مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۸/٤

آیا به نظر می آید کودکان شما درخواست هایتان را نمی شنوند؟ اگر این طور است، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست، بلکه نشانه بی توجهی آنها به حرف های شماست. آنها تا وقتی صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می دهند.
    رفع این مشکل 2 جزء ضروری را می طلبد: والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما بزودی یاد خواهد گرفت در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می کنید، به شما گوش فرا دهد...


 

چگونه با کودک خود صحبت کنیم؟

 

آیا به نظر می آید کودکان شما درخواست هایتان را نمی شنوند؟ اگر این طور است، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست، بلکه نشانه بی توجهی آنها به حرف های شماست. آنها تا وقتی صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می دهند.
    رفع این مشکل 2 جزء ضروری را می طلبد: والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما بزودی یاد خواهد گرفت در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می کنید، به شما گوش فرا دهد. صحبت کردن یکی از راه های برقراری ارتباط است. توانایی ایجاد ارتباط، کلید غالب رابطه هاست. گوش دادن و صحبت کردن 2 جنبه فرآیند برقراری ارتباط است که در این مطلب فقط به موضوع مهارت صحبت کردن با فرزندانمان پرداخته می شود.
    ابتدا به این پرسش پاسخ بدهیم که چرا ما با کودکان حرف می زنیم؟
    1- برای آن که از حرف زدن با کودک لذت می بریم. (البته حرف زدن با بچه ها، حتی اگر از نوع گفتگوی سرگرم کننده هم باشد، می تواند لذت بخش باشد.)
    2- برای آن با کودک حرف می زنیم که بفهمیم مساله چیست؟
    3- برای آن با طفل حرف می زنیم تا پاسخ ساده یا سریعی به پرسش هایش بدهیم یا راه حلی برای مساله اش پیشنهاد کنیم.
    4- برای آن با کودک حرف می زنیم که به کمک یکدیگر، مساله ای را حل کنیم.
    
    برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید:
     الف : به خاطر داشته باشید همه چیز در صحبت کردن نیست. همه مشکلات رفتاری را نمی توان با گفتگو حل کرد. این که شما چه شنونده خوبی هستید، چقدر واضع صحبت می کنید یا به نظر می رسد کودک چقدر خوب به حرف های شما گوش می دهد، مهم نیستند. کودکان باید محدودیت های رفتارشان را بدانند. معمولافقط توضیح دادن به آنها کافی نیست. بسیاری از والدین می کوشند کودکانشان را آموزش دهند. آنها بارها و بارها همان چیزها را تکرار می کنند، و فقط هر بار صدایشان را بلند می کنند؛ ولی این کار بی فایده است. روش بهتر آن است که با ملایمت حرف بزنید و یک نتیجه حقیقی را دنبال کنید.
    ب: روش خود را با سن و میزان بلوغ کودک متناسب کنید. اشتباه بزرگی که بسیاری از والدین مرتکب می شوند این است که در مورد مشکل، زیاد صحبت می کنند. آنها روش های ارتباطی خود را زودتر از موعد (نسبت به سن کودک) به کار می بندند و از کلماتی استفاده می کنند که کودک معنی آنها را نمی فهمد. کودکان و نوجوانان به روش های تدبیری بهتر پاسخ می دهند تا جملات سنگین و بی انتها.
    به محض آن که ضرورت برقراری ارتباط عمیق با کودک خردسال تان را درک کردید، انتظار پیشرفت سریع نداشته باشید. بکوشید با بالغ شدن فرزند خود، بر عمق ارتباطات بیفزایید و از واکنش های منفی بکاهید.
    وقتی این جابه جایی را در روند تربیت فرزندتان اعمال می کنید ممکن است دچار نتایج بدی شوید. والدینی که همیشه سعی کرده اند در تربیت فرزند خردسالشان از توضیح و دلیل استفاده کنند، اغلب به این نتیجه می رسند که با بزرگ تر شدن کودک، نه تنها مشکل حل نمی شود، بلکه بدتر هم می شود. سپس وقتی کودک به مرحله رشد عقلی می رسد که بتواند همچون یک فرد بالغ عمل کند، والدین می کوشند با واکنش های قوی به او آموزش دهند؛ اما این کودک بالغ که فقط به توضیح و دلیل عادت کرده است، در برابر محدودیت های جدید، حتی بیشتر از یک نوجوان عادی طغیان می کند.
    در مجموع بهتر است درباره کودکان کم سن و سال، بیشتر از مدیریت و در مورد کودکان بزرگ تر، از ارتباط استفاده شود. برای مثال اگر به کودک 2 ساله خود بگویید که بخاری داغ است، در نهایت امکان دارد منظور شما را بفهمد؛ ولی اگر دستش را عقب بکشید و با صلابت بگویید «نکن»! موجب می شود بلافاصله خواسته شما را در یابد. از سوی دیگر، یک نوجوان 16 ساله که در حال سیگار کشیدن غافلگیر می شود، درست است که باید تنبیه شود، اما این تنبیه بدون یک بحث مفصل در مورد زیان های سیگار بی فایده است. هنگام صحبت با کودکان به نکات زیر دقت فرمایید:
    
    1- مجبورش کنید به چشم هایتان نگاه کند
    از آنجا که حواس کودکان به آسانی پرت می شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن به شما نگاه می کنند. شاید این مهم ترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید. چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشم های هم نگاه کنید. هرکس زودتر به اطراف نگاه کند، بازنده است.
    اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می ترسد یا احساس راحتی نمی کند، به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند.
    گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید یا در صورت لزوم، 2 دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید. فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید. برای کودکان بزرگ تر هر چیزی بیش از یک اشاره کوچک با دست بر شانه اش، ممکن است به جای جلب توجه به یک رویارویی بدون ثمر بینجامد.
    وقتی کودک هنگام صحبت کردن به شما نگاه می کند، برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید. بعدها در صورتی که علاوه بر نگاه کردن به شما، از دستورات نیز پیروی کرد، او را تحسین کنید.
    
    2- آرام ولی محکم صحبت کنید
    اگر معمولاوقتی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید، کودک می آموزد تا وقتی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید، به شما بی توجهی کند. اگر متوجه شدید که صدایتان لحظه به لحظه بلند تر می شود، صبر کنید، یک نفس عمیق بکشید، به چشم های کودک خیره شوید، با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید. بگویید، «امیر (با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می کنید)، من ... ازت ... می خوام... لباسات رو ... همین حالا... جمع کنی... و توی ... کمد ... بگذاری.»
    
    3- از جملات پرسشی اجتناب کنید
    وقتی به کودکتان می گویید «چطوره لباسات رو جمع کنی؟» اگر پاسخ دهد، «حالانه»! متعجب نشوید. اگر بگویید «می آیی حالاظرف ها رو تمیز کنیم؟»، این فرصت را به او داده اید تا بگوید، «نمی یام.» اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و بعلاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.
    
    4- با جملات ساده صحبت کنید
    از کلماتی که کودکتان آنها را نمی فهمد، استفاده نکنید. ساده و روشن حرف بزنید. پرچانگی نکنید. دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش های اصلی صحبتتان شود. نوجوانان برای به یادآوردن سرنخ های اطلاعات شفاهی، توانایی محدودی دارند. گفتگوهای کوتاه و ساده همراه با یک عکس العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی، درک و به خاطر سپرده می شود. به جای ادامه گفتگو در مورد مسوولیت، ارزش پول و اصول اخلاق، وضعیت را برای کودک روشن کنید: «یا همین حالااز دوچرخه سواری دست می کشی، یا یک هفته حق سوار شدن نداری.»
    
    5- احساستان را به کودک بگویید
    بدون آن که به طور مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال، «به خاطر این که خودت توالت را تمیز نمی کنی، واقعا ناراحتم» یا «وقتی به موقع خونه نمی آیی واقعا نگران می شم.» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند، می توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، همچنان احساستان را به طور موثری بیان کنید.

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar