مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۱٠/۳

دیدگاه شناختی و اخلاقی
1- ژان پیاژه (1896 -1980
)
پیاژه بر اساس مشاهدات خود یک نظریه سه مرحله ای را مطرح کرد و تلاش نمود تا رشد شناختی را توصیف و تبیین کند. او معتقد است که توالی مراحل در مورد تمام انسان ها صرف نظر از عوامل فرهنگی یکسان است. با این حال میزان حرکت از یک مرحله به مرحله بعد ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. در این معنا او رشد انسان را معلول تعامل رسش و تجربه می داند. رسش نوعی آمادگی زیستی - عصبی است که موجود زنده را برای بروز پاره ای از رفتارها آماده می کند.


روانشناسی نوجوانی(6)

 

دیدگاه شناختی و اخلاقی
1- ژان پیاژه (1896 -1980
)
پیاژه بر اساس مشاهدات خود یک نظریه سه مرحله ای را مطرح کرد و تلاش نمود تا رشد شناختی را توصیف و تبیین کند. او معتقد است که توالی مراحل در مورد تمام انسان ها صرف نظر از عوامل فرهنگی یکسان است. با این حال میزان حرکت از یک مرحله به مرحله بعد ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. در این معنا او رشد انسان را معلول تعامل رسش و تجربه می داند. رسش نوعی آمادگی زیستی - عصبی است که موجود زنده را برای بروز پاره ای از رفتارها آماده می کند. به بیان دقیق تر، رسش آن دسته از تغییرات رشدی است که ناشی از یادگیری، آسیب، بیماری، یا سایر تجربه های  زندگی نیست، بلکه از لحاظ زیستی توسط ژن ها برنامه ریزی شده اند. با این حال درست نیست که نظریه پیاژه را یک نظریه رسشی بنامیم، زیرا او بر اهمیت تعامل بین فرد و محیط فیزیکی در رشد تفکر تاکید دارد.
طبق نظر پیاژه همان طور که افراد بالغ می شوند، تفکر پیچیده تر می شود. رشد شناختی از احساس ها و ادراکاتی که مبتنی بر فعالیت های حسی - حرکتی است، شروع  می شود و تا استدلال انتزاعی ادامه می یابد. در حدود سن 12 سالگی تغییر مهمی در تفکر کودکان روی می دهد. به این صورت که تفکر آن ها از سطح عملیاتی وارد سطح انتزاعی یا صوری می شود. تفکر انتزاعی نه فقط از این نظر مهم است که به نوجوان انعطاف پذیری و مهارت ذهنی بیشتر می دهد، بلکه از این نظر نیز حائز اهمیت است که بر رشد عاطفی و اجتماعی، رشد هویت، روابط با والدین و همسالان، باورهای مذهبی، اخلاقی و سیاسی و رفتار جنسی تاثیر می گذارد.
2- لارنس کلبرگ (1927 -1987)
کلبرگ در مورد چگونگی رشد اخلاق نظریه جامعی دارد. او داستان هایی تنظیم کرد که در هر یک از آن ها یک معمای اخلاقی گنجانده شده بود. او این داستان ها را با افراد سنین مختلف در میان گذاشت و اطلاعات مفصلی را جمع آوری کرد که مبنای نظریه اش قرار گرفت.
کلبرگ در نظریه رشد اخلاقی، اخلاق را در سه سطح پیش عرف، عرفی و پس عرفی مطرح می کند و سپس برای هر کدام از سطوح، دو مرحله فرعی در نظر می گیرد.
کلبرگ نیز مانند فروید، اریکسون و پیاژه، رشد را بیشتر یک تحول کیفی قلمداد کرده و برای آن مراحل خاصی قائل شده است. او مدعی است که این مراحل همگانی است و رسیدن به هر مرحله مستلزم عبور موفقیت آمیز از مراحل قبلی است. طبیعتا عده ای هیچگاه به مراحل عالی قضاوت اخلاقی نمی رسند. ضمنا کلبرگ کودک را موجودی فعال می بیند که تا حدود زیادی ابتکار عمل را به دست دارد. از نظر او زیربنای برخی  قضاوت های اخلاقی جنبه فطری دارد. از آن جا که کودک با استفاده از توانایی های وسیع شناختی خود به قضاوت های اخلاقی می پردازد، او کودک را "فیلسوف اخلاق"   می نامد. دیدگاه رفتارگرایی
رفتارگرایان مدعی هستند که تمام رفتارها، ارزش ها و عقایدی که یک فرهنگ خاص آن ها را تایید می کند، توسط اعضای آن فرهنگ پذیرفته خواهد شد و رشد روانی به یادگیری این ارزش ها و رفتارها بستگی دارد. رفتارگرایی بر اصولی تاکید دارد که بر یادگیری حاکم است. رفتار هیجانی و احساسات اغلب از طریق فرآیند شرطی سازی کلاسیک آموخته می شود. مهارت های حرکتی، توانایی اجتماعی و رفتارهای کلامی طبق اصول شرطی سازی فعال آموخته می شوند. رفتارگرایی رادیکال فقط به رفتارهای قابل مشاهده اهمیت می دهد و این گونه سوگیری آن ها را از مطالعه بخش مهمی از تجربه انسان که درونی است، محروم کرده است. آلبرت بندورا به عنوان یک رفتارگرای شناختی بهتر از رفتارگرایان رادیکال مسائل را تبیین می کند.
آلبرت بندورا
نظریه یادگیری اجتماعی، هم از اصول شرطی سازی کلاسیک و فعال استفاده کرده و هم به آن، اصولی را جهت تبیین رفتار اجتماعی انسان اضافه کرده است. برای مثال این نظریه اهمیت زیادی برای نقش الگوهای اجتماعی در فرآیند اجتماعی شدن قائل است. والدین، همسالان، معلمان و هنرپیشه ها، مهم ترین الگوهایی هستند که بر نوجوانان تاثیر می گذارند. بندورا این نوع یادگیری را  که ما در آن از طریق مشاهده اعمال دیگران و پیامدهای آن مطلب می آموزیم  یادگیری مشاهده ای نامیده است.
یادگیری مشاهده ای نوعی یادگیری شناختی است و چهار فرآیند را در بر می گیرد: توجه، نگهداری، تولید، انگیزش. در این فرآیند ها یک مشاهده گر، الگویی را مشاهده می کند و می آموزد تا اعمالی را که مشاهده کرده است، انجام دهد. به تدریج که کودکان بزرگ می شوند، والدین، معلمان و دیگر اشخاصی که برای آن ها مهم هستند، نقش الگو را عمل می کنند.

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar