مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٤

 در عصر جاهلیت طلاق به دست زن بود و اینگونه که اگر زن درهای خانه را که به طرف راست بود به طرف چپ قرار می‌داد ، مرد با دیدن چنین وضعیتی متوجه می‌شد که همسرش او را طلاق داده و دیگر نزد او نمی‌‌آمد . هنگامی که زنی با مردی ازدواج می‌کرد و شب را نزد او می‌گذارند حق انتخاب با او ، ‌اگر می‌خواست نزد شوهر می‌ماند و اگر نمی‌خواست می‌رفت و علامت رضایت او از مرد این بود که وقتی صبح می‌شد، خوراک خوبی برای او تهیه می‌نمود . در منابع دیگر بر خلاف این مسأله آمده است که طلاق در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ توهین‌آمیز صورت می‌گرفت.


 

 

 

تفاوت طلاق در ایران و ژاپن

طلاق در کشورهای غربی به دلیل آنکه پایه های انسجام و ماندگاری خانواده
ها چندان استوار نبوده به سرعت اتفاق می افتد و براساس آمار و اطلاعات مطبوعات غربی بیشتر این جدایی ها ریشه در مسایل اخلاق دارد ، اما زوجین در فاصله ای کوتاه اقدام به ازدواج مجدد می کنند.

در کشورهای آسیایی و در حال توسعه طلاق به سرعت اتفاق نمی افتد ، اما با
صنعتی شدن جوامع در آسیا و جهان سوم این پدیده در این جوامع نیز رو به
رشد است.

 

براساس سنت ها طلاق در کشورهای آسیایی در نوع خود بسیار متفاوت تر از
غرب است و در حالی که در کشورهایی مانند ایران که معمولا مردم " خانواده ها " با هم دیالوگ های طولانی در شبانه روز دارند ، رخ می دهد؛ زنان و مردان ژاپنی در حالت سکوت و کمترین صحبت ممکن از حال جدا شدن از هم هستند.

 

 

نتایج یک تحقیق و بررسی در ژاپن فاش کرده است که زوج های ژاپنی
در طول شبانه روز بسیار اندک با یکدیگر صحبت می کنند و در فکر گرفتن طلاق هستند.

این بررسی نشان می دهد که 40 درصد از زوج های ژاپنی بسیار کم صحبت هستند و کمتر از 30 دقیقه در شبانه روز با هم صحبت می کنند.

زنان ژاپنی بیشتر از مردان به گرفتن طلاق فکر می کنند و عملا زندگی با همسر خود را غیر ممکن می دانند.

 

نتایج این بررسی از هزار و 200 زوج ژاپنی فاش کرد که زوج هایی که در سن بالای 40 سالگی به سر می برند، کمترین زمان را برای گفت‌وگو با یکدیگر صرف می کنند که از نیم ساعت در شبانه روز کمتر است.

این در حالی است که بیش از یک سوم این زوج ها، هیچ عشق و علاقه ای به
شریک زندگی خود ندارند و در اندیشه جدا شدن هستند.

در عین حال زنان ژاپنی اشتیاق بیشتری برای جداشدن از همسران خود نشان
می دهند.

 

 

این بررسی نشان داد که عمده ترین شکایت زنان از شوهرانشان، سیگار کشیدن زیاد، نوشیدن مشروبات الکی و نامرتب بودن ظاهر آنهاست در حالی
که شوهران از شلختگی، نداشتن مهارت در آشپزی و اندام نامناسب زنان خود رنج می برند.

رسانه های داخلی ژاپن از افزایش طلاق در این کشور در سال 2007 خبر دادند،
بعد از اینکه قانون جدیدی در این کشور به همسران سابق حق داد نیمی از حقوق و درآمد فرد را تصاحب کنند.

 

 

در ایران نیز میزان طلاق کم نیست و براساس آمارهای ارایه شده از مراجع ذیربط به ازای 12تا14ازدواج در ماههای اخیر در سال 1386حدود پنج یا شش
مورد به طلاق می انجامد.

کارشناسان اعتقاد دارند که شهر نشینی و زندگی صنعتی " ماشینی" این بلا را بر سر خانواده ها آورده است و نفوذ فرهنگ غرب و وجود ماهواره ها و وسایل ارتباط جمعی در این زمینه بی تاثیر نیست.

آمار بالای طلاق تهران ناشی از تعارض فرهنگی است

 

«آمار بالای طلاق در شهر تهران به دلیل موقعیت جغرافیایی و ساختار مدرن آن دور از انتظار نیست.»

 

زندگی صنعتی در تهران باعث شده که ساختار شهری آن با سایر شهرها در کشور متمایز شود.

در روستاها و شهرستان‌ها وابستگی‌های خانوادگی و رفت و ‌آمدهای فامیلی باعث می‌شود که خانواده‌ها به هم نزدیک‌تر شده و در صورت بروز مشکل به یاری یکدیگر بیایند اما در شهر تهران که مردم از ساعت شش صبح برای کار بیرون می‌روند و گاهی مردان ۱۰ شب به خانه باز می‌گردند تمام این ارتباط‌ها قطع شده است بنابراین خانواده مشکلات را در شرایطی که به مراحل حاد آن برسد متوجه می‌شود که دیگر برای حل مسأله دیر است.

 

مهاجرت از دلایل عمده بالا رفتن طلاق در کلان‌شهر تهران است چرا که ساختار زندگی سنتی که در شهرستان‌ها و روستاها حکمفرماست در شهر تهران تغییر یافته و به شکل ساختار مدرن است بنابراین پس از آن که مردم به شهر تهران مهاجرت می‌کنند این نبود تطابق در بافت سنتی و مدرن منجر به طلاق و از هم پاشیدگی خانواده‌ها می‌شود.

زمانی که فرهنگ‌های خردتر و سنتی وارد یک فرهنگ کلان‌تر و مدرن می‌شود تعارض فرهنگی به وجود آمده که از دلایل عمده طلاق در شهر تهران برای مهاجران به شهر محسوب می‌شود.

هزینه بالای زندگی در شهر تهران و مشکلات اقتصادی خانواده باعث اختلاف خانوادگی شده که این اختلافات سرانجام به طلاق منتهی می‌شود.

افزایش اعتیاد والدین از دیگر دلایل عمده طلاق در کلانشهر تهران است که مبارزه با این معضل از مهمترین کارهایی است که برای تثبیت بنیان خانواده باید انجام شود.

 

 

تاریخچه اجمالی در زمینه طلاق

    تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج برمی‌گردد . به همان علت که بشر بنابه درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون گرم خانواده و درکنارهمسر خود به سکون و آرامش برسد ،‌ به همانگونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کرده ، طلاق را بپذیرد . ولتر می‌گوید : « طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمدند » قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیرالهی پیش از اسلام وجود داشته است . بنابراین لازم است تاریخچه کوتاهی از مسأله طلاق در گذشته را در اینجا مطرح نماییم.

 

عصر جاهلیت

   در عصر جاهلیت طلاق به دست زن بود و اینگونه که اگر زن درهای خانه را که به طرف راست بود به طرف چپ قرار می‌داد ، مرد با دیدن چنین وضعیتی متوجه می‌شد که همسرش او را طلاق داده و دیگر نزد او نمی‌‌آمد . هنگامی که زنی با مردی ازدواج می‌کرد و شب را نزد او می‌گذارند حق انتخاب با او بود ،‌                          اگر می‌خواست نزد شوهر می‌ماند و اگر نمی‌خواست می‌رفت و علامت رضایت او از مرد این بود که وقتی صبح می‌شد، خوراک خوبی برای او تهیه می‌نمود . در منابع دیگر بر خلاف این مسأله آمده است که طلاق در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ توهین‌آمیز صورت می‌گرفت.

 

یونان بوستان

    دراعصار گذشته زن آلت‌ دست شیطان به حساب می‌آمد . بنابراین تنها به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش و معامله می‌شد . هرچیز بر او ممنوع بود به جز خانه‌داری و تربیت کردن کودکان ، مرد می‌توانست او را بفروشد یا هدیه یا وصیت کند که متعه هرکسی که می‌خواهد باشد قطعاً حق طلاق از او سلب شده بود . در آن روزگار در یونان باستان حتی بحث از این مسأله به میان می‌آمد که آیا اصلاً زن‌داری روح می‌باشد یا خیر ؟ اگر روح دارد آیا روح او حیوانی است یا اینکه به طورکلی شایستگی دارد که در میان اجتماع مردان باشد یا از این شایستگی محروم است ؟

 

بابل

    طبق قانون بابل طلاق وجود نداشته و مرد هرگز نمی‌توانست زن خود را طلاق دهد حتی اگر نازا باشد بلکه باید کنیزی به خانه بیاورد تا برایش فرزند به دنیا آورد ، کنیز هم حق خودداری از این امر را نداشت .

     زن در هند حتی پست‌تر از مار افعی یا بیماری و یامرگ بوده و در صورتی که شوهرش فوت می‌کرد وی نیز باید زنده زنده در آتش سوزانده می‌شد تا جایی که در سرزمین یکی از پادشاهان هندی ، 17 زن وی پس از مرگش در آتش سوزانده شدند.

   چون زن هندو کسی درعاشقی مردانه نیست سوختن بر شمع مرده کار هر پروانه نیست(صائب تبریز

ایران باستان   

طلاق در ایران باستان جایز بود و به دست مرد انجام می‌گرفت و زنان در جامعه بسیار مورد ستم قرار می‌گرفتند حتی شوهر می‌توانست همسرش را برای همیشه حبس کند یا به قتل برساند.


طلاق مسیحیت ) حلال نفرت‌انگیز)

    در مذهب مسیحیت بر خلاف اسلام و یهود طلاق حرام است و ازدواج مجدد برابر با زنا می‌باشد . حضرت عیسی (ع)‌ می‌فرماید : همانا که موسی به دلیل قساوت قلب قومش ، اجازه داد تا زنهایشان را طلاق دهند ، زن و شوهر به منزله‌ی جسم واحد هستند و از یکدیگر دور نیستند . پس در صورتی که خداوند آنها را با یکدیگر جمع کرده و انسانی نباید میان آن دو تفرقه بیاندازد.

 

تاثیرات طلاق بر فرزندان

    پدیده‌ طلاق‌ پدیده‌ای‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ آمارش‌ نه‌ تنها در مملکت‌ ما، بلکه‌ در تمام‌ جهان‌ رو به‌ افزایش‌ است‌. مشکلاتی‌ از قبیل‌ فقر، عدم‌ درک‌ متقابل‌، دخالت‌ خانواده‌، اعتیاد، ازدواج‌ مجدد و غیره‌ عواملی‌ هستند که‌ این‌ آمار را بالا می ‌برند و کافی‌ است‌ که‌ در این‌ میان‌ یک‌ راهنمای‌ درست‌ و منطقی‌ وجود نداشته‌ باشد، گرچه‌ این‌ روزها طلاق‌ بیشتر چیزی‌ شبیه‌ به‌ مُد شده‌ تا یک پدیده‌. به‌ امید روزی‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ شاهد چنین‌ اتفاقات‌ تلخی‌ نباشیم‌.

  تأثیرات طلاق در فرزندان را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

1  ـ ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:

( وسواس تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره است )

2ـ بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان: در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درک کمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.

3ـ به وجود آوردن زمینه های اضطراب: در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفکر در مورد برنامه ریزی مدون برای حرکت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.

4ـ ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان: نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی که خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند کاملاً مشهود است.

5ـ بی قراری: این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی که شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده می شود. حالتی که فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریک پذیر است یعنی حتی در مقابل محرک های ضعیف عکس العمل شدید نشان می دهد.

6ـ حسادت سوءظن و سماجت، در نوجوانان خانواده هایی که والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت بیشتر و زیاده از حد نشان می دهند.

     در اغلب موارد جدایی ها در نتیجه توقعات بیجای احساسی، اقتصادی و عاطفی زوجین از همدیگر، سوءظن و بدبینی بی مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگی، حسادت بیش از حد زن و شوهر، پرخاشگری و تندخویی زن یا مرد و غرور و خودخواهی بی مورد صورت می گیرد.

   بدیهی است درگیری های خانوادگی و مشاجره های پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارند و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اثر مزمن بر جای خواهد گذاشت. به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

    آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمی آید این است که دختران خانواده های تک سرپرست یعنی آنها که فقط با پدر یا مادر به سر می برند در معرض عوارض نامطلوبی چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترک تحصیل قراردارند. این امر در مورد گروه های اجتماعی و طبقاتی نیز صدق می کند.

    البته وقتی پای نامادری و ناپدری به میان می آید تحول و پیچیدگی خاصی در زندگی کودکان و نوجوانان به وجود می آید.

    آشنایی کودک و نوجوان با بستگان جدید، خواهرها، برادرها، دایی ها و عموهای نانتی گرچه گستره ای از دنیای تازه و متفاوت به وجود می آورد ولی اغلب فرزندان در جوار ناپدری و نامادری احساس خوشبختی و شادمانی نمی کنند. گرچه ممکن است زن یا شوهر با همسر جدید خود کاملاً خوشبخت باشد. در ایران بیشتر بچه های فراری و نوجوانان ساکن در کانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق تشکیل می دهند . بچه هایی که فقط با پدر یا مادر خود زندگی می کنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوندستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود بیشتر مثل یک خویشاوند رفتار می کند تا فرزند حال آنکه مادر هرگز از کودکش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد.

 به قول یک جامعه شناس «هر طلاق مرگ تمدن کوچک خانواده است» اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرایط خاصی از زندگی مشترک باید پذیرا بود. براساس قوانین اجتماع احترام به آزادی های فردی ضرورتی اجتناب ناپذیر است ولی قبل از هر جدایی به میوه های نارس درخت زندگی بیندیشیم، نگذاریم ناهنجاری های جامعه آنها را مسموم کند. تعجیل در داشتن فرزند در سال های خطر زندگی مشترک (سال های اول و دوم اصولاً سال های خطر برای زوج های جوان به شمار می رود) که ظاهراً برای تحکیم مبانی خانواده انجام می پذیرد کاری است که باید با تعمق صورت بگیرد زیرا در صورتی که به علل مختلف یاد شده بین زوجین جدایی روی دهد نخستین قربانیان، فرزندانی خواهند بود که از نفاق و تفرقه زوجین به جای مانده اند. پس بیاییم عاقلانه بیندیشیم تا:

 1ـ ازدواج با بصیرت و بررسی صورت پذیرد.

2ـ گروه های شغلی و طبقاتی مدنظر دختر، پسر و خانواده های آنان قرار گیرد.

3ـ صداقت در گفتار ملاک باشد و از هرگونه دروغ مصلحتی برای ایجاد زمینه های وصلت جلوگیری شود.

4ـ ملاک گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد.

5ـ شناخت کافی از خصوصیات اخلاقی، روحی و خانوادگی زوجین حاصل شود.

6ـ سادگی، بی پیرایگی، قناعت، صبوری و محبت ستون های زندگی مشترک و زناشویی را تشکیل دهد.

7ـ در این صورت جغد طلاق بر بام زندگی ها نخواهد نشست و باد خزان در بوستان های زندگی وزیدن نخواهد گرفت.

   بهتر است برای ساماندهی به وضعیت زندگی کودکان و نوجوانان تک سرپرست که ناگزیرند زیر نظر پدر یا مادر خود زندگی کنند «واحد مددکاران ویژه طلاق» تشکیل شود تا قبل از صدور حکم پدران و مادران را در اعمال و رفتاری که باید بعد از طلاق با فرزندان خود داشته باشند توجیه کنند. به پدران و مادران باید آموزش داده شود که از بدگویی و بازگویی عیوب و نقایص یکدیگر پیش فرزندان خود (بعد از اجرای حکم طلاق) احتراز نموده و مظلوم نمایی نکنند، چون فرزند باید واقعیت جدایی پدر و مادر را به عنوان یک الزام و ضرورت زندگی پذیرا باشد و جایگاه حرمت متقابل پدر و مادر را حفظ کند.

   تداوم ارتباط و تماس مددکاران ویژه طلاق با خانواده فرزندان تک سرپرست برای بررسی و حل مشکلات روانی ـ اجتماعی در سال های بعد از طلاق ضرورت دیگری است که از معضلات و نارسایی های احتمالی کودکان و نوجوانان جلوگیری می کند. بدیهی است گروه مددکاران ویژه طلاق باید دوره های کوتاه مدت روان شناسی کودک، روان شناسی خانواده و روان شناسی اجتماعی را بگذرانند و با مسائل بزهکاری و ناهنجاری های کودکان و نوجوانان آشنا شوند.

 

عواملی که زندگی مشترک را به به بن بست می کشاند

  بسیاری از کارشناسان معتقدند یک سری عوامل دست به دست هم می دهند تا زندگی زناشویی به بن بست کشانده شود به طوری که تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی و روحی; یکی از این موارد است این مشکل در زوج های جوانی که در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می کنند یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد. حتی الامکان باید سعی کرد اوایل ازدواج به دانشگاه بروید، کار تمام وقت داشته باشید، صاحب فرزندی شوید، خانه بسازید یا کار و کاسبی جدیدی راه بیندازید. این کارها مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج های جوانی که با این مشکلات روبه رو می شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه می شود با تعجب از خود می پرسند:«چرا چنین اتفاقی افتاد؟

  مسئولیت و مشغله ی زیاد باعث می شود که زن و شوهر فرصت کمی برای
همدیگر داشته باشند و بنابراین فاصله ی آنها روز به روز افزایش می یابد و زمانی می رسد که برای هم مثل دو غریبه هستند، پس سعی کنید در اوایل ازدواج، برای خود، کار و دردسر نتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید. یاد آور می شود در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گیرنده. ازدواج دو نفر بخشنده می تواند یک مسئله ی رضایت بخش و خوشایند برای هر دو طرف باشد، بین دو نفر بخشنده و گیرنده همیشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گیرنده در عرض شش هفته زندگی مشترک، به جان هم می افتند و دمار از زندگی هم درمی آورند. خودپسندی و خودخواهی، ازدواج را به ورطه نابودی می کشاند.

    از طرفی اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدینشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگی زناشویی آنها وجود خواهد داشت. بعضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آنها به این مسئله توجه ندارند که در این صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند.

    بسیاری از زوجین انتظار دارند که پس از ازدواج وارد یک سرزمین پر از شادی و خوشبختی شوند. آنها همیشه رویای قصر پریان را در سر می پرورانند، غافل از این که گاهی اوقات در زندگی زناشویی مشکلاتی پیش می آید که عرصه زندگی آنها را تنگ می کند.سخن ما با کسانی است که فضای خانه را با بحث و دعواهای خود مسموم می کنند و باعث رنجش و نگرانی طرف مقابل خود می شوند و او را از ادامه ی زندگی مشترک دلسرد می کنند. بدبینی و حسادت.

    یکی از علل ایجاد جر و بحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود.از دیگر مواردی که کارشناسان عامل طلاق می دانند اعتیاد است. اعتیاد نه تنها باعث از هم پاشیدن زندگی مشترک می شود بلکه فرد را نیز از بین می برد. همیشه از مواد مخدر و مشروبات الکلی دوری کنید.

چه چیز خانواده ها را نجات می دهد؟

    به اعتقاد برخی کارشناسان یکی از مهم ترین عوامل افزایش آمار طلاق در کشور ما دوساخته شدن جامعه است. یک ساخت کهن با ارزش های سنتی که برای زنان وظایف مشخصی در درون خانه قائل است که از جانب پسران بیشتر مورد تاکید و استقبال قرار می گیرد. در برابر آن ساخت جدید شکل گرفته که بیشتر بر تساوی حقوق میان زن و مرد و برابری وظایف آن ها در تشکیل یک زندگی تاکید دارد و از جانب دختران مورد توجه قرار دارد. این دو ساخته شدن جامعه سبب شده تا جوانان ما بسیار سردرگم، و دچار نوعی آنمی فکری شوند. آنمی نوعی پریشان احوالی فکری است که جوان ما دچار آن شده و در میان ساخت های سنتی و مدرن جامعه نمی داند شتر است یا مرغ؟ مسئله مهم دیگر در امر طلاق عدم آشنایی صحیح و درست دختر و پسر تا پیش از ازدواج است. این عدم شناخت مناسب بیش از پیش لزوم دوران نامزدی را نمایان می کند. بر اساس آماری که در این رابطه گرفته شده، اگر جوانان پیش از ازدواج یک دوره نامزدی تا حدود سه ماهه را تجربه کنند آمار طلاق آن ها کاهش می یابد. این دوره سه ماهه اگر به شش، نه و یا 12 ماه افزایش یابد آمار طلاق نیز به تناسب کاهش می یابد. البته بیش از یک سال برای دوره نامزدی اصلا توصیه نمی شود چون در این صورت مشکلات جدیدی به وجود می آید.  مسئله ی عدم آشنایی در ازدواج شهروندان شهرهای بزرگ به چشم می خورد.

     در این شهرها به دلیل رشد زندگی صنعتی روابط و آشنایی ها کم تر شده
است. در شهرهای کوچک تر و در ازدواج های قومی و فامیلی این عدم
شناخت کم رنگ تر می شود. به همین دلیل به خانواده هایی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند توصیه می شود این مسئله را جدی بگیرند و از ازدواج های آنی و بوالهوسانه جلوگیری کنند. ازدواج هایی که با یک یا چند دیدار ساده و بیشتر بر اساس زیبایی و یا جذابیت های ظاهری شکل می گیرند از این عدم آشنایی و همچنین معیار نداشتن جوانان ما ناشی می شود. وقتی جوان نه معیار مشخصی برای همسر خود دارد و نه شناخت درستی از خواسته های خود، احتمال طلاق به شدت بالا می رود. بنیان چنین ازدواج هایی بسیار سست است چرا که توقعات، پس از ادواج مشخص می شود و به ویژه دختران پس از ازدواج به خواست های اقتصادی خود نمی رسند و این مسئله یک بحران جدی ایجاد می کند. شاید عدم تناسب فرهنگی را نیز بتوانیم در همین رده قرار دهیم. از آن جا که دیگر ازدواج ها از دایره فامیلی و قومی و محله ای و حتی شهری خارج شده و بین افرادی از شهرها و قومیت ها و فرهنگ های متفاوت شکل می گیرد، عدم تناسب فرهنگی به یکی از اختلافات زوجین بدل می شود. این مطلب نیز بار دیگر لزوم شناخت پیش از ازدواج را مشخص می کند.

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar