مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/۱٩

کشور ما در قاره آسیا و بخصوص خاورمیانه از بلاخیزترین سرزمینهاست و این شرایط به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیر ایجاب می‌نماید که دست اندرکاران نظام سلامت روان کشور شرایط را برای بهبود زندگی بازماندگان حوادث غیرمترقبه فراهم آورند. ابعاد ارایه خدمات در این مقوله با اهمیت است.

داشتن آگاهی های لازم از هریک از شاخه های سلامت به خصوص سلامت روان، در شرایط بحران میتواند بازماندگان حوادث را به سمت شرایط عادی و رضایت مندی هدایت کند.


 

بهداشت روان در بلایا

 

کشور ما در قاره آسیا و بخصوص خاورمیانه از بلاخیزترین سرزمینهاست و این شرایط به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیر ایجاب می‌نماید که دست اندرکاران نظام سلامت روان کشور شرایط را برای بهبود زندگی بازماندگان حوادث غیرمترقبه فراهم آورند. ابعاد ارایه خدمات در این مقوله با اهمیت است.

 

داشتن آگاهی های لازم از هریک از شاخه های سلامت به خصوص سلامت روان، در شرایط بحران میتواند بازماندگان حوادث را به سمت شرایط عادی و رضایت مندی هدایت کند.

 

مداخله بهداشت روان پس از بلایا

مداخله مشاوره در بحران، با هدف کاهش واکنش های پس از آسیب  در بازماندگان یک حادثه، به عنوان خدمتی از فرآیندهای برنامه ریزی شده سلامت تعریف شده است. میتوان گفت این فرآیند با ارتقاء توانمندی کنار آمدن با مشکلات پس از فاجعه به قدرت سازش و هماهنگی بازماندگان با شرایط جدید می‌افزاید.

 

آموزش مشاورانی که آگاهی لازم نسبت به شرایط بحرانی بازماندگان را داشته باشند اهمیت فوق العاده‌ای دارد.

 

به وجود آوردن امنیت روانی از طریق مشاوره

می توان گفت که هر حادثه، موقعیت یا بلایی که موجب بر هم خوردن شرایط طبیعی زندگی افراد شود سبب به هم خوردن امنیت روانی (تعادل روانی) میشود به طور مثال مرگ یکی از نزدیکان، از دست دادن شغل، محیط زندگی و...

 

افزایش مهارت های مشاوران جهت برقراری یک ارتباط موفق و منظم برای تقویت روشهای تطابق (هماهنگ سازی با شرایط جدید) در بازماندگان، میتواند به موارد ذیل منجر شود:

 

۱- افزایش درک واکنش های طبیعی به تنش ها و فشارهای جامعه

۲- افزایش احترام به بازماندگان

۳- توسعه مهارت های ارتباطی و سازشی با آسیب دیدگان

۴- افزایش توانایی در اداره موقعیت های مشکل

۵- ارتقای مهارت های حل مسأله (بحران)

 

تمامی مهارت های فوق به ارتقای توانمندی بازماندگان از مراحل سوگواری و انهدام دنیایی که به دلیل فاجعه آن را از دست داده‌اند منجر میشوند.

 

بازمانده فاجعه

بازمانده به افراد و خانواده هایی اشاره دارد که از فاجعه و عوارض آن دچار آسیب شده‌اند و بازماندگان بلایا، یک واقعه غیرمنتظره و پرتنش را تجربه میکنند، این افراد قربانی یک فاجعه شده‌اند ولی در حال جمع آوری توان و افزایش ظرفیت روانی خود در طول زمان برای سازش با شرایط جدید میباشند.

 

بازماندگان بلایا افرادی از سنین، طبقات اجتماعی، نژاد و قومیتهای متفاوت هستند، که در صورت امداد و حساسیتهای عاطفی و اطلاعات و راهنمایی کافی از جانب مشاورین به طور قطع میتوانند به زندگی طبیعی خویش بازگردند.

 

گروه های سنی در بلایا

هر دوره سنی همراه با مشکلات خاصی است که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم. بی تردید بعضی از گروههای سنی به دنبال بروز تنش پس از بلایا، آسیب پذیرترند.

 

مطالعات انجام شده بر روی کودکان و افراد مسن نشان میدهند که در شرایط وقوع بلایا این گروه در معرض خطر بیشتری از نظر روانی و جسمی هستند. نوجوانان نیز به عنوان یک گروه مستعد تحت تأثیر درازمدت و وسیع روانی فاجعه هستند.

 

برای مشاورینی که جهت مداخله در بحران، به مناطق آسیب دیده اعزام می شوند داشتن دانش پایه در مورد روانشناسی کودک بسیار ضروری است، به علاوه خصوصیات فرهنگی و قومیتی منطقه آسیب دیده باید با شرایط و دانش عمومی مشاوران منطبق باشد. همچنان که کودکان رشد میکنند و از مراحل مختلف رشد میگذرند تغییرات سایکو بیولوژیک (روانی- جسمی) را تجربه میکنند. برحسب سن کودک آسیب دیده، مشاوره باید براساس سیستمهای مختلف: جسمی، روانشناختی، اجتماعی و رفتاری انجام شود.

 

ضربه روانی پس از وقوع فاجعه

برای کودک مرگ یا عدم دسترسی روان شناختی به فردی که او را پرورش داده نه تنها یک رویداد آسیب رسان است بلکه سبب اختلال جدی در رشد او میگردد.

 

به همان شکل که سیستم های مختلف کودک رشد می کنند، حالتهای هیجانی و روانشناختی مختلف او نیز نیازمند شرایط مساعد برای رشد میباشند، لذا یک عامل تحریک کننده با شیء مورد علاقه‌اش برای بازگشت به شرایط عادی ضروری است.

 

تمام رویدادهای غم انگیز همراه با تجارب دیداری و شنیداری هستند که در لحظه وقوع حادثه غیرقابل درک‌اند. شنیدن صداهای اولیه یک زمین لرزه، دیدن زمین شکاف خورده و فرو ریختن ساختمانها سبب واکنش‌های اضطرابی با سطوح مختلف شدت میشوند. این چنین رویدادهای عینی و ترسناک در فکر ثبت شده، محرکی مکرر برای آسیبهای روانی و جسمی کودکان خواهند بود. وقتی این مسایل همراه با از دست دادن والدین باشند تعیین این که واکنشهای کودک نشان دهنده ضربه روانی یا علایم زودرس سوگواری است، مشکل است.

 

البته باید خاطرنشان کرد که اهمیت واکنش والدین به سطح تنش کودکان یکی از عوامل مهم و مؤثر در بازگشت کودک به شرایط عادی روانی- جسمی است.

 

جمعیت سالمندان

این گروه ویژگی ها و مشکلات خاص خود را دارند که آنان را در برابر بلایا تأثیرپذیر می‌سازد و به دلیل کاهش فعالیتهای شناختی و حرکتی ممکن است واکنشهای غیر مؤثر و ناکارآمد از خود نشان دهند. به طور مثال بعضی از افراد سالمند به دلیل انتقال به محیطی ناآشنا و پر از جمعیت ناشناس احساس ناامنی و آسیب بیشتری کنند.

 

مشاورین و کارکنان بهداشتی باید در مورد علایم افسردگی در بازماندگان سالمند بلایا هوشیاری بیشتری داشته باشند، چرا که ممکن است از دست دادن افراد خانواده و... به تجربیات فقدان‌های قبلی آنان اضافه شده و منجر به افسردگی آنان شود.

 

بسیاری از سالمندان به خصوص کسانی که فقیر، مهاجر یا غیرماهر هستند ممکن است منابع حمایتی خود را از دست بدهند، ظرفیتهای فیزیکی‌شان کاهش یابد، این افراد در اثر تخریب محیط پیرامون و سیستمهای مهم پشتیبانی (روانی- جسمی) در معرض مرگ ناشی از افسردگی و یا شرایط محیطی نامتناسب هستند.

 

بازنگری گذشته

واکنش هایی که افراد مسن به یک سانحه نشان می دهند نه تنها متأثر از تأثیر مستقیم فاجعه بر روی زندگی آنان است (آنچه که دیده- شنیده- احساس کرده و...) بلکه بستگی به خاطراتشان از وقایع گذشته هم دارد. این بازنگری وقایع گذشته محصولی از تلاش طبیعی برای بازگشت به شرایط متعادل زندگی در شرایط بحرانی است.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar