مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٤/٢/۸

چشم‌های‌تان را ببندید و آدم‌های زندگی‌تان را یک دور مرور کنید. از همه کسانی که در این لحظه به ذهن شما می‌آیند چند نفر را دوست دارید درست در همین ساعت ببینید؟ اگر دیگران چشم‌های‌شان را ببندند چطور؟

این عادت ها هر روز شما را تنهاتر می کند


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/٦/۱۱


ازدواج بیرون آمدن از پوسته تنهایی است، وقتی مجردی در لاک تنهایی فرو رفته ای؛ ازدواج شریک کردن یک نفر دیگر در همه زندگی خودت است، وقتی مجردی شریکی نداری؛ ازدواج تولد یک خانواده جدید است، وقتی مجردی خانواده ات همانی است که بود؛ ازدواج هویتی جدید برای مرد و زن است، وقتی مجردی چیزی جز دختر و پسر خانواده نیستی؛ ازدواج یک دنیا وظیفه و تعهد است، وقتی مجردی، وظیفه و تعهد زیادی نداری و دوران پس از ازدواج با زمانی که مجردی از زمین تا آسمان فرق دارد.


باید پای حرف تمام افراد متاهل و مجرد نشست و صحبت هایشان را مو به مو گوش داد و آن وقت نتیجه گرفت که دنیای تاهل جذاب تر است یا دنیای تجرد، البته اگر همه آنهایی که سفره دلشان را پهن کرده اند راست گفته باشند و از احساسات واقعی شان پرده برداشته باشند. بیشتر آدم ها هیچ وقت از شرایطی که دارند راضی نیستند، آنها هر وقت به چیزی می رسند باز هم افسوس گذشته را می خورند یا نگاهشان به داشته های دیگران است، پس وقتی از ازدواج و تجرد هم حرف می زنند دچار همین حس می شوند برای همین است که حرف آدم ها در مورد این دو دوره از زندگی را نمی توان ملاک قضاوت صد درصدی قرار داد؛ ولی فارغ از این بحث ها آنچه که نمی شود در آن شک کرد مزایایی است که به واسطه ازدواج سهم آدم ها می شود و محدودیت هایی که پس از ازدواج دست و پای آدم ها را می بندد.

وقتی ازدواج می کنی از زندگی قبلی ات کنده می شوی از تمام چیزهایی که پدر و مادرت برایت خواسته اند و همه شان دلخواهت نبودند، آن وقت خودت خانم یا آقای یک خانه می شوی درست مثل پدر و مادرت با همان خوبی ها و البته بدی ها و نقص هایی که نمی خواهی میراث دارشان باشی. وقتی ازدواج می کنی اگر عاشق همسر و زندگی جدیدت باشی، طعم خوش زندگی ۲ نفره را حس می کنی و حاضر نمی شوی دیگر به دوران تنهایی ات برگردی؛ دورانی که مجرد بودی و هیچ وقت هویت جداگانه ای از خانواده ات نداشته ای. وقتی ازدواج می کنی دیگر خودت هستی و همسرت با یک دنیا مسوولیت و تعهد که هیچ کس جز خودت و او نباید زیر بارشان برود. در خانه متاهلی همه وظایف روی دوش زن و مرد خانه است و بهتر می شود اگر آنها خودشان دست به دست هم، کارها را پیش ببرند چون انتظار کمک از دیگران فقط به زیبایی و استقلال زندگی متاهلی ضربه می زند. اگر حاصل این ازدواج، فرزند یا فرزندانی هم باشد دیگر شرایط پیچیده تر می شود، ولی با وجود همه این پیچیدگی ها زندگی متاهلی معجزه ای دارد که دوران تجرد با همه آزادی ها و خوشی هایش به پای آن نمی رسد، البته اگر تو بازیگر ازدواجی موفق باشی و در کنار همسرت دومین بال یک پرنده برای پرواز رو به سوی اوج باشی.

تجرد، فرصتی برای رشد


همانقدر که یک ازدواج خوب می تواند آدم ها را رشد بدهد دوران مجردی هدفمند هم می تواند باعث اوج گرفتن آنها بشود. اگر در یک خانواده مهربان و وظیفه شناس که همه اعضای آن به خاطر خوشبختی هم تلاش می کنند به دنیا آمده باشی و خودت هم این گونه آفریده و رشد کرده باشی حتما دوران تجرد خوبی خواهی داشت. تا وقتی یک دانش آموز هستی و وظیفه ای جز ساختن خودت نداری ماندن در خانه پدر و مادر فرصت خوبی است که تا می توانی رشد کنی و برای روزهای بهتر آماده شوی. وقتی راه دانشگاه و داشتن حرفه ای مناسب را هم در پیش گرفتی مجرد بودن می تواند عصای دستت برای پیشرفت باشد چون آن وقت هم دغدغه ای جز موفق شدن نداری. در دوران مجردی می شود آرزوهای خوبی برای آینده طراحی کرد، می شود در دنیای نیامده آینده، نقش شاهزاده ای را بازی کرد که همه چیز وفق مرادش پیش می رود و کسی سر راهش پیدا نمی شود که مانع بتراشد و سنگ اندازی کند. در این دوران می شود تا جایی که ممکن است خوشحال بود و از نعمت زیر سایه پدر و مادر بودن استفاده کرد .


اما این احساسات زیبا هم تا زمانی خوب هستند و رویاها تا یک سنی آدم ها را ارضا می کنند، شاید وقتی ما آدم ها به این مرز احساسی می رسیم همان زمانی باشد که تاریخ مصرف دوران مجردی تمام شده و حس تاهل از زیر پوسته کهنه تجرد قصد خودنمایی دارد.

دختر مجرد، پسر مجرد؛ کدام بهتر است


آدم ها همانقدر که به هم شبیه اند به همان اندازه باهم فرق دارند، برای همین است که یک نسخه ثابت در یک جامعه انسانی هیچ وقت برای همه جواب نمی دهد. باید جای تک تک آدم ها بود و از دریچه چشم و احساسشان به دنیا نگاه کرد تا فهمید از شرایطی که دارند لذت می برند یا نه. ولی با این حال آدم ها هر چقدر هم با هم فرق داشته باشند چون آدم بودن وجه مشترک همه آنهاست. پس حتما در هر دوره از زندگی احساسات مشابهی پیدا می کنند، درست مثل پسران و دختران مجرد.


حتما اینها از تنها بودنشان لذت می برند، از این که جز به پدر و مادرشان نباید به کس دیگری جواب بدهند، به خاطر این که فقط بار زندگی خودشان را به دوش می کشند و وقتی سرشان را روی بالش می گذارند فقط به خودشان و دنیایشان فکر می کنند. حتما آنها خوشحالند که هنوز وارد زندگی ای نشده اند که آنها را مجبور به تسلیم شدن کند، شرایطی که دست و پایشان را ببندد و آرزوهایشان را محدود کند. دختران و پسران مجرد حتما از این که از عشق پدر و مادرشان سیراب می شوند، شادند و لذت می برند از این که کسانی هستند که به جای آنها خودشان را به آب و آتش بزنند و زندگی را با همه موانع سر راهش سر و سامان بدهند.


اینها حقیقت دوران تجرد است، البته برای آنهایی که در خانه پدری با مهر او و فداکاری مادر زندگی می کنند، چون دوران مجردی این قبیل آدم ها با آنهایی که سختی زندگی به جدا شدن از خانواده وادارشان کرده حتما فرق دارد. در این میان شرایط دختران و پسران مجرد هم تفاوت های زیادی با هم دارد. در فرهنگ ما همیشه پسرها آزادتر از دختران بوده اند این موضوعی است که از همان کودکی در خانواده ها به بچه ها دیکته می شود، کسی که همیشه برای کوچک ترین تصمیمش باید اجازه بگیرد دختر است و کسی که اگر بی اجازه نیز کاری کرد، کسی پاپی اش نمی شود پسر است. همین طرز برخورد با بچه ها از آنها نوجوانان و جوانان متفاوتی می سازد و تا دوران بزرگسالی و میانسالی شان نیز ریشه می دواند تا آنجا که زندگی برای پسران مجرد مصائب کمتری نسبت به زندگی دختران مجرد دارد. دکتر انور صمدی راد، جامعه شناسی است که در پژوهشی با عنوان بررسی مسائل و مشکلات زنان و دختران بدون همسر به مشکلاتی که دختران مجرد مجبور به رویارو شدن با آنها می شوند اشاره کرده است. تحقیقات او نشان می دهد که رفتار نابهنجار برخی مردان ـ تحقیرها، متلک ها و رفتارهای دور از اخلاق ـ نسبت به دخترانی که پس از بیست و چند سالگی هنوز مجرد مانده اند، باعث آزار روحی و سلب اعتماد و امنیت روانی آنها و خانواده هایشان می شود؛ این در حالی است که به گفته او مجرد ماندن یک گناه نابخشودنی نیست، چراکه دختران در جامعه ما به دلایلی چون نداشتن تحصیلات کافی، نداشتن کار و درآمد، نداشتن خانواده آبرومند، نداشتن جمال و اندام متناسب، نداشتن امکان معاشرت و آشنایی با افراد مناسب برای ازدواج و داشتن معلولیت های ذهنی و جسمی موفق به ازدواج نمی شوند یعنی عواملی که بیشتر آنها از حیطه اختیار آنها خارج است و به جبر محیطی مربوط می شود.


درست است که بیشتر عواملی که باعث مجرد ماندن دختران می شود به خاطر اشتباهات آنها نیست، ولی بیشتر خانواده ها این موضوع را درک نمی کنند. آنهایی که دختر مجردی در خانه دارند که سنش در حال بالا رفتن است بدون آن که خواستگار مناسبی برایش پیدا شود، او را بشدت تحت فشار می گذارند مثل این که اگر کسی او را برای ازدواج انتخاب نمی کند تقصیر خودش است.


برای همین در این قبیل خانواده ها دختران مجرد یا راه ناسازگاری با خانواده را در پیش می گیرند و مخصوصا اگر درآمدی داشته باشند راهشان را از خانواده جدا می کنند یا برای فرار از حرف های خانواده و شنیدن نگرانی های آنها به ازدواج با اولین کسی که به سراغشان آمد، تن می دهند؛ یعنی تصمیمی که پیامدهای منفی اش از هرگز ازدواج نکردن بیشتر است.

دختران مجرد در یک نگاه


خانواده هایی که دختر مجرد در خانه دارند با بالا رفتن سن او نگرانی هایشان نیز بیشتر می شود. آنها این موضوع را شنیده اند که اگر نیازهای جنسی افراد در سن مناسب از راه ازدواج بر آورده نشود، روش های انحرافی و خارج از شرع و عرف جلوی راه آنها سبز می شود، همچنین این خانواده ها باور دارند که اگر پزشکان می گویند با بالا رفتن سن ازدواج آمار ناهنجاری های مادرزادی و عقب ماندگی های ذهنی بالا می رود، حتما این موضوع حقیقت دارد برای همین نمی توانند از فشار آوردن بر فرزندشان برای زودتر ازدواج کردن دست بردارند. این خواسته خانواده هاست، اما آیا خواسته دختران هم هست؟ بی شک همه دختران مجرد مثل خانواده هایشان فکر نمی کنند، از نظر آنها مجرد ماندن آنقدرها هم ترسناک نیست و زندگی مجردی به حدی آزاردهنده نیست که برای فرار از آن بخواهیم با هر کسی که از راه می رسد ازدواج کنیم. اما این اختلاف نظرها تا یک زمانی در خانواده قابل تحمل است چون یا دختر کم می آورد یا خانواده اش که نتیجه هر دو اضطراب و از دست رفتن آرامش و امنیت خاطر است.


البته مشکلات دختران مجرد فقط به محیط محدود نمی شود، چون آنهایی که به جای ازدواج مشغول شدن به یک حرفه را انتخاب کرده اند نیز در محیط کارشان با مشکلاتی روبه رو هستند. مسعود رستمی، جامعه شناس، در گفت و گویی با شبکه ایران به این مشکلات نامرئی دختران اشاره می کند و می گوید: در محیط های کاری خصوصی و دولتی تبعیض علیه زنان وجود دارد، ضمن این که محیط های خصوصی برای بروز آزارهای جنسی زنان و دختران مجرد مستعدتر است این در حالی است که اگر از آزارهای جنسی بگذریم به دلیل فرهنگ سازمانی ویژه ای که در جامعه ما وجود دارد، دختران مجرد بیشتر از دیگران زیر ذره بین قرار دارند. به همین خاطر رفتارهایی که در آدم های متاهل حساسیت برانگیز نیست برای دختران مجرد باعث بروز نگاه و توجه ویژه اطرافیان می شود.


اما فارغ از سختی هایی که دیگران برای دختران مجرد پیش می آورند خودشان نیز مرتکب اشتباهاتی می شوند که مانع از ازدواج و ورودشان به دنیای تاهل می شود. بیشتر دختران مجرد معمولا با دخترانی که می شناسند چشم و هم چشمی دارند و مثلا اگر دختری از فامیل با مردی دارای مزیت های چشمگیر ازدواج کرده باشد آنها هم برای این که به چنین موقعیتی برسند و از او عقب نمانند به تمام موقعیت های ازدواجشان پشت می کنند، چون معتقدند آنها چیزی از او که ازدواج خوبی داشته کم ندارند. بیشتر دختران مجرد معمولا همه مردها را با یک چوب می رانند و مثلا اگر دیده اند مردی با ظاهری خاص آدم خوبی برای زندگی از آب درنیامده، همیشه از چنین آدم هایی دوری می کنند. در حالی که همه را با یک چشم نگاه کردن کاری اشتباه است. بیشتر دخترانی که مجردند ممکن است در باطن خود به ازدواج تمایل داشته باشند، اما همین که خواستگاری از راه می رسد و نسبت به آنها ابراز علاقه می کند سعی می کنند از او دور شوند. این چیزی است که بیشتر خانواده های این قبیل دختران را هم نگران می کند، چون به اعتقاد آنها یک دختر مجرد فقط تا سنی خاص مورد توجه است و امکان ازدواج پیدا می کند. البته این نگرانی ها نمی تواند زیاد هم بیراه باشد چون زندگی دخترانی که تا آخر عمر مجرد مانده اند، صحت این نگرانی ها را تایید می کند. مجرد ماندن باعث خوشبختی مطلق نمی شود، درست مثل این که ازدواج کردن موجب سعادت ابدی نمی شود. کسی که مجرد است یا متاهل خوشبخت یا بدبخت مطلق نیست چون چه تجرد و چه تاهل، ۲ دوره از زندگی است که بسته به این که چگونه به آن نگاه کنی می تواند تلخ یا شیرین باشد.


متاهل بودن به معنی رسیدن به همه چیز نیست، همان طور که مجرد بودن باعث از دست دادن همه چیز نمی شود به شرط آن که دختر مجرد سمبل توانایی، استقلال و هوشمندی باشد و تنها ماندنش مترادف با اندوه، افسوس و فرو رفتن در لاک وابستگی به دیگران نشود.

مریم خباز

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱٠

بی تردید در اطرافتان با افرادی مواجه شده‌اید که بنا به دلایلی هنوز مجرد مانده‌اند، یا هنوز فرد مورد علاقه‌شان را پیدا نکرده‌اند و یا شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده است.

افرادی هم هستند که همسرانشان را از دست داده‌اند و یا از آنها جدا شده‌اند و یا به افراد سالخورده‌ای برمی‌خوریم که همسر خود را از دست داده‌اند و فرزندانشان سر خانه و زندگی خودشان رفته‌اند و مجبور هستند در تنهایی زندگی کنند. در هر صورت، تنهایی چیز خوشایندی نیست اما این بدان معنا نیست که لحظات زندگی را از دست بدهیم و با اندوه زندگی کنیم.
برای آنکه از تمام لحظات زندگیتان بهره ببرید و با تنهایی کنار بیایید، چند راهکار ارائه می‌دهیم:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

فرانسیس بیکن، فیلسوف شهیر انگلیسی(1561ـ1626)، می‌گفت فقط دو نفر از تنهایی لذت می‌برند: یکی خدا و دیگری موجود ددمنش. در این جمله واقعیتی نهفته است. تنهایی هم می‌تواند زمینه‌ساز پلیدی‌ها باشد، هم می‌تواند مقدمه نیل به کمالات روحی و معنوی باشد، پس باید دید که کدام راه مطلوب و توصیه‌شدنی است: گریز از تنهایی یا خیز برداشتن به سوی آن؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلاء درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید،‌ از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید،‌می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد . شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیف احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید. یک نوع ازتنهایی به گم کردن یک شخص خاص، بدلیل مرگ او یا دوری‌اش مربوط می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

همه مردم کم و بیش احساس تنهایی می‌کنند. یکی از جنبه‌های تنهایی این است که فرد می‌پندارد خانواده یا دوستانش او را درک نمی‌کنند و پذیرای او نیستند. بیم و نگرانی ناشی از تنهایی ممکن است ریزه‌کاری‌های ساده زندگی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۳



به جای آنکه احساس تنهایی را نقص یا ویژگی شخصیتی غیرقابل تغییر بدانیم، باید بپذیریم که احساس تنهایی قابل تغییر است. هم‌چنین مهم است که بدانیم احساس تنهایی تجربه‌ای همگانی است . براساس نتایج یک پژوهش یک چهارم همه بزرگسالان حداقل چند هفته احساس تنهایی رنج آوری را تجربه کرده‌اند و بروز آن در میان نوجوانان و دانشجویان حتی بیش از این است. احساس تنهایی به خودی خود نه پایدار است و نه بد. در عوض، احساس تنهایی را باید نشانه یا علامت نیازهای مهمی دانست که برآورد نشده‌اند.

وقتی نیازهای مهم برآورده نشده باشند، شما یا هرکس دیگری باید دست به کار شوید. با تعیین اینکه کدام نیازها در شرایط ویژه شما برآورده نشده است شروع کنید. احساس تنهایی شما مکن است ناشی از نیازهای متعددی باشد. ممکن است ناشی از نیاز به گسترش دوستی با محفلی از دوستان یا با یک دوست ویژه باشد. ممکن است نتیجه نیاز به یادگیری انجام امور برای خودتان، بدون دوستان باشد. یا مکمن است ناشی از نیاز به داشتن احساس بهتر درباره خود یا نیاز به ارتباط بیشتر با خود باشد.

گسترش دوستی‌ها

راه‌های متعددی برای برآورده ساختن نیاز به دوستی وجود دارد. راه‌های زیر را ملاحظه کنید:

به خود یادآوری کنید که تنهایی شما همیشگی نیست.در انجام امور معمولی و روزانه خود، به دنبال راه‌هایی برای برقراری ارتباط با مردم باشید مثلاً می‌توانید:

با دیگران غذا بخورید.

در کلاس در کنار افراد جدید بنشینید.

برای مطالعه یا انجام تکالیف خود یک همراه پیدا کنید.

خود را در موقعیت‌های جدیدی قرار دهید تا افراد جدید را ملاقات کنید در فعالیت‌هایی شرکت کنید که واقعاً به آنها علاقه‌ دارید. در این صورت احتمال بیشتری وجوددارد که با افراد مورد علاقه خود ملاقات کنید؛ افرادی که علایق مشترکی با آنها دارید.

      از امکانات دانشگاهی استفاده کنید. سازمان‌ها و فعالیت‌های دانشگاهی را شناسایی کنید.

برای مثال باشگاه‌ها، مراکز مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ورزشی، مشاغل نیمه وقت و کارهای داوطلبانه.

درباره برنامه‌ها از کسی که بیش از شما در دانشگاه بوده است بپرسید.

روی رشد مهارت‌های اجتماعی خود کار کنید. روی شناخت دیگران و اجازه دادن به آنان که شما را بشناسند، تمرین کنید.

براساس روابط پیشین، روی افراد جدید قضاوت نکنید. در عوض، سعی کنید هر فرد را از زاویه جدیدی بنگیرد.

دوستی‌های صمیمانه معمولاً بتدریج رشد می‌یابند به طوری که افراد یاد می‌گیرند احساسات درونی خود را با هم در میان بگذارند.

     از شتاب در دوستی های صمیمانه خودداری کنید. از دیگران نیز چنین توقعی نداشته باشید. بگذارید دوستی  صمیمانه روند طبیعی خود را طی کند.

به جای آنکه معتقد باشید که فقط رابطه دوستانه با یک نفر می‌تواند تنهایی شما را پایان بخشد برای همه دوستی‌های خود و ویژگی‌های منحصر به فرد هر یک از آنها ارزش قائل شوید.
رشد خود

خود را به صورت کل ببینید. فقط به این دلیل که نیاز شما به دوستی یا معاشرت برآورده نشده، نیازهای دیگر خود را نادیده نگیرید.

تغذیه خوب، تمرین‌های درسی منظم و خواب کافی را دنبال کنید. نگذارید که تحصیلات، سرگرمی‌ها و سایر علایق به حال خود رها شوند.

      از اوقات تنهایی برای شناخت خود بهره ببرید. اوقات تنهایی را فرصتی برای رشد، استقلال و آموزش برای   رسیدگی به نیازهای عاطفی خود بدانید. در اوقات تنهایی می‌توانید جنبه‌های مختلفی از خود را رشد بدهید.

به جای آنکه فقط وقتی با دیگران هستید زندگی کنید، از اوقات تنهایی خود لذت ببرید. از برخورد منفعلانه با موقعیت‌ها پرهیز کنید.

 مطمئن باشید که راه‌های مبتکرانه و لذت‌بخش فراوانی برای بهره‌گیری از اوقات تنهایی وجود دارد.

در صورت امکان، از آنچه که در گذشته از آن لذت برده‌اید استفاده کنید تا راه لذت بردن از اوقات تنهایی خود را انتخاب کنید.

    وسائلی را که می‌توانید از آنها برای پر کردن اوقات تنهایی خود استفاده کنید مانند (کتاب‌ها،معماها یا موزیک) را در دسترس خود نگه دارید.

    راه‌های به تنهایی انجام دادن فعالیت‌های جمعی را کشف کنید مثلاً (سینما رفتن) . نظر خود را درباره فعالیت، از پیش تعیین نکنید.

 ذهن خود را باز بگذارید. به طور خلاصه، صرف نظر از اینکه چه احساس بدی می‌کنید، خود را فردی تنها تعریف

نکنید. وقتی توجه و انرژی خود را به نیازهایی که معمولاً می‌توانید برآورده کنید متمرکز سازید، وقتی یاد بگیرید

راه‌های جدیدی برای برآورده کردن نیازهای خود بیابید، تنهایی کاهش می‌یابید یا حتی از بین می‌رود. منتظر نمائید

تا احساستان شما را به پیش براند، حرکت کنید. احساسات خوب بالاخره خود را به شما خواهند رساند.
نیاز به یاری بیشتر

اگر پس از انجام این توصیه‌ها، مشکل تنهایی هنوز باقی است، می‌توانید در فکر کمک‌های بیشتر باشید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/۱٢


تغییر و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعی از احساسات را در دانشجویان به وجود می‌آورد. علاوه بر احساس هیجان و انتظار، احساس تنهایی نیز ممکن است وجود داشته باشد. تنهایی لزوماً به معنای تنها بودن نیست، ممکن است مدت‌های طولانی تنها باشیم و به هیچ وجه احساس تنهایی نکنیم. بررسی نحوه تجربه  :تنهایی در افراد دیگر، بهترین راه برای درک تنهایی است. در شرایط زیر ممکن است احساس تنهایی کنیدوقتی تنهایید و راهی برای تنها نبودن به نظرتان نمی‌رسد.

به نظرتان می‌آید که دلبستگی‌های پیشین را ندارید.

با تغییراتی در زندگی خود روبرویید، محل تحصیل، شهر یا شغل جدید و یا تغییراتی از این قبیل.

   به نظرتان می‌آید که هیچ کس در زندگیتان نیست که بتوانید

احساسات و تجارب خود را با او در میان بگذارید.

خود را غیرقابل قبول، دوست‌نداشتنی و بی‌ارزش درک می‌کنید، حتی اگر دیگران چنین درکی از شما نداشته  باشند.

 درک نادرست درباره تنهایی

تنهایی ممکن است به علت معنایی که از آن برای خود می‌کنید، عمیق‌تر شود. بویژه دانشجویان آماده درک‌های نادرست زیر درباره تنهایی هستند:

تنهایی نشانه ضعف یا عدم بلوغ است.

اگر تنها هستم به دلیل این است که اشکالی در من وجود دارد . این سال‌ها باید بهترین‌ سالهای زندگی من باشد.

من تنها کسی هستم که چنین احساسی دارم.

     اگر این درک‌های نادرست را باور کنید، ممکن است به این نتیجه برسید که تنهایی نتیجه نقصی در شخصیت شماست. پژوهشها نشان می‌دهد که دانشجویانی که تصور می‌کنند تنهایی نقص است مستعد مشکلات زیرند:مشکلات عمیق‌تر در پذیرفتن خطرهای اجتماعی، ابراز خود،‌آغاز روابط اجتماعی،‌معرفی خود به دیگران، مشارکت در گروهها و لذت بردن از زندگی.

مهارت کمتر در خود آشکارسازی، پاسخ دهی کمتر به دیگران، تمایل بیشتر به اینکه با بدبینی و بدگمانی به درگیری‌های اجتماعی وارد شوند.

احتمال بیشتر در ارزیابی منفی از خود و دیگران و تمایل بیشتر به انتظار طرد از جانب دیگران.

دانشجویان تنها اغلب از احساس افسردگی، خشم، ترس و سوء درک شکایت دارند. آنان ممکن است به شدت از خود انتقاد کنند، فوق‌العاده حساس یانسبت به خوددلسوز باشند، یا ممکن است از دیگران ایراد بگیرندو آنان را مقصر بدانند. وقتی این مسائل روی می‌دهد، دانشجویان تنها غالباً دست به اقداماتی می‌زنند که این احساس را در آنان پایدار می‌سازد برای مثال، بعضی از دانشجویان دلسرد می‌شوند، میل و انگیزه خود را برای درگیر شدن در موقعیت‌های جدید از دست می‌دهند و خود را از مردم و فعالیت‌ها کنار می‌کشند.

 برخی دیگر، برای مقابله با تنهایی، خود را به سرعت و عمیقاً با مردم وفعالیت‌ها درگیر می‌کنند بدون آنکه نتایج این درگیری را ارزیابی ‌کنند. این افراد ممکن است بعدها خود را با روابط نامناسب یا تعهدات بی‌شمار نسبت به فعالیت‌های آموزشی یا فوق برنامه روبرو ببینند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٤

 

همانطور که در فصل اول ذکر شد، یکی از زمینه‌هایی که فضا را برای خودارضایی آماده می‌کند تنهایی است. زیرا در تنهایی افکار و وسوسه‌های شیطانی به سراغ نوجوان می‌آید و او را به سمت گناه سوق می‌دهد. نوجون باید همیشه از تنهایی فرار کند. هیچ وقت تنها در خانه نماند. کارهایش را طوری برنامه ریزی کند که اوقاتی که در خانه سپری می‌کند، همیشه کسی در خانه باشد، در خانه هم سعی کند به تنهایی در اتاقی نباشد. برای مطالعه و کارهایی که نیاز به تمرکز دارد سعی کند از کتابخانه و سالن‌ها مطالعه استفاده کند و اگر امکانش نیست حتما درب اتاقی که در آن مطالعه می‌کند باز باشد تا دیگران به راحتی بتوانند رفت و آمد کنند و او را ببینند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳٠

احساس تنهایی، احساس ناخوشایندی است که در اثر کاستی در شبکه روابط اجتماعی فرد و یا فاصله داشتن بین روابطی که فرد تمایل دارد که داشته باشد و آن چیز که هم اکنون دارد، به وجود می آید. «بارون» و «بیرن» در کتاب روانشناسی اجتماعی مینویسند: احساس تنهایی، واکنش هیجانی و شناختی یک فرد است،به داشتن روابط رضایتبخش کمتر و کمتر از آنچه که تمایل به داشتن آن دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢۳

مه مردم کم و بیش احساس تنهایی می کنند. یکی از جنبه های تنهایی این است که فرد می پندارد خانواده یا دوستانش او را درک نمی کنند و پذیرای او نیستند.
    بیم و نگرانی ناشی از تنهایی ممکن است ریزه کاری های ساده زندگی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بعضی مردم از لحظه های تنهایی خود بی اندازه لذت می برند؛ بی آن که کمترین توجهی به احساس یا خواسته های دیگران داشته باشند. بعضی در پی تنهایی اند. تنهایی برای آنان به آبادی کوچکی در دل بیابان می ماند که می توانند لختی برای نفس تازه کردن در آن بیاسایند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢


 خوابیدن بچه ها براى برخى والدین، گاهى به یک دردسر تبدیل مى شود. بویژه این که برخى بچه ها هیچ تمایلى به خوابیدن در اتاق و تختخواب خود ندارند.
این بچه ها دوست دارند تا زمان به خواب رفتن، در کنار پدر یا مادر بمانند و اصلاً نمى خواهند به خوابیدن در اتاق و تختخوابشان عادت کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٢

 

احتمالا تحت فشار‌هایی برای صورت دادن یک ازدواج نا درست هستید. این فشار تاثیری است که دوستان، خانواده، اجتماع و یا برنامه‌ریزی احساسی خودتان بر شما می‌گذارند و این پیام را به شما می‌دهند که «باید با کسی ازدواج کنید؛ در غیر این صورت، حتما مشکلی دارید.» اگر به دلائل بیرونی و یا درونی احساس اجبار می‌کنید ممکن است با کسی ازدواج کنید که در شرایط معمولی، هرگز او را انتخاب نمی‌کردید.

 

در زیر بعضی از انواع مختلف فشار بررسی شده است:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٢۳

همه مردم کم و بیش احساس تنهایی می کنند. یکی از جنبه های تنهایی این است که فرد می پندارد خانواده یا دوستانش او را درک نمی کنند و پذیرای او نیستند.
    بیم و نگرانی ناشی از تنهایی ممکن است ریزه کاری های ساده زندگی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بعضی مردم از لحظه های تنهایی خود بی اندازه لذت می برند؛ بی آن که کمترین توجهی به احساس یا خواسته های دیگران داشته باشند. بعضی در پی تنهایی اند. تنهایی برای آنان به آبادی کوچکی در دل بیابان می ماند که می توانند لختی برای نفس تازه کردن در آن بیاسایند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/٦

 

جوان ها ‘تنهاتر از پیرها هستند’

 

براساس یک مطالعه تازه، احساس تنهایی در میان جوانان بیش از کسانی است که وارد دوره بازنشستگی شده اند، و این بخشی از تغییرات عمیقی است که در شیوه زندگی و تعامل ما به وجود آمده است.


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar