مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/٥

 دیدگاه مردم شناسی
1- روت بندیکت  (1887 -1948)
به اعتقاد وی میزان پیوستگی بین نقش های کودکی و بزرگسالی، عاملی اساسی در تاثیر یک فرهنگ خاص بر شخصیت فرد است. ماهیت انتقال از کودکی به بزرگسالی نیز اثرات مهمی در تجربه نوجوان دارد. انتقال های آرام یا پیوسته، تعارض یا اضطراب کمتری را در نوجوانی موجب می شود، در حالی که انتقال های ناگهانی یا ناپیوسته تعارض و فشار روانی شدیدی در پی دارند.


روانشناسی نوجوانی(7)

 دیدگاه مردم شناسی
1- روت بندیکت  (1887 -1948)
به اعتقاد وی میزان پیوستگی بین نقش های کودکی و بزرگسالی، عاملی اساسی در تاثیر یک فرهنگ خاص بر شخصیت فرد است. ماهیت انتقال از کودکی به بزرگسالی نیز اثرات مهمی در تجربه نوجوان دارد. انتقال های آرام یا پیوسته، تعارض یا اضطراب کمتری را در نوجوانی موجب می شود، در حالی که انتقال های ناگهانی یا ناپیوسته تعارض و فشار روانی شدیدی در پی دارند.
بندیکت جامعه ساموآ را به عنوان یک فرهنگ پیوسته و جامعه آمریکا را به عنوان یک فرهنگ ناپیوسته توصیف می کند. در فرهنگ های پیوسته در طی دوران بلوغ تغییری در رفتارهای مشهود دیده نمی شود، یا تغییر آنقدر تدریجی است که مشکلی وجود ندارد. در اغلب کشورهای غربی و صنعتی، تغییر در رفتار نسبتا ناگهانی است. 
2- مارگارت مید (1901 -1978)
رساله دکترای مارگارت مید در مورد آزمون ادعای هال، مبنی بر این که نوجوانی یک دوره پرفشار و طوفانی است، بود. مید به جزیره ساموآ در شرق استرالیا سفر کرد و اطلاعاتی از شیوه زندگی مردم این منطقه به دست آورد. به ادعای وی نوجوانان ساموآیی دوره نوجوانی را به راحتی و به دور از دغدغه، تعارض و اشفتگی سپری می کنند. در ساموآ کودکان رویدادهایی نظیر تولد، مرگ و حتی گاهی روابط جنسی را می بینند و با آن ها آشنا می شوند. ضمنا خدمات آن ها به جامعه مورد ستایش قرار می گیرد و همین روند تا بزرگسالی ادامه می یابد. مید نتیجه می گیرد که برخلاف ادعای هال و فروید، در ساموآ نوجوانی دوران طوفان و فشار نیست. در این جا مفهوم عمده این است که باید نقش نهادهای فرهنگی در شکل گیری رفتار به طور جدی در نظر گرفته شود. این قبیل مطالعات فرهنگی منجر به ارائه مفهوم جبر فرهنگی شدند; به این معنا که در فرهنگ های مختلف، شخصیت های مختلف رشد می کنند.
به تازگی مطالعات مید از چندین جهت مورد انتقاد قرار گرفته است. او تنها 9 ماه آن جا بود، نمی توانست به زبان آنان صحبت کند و مجبور بود به مترجم متکی باشد و همچنین از شرکت در جلسات روسای قبایل محروم بود.  با این حال انتقاد از کار او به این معنا نیست که متغیرهای فرهنگی بر تجربه و رفتار انسان تاثیر ندارند. دیگر مطالعات مردم شناسی جوامع بسیاری را توصیف می کنند که در آن ها دوره نوجوانی همراه با طوفان و فشار نیست. ضمنا مردم شناسان بعدی کمتر وضعیتی افراطی دارند و نقش عوامل زیستی - ژنتیکی را نیز در نظریه خود وارد ساخته اند.
رشد جسمانی
نوجوانی قبل از هر چیز با رشد جسمی و جنسی شروع می شود و در پی این جنبه از رشد است که تحولات وسیع روانی و اجتماعی در نوجوان پدیدار می شود و ادامه می یابد. در واقع نوجوانی با بیولوژی آغاز و با فرهنگ پایان می پذیرد. رشد جسمانی همانند دیگر جنبه های رشد فرایندی تدریجی و پیوسته و در عین حال ماهیتا ناپیوسته است. یعنی سرعت رشد بخش های مختلف بدن متفاوت است. ابتدا به تعریف چند مفهوم می پردازیم:
بلوغ: مرحله ای از زندگی است که طی آن فرد به تکامل جنسی می رسد و از قابلیت تولید مثل برخوردار   می شود.
جهش نموی نوجوانی: تغییرات چشمگیر قد و وزن در سنین نوجوانی
خصوصیات اولیه جنسی: به رشد اندام هایی اطلاق می شود که برای تولید مثل ضروری هستند.
خصوصیات ثانویه جنسی: آن دسته از ویژگی های فیزیولوژیکی که غالبا با شروع بلوغ ظاهر می شود ولی با تولید مثل رابطه مستقیم ندارند.
تغییرات هورمونی
تغییرات هورمونی پیچیده که زیربنای بلوغ را تشکیل می دهند، به تدریج صورت می گیرند و از 8 یا 9 سالگی در جریان هستند. ترشح هورمون رشد و تیروکسین بیشتر  می شود و به افزایش فوق العاده اندازه بدن و رسش استخوان بندی می انجامد. با شروع بلوغ جنسی، هیپوتالاموس غده هیپوفیز را تحریک می کند. علاوه بر هورمون رشد، هیپوفیز هورمون های دیگری هم تولید می کند. سه هورمونی که با هم هورمون های گونادوتروپین نامیده   می شوند، اهمیت ویژه ای در فرآیند بلوغ جنسی دارد. 
اندکی قبل از بلوغ، در میزان ترشح گونادوتروپین ها افزایش تدریجی دیده می شود. این ترشح اضافی موجب می شود تا تخمدان ها و بیضه های نابالغ از نظر اندازه رشد کنند و بالغ شوند و همچنین نسبت به گونادوتروپین ها حساس تر شوند. مجموع این دو اتفاق، بلوغ را آغاز   می کند. هورمون های گونادی (استروژن و پروژسترون در زنان و آندروژن در مردان) موجب تغییرات مختلف مرتبط با جنس در اندام های تناسلی و رشد صفات ثانویه جنسی می شوند.
پیش از آغاز بلوغ، هورمون های جنسی به میزان کم و بیش یکسانی در هر دو جنس وجود دارد، اما با آغاز نوجوانی نسبت تولید و ترشح آن ها تغییر می کند، البته نسبت این تغییر به جنسیت فرد بستگی دارد. به عبارت دیگر هر چه دختران به بلوغ نزدیک تر می شوند، نسبت استروژن به آندروژن در بدن آنان افزایش می یابد، ولی در پسران این نسبت معکوس است.
در دوران نوجوانی هورمون های تستوسترون و استروژن نقش مهمتری ایفا می کنند. تستوسترون که همراه با آندروژن در بیضه ها تولید می شود، نقش عمده ای در آغاز جهش نموی و رشد اندام های جنسی دارد. در خلال بلوغ، سایر غدد درونریز نیز فعالیت های تازه ای آغاز  می کنند. در دختران غدد فوق کلیوی با ترشح هورمون های شبه آندروژن باعث جهش نموی و رشد موهای بدن می شود. تخمدان ها استروژن و پروژسترون تولید می کنند که نقش عمده ای در رشد پستان ها، اندام های جنسی زنانه و کنترل چرخه قاعدگی دارند. 
بلوغ
اصطلاح بلوغ از یک واژه یونانی به معنای "سن مرد شدن" یا "رویش مو در بدن" اقتباس شده است. بلوغ  مرحله ای از زندگی است که فرد تکامل جنسی می یابد و از قابلیت تولید مثل برخوردار می شود. با شروع قاعدگی در دختران و خروج اسپرم در پسران، از نقطه نظر علمی نوجوانی شروع می شود. طی مرحله بلوغ که معمولا چهار سال طول می کشد، دو فرایند عمده روی می دهند که عبارتند از: رسش جنسی و بلوغ جسمانی  و در این جا به طور جداگانه مطرح می شوند. 
بلوغ یا تکامل جنسی
طی مرحله بلوغ کارکردهای مربوط به اندام جنسی (خصوصیات اولیه) تغییر قابل ملاحظه ای یافته و به تدریج خصوصیات ثانویه جنسی ظاهر می شوند. به طور کلی فرایند بلوغ در دختران دو سال زودتر آغاز می شود. دامنه سنی برای رسش جنسی دختران بین 9 تا 16 سالگی است و یک پسر نوجوان می تواند بین 11 تا 18 سالگی به مرحله تکامل جنسی برسد.
تغیییرات جسمانی در دوران نوجوانی کم و بیش توالی منظمی دارد، گرچه روند این توالی در همگان شکل مشابهی ندارد. برخی از نوجوانان مرحله بلوغ را به سرعت می گذرانند در حالی که سپری کردن این مرحله برای عده ای دیگر به کندی صورت می گیرد.
فرایند تغییرات جنسی در دختران معمولا ترتیب منظمی دارد. اولین نشانه بلوغ جنسی، برجستگی سینه ها و به دنبال آن ظاهر شدن موهای بدن است. با شروع جهش نموی، قد، وزن و سینه ها به سرعت رشد می کنند و   اندام های تناسلی تکامل می یابند. مهمترین نشانه تکامل جنسی آغاز عادت ماهیانه است که شروع آن بین 11 تا 15 سالگی است. بسیاری از دختران 12 الی 18 ماه بعد از شروع قاعدگی، توان باروری ندارند. 
در مورد پسران بلوغ جنسی با رشد بیضه ها  و به دنبال آن اندام های تناسلی ظاهر می شود. در همین زمان جهش نموی نیز آغاز می شود. با این حال بسیاری از پسران نیز تا مدتی توان باروری ندارند. تغییر بعدی، رشد موهای صورت است که نخست در دو طرف بالای لب و سپس در ناحیه چانه و اطراف صورت ظاهر می شود. معمولا رشد موهای سینه جز» آخرین ویژگی هایی است که اتفاق  می افتد. همزمان طنین صدای پسران تغییر می کند. افزایش در فعالیت غدد جنسی موجب پیدایش جوش های ریز و عرق کردن فراوان می شود.
رشد جسمی 
اولین نشانه بیرونی بلوغ، افزایش سریع قد و وزن است که جهش رشد نامیده می شود. دختر در اوایل نوجوانی بلندتر و سنگین تر است، اما در 14 سالگی، پسرها از دخترها جلو می افتند زیرا جهش رشد نوجوانی آن ها تازه آغاز شده است، در حالی که جهش رشد دخترها تقریبا پایان یافته است. رشد اندازه بدن در مورد اغلب دخترها در 16 سالگی و در مورد پسرها در 17/5 سالگی کامل می شود; یعنی زمانی که اپی فیزها در انتهای استخوان های بلند کامل بسته می شوند. در مجموع در هنگام بلوغ تقریبا25  سانتی متر به قد و 18 کیلوگرم به وزن نوجوان افزوده می شود. بین قد یک کودک قبل از شروع دوران جهش رشد با قد او در بزرگسالی همبستگی بالا (r/80 =0 ) وجود دارد. یعنی فردی که در کودکی کوتاه قد باشد، بعد از دوران جهش رشد نیز باز کوتاه خواهد بود. افزایش وزن با افزایش در اندازه استخوان ها، عضلات، اندام های بدنی و نیز افزایش در میزان چربی زیر پوست همراه است. 
همراه با تغییر قد و وزن، صورت نوجوان بیشتر شبیه بزرگسالان می شود. پیشانی پهن تر و بلندتر، بینی بزرگتر، دهان گشاد، لب ها بزرگتر و چانه مشخص تر می شود. مشکلات پوستی اغلب هنگام بلوغ شایع است. 
علاوه بر تغییرات آشکار، تغییراتی نیز در درون بدن نوجوان صورت می گیرد از جمله افزایش حجم اندام های گوارشی، قلب و شش ها، که این تغییرات اثرات مهمی بر گردش خون، تنفس، گوارش و سوخت و ساز بدن دارند.

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar