مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٢۱

در چرخه تحول روانی روزهای پایان زندگی را باید پیری و نقطه مقابل نخستین روزهای زندگی دانست. در یک نگاه کلی تنزل و فروپاشی ساختها در پایان زندگی در مقابل پدیدایی ها و شکل گیری های آغاز راه و در بین این دو نقطه پایداری های نسبی و سلسله مراتبی، معرف جنبه قرینه ای زندگی انسان اند.مسئله سالمندی در سال های اخیر به عنوان یک موضوع اساسی آنچنان اذهان جهانیان را به خود معطوف کرده که سال 1999 به عنوان سال جهانی سالمندان نام گرفت. علی رغم آنکه توجه به مسائل و مشکلات سالمندان درحوزه پزشکی قدمت طولانی دارد،


 

روان شناسی دوران سالمندی(1)

 

در چرخه تحول روانی روزهای پایان زندگی را باید پیری و نقطه مقابل نخستین روزهای زندگی دانست. در یک نگاه کلی تنزل و فروپاشی ساختها در پایان زندگی در مقابل پدیدایی ها و شکل گیری های آغاز راه و در بین این دو نقطه پایداری های نسبی و سلسله مراتبی، معرف جنبه قرینه ای زندگی انسان اند.مسئله سالمندی در سال های اخیر به عنوان یک موضوع اساسی آنچنان اذهان جهانیان را به خود معطوف کرده که سال 1999 به عنوان سال جهانی سالمندان نام گرفت. علی رغم آنکه توجه به مسائل و مشکلات سالمندان درحوزه پزشکی قدمت طولانی دارد، اما رشد فزاینده و شتابان جمعیت سالخورده در سال های اخیر و تاثیر عمیقی که این پدیده به شرایط اقتصادی- اجتماعی دارد، زمینه نگرش های چند جانبه ای همچون نگرش اجتماعی و روان شناختی را فراهم کرده است.

در اکثر جوامع، مردم برای ویژگی هایی مانند قیافه ظاهری ، توانایی جسمانی، جوانی و زیبایی ارزش خاصی قائلند. در حالی که نوعی نگرش منفی، همراه با تعصبی شدید در مورد افراد سالمند احساس می شود. بدیهی است که این وضعیت در تمام دنیا عمومیت ندارد. پیر شدن برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. از دیدگاه زیست شناختی، پیری به منزله افت جسمی و از بین رفتن سلول ها و ماهیچه است. ولی از دید روان شناختی، متأسفانه پیری با فرسودگی ، ناتوانی یا خرفتی همراه شده است.این در حالی است که برخی از مهارت های انسان، با افزایش سن، کارایی بیشتری می یابد. شاید به همین دلیل، اصطلاح « پیر خردمند» در زبان بسیاری از مردم دنیا رایج شده است.پیری مرحله ای است که در آن جنبه های مثبت و منفی زندگی در کنار هم قرار می گیرد. اگر بتوانیم بر جنبه های مثبت این مرحله تأکید کرده و در عوض از جنبه های منفی آن بکاهیم، پیری به دوره ای مطلوب تبدیل خواهد شد.

-انسان چه موقع پیر می شود؟

- پیرمرد یا پیرزن بودن یعنی چه؟

- آیا می توان در 75 سالگی هنوز جوان بود و آیا افراد 50 ساله در واقع پیر شده اند؟

- آیا پیری یک حالت روانی است یا جسمانی؟

نظریات توصیفی دوران سالمندی:

در تعریف و شرح مشخصات فیزیولوژیک دوره سالمندی دانشمندان نظریات گوناگونی ارائه داده اند:

-مچنیکوف می گوید: سالمندی عبارت است از عوارض عفونی مزمنی که با ناتوانی و استحاله « ناتوانی در ترمیم عناصر از دست رفته» و افزایش بیگانه خوارها همراه است.-استرهلر می گوید: سالمندی دگرگونیهای تدریجی در ساخت و ترکیب موجود زنده است و دارای این ویژگی است که تغییرات گسترده و درونی است و گرایش به پیشرفت دارد و بالاخره به سوی فساد و اضمحلال پیش می رود.

-آشوف با مطالعه و کالبد گشایی 400 مورد افراد بالاتر از 65 سال در سال 1937 میلادی اعلام کرد: « مرگ طبیعی وجود ندارد» و کالبد گشایی ها نشان داده اند که علت مرگ بیماری بوده است و نه پیری.-برخلاف آشوف، وارتین می گوید: مرگ و میر افراد مسن به علت کهولت است. اخیراً نظریات مختلف دیگری نیز مطرح شده اند از جمله تغییرات رشته های کلاژن بافت همبند، نظریه تغییرات مولکولی در ساختمان سلول ها و بالاخره نظریه وراثت که می گوید یکی از مهم ترین علل تاخیر یا تسریع علایم پیری وراثت است.

نظریه های رشد روانی - اجتماعی در اواخر بزرگسالی :

- نظریه اریکسون: انسجام من در برابر نا امیدی:

آخرین تعارض روانی نظریه اریکسون، انسجام من در برابر ناامیدی ، کنار آمدن با زندگی را شامل می شود. افرادی که به انسجام دست می یابند، از دستاوردهای خود احساس کامل بودن و رضایت می کنند. آن ها با ترکیب و امیدیهایی که جزء گریز ناپذیر روابط عاشقانه، فرزند پروری، کار ، روابط دوستی و آمیختگی با جامعه است، سازگار می شوند. آنها می پذیرند مسیرهایی را که دنبال کردند، کنار گذاشته، و هرگز انتخاب نکردند، برای ساختن یک زندگی هدفمند ضروری بوده اند.توانایی در نظر گرفتن زندگی در بافت بزرگتری که تمام انسان ها را شامل میشود به آرامش و خشنودی که با انسجام همراه است ، کمک می کند.پیامد منفی این مرحله زمانی روی می دهد که افراد سالخورده احساس کنند تصمیمات غلط زیادی گرفته اند و وقت برای یافتن مسیر دیگری به سمت انسجام ، خیلی کم است. فرد ناامید ، بدون داشتن فرصتی دیگر به سختی می تواند بپذیرد که مرگ نزدیک است و غرق در اندوه ، باخت و نومیدی می شود.به عقیده اریکسون ، این نگرش ها معمولاً به صورت عصبانیت و ناخشنودی از دیگران و نفرت از خود ابراز می شوند.نظریه پردازان دیگر، دیدگاه اریکسون را در مورد اواخر بزرگسالی مانند مراحل اوایل و اواسط بزرگسالی او، روشن و اصلاح کرده اند و تکالیف رشد، فرایندهای تفکر، و فعالیت هایی را که به انسجام من کمک می کنند، مشخص نموده اند. همه قبول دارند که رشد موفقیت آمیز و ثمر بخش در سال های آخر زندگی انسجام و تعمیق بیشتر شخصیت را در بر دارد.

نظریه پک:

سه تکلیف انسجام من

به عقیده رابرت پک (1968)، تعارض انسجام من در برابر ناامیدی اریکسون از سه تکلیف مجزا تشکیل می شود . برای اینکه انسجام ایجاد شود هر یک از این تکالیف را باید انجام داد:

-تمایز من در برابر دلمشغولی به کار

- نقش:

این تکلیف از بازنشستگی حاصل می شود و افراد سالخورده ای که شدیداً خود را وقف شغلشان کرده اند، ملزم می دارد راه های دیگری برای تایید کردن احساس ارزشمندی پیدا کنند. کسی که برای انسجام تلاش می کند باید یک رشته نقش های خانوادگی، دوستی و اجتماعی را متمایز کند که به اندازه شغل او رضایت بخش باشند.

-استعلای بدن در برابر دلمشغولی به بدن:

پیری تغییراتی را در ظاهر و ضعف هایی را در توانایی جسمانی و مقاومت در برابر بیماری به همراه دارد. برای کسانی که سلامت روانی شان شدیداً به حالت بدنشان وابسته است، اواخر بزرگسالی می تواند دوران سختی باشد. سالخوردگان باید با تاکید کردن بر توانایی های شناختی و اجتماعی خود، محدودیت های جسمانی شان را تعالی بخشند.

-استعلای من در برابر دل مشغولی به من:

در حالی که افراد میانسال می پذیرند که زندگی متناهی است، سالخوردگان با مرگ خواهر-برادرها، دوستان و همسالان در جامعه شان، به خودیادآور می شوند که مرگ قطعی است. آن ها باید از طریق سرمایه گذاری در آینده ای طولانی تر به جای عمر خودشان راه سازنده ای را برای مواجه شدن با این واقعیت پیدا کنند. اگر چه سال های زاینده اوایل و اواسط بزرگسالی افراد را برای پیری رضایت بخش آماده می سازد، ولی دستیابی به انسجام من، مستلزم تلاش مستمر در جهت ایمن تر، هدفمندتر و خشنود کننده تر ساختن زندگی برای کسانی است که بعد از مرگ فرد زندگی می کنند.

در نظریه پک، سالخوردگان برای انسجام من باید از زندگی شغلی، بدن و هویت مجزایشان، فراتر روند. آن ها باید از خردمندی خود کمک بگیرند و طوری به فکر دیگران باشند که زندگی آن ها را بهتر کند. موفقیت آن ها، در حالت درونی رضایت خاطر آن ها و تاثیر سودمندی که بر دیگران می گذارند، آشکار است.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar