مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٧

    فضا، فضای غم و اندوه است. یکی گریه می کند، آن یکی جیغ می زند و صورتش را می خراشد، شانه های پدر می لرزد، او یکشبه به قدر چند سال پیر شده است. مادر اما بی حرکت و بهت زده به جایی در دوردست خیره شده است. ضربه شدیدتر از آن است که بتواند آن را بپذیرد و تحمل کند. حالاهمه بیش از عزیز از دست رفته نگران حال مادرند. او چگونه با این مصیبت کنار خواهد آمد.
    گزارش امروز ما حال و هوای دیگری دارد. حال و هوای غم و ماتم. غم جانکاه از دست دادن فرزند. مصیبت همه جورش سخت است؛...


 

 

چگونه با مرگ فرزندمان کنار بیاییم؟


    فضا، فضای غم و اندوه است. یکی گریه می کند، آن یکی جیغ می زند و صورتش را می خراشد، شانه های پدر می لرزد، او یکشبه به قدر چند سال پیر شده است. مادر اما بی حرکت و بهت زده به جایی در دوردست خیره شده است. ضربه شدیدتر از آن است که بتواند آن را بپذیرد و تحمل کند. حالاهمه بیش از عزیز از دست رفته نگران حال مادرند. او چگونه با این مصیبت کنار خواهد آمد.
    گزارش امروز ما حال و هوای دیگری دارد. حال و هوای غم و ماتم. غم جانکاه از دست دادن فرزند. مصیبت همه جورش سخت است؛ اما به نظر می رسد این یکی از نوعی دیگر باشد: جگر گوشه ای که پرپر می شود، امیدی که بر باد می رود و ماتمی که همیشه تازه است، همیشه.
    سر و صداها، رفت و آمدها، پرچم ها و روبان های مشکی، ضجه ها و ناله ها. مادر هنوز درست نمی داند چه خبر است، گویا کم کم از خواب بیدار می شود، آوای قرآن، قبرستان و غسالخانه. مادر ناگهان جیغ می کشد، فریاد می زند. از حال می رود و به هوش می آید. ضربه کار خودش را کرده است. اکنون می فهمد چه بلایی بر سرش آمده است. همه را کنار می زند، می دود و... اجازه دهید فضای گزارش را بیش از این اندوهبار و تلخ نکنیم.
    قصه، قصه مصیبت است و از دست دادن عزیزان. آیا این پدر و مادر می توانند یک بار دیگر به زندگی عادی باز گردند؟ مادر آرزوی مرگ می کند، می خواهد خودش جای فرزند را در قبر بگیرد، پدر رمقی در زانوانش ندارد، کمر او از این ماتم شکسته است. چه باید کرد؟
    
    بدون فرزندم، هرگز
    واکنش ها در مواجهه با ضربه ناشی از مرگ فرزند متفاوت است. پدر و مادر حاضر نیستند بپذیرندجگر گوشه خود را برای همیشه از دست داده اند. گاهی بکلی واقعه مرگ او را انکار می کنند، گاه لباس های رنگی می پوشند و بی دلیل می خندند، گاه مدت ها به نقطه ای خیره می شوند و هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند و رفتارهای دیگری که اطرافیان را نگران می کند.
    در این مرحله پیش از هر چیز باید به پدر و مادر کمک کرد تا واقعه را بپذیرند. به رغم باور عموم که سعی می کنند پدر و مادر را از مراحل مختلف تدفین دور نگاه دارند، دکتر لادن منصور پیشنهاد می کند اجازه دهید آنها فرزندشان را ببینند، در مراحل مختلف خاکسپاری، از شستشو گرفته تا دفن و تلقین در کنار او باشند. شرکت در این مراسم به قدری اهمیت دارد که گاهی روان شناسان آن را برای بازماندگانی که به هر دلیل در مراحل خاکسپاری شرکت نداشته و لذا قادر به گذراندن مراحل سوگ و از سرگیری زندگی عادی نیستند، بازسازی می کنند. دیدن این مراحل به آنان کمک می کند واقعیت مرگ فرزند را بپذیرند و با گریه و فریاد هیجانات خود را تخلیه کنند.
    اطرافیان به طور معمول با دیدن بیقراری ها سعی می کنند داغدیدگان را آرام کنند و مانع گریه و شیون آنها می شوند. این کار نه تنها کمکی نمی کند، بلکه گذراندن مراحل سوگ را دشوارتر و طولانی تر می سازد. اجازه دهید هر چقدر می خواهند گریه کنند، بر سر قبر فرزندشان بنشینند و با او صحبت کنند. پدر و مادر باید بتوانند احساسات خود را بروز دهند و به جای فرو خوردن بغض، آزادانه اشک بریزند. گریه و شیون یکی از راه های تخلیه هیجانات و تالمات روحی است که به بازسازی و سازگاری مجدد و بازگشت به زندگی عادی کمک می کند.
    پذیرش حادثه در کنار گریه و شیون واکنش های دیگری را نیز به همراه دارد. فرد از یک سو نسبت به همه چیز خشمگین می شود، گاهی سخنان کفرآمیز می گوید و از خداوند برای مصیبتی که بر سرش آمده شاکی است، گاه ممکن است بعضی عبادات خود را ترک کند، خشمگین است که چرا چنین بلایی باید بر سر او بیاید، سپس احساس گناه می کند و دچار عذاب وجدان می شود، احساس می کند در حق عزیز خود کوتاهی کرده است. خاطرات گذشته را به یاد می آورد و آرزو می کند کاش بیشتر به خواسته های او توجه می کرد. در این مرحله کم کم گوشه گیر و افسرده می شود. بی خوابی یا کم خوابی به سراغ او می آید، کم اشتها یا بی اشتها می شود. رفتار متضادی دارد. گاه از این که اطرافیان بی خیال بگویند و بخندند، بشدت ناراحت می شود. گاه ممکن است خود او نیز برای مدت کوتاهی با آنها هم صحبت شود؛ اما پس از مدت کوتاهی احساس گناه آزارش می دهد و با به یاد آوردن چهره عزیز از دست رفته اش عذاب وجدان می گیرد و خودخوری می کند. در این شرایط مراقب بستگان دورتر و دوستانی که شرایط را درک نمی کنند باشید. بهتر است از آنها بخواهید ملاحظه شرایط و حال و هوای صاحب عزا را داشته باشند.
    دکتر منصور،عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در مرحله بعد به آرمان گرایی و واقع گرایی اشاره می کند. در این مرحله فرد درباره مرگ بیشتر می اندیشد و تحقیق می کند و سرانجام واقعیت را می پذیرد. برای رسیدن به این مرحله با او همراه شوید و به زیارت اهل قبور بروید. تاریخ تولد اموات را به او نشان دهید. او با دیدن کسانی که شاید بسیار جوان تر از فرزندش بوده اند، این واقعیت را خواهد پذیرفت که انسان در مرگ خود هیچ نقشی ندارد و بناچار باید روزی از این دنیا رخت بربندد.
    
    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
    پذیرش حقیقت مرگ و واقعیت از دست دادن فرزند یکی از مراحل مهم در روند سوگواری است. تا اینجا پدر و مادر با این واقعیت که فرزند خود را از دست داده و دیگر نمی توانند او را ببینند، کنار آمده اند؛ اما هنوز تا بازگشت به جریان عادی زندگی فاصله زیادی دارند. وظیفه اطرافیان در این مواقع این است که تا می توانند پدر و مادر داغدیده را تنها نگذارند. این موضوع بویژه پس از این که مراسم اولیه به اتمام رسید و بستگان دور و نزدیک راهی خانه های خود شدند، اهمیت دارد. از در و دیوار خانه ماتم می ریزد و رنج تنهایی بار غم را دو چندان می کند.
    نکته مهم در این مرحله تفاوت واکنش های پدر با مادر است. پدران بیشتر ظاهری آرام اما دردمند دارند، کمتر صحبت می کنند، در گفتگو با اطرافیان به پاسخ های کوتاه بسنده می کنند، ترجیح می دهند تنها باشند و فکر کنند. به عبارت دیگر، واکنش های پدران بیشتر درونی است. آنها از درون می سوزند و غالبا دم برنمی آورند. ممکن است به دخانیات رو آورند یا مقدار مصرف خود را بیشتر کنند. برخلاف میل پدر او را تنها نگذارید، سعی کنید بیشتر به او سر بزنید و برای ساعتی از محیط خانه دورش کنید.
    مادران بیشتر گریه می کنند، گوش شنوایی می خواهند که صبورانه به صحبت های آنان گوش دهد. دوست دارند ساعت ها درباره فرزند خود گفتگو کنند، عکس ها و وسایل او را نشان دهند و اشک بریزند. دکتر منصور پیشنهاد می کند در این مرحله کنار او بنشینید و با او همدلی کنید. همراه با او گریه نکنید، زیرا در این صورت احساس می کند شما را ناراحت کرده است. مانع گریه های او نیز نشوید. او به یک جفت گوش فعال نیاز دارد. هرگز از عباراتی مثل از این دنیا راحت شد، فکر کن این بچه را نداشتی، همه می میرند و مانند اینها استفاده نکنید. به خاطر داشته باشید او مادر است و آرزو می کند کاش خود او به جای فرزندش زیر خاک خوابیده بود. این صحبت های شما او را ناراحت می کند. فقط به حرف هایش گوش دهید و از او بخواهید از خاطراتش برای شما بگوید و گریه کند. اگر بخوبی از عهده این کار برنمی آیید یا حال و حوصله چنین کارهایی را ندارید، او را به یک روان شناس و مشاور توانمند و مهربان ارجاع دهید. فراموش نکنید انباشته شدن غصه ها می تواند خطرات جسمی حادی را برای پدر و مادر داغدیده به دنبال داشته باشد. پس در کمک کردن به او کوتاهی نکنید.
    طول مدت این مراحل در افراد مختلف متفاوت است. به گفته دکتر منصور، برگزاری مراسم ختم، هفت، چهل و یادبود سالانه کمک موثری در پذیرش و سازگاری داغدیدگان است. همچنین حضور مداوم بر سر مزار، بویژه در چهل روز اول می تواند طی این مراحل را آسان تر کند. حتما شما هم این جمله را شنیده اید که خاک سردی می آورد. حضور پدر و مادر در مراسم خاکسپاری و بر سر قبر فرزند این باور را در ذهن آنان ایجاد می کند که باید برای همیشه با فرزندشان خداحافظی کنند. به آنها بقبولانید این خداحافظی به معنی فراموش کردن نیست. ضمن این که اصرار نداشته باشید لباس عزا را بزودی از تن درآورند. درآوردن لباس مشکی برای آنها به این معنی است که باید فرزندشان را فراموش کنند و به زندگی عادی بازگردند و به همین دلیل احساس گناه می کنند. بگذارید تا هر وقت مایلند لباس مشکی بپوشند و عزادار باشند تا زمانی که خودشان احساس کنند دیگر می توانند این لباس را از تن درآورند.
    
    چگونه می توانید به فرد داغدار کمک کنید
    شناخت مراحل سوگ به شما کمک می کند در مواجهه با چنین شرایطی حال و روز داغدیدگان را بهتر درک کنید و بتوانید کمکی موثر برای صاحبان عزا باشید. در این گونه موارد:
    - در غم و اندوه فرد شریک شوید. او را تشویق کنید تا احساساتش نسبت به مرگ و خاطرات فرد از دست رفته را مطرح کند.
    - غم و اندوه او را تایید کنید؛ اما آن را به ابدیت و خداوند ارتباط ندهید. با دقت و توجه به صحبت های فرد گوش دهید و با او همدردی کنید.
    - صبور باشید. روند بهبود فرد طولانی است، پس با بردباری به او در پشت سر گذاشتن غم و اندوه کمک کنید.
    - مصیبت او را کم اهمیت نشان ندهید. نگویید تو باید قوی باشی، تو باید بدون او به زندگی ادامه دهی و مانند آن. زیرا در مراحل اولیه این صحبت ها برای فرد تاثیر ندارد، ضمن این که ممکن است این ذهنیت را در او ایجاد کند که شما او را درک نمی کنید و نمی توانید کمک مناسبی برای او باشید. اجازه دهید به طور طبیعی مراحل سوگ را پشت سر گذارد.
    - به او در برگزاری مراسم کمک کنید.
    - برای او غذا درست کنید و مراقب تغذیه اش باشید. این روزها مساله پذیرایی از میهمانان شرکت کننده در مراسم تدفین و یادبود یکی از دغدغه های مهم صاحبان عزاست؛ به طوری که گاه عزاداری را تحت الشعاع قرار می دهد. شاید تعجب کنید اگر بدانید در آیین ما پسندیده است که تا 3 روز برای خانواده مصیبت دیده غذا بفرستند و بهتر است از غذا خوردن نزد آنان اجتناب شود.
    - اگر مرهمی بر زخم ریش صاحبان عزا نیستید، حداقل باری بر دوش آنها نباشید. جای تاسف است که بعضی اطرافیان در چنین شرایطی از صاحب عزای دلسوخته انتظار احترام گذاشتن، تحویل گرفتن و مانند آن را دارند و از آن تاسف بارتر نیش و کنایه هایی است که احتمالابه دلیل کدورت های گذشته به صاحبان عزا زده می شود.
    - آوردن دسته ها و سبدهای گل و پارچه نوشته های پرهزینه برای خانواده ای که دسته گلش پرپر شده است، از فرهنگ ما نیست. همدردی خود را با مهربانی های خود و نثار فاتحه نشان دهید.
    - اگرچه به این دلیل که غم از دست دادن فرزند تا سالیان دراز پدر و مادر را رنج می دهد و کنار آمدن با آن اغلب بسادگی میسر نیست و گاه والدین را راهی بیمارستان می کند، مراحل سوگ در ارتباط با غم از دست دادن فرزند بیان شد، ولی این مراحل قابل تعمیم است. می توان گفت همه افراد در مواجهه با مرگ عزیزان خود کمابیش چنین مراحلی را پشت سر می گذارند. با توجه به این موضوع می توانیم از این پس در شرایط مشابه، بهتر و مفیدتر به مصیبت دیدگان کمک کنیم.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar