مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٤

 

عوامل موثر در اجتماعی شدن نوجوانان
والدین: مهمترین عامل هستند. از آن جا که نوجوانان نیاز دارند از نظر عاطفی و مالی مستقل باشند و به یک هویت مستقل دست یابند، تعارض با والدین شروع می شود. در بیشتر موارد وجود پیوندهای عاطفی صمیمانه، تعارض ها را تحت کنترل در آورده و موجب برقراری احساسات مثبت می شود.


 

 

روانشناسی نوجوانی(13) - پایان

 


عوامل موثر در اجتماعی شدن نوجوانان
والدین: مهمترین عامل هستند. از آن جا که نوجوانان نیاز دارند از نظر عاطفی و مالی مستقل باشند و به یک هویت مستقل دست یابند، تعارض با والدین شروع می شود. در بیشتر موارد وجود پیوندهای عاطفی صمیمانه، تعارض ها را تحت کنترل در آورده و موجب برقراری احساسات مثبت می شود.
شیوه فرزندپروری، بلوغ عاطفی و طبقه اجتماعی - اقتصادی آن ها عوامل مهمی در روابط بین والدین - نوجوان است. نوجوان همان طور که مهارت های اجتماعی را از طریق آموزش مستقیم والدین می آموزد، با مشاهده نحوه عملکرد والدین در موقعیت های مختلف اجتماعی، عملکرد اجتماعی را یاد می گیرد.
مدرسه: مدرسه به نوبه خود یک نظام قانونی است، نوجوان بیش از هر موقعیت دیگر مقدار زیادی از وقت خود را در مدرسه می گذراند. به همین دلیل مدرسه یک قرارگاه اجتماعی محسوب می شود. مدرسه غالبا شبکه ای از همسالان برای فرد مهیا می کند.
همسالان: همسالان از راه های منحصر به فرد و عمده در شکل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزش ها و بازخوردهای یکدیگر دخالت دارند. نوجوان باید با تغییر ماهیت ارتباط در گروه همسالان تطابق پیدا کند. اگر ارزش های گروه همسال و ارزش های والدین تقریبا مشابه باشد، نوجوان با تضاد ارزش ها مواجه نخواهد شد.
رسانه های گروهی: امروزه رسانه ها از عوامل بسیار موثر در تحول فکری، اخلاقی، اجتماعی و روانی جامعه به شمار می رود. نوجوان گیرنده فعل پذیر برنامه های تلویزیونی نیست، بلکه خود فعالانه برنامه ها را  می پروراند. آن چه نوجوان از تلویزیون می گیرد، بستگی به سطح رشد شناختی او، مردم و اشیای پیرامونش که احتمالا موثر در درک آنان است و شیوه تولیدی دارد که برای منتقل کردن اطلاعات به کار  می رود.
خصوصیات نوجوانی که رشد اجتماعی یافته است
1- مسوولیت پذیر است
2- مستقل و خودکفاست
3- امیدوار، خوش بین و جدی است
4- زندگی با  هدف دارد
5 - میانه رو و معتدل است
6- باگذشت و فداکار است
7- آینده نگر است
8 -گشاده رو و متواضع است
9- انتقاد و راهنمایی دیگران را می پذیرد
10- زندگی را زیاد سخت نمی گیرد11- صبور و شکیباست
12- سازنده است
13- قدرشناس است
14 -در زندگی هدفدار است
15- در کارهای گروهی شرکت می کند
16- وظیفه شناسی نسبت به  دیگران دارد
17- از انتقاد عصبانی نمی شود
18- برای کارهایش خود تصمیم می گیرد
19- بذله گو و شوخ طبع است
20- معمولا در چند فعالیت گروهی شرکت می کند
21- قضاوتش نسبت به دیگران عادلانه است
22- علاقه مند است به دیگران کمک کند
23- امتیاز خود را به رخ دیگران نمی کشد
24- اجازه نمی دهد کمبودها او  را از مسیر انسانی خارج کند
.25- سعی در ارتقا شخصیت خود از طریق تلاش و فعالیت دارد
رشد عاطفی
شکل گیری عواطف
این سوال همیشه مطرح بوده که آیا آدمی با عواطف معینی به دنیا می آید. اکثر روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که تقریبا تمام نشانه های عواطف اصلی آدمی را می توان از نوزادی در وی مشاهده کرد. نوزادان نیز قادرند حالات عاطفی دیگران را در برخورد به خود احساس کنند. در پایان سال دوم زندگی عواطف خود آگاه (شرم و حسادت) نیز در کودکان بروز می کند. کودکان پیش دبستانی علاوه بر گسترش واکنش های عاطفی، راه های کنترل تجارب خود را نیز پیدا می کنند. در نیمه دوم کودکی، خودآگاهی و حساسیت اجتماعی افزایش قابل ملاحظه ای می یابد و رشد عاطفی را نیز تقویت می کند به گونه ای که کودکان عواطف خودآگاه تازه ای را تجربه می کنند، وضع عاطفی خود و دیگران را بهتر می فهمند و خودنظم دهی عاطفی رشد یافته تری پیدا می کنند. در موارد لزوم  می توانند عواطف خود را پنهان کنند.
در آستانه نوجوانی، می فهمد که دیگران نیز ممکن است عواطف خود را پنهان کنند پس در صدد برمی آید تا عواطف واقعی آن ها را بفهمد. او نه تنها نسبت به نزدیکان خود بلکه نسبت به عواطف دیگران نیز همدردی نشان می دهد. به مرحله خودکفایی عاطفی نزدیک می شود و بر عواطف خود تسلط نسبی پیدا می کند. هرقدر نوجوان بهتر بتواند عواطف خود را بشناسد، به همان اندازه بهتر می تواند با دیگران همدردی کند. 
ویژگی ها
  نوجوانی دوره ای است که حیات عاطفی میدان  وسیع تری برای عمل می یابد و نوجوان از این حیث آماده بروز عکس العمل های هیجانی و عاطفی شدید است. به عبارت دیگر بین ضربه هیجان و عکس العملی که از آن ضربه در نوجوان به وجود می آید، تناسب چندانی وجود ندارد و عکس العمل ها معمولا قوی تر و حادتر از ضربه های هیجانی است. نوجوان در این دوره با احساسات جدیدی سازگاری به دست می آورد که در نتیجه تحولات بدنی او به وجود آمده است. عواطف نوجوان دچار نوعی سرگردانی بوده و از حساسیت ویژه ای برخوردار است. رشد و تکامل در این مرحله بیشتر تحت تاثیر هیجان ها و عواطف است. نوجوان دائما در هیجان به سر می برد و از هیجانی به هیجان دیگر گرایش دارد. گاهی افسرده و گاهی خوشحال، لحظه ای حالت امیدوار و فروتن و گاهی حالت ناامید و شکست خورده به خود می گیرد. دوست دارد مورد پذیرش دیگران قرار بگیرد و در نظر دیگران خوب جلوه کند. محبت نوجوان ابتدا به خودش متوجه است و کم کم قادر می شود دیگران را دوست داشته باشد. 
از هیجان ها و عواطف مهم دوران نوجوانی می توان از ترس، محبت و خشم نام برد. تغییرات جسمی در نوجوانی نوعی شرم به وجود می آورد. ترس در وجود نوجوان هویدا می شود و ناراحت است از این که شاید مورد پذیرش دیگران قرار نگیرد. در برخورد با واقعیات زندگی بیمناک است و دائما در خود فرو   می رود. به هنگام هیجان قادر نیست خود را کاملا کنترل کند و دچار نوعی عدم تعادل و توازن است.  گاهی تسلیم و اسیر حالات هیجانی و روانی می شود و با کوچکترین ناکامی به اندوه و ناامیدی مبتلا می شود. موانع اجتماعی سبب بسیاری از مشکلات عاطفی و روانی در نوجوان می شود. 
نوجوان به وضعیت ظاهری خود علاقه مند است و سعی می کند خود را آراسته و تمیز نگه دارد. استقلال را دوست دارد و سعی می کند از والدین خود مستقل شود. از هر چیزی انتقاد می کند و به منفی بافی گرایش دارد. همسالان برای او از اهمیت و محبوبیت زیادی برخوردارند. زود تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی قرار می گیرد و در اظهار نظر تردید و دودلی دارد که مبادا مورد انتقاد قرار گیرد و با عدم پذیرش رو به رو شود. نوجوان گاهی به اطرافیان خود پرخاشگری می کند و تصور می کند که بزرگسال است و  می خواهد برای خود شخصیت والا و برتری بسازد.
نوجوان تمایل دارد همه چیز را با دلیل و مدرک قبول کند. کنجکاوی او زیاد است و حادثه جویی را دوست دارد. بارزترین خصوصیت نوجوان، گرایش به انزواطلبی است. اگرچه نوجوان بیشتر وقت خود را با همسالان و گروه می گذراند ولی تمایل به گوشه گیری دارد و علاقه مند است حتی برای لحظه ای در دنیای شگفت آور افکار، آرزوها و ایده های خود غرق شود و مدتی از دنیای پرآشوب محیط واقعی فاصله بگیرد. 
به چندین دلیل رشد عاطفی در طی نوجوانی اهمیت ویژه ای دارد:
1- تغییراتی که با بلوغ روی می دهند، نقش مهمی در کنترل برخی هیجان های شدید ایفا می کنند.
2- تغییرات شناختی نوجوان را قادر می سازد تا در مورد احساسات خود و آن چه که در نظر دارند، فکر کنند.
3 -نقش های اجتماعی تازه بر نوجوانان فشار می آورد تا با موقعیت های جدیدی که ناکامی، ترس، شعف و دیگر تجربیات هیجانی را در پی دارند، مقابله کند.
4- نوجوانان احساس آگاهی روزافزونی را در زمینه احساساتش نسبت به خود، دیگران و احساسات دیگران نسبت به خود تجربه می کنند.

انواع تجربه های هیجانی
نوجوانان اغلب در تجربه های هیجانی و احساسات خود، به علت بلوغ هورمونی و شناختی و مواجه شدن با شبکه اجتماعی وسیع تر، افزایشی را احساس می کنند. بعضی از حالات هیجانی که در میان نوجوانان شایع است، شامل این موارد است:
خوشحالی و لذت: آن ها  شادمانی را در سرزنده بودن، صمیمیت و دوستی رضایت بخش تجربه می کنند.
خشم:

 اغلب در نتیجه ناکامی روی می دهد، گرچه همیشه ناکامی علت خشم نیست.
گناه: زمانی پدیدار می شود که افراد کارهایی انجام  می دهند که احساس یا فکر می کنند، اشتباه است.
ترس: یک حالت عاطفی منفی معطوف به یک شی یا موضوع یا شخص خاص است که سبب اجتناب از منبع ترس می شود.
اضطراب: احساس خطر یا تهدیدی که منبع آن را به روشنی نمی توان مشخص کرد.
افسردگی: زمانی که افراد احساس غمگینی یا بی تفاوتی شدیدی را تجربه می کنند یا این احساس ها برای مدت زمان طولانی ادامه دارد.
آرزوهای نوجوانان
از آن جا که آرزوهای هر شخص سازمان شخصیت اوست و زندگی مجموعه ای از هدف ها و آرزوهای هر فرد می باشد، یکی از راه های شناسایی نوجوانان پی بردن به آرزوها و هدف های آن ها برای آینده است. 
آرزوها نه تنها متاثر از ارزش ها و انگیزه های فرد در زندگی می باشد، بلکه خود انگیزه رفتار و کوشش های نوجوان گشته، به زندگی آن ها جهت می دهد. با توجه به تئوری شناختی پیاژه نیز با در نظر گرفتن مراحل رشد هوش و قوای ذهنی و رسیدن به تفکر انتزاعی در نوجوانی، طبیعی است که نوجوان از تفکر راجع به زمان و مکان حاضر فراتر رفته، در مورد آینده خود بیشتر بیندیشد و زمانی به استلال و استنتاج در مورد مسائل پرداخته و زمانی به تخیل و فرض در مورد حالات ممکن بپردازد و ایده آل ها و آرزوهایی در سر بپروراند. همچنین با در نظر گرفتن تئوری روانی - اجتماعی اریکسون و بحران هویت در نوجوانی، قابل توجیه به نظر می رسد که نوجوان در دوره آخر نوجوانی در جست و جوی هویت خود بیشتر به تفکر راجع به خود، ارزش ها، ایده آل ها و آن چه خواهد به دست آورد، بپردازد و طبیعتا آرزوهایی داشته باشد که به زندگیش جهت دهد.
کامرون بر روی احتیاجات و نیازهای نوجوانان مطالعات بسیاری انجام داد و مهم ترین آن ها را به شرح زیر نام برد: 
1- نیاز به تعلق داشتن
2- نیاز به کسب موفقیت
3 - احتیاج به پذیرش
4 - نیاز به محبت و دوستی
5 - هماهنگی و سازش
6- استقلال
7 -توانایی و تخصص
8 -همدردی و همکاری
در مورد تفاوت آرزوهای نوجوانان از لحاظ جنسیت، تحقیقات نشان داده که پسران علاقه بیشتری به انجام و کامل نمودن کارهای شخصی و متعلقات مادی داشتند، در حالی که دختران علاقه زیادی به مسائل شخصی، موقعیت ها و روابط خانوادگی ابراز نمودند.
برای این که نوجوان از شخصیت سالمی برخوردار شود، باید به نیازهای او توجه کرد زیرا اگر نیازهای او برآورده نشود و این ناکامی از آستانه تحمل وی خارج باشد، تعادل روانی اش دچار مشکل می شود.
شناخت و ارضای نیازهای نوجوانان چندان مشکل به نظر نمی رسد. خوشبختانه اغلب نیازهای آن ها عاطفی است.
محبت و توجه به نوجوان می تواند بسیاری از نیازها و مشکلات روحی و عاطفی او را حل کند.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar