مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٢/٤

 ابعاد مختلف رشد و تحول
الف) رشد جسمانی
افزایش سریع اندازه بدن که در نوباوگی صورت گرفت، دراوایل کودکی به تدریج کاهش می یابد. کودکان هر سال به طور متوسط 2 کیلو و 300 گرم وزن کسب   می کنند و قد آنها 5 تا 8 سانتی متر افزایش می یابد. (پسرها اندکی از دخترها بزرگتر هستند) در دو سالگی یک کودک پسرطبیعی قامتش حدود 86/99 و وزنش 12/57، در سه سالگی قامتش حدود 98/52 سانتیمتر و وزنش در حدود 14/60 کیلوگرم است. یک طفل دختر طبیعی نیز در همین حدود (اندکی کمتر) می باشد....


 

روانشناسی کودک (2 تا 7 سالگی)(3)

 

 ابعاد مختلف رشد و تحول
الف) رشد جسمانی
افزایش سریع اندازه بدن که در نوباوگی صورت گرفت، دراوایل کودکی به تدریج کاهش می یابد. کودکان هر سال به طور متوسط 2 کیلو و 300 گرم وزن کسب   می کنند و قد آنها 5 تا 8 سانتی متر افزایش می یابد. (پسرها اندکی از دخترها بزرگتر هستند) در دو سالگی یک کودک پسرطبیعی قامتش حدود 86/99 و وزنش 12/57، در سه سالگی قامتش حدود 98/52 سانتیمتر و وزنش در حدود 14/60 کیلوگرم است. یک طفل دختر طبیعی نیز در همین حدود (اندکی کمتر) می باشد. در این دوره رشد سر کمتر  و رشد سایر اعضا» بدن بیشتر است. شکم برآمدگی نشان می دهد ولی در حدود شش سالگی تناسب اندام شبیه بزرگسالی می شود. دخترها معمولا چربی بدنی بیشتر دارند  و در پسرها ماهیچه ها رشد زیادتری نشان می دهد. همراه با تغییر در تناسب اعضا»بدن، دستگاه عصبی و استخوان بندی و ماهیچه ها نیز کامل تر می شوند. غضروف ها استخوانی شده، اندازه و تعداد استخوان های بدن افزایش یافته و سخت تر می گردند. بین دو تا سه سالگی دندان های شیری طفل معمولا تکمیل شده و    می تواند از غذای بزرگسال استفاده کند. سایر تغییرات فیزیولوژیکی نیز در جهت ایجاد مقاومت بیشتر طفل بوجود می آیند و او را برای فعالیت های جسمانی دشوارتر آماده می سازند. تنفس عمیق تر و آرام تر شده، دفعات طپش قلب نیز منظم تر گردیده فشار خون بتدریج افزایش می یابد. 
  رشد دستگاه عصبی سریع است. در 6 سال اول زندگی مغز رشد می کند و شبکه عصبی (اعصاب) به سرعت پیچیده تر شده و در نتیجه یادگیری انواع رفتارها و   مهارت ها برای کودک ممکن می شود. 
رشد جمجمه در این دوره، از رشد سایر اعضای بدن کندتر است و به این ترتیب تناسب سر و تنه به نسبت های بزرگسالی نزدیک می شود; ولی در پایان این دوره حجم مغز تقریبا اندازه حجم مغز افراد بالغ است; یعنی در پنج سالگی مغز کودک حدود 75 درصد وزن بزرگسالی و در شش سالگی نزدیک به 90 درصد آن است. با ادامه میلین دار شدن و کاهش سیناپسی رشته های عصبی، کودکان پیش دبستانی در انواع مهارتها نظیر هماهنگی جسمانی، ادراک، توجه، حافظه، زبان، تفکرمنطقی و تخیل پیشرفت     می کنند. 
همانطور که می دانید قشر مخ از دو نیمکره تشکیل شده است. اندازه گیری فعالیت برقی مغز نشان می دهد که نیمکره ها با سرعت متفاوتی رشد می کنند. نیمکره چپ در اغلب کودکان، بین 3 تا 6 سالگی جهش رشدی چشمگیری دارد و بعد وضعیت ثابتی به خود می گیرد. در مقابل، فعالیت در نیمکره راست، در اوایل و اواسط کودکی به کندی افزایش می یابد و بین 8 تا 10 سالگی، جهش کمی دارد. 
بررسیهایی که درباره تحول حافظه کودک به عمل آمده اند نشان می دهند که در این سطح بازشناسی در کودک خوب ولی یادآوری از تحول کمتری برخوردار است. 
در این دوره، رشد استخوان ها ادامه می یابد و حرکات بدنی برخلاف دو سال اول با مهارت انجام می شود.  
  رشد دستگاه عصبی- عضلانی کودک، زمینه را برای مهارت های بیشتر حرکتی فراهم می کند. 
  در دو سالگی به خوبی می دود، کم تر زمین می خورد، از پله ها بالا می رود، بسیار فعال و سر زنده و بانشاط است. 
  درسه سالگی ضمن دویدن، کودک می تواند موانع موجود بر سر راه خود را دور بزند، اسباب بازی های بزرگ را هل بدهد،مدتی سه چرخه سواری کند، چهار زانو بنشیند، با قیچی چیزی را از کاغذ ببرد.  
   در چهار سالگی می تواند مدتی طولانی روی صندلی بنشیند، لی لی بازی کند، لباس خود را بپوشد، بند کفش خود را ببندد.  
در پنج سالگی دارای تعادل کلی است حرکاتش از تکامل بیشتری برخوردار است. می توان گفت در این سن مانند بزرگسالان عمل می کند. به اعمالی چون شانه کردن مو و مسواک زدن دندان ها می پردازد.  
در شش سالگی فعالیت و جنب و جوش بیشتری پیدامی کند. 
رشد جسمی سریع، کودک رابرای تجربه و یادگیری بیشتر آماده می کند و بتدریج که بزرگ تر می شود به شبکه پیچیده تری از تجارب دست می یابد; از حواس خود هر چه بیشتر استفاده می کندو با کمک راه رفتن با محیطی گسترده و متنوع روبرو می شود.  
ب) رشد مهارت های ادراکی
در نتیجه تحقیقات و بررسی ها، روانشناسان، جهت های اصلی تکامل مهارت های ادراکی را در دوره دوم کودکی بشرح زیر گزارش می کنند: 
    1-  دقت و مجزا کردن بیشتر محرک های بینایی: با پیشرفت سن مشاهده کودک ودرک محیطی او تغییر می کند. کودک دقت بیشتری در تشخیص شباهت ها و تفاوت های محرک های فیزیکی نشان می دهد. توانایی کاربرد کلام نیز این امکان را بیشتر می کند. فرضا یک کودک پنج ساله می تواند وسایل آشپز خانه را نام برده به هر کدام به نحو مناسبی پاسخ دهد در حالی که برای طفل دو ساله چنین کیفیتی وجود نداردو بدین ترتیب با ازدیاد سن، توانایی تشخیص شباهت ها و تفاوت های محرک ها افزایش می یابد. 

2 - آموختن خصوصیات اشیا»: یادگیری زبان به فرایند یادگیری کودک کمک می کند که او بفهمد اشیا» دارای خصوصیات و ویژگی های مخصوص خود هستند. نام گذاری اشیا» نیز این کیفیت را تسهیل می نماید. میز و صندلی ممکن است هر دو یک رنگ و از یک جنس باشند ولی چون یکی را میز و دیگری را صندلی می خوانیم تفاوت گذاری میان آن دو آسان می شود. یا مثلاهنگامی که لغات قرمز و صورتی را یاد گرفت بهتر می تواند بین این دو رنگ تفاوت گذارد.تفاوت گذاری میان محرک ها و نام گذاری آنها با الفاظ، مهمترین خصوصیت دوران کودکی می باشد. 
3 - ادراک اجزا» در برابر کل: به محرک بطور کلی پاسخ می دهد و به اجزا» سازنده آن توجهی ندارد. این خصوصیت در مورد محرک های نا آشنا بیشتر قابل ملاحظه است. هاینز ورنر فرضیه مهمی در این مورد دارد. طبق این نظریه تفکر و زبان کودک مانند الگوهای ادراکی او در ابتدا مبهم و گنگ بوده ولی تدریجا به بخش های مشخص منتهی می گردند که میان آنها هماهنگی و همبستگی وجود دارد. 
4 -ادراک فضایی: معمولا اطفال خردسال نمی توانند توجیه فضایی اشکال وتصاویر را درک کنند و زمانی که نوشتن را آغاز می نمایند حروف را بجای یکدیگر   می نویسند. اگر برای تشخیص حروف از یکدیگر پاداش گیرند بسرعت می توانند توجیه فضایی را فرا گیرند. بتدریج که طفل بزرگ تر می شود توجیه فضایی اشیا» را بعنوان یک بعد مورد پذیرش قرار می دهد. یادگیری جهات چهار گانه نیز به این کیفیت کمک می کند. 
به همین ترتیب هر قدر سن بالاتر رود برای اینکه کودک اشیا» آشنا را تشخیص دهد نیازمند برگه های علامتی کمتری خواهد بود. 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar