مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٢۱

در مدل شناختی رفتاری فقدان یا نقص مهارت‌های ‏مقابله‌ای عامل خطر اساسی برای مصرف مواد محسوب ‏می‌شود، زیرا موجب اتکاء فرد به مصرف مواد به دلیل ‏فقدان دیگر راهبردهای مقابله‌ای مؤثر می‌شود. بنابراین ‏اگر فرد هرگز مهارت‌های مقابله‌ای را نیاموخته باشد و ‏یا به دلیل عدم تمرین مناسب و یا وجود عوامل ‏بازدارنده علیرغم یادگیری اولیه نتواند از آنها ‏استفاده کند، آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت جبران نقص ‏یا فایق آمدن بر عوامل بازدارنده ضروری می‌باشند.‏
می‌توان این مهارت‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:‏...


 

مهارت های شناختی و رفتاری مؤثر در پیشگیری از ‏عود

 

در مدل شناختی رفتاری فقدان یا نقص مهارت‌های ‏مقابله‌ای عامل خطر اساسی برای مصرف مواد محسوب ‏می‌شود، زیرا موجب اتکاء فرد به مصرف مواد به دلیل ‏فقدان دیگر راهبردهای مقابله‌ای مؤثر می‌شود. بنابراین ‏اگر فرد هرگز مهارت‌های مقابله‌ای را نیاموخته باشد و ‏یا به دلیل عدم تمرین مناسب و یا وجود عوامل ‏بازدارنده علیرغم یادگیری اولیه نتواند از آنها ‏استفاده کند، آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت جبران نقص ‏یا فایق آمدن بر عوامل بازدارنده ضروری می‌باشند.‏
می‌توان این مهارت‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:‏
‏1-‏ مهارت‌های درون فردی
‏2-‏ مهارت‌های بین فردی

مهارت‌های درون فردی:‏
کنترل افکار و مقابله با ولع:‏
افکار مرتبط با مصرف مواد و ولع (وسوسه مصرف مواد) ‏ناشی از این افکار، در افرادی که مصرف مواد را کنار ‏گذاشته‌اند و نیز افرادی که در حال گذراندن دوره ‏درمان هستند شایع و مشکل‌آفرین است. با توجه به ‏اینکه شدت افکار و ولع مصرف به چه میزان است، ‏می‌توان 2-1 جلسه را به آموزش مهارت مقابله با ولع و ‏افکار مرتبط با آن اختصاص داد. وقتی برای آموزش این ‏مهارت دو جلسه اختصاص داده می‌شود، می توان در اولین ‏جلسه به شناسایی ولع و برانگیزاننده‌های آن و در ‏جلسه دوم به یادگیری و تمرین راهبردهای مقابله‌ای ‏پرداخت. برای کنترل افکار و مقابله با ولع چندین ‏راهبرد آموزش داده می‌شوند:‏
الف ‏‎-‎‏ شناسایی میل، افکار و ولع‏
ب- یادآوری تجارب ناخوشایند و پیامدهای منفی ناشی از ‏مصرف مواد
ج- پیش‌بینی منافع مصرف نکردن مواد
د- توجه برگردانی‏
ذ- به تاخیر انداختن تصمیم مصرف / عدم مصرف
ر- ترک محل و موقعیت برانگیزاننده‏
ز- مدارا کردن با وسوسه مصرف (به جای مقابله با ولع ‏به آن اجازه داده شود که ظاهر شود و به اوج برسد و ‏فروکش نماید.)‏
س ‏‎-‎‏ کسب حمایت و صحبت کردن راجع به وسوسه مصرف با یک ‏فرد حمایت کننده.‏
‏ باید به بیماران خاطر نشان کرد که تجربه ولع و ‏وسوسه مصرف طبیعی است و تقریباً همه سوء مصرف‌کنندگان ‏مواد آن را تجربه می‌کنند و در صورت رخ دادن به معنی ‏شکست در درمان نیست، بلکه می‌توان با استفاده از آن ‏برانگیزاننده‌های وسوسه مصرف را شناسایی کرد. همچنین ‏تأکید شود که دوره ولع گذرا و کوتاه مدت است و در ‏صورت عدم مصرف حدود یک ساعت به اوج می‌رسد و سپس ‏فروکش می‌کند.می توان به بیماران کمک کرد تا توصیف ‏دقیقی از ولع مصرف ارایه نمایند. توصیف می‌تواند شامل ‏ماهیت بروز آن (مثلاً احساس خاصی دارم، دچار طپش قلب ‏می‌شوم، نمی‌توانم فکر مواد را از سرم بیرون کنم، عصبی ‏هستم)، میزان ناراحتی و پریشانی که ایجاد می‌کند، طول ‏مدت و روش مقابله با آن باشد. ثبت روزانه ولع ‏می‌تواند به شناسایی برانگیزاننده‌ها، شدت و طول مدت ‏دوره‌های ولع و نیز نحوه مقابله با آنها کمک کند.
‏ اکثر مصرف‌کنندگان مواد هنگام بروز ولع تنها اثرات ‏مثبت مصرف مواد را به خاطر می‌آورند و پیامدهای منفی ‏را فراموش می‌نمایند. بنابراین برای مقابله با ولع از ‏مراجعین خواسته می شود اثرات نامطلوب و ناخوشایند ‏دوره‌های قبلی مصرف مواد و نیز انتظارات مثبت ناشی ‏از عدم مصرف مواد را بر روی کارتی بنویسند و این ‏کارت را به همراه داشته باشند. هر وقت که فکر مصرف ‏مواد به ذهنشان خطور کرد به آن مراجعه کنند. همچنین ‏لازم است به بیماران کمک شود تا ضمن تجسم موقعیت‌های ‏پر خطر، مقابله با افکار و ولع همراه با موقعیت‌ها و ‏افکار را تمرین نمایند.‏

کنترل خشم:‏
گاهی خشم،‌پیشایند مصرف مواد است. بنابراین اهمیت ‏دارد که به مراجعین آموزش داده شود تا نشانه‌های ‏درونی و بیرونی خشم را بشناسند. به این ترتیب آنها ‏خشم را در مراحل اولیه و قبل از اینکه شدت یافته و ‏تسلط بر آن مشکل شود، کنترل می‌کنند. مهارت‌های عمده ‏کنترل خشم که آموزش داده می‌شوند عبارتند از: ‏
الف- به کارگیری عبارات آرام کننده‏
ب- تشخیص نشانه‌هایی از موقعیت‌ها که برانگیزاننده ‏خشم هستند.‏
ج - در نظر گرفتن راه‌هایی که ممکن است در حل و فصل ‏شرایط پیش آمده سودمند باشند.‏
درمانگر می‌تواند این مهارتها را به نمایش بگذارد و ‏مراجع نیز آنها را به صورت بازی نقش اجرا کند. به ‏عنوان تکلیف خانگی از بیماران خواسته شود موقعیت‌های ‏برانگیزاننده خشم را شناسایی کنند و نحوه مقابله با ‏آنها را ثبت نماید.‏

مقابله با افکار منفی:‏
افکار منفی یکی از عوامل مهم پرخطر برای مصرف مواد ‏می‌باشند، به همین دلیل در درمان شناختی رفتاری بر ‏افزایش آگاهی افراد از افکار منفی و روش‌های مقابله ‏با آنها تأکید می‌شود. درمانگر به مراجعین آموزش می‌دهد ‏تا افکار منفی و خودآیند را شناسایی و با آنها ‏مقابله نمایند. مهارت‌های مربوط به کنترل افکار منفی ‏عبارتند از:
‏ الف- شناسایی افکار منفی‏
ب ‏‎-‎‏ جانشین کردن افکار و احساسات مثبت به جای افکار ‏و احساسات منفی
ج ‏‎-‎‏ توقف فکر‏
شناسایی و خنثی سازی افکار خودآیند منفی برای پرهیز ‏از مصرف مواد لازم است. درمانگر برای شناسایی افکار ‏منفی می‌تواند به آن دسته از تحریف‌های شناختی اشاره ‏کند که در طی جلسات رخ می‌دهند (مثلاً گفتید که باید ‏مواد مصرف کنید؟ آیا از افکاری که همراه با این ‏احساس بودند آگاه بودید؟ این افکار چه بودند؟) زنده ‏کردن موقعیت‌ها در جلسه درمان به صورت تجسم ‏رویدادهایی که اتفاق افتاده‌اند و تمرکز بر افکار ‏همراه با آنها نیز می‌تواند در شناسایی افکار منفی ‏سودمند باشد. وقتی افکار منفی شناسایی شدند مقابله ‏با آنها از طریق با خود صحبت کردن و افکار مثبت ‏آسان‌تر خواهد شد. برای تمرین خانگی از مراجعین خواسته ‏می شود که فرآیند شناسایی افکار را از طریق با خود ‏صحبت کردنِ‌ منفی تمرین کنند و بعد از شناسایی به آنها ‏پاسخ‌های جایگزین مثبت و مناسب بدهند، و افکار و ‏پاسخ‌های خودشان را در فرم ثبت افکار منفی بنویسند.‏

فعالیت‌های لذت بخش:‏
تعداد زیادی از مراجعین احساس می‌کنند که زندگی‌شان ‏خالی از هر نوع فعالیت لذت‌بخش و تفریحات مسرت‌بخش است. ‏آنها احساس می‌کنند که همیشه مجبورند فعالیت‌های خاصی را ‏انجام دهند، بدون اینکه برای انجام فعالیت‌های تفریحی ‏زمان خاصی را اختصاص بدهند. در چنین وضعیتی آنها ممکن ‏است احساس کنند که با مصرف مواد و الکل می‌توانند به ‏حالتی لذت‌بخش دست یابند. لذا باید به مراجعین آموزش ‏داد تا فعالیت‌های لذت‌بخش و کم‌خطری را برای اوقات ‏فراغت خودشان برنامه‌ریزی و اجرا نمایند.‏

آرام‌سازی عضلانی:‏
در موارد زیادی رویدادهای فشارزا، تنش، اضطراب و ‏خشم مقدم بر مصرف مواد هستند، و یا میل به مصرف ‏مواد را تشدید می‌کنند. بنابراین آموزش آرام‌سازی ‏عضلانی برای مقابله با موقعیت‌های اضطرابی پیشایند ‏مصرف مواد می‌تواند در فرآیند درمان مفید باشد.‏

تصمیم‌گیری:‏
گاهی مراجعین به تدریج به مرحله ولع یا وسوسه ‏نزدیک‌تر می‌شوند، و این اشتیاق به تدریج شدیدتر شده ‏تا اینکه فرد دست به مصرف مواد می‌زند. آموزش ‏تصمیم‌گیری به بیماران کمک می‌کند که پیشاپیش در مورد ‏پیامدهای احتمالی تصمیماتی که می‌گیرند بیاندیشند حتی ‏آنهایی هم که به ظاهر با مصرف مواد ارتباطی ندارند. ‏برای آموزش این مهارت درمانگر سناریوهایی را ارایه ‏می‌دهد و از یبماران می‌خواهد خطرات هر یک از ‏انتخاب‌ها را شناسایی نموده و در نهایت گزینه‌ای را ‏انتخاب نمایند که کم خطر است و احتمال مصرف مواد را ‏به حداقل می‌رساند.‏
در حقیقت در آموزش مهارت تصمیم‌گیری به بیماران آموزش ‏داده می‌شود زنجیره تصمیم‌ها (حتی تصمیم‌هایی که به ظاهر ‏با مصرف مواد ارتباط ندارند) را شناسایی نماید و قبل ‏از اینکه فرد را به سمت مصرف واقعی برسانند، این ‏زنجیره را قطع کنند. قطع این زنجیره قبل از مصرف با ‏سهولت بیشتری انجام می‌شود ولی هرچه فرد به طرف انتهای ‏زنجیره، یعنی موقعیتی که مواد و نشانه‌های شرطی مصرف ‏مواد وجود دارند نزدیک‌تر شود قطع زنجیره دشوارتر ‏می‌گردد. بنابراین لازم است بیماران یاد بگیرند که ‏راجع به خطرات هر تصمیمی که میگیرند بیاندیشند و از ‏انتخاب‌هایی که ممکن است آنها را در مسیر اتفاقاتی قرار ‏دهد که احتمال مصرف مواد را افزایش ‌دهند اجتناب ‏نمایند. برخی از تصمیم‌هایی که در بین مصرف کنندگان ‏مواد شایع هستند و آنها را به سمت مصرف مواد سوق ‏می‌دهند عبارتند از:‏
‏1-‏ مصرف مواد دیگری که فرد به آنها اعتیاد ندارد
‏2-‏ نگهداری مواد در منزل
‏3-‏ رفتن به میهمانی‌ها یا مکان‌هایی که در آنها مواد ‏در دسترس است
‏4-‏ رفت و آمد با کسانی که مواد مصرف می‌کنند
‏5-‏ اعلام نکردن تصمیم عدم مصرف مواد به دوستان
‏6-‏ نداشتن برنامه برای اوقات فراغت
‏7-‏ داشتن وقت آزاد زیاد
‏8-‏ خستگی و تحت استرس شدید بودن

مهارت حل مسأله:‏
توانایی حل مساله یک مهارت عمومی زندگی است و مختص ‏به درمان اعتیاد نیست. با توجه به اهمیت آن در درمان ‏اعتیاد این مهارت در جلسات درمانی آموزش داده ‏می‌شود. در حقیقت با اکتساب این مهارت بیماران ‏می‌توانند از آن به عنوان یک روش مقابله‌ای مؤثر ‏استفاده کنند. به ویژه اگر به طور اجتناب ناپذیری ‏وارد یک موقعیت پرخطر و سخت شده و برای ورود به چنین ‏موقعیت و شرایطی پاسخ مقابله‌ای مناسبی نداشته ‏باشند. بنابراین می‌توانند مهارت حل مسأله را به کار ‏گیرند. مراحل اصلی حل مسأله که در جلسه درمان باید ‏آموزش داده شوند عبارتند از:‏
‏1-‏ تشخیص مشکل‏
‏2-‏ تشخیص دقیق عناصر و مؤلفه‌های مشکل
‏3-‏ بارش افکار در مورد راه حل‌های احتمالی
‏4-‏ انتخاب مناسب‌ترین راه حل
‏5-‏ اجرای راهبرد انتخاب شده
‏6-‏ ارزیابی کارآیی راه حل و در صورت لزوم اصلاح آن
با آموزش مهارت حل مسأله، مراجعین مجهز به یک روش ‏مقابله‌ای می‌شوند که به کمک آن می‌توانند با مشکلات ‏غیرمنتظره که ممکن است آنها را در تنگنا یا در وضعیت ‏پرخطر مصرف مواد قرار دهند، مقابله نمایند. برای ‏مسلط شدن در این مهارت از مراجعین خواسته می‌شود که ‏مهارت حل مسأله را در زندگی واقعی تمرین کنند.‏

برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری:‏
این مهارت مشابه مهارت حل مسأله است و به مراجعین ‏کمک می‌کند تا با شرایط و موقعیت‌هایی که وقوع آنها غیر ‏منتظره بوده و هیچ پاسخ آماده‌ای برای این موقعیت‌ها ‏وجود ندارد به شکل مناسبی مقابله نمایند. تفاوتی که ‏برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری با حل مسأله دارد ‏این است که در این حالت رویدادهای آشکارساز، شدید و ‏طاقت فرسا هستند و به احتمال زیاد مصرف مواد را ‏موجب می‌شوند و فرد فرصت کافی برای اجرای فرآیند حل ‏مسأله ندارد. برای مقابله با چنین شرایط اضطراری به ‏مراجعین کمک می‌شود تا یک برنامه اضطراری برای ‏استفاده در شرایط پرخطر که بروز ولع و اشتیاق به ‏مصرف مواد اجتناب‌ناپذیر است طراحی نمایند.‏
مهارت‌های بین فردی
مهارتهای بین فردی برای مقابله با موقعیت‌هایی آموزش ‏داده می‌شوند که در آنها سایر افراد در ایجاد مشکل نقش ‏قابل توجهی دارند.‏

امتناع کردن:‏
دانستن چگونگی مقابله با پیشنهاد مصرف مواد یک مهارت ‏اساسی برای پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد است. از ‏آن جاییکه چنین پیشنهاداتی به فراوانی صورت می‌گیرند ‏بنابراین آموزش این مهارت به مراجعین لازم است و طی ‏جلسه درمانی به بیماران آموزش داده می‌شود:‏
‏1-‏ بطور مناسبی «نه» بگویند. پاسخ «نه» صریح، ‏قاطعانه و محکم باشد.‏
‏2-‏ یک فعالیت دیگر غیر از مصرف مواد را پیشنهاد ‏کنند.‏
‏3-‏ موضوع جدیدی برای ادامه صحبت مطرح کنند.‏
‏4-‏ از دیگران قاطعانه بخواهند که به آنها مواد تعارف ‏نکنند.‏
با یادگیری و تمرین مناسب این مهارت‌ها افراد قادر ‏می‌شوند هر وقت لازم باشد با سرعت و سهولت پاسخ «نه» ‏بدهند. در جریان آموزش این مهارت، ایفای نقش ‏صحنه‌های فرضی یا واقعی امتناع از موضوعات ساده شروع ‏و به تدریج با صحنه‌های پیچیده‌تر ادامه می‌یابد. ‏تکلیف خانگی شامل برنامه‌ریزی برای پاسخ دادن «نه» ‏در موقعیت‌های مختلفی است که احتمال تعارف دارو وجود ‏دارد.‏

رد درخواست‌ها:‏
اغلب افراد وقتی درخواست دیگران را رد می‌کنند دچار ‏احساس ناراحتی و پریشانی می‌شوند. بنابراین سعی ‏می‌کنند برای پرهیز از پریشانی از رد کردن ‏درخواست‌های دیگران اجتناب نمایند. شکست در رد کردن ‏آنچه دیگران از فرد می‌خواهند تا بر خلاف میل خودش ‏انجام دهد باعث خود انتقادگری، رنجش و خشم می‌شود که ‏هر یک از این موارد می‌توانند برانگیزاننده قدرتمندی ‏برای مصرف مواد باشد.‏
در درمان شناختی رفتاری به افراد آموزش داده می‌شود ‏تا در برابر درخواست‌هایی که بر خلاف میل‌شان می‌باشند ‏مقاومت کنند و آنها را اجابت ننمایند. رد درخواست ‏ابتدا به صورت تشکر از طرف مقابل صورت می‌گیرد، سپس ‏فرد به طور روشن، محکم و قاطعانه، مخالفت خودش را ‏ابراز می‌کند. در صورت لزوم به فرد آموزش قاطعیت ‏داده شود تا با استفاده از مهارت آموخته شده بتواند ‏رد قاطعانه درخواست‌ها را از پرخاشگری و پاسخ ‏منفعلانه متمایز سازد.‏
در جلسات درمان شناختی رفتاری باید فرصت کافی برای ‏بازی نقش «درخواست ‏‎-‎‏ امتناع» و «رد کردن درخواست» ‏به بیماران داده شود. علاوه بر آن به عنوان تکلیف ‏خانگی از مراجعین خواسته شود تا پاسخ‌هایشان را در ‏برابر درخواست‌ها برنامه‌ریزی نمایند.‏

برخورد با انتقاد:‏
انتقاد کردن یا مورد انتقاد واقع شدن می‌تواند یک ‏موقعیت پر خطر برای مصرف مواد باشد، زیرا اغلب با ‏احساس خشم همراه است. بیشتر مواقع، وقتی فرد در خصوص ‏مصرف مواد مورد انتقاد می‌گیرد چنین وضعیتی مشاهده ‏می‌شود. باید به مراجعین آموزش داد موقع انتقاد کردن ‏ابتدا خودشان را آرام کنند و با توجه به احساسات ‏خودشان انتقاد را ابرازنمایند.در جریان ابراز انتقاد ‏آهنگ کلامی محکم، صریح و قاطعانه اما عاری از خشم به ‏کار گیرند. ‏
علاوه بر آموزش مهارت‌های چگونگی انتقاد، مراجعین ‏بایدبیاموزند هنگامی که مورد انتقاد واقع می شوند ‏حالت دفاعی به خودشان نگیرند، متقابلاً حمله نکنند، از ‏انتقاد کننده بخواهند تا محتوی و هدف انتقاد را روشن ‏سازد، موضوعی را درگفته‌های انتقاد کننده بیابند که ‏با آن موافقند و برای رسیدن به یک توافق اقدام ‏نمایند. با آموزش و اجرای این مهارت‌ها انتقاد به یک ‏ارتباط سازنده تبدیل می‌شود ونتایج مثبت و مفیدی را ‏برای طرفین به همراه می‌آورد.‏
تمرین مهارت برخورد با انتقاد در جلسه درمان از طریق ‏ایفای نقش و به کارگیری مهارت‌ها در موقعیت‌های مختلفی ‏که فرد به دلیل مصرف مواد مورد انتقاد قرار می‌گیرد، ‏در یادگیری و گسترش توانایی برخورد با انتقاد اهمیت ‏دارد.‏

برقراری ارتباط صمیمانه:‏
برخی افراد در ابراز احساسات خود و برقراری یک ‏ارتباط مؤثر و صمیمی ناتوانند. به ویژه وقتی که در ‏اثر مصرف مواد تعارض و تنش‌های زیادی در روابط بین ‏فردی ایجاد شده باشد. درمان شناختی رفتاری به افراد ‏کمک می‌کند تا هیجان‌ها و احساس‌های خودشان را صریح و ‏روشن ابراز کنند و دیگران را در احساسات خود شریک ‏کنند. همچنین به آنها کمک می‌شود تا دریابند اگر ‏احساسات منفی به صورت مناسب ابراز نشوند می‌توانند ‏در ارتباط با دیگران و انجام فعالیت‌ها ایجاد مانع ‏نمایند.‏
آموزش مهارت گوش دادن به عنوان عنصری اساسی در ‏برقراری روابط صمیمانه است. لذا از افراد خواسته ‏می‌شود گوش دادن همدلانه را در شرایط عصبانیت، اضطراب ‏و غمگینی با یک فرد صمیمی تمرین کنند. تکلیف خانگی ‏جهت یادگیری این مهارت شامل برنامه ریزی برای انجام ‏فعالیت‌هایی جهت برقراری ارتباط صمیمانه و به کارگیری ‏مهارت‌های آموخته شده در جریان ارتباط با دیگران ‏است.‏

تقویت شبکه حمایتی:‏
بررسی‌های مختلف، نقش شبکه حمایتی اجتماعی را در محافظت ‏افراد در مقابل استرس‌ها و نیز مقابله با مشکلات نشان ‏داده‌اند. دریافت حمایت از سوی دیگران باعث می‌شود که ‏افراد در مورد توانایی‌های خود احساس اطمینان و ‏اعتماد بیشتری بنمایند و در برابر مشکلات متعدد زندگی ‏که ناشی از مصرف مواد هستند یا تحت تأثیر مواد تشدید ‏شده‌اند، حمایت اجتماعی می‌تواند شانس مقابله مؤثر را ‏افزایش دهد.‏
به دنبال مصرف مواد ممکن است مراجعین حمایت کننده‌های ‏مختلفی را از دست بدهند. لذا اهمیت دارد آنها افرادی ‏را شناسایی کنند که آنها را موردحمایت قرار می دهند و ‏راهبردهای دستیابی به چنین حمایت‌هایی را پیش‌بینی و ‏اجراء نمایند. همچنین نقش روابط متقابل و حمایت کردن دو ‏طرفه در شکل‌گیری حمایت اجتماعی آموزش داده می‌شود.‏ برای تمرین مهارت تقویت و گسترش شبکه حمایتی به عنوان ‏تکلیف خانگی باید مراجعین از افراد خاصی درخواست کمک ‏کنند و به دیگران نیز در حل مشکلاتشان یاری نمایند.‏

مهارت‌های عمومی اجتماعی:‏
علاوه بر مهارت‌های مذکور اهمیت دارد که به مراجعین ‏برخی از مهارت‌های عمومی اجتماعی نیز آموزش داده شود ‏تا بتوانند به شکل مناسب‌تری با موقعیت‌های پرخطر ‏مدارا کنند. در این رابطه آموزش مهارت شروع مکالمه، ‏استفاده از رفتارهای غیرکلامی و مهارت قاطعیت (ابراز ‏وجود) می‌توانند در رفع نقایص ارتباطی مراجعین که از ‏علل بی‌کفایتی اجتماعی و گوشه‌گیری آنها هستند بسیار ‏سودمند باشند.‏

آموزش مهارت‌های مقابله‌ای با افراد مهم:‏
از آنجایی که مشکلات موجود در فرآیند ارتباط صمیمانه، ‏الگوهای ارتباطی ناکارآمد و ناسازگار، فقدان صمیمیت ‏و نیز درگیری و جدل می‌توانند موجب سوء مصرف مواد ‏شوند، شرکت یک فرد مهم در درمان و در جریان آموزش ‏مهارت‌ها می‌تواند نتایج سودمند درمانی داشته باشد. ‏موضوعاتی که در حضور یک فرد مهم به آنها پرداخته ‏می‌شودعبارتند از تصمیم‌گیری در مورد نگهداری مواد در ‏منزل، شناسایی اینکه چگونه همسر غیرمعتاد می‌تواند تلاش ‏های بیمار را در جهت تغییر تقویت نماید و موجب ‏برقراری ارتباط صمیمانه و مثبت‌تر شود، یا اینکه ‏چگونه آنها می‌توانند درحل مشکلات به بیمار یاری ‏برسانند.‏

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar