مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٠

در بعضی از موارد با افراد معتادی مواجه می شویم که عمیقا تمایل به کنار گذاشتن اعتیاد خود دارند و در حسرت بدست آوردن زندگی جدید و عاری از مواد مخدر می سوزند،آنان به وضعیت نامناسب خود پی برده اند و میدانند که ادامه اعتیاد ، جز تباهی و از دست دادن آخرین سرمایه های معنوی ،عاطفی و اقتصادی نیست،ولی در کنار تمام این اشتیاق برای بدست آوردن زندگی جدید ، متاسفانه با نگاهی به گذشته آنها، شاهد شکست های متعدد و عودهای بسیار زیاد هستیم و همیشه با سوالی اجتناب ناپذیر در این موارد روبرو می شویم :


 

با درمان نگهدارنده اعتیاد آشنا شوید

 

در بعضی از موارد با افراد معتادی مواجه می شویم که عمیقا تمایل به کنار گذاشتن اعتیاد خود دارند و در حسرت بدست آوردن زندگی جدید و عاری از مواد مخدر می سوزند،آنان به وضعیت نامناسب خود پی برده اند و میدانند که ادامه اعتیاد ، جز تباهی و از دست دادن آخرین سرمایه های معنوی ،عاطفی و اقتصادی نیست،ولی در کنار تمام این اشتیاق برای بدست آوردن زندگی جدید ، متاسفانه با نگاهی به گذشته آنها، شاهد شکست های متعدد و عودهای بسیار زیاد هستیم و همیشه با سوالی اجتناب ناپذیر در این موارد روبرو می شویم :

چرا این آسیب دیدگان از اعتیاد ، با داشتن اشتیاق فراوان به زندگی عاری از مواد ، قادر به بهبودی نبو ده اند؟

آیا  اراده لازم را برای ترک ، ندارند؟

 آیا آنان را بعنوان انسان هایی بدون اراده باید شناخت؟

آیا این شوق به داشتن بهبودی ،کاذب است؟

در اغلب موارد متاسفانه علی رغم نا آگاهی و فقدان اطلاعات لازم در خصوص اعتیاد، ما دست به قضاوت می زنیم و حکم صادر می کنیم و مبنای قضاوت ما بر اساس برداشتی است که از اعتیاد و معتاد در ذهن  خود داریم که آن هم  در بهترین و خوشبینانه ترین حالت همانند نگرشی خواهد بود که به یک فرد مبتلا به  آپاندیس و یا بیماری دیگر خواهیم داشت.

با خود می گوییم:

 چگونه است که فرد با داشتن این همه مشکلات ناشی از اعتیاد و شوق به بهبودی قادر به کنار گذاشتن اعتیاد نیست؟

چگونه نمی توانند اعتیاد خود را کنار بگذارند؟

و غالبا به پاسخی اینچنین می رسیم: که کافیست این افراد  چند روزدرد خماری را تحمل کنند که تازه آن هم با داروهایی جدید که دائما در تبلیغات روزنامه ها و حتی بصورت تضمینی هم وجود دارد براحتی امکان پذیر است، مگر در فلان فیلم نشان نداده که معتادی با تحمل 5 روز درد خماری یک زندگی سالم و بانشاطی را آغاز کرده.

 و افسوس که نداشتن آگاهی و در معرض اطلاعات غلط و سودجویانه قرار گرفتن راهی جز به خطا رفتن بدنبال نخواهد داشت .اینجاست که قضاوتی از روی ناآگاهی رخ می دهد و در دل آرزوی سرنوشتی غیر انسانی را برای اسیر شدگان در دام اعتیاد که قادر به کنار گذاشتن اعتیاد خود نیستند ، از خداوند طلب می نماییم.

سالها تحقیقات و تجربه در حوزه درمان اعتیاد و نتایج آماری بدست آمده اینک ثابت نموده است،  همانطور که عوامل مختلفی در ارتباط با هم موجب اعتیاد یک فرد می شود،داشتن درمان موفق نیز مستلزم شرایط مناسب و عوامل موثر در کنار یکدیگر است .

بعبارتی برای درمان خوب و موفق علاوه بر تمایل فرد اسیر در دام اعتیاد برای داشتن زندگی عاری از مواد ما نیازمند  ،روانشناسان و پزشکان آشنا و متخصص در امر درمان اعتیاد، شرایط مناسب خانوادگی و اجتماعی در کنار زمان و فرصت کافی برای ایجاد تغییرات در بینش، باورها و عادات  مددجو و حتی در غالب موارد، در خانواده او نیز هستیم.

به مثال زیر توجه نمایید:

1-سعید40  ساله متاهل و دارای یک دختر 10 ساله است ، 15 سال از اعتیاد او به مواد مخدر می گذرد ،او از سن 22 سالگی با تریاک آشنا شده و پس از 3 سال مصرف مصرف تفننی، در سن 25 سالگی به مصرف روزانه تریاک اعتیاد پیدا نمود، سعید در سن 30 سالگی با تعارف یکی از دوستان در محل کار با هرویین آشنا شد و در حال حاضر نیز 10 سال است  مصرف کننده هرویین میباشد.و متاسفانه در 3 ماه اخیرا از کراک استفاده می کند.در 3 سال اخیراو تا کنون بارها به روش های مختلف برای ترک اعتیاد خود اقدام نموده است ولی بیشترین مدتی که توانسته از مصرف هرویین و کراک اجتناب نماید حداکثر یک ماه بوده است، اینک او نا امید از داشتن زندگی بدون مواد و احساس عجز ولی مشتاق برای داشتن زندگی عاری از اعتیاد به مخواد مخدر، بواسطه اصرار همسرخود با جمع کردن آخرین اندوخته های زندگیشان که ناشی از فروش تنها قطعه طلای همسرش بوده در یکی از مراکز درمان اعتیاد حضور پیدا نموده و احساس می کند ،این آخرین شانس برای نگهداشتن کانون خانواده اش  است اگر این بار هم موفق نشود قطعا دیگر دلیلی برای بودن با همسر و فرزند خود نخواهد داشت.او در ذهن خود ترک های متعددی را که در این چند سال تجربه کرده به یاد میاورد سقوط آزاد،داروهای خواب آور ،زیر نظر پزشک و داروهای موجود در داروخانه،داروهای گیاهی و ..... حتی زیر بیهوشی در بیمارستان(UROD)، که متاسفانه تنها یک روز  بعد از آن ترک 8 ساعته زیر بیهوشی که حتی از یادآوری علائم و مشکلات آن نیز به هراس می افتد ، مصرف مواد را شروع نمود.او در ذهن با یادآوری درد و علائم خماری ناشی از ترک مواد ، سردی خاصی را در پیشانی چروک خورده خود احساس می کند و در دل می گوید ،خدای من برای نکشیدن درد خماری حاضرم بمیرم و ...،این خاطرات او را بیشتر در غم عجز و ناتوانی فرو می برد،اینک او نگران آینده است، آیا این بار همانند گذشه احتمال شکست وجود دارد؟ چگونه به همسر خود ثابت کند که دیگر از مصرف مواد خسته شده و از عمق جان مایل به بهبودی و زندگی بدون مواد است.او میداند که دیگر قادر به تامین هزینه های زندگی و اعتیاد خود نیست و در ذهن خود بارها پیشنهاد دوست معتادش را برای فروش و مصرف مواد بصورت تزریقی برای حداکثرجلوگیری از علائم خماری مجسم میکند و با خود زیر لب میگوید اگر این بار هم موفق نشدم باید برای رفع علائم خماری هیچ دودی را بیرون نفرستم و مواد را بصورت تزریقی استفاده کنم چون قادر به کار کردن زیاد برای خریدن بیشتر مواد  و رفع شدن علائم خماری نیستم او احساس میکند که هر روز درد خماریش با مقادیر بیشتری از مواد تسکین می یابد ،او دیگر همانند یکسال قبل نیست، او اینک مصرفش بمراتب بیشتر شده و در نتیجه هزینه خرید مواد او هم بالاتر رفته ..............

 

بیایید به سوال های که با خواندن ماجرای اعتیاد سعید به ذهن می رسد جواب بدهیم:

1-     چرا او معتاد شد؟

اجازه بدهید پاسخ روانشناسان و پزشکان را در خصوص سعید بشنویم:

 پس از بررسی وضعیت سعید و مصاحبه با او ،همسر و مادرش، علت اعتیاد سعید کمبود عاطفی شدید در دوران کودکی و افسردگی زودرس در سنین نوجوانی و جوانی تشخیص داده شد، او نیازهای عاطفی خود را در خانواده پیدا نمی کرد، داشتن پدری که خود را غرق در کار نموده و مادری که فاقد اطلاعات لازم بود و تنها دغدغه والدین و استنباط آنها از برطرف کردن نیازهای کودک خود محدود به تامین خوراک و پوشاک می شده عملا نیازهای عاطفی سعید را بی پاسخ می گذاشت .او  نیاز به آغوش و کلام مهر انگیز پدر داشت تا نوازش دستان و چشمان پدر در آخرین دقایق نیمه شب یعنی زمانی که او خواب بوده است، ،او نیاز به اعتماد به نفس و خود باوری داشت که پدر می بایست با رفتار ،نگاه و بیان خود به او هدیه می نمود،او نیاز به قدرتی داشت برای گفتن نه مقدس، در برابر آنانی که مایل به وسوسه او برای انجام خواسته های خود بودند،که مادر و پدر می بایست به اوقدرت شناخت موقعیت های نامناسب را ارزانی می داشتند.او نیازمند آموزش ،تربیت و شکوفایی ارزش های انسانی خود بود در سایه آرامش ، امنیت و محیط عاطفی  که والدین مسئول تامین آن بوده اند  ولی..............

متاسفانه این نیاز عاطفی سعید (در کنار فقدان  اعتماد به نفس و آن جرات مندی که می بایست والدین به او میدادند) ، او را وادار می کند که آن را در جای دیگر جستجوکند ودر نتیجه با گروه های همسال و افرادی با مقاصد سود جویانه که از ارزش های انسانی برخوردار نبوده اند ارتباط برقرار نماید،آنها، سعید را زمانی که او نیاز به محبت و آرامش گم شده در کانون خانواده داشت بعنوان طعمه ایی در دسترس با اولین تجربه مصرف مواد آشنا نمودند.

با هر بار مصرف مواد درکنار آرامش دروغین لحظه ایی ، زخمی دیگر و غمی جانگداز بر روح سعید نقش می بست.آری او برای تشنگی خود آبی شور را انتخاب نموده بود.آری اینک او معتاد شده بود و نیازمند خرید و مصرف مواد بود.  

2-     چرا علی رغم بارها ترک او قادر به کنار گذاشتن اعتیاد خود نشد؟

اعتیاد تباهی جسم و روحی است، یعنی هنگامی که به یک مددجو که دارای انگیزه لازم برای ترک است، برمی خوریم برای درمان مناسب می بایست از یک طرف به آسیب های روحی عاطفی و روانی او توجه کنیم و از طرفی به مشکلات  جسمانی، و بدانیم در مقایسه این دو آسیب، آسیب های جسمانی از ظاهر دردناک تر برخوردار بوده و قابل مشاهده هستند همانند درد،تعریق،لرز،تشنج و .... لذا اکثر افراد ، رخدادهای جسمانی و علائه خماری را بهنگام درمان اعتیاد، بعنوان تنها آسیب های ناشی از این معضل می پندارند ، و هنگامی که این علائم برطرف شوند از دید انان اعتیاد هم بهبود یافته ،در صورتی که اعتیاد همانند جراحی آپاندیس در یک فرد مبتلا به آپاندیسیت حاد  نیست ،که او را به اتاق عمل برده و آپاندیس او را در بیاوریم و بعد از گذراندن دوران نقاهت او از نظر جسمی سالم شود، درمان اصلی و ضروری و شاید بتوانیم به جرات بگوییم 99.99 در صد درمان اعتیاد در روح و روان فرد نهفته است و متاسفانه اکثر اقدامات درمانی صورت گرفته،بر جسم مددجو متمرکز می شوند، و  مددجو و همراهان او اینگونه استنتباط میکنند که با برطرف شدن علائم جسمانی حتما اعتیاد نیز درمان خواهد شد و باز هم بدبختانه مددجو را بدونه هرگونه تغییر در روان و روح با انتظارات ویژه روبرو می سازند.و غم انگیز آنکه بعد از مدتی اطرافیان فرد و حتی مددجو با آن همه شوق در درمان احساس خواهد نمود که دیگر راه نجاتی نیست و سرنوشت محتوم وی داشتن اعتیاد است.پس درمان مناسب بر پایه رفع آن عواملی خواهد بود که بعنوان زمینه ساز اعتیاد در فرد شناخته شده اند و همینطور برطرف شدن تغییرات نامناسب رفتاری در طول دوران اعتیاد ، یعنی یک سری عوامل بعنوان علل اولیه اعتیاد در فرد موجب مصرف مواد می شوند و همینطور در هنگام مبتلا شدن فرد به اعتیاد نیز، بواسطه تاثیراتی که اعتیاد بر روان انسان می گذارد ما تغییراتی علاوه بر علل اولیه در فرد خواهیم داشت . پس  زمانی می توانیم به درمان مناسب برسیم که تغییرات به سمت سلامت و تعادل در بینش، نگرش و شخصیت مددجو یعنی در روح  روان او و همچنین در جسم وی  نسبت به سابق صورت گرفته باشد و مددجو از تعادلی که لازمه سلامت و خویشتن داری است برخوردار باشد.

متاسفانه تمامی درمان ها در خصوص سعید، بدونه پرداختن به ریشه اعتیاد و تغییراتی بوده که در حین اعتیاد در شخصیت او ایجاد شده است،ودر تمام مراحل درمانی و روش های مختلفی که او تجربه نمود ، علت اعتیاد او یعنی افسردگی و برخوردار نبودن از محبت زمان کودکی و نداشتن آرامش همراه با اعتماد بنفس پایین در برخورد با مشکلات که در او منتهی به بینشی خاص در طول زمان شده بود و همینطور تغییراتی که در هنگام اعتیاد در او بوجود آمده بود مورد توجه قرار نگرفت.

3-اینک او چه باید بکند و چه درمانی برای او سودمند است؟

ویزگی های مثبت در سعید:

-او خواهان زندگی سالم است

-او از وضعیت خود و مشکلات موجود آگاه است

-او میداند که تا از دست دادن خانواده خو د فاصله ای ندارد

-همسر سعید همراه و خواهان بهبودی اوست

ویژگی های منفی در سعید:

-او دارای مشکلات روحی و روانی است که ریشه در کودکی دارند

-در طی مدت زمان اعتیاد او، مشکلاتی نیز در شخصیت او بوجود آمده

-همسر او اطلاعات مناسبی از درمان اعتیاد و آسیب هایی که اعتیاد میرساند ندارد

-محیط کاری او آلوده است

-اعتماد بنفس سعید بواسطه ترک های متعدد و ناموفقی که داشته بسیار شکننده است

-همسر او از اعتماد کمی نسبت به سعید برخوردار است

-ترک های متعدد موجب ترس او از علائم خماری شده است

توصیه درمانی برای سعید:

با توجه به نقاط ضعف و قوت در بیماری که شرح زندگی او را بیام نمودیم ،بهترین درمان برای سعید درمان نگهدارنده است در این درمان سعی خواهد شد که او دیگر از مواد مخدر استفاده نکند و بلافاصله از داروهای ویژه درمان نگهدارنده که قادرند در بدن سعید، همانند مورفین موجود در مواد مخدر، بر روی همان نقاطی از سیستم عصبی که مورفین اثر خود را می گذارد، استفاد ه شود. مزایای درمان نگهدارنده برای سعید:

1-     از بروز علائم خماری جلوگیری کرده و عوارض ناشی از مصرف نکردن مواد مخدر (کراک) را از بین ببرند بدون آنکه سعید دچار زیان های جانبی و عوارض خاص مصرف مواد مخدر شود.

2-     با مصرف داروهای درمان نگهدارنده سعید میتواند از قدرت مناسبی برای انجام کار و امور مربوط به زندگی خود برخوردار شود بدونه آنکه دچار هوس و میل برای استعمال مواد مخدر گردد.

3-     سعید میتواند بعد از مدتی از بینش و نگرش مناسبی نسبت به زندگی و وظائف خود برخوردار شده(چون دیگر تحت تاثیر عوارض جانبی مواد مخدر نیست) و با تلاش کادر درمانی و درمان های روانشناختی و تخصصی نسبت به شناخت و برطرف نمودن عواملی که موجب اعتیاد وی شده اقدام نماید.

4-     سعید دیگر با فروشندگان و مصرف کنندگان مواد مخدر ارتباط نخواهد داشت و نوع عادات و روش زندگی او تغییر چشمگیری پیدا خواهد نمود.

 همزمان می بایست با آموزش هایی که به همسر سعید داده می شود اطلاعات وی را بالا برد و نگرش اورا به اعتیاد و درمان درست و چگونگی رفتار با سعید تصحیح کرد.ما برای درمان نیازمند مشارکت و همراهی همسر سعید و ایجاد تغییراتی در او هستیم زیرا بواسطه اعتیاد سعید بعضی از رفتارهای ویژه در همسر او بوجود آمده است که می تواند آثار نامناسبی را بر درمان سعید بگذارد.

منظور از درمان نگهدارنده:

کسب زمان لازم برای شناخت و رفع عوامل برانگیزانند اعتیاد و بوجود آمدن تغییرات در روح ،روان ، شخصیت و کارکردهای جسمانی مددجویانی است  که علی رغم میل برای درمان و داشتن زندگی سالم ،شرایط مناسب برای ترک کامل مواد اعتیاد آور را نداشته و احتمال وخیم شدن وضعیت آنان بواسطه تجارب نامطلوب از درمان های گذشته و یا شرایط نامناسب فردی،خانوادگی و اجتماعی،  وجود دارد.

پس مددجویانی که در درمان نگهدارنده قرار می گیرند تا زمانی که موفق به ایجاد تغییرات در جسم ، روح و روان خود نشده اند و از بینش لازم و مهارت های ارتباطی برخوردار نگشته اند میبایست از داروهای مخصوص این نوع درمان استفاده کنند.   

 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar