مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٧/٢٢

آسیب های روانی «کودکان طلاق» باعث می شود برخی از همسران با وجود مشکلات فراوان در زندگی مشترک ترجیح دهند طلاق نگیرند، چرا که در صورت جدایی آینده تیره ای در انتظار فرزندان آن هاست. از طرفی والدینی که مجبور به طلاق شده اند، همیشه در پس ذهن خود نگرانی و دغدغه دارند که آینده فرزند آن ها چه طور خواهد شد و آیا در شرایطی که آن ها طلاق گرفته اند و فرزندان شان برچسب کودکان طلاق دارند می توان به آینده آن ها امیدی داشت؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/٥/٧

بر اساس آمارهای مربوط به کودک‌آزاری، هر ساله هزاران کودک در سراسر جهان، مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند. با آگاهی از علائم کودک‌آزاری، می‌توان به کودک کمک کرد تا از درد و رنج آن رهایی یابد. اگر شما معلم، فعال یا مددکار اجتماعی، پدربزرگ یا مادربزرگ، عمه یا خاله، عمو یا دایی، برادر یا خواهر بزرگ‌تر، دوست خانوادگی و یا حتی یک آشنا هستید،


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱٩

تجاوز خشونت است و خشونت مسئله اجتماعی است ، نگاهی کوتاه داشته باشیم به تجاوزهای جنسی و تنوع آن ها در مناطق مختلف کشور.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱۸
والدین لازم است برای کنترل بهتر کودکان و نوجوانان درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل موثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافی کسب کنند و مهارت‌های تربیتی خود را افزایش دهند. از سوی دیگر والدین باید الگوی مناسبی برای فرزندان خود بوده و هرگز برخلاف گفته خود عمل نکنند.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۳/۳/۱۸

 اخیراً برخی مسوولان و رسانه ها ،‌ از یک بحران اجتماعی جدید به نام "طلاق توافقی"‌خبر می دهند و نسبت به شیوع آن ابراز نگرانی می کنند.

طلاق توافقی آن است که همسران وقتی می بینند نمی توانند به زندگی مشترک با یکدیگر ادامه دهند،‌با توافق همدیگر به دادگاه خانواده می روند و با حکم قاضی از هم جدا می شوند.

این که "بالا رفتن آمار طلاق در یک جامعه خوشایند نیست"، گزاره درستی است و باید نگران اصل ماجرا یعنی روند رو به رشد طلاق و در واقع ریشه های آن باشیم اما این که برخی مسوولان و رسانه ها نگران طلاق توافقی شده اند،‌ موضوعیت چندانی ندارد.طلاق توافقی؛ خوب یا بد؟!

اتفاقاً‌ طلاق توافقی ، بهترین نوع طلاق است زیرا طرفین بی آن که مانند انواع دیگر طلاق ،‌ دچار درگیری های مداوم خانوادگی و قانونی شوند و علیه یکدیگر شکایت و شکایت کشی کنند،‌ با یکدیگر مذاکره می کنند و نهایتاً‌ نتیجه مذاکرات شان را که عدم توانایی در ادامه زندگی مشترک است ، به دادگاه خانواده اطلاع می دهند و محکمه هم طبق مقررات و بعد از برگزاری جلسات مشاوره،‌ حکم به جدایی می دهد.

انصاف دهید که این روش برای جدا شدن بهتر است یا روش هایی مانند آن که زن طلاق می خواهد و مرد برای این که مهریه اش را ندهد، می گوید آنقدر در کنج خانه نگاهت می دارم که موهایت هم مانند دندان هایت سفید شود؟! یا طلاقی که یکی از همسران ،‌هنوز دل در گرو دیگری دارد ولی در یک منازعه یک طرفه می بازد و جدا می شود؟ یا اصلاً «طلاق آمیخته با توافق» بهتر است یا «یک عمر زندگی بی توافق و پر از تنش های روحی و فکری و احیاناً آسیب های جسمی»؟!

اگر از منظر قرآنی هم به طلاق توافقی نگاه کنیم باید بگوییم که اتفاقاً طلاق توافقی در صورتی که زوج ها نتوانند زندگی مشترک کنند،‌ توصیه هم شده است. در آیه دوم سوره طلاق ،‌توصیه ای اخلاق مدارانه وجود دارد که می فرماید:‌ با به خوبی با هم زندگی کنید یا به خوبی از هم جدا شوید.
طلاق توافقی،‌ در واقع مصداق عمل کردن به بخش دوم این آیه است؛ یعنی با خوبی و خوشی از هم جدا شدن.
متأسفانه عده ای فکر می کنند زن و شوهری که نتوانسته اند به خوبی با هم زندگی کنند باید با جنگ و دعوا و خط و نشان کشی برای هم و انتقام و ... مفارقت کنند،‌ حال آن که دستور اسلام این است که اگر نتوانستید به خوبی با هم زندگی کنید، وقتی از هم جدا می شوید، با خوبی این کار را بکنید.
این یک باور غلط است که طلاق الزاماً باید با دشمنی دو همسر پیشین همراه باشد. در نگاه متمدنانه و انسانی و اسلامی،‌ طلاق به معنی این است که دو نفر به هر دلیلی نتوانسته اند با هم زندگی مشترک داشته باشند و برای این که خود و طرف مقابل شان آزرده نشوند، از هم جدا می شوند. البته حساب طلاق های ناشی از ظلم یکی از زن یا شوهر که ناگزیر به عداوت می انجامد جداست و در این جا سخن از اصل طلاق و فلسفه وجودی آن است.

بنابراین بهتر است توان جامعه و به ویژه مسوولان به جای آن که صرف گیر دادن به افزایش طلاق های توافقی یا برگزاری ضیافت طلاق و نظایر این شود ، به این سمت هدایت شود که ریشه های طلاق شناسایی و برای رفع آنها کاری شود ، مانند بهبود وضع اقتصادی خانواده ها ، آموزش های خانواده ، گسترش خدمات مشاوره ای ،‌ ارائه آموزش های دقیق جنسی به زوج ها و... و الّا گوشه ای نشستن و ابراز تأسف کردن ، دردی دوا نمی کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

خشونت چیه؟ زور گفتن کتک زدن چی؟خیلی خوبه؟ چرا همه فکر میکنند با زور گفتن و نشان دادن خشونت و کتک زدن مردونگیه خوشون رو ثابت میکنند؟

خشونت علیه زنان فقط به کتک زدن و تنبیه‌های جسمی گفته نمی‌شود. کلمات توهین‌آمیز، شک، بدبینی که در جماعت مردانه آن را خوش‌غیرتی می‌دانند همان خشونتی است


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/٢٦

سازمان ثبت احوال کشور چندی پیش در گزارشی اعلام کرد که در 9 ماهه ی نخست امسال، 108 هزار و 249 مورد طلاق در کشور به ثبت رسیده که در مقایسه با مدت مشابه پارسال، 9/3 درصد افزایش داشته است.

بر اساس این گزارش ،100 هزار و 586 مورد طلاق در شهرها و هفت هزار و 663 مورد نیز در روستاها به ثبت رسیده است در هر ماه بطور متوسط تعداد 12 هزار و 28 واقعه طلاق و یا به عبارتی در هر شبانه روز 392 مورد طلاق به ثبت رسیده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱۱/۱۳

سندرم نقص ایمنی ـ اکتسابی (AIDS) و اختلالات وابسته به آن به همراه اعتیاد، ماهیت مراقبت های بهداشتی را در سراسر دنیا تغییر داده است.

تیم های بهداشت روانی در سه زمینه با مشکل AIDS درگیر هستند :
1) عوارض مغزی و عصبی
2) سندرم های روانپزشکی کلاسیک (اضطراب، افسردگی، سایکوز) و اختلالات وابسته به ایدز


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/٢٠

در حال حاضر حتی خشونت فیزیکی زنان علیه مردان در تمام دنیا دیده می‌شود؛ البته برخی خشونت‌ها مانند خشونت کلامی و مطالبه مهریه از جمله خشونت‌های منفعل است. ضمن آنکه باید توجه داشت هفت سال اول زندگی مشترک بر اساس آمار جهانی و آموزه‌های مذهبی ما دوران متلاطمی است، چرا که طی این مدت زوجین هنوز نتوانسته‌اند یکدیگر را خوب درک کنند و دچار مشکل می‌شوند.

بسیاری از زنان و حتی مردان در هفت سال اول زندگی به محض بروز مشکلات به فکر طلاق می‌افتند و این وضعیت را فرصتی برای گرفتن مهریه می‌دانند؛ البته مهریه حق زن است ولی آیا این حق به شیوه‌ انسانی مطالبه می‌شود و میزان آن منصفانه است؟
 آمار در زمینه خشونت جنسی نشان‌دهنده انجام ندادن وظایف زنانگی برخی زنان است. این مورد نیز از مصادیق خشونت زن علیه مرد است. البته عکس این موارد نیز وجود دارد.

در این شرایط همه نظام‌های اجتماعی، قانونی و آموزشی جوامع مختلف، باید به ضرورت نیاز بیشتر مردان به آموزش توجه بیشتری کنند.
 متاسفانه زنان با حقوق خود آشنا می‌شوند و نه وظایفشان. این در حالیست که حقوق زنان را باید به مردان آموزش داد نه به خود آنان، چراکه در این شرایط زن مدعی می‌شود بدون آنکه از تکالیف خود آگاهی داشته باشد.
طبق تعریف خشونت خانگی، این نوع خشونت می‌تواند در مورد همه اعضای خانواده حتی نسبت به سالمندان و کودکان اعمال شود.

طبق آمار جهانی معمولا خشونت خانگی مرد علیه زن بیشتر است، اما متاسفانه با پدیده جدیدی با عنوان خشونت خانگی زن علیه مرد روبرو هستیم که آمار آن نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورها نیز کم نیست.
 در جوامع سنتی مانند ایران و کشورهای جنوب شرق آسیا آمار دقیقی درباره خشونت خانگی وجود ندارد، چرا که به علت وقوع این نوع خشونت در خانه، یک موضوع کاملا خصوصی تلقی می‌شود، بنابراین آمارهای موجود هم مربوط به افرادی است که به خاطر آزار و اذیت ناشی از خشونت خانگی به مراکز قانونی یا درمانی مراجعه می‌کنند.
  شناخت این پدیده و درمان مرتکبان این نوع خشونت مهم‌تر است؛ البته به علت وقوع خشونت خانگی بین یک زوج چه مرد عامل باشد و چه مفعول، باید هم به درمان مرد و هم زن توجه کنیم.
 در بسیاری از کشورهای جنوب شرق آسیا از جمله مالزی، خانواده‌ها تحت آموزش قرار می‌گیرند و شرایط اجتماعی منجر به ابراز خشونت نمی‌شود، چرا که خانواده زیر مجموعه سیستم بزرگتری به نام جامعه است؛ اما وقتی یک مرد به علت فشار اقتصادی و مشکلات مالی وارد منزل می‌شود، زن هم مهارت‌های لازم برای آرام کردن همسر ندارد و این امر زمینه بروز خشونت خانگی را فراهم می‌شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/۱۸

نگاه مادی گرایانه موجب ایجاد توقعات و انتظاراتی در دختران نسبت به انتخاب همسر آینده‌‌شان می شود و عدم تطابق این معیارها با مردان و پسرانی که خواستگار آنها هستند، موجب می شود تا از ازدواج سرباز زنند در موارد بسیاری هم مشاهده می شود که طرح این خواسته ها و توقعات موجب عقب نشینی پسران از ازدواج با این دختران می شود.

  عامل مهم دیگر ارتقای سطح تحصیلی در میان دختران است تحصیل در دانشگاه به ایجاد فضایی برای آشنایی دختران با جنس مخالف می شود که این شناخت به همراه کسب مدارج عالی تحصیل می تواند از عوامل بالا رفتن سن ازدواج باشد.
  عامل دیگری که می توان به آن اشاره کرد به ارتقای شغلی دختران است و دخترانی که با داشتن مدارک تحصیلی بالا، موفق به کسب مشاغل نسبتا خود با در آمد بالا، می شوند، به نوعی با احساس استقلال مواجه هستند و کسب احساس خودکفایی می تواند به عنوان دلیلی برای سختگیری در ازدواج و به تاخیر انداختن آن باشد.
  از طرفی در دنیای امروز، رسانه ها به طور دائمی به نمایش تصویری از زنان می پردازند که این تصور در بسیاری از موارد برای دختران جامعه ما الگو بوده است. تصویری که در حال القای مبانی فکری خاصی به دختران می باشد مبنی بر اینکه، زن موجودی آزاد، فعال و موثر است و دلیلی ندارد با ازدواج کردن، خود را محدود کند و می تواند به طور آزاد و دلخواه با هر کس زندگی کند.
  والدینی که با فراهم کردن امکانات رفاهی مناسب و امکانات عاطفی و حمایت های بیش از حد خود، فرزندان و خصوصا دخترانی نازپرورده و حساس تربیت کرده‌‌اند که تصور میکنند طاقت روبرو شدن با مشکلات زندگی زناشویی را ندارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱٠/٢

اعتیاد به مواد یکی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جهان امروز است. اعتیاد به داروهای مجاز و غیرمجاز در چند دهة گذشتة بسیار فراگیر شده است و حاکی از بروز یک مشکل جدی درسلامت جسمی، روانی واجتماعی است.

مبارزه با اعتیاد درجهان بر سه روش کلی مبارزه باعرضه، درمان معتادان وفعالیت‌های پیشگیری در جهت کاهش تقاضا استوار می‌باشد. اگرچه مبارزه باعرضة‌ موادبسیار ضروری است و بدون آنها مشکل مواد بسیار بدتر از امروز می‌بود، لیکن این تلاش مشکل سوء مصرف واعتیاد را از بین نبرده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/٢٦

زنان این حق را دارند که حمایت فوری از آنها در منزلشان بشود . پلیس می تواند مرد متجاوز و یا شریک زندگی را
در هنگام وقوع حادثه تبیخ نماید . کسانی که در محدوده منزل اعما ل زور در مقابل زنان انجام می دهند مشمول مجازات هستند .
اعما ل زور مردان درقا لب شوهر و شریک زندگی – اعما ل زور خانگی
اعما ل زور خانگی برای مثا ل اینگونه است وقتی که شریک زند گی شما :
به شما بی حرمتی می کند و شما را در نزد دوستان دختر و پسر ویا اعضاء فامیل خراب می کند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٩/۱۸

 واژه «زنان خیابانی» سال‌هاست بین مردم رایج شده است.این واژه نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا استفاده می‌شود.
 
به گزارش ایسنا، پارسینه در ادامه نوشت: شاید به این دلیل که هنوز دنیا به دست مردان اداره می‌شود و هنوز مردان خود را مجاز می‌دانند که هر کاری که دلشان می‌خواهد انجام دهند؛ چون مرد هستند.اما با نگاهی حتی بی‌طرفانه با اطراف خود می‌توانیم ردپای پررنگ مردان خیابانی را ببینیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۸/٢٩

گدایی را گروهی سودجو هدایت می کنند و کمک به متکدیان نه تنها خیری برای ما ندارد بلکه سبب ترویج این امر زشت می شود.

فرهنگ کمک به افرادی که به لحاظ مالی ضعیف هستند و توانایی پرداخت مخارج خود را ندارند خوب است اما هر چیزی راه و روش دارد برای مثال ما می توانیم مؤسسات خیریه را برای این امر که در دین مبین اسلام نیز بدان سفارش شده است برگزینیم.
یکی از آسیبها و مسائل مورد توجه هر جامعه پدیده تکدی گری است هرچند علت کشیده شدن بعضی از افراد به تکدی گری فقر و نیاز مالی است ولی در واقع درصد کمی از گدایان از سوی احتیاج به تکدی گری روی می آورند و اکثر تکدی گری ها توسط افراد سودجو هدایت می شود.  ما باید با فرهنگگ سازی درست پدیده کمک به متکدیان را مرمن نموده و باید مؤسسات خیریه را جایگزین آن کنیم. انسان دوستی و کنم به نیازمندان خوب است اما باید روش کمک به افرادی که واقعاً نیاز مالی دارند را بدانیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/٢۳

 

وقتی صحبت از کودک آزاری می شود، اغلب یاد چهره کتک خورده و چشمان گریان کودکی می افتیم که گوشه ای کز کرده و صدایش درنمی آید. در واقع تصویر و تصویر اغلب ما از کودک آزاری، همین صحنه است؛ چرا که سکوت کودک و البته خانواده در مقابل کودک آزاری معمولا بارزترین رفتاری است که دیده می شود اما غافل از اینکه این سکوت، اثرات روانی و جسمی بی شماری را در کودک به جا می گذارد، شاید یکی از دلایل این سکوت ناآگاهی والدین از برخورد مناسب در مقابل ودک آزاری باشد.

ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۱٠

در یک مطالعه جدید معلوم شد از آنجا که دست و پنجه نرم کردن با معضلی به نام «فقر» انرژی ذهنی زیادی مصرف می‌کند، افراد فقیر و کم‌بضاعت از توان مغزی کمتری برای تمرکز بر سایر مسائل مختلف زندگی برخوردارند.

«جیایینگ شائو» از متخصصان علوم پزشکی دانشگاه بیریتیش کلمبیا در این رابطه گفت: فقر باعث می‌شود انرژی ذهنی بیشتری مصرف شود به همین دلیل افراد فقیر برای تمرکز کردن بر موضوعات مختلف زندگی، توان مغزی کمتری دارند و در نتیجه بیشتر در معرض اتخاذ تصمیم‌های اشتباهی هستند که به وخیم‌تر شدن اوضاع زندگی آنها می‌انجامد.

 در این مطالعه آمده است، زمانی که افراد برای غلبه بر مشکلات مالی‌شان همچون پرداخت صورت حساب‌هایشان بیشتر خسته و فرسوده می‌شوند، قدرت ذهنی کمتری برای تحصیل،‌ مدیریت زمان و سایر توانایی‌هایی دارند که وجودشان برای رهایی از چرخه فقر ضروری است.

 جیایینگ شائو همچنین اظهار داشت: در گزارش‌های پیشین نیز به ارتباط بین فقر و بروز ناکامی‌هایی در زندگی فردی اشاره شده بود.به گفته شائو، این طور استدلال می‌شود که فقیر بودن در عملکرد ادراکی مغز اختلال ایجاد می‌کند و توانایی فرد در تصمیم‌گیری را تضعیف کرده و در نتیجه می‌تواند فقر و مشکلات ناشی از آن را تشدید کند.به گزارش خبرگزاری شینهوا، در این مطالعه محققان دریافتند که نگرانی‌های مالی تاثیر منفی بر توانایی افراد کم‌درآمد در انجام تست‌های ادراکی معمول دارد.

 

در یک بررسی محیطی دیگر در همین زمینه محققان اظهار داشتند که کشاورزان پیش از دریافت هزینه محصولاتشان، عملکرد شناختی و ادراکی ضعیف‌تری دارند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٦/۱

در فرهنگ های مختلف، خودکشی به صورت های متفاوتی تعبیر و تفسیر می شود. در بیشتر جوامع غربی از خودکشی جلوگیری می کنند و از انجام گرفتن آن در صورت امکان ممانعت می ورزند. در بعضی فرهنگ ها، خودکشی به عنوان عمل افتخار آمیز تلقی می شود ولی فقط اقدامی قابل قبول برای یک شخص ناامید است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٠


ته خط از همین جا که چشم بیندازی پیداست. چند روزی دور همی ‌و سرگرمی ‌و بعد ترس فردا و این‌که حالا با چه رویی برگردم خانه؟ هر روز به ‌امید فردا که اتفاق بهتری می‌افتد و وعده‌هایی که به سرانجام نمی‌رسند. زندگی گروهی اولش جذاب است و بعد خسته‌کننده می‌شود. فرار، واژه هیجان‌انگیزی است؛ باز کردن در به روی دنیای ناشناخته و خطرهایش را به جان خریدن، آسان نیست. پسرها از خانه فرار می‌کنند تا ناشناخته‌هایشان را پیدا کنند یا فرصت‌های تازه‌ای به رویشان گشوده شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٥/۱٠

 

جامعه ایرانی در گذار از سنت به مدرنیته در حال پوست اندازی است برای واکسینه کردن این جامعه از انواع آسیب ها توجه به بهداشت روانی جامعه و آموزش مهارت های زندگی ضروری به نظر می رسد.آسیبهای اجتماعی در انواع آن باید ریشه یابی و با آن برخورد علمی و فرهنگی صورت گیرد.باید تاکید و عمل به ارزشهای دینی و ملی در جامعه پررنگ تر باشد و نشاط اجتماعی به جامعه تزریق گردد و به تبع آن سرمایه های فراموش شده اجتماعی دوباره احیا گردند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٤/٢۱

ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی در کشورمان به صراحت در قانون مجازات اسلامی تاکید شده است. بر اساس این قانون چنانچه فردی اقدام به نوشیدن مشروبات الکلی کند به 80 ضربه شلاق محکوم می‌شود.

در این قانون تاکید شده اگر فردی دو بار به علت نوشیدن مشروبات الکلی شلاق بخورد در مرتبه سوم به اعدام محکوم می‌شود، اما با این وجود قاچاقچیان سالانه بین 60 تا 80 میلیون لیتر مشروبات الکلی به کشور وارد می‌کنند که این اعدادو ارقام جدای از مشروبات دست ساز و تولیدات زیر پله‌ای است که گفته می‌شود مصرف آنها خطر مرگ را برای مصرف‌کننده در پی خواهد داشت. میزان کشفیات مواد مخدر کشور نشان از افزایش گرایش به مصرف الکل در کشور دارد.



ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/۱۳

از یک میلیون 325هزار نفر معتاد کشور 130هزار نفر زن هستند.
در کشور حدود یک میلیون 325 هزار نفر مصرف کننده مواد مخدر وجود دارد که که 90.7  درصد مرد و 9.3 درصد زن هستند.
طبق قانون دولت موظف است هزینه های درمانی معتادان بی بضاعت را پرداخت کند و امسال برای اولین بار در کشور 225 میلیارد ریال به سازمان بیمه سلامت ایران برای بیمه پایه و بستری معتادان اختصاص یافت.

امیدواریم تا اواسط شهریورامسال سند جامع مربوط به حوزه درمان و کاهش آسیب ها ابلاغ شود.  با تفاهمی که صورت گرفته  امسال برای 25 هزار نفر  اشتغال  ایجاد می شود که 15 هزار نفر از سوی سازمان بهزیستی و 10 هزار نفر از سوی کمیته امداد صورت خواهد گرفت.

 درسال جاری دانش آموزان در معرض خطر با آموزش و درمان مصرف کننده یا سوء مصرف کننده از این ماده افیونی مصون نگه داشته می شوند.  

با همکاری سازمان نهضت سواد آموزی و با امضای تفاهم نامه ای در حوزه پیشگیری خواهیم داشت و برای 10 میلیون نفر بیسواد مطلق باید بسته ها و برنامه های آموزشی متناسب با این افراد ارایه کنیم.
 توزیع چهارمیلیون و600 هزار بسته آموزشی درکشور و برگزاری یکهزار و531 نمایشگاه پیشگیری از اعتیاد در سراسر کشور از دیگر برنامه های فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور بوده است که استان بوشهر 15 نمایشگاه در این زمینه برگزارکرد.

 استان بوشهر در سال گذشته حدود 145 هزار نفر را تحت پوشش برنامه های فرهنگی پیشگیری قرارداده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۳/٢

بزرگترین مانع حل اختلافات خانوادگی بیماری اخلاقی خودبینی و خودپسندی است. متاسفانه بسیاری افراد به این بیماری مهلک مبتلاهستند.کسانیکه به این بیماری مبتلا باشند چشم عقلشان کور است.
خوبیهای خودشان را می بینند و بزرگ میشمارند ولی بدیهایشان را اصلا نمی بینند.وقتی این بیماری با بیماری عیبجویی از دیگران ضمیمه شدغوغا میکند.
گاهی زن و شوهر هر دو مبتلا هستند گاهی یکی از آنها.اگرهر دو نفر مبتلا باشند شبانه روز دعوا و انتقاد دارند،هر کدام از آنها عیب دیگری را می بیند و بزرگ جلوه میدهد و انتقاد میکند ولی ساحت وجودخودش را از هر گونه عیب و نقصی منزه میداند.و اگر یکی از آنها مبتلاباشد فقط از دیگری انتقاد میکند ولی خودش را پاک و بی عیب میشمارد.
در صورتیکه زن و شوهر به این بیماری مبتلا باشند اصلاح آنها بسیاردشوار است.چون خودشان را بی عیب میدانند به پند و اندرز گوش نمیدهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/٢٥

اگر آنچه برای خودتان می‌پسندید را برای همسرتان نمی‌پسندید، این مطلب را بخوانید ...

برای اینکه نام‌تان در فهرست همسرآزارها جا بگیرد، نیازی نیست که شریک زندگی‌تان را کتک بزنید و چماق به دست بالای سرش بایستید. گاهی انجام رفتارهای ساده‌ای که خودتان هم از کودکی با آنها بزرگ شده‌اید یا در میان آدم‌های دور و برتان دیده‌اید، می‌تواند شما را به داشتن رفتارهای خشونت‌آمیز متهم کند.

می‌خواهید از قالب‌های کلیشه‌ای که خیلی از زوج‌ها براساس آن رفتار می‌کنند بیرون بیایید و سلامت زندگی مشترک‌تان را بالاتر ببرید؟ پس این زنگ خطر‌ها را بشناسید. اگر شما تنها 7 نشانه از این 9 نشانه را در ارتباط‌تان بروز می‌دهید، باید بگوییم که از همسرتان سوءاستفاده می‌کنید و به همسرآزاری مبتلا هستید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۸


تکدی برای شاغلان در این حوزه کثیف حرفه پولسازی است و از این منظر به عنوان حرفه به آن می نگرند که آنها هنر پولساز فریبکارانه ای را در پیش گرفته اند. برخی ها تنها بازی می کنند و برخی دیگر واقعا هنری هم آموخته اند، ولی شیوه ای که در انتقال این هنر و کسب سود در پیش گرفته اند ترکیبی از هنر و تکدی است.

نقاط متوسط نشین شهر و نقاط مرفه نشین شمالی پایتخت محور خوبی برای جولان های چند ساعته گدایان حرفه ای ست.

نوزانده خیابانی سنتور البته شیوه ای ترکیبی را به کار گرفته است؛ او روی یک تکه کارتن مقوایی کثیف با یک ماژیک آبی رنگ اینگونه نوشته است: آقایان، خانم ها، بنده یک جوان هنرمند هستم که مادرم به سرطان دچار شده است و من ناچارم برای تامین مخارج مادرم با ساز خود به خیابان بیایم تا هزینه درمان را فراهم کنم. اگر کمک کنید ممنون می شوم.

اگر ظاهر چندان تمیزی نداشته باشید، مطمئن باشید که نمی توانید جایی نزدیک به او بساط خود را پهن کنید، چون بلافاصله با واکنش پرخاشی هنرمند خیابانی و دوستانش مواجه خواهید شد.

این نوازنده دوره گرد روزانه به 5 میدان اصلی شهر می رود. اتومبیل او یک پراید مشکی رنگ است و اتومبیل دو همراهش که هیچ گاه به او نزدیک نمی شوند و تنها او را از فاصله ای دور زیر نظر می گیرند یک پراید نقره ای ست.

ماموریت آنها این است که در صورت سختگیری ماموران شهرداری جلو بیایند و کمی شلوغ کنند که چیکار به این بنده خدا دارین، بابا داره کار می کنه، اینکه گدایی نیست... تا به دنبال آنها رهگذران وارد معرکه شوند و ماموران را خطاب قرار دهند و از آنها بخواهند که کاری به نوازنده هنرمند نداشته باشند. مأموران شهرداری کوتاه نمی آیند. ساز چوبی را از داخل جعبه بیرون می آورند و آنجاست که شما و دیگران براحتی اسکناس های ریز و درشت را مشاهده می کنید. ماموران باز هم کوتاه نمی آیند و این بار برای آنکه به رهگذران ثابت کنند که در اشتباهند، پول ها را مقابل چشمان حیرت زده مردم می شمارند. اسکناس ها مبلغ 110 هزار تومان است. پول ها تحویل نوازنده می شود. مردم حالا نگاهشان به هنرمند خیابان تغییر کرده است. مأموران آنها را از محل استقرار خود می رانند و حالا نوازنده خیابانی کارتن نوشته شده را برمی دارد و تلاش می کند تا بازی سیاستمدارانه ای را در پیش بگیرد. ماموران بارها او را دیده اند و تسلیم نمی شوند، پس تنها راه فرار است و سرنشینان دو اتومبیل پراید بلافاصله محل را ترک می کنند.

مأموران در برابر رهگذرانی که آنها را توبیخ می کنند، یادآوری می کنند که نزدیک به 8 سال است که با متکدیان مختلف دست به گریبانند و آنها را کاملا می شناسند . تنها اقدام آنها راندن متکدیان از مکان های ثابتی ست که در برخی مناطق پرتردد، بیتوته می کنند، ولی آنها بازهم بازمی گردند.

چند روزی که در خیابان زندگی کنید، خواهید دید که هنگام جمع آوری متکدیان شهر، یک اتوبوس با همکاری ماموران نیروی انتظامی و شهرداری منطقه تهیه می شود. متکدیان ثابت و سیار جمع آوری می شوند وآنها را به نقاط دور می برند و رها می کنند، ولی جالب آنجاست که حرفه ای ها زودتر از ماموران به مکان های اولیه خود بازمی گردند و دوباره روز از نو و روزی از نو. بازی ها شروع می شود و اسکناس ها فرود می آیند.

کودکان رخوت و نکبت

اگر بخواهید با خانواده ای آشنا شوید که همگی آنها از راه تکدی امرار معاش می کنند، تنها کافی ست با لباس های مندرس چند روزی دور و برشان بچرخید، همراه آنها دستتان را روبه مردم دراز کنید تا به شما اعتماد کنند. البته برخی هایشان که دوست داشته باشند رابطه ای با شما برقرار کنند، خودشان پیشقدم می شوند و به مکانی که برای نشستن به منظور تکدی انتخاب کرده اید، می آیند و با فاصله کمی کنارتان می نشینند، کمی برای رهگذران، نقش بازی می کنند و رفتارتان را زیرنظر می گیرند و تنها لبخند شیطنت آمیزی از سوی شما که رفتارشان را در برخورد با رهگذران مشاهده می کنید، کافی ست تا سر صحبت باز شود. سحر یکی از متکدیان خیابانی ست که از سنین نوجوانی در خیابان های شهر بوده است. او عضو خانواده 16نفره ای بود که همگی با هم از روستایی در مازندران که به منطقه غربت نشین معروف است به تهران آمده اند. زادگاه سحر و خواهر و برادرانش منطقه ای ست با ساکنانی که شرط ازدواجشان با دختران غربت تکدی و دریوزگی ست. مردان دیار سحر کمتر برای تکدی به خیابان می روند و معمولا خانه را تبدیل به محلی برای استعمال مواد مخدر می کنند تا درآمدی داشته باشند. آنها حتی خرده فروشی مواد مخدر را هم انجام می دهند واین ویژگی را با خود به پایتخت نیز آورده اند. سحر 23 ساله، حالا ازدواج کرده و صاحب دختر شیرخواری ست که باید همراه مادرش به خیابان بیاید. میدان ولیعصر(عج) تهران محلی بود که زمان انسجام خانواده آنها، پولسازی خوبی برایشان داشت. فرشید، برادر کوچکتر سحر روی دست هایش حرکت می کرد و از مردم پول می گرفت. سحر و خواهر کوچکش آنا به همراه یکدیگر شیوه پاچه گیری را برای تکدی از رهگذران انتخاب کرده بودند و خورشید، دختر زیبای چهار ساله می بایست درست در محوطه وسیع پیاده رو میدان بنشیند و محافظ کاسه ای باشد که در مقابل او قرار داده بودند. سحر آن روز گهگاهی به خورشید کوچولو سر می زد و جیره آب جوش را با چند حبه قند به او می داد؛ پس از آن خورشید باز هم به یک خواب طولانی می رفت. تصویر فرشید 16 ساله همین چندوقت پیش در حال مصرف مواد مخدر در یکی از روزنامه های صبح چاپ شد. فرشید کمی بیش از یک سال است که دختری را از غربت با خود به تهران آورده تا زندگی مشترک زناشویی را با حرفه ای خیابانی شروع کنند؛ حرفه ای نکبت بار به نام دریوزگی!

سحر حالا برای خودش خانمی شده و کودک کوچکش را به خیابان آورده است، ولی خانواده انسجام خود را از دست داده وحتی اتاق 6 متری آنها در خیابان شوش هم تخلیه شده است. نمی دانیم که آیا سحر کودک شیرخوار خود را هم معتاد به تریاک کرده است یا خیر؟

هر چه از جنوب پایتخت به سمت شمال شهر پیش بروید، متوجه موضوع جالبی می شوید. در محدوده متوسط نشین و مرفه نشین شهر، متکدیان فقیر رفته رفته جای خود را به دریوزگان حرفه ای می دهند.

مریم زن 21 ساله ای ست که نزدیک به 12 سال است به حرفه تکدی گری مشغول است. زن جوان از 9 سالگی به خیابان آمده تا تقدیری را که والدینش برایش رقم زده اند، به فرزندانش منتقل کند. سه دختر کوچک که یکی از آنها شیرخواره است و یک پسر 8 ساله، حاصل ازدواج او در سن 13 سالگی ست. مکان های ثابت او بر سر دو چهارراه اصلی ست، عصرها تقاطع میرداماد – شریعتی و شب ها از 12 شب تا دو بامداد تقاطع میرداماد- ولیعصر(عج). او حتی در تنظیم چراغ های دیجیتال راهنمایی و رانندگی هم مهارت یافته تا جایی که برای طولانی کردن چراغ های قرمز تقاطع در نیمه های شب به منظور باز کردن قفل جعبه چراغ، کلیدی برای آن تهیه کرده است. او هم از غربتی های روستایی در مازندران است که به تهران آمده و مبلغی نزدیک به 60 هزار تومان در روز درآمد دارد. مریم البته خواهری به نام فریبا دارد که حالا در میدان فردوسی به دریوزگی نشسته است. با این وجود بخشی از درآمد روزانه مریم از راه اجاره دادن کودکانش به منظور تکدی حاصل می شود. کودکان، سودآوری عجیبی برای متکدیان دارند و در صورتی که به نقص عضوی هم دچار باشند که نمایش آن برای رهگذران تاثیربرانگیز باشد، دیگر حکم کالایی گرانبها را پیدا می کنند و مبلغ اجاره آنها بالاتر می رود. کودکان با مبلغی بین 5 هزار تا 20 هزار تومان براساس میزان سودآوری برای متکدی به اجاره می روند.

البته اجاره کودک تنها در محدوده خویشاوندی امکانپذیر است تا آسیب جدی به کودک وارد نشود یا مورد سوءاستفاده و برخی اوقات، ربودن و فروش از سوی اجاره کنندگان قرار نگیرند. با این وجود دریوزگان غریبه که قادر به جلب اعتماد صاحب کودک شوند، می توانند آنها را برای ساعات معینی به اجاره بگیرند و در این حالت، بالاترین مبلغ اجاره برای کودک در نظر گرفته می شود.

زنان دریوزه به سن باروری که می رسند بلافاصله ازدواج می کنند و به همین خاطر است که اگر میان متکدیان جایی برای خود دست و پا کنید، زنان جوانی را مشاهده می کنید که در سنین پایین صاحب دو- سه فرزند شیرخوار شده اند تا چند سال بعد، این کودکان، پولسازی بیشتری برایشان داشته باشند. سرماخوردگی بیماری شایع در کودکانی ست که به منظور تکدی به کار گرفته می شوند و بی توجهی دریوزگان بزرگسال به این موضوع، بیماری های بعدی را در آنها نهادینه می کند. با این وجود، کودکان دنیای دریوزگان محکوم به تداوم راهی هستندکه والدینشان از طایفه ای در بجنورد یا غربت مازندران برایشان رقم زده اند؛ زندگی نکبت بار در دنیای دریوزگان!

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/٢/۱٠
رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با اعلام اینکه در سال گذشته 151 هزار و 763 مورد واقعه طلاق در کشور ثبت شد، گفت: متاسفانه از هر 5 ازدواج یک مورد به طلاق منتهی می شود. این در حالی است که براساس آمار سال گذشته حدود 7 درصد افزایش طلاق داشته ایم.

 احمد تویسرکانی صبح یکشنبه در نشست خبری با تشریح اقدامات و عملکرد سازمان ثبت اسناد کشور در سال 91، گفت: سال گذشته توانستیم 36 میلیون خدمت به مردم ارایه کنیم که اقدامات ما نشان می دهد از برنامه پنجم توسعه جلوتر هستیم.

وی به فعالیت آزمایشی 10 سامانه خدمت رسانی در ثبت اشاره کرد و گفت:  تمامی این سامانه ها در سال  گذشته فعال شده و از اتلاف وقت شهروندان و بوروکراسی اداری تا 50 درصد جلوگیری شده است.

10 سامانه ای که سال گذشته اجرایی شد:

1- سامانه مدیریت  املاک کشور

2- سامانه ارسال خلاصه معاملات کشوری

3- سامانه پذیرش صدور اسناد مالکیت (ویژه املاک فاقد سند)

4- سامانه ثبت الکترونیکی اسناد (سالی 50 میلیون اوراق بهادار دیگر چاپ نمی شود)

5- سامانه ادارات اجرای ثبت یا همان دادگستری کوچک

6- سامانه ثبت اختراعات آنلاین

7- سامانه ثبت شرکت ها

8- سامانه استعلام نام شرکت ها

9- سامانه بانک شناسه اشخاص حقوقی

10- سامانه الکترونیکی وقایع ازدواج و طلاق

11- سامانه جامع کاداستر

معاون قوه قضائیه در این نشست خبری به اعلام آمارهای جدید از خدمات ارایه شده به شهروندان در 190 هزار دفاتر ثبتی کشور بر اساس عناوین ذیل اعلام کرد:

- ارایه خدمات الکترونیکی: 7 میلیون و 950 هزار خدمت

- اسناد مالکیت صادر شده: دو میلیون و 200 هزار سند

- صدور سند کاداستر تا امروز: 4 میلیون سند

- سند صادر شده در دفترخانه ها: 21 میلیون و 442 هزار سند (سال گذشته 21 میلیون و 460 هزار بوده که کاهش 5  درصدی داشته است)

- ثبت ازدواج موقت و دایم:791 و 656 ازدواج

- ثبت طلاق: 151 هزار و 763 مورد (سال گذشته 139 هزار و 963 مورد بوده که افزایش 7 درصدی داشته است)

- ثبت اختراعات: 4 هزار و 661 مورد (سال گذشته 5 هزار و 82 مورد بوده که کاهش 8 درصدی داشته است)

- ثبت علایم تجاری: 11 هزار و 402 مورد

- ثبت طرحهای صنعتی: هزار و 553 طرح

- وصول مطالبات معوقه بانکها: دو هزار میلیارد تومان

احمد تویسرکانی در پاسخ به چند سوال مهر در مورد موضوع صدور اسناد خودرو و مستند سازی املاک و زمینهای دولتی گفت: تا کنون 900 هزار پرونده الکترونیکی تشکیل شده که تمامی آنها در حوزه اراضی ملی بوده است تا دیگر با پدیده زمین خواری مواجه نشویم. باید تمامی کوه ها، دریاچه ها و جنگل ها سند دار شوند. متاسفانه ما داریم کار خود را می کنیم ولی دولت برخلاف برنامه پنجم توسعه برای اجرای طرح کاداستر بودجه ای در سال 92 به این طرح اختصاص نداد که ما به مجلس گلایه کردیم و آنها دارند مطالعه می کنند و قول داده اند این بودجه اختصاص داده شود. همچنین در مورد کمیسیون مستند سازی املاک دولتی باید بگویم با سازمان اوقاف، سازمان جنگل ها، و سازمان محیط زیست تفاهم نامه منعقد کردیم و با وزارت نیرو هم مکاتبه داشتیم که اوقاف بسیار خوب عمل کردند.

خبرنگار مهر سئوال کرد دستگاههای دولتی می گویند سازمان ثبت اسناد آنها را معطل می کند برای همین زمینهای آنها سند ندارد که معاون قوه قضائیه پاسخ داد: این حرف درست نیست آنها نقشه ندارند می گویند ما نقشه بکشیم. من از همین جا اعلام می کنم هر دستگاه دولتی اگر نقشه محدوده پلاک هایش را بیاورد دو ماهه سندش را صادر می کنیم.

وی افزود: در سال گذشته 6 هزار و 870 سند دولتی، 38 هزار و 520 سند مسکن مهر ، 5 هزار و 732 سند اراضی ملی و مراتع، 5 هزار و 277 سند کشاورزی و 236 سند زمین موات صادر شده است.

تویسرکانی همچنین در مورد موضوع سند مالکیت خودرو که نیروی انتظامی می گوید سند سبز کافی است ولی سازمان ثبت می گوید سند مالکیت در دفترخانه باید تنظیم شود گفت: این موضوع را بارها گفته ام قانون می گوید باید اسناد خودرو در دفترخانه تنظیم شود. اگر دو طرف معامله خودرو دچار مشکل شوند سر و کارشان با دادگاه است ولی اگر سند در دفترخانه تنظیم شود خود دفترخانه و قوه قضائیه پیگیر می شود.

از رئیس سازمان ثبت اسناد سئوال شد قانون می گوید نماینده ثبت باید در مراکز تعویض پلاک حضور داشته باشد چرا انجام نمی شود، که پاسخ داد: مشکل ما هم همین است آنها اجازه بدهند ما از فردا صبح نماینده مستقر می کنیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۳٠

طبق قوانین کشور مواردی چون تحقیر و توهین به جنس زن، انتشار غیرمجاز اسناد، دستورها و مسایل محرمانه، افترا به مقامات، نهادها و سازمانهای حکومتی، انتشار فیلترشکن، طرح مسائل نژادی و قومی، عرضه تجاری آثار سمعی و بصری بدون مجوز وزارت ارشاد، تبلیغ و ترویج مصرف سیگار، ترویج اسراف و تبذیر، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه‌یی از مصادیق جرایم رایانه‌یی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٧

 

عاطفه آزاد
 
 

دخترک فقط ۱۶ سال داشت نه بیشتر. جثه نحیف و کوچکش را مانتوى تیره، گشاد و بلندى پوشانده بود. روسرى مشکى به سر کرده بود و از بقیه هم سن  و سال هایش کوچک تر به نظر مى رسید. در حالى که دستبند به دست داشت و افسر پلیس در کنارش او را همراهى مى کرد، مقابل میز قاضى ایستاد. قاضى گفت: اگر الان آزادت کنم دیگر از خانه فرار نمى کنى؟ دخترک جواب داد: قول نمى دهم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٢٤

چند ماه مانده به ازدواج

 همه افرادی که مخاطب این مطلب هستند ، تاکنون تجربه خرید چیزی را در زندگی داشته‌اند. وقتی آدم‌ها قرار است با خرید وسیله‌ای خاص بخشی از نیازهای زندگی خود را تامین کنند ، ابتدا برای یافتن جنس و مدل دلخواه خود جستجو می‌کنند.

مدتی بعد از میان اجناس موجود آنچه را که به سلیقه و قدرت خرید آنها نزدیک است انتخاب می‌کنند و سپس با فروشنده وارد مذاکره می‌شوند و در نهایت پس از چانه‌زنی با پرداخت قیمت آن جنس، وسیله موردنظر را می‌خرند و از آن استفاده می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱۳

اگر در گرفتن یک تصمیم قطعی برای ترک زندگی یا ادامه آن مانده اید می توانید از این راهنمایی های کلی و پیشنهادی استفاده کنید. به این ۱۲ مسئله و نکته در زندگی زناشویی تان توجه کنید. اگر آنها را در زندگی تان لحاظ کردید و به نتیجه رسیدید می توانید راحت تر برای ماندن یا ترک رابطه تصمیم بگیرید:
۱ ـ زود جدا نشوید :

شما برای ازدواج وقت، انرژی، پول، امیدها و رویاهایتان را هزینه کردید. فقط کسانی از جدایی شان رضایت دارند و احساس گناه و خطا نمی کنند که مطمئن باشند تمام تلاششان را برای بهتر کردن این رابطه کرده اند اما چیزی تغییر نکرد. پیش از تصمیم گیری سعی کنید همه انرژی تان را برای بهبود رابطه ای که درآن هستید بگذارید.


۲ ـ فرزندانتان را درنظر بگیرید و تأثیر طلاق را بر زندگی آنها جدی بگیرید :

کودک نوپا، بچه دبستانی و فرزندتان که از لحاظ عاطفی به پدر و مادرش وابسته است را نمی توانید قربانی تصمیم های خودخواهانه خودتان بکنید. تصمیم برای طلاق یا زندگی در شرایطی که به کودک آسیب های روانی وارد می شود بسیار حساس است. تغییر شرایط مالی، مکان زندگی و سبک زندگی برای کودک بسیار سخت است و او را تحت تأثیر قرار می دهد.


۳ ـ اگر همسرتان اعتیاد دارد و یا خشونت طلب است از همه فرصت های درمانی و حمایت های اجتماعی و خانوادگی تان استفاده کنید.

مثلاً اگر همسرتان اعتیاد دارد پیش از تصمیم به جدایی به مشاوره بروید. او را به مراکز ترک اعتیاد بفرستید. از روانپزشکان کمک بگیرید و از خانواده بخواهید تا او را برای حفظ زندگی ترغیب و تشویق کنند. اما اگر بعد از همه تلاش ها و برنامه ریزی هایتان او رویه اش را تغییر نداد گزینه جدایی انتخاب خوبی است زیرا اگر فرزندانی هم داشته باشید آنها را از این بلای خانمان سوز دور نگه می دارید.


۴ ـ تغییر کنید :

چطور می توانید همسر بهتری باشید؟ در بیشتر مواقع لازم است کمی انعطاف پذیر باشید زمانی که خودتان را تغییر می دهید و عادت ها و تفکرات اشتباهتان را کنار می گذارید نتیجه اش را در تغییر رفتار همسرتان خواهید دید. گاهی شما تلاش می کنید با اجبار همسرتان را تغییر بدهید غافل از اینکه خودتان باید عوض شوید. این به این معنی نیست که همسرتان هیچ ایرادی ندارد. شاید ریشه مشکلات از او باشد اما زمانی که انعطاف پذیر باشید، او را نیز تغییر می دهید بدون اینکه مجبور به بحث و دعوا بر سر این موضوع شوید.


۵ ـ مشاوره بگیرید :

اگر از آن دسته آدم هایی هستید که رفتن پیش یک مشاور خانواده را وقت تلف کردن یا پول دور ریختن می دانید، بسیار اشتباه می کنید. این طرز تفکر غلط را کنار بگذارید و مطمئن باشید کمی هزینه برای حفظ زندگی به شما ضرری نمی زند.


۶ ـ همسرتان را پیش مشاور ببرید :

او را تشویق کنید تا برای حل مشکلاتی که در رابطه به وجود آمده است با مشاور گفت و گو کند. شاید او مخالفت کند اما اگر ببیند شما برای جدایی جدی هستید و زندگیش را دوست داشته باشد، حتماً به پیشنهاد شما گوش خواهد داد. اگر او این پیشنهاد را نپذیرد و همچنان برسر مواضعش باشد، تصمیم گیری را برای هردوی شما سخت خواهد کرد.


۷ ـ خودتان را امتحان کنید :

پیش از جدایی با توافق همسرتان، مستقل زندگی کنید. آیا به او وابسته هستید؟ آیا در این مدت به آرامش رسیدید؟ آیا دلتان برایش تنگ می شود یا خوشحال هستید؟ آیا به تنهایی از پس زندگی برمی آیید؟ این روش به شما کمک می کند بیشتر و عمیق تر فکر کنید. مطمئن باشید به نتایج جالبی می رسید.


۸ ـ همسرتان را ارزیابی کنید :

روی یک کاغذ خوبی ها و بدی های همسرتان را بنویسید. تجربه های مثبت و منفی ای که در این زندگی به دست آوردید را نیز فهرست کنید. هر روز به این ویژگی ها چیزی اضافه کنید. از همسرتان نیز بخواهید همین کار را بکند. فهرست هایتان را باهم مقایسه کنید. چه می بینید؟ امید برای بهبود زندگی یا نتایجی تأسف بار؟


۹ ـ نا امیدانه رفتار نکنید :

ممکن است به خاطر افسردگی و فشاری که در زندگی تحمل کرده اید نتوانید برای ادامه زندگی قدمی بردارید و تلاشی بکنید. وضعیت روحی تان را بررسی کنید آیا روزها خوشحال هستید. آیا فرزندانتان را دوست دارید؟ آیا به خودتان اهمیت می دهید. پاسخ هر کدام از اینها اگر نه باشد به این معنی است که از لحاظ روحی ضعیف شده اید. ممکن است این حالت مانع تحرک و تلاش شما برای بهبود وضعیت رابطه تان باشد. اگر این چنین است به فکر درمان باشید.


۱۰ ـ عشق را رها نکنید :

علاقه می تواند مشکل گشای شما باشد. اگر می بینید هنوز هم همسرتان را دوست دارید و نگاه دلسوزانه ای به زندگی دارید می توانید برای بهبود رابطه امیدوار باشد. اما نفرت دریچه های قلب و فکر شما را برای مسالمت و همزیستی همدلانه با همسرتان مسدود خواهد کرد. اگر همسرتان رفتاری دارد که شما را آزار می دهد اما باز هم در درون وجودتان بارقه های محبت را می بینید برای زندگی تلاش کنید و تصمیم برای طلاق را عقب بیندازید.


۱۱ ـ برای همسرتان نامه بنویسید :

اگر نمی توانید احساساتتان را بیان کنید آنها را در نامه ای برای همسرتان شرح بدهید. زن و شوهرهای زیادی هستند که مشکلات، افکار و احساساتشان را برای یکدیگر می نویسند و از آن نتیجه می گیرند. این روش نه قدیمی و نه بی فایده است. گزینه ای است که شاید همسرتان از آن خوشش بیاید.


۱۲ ـ آخرین راه :

اگر همه تلاشتان را در مدت زمانی حداقل یک ساله کردید و همسرتان هیچ تغییری نکرد و زندگی تان سخت تر شد تصمیم برای جدایی چندان غیرمعقول نخواهد بود. در هر صورت این زندگی شماست که از این رابطه آسیب می بیند و خودخواهانه نیست اگر نمی خواهید اجازه بدهید کسی آن را با فشارهای روانی، آسیب های روحی و عاطفی و جسمی خراب کند.

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩۱/۱/۱۳



 مخالفین طلاق می گویند طلاق مخالف طبیعت ازدواج است ، چه ازدواج پیمان همکاری و زندگی مشترک مادام الحیات است و پیوند زناشویی که یک پیوند دایمی است نباید با طلاق گسسته شود طلاق برای اطفال زیان آور است و آنان را دچار سرنوشت اسف باری خواهد کرد ، آمار نشان می دهد که بسیاری از اطفال بزهکار کسانی هستند که پدر و مادرشان بر اثر طلاق از هم جدا شده اند ، طلاق روابط نامشروع زن یا شوهر را ترویج می کند، چه زن یا شوهری که با دیگری رابطه نامشروع دارد با ادامه و گسترش این رابطه امیدوار است که روزی بتواند از همسرش جدا شود و با عاشق یا معشوق خود خانواده دیگری تشکیل دهد.

موافقین طلاق به ضرورت آن درباره مواردی استناد می کنند، گاهی اتفاق می افتد که بین زن و شوهر هیچ گونه هماهنگی و توافق اخلاقی وجود ندارد ممکن است که یکی از زوجین بدکار یا جانی و شریر باشد ، ممکن است بر اثر پاره یی امراض صعب العلاج یا بعضی اعتیادات مضر یا در نتیجه سوء معاشرت زن یا مرد، ادامه زندگی زناشویی ممکن نباشد آیا در این گونه مواردزن و مرد باید یک عمر در رنج و سختی بسر ببرند و به زندگی رنج افزای زناشویی ادامه دهند!؟ جنون یا عقیم بودن زن یا شوهر نیز به اعتقاد بعضی می تواند طلاق را توجیه کند.
طلاق از نظر آثار اجتماعی
 درباره آثار اجتماعی طلاق و اصولا بودن یا نبودن آن اختلاف نظر فراوان است به عقاید کسانی کار نداریم که اساسا با ازدواج میانه خوشی ندارند وآن را مخالف آزادی انسان می دانند ، از دیدگاه کسانی که به ازدواج و مصلحت خانواده و کودکان می اندیشند، طلاق در مواردی به عنوان یک ضرورت باید پذیرفته شود اینان می گویند گاه هست که زندگی زناشویی دستخوش چنان نابسامانی می شود که ادامه زندگی مشترک زن و شوهر نه فقط کانون خانواده را به محیطی غیر قابل تحمل تبدیل می سازد بلکه فرزندانی که در چنین فضای مسمومی بزرگ می شوند به جای آنکه از تربیت صحیح و محبت لازم برخوردار شوند دچار عقده های روانی و ناراحتی های روحی خواهند شد.

دسته یی از مخالفان طلاق این مشکلات را قبول دارند اما می گویند مجاز ساختن طلاق راه را برای سوء استفاده باز می کند امروزه در بیشتر کشورها اصل قابل انحلال بودن ازدواج از راه طلاق پذیرفته شده است اما کوشش می شود تا جایی که ممکن است از سوء استفاده ها جلوگیری به عمل آید در واقع انتقادهای اساسی مربوط به آزادی بی قید و بند طلاق است این نوع آزادی در امر طلاق در دوران های خاصی دیده شده و آثار نامطلوب آن قانون گذار را به چاره اندیشی وا داشته است .
آزادی مطلق طلاق و آثار شوم آن

از دیر باز تا امروز به مواردی بر می خوریم که به دلایلی آزادی زیادی در امر طلاق پدید آمده و این موضوع آثار نامطلوبی به همراه داشته است به عنوان مثال از روم قدیم می توان نام برد درحقوق روم دو نوع طلاق را به رسمیت می شناختند طلاق به توافق زن و شوهر و طلاق به درخواست یکی از آن دو اندک اندک طلاق دادن و گرفتن آنچنان در بین مردم رواج یافت که شاعر ولته گوی ژوونال می گفت برخی زنان می توانند سالها را براساس نام شوهرانی که داشته اند بشمارند. کلیسای کاتولیک به عنوان واکنشی در برابر این زیاده روی اساسا طلاق را مردود دانست و از افراط به تفریط گراییدند.

درگذشته نزدیکتر به زمان ما می توان از آزادی طلاق در فرانسه بعداز انقلاب که دیگر برای ازدواج جنبه مذهبی و تقدس دینی قایل نبودند و آن را قرار دادی می شمردند و توافق زن و شوهر را برای طلاق کافی می دانستند. حتی دو سه سال پس از انقلاب به مامور ثبت احوال اجازه دادند که بدون دخالت دادگاه طلاق را ثبت کند فقط می بایستی ثابت شود که زن و شوهر شش ماه از یکدیگر جدا می زیسته اند نتیجه آن شد که در آستانه دهمین سال بعد از انقلاب فرانسه آمار طلاق بر ازدواج فزونی گرفت پس از آن قانون اصلاح گردید و با دخالت دادگاه از طلاق های بی مورد کاسته شد.

نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱۳


ـ مـساله ۱۲۱۱ ـ مردی که زن خود را طلاق می دهد , بایـد بالغ و عاقل باشـد و با اختیار خود طلاق دهـد , و اگـر او را مـجبور کنند که زنش را طلاق دهد , طلاق باطل است , و نیز باید قصد طلاق داشته باشد , پس اگرصیغه طلاق را مثلا به شوخی یا در حال مستی بگوید صحیح نیست .


ادامه مطلب ...
نویسنده: بابک ایرانی - ۱۳٩٢/۱/۱۳


صاحبان اختیار طلاق، اختیار مطلق ندارند و هر یک به نحوی، کم یا بیش با محدودیتهایی در امر طلاق و توابع آن مواجهند:

۱) محدودیت به مرزهای اختیار دیگران: چنین نیست که اختیار انحلال یک نکاح در هر زمان تنها به دست یک نفر باشد. مثلاً در مواردی دادگاه به تقاضای زوجه و با اجتماع شرایط لازم، حکم طلاق را صادر می کند. در چنین مواردی اقلیم اختیار هر یک از صاحبان ولایت تا آنجا امتداد پیدا می کند که سرزمین اختیار دیگران از آنجا آغاز می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱۱



سعادت و خوشبختی زناشویی در گرو صفا، صمیمیت، گذشت، فداکاری، وحدت و یگانگی است و همه اینها در چند همسری به خطر می افتد.

گذشته از وضع ناهنجار زنان و فرزندان دو مادره،از نظر خود مرد آنقدر مسؤولیتهای تعدد زوجات سنگین و خرد کننده است که رو آوردن به آن پشت کردن به مسرت و آسایش است.

اکثر مردانی که از تعدد زوجات راضی و خشنودند آنها هستند که عملا از زیر بار مسؤولیتهای شرعی و اخلاقی آن شانه خالی می کنند;زنی را مورد توجه قرار داده زن دیگر را از حساب خارج می کنند و به تعبیر قرآن کریم او را«کالمعلقه »رها می کنند. آنچه این گونه افراد نام تعدد زوجات به آن می دهند در واقع نوعی تک همسری است توام با ستمکاری و جنایت و بیدادگری.
مثل عامیانه ای در میان مردم رایج است،می گویند:«خدا یکی،زن یکی ».عقیده اکثر مردان بر این بوده و هست و حقا اگر خوشی و مسرت را مقیاس قرار دهیم و مساله را از زاویه فردی و شخصی بسنجیم عقیده درستی است.اگر درباره همه مردان صادق نباشد، درباره اکثریت مردان صادق است.

اگر مردی خیال کند که تعدد زوجات با قبول همه مسؤولیتهای شرعی و اخلاقی به نفع اوست و او از نظر تن آسایی از این کار صرفه می برد،سخت در اشتباه است.مسلما تک همسری از نظر تامین خوشی و آسایش بر چند همسری ترجیح دارد،اما...
بررسی صحیح

بررسی درستی و نادرستی مسائلی مانند تعدد زوجات که ناشی از ضرورتهای شخصی یا اجتماعی است به این نحو صحیح نیست که آن را با تک همسری مقایسه کنیم.

بررسی صحیح این گونه مسائل منوط به این است که از طرفی علل و موجبات ایجاب کننده آنها را در نظر بگیریم و ببینیم عواقب وخیم بی اعتنایی به آنها چیست.از طرف دیگر نظری به مفاسد و معایبی که از خود این مسائل ناشی می شود بیفکنیم. آنگاه یک محاسبه کلی روی مجموع آثار و نتایجی که از دو طرف مساله پیدا می شود به عمل آوریم.تنها در این صورت است که این گونه مسائل به صورت واقعی خود طرح و مورد بررسی قرار گرفته اند.

توضیحا مثالی ذکر می کنم:فرض کنید می خواهیم درباره «سربازی اجباری »نظر بدهیم. اگر تنها از زاویه منافع و تمایلات خانواده ای که سرباز به آنها تعلق دارد بنگریم شک ندارد که قانون سرباز وظیفه قانون خوبی نیست.چه از این بهتر که قانونی به نام قانون سربازی وظیفه وجود نداشته باشد و عزیز دل خانواده از کنارشان دور نرود و احیانا به میدان جنگ و خاک و خون کشیده نشود!

اما بررسی این مساله به این نحو صحیح نیست.بررسی صحیح آن به این نحو است که ضمن توجه به جدا شدن فرزندی از خانواده ای و احتمالا داغدار شدن آن خانواده، عواقب وخیم سرباز مدافع نداشتن را برای کشور در نظر بگیریم.آن وقت است که کاملا معقول و منطقی به نظر می رسد که گروهی از فرزندان وطن به نام «سرباز»آماده دفاع و جانبازی برای کشور باشند و خانواده های آنها رنجهای ناشی از سربازی را تحمل کنند.

ما در مقالات گذشته به ضرورتهای شخصی و اجتماعی که احیانا مجوز تعدد زوجات می شود اشاره کردیم.اکنون می خواهیم معایب و مفاسد ناشی از تعدد زوجات را بررسی کنیم تا زمینه برای یک محاسبه کلی فراهم گردد و ضمنا روشن شود که ما به یک سلسله معایب برای تعدد زوجات اعتراف داریم هر چند بعضی از ایرادات و اشکالات را وارد نمی دانیم چنانکه عن قریب روشن خواهد شد.معایبی که می شود برای تعدد زوجات ذکر کرد زیاد است و ما از جنبه های مختلف وارد بحث می شویم. اینک بیان آن اشکالات و معایب:

۱) از نظر روحی

روابط زناشویی منحصر به امور مادی و جسمانی یعنی تماسهای بدنی و حمایتهای مالی نیست.اگر منحصر به این امور بود تعدد زوجات قابل توجیه بود،زیرا امور مادی و جسمانی را می توان میان افراد متعدد قسمت کرد و به هر کدام سهمی داد.

در روابط زناشویی آنچه عمده و اساس است امور روحی و معنوی است،عشق و عاطفه و احساسات است.کانون ازدواج و نقطه پیوند دو طرف به یکدیگر دل است. عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست;نمی توان آنها را میان افراد متعدد سرشکن و جیره بندی کرد.مگر ممکن است دل را دو نیم کرد یا در دو جا به گرو گذاشت؟مگر می شود قلب را به دو نفر تسلیم کرد؟عشق و پرستش یکه شناس است، شریک و رقیب نمی پذیرد.جو و گندم نیست که بشود پیمانه کرد و به هر نفر سهمی داد. بعلاوه،احساسات قابل کنترل نیست.آدمی در اختیار دل است نه دل در اختیار آدمی. پس آن چیزی که روح ازدواج است و جنبه انسانی آن است و روابط دو انسان را از روابط دو حیوان که صرفا شهوانی و غریزی است متمایز می کند،نه قابل قسمت است و نه قابل کنترل.پس تعدد زوجات محکوم است.

به عقیده ما در این بیان قدری اغراق وجود دارد،زیرا راست است که روح ازدواج عاطفه و احساسات است;هم راست است که احساسات قلبی تحت اختیار آدمی نیست;اما اینکه گفته می شود احساسات قابل تقسیم نیست،یک تخیل شاعرانه بلکه یک مغالطه است،زیرا سخن در این نیست که احساسات بخصوصی را مانند یک قطعه جسم دو قسمت کنند و به هر کدام سهمی بدهند،تا گفته شود که امور روحی قابل تقسیم نیست;سخن در ظرفیت روحی بشر است.مسلما ظرفیت روحی آدمی آنقدر محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جای دهد.پدری صاحب ده فرزند می شود و هر ده نفر را تا حد پرستش دوست می دارد،برای همه آنها فداکاری می کند.

بلی،یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد آنقدر اوج نمی گیرد که در وحدت می گیرد.اوج اعلای عشق و احساسات با تعدد سازگار نیست، همچنانکه با عقل و منطق نیز سازگار نیست.
راسل در زناشویی و اخلاق می گوید:

«بسیاری از مردم امروز عشق را یک مبادله منصفانه احساسات می دانند و همین دلیل به تنهایی،صرف نظر از دلایل دیگر،برای محکوم کردن تعدد زوجات کافی است.»

من نمی دانم چرا اگر بناست مبادله احساسات منصفانه باشد باید انحصاری باشد؟ مگر پدر که فرزندان متعدد خود را دوست می دارد و متقابلا آنها پدر را دوست می دارند مبادله احساسات آنها به طور منصفانه نیست؟اتفاقا با اینکه فرزندان متعددند علاقه پدر به هر یک از فرزندان بر علاقه هر یک از فرزندان نسبت به پدر می چربد.

عجیب این است که این سخن را کسی می گوید که دائما به شوهران توصیه می کند که عشق زن خود را به بیگانه محترم بشمارند و مانع روابط عاشقانه آنها نشوند;متقابلا چنین توصیه هایی به زنان می کند.آیا به عقیده راسل باز هم مبادله احساسات زن و شوهر منصفانه است؟

۲) از نظر تربیتی

هووگری ضرب المثل ناسازگاری است.برای زن دشمنی بالاتر از«هوو»وجود ندارد.چند همسری،زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیانا شوهر وا می دارد و محیط زناشویی را که باید محیط صفا و صمیمیت باشد به میدان جنگ و جدال و کانون کینه و انتقام تبدیل می کند.دشمنی و رقابت و عداوت میان مادران به فرزندان آنها نیز سرایت می کند،دو دستگی ها و چند دستگی ها به وجود می آید،محیط خانوادگی که اولین مدرسه و پرورشگاه روحی کودکان است و باید الهام بخش نیکی و مهربانی باشد درس آموز نفاق و نامردی می گردد.

در اینکه تعدد زوجات زمینه همه این آثار ناگوار تربیتی است شکی نیست.اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه باید دید چقدر از این آثار ناشی از طبیعت تعدد زوجات است و چقدر از آنها ناشی از ژستی است که مرد و زن دوم می گیرند.به عقیده ما همه این ناراحتیها معلول طبیعت تعدد زوجات نیست،بیشتر معلول طرز اجرای آن است.

مردی و زنی با هم زندگی می کنند و زندگی آنها جریان عادی خود را طی می کند. در این بین آن مرد در یک برخورد فریفته زنی می گردد و فورا هوس چند همسری به سرش می زند. پس از یک قول و قرار محرمانه ناگهان زن دوم مثل اجل معلق پا به خانه و لانه زن اول می گذارد و شوهر و زندگی او را تصاحب می کند و در حقیقت به زندگی او شبیخون می زند.واضح است که عکس العمل روحی زن اول جز کینه و انتقام چیز دیگر نیست.برای زن هیچ چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که مورد تحقیر شوهر قرار بگیرد.بزرگترین شکست برای یک زن این است که احساس کند نتوانسته قلب شوهر خود را نگهداری کند،و ببیند که دیگری او را تصاحب کرده است.وقتی که مرد ژست خودسری و هوسرانی می گیرد و زن دوم ژست شبیخون زنی،انتظار تحمل و بردباری از زن اول انتظار بیجایی است.

اما اگر زن اول بداند که شوهرش «مجوز»دارد،از او سیر نشده است و رو آوردن به چند همسری به معنی پشت کردن به او نیست،و مرد ژست استبداد و خودسری و هوسرانی را از خود دور کند و بر احترامات و عواطف خود نسبت به زن اول بیفزاید،و همچنین اگر زن دوم توجه داشته باشد که زن اول حقوقی دارد و حقوق او محترم است و تجاوز به آنها جایز نیست، خصوصا اگر همه توجه داشته باشند که در راه حل یک مشکل اجتماعی قدم برمی دارند،مسلما از ناراحتیهای داخلی کاسته می شود.

قانون تعدد زوجات یک راه حل مترقیانه ناشی از یک دید اجتماعی وسیعی است. حتما اجرا کنندگان آن نیز باید در سطح عالیتری فکر کنند و از یک تربیت عالی اسلامی برخوردار باشند.

تجربه نشان داده است که در مواردی که مرد ژست خودسری و هوسرانی نداشته و زن احساس کرده که شوهرش نیازمند به زن دوم است،خود داوطلب شده و زن دوم را به خانه شوهر آورده است و هیچ یک از ناراحتیهای مزبور وجود نداشته است.اکثر ناراحتیها ناشی از طرز رفتار وحشیانه ای است که مردان در اجرای این قانون به کار می برند.

۳) از نظر اخلاقی

می گویند:اجازه تعدد زوجات اجازه «شره »و شهوت است;به مرد اجازه می دهد هواپرستی کند.اخلاق ایجاب می کند که انسان شهوات خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد،زیرا مقتضای طبیعت آدمی این است که هر اندازه جلو شهوت را باز گذارد رغبت و تمایلش فزونی می گیرد و آتش شهوتش مشتعلتر می گردد.
منتسکیو در روح القوانین صفحه ۴۳۴ درباره تعدد زوجات می گوید:

«پادشاه مراکش در حرمسرای خود از تمام نژادها،اعم از سفید و زرد و سیاه پوست، زن دارد.اما اگر این شخص دو برابر زنهای کنونی خود نیز زن داشته باشد باز هم خواهان زن تازه خواهد بود،زیرا شهوترانی مثل خست و لئامت است و هر چه شدت کرد زیادتر می شود،چنانکه تحصیل سیم و زر زیاد باعث ازدیاد حرص و آز می گردد.تعدد زوجات رسم عشقبازی مستهجن و مخالف طبیعت (همجنس بازی)را نیز می آموزد و رایج می کند،زیرا در عرصه شهوترانی هر عملی که از حدود معین خارج گردید باعث اعمال بی قاعده می گردد.در اسلامبول وقتی که شورشی در گرفت،در حرمسرای یک حکمران حتی یک زن وجود نداشت،چه آن حکمران با عشقبازیهای مخالف طبیعت،روزگار خود را می گذرانید.»

این ایراد را از دو نظر باید مورد بررسی قرار داد:یکی از این نظر که می گویند اخلاق پاک با اعمال شهوت منافات دارد و برای پاکی نفوس باید شهوت را به حداقل ممکن تقلیل داد.دیگر از نظر آن اصل روانی که می گوید مقتضای طبیعت آدمی این است که هر چه بیشتر با آن موافقت شود بیشتر طغیان می کند و هر چه بیشتر با آن خالفت شود آرام می گیرد.

اما از نظر اول:باید بگوییم متاسفانه این یک تلقین غلطی است که اخلاق مسیحی که بر پایه ریاضت است و از اخلاق هندی و بودایی و کلبی متاثر است القاء کرده است. اخلاق اسلامی بر این پایه نیست.از نظر اسلام چنین نیست که هر چه از شهوات تقلیل شود با اخلاق سازگارتر است و اگر به حد صفر برسد صد در صد اخلاقی است. از نظر اسلام اخلاق با افراط در شهوترانی ناسازگار است.

برای اینکه بدانیم تعدد زوجات یک عمل افراطی است یا نه،باید ببینیم آیا مرد بالطبع تک همسری است یا نه.از مقاله ۳۱ معلوم شد که شاید امروز یک نفر هم پیدا نشود که طبیعت مرد را محدود به تک همسری بداند و چند همسری را یک عمل انحرافی و افراطی بشناسد.بر عکس،عقیده بسیاری این است که طبیعت مرد چند همسری است و تک همسری چیزی است نظیر تجرد که بر خلاف طبیعت مرد است.

اگر چه ما با آن نظر که طبیعت مرد چند همسری است مخالفیم،اما با این نظر هم موافق نیستیم که طبیعت مرد تک همسری است و چند همسری بر ضد طبیعت مرد است و نوعی انحراف و مخالف طبیعت است نظیر همجنس بازی.

کسانی مانند منتسکیو که تعدد زوجات را مساوی با شهوت پرستی می دانند، نظرشان به حرمسرا بازی است;خیال کرده اند که اسلام با قانون تعدد زوجات خواسته است جواز حرمسرا برای خلفای عباسی و عثمانی و امثال آنها صادر کند.اسلام بیش از همه با آن کارها مخالف است.حدود و قیودی که اسلام برای تعدد زوجات قائل است، آزادی مرد هوسران را بکلی از او سلب می کند.

اما از نظر دوم:این عقیده که می گوید:«طبیعت آدمی هر اندازه ارضاء شود بیشتر طغیان می کند و هر اندازه مخالفت شود بهتر آرام می گیرد»درست نقطه مقابل عقیده ای است که امروز در میان پیروان فروید پیدا شده و مرتبا به نفع آن تبلیغ می شود.

فرویدیستها می گویند:«طبیعت بر اثر ارضاء و اقناع آرام می گیرد و در اثر امساک فزونی می گیرد و طغیان می کند».لهذا این عده صد در صد طرفدار آزادی و شکستن آداب و سنن خصوصا در مسائل جنسی می باشند.ای کاش منتسکیو زنده می بود و می دید که امروز چگونه فرضیه او مورد تمسخر فرویدیستها قرار گرفته است.

از نظر اخلاق اسلامی هر دو عقیده خطاست.طبیعت،حقوق و حدودی دارد و آن حقوق و حدود را باید شناخت.طبیعت در اثر دو چیز طغیان می کند و آرامش را بهم می زند:یکی در اثر محرومیت و دیگر در اثر آزادی کامل دادن و برداشتن همه قیود و حدود از مقابل او.

به هر حال نه تعدد زوجات ضد اخلاق و بهم زننده آرامش روحی و مخالف پاکی نفوس است آنچنانکه امثال منتسکیو می گویند،و نه قناعت ورزیدن به زن یا زنان مشروع خود ضد اخلاق است آنچنانکه فرویدیستها عملا تبلیغ می کنند.

۴) از نظر حقوقی

به موجب عقد ازدواج،هر یک از زوجین به دیگری تعلق می گیرد و از آن او می شود.حق استمتاعی که هر کدام نسبت به دیگری پیدا می کنند از آن جهت است که منافع زناشویی طرف را به موجب عقد ازدواج مالک شده است.از این رو در تعدد زوجات آن که ذی حق شماره اول است زن سابق است.معامله ای که میان مرد و زن دیگری صورت می گیرد در حقیقت معامله «فضولی »است،زیرا کالای مورد معامله یعنی منافع زناشویی مرد قبلا به زن اول فروخته شده و جزء مایملک او محسوب می شود.پس آن کس که در درجه اول باید نظرش رعایت شود و اجازه او تحصیل گردد زن اول است.پس اگر بناست اجازه تعدد زوجات داده شود باید موکول به اجازه و اذن زن اول باشد،و در حقیقت این زن اول است که حق دارد درباره شوهر خود تصمیم بگیرد که زن دیگر اختیار بکند یا نکند.

بنابر این زن دوم و سوم و چهارم گرفتن درست مثل این است که شخصی یک بار مال خود را به شخص دیگر بفروشد و همان مال فروخته شده را برای نوبت دوم و سوم و چهارم به افراد دیگر بفروشد.صحت چنین معامله ای بستگی دارد به رضایت مالک اول و دوم و سوم،و اگر عملا شخص فروشنده مال مورد نظر را در اختیار افراد بعدی قرار دهد قطعا مستحق مجازات است.

این ایراد مبتنی بر این است که طبیعت حقوقی ازدواج را مبادله منافع بدانیم و هر یک از زوجین را مالک منافع زناشویی طرف دیگر فرض کنیم.من فعلا راجع به این مطلب که البته قابل خدشه و ایراد است بحثی نمی کنم.فرض می کنیم طبیعت حقوقی ازدواج همین باشد.این ایراد وقتی وارد است که تعداد زوجات از جانب مرد فقط جنبه تفنن و تنوع داشته باشد.بدیهی است که اگر طبیعت حقوقی ازدواج مبادله منافع زناشویی باشد و زن از هر لحاظ قادر باشد که منافع زناشویی مرد را تامین کند، مرد هیچ گونه مجوزی برای تعدد زوجات نخواهد داشت.اما اگر جنبه تفنن و تنوع نداشته باشد،بلکه مرد یکی از مجوزهایی که در مقالات پیش اشاره کردیم داشته باشد،این ایراد مورد ندارد.مثلا اگر زن عقیم باشد،یا به سن یائسگی رسیده باشد و مرد نیازمند به فرزند باشد،یا زن مریض و غیر قابل استمتاع باشد،در این گونه موارد حق زن مانع تعدد زوجات نخواهد بود.

تازه این در صورتی است که مجوز تعدد زوجات امر شخصی مربوط به مرد باشد. اما اگر پای یک علت اجتماعی در کار باشد و تعدد زوجات به واسطه فزونی عدد زنان بر مردان و یا به واسطه احتیاج اجتماع به کثرت نفوس تجویز شود،این ایراد صورت دیگری پیدا می کند.در این گونه موارد،تعدد زوجات یک نوع تکلیف و واجب کفایی است;وظیفه ای است که برای نجات اجتماع از فساد و فحشاء و یا برای خدمت به تکثیر نفوس اجتماع باید انجام شود.بدیهی است آنجا که پای تکلیف و وظیفه اجتماعی به میان می آید،رضایت و اجازه و اذن مفهوم ندارد.اگر فرض کنیم اجتماع واقعا مبتلا به فزونی زن بر مرد است یا نیازمند به تکثیر نفوس است،یک وظیفه،یک واجب کفایی متوجه همه مردان و زنان متاهل می شود;پای یک وظیفه،یک واجب کفایی متوجه همه مردان و زنان متاهل می شود،پای یک فداکاری و از خود گذشتگی به خاطر اجتماع برای زنان متاهل به میان می آید.درست مثل وظیفه سربازی است که متوجه خانواده ها می شود و باید به خاطر اجتماع از عزیزشان دل بکنند و او را روانه میدان کارزار کنند.در این گونه موارد،غلط است که موکول به رضایت و اجازه شخص یا اشخاص ذی نفع بشود.

کسانی که مدعی هستند حق و عدالت ایجاب می کند که تعدد زوجات با اجازه همسر پیشین باشد،فقط از زاویه تفنن و تنوع طلبی مرد مطلب را نگریسته اند و ضرورتهای فردی و اجتماعی را از یاد برده اند.اساسا اگر ضرورت فردی یا اجتماعی در کار نباشد،تعدد زوجات حتی با اجازه زن پیشین نیز قابل قبول نیست.

۶) از نظر فلسفی

قانون تعدد زوجات با اصل فلسفی تساوی حقوق زن و مرد که ناشی از تساوی آنها در انسانیت است منافات دارد.چون زن و مرد هر دو انسان و متساوی الحقوق می باشند، یا باید هر دو مجاز باشند که دارای چند همسر باشند یا هیچ کدام مجاز نباشند.اما اینکه مرد مجاز باشد چند زن داشته باشد و زن مجاز نباشد که چند شوهر داشته باشد، تبعیض و مرد نوازی است.اجازه دادن به مرد که تا چهار زن می تواند بگیرد به معنی این است که ارزش یک زن مساوی است با یک چهارم مرد.این نهایت تحقیر زن است و حتی با نظر اسلام درباره ارث و شهادت [ که ارث و شهادت] دو زن را برابر با ارث و شهادت یک مرد قرار داده است منافات دارد.

این ایراد سخیف ترین ایرادی است که بر تعدد زوجات گرفته شده است.گویی ایراد کنندگان به علل و موجبات فردی و اجتماعی تعدد زوجات کوچکترین توجهی نداشته اند;خیال کرده اند تنها موضوعی که در میان است هوس است.آنگاه گفته اند چرا به هوس مرد توجه شده و به هوس زن توجه نشده است؟

چون در گذشته راجع به علل و موجبات و مجوزهای تعدد زوجات،مخصوصا راجع به چیزی که تعدد زوجات را به صورت حقی از جانب زنان بی شوهر بر عهده مردان و زنان متاهل در می آورد بحث کرده ایم،دیگر بحثی نمی کنیم.

در اینجا همین قدر می گوییم اگر مبنای فلسفه اسلام در تعدد زوجات و ارث و شهادت،تحقیر و بی اعتنایی به حقوق زن بود و اسلام میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت تفاوت قائل بود،همه جا یک جور نظر می داد زیرا این فلسفه همه جا یک جور حکم می کند;یک جا نمی گفت یک زن نصف یک مرد ارث ببرد و در جای دیگر نمی گفت یک زن با یک مرد برابر ارث ببرد و در جای دیگر نمی گفت یک مرد تا چهار زن بگیرد،و همچنین در باب شهادت در هر موردی به نحوی حکم نمی کرد.از اینها به خوبی می توان فهمید که اسلام فلسفه های دیگری در نظر گرفته است.ما در یکی از مقالات گذشته راجع به ارث توضیح دادیم و در مقاله دیگری گفتیم مساله تساوی زن و مرد در انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت،از نظر اسلام جزء الفبای حقوق بشری است.از نظر اسلام در حقوق زن و مرد مسائلی بالاتر از تساوی وجود دارد که لازم است آنها دقیقا منظور گردد و اجرا شود.
نقش اسلام در چند همسری

اسلام نه چند همسری را اختراع کرد(زیرا قرنها پیش از اسلام در جهان وجود داشت) و نه آن را نسخ کرد(زیرا از نظر اسلام برای اجتماع مشکلاتی پیش می آید که راه چاره آنها منحصر به تعدد زوجات است).ولی اسلام رسم تعدد زوجات را اصلاح کرد.
محدودیت

اول اصلاحی که به عمل آورد این بود که آن را محدود کرد.قبل از اسلام تعدد زوجات نامحدود بود;یک نفر به تنهایی می توانست صدها زن داشته باشد و از آنها حرمسرایی به وجود آورد.ولی اسلام «حداکثر»برای آن معین کرد;به یک نفر اجازه نداد بیش از چهار زن داشته باشد.در حکایات و روایات نام افرادی در صدر اسلام دیده می شود که در حالی که اسلام آوردند بیش از چهار زن داشتند و اسلام آنها را مجبور کرد مقدار زائد را رها کنند.از آن جمله نام مردی به نام غیلان بن اسلمه برده می شود که ده زن داشت و پیغمبر اکرم او را مجبور کرد که شش تای آنها را رها کند.و همچنین مردی به نام نوفل بن معاویه پنج زن داشت.پس از آن که اسلام اختیار کرد رسول اکرم امر کرد که یکی از آنها را حتما رها کند.

در روایات شیعه وارد شده که یک نفر ایرانی مجوسی در زمان امام صادق اسلام اختیار کرد در حالی که هفت زن داشت.از امام صادق سؤال شد:تکلیف این مرد که اکنون مسلمان شده با هفت زن چیست؟امام فرمود:حتما باید سه تای از آنها را رها کند.

پی‏نوشت:

۱- نساء ۳.

 

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/۱۱

 می گویند یکی از شیرین ترین بخش های زندگی، ازدواج است اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی به تلخی طلاق می انجامد. متاسفانه یکی از مسائلی که امروزه در جامعه پررنگ تر از قبل شده، پدیده طلاق است. آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که می گویند در شهرها از هر ۳ ازدواج، یکی به طلاق منجر می شود که متاسفانه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در این مطلب به علت های اصلی طلاق در جامعه ایران اشاره می کنیم.
اگر طرف شما خیلی با شما فرق دارد احتیاط کنید

۱ عدم شناخت از یکدیگر قبل از ازدواج

اولین علت اصلی طلاق در جامعه ایران، نداشتن شناخت مناسب زوج ها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگی های شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگی اش آگاهی ندارد.

اما راه حل این مشکل چیست؟ برای شناخت صحیح، زوج ها ابتدا باید خود را بشناسند و زمانی که به خودشناسی رسیدند در درجه بعد به دنبال کسی باشند که با توانایی ها و ارزش هایشان همخوانی داشته باشد. برای شناختن یکدیگر باید چند ملاک و معیار را مورد بررسی قرار دهند از جمله:

از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شبیه هم باشند، زیرا نگاه و گفت وگوی فضای زندگی از این مدخل است

به لحاظ مذهبی در یک راستا باشند و به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند.

تفاوت سنی را در نظر بگیرند. معمولا یک ازدواج معقول آن است که پسر بزرگ تر از دختر باشد. برخی این سؤال را مطرح می کنندکه اگر سن دختر از پسر بالاتر باشد چه پیش می آید؟ در پاسخ باید گفت که اگر طرف مقابل تمام ملاک های دیگر طرف مقابل را داشته باشد و تفاوت سنی را هم دختر و هم پسر پذیرفته باشند مشکلی نیست.

توجه به ظاهر: باید هر دو طرف از ظاهر و آراستگی شریک زندگی شان خوش شان بیاید. اگر چه خیلی از جوانان این مورد را به عنوان اولین و مهم ترین نکته در نظر می گیرند و بعد سراغ سایر ملاک ها و معیارها می روند که این نوع شیوه انتخاب، نادرست است.

میزان یکسان انرژی: دختر و پسر باید انرژی های یکسان داشته باشند، زیرا این مسئله به آنها کمک می کند که همپا و رفیق یکدیگر باشند.

توجه به عادت های شخصی: باید به این مسئله توجه داشت که آیا ما به عنوان یک همسر می توانیم با عادت های شریک آینده زندگی مان مانند نوع و نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و... کنار بیاییم.

میزان پول خرج کردن: این را باید بدانید که نوع، میزان و نحوه پول خرج کردن در زندگی مشترک بسیار مهم است و اگر در این زمینه مشکلی باشد، می تواند حتی منجر به طلاق شود.

زوج های جوان باید بدانند که بعد از ازدواج هیچ تغییری رخ نمی دهد بلکه اصرار در تغییر باعث مقاومت طرف مقابل، لج و لجبازی، دعوا و قهر و درنهایت منجر به طلاق می شود، پس اگر نمی خواهید با طلاق و تبعات آن روبه رو شوید، این ملاک ها را جدی بگیرید.

بارها دیده شده است که دختران و پسران جوان برای انتخاب همسر به دنبال شخصی متفاوت از خود در واقع نقطه مقابل خود به لحاظ شخصیتی می گردند. به عنوان مثال ممکن است که دختری اجتماعی با روابط عمومی قوی به دنبال مردی باشد که روابط اجتماعی محدودی داشته باشد، وقتی این زوج کنار هم قرار گیرند مسلما یکدیگر را درک نمی کنند و در آینده همین درک نکردن، مسئله ساز خواهد شد. افراد برای انتخاب شریک زندگی شان باید تشابه شخصیتی را مدنظر قرار دهند و شریکی را انتخاب کنند که از هر جهت شبیه خودشان باشد.


می توانید با هم حرف بزنید؟

۲ توانایی نداشتن ارتباط موثر و سازگار نبودن(عدم تفاهم)

دومین دلیل طلاق در جامعه ایران نداشتن تفاهم است. زوج ها برای ادامه یک ارتباط رضایتمند باید از مهارت های زندگی مانند گفت وگو کردن، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند و این را بدانند که با تشکیل زندگی «من» و «منیت» از بین رفته و «من» تبدیل به «ما» می شود. در زندگی مشترک نفع «ما» مطرح است. همچنین زوج ها باید توانایی سازگاری در هر شرایطی را داشته باشند. در زندگی مشترک، گفت وگو کردن به عنوان یک عامل مهم در ازدواج موفق است. زوج هایی که بیشتر اهل گفت وگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند. متاسفانه از هر ۱۰ زوج، کمتر از ۳ زوج توانایی گفت وگو کردن به شیوه مناسب را دارند. باید به این مسئله توجه داشت که وقتی نتوان با گفت وگو به حل مسئله ای پرداخت، مشکل بغرنج خواهد شد.


تکراری نشوید

۳ آبیاری نشدن رابطه (تکراری شدن)

سومین علت اختلاف و طلاق میان زوج ها، تکراری شدن زن و شوهر برای یکدیگر است. این را باید دانست که رابطه زناشویی مانند یک گیاه است و باید برای رشد آن و جلوگیری از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسیدگی کرد. منظور این است که حس ها و نگاه های تازه که در روزهای نخست آشنایی وجود داشته را دوباره بسازیم. تازگی داشتن برای یکدیگر سبب می شود که هر دو طرف از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند و حس مهم بودن را به یکدیگر انتقال دهند. زمانی که زوج ها وارد فضای طلاق می شوند در واقع این پیام را برای یکدیگر می فرستند که «تو برای من مهم نیستی.» این در حالی است که هر دو طرف می توانند کارهایی انجام دهند که برای طرف مقابل تکراری و خسته کننده نشوندوطرف مقابل هم اهمیت آنها را در زندگی خودش بداند .


وقتی دیگران زندگی را خراب می کنند

۴ دخالت هایی از بیرون

چهارمین علت اصلی طلاق را می توان دست های دخالت گری از بیرون دانست، دخالت ها می تواند شامل موارد ذیل باشد:

دخالت خانواده: متاسفانه بسیاری از زوج ها این مجال و اجازه را به خانواده هایشان می دهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگی شان مداخله کنند. علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده نخستینش بازمی گردد. دختر و پسر وقتی درصدد تشکیل زندگی مشترک هستند، باید وابستگی خود را از خانواده کم کنند و هر کدام از آنها برای پایداری زندگی شان به مدیریت خانواده خود بپردازند.

دخالت امور شغلی و کاری: اهمیت دادن بیش از اندازه به کار و شغل سبب می شود که زوج ها نتوانند وقت مفید و کافی کنار یکدیگر داشته باشند که بالطبع این مسئله باعث می شود محبت در خانواده کمرنگ شود. این را باید دانست که شغل همه زندگی نیست بلکه ابزاری برای زندگی است.

دخالت اهداف شخصی: گاهی یکی از زوجین اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها می دهد، مثلا ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند یا اینکه در منطقه خاصی خانه داشته باشد، در حالی که طرف مقابل چنین تفکری ندارد. وقتی به این مسائل بیش از حد پرداخته شود عملا سکان زندگی از دست زن و شوهر خارج می شود و روابط به سمت گسسته شدن پیش می رود. بهترین راه حل برای این دسته از زوج ها این است که امیال و اهداف خود را در خانه مطرح کنند و تصمیم مشارکتی بگیرند. امروزه فضا، فضای مشارکتی است.

دخالت فرزندان: زوج ها برخی اوقات به فرزندان شان بیش از اندازه بها می دهند، به طوری که تصمیمات را فرزندان بر عهده می گیرند تا جایی که حتی زن و شوهر به دلیل توقعات بالای فرزندانشان لحظه ای نمی توانند با همسرشان خلوت کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۱


ازدواج یکی از مهمترین رویدادهایی است که در زندگی افراد اتفاق می افتد. با پیوند زناشویی بین دو فرد، مهمترین واحد اجتماعی یعنی خانواده تشکیل می شود. پیوند ازدواج به مانند هر ارتباط دیگری ممکن است دچار آسیب هایی شود. دلالیل مختلفی برای به وجود آمدن فاصله بین رابطه زن و شوهر وجود دارد. اگر دلایل فاصله افتادن بین زن و شوهر مورد بررسی قرار نگیرد، کم کم فاصله بین زن و شوهر زیاد و زیادتر شده تا جایی که هر دو به این نتیجه می رسند که راهی جز طلاق وجود ندارد. طبق آمار ارائه شده توسط مدیر ثبت احوال استان تهران آمار طلاق نسبت به سال قبل در استان تهران ۶ درصد افزایش داشته است و از ۲۲ هزار و ۱۲۸ واقعه طلاق طی هشت ماه سال جاری که به ثبت رسیده، ۲۰ هزار و ۸۹۷ واقعه مربوط به طلاق در یک تا دو سال اول زندگی مشترک بوده است. همانطور که ملاحظه می شود بسیاری از طلاق هایی که اتفاق می افتد بین زوجینی است که فرزندی ندارند و هنوز مدت زیادی از ازدواج آن ها نمی گذرد، ولی با این وجود آن ها طلاق را بهترین گزینه پیش روی خود می دانند. از سویی دیگر در دادگاه ها بسیار شنیده شده است که زن و شوهر دلیل درخواست طلاق خود را عدم تفاهم مطرح می کنند.

یکی از راهکارهایی که تاثیر زیادی می تواند در شفاف سازی، سوء تفاهم زدایی و باز کردن گره زوجین داشته باشد، زوج درمانی است. زوج درمانی رویکردی است که در آن جلسات درمانی مشترک میان زن و شوهر برای تغییر دادن روابط آنان در جهت مطلوب برگزار می شود. در زوج درمانی آنچه مورد قبول است آن است که مسئله زوج ها مشکل فردی نیست، بلکه مشکل میان فردی است. در زوج درمانی فنون مختلفی استفاده می شود که از جمله آن ها می توان فن انعکاس و روز همراهی را نام برد. منظور از فن انعکاس آن است که درمانگر از شوهر می خواهد نظرش را در مورد اختلاف خود با همسرش بیان کند و از زن می خواهد تا به سخنان شوهرش به دقت گوش دهد، سپس از وی می خواهد صحبت های شوهرش را تکرار کند. سپس از مرد می پرسد آنچه که زنش گفته همان بوده که او گفته است؟ و اگر نبوده آن ها را تکرار کند. همین کار برای زن هم اتفاق می افتد.

این کار آنقدر ادامه می یابد تا سوء تفاهم بین زوجین برطرف شود و آن ها روش ارتباط صحیح را بیاموزند. در تکنیک روز همراهی، روش کار به اینگونه است که زن قول می دهد در یک روز معین کارهای خوبی و دلخواه همسرش را برای شوهرش انجام دهد بدون آنکه انتظاری از وی داشته باشد و شوهر نیز در یک روز دیگر همین کار را برای زنش انجام می دهد. با کمک این تکنیک، کم کم سوء تفاهم های زوجین حل می شود و جای خود را به مهر و محبت خواهد داد. تکنیک های گفته شده بخشی از روش های استفاده شده در خانواده درمانی می باشد. همانطور که قبلاً ذکر شد، بسیاری از طلاق ها نه تنها به دلیل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی نظیر بیکاری و اعتیاد و ... نیست بلکه به دلیل عدم تفاهم بین زوجین است. متاسفانه بسیاری از طلاق هایی که در حال حاضر اتفاق می افتد بدون هیچ تلاشی برای بهبود رابطه صورت می گیرد در حالی که تصمیم به طلاق دلایل محکم و قابل توجیه تری را می طلبد. این مسئله زمانی برجسته می شود که فرد پس از طلاق وقتی به رفتارها و اعمال خود و همسرش فکر می کند به نوعی با احساس پشیمانی و گناه روبرو می شود

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/۱۱



تا دیروز صحبت از بی پولی و اعتیاد بود، اما حالا صحبت از فساد اخلاقی است. تا دیروز به زبان آوردن واژه فساد قبح داشت، اما حالا رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های وزارت ورزش و جوانان که حرفش حکم سند دارد و باید دست به عصا اظهارنظر کند، ملاحظات را کنار می گذارد و از فساد اخلاقی و رواج آن بین زوج های جوان حرف می زند.


محمدتقی حسن زاده از پژوهشی می گوید که حقایق پنهان را آشکار کرده، زوایای پنهان طلاق ها را بیرون کشیده و نشان داده که برخلاف تصور مرسوم، فقط بی پولی، موادمخدر، دخالت بیجای خانواده ها یا خامی زوج ها نیست که پرونده ای جدید برای طلاق باز می کند؛ بلکه تمایل جوان ها به داشتن روابط بیرون از چارچوب خانواده که او نامش را فساد اخلاقی می گذارد، علت اصلی وقوع بیشتر طلاق هاست.


گفت وگوی حسن زاده با مهر چند نکته کلیدی دیگر هم دارد. اول آنجا که می گوید طلاق های عاطفی بین زوج های ایرانی روندی صعودی را آغاز کرده، دوم آن که تاکید می کند بیشترین درخواست های طلاق از سوی زنان است و سوم این که استان های تهران، خراسان رضوی و فارس در صدر جدول طلاق قرار دارد.


وقوع طلاق های عاطفی بین زوج های ایرانی؛ چه آنها که جوانند و اول راه و چه بین آنها که سابقه ازدواجشان به چند دهه می رسد، موضوعی رایج و ملموس است. این که زنان نیز بیشترین درخواست های طلاق را دارند هم موضوعی تازه نیست، اما این که او نام سه استان صدر جدول طلاق را اعلام می کند و همزمان از رواج طلاق به خاطر برقراری روابط موازی با زندگی زناشویی حرف می زند، این گمان را تقویت می کند که بیشترین روابط غیراخلاقی در سه استان نام برده شده، برقرار است.


البته این موضوع جای بحث و بررسی جامعه شناسانه دارد و شاید بتوان این گونه تحلیل کرد که مردم بومی استان لزوما به این سمت نمی روند، اما چون این استان ها وسیع و مهاجرپذیرند، به این علت بیشتر درگیر پدیده طلاق و بروز ناهنجاری های اخلاقی هستند.

مردان تحصیلکرده شهری در صدر


قرار نیست واژه های این نوشتار، گروه وسیعی از مردم را به جبهه گیری وادارد، چون قرار نیست در این مقوله، تر و خشک باهم سوزانده شود، اما تا آنجا که به فردی همچون دکتر سیدمحمدصادق مهدوی، جامعه شناس خانواده که نتایج پژوهش وزارت ورزش و جوانان را تا حد زیادی منطبق بر واقعیت می داند مربوط است، احتمال درگیر شدن مردان در روابط خارج از چارچوب خانواده بیشتر از زنان است.


او در گفت وگو با جام جم حرفش این است که نمی توان همه افراد جامعه را با یک چوب زد، اما جامعه شناسان خانواده که زندگی های زناشویی در ایران را رصد می کنند، به این نتیجه رسیده اند که مردان بیشتر از زنان، شهری ها بیشتر از روستایی ها و تحصیلکرده ها بیشتر از کم سوادها گرفتار انحرافات اخلاقی می شوند.


او البته این اظهارات را با کمی احتیاط بر زبان می آورد، چون معتقد است این موضوع بین گروه های سنی مختلف، در مناطق جغرافیایی گوناگون و در طبقات اجتماعی و اقتصادی مختلف متفاوت است، اما با این حال این جامعه شناس معتقد است چون گرایش های دینی و مذهبی در برخی افراد تحصیلکرده ضعیف تر از سایر مردم است و کنترل های درونی در آنها کمتر به چشم می خورد، در حالی که امکاناتشان بیشتر و دسترسی هایشان وسیع تر است، امکان انحرافات اخلاقی شان هم بیشتر است.


مهدوی، بین زنان و مردان نیز تفاوت قائل می شود و توضیح می دهد که اگرچه در گذشته فساد بین مردان بسیار بیشتر از زنان بود، اما حالا زنان نیز درگیر این موضوع شده اند؛ هرچند که هنوز فراگیری فساد بین زنان به پای مردان نمی رسد.

مادیات دیگر حرف اول را نمی زند


تا چند ماه پیش اخباری منتشر می شد که نشان می داد بیش از نیمی از طلاق ها به خاطر ارضا نشدن نیازهای جنسی زوج ها اتفاق می افتد، اما حالا پژوهش وزارت ورزش و جوانان که انحرافات اخلاقی را در صدر عوامل نشانده، نشان می دهد رواج فساد اخلاقی در بین زوج ها هم می تواند از ارضا نشدن نیاز جنسی تاثیر بپذیرد و هم خود عاملی برای سردی روابط جنسی باشد.


نکته قابل تامل در این میان این است که با این که هنوز هم مادیات نقش انکارناپذیری در زندگی دارد، اما جامعه به سمتی در حرکت است که عواملی دیگر، مادیات را پشت سر می گذارند تا آنجا که بعید نیست روزی برسد نپرداختن نفقه، مهریه، بیکاری مرد و مناسب نبودن شغل او در مقایسه با سایر عوامل تهدیدکننده زندگی مشترک، بی اهمیت جلوه کند.


به همین علت است که جامعه شناسان و برنامه ریزان حتی روان شناسان و رفتارشناسان باید دست به کار شوند تا دریابند تغییر ذائقه زوج ها بویژه جوان ها در زندگی زناشویی و گرایش آنها به افرادی غیر از همسرشان ریشه در چه عواملی دارد.

ماهواره و سریال های مثلث عشقی


آمارهای رسمی و غیررسمی نشان می دهد دست کم نیمی از مردم به شبکه های ماهواره ای دسترسی دارند، در حالی که اغلب شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به پخش سریال ها و برنامه هایی مشغول هستند که در این برنامه ها، خیانت، مثلث های عشقی و روابط خارج از چارچوب خانواده موضوع اصلی است.


کارشناسان مسائل خانواده بارها در این باره که مضامین این سریال ها می تواند تابوی روابط نامشروع و پنهان در خانواده ها را بشکند، هشدار داده اند.


علاوه بر شبکه های ماهواره ای، دسترسی به انواع لوازم ارتباطی نظیر تلفن همراه و استفاده از اینترنت و دسترسی به شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک سبب شده روابط افراد گسترده و پیچیده تر از قبل شود. استفاده نادرست از این فضاها در قالب پیامک، گفت وگو در اینترنت و موارد مشابه راه های ارتباطی و گفت وگوهای غیراخلاقی را تا جایی گسترده که کنترل آنها از دست افراد خارج شده است.


با این تفاسیر، می توان به اهمیت هشدار کارشناسان نسبت به استفاده نابجا از این وسایل ارتباطی پی برد و شاید بتوان دلیل این که فساد اخلاقی مقام نخست اختلافات خانوادگی را دارد، خوب فهمید.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۱۱

طلاق چیست؟
طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر. طلاق را اغلب راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند.
در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می شود. چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می شوند .
از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند. طلاق با این دید، یکی از غامض ترین پدیده های اجتماعی، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می گذارد. طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرامبخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضای خانواده می گذارد.
در تحقیقی که توسط "جی هبر" (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.
در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از ازدواج ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند.

این تحقیق مدلی را نشان می دهد که در آن افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد محتاج همیاری و کمک هستند. گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد .
● ابعاد مختلف آسیب های ناشی از طلاق
"پل بوهامون" نشان داده است که طلاق بدان سبب مساله غامضی است که همزمان شش بعد را در نظر می گیرد، این ابعاد عبارتند از:
۱) طلاق عاطفی:
زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.
۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.
آگهی



۳) طلاق قانونی:
در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.
۴) طلاق توافقی والدین:
تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.
۵) طلاق اجتماعی:
تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.
۶) طلاق روانی:
وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.
آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.
کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/۱۱


هنگامی که پدر و مادر نسبت به یکدیگر خصومت می‌ورزند و توهین می‌کنند، فرزندان رنج می‌کشند. این به آن دلیل است که ماهیت ازدواج یا طلاق نوعی «بوم‌سازگاری عاطفی» برای کودکان درست می‌کند. همان‌گونه که درخت در محیطش تحت ‌تاثیر کیفیت هوا، آب و خاک قرار دارد، سلامت عاطفی کودکان نیز توسط کیفیت روابط خصوصی موجود در محیط او مشخص می‌شود. در واقع طلاق‌های عاطفی و کشمکش‌های دائمی پدر و مادر عوارض منفی بیشتری برای بچه دارد تا طلاق‌های قانونی؛ چرا که در طلاق‌های عاطفی و پنهان روحیه بچه هر روز تضعیف می‌شود. اختلافات زناشویی که دائما هم تکرار می‌شوند، تاثیری عمیق بر سلامت جسمانی و عاطفی کودکان و نیز توانایی آنها در سازگاری با همسالانشان می‌گذارد. داده‌‌ها نشان می‌دهد کودکانی که والدینشان در زندگی مشترک دارای ویژگی‌های انتقاد، حالت تدافعی و توهین بوده‌اند، به احتمال بیشتری رفتارهای ضداجتماعی دارند و نسبت به همبازی‌هایشان خشونت می‌ورزند. علت این است که این دسته از کودکان در زمینه سازگاری با دیگران سرمشق خوبی ندارند. والدینی که دائما با یکدیگر در حال تضاد و کشمکش هستند خسته، پریشان و افسرده‌اند و نمی‌توانند در تربیت فرزندانشان نقش موثری داشته باشند. در واقع فشار زندگی کردن با اختلاف‌های پدر و مادر می‌تواند بر دستگاه عصبی خودکار (اتونومیک)‌ نوزاد و در نتیجه توان سازگاری کودک تاثیر بگذارد.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کودکان در واکنش به جر و بحث‌های بزرگ‌ترها، دچار تغییرات جسمانی می‌شوند. برای نمونه در ضربان قلب و فشارخون آنها تغییراتی پدید می‌آید و کودکان معمولا با گریستن، از شدت فشار میخکوب شدن، دست گذاشتن بر گوش‌ها و اخم کردن واکنش نشان می‌دهند. رفتار فرزند با دوستانش بشدت تحت‌تاثیر روابط متقابل پدر و مادرش است. کودکانی با والدین پراختلاف، در بازی‌ها همکاری کمتری از خود نشان می‌دهند و با همبازی‌هایشان رفتار منفی‌تری دارند. والدین با اختلافات زناشویی، اصولا بر مسائل خودشان متمرکز هستند و توجه و دقت کمتری به فرزندانشان دارند، در نتیجه کودکان بدون نظارت به سوی همسالان منحرف‌تر سوق داده می‌شوند و بسیاری از فرزندان خانواده‌های ناآرام به گرداب گرفتاری‌های نوجوانان از جمله نمرات کم، رفتارهای جنسی زودرس، موادمخدر و بزهکاری کشیده می‌شوند.
بسیاری از دانش‌آموزان خانواده‌های ناآرام نقص ذهنی ندارند، بلکه به دلیل ناتوانی عاطفی در مدرسه ناموفق هستند. آنان به علت ناهنجاری‌های زندگی خانوادگی آنقدر ناراحت و درگیر هستند که حتی نمی‌توانند بر امور پیش پا افتاده‌ای مانند جدول ضرب تمرکز کنند. همچنین این قبیل کودکان افسردگی، اضطراب و انزوای بیشتری را تجربه می‌کنند و چنین مشکلاتی را به سال‌های بزرگسالی خود نیز انتقال می‌دهند. در حقیقت الزاما این طلاق نیست که به کودکان آسیب می‌رساند، بلکه خشونت شدید و ارتباط نامناسب پدر و مادر با یکدیگر است. خشونت و تحقیر دائمی والدین این اثر را بر فرزندان دارد که آنها نسبت به همسالان خود پرخاشگر و ستیزه‌جو می‌شوند.
با توجه به آثار زیانبار طلاق بر کودکان، شاید والدینی که در زندگی زناشویی خود خوشبخت نیستند، دچار تردید شوند که بهتر است به خاطر فرزندانشان به زندگی واقعا رنج‌آور و بی‌نتیجه‌شان ادامه دهند.
پاسخ این پرسش یک «نه» قاطع و محکم است. علت هم آن است که برخی اختلافات زناشویی به مراتب اثر زیانبارتری بر فرزندان دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/٩


این پدیده مستلزم فرار ناگهانی یا از پیش برنامه‌ریزی شده کودک از خانه خود به خانه یکی از بستگان یا دوستان یا محلی که کودک قبلاً یکبار ملاقات کرده و یا حتی محلّی کاملاً ناآشنا برای کودک است. کودک به محض رسیدن به آن محلّ و یا حتی در میانه راه در می‌یابد که نمی‌تواند برای مدتی طولانی بدون پشتیبانی مالی و عاطفی پدر و مادردوام آورد. در این لحظه، کودک تصمیم می‌گیرد که به خانه باز گردد و یا محل مخفیگاهش را به طریقی به اطلاع پدر و مادرش برساند. غیبت از خانه معمولاً بیش از یک هفته به طول نمی‌انجامد.

برگرفته از کتاب: خشونت خانوادگی :‌دکتر بیوک تاجری


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٢/۱/٩

رفتارها و گفتارهای منفی تنها به ضرر شما خواهد بود. به‌منظور جلوگیری از طلاق و حفظ زندگی‌تان، باید از واکنش نشان دادن به رفتارهای همسرتان بپرهیزید و دست به انجام اقدامات ضروری که زندگی شما را به حالت اول بازمی‌گرداند، بزنید. با وجود این دلایل، انتقاد از روی عصبانیت هم فقط اوضاع را بدتر می‌کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥

 
امروزه یکی از مسائل پیچیده ای که جوامع را درگیر خودساخته است ، مسئله نوجوانان و جوانان بزهکار است که در سطح جامعه به اعمال خلاف قانون می پردازند. در واقع ، اعمال بزهکارانه این نوجوانان ، توجه بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی را به خود معطوف کرده و وجود این معضل در اجتماع ،همگان را بران داشته است تا با مشارکت یکدیگروارانه راهکاری مناسب در وضعیت این  قشر از اجتماع ، به وضعیت انها سامان دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٥


نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین ان تقسیم بندی دورکیم است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٢٤


 بررسی آمار طلاق در کشور نشان می دهد طی ده گذشته روند صعودی به خود گرفته است. به طوری که به اعتقاد کارشناسان آمار طلاق در ایران به زلزله ای خاموش تبدیل شده است که هر روز در حال تکان دادن جامعه می باشد. بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال همچنان تهران رکورددار طلاق در کشور است به طوریکه روزانه 90 زوج در تهران از یکدیگر جدا می شوند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود. به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.
اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.


- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.



- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۸



- اختلالات روانی : از جمله اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی ، بیماری افسردگی ، بیماری اسکیزوفرنیا ( نوعی بیماری وخیم روانی که فرد دچار توهم و هذیان می گردد)، حملات اضطرابی شدید توأم با ترس و وحشت ، ترس های مرضی ، حالات خشم ، و عصبانیت های ناگهانی .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

 آسیب های روانی «کودکان طلاق» باعث می شود برخی از همسران با وجود مشکلات فراوان در زندگی مشترک ترجیح دهند طلاق نگیرند، چرا که در صورت جدایی آینده تیره ای در انتظار فرزندان آن هاست. از طرفی والدینی که مجبور به طلاق شده اند، همیشه در پس ذهن خود نگرانی و دغدغه دارند که آینده فرزند آن ها چه طور خواهد شد و آیا در شرایطی که آن ها طلاق گرفته اند و فرزندان شان برچسب کودکان طلاق دارند می توان به آینده آن ها امیدی داشت؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/۸


در سال‌های اخیر متأسفانه طلاق در جامعه روند صعودی داشته است به طوری‌که بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال تهران رتبه اول را در آمار طلاق به خود اختصاص داد و این آمار هشداری است برای مسئولین امر تا چاره ای بیندیشند و در صدد افزایش تحکیم بنیان روابط خانوادگی برآیند.
طلاق در اسلام مذموم‌ترین حلالها شمرده می‌شود اما متأسفانه طی سال‌های اخیر با افزایش آمار طلاق شاهد بروز پدیده‌های نوظهوری در جامعه هستیم که جشن طلاق و داوری پولی طلاق از جمله آنها است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤


با دستگیری "محمدعلی . ف" ، وی در تحقیقات اولیه منکر هرگونه ارتکاب جنایت شده اما در ادامه و با توجه به دلایل و مدارک ارائه شده از سوی کارآگاهان ، به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد .
 مرد جوان وقتی نتوانست به ارتباطش با زن معتاد پایان دهد ، او را کشت و جنازه اش را در کنار خیابان رها کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤

 
 معمولا اولین واکنش بسیاری از افراد پس از آن که می فهمند رابطه مشترکشان به بن بست رسیده است، انکار آن است. حتی گاهی اوقات افراد تمام تلاش خود را برای حفظ رابطه انجام می دهند و انرژی روانی زیادی صرف این موضوع می کنند، ولی باز هم به مرحله ای می رسند که دیگر ادامه رابطه برایشان ممکن نیست.

هرچند زندگی پس از طلاق برای مرد و زن با چالش های جدی و سخت همراه است ولی حقیقت این است که بعد از جدایی هنوز هم زندگی جاری است و باید این حقیقت را بپذیرند. رویارویی با این حقیقت و چگونگی دست و پنجه نرم کردن با پایان یک رابطه (نه پاک کردن آن) به چندین عامل بستگی دارد:

۱) شبکه حمایتی دوستان، خانواده و...

حضور خانواده و دوستان و تمایل شما برای کمک گرفتن از آن ها و توانایی آن ها برای کمک کردن از نکات مؤثر است، در صورت دارا بودن شبکه حمایتی می توانید:

- در موقع نیاز کسی را کنار خود داشته باشید.

- دوستان و خانواده می توانند به حرف هایتان گوش کنند بدون این که سعی داشته باشند احساسات ناشی از فقدان و جدایی همسر سابق تان (غم و اندوه) را کوچک و بی اهمیت جلوه دهند.

- دوستان و خانواده می توانند با گوش کردن به احساسات، عقاید و نیازهایتان پذیرای شما باشند. طرح موارد ذکرشده از طرفی برای افزایش آگاهی خانواده افراد طلاق گرفته مهم است تا زمینه های مناسب را فراهم کنند و از طرف دیگر برای افراد طلاق گرفته نیز مهم است تا اگر با نبود این موارد مواجهند، آن را به عنوان چالشی در نظر بگیرند که نیاز به توجه و اصلاح دارد.

۲) نگرش واقع بینانه نسبت به خود و موضوع طلاق

داشتن نگرش واقع بینانه نسبت به موضوع طلاق مهم است. آگاهی و پذیرفتن این امر که جدایی، الزاماً شکست نیست، بلکه تغییر شرایط است و فرد برای تجربه ای تازه آماده می شود. داشتن چنین نگرشی نسبت به طلاق راهی است برای شروع یک نقشه عملی که مشکلات و موانع پیش روی شما را نشان می دهد و به شما می گوید از کجا باید شروع کنید.

۳ ) احساس مسئولیت

ممکن است بعد از جدایی، احساس انزوا و تنهایی و احساس بی ارزشی و درک نشدن را تجربه کنید، از سوی دیگر همسری ندارید که او را مسبب این احساسات ناخوشایند بدانید. اگر بخواهید کسی حرف شما را بفهمد، درک تان کند و حمایت تان کند باید مسئولیت احساسات، رفتارها و افکارتان را بر عهده بگیرید و برای تغییر شرایط اقدام کنید. این نگرش، پادزهری در برابر افسردگی و ناامیدی است. احساس مسئولیت، زمینه افزایش اعتماد به نفس را فراهم و افراد را از حالت قربانی بودن خارج می کند. داشتن احساس مسئولیت و نگرش واقع بینانه نسبت به جدایی باعث می شود که تسلیم بخت و اقبال نباشیم. یادمان باشد که ما قربانی نیازها، رفتارها، افکار و احساسات خودمان هستیم.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٢/٤


آمار‌ها می‌گوید که اعتیاد در زنان ایرانی ریشه می‌دواند و آنگونه که آمار رسمی ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان می‌دهد، شمار رسمی آن‌ها به ۲۷۰ هزار نفر و شمار غیر رسمی شاید به ۱۰ برابر هم رسیده باشد. اما درد اعتیاد زنان آن جا بیشتر می‌شود که مادران معتاد، فرزندان معتاد نیز پرورش می‌دهند و اکنون کودکان دو یا سه ساله زیادی هستند که از سوی مادرانشان معتاد می‌شوند.
 پرورش کودکان معتاد، اتفاقی غیر قابل باور اما در جامعه ایرانی در حال رخ دادن است. کودکانی که والدین و به خصوص مادرانی معتاد دارند و نا‌خواسته مصرف می‌کنند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٢٦


در بررسی علل خودکشی باید بین عوامل زمینه ساز موقت یا عاجل و عوامل مستعد کننده یا زمینه ساز پایدار و دایمی وجه تمایزی قایل شد. به عنوان مثال ، عواملی نظیر شکست در تحصیل ، اختلاف حاد با والیدن، از دست دادن والدین ، طرد شدن توسط یا روانی بودن همگی عواملی هستند که ممکن است موقتا اقدام به خودکشی را تسریع کنند. اما تعدادی از نوجوانان به دلیل یاس و ناامیدی نسبت به اینده و شکست های پی درپی دست به خودکشی می زنند . برخی از این نوجوانان، از هوش بالایی برخوردارند، ولی در زندگی کناره گیر و منزوی هستند. ان ها به دلیل انتظارات بالای والدین ، شخصیتی کمال طلب دارند و نتوانسته اند در درازمدت به معیار های مورد نظر دست یابند. عده ای دیگر از نوجوانان تمایلات ضد اجتماعی دارند و یاس و ناامیدی خودرا در رفتارهای مخربی چون دزدی ، زد وخورد با اطرافیان، زورگویی، مصرف موادمخدر و مخاطره جویی نشان می دهند.
در سوابق زندگی نوجوانانی که دست به خودکشی می زنند، نکات مشترکی مشاهده می شود. غالبا در خانواده های ان ها اختلاف های متعدد ، مشکلات عاطفی، جدایی، فقدان صمیمیت به چشم می خورد. اینگونه روابط باعث تضعیف خودپنداره نوجوان گردیده و زمینه را برای اقدام به خودکشی هموار می سازد.  علیرغم اینکه نمی توان از قبل پیش بینی کردکه کدام نوجوان ممکن است اقدام به خودکشی کند، پاره ای از علایم هشداردهنده درجدول زیر ارایه شده است. گاهی بین مردم این باور شایع است کسانی که جدا قصد خودکشی دارند، از قبل در این باره صحبتی نمی کنند . بررسی ها نشان می دهدکه اکثریت افرادی که نهایتا به چنین اقدامی دست می  زنند، قبلا درباره تصمیم خود مطالبی عنوان کرده اند. به همین دلیل هرنوع تهدید به خودکشی را باید جدی تلقی کرد.
جدول علایم هشدار دهنده خودکشی در نوجوانان:
احساس غمگینی ، نومیدی و بی تفاوتی نسبت به امور.
خستگی شدید، کمبود انرژی ، بی حوصلگی .
بی میلی به روابط اجتماعی، دوری گزیدن از دوستان.
سریعا احساس ناکامی کردن.
حالت های حاد هیجانی ، گریه ها یا خنده های شدید، تخلیه ناگهانی انرژی .
 ناتوانی  در تمرکز ، حواس پرتی .
افت نمره های درسی ، غیبت از مدرسه ،مشکلات انضباطی.
بی توجهی به ظاهر شخصی.
تغییر در نوع خواب ، بی خوابی یا خواب الودگی شدید.
 تغییر اشتها ، خوردن بیشتر یا کمتر از حد معمول .
شکایت های جسمانی ، دل درد، کمردرد ، سردرد.
کوشش جهت منظم کردن امور شخصی ، حل و فصل مشکلات ارتباطی ، بخشش بی دلیل اشیای ارزشمند به دیگران .  نشانه های کلامی ، خداحافظی کردن  از اعضای خانواده و  دوستان ، اشاره های مستقیم یا غیر مستقیم به خودکشی  ( من دیگر از وجود مشکلات احساس  نگرانی  نخواهم  کرد، ارزو می کردم  ای کاش مرده بودم ، من به این فکر هستم که مردن چیست.)

محیط فرهنگی:
شامل جنبه های مختلف فرهنگی هر اجتماع شامل اداب و رسوم، اعتقادات و سنت ها است که اموزش این ارزش ها در اموزش و پرورش ان اجتماع نمود می یابد. از یک سو اموزش و پرورش در بالابردن سطح فکر و شعور افراد کاملا موثر است و از سوی دیگر، نیروی انسانی که به امر تعلیم و تربیت می پردازند به عنوان نیرویی موثر در بالابردن سطح اگاهی و توجه به نیاز دانش اموز مطرح می شوند، نوجوانی که با والدین سرناسازگاری دارد و پرخاشگر است. باید با یک الگوی مناسب دیگر که همان معلم است برخورد کند تا بتواند از او الگو برداری کند. در نوجوانی، پس از والدین معلم به عنوان یک الگوی مناسب که راه حل ها را در پیش پای او می گذارد، ظاهر می شود و نوجوان با راهکارهای تربیتی او مواجه می شود. اما در عین حال ، تعلیمات اجباری مدارس و حتی وجود معلمان دلسوز نیز در مواردی نمی تواند در عدم ارتکاب به بزه در این نوجوانان موثر باشد.
محیط اقتصادی :
وجود فاصله طبقاتی در بین افراد یک جامعه و تورم و بیکاری حاصل از تورم و عدم در امد کافی والدین می تواند یکی از عوامل ارتکاب بزه، در نوجوان باشد در صورتی که در خانواده ای فقر بیداد می کند و نوجوان با عدم ارضا نیازهای مادی مواجه می شود به دنبال راهی برای جبران کمبودهای خود بر می اید و سرقت و دزدی را مرتکب می شود.
محیط طبیعی:
محیط طبیعی نیز در ارتکاب نوجوان به جرم موثر است. مهاجرت و مناطقی که نوجوان دران قراردارد اعم از مناطق کوهستانی ، گرمسیری، رطوبتی ، شهری و روستایی نیز می تواند در ارتکاب بزهکاری نوجوانان دخیل باشند. به طوری که می دانیم فرهنگ و اداب و رسوم در این مناطق، متفاوت از یکدیگر است و همین امر در بعضی مواقع، سبب می شود تا اعمال بزهکارانه تفاوت داشته باشند و هر عمل خلاف قانونی با توجه به فرهنگ ان منطقه و شرایط حاکم بران ، به صورت دیگری معنا شود.
پیشگیری و درمان:
از انجا که بزهکاری ریشه در کودکی فرد داردباید به والدین و سیستم اموزشی کمک کرد تا شیوه های فرزند پروری و تربیت کارامدتری داشته باشند و جوامع را ملزم به سامان دهی شرایط اقتصادی و اجتماعی لازم برای رشد افراد ان اجتماع نمود. اگر نوجوانان در محله هایی که اعمال به راحتی دران صورت می گیرد و محیط خانوادگی تحت تاثیر شرایط نامناسب اقتصادی و فرهنگی باقی بماند ، درمان بر روی این نوجوان موثر نمی باشد. از سوی دیگر عوامل تشدید کننده در صورت اصلاح می تواند به عوامل بازدارنده تغییر یابد.به همین جهت باید اقدامات اصلاحی در خانواده ، اجتماع و حتی خود فرد بزهکار صورت پذیرد و تیم درمانی این افراد که از روانشناس ، مددکار اجتماعی و متخصصین و .... تشکیل شده ، با مشارکت یکدیگر در این زمینه ، راهکارهای درمانی را پیشنهاد می کند تا انجام این اعمال در سطح وسیعی کاهش یابد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/٢٦


موارد خودکشی در بین کودکان نادر است و در اوایل دوران نوجوانی نیز این میزان تغییر عمده ای نمی کند . اما از حدود 15 سالگی به بعد در صد خودکشی افزایش چشمگیری نشان می دهد.
طبق یک براورد اماری در بین مردان سفیدپوست ایالات متحده در فواصل سنی 15 تا 24 سالگی ، 20 مورد در هر 100000 نفر خودکشی می کنند. این رقم در بین زنان و افراد غیر سفید پوست کمتر است. در حال حاضر خودکشی به عنوان سومین دلیل مرگ نوجوانان ( پس از تصادف با وسایل نقلیه و قتل ) در ایالات متحده گزارش شده است.
میزان خودکشی در بین دو جنس تفاوت فاحش نشان می دهد. طبق پاره ای از مطالعات انجام شده در مقابل هر 4 یا 5 پسر تنها 1 دختر در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهد. تبیین این تفاوت از بعضی جهات دشوار است، زیرا که دختران جوان بیشتر دچار افسردگی هستند و افسردگی نیز زمینه اقدام به خودکشی را هموار می کند . براوردهای اماری نشان می دهند که اقدام به خودکشی در بین دختران به مراتب رایج تر از پسران است، اما در صد پسرانی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، به مراتب بیشتر است. احتمالا دختران و پسران برای خودکشی شیوه های متفاوتی را انتخاب می کنند. مثلا دختران از دارو یا قرص های خواب اور استفاده می کنند، در حالی که پسران تکنیک های موثرتری به کار میگیرند، مثلا ممکن  است  از اسلحه استفاده کرده و یا خود را حلق اویز کنند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/٢٦


در ایران مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا امار پزشکی قانونی گویا نیست وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده خود را ننگ و بی ابرویی تلقی کرده و از افشای ان خودداری می کنند. در  کشور امارهایی وجود دارد که حاکی از ان که سالیانه 5 تا 7 هزار نفر از طریق خودکشی جان خود را می گیرند که نیمی از ان ها در شهرهای بزرگ و یک چهارم در شهرها ی کوچک و متوسط و بقیه در روستا ها اتفاق می افتد.
دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانوده ها به مساله خودکشی که درکشور ما وجود دارد موجب گردیده است تا به امار دقیق و صحیح دسترس نداشته باشیم زیرا در بسیاری از شهرها خودکشی هر یک از افراد خانواده موجب بی حیثتی و بی ابرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد.
-اختلافات زناشویی، عشق و تمایلات شدیدعاطفی و علل ناموسی .
-ناراحتی های روانی ، شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی .
-مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی و استرس ها و فشارهای روانی و روحی ناشی از انها ( فشارهای عاطفی، فشارهای تحصیلی مانند کنکور ، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان ) و احساس پوچی و بی هدفیو افسردگی .
-فقر و تنگدستی ، بیکاری ، اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی .
-مسائل و معضلات زندگی شهری و وضعیت نا به سامان زندگی.
-از هم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی، دوستی و ...
-اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا .
-ضعیف شدن اعتقادات مذهبی.
-عدم استقلال و اجبار در پیروی از مقررات سنتی.
-برملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱۱/٢٦


وسایل خودکشی بسته به سهولت ، تقلید و هنجارهای اجتماعی و زمانی ، تغییر میکند. روش های خودکشی در غرب نسبت به سال ها ی 1960 که از گازهای مخرب و سمی استفاده می شد تغییر کرده است. شایع ترین روش خودکشی در امریکا اسلحه گرم است .
شایع ترین روش خودکشی درایران خوسوزی و پس از ان داراویختگی است.
به طور کلی از 50 سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد:
حلق اویز کردن ، مسموم کردن ، به کار بردن اسلحه های سرد ، غرق کردن، پرتاب از بلندی، خود را به زیر وسایل موتوری سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم .
شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند:
شیوه های رنج اور :
سقوط از بلندی ، سلاح گرم و سرد، تصادف عمدی و خودسوزی .
شیوه های خفه کننده :
غرق شدگی، خفگی با  گازها و دود ذغال و حلق اویز کردن .
شیوه های مسموم کننده :
املاح ارسنیک، داروهای خواباور، الکل و سموم شیمیایی و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد مانند ضربات چاقوی مشکوک ، خفگی های مشکوک و غیره.
امروزه عامل تقلید ، پیچیدگی های شخصیتی و روانی ، تاثیر بر بازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


معمولا افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ، اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند ویا اینکه دچار افسردگی میباشند.
اضطراب مزمن ، افسردگی، تهدید به خودکشی و ... از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ و غیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده  عوامل پزشکی اجتماعی و خانوادگی می باشد. تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند از عوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح.
در اروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بود و از دلایل ان می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی از ان حتی در بین افراد با تحصیلات بالا، کاهش اعتقادات مذهبی ، مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر، بیوه گی، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهرهای بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ، اختلالات روانی و بیماری های جسمی .
 می توان عوامل موثر بر شیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد:
جنس :
در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند درحالی که زن ها سه برابر مرد ها اقدام به خودکشی می کنند.
سن :
خودکشی و بیشتر از ان ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود. ( خودکشی سومین عامل مرگ و میر نوجوانان است. )
مذهب میان یهودیان و کاتولیک ها خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است و میان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که از ایمان بیشتری برخوردار باشند تصور می شود  از تمام مذاهب کمتر باشد.
نژاد :
در امریکا اغلب خودکشی سفید پوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی :
اثر بادهای خنک مثل فون در دره های کوه الپ و حتی در شمال ایران  ، به ویژه در گرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی می شود. خطرات خودکشی در هوای خشک قاره ای ، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می یابند.
سلامت جسمی و روانی
محیط زندگی :
زندگی در شهرهای بزردگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.
شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشی
افسردگی
گسیختگی در روابط صمیمانه شخصی 
 سابقه ی خودکشی درخانواده
سابقه ی اقدام به خودکشی فرد
انزوای اجتماعی
الکلیسم و اعتیاد
فقر و محرومیت مزمن
رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی
صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی
تغییرات ناگهانی در رفتارمانند بی قراری غیر عادی ، ناارامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالت روانی اصلی می شود
بیماری های روانی
از دست دادن  ، همسر ، والدین ، فرزندان ، نزدیکان و دوست صمیمی
سابقه بستری شدن دربیمارستان روان پزشکی
ازار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٢٦


خودکشی از اسیب های مهم فردی و اجتماعی است که به طور متوسط در میان معتادان و بیماران روانی بیشتر است. فرد خودکش براین باور است که در زندگی به اهداف و امیال خود نرسیده است و زندگی مفهوم خود را از دست داده است و مرگ بهتر از ان قلمداد می شود.
خودکشی در لغت نامه ی دهخدا به معنای خود را به وسیله ای کشتن ، انتحار ، کارزیاد کردن، کوشش بسیار امده است . امیل دورکیم در اثر معروف خود به نام خودکشی ان را پدیده ای اجتماعی به شمار اورده و چنین تعریف می کند. خودکشی عبارت است از هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیر مستقیم کردار منفی یا مثبت خود قربانی است که می بایست چنان نتیجه ای به بار اورد .
پس در مجموع می توان نتیجه گرفت که خودکشی عملی است اگاهانه و کاملا ارادی که فرد برای پایان دادن به زندگی خویش انجام می دهد. به معنی خودکشی دال بر همین عمل است که دفونتین اولین بار ان را به کار برد . به اعتقاد ریمون ارون کردار مثبت مثل عمل فردی که برای خاتمه دادن به زندگی  گلوله ای در شقیقه اش خالی می کند و کردار منفی عمل فردی است که خانه در حال سوختن را ترک نمی کند . فردی که اقدام به خودکشی می کند از نتیجه عمل خوداگاهی دارد و این مهم ترین مسئله در تشریح و تبیین پدیده خودکشی است. ارسطو خودکشی را عملی برای معدوم ساختن فرد توسط خودش می داند که به منظور فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی شدن به انتحار دست نمی زند. اما اسکیرول که دورکیم درکتاب خودکشی به نظر وی اشاره کرده نظری عکس نظریات یاد شده دارد ، اسکیرول معتقد است که در خودکشی تمام خصوصیات دیوانگی دیده می شود .  او با استناد به این نظر نتیجه می گیرد که خودکشی عملی غیر ارادی است و نباید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد.
دانامردیث لیزاردی در رساله ی دکترای خود معتقد است که اگر چه بسیاری از تحقیقات نشان دهنده ی این است که اکثر افرادی که اقدام به خودکشی می کنند، ذهن بیمار دارند اما این نظریات را نمی توان به همه ی بیماران روانی تعمیم داد و معتقد بود که انها در طول بیماری خود حتما یک بار به خودکشی اقدام می کنند. انستیتو ملی بهداشت روانی امریکا خودکشی را تلاشی اگاهانه برای خاتمه دادن به زندگی شخصی توسط خودش میباشد که ممکن است این تلاش فقط به شکل احساسی در فرد بماند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢٦


ارومیه - خبرگزاری مهر: مدیرکل ثبت اسناد آذربایجان غربی از کاهش 2.4 درصدی میزان ثبت ازدواج در مناطق مختلف استان از ابتدای سالجاری تا پایان دی ماه خبر داد.
 علی خیری در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به ثبت 30 هزار و 254 فقره ازدواج طی 10 ماهه سال 91، افزود: ازدواج در مقایسه با سال گذشته 2.46 درصد کاهش یافته بطوریکه طی مدت مشابه سال قبل میزان ازدواج ثبت شده در دفاتر اسناد رسمی 31 هزار و 19 فقره بود.وی با بیان اینکه تا پایان دیماه امسال 4هزار و 662 مورد طلاق در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده، اظهار داشت: متاسفانه طی این مدت نسبت به مدت مشابه سال قبل شاهد افزایش 10.65 درصدی در میزان ثبت طلاق در استان بودیم بطوری که در مدت مشابه قبل 4 هزار و 213 مورد طلاق در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده است.مدیرکل ثبت اسناد و املاک آذربایجان غربی تعداد دفاتر اسناد رسمی آذربایجان غربی را 521 واحد عنوان و اعلام کرد: از ابتدای سال جاری تا پایان دیماه 40 هزار و 211 جلد سند مالکیت صادر شده که طی مدت مشابه سال گذشته این رقم 38 هزار و 103 جلد بوده که امسال با 5.5 درصد رشد در این زمینه مواجه هستیم.اشباع ثبت شرکت تجاری و غیر تجاری در آذربایجان غربی خیری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کاهش 7.64 درصدی پرونده های بخش اجرائیات این نهاد طی 10 ماهه امسال، افزود: طی این مدت 3 هزار و 589 فقره پرونده مهریه، چکهای برگشتی، ضمانت نامه های بدون وثیقه و ضامن در بانکها اجرا شده است.وی همچنین با اشاره به ثبت یک هزار و 264 شرکتهای تجاری و غیرتجاری از ابتدای سالجاری تا پایان دیماه، کاهش 28 درصدی این آمار طی این مدت نسبت به مدت مشابه سال گذشته را نمود اشباع شرکتها در سطح استان و ساماندهی برخی شرکتها و موسسات تجاری توسط شهرکهای صنعتی دانست.راه اندازی سیستم الکترونیکی دفاتر ازدواج و طلاق وی با اشاره به روند رو به رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیای کنونی، افزود: اصل قانون مبنی بر لزوم کتابت دستی با وجود مجهز شدن به سیستمهای الکترونیکی بوده که متاسفانه باعث بروز برخی مشکلات شده است.وی از راه اندازی شبکه ارتباط سیستمی بین ادارات اسناد شهرستانها در 15 واحد ثبتی آذربایجان غربی خبر داد و بیان داشت: با این اقدام ارتباط سیستمی بین واحدها، زیرساختهای الکترونیکی و بستر لازم برای راه اندازی اتوماسیون اداری در استان فراهم شده است.مدیر کل ثبت اسناد و املاک آذربایجان غربی اظهار داشت: هم اکنون تمامی دفاترثبت مجهز به دستگاه کارت خوان بانکها و موسسات مالی و اعتباری شده و کلیه پرداختی لازم در حوزه ثبت اسناد در این دفاتر بدون نیاز به مراجعه حضوری به بانکها انجام می شود.خیری از مکانیزه شدن عملیات ثبتی دفاتر ازدواج و طلاق از پایان هفته آینده در آذربایجان غربی خبر داد و یادآور شد: با راه اندازی سیستم الکترونیکی در این دفاتر اطلاعات ثبتی همزمان به ادارت ثبت احوال و ثبت اسناد و املاک ارسال شده و با ادامه این روند دیگر نیازی به ثبت دفتر اسناد نخواهیم بود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین ان تقسیم بندی دورکیم است.
انواع اجتماعی خودکشی ( طبقه بندی دورکیم)
دورکیم استدلال کرد که هرچه فرد خود را از زندگی اجتماعی منفک سازد، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد و در نتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است، فرد کمتر به انها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و تنها قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوار باشد می پذیرد و سرانجام در نتیجه این خود فردی در برابر خود اجتماعی فرد به خودخواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید.
دورکیم خودکشی رابه چهار دسته تقسیم کرده است :
خودکشی خودخواهانه :
دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه و سنت فردگرایی، استقلال طلبی افراد ، خوداتکایی و خودکفایی می باشند می داند.
خودکشی دگر خواهانه:
خودکشی دگر  خواهانه بیشتر در جوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا میکند ، مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان در استانه سالمندی و افراد  بیمار در قبایل فیجی و مانگا. خودکشی خودخواهانه عموما متعلق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی و فرد گرایی ارتباط دارد در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عیمق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود و که در مجموع می توان گفت که در این گونه جوامع تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند و احساس یگانگی به علت همانندی شرکت در اداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ، اختیاری و هوشمندانه است.  دو نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود، خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید و ستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.
خودکشی انومیک :
خودکشی انومیک معلول عدم تعادل ، دگرگونی ساختاری ، وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عیمق و سریع سازمان ها و نظام های اجتماعی است که خود این عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ، از هم پاشیدگی ارزش ها ی سنتی ، تورم ، تغییر حکومت و  انقلاب و.... است و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن و قاطع، تکوین نیابد.
چهار شاخص در بروز این نوع خودکشی موثر است:
تغییرات سریع اجتماعی
اشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه
داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال
طلاق و در نتیجه ی ان اغتشاش در روابط بین هدف و وسیله ی خانواده
خودکشی تقدیر گرایانه:
این نوع خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ، کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است. زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ایجاد نظمی دستوری می زند و ( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قرار دارد و هرچیزی تهدید شده ، کنترل شده منظم ، خشک و بی روح است) . در این مواقع حق گزینش از افراد سلب شده و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به انها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد. در جامعه ایران به قول دکتر سالار زاده جامعه شناس نظریه دورکیم بیشتر صدق می کند او می گوید در جوامعی مثل جامعه فعلی که در حال گذار از سنت به مدرنیته است علل نابسامانی های اجتماعی بیشترین تاکید را در افزایش خودکشی دارد. همچنین افزایش اگاهی افراد و بالطبع افزایش توقعات انان و عدم ارضا» این توقعات از علل دیگر افزایش میزان خودکشی است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳


   آیا والدین شما از یکدیگر جدا شده اند و یا در حال جدا شدن می باشند؟

  اگرچه بچه های بزرگسالی که والدینشان از یکدیگر جدا شده اند, ممکن است تمام مدت به این وضوع فکر نکنند,    اما زندگی آنها به طرز غیر قابل وصفی, تحت تاثیر جدایی والدینشان قرار می‌گیرد.

طلاق (جدایی), همیشه بر روی کودکان حتی بچه های بزرگتر تاثیر می گذارد و تقریباً همیشه, پیامدهای بعدی نیز بدنبال دارد. برای مثال, سئوالات ذیل را در نظر بگیرید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٧


امروزه شاید اطلاعات و آنچه رسانه‎های همگانی در زمینه‎های مختلف اجتماعی و سیاسی عرضه می‎دارند از جمله گرانبهاترین موضوع در جوامع انسانی باشد. برخی نظریه‎پردازان ارتباطات بر این اعتقادند که اهمیت این امر تا به آنجاست که امروزه اختیار جهان تنها در دست کسی است که نفوذ قابل ملاحظه‎ای بر رسانه‎ها دارد. از این رو هر کشور به فراخور و ظرفیت رسانه‎های گروهی خود سعی دارد همه چیز را از این طریق و به شیوه‎ دلخواه و متناسب با آمال و آرزوهای خود منعکس و اداره نماید. در عصری که فرا ارتباطات نامیده می‎شود و زندگی روزمره مردم با تمام وجود متأثر از چنین روشی است، به سختی می‌توان منکر متغیری چنین قدرتمند در عرصه‎ زندگی بشر گردید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥



توجه به سبب شناسی کودک آزاری یکی از مهمترین عواملی است که مشاور یا درمانگر باید به آن توجه نماید؛ زیرا در خلال توجه به این مطلب است که می تواند مداخله مناسب را طرح ریزی، بررسی و هدایت نماید. تلاش هایی که به منظور تبیین علل کودک آزاری صورت گرفته، الگوهای مختلفی را موجب شده است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

 

ارزیابی فرد و مشکل او از اقدامات مهمی است که باید صورت گیرد. این موضوع مستلزم به کارگیری روشهای فعالانه مداخله گر است. اولین اقدام ویژه در زمینه کودک آزاری جسمی فراهم نمودن محیطی امن است تا در این شرایط کودک از دیگر آسیب های احتمالی در امان بماند و زمینه دور کردن اضطراب و ترسهای احتمالی از کودک فراهم گردد. در صورت بروز آسیب جدی یا احتمال خطر جدی بستری کردن یا نگهداری کودک و هماهنگی لازم با مراجع قانونی و ذیصلاح ضروری است.    


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥



   فرد سالم، محصول خانواده سالم است و یکی از شاخصه های خانواده سالم، غالب بودن فضای صمیمیت، مهربانی و نوعدوستی میان اعضای آن است.

   خطرات کودکی و نوجوانی وقتی آمیخته با دعواها، اختلافات و کشمکش های پدر و مادر شود چندان تأثیر دیرپا و عمیقی بر ذهن و روان فرد می گذارد که همه رفتارها و واکنش های او را در جوانی، میانسالی و حتی پیری، تحت تأثیر قرار می دهد. خشونت های خانوادگی بر موقعیت های تحصیلی شغلی و اجتماعی قربانیان خشونت، پیوستگی اش را باز می یابد و تبدیل به چرخه ای می شود که از نسلهای بعدی قربانی می گیرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

   درباره کودک آزاری تعاریف متعددی شده است. این تنوع  و تعاریف متضاد سبب شده تا مقایسه میزان بدرفتاری در بین کشورهای مختلف غیرممکن گردد. به همین منظور سازمان بهداشت جهانی درصدد است تا در این زمینه تعریفی که حاصل وفاق جمعی است، ارائه دهد.

بدرفتاری با کودکان معمولاً در چهار حوزه مورد بررسی قرار می گیرد؛ کودک آزاری جسمی (physical child abuse)، کودک آزاری عاطفی (emotional child abuse)، کودک آزاری جنسی (sexual child abuse) و غفلت (neglect).

در تعریف گورملی و برودزینسکی (1989) از کودک آزاری، علاوه بر چهار حوزه فوق، کودک آزاری رفتاری تلقی می شود که در دامنه سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد و این اصل با تعریف پیمان جهانی حقوق کودک نیز همخوانی دارد. به هر حال حوزه های دیگری وجود دارند که به آنها نیز اشاره می شود. اغلب بین انواع کودک آزاری یک نوع رابطه و همبستگی وجود دارد.

1- کودک آزاری جسمی: به طور کلی کودک آزاری جسمی آسیبی است که مواردی چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی، زخمی کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانی را شامل می شود. تحقیقاتی که در فاصله سال های 90 تا 92 انجام گرفته بیانگر این مطلب است که مرگ های ناشی از کودک آزاری جسمی 87 درصد در بین کودکان زیر پنج سال و 65 درصد در بین کودکان زیر یک سال بوده است. (تاور، 1996)

2-  کودک آزاری عاطفی: بدرفتاری عاطفی آسیبی اساسی و قابل توجه است که کارکردهای روانشناختی، رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و طرد، محرومیت عاطفی، برخورد خشونت آمیز خانواده (بی ثباتی خانوادگی)، انتقاد، تحقیر و انتظارات نامناسب از کودک، کودک آزاری عاطفی تلقی می شود. بدرفتاری عاطفی معمولاً با بدرفتاری جسمی و کلامی همراه است (کینگستون و پنهیل، 1995).

3-  کودک آزاری جنسی: آلبرز (1994) کودک آزاری جنسی را این گونه تعریف کرده است: تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال، هنگامی که از کودک برای تحریک جنسی شخص مرتکب (Perpetrator) یا فرد دیگری استفاده شود.
کودک آزاری جنسی دامنه وسیعی را در بر می گیرد که مواردی مثل نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خویش به فرد بزرگسال، وادارساختن کودک به روسپی گری یا استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری (Pornography) را نیز شامل می شود (واکر، بونر و کافمن، 1988).

4-  غفلت: عبارت است از حذف یا نادیده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنی همراه باشد. غفلت به منزله الگوی پایداری است که بیانگر رابطه متقابل و اندک والدین و مراقبان با کودک، حذف و عدم تأمین نیازهای اولیه جسمی یا ؟؟؟؟؟ کودک مثل تغذیه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربیت، مراقبت های پزشکی، ؟؟؟؟ و ابراز عشق و علاقه می باشد.

5-  بهره کشی اقتصادی (Economic abuse): کنترل بیش از حد در استفاده و بهره برداری از پول در حوزه بهره کشی اقتصادی قرار دارد. والد یا مراقبان برای کسب درآمد فشار زیادی به کودک یا حتی همسر خود تحمیل می کنند. در حالی که در مورد نحوه خرج کردن آن هیچ گونه اختیاری به آنها نمی دهند. عدم مشارکت کودک یا همسر در نحوه و چگونگی خرج پول نیر بهره کشی مالی تلقی می شود.

 6- بدرفتاری آموزشی (Educational Abuse): فشار و آسیب های احتمالی که از طریق نظام آموزشی، معلمان، شیوه های تدریس، محتوای کتابها و ... در کودکان ایجاد می شود، در حوزه بدرفتاری آموزشی قرار می گیرد. تأکید بر نمره گرایی، نادیده گرفتن تفاوت های فردی، ایجاد رقابت های شدید، تأکید بر یادگیری از راه حفظ کردن، ایجاد فشارهای روانی برکودکان به علت انتظارات بیش از حد از آنان و ... در این گروه جای می گیرد. بدرفتاری آموزشی می تواند با سایر بدرفتاری های از جمله بدرفتاری جسمی همراه باشد.     
مطالعه ای در بین 2240 نوجوان دبیرستانی تهرانی انجام شد. این گروه شامل 1175 دختر و 1065 پسر در گروه سنی 14 تا 18 سال بود. از این تعداد، 1362 نفر (حدود 60 درصد) به1600 مورد کودک آزاری اشاره کردند (بعضی به دفعات مورد آزار قرار گرفته بودند). تعداد 106 نفر (5/4 درصد از مجموع و 6/6 درصد از آزاردیدگان) گزارش کردند که در معرض آزار جنسی قرار گرفته اند و 32 درصد از دانش آموزان حداقل به یک مورد بی توجهی و غفلت اشاره کرده اند. از کسانی که مورد آزار قرار گرفته بودند، 61 درصد از آزار جنسی، 33 درصد از آزار عاطفی و 6/6 درصد از آزار جسمانی خبر دادند. عادی ترین انواع آزار جسمی، سیلی خوردن (48 درصد) کتک خوردن با چوب یا وسایل دیگر (17 درصد) لگد زدن (15 درصد) پرت کردن (10 درصد) و گازگرفتن (4 درصد) بود. در 69 درصد از موارد، کودک آزار یا عضو خانواده بود (22 درصد) یا خویشاوند نزدیک (31 درصد) یا آشنای خانوادگی (16 درصد). این بررسی همبستگی قابل ملاحظه و مستقیمی را بین کودک آزاری و شدت افسردگی کودکان آزار دیده نشان می دهد. نتایج این بررسی با اطلاعات به دست آمده از سایر کشورها مطابقت دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢

خودکشی رفتار یا پدیده ای است که از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا که مشخص است خودکشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر کجا که انسان ها زندگی می کنند خودکشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودکشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای که اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و...  برجای می گذارد؛


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/۱٢


 

بسیاری از زنان از دیرباز تاکنون، قربانیان خشونتی بوده اند که چه در نوع خانگی آن و چه بیرون از خانواده، به ویژه در جنگ های طولانی بشر غالباً رنگ و بویی جنسی داشته است.

اگر چه امید به زنده ماندن زنان در نبردها بیش از دیگران بوده است اما آنان غالباً مجبور بودند تن به اسارتی دهند که در آن هر گونه بهره کشی از سوی فاتحان جنگ، امری معمول و رایج بود.

رسم به اسارت رفتن و به کنیزی کشاندن زنان در جنگها، میثاق نانوشته ای بود که در تمامی کشورهای جهان متناسب با آداب و فرهنگ هر کشور اجرا می شد. اما آیا در جهان پیشرفته و مدرن کنونی، شیوه برخورد با نیمی از جمعیت جهان، روند بهتری پیدا کرده است؟

امروز علی رغم ایجاد تحول در معادلات جهانی و مناسبات انسانی، بسیاری از صاحب نظران معتقدند که قاچاق سازمان یافته زن در جهان، توسط گروههای مافیایی در حال تبدیل به تجارتی پر سود شده است که کم کم از لحاظ سودآوری در جایگاهی برتر از قاچاق اسلحه و مواد مخدر قرار خواهد گرفت. بدیهی است در هیچ قاموسی نمی توان عنوان «قاچاق» را برای انسان به کار برد، اما در جایی که زن به کالایی سودآور برای پر کردن جیب سوداگران تبدیل شود، تفاوتی ندارد که جنس قاچاق شده هرویین، اسلحه و یا یک «زن» باشد.

این تجارت با وجود اینکه برای برخی، سودهای کلان به همراه دارد، اما برای کالای مورد تجارت چیزی جز خشونت، تحقیر و استثمار به همراه نداشته است.

بر اساس گفته آگاهان، زنان را به چنین اسارتی درآوردن، مستلزم استفاده از خشونتی غیرقابل توصیف است؛ خشونتی که منجر به بی هویتی زن شده تا بتواند او را تحت نفوذ هویت کارفرما قرار دهد. این زنان بعد از گذراندن یک دوره سراسر خشن و غیر انسانی، دیگر حتی به فکر فرار هم نمی افتند و مطابق خواسته های کارفرمای خود تا زمانی که توان سوددهی دارند، بدون هیچ توقعی به ابزار دست آنها تبدیل می شوند.

برخی معتقدند که چون بسیاری از این زنان به دنبال انگیزه های اقتصادی و گاه جاه طلبی های شخصی تن به این کار داده و مطابق میل خود به فرار از هر چه که دارند و ندارند، اقدام می کنند نمی توان این عمل را در ارتباط با آنها قاچاق نامید.

غافل از اینکه همان ها هم که خود خواسته در آرزوی رفتن، ثروتمند شدن، رهایی و ... خود را در اختیار کارفرمایان قرار می دهند به هیچ وجه نمی توانند میزان خشونت تحمیلی بر خود را حدس بزنند. تشکل های سازمان یافته در مکان های عمومی به کمین بسیاری از دختران کم سن و سالی که با مشکلات و کمبودهای فراوان مادی و معنوی روبرو هستند، نشسته و با استفاده از روش های خاص و حرفه ای، طعمه های خود را به دام می کشانند و گاه چنان فریبشان می دهند که آنها به هیچ قیمتی حاضر به رهایی از دام گسترده شده در مقابل خود نیستند.

 



 

معمولاً قاچاق زنان از کشورهای فقیرتر به کشورهای غنی تر صورت می گیرد؛ برای مثال فعالان حقوق بشر در کشوری نظیر تاجیکستان از سیر رو به رشد قاچاق زنان و دختران تاجیک به کشورهای ایران، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس اظهار نگرانی بسیار می کنند.

هر چند بر اساس میزان اخبار و پرونده های به دست آمده در این زمینه، نمی توان ایران را در ردیف کشورهای اصلی مبدأ، مقصد و یا حتی واسطه در خصوص قاچاق زنان گنجاند اما مسلم است که این تجارت شوم، می تواند ایران را با آسیب های اجتماعی فراوان و عواقب وحشتناک آن حتی در آینده ای نزدیک مواجه کند.

بدیهی است که مسئله مذکور به دلیل اینکه در هر صورت، این زنان بنا به عواملی خاص که ریشه در ابعاد روانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... دارد، تن به چنین بهره کشی غیر انسانی داده و عزت نفس خویش را لگد مال می کنند نیازمند تأمل و مو شکافی بسیاری است.

بنابر گزارشات سازمان های دفاع از حقوق بشر، تقریباً در همه کشورها، عللی که باعث بروز این پدیده می شود، مشترک بوده و در آنها، فقر بیش از عوامل دیگر خود نمایی می کند.

ایران مانند کشورهای حوزه بالکان و شرق اروپا یکی از مبادی مهم ترانزیت این تجارت به شمار نمی رود، اما با نگاه به اخباری که روزانه در مورد دستگیر شدگان مرتبط با این جرم منتشر می شود، متوجه می شویم که اخیراً خروج زنان اتباع ایرانی بدین منظور ابعاد تازه ای یافته است.

چندی پیش از دستگیری و انهدام بزرگترین باند قاچاق زنان به کشورهای حوزه خلیج فارس خبری منتشر شد و بدیهی است که امکان دارد که باندها و گروههایی با ابعاد بسیار وسیع تر در این ارتباط در حال فعالیت باشند.

به طور قطع سودهای کلانی که از طریق تجارت زنان نصیب گروههای مافیایی می شود، محرکی قوی برای دست یازیدن و گسترش این پدیده است. اگر مسئولان با قاطعیتی همراه با عقلانیت به این پدیده شوم بنگرند!

 



 

اگر قوانین کارآمدتری به همراه ضمانت های اجرایی و پشتوانه های قوی در این زمینه به تصویب رسیده و اجرا شود!

اگر عملکرد نهادهای بین المللی و سازمان های مختلف حقوق بشر با قاطعیت همراه شود!

و خلاصه اگر کارفرمایان این معامله یک طرفه، عواقب مرگباری برای چنین تجارتی پیش روی خود ببینند، شاید بتوان شاهد برخورد مؤثر با این پدیده شوم اجتماعی و در نتیجه توقف آن بود.

تجارت به این شیوه، نه تنها در شرع مبین اسلام به شدت مذموم است، بلکه به لحاظ برخی دیدگاهها، وجهه بین المللی ایران را به خصوص در میان کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس زیر سوال می برد، از این رو برخورد با آن علاوه بر همکاری بیشتر نهادهای قانونی نظارتی و قضایی، تلاش مضاعف وزارت خارجه را در ارجاع زنانی که قابل بازگشت هستند، طلب می کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢


 از دیدگاه روان پزشکی  و پزشکی ، فرد معتاد  یک بیمار است و بیماری وی مانند   سایر بیماری ها نیاز به درمان و مراقبت های ویژه  خود  دارد. علاوه بر این باید بدانیم  که در پیشگیری اولیه  چگونه  فرزندان خود را از همان دوران کودکی تربیت نماییم تا در نوجوانی ، جوانی  و سنین دیگر گرفتار اعتیاد به مواد مخدر نگردند ؛ همان گونه  که کودکان  خود را در برابر بعضی بیماری های مسری واکسینه می کنیم و یا با رعایت اصول بهداشت  جسمی ، خانوادگی ، محیط و ... سعی می نماییم که فرزندان خود را از ابتلا  به بعضی بیماری ها  ایمن سازیم . این پیشگیری اولیه است ؛ اما پیشگیری ثانویه به مفهوم واقعی آن یعنی انجام اقدامات  لازم و پیگیری های درمانی است که وقتی بیمار کاملاً بهبود یافته ، با رعایت توصیه های پزشکی – بهداشتی از بازگشت بیماری جلوگیری نموده و دیگران نیز با رعایت همان اصول ، مراقب سلامت خود باشند تا اطرافیان  و یا افراد جامعه از ابتلاء به آن بیماری مصونیت یابند.  بنابراین بیماری اعتیاد مانند بسیاری از بیماری ها نیازمند توجهات ضروری در پیشگیری اولیه و ثانویه است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/۱٢


آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می‌دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می‌کند.

بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٧


آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده‌ای در زندگی مواجه شده‌اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره‌ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده‌اند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل می‌کنند. بحران خودکشی تجربه‌ای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی‌گرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥

خصوصیت مشترک ما بین افرادی که اقدام به خودکشی می کنند داشتن این باور است که خود کشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودکشی ،آشفتگی ومشکلات عاطفی به حدی شدید می گردند که فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشکل خود ناتوان می سازند. رحالی که راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱۱/٥


   آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده اند ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعاً به خودکشی عمل می کنند. بحران خودکشی تجربه ای مغشوش کننده, دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی, تعیین عوامل ایجاد کننده بحران, فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٥


زنان معلقه نه تنها از سوی همسرانشان رها شده‌اند، بلکه در جامعه نیز کمتر به این قشر توجه شده است به نحوی که این دسته از زنان از دریافت تسهیلات مصوب ویژه زنان بی‌سرپرست بی‌بهره هستند.
زن معلقه، زنی است که هم شوهر دارد و هم ندارد. زنی که شوهرش به امید کسب درآمد و یا به کشور یا شهری دیگری رفته و یا خوشگذرانی و قانون شکنی و...باعث شده که دیگر به خانه بازنگردد. در این میان زن به امید بازگشت شوهرش روزها را شب و شبها را صبح می‌کند و حاضر به گرفتن طلاق نیست و بار زندگی را به دوش می کشد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

 محمدتقی حسن زاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای وزارت جوانان ایران فساد اخلاقی، اختلال روانی، ترک نفقه، اجرا گذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب را از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجهای ایرانی دانسته اشت.
 حسن زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب گفت: آخرین پژوهش های انجام شده در مورد گروهی از زوج های متقاضی طلاق به عنوان جامعه آماری، نشان می دهد که ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی، مهمترین علت طلاق در میان جوانان ایرانی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩


تا مدتی دنبال کار می‌گشتم بعد هم در یک شرکت ساختمانی به عنوان کارگر مشغول کار شدم ولی متاسفانه مدتی بعد از بالای داربست سقوط کردم و از ناحیه پا و یک دست ناکار شدم و بعد از آن هم هیچ کس به من کاری نداد و ناخواسته به کارتن خوابی روی آوردم.

 روی پل هوایی، کنار پیاده‌رو، روی صندلی داخل پارک و ... فردی نشسته یا دراز کشیده آن هم با چهره‌ای متفاوت و معمولا ژولیده، جدای جدا از همه، طردشده و مانده با کوله‌باری از مشکلات و تنهایی ... بی‌خانمانهایی که سقف خانه‌شان آسمان است و رخت خوابشان، آسفالت خیابان!


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

 یک جامعه‎شناس، گفت: افزایش دستفروشی کودکان موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می‌شود.

"فاطمه بیات" در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: از لحاظ حقوقی، داد و ستد قوانین خاصی دارد که به موجب آن حداقل سن مشخصی برای فروشنده در نظر گرفته شده است. به موجب این قانون خریداری کردن از کودکان دستفروش که به این سن قانونی نرسیده‌اند، مشکل دارد.

وی افزود: در برخورد احساسی با معضل دستفروشی کودکان زمینه سوء استفاده از افراد را برای گول زدن خریدار به وجود می‎آورد، لذا در هنگام خریداری یک محصول از این کودکان باید در نظر داشت که با این کار یک معضل جامعه‎شناسی و روانشناسی بزرگ به وجود می‌آید، زیرا زمینه بزه‌کاری این کودکان افزایش پیدا می‌کند.

بیات خاطرنشان کرد: این کودکان بسیار آسیب‌پذیر هستند و ممکن است در آینده پیشنهاد فروش موادمخدر نیز به این کودکان داده شود و با خرید این محصولات از کودکان دست فروش، مشکلی به وجود آید. جامعه‎شناسان از دست فروشی به‌ عنوان تکدی‎گری مدرن یاد می‎کنند که موجب ایجاد یک تناقض در سیمای شهر خواهد شد.

وی اظهار کرد: از لحاظ روانشناسی کودکان باید در دنیای بازی کودکانه خود باشند و در طی یک نظارت اجتماعی قوی هر کس در جایگاه خودش قرار گیرد. دستفروشی کودکان از نظر علم روانشناسی و جامعه‎شناسی فلسفه علمی ندارد.

این جامعه‎شناس تصریح کرد: باید از کمک مستقیم به این کودکان بپرهیزیم و برای کمک از کانال‌های خیَرین و مؤسسات قانونی استفاده کنیم و این پروژه مانند جمع‌آوری تکدی‎گران نیاز به یک همت جدی و کار کارشناسانه در بهتر کردن سیمای شهر دارد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥

قنبر مداحی   امروز در نشست  خبری با اشاره به نقش موثر اصحاب رسانه و مطبوعات در افزایش سطح امنیت جامعه اظهار داشت: اطلاع رسانی و آگاه سازی شهروندان توسط اصحاب رسانه و مطبوعات موجب کاهش جرایم و افزایش امنیت در جامعه شده است.

 رئیس پلیس آگاهی استان آذبایجان شرقی  گفت: استان آذربایجان شرقی از لحاظ سطح امنیت در کشور رتبه دوم و کلانشهر تبریز رتبه اول را داراست.

 مداحی درباره انواع جرایم واقع شده در استان آذربایجان شرقی گفت: در 9 ماهه امسال 81 درصد جرایم مربوط به انواع سرقت ها،13 درصد جرایم جعل و کلاهبرداری و 6 درصد مابقی جرایم خشن (قتل،سرقت مسلحانه) بر میگردد.

 وی در مورد آمار کشفیات کلیه جرایم استان گفت: پلیس آگاهی نیروی انتظامی آذربایجان شرقی 70 درصد کلیه جرایم واقع شده در استان را کشف کرده و دستگیر شدگان را برای طی مراحل قانونی به دستگاه قضایی معرفی کرده است.
 رئیس پلیس آگاهی آذربایجان شرقی با اشاره به اینکه 6 درصد جرایم استان مربوط به قتل است افزود: از نظر آماری 6 درصد جرایم استان مربوط به جرایم خشن (قتل) می باشد که در این رابطه 72 درصد مقتولین مرد و 28 درصد مقتولین زن هستند.

 سرهنگ مداحی در مورد علل قتل های استان آذربایجان شرقی گفت: ریشه و علل 32 درصد قتل های استان اختلافات و مسائل خانوادگی و 33 درصد مربوط به مسائل اخلاقی می باشد.

 وی افزود: 36 درصد قتلها توسط سلاح های سرد از جمله چاقو ، قداره و...  اتفاق می افتد.

 رئیس پلیس آگاهی آذربایجان شرقی درباره سرقت های مکشوفه گفت: در 9 ماهه امسال 198 باند سرقت کشف و متلاشی شده است و دراین رابطه 611 سارق و 151 نفر مالخر دستگیر و برای رسیدگی به مراجع قضایی ارجاع شده است که از این نظر 72 درصد سرقت های استان کشف و ضبط گردیده است.

 رئیس پلیس آگاهی درباره وضعیت قاچاق کالا و ارز استان خاطر نشان ساخت: در 9 ماهه امسال 17 میلیارد تومان کالای قاچاق کشف و ضبط شده و در این رابطه 233 نفر دستگیر و به مراجع قضایی ارجاع شده اند.

 سرهنگ مداحی افزود: در دو روز گذشته ماموران انتظامی استان یک محموله قاچاق نفت سفید 30 هزار لیتری ، پوشاک و البسه  به ارزش 300 میلیون تومان و همچنین محموله لوازم آرایشی به ارزش 100 میلیون تومان در کلانشهر تبریز کشف و ضبط کرده اند.

  وی با اشاره به عزم جدی مسئولان عالی رتبه نظام در مبارزه با جرایم اقتصادی خاطر نشان ساخت: با توجه به عزم جدی مسئولان عالی رتبه و همچنین دستور فرماندهی نیروی انتظامی کشور برخورد جدی و شدید با عاملان جرایم اقتصادی خواهد شد.

 رئیس پلیس اگاهی استان افزود: در راستای مبارزه با جرایم اقتصادی در 9 ماهه امسال 54 نفر متهم در جرایمی از قبیل؛ پول شویی ، احتکار ، ارتشاء و اخذ تسهیلات غیر قانونی به ارزش 42 میلیارد تومان دستگیر و به مراجع قضایی روانه شده اند.

 سرهنگ مداحی با اشاره به وجود خلاء قانونی درباره جرایم بانکی اظهار داشت: در بحث جرایم اقتصادی و بویژه اختلاس  بانکی  خلاء قانونی در برخورد و مبارزه با آنهاوجود دارد و در این راستا مسئولان بانکی باید از مجرمان شکایت کنند تا پلیس آگاهی نسبت به شناسائی و دستگیری عوامل مجرم اقدام نماید که متاسفانه مسئولان بانکی این کار را انجام نمی دهن

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۸

نتایج پژوهش‌ها در مورد آلودگی هوا و ارتباط آن با خشونت، می‌توانند دلیل افزایش ناگهانی جرایم در دهه 1980 و 1990 و کاهش چشمگیر آن در دهه 2000 را توضیح دهند پژوهش جدید دانشگاه تولان،‌ بنزین سرب‌دار را به میزان جرایم خشونت‌آمیز وقوع یافته در شش شهر آمریکا مرتبط کرده است.
    باورها بر این است که سطوح بالای سرب منجر به نقص در هنگام تولد، هوش کمتر و مشکلات شنوایی می‌شود، اما اکنون محققان دریافته‌اند که این ماده می‌تواند باعث سطوح بالای خشونت نیز باشد. نتایج این تحقیق همچنین نشان داده است: قرار گرفتن کودکان دهه‌های 1960 و 1970 در معرض سطوح بالای سرب، منجر به افزایش چشمگیر جرایم در دهه 1980 شده است. محققان دریافتند که در شهرهای آتلانتا، شیکاگو، ایندیاناپولیس، مینیاپولیس، نیواورلئان و سان‌دیگو، هر یک درصد افزایش در تناژ سرب منتشر شده در جو، منجر به نیم درصد افزایش در نرخ تشدید جرایم در 22 سال بعد شده است.
ارتباط میان سرب و خشونت یک یافته نسبتا جدید است. پیش از این نیز در سال 1996 یک پژوهش دیگر نشان داده بود که کودکان در معرض سطوح بالاتر سرب بیشتر از افراد در معرض سطوح عادی این ماده از خود رفتارهای خشونت‌آمیز نشان می‌دهند. یک پژوهش در سال 2002 نیز نشان داده که جوانان دستگیر شده از سطوح بالاتر سرب در استخوانهای خود برخوردار بودند.

این پژوهش در مجله Environmental International منتشر شده است.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥

اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٥


امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٤

 رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی در کارگاه آموزشی پیشگیری از اعتیاد ضمن اشاره به انواع مواد مخدر از جمله مواد اعتیاد آور طبیعی و مصنوعی گفت: در سال های گذشته 4 نوع مواد مخدر وجود داشت ولی در حال حاضر نزدیک به هزار نوع مواد مخدر وجود دارد.
 
سرهنگ باغبان با اشاره به تولید و توزیع مواد مخدر صنعتی و گرایش افراد از مواد مخدر سنتی به صنعتی، افزود: در حال حاضر یکی از دغدغه های شهروندان و خانواده ها مواد مخدر صنعتی و روانگردان ها است که عوارض بسیار خطرناک تری نسبت به مواد مخدر سنتی دارند.

باغبان با بیان اینکه دروازه ورود به اعتیاد استعمال سیگار و دخانیات است، افزود: خانواده ها نقش مهمی در پیشگیری جوانان به مصرف سوء مواد مخدر دارند ضمن اینکه وجود یک فرد معتاد در خانواده تهدید جدی برای اعضای دیگر خانواده است و موجب از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده می شود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

 

پیمان شکنی زناشویی یکی از واقعیتهای تلخ هر زمان و به خصوص دوران معاصر و متأسفانه یک پدیده کم و بیش رایج است. بسیاری از مردم نتیجه ی پیمان شکنیِ همسر را بدتر از مرگ وی می دانند چرا وقتی که یکی از زوجین می میرد، دیگری علیرغم احساس ناراحتی و تنهایی با اشتیاق خاطراتِ با او بودن را مرور می کند و از این طریق به عشق خود ادامه می دهد، به عبارت دیگر روابط بعد از مرگ همسر همچنان باقی می مانند، ولی بعد از پیمان شکنی همیشه این طور نیست و در اغلب موارد، اولین راهِ حلی که بعد از آگاهی از خیانت همسر به ذهن زوج آسیب دیده خطور می کند، طلاق است.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۱۱

 

وقتی صحبت از گدا می‌شود اولین تصویری که از این افراد در ذهن همه نقش می‌بندند فردی ناتوان و رنجور است که در طلب کمک گوشه خیابان افتاده یا دنبال یک نفر راه می‌افتد و مدام از او طلب پول می‌کند. این یک راه قدیمی برای گدایی کردن است اما امروزه گداهای مدرن روش‌های جدید را برای درآمدزایی ابداع کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد که روش‌های قدیمی تکدگری در اسپانیا دیگر رونق ندارد برای همین گدایان این کشور دست به ابتکار جدیدی زده‌اند که به هیچ یک از اصول قدیمی تکدی‌گری پایبند نیست.

سبک گدایی در کشورهای مختلف متفاوت است

این روش بیشتر با دنیای مدرن امروزی سازگار است. اگر در خیابان‌های اصلی، میدان و معابر عمومی اسپانیا قدم بزنید افرادی را می‌بینید که شکل ظاهری آنها اصلاً عادی به نظر نمی‌رسد. زن و شوهری کاملاً خود را به رنگ طلایی درآورده‌اند و در گوشه‌ای ایستاده‌اند. مرد دیگری در حالی که لباس عجیب و غریبی به تن دارد روی جعبه‌ای ایستاده و ساعت‌ها یک پایش را بالا گرفته و بی‌حرکت ایستاده است. چنین روشی در اسپانیا به گدایی هنرمندانه مشهور است. در این روش، به ظاهر ساده به‌نظر می‌رسد اما از آنجا که استفاده از این روش در اسپانیا رایج است گداهای این کشور می‌بایست خود را به هنرمندانه‌ترین شکل ممکن دربیاورند تا چشمگیر‌تر از رقیبان خود باشند. زیرا فقط در این صورت است که عابر پیاده توجهش به انها جلب می‌شود و حاضر است سکه‌ای در کاسه یا جعبه‌ای که متکدی در کنارش گذاشته بیندازد.

مهربانی‌متر

مطمئناً تا به حال نام «مهربانی‌متر» به گوشتان نخورده است. مهربانی‌متر نام وسیله‌ای شبیه «پارکومتر» است که در خیابان‌های شهر اوتاوای کانادا و برخی دیگر از شهرهای آمریکا کار گذاشته شده‌اند. به عقیده مسئولان این شهرها به‌جای اینکه مردم شهر، پول‌های خود را به متکدیان بدهند بهتر است آن را در این مهربانی‌مترها بیندازند. مسئولیت مهربانی‌مترها برعهده آژانس‌های سرویس اجتماعی است که با جمع‌آوری پول‌ها به مردم فقیر کمک می‌شود.

اگرچه استفاده از این دستگاه‌ها به نظر بسیاری روش خوبی برای کمک به شمار می‌رود اما در مقابل متکدیان نسبت به این روش‌ها اعتراض دارند. آنها معتقدند که با استفاده از مهربانی‌متر آمار جرم را بالا می‌برد. زیرا در بسیاری از موارد چون به گداهای شهر پول کمتری پرداخت می‌شود از این رو متکدیان سعی می‌کنند تا با دزدی مخارج روزانه را تأمین کنند.

 

نوشتن پیام خنده‌دار

یکی دیگر از روش‌های تکدی‌گری ارسال پیام‌های گوناگون برای عابران پیاده است. البته در این روش که در ژاپن زیاد دیده می‌شود. ارسال پیام از طریق تلفن‌های همراه صورت نمی‌گیرد بلکه متکدیان سعی می‌کنند جمله‌های جالب و خواندنی را روی تکه‌های مقوا بنویسند تا توجه عابران به آنها جلب شود. جمله‌هایی که آنها استفاده می‌کنند معمولاً خنده‌دار هستند مثلاً اینکه «پدرم را نینجاها کشته‌اند، برای کاراته یاد گرفتن به پول نیاز دارم»، «من مسافر زمان هستم» و دیگر جمله‌های خنده‌دار که هر کدام بهتر باشد پول بیشتری نصیب متکدی می‌کند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۸


روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده می‌کنند و این در حالی‌است که پسران بیشتر با نگرش سرگرمی‌وارد «چت‌روم» می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند.  اما نمی‌توان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینه‌ای برای افزایش مشکلات و آسیب‌های همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح می‌کند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب می‌بینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگ‌سازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامه‌های مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.

 ازدواج‌های موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیت‌های پخته‌ای برخوردار بوده‌اند به این معنی‌که به‌طور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شده‌اند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.

نسرین حاجی‌زاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمی‌توان ادعا کرد همه ازدواج‌هایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، می‌گوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهم‌ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرف‌نظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی می‌خواند و می‌گوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند؛ حالا این محدودیت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی می‌افزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایده‌آ‌ل‌های خود را به طرف مقابل منعکس می‌کنند.»

حجت‌الاسلام سالاری‌فر، عضو هیات علمی ‌و گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانواده‌ها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خانواده‌ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی می‌افزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده‌اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسش‌های خود نیستند از همین‌رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی‌برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.»

 

سالاری‌فر اظهار می‌کند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می‌پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم‌کننده می‌شود که بی‌توجهی به آن آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد.»
بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند.

 این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیب‌های همسریابی اینترنتی می‌گوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایت‌ها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/٦



راضیه ایزدی فرد

منظور از محیط فرهنگی در جرم شناسی کلیه جنبه‌های فرهنگی اجتماع اعم از آداب، رسوم، اخلاقیات، اعتقادات و نیز مؤسسات مربوط به تعلیم و تربیت و کلیه امور مربوط بدانهاست که به نحوی شخصیت اطفال و نوجوانان را تحت تأثیر قرار داده و عامل مؤثری در میزان بزهکاری آنان محسوب می‌شود.

1- آموزش و پرورش: آنچه مسلم است آموزش و پرورش در بالا بردن سطح فکر و شعور افراد کاملاً مؤثر است. منظور از آموزش سوادآموزی است و سوادآموزی چیزی جز وسیله نیست. نکته مهم این است که این وسیله در اختیار چه کسی و برای چه منظوری مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر این وسیله در اختیار کسی قرار گیرد که بتواند امیال و هدف‌های نامشروع خود را به نحو احسن انجام دهد، در این صورت شعر سنایی که می‌گوید: «... چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا» مصداق پیدا خواهد نمود. نمونه بارز این، گروه تبهکاران «یقه سفید» می‌باشند.
حال این سؤال مطرح می‌گردد که فقدان تعلیم و تربیت چه رابطه‌ای می‌تواند با بزهکاری اطفال و نوجوانان داشته باشد؟ در اوایل قرن نوزدهم معتقد بودند که برای پیشگیری از ارتکاب بزه بایستی آموزش و پرورش عمومی را توسعه داد. تحت تأثیر این طرز تفکر، قوانین تعلیمات اجباری در بسیاری از کشورها تصویب و به اجرا گذاشته شد. امروز این نظریه با چنان تعصبی پذیرفته شده نیست. زیرا با وجودی که روش آموزش و پرورش در قرن حاضر به کلی تغییر یافته و اکثر افراد جوامع مختلف تحصیل کرده می‌باشند و برای مبارزه با بی‌سوادی در کشورهای در حال توسعه اقدامات مهم و مؤثری صورت گرفته معهذا نه تنها از وقوع بزهکاری پیشگیری نکرده بلکه روز به روز بر تعداد اطفال و نوجوانان و جوانان بزهکار افزوده می‌شود.
اگر کلیه عوامل مؤثر در بزهکاری اطفال و نوجوانان را مد نظر قرار دهیم صحت نظریه فوق به خوبی روشن خواهد شد. وقتی کسی دچار بعضی از عوامل ارثی یا مادرزادی باشد یا تحت تأثیر عوامل اکتسابی قرار داشته باشد و یا محیط خانوادگی او آنچنان آلوده باشد که نتواند خود را از آثار سوء آن برحذر دارد و یا مشکلات او آن چنان زیاد و دامنگیر باشد که رهایی از این مشکلات دشوار و بزهکاری او غیر قابل اجتناب باشد، در این صورت تعلیم و تربیت نمی‌تواند به تنهایی نقش قاطع و ثمربخشی در عدم وقوع بزه داشته باشد. چه مجموع عوامل فوق او را به راهی خواهد کشاند که، خواه و ناخواه در مسیر درستی قرار نخواهد گرفت.
بنابراین نه فقدان تعلیم و تربیت ملازمه قطعی با بزهکاری دارد و نه وجود آن ملازمه قطعی با عدم بزهکاری دارد بلکه آموزش و پرورش باعث تغییر نوع جرایم ارتکابی می‌گردد. بدین نحو که اشخاص باسواد خیلی کمتر از اشخاص بی‌سواد مرتکب جرایمی نظیر قتل و ضرب و جرح می‌شوند ولی در عوض مرتکب جرایم فکری نظیر کلاهبرداری، جعل و خیانت در امانت خواهند شد.

2- مدرسه: نخستین محیط اجتماعی که کودک بعد از خانواده وارد آن می‌گردد، مدرسه است. مدرسه به خاطر تدوین وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزش‌های اجتماعی با وسایل مؤثری که برای کنترل اجتماعی در اختیار دارد، یکی از کارگزاران مهم اجتماعی کردن فرد تلقی می‌گردد.
یک سلسله هنجارهای رفتاری وجود دارد که انتظار داریم افراد در جامعه بزرگتر، خود را با آن هنجارها تطبیق بدهند. در جامعه کوچک مدرسه نیز هنجارهایی از این قبیل وجود دارد. گاه کودکی که در جامعه و در خانه، از قانون تبعیت کامل می‌کند، ممکن است در مدرسه رفتار انحرافی داشته باشد و بعضی والدین با دریافت گزارش رفتار فرزندان خود از مدرسه کاملاً متحیر می‌شوند. از طرف دیگر، جوانی که در مدرسه خوش رفتار است احتمال دارد از لحاظ برخی از جنبه‌های رفتاری در جامعه بزرگ‌تر منحرف یا بزهکار باشد. از این رو مفهوم «کج روی» مفهومی نسبی و تابع زمینه اجتماعی و مناسبات گروهی است.
بدیهی است که اگر امکانات و جاذبه مدارس جهت حفظ دانش‌آموزان به حد کافی تأمین نگردد و در پر نمودن اوقات فراغت آنان به شیوه‌های صحیح تربیتی توفیق حاصل ننماید، بی‌شک زمینه انحرافات را در دانش‌آموزان فراهم ساخته و در نتیجه با عواقب زیان باری مواجه خواهیم شد. توزیع تصاویر مستهجن از روابط جنسی در مدارس، کشف مواردی از همجنس بازی دانش آموزان دختر و مواردی از لواط در مدارس پسرانه هشدارهایی است که توجه و سرمایه‌گذاری بیشتر مسئولان جامعه را برای سلامت نسل آینده می‌طلبد.
باربارا ووتون (1953) می‌گوید: بسیاری از بزهکاران در طول سال‌های تحصیل از مدرسه غیبت غیرموجه می‌کرده‌اند و همچنین این احتمال وجود دارد که بخش فوق العاده بزرگی از آن‌ها به خانواده‌های از هم پاشیده تعلق داشته باشند. به طور کلی، از لحاظ تندرستی بدتر از افراد بزهکار نیستند، ولی پیشرفت تحصیلی آنان احتمالاً کمتر بوده است؛ با این حال، بسیاری از کج روان در مدرسه خوشنام نبوده‌اند. البته، ممکن است این بدنامی از پیشداوری معلمان که مربوط به اطلاع آنان از بزهکاری این افراد بوده، ناشی شده باشد.

3- گروه همسالان: : پس از خانواده، از گروه همسالان به عنوان دومین عامل جامعه‌پذیری نام برده می‌شود. معمولاً کودکان متعلق به این گروه‌ها از موقعیت و وضعیت نسبتاً مساوی و روابطی نزدیک برخوردارند و به موازات رشد خویش زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند. با افزایش نفوذ گروه همسالان، نفوذ والدین رو به کاهش می‌رود. اکثر نوجوانان ترجیح می‌دهند اوقات خود را با همسالان خود بگذرانند.
عضویت در گروه همسالان برای نخستین بار کودکان را در فرایندی قرار می‌دهد که بیشترین میزان جامعه‌پذیری به صورتی ناخودآگاه و بدون هر گونه طرح سنجیده‌ای در آن انجام می‌پذیرد. در نهایت، کودکان می‌توانند معاشران و دوستان خود را انتخاب نموده و بر مبنایی برابر با سایرین به کنش متقابل بپردازند. گروه همسالان بر خلاف خانواده و مدرسه کاملاً حول محور منافع و علایق اعضا قرار دارد. اعضای این گروه می‌توانند به جستجوی روابط و موضوعاتی بپردازند که در خانواده و مدرسه با تحریم مواجه است، و به این ترتیب سعی می‌کنند از نفوذ این دو نهاد مهم بر خود جلوگیری نمایند و نقش‌ها و هویت‌های متمایزی (و غالباً غیر مجاز) را مستقر سازند.
تأثیر گروه همسالان در دوره بلوغ به اوج می‌رسد، یعنی دوره‌ای که این گروه سنی طبق سلیقه ها، نحوۀ پوشش، اصطلاحات، نهادها، ارزش‌ها و قهرمانان خود آماده شکل بخشیدن به یک خرده فرهنگ متمایز می‌باشد، گروه همسالان از طریق اعطای پاداش یا انتقاد و تحریم، در قبال همنوایی یا ناهمنوایی اعضا با هنجارهای گروه تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی آنان اعمال می نماید.


منابع

آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات)- هدایت الله ستوده- تهران- انتشارات آوای نور- چاپ .شانزدهم- 1385

روانیار

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٤

 

حتی اگر همه جوانب کار را در نظر بگیرید، باز هم نمی توانید بگویید که انتخاب شما، صددرصد به یک ازدواج موفق ختم می شود، حتی اگر در شرایط فعلی، همه چیز طبق مراد شما پیش برود، نمی توانید انکار کنید که زندگی در آینده هزار چرخ می زند و چرخ هایش می تواند آدم ها را تغییر دهد. با وجود این، نشانه هایی وجود دارند که می توانند شما را به یک زندگی شکست خورده نزدیک تر کنند و شانس موفقیت تان را بارها و بارها پایین بیاورند؛ نشانه هایی که باخبر بودن از آنها، می تواند چند پله شما را به یک ازدواج موفق نزدیک تر کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/٤

 

حسین سعیدی در افق نیوز نوشت:

از خلال بررسی و تحلیل علل شکل گیری حاشیه شهر نشینی می توان به آسانی آسیب شناسی آن را نیز مورد بحث و تحلیل قرار داد. از آنجا که نظم و ارزشهای موجود در نواحی حاشیه ای برخاسته از هویت خاص حاشیه نشینان بوده و در واقع واکنش به نظم و ارزشهای حاکم در جامعه شهری می باشد، لذا طبیعی است که شاهد الگوها و هنجارهایهای متفاوت با الگوها و هنجارهای رسمی و قانونی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستیم.

حاشیه نشینان که قربانی طرد اجتماعی هستند، در مقابل تمامی اصول هنجارهای اجتماعی غالب موضع گیری می کنند. تعارض اجتماعی و طبقاتی حاشیه نشینان و بالاخص فرزندان جوان این طبقه پائین شهری با طبقات متوسط و بالای شهری در شدیدترین حالت خود موجب شکل گیری خرده فرهنگهای جوانان منحرف و بزهکار می شود.

این خرده فرهنگ های بزهکارانه معمولاً مردانه هستند و به قتل و غارت، وندالیسم، اعتیاد، سرقت، خشونت های خیابانی، همکاری به گروههای تبهکاری بزرگسالان ، فحشاء و قانون شکنی می پردازند و در مواقعی نیز در راستای اهدافشان از زنان جوان طبقه خود استفاده می کنند.

در اغلب مواقع برخورد پلیس و جامعه با این گروهها به گونه ای است که به نهادینه شدن و تعمیق این تعارضهای اجتماعی منجر می شود و در این در حالی است که مطالعات جامعه شناختی و چند رشته ای جدید راه حل پایدار برای این مساله را اعمال سیاستهای جذب اجتماعی دانسته اند.

قانون گریزی و قانون شکنی نیز به عنوان یک ارزش در نزد جوانان خانواده های حاشیه نشین شهری شناخته شده و با میزان توفیقات اقتصادی و اجتماعی افراد گره می خورد. علت این امر نیز مشخصاً در ناتوانی اقتصادی و ضعف پایگاه اجتماعی حاشیه نشیان، قابل تحلیل است؛ بگونه ای که راه رشد و ارتقای اجتماعی و اقتصادی خود از طریق معمول و قانونی را غیرممکن می داند. عدم امکانات آموزشی ، رفاهی و اقتصادی موجب می شود که جوانان حاشیه ای از سطح مهارت و دانش بسیار نازلی برخوردار باشند و در دستیابی به یک شغل آبرومند ولو با درآمد اندک عاجز باشند.

در مواردی که حاشیه نشینان قربانیان تبعیض های نژادی، قومی و مذهبی باشند، تقابل فرهنگی معمول و مشهود است. در شهرهای صنعتی برخی از کشورهای مهاجرنشین که اقلیت های قومی و نژادی را در خود جای داده اند، این نوع از تعارض کاملاً  مشهود است. پناه بردن جوانان حاشیه نشین اقلیتها به صوفی گری، تعصبات مذهبی و قومی و هنجارهای ضدفرهنگی در واقع واکنش به این تبعیض ها خواهد بود.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٧/۳

 

 دختران فراری از بین اقشار مختلف می باشند و با انگیزه ها و علل گوناگونی اقدام به فرار می کنند و پیامدهای فرارآنان خانواده و جامعه را تهدید می کند .

زمینه هایی برای مقابله با این مسئله وجود دارند از جمله :

توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف ، تربیتی ، اقتصادی ، فرهنگی  آنها از طریق دولت

تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی موثر در امداد خانواده از جهات مختلف ، نظیر کمیته امداد امام خمینی ، بنیاد های خیریه ، صندوقهای قرض الحسنه

احیای سنتهای دینی و حاکمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیروجوب احترام به والدین ، رسیدگی به خویشان ، نظارتهای فامیلی چون ولایت پدر، جد پدری ، برادر بزرگتر .

نظر به اینکه با استناد به اطلاعات و تحقیقات ، بیشتر دختران فراری ازبین خانواده های نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، به کارگیری  تمام تمهیدات جهت پیشگیری و کاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراکز مشاوره ، اجبار به شرکت در کلاسهای آموزش حقوق و تکالیف زوجین قبل از عقد رسمی ، اجبار در مراجعه به مراکز مشاوره از طریق اهرمهای دولتی .... ضروری است . نهایتا چنانچه خانواده ای به دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیکاری و بیماری همسر از هم گسسته شد ، می توان خانواده را موظف نمود که وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی که از سوی دولت مشخص می شود ، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشکلات فرزندان چنین خانواده هایی تلاش می نماید و نسبت به رفع خشونت ها و مشکلات این خانواده ها اقدام نماید .

از آنجا که بسیاری از دختران فراری (70%) درسنین 16-14 ساله و در دوره های حساس نوجوانی قرار دارند و با مشکلات متعدد خاص این دوره مواجه می باشند . لذا بخشی ازپیشنهادات جهت پیشگیری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می باشد.  

 همچنین برخی دیگر از پیشنهادات مربوط به سایر عوامل اجتماعی است که در کاهش فرار دختران دخیل می باشد :

- نظارت ، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاههای ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر جهت هماهنگی و وحدت رویه وبهینه سازی و حتی ادغام آنها؛

- تاسیس یک مرکز توانمند جهت جمع آوری آمار و اطلاعات منطقه ای ، کشوری، بین المللی دختران فراری و شبکه های مربوط.

- تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدین جهت این مسئله خاص.

- ضرورت اشنایی نیروهای نظامی به ویژه پلیس زن با مسائل روانشناسی دختران فراری و خرده فرهنگ آنها.

- اعمال مجازات های بسیار سنگین، علنی و جدی( در ملاعام) برای باندهای فساد، اغفال ، تجارت جنسی.

- قانونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از بیان جزئیات فرار به دلیل بد آموزی و اشاعه منکرات و جلوگیری از قهرمان سازی مطبوعاتی از این عاملین؛

- به کارگیری نیروهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع رسانی به نیروهای امنیتی.

- تقویت نظارتهای اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارتهای مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر جهت پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادیهای اجتماعی."

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳



فرار دختران در واقع تعرض به قاعده کهن و مرسوم زمانهای دیروز و امروز است که نه خانه را محل امن وآرامش و آسایش می داند  نه محلی که باید از آن گریخت . این تعرض و جدال جامعه را تحریک کرده و آشفتگیهای خاصی را دامن می زند . هنگامی که دختری به طور غیر منطقی فرار می کند ، خود و پیرامونش یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیبها و خطرات زیادی قرار می دهد . این پیامدها در بعد فردی ، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است .

پیامدهای فردی:

فرار آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر زمینه ارتکاب بسیاری از جرایم را فراهم می کند . دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی گری ، توزیع مواد مخدر ، مشروبات الکلی و کالاهای غیر مجاز ، روسپیگری ، عضویت در باندهای مخوف و کثیف اغفال و فحشاء اقدام می کنند. برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروکه ، پارک و خانه های فساد، شب را به صبح می رسانند  و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند فقط برای آنکه بتوانند زنده بمانند . دختران فراری تمام پلهای پشت سر خود را خراب و ویران می کنند . ارتکاب به نوع جرایم و فساد اخلاقی موجب می شود که دچار انواع بیماریها و اختلالات روحی و روانی شوند و برخی از آنها به دلیل سر افکندگی ناشی از تجاوزات دست به خود کشی می زنند .

از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران ، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماریها از جمله ابتلا به ویروس ایدز می باشد . هر چقدر مدت زمان فرا رفرد طولانی تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد ، خطر ابتلا به ویروس ایدز افزایش می یابد .

 

پیامدهای خانوادگی:

فرا ردختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد این عمل اولا نشانه ای از نا کار آمدی خانواده در تربیت فرزند ، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان واختلافات خانوادگی است . و ثانیا از آنجا که فرجام و سر انجام دختران در اکثر موارد چنانکه ذکر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است ، لذا فرار به مفهوم لکه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می شود و بدین لحاظ است که فرار دختران کمتر توسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجوها و تلاشهای خانوادگی ، فرار دختران با عنوان فقدانی دختریا دزدیده شدن او به مراجع قضایی گزارش می شود.

از طرف دیگر دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیر اخلاقی نمی توانند به خانواده باز گردند ، مگر آنکه خانواده به این نکته توجه نماید که عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است . در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشکلات مضاعف خواهد بود .

پیامدهای اجتماعی:

جامعه شناسان معتقدند پدیده های اجتماعی همچون حلقه های زنجیر به هم متصل ووابسته اند ، بطوری که افزایش نرخ آسیبهایی چون طلاق، بیکاری، اعتیاد ، منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار دختران می شود و نکته قابل توجه آنکه فرار دختران از خانه به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی منتهی می گردد.

آسیبهای اجتماعی از جمله، فرار همچون امراض و ویروسهای هستند که موجب ایجاد فضای مسموم در جامعه می شوند و می توانند ضمن لکه دار نمودن عفت عمومی و شکستن حریمهای اخلاقی ، بهداشت روحی و روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و آسیب جدی بر سلامت جامعه وارد نمایند .

از دیگر پیامدهای فرار دختران اینست که هزینه های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می گذارد ، بطوریکه اقداماتی نظیر گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چند گانه امنیتی ، بازجویی و مراحل قضایی ، ایجاد مراکز مختلف –مانند کانون اصلاح و تربیت ومراکزی که قبلا در زمینه سازماندهی دختران فراری، فعال بودند و نیز مسئولیت سازمان بهزیستی – که تماما هزینه هنگفتی را بر جامعه تحمیل می نماید .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٢/۳

وسایل ارتباط جمعی

 رسانه های نوشتاری ودیداری دارای کارکردهای سه گانه از جمله اطلاع رسانی هستند . زمانی که رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می کنند، در واقع افراد را نسبت به وضعیت افرادی که شرایطی نامساعد و بغرنج  خانه را تحمل نکرده اند ، مطلع می کنند و باعث می شود که آنها نیز همین عمل را در مواجه با مسائل خانواده تکرار کنند. ضمن آنکه قبح مسئله تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک عمل عادی جلوه می نماید.از سوی دیگر برخی از فیلمها و سریالها ی تلویزیونی مشوق فرار از خانه است . ترویج روحیه استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نوجوانی ، عدم رعایت احترام به بزرگترها ، حتی نمایش فرار جمعی از جوانان ، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می تواند در شیوع این پدیده ها موثر باشد .

نقش رسانه های جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بندو باری اخلاقی ، مقابله با هنجارهای اجتماعی ، عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است .

شهر نشینی

بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روز افزون زندگی شهری ، فرصت ارتکاب جرائم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می کند .

جاذبه شهرهای بزرگ ، رفاه، تجملات شهری و امکانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می کند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امکانات فوق مهاجرت می نمایند وشهرهای بزرگ را با خرده فرهنگهای مختلف در هم می آمیزند و بدین ترتیب پایبندی به آداب و رسوم کاهش می یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می شود. گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل دختران را به سوی شهرها متواری می نماید.

تغییر ارزشها

انسانهای دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند به کدامین سو حرکت کنند . از یکسو جامعه بستر نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد قرار می دهد و از سوی دیگر فرد را با بن بستهای بسیاری  در دستیابی به اهداف جدید مواجه می کند .

جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت روبروست . گاه آنچه که اجتماع بطور عملی به او می آموزد با ارزشهای خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می نماید .دختران امروزدچار خود درگیری میشوند و برای فرار از این حالت به شیوه های مختلفی  نظیر فرار از خانه متوسل می گردند .

مشکلات اقتصادی

برخی از صاحبنظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیبهای اجتماعی می دانند . البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی باشد . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی درچگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است . فقر و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می باشد .

امروزه فشار و مشکلات اقتصادی ، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است .

همین مسئله منجر به کم توجهی آنها نسبت به نیاز جوانان ، رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها گردیده است .

ضعف نظارت اجتماعی

با انگیزه های فرار دختران از خانه در می یابیم که اکثر آنان برای کسب استقلال و آزادی روابط در خارج از خانه اقدام به فرار کرده اند . این بدین معناست که جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی   را کاهش داده و آزادی بی قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است .

در حالی که این حد افراطی از آزادی مقبول بسیاری از خانواده ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود کنند و این محدودیت و کنترل دختران را با عقده های روحی –روانی مواجه می نماید و آنان احساس خواهند کرد که خانواده آنها را درک نمی کند، در صورتی که به عکس خانواده به دلیل آینده نگری و مصلحت اندیشی فرزند می کوشد دختر را از حیطه خطردور سازد.  برخی دختران به دلیل حساسیت های روحی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی  تعبیر می کنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می نمایند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱/۳



خشونت:

فرار از خانه یکی از باز تابهای خشونت خانگی است که به دلیل تاثیرات اجتماعی قابل تامل است . اعمال خشونتهای روحی، جسمی از سوی اعضای خانواده، عامل بسیار مهمی در فرار دختران است . بسیاری از دخترانی که قربانی این خشونتها می باشند به دلیل ترس از آزاردهندگان و آبروی خویش، جرات اظهار مشکلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار می کنند و در شرایطی که از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند ، تمایلی به اینکار ندارند . زیرا از محیط ناامن خانه می هراسند .

تبعیض:

بسیاری از والدین آگاهانه و یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان ، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی آنها  از زندگی می شوند . تبعیض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعکس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود . تبعیض با روحیه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنها وارد می کند.

محدودیت مطلق:

در این نوع شیوه تربیتی ، فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با سن و شرایط خویش محرومند و باید نظر والدین را بدون آگاهی از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر ، دخالت یا تصمیم گیری  را ندارند . در این خانواده ها به خواسته های مادی ، معنوی فرزندان توجهی نمی شود . لذا توانایی و مقاومت آنها درهم می شکند، و ازهر فرصتی جهت عدم  پیروی از هنجارهای  خانواده بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه ،از این محدودیت ها رهایی یابند .  

آزادی مطلق :

همانطور که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرار آنان از کانون خانواده باشد . توجه بیش از حد متعارف و در اختیار بودن امکانات فوق حد سنی فرزند هم می تواند زمینه مسائلی چون فرار از خانه را ایجاد نماید.

وقتیکه تمایلات و خواسته های فرزندان محقق می شود ، لذا به محض ایجاد مشکلات و بحرانها و فشارها ی زندگی، که در آن امکان تحقق برخی از آرزوها سلب می شود و یا در شرایطی که خواسته های فرزند به افراط می گراید ووالدین با آن مخالفت می نمایند .  فرزند، به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی ) روحیه عدم درک منطقی شرایط ، ناز پروری و کاهش دامنه استقامت، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می گردد که نهایتا می تواند زمینه فرار از خانه را فراهم نماید .

دراین  شرایط مسائل بسیار کوچک به دلیل پائین بودن آستانه مقاومت درنظر فرد بزرگ و غیر قابل  تحمل جلوه می کند . چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه می کند و با احساس عمیق بیداد گری به متهم کردن اطرافیان می پردازد و معتقد است فراراو در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می شود.

 اگردر شبکه روابط اجتماعی این مسئله را درنظر بگیریم فرد عضویت یافته در شبکه های نابا ب، ارزشهای نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امرو نهی والدین ، نحوه مخالفت و به کرسی نشاندن خواستها و تمایلات نفسانی در خانه را درونی می کند و با دسترسی به  فرصتهای نامشروع ، انها را به مرحله عمل می رساند .در این گروهها رفتار کجرو و نابهنجار بسیارعادی و روال شده است و به عنوان ارزشهای مدرن اشاعه می شود. و نگرشها و نصایح والدین به عنوان ارزشهای منسوخ محسوب می شود .  بر اساس تحقیقات حدود 79 در صد از جوانان به همانند سازی با دوستان خود می پردازند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۳



آسیبهای اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینه ها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل گیری آن مؤثر است .

 این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آنها اشاره می شود:

الف) شخصیهای ضد اجتماعی

ویژگی های این نوع شخصیت ، بهم ریختگی ارتباط میان انسان و  جامعه و ارتکاب رفتارهای نا بهنجار است که مورد قبول جامعه نمی باشد . ولی معمولا نزد عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص ، نا پسند شمرده نمی شود . افراد روان رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و کمتر آنها را رعایت می کنند . اعمال این افراد نظام اجتماعی را متزلزل می کند و رعایت ارزشهای اخلاقی را به پایین ترین سطح آن تنزل می دهد، و در پند گرفتن از تجربیات ، بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یکسویه می باشند .  این نوع شخصیتها عمدتا از محیط خانه و مدرسه فرار می کنند.  

شخصیتهای خود شیفته :

این شخصیت ها تمایل شدیدی به خود محوری دارند و پیوسته به تمجدید و توجه دیگران نیازمندند .            

این افراد اغلب با رویاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان ، قدرت ، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند.

اغلب این افراد والدینی داشته اند که نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد کننده بوده اند یا بیش از حد به آنها ارج نهاده اند .

نوجوانان خود شیفته ، به علت سر کوب خواسته ها و فقدان ارضای تمایلات درونی از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می دهند .

آیزنک معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد . فرد برونگرا به دنبال لذت جویی آنی است و دم را غنیمت می شمارد، تشنه هیجان و ماجراجویی است . کمتر قابل اعتماد می باشد ، نمی تواند احساساتش را کنترل نماید و بدون تامل عمل می کند .

شخصیت هیستریونیک (نمایشی ) :

نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد . دوست دارند با جوش و خروش صحبت کنند . مشخصه بارز آنها بیان اغراق آمیز ، هیجانی ، روابط طوفانی بین فردی ، نگرش خود مدارانه و تاثیر پذیری از دیگران است. توجه کافی به درک موقعیت ندارند و تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند . این افراد برای آنکه خود را ثابت کنند ، هر تجربه ای را حتی اگر برای آنان گران تمام شود و مشکلاتی را ایجاد نماید انجام می دهند .

از دیگر مشکلات روحی –روانی که منجر به رفتارهای ضد اجتماعی می شود ، می توان به ضعف عزت نفس ، احساس کهتری ، فقدان اعتماد به نفس ، اختلال خلقی دوقطبی و ... اشاره نمود . چنین افرادی معمولا مستعد انجام کارهای سنجیده ، نظیر فرار از خانه می باشند.

به اعتقاد صاحبنظران ، خانواده در شکل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی موثر است . اگر خانواده با مشکلات و آسیبهای عدیده ای مواجه باشد ، روند جامعه پذیری اعضای خانواده مختل می شود .

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱٠/۳

فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده ، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود ، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد ، غیر قابل تحمل و بعضا تغییر ناپذیر است. این عمل معمولا به عنوان مکانیسم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزار دهنده و مضر و دستیابی به خواسته های مورد نظر و عموما آرزوهای دور و دراز انجام می شود .

امروزه در اکثر کشورهای جهان فرار از خانه به یک معضل جدی اجتماعی تبدیل شده است .

در جامعه ما نیز، مسئله فرار دختران به عنوان یک معضل مطرح می باشد .

 اما در مورد مسئله فرار از خانه ، می توان اینگونه بیان کرد که  اقدام به فرار هم از سوی پسران و (مردان متاهل ) و هم از سوی دختران (و زنان متاهل ) انجام می شود . البته دلایل  چنین اقدامی توسط مردان متاهل و پسران با یکدیگر متفاوت است . زنان متاهل نیز اغلب به خشونت و مفاسد اخلاقی همسر یا اغفال و مفاسد اخلاقی خود از خانه متواری می شوند ..

در شرایطی ممکن است که اقدام به فرار به همراه فردی از جنس مخالف با زمینه دوستی و قرار ملاقات انجام شود . اخیرا مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است . اما اغلب دختران به تنهایی فرار می کنند .

اغلب فرارها از شهرستانها به مرکزو یا شهرهای بزرگ  انجام می شود  هر چند که مبدا و مقصد معدودی از فرارها نیز بالعکس می باشد و گاهی نیز از شهرهای کوچک و بزرگ به قصد عزیمت به کشورهای دیگر اتفاق می افتد.

برخی از دختران برای نخستین بار اقدام به فرار می کنند و دسته ای دیگر علیرغم تلاشهای مددکاران جهت بازگشت به محیط خانه و خانواده مجددا از محیط خانه می گریزند.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۳

براساس گزارش طرح آمارگیری از نیروی کار تابستان 91 که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته، نرخ بیکاری مردان و زنان در گروه سنی یاد شده به ترتیب 24.8 و 48.5 درصد است.

بی تردید، سنین یاد شده بیشترین مراجعان به بازار کار را به خود تخصیص می دهند زیرا بیشترین فارغ التحصیلان دانشگاهی در این سنین قرار دارند.

نرخ بیکاری برای زنان در سنین یاد شده در نقاط شهری 56.2 درصد گزارش شده است.

همچنین نرخ بیکاری جوانان در سنین 25 تا 29 سال نیز بالا است ، به طوری نرخ بیکاری برای این گروه سنی 22.5درصد گزارش شده است.

هم اکنون نرخ بیکاری جوانان در جهان بیش از سایر گروههای سنی است، زیرا بیشترین متقاضیان کار در این سنین قرار دارند. نمی توان اذعان داشت که بیکاری برای جوانان در ایران طبیعی است زیرا ساختارهای اقتصادی متناسب با زاد و ولدی که در دهه 60رخ داده است ، باید خود را تغییر می داد به طوری که این جوانان هم اکنون بازوان توانمندی برای اقتصاد کشور محسوب می شدند.

بر اساس نتایج یاد شده، هرچه که به سن افراد افزوده می شود تقاضای آنها برای یافتن شغل کمتر می شود به طوری که نرخ بیکاری روند نزولی می یابد.

نتایج این طرح نشان می دهد، نرخ مشارکت اقتصادی در گروههای سنی 20تا 24 و 25تا 29 سال کمتر از سایر گروههای سنی است، به طوری که این ارقام نشان می دهند نرخ مشارکت اقتصادی همواره با نرخ بیکاری رابطه ای معکوس دارد و هر وقت که نرخ بیکاری افزایش یابد ، نرخ مشارکت اقتصادی کاهش و اگر بیکاری کاهش یابد نرخ مشارکت اقتصادی افزایش می یابد.بی تردید توسعه پایدار که شاخص هایی نظیر آموزش، اشتغال، ساخت مسکن، افزایش رفاه اجتماعی، بهبود شرایط زیست محیطی و بسیاری موارد دیگر را در بر می گیرد نیاز به برنامه ریزی دارد و نمی توان بی برنامه به توسعه اندیشید .یروی انسانی ارزشمند است به طوری که در بسیاری از کشورها تنها با این سرمایه اجتماعی توانسته اند مسیر توسعه را طی کنند.
باید از اندیشه و بازوان توانمند جوانان در ایجاد ساختار مستحکم اقتصادی و اجتماعی یاری گرفت تا بتوان مسیر ناامیدی و سرخوردگی را برای آنها هر روز کم رنگتر کرد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/۱


 مدیرکل ثبت‌احوال استان زنجان گفت: آمار طلاق طی هشت ماهه نخست سالجاری در زنجان 16 درصد افزایش یافته است.
 
به گزارش مهر، سیدموسی متوسلین ظهر شنبه در نشست خبری با خبرنگاران افزود: در مقابل افزایش آمار طلاق در سال‌جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش 6 درصدی ازدواج را در همین مدت نیز شاهد هستیم.
 
وی ادامه داد: در هشت ماهه نخست امسال 11 هزار و 500 واقعه ازدواج در دفاتر ثبت اسناد به ثبت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل 752 مورد کاهش داشته است.
 
مدیرکل ثبت‌احوال استان زنجان افزود: بیان آمارها باعث برنامه‌ریزی مسئولان و شناسایی دلایل می‌شود و انتظار داریم مسئولان استانی نیز نسبت به این موضوع توجه داشته و برای حل این مشکل برنامه داشته باشند چراکه کاهش ازدواج و افزایش طلاق در استان تبعات فراوانی را در پی داشته و بروز ناهنجاری‌ها از جمله این موارد است.
 
متوسلین همچنین با اشاره به میانگین سن ازدواج در استان افزود: در 9 ماهه اول امسال میانگین سن ازدواج در استان بین مردان 27.2 سال و زنان 22.6 سال گزارش شده است که این آمار امیدوار کننده است چراکه سن ازدواج در حال کاهش است.
 
متوسلین به آمار ازدواج دختران زیر 15 سال نیز اشاره کرد و یادآور شد: امسال موردی در ثبت احوال ثبت نشده است.
 
مدیرکل سازمان ثبت احوال استان زنجان، تولید آمار جمعیتی را وظیفه ذاتی ثبت احوال یاد کرد و گفت: تولید و انتشار آمار جمعیتی و مهاجرتی مبنای برنامه ریزی کشوری است که باید به آن توجه جدی شود.
 
متوسلین با بیان اینکه سوم دی ماه در تقویم کشوری روز ثبت احوال نامگذاری شده است، گفت: ثبت وقایع حیاتی، آمار تحول جمعیت کشوری و اتقان هویتی از وظایف مهم این سازمان است.
 
مدیرکل ثبت احوال استان زنجان، روز سوم دی ماه را روز ثبت احوال و فرهنگ سازی اعلام کرد و گفت: فرهنگ سازی یک وجهه عام دارد که باید این امر تبیین شود و بنابراین تحقق این امر بر عهده سازمان ثبت احوال است.
 
متوسلین تاکیدکرد: باید فرهنگ سازی لازم لحاظ شود تا مردم بر تکالیفی که بر عهده دارند عمل کنند چرا که ظرف مدت 15 روز برای صدورشناسنامه نوزاد به سازمان ثبت احوال مراجعه کنند یا اینکه افراد بالای 15 سال باید شناسنامه خودرا مکانیزه کنند و نامگذاری فرزندان براساس آموزه های دینی باشد.
 
وی گفت: روز چهارم صدور اسناد هویتی که یک کار الکترونیکی بوده وامکان جعل را به صفر می رساند، روز پنجم را صدور کارت هوشمند ملی،روز ششم را تولید و انتشار آمار جمعیتی و مهاجرت،روز هفتم ثبت نام برای دولت الکترونیک ، روز ششم ثبت احوال و واگذاری امر تصدی گری و روز نهم نظام جامع ثبت ملی ایران نامگذاری شده است.
 
مدیر کل ثبت احوال استان زنجان در ادامه افزود: پیش بینی شده تا سال 1392 برای کلیه مردم استان کارت هوشمند صادر خواهد شد و امکان جعل به صفر خواهد رسید.
 
متوسلی گفت: تولید آمار درست در برنامه ریزی و تصمیم گیری در همه حوزه های اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی تاثیر دارد.
 
وی یاد آورشد: در این راستا باید رسانه ها بر روی آمار جمعیتی و مهاجرت مانور دهند چرا که این آمر در آینده کشور موثر است.
 
مدیر کل ثبت احوال استان زنجان ،کلیه فعالیتهای این سازمان را حاکمیتی یاد کرد و افزود: این سازمان به دنبال این است که فعالیتهای تصدی را واگذار کند که در حال حاضر چهار دفتر پیشخوان دولتی در استان فعالیت می کند.
 
متوسلین تصریح کرد: دفاتر پیشخوان دولتی با کمترین هزینه خدمات زیادی را به مردم ارائه می دهند و در آینده تعداد این دفاتر بیشتر خواهد شد.
 
وی گفت: سازمان ثبت احوال به دنبال ارائه خدمات الکتروینکی به مردم است و تاکنون هم در این زمینه موفق بوده و خدمات خود را بیشتر از این توسعه خواهد داد.

نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۱٠/٢


جوان، با اشاره به آمار ازدواج امسال استان گفت: خوشبختانه در هشت ماهه‌ی امسال شاهد رشد بیش از 2 درصدی ازدواج در استان به تعداد 26 هزار و 071 مورد بودیم در حالی که در مدت مشابه سال پیش این تعداد 25 هزار و 520 مورد بود.

 مدیر کل ثبت احوال آذربایجان‌غربی گفت: امید به زندگی در استان بیشتر شده است؛ چراکه آمار مرگ و میر در هشت ماهه‌ی امسال نسبت به مشابه سال پیش 4 درصد کاهش داشته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/۳/۱

پدیده طلاق، در جامعه امروز به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی مطرح می شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی و ... دارد که با پیچیده تر شدن زندگی امروز، سطح آن نیز شدت یافته است. در این گفت وگو، مسئله طلاق و عوامل تشدید آن در جامعه ایران از منظر دکتر صدیق سروستانی - آسیب شناس اجتماعی - مورد بررسی قرار گرفته است.

با توجه به این که طلاق در گذشته نزد مردم، به عنوان یک امر مذموم و قبیح و در عین حال وحشت آور تلقی می شده، ولی امروزه می بینیم که طلاق، ابزار رایجی شده که به مدد آن، افراد خود را از وضعیت موجود رها می کنند. به طوری که نسل امروز ما نسبت به گذشته از پدیده طلاق، وحشت و استرسی به خود راه نمی دهد و این امر خیلی راحت در حال جا افتادن در جامعه است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/۱

کسى که روى نیمکتى در میدان هفت تیر نوشته «نیمکت، من تنها هستم. مى فهمى» یا در حال فرو رفتن در دایره آسیب هاى اجتماعى است یا تا به حال به مثال مجسم «آسیب اجتماعى» تبدیل شده است. او و تمام کسانى که درخط آسیب اند، باید کمى دیگر صبر کنند تا آیین نامه «نحوه اجرایى شدن سیاست هاى پیشگیرى در حوزه هاى بیمه اى، امدادى و حمایتى کشور» در هیأت دولت تصویب و به دستگاههاى اجرایى ذیربط ابلاغ شود و رویکرد پیشگیرانه اتخاذ شده از سوى وزارت رفاه و تأمین اجتماعى در برخورد با آسیب هاى اجتماعى، مجال اجرا توسط دستگاههاى ذیربط را بیابد. با این همه به نظر مى رسد در مسیر کنترل آسیب هاى اجتماعى هنوز در ابتداى راهیم و چراغ هاى چشمک زن هنوز سبز نشده اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩



آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده اند ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعاً به خودکشی عمل می کنند. بحران خودکشی تجربه ای مغشوش کننده, دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی, تعیین عوامل ایجاد کننده بحران, فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩


مدیرکل ثبت احوال استان تهران از افزایش 6 درصدی آمار طلاق‌های ثبت شده در 8 ماه اول سال جاری خبر داد و گفت: براساس آمارهای موجود آمار مربوط به ازدواج طی 8 ماه سال جاری نیز نسبت به سال قبل 1.7 درصد کاهش پیدا کرده است.

به گزارش مهر، احمد فشمی در نشست خبری که به مناسبت روز ثبت احوال صبح چهارشنبه برگزار شد افزود: در حال حاضر عملیات آرشیو الکترونیکی 120 میلیون سند هویتی در دست اقدام است که تا کنون 80 درصد اسناد نیز تصویربرداری و اسکن شدند و تا پایان سال نیز این آرشیو تکمیل می‌شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩۱/٩/٢٩

خودکشی یکی از جرائمی است که در اورپا و امریکا رقم بالایی را در میان سائر جرائم بخود اختصاص داده است. در امریکا هرساله حداقل ۳۰۰۰۰ جوان بدلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف دست به خودکشی میزنند. در کشور فرانسه هر روز ۴۳۸ نفر بدلایل مختلف اقدام به خود کشی میکنند. اما سئوالی اینجاست چرا؟
آن لور دانشجویی از پاریس که برای مدت کوتاهی به انگلستان آمده بود قبل از خود کشی خود در رودخانه تایمز لندن یک نامه ۱۳ صفحه ای از خود بر جای گذاشت که درآن نامه دلیل خودکشی خود را اعلام نموده بود. آن لور در قسمتی از نامه خود ا ینطور نوشته بود که من میخواهم به زندگی خود پایان دهم و تنها ترس من این است که بار دیگر خود را بر روی تخت بیمارستان ببینم .


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar