مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/۱٩

بسیاری از روانشناسان دوره میانسالی را پر فشارترین دوره زندگی دانسته اند.در این دوره مسائل زندگی خانوادگی ،پرورش فرزندان،به دست آوردن و نگهداری و ارتقای شغل و مشکلات سکونت و نقل مکان و تهیه مسکن ،فشارهای گوناگونی را بر فرد تحمیل می کند و او نیز با تمام قوا به مقابله با مشکلات و حل و فصل آنها می پردازد.در این دوره ساعت های طولانی از شبانه روز افراد به فعالیت های شغلی اختصاص می یابد.تحرک و کار و تجربه و مشغولیت فراوان ،تاثیرات زیادی را بر زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی به جا می گذارد.رشد افراد نیز شدیدا متاثر از این تجارب است.


 

روان شناسی میانسالی(1)

 

بسیاری از روانشناسان دوره میانسالی را پر فشارترین دوره زندگی دانسته اند.در این دوره مسائل زندگی خانوادگی ،پرورش فرزندان،به دست آوردن و نگهداری و ارتقای شغل و مشکلات سکونت و نقل مکان و تهیه مسکن ،فشارهای گوناگونی را بر فرد تحمیل می کند و او نیز با تمام قوا به مقابله با مشکلات و حل و فصل آنها می پردازد.در این دوره ساعت های طولانی از شبانه روز افراد به فعالیت های شغلی اختصاص می یابد.تحرک و کار و تجربه و مشغولیت فراوان ،تاثیرات زیادی را بر زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی به جا می گذارد.رشد افراد نیز شدیدا متاثر از این تجارب است.


سنین میانسالی همراه با تغییرات مهم رشدی در زمینه های فکری،عاطفی،اجتماعی و حتی زیستی است.نقش افراد در هر سه زمینه شغلی ،همسری و سرپرستی فرزندان بسیار پیچیده تر شده است و این امر بر چگونگی تفکر و رفتار افراد تاثیر بزرگی بخشیده است.(لطف آبادی،1385)


میانسالان نیز با شماری از چالش ها و تکالیف رشدی مواجه اند.برای آنکه افراد بتوانند از عهده این تکالیف رشدی برآیند به حمایت هیجانی زیاد از سوی اعضای خانواده ،دوستان و همکاران نیاز دارند.پژوهش نشان می دهد که دریافت محبت،تشویق و توجه از منابع مختلف با رفاه روان شناختی فرد همبستگی دارد.والدین سالمند مردان و زنان میانسال یکی از منابع حمایت خانوادگی آنان به شمار می آیند.افراد شاغل ممکن است از حمایت همکاران خود در محیط کار نیز برخوردار شوند.(واگن و اسکیز،1997)
بزرگسالان 40 تا 60 ساله را طبقه حاکم یا نسل فرمانروا می خوانند (استیونسن،1997).گر چه این افراد تنها 1/5 کل جمعیت را تشکیل می دهند اما جامعه نهادهای اجتماعی را تحت کنترل دارند.آنان هنجارساز،تصمیم گیرنده و دیوان سالارند.مشارکت آنان در زندگی اجتماعی برای پیشرفت جامعه ضروری است(همان منبع)
بسیاری از میانسالان در این سالها به آن می اندیشند که حاصل کارشان در فرزندپروری چه بوده است؟ این انتظار منطقی است که سازگاری و رفاه فرزندان با رفاه والدین مستقیما همبسته باشد هنگامی که والدین نظاره گر دستاوردهای موفقیت آمیز فرزندان خود چون پیشرفت تحصیلی و حرفه ای اند و وقتی می فهمند آنها شاد و سازش یافته اند،احساس رضایت عمیقی به آنها دست می دهد.سرانجام کار فرزندان،کارنامه معتبری است که شکست یا موفقیت آنان را به عنوان یک والد منعکس می کند. (تیلور،1998).


به طور کلی میانسالی را از 60-40 سالگی در نظر می گیرند اما در مورد مرز شروع و پایان آن ابهاماتی وجود دارد که این ابهام را حتی در مطالعاتی که در میانسالی شده در سن آزمودنی ها که از 30 الی 70 سالگی می باشد نیز می بینیم(برلند،1978) و (لاچمن،2004).با اینکه در ربع قرن گذشته به میانسالی زیاد پرداخته شده اما هنوز درباره دوران میانسالی نسبت به سالهای آخر دوران زندگی اطلاعات کمتری وجود دارد(بریم،1992).
تغییرات مرتبط با میانسالی:
به نظر می رسد تجربه میانسالی شامل جنبه های مثبت و منفی است (بالتز،1987).
گر چه به نظر می رسد میانسالان با چالش های چندگانه ای روبرو می شوند اما آنها به خوبی برای مقابله با آنها تجهیز هستند(آلدوین و همکاران،1997).
به نظر می رسد میانسالان برایشان مهم است که به چه خوبی دیده شوند و چه خوب به نظر آیند که این مطلب در مورد زنان اهمیت بیشتری نیز دارد.با در نظر گرفتن واژه میانسالی تعجب آور نیست که ببینیم آنها موهایی خاکستری دارند یا هنگام مطالعه از عینک استفاده می کنند-خسته اند -دچار کمردرد-گرگرفتگی-فراموشی-افت غریزه جنسی هستند یا فرزندانشان رشد کرده و خانه را ترک کرده اند یا والدینشان را از دست داده و تغییرات جسمانی -روان شناختی و اجتماعی را تجربه می کنند(لاچمن،...).
تجارت مرتبط با میانسالی جنبه مثبت و منفی دارد.برای مثال فقدان بارآوری همراه با یائسگی از این نظر که فرد در زمینه جنسی آزادی دارد،تجربه ای مثبت در نظر گرفته می شود (روسی،1994) و یا کاهش نقش فعال والدی وقتی فرزندان خانه را ترک می کنند با افزایش رضایتمندی زناشویی و فرصتی برای کشف علایق جدید همراه است(ریف و سلتزر ،1996)
در تحقیقی که در آمریکا انجام شده مشخص گردید که تغییر در وضعیت جسمانی - سلامتی -عملکرد روانی همزمان با پیر شدن بدترین جنبه میانسالی است و شرکت کنندگان اشتغال زیادی با بیماری قلبی و افزایش وزن داشتند.بهترین مساله درباره میانسالی احساس کنترل شخصی بیشتر و آزادی بیشتر -امنیت اقتصادی- آزادی و استقلالی که همراه با بزرگ شدن فرزندان رخ می داد اذعان شده بود.روابط بهتر با خانواده ،دوستان ،مراقبت از والدین مشکل دار و یا کمک به فرزندان و ذخیره پول برای دوران بازنشستگی به عنوان اهداف مهم دوران میانسالی در نظر گرفته شدند (برد و خانواده آمریکایی،1990).
اگر چه بعضی ابعاد عملکرد شناختی افت نشان می دهد، میانسالان منابع و تجاربی دارند تا با آنها مقابله نمایند (میلر و لاچمن،2000). برای اکثر افراد در میانسالی تغییرات بدنی و شناختی تدریجا رخ می دهد و منجر به ناتوانی یا اختلال نخواهد شد (ویلیز،1999).
میانسالی دوران طولانی است و میانسالان در زمینه های خانوادگی و شغلی نقش مهمی در به اشتراک گذاشتن تجاربشان و انتقال ارزش ها به نسل جوان بازی می کنند (والن و لاچمن ،2000)
در تحقیقی که در زمینه 5 عامل شخصیت در میانسالان شد مشخص گردید که مقیاس های هشیاری و توافق در زمان بزرگسالی افزایش می یابد و روانرنجوری کاهش می یابد.در مورد گشودگی به تجربه نتایج پیچیده ای به دست آمد و برونگرایی الگوی تغییری نشان نداد (سانجی و همکاران،2003)
رشد جسمانی در میانسالی ،تداوم تغییرات تدریجی ای است که در اوایل بزرگسالی جریان داشته است.با این حال ،با نگاهی به آیینه یا عکس های خانوادگی ،معلوم می شود که زمان کافی سپری شده و حتی نیرومندترین افراد متوجه می شوند که بدن پیرتر شده است.مو خاکستری و نازک می شود ،خطوط تازه ای روی صورت نمایان می شوند،و شکل بدن کمتر جوان به نظر می رسد.
این عوامل به تجدید نظر در خود انگاره جسمانی منجر می شود که اغلب بر امید کمتر به پیشرفت و ترس بیشتر از افول تاکید دارد (برک،1382).

تغییرات جسمانی :
بینایی:
یکی از تغییرات عمده در افراد میانسال مربوط به قدرت بینایی آنهاست.در طول زندگی عدسی های چشم به تدریج حالت ارتجاعی و انعطاف پذیری خود را از دست می دهند،و دید کانونی چشم ضعیفتر می شود.این وضعیت غالبا با دوربینی همراه است.(احدی ،1384)
در حدود 60 سالگی عدسی توانایی تمرکز روی اشیا» در فواصل مختلف را به کلی از دست می دهد که به این حالت پیرچشمی گفته می شود .عدسی های اصلاحی برای خواندن ،که برای افراد نزدیک بین شکل عینک دوکانونه می گیرد،این مشکل را برطرف می کند.به خاطر بزرگ شدن عدسی،چشم به تدریج بین 30 تا 60 سالگی ،دوربین تر می شود (ویت بورن،1996)
شنوایی:
تقریبا14  درصد بزرگسالان آمریکایی بین 45 تا 64 سالگی به ضعف شنوایی دچار هستند.گر چه برخی از اختلالات شنوایی در خانواده ها موروثی هستند،اغلب آنها به سن مربوط می باشند.این اختلال ها پیرگوشی نامیده می شوند و عوامل متعددی آنها را ایجاد می کنند (آدامزو مارانو،1995).
چشایی و بویایی:
حس چشایی نیز در حدود 50 سالگی تا اندازه ای ضعیفتر می شود.از آنجا که جوانه های چشایی تا حدودی حساسیت گذشته خود را از دست می دهند.افراد میانسال مزه غذا را مانند گذشته حس نمی کنند.حس بویایی در افراد میانسال عملکردی کامل داشته و تا مدت ها دستخوش تغییر نمی شود.(برک،1382)
پوست:
پوست بدن ما از سه لایه تشکیل شده است: رو پوست-پوست و زیر پوست.وقتی که پیر می شویم اتصال محکم رو پوست به پوست کاهش می یابد،الیاف پوست نازکتر می شود و چربی موجود در زیر پوست کم می شود.
این تغییرات باعث می شوند که پوست چروکیده و شل شود .بین 30 تا 40 سالگی،وقتی که لبخند می زنیم ،چین به ابرو می اندازیم و جلوه های صورت دیگری را نشان می دهیم، روی پیشانی خطوطی ایجاد می شود.بین 40 تا 50 سالگی ، این خطوط واضحتر می شوند و دور چشمها چین و چروک نمایان می شود .به تدریج، پوست انعطاف پذیری خود را از دست می دهد و مخصوصا در صورت ،دستها،و پاها، شل و آویزن می شود.بعد از 50 سالگی، «نقطه های سنی» که مجموعه ای از رنگ دانه های زیر پوست هستند،افزایش می یابند.(برک،1382)
تغییرات جنسی
    مشکل مهم سازش بدنی مردان و زنان در دوران میانسالی، پیدایش تغییراتی در توانش جنسی است.زنان به سبب یائسگی توانایی بچه دار شدن را از دست می دهند.مردان «بحران مردانگی»(climacteric male) را تجربه می کنند.تغییرات روان شناختی دوران میانسالی ،بیشتر نتیجه فشار روانی و عاطفی است تا ناراحتی بدنی.این حقیقت برای هر دو جنس صادق است.
   تغییرات جنسی در زنان   تغییرات عمومی بدنی و عاطفی زنان میانسال با پیدایش یائسگی آغاز می شوند لکن ضرورتا معلول آن نیستند یا به آن بستگی ندارند.توقف قاعدگی تنها جنبه ای از یائسگی است.
    -سن متوسط توقف قاعدگی حدود 49 سالگی است. و این سن بر حسب زنان فرق می کند و به وراثت،شرایط سلامت عمومی، و تنوع محیط زندگی بستگی دارد.
تغییرات جنسی در مردان    بحران مردانگی (مردی) با یائسگی بسیار فرق دارد. و این بحران حدود 60 تا 70 سالگی پیدا می شود،و بسیار آرام پیش می رود.
-با افزایش تدریجی سن،نیروی جنسی و تولیدی مرد نیز بتدریج کاهش پیدا می کند.
-سن توقف این نیرو را در مردان نمی توان دقیقا روشن ساخت.
-بحران مردانگی غالبا در دوران سالمندی و پیری پیدا می شود تا میانسالی.
-اکثر مردان در 40 یا 50 سالگی علایم همانند آنچه زنان در دوران یائسگی دارند نشان می دهند.و این علایم عمدتا  عاطفی و اجتماعی هستند تا عضوی،و نتیجه فشارهای شغلی، اجتماعی و خانوادگی می باشند.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar