مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/۱٩

با آغاز دوره رونسانس، در زندگی کودک و نوجوان و چگونگی نگرش به آنان تغییرات تازه ای بوجودآمد. گرچه تا قرن 18 و 19 همچنان ما شاهد نگرش ها و رفتارهای وحشیانه نسبت به کودکان بوده ایم. ولی با این همه زندگی کودکان نسبت به گذشته بهبود یافت. نگرش علمی به کودک نیز محصول همین دوره است. در این دوره دانش کودک مانند سایر رشته های دانش با روشهای عینی تر مورد مطالعه قرار گرفت و زمینه مطالعات تجربی کودکان فراهم شد. 


 

روانشناسی کودک (2 تا 7 سالگی)(1)

با آغاز دوره رونسانس، در زندگی کودک و نوجوان و چگونگی نگرش به آنان تغییرات تازه ای بوجودآمد. گرچه تا قرن 18 و 19 همچنان ما شاهد نگرش ها و رفتارهای وحشیانه نسبت به کودکان بوده ایم. ولی با این همه زندگی کودکان نسبت به گذشته بهبود یافت. نگرش علمی به کودک نیز محصول همین دوره است. در این دوره دانش کودک مانند سایر رشته های دانش با روشهای عینی تر مورد مطالعه قرار گرفت و زمینه مطالعات تجربی کودکان فراهم شد. 
نخستین مطالعات تجربی درباره کودک از قرن 17 آغاز شد که تا امروز ادامه دارد. به اختصار می کوشیم این روند را مورد بررسی قرار دهیم. 
در قرن 17 تاریخچه تحقیق علمی درباره کودک با یوهان آموس کمینیوس آغاز می شود. او با انتشار کتابهای " آموزشگاه کودکی " و " جهان در تصاویر " کودک را به عنوان فرد جداگانه ای مورد بررسی قرار داد و به علایق و استعدادهای او توجه کرد. 
جان لاک(  1632  - 1704 ) دیگر فردی بود که معتقد بود ذهن کودک همانند لوح سفیدی است و در واقع تجارب حسی شخصیت او را متمایز و متفاوت می سازد. بر این مبنا لاک بر نقش و مسئولیت والدین تاکید کرد و اعتقاد داشت که والدین باید محیط مساعدی برای رشد کودک فراهم کنند; که کودک از این طریق به تجارب لازم دست یابد.  در قرن 18 ژان ژاک روسو (1712-1778) بر خلاف لاک اعتقاد داشت که نوزاد موجودی رام نشده است که دارای موهبت درونی تشخیص خیر و شر و نیز حس عدالت و اخلاق است. او اعتقاد داشت که تمام صفات خوب ذاتی است و در فرد بطور طبیعی رشد می کند ولی آنچه مانع رشد این صفات می شود دخالت های نابجای محیط است. 
بر این اساس او در کتاب " امیل " روش آزادی را در تعلیم و تربیت کودک مطرح کرد. او اعتقاد داشت که در مورد تربیت کودک نباید هیچگونه نفوذ و تحمیلی اعمال شود و تربیت باید بصورت طبیعی عملی گردد; یعنی کودک باید به طبیعت خود واگذار شود تا تربیت صحیح صورت گیرد. 
ملاحظات تیدمن آلمانی درباره رفتار جسمانی فرزندان خود در اواخر قرن 18 نخستین گزارش تجربی و عملی درباره کودک است. 
در سال های اول قرن 19 فردریک فروبل کتاب " تربیت انسان " را منتشر کرد. او نخستین بنیانگذار کودکستان به شمار می رود. 
در نیمه دوم قرن 19 جنب و جوش بیشتری در مطالعه کودک بوجود آمد بیشتر این مطالعات پیرامون نشر آثار ویژه کودکان بود. این اقدامات نخستین اقدامات در شکل گیری روانشناسی رشد است. 
از مهمترین کتاب های این دوره کتابی است با عنوان "ذهن کودک " که توسط ویلهلم پریر انتشار یافته است او در این کتاب به مقایسه رفتار کودک خود با رفتار حیوانات پرداخته و نتیجه گرفته است که بسیاری از جنبه های رشد در هر دوره بخصوص در کنترل عضلات میان حیوان و انسان یکسان است به همین دلیل پریر را از پیشگامان روانشناسی کودک به حساب می آورند. 
در نیمه دوم قرن 19، گام مهم دیگری در تحقیق های روانشناسی کودک به وسیله استانلی هال آمریکایی برداشته شد که او نیز از پیشگامان روانشناسی رشد کودک به شمار می رود. او که تحت تاثیر مطالعات و نظریه های داروین قرار داشت با اجرای روش پرسشنامه گروه های بزرگی از کودکان را در سنین مختلف از نظر ویژگی ها، تحول باور، تفکر و احساس مورد مطالعه قرار داد. 
در قرن بیستم بیشترین مطالعات و تحقیقات تجربی و عملی درباره رشد جسمانی و روانی کودک انجام شده است.  دراوایل قرن آلفرد بینه فرانسوی و همکارش سیمون اولین آزمون هوشی کودکان را ابداع کردند در همین سالها بود که زیگموند فروید نیز نظریه خود درباره تاثیر عمیق تجربه های دوران کودکی بر روحیه و رفتار دوره بزرگسالی را مطرح ساخت. 
عقاید جان دیویی از بانیان مکتب عمل گرایی نیز درباره نیاز کودک به آموزش از طریق عمل و تجربه تاثیر زیادی در تعلیم و تربیت کودک چه در آموزشگاه و چه در خانه به جا گذاشت او معتقد بود که آموزش و پرورش همواره باید تغییر نیازهای اجتماعی را در نظر بگیرد و نیز میان فعالیت های آموزشگاه و محیط زندگی واقعی همواره ارتباطی فعال و نزدیک برقرار باشد. 
آرنولد گزل (1885-1961 ) و همکارانش حدود 10 سال در درمانگاه پرورش کودک ییل آمریکا مطالعات وسیعی در مورد پرورش جسمانی کودک انجام دادند و تجربیات فراوانی بدست آوردند. 
گزل نیز مانند استانلی هال معتقد بود که رشد انسان هم از یک تحول و رشد نوعی (فیلوژنی ) و هم از یک تحول و رشد فردی (آنتوژنی ) پیروی می کند و تغییرات رفتاری انسان محصول این دو نوع  رشد است. 
ژان پیاژه سوئیسی نیز مطالعات فراوانی را در زمینه رشد ذهنی، اجتماعی ، اخلاقی و زبانی کودکان انجام داد. 
در دهه 1940-1950 آثار مهمی درباره دوره سن آموزشگاهی منتشر کرد. آثاری که در آنها مسایل نگهداری ذهنی ، تجسم فضایی، بازگشت پذیری ذهنی و عملیات ذهنی به کمک آزمایش های مختلف بررسی شده است. 
نتیجه این تحقیقات و مطالعات تجربی پیاژه، او را به ارائه نظریه های جامعی درباره کیفیت اعمال ذهنی، رشد هوش، تشکیل مفاهیم، فرایند تفکر، یادگیری و استدلال موفق گردانیده است. 
جان. بی. واتسون (1878-1985 ) با ارائه مکتب رفتارگرایی، تحولی جدید در نوع نگرش نسبت به کودک بوجود آورد. او معتقد بود که کودکان تنها با عواطف سه گانه ترس، خشم و محبت متولد  می شوند. او بر این عقیده بود که ممکن است پاسخهای هیجانی ابتدایی از طریق شرطی شدن به انواع محرک های محیطی وابسته شود. 
نظریه واتسون توسط افراد دیگری همچون کلارک هال و اسکینر دنبال شد. 

تعریف رشد
رشد به معنی تغییرات کمی و کیفی که با پیشرفت زمان در طبیعت و ساخت و رفتار موجود زنده حادث می شود و در طول حیات موجود زنده ادامه دارد می باشد. این تغییرات و دگرگونیها در هر دوره از زندگی، تواناییها، نیازها و دشواریهایی را به وجود می آورد و به همین جهت در هر دوره، پرورش و آموزش خاصی را ایجاب می نماید. 
موضوع روانشناسی رشد
مسایل مورد بحث روانشناسی رشد عبارتند از: اصل و منشا رشد، رشد و تکامل، طرز انتقال اشکال، آموخته رفتارهای بازتابی ، تاثیر و نفوذ وراثت در رشد و تکامل فرد.

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar