مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٢/٦

این شکل از سوءاستفاده عاطفی را می­توان جزء مقوله بدرفتاری کلامی دانست اما از آنجا که به طور ویژه  و بدون همراهی با هیچ­گونه بدرفتاری کلامی رخ داده و گاهی­اوقات می­تواند مشخصه یک رابطه کامل باشد به عنوان یک مقوله مجزا محسوب کردیم. هنگامی که کسی به طور بیرحمانه­ای از شما انتقاد می­کند، همیشه بدنبال مچ­گیری است، هرگز متشکر نیست و در مورد هر چیز اشتباهی شما را سرزنش می­کند، طبیعت موذیانه و اثرات انباشته بدرفتاری را که بشدت آسیب­زاست، نشان می­دهد. در کل، این نوع بدرفتاری با تحلیل بردن احساسات مثبتی که در مورد خود و فضایل­تان دارید اعتمادبه­نفس و احساس ارزشمندی شما را تقلیل می­دهد. زمانی که همسری آشکارا انتقاد کرده یا جیغ و داد می­کند، آسان است نتیجه­گیری کنیم که کسی در حال آزار دیدن است. اما وقتی که همسرتان در قالب شوخی موضوع را مطرح می­کند، تشخیص این مسأله بسیار سخت است.  

دُمرُل: مورد آدم طفره­رو و عقب­مانده

سارای، همسر دمرل زنی خوش­مشرب بود که همیشه می­خندد و مرتب لطیفه می­گفت، فردی اجتماعی بود و همیشه در حال مهمانی دادن و مهمانی گرفتن بود. دمرل مردی آرام وساکت بود و سارای را زنی می­شناخت که به­راحتی با مردم خوش­وبش کرده و به دیگران انگیزه می­دهد. او همواره به زنش می­گوید دوست دارد شبیه او رفتار کند. بنابراین وقتی که سارای بعد از ازدواج شروع به دست­انداختن و عقب­مانده خواندن وی کرد، دمرل همیشه به او می­خندید. اما این فقط آغازش بود. سارای در برابر دیگران شروع به گفتن جوک­هایی درباره دمرل کرد. " دمرل لطفاً منو ببخش، او فراموش کرده صبح از خواب بیدار شود." دمرل این جمله را تذکر محترمانه­ای فرض کرد به­این معنی که باید بیشتر صحبت کند و پیش دیگران در مورد خود و علایقش بیشتر حرف بزند. اما هر زمان این کار را انجام می­داد سارای به علامت این­که وی خسته­کننده استف، دهن­کجی کرده یا ابروهاش را بالا می­انداخت. او اشارات زنش را گرفته و تو لاک خود می­رفت. او تصمیم گرفت شنونده بهتری شده و اجازه دهد سارای بیشتر با جمع دوستان باشد. اما سارای در این مرحله متوقف نشد، او به­دلخواه خود لباس می­پوشید، راه و سلوک خود را ادامه می­داد، او شوهرش را پرفسور می­خواند ( سربه­سر او می­گذاشت که چرا به سبک سنتی و کم­حرف رفتار می­کند). "تو حتی یه کراوات به همان رنگ نداشتی؟" "یا چقدر طول می­کشه تو یکدست لباس پیدا کنی؟"، وقتی باهم بیرون می­رفتند او مدام شکایت می­کرد. دستور می­داد "درست وایسا".  "تو مثل یک مرد سالخورده بازنشسته می­مونی". اگرچه گاهی­اوقات عمیقاً از دست آن صحبت­ها رنجیده­خاطر می­شد، در اغلب موارد دمرل به توصیه­های سارای می­خندید، با این­حال او آنها را جدی می­گرفت و باور داشت که سارای مواظب اوست، او واقعاً تغییراتی مانند اصلاح ژست و خرید لباس­های شیک و جدید را در زندگی­اش اعمال کرد. اگر کسی به دمرل می­گفت با او بدرفتاری می­شود، او جواب می­داد دیوانه خودتی. سرانجام، سارای سعی کرد به او کمک کند. این وضعیت ادامه داشت تا این­که دنیز، بهترین دوست همشهری­اش، به دیدن وی آمد و دمرل تازه فهمید که مورد آزار عاطفی قرار می­گیرد. دمرل اولین جلسه مشاوره به من گفت" دنیز از نحوه صحبت سارای با من شوکه شد"، "و او متعجب شد از دیدن من و حتی نحوه ایستادنم. بهم گفت من اطمینان به­نفسم را از دست داده­ام، ظاهراً احساس ناامنی می­کنم، در حالی که قبلاً منو فردی کم­حرف و آرام می­شناخت. ازم پرسید چرا اجازه می­دی باهات این مدلی صحبت کنه؟ وقتی سعی کردم حالیش کنم که سارای باهام شوخی می­کند گفت: مزخزف نگو، مرتب داره تورو تحقیر می­کنه و من نهایتاً پذیرفتم که درست می­گوید."

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar