مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٢٤


   در بررسی فرضیه پنجم یافته ها نشان می دهد که بین جنس کودک عقب مانده ذهنی و نوع راهبرد مقابله ای مادران ارتباط معنی داری وجود ندارد. این در حالی است که ریحانی (1384) نیز بین جنس کودک و تنیدگی والدین ارتباط معنی داری نیافت. اما یافته های خوش اخلاق (1378) نشان می دهد که مادران کودکان عقب مانده ذهنی پسر نسبت به مادران کودکان عقب مانده ذهنی دختر، بیشتر از راهبردهای ناسازگارانه استفاده می کنند.


رابطه شخصیت با راهبردهای مقابله و منبع کنترل در مادران کودکان MR و بهنجار(5) - پایان


   در بررسی فرضیه پنجم یافته ها نشان می دهد که بین جنس کودک عقب مانده ذهنی و نوع راهبرد مقابله ای مادران ارتباط معنی داری وجود ندارد. این در حالی است که ریحانی (1384) نیز بین جنس کودک و تنیدگی والدین ارتباط معنی داری نیافت. اما یافته های خوش اخلاق (1378) نشان می دهد که مادران کودکان عقب مانده ذهنی پسر نسبت به مادران کودکان عقب مانده ذهنی دختر، بیشتر از راهبردهای ناسازگارانه استفاده می کنند. شاید علت این ناهمسویی در یافته ها را بتوان با اختلاف در ابزار بکار برده شده برای سنجش راهبردهای مقابله ای توجیه کرد، چرا که خوش اخلاق از پرسشنامه سبک های مقابله ای لازاروس استفاده کرده و در این پژوهش از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای راجر و همکاران استفاده شد که از روایی بالاتری نسبت به پرسشنامه لازاروس برخوردار است.
  محدودیت ها و پیشنهاها
   محدودیت های این تحقیق عبارتند از :
 1) این تحقیق محدود است به مادران کودکان عقب مانده ذهنی، لذا تعمیم آن به سایر اعضا» خانواده، از جمله خواهران و برادران درست نیست.
2) موضوع دیگر ناآگاهی و ناآشنایی خانواده ها با فعالیت های پژوهشی و عدم همکاری والدین با پژوهشگر بود.
 3) محدود بودن نمونه به مادران کودکان عقب مانده ذهنی در مرکز توانبخشی بهار، باعث گزینش غیرتصادفی نمونه ها شد.
  پیشنهادهای پژوهشی عبارتند از :
1) این مطالعه با نمونه های بزرگتری از جمعیت والدین کودکان عقب مانده ذهنی تکرار شود که بهتر و دقیقتر بتوان تفاوت های مشاهده شده در این مطالعه را مورد داوری قرار داد.
 2) توصیه می شود که این مطالعه با نمونه هایی از والدین کودکان معلول و غیر معلول، در طبقات مختلف اجتماعی تکرار گردد.فرض آن است که محتملا در طبقات مختلف اجتماعی، برخوردها و عکس العمل های والدین نسبت به مسئله معلولیت متفاوت است.
 3) پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی، ویژگی های شخصیتی، سبک های مقابله ای و منبع کنترل والدین کودکان مبتلا به دیگر معلولیت ها، از جمله نابینایی و ناشنوایی و غیره مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد.
 4) در تحقیقات بعدی، شیوه های مقابله و رابطه آن با سن،شغل و تحصیلات در والدین کودکان عقب مانده ذهنی بررسی شود.
   پیشنهادهای کاربردی نیز عبارتند از :
1) مسئولان آموزش و پرورش استثنایی کشور ، مسئولان سازمان بهزیستی کشور، مشاوران، روانشناسان و مربیان کودکان عقب مانده ذهنی، با آموزش و مشاوره های لازم به والدین، به ویژه مادران کودکان عقب مانده ذهنی، کمک کنند تا با خصوصیات و ویژگی های این کودکان آشنایی بیشتر پیدا کنند و نحوه رفتار و سازگاری با کودکان عقب مانده ذهنی را به والدین آنها بیاموزند تا کمتر دچار تنیدگی شوند و راحت تر با فرزند معلول خود کنار بیایند.
2) با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد مادران کودکان عقب مانده ذهنی بیشتر از مادران کودکان بهنجار، از روش مقابله ای هیجانی استفاده می کنند، لازم است در مراکز مشاوره و روان درمانی نسبت به آموزش روش های مقابله ای شناختی به مادران کودکان عقب مانده ذهنی اقدام شود.
 3) برگزاری جلسات آموزش برای والدین در مدارس و سازمان بهزیستی، با حضور یک متخصص که از عقب ماندگی ذهنی و سایر مسائل و مشکلات آگاهی کافی دارد.این متخصص می تواند والدین را در سازگار شدن با فرزند معلولشان یاری کند و از شدت واکنش های منفی والدین بکاهد .

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar