مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/٢٠

 تمام مواد اعتیادآوری که توسط انسان سوءمصرف می شوند به طور مستقیم یا غیر مستقیم مغز را تحت تأثیر قرار می دهند. اما سئوال این است که چطور این فرایند رخ می دهد. 

بد نیست بدانیم در مغز هر موجود زنده ای، ساختاری وجود دارد که به آن، نظام پاداش مغزی گفته می شود.به نظر می رسد، مغزهای ما سیم کشی شده اند تا مطمئن شوند که فعالیت های پشتیبانی کننده ی زندگی را


آیا اعتیاد لذت می آورد؟

 تمام مواد اعتیادآوری که توسط انسان سوءمصرف می شوند به طور مستقیم یا غیر مستقیم مغز را تحت تأثیر قرار می دهند. اما سئوال این است که چطور این فرایند رخ می دهد. 

بد نیست بدانیم در مغز هر موجود زنده ای، ساختاری وجود دارد که به آن، نظام پاداش مغزی گفته می شود.به نظر می رسد، مغزهای ما سیم کشی شده اند تا مطمئن شوند که فعالیت های پشتیبانی کننده ی زندگی را از طریق همراه سازی آن فعالیت ها با لذت یا پاداش تکرار خواهیم کرد. هر گاه این نظام پاداش فعال می شود، مغز خاطر نشان می شود که برخی چیزهای مهم در حال وقوع است که نیاز به یادآوری دارد، و به ما می آموزد که تکرار کنیم و تکرار، بدون تفکر در باره ی آن. زیرا بر این باور است که آن چه این مسیر را تحریک می کند، برای ادامه ی زندگی ضروری است.

انسان همانند سایر موجودات رفتار و فعالیتهایی را که پاداش دهنده است، انجام می دهد. احساسات لذت بـخش با ایجاد تقویت مثبت موجب تکرار رفتار مورد نظر می شود . جالب است بدانیم، پاداشهایی که موجب تحریک نظام پاداش می شوند،  دو گونه هستند:

1) پاداش های طبیعی مانند آب ، غذا و رفتار جنسی.

2)  پاداشهای مصنوعی نظیر مواد اعتیادآور. این مواد همان مسیری را تحریک می کنند که پادش های طبیعی تحریک می نمایند، بر این اساس، ما می آموزیم مواد را به همان شیوه ،سوءمصرف کنیم.

 در این نظام ماده ای شیمیایی ترشح می شود که مسئول هیجانات و احساس لذت است. این ماده به نام دوپامین است. دوپامین یک انتقال دهنده ی عصبی موجود در مناطقی از مغز است که حرکت، هیجان، شناخت، انگیزش و احساسات لذت بخش را تنظیم می کند. تحریک بیش از اندازه ی این نظام، که رفتارهای طبیعی ما را پاداش می دهد، اثرات سرخوشی طلب شده توسط کسانی که مواد را سوءمصرف می کنند، تولید نموده و به آنها یاد می دهند که رفتارشان را تکرار کنند.

 به دوپامین ماده ی شیمیایی « احساس خوب » نیز گفته می شود . بنابراین به نظر می رسد که دوپامین در مرکز عملکرد نظام پاداش قرار دارد . یکی از راههای توضیح کار دوپامین ، این است که آن را یک نظام پاداش به حساب آوریم . در واقع این نظام به ما می گوید :  « خوب بود ، دوباره این کار را انجام بده و درست به خاطر داشته باش که دفعه ی قبل چگونه آن را انجام دادی ».

 هنگامی که برخی از مواد، سوءمصرف می شوند،  2 تا 10 بار بیشتر از دوپامینی که مشوق های طبیعی آزاد می کنند، دوپامین رها می سازند. در برخی موارد، این موضوع تقریباً به سرعت رخ می دهد( زمانی که مواد تدخین یا تزریق می شوند)، و اثرات آنها می تواند مدت طولانی تری در مقایسه با مشوق های طبیعی ماندگاری داشته باشند. اثرات حاصل بر روی مسیر لذت مغز، رفتارهای پاداش دهنده ی طبیعی مانند خوردن و رفتارهای جنسی را نمایان می سازد. اثر چنین پاداش قدرتمندی به شدت افراد رابرای مصرف مجدد و مجدد برمی انگیزد. این موضوع دلیل آن است که گاهی اوقات دانشمندان می گویند، سوءمصرف مواد چیزی است که یاد می گیریم که خیلی خیلی خوب انجام دهیم.

 

نوجوانی ، زمانی حساس برای پیشگیری از اعتیاد

اگر در تاریخچه ی زندگی اولیه ی کودک گزارشی ازمصرف اولیه مواد وجود داشته باشد، شانس اعتیاد و سوءمصرف مواد در او جدی است. در مقالات قبلی اشاره به این کردیم که، مواد مغز را تغییر می دهند و این می تواند منجر به اعتیاد و سایر مشکلات جدی شود.

پیشگیری از مصرف اولیه ی مواد یا الکل می تواند خطر پیشرفت سوءمصرف و اعتیاد بعدی را کاهش دهد.خطر سوءمصرف مواد به طور عمده در خلال زمان های گذر افزایش می یابد، مانند تغییر مدارس، جابه جایی مکانی، یا طلاق. اگر ما بتوانیم سوءمصرف مواد را پیشگیری کنیم،   می توانیم از اعتیاد به مواد پیشگیری کنیم. در اوایل نوجوانی، زمانی که کودکان از دوره ابتدایی به مدارس راهنمایی و متوسطه ارتقاء پیدا می کنند، با چالشهای اجتماعی و شرایط تحصیلی جدیدی مواجه می شوند. اغلب در خلال این دوره، کودکان برای اولین بار در معرض مواد قابل سوءمصرف همانند سیگارها، و الکل قرار می گیرند. زمانی که نوجوانان وارد دبیرستان می شوند، ممکن است به میزان بیشتری با دسترس پذیری مواد مواجه شوند، مثل سوءمصرف مواد به وسیله ی نوجوانان بزرگتر، و فعالیت های اجتماعی که در آنها مواد مصرف می شوند.

 در همان زمان، بسیاری از رفتارهایی که جنبه ی بهنجار رشد آنها است، مانند تمایل به انجام برخی کارهای جدید یا خطرناک، می تواند تمایلات نوجوانان را به آزمایش با مواد افزایش دهد . تعدادی از نوجوانان ممکن است برای سوءمصرف موادتوسط دوستان سوءمصرف کننده ی مواد جهت مشارکت در تجربه با آنها ترغیب شوند. برخی دیگر ممکن است فکر کنند مصرف مواد (همانند استروئیدها) تظاهر یا عملکرد ورزشی آنان را بهبود خواهد بخشید یا سوءمصرف موادی مانند الکل یا اکستسی، آنان را در موقعیت های اجتماعی از اضطراب آزاد خواهد کرد.

 نوجوانانی که هنوزرشد قضاوت و مهارتهای تصمیم گیری آنان کامل نشده، ممکن است برای ارزیابی دقیق خطر و گرفتن تصمیم صحیح درباره ی مصرف مواد محدودیت هایی را داشته باشند. سوءمصرف مواد و الکل می توانند عملکرد مغز در مناطق حساس برای انگیزش، حافظه ، یادگیری ، قضاوت، و کنترل رفتار را مختل کند. بنابراین، تعجب آور نیست که نوجوانانی که سوءمصرف الکل و سایر مواد را دارند اغلب مشکلات خانوادگی و آموزشگاهی، عملکرد تحصیلی ضعیف، مشکلات مرتبط به سلامتی( شامل سلامت روانی)، و درگیری با نظام قضایی جوانان را دارند.

 بر اساس برخی از گزارشات، کودکانی که قبل از 12 یا 13 سالگی سوءمصرف مواد را شروع می کنند. طبق این گزارشات سوءمصرف مواد در سنین پایین شروع و در سال های نوجوانی به نقطه ی اوج خود می رسد. 

اگر این گزارشات درست باشند، با توجه به جوان بودن افراد کشور ما، و این که بیش از 60 در صد آنان زیر 24 سال سن دارند، پیشگیری از سوءمصرف مواد و اعتیاد دارویی بایستی از کودکی شروع و برنامه های خاص برای گروه های سنی کودک و نوجوان در نظر گرفته شود.

 

آیا احساس درد با مصرف مواد مخدر ارتباط دارد ؟

درد چیست و ما چقدر آن را می شناسیم؟ به نظر می آید، درد احساسی توأم با ویژگیهای انگیزشی نیرومند است. البته بایستی بین چندین نوع درد تمایز قائل شویم، برای مثال:

 

1) دردی که بطور مکانیکی ایجاد می شود.

2)  دردی که بطور شیمیایی ایجاد می شود.

3)  درد ناشی از سرما و گرمای شدید.

 

یادتان باشد، حتی اگر شدت واقعی محرکها یکسان باشد ، شدت درد ادراک شده از شخصی به شخص دیگر و از زمانی به زمان دیگر ، متفاوت است. 

درد را به چند طریق می توان تسکین داد، از جمله: 

1) از طریق تخلیه ی مخزن ماده پی. این ماده، یک انتقال دهنده ی شیمیایی در ساختار دستگاه عصبی است و کار آن انتقال برخی اطلاعات است.

2) حذف انتقال دهنده ی شیمیایی مغز که مرتبط به درد است.

3) افزایش فعالیت آندروفین ها، و مواد شیمیایی که فعالیت سلول های عصبی دردیاب را بازداری  می کنند. قرنهاست که معلوم شده است، مواد افیونی از جمله مورفین می توانند درد را تسکین دهند . در سال 1970 محققان دریافتند که مواد شبه افیونی که مغز از خودش آزاد می سازد به همان گیرنده هایی در مغز می رسد که مورفین آنها را متأثر می سازد.

 

به شکل بالا که مسیر احساس درد را به صورت نمادین نشان می دهد توجه کنید، هنگامی که با انگشت خود ضربه ی محکمی به یک میز می زنیم ، ابتدا سلول عصبی حسی موجود در انگشت، ضربه ی وارده را احساس کرده و پیام را به نخاع منـتـقل می کند ( مسیر قرمز رنگ ) . سلول های عصبی در آن جا با یک دیگر ارتباط برقرار می کنند، سپس پیام ارسالی به نخاع به سمت بالا و به طرف مغز حرکت می کند،  با سلولهای عصبی موجود در تالاموس که بخشی از مغز میانی است ( دایره قرمز ) ارتباط الکتروشیمیایی برقرار می سازند .

تالاموس این اطلاعات را سازماندهی کرده و آنها را به قشر حسی مغز ( آبی ) می فرستد . این منطقه از مغز اطلاعات ورودی نظیر درد را تعبیر و آنها را به قشر حرکتی مغز ( نارنجی ) هدایت می کند تا در آنجا اطلاعات به تالاموس ( مسیر سبز رنگ ) بازگردانده شود . تالاموس مجددا این اطلاعات دریافتی را پردازش کرده و علایمی به سمت پایین یعنی نخاع ارسال می کند . نخاع سلولهای عصبی را به سمت انگشت و سایر اعضاء بدن هدایت می کند تا به نسبت، به درد واکنش نشان دهند . در این هنگام انگشت خود را تکان می دهیم و یا فریاد می زنیم « آخ ! ».  

جالب است بدانیم: برخی از محرکهای حسی می توانند سبب آزادسازی انکفالین و در نتیجه کاهش پاسخ نسبت به محرکهای دردناک شوند.

حال اگر شما با هر احساسی از درد و بدون تفکیک نوع و منشاء آن، عادت به استفاده از نوع خاصی از مسکن ها یا داروهای خواب آور داشته باشید، بدانید که در معرض وابستگی به مواد قرار دارید. 

در مورد داروی مسکن و دردی که دارید، کمی فکر کنید و سپس می توانید با ما نیز مشاوره داشته باشید.

 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar