مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٢۳

عـزت نفس بالا یـکی از پشتوانه هـای محـکمی اســت کـه میتواند کـودک را در مقابل چالش های دنیای خـارج استوار سازد. به نظر میرسد کـودکانی که احساس بهـتری نسبت به خودشان دارند، راحت تــر می توانند از پس مشکلات بر بیایند و در برابر فشارهای منفی خیلی راحت تر از سایرین مـقاومت می کنند. آنـها بیشتـر لبخند می زنند و از زندگی لذت بیشتری می برند. این نوع کـودکان واقـع گرا هستند و عموماً خوش بین می باشند.


 

عزت نفس در کودکان و راه های تقویت ان

 

عـزت نفس بالا یـکی از پشتوانه هـای محـکمی اســت کـه میتواند کـودک را در مقابل چالش های دنیای خـارج استوار سازد. به نظر میرسد کـودکانی که احساس بهـتری نسبت به خودشان دارند، راحت تــر می توانند از پس مشکلات بر بیایند و در برابر فشارهای منفی خیلی راحت تر از سایرین مـقاومت می کنند. آنـها بیشتـر لبخند می زنند و از زندگی لذت بیشتری می برند. این نوع کـودکان واقـع گرا هستند و عموماً خوش بین می باشند.


از سوی دیگر کودکانی که دارای عزت نفس پایینی هستند، هر چالش کوچکی میتواند سبب ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی در آنها شود. کودکانی که به خود اعتماد ندارند، به سختی می توانند برای مشکلات خود راه حل های کاربردی پیدا کنند. اغلب افکار منفی نظیر: "من آدم خوبی نیستم" یا "نمی توانم هیچ کاری را به خوبی انجام دهم" به سراغ آنها می آید و سپس به صورت افرادی غیر فعال و افسرده در می آیند. فقط کافی است با یک چالش روبرو شوند، اولین واکنشی که نشان می دهند: "من نمی توانم" است. این مقاله را بخوانید تا ببینید چه نقش مهمی را می توانید در ارتقای عزت نفس سالم در کودکان خود ایفا کنید.

 

عزت نفس چیست؟

عزت نفس از مجموعه ای از اعتقادات و احساساتی تشکیل می شود که فرد در مورد خود دارد. می توان از آن به عنوان "درک فردی" نیز نام برد؛ اینکه کودک چه واکنشی در برابر محرک های خارجی از خود نشان می دهد، و در برابر مشکلات چه رفتارهایی از خود بروز می دهد.

الگوهای عزت نفس از همان دوره های پایین سنی در افراد شروع به رشد می کند. به عنوان مثال زمانیکه یک خردسال و یا یک کودک نوپا کار مهمی را انجام می دهد، نوعی حس موفقیت در او ایجاد می شود. کودک باید یاد بگیرد که پس از شکست های متوالی باز هم بتواند بدست آوردن موفقیت را تجربه کند. به عنوان مثال باید حتی زمانیکه کودک یاد می گیرد قاشقش را به درستی در دهان قرار بدهد، او را تشویق کنید و به او نگرش "تو می توانی" را آموزش دهید. بدست آوردن موفقیت باید همراه با اسرار و مداومت انجام پذیرد.

زمانیکه کودک از انجام کاری شکست می خورد، تلاش می کند، مجدداً شکست میخورد و باز هم تلاش می کند و نهایتاً به موفقیت دست پیدا می کند، یک ایده کلی در مورد توانایی های خود بدست می آورد. همچنین نگرش هایی در مورد طریقه رفتار کردن با دیگران را بدست آورد. در این مرحله نقش والدین از اهمیت بالایی برخوردار میشود. پدر و مادر باید به کودک کمک کنند تا عزت نفسی سالم و بدور از هر گونه خطا و اشتباه را در او ایجاد کنند.

عزت نفس همچنین می تواند به موجب حس دوست داشتن و دوست داشته شدن نیز ایجاد شود. زمانیکه کودک به یک موفقیت دست پیدا می کند، خوشحال می شود، اما اگر در این شرایط کسی به او ابراز عشق و محبت نکند، احساس عزت نفس پایینی به او دست خواهد داد.

البته کودکی که والدین به اندازه کافی به او ابراز محبت و عشق می کنند، اما در مورد توانایی های خود مطمئن نیست، باز هم ممکن است پیرامون ایجاد ارتقای عزت نفس خود با مشکلاتی مواجه شود. عزت نفس سالم زمانی ایجاد می شود که میان تمام موارد تعادل برقرار شود.

 

علائم عزت نفس سالم و ناسالم

میزان اعتماد به نفس کودک در طی دورانهای مختلف زندگی با نوعی نوسان روبرو میشود. تجربیات کودک زیاد می شود و درک او نسبت به مسائل مختلف تغییر پیدا میکند به همین دلیل عزت نفس او به طور متناوب در حال تغییر است. این امر می تواند به والدین کمک کند تا نشانه های عزت نفس سالم و ناسالم را درک کنند.

کودکی که با عزت نفس پایین روبرو است هیچ گونه تمایلی به انجام کارهای جدید ندارد. در این شرایط کودک ممکن است دائماً در مورد توانایی های خود نگرش منفی داشته باشد و چیزهایی از این قبیل بگوید: "من نادان هستم" یا "هیچ وقت یاد نمیگیرم که چگونه باید کارها را به درستی انجام دهد" یا "آخرش چه می شود؟ به هر حال که هیچ کس به من اهمیت نمی دهد."

تاب و توان کودک در برابر مشکلات کم می شود به راحتی تسلیم موانع خارجی میشود و همیشه منتظر کسی است که از راه برسد و بار مسئولیت های او را به دوش بکشد. این قبیل کودکان به شدت نسبت به انتقادهای خارجی از خود واکنش منفی نشان می دهند، و به راحتی از خودشان ناامید می شوند. این افراد معمولاً در برابر موانع خارجی به شدت بدبین هستند.

کودکی که دارای عزت نفس سالمی است، از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برد. او از قرار گرفتن در در مکان های عمومی و اجتماعی لذت می برد و در عین حال تنهایی نیز به او آرامش می دهد. زمانیکه نوبت به مواجهه با مشکلات و چالش های خارجی می رسد، می تواند به راحتی راه حل های کاربردی و مفید را پیدا کند. به راحتی متوجه کاستی ها می شود و هیچ موقع خود و یا اطرافیانش را زیر سؤال نمی برد. به عنوان مثال به جای اینکه بگوید: "من نادان هستم" می گوید: "من این مطلب را به درستی متوجه نشده بودم." این قبیل کودکان نقاط ضعف و قوت خودشان را به خوبی می شناسند و آنها را می پذیرند. این امر سبب می شود که نوعی نگرش خوش بینانه در آنها ایجاد شود.

 

چه کمکی از دست والدین بر می آید؟

پدر و مادرها در ارتقای حس عزت نفس کودکان چه نقشی دارند؟ در این قسمت چند راهکار اساسی برای شما ذکر شده که با اتکا به آنها می توانید عزت نفس کودکان خود را ارتقا بخشید.

  • مراقب صحبت کردن خود باشید. کودکان نسبت به گفته های والدین خود بسیار حساس هستند. نه تنها باید کودکان را به خاطر کاری که با موفقیت انجام داده اند، بلکه باید آنها را به خاطر تلاشی که در این زمینه انجام داده اند، نیز تشویق کنید؛ اما در این راه باید صادق باشید و از هر گونه مبالغه بپرهیزید. به عنوان مثال اگر فرزند شما نتوانست وارد تیم فوتبال مدرسه شود، نباید به او بگویید: "خوب دفعه آینده می توانی با تلاش بیشتر وارد تیم شوی" بلکه بهتر است چیزی شبیه به این به او بگویید: "درست است که تو نتوانستی وارد تیم فوتبال شوی، اما به هر حال تو تمام تلاشت را به کار گرفتی و این قابل تقدیر می باشد." همیشه نتیجه مهم نیست، بلکه همان تلاشی که فرد انجام میدهد نیز قابل ستایش است.
  • یک الگوی مثبت باشید. اگر زندگی را بیش از اندازه به خودتان سخت بگیرید، منفی گرا باشید و در مورد توانایی ها و محدودیت های فردی خود واقع بین نباشید، کودک به صورت ناخودآگاه عیناً کارهای شما را بازتاب خواهد داد. عزت نفس شخصی خود را پرورش دهید تا کودکتان هم بتواند از شما الگو برداری کند.
  • عقاید نادرست کودک را تشخیص داده و آنها را تغییر دهید. پدر و مادر باید این توانایی را داشته باشند که بتوانند عقاید غیر منطقی کودک خود را تشخیص دهند. این اعتقادات در هر زمینه ای می توانند باشند: توانایی های فردی، جذابیت، کمال و یا هر چیز دیگری. این امر می تواند به کودک کمک کند تا در مورد ارزیابی توانایی های خود واقع بین تر باشد و همچنین می تواند به کودک کمک کند تا نگرش های مناسب تری را در خود ایجاد کند. احساسات نادرست می توانند در اعماق وجود فرد ریشه دوانده و به صورت یک واقعیت عینی در او بروز کنند. به عنوان مثال کودکی که در تمام موارد درسی در مدرسه به خوبی ظاهر می شود و تنها در درس ریاضی قدری ضعیف است، ممکن است با خودش بگوید: "من ریاضیم خوب نیست، دانش آموز بدی هستم". این نوع تعمیم دادن ها باعث می شود که توانایی های دیگر کودک نیز به مرور زمان رو به تحلیل رفته و به مرور زمان موجبات شکست کودک را فراهم آورند. در چنین شرایطی می توانید به او بگویید: "تو دانش آموز خوبی هستی، ریاضی درسی است که باید وقت بیشتری روی آن بگذاری، ما با هم می توانیم روی آن کار کنیم."
  • با فرزندان خود مهربان و خودجوش باشید. عشق و محبت والدین می تواند تاثیر شگرفی بر روی ارتقای عزت نفس کودکان داشته باشد. آنها را در آغوش بگیرید و به آنها بگویید که مایه ی افتخار شما هستند. می توانید در ظرف غذای او یادداشت هایی از این قبیل بگذارید: "به نظر من تو فوق العاده ای"، او را صادقانه تشویق کنید و در این کار به هیچ وجه مبالغه نکنید. کودکان به راحتی می توانند تشخیص دهند که آیا چیزی از اعماق وجود شما نشئت می گیرد یا خیر.
  • واکنش های مثبت و دقیق از خود نشان دهید. تعبیراتی مانند: "تو همیشه دست به دیوانگی می زنی" ممکن است به کودک این حس را القا کند که هیچ گونه کنترلی بر روی بروز احساسات خود ندارد. به عنوان مثال میتوانید بگویید"تو خیلی سریع در مقابل برادرت عصبانی می شوی، اما خوشحالم که سر او فریاد نمی زنی و او را مورد ضربت قرار نمی دهی" این امر به کوک نشان می دهد که حق انتخاب دارد و به او کمک می کند تا در شرایط مشابه دیگر نیز انتخاب صحیحی داشته باشد.
  • محیط خانه را امن و مطمئن سازید. کودکی که نمی تواند در خانه احساس اعتماد داشته باشد و در آنجا مورد آسیب قرار می گیرد، از عزت نفس پایین رنج خواهد برد. کودکی که دائماً در برابر جر و بحث ها و دعواهای خانوادگی پدر و مادر قرار می گیرد، افسرده و مضطرب خواهد شد. همیشه باید به خاطر داشته باشید که به کودک خود احترام بگذارید.
  • خانه خود را تبدیل به مامن امنی برای تمام اعضای خانواده کنید. دردسرهایی که دیگران ایجاد می کنند، مشکلات مدرسه، اختلاف با همکلاسی ها، و سایر فاکتورهای بالقوه ای که می توانند بر روی عزت نفس کودک تاثیر گذار واقع شوند، کار کنید. اقدامات لازم را به سرعت و با حساسیت تمام انجام دهید.
  • کودک را به کسب تجربیات سازنده تشویق کنید. انجام فعالیت هایی که حس همکاری را در کودک پرورش می دهد، خیلی بیشتر از فعالیت هایی که حس رقابت را در آنها ایجاد می کند می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال فعالیت هایی که در آن فرزند بزرگتر به خواهر یا برادر کوچک تر خود کمک میکند، می تواند تاثیز شایان ذکری هم در زندگی فرزند بزرگتر و هم عزت نفس فرزند کوچکتر داشته باشد.

 

کمک از منابع تخصصی

اگر احساس می کنید که کودک شما دارای عزت نفس پایینی است، می توانید از موارد حرفه ای و تخصصی کمک بگیرید. مشاور کودک و خانواده می توانند دلایل اصلی این امر را که چرا یک کودک در مورد خود احساس خوبی ندارد، بررسی کند. مشاوره های تخصصی می تواند به کودک کمک کند تا در وهله اول درک واقع بینانه تری از خود داشته باشد و سپس می تواند با شناختی که از خود پیدا می کند قابلیت های فردی خود را ارتقا بخشد. با میزان کمی کمک هر کودک می تواند عزت نفس سالم تری را برای دنبال کردن یک زندگی شادتر، سالم تر و و کامل تر ایجاد کند.

یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در کودکان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می کند. از این رو با توجه به اهمیّت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان، در جهت تقویت و افزایش آن، موارد زیر به والدین و دست اندرکاران تعلیم و تربیّت توصیه می شود:

1-روحیه دینی و ایمان مذهبی را در کودکان و نوجوانان تقویت کنید.

2- سعی کنید در برخورد با کودکان و نوجوانان، توانمندی های آن ها را مورد نظر قرار دهید، نه ناتوانی ها را.

3- زمینه کسب تجربه های خوشایند از فعالیت های مستقل و آزاد را برای آن ها فراهم کنید.

4-تجربه های موفقیت آمیز آنان را افزایش دهید.

5-قدرت تحمّل کودکان و نوجوانان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.

6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عین حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقویت کنید.

7- کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید.

8-مهارت های اجتماعی کودکان و نوجوانان کمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزایش دهید.

9- آنان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.

10-از انجام هر گونه رفتار تنبیهی و تحقیرآمیز درباره ی دانش آموزان خودداری کنید.

11- از مقایسه کردن دانش آموزان بپرهیزید و تفاوت های فردی را مورد نظر قرار دهید.

12-در برخورد با کودکان و نوجوانان، ملایم و منطقی باشید.

13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خویش بدهید و به نظریات آن ها احترام بگذارید.

14- نظریات خویش را به دانش آموزان تحمیل نکنید و آن ها را به صورت ساده و عینی، قابل لمس و درک برای آنان توضیح دهید.

15- به دانش آموزان درحد توانایی هایش مسئولیت بدهید.

16- در انجام کارهای روزانه، آن ها را هدایت، ارشاد و تشویق کنید.

17- به آن ها در حد لزوم اجازه فعالیّت و بازی دهید.

18-در برخورد با آنان حالت پذیرندگی، و نه طردکنندگی داشته باشید.

19- از وابسته کردن بیش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهیزید.

20- آن ها را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید.

21- بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوید و با آنان یکسان رفتار کنید.

22-هر چه که آن ها می خواهند به راحتی و سریع در اختیار شان نگذارید، به او فرصت دهید تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درک کند.

23-نسبت به احساسات و عواطف کودکان یا نوجوانان خود، بی تفاوت نباشید، آن ها را به گرمی بپذیرید و تا حد امکان آن ها را یاری کنید.

24-با آن ها همانند دوستان صمیمی رفتار کنید.

25-توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه (میان پدر و مادر) در روحیه یا رفتار کودک یا نوجوان منعکس می شود.

26-به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی کودکان اهمیت دهید و نسبت به آن ها بی تفاوت نباشید.

27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود. خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی که به طور روزمره برای اعطای اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید، جلوه گر می شود.

28-در محبّت کردن به کودکان، راه افراط یاتفریط را در پیش نگیرید، محبت متوسط توأم با صمیمیّت، اثر فراوانتری دارد.

29- به فرزندتان احساسی بدهید که بداند دوست داشتنی و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نکنید.

30-توقعات کودکان را در حدّ معقول و درست برآورده سازید.

31-هیچ گاه آن ها را با القاب نامناسب صدا نزنید و از مسخره کردن آن ها به طور جدی بپرهیزید.

32- در پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان جدیّت به خرج دهید.

33-در شرایط آموزشی، بر فعالیت دانش آموزان در یادگیری تأکید شود نه بر پیشرفت آنان، زیرا تأکید بر فعالیت یادگیری، به جای تأکید بر درستی و نادرستی پاسخ، برانگیزنده ی کوشش های دانش آموزان است.

34-رقابت میان دانش آموزان برای کسب نمره کاهش یابد. تحقیقات نشان داده است، در موقعیّت های آموزشی که میان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّی دانش آموزانی که عزّت نفس بالایی دارند، با شکست روبه رو می شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آن ها افزایش می یابد.

35- برای آن که کودکی با عزّت نفس بالا پرورش دهیم، باید خود دارای عزّت نفس شایان توجّهی باشیم

 

اعتماد به نفس

 

سالهاست که بشر با تمام قوا در تلاش برای احیاء علم کیمیا است . در هر زمان و دورانی عده ای تمام عمر خود را صرف تبدیل مس به طلا نموده اند . ما نیز برآنیم . اما ما را با مس دیگری سروکار است وطلای ایده آل ، حقیقتی دیگر است . آمده ایم درحد بضاعت در مورد تبدیل مس وجود به طلای حقیقت ، بی هنری به باهنری و بوده ها به باید ها مطالبی را با هم تمرین کنیم .

لمسش نمی کنیم اما همیشه در تماس با ماست و هرگاه خود را لمس می کنیم اول آنرا حس می نمائیم هرگز به نگاه نمی آید اما هنگام نگاه خود در آینه ابتدا آنرا می بینیم . صدایش را نمی شنویم اما هر موقع در مورد " خود " صحبت می نمائیم آنرا مطرح کرده ایم .

این چیز مهم و اسرار آمیز چیست ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

این طلا که حقیقی ترین طلای وجودی ماست و بدون داشتن آن هیچ کاری میسر نیست چیزی نیست جز " اعتماد به نفس "

اعتماد به نفس مجموعه ای از باورها و احساسات در مورد " خود " است بدان معنا که : شما چقدر برای خود ارزش قائل هستید ؟ و چقدر خود را مهم می پندارید ؟ چگونه خود را می نگرید و درمورد موفقیت هایتان چه احساسی دارید ؟

اعتماد به نفس شجاعت و جسارت تلاش در حوزه های فکری وعلمی را مطرح می سازد و به همه افراد خود باوری ، عزت نفس ، استقلال ، اتکاء به نفس ، احترام به خود و بسیاری از صفات عالیه انسانی را هدیه میدهد

اعتماد به نفس یعنی طرح " من "

اعتماد به نفس یعنی " من هستم "

" من می خواهم "

" من می توانم "

" من موفقم "

" من خوشحالم "

از سوی دیگر اعتماد به نفس بمعنای خود بزرگ بینی ، غرور بی جهت و عجب وکبرو کمال فرد نیست بلکه به ما می گوید :

( که باارزش هستیم وشایسته دوست داشتن ).

در واقع اعتماد به نفس یعنی

" مقدمه شناخت خود و توانائیهای خود "

که این شناخت انگیزه ، نگرش و رفتار فرد را متاثر می سازد و درسایه این شناخت سربلندی - موفقیت و افتخار ایجاد می گردد .

و درنهایت عدم اعتماد به نفس چیزی جز زوال و تباهی را به ارمغان نمی آورد و این معظل با خود کم بینی ، عدم احساس امنیت و استقلال ، عدم موفقیت ، اضطراب ، افسردگی ، مشکلات روحی روانی ، اختلالات رفتاری وخواب و احساس تنهایی همراه خواهد بود.

 

به دنبال این تعریف کوتاه و ساده به دنبال این کیمیای هستی ساز ، راههای کسب ، تقویت و اعتلاء آنرا بررسی می نمائیم

ازآن زمان که نوزاد و کودک چشم به این جهان می گشاید ، دیدن را آغاز می کند و می بیند از آن هنگام به این هستی راه می یابد می شنود ، لمس می کند و بویایی و چشایی را تجربه می کند در کنار این حواس ، قیاس ( مقایسه نمودن تمامی اجزاء هستی باهم ) ، سنجش و اندازه گیری نیز اتفاق می افتد و در تجارب بعدی جستجوگری و کنکاش نیز به حواس کودک راه می یابد .

همراه با رشد کودک و در اصل افزایش تجارب کودک و بالندگی قدرت ذهنی ، تفکر و تعمق این احوال به تکامل رسیده و ماحصل را بنام شناخت تعریف می نمایند. با این شناخت کودک از همان ابتدای حضور دراین عالم و در سال های اول زندگی ایده های گوناگون را در مورد خویش بدست می آورد و خود را بگونه ای می بیند که در بعدها در شکل گیری روحی - روانی و شخصیتی او موثر خواهد بود.

از همان ابتدا که کودک راه رفتن را تجربه می کند و این عمل را بارها تکرار می کند و یا آن هنگام که گریه می کند و خواسته های خود را می طلبد ، او بطور ناخود آگاه در کنار تکامل حضوراش تجربه اندوختن و موفقیت را دنبال می کند .

کودک ده ها بار می افتد باز می ایستد واین کار را آنقدرادامه میدهد تا با تسلط راه برود. این اصرار در تجربه کردن و پیشرفت و موفقیت جزئی از ذات بشر است که با آن پا به این حیات می گذارد . اما مشکل از آن هنگام شروع می شود که تجارب تلخ یا آزموده های نامناسب کودک را در انجام کاری مردد سازد و این شک وتردید درادامه راه اورا از تلاش مجدد وآفرینش مجدد بازدارد.

 

و انسان بدون آفرینش یعنی هیچ

اینجاست که نقش اساسی خانواده و مدرسه را بعنوان اولین مشوق ها و ترغیب کننده باز می یابیم . تشویق ها وراهنمایی ها و شناخت های مناسب دراین دوران بیشترین کمک را به رشد و ارتقاء اعتماد به نفس کودک و درنهایت تمامی افراد جامعه در تمام سنین می نماید.

جالب توجه آن که فرزندانی که در مورد خودشان احساس خوبی دارند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارهستند در کمترین زمان به بهترین روش با مشکلات واتفاقات بوجود آمده کنار می آیند و نسبت به سایرین از قضاوت بهتری نسبت به مسائل برخوردار هستند ، این کودکان بیشتر و بهتر می خندند، واقع گرا و خوش بین هستند . این افراد واژه ای بنام ‌" عزت " را می شناسند.

کودک دراین سنین می آموزد که بخود احترام بگذارد و درسایه این حس است که سایر افراد اجتماع نیز برای فرد احترام قائل خواهند بود.

در سایه اعتماد به نفس مناسب و متعاقب آن احترام گذاشتن به خود ، تقویت عزت نفس و شناختن جایگاه خویشتن ، فرد هیچگاه عملی را مرتکب نمی شود که مورد نکوهش قرار گیرد و درصورت انجام عمل اشتباه سریعا و به بهترین روش در صدد رفع آن برمی آید ( حتی اگر این اشتباه چندین بار تکرار شود‌).

به لطف این گونه اعتماد به نفس و استقلالی که در کنار ان ایجاد می شود فرد با هر جمعی و بخاطر کثرت آرا ء آن گروه با آنها همیشه همساز نمی شود و خود را به طور مستقل در نظر می گیرد و حتی در صورت اشتباهات گروهی و جمعی به مقابله با آنها می پردازند

در سایه این حس فرد به منش ، قدرت ، خواسته ها و توانیهای خود آنقدر واقف و مسلط می شود که خلق می کند و دست به کارهای خارق العاده می زند این یعنی آفرینش .

جامعه ای با این افراد پر شور ، جامعه ای است خلاق ، هوشیار ، مستقل و سالم . در طرف مقابل در صورت عدم این حس و باور ، کودک بعلت نداشتن اعتماد به نفس مناسب در مواجهه با اتفاقات پیش آمده و نا ملایمات دچار احساس نامطلوب شده و ضعف را تجربه می کند که ماحصل کار یا عدم موفقیت می باشد یا موفقیتی با صرف هزینه وزمان زیاد.

جملاتی همچون مگر من می توانم ، من خوب نیستم ، من نمی توانم ، من هر کاری را خراب می کنم ، ای کاش ..... این ذهنیت را که فرد دارای عدم توانایی لازم جهت انجام کاراست یا به عبارتی دیگر اعتماد به نفس مناسبی ندارد به ما منتقل می سازد .

در خلاء این باور و حس و نبود توانائیهای لازم این اشخاص به اراده و منفعل بار می آیند

اما چگونه می توانیم اعتماد به نفس کودکانمان ( و در نهایت خودمان ) را بالا برده ، تقویت نمائیم .

 

همانطور که قبلا متذکر شدیم بیشترین تاثیر براعتماد به نفس افراد در سنین کودکی و قبل از بلوغ امکان پذیر است و باز براساس گفته ای قبلی خانواده و مدرسه بیشترین کمک را به این مسئله می کنند سعی کرده ایم نکاتی چند را در مورد چگونگی تقویت اعتماد به نفس کودکان متذکر شویم .

 

١ - یک مدل و الگوی خوب باشید : اول اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید و این سیر مثبت را به فرزندان خود منتقل کنید - مطمئن باشید شما بهترین الگو برای فرزندانتان هستید.

٢ - ارزش گذاری کنید : تقدیر و جایزه کارهای درستی که فرزندان انجام میدهند بهترین و سریعترین راه ارتقاء اعتماد به نفس می باشد - سعی نمائید ستایش و تقدیرتان را واقعی و صادقانه نشان دهید - ضمنا این تشویق را به تاخیر نیندازید بلکه حداکثر تا پایان همان روز اعلام دارید.

ضمنا حتی اگر کودکان در کاری موفق نشدهاند اما در راهی صحیح تلاش خود را باندازه کافی انجام داده اند نیز شایستگی تشویق دارند - دراین موارد می توانید وظیفه آنها را سبک تر و راحتتر کنید تا در انجام آن موفق شوند . مطمئن باشید این بسیار راحت ، تاثیر گذار و عملی می باشد.

٣ - بر روی حرکات و اعمال ظاهری کودکان بیشتر متمرکز شوید

۴ - عکس خانوادگی تان را در کنار میز مطالعه یا تختخواب کودک خود نصب نمائید این عکس یاد آور حمایت خانوادگی از کودک است - او میداند که هیچگاه تنها نخواهد ماند

میداند که ازخطراتی که کودکان را تهدید می نماید آن است که کودک خود را تنها حس نماید و دراین تصور باشد که کسی اورا دوست ندارد.

۵ - با فرزندانتان ارتباط برقرار نمائید : در تمامی حالات روحی خود تمرین کنید تا براحتی و با خوشرویی و ملایمت حرف های کودکان را بشنوید . دراین ارتباط هیچگاه از قبل قضاوت نکنید چرا که کودک حتی قضاوت شما را ازچهره شما متوجه می شود. بسیاری از موارد کودک شما دلائلی خاص برای اشتباهات خود دارد که باید ابتدا آن دلائل را بفهمد سپس تحلیل کرده ، در صورت درست نبودن دلائل آنرا تقویت و جهت دار نمایید ، در صورت غلط بودن آن با پیشنهادی صحیح و کاربردی آنرا اصلاح نمائید.

۶ - انتقاد و عیب جویی رابه حداقل برسانید

ایمان داشته باشید که انتقاد نه تنها رفتار مثبت را باعث نمی شود بلکه موجب خستگی کودک شده حتی حرف های درست و مثت شما را نیز نمی پذیرد انتقاد زیاد به شما تصویری زشت و منفور می بخشد

٧ - به فرزندان خود روش های کنترل احساسات را بیاموزید

تصویر سازی را به آنها بیاموزید . اگر در روزی احساس بدی به کودکان دست داد به او بگوئید چشمانش را ببندد و خاطره ای زیبا و نشاط آور را درذهن بخاطر آورد و آن خاطره و ذهنیت را به الان و حال بسط دهد

بعد از چند دقیقه کودکتان احساس خوبی خواهد داشت ( شخصا به شما بزرگسالان نیز چنین توصیه ای می کنم ).

٨ - به فرزندان خود هدفمندی را بیاموزید

ابتدا هر فردی باید هدف خود را بشناسد و برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی کوتاه و بلند مدت داشته باشد

با فرزندانتان هدف های کوچک و کوتاه مدت را تمرین کنید و از آنها بخواهید تا راههای رسیدن به این هدف را برای شما طرح کنند. هر از گاهی با اشاراتی کوتاه آنها را دراین مسیریابی کمک کنید.

درتمارین بعدی مسیرها را پیچیده ترکنید تا ذهن فعالتر شود.

بسیار از مواقع مسیرهای پیشنهادی کودکانتان برای خود شما نیز جالب خواهد بود.

( شخصا توصیه می کنم که در کارهای شخصی خودتان نیز با فرزندانتان در مورد هدف و مسیر رسیدن به آن مشورت نمائید - ضرر نخواهید کرد )

٩ - مثبت فکر کردن را به فرزندان بیاموزید

حتی تصاویر مثبت - خندان - شادمان را در اطراف کودکان خود نصب نمائید خانه را با رنگ های شاد پر نمائید.

١٠ - واژه های دوست داشتن - عاشق بودن - علاقمند بودن را در فضای خانه بسیار بکار ببرید .

کودکان نیازمند جمله دوستت دارم هستند ( البته بزرگ تر ها هم این جملات را با ظاهری منطقی تر می پسندند ) - حتی زمانی که از دست کودکان خود ناراحت هستید نیز از استفاده این جملات نکاهید.

نکته مهم آنکه نه تنها شنیدن این جملات بسیار لازم است بلکه دیدن و نوشتن این جملات نیز بسیار واجب است . در گوشه و کنار خانه چنین جملاتی را به دیوار یا روی میز کار نصب نمائید . در جیب لباس کودکان این جملات را قرار دهید تا روزانه چندین بار با این جملات مواجه شوند.

به آنها بیاموزید که ازاین جملات در ارتباط با خانواده زیاد استفاده کنند.

( لطافت این جملات شما را هم شادمان می سازد )

١١ - لغات مثبت رادر محیط منزل بسیاربکار ببرید از کلماتی مثل خوشحالی - شادمانی - رازداری - آرامش - صلح - هوشمندی - سخت کوشی - همکاری - همراهی - عشق - علاقه - ایمان - زندگی - استفاده فراوان نمائید.

روی تکه ای کاغذ رنگی ( شاد ) این کلمات را نوشته در جاهای مختلف منزل بچسبانید کلماتی مثل موفقیت حتی توقع شما را از آنها گوشزد می کند.

١٢ - الگوهای خوبی را برای فرزندان مطرح کنید

زندگی شخصیت های بزرگ مذهبی - ملی - تاریخی را طرح کنید و هر هفته جنبه هایی از زندگی این بزرگان را ( هر چند کوتاه ) آموزش دهید.

تمام این بزرگان و صفات این بزرگان را دائم یاد آورد شوید

مثلا امیرالمومنین ع و بزرگی و شجاعت ، عدالت و ......

به بچه ها بیاموزید که حرکات خوب و زیبا را در افراد مختلف دیده و آنها را یادداشت کرده درآخر هفته برای شما تعریف کنند.

١٣ - فرزندان را راهنمایی کنید تا مطالب آموخته شده را به دیگران بیاموزند

آموختن باعث تقویت داشته ها و احساسات می شود و در ذهن راهکارهایی را ایجاد می کند و باعث تقویت اعتماد به نفس نیز می شود

بیاموزید که در اتفاقات پیش آمده بعنوان راهنما و معلم ، وقایع ، اهداف راه حل ها را برای افراد دیگر ( چه ذهنی - چه عملی ) طرح و به آنها این مسائل را بیاموزد ( حتی اگر اشتباه این عمل را انجام دهد )

خیلی وقت ها کودکان از پندهایی که خودشان به زبان می آورند بعدها استفاده می کنند

١۴ - در نهایت مهمترین کاری که باید انجام دهید تکرار تکرار تکرار این چند جمله کلیدی است

A من هستم

B من بودم ، هستم ، خواهم بود

C من می خواهم

D من می توانم

E من موفقم

F من باعث موفقیت افراد دیگر می شوم

 

 

چگونه فردی دارای اعتماد به نفس قوی باشد .

 

در روی امواج تیره ،
خورشید را به چنگ بیاورید ! ننالید
زندگی دریایی پر طوفانی است که در هر جایی ممکن است با امواج آن روبرو شد.
امواج را بشکافید و عبور کنید .

ویلر

 

 

عزت نفس از اصلی ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت می باشد و از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران روانشناسی و علوم تربیتی قرار گرفته است. نیاز به «عزت نفس» را اندیشمندانی نظیر: آدلر(۱۹۴۰)، آلپورت (۱۹۳۰) و سالیوان(۱۹۳۷) نیز پذیرفته اند. فریج (۱۹۶۸) و وارگو(۱۹۷۲) از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام می برند. همچنین کوپر اسمیت (۱۹۶۷) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که کودکان برخوردار از «عزت نفس بالا» ، افرادی هستند که با احساس اعتماد به نفس و بهره گیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحتی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرند

پوپ و همکارانش (۱۹۸۹) معتقدند که وجود شکاف و فاصله بین «خود ادراک شده» و «خود ایده آل» از جمله عواملی است که مشکلاتی را برای عزت نفس انسان فراهم می کند.(بیابانگرد، ۱۳۷۳: ۲)

شخصیتی که از عزت نفس بالایی برخوردار است خود را به گونه ای مثبت ارزشیابی کرده و برخورد مناسبی به نظریات مثبت خود و دیگران دارد. اما در مقابل کسی که عزت نفس پایینی دارد، اغلب نوعی نگرش مثبت تصنعی نسبت به جهان پیرامون خود دارد. این شخص اساساً فردی است که غرور کمی در خود احساس می کند (بیابانگرد، ۱۳۷۳: ۲۱ و۲۰)

 

به نظر می رسد عزت نفس مثبت بر چهار عامل مبتنی می باشد که عبارتند از:

 

الف) ارتباطات بچه ها با والدین
ب) کنترل برخورد درباره عواطف منفی
ج) پذیرش خود
د)رفتار اجتماعی

 

گفته اند که نوجوانی با عزت نفس پایین نسبت به ماهیت انسان عقده حقارت دارد، این گونه اشخاص معمولاً  از ابراز وجود ناتوان و چنین تصور می کنند که دیگران دوستش ندارند، فلذا در فعالیت های فوق برنامه به طور مداوم شرکت نمی کند و به ندرت به مدیریت جهت موقعیت های خاص انتخاب می شود و بیشتر تمایل دارد که ناشناخته باشد و چنین شخصی سعی می کند که از حضور در بحث های رسمی و غیررسمی اجتناب کند.

 

رویکرد اسلامی به عزت نفس


اسلام عالی ترین مکتب تربیتی است که ارزش های انسانی و متعالی را در وجود انسان پرورش می دهد. از دیدگاه اسلام، انسان باید ارزش خویشتن را مبنی بر این که اشرف مخلوقات است و در بهترین صورت (وجه) آفریده شده است و امانت الهی را بر دوش دارد، بشناسد تا به عزت نفس نائل آید.

 

علمای اخلاق برای نفس (احساسات و غرایز و عواطف آدمی) سه مرحله قائل می باشند که در قرآن مجید نیز به آنها اشاره شده است که عبارتند از:

1. نفس اماره: نفس سرکشی که انسان را به گناه فرمان می دهد.

2. نفس لوامه: پس از تعلیم و تربیت و تلاش و مجاهدت انسان به تعالی و برتری می رسد.

3. نفس مطمئنه: این مرحله ای است که پس از تهذیب و تزکیه و تربیت کامل انسان به مرحله ای می رسد که غرایز

سرکش در مقابل او رام می شود و این همان مرحله آرامش است.

 

همچنین حضرت علی(ع) می فرماید: بزرگترین سرمایه انسان اعتماد به نفس است.

 در ادامه نیز امام صادق علیه السلام می فرماید: از آن اشخاص تند خو مباش که مردم خوش ندارند به آنها نزدیک شوند، ولی خیلی هم سست مباش که هر که تو را ببیند تحقیر کند. (مطهری، ۱۳۶۳ : ۱۲۶)

 امام حسین(ع) نیز می فرماید: کار بدی مکن که ناگزیر از عذرخواهی باشی، زیرا انسان با ایمان نه بد می کند و نه عذر می خواهد، ولی منافق همه روزه بد می کند و پوزش می طلب (همان مأخذه : ۱۳۴)

پس در اسلام به عزت نفس و کرامت انسانی توصیه و تأکید شده است و نفس مؤمن محترم و ارزشمند است و تمام نکات و موازین اخلاق اسلامی به این است که توجه انسان را به عزت نفس و کرامت انسانی جلب نماید.

حضرت علی علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: ناتوان ترین مردم کسی است که از اصلاح نفس خود عاجز باشد.
مهمترین نیازهای مربوط به عزت نفس را می توان در زمره مقوله ها ذیل دانست که شامل:

نیاز به کسب اعتماد در مورد پذیرش و تأیید قرار گرفتن
نیازهای مربوط به عشق و محبت
نیاز داشتن به روابط محبت آمیز با دیگران
نیاز به ایمنی
نیاز به احساس امنیت، عدم نگرانی خاطر و داشتن محیطی امن
نیازهای فیزیولوژی مانند نیاز به آب، غذا، هوا و غیره.(سیف، ۱۳۶۸: ۳۴۳)

 

مازلو می نویسد: پس از آن که نیازهای سطح سوم ارضاء شدند نوبت نیازهای مربوط به عزت نفس یعنی نیازهای به قدرشناسی خود و مورد قدرشناسی دیگران قرار گرفتن می رسد و منظور از این نیازها آن است که فرد احتیاج دارد تا در خانه، اجتماع یا این که فرد احساس کند دیگران او می شناسند و درکش می کنند و از طرفی خود و دیگران را می شناسند و درک می کنند.

 

 

راههای پرورش اعتماد به نفس

 


اعتماد به نفس را این گونه تعریف کرده اند که اعتماد به نفس یعنی ایمان به توانایی های ذاتی و استعدادهای فطری خویش و ایمان به یاری خداوند در پرورش و گسترش آنها.

 

اعتماد به نفس با ارزش و اعتبار شما رابطه مستقیم دارد. اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر و شادی اعتماد به نفس است.

اعتماد به نفس باعث می‌شود اطمینان و آرامش شما افزایش یابد.اگر به خود اطمینان داشته باشید به خود احترام می‌گذارید.اگر به خود احترام بگذارید می‌توانید به دیگران احترام بگذارید و روابط خود با دیگران را ارتقاء دهیدو در نتیجه دستاوردها و شادی روحی خود را افزایش دهید.

اعتماد به نفس پایین باعث افسردگی، احساس بدبختی، ناامنی، اطمینان پایین می‌شود که ممکن است سبب شود خواسته های دیگران را بر خواسته های خود مقدم بدانید.سرزنش های درونی مدام شما را آزار می‌دهند، باعث زمین خوردن شما در هر رقابتی می‌شود و آنها را برای شما غیر ممکن نشان می‌دهد

 

روانشناسان می گویند در اعتماد به نفس قدرتی است که توانایی ها و اقتدارتان را دو چندان می کند.
- یکی از بهترین راههای ایجاد و پرورش اعتماد به نفس این است که شب در بستر، پیش از آن که به  خواب فرو روید با اندیشه های قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس به ذهنتان خوراک برسانید. روانشناسان همچنین معتقدند که آخرین اندیشه هایی که پیش از خواب به سرتان می آیند در مدت زمان خواب به ذهن نیمه آگاهتان خوراک می رسانند. اگر در این هنگام ذهنتان را از اندیشه کامیابی و توانگری و ثمرات نیکو سرشار کنید، ذهن نیمه هشیارتان آنها را به صورت فرمان از شما می پذیرد.

 

- یکی دیگر از بهترین عبارات تأکیدی برای ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس این است که:

((خداوند دوستم دارد، خداوند هدایتم می کند و خداوند راه را نشانم می دهد.))

منتظر نشوید تا دیگران به شما اطمینان و اعتماد به نفس بدهند یا تحسینتان کنند.


- راه دیگر ایجاد و پرورش اعتماد به نفس را می توان تماس با کسانی دانست که دارای اعتماد به نفس می باشند.

 

- همچنین شیوه دیگر را می توان پرورش شهود و تجسم یا تخیل خلاق دانست و دانشمندان اعتقاد دارند که شهود و تخیل خلاق دو قدرت نبوغ آمیز انسان هستند.

 

و خلاصه آن که در خودتان و دیگران مواردی نظیر: قدردانی، تحسین و تمجید که از جمله نکات مثبت می باشدرا تقویت کرده و دل و جرأت به خرج دهید و از دیگران نیز تعریف و تمجید کنید و آنها را ستایش کنید، با مردم مهربان باشید و با کلامی مهر آمیز آنها را به سوی تعالی و کامیابی سوق دهید. (کاترین پاندر- گیتی خوشدل)

 

 

ریشه های اعتماد به نفس

پدر و مادر اولین منبع قابل دسترسی جهت تقویت ریشه های اعتماد به نفس هستند. برای گروهی داشتن کمال و فضیلت، کار، موفقیت، خلاقیت و ابتکار موجب تقویت ریشه های اعتماد به نفس است و برای برخی دیگر، ظاهری آراسته، زیبایی صورت و اندام، لباس، خانه و ماشین و پول جهت تقویت اعتماد به نفس ضروری است. اعتماد به نفس با داشتن احساس مثبت نسبت به خود و قبول و پذیرش خود رشد و نمو می یابد و برای استحکام و پایداری به یک سیستم حمایتی قوی نیاز دارد.(نینوایی، ژیلا، ۷:۱۳۷۲)

 

 

نشانه های ضعف اعتماد به نفس

 

علائم و نشانه های فیزیکی : معمولاً یک یا چند علامت از نشانه های فیزیکی زیر مبین و نشانه ضعف اعتماد به نفس است:
۱- لبهای آویزان ۲- صورت پژمرده و سیمایی غمگین ۳- چشمان بی فروغ ۴- لرزش ضعیف دست ها ۵- صدای ضعیف و نامطمئن ۶- پشت قوز کرده ۷- ظاهری شلخته و نامرتب.


همچنین علائم و نشانه های شخصیتی افراد مبتلا به ضعف اعتماد به نفس را می توان در یک یا چند طبقه زیر جای داد:
- افراد مهاجم و ستیزه جو، افراد کم رو و گوشه گیر، افراد متکبر و مغرور، افرادی که در تمام زمینه ها تشنه رقابت هستند، افرادی که لاف می زنند و به دیگران فخر می فروشند، افرادی که به سختی نیاز به کامل و بی عیب بودن را در خود احساس می کنند، افرادی که محتاج تصدیق از سوی دیگران هستند.


علائم و نشانه های روانی ضعف اعتماد به نفس:


۱- بخل و حسادت ۲- نسبت به دیگران مشکوک بودن ۳- مشوش و نگران بودن ۴- نداشتن اعتماد به خود

 ۵- احساس عدم شایستگی و لیاقت و غرق در مشکلات خود بودن ۶- حریص در قدرت و جاه و مقام بودن ۷- اعتقاد داشتن به این نکته که همیشه حق با آنان است. ۸- تصور می کنند که مجبورند همه توقعات دیگران را برآورده نمایند.

 

 

چگونه اعتماد به نفس خود را ارتقا دهیم؟

 

توانا کسی است که به توانایی خویش اعتماد دارد. راه های موفقیت فقط جلوی پای صاحبان عزم و کسانی است که موانع را با لبخند استقبال می کنند و همان گونه که امرسون می گوید: ((مردی که با اراده برای رسیدن به یک ستاره، اسب می تازد احتمال موفقیتش بیشتر از کسی است که برای رسیدن به منزل خویش با بی حالی در معبر تنگی می خزد.))


اعتماد، مادر موفقیت است، مهارت را بیشتر می کند، نیرو را زیادتر می سازد، مغز را سالم تر می کند و بر قدرت عمل  می افزاید. کاری که انجام می دهید حاصل عقاید شما، عزم و اراده شما و اعتماد شماست. اگر اینها ضعیف باشند، حاصل کارتان نیز ضعیف است.(سید حسینی، رضا، :۸۵)


اگر جوانان به نیروی ایمان واقف باشند و بدانند که نیروی فکری چه معجزاتی دارد، مسلماً به بالاترین مقامات می رسند. پیوسته از قدرت اراده بحث می کنیم، اراده نیز یکی از اشکال ایمان است. اراده یعنی تصمیم به انجام یک کار و نشانه ای از ایمان به توانایی خویش در انجام آن کار است.

هیچ کس تا ایمان به توانایی خویش در انجام کاری که شروع کرده است نداشته باشد قادر به انجام آن نیست، ایمان به پیروزی خود نیل به پیروزی است. وقتی که می خواهید کاری را انجام دهید، پیوسته پیش خود تکرار کنید که قادر به انجام آن هستید، به این ترتیب جرأت شما زیاد می شود و جرأت پایه اصلی ایمان است و بالاخره اگر ایمان و اعتقاد به نیروی خود داشته باشید، اگر موفق شده باشید که احساسات معنوی تان را به خوبی متوجه هدف خویش سازید، مسلماً به تمام آمال و آرزوهایتان خواهید رسید.

هر روز موضوع شاد و مورد علاقه ای برای خود پیدا کنید و هرگز از خاطر دور نسازید که خداوند وعده نیکی های فراوانی به شما داده است. به پیروزی خود معتقد باشید و بدانید که موفق خواهید شد و اطمینان داشته باشید که خواستن توانستن است.(همان مآخذ: ۸۸-۸۶)

 


شیوه های ایجاد و تقویت اعتماد به نفس


1- نکته مهمی که باید تفهیم نمود، این است که اعتماد به نفس ، پدیده‎ای اکتسابی است نه ذاتی. لذا هر کسی که خود را در این مورد ضعیف و ناتوان می‎یابد، می‎تواند با استفاده از روشهای علمی و با روحیه امیدواری برای تغییر شخصیت خود، طرحی نو درافکند.


2- شناخت تواناییهای نسبی، راه را برای پرورش آنها باز می‎کند اطرافیان فرد می‎توانند او را از حیث قابلیتهایش اطمینان بخشند تا به مرور زمان، وی بتواند با کفایتهای شخصی‎اش رابطه منطقی برقرار نماید.


3- بهره‎گیری فرد از روش« تلقین درمانی » او را برای غلبه بر ضعفهای وجودش یاری می‎دهد. ضروری است به هنگام خطور افکار منفی، فرد بلا فاصله اندیشه مثبتی را درباره خویش مشخص نموده و آن را به ذهن خود تلقین کند.


4- قرارگرفتن فرد در موقعیتهای جدی و نسبتاً دشوار به مراتب آنها را بیش از گریز از موقعیت به مرزهای اعتماد به نفس نزدیک می‎کند. باید به فرد بفهماند که به جای فرار از مسأله باید راه روبرو شدن و حل مسأله را جستجوکرد تا حاصل آن موفقیت و رشد عزت نفس باشد.


5- دانش افزایی عمومی و فراگیری مهارتهای زندگی، روش مطمئن دیگری درکسب اعتماد به نفس و تقویت آن، محسوب می‎شود، فرد هرچقدر بیشتر در مورد زندگیشان بدانند، بهتر می‎توانند، با مشکلات آن روبرو شوند. 


6- مطالعه زندگینامه بزرگان و اندیشمندان و نام آوران عرصه‎های علم و اندیشه و ادب و هنر، از دو جهت می‎تواند برای فرد ، سودمند واقع شوند. از یک سوی، راه و روشی را به آنان می‎نمایاند که دیگران رفتند و به مقصود رسیدند و از سوی دیگر چون زندگی مشاهیر و نخبگان، آکنده از سختی و مشحون از درد و رنج بوده است، جوان و قشرهای ضعیف و متوسط جامعه را برای نیل به موفقیت، ترغیب می‎کند.


7- از بین بردن فضای غیر اخلاقی عیب جویی و تمسخر دیگران که در نزد برخی از افراد مشاهده می‎شود، راه پرورش اعتماد به نفس نسل فرد را هموار می‎کند.
8- نیروی توکل به خدا و ایمان عمیق مذهبی، فرد را برای کنار آمدن با مشکلاتشان و تحمل شدائد ، تقویت می‎کند آنها احساس می‎کنند، دیگر تنها نیستند، بلکه قادرازلی درکنار آنان حضور دارد. 

 

 

چگونه اعتماد و اطمینان را افزایش دهیم؟

 

می‌خواهید اعتماد به نفس خود را در محل کار افزایش دهید. از رویارویی با دیگران و ارائه نظراتتان لذت ببرید و در روابطتان با دیگران موفق باشید.

 

با ترس خود روبرو شوید. آنها به آن بدی که فکر می‌کنید نیستند. روبرو شدن با آنچه از آن می‌ترسید باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود

 

خطاهای خود را فراموش کنید. واز آنها درس بگیرید و از تکرار دوباره همان خطا جلوگیری کنید. اما خود را به خاطر اشتباه خود و اینکه ممکن است موفق نشوید محدود نکنید. دوباره سعی کنید، حالا شما باتجربه تر قوی تر و عاقل تر هستید. خود را در تله گذشته نیندازید

 

بدانید چه می‌خواهید و آن را بدست آورید. برای به حقیقت پیوستن رویایتان باید خود را سزاوار آن بدانید.

 

وقتی موفقیت کسب می‌کنید به خود پاداش بدهید.  هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد! هیچ کاری از این آسانتر نمی‌شود وقتی که شما برای کمک به خود وقت می‌گذارید.

صحبت کنید. اغلب اوقات در مورد یک موقعیت یا یک شخص دچار توهماتی می‌شویم که درست نیستند اگر شک و تردیدو سؤالی برای شما پیش بیاید و آنرا رفع نکنید این شک و تردید روی رفتار شما تأثیر منفی می‌گذارد.

 

مغلوب نشوید! چیز دیگری را انتخاب کنید. شما که با یک تجربه ناموفق مغلوب نمی‌شوید؟ آیاهیچ کس قبل از موفقیت شکست نخورده است؟ تنها چیزی که احتیاج دارید یک راه متفاوت است.

 

 

 

 

تأثیرات اعتماد به نفس


1- اعتماد به نفس ، موجب ثبات شخصیت و پایداری فرد در قبال دشواریها تنگناهای زندگی می‎شود.
2- شخص معتمد به نفس، در جلب اعتماد دیگران به خویشتن ، موفق‎تر از دیگران عمل می‎کنند. زیرا رفتار این عده از افراد، به گونه‎ای آکنده از اطمینان، آرامش و تدبیر است که نظر موافق دیگران را جلب می‎نماید.
3- برخوردای از خصیصه« اعتماد به نفس » زمینه بروز خلاقیتها و ظرفیتهای درونی نسل جوان را فراهم می‎نماید، زیرا تواناییهای ذاتی در شرایطی به ظهور می‎رسند که فرد اولین گام را دراین راه که همان خودباوری است. بردارد و در نتیجه هم نسل جوان به خود شکوفایی دست می‎یابند و هم بر مجموع دستاوردهای علمی و پژوهشی جهان معاصر می‎افزایند.
4- تفهیم اعتماد جوانان به دیگران، نیز از جمله موارد ارزشمندی است که در پر تو اعتماد به نفس این نسل تحقق می‎یابد. علت آن را باید در خوشبینی و مثبت‎نگری این عده از جوانان، جستجو نمود. آنان که به دیگران اعتماد می‎کنند، برای روابط سالم و منطقی خود با افراد، نقطه شروع خوبی یافته‎اند و دیگران را بر می‎انگیزند تا متقابلاً حس اعتماد خود را به جوانان اثبات نمایند.

 

نتیجه گیری : به طور خلاصه می توان عوامل اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، ارضای نیازهای اساسی، تجربیات موفقیت آمیز و دیگر عوامل را همچون: ثروت، مقام، اصالت خانوادگی و... در شکل گیری عزت نفس و اعتماد به آن مؤثر دانست.

بنابر این می توان گفت که عزت و اعتماد به نفس فرد تا حدود زیادی وابسته به محیط و پیرامون فرد است ضمن آن که از نقش «خود» نیز به عنوان یک جهت  دهنده به محیط نباید غفلت کرد.

 

 

روشهای افزایش عزت­نفس دانش­آموزان

 

 

یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در کودکان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می کند. از این رو با توجه به اهمیّت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان، در جهت تقویت و افزایش آن، موارد زیر به والدین و دست اندرکاران تعلیم و تربیّت توصیه می شود:

1-روحیه دینی و ایمان مذهبی را در کودکان و نوجوانان تقویت کنید.

2- سعی کنید در برخورد با کودکان و نوجوانان، توانمندی های آنها را مورد نظر قرار دهید، نه ناتوانی ها را.

3- زمینه کسب تجربه های خوشایند از فعالیت های مستقل و آزاد را برای آنها فراهم کنید.

4-تجربه های موفقیت آمیز آنان را افزایش دهید.

5-قدرت تحمّل کودکان و نوجوانان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.

6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عین حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقویت کنید.

7- کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید.

8-مهارتهای اجتماعی کودکان و نوجوانان کمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزایش دهید.

9- آنان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.

10-از انجام هر گونه رفتار تنبیهی و تحقیرآمیز درباره ی دانش آموزان خودداری کنید.

11- از مقایسه کردن دانش آموزان بپرهیزید و تفاوتهای فردی را مورد نظر قرار دهید.

12-در برخورد با کودکان و نوجوانان، ملایم و منطقی باشید.

13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خویش بدهید و به نظریات آنها احترام بگذارید.

 

14- نظریات خویش را به دانش آموزان تحمیل نکنید و آنها را به صورت ساده و عینی، قابل لمس و درک برای آنان توضیح دهید.

15- به دانش آموزان درحد توانایی هایش مسئولیت بدهید.

16- در انجام کارهای روزانه، آنها را هدایت، ارشاد و تشویق کنید.

17- به آنها در حد لزوم اجازه فعالیّت و بازی دهید.

18-در برخورد با آنان حالت پذیرندگی، و نه طردکنندگی داشته باشید.

19- از وابسته کردن بیش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهیزید.

20- آنها را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید.

21- بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوید و با آنان یکسان رفتار کنید.

22-هر چه که آنها می خواهند به راحتی و سریع در اختیار شان نگذارید، به او فرصت دهید تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درک کند.

23-نسبت به احساسات و عواطف کودکان یا نوجوانان خود، بی تفاوت نباشید، آنها را به گرمی بپذیرید و تا حد امکان آنها را یاری کنید.

24-با آنها همانند دوستان صمیمی رفتار کنید.

25-توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه (میان پدر و مادر) در روحیه یا رفتار کودک یا نوجوان منعکس می شود.

26-به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی کودکان اهمیت دهید و نسبت به آنها بی تفاوت نباشید.

27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود. خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی که به طور روزمره برای اعطای اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید، جلوه گر می شود.

28-در محبّت کردن به کودکان، راه افراط یاتفریط را در پیش نگیرید، محبت متوسط توأم با صمیمیّت، اثر فراوانتری دارد.

29- به فرزندتان احساسی بدهید که بداند دوست داشتنی و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نکنید.

30-توقعات کودکان را در حدّ معقول و درست برآورده سازید.

31-هیچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنید و از مسخره کردن آنها به طور جدی بپرهیزید.

32- در پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان جدیّت به خرج دهید.

33-در شرایط آموزشی، بر فعالیت دانش آموزان در یادگیری تأکید شود نه بر پیشرفت آنان، زیرا تأکید بر فعالیت یادگیری، به جای تأکید بر درستی و نادرستی پاسخ، برانگیزنده ی کوششهای دانش آموزان است.

34-رقابت میان دانش آموزان برای کسب نمره کاهش یابد. تحقیقات نشان داده است، در موقعیّت های آموزشی که میان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّی دانش آموزانی که عزّت نفس بالایی دارند، با شکست روبه رو می شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزایش می یابد.

35- برای آن که کودکی با عزّت نفس بالا پرورش دهیم، باید خود دارای عزّت نفس شایان توجّهی باشیم.

 

 

 

 

روشهای عملی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان

 

تألیف : سیلوانا کلارک

مترجم : مرسده طباطبایی

نشر: البرز

فصل اول : واژه هایی حمایتگرانه

- عبارتی مورد علاقه

- تلقین مثبت

- نام هایی محبوب

- دلایل قوانین

- همدردی را بیاموزید

- گفتگوی مثبت درونی

- پیام گیر

- کودکان ناجی

- کار جدی را پاداش دهید

- عقاید فرزندانتان را ارج دهید

- آخرین روز مدرسه را جشن بگیرید

- کمی ادب را رعایت کنید

- شرایط بحرانی را واقع بینانه مطرح کنید

- واژه های تحسین آمیز

- قوانین را مشخص کنید

- مشاهده تلویزیون و تبادل نظر

- به نحوی مناسب کودکان خود را معرفی کنید

- قوانین منطقی

- "دوستت دارم"

- تحسینی ساده

- ابتدا گوش کنید

- کودکان را سرگرم کنید

- کودکان را به تریبون فراخوانید

- یخ شکن ها

- از عقاید فرزندانتان قدردانی کنید

فصل دوم : اعمال خود کودکان را تشویق کنید

- به کودکان امکان انتخاب بدهید

- زمان تنهایی

- جعبه ی یادگاری

- فعالیت های ارزان قیمت

- یادگارهای بصری

- کارهایی کوچک و عملی

- در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید

- فهرستی از فعالیت ها تهیه کنید

- خلاقیت های کودکان را به کار اندازید

- هدیه های دوست داشتنی

- کودکان می توانند بیاموزند

- کودکان می توانند در برنامه های بزرگسالان شرکت کنند

- مهارت های دلخواه خود را به کودکان یاد دهید

- استقبالی ایستاده

- استقبال از کار حرفه ای بچه ها

- به بچه ها یاد بدهید از دیگران قدردانی کنند

- بچه ها را به محل کار خود ببرید

- بگذارید بچه ها اتاق خود را تزیین کنند

- اُفق های فرهنگی کودکان را وسعت بخشید

- استفاده از لحظه ها

- از رویدادهای روزمره عکس بگیرید

- با کودک خود در تماس باشید

- مسیر اضافی را طی کنید

- به عقاید فرزندانتان احترام بگذارید

- با چشمهای کودکان بنگرید

- هدیه های محبت آمیز

- نتایج

- برای مراسم خاص ، لباسی زیبا بپوشید

- کمی عدم نظافت اشکالی ندارد

- توجهی اضافی به بچه های نشان دهید

- به بچه ها مسئولیت دهید

- الگوهایی مثبت

- مراحل سنی کودک را درک کنید

- کمی بخندید

فصل سوم: بیرون از خانه با کودکان وقت بگذرانید

- مهمانی چای

- با کودکان وقت بگذرانید

- لحظات عادی را شادمانه کنید

- مشغولیتی ساده

- ناهار خانوادگی در مدرسه

- زمانهایی خاص

- کشفیات جدید را به کودکان نشان دهید

- سنت های احمقانه

- تقویمِ " هفته خاص "

- زمانهایی خاص با یکدیگر

- داوطلب شدن به طور خانوادگی

- توجهی دائم

- سفر تفریحی با اتومبیل

- لباس های خانوادگی

فصل چهارم : هنگامی که از کودکان دور هستید، با آنها در تماس باشید

- یادگاری جالب

- هدایای تعطیلات

- تماس در اردو

- برای اقوام خود نوارهای ویدیویی ارسال نمایید

- پیام یا عکسی دورنگاری کنید

- خبرنامه خانوادگی

- کتاب آشپزی خانوادگی

- نامه به اردو

- استفاده ی خلاقانه از کارت پستال

- بگذارید کودکان در جمع آوری به شما کمک کنند

- " دلم برایت تنگ شده است "

- برنامه ی سفر

- ارزشمندترین هدیه را بدهید : زمانِ خود را

- اقوام را به کودکان بشناسانید

- استقبال خاص در خانه

- یادداشت های ضمیمه ناهار

فصل پنجم : با هنر و کلام ، عشق خود را ابراز کنید

- نامه ی تولد

- درخت خانوادگی طراحی کنید

- نامه به مدرسه

- پوسترهای شخصی

- دوست مخفیانه

- روزنامه ی تولد

- درباره ی متون معروف با کودکان خود بحث کنید

- صفحه ی رایانه

- دفترچه ی شخصی

- پیام ها روی نان تست

- به کودکان خود یاد بدهید نامه بفرستند

- تکالیف را با یکدیگر انجام دهید

- بگذارید کودکان کتاب خود را بنویسند

- تابلوی اعلانات خانوادگی

- اثر هنری روی لباس

- پیشرفت های فرزندان خود را ثبت کنید

- تحسینی خلاقانه

- فهرستی از قابلیت ها

- امضای افراد سرشناس

- اخبار مربوط به کودکان را بازگو نمایید

- محرک هایی محسوس

- قرارداد با بچه ها

- برای فرزندان خود نامه ی الکترونیکی ارسال کنید

- برای کودکان خود یادداشت بنویسید

فصل ششم : با مشکلات شجاعانه روبه رو شوید

- راهنمایی هایی عملی و واضح

- به کودکان یاد دهید ، آزادانه بیندیشند

- دست کمک

- کودکان راتشویق کنید مشکلات را حل کنند

- الگویی از عزت نفس سالم ارائه دهید

- اول گوش کنید

- از عجله اجتناب کنید

- برای غلبه بر مشکلات تدابیری کارآمد آموزش دهید

- مسئولیت های اقتصادی را به آنها یاد دهید

- به واکنش کودکان نسبت به مرگ احترام بگذارید

- توجهی خاص

- کار جدی را تحسین کنید

- کودکان را به خاطر رفتاری مستقل تشویق نمایید

- اهمیت کسب درآمد

فصل هفتم : رسومی خاص ابداع کنید و از آنها لذت ببرید

- برای نوزاد تازه جشن بگیرید

- تماس هایی خلاقانه

- زیر بشقابی تولد

- بگذارید کودکان برای مهمانی تولد خود برنامه ریزی کنند

- وقایع مهم در زندگی کودکان را اعلام کنید

- موفقیت های کودکان را جشن بگیرید

- بشقابی خاص

- تولد گرفتن به شیوه های مختلف

- سنت های خانوادگی روزمره

- اولین روز مدرسه را جشن بگیرید

- فعالیت های اجتماعی کودکان را تشویق نمایید

- ایجاد خاطره به عنوان هدیه ی تولد

- رسوم برای بچه ها اهمیت دارند

- ایجاد تنوع در رسوم

- مهمانی های ناگهانی

- جشن هایی خاص در تعطیلات

- هدیه ای برای غافلگیری

- تزیینات مخصوص تولد

- به بچه ها بیاموزید مناسبت های خاص را محترم بدارند

- برای کودکان اهمیت تعطیلات را توضیح دهید

- برای وقایع معمولی ، مهمانهایی خاص دعوت کنید

- فعالیت های روزمره را با هیجان همراه کنید

بالای صفحه

خجالت نکش بیا تو !

کودکم در جمع جایی ندارد

 

روشهای عملی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان

 

بسیاری از والدین نسبت به مهارت‌های اجتماعی و فعالیت فرزندان‌شان در جمع، نگران هستند. بسیاری از کودکان حتی از جمع‌های کودکانه نیز طرد می‌شوند، زیرا از نظر ظاهر، گفتار، رفتار و حرکات با دیگران تفاوت دارند و به عبارتی هماهنگی لازم را ندارند.

 

در اکثر موارد این ناکامی کودکان در شرکت در اجتماع ، منجر به ایجاد نوعی استرس و فشار روحی شده و باعث نگرانی والدین می‌شود.

به دلیل اهمیت موضوع در زندگی روزمره و آینده کودک در اینجا ، توصیه‌هایی را از نظر کارشناسان، به شما والدین گرامی ارائه می‌دهیم:

 

- افراد معمولاً به ناهماهنگی و یا تفاوت یکدیگر واکنش منفی نشان می‌دهند.

وقتی مردم در کنار فردی احساس ناراحتی می‌کنند که او تفاوتی با دیگران داشته باشد. چنانچه فرزند شما به راحتی نتواند با دیگران ارتباط بر قرار کند و یا دراجتماعات اختلال ایجاد کند ، از طرف دیگران پذیرفته نمی‌شود. شاید هم چالش‌هایی ایجاد می‌کند که، موجب عدم پذیرش دیگران می‌شود. می‌دانیم که ممکن است، شما بگویید این طور نیست. اما بپذیرید که این موضوعحقیقت دارد.

در جامعه برای هر فردی اتفاق می‌افتد که گاهی در جمعی پذیرفته نشود یا مورد بی‌مهری واقع شود. در چنین صورتی اول از همه، خود فرد احساس راحتی نمی‌کند.

در بسیاری از شرایط نیز خود ما تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران نداریم. شاید این اتفاق در مهد کودک، دبیرستان، دانشگاه و یا حتی محل کار ما و هر جای دیگری رخ دهد.

بسیاری افراد، صرف‌نظر از سن و سال ،وقتی با افرادی رو به رو می‌شوند که از نظر ظاهری، مادی، تحصیلی و فرهنگی با آنها متفاوت هستند، احساس خوبی نداشته و مایل به برقراری ارتباط با آنها نیستند. در مواردی نیز این عدم تمایل منجر به نادیده گرفتن به عدم دعوت در بازی و فعالیت‌های گروهی می‌شود. مسئله اصلی در این قسمت واکنش به تفاوت‌هاست، اما نحوه برخورد با این تفاوت‌ها مسئله دیگری است که به طرق و شیوه‌های گوناگونی ابراز می‌شود و نقش شما به عنوان والدین در این میان بسیار قابل ملاحظه است.

 

- به قابلیت‌ها و تمایلات فرزندان بها دهید.

باید مهارت‌های اجتماعی کودکان را به تدریج پایه‌ریزی کرد. شاید کودک شما در رشته‌هایی مانند هنر، موسیقی، بازی و یا پیاده روی استعداد و قابلیت‌هایی داشته باشد.

گاهی اوقات والدین به اشتباه تصور می‌کنند که برای اینکه جمع، فرزندشان را بپذیرد، باید او را مانند دیگران بار بیاورند. در صورتی که شما باید آنچه در کودکتان وجود دارد و زمینه رشد دارد را یافته و پرورش دهید

اگر از فوتبال بدش می‌آید اما قابلیت‌های فعالیت‌های تیمی و گروهی را ندارد به پرورش آنچه واقعاً در وجود اوست بپردازید، نه اینکه او را وادار به فوتبال کنید.

 

- از پایین شروع کنید تا موفقیت‌ها به تدریج حاصل شود.

وقتی با توافق فرزندتان هدفی را در نظر می‌گیرید، او را وادار نکنید تا به سرعت به هدف برسد، زیرا در چنین مواردی، اصولاً ناکامی ایجاد می‌شود. رسیدن به هر هدفی با گام‌های کوتاه اما استوار دائمی و پایدارتر است.

سعی کنید، اهداف کوتاه مدت و دست یافتنی را برای فرزندتان تعیین کنید تا با رسیدن به آنها انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا کند. در این راه نیز، نیازهای او را همواره به یاد داشته و توقع بیش از توان اونداشته باشید.

وقتی وارد جمعی می‌شود، انتظار نداشته باشید با همه ارتباط برقرار کند. در گام اول، همین که سلام کند و یا حتی بتواند با یک نفر صحبت کند ،کافی است . به تدریج می‌آموزد که با دیگران چگونه رفتار کند.

 

- همه انسان‌ها نیاز به یادگیری و آموزش دارند.

ممکن است شما بخواهید با والدین دیگر، معلمان، مدیر و ناظم مدرسه نیز در مورد فرزندانتان صحبت کنید. بسیاری افراد در این زمینه آگاهی لازم را ندارند، شاید هم نگران هستند که گفتار یا رفتار اشتباهی از آنان سر زند. شاید نمی‌دانند که، فرزند شما قادر به انجام چه کارهایی است و از عهده چه کارهایی بر نمی‌آید.

نحوه صحیح ارتباط نیاز به تمرین ،تکرار و خوش‌بینی دارد

در ضمن نیاز به صرف زمان بسیار دارد. پس خود شما نیز که الگوی فرزندان هستید، با کمترین بی‌مهری یا اشتباهی از صحنه خارج نشوید.

با هر مشکلی نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یک چالش قابل حل رفتار کنید. بپذیرید که برخی افراد گرم و صمیمی و آگاه از مهارت‌های اجتماعی هستند و برخی دیگر ،این‌گونه نبوده و نیستند و هرگز هم نخواهند بود و قابل تغییر هم نمی‌باشند. پس جهان و زندگی را همین‌ گونه که هست بپذیرید و این موضوع را به فرزندان نیز آموزش دهید.

 

- ارتباطات اجتماعی فرزندان را از سنین کم به آنها آموزش دهید.

برخی والدین تصور می‌کنند، فرزندشان در کودکی مشکلاتی در زندگی و برقراری ارتباطات اجتماعی دارد که با گذشت زمان به خودی خود بر طرف می‌شود. در صورتی که این طور نیست و اگر هم باشد ،حل این مسائل مستلزم پرداخت بهای سنگین و ضربات روحی بسیار است. پس سعی کنید کودکان را از سنین پایین ،وارد دنیای اجتماعی کنید. مهد کودک نیز یکی از این نمونه‌های گروه‌های اجتماعی است.

 

- از نکات منفی فاصله بگیرید.

بر ناتوانی‌های فرزندتان تأکید نداشته باشید. این کار به اعتماد به نفس و عزت نفس او خدشه وارد می‌کند.

بدانید که، هر کودکی نقاط قوت و نقاط ضعفی دارد. شاید فرزند شما برخی از کارهای دیگران را نتواند انجام دهد، اما استعدادهایی نیز دارد که دیگران از آن بی‌نصیب هستند. سعی کنید بر آنچه می‌خواهد و می‌تواند انجام دهد تمرکز و تأکید داشته باشید. ممکن است این موارد برای زندگی او کافی نباشند. اما بقیه موارد را نیز به تدریج خواهد آموخت.

 

 

گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی

 

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند.

" چهار راه نوجوانی"، روایتگر تجربه های اولیا و مربیان است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی در باره آن سخن بگویند.

"چهار راه نوجوان" با توجه به تجربیات معلمان و مشکلاتی که اولیا با آن مواجه بوده اند، نوشته شده است.

بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت.

 

گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی چیست؟

گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند. این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند.

رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

 

علل گوشه گیری و کم رویی عبارت اند از:

1- محرومیت از محبت خانواده

2- نقص عضو یا بیماری های جسمی و فیزیولوژیک

3- اختلال در گوش و تکلم

4- شکست های متعدد و تحقیر شدن کودک در برابر جمع

5- عدم امنیت روانی در محیط خانه و مدرسه و فشارهای روانی مستمر

6- تنبیه، توبیخ و سرزنش کودک و نوجوان توسط والدین و به ویژه محرومیت از عواطف مادر

7- کنترل شدید تربیتی و سخت گیرهای وسواس گونه و غیر منطقی

برای پیش گیری و درمان گوشه گیری و کم رویی می توان شیوه های زیر را به کار بست:

1- حمایت های عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس در نوجوان.

2- واگذاری مسئولیت های مناسب با توجه به میزان توان جسمی و ذهنی نوجوان.

3- قرار ندادن نوجوان در موقعیت هایی که تجربه های شکست را به دنبال دارد.

4- تشویق و زمینه سازی حضور نوجوان در فعالیت های جمعی و گروهی.

5- ایجاد آمادگی لازم برای جرئت ورزی در ابراز عقاید و بیان نظریات خود و نیز پذیرش نظریات مخالف از طرف دیگران.

 

کمرویی چیست؟

 

کمرویی مقوله ای است که هرچه بیشتر بدان بپردازیم ، تنوع بیشتری را در آن مشاهده می کنیم. بنابراین قبل از آنکه حتی بتوانیم درباره ی نحوه ی مقابله با آن فکر کنیم، می باید از مضمون کمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم. فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد می گوید که اولین استفاده ی ثبت شده از این لغت در یک شعر آنگلوساکسون بوده است که حدود هزار سال بعد از میلاد مسیح سروده شده است . در آن شعر معنی این لغت " به سهولت ترسانده شده " است. " کمروبودن " نشانگر صفت فردی است که " به خاطر ترسویی ، احتیاط کاری و بی اطمینانی ، نزدیک شدن به او مشکل است . " فرد کمرو" هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. " در گفتار یا کردار خود ملاحظه کار است ، از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسو است. ممکن است فرد کمرو " کناره گیر یا بی اعتماد باشد و یا شخصیتی پرسش انگیز ، بی اعتماد و مشکوک داشته باشد." فرهنگ لغت و " بستر "  کمرویی را به عنوان " ناراحت بودن در حضور دیگران " تعریف می کند.

کمرویی  در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگسالان است . بسیاری از بزرگسالانی که خود را غیر کمرو می بینند با برنامه ریزی ، بر کمرویی دوران کودکی خود غلبه کرده اند ، معهذا تحقیق ما مؤکداً این باور را که کمرویی فقط عارضه ی دوران کودکی است ، رد می کند. ممکن است این پدیده در میان کودکان آشکارتر باشد ، زیرا آنان عموماً نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما کمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد.

کمرویی چگونه بر افراد تأثیر می گذارد

کمرویی پیوستار روانی گسترده ای را در بر می گیرد : می تواند از احساس عدم کفایت در حضور دیگران تا حوادث آسیب زای ناشی از اضطراب -  که کاملاً زندگی یک فرد را ویران می کند -  را در برگیرد. به نظر می رسد کمرو بودن اسلوب ترجیحی برخی افراد در زندگی است ؛ اما برای دیگران به منزله ی محکومیت تحمیلی زندگی بدون احتمال وجود عفو می باشد.

در انتهای این پیوستار افرادی قرار دارند که با کتاب خواندن ، فکر کردن و کارکردن با اشیاء یا حضور در طبیعت ، احساس راحتی بیشتری می کنند تا معاشرت با افراد دیگر. نویسندگان ، دانشمندان ، مخترعین ، جنگلبانان و مکتشفین احتمالاً شیوه ای از زندگی را برگزیده اند که آنان را قادر می سازد بیشتر وقت خود را در دنیایی بگذرانند که انسانها فقط به طور پراکنده در آن حضور دارند. آنان بسیار درون گرا هستند و همراهی با دیگران در مقایسه با نیاز آنان به تنهایی و داشتن خلوت ، جذابیت محدودی دارد.

در حقیقت امروزه افراد بسیاری جذابیت زندگی تنها در جزیره ای دور افتاده را دوباره در می یابند . اما حتی در درجاتی از این بخش کوچک از پیوستار کمرویی ، افرادی جای گرفته اند که می توانند به آسانی هر زمان که لازم باشد با دیگران ارتباط برقرار کنند ؛ یا افرادی که به دلیل عدم توانایی در پیشبرد یک گفتگوی ساده ، کنش متقابل را دشوار می یابند می توانند گروهی از مردم را مخاطب قرار دهند یا یک میهمانی رسمی را در کمال آرامش برگزار کنند.

 

طیف میانی پیوستار کمرویی شامل بخش اعظم افراد کمرو است ،  یعنی کسانی که در موقعیت های مشخص با افراد خاصی احساس بی کفایتی و ترس می کنند. ناراحتی آنان آنقدر شدید است که به زندگی اجتماعی آنان آسیب وارد شده و عملکرد آنان مختل می گردد، و ابراز این مطلب که چه فکر می کنند و دوست دارند چه کار کنند را دشوار یا غیر ممکن می سازد.

از آنجا که منبع واحدی از کمرویی - ترس از مردم - موجب بروز واکنش های مختلف می شود ، رفتار بیرونی یک فرد همیشه شاخص قابل اطمینانی برای تعیین میزان کمرویی واقعی او به شمار نمی رود. کمرویی همیشه بر طرز رفتار ما تأثیر می گذارد اما لزوماً این تأثیر گذاری آشکار یا مستقیم نیست. در نهایت می توان گفت اگر شما فکر می کنید خجالتی هستید پس هستید ، بدون در نظر گرفتن این که در انظار چگونه رفتار می کنید.

افرادی که در پیوستار کمرویی در طیف میانی قرار دارند عموماً به خاطر عدم تسلط بر مهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس ، کمرو هستند . برخی افراد بر مهارت های اجتماعی لازم جهت تداوم بخشیدن به حرکت نرم و روان ماشین ارتباطات بشری تسلط ندارند. آنان نمی دانند که یک گفتگو را چگونه آغاز کنند یا در کلاس درس چگونه از سخنران بخواهند که بلندتر صحبت کند . بقیه هم برای انجام کاری که می دانند صحیح است اطمینان لازم را ندارند.

در انتهای پیوستار کمرویی افرادی قرار دارند که ترس آنان از افراد دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد : افراد مطلقاً کمرو. این افراد هر زمان که برای انجام کاری در حضور مردم صدا زده می شود بینهایت می ترسند و به قدری به واسطه اضطراب پدید آمده احساس ناامیدی می کنند که تنها راه را فرار و پنهان شدن می یابند. این پیامد حاکی از عدم صلاحیت ، که در افراد بی نهایت کمرو پدید می آید به افراد جوان یا دانش آموزان محدود نمی گردد ، و حتی بر اثر مرور زمان نیز ناپدید نمی گردد.

در بدترین حالت ، کمرویی می تواند به روان رنجوری حاد مبدل گردد، یک بیماری ذهنی که می تواند موجب افسردگی شده و حتی در نهایت تأثیر بسیاری در اقدام به خودکشی داشته باشد.

علایم جسمانی کمرویی

افراد کمرو در سطح فیزیولوژیک نشانه های زیر را گزارش داده اند: نبض تند می زند ، قلب به شدت می تپد ، فرد به میزان قابل توجهی عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد. جالب توجه است که همه ی ما این واکنش های جسمانی را با احساسی بسیار قوی تجربه کرده ایم ، حتی اگر در آن لحظه عصبانی ، هراسان ، تحریک شده یا خشنود باشیم. بدن ما در تمایز میان این احساسات ماهیتاً متفاوت کمک زیادی به ما نمی کند. اگر ما مجبور به اتکا بر نشانه های جسمانی بودیم هیچ گاه نمی دانستیم چه موقع بگوییم " بله " یا " خیر" ، آیا دوست باشیم یا بجنگیم. یکی از علایم جسمانی که افراد خجالتی نمی توانند پنهان کنند و بخشی از انگیختگی عمومی نیست، سرخ شدن است.

برای اکثر ما مواقعی پیش آمده است که از شرم سرخ شده ایم و یا احساس تپش قلب و دلشوره کرده ایم .  افراد غیر کمرو این واکنش ها را به عنوان ناراحتی مختصر می پذیرند و به جوانب مثبت آنچه بعداً اتفاق می افتد می نگرند ، داشتن یک گفتگوی خوب با یک رهبر مذهبی - اجتماعی یا گرفتن نشانی صحیح از یک پلیس خارجی. اما افراد کمرو فکر خود را بر این نشانه های جسمانی متمرکز می کنند. در واقع گاهی اوقات حتی قبل از وارد شدن به موقعیتی که ممکن است در آنان احساس کمرویی ایجاد نماید ، دچار کمرویی می شوند. آنان ابتدا علایم را تجربه می کنند و فقط به مصیبت می اندیشند: تصمیم می گیرند از ملاقات با رهبر مذهبی - اجتماعی یا شرکت در تور پاریس پرهیز کنند.

 

دستپاچگی

معمولاً سرخ شدن با احساس دستپاچگی همراه می شود، احساس کوتاه مدت و شدید ناشی از دست دادن عزت نفس که همه ی ما گاهی بدان دچار می شویم. زمانی که به طور ناگهانی یک نورافکن عمومی برروی یک رخداد خصوصی زندگی ما پرتو می افکند مضطرب می شویم . گاهی اوقات وقتی کسی ، چیزی درباره ی ما به فرد دیگری ابراز می دارد این حالت پدید می آید. همچنین تحسین دور از انتظار معمولاً افراد باشرم و حیا را نیز دستپاچه می کند. در مواقع دیگر وقتی در حین انجام عملی مخفیانه مچ ما گرفته می شود دستپاچه می شویم. سرک کشیدن داخل یک ماشین پارک شده ، انگشت در بینی کردن ، مرتب کردن لباس شخصی .  دیگر این که وقتی درمی یابیم دیگران عدم صلاحیت ما را دریافته و به زودی متوجه خواهند شد و آن را تأیید نخواهند کرد نیز دستپاچه می شویم.

این موارد شش روش حفظ ظاهر را شناسایی کرده است:

1 - با حالتی دفاعی موضوع را عوض کنید : " چقدر دیگر طول می کشد؟ من قرار ملاقات دارم."

2 - در نحوه ی اجرای برنامه بهانه ای بیایید " نورچراغهای فلورسنت تمرکز فکر مرا برهم می زند."

3 - خصوصیات خوب دیگر را به نمایش در آورید : " تنیس ورزش مطلوب من نیست ، شطرنج بازی کنیم."

4 - کاری که نمی توانید انجام دهید را کنار بگذارید : " وقتی چنگال در دسترس است ، استفاده از چوب برای غذا خوردن وقت تلف کردن است ."

5 - نفی شکست:" هیچ کس دیگر هم نمی توانست او را راضی کند."

6 - تلاش برای کسب اطمینان : " امیدوارم شما را خیلی گیج نکرده باشم ، کرده ام ؟ "

احتمالاً افراد کمرو به دلیل پایین بودن سطح عزت نفس خود از روش های منحرف کننده ی حفظ ظاهر استفاده نمی کنند. برعکس از هر موقعیتی که به طور بالقوه موجب بروز دستپاچگی می شود دوری می جویند، و بدین ترتیب هرچه بیشتر خود را از سایرین منزوی نموده و به جای  آن فکر خود را بر کمبودهای خویش متمرکز می سازند.

بعضی از افراد می گویند که حتی در تنهایی نیز احساس کمرویی می کنند. آنان هنگام تفکر درباره ی یک خطای گذشته ، سرخ شده و احساس دستپاچگی می کنند. یا به خاطر شرکت در یک برنامه ی اجتماعی قریب الوقوع گرفتار اضطراب می گردند. با هجوم افکار مربوط به گذشته و آینده ، کمرویی حتی در لحظات تنهایی نیز مزاحم ماست .

خودآگاهی

کمرویی در عمل باعث می شود که فرد به خود کم بها دهد و از این رو فرد کمرو افکار ، احساسات و اعمال بسیاری را که به طور مرتب تهدید به ظاهر شدن می کنند را سرکوب می کند. افراد کمرو واقعآً در این دنیای درونی فکری زندگی می کنند. در حالی که سکوت فرد کمرو وی را در اجتماعی ساکن جلوه گر می سازد اما در درون وی در بزرگراههای افکارش با تصادم احساسات و راه بندانهای پرسر و صدای ایجاد شده توسط خواسته های سرکوب شده ،  جنجالی برپاست. مهمترین صفت مشخصه ی فرد کمرو ، خودآگاهی بیش از اندازه ی وی  می باشد. خودآگاهی ، " در تماس دائم با شخص خود بودن " و خویشتن نگری در بسیاری از نظریات مربوط به شخصیت سالم نقش مرکزی داشته و در چندین روش درمان رایج ، از اهداف کار به شمار می آیند. گرایش مشابهی به سوی خودکاوی و ارزیابی افکار و احساسات فرد ، هنگامی که به وسواس مبدل شود، علائم اختلال روانی را نشان می دهد. بیشتر اوقات افراد کمرو تا این حد جلو می روند.

بیش از 85 درصد کل افرادی که خود را کمرو می دانند می گویند که ذهنشان به شدت به خودشان مشغول است. این خودآگاهی دارای ابعاد عمومی و خصوصی می باشد.

خودآگاهی عمومی

خودآگاهی عمومی در توجه به تأثیر خود بر دیگران انعکاس می یابد: " درباره ی من چه فکر می کنند؟" ، " چه تأثیری روی آنها می گذارم؟" ، آیا من را دوست دارند؟" ، چگونه می توانم از علاقه ی آنها اطمینان حاصل کنم ؟" اگر شما از نوع افرادی هستید که دارای خودآگاهی عمومی می باشند ، می باید با صدای بلند به بیشتر این موضوعات پاسخ مثبت دهید:

  • اسلوبی که برای انجام کارها در پیش می گیرم برایم مهم هستند.
  • روش معرفی خودم به دیگران برایم مهم است.
  • درباره ی وضع ظاهری خودم حساسیت دارم.
  • معمولاً نگران به جای گذاردن یک تصور خوب از خودم هستم.
  • یکی از آخرین کارهایی که قبل از ترک خانه انجام می دهم، نگاه کردن در آینه است.
  • طرز تفکر دیگران درباره ی من برایم حائز اهمیت است.
  • معمولاً از وضعیت ظاهری خودم آگاهی دارم.

خودآگاهی خصوصی

فکری است که به درون فرد متوجه شده است و نه فقط فرایند برگرداندن توجه فرد به درون خویش می باشد بلکه مضمون منفی تمرکز خودمحور گونه را در خود دارد : " من بی لیاقت هستم"، " من زشت هستم " ، " من بی ارزش هستم ". هر فکری ، برای تحقیق زیر یک میکروسکوپ قوی تحلیل گر بسیار مناسب است.

این تحلیل روانی با آنچه توسط زیگموند فروید انجام پذیرفته است قابل قیاس می باشد- با یک استثنا. فروید بر آن بود که منشأ آن افکار و خواسته ها را بیابد و بدون سردرگمی معنای آن را کشف کند. هدف این خودجویی آن بود که فرد را برای عمل کردن از قید آن حصار غیر منطقی رها سازد و به او کمک کند با هر دو نوع تکانه های نرم و خشن بیشتر همراه گردد. اگر شما در زمره ی افراد دارای خودآگاهی خصوصی می باشید ، به تمامی یا اکثر موضوعات زیر پاسخ مثبت خواهید داد:

  • همیشه سعی می کنم خودم را ارزیابی کنم.
  • به طور کلی ، نسبت به خودم خیلی آگاه هستم.
  • درباره ی خودم خیلی فکر می کنم .
  • معمولاً موضوع رؤیاهای خودم هستم .
  • همیشه مشغول موشکافی خودم هستم.
  • عموماً به احساسات درونی خودم توجه می کنم.
  • دائماٌ انگیزه های خودم را بررسی می کنم .
  • گاهی اوقات این احساس را دارم که درمشاهده ی خودم اشتباهی وجود دارد.
  • نسبت به تغییراتی که در حالاتم پدید می آید هشیار هستم.
  • وقتی مشغول کارکردن بر روی مشکلی هستم ، از روش تفکرم آگاهی دارم .

این تمایز میان دو نوع خودآگاهی می تواند تا کمرویی ادامه یابد . تحقیقات پُل پیلکونیس دو گروه کلی از افراد کمرو را معرفی کرده است: کسانی که در حضور جمع کمرو هستند و کسانی که در خلوت خویش کمرو هستند. گروه اول بیشتر نگران هستند که  مبادا رفتار بدی داشته باشند ، اما گروه دیگر نگران احساسات بد خود هستند.

اضطراب افرادی که از نظر عمومی کمرو هستند بیشتر از رفتار ناشیانه و عدم موفقیت در پاسخگویی مناسب به موقعیت های مختلف اجتماعی سرچشمه می گیرد. نگرانی آنان نسبت به عملکرد نامناسب احتمالی خویش از طریق اخذ نمرات بالا در مقیاس خودآگاهی عمومی نشان داده شده است. برای افرادی که در خلوت خویش کمرو هستند، آنچه فرد انجام می دهد نسبت به احساسات ذهنی حاکی از ترس و ناراحتی از آشکارشدن کمبودهایشان در مرتبه ی دوم قرار دارد. همان طور که انتظار می رفت ، این اعضای باشگاه خصوصی در مقیاس کلی خودآگاهی مانند مقیاس خودآگاهی خصوصی ، نمره ی بالایی کسب کرده اند.

 

 

بالای صفحه

روش های درمان کمرویی

 

پیش از این اشاره شد که کمرویی یک پدیده ی پیچیده و مرکب ذهنی - روانی و روانی - اجتماعی است که به دلایل عدیده در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می شود. لذا در بحث درمان نیز باید اذعان داشت که برای کمرویی، یک درمان فوری وجود ندارد.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده ها (مولتی ویتامین ها) تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.

در اینجا سعی می شود که به مؤثرترین روش های کاربردی درمان کمرویی اشاره شود.

تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره

از مهمترین روش های درمان کمرویی،توجه دادن فرد کمرو به قدرت تفکر، نحوه ی نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه ی شناختی اش است. هرگونه تغییر در نگرش ها و بازخوردهای فرد کمرو نسبت به خود و محیط اطراف، مقدمه ی لازمی برای خود پنداری و تغییر رفتار خواهد بود. کمرویی یک رفتار است، نامطلوب است. هر رفتاری قابل تغییر است، اما باید توجه داشت که هر روشی، به توسط هر کسی و در هر شرایطی ممکن است مؤثر واقع نشود.

- خانواده و تربیت اجتماعی

توجه خاص اولیاء و مربیان به مبانی تربیت اجتماعی و تقویت مهارت های ارتباطی، از اساسی ترین مسائل در پیشگیری و درمان کمرویی کودکان و نوجوانان است. همه ی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان باید به نقش فردی، وظیفه ی خانوادگی و رسالت اجتماعی خویش در موقعیت های مختلف کاملاً واقف و در ایفای مسئولیت ها پیشگام باشند.

در تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان و نوجوانان، پیشگیری از معلولیت اجتماعی ایشان و درمان کمرویی،بیشترین مسئولیت ها بر عهده الگوهای رفتاری بزرگسال است. بنابراین پدران و مادران و نزدیکان کودکان و نوجوانان، به مثابه محبوبترین و مؤثرترین الگوهای رفتاری در تعلیم و تقویت مهارت های اجتماعی و یا پدیدآیی کمرویی در ایشان به طور جدی سهیم هستند؛ چرا که بچه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم از الگوهای رفتاری بزرگسال در موقعیت های مختلف خانوادگی و نقش آفرینی های اجتماعی یاد می گیرند و با ایشان همانندسازی می کنند.

لذا تردیدی نیست که در درمان کمرویی نوجوانان ، قبل از همه و بیشتر از اطرافیان و درمانگران، مسئولیت اصلی بر عهده ی مادران و پدران است. بدیهی است هر کس که بخواهد کمرویی دیگران را برطرف سازد، می بایست ابتدا خود درمانگری کند، یعنی مطمئن شود که خودش از آدم های کمرو به شمار نمی آید و از کفایت های اجتماعی و مهارت های مؤثر ارتباطی برخوردار است. اجتناب از غالب ساختن تکروی، عصبانیت ، پرخاشگری و دیکتاتور منشی در کانون خانواده، این ارزشمندترین حلقه ی زنجیره ی اجتماع انسان ها، و تلاش در غنی کردن پیوندهای عاطفی، کلامی و ارتباطی میان اعضای خانواده و تقویت رغبت ها و انگیزه های معاشرت اجتماعی در بین کودکان خواهد بود، بلکه اصلی ترین گام در جهت درمان کمرویی و مؤثرترین روش پیشگیری از اختلالات رایج عاطفی و رفتاری آنان نیز همین است.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده ها  تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

بر همه ی پدران و مادران، به خصوص کسانی که فرزند کمرویی در خانه دارند فرض است که به رغم همه ی اشتغالات فکری و شغلی، کوشش کنند که در شبانه روز، ساعت و ساعاتی را صرفاً به گفت و گوهای صمیمی با کودکان و نوجوانان گوش جان سپردن به سخنان زیبا و دوست داشتنی ایشان اختصاص دهند. باید مواظب بود که مبادا تنوع برنامه های تلویزیونی و گذراندن اوقات فراغت در خانه به صورت کاملاً انفعالی وایستا، زمینه ساز کمرویی ها و کژروی ها در کودکان و نوجوانانی که تشنه ی کلام شیرین و نگاه های محبت آمیز اولیای خود هستند، نشود. (درصد قابل توجهی از کوکان و نوجوانانی که دچار مشکلات گوناگون عاطفی و اختلالات رفتاری نظیر: کمرویی، حساسیت فوق العاده، گوشه گیری، لجبازی  و پرخاشگری  می باشند، متعلق به خانواده هایی هستند که به دلایل مختلف، به خصوص عادت به تماشای برنامه های تلویزیونی، ویدئویی و استفاده از برنامه های ماهواره ای، فرصت برقراری ارتباط کلامی و عاطفی با یکدیگر را ندارند و بعضاً میانگین زمان گفت و گوهای والدین با فرزندانشان به یک دقیقه در شبانه روز هم نمی رسد!)

توجه ویژه به فرزندان خانواده و تکریم شخصیت ایشان در گفت و شنودها، اظهار نظرها و تصمیم گیری های خانوادگی بسیار حائز اهمیت است. خانواده هایی که از نعمت وجودی فقط یک فرزند برخوردارند نیز باید توجه داشته باشند که فرزند ایشان علاوه بر این که نیاز دارد با اولیای خود مصاحبت دلنشینی داشته باشد، لازم است از معاشرت و مصاحبت با کودکان و نوجوانان همسال خود نیز برخوردار شود و بر تجارب خوشایند اجتماعی خویش بیفزاید.

مسلماً فراهم کردن چنین تجارب ارزشمندی با نظارت، هدایت و حمایت روانی والدین فوق العاده مؤثر و مفید است و در تربیت اجتماعی این قبیل کودکان و درمان کمرویی احتمالی ایشان کاملاً مؤثر و مفید خواهد بود.

 

هنر درمانی

مشاهده ی بعضی از برنامه های نمایشی (برنامه های سینمایی و تلویزیونی، تئاتر، نمایش عروسکی و ...) که در آن کودک یا نوجوان کمرو نقش اصلی را عهده دار است و با تغییر نگرش، برانگیختگی روانی و تقویت اراده و خودباروی، به تدریج در گروه ها و عرصه های مختلف اجتماعی مشارکتی فعال پیدا می کند و بعضاً رهبری گروه را نیز عهده دار می شود، می تواند در ذهن کودکان تماشاگر کمرو بسیار مؤثر واقع شود و در درمان کمرویی شان مفید باشد؛ چرا که کودکان کمرو با قهرمان نمایش همانند سازی می کنند و تلاش می کنند که مثل او باشند.

همچنین تشویق کودک یا نوجوان کمرو برای شرکت در برنامه های نمایشی (در مراکز پیش دبستانی و مدارس) و ایفای نقش های مؤثر به گونه ای که فشار روانی چندانی متوجه او نباشد، روش مناسبی برای کاهش اضطراب اجتماعی و درمان کمرویی خواهد بود.

 

 

فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی

ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی ایشان داشته باشد. واضح است که ترغیب و تشویق کودکان کمرو برای شرکت فعال در برنامه های گروهی نظیر: تهیه ی کاردستی  مشترک، آماده کردن پوستر یا روزنامه ی دیواری، مطالعه و مسابقه ی علمی، قصه گویی و داستان سرایی، اجرای برنامه ی نمایشی، شرکت در گروه سرود، ورزش ها و بازی های چند نفره، فعالیت های عمرانی، فرهنگی و بسیجی و ... توجه به نقطه ی قوت و ویژگی مثبت و قابل تأیید و تشویق کودک و سوق دادن وی به طرف فعالیت های جمعی، به خصوص در مراحل اول در جمع های آشنا و صمیمی و بعضاً کم سن و سال تر از طریق همان نقطه ی مثبت و قابل عرضه ی وی صورت می گیرد. به نحوی که کودک یا نوجوان قادر می شود در اولین تجارب گروهی خود از ویژگی مثبت و مهارت برتر خود بهره بگیرد و با تأثیر توفیق نسبی در گروه و جلب تأیید ایشان، احساس خودپنداری و خود ارزشمندی اش تقویت گردد.

صحبت کردن، شعر خواندن، خاطره گفتن و نقل مطالب کتاب دلخواه، تعریف موضوع و محتوای یک فیلم سینمایی، اظهار نظر درباره ی مسائل خانوادگی و اجتماعی، قصه گویی و داستان سرایی، توضیح یک مسئله و یا تدریس یک موضوع درسی مورد علاقه توسط نوجوان یا بزرگسال کمرو به مخاطبان مختلف، به ترتیب اهمیت و اقتدار ایشان از نظر فرد کمرو، از مخاطبان خردسال آشنا و صمیمی نظیر خواهرزاده ها، برادرزاده ها و فرزندان کوچک خانه و بستگان گرفته تا مخاطبان خردسال آشنا، اما غیرصمیمی و غیر فامیل؛ از مخاطبین خردسال غریبه تا مخاطبان همسال آشنا و صمیمی؛ از مخاطبین همسال آشنا، اما غیرصمیمی تا مخاطبان همسال غریبه؛ از مخاطبین بزرگسال آشنا و صمیمی تا مخاطبان بزرگسال آشنا، اما غیر فامیل و غیر صمیمی؛ و سرانجام از مخاطبین بزرگسال مقتدر و متنفذ، اما غیر نقاد گرفته تا مخاطبان مقتدر، متنفذ و نقاد و برقراری و حفظ ارتباط بصری طبیعی با ایشان، با چهره ای گشاده و متبسم، صدایی محکم و مطمئن، با آرامش روان، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس کامل و احساس خود ارزشمندی؛ مؤثرترین روش اصولی و تدریجی اضطراب زدایی و افزایش مهارت اجتماعی و درمان کمرویی است.

 

- افزایش خودآگاهی، تقویت خودپنداری مثبت و کاهش کمرویی

به راستی شما چقدر کمرو هستید؟ کمرویی خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ در چه مواقعی، چگونه و به چه میزان دچار کمرویی می شوید و علتش را چه چیز می دانید؟ وقتی دچار کمرویی می شوید چه احساسی پیدا می کنید؟ در برخورد با چه کسانی کمتر دچار کمرویی می شوید؟ در کدام موقعیت ها و در حضور چه افرادی بیشتر دچار کمرویی می شوید و چرا؟ در مقایسه با دوستان و اطرافیان، خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ چه برداشتی از کمرویی خود دارید؟ آیا وقتی تنها هستید باز هم احساس کمرویی دارید؟ چه احساسی پیدا می کنید؟

اندیشه ی شما برای یافتن پاسخ های صریح و جامعه به این قبیل سؤالات، گام مهمی است برای درک بهتر خود و شناخت ویژگی ها، توانمندی ها و نقاط قوتی که در خویش سراغ دارید.

بدون شک شما می توانید خودتان را تغییر دهید، به شرط آن که بر این باور باشید که توان انجام این کار را دارید. شما باید تصور و برداشت مثبتی از خود داشته باشید و ماهیت کمرویی خودتان را مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار دهید و با تقویت خودپنداری مثبت، احساس خود ارزشمندی و توسعه ی مهارت های خاص و موفقیت آمیز اجتماعی نه تنها خودتان را تغییر دهید و کمرویی تان را برطرف کنید، بلکه در درمان کمرویی افراد دیگر نیز نقش مهمی را عهده دار شوید و به آنها کمک کنید که خودشان را تغییر دهند و بر پدیده ی نامیمون کمرویی غالب شوند.

برای این که در درک بهتر و کشف وجود گرانقدر خود و برخورداری از خود پنداری تازه حرکت حدی داشته باشید، دستورالعمل های زیر را با دقت انجام دهید.

الف) تصویر خودتان را بکشید، (هر طور که می توانید) و سپس: به عکس خود نگاه کنید. آیا تصویر شما تصویر کاملی است؟ آیا در قسمت یا نقطه ای از عکستان نقصی را مشاهده می کنید؟ آیا در تصویر خود حالت هیجانی می بینید؟ آیا وقتی که به خودتان خوب می نگرید، خود را آدمی فعال می یابید یا فردی کاملاً منفعل و تحت فرمان دیگران؟

ب) به آیینه نگاه کنید و تصویر وجود ارزشمندتان را در آن ارزیابی نمایید. دوباره به خودتان خوب نگاه کنید.

با کدام حالت و چه قیافه ای می توانید تأثیر بیشتری روی دیگران بگذارید؟

ج) چنانچه برای شما یا خانواده تان مقدور است فیلمی از زندگی 24 ساعته ی خودتان تهیه کنید و یا برنامه ی زندگی 24 ساعت گذشته ی خود را بر روی کاغذ بنویسید و در ذهنتان مرور کنید. در شرایط و موقعیت های گوناگون چه کرده اید؟ چگونه؟ چرا؟ آیا می توانستید رفتار بهتری و مؤثرتری داشته باشید؟ شما فردا و فرداها را پیش رو دارید، پس با ارزیابی مجدد از شخصیت و توانمندی های خود آمادگی تان را بیشتر کنید. برای امنیت شخصی خود احترام و ارزش خاص قائل شوید، آن را حفظ کنید.

د) برای زندگی روزانه ی خود برنامه ریزی کنید. مطابق برنامه ی تعیین شده، روز خودتان را آغاز کنید و بر همان اساس گام بردارید، سخن بگویید، بپرسید، تلفن کنید، به محل، شخص یا اشخاصی که در نظر دارید مراجعه کنید و کاملاً فعال باشید.

ه) احساسات و خاطرات خود را درباره ی تجارب ناخوشایند ناشی از کمرویی تان بنویسید.

و) برداشت و نگرشتان را نسبت به خانواده ی خود بنویسید.

ز) برای خودتان نامه بنویسید. بدون رودربایستی و با صراحت احساسات خویش را بر روی کاغذ آورید، گله ها را بیان کنید و انتظارات خود را یادآور شوید!

ح) اگر خودتان بر این باور باشید یا به شما بگویند که فقط یک ماه دیگر از حیات شما باقی است، عمر یک ماهه ی خودتان را چگونه خواهید گذراند؟ چه می کنید؟ به کجاها می روید؟ چه می گویید؟ روی سخنتان بیشتر با چه کسانی خواهد بود؟ آخرین کلامتان چه خواهد بود؟ آیا باز هم کمرو باقی خواهید ماند؟

منابع

روان شناسی کمرویی و روش های درمان آن - تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی و تربیت کودک و نوجوان - تألیف غلامعلی افروز

خود درمانگری در لکنت زبان - تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی تربیتی کاربردی - تألیف غلامعلی افروز

مباحث عمده در روان پزشکی - ترجمه جواد وهاب زاده

 

 

اصول تقویت عزت نفس

 

پرهیز از خجالت دادن و سرزنش کردن  

  پرهیز از دستور دادن و تهدید کردن

پرهیز از مشاجره کردن

         پرهیز از مقایسه کردن

اما تشویق کردن و تائیید کردن مهمترین روش برقرار کردن ارتباطات است.

 

اگر کودک یا نوجوان را مورد سرزنش قرار دهیم و مدام از او عیب جویی کنیم یا او را مورد تمسخر قرار دهیم ، کودک  یا نوجوان مورد نظر احساس حقارت می کند و دچار عدم اعتماد به نفس می شود و از دست زدن به هر کاری می ترسد. این گونه افراد در تصمیم گیری ،  انتخاب هدف و قبول مسوولیت دچار شک و نگرانی می شوند. بهترین راه برقراری رابطه انسانی ، همدلی و همفکری است نه سرزنش کردن و خجالت دادن.

یافتن راه حل بسیاری از مسایل به فوریت امکان پذیر نیست ، لیکن برقراری رابطه خوب بین والدین و فرزندان می تواند بهترین نقطه آغاز باشد. به کودک یا نوجوان باید یاد داد که انسان گاهی اشتباه می کند و باید از اشتباهش درس بگیرد. ناگفته نماند اگر آبروی فرزند برده شود و عزت نفس او مخدوش گردد ، دیگر جبران یک قلب شکسته بسیار دشوار است و با دست خود همه پل های پشت سر خراب خواهد شد

بنابراین :

سرزنش کردن ، خجالت دادن و تحقیر کردن کودک  یا نوجوان موجب نا امنی روانی و آشفتگی عاطفی او و در نتیجه موجب بروز نا هنجاریهای روانی می شود.

اصل پرهیز از دستور دادن و تهدید کردن

انسان آزاد آفریده شده است. گاهی والدین باید در زندگی فرصت فرمانروایی و تحکم را نداشته اند و یا دائم تحت فشار بوده اند ، اکنون می خواهند کودک خود را تحت انقیاد قرار دهند و مرتب به او امر و نهی می کنند و دستور می دهند. توصیه می شود اگر تقاضایی از کودک دارید حتی الامکان به شکل سوالی مطرح کنید. برای مثال بگویید (( دوست داری در بردن ظروف به آشپزخانه به من کمک کنی ؟ دلت می خواهد برایت یک قصه شیرین بگویم ؟ آیا می توانی این کتابها را سرجایش بگذاری ؟،  ممکن است خواهش کنم این صندلی را ببری تو آن اتاق ؟  و نظایر ان در هر حال باید به کودک یا نوجوان متناسب با وسع و توان او مسئولیت داد و از او انتظار داشت. در کارهایی که کودک قادر است انجام دهد ، از او کمک بخواهید تا روحیه و همکاری ومشارکت در او تقویت شود ،

بنابراین :

کودک یا نوجوانی که در یک محیط تهدید آمیز رشد می کند ، از رشد شخصیت سالم برخوردار نیست و در آینده قادر نخواهد بود به دیگران اعتماد و با آنها ارتباط برقرار کند.

 

اصل پرهیز از مشاجره کردن

هر کودکی نیاز به امنیت روانی دارد و والدین موظف هستند این نیاز را برای کودک تامین کنند. روش هایی از قبیل عیب جویی ،  لج بازی ،‌ سرزنش ، داد و فریاد کردن ، کتک زدن ، بددهنی و مشاجره کردن با کودک ، موجب می شود کودک احساس نا امنی کند و دچار اضطراب شود.

همواره هدف های تعلیم و تربیت را در نظر داشته باشید و یا فرزندانتان در فضایی مناسب و محرمانه و صمیمی به گفتگو بپردازید.

روشهایی مانند سر به سر گذاشتن ، یکی به دو کردن و مشاجره کردن شما را به مقصود و هدفهای تربیتی نمی رساند ، پس از به کار بردن این گونه روشها اجتناب کنید و رابطه خود با فرزندتان را مخدوش نسازید.

افزون بر این ، به کار بستن این گونه روشها موجب می شود. احترام متقابل بین شما و فرزندتان از بین برود و  والدین اقتدار خود را از دست بدهند.

والدینی که شکایت می کنند که فرزندشان به آنان احترام نمی گذارد یا به حرف آنها توجه نمی کند ، باید به بررسی و ارزیابی رفتار خود بپردازند و ببینند چه کارهایی کردند یا چه رفتارهایی از خود نشان داده اند که با این وضعیت رو به رو شده اند ؟‌ بدیهی است است اگر شما می خواهید فرزندتان  رفتارش را تغییر دهد ، شما باید رفتار خود را مورد ارزیابی و بازنگری قرار دهید . گاهی اوقات برادر یا خواهر بزرگتر با خواهر یا برادر کوچکتر مشاجره می کنند و سر به سر می گذارند.

در این وضعیت چون برادر یا خواهر کوچکتر قادر نیست واکنش لازم را بروز بدهد به او فشار روانی وارد می شود و در نتیجه دچار نا امنی روانی و اضطراب می گردد.

بنابراین :

برای حفظ اقتدار والدین ، رعایت احترام متقابل و تامین امنیت روانی کودک و نوجوان ، از مشاجره کردن با فرزندتان اجتناب کنید.

 

اصل پرهیز از مقایسه کردن

هرگز توانایی ها و ناتوانی های کودکی را با کودک دیگر مقایسه نکنید ، زیرا که مجموعه عواملی که موجب شکل گیری رفتار یک کودک می شود با کودک دیگر متفاوت است.

شایسته است تأکید شود که منظور از مجموعه عوامل ، آن هایی هستند که از بدو انعقاد نطفه تا زمان حیات کودک در فرآیند رشد و تحول او در ابعاد گوناگون دخالت داشته یا دارند.

این اصل از اهمیت خاصی برخوردار است و همواره به مادران و پدران توصیه می شود که حتی کودک را با خواهر یا برادر ، پسر خاله ، پسر عمه ، دختر خاله ، دختر عمه یا دوستانش مقایسه نکنید.

کودک از غرور خاصی برخوردار است و نزد همسالان و کودکان دیگر از آبرو و احترام ویژه ای برخوردار است ، لذا وقتی شما کودکی را با کودک دیگر مقایسه می کنید ( به طور معمول مقایسه بر اساس ناتوانی ها صورت می گیرد )  در واقع غرور او را می شکنید ،  به او بی احترامی می کنید ، توانایی های او را نادیده می گیرد و ناتوانایی های او را به منظور تحقیر و سرزنش او مطرح می کنید و به رخ او می کشید.

به طور مشخص گاهی اوقات والدین زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقایسه می کنند و اظهار می دارند :  وقتی من بچه بودم ، هرگز این کار را نمی کردم !  یا زمانی که من در سن شما بودم ، همیشه این طور عمل می کردم بدیهی است ما اجازه نداریم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقایسه کنیم.

به دیگر سخن ، مقایسه کردن کودک یعنی نادیده گرفتن اصل تفاوتهای فردی ، یعنی خجالت دادن کودک و تحقیر کردن او. بنابراین توصیه می شود در صورت لزوم کودک را با خودش مقایسه کنید.

این مقایسه باید بر اساس توانایی های کودک در فضایی صمیمی و محرمانه صورت گیرد و بدانید علی رغم وجود شباهتها میان کودکان ، هیچ کودکی به طور مطلق شبیه کودک دیگر نیست.

اصولاچرا کودکی را با کودک دیگر مقایسه می کنید ؟‌ هدف شما چیست ؟  می خواهید به چه نتیجه ای برسید؟

بنابراین :

 هرگز کودک را با کودک دیگر مقایسه نکنید  بلکه با خودش و وضعیت قبلی و کنونی او مقایسه کنید.

 

اصل تشویق و تایید کردن

در روان شناسی اگر هر رفتار مطلوبی با یک نتیجه یا پیامد خوشایندی توام شود یا هر رفتاری به دنبالش یک پاداش داشته باشد ،  می گویند آن رفتار تقویت مثبت شده است که نتیجه آن تقویت و استمرار از آن رفتار است لذا با توجه به این حقیقت که انسان موجودی تشویق طلب و نتیجه گریز است و هر انسانی ارزش تشویق ،  تایید ،  و محبت و احسان و پاداش را درک می کنند ، بی شک استفاده از تشویق و محبت بهترین راه ایجاد ، استمرار ، تقویت و توسعه رفتارهای مطلوب است.

بدیهی است استفاده از روشهای نا مطلوب برای رسیدن به رفتارهای مطلوب امکان ندارد. بنابراین استفاده از تنبیه بدنی ، سرزنش کردن ، خجالت دادن ، نفرین کردن ، دشنام دادن و نظایر آن به اصلاح رفتار کودک یا نوجوان شما کمک نمی کنند. در مقابل توجه به رفتارهای مطلوب کودک یا نوجوان به استمرار و تقویت آنها کمک می کند ،  همان طور که توجه به رفتارهای نامطلوب موجب استحکام آنها می شود. یک رفتار مطلوب باید تکرار شود تا به صورت عادی مطلوب درآید.

گاهی اوقات کودک رفتاری را به طور تصادفی انجام می دهد و بعد منتظر می ماند تا عکس العمل شما را ببیند اگر شما با رفتارهای کودک مسئولانه برخوردار کنید و رفتار درست او را تایید کنید ، کودک یاد می گیرد که چه رفتارهایی را تکرار کند و ادامه دهد. در مقابل اگر شما رفتارهای نادرست او را مورد توجه قرار دهید ،  موجبات بدآموزی او را فراهم کرده اید.

طبق نظر روانشناسان تربیتی هر رفتاری مورد توجه ، اعتنا و تشویق قرار گرفتن ( تبسم کردن ،  سر را به علامت تایید تکان دادن ، سکوت کردن ، با دست روی شانه کودک زدن و نظایر آن )‌ آن رفتار تقویت می شود و تکرار می گردد. لذا باید تقویت کننده ها را متناسب با سن ، جنس و موقیعت بکار برد.

سعی کنید رفتارهای مطلوب کودک را نزد دیگران به ویژه کودک و کسانی را که مورد احترام کودک هستند متذکر شوید و تشویق کنید. 

در مقابل رفتارهای نامطلوب را در خلوت محرمانه و صمیمی یادآور شوید و علت بروز این گونه رفتارها را جویا شوید ، تا به تدریج در کودک رشد فکری بوجود آید و خود بتواند به تحلیل و علت یابی رفتارهایش بپردازد.

زمانی که رفتارهای مطلوب کودک را تشویق می کند به او کمک کرده اید تا با خود سنجی و خود ارزیابی ، احساس خود ارزشمندی کند و به خود و نفسش اعتماد پیدا کند. به فرزندتان بگویید که چه رفتارهایی شما را خوشحال می کند و از او چه انتظارهایی دارید. برای مثال وقتی مهمان آمد ، شما رفتار خوبی داشتید ، وقتی من با تلفن صحبت میکردم شما به آرامی بازی می کردید. در روان شناسی از روشهای تشویق کردن به عنوان روشهای تقویت کننده یاد می شود.

این روشها هر کدام می تواند اثر تشویقی داشته باشد. دادن مسئولیت ، پاسخ دادن به تلفن ، تلفن کردن ، اضافه کردن زمان بازی ، مشاهده فیلم مورد علاقه ، پارک رفتن ، مهمانی رفتن و گاهی اوقات با ارایه تقویت کننده های کلامی می توان کودک را تشویق کرد و مورد تایید قرار داد ، مانند : آفرین ، خیلی خوب ، کاری که کردی مرا خوشحال کرد ، تو موجب افتخار من هستی ، من از این کار تو راضی هستم. کار تو بهتر شده و داری پیشرفت می کنی. همواره باید به کودک کمک تا ارتباط میان دریافت پاداش و رفتارش را بفهمد و بداند نابرده رنج و گنج میسر نمی شود

به طور کلی هدف تعلیم و تربیت ، ایجاد افزایش و گسترش رفتارهای مطلوب و کاهش و از بین بردن رفتارهای نامطلوب است و. این مهم محقق نمی شود مگر از طریق بکار بردن تقویت کننده ها به طریق درست و مناسب. البته فراهم کردن شرایطی که کودک به خود تشویقی بپردازد از اهمیت خاصی برخوردار است.

بنابراین :

تشویق ، تایید و تحسین رفتارهای مطلوب کودک یا نوجوان و تقویت نقاط قوت او مهمترین روش برقراری ارتباط با کودک یا نوجوان است.

 

 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar