چاق، علیرغم اینکه وزن کمتر از حد بهنجار است.

اشتغال ذهنی با غذا و ترس شدید از چاق شدن.

مشکلات طبی شامل فقدان دوره های قاعدگی در زنان

پوست خشک، دستها و پاهای سرد، مشکلات گوارشی، کم مویی، ضعف عموم  و بی خوابی

اختلال عیاشی خوردن

این افراد کنترل بر خوردن خود نداشته و معمولاً اضافه وزن افراطی دارند.

وزن در محدوده طبیعی - گر چه ممکن است کمی بیشتر یا کمتر از حد عادی باشد.

دوره های مکرر خوردن افراطی با رفتارهای دفع غذا ـ استفراغ، مصرف ملین ها و مدرها، روزه داری و ورزش افراطی ـ دنبال میشود.

پنهان نگه داشتن عادت غذایی.

مشکلات طبی از قبیل، از دست دادن آب بدن، یبوست، اختلالات گوارشی، مشکلات دندانپزشکی شدید و ضعف عضلانی

دوره های مکرر خوردن افراطی بدون داشتن کنترل.

خوردن افراطی فقط زمانی قطع می شود که مشکلات جسمانی وجود داشته باشد.

احساس گناه، پشیمانی و یا سرزنش خود بعد از خوردن.

داشتن اضافه وزن معنی دار.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥

 اغلب موضوع لطیفه ها، بذله گویی ها و شوخی ها بوده است. بر خلاف الگوهای کلیشه ای، اختلال و سواس فکری عملی واقعی موضوعی خنده دار نیست. وسواس یک اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می شود و ممکن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – علمی با وسواسهای فکری، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می گردد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٤

به گزارش  نشریه "TheAmerican Journal of Psychiatry"، محققان دانشکده پزشکی دانشگاه کلرادو در آمریکا در تحقیقات علمی جدید خود به اطلاعات جدید و جالب توجهی درخصوص یکی از ویتامین ها و مکمل های غذایی دست یافتند که - در صورت مصرف منظم آن از سوی زنان باردار- از ابتلای کودکان به بیماری اسکیزوفرنی در دوره نوجوانی آنها پیشگیری می کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

حمله خواب (نارکولپسی) اختلالی عصبی است که با ظهور خواب در اوقات نامناسب مشخص می‌شود.
حمله خواب که نباید با صرع اشتباه شود، به یک معنا عکس بی‌خوابی است. کسی که حمله خواب دارد، ناگهان احساس خواب آلودگی غیرقابل کنترل می‌کند. این نوع نیاز به خواب تقریبا 15دقیقه طول می‌کشد. آنگاه شخص از خواب بیدار می‌شود و احساس می‌کند که استراحت کرده است. هر چند که حمله خواب تجدید قوا می‌دهد، ولی دوره بسیار خطرناک و ترسناکی است، زیرا به هنگام رانندگی و کار با اشیای برنده مثل مته و اره نیز پیش می‌آید.
علایم حمله خواب
علامت اولیه نارکولپسی ، حمله خواب است. حمله خواب مربوط به نارکولپسی نوعی میل مقاومت ناپذیر برای خوابیدن است که می‌تواند در هر زمانی روی دهد، اما بیشتر تحت شرایط یکنواخت و خسته کننده ظاهر می‌شود. این خواب که علی‌الظاهر کاملا طبیعی است، معمولا دو تا پنج دقیقه طول می‌کشد. فرد معمولا پس از بیدار شدن احساس سرحالی می‌کند.

علامت دیگر حمله خواب (در واقع شدیدترین آنها) کاتاپلکسی است. در حین حمله کاتاپلکتیک فرد بطور ناگهانی وامی‌رود و چون کیسه آرد بی‌حال نقش بر زمین می‌شود. فرد مبتلا از چند ثانیه تا چند دقیقه بطور هوشیار دراز خواهد کشید. این همان فلج عضلات در زمان نامناسب است. وقتی فلج عضلانی در حین بیداری روی می‌دهد، قربانی حمله کاتاپلکتیک ، گویی که کلیدی را خاموش کرده‌اند، بطور ناگهانی وامی‌رود.
علت شناسی حمله خواب
نارکولپسی یا حمله خواب از نابهنجاری مغزی پدید می‌آید که باعث فعال شدن ساز و کارهای عصبی عهده‌دار جنبه‌های مختلف خواب REM (خواب عمیق) در زمانهای نامناسب می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که در بیماران مبتلا به حمله خواب عموما خواب موج کوتاه که خواب شب با آن آغاز می‌شود، دیده نمی‌شود. در عوض آنان از مرحله بیداری مستقیما وارد خواب عمیق می‌شوند. این یافته نشان می‌دهد که در کنترل ساز و کارهای مغزی تولید کننده خواب REM نقصی وجود دارد. یافته‌های دیگر نشان می‌دهند که حمله خواب یک اختلال ژنتیکی می‌باشد.

کاتاپلکسی کاملا از حمله خواب (نارکولپسی) متفاوت است. کاتاپلکسی معمولا ناشی از هیجانهای قوی یا تلاش جسمانی ناگهانی است. به ویژه اگر بیمار را غافلگیر کند. خندیدن ، خشم یا تلاش برای گرفتن شیئی که بطور ناگهانی در حال افتادن است، می‌تواند موجب حمله کاتالپتیکی شود. شرایط معمولی که موجب کاتاپلکسی می‌شوند، عبارتند از: تلاش بری تربیت کودکان یا عشق بازی.
درمان حمله خواب
علایم حمله خواب را می‌توان بطور موفقیت آمیز با دارو درمان کرد. حملات خواب با مصرف تحریک کننده‌هایی چون آمفتامین ، اگونیست کاتکو لامینکاهش می‌یابند و پدیده‌های خواب REM را می‌توان با مصرف ایمی پرامین تخفیف داد

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

  یک مشکل، وقتی یک بیماری محسوب می شود که واقعا شما را از کار و زندگی انداخته باشد، یعنی تاثیر واضحی در روند عادی زندگیتان گذاشته باشد؛ اگر سر کار می روید، در شغلتان، اگر محصل یا دانشجویید در نمره هایتان، اگر ازدواج کرده اید در رابطه با همسرتان، اگر هنوز مجردید در رابطه با خانواده تان مشکلی ایجاد کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٩

برای درمان این مشکل پژوهشهای کمی صورت گرفته و همانطور که برای یافتن تعریفی ساده از این اختلال باید متون بسیاری را جستجو کرد مسلما برای درمان آن نیز ناچاریم متون و مقالات متعددی را مورد بررسی قرار دهیم.

اما به طور کلی به نظر می رسد روشهای رفتارگرایی در کنترل این مشکل می تواند بسیار موثر باشد:

درمانهای اجتنابی یعنی مواجهه واقعی یا خیالی با محرک نامطلوب و سپس دریافت یک محرک نامطلوب مثل ضربه برقی می تواند در درمان این مشکل موثر باشد. مثلا درمانگر باید بیمار را با موقعیتهای تحریک کننده مواجه کند و هر گاه که بیمار دچار تحریک شد، ضربه الکتریکی به وی وارد نماید تا به مرور این موقعیتها برای وی انزجار آور شود.

**دو روشی که در ادامه عنوان می گردد مربوط به کنترل خیالپردازی های این بیماران است. مسلما تا زمانی که خیال پردازی در میان نباشد فرد این گونه در برابر این نوع محرکها تحریک نمی شود. لذا دو روش ذیل به این منظور ارایه می گردد:

روش دیگر عادت آموزی است. در روش عادت آموزی، فرد باید با افکار تحریک کننده خود دایما مواجه شود. برای مثال تمام افکار آزاردهنده و تحریک کننده خود را پیدا کرده و انها را بر روی یک نوار ضبط کند(حتی در این زمینه فیلمهای ویدیویی آموزشی هم وجود دارد که در دسترس درمانگران است) سپس دایما این نوار را گوش کنید تا این افکار برایش به صورت عادت در بیاید و دیگر به آنها توجهی نداشته و با مرور این افکار دچار تهییج و تحریک نشود.


تحریک شدن این دسته از افراد توام با اضطراب است بنابراین تنها راه کنترل این تنش و اضطراب، یادگیری روشهای آرامش ورزی است که به فرد کمک می کند تا با این نوع موقعیتها به درستی مواجه گردد

ایجاد وقفه در فکر ، منظور از وقفه در فکر این است که بیمار بتواند بر فرآیند فکری خود کنترل یابد و هرگاه افکار تحریک کننده و تهییج دکننده به ذهنش رسید توانایی کنترل بر آن را داشته باشد. برای این کار فرد باید خودخواسته این افکار را در ذهن ایجاد کند و سپس بلافاصله فریاد بکشد، "ایست". این فریاد می تواند واقعاً شنیده شود یا فقط در ذهنشان باشد. به این فریاد ادامه دهید تا فکر منفی از بین برود.

و روش دیگر یادگیری آرامش آموزی است. از آنجا که تحریک شدن این دسته از افراد توام با اضطراب است بنابراین تنها راه کنترل این تنش و اضطراب، یادگیری روشهای آرامش ورزی است که به فرد کمک می کند تا با این نوع موقعیتها به درستی مواجه گردد. فراموش نکنید که ما تنها توضیحاتی اجمالی از روشهای درمانی را ارایه دادیم و درمان قطعی این مشکلات تنها از طریق ارزیابی کامل بیمار و دخالت مستقیم درملانگر در فرآیند درمان میسر است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٩

اختلالات جنسی به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند

1- بدکاری های جنسی(منظور مشکلاتی است که در جریان ارتباط جنسی زن و مرد ایجاد می گردد مانند اختلال در نعوظ، انزال زودرس یا دیررس، واژینیسم و ...)

2- اختلالات هویت جنسی (نوعی آشفتگی قابل ملاحظه در مذکر یا مونث بودن است که فرد تمایل شدیدی نسبت به اینکه در زمره جنس مخالف باشد ابراز می دارد)
[align=JUSTIFY]3- نابهنجاری های جنسی(یک فرد طبیعی کسی که دامنه رفتارهای جنسی اش متوجه همسر(انسان) باشد. کسانی که از نابهنجاری های جنسی رنج می برند تنها با اشیا یا موقعیتهایی خاص می توانند به این ارضا دست یابند).

در سری مقالاتی که تا به حال در این بخش ارایه دادیم تنها به معرفی بدکاری های جنسی پرداختیم در حالی که از این به بعد قصد داریم طبقات دیگر اختلالات و مشکلات جنسی نیز مورد بررسی قرار گیرد.


اینکه به چه دلیل افراد مبتلا به این مشکل می شوند هنوز مشخص نیست اما محققان دلایل مختلفی از جمله انگیزش ناخودآگاه تا تاکید بر مکانیسم های عصبی که آسیب دیده را مد نظر قرار می دهند

در این یادداشت قصد داریم یکی از نا بهنجاری های جنسی یعنی فتیشیسم را به شما معرفی کنیم:

فتیشیسم وضعیتی است که در آن یک شی(بت)به عنوان منبع اولیه برانگیختگی جنسی و ارضا عمل می کند. این اختلال یکی از پیچیده ترین اشکال رفتار جنسی است و مزمن است و در مواردی جمع آوری اشیا بت گونه مانند لباس زیر زنانه، چکمه، کفش، جوراب و .. را به خود اختصاص می دهد. ضمنا اکثر این افراد در فعالیتهای جنسی خود انزوا طلب هستند.

این دسته از افراد گاه با مشاهده کفش یا چکمه،جوراب و یا پاهای زنان و یا حتی مشاهده انگشتان پای زنان(فوت فتیش) دچار تحریک جنسی می شوند و این مساله برای خود آنها آزار دهنده بوده و زندگی روزمره را با اختلال مواجه می کند به خصوص که برای بسیاری از این دسته از افراد این وضعیت توام با احساس گناه است و به همین دلیل اصلا برای درمان مشکل خوداقدامی نمی کنند.

اینکه به چه دلیل افراد مبتلا به این مشکل می شوند هنوز مشخص نیست اما محققان دلایل مختلفی از جمله انگیزش ناخودآگاه تا تاکید بر مکانیسم های عصبی که آسیب دیده را مد نظر قرار می دهند.

اما آنچه که مسلم است این است که تبلیغات ماهواره ها و انواع فیلمهای غیر اخلاقی و .. در شکل گیری و حتی بیدار شدن این مشکل نقش بسزایی را خواهد داشت.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۸



آمارها نشان می‌دهد 50درصد از زنان از ظاهر خود راضی نیستند و بعضی از آنها عیب‌های بسیار کوچک صورت و بدن خود را بسیار بزرگ می‌بینند.به طور کلی می‌توان گفت شدت این بیماری در هر شخص نسبت به دیگری متفاوت است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥

اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥


نمی‌توان یک عامل را به تنهایی در ایجاد این اختلال موثر دانست، بلکه مجموعه‌ای از علل باعث ایجاد این مشکل رفتاری در فرد می‌شوند از جمله مهمترین این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
پردازش شناختی
عواملی که بیشترین ارتباط را با خطر ابتلا به اختلال سلوک ندارند ، عبارتند از: خصوصیات کودک ، والدین کودک و الگوهای تعامل بین کودک و والدین گروهی از محققین دریافته‌اند که با توجه به مشکلات تحصیلی و هوشی می‌توان تا حدی اختلال سلوک را پیش بینی کرد. خصوصیات دیگری که عوامل خطر احتمالی هستند عبارتند از: ویژگیهای شناختی و زیستی. کودکان پرخاشگر سوگیری اسنادی خصمانه دارند و در مواجه با موقعیت مبهم ، مایلند انگیزه‌های منفی را به دیگران نسبت دهند. این تحریفها ، می‌توانند مقابله به مثل و تلافی جویی را در کودکان پرخاشگر تسریع کنند.
عوامل وراثتی
تعیین سهم عوامل ژنتیک یا ارثی مستلزم داده‌های طولی ، در مورد موارد متعدد دوقلوهای یک تخمکی و دو تخمکی است که باهم یا جدا از هم ، پرورش یافته‌اند. در جواب این سوال که اگر والدین ضد اجتماعی باشند، آیا بیشتر احتمال دارد که فرزندان آنها مبتلا به اختلال سلوک شوند؟ نتایج نشان دادند که زمینه زیست شناختی ، برای رفتار اجتماعی ، پیش بینی کننده اختلال سلوک و پرخاشگری نوجوانان بود. بررسیها نشان داده ، هیچ الگوی پایداری از تاثیر ژنتیک بر روی پرخاشگری گزارش نشده است ، در حالی که سهم ارث ، در رفتار ضد اجتماعی به وضوح تایید شده است. و نیز بر اساس مطالعات انجام شده تا به امروز ، اختلال سلوک ممکن است دارای یک جز ارثی باشد.
نقش خانواده
خانواده ، زمینه اولیه و عمده اجتماعی شدن است و یافته‌های پژوهشی بسیار ، از این ایده که خانواده عوامل عمده ، در ایجاد اختلال سلوک است ، حمایت کرده‌اند. چهار الگو در خانواده‌های کودکان مبتلا به اختلال سلوک رواج دارد: انحراف والدین ، قهر و طرد والدین ، فقدان انضباط یا نظارت بر کودکان و تعارض والدین و طلاق والدین کودکان مبتلا به اختلال سلوک ، غالبا خودشان منحرف هستند و ناسازگاری ، خشم و گاهی رفتار جنائی ظاهر می‌سازند.

تعارض زناشوئی آشکار ، می‌تواند در بروز رفتارهای مقابله‌ای در کودکان موثر باشد و بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال سلوک ، پدر یا مادری دارند که دچار اختلال سلوک هستند. الگوهای افراطی‌تر ، نظیر رفتار جنائی و الکسیم بویژه در پدر ، کودک را به طرز خاصی در معرض خطر اختلال سلوک قرار می‌دهد.
سیر اختلال سلوک
در الگوهای رفتار ضد اجتماعی و پرخاشگری ، برخی قوائین مبنی بر انتقال بین نسلی وجود دارد. در واقع شاید مشکل سازترین خصوصیت اختلال سلوک ، ثبات آن در طول زمان است. شروع زودرس اختلال سلوک در کودک ، با پرخاشگری بعدی ، رفتار ضد اجتماعی و دیگر مشکلات بزرگسالی را رابطه دارد. گر چه عوامل بسیاری ، رابطه مشکلات سلوک کودکان و رفتار اجتماعی بزرگسالان را متاثر می‌سازند. وجود اختلال سلوک در کودکی ، اطلاعات پیش بینی کننده برای انواع وسیعی از مشکلات سازگاری بعدی از منجمله فعالیتهای ضد اجتماعی ، سوء مصرف الکل و مواد است. شناسایی مکانزیمهایی که این مسیرها را توجیه می‌کنند، چالش عمده‌ای در این حوزه است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٤

براساس کتاب فکر کردن در مدرسه از George Polya 25.11.2008

فرستنده مقاله:مسعود رجایی(مترجم زبان آلمانی)

فهرست موضوع کتاب
تالیف کتاب " فکر کردن در مدرسه " از George Polya
جدول" چگونه راه حل را جستجو بکنیم ؟"
هدف از جدول
روشن کردن یک مثال
سوال کردن معلم
سوال کردن دانش آموزان
ادامه تمرین
منبع


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳


« پناه‌بردن به کار تمام‌وقت، روی‌آوردن به مواد مخدر و استراتژی‌های مقابله‌ای ناسالم شاید از جمله علائمی باشد که شما هم در مبتلایان به افسردگی و بخصوص مردان دیده باشید؛ چون به گفته کارشناسان اینها همگی سرنخ‌هایی از ابتلای مردان به افسردگی هستند. از سوی دیگر افسردگی می‌تواند به شکل متفاوت‌تری نسبت به زنان روی مردان تاثیر بگذارد. این افسردگی گاه می‌تواند شدیدتر باشد و حتی گاهی اوقات هم اصلا تشخیص داده نشود. البته فراموش نکنید که به عقیده کارشناسان، افسردگی در مردان درمان‌پذیر است، ولی گاهی اوقات نیز می‌تواند عواقب ویرانگری داشته باشد.»


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳


1ـ از نوشیدن قهوه. چای یا کاکائو خصوصاً به هنگام عصر و از مصرف نوشابه‌های کافئین‌دار به هنگام عصر و شب خودداری کنید.

2ـ از 2 الی 3 ساعت قبل از خواب، فعالیت‌های شدید را متوقف سازید.



ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/۱۱

 

درمان اختلال وسواسی از طریق مشاوره، روان درمانی و همچنین به وسیله داروها صورت می گیرد.داروهای ضدافسردگی خاصی هستند که بر واسطه های شیمیایی مغز مانند سروتونین اثر می کنند. برای تاثیر این داروها بر افکار و رفتارها ممکن است به چند هفته زمان نیاز باشد. روان درمانی نیز از طریق روش رفتار شناختی انجام می شود. با مواجهه تدریجی با عامل هراس و خودداری از انجام کارهای خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد کاسته می شود. مثلاً اگر وسواس شستشو دارید مکررا شیئی را که تصور می کنید آلوده است لمس کنید و پس از آن دست های خود را نشویید. اگر این کار را تکرار کنید به تدریج از هراس و اضطراب شما کاسته خواهد شد. این کار در مورد افکار نا بجا نیز موثر است. بهترین روش، استفاده همزمان از دارو و روان درمانی است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

تشخیص اختلال وسواسی با توجه به علائم آن، تاریخچه بیماری و معاینه توسط پزشک صورت می گیرد. وسواس یا اجبار به انجام کار خاص وقت گیر بوده و معمولاً بیش از یک ساعت در روز طول می کشد. همچنین به میزان زیادی روال عادی زندگی روزمره، کار، روابط اجتماعی یا تحصیل فرد را مختل می کند.

مدت درمان افراد مبتلا به اختلال وسواس از افرادی که دارای شخصیت وسواسی هستند طولانی تر است و اصلی ترین بحث در این افراد این است که روابط اجتماعی این افراد بسیار محدود است و این باعث می شود که این افراد از نظر اجتماعی، افراد بی مصرفی شوند و در خانواده هم مشکلات بسیاری هم برای خود فرد بیمار و هم برای اعضای خانواده وی، بوجود می آید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱


 سخنرانی در جمع برای اغلب افراد کار دشواری است.اگر مـی خـواهـیـد انـسـان موفـقی باشید، باید بر تکنیـکهـای سخنرانی تسلط پیدا نموده و یا حداقل هنگام صـحبـت در یک جمع احساس راحتی کنید.
 در زندگی همه ما مواقعی وجود دارد که باید در حضور چند نفر راجع به مسئله ای صحبت کنیم. ممکن است این صحبت در جلسه یا کنفرانسی باشد که رسمیت داشته باشد و ممکن هم هست که در یک جمع خانوادگی یا در محیط کار بخواهیم برای دوستان یا همکارانمان صحبت کنیم. اگر مهارت های لازم را در این زمینه داشته باشیم ، قطعاً روند کار با موفقیت بیشتری انجام می شود و به نتایج بهتری می رسیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

 افسردگی در زنان خطرناک تر از بقیه افراد جامعه است چرا که زنان سازنده اصلی محیط زندگی و پایه ساز تربیت کودکان خانواده هستند که بنیان هر جامعه ای در گرو خانواده های سالم و شاد است در نتیجه جامعه ای که با پایه های افسردگی و دلمردگی تشکیل شود ،‌ جامعه ای ایده ال نخواهد بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

وسواس یک بیماری مزمن و طولانی مدت است. ممکن است علائم زمانی افزایش و زمانی کاهش یابند. درمان، علائم بیماری را تخفیف می دهد ولی ممکن است برخی از علائم مدتی پس از شروع درمان نیز باقی بمانند. اضطراب شایع ترین علامت این بیماری است. مثلاً ممکن است فرد احساس کند که اگر یک کار خاص را انجام ندهد اتفاق وحشتناکی رخ می دهد. یا ممکن است مکرراً اجاق گاز ، شیرآب، بخاری، قفل در و … را چک کند و اگر این کار را نکند احساس اضطراب شدید، پریشانی و بی کفایتی به فرد دست می دهد وسواس چک کردن یکی دیگر از انواع وسواس است.

نشانه های اختلال وسواسی شامل:

۱- وسواس:

افکار نابه جا، تکرار شونده، ناخواسته و اجبارکننده ای است که افکار طبیعی فرد را مختل می کند و موجب اضطراب یا هراس می شود. این افکار می توانند فجیع و بی رحمانه و یا به صورت ترس از بیماری باشد و یا مانند ترس زیاد از صدمه دیدن خود یا افراد مورد علاقه ، نیاز شدید به اینکه باید همه کارها کاملاً دقیق و صحیح انجام شوند، هراس از آلودگی و کثیفی اشیا و…

۲- اضطرار و اجبار:

رفتارها یا کارهای عمدی است که برای کنترل افکار وسواسی مکرراً انجام می شوند. فرد به این روش تلاش می کند تا از دست افکار آزار دهنده خود خلاص شود. مانند شستن مکرر یا چک کردن مداوم کاری که انجام شده، شمردن مکرریک عمل مانند شمردن مکرر دفعات شستشو، تکرار کردن کارها مثلاً چیدن مکرر اشیا برای اینکه منظم شوند، جمع آوری و انباشتن اشیا خاص و… افراد مبتلادر آگاهی از بیماری خود متفاوتند. ممکن است گاهی متوجه باشند که افکارشان صحیح نیست و گاهی عمیقاً به آن معتقد باشند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

اختلال وسواسی یک نوع اختلال اضطرابی ناتوان کننده است. در این اختلال مدام افکار مزاحم و ناخواسته ای شکل می گیرند که فرد نمی تواند از دست آنها خلاص شود. مثلاً ممکن است فرد دائماً از این که همه اجسام آلوده هستند هراس داشته باشد و برای رهایی از این هراس مکرراً دست ها و اجسام را بشوید. وسواس شستشو یک نوع از اختلال وسواسی به شمار می رود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۸


افسردگی پس از تولد فرزند قابل درمان است و نخستین گام برای احساس بهبودی، تشخیص این نکته است که کمبود خواب، آدم را بدخلق، غیرمنطقی و کسل می‌کند. این مساله ارتباطی به شخصیت شما ندارد بلکه یک واقعیت انسانی است. حتماً تا کنون کودکانی را دیده‌اید که به علت خستگی زیاد، دست و پایشان را تکان تکان می‌دهند، جیغ می‌کشند و بیقراری می‌کنند. همین احساس برای بدن‌های بزرگ‌تر هم وجود دارد، فقط کسی نیست که آن‌ها را بغل کند و به رختخواب ببرد.
اگر شما عادت داشتید که زمان زیادی را با همسرتان بگذرانید، کار کنید، دوستانتان را ببینید، ورزش کنید و کارهای دیگری که علاقه داشتید را انجام دهید، انزوای دوران اولیه مادری می‌تواند این منابع تغذیه هیجانی را مسدود سازد.
برای رهایی از این مشکل چه می‌توان کرد؟

با همسر و دوستانتان صحبت کنید، برای رفع مشکل برنامه‌ریزی کنید، از وجود یک پشتیبان عملی اطمینان حاصل کنید. تمرکز شما باید بر روی اقدامات باشد تا هیجانات و احساسات.

با مددکاران اجتماعی تماس بگیرید. آن‌ها می‌توانند به شما در این زمینه کمک و راهنمایی کنند.

زمانی را برای آرمش (ریلکس کردن) کنار بگذارید و یاد بگیرید که چگونه می‌توانید با استفاده از تکنیک «خودهیپنوتیزم» این کار را انجام دهید.

کتاب بخوانید، به دیگران گوش کنید امّا آرامشتان را حفظ کنید و به غرایزتان اعتماد داشته باشید.

با مادران دیگر ملاقات کنید حتی اگر حس می‌کنید که آن‌ها وضعشان از شما بهتراست ... مطمئن باشید که آن‌ها نیز چون شما چنین روزهایی را داشته‌اند.

ورزش، حتی یک پیاده‌روی سبک، باعث تولید سروتونین می‌شود و این به نوبه خود موجب سرخوشی شما می‌گردد.

به مقالاتی که در اینترنت در مورد روش‌های آرمش وجود دارد مراجعه کنید.

فیلم‌های کمدی ببینید.

به رژیم غذایی خود توجه کنید. شما احتمالاً به قرص‌های امگا 3 و 6 نیاز خواهید داشت. همچنین مصرف قرص «روی» می‌تواند حال شما را بهتر کند. چند توصیه دیگر در زیر آمده است:

مقدار زیادی روغن ماهی مصرف کنید.

میوه و سبزیجات خام بخورید.

دانه آفتابگردان، کنجد و کدو را پودر کرده و در وعده‌های غذایی خود مثلاً روی سالاد، استفاده کنید.

مقدار زیادی آب بنوشید، خصوصاً اگر به فرزند خود شیر می‌دهید.

اگر فکر می‌کنید هنوز به کمک‌های تخصصی نیاز دارید به یک مشاور متخصص مراجعه کنید.

دنیای امروز فشار زیادی بر دوش والدین می‌گذارد و باعث می‌شود که میلیون‌ها آدمی که تازه پدر یا مادر می‌شوند احساس درماندگی و ناخشنودی کنند. دوران سخت یادگیری مهارت‌های فرزندپروری را تحمل کنید. عشق و علاقه به فرزند در بسیاری از مردم به صورت فوری پدید نمی‌آید و به مرور زمان شکل می‌گیرد. خیلی‌ها می‌گویند فرزندانمان بزرگ‌ترین آموزگارانمان بوده‌اند. شما و فرزندتان با هم یاد می‌گیرید و رشد می‌کنید، مثل هر رابطه دیگری.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۸


 «مهربانی و فداکاری او، توجه او، شفقت و عشق او، بیش از هر چیز دیگر مرا در مدت عذاب روانی ام روی پا نگه داشت. اگر بخواهم شخصی را که در بهبودی من بیشترین تاثیر را داشته است انتخاب کنم. آن شخص مطمئنا همسرم است.» این جملات را نورمن اندلر؛ روان شناس، بعد از بهبود از افسردگی شدیدی که دچارش شده بود، نوشته است.واقعیت این است که هرچند نقش همسران در ایجاد افسردگی در همدیگر به اثبات نرسیده است اما نقش آنان در بهبودی از افسردگی کاملاً اثبات شده است!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٤

یکی از مسائلی که دانش آموزان به طور جدی با آن روبه رو هستند ناتوانی در یادگیری مطالب آموزشی است به گونه ای که این مشکل ۸ تا ۱۰ درصد از کودکان دبستانی را درگیر کرده است.

اختلالات یادگیری یعنی اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می شود و به شکل توانایی کامل نداشتن در گوش کردن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن و یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر می شود.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢


بطور کلی بی‌خوابی یکی از چند مشکل اساسی در روان شناسی و پزشکی است که طبیب بدون داشتن شواهد بالینی مستقیم مبنی بر وجود آن به درمانش اقدام می‌کند، اما مطالعات مربوط به خواب افرادی که از بی‌خوابی شکایت دارند، نشان می‌دهد که بیشتر آنان مقدار زمانی را که واقعا می‌خوابند را خیلی کمتر تخمین می‌زنند. محققین پی برده‌اند که بیشتر کسانی که بی‌خوابی دارند، حتی بدون مصرف داروهای خواب‌آور در کمتر از 30 دقیقه به خواب می‌روند و حداقل مدت شش ساعت می‌خوابند. این عده با مصرف داروهای خواب آور چیزی کمتر از 15 دقیقه کاهش در خواب رفتن بدست می‌آوردند و طول خوابشان هم فقط حدود 30 دقیقه افزایش می‌یابد. به این ترتیب با توجه به عوارض جانبی داروهای خواب آور به نظر نمی‌رسد که این داورها ارزش چندانی داشته باشند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/٢


برخی افراد به نوعی از بی‌خوابی کاذب جالب توجه و در عین حال تاسف آور مبتلا هستند. آنان در رویا می‌بینند که بیدار هستند. رویای آنها این نیست که در که در سرزمین شاه پریان هستند، بلکه خواب می‌بینند که در بستر خویش دراز کشیده‌اند و بطور مایوسانه‌ای در تلاشند که به خواب روند. صبح هنگام خاطراتشان درباره شبی مملو از بی‌خوابی است و چنان احساس کسالت می‌کنند که گویی واقعا بیدار بوده‌اند.

شکل دیگری از بی‌خوابی ، البته بی‌خوابی واقعی و نه نوع کاذب آن ، از عدم توانایی به خواب رفتن و تنفس همزمان با آن ناشی می‌شود. بیماران مبتلا به این اختلال یعنی وقفه تنفسی غرق خواب می‌شوند و سپس از تنفس باز می‌مانند. تقریبا همه مردم بویژه کسانی که خروپف می‌کنند، گاهی دچار این وضع می‌شوند، ولی نه به نحوی که مزاحم خواب آنها شود.

طی دوره وقفه تنفسی سطح دی‌اکسید کربن خون ، گیرنده‌های شیمیایی را تحریک می‌کند و شخص از خواب بیدار می‌شود و با دهان باز برای بدست آوردن هوا نفس می‌کشد. سپس میزان اکسیژن خون به مقدار طبیعی باز می‌گردد، فرد به خواب می‌رود و دوباره همین چرخه تکرار می‌شود. خوشبختانه بسیاری از موارد وقفه تنفسی توسط گرفتگی نای ایجاد می‌شود که می‌توان آن را از راه جراحی برطرف کرد.

گاهی نوزادان را بدون هیچ علائم ظاهری بیماری در گهواره مرده می‌یابند، اینان قربانی نشانگان مرگ ناگهانی نوزاد هستند. بسیاری از محققین بر این باورند که یکی از علل اساسی مرگ ناگهانی نوزاد وقفه تنفسی است، اما در این مورد برخلاف وقفه تنفسی نوزادان که میزان بالای دی‌اکسید کربن در خونشان وجود دارد، از خواب بر نمی‌خیزند. شواهد نشان می‌دهد که استعداد ابتلا به نشانگان مرگ ناگهانی نوزاد ارثی است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۸/۱

تامین سلامت دانش‌آموزان از اهمیت خاصی برخوردار است، اما بهداشت روانی دانش‌آموزان، بویژه در دوره بلوغ، می‌تواند از بیماریها و ناهنجاریهای روانی جلوگیری کند. رعایت بهداشت که به تندرستی و شادابی کامل جسمی و روحی می‌انجامد، مهمترین وظیفه هر فرد است. همانطور که در مورد پیشگیری از بیماریهای عفونی باید از ورود عوامل بیماری‌زا نیز باید اقداماتی را انجام داد تا از نابسامانیهای روحی کاسته شود. در اثر بهداشت، بسیاری از بیماریهای واگیر مانند طاعون، آبله، تیفوس، مالاریا، تب زرد و بیماری‌های عفونی کشنده که در گذشته توده‌های عظیمی را از بین می‌بردند، مهار شده‌اند. اما پیشرفت تکنولوژی، تحولات دایمی و سریع عوامل متعدد دیگر سبب شده است که ترس و تشویش و اضطراب و احساس عدم رضایت در بین بسیاری از افراد منجر به کشمکش و فشارهای روانی شود. خستگی، بی‌میلی، کم‌خوابی، ناامیدی، توهم و احساس گناه در بسیاری چشمگیر شده است و شاید بتوان گفت که بیماریهای روانی ناشی از کشمکشها، محرومیتها و اضطرابها بیش از همه بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.

بیماریهای روان‌تنی مانند زخم معده و دوازدهه، ازدیاد فشار خون، دردهای قلبی، تنگی‌نفس، بیماریهای آلرژی و بیماریهای دیگر از جمله بیماریهایی به شمار می‌آیند که به علت نامتعادل بودن روان ایجاد می‌شوند. عوامل عصبی و روانی، با تحریک عصب، ترشح اسید کلریدریک و پپسین را در معده افزایش می‌دهند، و در صورت دوام ممکن است منجر به ایجاد زخم معده و دوازدهه شوند. وقتی اضطراب و نگرانی از حد معینی فراتر رود و دوام یابد ممکن است نظم بدن را بر هم زند و به بیماری جسمی و ضایعه عضوی بیانجامد. هیجان و فشارهای روانی بر روی بدن با پژوهشها و آزمایشهای متعدد تایید شده است و از اینرو می‌توان گفت بسیاری از بیماریهای جسمی انسان منشا روانی دارند.

عارضه روانی به سادگی قابل لمس و مشاهده نیست و شخص بیمار، سالم انگاشته می‌شود. در حالی که ضایعه عضوی مانند زخم، عفونت، درد و بطور کلی عوارض جسمی را می‌توان به سادگی مشاهده کرد و یا با کمک دستگاههای عکسبرداری و آزمایشگاه میکروب‌یاب عامل بیماری را شناخت و ضایعه را روئیت کرد. در بهداشت جسمی که بیشتر مورد توجه مردم است، از این جهت توصیه‌های مربوط به تندرستی رعایت می‌شود که وقتی عضوی از بدن درد گرفت درد حس می‌شود و تفاوت درد داشتن با راحتی و بی‌دردی کاملا محسوس است. در نتیجه شخص در صدد درمان برمی‌آید و دستورهای بهداشتی را نیز صحیح انجام می‌دهد. اما در مورد ناخوشیهای روانی، اگرچه فرد بیمار است، اما چون زخم را نمی‌بیند، چون درد نمی‌کشد نه تنها خود را بیمار نمی‌داند، بلکه از شنیدن آن نیز عصبانی می‌شود. مادری که فرزندش دچار درد دندان یا سردرد شده است فورا او را نزد دندانپزشک یا پزشک می‌برد و دستورهای آنان را به خوبی اجرا می‌کند. اما وقتی فرزند همین مادر در کوچه و خیابان و مدرسه درگیری ایجاد می‌کند نمی‌پذیرد که فرزند او دچار ناسازگاری و عدم رشد شخصیت است. به همین ترتیب بسیاری از والدین پرخاشگری، عصبانیت، زودرنجی و کمرویی فرزند خود را ، به عنوان صفتی شایسته یاد می‌کنند و دیگران را مستوجب سرزنش می‌دانند که چرا فرزند آنها را درک نمی‌کنند.

بنابرین نوعی مقاومت در برابر دستورات بهداشت روانی وجود دارد که گاهی مشکل را بیشتر می‌کند. عدم آگاهی سبب می‌شود که در مواردی زندگی آینده یک جوان بطور کلی دگرگون شود. اگر پدر و مادر و معلم آگاهی نداشته باشند ممکن است گوشه‌گیری یک دانش‌آموز را به اسکیزوفرنی، که در اصطلاح جنون جوانی نامیده شده،نسبت دهند و یا اینکه بی‌بند و باری جوان را به احتیاجات جنسی او مربوط کنند و مجرد بودن جوانی را دلیل بر عصبانیت او بدانند. در حالی که چنین تصوراتی معمولا دوراز حقیقت است و برای رسیدن به تشخیص باید از روشهای علمی پیروی شود. دانش‌آموز در دبیرستان به علل مختلف عصبانی می‌شود. مثلا مشکلات خانوادگی ممکن است سبب عصبانیت او باشد، رفتار معلم و یا نحوه تدریس او بر دانش‌آموز اثر می‌گذارد، رابطه دانش‌آموز با همکلاسیهای خود و عوامل متعدد دیگر ممکن است سبب عصبانیت او شود. بنابراین نمی‌توان به سادگی حالت روانی یک جوان را تشریح کرد و نسخه‌ای تجویز نمود.
همه چیز را بیماری تلقی نکنید!
دوره بلوغ که از حدود 14 سالگی شروع می‌شود و تا حدود 20 سالگی ادامه دارد یکی از جالبترین دوره‌های رشد و نمو انسانهاست. در این دوره هم از حیث جسمانی وهم از لحاظ روانی تغییراتی در فرد پیدا می‌شود. این تغییرات سبب می‌شوند که برخی از پدران و مادران دوره بلوغ را دوره‌ای بسیار خطرناک تصور کنند و تغییر اخلاق و رفتار و شخصیت جوان را غیر قابل تحمل بدانند. یقین است که توقعات یک جوان 17 ساله مانند خواسته‌های یک پسر 11 ساله نیست و اگر بتوان با امر و نهی یک کودک 10 ساله را به خوبی اداره کرد نمی‌توان با جوان 17 ساله به همان صورت برخورد نمود. جوان در دوره بلوغ می‌خواهد دارای استقلال باشد، اما در عین حال به کمک خانواده نیز نیاز دارد. در نتیجه ممکن است در این دوره جوان با تضاد جسمی و روحی دست به گریبان شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱


نمی شود همیشه همه از شما راضی باشند. بالاخره یک روزی، یک جایی، یک نفری پیدا می شود که همینطور بی دلیل، عشقش می کشد که حتی نوع حرف زدن شما هم روی مخش باشد و راهی ندارد که بتوانید راضی اش کنید. نوع نارضایتی اش منطقی نیست که شما بخواهید منطقی حلش کنید. پس همان بهتر که برخلاف همیشه بنشینید و صورت مساله را پاک کنید و دائم به دنبال تایید این و آن نباشید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٦/٢٩



در مورد طبقه بندی اختلالات زبان و گفتار و یا به طور کلی اختلالات ارتباطی نظریه‌های متفاوت وجود دارد. برخی از متخصصین معتقدند که لزومی بر طبقه بندی این اختلالات وجود ندارد. از این دیدگاه زبان در عمق وجود فرد ریشه دارد و یک اختلال زبان نمی‌تواند به خودی خود و به صورت مجزا وجود داشته باشد. دسته دیگر معتقدند این دسته از اختلالات را باید طبقه بندی کرد، چرا که طبقه بندی به لزوم اهمیت و توجه به نشانه‌ها و علایم مرضی این اختلالات تاکید می‌کند. این دسته از متخصصین اختلالات گفتار و زبان را به چهار دسته اختلالات آواشناسی ، اختلالات آهنگ گفتار ، اختلالات صدا و اختلالات زبان تقسیم کرده‌اند. برخی از صاحبنظران سه اختلال اول را تحت عنوان اختلال گفتار در یک طبقه قرار می‌دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩



«هوای تازه» آرزو دارد تا با گام هایش، صدای پای آرامش را در کوچه های استرس و افسردگی، اندک اندک طنین انداز کند. صدایی که در شنیدنش، آرزوی میلیون ها نفر انسان پنهان شده است. میلیون ها بیمار روحی و مبتلا به ناراحتی های روانی که بر تخت بیمارستان های روانپزشکی یا در کنج عزلت منزل هایشان، آرام و ناآرام به آینده یی تاریک و مبهم می اندیشند و نیز میلیون ها انسان دیگری که به صورت بالقوه، آماده درگیر شدن با این سخت ترین و مهلک ترین نوع بیماری ها هستند یا در زندگی روزانه خود، آثار و نشانه هایی از آن را نشان می دهند.
قرار بر این بود که در آخرین سری از مجموعه بررسی بیماری اختلال وسواس اجباری، چند واقعیت مغفول و مهجور در مورد این بیماری را معرفی و بررسی کنیم و از هفته آینده، پرونده بیماری جدیدی را برای معرفی و بررسی بگشاییم.
واقعیت ها و اطلاعات این هفته ضمن اینکه برای خانواده های مبتلایان به OCD یا اختلال وسواس اجباری، کاربردی است و مورد استفاده قرار می گیرد، در افزایش شناخت خود مبتلایان نسبت به بیماری شان نیز موثر خواهد بود و آنان را برای درکی دقیق تر از مشکلی که با آن دست به گریبان هستند، یاری می کند.
۱) مبتلایان به اختلال وسواس اجباری، شدیداً به خوردن غذاها و خوردنی های حاوی شکر توصیه شده اند. «اینوسیتول» موجود در شکر می تواند تاثیر موثری روی سلول های دریافت کننده پیام های عصبی داشته باشد و با توجه به نشانه های تاثیر OCD بر ترشح هورمون ها در مغز، برای این بیماران مفید به فایده است.
۲) ممکن است نشانه هایی از سندرم بی اشتهایی anorexia nervosa، اختلال اضطراب و تشویش اجتماعی یا SAD، اختلال خواب آلودگی کسالت آمیز و سایر بیماری های عصبی در مبتلایان به اختلال وسواس اجباری دیده شود اما در واقع هیچ کدام از این نشانه ها را نباید جدی گرفت.
۳) اختلال وسواس اجباری احتمالاً در میان زنان، بیش از مردان رواج و شیوع دارد. مدت زمان عمر زنان مبتلا به این بیماری حدود ۹/۲ درصد کمتر از افراد عادی است در حالی که این رقم برای مردان مبتلا به OCD به دو درصد می رسد.
۴) میزان تحصیلات، عاملی در ایجاد تفاوت سطح ابتلا به وسواس است. طول عمر مبتلایان به وسواس اجباری در افرادی که تحصیلات دبیرستان را گذرانده اند ۹/۱ درصد کمتر از افراد طبیعی است در حالی که افراد بدون تحصیلات دوره دبیرستان به طور متوسط ۴/۳ درصد کمتر از افراد دیگر عمر می کنند.
۵) میزان جرم و جنایت در میان افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباری بسیار نادر است. از سوی دیگر در مقایسه با مبتلایان به سایر بیماری های روحی، آنها بیشترین خودآگاهی نسبت به بیماری شان را دارند و معمولاً راحت تر از سایر بیماران، به درمان تن می دهند.
۶) بیش از ۲۰ نوع دارو در شکل های کپسول، داروی تزریقی و قرص برای درمان اختلال وسواس اجباری وجود دارد که با توجه به میزان درگیری افراد با بیماری و ویژگی های شخصیتی تشریح شده برای پزشک، به تناسب شرایط یکی از آنها تجویز می شود.
۷) روانپزشکان و روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که در درمان این بیماری خاص (بدون توجه به بیماری های روحی دیگر)، درمان پزشکی در ترکیب با رفتاردرمانی به ویژه در محیط خانواده و با مشارکت اهالی پرحوصله و مهربان در خانه، تاثیر بسیار موثرتری برای بهبودی بیمار خواهد داشت در حالی که هر یک از این درمان ها یعنی رفتاردرمانی یا درمان پزشکی به تنهایی، تاثیرات کمتری خواهد داشت.
۸) شست وشوی مداوم دست ها، شمارش مداوم گروه های خاص (مانند شمردن پله های خانه برای رسیدن به در منزل، شمردن قدم های مورد نیاز برای رسیدن به ایستگاه اتوبوس در ابتدای صبح، مرتب کردن کتاب ها یا دفترچه ها در گروه های دوتایی یا چهارتایی و...)، ترس از آسیب رساندن به دیگران و افکار آزاردهنده دیگر از جمله نشانه های بارز و عمده ابتلای یک فرد به اختلال وسواس اجباری محسوب می شود.
۹) اکثر مبتلایان به اختلال وسواس اجباری، خود نیز می دانند که دغدغه ها و اضطراب های آنان، منطقی و عقلانی نیستند اما برای رسیدن به آرامش و دور کردن یک فکر آزاردهنده از خود، سعی می کنند کاری که از یک منبع ناشناخته به آنان دستور می رسد را انجام دهند. این منبع ناشناخته، عامل ایجاد بیماری است که در مورد آن، بین روانپزشکان اختلاف نظر وجود دارد.
۱۰) سروتونین، یک نوروترانسمیتر یا انتقال دهنده عصبی است که از انتهای بافت عصبی ترشح می شود و در انتقال محرک های دریافتی مغز به ماهیچه ها، عضلات و اعصاب دیگر نقش دارد. سروتونین در کنترل میزان استرس و نگرانی، عملکرد حافظه و خواب نقش دارد. این انتقال دهنده عصبی از یک سلول به سلول دیگر توسط سیناپس حرکت می کند و برای ارسال پیام های شیمیایی باید خود را به رسپتورهایی که در نزدیکی سلول های عصبی قرار دارند، بچسباند. این عقیده وجود دارد که مبتلایان به اختلال وسواس اجباری، دارای محل های آسیب دیده رسپتور هستند که اجازه عملکرد سالم و درست به سروتونین را نمی دهد.
قرص ها و داروهایی که برای درمان این بیماری تجویز می شوند، در واقع جای این رسپتورها را عوض می کنند هرچند که اکثر مبتلایان به این بیماری، به دلیل دارا بودن بازدارنده های عصبی که مدام جای رسپتورها در سلول های خاکستری مغز آنان را تغییر می دهد و باعث ایجاد تفاوت در کار سروتونین می شود، قابلیت استفاده از بخش های عمده حافظه خود را دارند و از همین رو افرادی باهوش تر هستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤


افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو،احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایم افسردگی عبارتند از:

* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.

* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاس
بی ارزشی و در ماندگی - احساس تیره بختی.

* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی.

* دشواری در تمرکز، یاد آوری و تصمیم گیری-عدم توانایی
در اندیشیدن.

* بی خوابی و یا افزایش میزان خواب.

* از دست دادن اشتها و کاهش وزن - یا پر خوری و افزایش وزن.

* عدم تمایل به ملاقات با دیگران - یا وحشت از تنها ماندن - حضور یافتن در فعالیتهای اجتماعی دشوار و غیر ممکن میگردد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤

 

اختلالات خلقی، گروه وسیعی از اختلالات را شامل می‌شود که خلق  بیمارگونه بوده و آشفتگی‌های مرتبط با آن  نمای بالینی غالب آنها را تشکیل می‌دهد. این دسته از اختلالات شامل گروهی از نشانه‌ها و علایم هستند که هفته‌ها تا ماه‌ها طول می‌کشند. نشانه‌ها و علایم مذکور تفاوت و فاصله بارزی با کارکردهای معمولی و عادی فرد دارند، اغلب این بیماری‌ها عودکننده هستند و در بیشتر موارد با الگویی دوره‌ای یا چرخه‌ای تظاهر می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤


ریشه واژه خودشیفتگی و خودکامی، به اسطوره یونانی که ”تارسیوس“ بود، برمی‌گردد. ”تارسیوس“ مرد جوان خوش‌سیمائی بود که بسیار مجذوب خودش شد؛ به‌نحوی که کنار آب می‌نشست و ارتباطی با کسی نداشت، سرانجام عاشق عکس خود در آب شد و پنداشت که بهشتی است. بنابراین کوشید که او را بگیرد، ولی چون موفق نشد، مأیوس گردید و در پایان، از این اندوه، جان سپرد! این در واقع، تعریف ویژگی فرد خودشیفته است. انسانی که فقط به خویشتن می‌اندیشد. به قول یکی از روانشناسان صاحبنام: ”تمام نیروی روانی او به خودش معطوف است“.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤




شاید براى همگى ما اتفاق افتاده باشد که با ایجاد کوچک ترین دردى در یکى از اعضاى بدنمان به این فکر کنیم که دچار یک بیمارى خطرناک شده ایم؛ نوعى بیمارى که شاید هیچ راه علاجى نداشته باشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤

وسواس" از اختلالات اضطرابی انسانهاست که پایه ی زیست شناختی دارد. وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن را در تمام گروههای سنی می توان مشاهده کرد.
این یکی از شایع ترین رفتارهای درونی انسان است و نیرویی بی ریشه ولی قویست که انسان را به انجام و یا بازداشتن از اعمالی وادار می کند. در آیاتی از قرآن کریم وسواس به معنی افکار بیهوده و مضری آمده که در ذهن خطور می کند. وسواس به عنوا بیماریی پیچیده ، آزار دهنده و اسارت آور معرفی شده است که شخص را مجبور می کند تا رفتاری بر خلاف میل و اراده انجام دهد و با آن که می داند افکار و رفتارش بیهوده است ولی خود را در رهایی از آن ناتوان می بیند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٤


خانواده، شغل، کنار آمدن با عادت ماهانه، بارداری، یائسگی. یک خانم با مسائل بیشماری روبروست و باید هر کدام از آنها را کنترل کند. اما یکی از این مواردی که به هر حال یک روز با آن مواجه خواهید شد: افسردگی است.

تقریبا زنان دو برابر بیشتر از مردها در مراحل مختلف زندگی، دچار افسردگی میشوند. عامل این اختلاف چه چیز می تواند باشد؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٢٤


افسردگی یکی از مسایل و مشکلات مهم بهداشت جامعه می باشد. اختلالات افسردگی با کارکرد اجتماعی و شخصی تداخل می کند و بیماران افسرده، کسانی هستند که ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثیر قرار گرفته است. افراد افسرده ممکن است که توانایی انجام فعالیتها و مسئولیتهای معمول و عادی شغلی خود را از دست بدهند.


● افسردگی چیست؟
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی و یا ناامیدی که فردی حداقل به مدت ۲ هفته در اغلب روزها و در اغلب ساعات روز به علاوه علایم همراه، داشته باشد.
افسردگی یکی از مسایل و مشکلات مهم بهداشت جامعه می باشد. اختلالات افسردگی با کارکرد اجتماعی و شخصی تداخل می کند و بیماران افسرده، کسانی هستند که ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثیر قرار گرفته است. افراد افسرده ممکن است که توانایی انجام فعالیتها و مسئولیتهای معمول و عادی شغلی خود را از دست بدهند.
● علایم بیماران افسرده چیست؟
از دست دادن علاقه، بی حوصلگی، ناتوانی از لذت بردن، احساس ناامیدی، بی حالی و خستگی، بی خوابی، گوشه گیری اجتماعی، احساس پوچی نمودن، کاهش یا از دست دادن میل جنسی، بی اشتهایی و یا پرخوری، عدم تمرکز فکری و اختلال درتصمیم گیری فرد، احساس گناه شدید، داشتن افکار خودکشی، شکایات جسمانی مختلف نظیر سردرد یا درد قفسهٔ سینه بدون وجود شواهدی از بیماری جسمی، مضطرب بودن، وحشت زدگی وخیم ترین پیامد دورهٔ افسردگی، اقدام به خودکشی است.
● علل افسردگی چیست؟
برای افسردگی حقیقی، علت واحد و مشخصی را نمی توان مطرح کرد. بعضی از عوامل زیست شناختی نظیر بیماریهای جسمی، اختلالات هورمونی، و نیز مصرف برخی داروها می توانند نقش داشته باشند.
● عوامل افزایش دهنده خطر برای بروز افسردگی چیست؟
عصبانیت یا احساس دیگری که ابراز نشده باشد، داشتن شخصیتی وسواسی، جدی یا شدیداً وابسته، سابقهٔ خانوادگی افسردگی، وابستگی به الکل، شکست در ازدواج، شغل و یا روابط با دیگران، مرگ یکی از نزدیکان که برای فرد مهم باشد، انجام برخی از اعمال جراحی نظیر برداشتن پستان به خاطر سرطان، زنانی که دچار یائسگی می شوند، مصرف برخی داروها، نظیر رزرپین و داروهای مسدود کننده گیرنده بتا آدرنرژیک ( مانند: پروپرانول، آتنولول) و داروهای آرام بخش و خواب آور. همچنین برخی از بیماریهای سیستمیک مزمن، نظیر دیابت، سرطان لوزالمعده و اختلالات هورمونی.
● عواقب مورد انتظار:
در بسیاری از موارد، بیماری به خودی خود بهبود می یابد، اما با مراجعه به پزشک و رعایت توصیه های داده شده توسط پزشک می توان دوره بیماری را کوتاه کرد. همچنین بایستی روش های مقابله با افسردگی را آموخت. نباید فرد نسبت به بهبودی خود دید منفی داشته باشد.
● عوارض احتمالی:
مهمترین عارضه ای که فرد را تهدید می کند، خطر اقدام به خودکشی در فرد افسرده است که علایم هشدار دهنده آن عبارتند از:
گوشه گیری از خانواده و دوستان، به زبان آوردن اینکه می خواهد همه چیز را تمام کند، اقدام به نوشتن وصیت نامه و نیز خوشحالی ناگهانی پس از احساس ناامیدی طولانی مدت.
● اصول درمانی در بیماران افسرده به چه نحوی است؟
الف) استفاده از درمانهای دارویی ضد افسردگی :
دارو درمانی برای بیمارانی استفاده می شود که افسردگی طولانی مدت یا نسبتاً شدید داشته باشد. همچنین به بیماران افسرده باید خاطر نشان کرد که مصرف هیچ کدام از داروهای ضد افسردگی موجب اعتیاد نمی شود تا با قطع مصرف داروها از طرف بیماران مواجه نشویم.
ب) استفاده از روان درمانی به شکل های مختلف و متناسب با هر کس، مثلاً چاره جویی برای حل مشکلات بیمار و افزودن بر قدرت مقابله بیمار با مسائل به کمک مشاور یا روانشناس
ج) متعادل نمودن شرایط اجتماعی _ اقتصادی زندگی به نحوی مناسب و مقدور، نظیر کاستن از ساعات کار شبانه و تغییر شغل به محیطی که فشار روحی برای بیمار نداشته باشد.
توصیه به انجام فعالیتهای ورزشی مناسب و منظم، توصیه به ترک الکل و رعایت یک رژیم غذایی متعادل و کم چرب.

پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢٤


شخصی که دچار افسردگی بیمارگون می‏شود، احساس غمگینی می‏کند و اغلب به گریه می‏افتد. احساس گناه عذابش می‏دهد و معتقد می‏شود که در حق دیگران کوتاهی می‏کند.


● افسردگی
افسردگی به دلیل شیوع بالا در جوامع بشری از طرف برخی از محققین سرماخوردگی بیماریهای روانی لقب گرفته است. به طور متوسط حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد مردم از سطوح مختلف این بیماری رنج می‏برند و حداقل ۱۲ درصد مردم در طول زندگی نیاز به درمان پیدا می‏کنند. اختلال افسردگی در زنها شایعتر از مردان است. در این جا بایستی بین خلق افسرده به عنوان یک واکنش طبیعی که اکثریت مردم نسبت به فقدان‌ (یعنی از دست دادن عزیزی) از خود نشان می‏دهند و بیماری افسردگی تفاوت قایل شد.
بیماری افسردگی معمولاً در پی شکست، از دست دادن و ناکامیها به شکل خلق پایین و حالت غمگینی نمود پیدا می‏کند. در افسردگی شخص به دلیل شدت علائم افسردگی در بسیاری از جنبه‏های کارکردی خویش دچار مشکل می‏شود.
● سبب شناسی بیماری
افسردگی از تعامل بین چند عامل مختلف حاصل می‏شود. نشان داده شده است که شروع و سیر آن به عوامل مختلفی چون زیست شناختی، روانی، محیطی و عوامل روانی ـ اجتماعی مربوط می‏شود. از آن میان می‏توان به مواردی مانند: اختلال در کارکرد واسطه‌های شیمیایی- عصبی، کم‌کاری تیروئید، سابقه افسردگی یا الکلیسم در خانواده، از دست دادن والدین در دوران کودکی یا مورد بی توجهی آنان قرار گرفتن، نبود حمایت اجتماعی مناسب، وجود رویدادهای منفی در زندگی فعلی و خانوادگی اشاره نمود.
● نشانه‏های بیماری
شخصی که دچار افسردگی بیمارگون می‏شود، احساس غمگینی می‏کند و اغلب به گریه می‏افتد. احساس گناه عذابش می‏دهد و معتقد می‏شود که در حق دیگران کوتاهی می‏کند. بیش از حد معمول تحریک پذیر می‏شود و احساس اضطراب و تنش می‏کند. دچار مشکلاتی در رابطه با میزان خواب و خوراک و تمرکز می‏شود. انرژی فرد کاهش می‏یابد و احساس خستگی و کاهش لذت از انجام اعمال روزمره می‏نماید.
افکار آزار دهنده‏ای چون تنفر از زندگی، ناامیدی و آرزوی مرگ و گاه افکار مربوط به خودکشی در این بیماران مشاهده می‏گردد. بر اساس آمار ۱۵% این بیماران به دلیل خودکشی جان خود را از دست می‏دهند، که اگر درمان و مراقبت خوبی داشته باشند می‌توان از آن پیشگیری کرد.
● درمان
درمان بیماری افسردگی به‌صورت دارویی و غیر دارویی موفقیت چشمگیری تا کنون داشته است. در بسیاری از موارد اقدام به موقع برای مداوا به سرعت بیماری را مغلوب و حتی فرد را در مقابل استرس‏های بعدی زندگی مقاوم‏تر می‏سازد. بنابراین اکثر بیماران مبتلا به افسردگی نیازمند مراجعه به متخصصین بهداشت روان مانند روانشناس و روانپزشک می‏باشند. گرچه درمانهای دارویی و غیر دارویی در رقابت با یکدیگر موفقیت آمیز هستند ولی اکثر صاحب نظران درمان توأم را مؤثرترین شیوه درمان بیماری یافته‏اند.
درمان‌های غیردارویی انواع مختلف دارند، رفتار درمانی، شناخت درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی. هم‌چنین کاهش فشارهای زندگی روزمره، ورزش، سرگرمی، انتخاب سبک زندگی معنوی سالم و بدون تنش در درمان افسردگی مؤثر است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱

همانطور که انسان سر تا پا شاد می‌شود، دچار اندوه همه جانبه هم می‌گردد.


- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
- احساس غم، نگرانی، یا بیهودگی مداوم دارید.
- به خودکشی فکر می‌کنید.
- روابط و فعالیت‌هائی که شادی‌بخش بودند لذت خود را از دست داده‌اند.
- نمی‌توانید بخوابید، زیاد می‌خوابید، یا صبح خیلی زود قدم می‌زنید.
- احساس غم می‌کنید و در تمرکز، یادآوری، و تصمیم‌گیری دچار اشکال شده‌‌اید.
- دچار گریه‌های دوره‌ای شده‌اید.

- افسردگی نشانهٔ چیست؟
همانطور که انسان سر تا پا شاد می‌شود، دچار اندوه همه جانبه هم می‌گردد. غصه و غم از دست دادن عزیزی، و نیز گرفتاری‌های فردی مثل طلاق یا بیکار شدن بخشی از زندگی انسان است. افسردگی ناشی از این شرایط (حتی به‌مدت چندین ماه) چیزی طبیعی است.
اگر اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اید یا با هر تنش روانی از پا در می‌آئید، ممکن است گرفتار افسردگی شوید. افسردگی ممکن است علت جسمانی نیز داشته باشد. محققان دریافته‌اند که بسیاری از افراد دچار افسردگی شدید، اغلب دچار عدم تعادل در مواد شیمیائی مغز هستند.

- درمان افسردگی
علت هر چه باشد، راه‌هائی برای کاهش افسردگی وجود دارد.
احساس گناه نکنید. اگر افسردگی شما ناشی از احساس اشتباه است، سرزنش کردن خود کمکی نمی‌کند. البته به عهده گرفتن اشتباه مهم و ناراحتی با آن همراه است، اما احساس گناه یا شرمندگی شدید خود شخص را عامل اصلی قلمداد می‌کند.
برنامه منظمی داشته باشید. چرخهٔ خواب - بیداری خود را تنظیم کنید. در طول روز چرت نزنید تا تنظیم برنامهٔ خواب و بیداری آسان‌تر شود. بیشتر کار کنید، چون اعتماد به نفس شما را زیادتر می‌کند. اما اگر در آن واحد در سه جا کار می‌کنید، آن را کم کنید، چون تنش روانی را تشدید می‌کند.
صبحانهٔ مناسب بخورید. یک فنجان قهوهٔ شیرین ممکن است افسردگی را دو برابر کند. شکر و کافئین کمتر بخورید. کسانی که این‌ها را کنار گذاشته‌اند ظرف چند روز تغییر اثر آن را در خود احساس کرده‌اند.
الکل نخورید. بر خلاف اثر کوتاه مدت الکل در ایجاد نشاط، در بلند مدت باعث افسردگی ‌می‌گردد.
ورزش کنید. ورزش اثر ضد افسردگی خوبی دارد. به‌طور منظم به ورزشی که برایتان مناسب است بپردازید.
دانشتان را زیاد کنید. کتاب‌های مناسب دربارهٔ افسردگی و راه‌های مبارزه با آن بخوانید.
کمتر تلویزیون نگاه کنید. تماشای تلویزیون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگی را تشدید می‌کند. رخوت و کمبود تحرک یکی از علائم اولیه افسردگی است. تماشای زیاد تلویزیون درمان افسردگی را مشکل می‌کند.
سیگار نکشید. سیگار کشیدن نیز باعث تشدید افسردگی می‌شود. بهتر است آن را ترک کنید. اگر نمی‌توانید، از پزشک کمک بگیرید. ترک سیگار به درمان افسردگی کمک زیادی می‌کند.
تصمیم‌های مشکل نگیرید. در هنگامی که دچار افسردگی هستید، تصمیم‌های سخت نگیرید. تصمیم به تغییر شغل، ازدواج و طلاق را به بعد از دوران افسردگی موکول کنید. بهبود از افسردگی طول می‌کشد و نباید تغییر سریع را انتظار داشت.
از بوها کمک بگیرید. تحقیقات نشان داده است که رابطهٔ قوی و نزدیکی بین بویائی و هیجان وجود دارد. حتی مقادیر کم عطر می‌تواند امواج مغزی را تغییر دهد. مثلاً عطر گل یاس عملاً تحرک فرد افسرده را بالا می‌برد.
وقتی افسردگی از بین نمی‌رود. اگر با همهٔ اینها هنوز افسرده هستید، باز کارهای دیگری می‌توانید بکنید. برای انجام هر یک از موارد زیر از پزشک خود راهنمائی بخواهید.
داروهایتان را تغییر دهید. برخی داروهای ضد فشار خون، ضد حساسیت، و استروئید که برای آسم تجویز می‌شود ممکن است افسردگی را تشدید کنند. پرکاری یا کم کاری غدد درون ریز، مثل تیروئید، نیز می‌تواند باعث افسردگی شود. از پزشک خود دربارهء تغییر این داروها کمک بخواهید.
مشاوره روانی کنید. یک درمانگر متخصص می‌تواند مشکلات شما را بررسی کند و روابطی را که به کاهش افسردگی کمک می‌کند برقرار کند. درمانگرهای رفتاری روش‌های منفی تفکر و رفتار را که باعث افسردگی می‌شوند تغییر می‌دهند.
دارو بخورید. پزشک ممکن است برای شما داروی ضد افسردگی تجویز کند. دو نوع داروی معروف ضد افسردگی سه حلقه‌ای‌ها و مهار کننده‌های مونوآمین اکسید از (MAOI) هستند. داروهای دیگری نیز وجود دارند که عوارض جانبی اینها را ندارند.
ویتامین B بخورید. تحقیقات اخیر نشان داده است که افزایش ویتامین‌های B۲,B۱ و B۶ اثر داروهای ضد افسردگی سه‌ حلقه‌ای را در سالمندان بیشتر می‌کند. ولی مثل هر داروی دیگر، ویتامین‌ها را نیز باید با نظر پزشک مصرف کرد. خوردن مقادیر زیاد ویتامین B۶ می‌تواند سمی شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٤/٢٤


برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar