مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢۸

2 پایه ریزی هدف مشترک :
در فرایند یادگیری هنگامی که معلم به منظور رسیدن به اهداف اموزشی با هر دانش اموز کار می کند , دانش اموز به انگیزه بیشتری دست می یابد و وقت و زمان بیشتری را صرف فرایند یادگیری می کنند.
توجه اولیه معلم بایستی متوجه اهداف باشد. هنگامی که اهداف واضح و روشن باشد سوالات مناسب به دنبال می اید و روشن بودن دستورالعمل معلم با پیشرفت دانش اموزان رابطه مثبت دارد. برعهده معلم است که یک هدف مشترکی را پایه ریزی کند. هنگامی که معلم با یادگیرنده ارتباط برقرار می کند, باید توانمندی , علائق یادگیرندگان را بنویسد. ...


روان شناسی رشد شناختی(3)


2 پایه ریزی هدف مشترک :
در فرایند یادگیری هنگامی که معلم به منظور رسیدن به اهداف اموزشی با هر دانش اموز کار می کند , دانش اموز به انگیزه بیشتری دست می یابد و وقت و زمان بیشتری را صرف فرایند یادگیری می کنند.
توجه اولیه معلم بایستی متوجه اهداف باشد. هنگامی که اهداف واضح و روشن باشد سوالات مناسب به دنبال می اید و روشن بودن دستورالعمل معلم با پیشرفت دانش اموزان رابطه مثبت دارد. برعهده معلم است که یک هدف مشترکی را پایه ریزی کند. هنگامی که معلم با یادگیرنده ارتباط برقرار می کند, باید توانمندی , علائق یادگیرندگان را بنویسد.
همچنان که  معلم نیازهای هر دانش اموز را در نظر می گیرد, برنامه های درسی  انان را نیز طراحی می نماید. معلم باید متوجه برخی از روش  های برطرف سازی مسائل و مشکلات منحصر به فرد و غیر معمول و اغلب ناموثری که دانش اموزان استفاده می کنند باشد.
اگر به دانش اموز اجازه دهیم تا در هدف مشترک سرمایه  گذاری کند انگیزش درونی انان را افزایش می یابد و به یادگیرنده کمک می کند میلی را در  خود ایجاد کند تا به هدف برسد این جاست که موفقیت در رشد مهارت های جدید, وابسته به توانایی خود شخص است.
در این حالت , فرایند یادگیری به  تنهایی صورت پذیرفته و کسب مهارت با تلاشی که می شود مستقیما همبستگی دارد.
3 نیازها و دامنه درک و دانش , دانش اموزان را فعالانه تشخیص دهد.
معلم بایستی از زمینه و بافت دانش و گذشته دانش اموزان اگاهی داشته باشد و نسبت به انان حساس باشد ( یعنی از زمینه بافت دانشی و اشتباهات مفاهیم دانش اموزان اگاه باشد) تا اگر در حال پیشرفت هستند بر این مسئله فائق اید.

 4- فراهم اوری کمکهای مناسب شامل نشانه ها, برانگیختن, سوال کردن , الگوسازی , گفتگو و بحث و پرسش و پاسخ می باشد. معلم از این مسائل به عنوان موارد استفاده  می کند تا بر نیازهای دانش اموزان  فائق اید.
لانج براساس کارهای  هوگان و  پرسلی و انچه  روهلر و کنتلون عنوان کرده اند , اظهار می کند که پنج روش متفاوت در اموزش به روش سکوسازی وجود دارد.
الگوبرداری از رفتارهای خواسته شده
توضیح دادن
دعوت دانش اموزان به مشارکت
روش سازی دانسته های دانش اموزان
دعوت دانش اموزان به ارائه راه حل
این فنون جهت هدایت دانش اموزان به سمت استقلال و خود تنظیمی به کار برده می شوند اولین گام در        اموزش سکوسازی غالبا الگوبرداری است.  لانج اظهار می کند الگوبرداری براساس تعریف هوگان و پرسلی و دافی و روهلر و هرمان این چنین است : رفتار اموزشی که نشان می دهد, در یک موقعیت قرار داده شده فرد چگونه احساس , فکر و در نهایت عمل می کند, عمده رفتارهای ادمی با مشاهده از طریق الگوسازی اموخته می  شود . از مشاهده دیگران فرد در مورد نحوه انجام رفتارهای جدید ایده ای کسب می کند و در موقعیت های بعد از این اطلاعات رمز گذاری شده به عنوان راهنمای عمل بهره می برد . یکی از کنش های مهم تاثیرات الگوسازی , انتقال اطلاعات مربوط به شیوه ترکیب پاسخ ها در الگوهای جدید به  مشاهده گر است. اطلاعات مربوط به پاسخ می تواند به واسطه نمایش فیزیکی بازنمایی تصویری یا  توصیف کلامی انتقال می یابد.
یک الگومتخصص می تواند مثال روشن و واضحی از تکلیف را برای انجام به موازات توسعه مهارت های زبان شناختی , الگوسازی کلامی نیز به عنوان حالت ترجیحی برای راهبری پاسخ , جایگزین الگوهای رفتاری می گردد.
الگوسازی کلامی , مورد استفاده گسترده دارد. چرا که با کلمات تقریبا می  توان گونه  های بی پایان رفتارهایی را انتقال داد   که توصیف و نمایش   رفتاری انها بسیار دشوار و زمان براست. زبان ابزار ابتدایی است که ما برای بیان کردن احساس و تجربه خود استفاده می کنیم و ابزاری است که برای انتقال انچه احساس و ادراک می کنیم به کار برده  می شود. زبان به عنوان ابزار , ابزار ها نامیده شده است.
الگورا میتوان به دو گونه دانست: الگوی تفکر با صدای بلند که جنبه شنیداری به مراحل فکر می دهد و مربوط تکلیف است. با الگوبرداری معلم می تواند بلند فکر کند و از این راه  فرایند فکر کردن را نشان دهد . برای مثال , معلم بایستی فرایند تفکر خود را به زبان اورد و کلمات نا اشنا را به اجزایی که قابل خواندن باشد بشکند. الگوتفکر با صدای بلند شامل به زبان اوردن مراحل فکر است هنگامی حل تفریق عدد دو رقمی بر روی تخته نمایش می دهد. سرانجام الگوبرداری عملکردی مطرح است که در این الگوهیچ توضیح لفظی لازم نمی باشد . مربی بیس بال به بازیکن هایش نشان می دهد که چگونه  زیر توپ برود و ان را بگیرد . معلم هنگام ارائه الگوباید توضیح دهد و این توضیحات بایستی واضح و قابل درک و فهم یادگیرنده باشد. در اغاز توضیحات جزئی اند و غالبا تکرار نشده اند . همچنان که یادگیرنده معلوماتش افزایش می یابد توضیحات ممکن است فقط شامل لغت کلیدی و برانگیزاننده باشد که به یادگیرنده کمک کند اطلاعات مهم را به خاطر اورد. ممکن است  لازم شود اموزش دهنده این توضیحات کامل را به دفعات متعدد به هنگام تمرین راهنمایی شده تکرار کند و یا  جملات را تغییر دهد. به تدریج که دانش اموزان تجربه کسب می کنند , معلم , دانش اموزان را به پرسش هایی مانند چه نوع , کدام یک , چقدر, اشنا می کند.
توضیحات حالات صریح و روشن تنظیم یافته ای است که سبب شکوفایی فهم و درک دانش اموزان درباره انچه در حال فراگرفتن هستند و علت و زمان استفاده از این دانش و چگونه استفاده شدن دانش می شود. در جهت روشن سازی دانسته های دانش اموزان از سکوها استفاده می شود. نقشه های مفهومی و نقشه های داستانی با فلوچارت ها , تصاویر , دیاگرام ها نیز سکوهایی برای جهت دهی فرایند ذهنی دانش اموزان و روشن سازی دانسته های دانش اموزان می باشند. نقشه مفهومی به یک بازنمایی تصویری و کلامی از مفاهیم و روابط مهم میان انها گفته می شود. هدف نقشه مفهومی این است که به یادگیرنده کمک نماید تا یک بازنمایی یا تصویر روشنی از انچه قرار است اموخته شود درست کند.
نقشه داستانی مانند نقشه های مفهومی است تا موقعیت مسئله , هدف , عمل و نتیجه را به هم ربط می دهد . این چنین نقشه هایی برای ارتباط رویدادهای مهم, ایده های اصلی و سایر ایده های با اهمیت کاربرد دارد.

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar