مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٢۱

آیا کودکان به صورت زیستی برای فراگیری زبان آمادگی دارند؟ نوزادان نسبت به صداهای گفتاری بسیار حساس هستند و شنیدن صدای انسان را ترجیح می دهند. به علاوه، کودکان در سرتا سر جهان طبق توالی مشابهی به نکات مهم زبان دست می یابند. در ضمن، به نظر می رسد که توانایی تسلط یافتن بر سیستم زبانی که از لحاظ دستوری پیچیده است، منحصر به انسانهاست، به طوری که تلاشهای صورت گرفته برای آموزش دادن زبان به پریماتها با موفقیت محدودی مواجه شده است. حتی بعد از آموزش زیاد، شمپانزه ها (که از نظر سلسله مراتب تکاملی به انسانها نزدیکتر هستند) فقط بر واژگان اساسی و جمله بندی کوتاه تسلط می یابند..


 

رشد زبان(2)

 

آیا کودکان به صورت زیستی برای فراگیری زبان آمادگی دارند؟ نوزادان نسبت به صداهای گفتاری بسیار حساس هستند و شنیدن صدای انسان را ترجیح می دهند. به علاوه، کودکان در سرتا سر جهان طبق توالی مشابهی به نکات مهم زبان دست می یابند. در ضمن، به نظر می رسد که توانایی تسلط یافتن بر سیستم زبانی که از لحاظ دستوری پیچیده است، منحصر به انسانهاست، به طوری که تلاشهای صورت گرفته برای آموزش دادن زبان به پریماتها با موفقیت محدودی مواجه شده است. حتی بعد از آموزش زیاد، شمپانزه ها (که از نظر سلسله مراتب تکاملی به انسانها نزدیکتر هستند) فقط بر واژگان اساسی و جمله بندی کوتاه تسلط می یابند..
به علاوه، شواهد مربوط به اینکه کودکی دوره حساس فراگیری زبان است با نظر چامسکی درباره برنامه زبان مبتنی بر زیست شناسی هماهنگ است. پژوهشگران توانایی زبان بزرگسالان ناشنوا را که اولین زبان خود را در سنین مختلف فرا میگیرند بررسی کرده اند- نوعی زبان اشاره که ناشنوایان از آن استفاده می کنند. ناشنوایانی که این زبان را دیر یاد گرفتند زیرا والدین آنها ترجیح می دادند از طریق گفتار و لب خوانی به آنها آموزش دهند، بخاطر ناشنوایی عمیق نتوانستند زبان گفتاری را فرا بگیرند. هماهنگ با مفهوم دوره حساس، آنهایی که زبان اشاره را در نوجوانی یا بزرگسالی یاد گرفتند هرگز به اندازه آنهایی که این زبان را در کودکی آموختند، ماهر نشدند.( چامسکی  1959-باتروت و هریس 1994)
در عین حال، منتقدان نظریه چامسکی اظهار می دارند که این نظریه نیز رشد زبان را فقط تا اندازه ای توجیه
می کند. اولا، پژوهشگران نتوانسته اند سیستم دستور زبان واحدی را که چامسکی باور دارد زیربنای تمام زبانهاست مشخص کنند ثانیا، کودکان به آن سرعتی که نظریه فطری نگر توصیه می کند زبان را فرانمی گیرند. پیشرفت آنها در تسلط یافتن بر ساختارهای جمله فوری نیست، بلکه تدریجی است و این بیشتر از آنچه که چامسکی تصور
می کرد، از یادگیری و اکتشاف خبر می دهد .(یاسایی1377)
سرانجام اینکه، در اغلب افراد، منطقه زبان عمدتا در نیمکره چپ قشر مخ قرار دارد، و این با نظر چامسکی که مغز از همان ابتدا برای پردازش زبان تخصصی شده، هماهنگ است. اما بحث ما این را نیز نشان داد که مناطق زبان در قشر مخ زمانی شکل می گیرند که کودکان زبان را اکتساب می کنند. در ضمن، با اینکه نیمکره چپ به پردازش زبان گرایش دارد، اگر در چند سال اول صدمه ببیند، مناطق دیگر مسئولیت آن را به عهده می گیرند. بنابراین، جانبی شدن زبان در نیمکره چپ برای استفاده موثر از زبان ضروری نیست. به علاوه، تصویربرداری از مغز نشان می دهد که چند منطقه در قشر مخ به فعالیت های زبان کمک می کنند .( همان منبع)
3-  نظریه های شناختی :
نظریه های شناختی زبان اگر چه اعتقادی به وجود مکانیزم فطری خاص برای فراگیری زبان ندارند اما در عین حال از نطریه نهادگرایی دفاع می کنند.یکی از نظریه پردازان دیدگاه ترکیبی پیاژه است . از دید او کودک توانمندی های زبانی را در خود پدید میاورد اما نه از راه پاداش یا رسش بلکه از راه به پایان رسانیدن مرحله حسی -حرکتی.زبان از دید او نمود دیگری از بازنمایی هستی از راه نمادها و وابسته به رشد شناختی است. کودکان فعال و سازنده هستندو به استعدادهای شناختی خاص ، استعداد پردازش اطلاعات که فطری هستند بستگی دارد .براساس نظریه رشد شناختی پیاژه ، رشد شناختی فراگیری زبان را هدایت
می کند . و تا زمانی که تواناییهای مهم شناختی مانند مفهوم پایداری شیئی بروز نکند اکتساب زبان شروع نمی شود.(آقا ملکی 1386-حمیدی 1387)
4-  دیدگاه تعامل گرا.
در سال های اخیر دیدگاه جدیدی درباره رشد زبان پدیدار شده است که بر تعامل بین توانایی های درونی و تاثیرات محیطی تاکید می کند. یک نوع از نظریه تعامل گرا، دیدگاه پردازش اطلاعات را در مورد رشد زبان به کار
می برد. نوع دوم بر تعامل اجتماعی، تاکید می کند.
شماری از نظریه پردازان پردازش اطلاعات فرض
می کنند که کودکان با به کار بردن توانایی های شناختی نیرومند، به محیط زبان پیچیده خود معنی می دهند . این نظریه پردازان اشاره می کنند که مناطقی از مغز که مخزن زبان هستند، بر توانایی های ادارکی و شناختی مشابه، مانند توانایی تجزیه کردن طرحهای موسیقی و دیداری نیز تاثیر می گذارند.. نظریه پردازان دیگر، این دیدگاه پردازش اطلاعات را با دیدگاه فطری نگر چامسکی ترکیب می کنند. آنها قبول دارند که نوباوگان به طور حیرت انگیزی گفتار و اطلاعات دیگر را تجزیه و تحلیل می کنند، اما معتقدند که این توانایی ها احتمالا برای توجیه کردن تسلط بر جنبه های سطح بالاتر زبان، مانند ساختارهای دستوری پیچیده، کافی نیستند (سید محمدی 1387)
تعامل گراهای دیگر تاکید دارند که مهارت های اجتماعی و تجربیات زبان کودکان در رشد زبان عمیقا دخالت دارند. در این دیدگاه تعامل گرای اجتماعی، کودک فعال، که برای معنی دادن به زبان استعداد دارد، برای ارتباط برقرار کردن تلاش می کند. او در انجام این کار، به مراقبت کنندگان خود علامت می دهد که تجربیات زبان مناسب را تامین کنند، که به او کمک می کنند محتوا و ساختار زبان را به معنای اجتماعی آن ربط دهد . در بین تعامل گرایان اجتماعی، در مورد اینکه آیا کودکان به توانایی های زبان اختصاصی مجهز هستند یا نه، اختلاف نظر وجود دارد. اما وقتی که نمودار دوره رشد زبان را ترسیم می کنیم می بینیم که اصل اساسی آنها تایید می شود- اینکه مهارتهای اجتماعی و تجربیات زبان کودکان به مقدار زیاد بر پیشرفت زبان آنها تاثیر دارند.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar