مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳٩٠/۱/۱٦

نظم موجود در پیشرفت مراحل پایدار و ثابت و در همه افراد همانند است ولی هر فرد ضمن پیروی از طرح‌های عمومی رشد شناختی، ویژگی‌های رشدی خاص خود را دارد به عبارت دیگر دامنه زمانی تحول شناختی، از یک مرحله به مرحله دیگر، مطابق وضعیت درونی و شرایط محیط کودک، تفاوت می‌کند.مثلاً ممکن است که یک کودک شش ساله به سطحی از تفکر برسد که ویژگی سال‌های اول دبستان است و چه بسا کودک هشت ساله‌ی که در سطح شناختی یک کودک پنج ساله باشد.منظور این است...


ژان پیاژه(3)

 

نظم موجود در پیشرفت مراحل پایدار و ثابت و در همه افراد همانند است ولی هر فرد ضمن پیروی از طرح‌های عمومی رشد شناختی، ویژگی‌های رشدی خاص خود را دارد به عبارت دیگر دامنه زمانی تحول شناختی، از یک مرحله به مرحله دیگر، مطابق وضعیت درونی و شرایط محیط کودک، تفاوت می‌کند.مثلاً ممکن است که یک کودک شش ساله به سطحی از تفکر برسد که ویژگی سال‌های اول دبستان است و چه بسا کودک هشت ساله‌ی که در سطح شناختی یک کودک پنج ساله باشد.منظور این است که هر کودک ضمن گذراندن مراحل عمومی رشد شناختی ویژگی‌های رشدی خاص خود را نیز دارد و به همین دلیل او معتقد است وضعیت هر کودک باید در ارتباط با تحولات شناختی خود او مورد توجه قرار گیرد.در واقع طبق نظر پیاژه انسان با یکسری امکانات یا ابزار خاص و درونی زاده می‌شود. او با کمک این ابزار ذاتی و درونی به مطالعه و بررسی پیرامون خود می‌پردازد و از محیط خود اطلاعات کسب می‌کند. اطلاعات کسب شده در مسیر تکاملی‌اش به مخزن دانش او تبدیل می‌شود.تجربه معنایی تازه در رویارویی با تجارب گذشته و انبار شده به یکسری تغییرات و تحولات ریشه‌ای می‌انجامد و در این راستا زبان به فاکتوری تعیین‌کننده در رشد و زندگی اجتماعی فرد تبدیل می‌شود.در واقع برای پیاژه رشد عقلانی، چیرگی هویت به عنوان عنصر اصلی در یکپارچگی اجتماعی است.ژان پیاژه نظام خودش را نه به عنوان روان‌شناس بلکه به عنوان معرفت‌شناختی ژنتیکی (تکوینی) معرفی کرد.تئوری به طور ذاتی رشد دانش انسان، معرفت شناختی تکوینی در مورد دو چیز است.

الف) دانش شامل چه چیز می‌شود.

ب) راههایی که دانش از طریق آن رشد می‌کند.

 در واقع او بدنبال این بود که توضیح بدهد دانش چگونه رشد می‌کند نه اینکه کودک چگونه رشد می‌کند در واقع کارهای پیاژه مایه اصلی دو فکر را تشکیل داده است.اول آن که، کودکان نه توسط بزرگسالان، بلکه خود می‌آموزند و دوم اینکه کودکان به نحوی متفاوت از بزرگسالان می‌اندیشند.اینطور نیست که آنها صرفاً کمتر بدانند، بلکه اصولاً به طور کاملاً متفاوتی می‌اندیشند تفاوت کیفی است و نه کمی. شاید جالب‌ترین و بحث‌انگیزترین ادعای پیاژه این باشد که رشدشناختی کودکان یک فرایند خودبخودی است. به گفته پیاژه، بچه‌ها خود و بدون آموختن مستقیم از بزرگسالان به ساختارهای شناختی نایل می‌آیند.برای پیاژه یادگیری واقعی چیزی نیست که توسط آموزگار به کودک تحمیل شده، بلکه چیزی است که از خود کودک ناشی می‌شود. این یک فرایند فعال اکتشاف است. طبق این نظر، آموزگار نباید بکوشد تا دانش به کودک تحمیل شده، بلکه باید موضوعی بیابد که کودک را برانگیزاند و علاقه او را جلب کند و سپس بگذارد خود به تنهایی، مسائل را حل کند. پیاژه بر اهمیت این موضوع پافشاری می‌کند که آموزش باید متناسب با سطح ویژه فکری کودک باشد. به نظر پیاژه رشد هوش آدمی تابع جریان درون‌سازی و برون‌سازی است. در درون‌سازی آدمی پی در پی از جهان خارج اطلاعات می‌گیرد و آنرا با آنچه از گذشته کسب کرده مطابقت می‌دهد. اما هرگاه اطلاعات تنظیم شده با دانش در حال رشد آدمی کاملاً تطبیق نکند، آنها را اصلاح می‌کند. به عقیده پیاژه بازی برای دسترسی به جهان برون‌ و درک آن به انسان که با وضعیت فعلی انسان مطابقت کند وسیله‌ای است مطمئن. می‌توان چنین نتیجه گرفت که پیاژه، درون‌سازی را در بازی بر برون‌سازی ترجیح می‌دهد و در توضیح آن چنین می‌گوید که در برون‌سازی و درون‌سازی از یک سو به اعمالی بر می‌خوریم که بر اثر تعادل میان درون‌سازی حاصل شده است و از سوی دیگر فعالیت روان به فعالیت ذهنی فراگردی دخالت داشته باشند و هدف آن رسیدن به تعادل نباشد.فعالیتی که روی می‌دهد بازی است. لیکن اگر جنبة برون‌سازی بر درون‌سازی برتری یابد تقلید پدید خواهد آمد. اما آنچه مسلم است اگرچه پیاژه حدود 60 سال به پژوهش در حیطه روان‌شناسی پرداخت و می‌توان گفت که روان‌شناسی رشد به او مدیون است، اما برخی از پایه‌ای‌ترین مفاهیم و اندیشه‌های موجود در نظر او از همان اوایل دهه 1930 به نقد کشیده شد و موجبات چالش‌هایی برای نظریه او را به وجود آورد.

انتقادات به نظریه رشدشناختی پیاژه طیفی را تشکیل می‌دهد که دامنه آن از کنار گذاردن علنی و صریح این نظریه تا پذیرش کلیات و اذعان به ضرورت تعدیل آن گسترده است.با این همه، بزرگترین کمک پیاژه به روان‌شناسی، احتمالاً نظریه او، به صورت امروزی آن نیست، بزرگترین سهم او این است که بر ماهیت فعال و پویای رشد کودک تأکید کرده و بر مسائل و تحقیقات روان‌شناختی تأثیر عظیمی گذاشته است. کار پیاژه، روان‌شناسان را به سوی طرح سؤالات بسیار جذاب سوق داده است. هر چند که توضیحات پیاژه در برخی موارد درست از آب در نمی‌آید، اثر او به قدر کافی روان‌شناسان را برانگیخته است تا تحقیقات او دربارة رشد شناختی کودک را پیش ببرند.

انتقادات اصلی بر نظریه شناختی پیاژه:

1- ادعای جهان شمول بودن فرایند و ساختارهای رشد شناختی در حالی که پژوهش‌ها به صورت روزافزون نشان داده‌اند که تغییرپذیری چشمگیری میان افراد وجود دارد و این تفاوت‌ها برحسب نوع تکلیف و فرهنگ توجیه‌پذیرند.آنچه جهان شمول است فرایند رشد‌شناختی و متباین آن است نه ساختارهای آن و علاوه بر آن نقش پختگی زیستی در این فرایند مورد توجه کافی واقع نشده است.

2- ادعای این که هر مرحله از رشد شناختی، نظامی کامل است یعنی کلیتی ساخت یافته که در هنگام ورود کودک به هر مرحله در اختیار کودک قرار می‌گیرند.این در حالی است که نتایج پژوهش‌های تجربی به تکرار نشان می‌دهد که کودکان در هر مرحله بسیاری از تکالیف معین برای آن مرحله را نمی‌توانند انجام دهند. این موضوع به معنای اصرار بر انتقال بدون نقص به مرحله‌ای جدید است که نمی‌توان آن را دید. علاوه بر این زندگی پیاژه و سایر کودکان نشان می‌دهد که ممکن است کودکی در حیطه‌ای خاص بالاتر از سطح معمول رشد شناختی خود عمل کند.

3- بسیاری از بزرگسالان به مرحله عملیات صوری در نظریه پیاژه دست نمی‌یابند و در واقع او معتقد بود که به خاطر فقدان فرصت حل کردن مسایل فرضی تفکر انتزاعی در برخی جوامع وجود ندارد.

4- در توالی مراحل رشدشناختی، برخلاف ادعای نظریه پیاژه، میان کودکان متفاوت، تفاوت دارد و این موضوع توالی پیش‌بینی شده در نظریه را بر مبنای نوع تکالیف و فرهنگ‌ها تغییر می‌دهد.

5- بسیاری از پژوهشگران مدعی شده‌اند که پس از عملیات صوری، یعنی آخرین مرحله نظریه رشدشناختی پیاژه، مراحلی وجود دارد که لازم است به مراحل نظریه مذبور افزوده شوند.

در واقع برخی از پژوهشگران عمر با نتیجه‌گیری پیاژه که تغییرات شناختی مهمی بعد از نوجوانی روی نمی‌دهد، مخالف هستند.

چند پژوهشگر از جمله لابووی- ویف و آرلین دیدگاه‌هایی را در مورد تفکر پس صوری (post formal) مطرح کرده‌اند که بر تغییرات مهم در بزرگسالی تأکید می‌ورزند.

6- این نظریه در رشدشناختی نقش ناچیزی را برای تأثیر عمده نیروهای فرهنگی، اجتماعی و فناوری و تاریخی قائل است.

به نظر می‌رسد که این نظریه به نحو ویژه‌ای تناقضی را به وجود آورده است، یعنی از سویی الهام‌بخش اصلاح در آموزش و پرورش بوده است و از سوی دیگر نقش مهمی را برای متغیرهای فرهنگی و اجتماعی از جمله آموزش‌های مربیان و آموزگاران در نظر نمی‌گیرد.

7- نظریه رشد شناختی پیاژه توانمندی‌های کودکان را دست‌کم می‌گیرد این موضوع به ویژه در مورد دوران پیش عملیاتی صحت دارد.در واقع تکالیف پیاژه‌ای به خطاهای منفی کاذب منجر می‌شود. در واقع عوامل دیگری با توانمندی‌های شناختی کودکان اشتباه گرفته می‌شوند.

مانند توانمندی زبان‌شناختی، متغیرهای بافت، حافظه ضروری برای هر تکلیف، مواد مورد استفاده در تکلیف، ماهیت تکلیف، تعداد اشیاء حاضر در تکلیف، نوع پرسش‌های مطرح شده و پاسخ‌هایی که خواسته شده و تعدادی از عوامل دیگر در واقع همچنین می‌توان اشاره کرد که بین 2 تا 7 سالگی کودک می‌تواند به توانایی بالاتر از آنچه پیاژه تصور می‌کرد، نایل شود. ظاهراً توانایی‌های کودک به ماهیت محتوای فعالیتی وابسته است که برای او ارائه می‌شود، زیرا با تغییر دادن عناصر تشکیل‌دهنده یک فعالیت شناختی، می‌توان تفکر عملیات عینی یا حتی تفکر عملیات صوری را به کار انداخت.

8- نظریه پیاژه به تفاوت‌های فردی توجهی ندارد و همچنین روش نظامداری برای توضیح هیجانات ندارد.

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar