مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱۱/٢

مرحله عملیات صوری
این مرحله در سنین 11 و 12 سالگی شروع می شود. پیاژه معتقد است با شروع تفکر عملیات صوری، تمام ساختارها و تجهیزات لازم برای اندیشیدن، گسترش و رشد می یابند. با این حال او معتقد بود که این ساختارها برای آن که کاملا رشد یابند به میزان زیادی نیاز به ظرافت و اصلاح دارند.
تفکر عملیاتی صوری، میدان فعالیت شناختی را گسترش می دهد، به گونه ای که نوجوان نه تنها می تواند در مورد وقایع حال فکر کند، بلکه می تواند وقایع گذشته و آینده را نیز به خاطر داشته باشد. همچنین می تواند به


روانشناسی نوجوانی(9)

 

مرحله عملیات صوری
این مرحله در سنین 11 و 12 سالگی شروع می شود. پیاژه معتقد است با شروع تفکر عملیات صوری، تمام ساختارها و تجهیزات لازم برای اندیشیدن، گسترش و رشد می یابند. با این حال او معتقد بود که این ساختارها برای آن که کاملا رشد یابند به میزان زیادی نیاز به ظرافت و اصلاح دارند.
تفکر عملیاتی صوری، میدان فعالیت شناختی را گسترش می دهد، به گونه ای که نوجوان نه تنها می تواند در مورد وقایع حال فکر کند، بلکه می تواند وقایع گذشته و آینده را نیز به خاطر داشته باشد. همچنین می تواند به جای محدود شدن به مسائل عینی و ملموس، مسائلی را ادراک کند که در آن کلام جانشین اشیا شده است. نشانه تفکر صوری این است که واقعیت از نظر احتمالی، جنبه ثانویه پیدا می کند. یکی از نتایج مهم این تغییر این است که به نوجوان امکان می دهد تا با مسائل فرضی که مستلزم پذیرش یک فرض و استفاده از تحلیل های منطقی است، مواجه شود. ویژگی دیگر تفکر صوری این است که نوجوان می تواند از تفکر ترکیبی استفاده کند یعنی قادر شود تا اثرات بیش از دو متغیر را که در یک زمان واحد عمل       می کنند، در نظر بگیرد. جنبه دیگر عملیات صوری، توانایی فکر کردن در مورد افکار (اندیشیدن در مورد اندیشه) است. در نتیجه این رشد، نوجوان از محتوا و منطق افکار خود و نیز دیگران آگاه شده و می تواند آن ها را ارزیابی کند. یکی از پیامدهای مهم این تغییرات در تفکر این است که نوجوانان از محدودیت های شناختی موجود آزاد می شوند. توانایی درک وقایع آینده یکی از دلایلی است که آن ها این قدر زیاد در مورد زندگی شان، به خیالپردازی و برنامه ریزی می پردازند. ایده آل گرایی نوجوان با این شیوه جدید تفکر در رابطه است. پیامد دیگر این است که نوجوانان می توانند استعاره ها را درک کنند. لذت بردن مضاعف از لطیفه ها نیز تجلی این رشد جدید در شناخت است.
ویژگی های عملیات صوری در تفکر
پیاژه می گوید در مرحله صوری که معمولا در سن 12 سالگی آغاز می شود، برخی توانایی های مهم در تفکر نوجوانان پیدا می شود که در سنین قبل وجود نداشت. اساسی ترین این توانایی ها تاکید بر تفکر مبتنی بر احتمالات به جای واقعه هاست. با به کارگیری روش فرضیه سازی و آزمون فرضیه، نوجوان  می تواند تعیین کند که کدام رابطه احتمالی درست است. 
مشخصه دیگر تفکر نوجوان، جدا شدن شکل و محتوا از یکدیگر می باشد. این توانایی فرق گذاری فرم از محتوا یکی از پیشرفت های راه گشا در تفکر نوجوان نسبت به کودک است که شامل یک نوع "عدم تمرکز یا میان واگرایی" می باشد که فرد بالغ می تواند آن را انجام دهد، در حالی که کودک محدود به چیزی است که روی آن "متمرکز است". به تدریج که سن نوجوان بالا می رود، او خود را نظاره کننده شکل گیری و ایجاد افکار خویش می بیند. شکل گیری هویت او نیز همراه با تغییر و اصلاح در اندیشه هایش، سرعت بیشتری می گیرد و درباره کلی ترین مفاهیم نیز قضاوت های تازه ای به دست می آورد.
توانایی های فراشناختی نیز در این دوره در ذهن نوجوان رشد می کند. همچنین توانایی های ذهنی نوجوانان به حدی از رشد می رسد که استفاده از راهبردهای کارآمدتر در حل مساله و برخورد با تکالیف گوناگون را برایشان امکان پذیر می سازد. ویژگی دیگر تفکر نوجوانان این است که می توانند دورنمای وسیع تری از زمان آینده در ذهن خود داشته باشند.
رویکرد پردازش اطلاعات
اگرچه مطالعات پیاژه بیشتر به فرآیندهای زیرین رشد شناختی پرداخته است، اما به نظر برخی به قدر کافی به مکانیسم های خاصی که فرآیند و عملکرد ذهنی را در بر می گیرد، توجه نکرده است. رویکرد پردازش اطلاعات کوشیده است این مشکل را برطرف کند و چگونگی فرآیندی را که مردم در برخورد با اطلاعات یا محرک ها طی می کنند، نشان دهد.
محققان این رویکرد سعی می کنند با استفاده از شبیه سازی کارکردهای ذهن با فنون رایانه ای، الگوهای عملکرد ذهنی انسان را ایجاد کنند. هم انسان و هم رایانه، سر و کارشان با اطلاعات است. اطلاعات را از بیرون  می گیرند، پردازش می کنند، استراتژی های حل مساله را به کار می گیرند، اطلاعات و راه حل های به دست آمده را در حافظه کوتاه مدت و بلندمدت ذخیره می کنند و اطلاعات ذخیره شده را در کاربردهای بعدی بازیابی   می کنند. محققان این رویکرد، مکانیزم های خاص تغییر شناختی را نیز بیان کرده اند:
- توجه  عمیق تر و با ضرورت های تکالیف سازگارتر می شود
- راهبردها  کارآمدتر می شوند و اندوزش، بازنمایی و بازیابی اطلاعات را بهبود می بخشند
- دانش  افزایش می یابد و به کارگیری راهبرد را    راحتتر می کند
- فراشناخت  گسترش می یابد و به آگاهی جدید در مورد راهبردهای موثر برای فراگیری اطلاعات و حل مسائل می انجامد
-توانایی پردازش بیشتر می شود. در نتیجه فضای موجود در حافظه فعال آزاد می شود تا اطلاعات بیشتری در یک زمان نگهداری شوند و با بازنمایی های انتزاعی کارآمد، ترکیب شوند.
تحلیل پردازش اطلاعات شاید کمکی باشد که بفهمیم نوجوانانی که در حل مساله مشکل دارند، شاید به این دلیل است که استراتژی های نامناسبی را در برخورد با مساله در پیش می گیرند، نمی توانند اطلاعات را از حافظه خود بازیابی کنند، یا در انتقال چیزهایی که قبلا در وضعیت مشابه آموخته اند به وضعیت جدید توانایی ندارند.
از نتایج پژوهش های مربوط به این رویکرد بر می آید که نوجوانان بهتر از کودکان می توانند یک مجموعه از اعداد ردیف شده را تکرار کنند، بهتر می توانند دو مجموعه از حروف ذهنی انتزاعی را با یکدیگر همتا سازند و با سرعت بیشتری به محرک ها پاسخ می دهند. این نتایج پژوهشی را می توان به صورت تفاوت های رشدی در فراخنای توجه، سرعت پردازش اطلاعات، یا توانایی استفاده از انواع راهبردهای پردازش اطلاعات از قبیل دانش اضافی، مرور کردن و یاد یار توضیح داد.
مدت زمان پردازش اطلاعات از دوره کودکی تا   سال های نوجوانی به تدریج کاهش می یابد و به خصوص در آستانه نوجوانی این کاهش با سرعت بیشتری مشاهده می شود. این مطالعات می تواند مکملی بر رویکرد رشد شناختی، از نوعی که پیاژه آن را طرح کرده است، باشد.
رویکرد شناختی - اجتماعی
این رویکرد نگرشی است که برخاسته از نظریه یادگیری اجتماعی است. آلبرت بندورا کاربرد نظریه یادگیری اجتماعی را در مسائل نوجوانان گسترش داد و نظریه پردازان دیگری مانند سلمان، رویکرد پیشرفته تری را که شناخت اجتماعی نامیده می شود، ارائه کردند.
یکی از مدل های کاملا سودمند که توسط سلمان ارائه شده، نظریه دریافت نقش اجتماعی است. در این مدل، دریافت نقش اجتماعی به معنای توانایی فهم خود و دیگران به عنوان افراد مستقل است. در برقرار کردن ارتباط با دیگران، سلمان 5 مرحله شناخت اجتماعی را مشخص    می کند و جدا از سنین تولد تا دو سالگی (که آن را مرحله صفر می نامد)، 4 مرحله دیگر را به صورت زیر توضیح          می دهد:
اول، مرحله خودمرکزبینانه غیرمتمایز (3 تا 7 سالگی): در این مرحله کودکان نمی توانند بین علائق و نظریات خود با علائق و نظر دیگران تمیز بدهند. همچنین قادر نیستند بفهمند که نظرشان ممکن است درست نباشد.
دوم، مرحله تفکر درباره خود از دیدگاه دیگری (8 تا 10 سالگی): کودک می تواند دریافت افراد دیگر را درباره رفتار و انگیزه های خود بفهمد و استنباط کند. در همین مرحله نسبی بودن دیدگاه های اجتماعی افراد ادراک می شود.
سوم، مرحله دریافت دیدگاه سوم شخص (10 تا 12 سالگی): کودک می تواند هم نظر خود و هم نظر والدین و هم نظر یک شخص بی طرف را درباره یک موضوع بفهمد. او قادر است به تعمیم هایی درباره  نظر اکثریت افراد یک گروه دست یابد. درک مفهوم دوستی نیز در این مرحله از یک رابطه دو جانبه به یک مجموعه از روابط متقابل بین افراد، تغییر می کند. چهارم، مرحله دریافت عمیق دیدگاه های اجتماعی (سال های نوجوانی به بعد): نوجوان قادر به تمیز دو موضوع در مورد خود و دیگران می شود، یکی آن که از انگیزه ها، اعمال، افکار و احساسات دیگران آگاهی پیدا   می کند و می فهمد که شکل گیری این ها در افراد مختلف نتیجه عوامل روانشناختی است. دوم آن که نوجوان قادر می شود بفهمد که شخصیت افراد عبارت از سیستمی است از خصوصیات و عقاید و ارزش ها و نگرش هایی که در جریان زندگی هر یک از آنان شکل گرفته است.
در نوجوانی، فرد ممکن است به سطح بالاتر و  انتزاعی تری از دریافت نقش های بین فردی دست یابد و سیستم اجتماعی را ادراک کند. چنین ادراکی باعث می شود او بتواند مناسبات درستی با سایر افراد برقرار کند و از مفهوم قانون و اخلاق نیز آگاهی پیدا کند. سلمان معتقد است که همه افراد به مرحله 4 شناخت اجتماعی (مطابق با مرحله صوری پیاژه و اخلاق قراردادی و فوق قراردادی کلبرگ) نمی رسند.
در رشد شناخت اجتماعی نوجوان، دو موضوع مهم دیگر نیز هست. یکی دیدگاهی که نوجوان نسبت به خود و والدین و نظام اجتماعی اطراف خویش پیدا می کند و دوم دیدگاه افراطی درباره خود که به صورت خودمرکزبینی و افسانه سازی شخصی بروز می کند.
استقلال جویی و شناخت بیشتر باعث تغییرات مهمی در نگرش نوجوان نسبت به خود و والدین و نظام اجتماعی می شود. تغییرات در ماهیت روابط نوجوان با والدین، اندیشیدن و تصمیم گیری درباره اهداف تحصیلی و شغلی، توجه فزاینده به ارزش های شخصی و اجتماعی و سیاسی و احساس و فکر تازه ای که درباره هویت خود پیدا می کند، همگی متاثر از رشد شناختی و شناخت اجتماعی اوست.
مخاطب خیالی
افکار و رفتار نوجوانان معمولا همراه با خودمرکزبینی است که نتیجه طبیعی تمرکز بیش از حد نوجوان به افکار و رفتار خویش است. تصور مخاطب خیالی از این احساس نوجوان ناشی می شود که گویا همه ناظر حال او هستند و به همین جهت او بیشتر وقت خود صرف واکنش نشان دادن به همین مخاطب خیالی خود می کند. واقعیت این است که دیگران چنین توجهی به نوجوان ندارند و هرکسی گرفتار حال خویش است اما این تمرکز بر خویش برای شکل گیری خودآگاهی نوجوان ضرورت دارد. به این ترتیب او از یک سو احساس می کند که ممکن است در رفتار و گفتارش مورد انتقاد دیگران قرار گیرد و از سوی دیگر با نگرش مکرر در وضع خویش به تغییر رفتار و به تحسین خویش می پردازد و بر اعتماد به نفسش   می افزاید.
افسانه سازی شخصی
مکمل تصور مخاطب خیالی در نوجوانان است، ناشی از اعتقاد عمیق آنان به بی همتایی و تباهی ناپذیری شخصی خویش. الکایند می گوید، نوجوانان که خود را این همه نسبت به دیگران مهم می بینند و مخاطب خیالی برای خود تصور می کنند، طبیعی است که ویژگی ها و احساسات خودشان را نیز کاملا بی نظیر بدانند و چنین است که آنان  محسنات خود را بی همتا و مشکلات شان را بی مانند و بسیار بزرگ و رنج آور تلقی می کنند. این احساس بی همتایی باعث می شود که آنان به مخاطره های بزرگ تن دهند و گمان کنند که خطری آنان را تهدید نمی کند.
رویکرد اجتماعی - فرهنگی 
در حالی که تئوری شناختی پیاژه، ساختار دانش کودکان و نوجوانان را در مهمترین جنبه های رشد شناختی مستقل از تاثیر بزرگسالان می داند، رویکرد اجتماعی - فرهنگی در رشد تفکر بر این باور استوار است که آگاهی فرد از طریق تعامل میان فرد و محیط اجتماعی - فرهنگی وی حاصل می شود. لئو ویگوتسکی می گفت که پیاژه و آرنولد گزل، اهمیت تعامل اجتماعی را در رشد شناختی بسیار کمرنگ کرده اند.
ویگوتسکی معتقد بود که آگاهی انسان حاصل تعامل میان فرد و محیط اوست و در جریان حل مساله شکل   می گیرد. در این تعامل از یک سو خود فرد است که فعالانه وارد عمل می شود و از سوی دیگر فرهنگ و محیط اجتماعی اوست که توسط بزرگسالان و اطرافیان فرد با کمک زبان و سیستم های علامتی موجود در آن فرهنگ به صورتی پویا بر او تاثیر می گذارد.
از نظر ویگوتسکی، هر نوعی از دانش، از ساده ترین تا پیچیده ترین آن، یک ساختار اجتماعی و فرهنگی دارد. تئوری او یک نظریه فرهنگی - تاریخی نیز به حساب   می آید. جنبه فرهنگی - تاریخی نظریه ویگوتسکی حاکی از آن است که ساختارهای مهم زبانی، افکار و روش های تفکر مستقلا توسط یک کودک یا نوجوان رشد نمی کند بلکه محصول تعامل درازمدت وی با اعضای پیشرفته تر فرهنگ اوست.
ویگوتسکی می گوید دانشی که نوجوان به دست  می آورد، دارای یک ساختار اجتماعی است و در مرز مجاور رشد وی (فاصله ای بین سطح عملکرد موجود با سطح عملکردی که با کمک مربی امکان پذیر  می شود) حاصل می شود. زمینه های زندگی اجتماعی که نوجوانان در آن رشدیافته یا در حال رشد هستند، تاثیر انکارناپذیری بر چگونگی رشد آنان به جای گذاشته و می گذارد.

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar