مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/۱٢

باید دانست که درمان‌های مختلفی برای اعتیاد وجود دارد که از آن میان به درمان‌های دارویی، درمان‌های رفتاری، روانی، شناختی، شناختی ـ رفتاری، درمان‌های معنوی و مذهبی می‌توان اشاره نمود. تعدادی از متخصصان این درمان‌ها را به دو گروه عمده درمان‌های دارویی و روان ـ درمانی تقسیم می‌کنند. در درمان‌های دارویی از تجویز دارو برای ترک اعتیاد استفاده می‌کنند که خود داروی تجویز شده در برخی مواقع اعتیادآور بوده و عوارض ناخواسته جانبی دارد. به خاطر بی‌خطر بودن و دایمی بودن اثر، معمولا از درمان‌های غیردارویی استفاده می‌شود. در مواقعی هم که درمان دارویی تجویز می‌شود ، علت آن، سم‌زدایی و آماده‌سازی مراجع برای درمان‌های غیردارویی است.در...


 

روان‌درمانی اعتیاد به موادمخدر


باید دانست که درمان‌های مختلفی برای اعتیاد وجود دارد که از آن میان به درمان‌های دارویی، درمان‌های رفتاری، روانی، شناختی، شناختی ـ رفتاری، درمان‌های معنوی و مذهبی می‌توان اشاره نمود. تعدادی از متخصصان این درمان‌ها را به دو گروه عمده درمان‌های دارویی و روان ـ درمانی تقسیم می‌کنند. در درمان‌های دارویی از تجویز دارو برای ترک اعتیاد استفاده می‌کنند که خود داروی تجویز شده در برخی مواقع اعتیادآور بوده و عوارض ناخواسته جانبی دارد. به خاطر بی‌خطر بودن و دایمی بودن اثر، معمولا از درمان‌های غیردارویی استفاده می‌شود. در مواقعی هم که درمان دارویی تجویز می‌شود ، علت آن، سم‌زدایی و آماده‌سازی مراجع برای درمان‌های غیردارویی است.در روان‌درمانی، با توجه به الگوی نظری که روان‌شناس به آن معتقد است و در به‌کارگیری آن راحت است، روان درمان‌گران از درمان‌های مختلفی از شناختی تا رفتاری سود می‌جویند در زیر به برخی از این الگوهای روا‌ن‌درمانی که در ترک اعتیاد کارآیی خود را نشان داده‌اند اشاره می‌کنیم:
رفتار درمانی
در رفتاردرمانی اغلب روان‌شناسان معتقدند که با نشان دادن رفتار مناسب (و جانشین‌سازی آن به جای رفتار نامناسب)، و تقویت پیوسته رفتار مناسب، می‌توان رفتار پسندیده و مناسبی را جانشین رفتار نامناسب (مثلا اعتیاد) نمود. در این راستاست که معتقدیم داشتن اوقات فراغت صحیح و بانشاط و فراهم آوردن امکانات لازم برای گذراندن اوقات فراغت سالم و بانشاط از طریق ورزش، احتمال استعمال موادمخدر را کاهش می‌دهد. رفتار درمان‌گران به مراجعان خود تکالیف مخصوصی را می‌دهند که در بیرون از جلسه درمانی آن فعالیت‌ها را انجام دهند، هم‌چنین مراجعان خود را تشویق می‌کنند که رفتار مناسب را تمرین و تکرار کنند و پیشرفت خود را به سوی رفتار آماج (ترک و کاهش استفاده از موادمخدر) ثبت کنند. پاداش‌ها و تشویق‌های مناسبی برای رسیدن به اهداف تعیین شده (مثلا ترک اعتیاد و یا کاهش استفاده) در نظر گرفته می‌شود. نمونه‌هایی از ادرار مراجعان به طور مرتب مورد آزمایش قرار می‌گیرد تا اینکه بر استفاده از موادمخدر نظارت کاملی صورت گیرد. هدف در رفتار درمانی این است که مراجعان تشویق شوند سه نوع مشخص کنترل را که در زیر به آنها اشاره می‌شود در خود تقویت کنند و آنها را تمرین نمایند که عبارتند از:
کنترل محرکی
کنترل محرکی به بیماران کمک می‌کند موقعیت‌هایی را که استفاده از موادمخدر را تسهیل می‌کند، شناسایی کنند و از آن موقعیت‌ها پرهیز نمایند و بیشتر وقت خود را در فعالیت‌هایی صرف نمایند که آن فعالیت‌ها با استفاده از موادمخدر ناهمساز۲ ‌باشند.
کنترل میل و اشتیاق به موادمخدر
کنترل اشتیاق به مصرف موادمخدر به بیماران (مراجعان) کمک می‌کند که افکار، احساسات و انگیزه‌هایی را که منجر به مصرف موادمخدر می‌شوند، شناسایی نموده و در جهت تغییر آنها گام بردارند.
کنترل و مهار اجتماعی
کنترل و مهار اجتماعی دربرگیرنده افراد خانواده، دوستان و افراد مهم دیگری است که به بیمار کمک می‌کنند تا از مصرف موادمخدر بپرهیزد. مثلا والدین، یا افراد مهم دیگر در زندگی فرد معتاد در جلسات درمانی حاضر می‌گردند و به بیمار کمک می‌کنند تا تمرینات داده شده را انجام دهد، و در این راستا در تقویت رفتار مناسب گام برمی‌دارند. تحقیقات نشان می‌دهند که این روش درمانی به نوجوانان و جوانان کمک می‌کند که از اعتیاد و موادمخدر دست بکشند و توانمندی‌های خود را افزایش دهند تا اینکه پس از اتمام دوره درمانی بدون مصرف موادمخدر به زندگی و سلامت عادی خود ادامه دهند. تحقیقات هم‌چنین نشان داده‌اند که افراد تحت درمان در حیطه‌های دیگری از قبیل استخدام، کارکرد مدرسه‌ای (عملکرد آموزشی) و حضور دایم در کلاس، روابط خانوادگی و افسردگی نیز بهبودی قابل ملاحظه‌ای از خود نشان داده‌اند. این داده‌های نتیجه‌بخش درمانی را می‌توان در کل به حضور اعضای خانواده در جلسات درمانی و تشویق افراد معتاد به بازداری از موادمخدر با استفاده از تقویت‌کننده‌های مناسب و نظارت بر چگونگی عملکرد آنان از طریق آزمایش ادرار نسبت داد.
استفاده از روش‌های شرطی‌سازی بیزاری‌آور
تعدادی از رفتارگرایان با استفاده از درمان‌های بیزاری‌آور به مقابله با اعتیاد برخاسته‌اند. شرطی‌سازی بیزاری‌آور یکی از روش‌های درمانی است که عمدتا برای درمان الکلیسم، سیگار کشیدن و اعتیاد به موادمخدر، به کار گرفته شده است. اصل زیربنایی روش شرطی‌سازی بیزاری‌آور، همان شرطی‌سازی تقابلی است. در شرطی‌سازی بیزاری‌آور، محرک تقویت‌کننده رفتار نامطلوب (مثلا اعتیاد) در اثر مجاورت با یک محرک بیزارکننده، توانایی فراخوانی رفتار نامطلوب را از دست می‌دهد، یعنی خاصیت تقویتی‌اش را از دست می‌دهد. مثلا در درمان اعتیاد به مشروبات الکلی، به شخص معتاد دارویی خورانده می‌شود که تهوع‌آور است. بلافاصله پیش از آنکه اثر دارو ظاهر شود به او قدری مشروبات الکلی داده می‌شود. یعنی منظره، بو و مزه مشروبات الکلی بلافاصله با حالت تهوع دنبال می‌شود. این همایندی، مشروبات الکلی با حالت تهوع، چندین بار تکرار می‌شود تا اینکه سرانجام الکل به تنهایی موجب بروز حالت تهوع شود. بدین ترتیب شخص معتاد از الکل بیزار می‌شود.
حساسیت‌سازی نهان
حساسیت‌سازی نهان نیز یکی از روش‌هایی است که رفتارگرایان در درمان رفتارهای دردسرآور از جمله در درمان اعتیاد به موادمخدر از آن سود جسته‌اند. در این روش عملا هیچ‌گونه محرک آزارنده‌ای ارایه نمی‌شود، در عوض از مراجع خواسته می‌شود تا محرک مولد رفتار دردسرآفرین را با یک محرک آزارنده به طور خیالی همراه کند. این روش ابتدا به وسیله کاتلا(۱۹۶۶) ابداع گردید که آن را حساسیت‌سازی نهان نام گرفت. از آنجا صفت نهان را به این روش داده‌اند که در آن همراه شدن محرک‌ها صرفا در خیال مراجع رخ می‌دهد. علت نامگذاری آن به حساسیت‌سازی این است که در نتیجه همایندی خیالی محرک مولد رفتار نامطلوب و محرک بیزارکننده، محرک مولد رفتار نامطلوب نیز بیزارکننده می‌شود، یعنی مراجع به آن حساس می‌شود.
صحنه‌های مورد استفاده در روش حساسیت‌سازی نهان، طوری تنظیم می‌گردند که همراه با تجسم رفتاری که مراجع به قصد از بین بردن آن به درمانش روی آورده است، حداکثر اضطراب ایجاد می‌گردد. اما در بین صحنه‌ها، درمانگر می‌تواند از مراجع بخواهد تا از تقویت نهان برای نیرومند کردن انکار مربوط به فعالیت‌هایی که با رفتار مشکل‌آفرین ناهمسازند استفاده کند. در مثال زیر که توصیف‌کننده آزمایش ویسوکی (۱۹۷۳) در مورد به‌کارگیری روش حساسیت‌سازی نهان برای ترک اعتیاد به هرویین است این روش به خوبی نمایان شده است:
فکر کن در اتوموبیلت هستی و به سوی شهری رانندگی می‌کنی تا مقداری گرد تهیه کنی. در سر راه خود یک تابلو می‌بینی که مسافت مانده تا تهران را نشان می‌دهد. به این فکر می‌کنی که چقدر آسان می‌توانی مواد مورد نیازت را در آنجا به‌دست آوری. هنگامی که به این فکر مشغولی، زنبوری وارد اتوموبیلت می‌شود. می‌توانی صدای وزوز آن را بشنوی. می‌توانی ببینی که در مقابل چشمانت پرواز می‌کند. قهوه‌ای رنگ و زشت است. ترسی در تو راه می‌یابد، اما به آن اهمیت نمی‌دهی و به این فکر می‌کنی که وقتی خودت را ساختی چه احساسی به‌ تو دست می‌دهد. ناگهان هزاران زنبور وارد اتوموبیلت می‌شوند و با سر و صدای زیاد دور سرت می‌چرخند. تو به رانندگی به سوی شهر ادامه می‌دهی و به فروشنده موادمخدر و نحوه تماس گرفتن با او فکر می‌کنی و بعد او را می‌بینی؛ مردی که هرویین به تو خواهد فروخت. ناگهان زنبورها حمله می‌کنند و به سر و رویت می‌ریزند. به دستهایت حمله‌ور می‌شوند و فرمان اتومبیل پر از آنها می‌شود. نمی‌توانی جلوی رویت را ببینی. صدای وزوز این حشرات وحشتناک است. سراسر بدنت را نیش می‌زنند. به زیر لباست می‌روند، صورتت را نیش می‌زنند و تمام بدنت به سوزش می‌افتد. به این نتیجه می‌رسی که ارزشش را ندارد. تصمیم می‌گیری برگردی. مجسم می‌کنی که بودن در خانه و به دور از همه دردسرهای مربوط به هرویین، چقدر آرام‌بخش است و هنگامی که به قصد برگشت دور می‌زنی، زنبورها یکی‌یکی ماشین را ترک می‌کنند. هر چه جلوتر می‌روی، تعداد بیشتری از زنبورها از ماشین بیرون می‌روند. همه چیز آرام، بی‌دردسر و رضایت‌بخش است. رادیو آهنگ دلخواهت را پخش می‌کند. از اینکه بر وسوسه‌ات پیروز شده‌ای احساس شادمانی می‌کنی (ص ۵۸ ـ۵۷).درمان شناختی ـ رفتاری
روش‌های فوق نمونه‌ای از کاربردهای رفتار درمانی در کاهش و کنترل استفاده از موادمخدر است. علاوه بر رفتار درمانی، درمان‌های شناختی و شناختی ـ رفتاری نیز در درمان اعتیاد موثر بوده‌اند. در زیر به اختصار به معرفی و کاربرد درمان شناختی ـ رفتاری( CBT ) در درمان اعتیاد می‌پردازیم.
درمان شناختی ـ رفتاری ( CBT ) رویکردی کوتاه‌مدت و متمرکز برای کمک به افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. فرض بنیادی درمان شناختی - رفتاری این است که فرآیندهای یادگیری، نقش مهمی در ایجاد و تداوم اعتیاد و وابستگی به مواد ایفا می‌کنند. لذا از همین اصول می‌توان برای کمک به افراد در کاهش مصرف مواد استفاده کرد.
به عبارت ساده‌تر، درمان شناختی ـ رفتاری در شناسایی، اجتناب و مقابله به بیماران کمک می‌کند. یعنی در شناسایی موقعیت‌هایی که احتمال مصرف مواد در آنها زیاد است و اجتناب از این موقعیت‌ها در زمان مناسب و مقابله موثر با مسایل و رفتارهای مشکل‌آفرین مرتبط به سوء مصرف مواد.
ویژگی‌های درمان‌شناختی ـ رفتاری
درمان شناختی - رفتاری ویژگی‌هایی دارد که آن را به‌درمانی مناسب برای سوء مصرف مواد و اعتیاد مبدل می‌نماید. از جمله این ویژگی‌ها به نکات زیر اشاره می‌شود:
۱) درمان شناختی ـ رفتاری رویکردی کوتاه‌مدت و محدود است که در بسیاری از برنامه‌های درمانی می‌توان از آن استفاده نمود.
۲) درمان شناختی ـ رفتاری در آزمایش‌های بالینی دقیق مورد آزمون قرار گرفته است و به عنوان درمان اعتیاد به موادمخدر از پشتوانه تجربی برخوردار بوده است.
۳) درمان شناختی ـ رفتاری، رویکردی سازمان‌یافته، هدفمند و متمرکز بر مسایلی است که مصرف‌کنندگان موادمخدر با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند.
۴) این رویکرد بسیار انعطاف‌پذیر است و در مورد طیف وسیعی از بیماران، موقعیت‌ها (بستری و سرپایی) و در اشکال مختلف (گروهی و فردی) قابل استفاده است.
۵) درمان شناختی ـ رفتاری، رویکرد جامعی است که در آن از همه عناصر و تکالیف مشترک درمان‌های موفقیت‌آمیز اعتیاد استفاده می‌شود.
مولفه‌های اصلی درمان شناختی ـ رفتاری
درمان شناختی ـ رفتاری دو مولفه اساسی دارد که عبارتنـد از: تحلیـل کـارکـردی و مهارت‌آموزی.
تحلیل کارکردی a
در درمان شناختی ـ رفتاری، درمانگر و بیمار برای هر مورد مصرف مواد یک تحلیل کارکردی ارایه می‌دهند. بدین صورت که افکار، احساسات و شرایط بیمار را قبل و بعد از مصرف مواد شناسایی می‌کنند. در مراحل اولیه درمان، تحلیل کارکردی به بیمار کمک می‌کند تا تعیین‌کننده‌ها یا موقعیت‌های خطرآفرینی را که احتمال مصرف مواد را افزایش می‌دهند و نیز دلایل بیمار برای مصرف مواد را شناسایی کنند (مثلا مصرف مواد به منظور مقابله با مشکلات بین فردی و تجربه خطر یا لذتی که در زندگی عادی بیمار قابل دسترسی نیست.) در مراحل بعدی درمان، تحلیل کارکردی مصرف مواد می‌تواند به شناسایی موقعیت‌ها یا شرایطی که مقابله با آنها برای فرد دشوار است، کمک کند. در تحلیل کارکردی، بسیاری از متخصصان در جلسات درمان مسایل و موارد زیر را مورد بازبینی و تحلیل قرار می‌دهند:
ـ انگیزان‌ها و محرک‌های موردنظر در استفاده از موادمخدر: چه چیزی مرا به سوی مصرف مواد سوق داد؟ دوست، میهمانی، صحبت در مورد مواد، اضطراب، یکنواختی در زندگی و...
ـ افکار و احساسات: چه فکری به ذهنم خطور کرد که اقدام به مصرف موادمخدر کردم؟ چه احساساتی داشتم؟
ـ رفتار: چه کاری انجام دادم؟ چه زنجیره‌های رفتاری را برای تهیه مواد طی نمودم؟
ـ پیامدهای مثبت: چه چیز مثبتی رخ داد؟ آیا از مصرف مواد لذت بردم؟ آیا دردم تسکین یافت؟ آیا اضطرابم کم شد؟
ـ پیامدهای منفی: چه چیز منفی رخ داد؟ چه حالت‌های جانبی برایم اتفاق افتاد؟
مهارت‌آموزی
در برنامه‌های درمانی شناختی ـ رفتاری، افراد مهارت‌های جدیدی یاد می‌گیرند که جواب‌های بهتری برای مسایل و مشکلات آنان دارد و عادات یکنواخت قبلی (استفاده از موادمخدر برای تسکین و یا کاهش دردهای جسمانی و یا روانی) را با مهارت‌های موثر مورد مقایسه و مقابله قرار می‌دهند و می‌توانند جانشین خوبی برای عادات مضر خود پیدا کنند و در نتیجه در هنگام مشکلات به جای پناه بردن به موادمخدر از روش‌های مقابله‌ای موثر استفاده کنند. هنگامی که سطح مصرف مواد به درجه‌ای از شدت می‌رسد که فرد مجبور به درمان می‌شود احتمالا از مواد به عنوان راهی جهت مقابله با طیف وسیعی از مشکلات بین فردی استفاده کرده است. این وضع به چند دلیل رخ می‌دهد:
۱) فرد معتاد احتمال دارد در دوره نوجوانی راهبردهای موثر مقابله با مشکلات زندگی بزرگ‌سالی را یاد نگرفته باشد.
۲) هر چند ممکن است فرد در یک دوره زمانی این راهبردهای مقابله‌ای را فرا گرفته باشد ولی به دلیل تکیه مکرر بر مصرف مواد به عنوان راهی جهت مقابله با مشکلات، ممکن است این مهارت تضعیف شده باشد. هم‌چنین ممکن است این بیماران به علت درگیری مزمن با سبک زندگی متکی به مصرف مواد که در آن بخش عمده‌ای از وقت آنان صرف تهیه و مصرف مواد می‌گردد، راهبردهای موثر حل مساله را فراموش کرده باشند.
۳) ممکن است ناتوانی فرد در استفاده از راهبردهای مقابله‌ای موثر در نتیجه سایر مشکلات از جمله مصرف مواد هم‌زمان با یک اختلال روان‌پزشکی تضعیف شده باشد.

با توجه به اینکه سوء مصرف‌کنندگان و استفاده‌کنندگان از موادمخدر گروه ناهمگنی را تشکیل می‌دهند و یا با طیف وسیعی از مشکلات به درمان‌گر مراجعه می‌کنند، آموزش مهارت‌ها، با توجه به ویژگی‌های فردی، فرهنگی و خانوادگی متناسب هر کدام از مراجعان از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور تقویت و توسعه دامنه سبک مقابله‌ای فرد، آموزش‌ مهارت‌های درون فردی (مانند مقابله با میل مصرف مواد) و مهارت‌های بین فردی (مانند دوری از عرضه‌کنندگان مواد) به افراد آموزش داده می‌شود. بیماران این مهارت‌ها را هم به منزله راهبردهای خاص (قابل استفاده در اینجا و اکنون برای کنترل مصرف مواد) و هم به منزله راهبردهای عمومی و فراگیر که در مورد طیف وسیعی از مشکلات قابل استفاده است، یاد می‌گیرند. بنابراین هدف درمان شناختی ـ رفتاری، فقط کمک به بیمار در کاهش و یا ترک مصرف مواد در جریان درمان نیست، بلکه درمان شناختی ـ رفتاری مهارت‌هایی را به افراد آموزش می‌دهد که حتی مدت‌ها پس از ختم درمان نیز برای او مفید خواهند بود. 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar