مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٩/۱٠

زندگی نامه
شهاب الدین یحیی بن امیرک ابولفتوح سهروردی که لقب شیخ اشراق و شیخ مقتول را هم گرفته  است در سال 549 هجری شمسی مطابق با 1153 میلادی در سهرورد، دهکده ای در حوالی زنجان کنونی به دنیا امد و در سال 587 هجری در سن 36 سالگی در حلب به قتل رسید سهروردی در عنفوان جوانی به مراغه رفت و در انجا  حکمت و اصول را نزد مجدالدین جیلی اموخت و از انجا به اصفهان سفر کرد و به تحصیل فلسفه نزد ظهیر الدین قاری پرداخت وی از دانشمندان بزرگ زمان خود بود که در اصول تبحر داشت و در فروع به مذهب شافعی می رفت. او..


 

مکتب سهروردی(1)

 

زندگی نامه
شهاب الدین یحیی بن امیرک ابولفتوح سهروردی که لقب شیخ اشراق و شیخ مقتول را هم گرفته  است در سال 549 هجری شمسی مطابق با 1153 میلادی در سهرورد، دهکده ای در حوالی زنجان کنونی به دنیا امد و در سال 587 هجری در سن 36 سالگی در حلب به قتل رسید سهروردی در عنفوان جوانی به مراغه رفت و در انجا  حکمت و اصول را نزد مجدالدین جیلی اموخت و از انجا به اصفهان سفر کرد و به تحصیل فلسفه نزد ظهیر الدین قاری پرداخت وی از دانشمندان بزرگ زمان خود بود که در اصول تبحر داشت و در فروع به مذهب شافعی می رفت. او پس از تحصیل برای دیدار مشایخ صوفی به سرزمینهای اسلامی سفر می کرد و در ضمن خود را به زهد و ریاضت مشغول می داشت و اوقات زیادی را در اعتکاف می گذراند. سهروردی در ماردین از بلاد ترکیه به زیارت فخرالدین ماردینی عارف و حکیم ( ملقب به صاحب طبقات الاطبا» ) نائل شد . استاد همیشه از او به  بزرگی یاد می کرد و هوش و  استعداد او را می  ستود و  چنین از او یاد می کند: او در علوم فلسفی یگانه روز گارش بود و در علوم عقلی و اصول فقهی جامع بود تیز هوش و فصیح عبارت بود . ولی علم او زیادتر از عقل او بود و پس از قتل او به اصحاب خود چنین گفت: من در عمرم کسی را  به ذکا» و هوش و فراست شهاب الدین ندیدم و لیکن به واسطه تهور و بی مبالاتی در سخن بر او بیمناک بودم و  انچه حدس می زدم واقع شد.
طی گذار از اسیای صغیر و سوریه , سهروردی در یکی از سفرهایش از دمشق, به حلب, با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی دیدار  کرد و بین این دو الفتی و دوستی ایجاد شد. گاهی شیخ در حضور ملک ظاهر با علمای حلب مناظره و مجادله می کرد و انها را مجذوب می کرد چون او مبلغ نوعی حکمت بود که با  ارا» فقهای دین سازگار نبود, سرانجام انان از ملک ظاهر خواستند تا سهروردی را به اتهام داشتن اعتقاد به اندیشه های ضد دینی به هلاکت برساند وقتی ملک ظاهر امتناع کرد, فقها عریضه ای امضا» کردند و پیش صلاح الدین فرستادند و او به پسرش دستور داد سهروردی را به  قتل برساند ملک ظاهر از سر بی میلی فرمان پدر را به اجرا در اورد و سهروردی به سال 1208/587 کشته شد. در باب نحوه قتل سهروردی روایات مختلفی وجود دارد: شهر زوری می نویسد: او را به زندان افکندند و خوردن و نوشیدن را از او دریغ کردند تا مرد , گروهی گویند او ان قدر روزه داشت تا به اصل خود پیوست, بعضی در این عقیده اندکه او را خفه کردند و باز جمعی دیگر معتقدند او را با ضرب شمشیر کشتند. کسانی هم هستند که می گویند وی را از دیوار قلعه فرو انداختند و سپس بسوختند مرگ سهروردی همان اندازه اسرار امیز بود که زندگیش به غیر از شماری کتاب, چیز چندانی برجای نگذاشت  که سرگذشت زندگی او را روشن کند. از جمله اثار او مطارحات, تلویحات , مقاومات , حکمته الاشراق, پرتونامه, هیاکل النور , الواح عمادی, رساله  اطیر , اواز پرجبرئیل , عقل سرخ , رساله فی حقیقه العشق , رساله فی حاله الطفویه روزی با جماعت صوفیان می باشند.
اثار سهروردی که بنای اصل حکمت اشراق را تشکیل می دهد گنجینه ای است مرکب از عقاید و حکمتهای صوفیه و هر مسی و فلسفه های فیثاغوری، افلاطونی, ارسطویی و زرتشتی همراه با عناصر مختلف دیگر , به احتال قوی عقاید سهروردی تا حدود زیادی مرهون فلاسفه اسلامی به خصوص ابن سینا است شکی نیست که سهروردی تمایل زیادی به ایین زرتشتی داشته و حقایق ان مذهب در بارور شدن ارا» او تاثیر تام داشته است اعتقاد به نور و ظلمت در ارای سهروردی بسیار نزدیک به دو نیروی سپتامینو فرشته نیکی و انگره مینو فرشته بدی یا اهریمن در دین زرتشتی است و این امر البته دلیل ثنویت نیست زیرا زرتشت مظاهر نیکی و بد عالم را منسوب به این دو قوه می کند و در دین او اهورمزدا خدای واحد است.
معنی اشراق
کلمات عربی اشراق به معنی نوربخشی  ( پرتوافکنی ) و مشرق به معنی خاور ( محل برامدن افتاب) هردو ازنقطه نظر واژه شناسی از کلمه شرق به معنی طلوع خورشید مشتق شده اند.
وحدت میان معنی نوربخشی و شرق در واژه اشراق با رمز خورشیدکه طلوعش از شرق است و به همه چیز نور بخشیده و سرزمین را با نور بخشی و معرفت می شناساند ارتباط پیدا می کند. همچنانکه مغرب جایی است که  خورشید افول می کند و تاریکی حکم فرماست. مغرب سرزمین ماده, جهل یا افکار بحثی ( استدلال ) می باشد که در دام ساختمان منطقی خود گرفتار است.
شرق برعکس سرزمین نور و هستی و سرزمین علم و نوربخشی است که اندیشه بحثی و استدلالی را تعالی می بخشد. سرزمین علمی است که از صفا و تقدیس ترکیب یافته و انسان را از قید خود و جهان رها می سازد. به همین دلیل سهروردی حکمت  اشراق را به شاه موبدان ایران باستان چون کیخسرو و حکمای یونان چون اسکلپیوس, فیثاغورث و افلاطون نسبت می دهد, حکمایی که حکمت انها بر صفای درون و الهام عقلانی و نه بر منطق بحثی , استوار است. با انکه سهروردی از ابن سینا بسیار پیروی کرده اما فلسفه مشائیان را که برهانی و استدلالی است رها کرد و به حکمت و فلسفه ذوقی روی اورده مقصود از حکمت ذوقی همان طور که خود شیخ می گوید, حکمتی است که براساس یافت و کشف و شهود استوار است نه برمبنای برهان و استدلال زیرا از نظر شیخ استدلال و برهان ادمی را به حقیقت نمی رسانند او می گوید: من مسائل حکمت  ذوقی را ابتدا از راه یافت و کشف  و شهود به دست اوردم و سپس در جستجوی برهان و دلیل برامدم نه برعکس , در حالیکه در فلسفه بحثی , اساس براستدلال است بدون انکه مسائل و مباحث ان محقق شده باشد, حتی برای استدلال کننده , که او خود در  انچه اثبات می کند. شک و تردید دارد در حالیکه در حکمت ذوقی نخست دل می پذیرد ان را باور می کند و سپس به دنبال برهان می رود. وی می گوید: من خود انچه را یافته ام باور دارم و برای خود نیازی به برهان و استدلال ندارم و  اگر استدلال و برهانی اقامت کرده ام در مقام تعلیم و اموزندگی می باشد.
1 هستی شناختی در حکمت اشراق
تا انجا که به سلسله مراتب  حقیقت مربوط می شود سهروردی به هستی شناسی سنتی اعتقاد داشت وی فکر سلسله مراتب وجود را حفظ کرد ولی چهارچوب هستی شناسی ابن سینا را از وجود به نور تبدیل کرد. دقیقا همین تغییر بنیادی بود که به وی امکان داد تا بسیاری از موضوعات سنتی فلسفی را, مخصوصا رابطه میان ماهیت و وجود را ارائه کند.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar