مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٢٥

نظریه لابووی - ویف: خبرگی هیجانی

لابووی معتقد است افراد سالخورده و آن هایی که از لحاظ روانی پخته هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند . آن ها در نتیجه فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهای مقابله کردنی که سرشار از آگاهی هیجانی است، واکنش های هیجانی را به صورت پیچیده تری توصیف می کنند.


 

روان شناسی دوران سالمندی(2)

 

نظریه لابووی - ویف: خبرگی هیجانی

لابووی معتقد است افراد سالخورده و آن هایی که از لحاظ روانی پخته هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند . آن ها در نتیجه فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهای مقابله کردنی که سرشار از آگاهی هیجانی است، واکنش های هیجانی را به صورت پیچیده تری توصیف می کنند.

فراست و هوشمندی هیجانی سالخوردگان به آنها کمک می کند تا تعبیرهای هیجانی را از جنبه های عینی موقعیت ها به نحوی کارآمدتر از جوانان ، تفکیک کنند. در نتیجه راهبردهای مقابله کردن آنان معمولاً به این صورت است که قبل از تصمیم گیری درباره یک اقدام، باید مطمئن شوند تمایلات آن ها کاملاً درک شده است . سالخوردگان دوره های تعمق شدید نیز داشته اند و بهتر می توانند رویدادهای ناگوار را با نگرشی مثبت تعبیر کنند، عواملی که می توانند به خویشتن پذیری جدانشدنی از انسجام من کمک کنند. در مجموع ، دستاورد روانی- اجتماعی مهم در اواخر زندگی، خبره شدن در پردازش کردن اطلاعات هیجانی و پرداختن به خودآگاهی هیجانی است.

نظریه های اجتماعی پیری:

- نظریه کناره گیری :

طبق نظریه کناره گیری وقتی که سالخوردگان در انتظار مرگ هستند ، عقب نشینی متقابلی بین آنها و جامعه صورت می گیرد. سالخوردگان سطح فعالیت خود را کاهش می دهند، کمتر تعامل می کنند و بیشتر سرگرم دنیای درونی خود می شوند. در عین حال، جامعه سالخوردگان را از قید شغل و مسئولیت های خانوادگی آزاد می کند. تصور می شود که نتیجه این کار به نفع هر دو طرف است. وقتی که سالخوردگان کناره گیری کرده باشند، مرگ آنها برای جامعه کمتر مخرب خواهد بود.سالخوردگان به دلیل تجارب طولانی زندگی، مقام و قدرت بیشتری کسب می کنند، بدیهی است که آنها از جامعه کناره گیری نمی کنند! برخی افراد حتی بعد از بازنشستگی ، جنبه های خاصی از کار خود را ادامه می دهند و افراد دیگر، نقش های اجتماعی تازه و پرثمری را در جامعه و اوقات فراغت، به وجود می آورند. در جوامع قبیله ای و روستایی، اغلب سالخوردگان جایگاه های مهمی در خانواده و جامعه به دست می آورند. در نتیجه وقتی که سالخوردگان کناره گیری می کنند آن را ترجیح نمی دهند، بلکه این ضعف جامعه است که نمی تواند فرصت هایی را برای درآمیختگی آن ها تأمین کنید.عقب نشینی سالخوردگان از تعامل، خیلی پیچیده تر از آن است که نظریه کناره گیری تصور می کند . سالخوردگان به جای کناره گیری از تمام پیوندهای اجتماعی، تماس های ناخشنود کننده خود را قطع نموده و به تماس های خشنود کننده روی می آورند و آنها را حفظ می کنند.

گاهی آن ها برای آمیخته ماندن به روابط نه چندان خشنود کننده تن در می دهند.

- نظریه فعالیت:

نظریه فعالیت سعی دارد بر نقطه ضعف های نظریه کناره گیری چیره شود. این نظریه می گوید، موانع اجتماعی که بر سر راه در آمیختگی با جامعه وجود دارد، نه تمایلات سالخوردگان، موجب کاهش میزان تعامل می شود. زمانی که سالخوردگان نقش هایی را از دست می دهند (برای مثال از طریق بازنشستگی یا بیوگی) ، برای اینکه فعال و مشغول بمانند، حداکثر تلاش خود را به خرج می دهند تا نقش های دیگری پیدا کنند. طبق این دیدگاه ، ترتیب دادن شرایطی که به سالخوردگان امکان دهد در نقش ها و روابط درگیر بمانند، برای رضایت از زندگی حیاتی است. با اینکه خیلی از افراد در پی پاسخ به از دست رفتن فرصت های اجتماعی ، در صدد جستجوی منابع دیگری برای خشنودی در زندگی بر می آیند، نظریه فعالیت از درک تغییر روانی در سن پیری عاجز است. تحقیقات گوناگونی نشان می دهند که صرفاً تامین فرصت هایی بر ای تماس اجتماعی، به فعالیت اجتماعی بیشتر سالخوردگان نمی انجامد. در واقع ، اکثر سالخوردگان از چنین فرصت هایی بهره مند نمی شوند. برای مثال ، در خانه های سالمندان ، شریکان اجتماعی فراوان اند، اما حتی در بین سالمترین ساکنان، تعامل اجتماعی خیلی کم است و بالاخره انتقاد دیگر از نظریه فعالیت این است که یافته های مکرری نشان می دهند چنانچه وضعیت سلامتی کنترل شده باشد، سالخوردگانی که شبکه های اجتماعی بزرگتری دارند ، لزوماً شادتر نیستند.

-نظریه گزینش اجتماعی- هیجانی:

رویکرد جدیدتری می گوید ، وقتی که پیر می شویم ، شبکه های اجتماعی ما گزینشی می شوند. طبق نظریه گزینش اجتماعی - هیجانی ، تعامل اجتماعی در اواخر بزرگسالی ناگهان کاهش نمی یابد، بلکه فرایندهای گزینشی همیشگی را ادامه می دهد. در میانسالی ، روابط زناشویی عمیق تر می شود، خواهر -برادرها به هم نزدیکتر می شوند و تعداد دوستان کاهش می یابد. در سن پیری، تماس با خانواده و دوستان قدیمی تا 80 سالگی ادامه می یابد و به تدریج به نفع تعداد معدودی روابط بسیار صمیمانه، کاهش می یابد. در مقابل ، تماس با آشنایان و تمایل به برقراری روابط اجتماعی جدید، از میانسالی تا اواخر بزرگسالی شدیداً کاهش می یابد.طبق نظریه گزینش اجتماعی-هیجانی ، جنبه های جسمانی و روانی پیری موجب تغییراتی در وظایف تعامل اجتماعی می شود که برای ما بسیار اهمیت دارند.به هنگام پیری، وظایف گردآوری اطلاعات و تأیید خویشتن تعامل اجتماعی کم اهمیت تر می شوند، زیرا سالخوردگان یک عمر اطلاعات جمع کرده اند و افراد کمی در زندگی آنها وجود دارند که آگاهی دلخواه آنها را داشته باشند. ضمناً سالخوردگان معتقدند، برای تأیید خویشتن، نزدیک شدن به افرادی که آن ها را نمی شناسند، خطرناک است. پندارهای قالبی درباره پیری، احتمال دریافت پاسخ ترحم آمیز، خصمانه و بی تفاوت را افزایش می دهد.در عوض، سالخوردگان بر وظیفه تنظیم کننده هیجان تعامل تاکید می ورزند. ضعف جسمانی، اجتناب کردن از استرس و حفظ آرامش هیجانی را با اهمیت تر می سازد.تعامل کردن با خویشاوندان و دوستان، خودپنداره و آرامش هیجانی سالخوردگان را تقویت می کند. گر چه شبکه اجتماعی سالخوردگان کوچکتر است، اما بیشتر از جوانان از تعداد دوستان موجود خود خوشحال هستند. در واقع ادراک زمان افراد، با هدف های اجتماعی آنان رابطه نیرومندی دارد. در صورتی که زمان محدود باشد، همه افراد بزرگسال در هر سنی که باشند، بر کیفیت هیجانی تجربیات اجتماعی خود بیشتر تاکید می کنند.در مجموع، نظریه گزینش اجتماعی - هیجانی ، کاهش فعالیت اجتماعی در سن پیری را ناشی از تغییر شرایط زندگی می داند. در نتیجه سالخوردگان شریکانی را ترجیح می دهند که روابط لذتبخش و ارزشمندی با آنها داشته اند.

پیر شدن را می توان از 4 دیدگاه مورد مطالعه قرار داد:

1. سن زمانی یا تقویمی

2. سن جسمی یا زیستی

3. سن روانی - عاطفی

4. سن اجتماعی

1. سن زمانی یا تقویمی:

ساده ترین راه برای تعریف پیری عبارت است از شمردن تعداد سالهایی که از بدو تولد طی شده است (همان سن شناسنامه) . به طور کلی آمار مربوطه به پیران 65 سالگی را به طور قراردادی آغاز پیری تعیین می‌کند. حال این سئوال پیش می آید که اولاً 65 سال داشتن و در میان سالمندان بودن با هنوز در رده میانسالان قرار داشتن چه تفاوتی دارد؟ ثانیاً گذر از میانسالی به پیری چگونه و کی احساس می شود؟

در مورد بعضی از اشخاص انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر به تدریج انجام می گیرد؛ حال آنکه در مورد بعضی دیگر انتقال از دوره ای به دوره ای دیگر به سرعت و همواره با صدمات روحی به وقوع می‌پیوندند. در خصوص شخصی که بالاجبار بازنشسته می شود شصت و پنجمین سال زندگی ممکن است به معنای ورود ناگهانی به دوره پیری تلقی شود. در مورد دیگران پیر شدن با ملایمت پیش بیاید، مثلاً از طریق موهایی که سفید می شود، کودکانی که کانون خانواده را ترک می کنند، دوستانی که می میرند و علائمی دیگر.

انسان چه موقع متوجه می شود که از سنی به سنی دیگر می رسد؟ این توجه غالباً به هنگام بلوغ پیش می آید که آغاز نوجوانی را خبر می‌دهد. در حقیقت نوجوانی با دگرگونی های جسمی قابل ملاحظه ای همراه است. مثلاً سرعت رشد، رویش ریش و سبیل در پسران جوان و تغییر صدا. همزمان با این تغییرات ، تغییرات اجتماعی نیر حاصل می شود. مثلاً عبور از دوران ابتدایی به دبیرستان که برای بعضی ها آغاز موجودیت تازه ای است، بدین ترتیب که فعالیت ها عوض می شود. پشت سر هم گذاشتن این دوره گاهی بسیار دشوار است. اما نباید فراموش کنیم که دگرگونی های بسیار مهم بلوغ در افراد مختلف متفاوت است. اهمیت دگرگونی ها بر ارزش علامت دهی آن ها استوار است. در حقیقت این دگرگونی ها پیغام می دهند که به زودی واکنش های تازه ای ظاهر خواهد شد. بعضی ها این پیغام را دریافت می کنند و در نتیجه شیوه زندگی خود را تغییر می دهند، اما بعضی دیگر از مکانیسم افراط در جبران بهره می گیرند و سعی می کنند تا در همه مراحل جوان بودن خود را نشان دهند.

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar