مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٢۳

افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایم فسردگی عبارتند از:

* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.
* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاس
بی ارزشی و در ماندگی - احساس تیره بختی.

* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی...


 

افسردگی و راههای غلبه بر آن

افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایم فسردگی عبارتند از:

* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.
* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاس
بی ارزشی و در ماندگی - احساس تیره بختی.

* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی.

* دشواری در تمرکز، یاد آوری و تصمیم گیری-عدم توانایی
در اندیشیدن.

* بی خوابی و یا افزایش میزان خواب.

* از دست دادن اشتها و کاهش وزن - یا پر خوری و افزایش وزن.

* عدم تمایل به ملاقات با دیگران - یا وحشت از تنها ماندن - حضور یافتن در فعالیتهای اجتماعی دشوار و غیر ممکن میگردد.

* احساس بی ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگی- احساس شکست- احساس سربار بودن.

* از دست دادن علاقه و میل به فعالیتهای معمولی در زندگی و یا سرگرمیهایی که پیشتر برای فرد لذت بخش بوده اند.

* بیقراری و بیتابی - زود رنجی و تحریک پذیری- و یا کند شدن حرکات و واکنشها- بی تفاوتی.

* افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگرانی از گذشته و آینده.

* مشکلات جسمانی که معمولا به دارو جواب نمیدهند مانند: خارش بدن - تاری دید -تعریق شدید- خشکی دهان- مشکلات گوارشی (یبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد - کمردرد.

* افکار صدمه زدن به خود و یا دیگران - افکار خود کشی

علل پدید آمدن افسردگی

علل پدید آمدن افسردگی نیز گوناگون میباشد:

* وراثت.
* محیط های نا ایمن و خطرناک مانند: آلودگی هوا و آب.
* محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
* درگذشت همسر، فرزند، والدین و دوستان.
* ضربه های روحی شدید در کودکی و یا بزرگسالی.
* از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.
* شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونت در جامعه.
* بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.
* شکست و ناکامیها-تجارب ناخوشایند.
* تغییرات هورمونی - اختلال در تعادل انتقال دهنده های عصبی همچون سروتونین.
* در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضد بارداری و کاهنده فشار خون بالا.
* استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگر داروها.
* تغذیه نامناسب مانند کمبود فولات و ویتامین  B1 و یا مصرف زیاد مواد قندی و کافئین  دار.
* ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بد بینی  و هم وابستگیها.
* استرس .
* الگوی تفکرات منفی.
* عدم تحرک بدنی و نداشتن تفریح و سرگرمی.
* انزوا و گوشه گیری.

انواع افسردگی، روشهای غلبه بر افسردگی...

 

انواع افسردگی

1- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد که معمولا 2 هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. این نوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.

2- افسردگی مزمن: شدت علایم آن از افسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و 2 الی 5 سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.

3- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.

4- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند. در یک زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسرده میگردد.

5- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علت آن کاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریک پذیری و کاهش سطح انرژی میگردد.

 

راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی

1-برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.

2- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید.

3- کارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای کوچک تقسم کنید.

4- مدیریت زمان و الویت بندی را فراموش نکنید.

5- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.

6- به سرگرمیهایی که علاقه دارید بپردازید.

7- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.

8- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.

9- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.

10- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب کنید.

11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما کمک کنند.

12- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.

13- به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود.زندگی مملو از احتمالات است.

14- شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شما مسئول آنها میباشید و یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند.اموری که شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.

15- شما باید قادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش شما باید بر اساس موفقیتهای شما تعیین گردند و دیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.

16- شما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.

17- شما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمان آینده.

18- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما شما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسه مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.

19- شما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.

20- شما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.

21- اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.

22- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.

23- به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگر ی جز خود شما مسئول شادی شما نمیباشد.

 

 

مقابله با بی خوابی

 

مشکل بی خوابی یکی از مسائلی است که ممکن است بـاعـث بـروز اخـتـلال در زنـدگـی و بـازداشتن افراد از انجـام  بهینه فعالیتها گردد. یک خواب خوب و بـه انـدازه مـی توانـد تـاثیـر زیــادی در بازدهی و موفقیت داشـتـه باشـد. در ایـن بخش به برخی از روشهای مفید جهت مقابله با بیـخوابی شاره می کنیم.

 

1- تـا زمانـیکه خوابتان نگرفته به رختـخـواب نـرویـد: هرگاه به رختخواب رفتید و تا 20 دقیقه بعد خوابتان نبرد از رختخواب برخیزید و کاری انجام دهید تا دوباره خوابتان بگیرد.

 

2- محیط اتاق خواب خود را ساکت و تاریک نگاهدارید: چـشم بـند و مسدود کننده گوش به شما کمک میکند بهتر بخوابید. نور حتی از میان پلکهای بسته نیز عبور میکند.

 

3- هـرگـاه شب هنگام از خـواب پـریـدید و دیگر نتوانـستـید بـخواب رویـد آرام و ریلکس باقی بمانید: صبور باشید. معمولا مجددا خواب به سراغتان خواهد آمد.

 

4- پیش از خواب از غذای سبک استفاده کنید: (یـک تـکه نـان تست و یا سیب) و یا پیـش از آنـکه چـراغ را خــاموش کنید 10 دقیقه مطالعه کنید. اگر پـیش از خـواب تـوسـط فعالیتها و یا تماشـای تـلویزیون بیش از حـد تـهیـیـج شـده بـاشـیـد مـمـکن اسـت بــرای خـوابـیدن دچار مشـکل گـردید. 15 دقیـقه گفتگوی آرام، مطالعه سبک و یا گوش دادن به موسیقی ملایم می تواند کمک شایانی به خواب رفتن شما کند. در عـوض آنکه تنها به موسیقی گوش دهید آواز بخوانید. آواز خواندن یک فعالیت انرژی بخش شـگفت انـگیـزی است که آرامش درونی و شادی را در شما افزایش می دهد.

 

5- خنـده روش قدرتمندی برای تخلیه استرس و اضطراب می باشد: تـمـاشـای فیلمهای خنده دار و مطالعه کتابهای فکاهی و کمدی می تواند شـما را سـرحـال آورده و مشکلاتتان را از ذهنتان پاک کند.

 

6- از مصرف الکل و کافئین خودداری ورزید.

 

7- از رختخواب تنها برای خوابیدن استفاده کنید و نه برای مطالعه، صرف غذا و یا تماشای تلویزیون.

 

8- ساعت را کوک کنید: ساعت خود را راس یک ساعت تنظیم کرده و هر روز صبح سر یک ساعت بدون توجه به آنکه شب پیش چگونه خوبیده اید، از خواب برخیزید. هنـگامی که الگوی خواب طبیعی مجددا برقرار گردد اغلب افراد دیـگر نـیـازی به استفاده از ساعت زنگ دار نخواهند داشت.

 

9- در اواخر بعد از ظهر و یا عصر (نه پیش از خوابیدن) تمرین ورزشی منظمی انجام دهید.

 

10- محیطی مناسب ایجاد کنید: اگـر اتاق خواب شما خیلی پر سرو صدا و پر نور بود هرکاری را که برای تبدیل آن به یک محیط آرام و تاریک همراه با تهویه و رطوبت کافی نیاز میباشد صورت دهید. هوای بشدت خشک سبب انقباض راههای بینی شده و شـمـا را دچـار مـشـکل مـی کند. استفاده از چشم پوش و مسدود کنـنـده گوش شـمـا را در دور نگاهداشتن عوامل مزاحم یاری میرسانند.

 

11- بیاموزید که نگرانیها را از ذهنتان بزدایید: اگر از بیخوابی رنج میـبرید، ذهن خود را متمرکز به یک خاطره خوشایند و دلپذیر کرده و یا یک حادثه خوشایند و فرح بخش را در ذهنتان مجددا تداعی کنید.

 

12- تـنـها از ملحـفه و لباس خـواب با پارچـه نـخ طبیعی استـفاده کـنید. میـدان الکترومغناطیسی که توسط سایش پارچه های مصنوعی ایجاد می گردد، الـگوی خواب شما را مختل می سازنــد. حداقـل 3 متر دورتر از وسایل برقی همچون تلویزیون، رادیـو، تلفن و پریزهای برق بخوابید.

 

 

 

 

9 روش برای کاهش وزن

 

 حتما" تاحال متوجه شده اید که هیچ روش معجزه آسایی برای کاهش وزن وجودندارد.تنها راه سـوزانـدن چربی های اضافی، تغییر دادن عادات غذایی و برخورداری از یک برنامه سالـم و خـودداری از مـصـرف چـربـیـها، مـواد قـنـدی، مـواد نشاسته دار و خوراکیهای بی ارزش است.

در ایـن قـسـمت بـرای وعده های غذایی صبحانـه، نهـار و شام پیشنهاداتی ارائه شـده کـه در کـاهش وزن به شما کمک خواهد کرد.

 

صبحانه

شـاید هـزاران بـار ایـن جـمله که "صبحانه مهمترین وعده غذایـی روز اسـت" را شـنیده باشید. بر اسـاس مـطالـعات پـزشـکـی صبـحانه کلید اصلی کنترل وزن در طولانی مدت شناخته شده است. در یک تحقیق مشخص گردیده کسانیکه صبحانه نمیخورند نسبت به افرادی که از یک وعده غذایی سالم در صبح استفاده مـی کنند، دارای وزن بیـشتری می باشند.

غذا خوردن در ساعت اولیه بیداری باعث تنظیم قند خون و اندازه هورمنها شده و انرژی لازم را بـرای فـعـالـیـتـهای روزانه بـدن تـامین میکند و این موجب می شود که شخص از پرخوری هنگام نهار خودداری نماید. همچنین خـوردن صبـحـانه مـوجـب آغاز متابولیسم بدن شده و سبب می گردد کالری بیشتری در طول روز بسوزد.

با این حال باید در انتخاب صبحانه مناسب دقت کنید چرا که اغـلب صبـحانه ها از موادی مانند کربوهیدراتهای ( مواد قندی و نشاسته دار ) سـاده از قـبـیل نان سفید، حبوبات و شیرینی ها تشکیل شده اند. این مواد بدلیل اینکه بسیار راحت هضم می شوند باعث افزایش ناگهانی قند خون میگردند و هنگامی که قنـد خـون بـه مقدار اولیه اش برگشت، احساس گرسنگی در شخص تجدید می شود. سعی کنیـد در عـوض از کربـوهیدراتهای کمپلکس و پروتئینها استفاده نمایید.

 

3 پیشنهاد برای صبحانه سالم

- تکه نان سبوس، یک قاشوق سوپخوری پوره سیب یا بادام زمینی و یک سیب متوسط

- ف فنجان ذرت یا غلات دیگر به همراه یک فنجان شیر کم چرب

- ک نـان شیـریـنـی سبـوس دار کوچک، خامه و یک قاشق سوپخوری مربای توت فرنگی

از چه پرهیز کنیم

نانهای قندی

شیرینی های خامه دار

شیرینی دانمارکی

نانهای روغنی

 

 

نهار

نهار نیز تقریبا" به اندازه صبحانه اهمیت دارد و باعث می شود که از احساس گرسنگی و پرخوری در طول نیمروز و عصر جلوگیری شود. تـا آنـجا کـه مـمکن است بجای غذاهای بیرون از غذاهای خانگی استفاده کنید. سالادهـا با آنـکه بـه نظر میـرسد خطری ندارند، اگر همراه با مخلفات چرب تهیه شوند، میتوانند شدیدا" باعث اضافه وزن گردند. موضوع این است که شما تا زمانیکه خودتان غذا را نپخته باشید،متوجه نخواهیدشد که درحال خوردن چه هستید. اگر مجبورید بیرون غذا بخورید سعی کنـید از غذاهای کبـاب شـده، آب پز و پختنی استفاده نمایید.

بهترین مخلفات برای نهار، نصف فنجان هویج رنده شده، یک عدد میوه با اندازه متوسط و یک کاسه کوچک ماست کم چرب می باشد.

3 پیشنهاد برای نهار سالم

  • همبرگر با پنیر بدون نان، یک ظرف کوچک سالاد فصل،آب خوردن
  • گوشت آب پز گوساله یا سینه مرغ، پنیر و تخم مرغ همراه با سرکه، روغن زیتون، فلفل، نمک، پودر آویشن، آب خوردن یا چای گیاهی سرد
  • جوجه کباب، یک فنجان از سبزی های پخته، سالاد فصل با سوس خردل

 

 

شام

از آنـجایـی که بـعد از شـام مـعمـولا" بدن فعالیت زیادی ندارد، باید از خوردن زیاد در ایـن وعده غذایی خودداری و بیشتر از مـواد پـروتـئینی، سبزیجات و کربوهیدراتهای کمپلکس استفاده نمایید.

سالاد میوه جات و ماست کم چرب را به عنوان غذای جنبی هنـگام شـام می تـوانـیـد مصرف کنید.

3 پیشنهاد برای شام سالم

  • کوکتل میگو با سوس خردل، استیک یا رست بیف، ژله رژیمی
  • سالاد، ماهی آزاد، یک فنـجان سبزی های پخته شده، نصف فنجان توت فرنگی با خامه
  • سوپ پیاز، سالاد کاهو با روغن زیتون، یک فنجان سبزی آب پز، کباب برگ با یک تکه نان

 

خوب بخورید، خوب زندگی کنید

بخاطر داشته باشید که کلید کاهش وزن و تامین ویتامینها و مواد غذایی مورد نیاز بدن، استفاده از غـذاهای مـتـنوع و مـناسـب مـی باشـد بنابراین از خوردن غذاهای یکنواخت پرهیز کنید.

با اعمال تغییرات اندک در عادتهای غذایـی بـراحـتـی می تـوان وزن خـود را کـاهــش داد. کافی است غذاهای سرخ کردنی نـخورید، بجای سوس مایـونز از سوس خردل، و بجای کیکهای شکلاتی از میوه جات و سبزی جات به عنوان دسر اسـتـفاده کنـید تا در حداقل زمان اضافه وزن خود را از بین ببرید.

فرامـوش نـکنـید که زیـاده روی در مـصرف دسـرها و تنقلات نیز می توانـد باعث برگشتن عادتهای غلط غذایی و در نتیجه چاق شدن شما گردد.

 

 

5 اشتباه زنان که باعث تنها ماندن آنها میگردد

آیا از دیدارهایی کـه مـنجر به بــرقـراری رابـطه نگردیده اند خـستـه شـده اید؟ آیـا از بـرخـورد با مـردانـی کـه آشـکـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــد گشته اید؟

اگر در یافتن جفت خود منتهای کوشش خود را نموده ایـد و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید، ممکن است وقت آن رسیده باشد که درباره دیدگاهتان نسـبــت بجستجوی عشق حقیقی تجدید نظر کنید. در این بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازی عـشق آشنا میشوید.
اگــر بـرخـی از ایـن دلایــل بــرایــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نکنید. فقط بدانید که لیاقتتان بیشتر بوده و عهد ببندید که برای بهتر بودن تغییر نمایید.

 

1- اگر فکر کنید که عشق هرگز شما را پیدا نخواهد کرد، چنین نیز خواهد شد بسـیـاری از زنـان نـاامـیدیـهــای رومانتیکشان آنها را متقاعد نموده که برای ایـنـکه مـورد محبت و توجه دیگران قرار بگیرند، به صـورت ذاتــی چیزی درونشان وجود ندارد. آنها مثلا میگویند: "کی حاظر میشه با من ازدواج کنه؟ مطمئنم که تا آخر عمرم تنها میمونم."

بطور واضح چنین زنانی همانند من و شما شایسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواریم!) اما آنها دارای مشخصه ای ترسناک می باشند که می تـوانـد بـرای سـالهای متمادی باعث تنها ماندنشان گردد: "پیشگویی کامبـخش." یعنی مسـئـلـه ای واقعـیـت می یابد چون مردم  انتظار واقعـیتش را داشته و بگونه ای رفتار میکـنند کـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پیشگویی کامبخش مسری نیست اما سبب میگردد تا ارتـباطات بالقوه به سویی مخالف بحرکت درآیـنـد. آن یـک بیـماری مـوذی اسـت. بـطور فیــزیکی، بیمار را دست نـخورده باقی میگذارد. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید، "من هرگز عشقی نخواهم یافت،" احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش میابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق دیدگاه کسی روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتی هستم که حتما همدمی پیدا خواهم کرد" -- پیشگویی آینده رومانتیک او نیز روشنتر خواهد بود.

اگر شما جزء کسانی هستید که افکارشان از دریغ و افسوس پر شده است،دست بکار شوید: مجله ای تاسیس کنید. هر روز چیزی دوست داشتنی درمورد خودتان بنویسید. این کار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتی می تـوانید با برخی از دوستان نزدیک یا اقوام خود هم فکری نمایید تا آنها بتوانند دلایلی که فکر می کـنند باعث خوشبختی یک مرد با داشتن شما میگردد را بیان نمایند. علت این تقاضای خـود را برای آنها بیان کنید، آنـها نـیـز احتمالا از کمک کردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـکـری مـنـفـی در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فکری مثبت جایگزین نمایید.

 

2- ایده بد بودن همه مردان را لگد کوب کنید
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسیع یافت میشوند. نـکتـه ایـن اسـت کـه بـیـاموزیـد یـک مرد شایسته را هم تشخیص دهید و هم بخواهید. سحر یکی از دوستان من میگوید: "چنـدین سال جذب مردانی میشدم که ماموریتشان اذیـت کردن من بود. از زد و بندهایشان معلوم بود. وقتی میگفتند با من تماس میگیرنـد هیچگاه این کار را انجام نمیدادند، مرتب دروغهای احمقانه به هم میـبافتـند، می گفتند که مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان دیگر می رفتـنـد. حـتی یکی از آنهـا می خواست بهترین دوست من را از راه بدر کند." سحر مرتب سرزنش میکـرد کـه رابطه هایش مملو از تقلب و فریبکاری بوده است: هیچ مردی نمی تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اینکه او در مراسم عروسی دختر عمویش شرکت کرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترین مرد دنیاست او حـتما عسل را خوشبخت و برای خوشحال کردن او زندگی خواهد کرد. وقتی برق شیرین و دوست داشتنی چشمان سامان را دیدم، بــا خـودم عهد بستم که روزی با مردی آشنا شوم که همانند گنجینه به من نگاه کند."

سحر وقفه ای در روابط خـود ایـجاد نموده و درباره وسـواس فـکریش نـسبت به مردان بد کمی به تفکر پرداخت. او میگوید: "پدرم  آدمی خوشگذران و به عنـوان یـک شـوهر و یـک پدر سرد و بی مسؤلیت بود. وقتی 10 سال داشتـم مـا را تـرک کـرد. بعد از آن گه گاهی که او را میدیدم، برای جلب توجه او چرخ و فلک مـیرفتم. وقتی برای داشتن دوست پسر بـه انـدازه کـافی بـزرگ شـدم، بصورت مجازی با افرادی ارتباط برقرار می کـردم کـه دارای اخلاقیات پدرم بودند. زمانیکه به خودم آمدم و فهمیدم که چه کاری دارم انجـام میدهـم، بـا مردانی روبرو شدم که آنچنان هم زرق و برقی و غیر قابل اطمینان نبودند."

امروز سحر نامزد دارد -- شخصی هم تیپ سامان. او میگوید: " نمیتوانم باور کنم که آن هـمه وقـت را با مردانی تلف کردم که همانند یک شیء بی ارزش با من رفتار میـکـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فکر میـکنم در نهایت به من آموخت که قدر یک مرد خوب را بطور حقیقی بدانم."

 

3- بعد از من تکرار کنید: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نیست
وقتی سارا، یک گرافیست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـویـی رویایی به حقیقت پیوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعید میبایست همه کارها را با هم انجام میدادند. سعـیـد ایــده متفاوتی داشت. سارا میگفت: " تصور میکردم وقتی به هم رسیدیم، سعید بازی بیلیارد دو بار در هفته و نیز بیرون رویهای بعد از کار خـود را با دوستانش کنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زیادی برایمان باقی نمی گـذاشت. نباید این وقت اندک را تلف دیگران میکردیم."

اینکه از شریک زندگی خود بـخواهید 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرایانه و منـصـفـانـه نـیـسـت، بـا ایـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسیـاری از زنان اگر مردشان نیازهایی داشته باشند (مثلا کارها و یا خلوت های مردانه) که نتوان بوسیله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شکستگی و ترک شدگی مینمایند.

سستی و نیازمندی سارا منجر شد به اینکه سعید احساس کند گویی تحـت بازداشت خانگی قرار دارد. و فرقی ندارد که زندان چقدر با شکوه و مـجلل بـاشـد، زنـدانی بالاخره میخواهد خود را رهایی دهد. بین زوجین شکاف و جدایی ایجاد میشود.

شاداب ترین زن و شوهرها برای رشـد یـافتـن به یکدیگر اجازه نفس کشیدن می دهند. هرقدر جدایی زندگی آنها پویاتر باشد (در زمینه های مشاغل، سرگرمی ها، دوستان)، وقتی بهم میرسند مجبور خواهند بود مقدار بیشتری را با یکدیگر تسهیم کنند.

 

4- مرتکب عهدشکنی عاطفی نشوید
این حیاتی است که شریک زندگیتان فردی باشد که شما در مورد او با نزاکت و مهربانی رفتار کنید. اگر تمامی جوکهای مورد عـلاقه و داستـانـهای "روزهــای بــد گذشته" خود را برای یکی از دوستان و یا همکاران مرد خود تعریف کنید، وقتی به خانه برمیگـردیـد بـرای شوهرتان چه چیزی باقی خواهد ماند؟ ممکن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژی هر فردی دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است و مـقـدار زیـاد آن در یـک رابـطه باعث تداوم می گردد -- و اگـر شما وقت و انرژی خود را با فرد دیگری صرف کنید بطور بالقوه به رابطه خانوادگی خود لطعمه خواهید زد. بـدتر آن اسـت کـه تـوسـط بـرقـراری رابطه با یک دوست و یا همکار مرد، اعـتـماد و اطـمیـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـدیـن ترتیب با بی وفایی او را آزار دهید. آذر یـک سرآشپز 34 سـالـه میـگوید: "بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حمید و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نمودیم. مشکل جدی نداشتیم، اما دیـگر او نـفـر اولی نبود که وقتی اتفاقی خوب یا بد می افتاد برایش تعریف میکرم. این افتخار نصیب رضا، همسایه مان، شده بود."

آذر هیچگـاه بـا رضـا رابطه جنسی نداشت اما آنها رابطه ای صمیمی را آغاز کرده بودند، مثلا آذر به سعید گفته بود که شوهرش موی مصنوعی بر سرش میگـذارد و سـعـید این موضوع را به عنوان جوک در خانه همسایه دیگرش در کنار باریکیو مـطـرح نـمـود. حـمـیـد وقتی شنید بالای سر کباب و مشروب در خانه همسـایـه در مـورد مسـائـل خصوصی او مضحکه می شـود، شـوکـه شـد و احـسـاس کـرد بـه او خیانت شـده. او همسرش را به بی وفایی متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرین دعوای ممکن بین زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل کردند، اما به آذر به بهای گـزافـی یـادآوری شد که ازدواج باید رابطه شماره یک او در زندگیش قلمداد گردد.

 

5- اگر فکر میکنید که همیشه حق با شماست، در اشتباه هستید
وقتی شیرین، یک دختر 29 ساله از شیراز، با نامزد خود علی آشنا شد، خوشحال بــود که با او وجوه مشترک بسیاری دارد. هر دو وکیل بودند، به ورزش شنا، اسکی و شطرنج عشق می ورزیدند. همچنین هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـیـریــن میگوید: "همه چیز علی خوب و کامل بود بجز یک عیب بسیار بزرگ. همیشه فکر میکرد حـق بـا اوسـت و میخواست حرفش را به کرسی بنشاند -- خواه این که کدام رستـوران همبرگر بهتری دارد و خـواه کـدامـیـک از مـا بـخاطر دعوای قبلی اول عذرخواهی کرده. آن چیزی که خیلی دیر متوجه شدم این بود که من هم بهمان بدی هستم. نمی توانستم قبول کنم که فراموش کرده ام پیغام مهم تلفنیش را بـه او بـدهـم و یـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را باید جدی می گـرفــتم. من دوست داشتم در شیراز بمانم و این کل موضوع بود. او یا باید من را ترجیح میداد یا تهران را."

علی تهران را تـرجیح داد. اگـر شـمـا و یـا شوهرتان هرگز نـتوانید اشتباه خود را بپذیرید، ممکن است به کامیابیهای کوچکی دست پیدا کنید، اما هـرگز رضـایـت واقعی را بدست نخواهید آورد. معذرت خواهی نشانه ضعف نیست بلکه عشق یعنی گـهــگاهـی مجبور شوید بگویید که متاسفید.

 

 

 

روشهای عذرخواهی

 

وضعیت اینگونه می باشد: سکوت، جوابهای سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پریشـان خـاطـری، در ایـن شرایط میخواهید موی سر خود را بکنید، رک بگوییـم، دیگر فکری بنظرتان نمیرسد و نمی دانید چه بکنید.

عذرخواهی از همسر یا نامـزدتان ممکن است مشکل بنظر برسد بخصوص زمانی که بر سر موضوعی باهم  چندین بار مخالفت کرده باشید. ممکن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبینید و شاید هم هرکاری را که فکر میکردید به او میفهماند از کرده خود پشـیـمـان هستید را انجام داده اید.

در این قسمت چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است که تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضیه خاتمه خواهد داد.

 

1- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید

گوش دادن به حرفهای همسرتان یک موضوع مهم برای پایان دادن به جر و بحث بشمار میرود. مجادله هایی که هر دوی شما تصور میکنید، حق با شما است و مشکل مربوط به هر جفتتان می باشد. این بـخصوص زمانی صدق می کند که قبلا" نیز مکررا" بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید.

وقتی وی از شما انتقاد میکند، کمربندتان را از رو نبندید. اینطور نشان دهید که حرف او را می فهمید، همانگونه که انتظار دارید هنگامیکه شما صحبت می کنید، او نیز متـوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ نموده و جلو روید.

 

2- آنتراک دهید

در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا میرود، تپش قلبتان بیشتر میشود، و ممکن اسـت چیزهای بگویید که لزوما" از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به "مکانی خـلوت" نـیـاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع نمایید. البته هنـگامیـکه خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از آن مکان ها استفاده نکنید.

سعی نمایید کمی قدم زده و یا بدوید. یا به آشپزخانه رفته کمی از ظـروف نشـسـته را بشویید. انرژی خود را معطوف فعالیتهای مفیدتر و سودمند تر کنیــد و در عیـن حـال بـه همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از یک استراحت کوتاه باعث می شـود در مورد مـوضوع با دیدی باز تر و فکری آزاد تر نگریسته و امیدی بیشتری برای رسیدن به یک نـتـیـجه عـملی و منطقی در شما ایجاد شود.

 

3- گذشته را یادآوری نکنید

اگر می خواهید به نیتی در آینده دست پیدا کنید، با پیش کشیدن گذشته ها به هیـچ کجـا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته ها گذشته.

بچیزی اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راهـی به جـایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زود تر به توافق خواهید رسید.

 

4- دست یازی نمایید

اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث میکنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کـوره در رفـت، کـافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید. دست خود را به آرامی در دستان او قرار دهید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی اهمیت است و شمـا برای شنیدن صحبتهای او در کنارش هستید. بعلاوه نوازش نشان دهنده این اسـت کـه شما به او اهمیت داده و دشمن او نمی باشید.

توجه: او را بگونه ای جنسی نوازش نکنید.

 

5- جوی رسانا جهت ارتباط ایجاد کنید

در حالیکه او به حالت قهر به اتاق خواب میرود، چند عدد شمع روشن کـرده، یک نوشابه باز نموده، چند بالش روی زمین انداخته و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفتگـو نزد شما بیاید. او  اتاقی را که با سوسو زدن شعله های لطیف شمع روشـن مـی شـود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و  از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبـانـیـت یـک احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه میتوان آرا کنترل نمود.

 

6- مشکلترین کلمه را بزبان آورید

یک عذرخواهی واقعی میتواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشدکه ما ارائه مـیکنیم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه 6 حرفی بوده و تا بحال هیچ کسی بعد از گفتن آن غش نکرده است. می توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهید اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریعتر قائله را ختم دهید. 

تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت. گاهی اوقات خانها نیز میـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند. اما تا زمانیکه نتوانید کوتاه آمده و عذرخواهـی نمایـیـد، بخصوص هنگامیکه برایتان دشوار است، نمی توان گفت که انسانی اعتذاری میباشید.

 

7 - جمله ای دلپذیر به او بگویید

یک مجادله مـیتـواند بسیار خسته کنده بوده و اثرات احسـاسـی سـوئی را بطور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت باعث بروز صدمه میگردد. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگر چه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسیاری از محاسـن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش، دوست دارید. در اینصورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهـنده کسی که دوستش دارید مشکل به نـظر میرسد. اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبرو شدن با مسئله بسیار آسان تر خواهد شد.

 

8- بگویید که دوستش دارید

بسیار تاکید می کنیم- همیشه، همیشه، همیشه هنگامی کـه مـی خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویـیـد کـه دوسـتـش دارید. اطـمیـنـان دادن ایـنـکـه احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، در دست یابی به یک نتیجه صلح آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت.

 

9- برای عصر برنامه ریزی کنید

بعد از ایـنـکه در خـانه اوضـاع آرام شـد، برای آزاد شدن فکـرتان از مجادله بـرای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـرای رزرو بـلیـط سیـنــما و یا گرفتن تاکسی اقدام می کرد، این بار شما پیـش دستـی نموده و این کارها را انجام دهیـد. او تحث تاثیر این اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و این به شما فرصتی می دهـد تـا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید.

ممکن است زمانی توسط همسرتان  "آدمی تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سریعا" نیز  این موضوع را فراموش نموده باشید. اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می تـوانـنـد سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمایند. با پیشقدمی در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر میکنید، بلکه به همسرتان میـفـهمانید که هنوز هم دوست دارید وقتتان را با او بگذرانید.

ببخشایید، اما همیشه فراموش نکنید

عذرخواهی تنها به ایـن مـعنا نـیست کـه بـگویید متـاسفید و آن اتفاق را برای همیشـه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث می گـردد کـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـرای بـحـث و گـفـتـگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که میـدانـید طرف مقابلتان را دوست دارید، خواهید توانست اختلاف نظرها را تـبـدیل به وسـیـله ای بـرای پیـشـرفت و ابـزاری آموزنده گردانید.

بیاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسید: آیا طـرز رفتار یا صحبت من با یک دوست اینگونه باید باشد؟ آنگاه درآینده به اختلافات بگونـه ای  دیگر خواهید نگریست.

 

 

اعتماد بنفس

اعتماد بنفس بالا، یک ضرورت حیاتی  عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنیادی ترین بخش شخصیت
یـک فرد می بـاشـد که در تمام جوانب زندگی فرد خود را به نـحـوی متـظـاهــر می سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا یک ضرورت حـیـاتی و مـطـلق بـــرای هر فردی میباشد. اعتماد  بنفس را میتوان چنین تعریف کرد:

  • باور و اعتقادی که فرد نسبت به خود دارا میباشد.
    * شناخت ارزش و اهمیت خویش-داشتن اعتماد و رضایت
    از خویش.
    * توانایی برخورد و کنارآمدن با چالشهای اساسی زندگی.
    * تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش-پذیرش خویش
    و ارزش نهادن به خود بدونهیچگونه قید و شرطی.
    * توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف وقـوت و محدودیت
    های خویش.

 

افرادی که از اعتماد بنفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند:

*
مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.
* هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نمیکنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.
* در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی که به آنان میشود مشکل دارند (تصور میکنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).
* معمولا احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند.
* احساس تنهایی میکنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچی میکنند.
* احساس میکنند با دیگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.
* نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.
* از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.
* از شکست وموفقیت می هراسند.
* مرتبا سعی در راضی نگاهداشتن دیگران دارند.
* دچار هراس اجتماعی میباشند.
* قادر به مدیریت زمان خود نمیباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر میباشند.
* از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میکنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران هراس دارند.
* خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میکنند.
* از تعیین یک هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.
* قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.
* معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.
* ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.
* تحمل عیب و کاستی را نداشته و کمالگرا میباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.
* وابستگی هیجانی دارند: برای دستیابی به یک احساس خوشایند به دنیای خارج خود وابسته میباشند. مانند:
وابستگی به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر کردن خلاء درونی خود و تسکین دردهایشان.
وابستگی به رفتارها: مانند خرج کردن پول، قمار بازی و تماشای تلویزیون. به منظور پر کردن خلاء درونی و تسکین دردهایشان.
وابستگی به مال: برای تعیین میزان ارزش و شایستگی خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگی عاطفی : برای داشتن حس ارزشمندی، شایستگی و امنیت به توجه، پذیرش و تائید فرد دیگری (معشوق خود) وابسته میباشند.
وابستگی به سکس : برای پر کردن خلاء درونی به سکس پناه میبرند.

 

اعتماد بنفس واقعی

اعتماد بنفس حقیقی یک حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شکستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها کاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت:

*اعتماد بنفسهای کاذب: اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی که به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند که همگی کاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند.
* گستاخی: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه میگیرند.اما پررویی نیز یک نوع نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد بنفس پایین میباشد.
* متظاهرها: اینگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شکست ناپذیر نشان میدهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء کرده و از شکست بسیار هراسانند.

همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تکبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشات میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یک پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار خواهید داد که با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست که شما را از هر گونه تردید، یاس ونگرانی مصون بدارد بلکه تنها تحمل و غلبه بر آنها را برای شما آسانتر میسازد.

 

خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا

  • برخوردار از مرکز کنترل درونی: غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.
    * از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود مراقبت میکنند.
    * میانه روی را در افکار، احساسات و رفتارهای خویش حفظ میکنند.
    * قادر به پذیرش و پند گیری از اشتباهات خود میباشند. قادر به بیان جمله "من اشتباه کردم" میباشند.
    * توانایی بخشش اشتباهات خود و دیگران را دارند.
    * مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده میگیرند.
    * تفاوتهای فردی میان افراد را ارج مینهند.
    * به نقطه نظرات دیگران گوش میدهند.
    * همواره مسئولیت ادراکات، احساسات و واکنشهای خود را بعهده گرفته و هیچگاه آنها را فرافکنی نمیکنند.
    * از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.
    * همواره در حال پیشرفت و ترقی بوده و از ریسکهای مثبت در زندگی بیم ندارند.
    * دارای اعتماد بنفس و خود باوری بوده و به خود ارج میدهند.
    * اعتماد بنفس آنان بدور از خودبینی و غرور میباشد.
    * از آنکه مورد انتقاد قرار گیرند نمی هراسند.
    * هنگامی که از آنان پرسشی میگردد حالت تدافعی بخود نمیگیرند.
    * در برابر موانع و مشکلات به آسانی تسلیم نمیگردند.
    * نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.
    * از آنکه در کاری شکست بخورند ویا در حضور دیگران نادان بنظر برسند ابایی ندارند.
    * هیچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شدید قرار نمیدهد.
    * توانایی خندیدن به خود و زیاد جدی نگرفتن خود را دارند.
    * به خویشتن و توانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.
    * به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.
    * باور دارند که فردی با ارزش، با قابلیت، دوست داشتنی، پذیرفتنی و مهم میباشند.
    * نیازی به کمالگرایی ندارند.
    * هیچگاه خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند.
    * از آنکه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه و نگرانی ندارند.
    * نیازی به اثبات و توجیه افکار و عقاید خود به دیگران ندارند.

 

چگونه اعتماد بنفس خود را افزایش دهید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* آگاه باشید که ارزش شما به عنوان یک انسان بستگی به داشتن وزن ایده آل، زیرکترین و باهوشترین بودن، مشهوربودن، محبوب ترین بودن، سریع ترین بودن، بالاترین نمره و یا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترین بودن، خوش لباس ترین بودن، بهترین خانه و ماشین را داشتن و بهترین دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگی دارد.
* توانایی ها، استعدادها و موفقیتهای خود را جشن بگیرید.
* خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب گشته اید عفو کنید.
* بروی نقاط ضعف خود تمرکز نکنید. هر انسانی نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردی خود آشنا شده و از آنها پیروی کنید.
* از تحقیر و سرزنش خود دوری کرده و مثبت اندیشی را فرا گیرید.
* خود را بر اساس یک سری استانداردهای منطقی و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهید.
* یاد بگیرید که شما یک انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصمیم گیریهای زندگیتان میباشید.
* بیاموزید که با پشتکار و سماجت قادر خواهید بود به موفقیت دست یابید.
* بیاموزید که شما نیازی به تلاش بی وقفه برای کامل گشتن ندارید.
* خودتان تعیین کننده مفهوم موفقیت باشید.

 

 

افسردگی چیست؟

 

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است که حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یک بیماری اختصاصی نیست بلکه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلکه انواع گوناگون دارد به طوری که در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود که ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنکه درمان شد غالباً باز می گردد.

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشکی و اندوه که بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در کارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را که وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.

 Depression که غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می کند.

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملکردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می کند. افسردگی کبیر بیش از بیماری های مزمن  ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان کننده است. افسردگی یک نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است.

 

املاک های تشخیص افسردگی عبارت اند از:

1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.

2- کاهش آشکار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.

3- کاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر کاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.

4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.

5- افزایش یا کاهش اعمال روانی حرکتی یا فعالیت های ذهنی.

6- خستگی یا کاهش انرژی.

7- احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن.

8- کاهش توان اندیشیدن یا تمرکز ذهن و تصمیم گیری.

9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودکشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودکشی با طرحی از پیش ریخته.

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی کبیر کافی است. ولی علامات مرضی یک و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واکنش معمولی مرگ یک عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

 

انواع افسردگی

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود  در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می کنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" که بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عکس علامات مرضی افسردگی معمولی است که مبتلایان کم می خوابند و کم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می کنند. به قول یکی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد کلاین)، افسردگی غیر معمول، "مزمن" است نه" دوره ای" ؛ از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور کم توجه اند.

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است که عموماً حدود دو سال طول می کشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی کبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می کنند.

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الکل، افزایش استرس و کاهش اشتغال گفته اند ؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند که جامعه کنونی، کانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شکست های شخصی وابسته کرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر کرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشک مرکز پزشکی پنسیلوانیا کشف کرده است که " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم کودکان به تلویزیون و افسردگی کبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد:

" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی کبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، کودکان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مکرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می کند."

افسردگی کبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یک سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی که بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.

 

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:

اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد؛

اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛

اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛

اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.

اگر فرد از افسردگی قبلی کاملاً  بهبود نیافته باشد؛

اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.

 

 

افسردگی چیست؟
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی و یا ناامیدی که فردی حداقل به مدت 2 هفته در اغلب روزها و در اغلب ساعات روز به علاوه علایم همراه، داشته باشد.

افسردگی یکی از مسایل و مشکلات مهم بهداشت جامعه می باشد. اختلالات افسردگی  با کارکرد اجتماعی و شخصی تداخل می کند و بیماران افسرده، کسانی هستند که ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثیر قرار گرفته است. افراد افسرده ممکن است که توانایی انجام فعالیتها و مسئولیتهای معمول و عادی شغلی خود را از دست بدهند.
علایم بیماران افسرده چیست؟

از دست دادن علاقه، بی حوصلگی، ناتوانی از لذت بردن، احساس ناامیدی، بی حالی و خستگی، بی خوابی، گوشه گیری اجتماعی، احساس
پوچی نمودن، کاهش یا از دست دادن میل جنسی، بی اشتهایی و یا پرخوری، عدم تمرکز فکری و اختلال درتصمیم گیری فرد، احساس گناه شدید، داشتن افکار خودکشی، شکایات جسمانی  مختلف نظیر سردرد یا درد قفسة سینه بدون وجود شواهدی از بیماری جسمی، مضطرب بودن، وحشت زدگی

 وخیم ترین پیامد دورة افسردگی، اقدام به خودکشی است.
علل افسردگی چیست؟

برای افسردگی حقیقی، علت واحد و مشخصی را نمی توان مطرح کرد. بعضی از عوامل زیست شناختی نظیر بیماریهای جسمی،
اختلالات هورمونی، و نیز مصرف برخی داروها می توانند نقش داشته باشند.
عوامل افزایش دهنده خطر برای بروز افسردگی چیست؟
عصبانیت یا احساس دیگری که ابراز نشده باشد، داشتن
شخصیتی وسواسی، جدی یا شدیداً وابسته، سابقة خانوادگی افسردگی، وابستگی به الکل، شکست در ازدواج، شغل و یا روابط با دیگران،
مرگ یکی از نزدیکان که برای فرد مهم باشد، انجام برخی از
اعمال جراحی نظیر برداشتن پستان به خاطر سرطان، زنانی که دچار یائسگی می شوند، مصرف برخی داروها، نظیر رزرپین و داروهای مسدود کننده گیرنده بتا آدرنرژیک ( مانند: پروپرانول، آتنولول) و داروهای
آرام بخش و خواب آور. همچنین برخی از بیماریهای سیستمیک مزمن، نظیر دیابت، سرطان لوزالمعده و اختلالات هورمونی.
 عواقب مورد انتظار:

در بسیاری از موارد، بیماری به خودی خود بهبود می یابد، اما با مراجعه به پزشک و رعایت توصیه های داده شده توسط پزشک می توان
دوره بیماری را کوتاه کرد. همچنین بایستی روش های مقابله با افسردگی را آموخت. نباید فرد نسبت به بهبودی خود دید منفی داشته باشد.
عوارض احتمالی:

مهمترین عارضه ای که فرد را تهدید می کند، خطر اقدام به خودکشی در فرد افسرده است که علایم هشدار دهنده آن عبارتند از:
گوشه گیری از خانواده و دوستان، به زبان آوردن اینکه می خواهد همه چیز را تمام کند، اقدام به نوشتن وصیت نامه و نیز خوشحالی ناگهانی پس از احساس ناامیدی طولانی مدت.
اصول درمانی در بیماران افسرده به چه نحوی است؟

الف) استفاده از درمانهای دارویی ضد افسردگی :
دارو درمانی برای بیمارانی استفاده می شود که افسردگی طولانی مدت یا نسبتاً شدید داشته باشد. همچنین به بیماران افسرده باید خاطر نشان کرد که مصرف هیچ کدام از داروهای ضد افسردگی موجب اعتیاد نمی شود تا با قطع مصرف داروها از طرف بیماران مواجه نشویم.
ب) استفاده از روان درمانی به شکل های مختلف و متناسب با هر کس، مثلاً چاره جویی برای حل مشکلات بیمار و افزودن بر قدرت مقابله بیمار با مسائل به کمک مشاور یا روانشناس
ج) متعادل نمودن شرایط اجتماعی _ اقتصادی زندگی به نحوی مناسب و مقدور، نظیر کاستن از ساعات کار شبانه و تغییر شغل به محیطی که
فشار روحی برای بیمار نداشته باشد.
توصیه به انجام فعالیتهای ورزشی مناسب و منظم، توصیه به ترک الکل و رعایت یک رژیم غذایی متعادل و کم چرب

 

MS و افسردگی

 

افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که به علل مختلف و گاه ناشناخته عارض می شود, این اختلال دارای علائم و انواع گوناگونی است و فرضیه های مختلفی در مورد علل بروز آن وجود دارد. علاوه بر نقش هورمونهای مغزی, مسائل درونی و طرز نگرش و افکار فرد نیز در این بیماری بسیار مهم هستند. فرد افسرده بطور دائم نسبت به خود, دیگران و حتی دنیا دید منفی دارد که بر اساس همین دید رفتار می کند و به همین جهت هم پاسخ مناسب و مطلوب دریافت نمی کند. در بیشتر انواع افسردگی این کاملاً مشهود است که با تغییر افکار و شناختهای افراد, علائم بیماری نیز قابل کنترل است.

 

یکی از انواع افسردگی, افسردگی های ناشی از یک بیماری طبی دیگر هستند. در اکثر افرادی که در مقابله با یک استرس, بیماری یا وضعیت حاد احساس ناتوانی می کنند, علائم افسردگی به سرعت بروز می کند  و به تدریج این افسردگی که در ابتدا بر اثر یک مشـکل دیـگر بوجـود آمده خـود تبـدیل به مشـکلی می شود که نیـازمند مداخله های درمـانی گونـاگون می گـردد و حتی گاهی در سیر درمان بیماری اولیه نیز اختلال ایجاد می کنند. یکی از علائمی که در تمام انواع افسردگی به چشم می خورد احساس ناتوانی, یاس و ناامیدی است.

 

5%  از بیمارانی که MS تشخیص داده می شوند در طول عمر خود دچار اختلال افسردگی می شوند که به نظر می رسد افسردگی آنها با آگاهی از نوع بیماری خود و احساس یاس و ناامیدی بیشترمرتبط باشد تا اثرات جسمانی بیماری, همچنین مشهود است که وجود باورهایی چون لاعلاج بودن بیماری, بی تاثیر بودن مداخلات درمانی و عدم اطمینان به مصرف داروها, باعث بیشتر شدن تنش ها و ناراحتی های فرد شده و با بالابردن احساس ناامیدی فرد, افسردگی او را تشدید می کند.   

 

چون افرادی که بطور عمیق دچار احساس افسردگی هستند, دچار کاهش انرژی و فعالیت, کاهش اعتماد به نفس و بدبینی به آینده نیز هستند, چنانچه فرد دچار MS برای مدتی, دچار حالات فوق نیز باشد, انرژی  لازم برای پیگیری فعال درمانهای مربوط به MS را از دست داده و به آینده خود و درمان نیز احساس بدبینی خواهد کرد.

 

 به همین لحاظ چنانچه فرد با آگاهی از تاثیر منفی افسردگی در درمان و بهبود مشکل اولیه خود, نسبت به وضعیت روانی خود حساس بوده و در جستجوی راه حل مناسب برای مشکل افسردگی خود باشد, می تواند از این راه به درمان بیماری MS  نیز در خود کمک می کند.

 

از آنجا که این افسردگی بیشتر تحت تاثیر استرسها قرار دارد تا سیر بیماری, مداخله های محیطی و حذف و کنترل استرسها می تواند برای بیمار موثر باشد. فرد بیمار می تواند با آموختن راههای حل مشکل و مدیریت مشکلات محیطی نسبت به آرام ساختن محیط خود اقدام نماید. این اقدامات بعلاوه احساس کنترل بیماررا بر موقعیت خودبالا برده و از احساس ناتوانی وی می کاهند و از این طریق حتی می تواند بر اعتماد به نفس وی نیز موثر باشند.

 

بعلاوه شرکت در جلسات مشاوره گروهی به فرد این احساس را می دهد که علاوه بر او افراد دیگری نیز با این مشکل دست به گریبان هستند و می توانند از تجربیات یکدیگر در این زمینه سود جسته و حتی از یکدیگر در این زمینه سود جسته و حتی از یکدیگر حمایت کنند. جلسات مشاوره با خانواده و اطرافیان بیمار به آنها کمک می کند تا شناخت بیشتری نسبت به این بیماری پیدا کرده و راههای موثرتری برای برخورد و مقابله آن بیابند. بعلاوه چون خانواده, محیط بلاواسطه فرد را تشکیل می دهد, آرام بودن محیط کلی خانواده به بیمار نیز احساس آرامش داده و به او کمک می کند تا در یک محیط نسبتاً خالی از تنش, انرژی خود را صرف کسب اطلاعات لازم و بکار بستن آنها کند و بطور موثرتری به مقابله با مشکل خود بپردازد. لذا ضروری است خانواده و اطرافیان هم اطلاعات کافی کسب کرده و نسبت به نقش استرسها و تنش ها در پیشرفت بیماری آگاه باشند تا بتوانند از این راه نیز به بیمار خود کمک کنند. در هر حال داشتن استراحت کافی, یک محیط آرام و خالی از تنش و استرس, و حمایت خانوادگی کافی یکی از موثرترین روشها برای کنترل پیشرفت علائم بیماری MS می باشند. 

 

 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar