مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/۳٠

1- مقدمه

تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی ـ اقتصادی عصرحاضر ریشه در در پیشرفت و تغییرات بوجود آمده در علم و تکنولوژی دارد . از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکتهای نو این امر را محقق سازند از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌کنند ....


 

بررسی اجمالی نظرات و دیدگاههای موجود در خصوص کارآفرینی

1- مقدمه

تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی ـ اقتصادی عصرحاضر ریشه در در پیشرفت و تغییرات بوجود آمده در علم و تکنولوژی دارد . از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکتهای نو این امر را محقق سازند از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌کنند .

2-  تعریف کارآفرینی

 از کارآفرینی Entrepreneurship تعاریف مختلفی شده است . جفری تیمونز - Jeffry Timmons کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند . مفهوم کارآفرینی اولین بار در فرانسه برای افرادی به کار می رفت که در جنگ سده شانزدهم میلادی در مأموریتهای نظامی خود را به خطر می انداختند و به استقبال مرگ می رفتند وبعد ها این واژه به کسانی اطلاق می شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می پذیرفتند و دست به یک نوآوری می زدند . برای درک بهتر مفهوم کارآفرینی پاسخ به پرسشهای زیر مؤثر خواهد بود :

کار آفرین چه ویژگیهایی دارد ؟ کارآفرین در مقابل مشکلات و شرایط سخت چگونه رفتار می کند ؟ کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند ؟ ( مکانیسم کارآفرینی چگونه است ؟

 کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نوآور و رشدیابنده نموده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد.ـ کارآفرین پلی بین صنعت و دانشگاه یا بعبارتی پرکننده بین علم و بازار می باشد .بنابراین کارآفرین کسی است که با معرفی محصولات و خدمات جدید ، ایجاد شرکتهای جدید و یا بهره‌برداری از مواد اولیه جدید وضع اقتصادی موجود را به هم می ریزد .کارآفرین کسی است که براحتی از کنار مسائل و مشکلاتی اطراف خود نمیگذرد ، چون حلّال مشکلات هستند .

نقش کارآفرین : کارآفرین دقیقاً چه کاری را انجام می دهد ؟

 به طور کلی کارآفرین :ـ در کار خود خلاقیت دارد و نوآوری می کند .ـ از موقعیتهای اقتصادی استفاده می کند .ـ تصمیم می گیرد و برای آینده برنامه ریزی میکند و به کارها نظم می بخشد .ـ تولید سرمایه می کند و تولیدات خودرا با سود می فروشد .

چرا باید کارآفرینی را آموخت ؟

 در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاههای کشور فارغ‌التحصیل می شوند . و با توجه به نگرش دانشگاههای نظری، نسبت به فارغ‌التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس در دولت تربیت می کنند ، تنها 20% فارغ‌التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است این درصد کمتر از این مقدار می باشد . البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد ، بلکه به این خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند .بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیکهای خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟خلاقیت ، نوآوری و کار آفرینی از آنجا که مزیتهای نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان بدلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده‌اند ، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور ، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است . این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد .نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد :

خلاقیت یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود .

نوآوری فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می‌کند .

 کارآفرینی ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می‌کند .

از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری ، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش ، همه مستلزم خلاقیت است . لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم .

خلاقیت را به صورتهای مختلف و متعددی تعریف کرده اند . اما در تعاریف دو مفهوم:

 تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد ،خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است . سه عنصر مهارتهای مربوط به قلمرو یا موضوع ، مهارتهای مربوط به خلاقیت و انگیزه را اجزای اصلی خلاقیت می دانند

.مهارتهای موضوعی : دانش و شناخت ما نسبت به موضوع ، حقایق ، اصول و نظریات در آن موضوع می‌باشد

.مهارتهای خلاقیت : این مهارتها با شکستن قالبهای خشک ذهنی ، مهارتهای موضوعی را در راه جدیدی به کار می‌گیرد ، یعنی از مهاتهای موضوعی به شکل جدیدی استفاده می‌کند .مهارتهای خلاقیت با ارزشهای فکری زیر همراه است :

1ـ شکستن عادتها 2ـ به تعویق انداختن قضاوتها و ارزیابی 3ـ درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن 4ـ متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است .5ـ وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده‌های متفاوت تکنیکهایی وجود دارد که این ارزشهای فکری را تقویت میکند من جمله : توفان فکری ، اسکمپر ، اسینکتیکس و ... انگیزه یکی از عناصر اصلی و شایدمهم ترین جزء این مجموعه است . انسان بدون انگزه بیرونی و درونی نمیتواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذتبخش و جالب خواهد بود . آمابیل می گوید انگیزه درونی مهمترین نقش را در خلاقیت ایفا می‌کند، اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می‌توانند خلاقیت بیشتری از خودشان نشان دهند .

فرآیند خلاقیت :فرآیند شکل‌گیری راه حلهای خلاق و مسایل و گامهایی که در این فرآیند برداشته می شود ، فرآیند خلاقیت می باشد در این زمینه آمابیل الگوی جالبی از فرآیند خلاقیت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسی : 

  عرضه‌ مسئله ، آمادگی ، ایجاد پاسخ و اثبات پاسخ است . اما اهمیت آن در روابط این مراحل باعناصر سه‌گانه خلاقیت است .در مرحله اول ( ارائه کار یا مسئله ) انگیزه تأثیر مهمی دارد چرا که برای شروع فرآیند خلاق وجود انگیزه ضروری است و در مرحله دوم که آمادگی برای پاسخ یا راه حل است ، بررسی ، جستجو ، مطالعه و جمع آوری مدارک در خصوص موضوع انجام می‌پذیرد. به رغم باور عموم ، این مدل حاکی از آن است که اطلاعات بیشتر موجب خلاقیت بیشتر نمی‌شود . بیشتر اوقات افرادی که تازه وارد یک رشته شده‌اند خیلی بیشتر از افرادی که مدت طولانی در آن زمینه تلاش کرده‌اند ، کار خلاق عرضه می‌کنند . همانگونه که تحقیقات تجربی نشان می‌دهند دانش مهم نیست بلکه راه کسب آن مهم است . در مرحله سوم جستجوی حافظه و محیط اطراف برای ایجاد راه حل ممکن است ؛ که انگیزه و مهارتهای خلاقیت در این مرحله مؤثر است .در مرحله چهارم که آزمایش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معیارهای واقعی دیگر است مهارتهای مربوط به موضوع ضرورتی است که بتوان پاسخ ممکن را با مقیاس و اطلاعات موجود مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آیا راه حل ممکن موفقیت‌آمیز بوده یا اینکه پاسخ مستدل نیست و امکان تولید وجود ندارد و راه حل به شکست انجامیده‌است . و یا اینکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزدیک کند .نوآوری :نوآوری یا ابداع ، علمی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو و بدیع ناشی از خلاقیت است .نوآوری تبدیل خلاقیت ( ایده نو ) به عمل و یا نتیجه سود است .فرآیند نوآوری : نیاز یا فرصت : در این مرحله معمولاً در سازمان مشکل پیش می‌آید با مدیران از فرآیند ناراضی هستند لذا احساس می‌شود که بابد یک نوآوری در سیستم بوجود آید . یا زمانی که در جایی خلاء وجود دارد و نیاز به محصول و یا خدمتی در آنجا احساس می‌شود . نظر یا ایده : نظر یا ایده ارائی راه حل جدیدی برای انجام کارهاست که در قالب نظر ، طرح و یا برنامه می‌تواند ارائه گردد .پذیرفتن : در این مرحله ارزیابی صورت می‌گیرد و مدیران و یا خود فرد تصمیم می‌گیرند که آن ایده را اجرا کنند .اجرا مرحله ای است که فرد یا سازمان به ایده ، روش یا رفتار جدید جامه عمل می‌پوشانند و وسایل و امکانات را فراهم می‌کند و منابع انسانی و مالی ا برای اجرای ایده تدارک می‌بیند .کارآفرینی : فرآیندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو نموده که توأم با پذیرش ریسک و مخاطره است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد .فرآیند کارآفرینی :ـ رویدادهای تسریع دهنده ( که کارآفرین رامصمم می‌کند از موقعیتها استفاده کند )ـ تأسیس بنگاه ( به صورت یک شرکت نو پا )ـ رشد بنگاه ( تبدیل شرکت تازه به سازمانی که دارای لرزش اقتصادی است )این فرآیند دارای سه مرحله مقدماتی ، تأسیس و توسعه است . مرحله مقدماتی :شخص ابتدا تصمیم می گیرد و سپس فرصتی را تشخیص می دهد و ایده‌ای برای استفاده از آن فرصت در ذهن جرقه می‌زند و بعد آن ایده را بر روی کاغذ آورده و آنرا نظم می‌دهد و به شکل یک طرح شغلی (Busines Plan) می‌آورد .مرحله تأسیس در این مرحله شخص شروع به تدارک و سازماندهی منابع برای شرکت تازه‌ پامی‌کند و منابع اساسی را مطابق با طرح شغلی یا مقدماتی ترکیب می‌کند تا بتواند کسب و کار خود را شروع کند .مرحله توسعه :شخص در این مرحله کانالهایی را برای ارتباط با بازار  کشف می‌کند و محصول خود را وارد بازار می‌کند و بعد آنچه در دستور کار بنگاه برای توسعه بنگاه قرار می‌گیرد عبارتست از تأمین سرمایه در گردش ، تأمین مواد اولیه ، ایجاد شبکه‌ای در بازار و مدیریت منابع انسانی ، عملیات و امور اداری .

(نظر یکی از کارافرینان جهانی)

یک کارآفرین باید چه مهارتهایی داشته باشد؟

سه مهارت وجود دارد که یک کارآفرین باید آنها را بشناسد و یاد بگیرد:

فروشندگی،

مدیریت افراد

خلق کالا یا خدمات جدید

اما هیچکدام از این مهارتها در مدارس بازرگانی آموزش داده نمی‌شود. هرگز دوره‌ای را در هیچ مدرسه‌ای ندیده‌ایم که نامش فروش (Sales) باشد. اما به راستی اگر دوره‌ای مختص فروش نداشته باشیم چطور می‌توانیم به کارآفرینان کمک کنیم؟ بیایید کمی به فرآیند کارآفرینی فکر کنیم. یک کارآفرین همیشه در حال فروش است و مثلاً سعی می‌کند نظر سرمایه‌گذاران احتمالی را به خود جلب کند و یا اینکه ایده‌های خود را به مشتریان و شرکای خود بفروشد. پس فروشندگی یا جلب نظر دیگران، کاری مهم و تخصصی است که هر کارآفرینی به آن نیاز دارد. پس چرا جای آن در دوره‌های آموزش کارآفرینی خالی است؟ به روشنی به یاد دارم که در ابتدای حرفه‌ام کاملاً گیج و سر در گم بودم تا اینکه دو روز مخفیانه در کلاسهای فروش شرکت کردم. این کلاسها کاملاً نگرش من را نسبت به اینکه چطور باید یک شرکت را اداره کنم، تغییر داد. به خود گفتم: چرا قبلاً هیچکس چیزی در این باره به من نگفته بود؟ جالب این است که در آن زمان مدرک لیسانس و فوق لیسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدریس کرده بودم.

از وقتی که از دنیای آکادمیک فاصله گرفتم، فرصت پیدا کردم تا در نقاط مختلف جهان سخنرانی کنم. هر وقت احساس کنم که یک مدیر دانشگاه در میان شنوندگان حضور دارد از او می‌خواهم تا اگر در برنامه درسی دانشگاه او، دوره‌ای تحت عنوان فروش وجود دارد دستش را بلند کند. اما جالب است که بدانید تا به حال هیچ کس دست بلند نکرده است! متأسفانه آنها درک مناسبی نسبت به اهمیت این موضوع ندارند.

کارآفرینی چیست؟

 وقتی از بسیاری از مردم و حتی نخبگان جامعه سوال می شود که «کارآفرینی» چیست یا «کارآفرینان» چه کسانی هستند، به سرعت پاسخ می دهند که «کارآفرینی» ایجاد کار و شغل است و «کارآفرین» ایجاد کار می کند، در صورتی که تعریف «کارآفرینی» و «کارآفرین» این نیست. به گفته متخصصان و کارشناسان، کارآفرینی قصه زندگی انسان های موفق هر جامعه است که به جای این که بیایند و در جایی استخدام شوند و مشغول کار شوند، خودشان کسب و کار راه می اندازند و به گفته دکتر احمدپور داریانی، کارآفرینان قهرمانان توسعه اقتصادی- اجتماعی جوامع می باشند .

نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشن از آن است. کارآفرینی همانند سایر واژه های مطرح در علوم انسانی، هنگامی قابل تحلیل و تبیین می باشد که بتوان تعریف یا تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آن جا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم قطعی علوم فیزیک و شیمی به شمار نمی رود، ارائه یک تعریف قطعی و مشخص برای واژه های آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. «کارآفرینی» نیز یکی از واژه هایی است که تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوت و حتی متناقضی از دیدگاه های گوناگون برای آن ارائه شده است. وجود این تفاوت ها در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویایی موضوع است که زمینه ارائه مدل ها، تعریف ها و نظرات متفاوتی را فراهم می آورد .

به منظور آگاهی دقیق و ارائه یک تعریف علمی از «کارآفرینی» نظرات دکتر محمود احمدپور داریانی را به عنوان متخصص این رشته ارائه می نماییم:

دکتر احمدپور داریانی در پاسخ به این سوال می گوید: «خیلی ها فکر می کنند که کارآفرینی به معنای آفرینش و ایجاد کار می باشد، در صورتی که این یک برداشت اشتباه از کارآفرینی است، من ارتباط با تحقیقی که در دانشگاه امیرکبیر انجام دادم، از دو هزار نفر از مدیران و مسئولان کشور خواستم که تعریف خود را از واژه «کارآفرینی» مطرح کنند، حدود 80 تا 90 درصد تعریف آنها از کارآفرینی، ایجاد کار بود و طبیعی است که وقتی متخصصان و نخبگان جامعه از این واژه تعریف درستی نداشته باشند، عموم مردم هم تعریف روشنی از کارآفرینی نخواهند داشت .

وی می افزاید: «کارآفرینی به معنای ایجاد کار نیست».

مفهوم واژه «کارآفرینی»

به گفته دکتر احمد پورداریانی، واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی به معنای «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند . دکتر احمدپور داریانی می گوید: «من خودم در سال 1999 میلادی(1378 هجری شمسی) یک تعریف از کارآفرین ارائه کردم و معتقدم «کارآفرین» فردی است که دارای ایده و فکر جدید می باشد و از طریق ایجاد کسب و کاری که توام با مخاطره مالی و اجتماعی است، با بسیج منابع محصول، خدمت جدید به بازار ارائه می کند، پس کارآفرین سه کار مهم می کند که اول ایجاد خلاقیت و نوآوری، دوم راه اندازی یک شرکت یا کسب و کار و طی کردن فرایند ایجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار می باشد. بنابراین اگر در جامعه یک کسی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کرد، چون اولین بار است، این کارآفرینی کرده و او یک کارآفرین است. به عبارت دیگر آنها که اولین ها در هر کاری هستند و با نوآوری جبهه های جدیدی در اقتصاد باز می کنند، کارآفرین هستند .

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاری، مدیریت و اقتصاد تعاریف گوناگونی از «کارآفرین» ارائه می کنند .

به اعتقاد برخی از دانشمندان مانند ریچارد کتیلن (cattilon) ، کارآفرین کسی است که خطرپذیر است و توانایی برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید و معرفی روش های جدید، محصولات جدید و یافتن بازارهای جدید را دارد .

اسکامپتر یکی دیگر از دانشمندان می گوید: «کارآفرین کسی است که نوآور است و قدرت خلاقیت بالایی دارد و فعالیت های جدیدی را در قالب شرکت های کوچک راه اندازی می کند» .

کول (cole) هم می گوید: کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند. این فرد معمولا دارای استعداد، خلاقیت، ابتکار، سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است .

« دیوید مک کران» و «اریک فلانیگان» کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکت هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند .

‌ موضوع‌ کارآفرینی‌

1ـ1) تعاریف‌ و مفهوم‌ کارآفرینی‌: واژة‌ «کارآفرینی‌» واژه‌ای‌ است‌ نو، که‌ از کلمه‌اش‌ نمی‌توان‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ آن‌ دست‌ یافت‌.این‌ واژه‌ معادل‌ Entrepreneurship در زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و ریشة‌ آن‌ از زبان‌ فرانسوی‌ گرفته‌ شده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر هنوزدر فارسی‌ معادل‌ دقیقی‌ برای‌ انتقال‌ «مفهوم‌» کارآفرینی‌ وجود ندارد و اغلب‌ واژه‌ کارآفرینی‌ شنونده‌ ناآشنا به‌ آن‌ را به‌ اشتباه‌می‌اندازد. اما بین‌ استادان‌ دانشگاهها، دانشجویان‌ رشته‌های‌ اقتصاد، مدیریت‌ و برخی‌ محافل‌ علمی‌ این‌ واژه‌ تا حدودی‌ مصطلح‌شده‌ است‌.

به‌ طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌ تحولات‌ وپیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ شده‌ است‌. با این‌ همه‌، مفهوم‌ و ماهیت‌ اصلی‌ کارآفرینی‌ هنوزشناخته‌ شده‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ تعریف‌ استاندارد و جامع‌ و مانعی‌ از آن‌ به‌ دست‌ داد. پاسخ‌ به‌ پرسشهای‌ زیر در شناخت‌ بهترمفهوم‌ کارآفرینی‌ موثر خواهد بود:

چه‌ کسی‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (کارآفرین‌ کیست‌؟)

کارآفرین‌ چرا کارآفرینی‌ می‌کند؟ (علل‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟)

کارآفرین‌ چه‌ کاری‌ را انجام‌ می‌دهد؟ (کارآفرینی‌ چیست‌؟)

کارآفرین‌ چگونه‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (مکانیسم‌ و فرآیندکارآفرینی‌  چگونه‌ است‌؟)

کارآفرینی‌ تحت‌ کدام‌ شرایط‌ زمانی‌ و مکانی‌ وقوع‌ می‌یابد؟ (بسترو        محیط‌ کارآفرینی‌ باید چگونه‌ باشد؟)

مفهوم‌ و ایدة‌ کارآفرینی‌، مفهومی‌ جدید و متعلق‌ به‌ عصر حاضر نمی‌باشد. این‌ مفهوم‌ از قبل‌ از قرون‌ وسطی‌ مطرح‌ بوده‌که‌ در طول‌ زمان‌ دچار تحولاتی‌ نیز شده‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌، کارآفرین‌ سازمان‌ دهنده‌ و فعال‌ کننده‌ یک‌ واحد اقتصادی‌ (یاغیر اقتصادی‌) و کسب‌ و کار به‌ منظور دستیابی‌ به‌ سود (دستاوردهای‌) شخصی‌ (یا اجتماعی‌) است‌.

یک‌ کارآفرین‌ به‌ منظور تحقق‌ ایده‌اش‌ عوامل‌ مورد نیاز مانند: زمین‌، نیروی‌ کار، مواد مصرفی‌ و سرمایه‌ را فراهم‌ آورده‌ و بااستفاده‌ از قدرت‌ تصمیم‌گیری‌، مهارتها و استعدادهای‌ فردی‌اش‌ در طراحی‌، سازماندهی‌، راه‌اندازی‌ و مدیریت‌ واحد جدید، ایده‌اش‌ را تحقق‌می‌سازد و از این‌ راه‌ به‌ کسب‌ درآمدمی‌پردازد. همچنین‌ در این‌ راه‌ یک‌عدم‌ موفقیت‌ را به‌ دلیل‌ فعالیت‌ درمحیط‌ غیر قابل‌ کنترل‌ و مبهم‌ و باموانع‌ پیش‌ بینی‌ نشده‌ می‌پذیرد. ازنظر علم‌ اقتصاد، کارآفرین‌ فردی‌است‌ که‌ با صرف‌ زمان‌ و انرژی‌ لازم‌،منابع‌، نیروی‌ کار، مواد اولیه‌ و سایردارائیها را به‌ گونه‌ای‌ هماهنگ‌می‌سازد که‌ ارزش‌ آنها و یا محصولات‌حاصل‌ از آنها نسبت‌ به‌ حالت‌اولیه‌اش‌ افزایش‌ یابد  (ایجاد ارزش‌افزوده‌ کند).

همچنین‌ کارآفرین‌ سرمایه‌دارنیست‌ ولی‌ قادر است‌ از سرمایه‌های‌ راکد به‌ خوبی‌ استفاده‌ کند. همچنین‌ او مخترع‌، عالم‌، متخصص‌ و هنرمند نیست‌ ولی‌ توان‌بهره‌برداری‌ مناسب‌ از علم‌، تخصص‌ و هنر دیگران‌ را دارد.

بطور کلی‌؛ کارآفرینی‌ به‌ فرایند شناسایی‌ فرصت‌های‌ جدید، ایجاد کسب‌ و کار و سازمانهای‌ جدید، نوآور و رشد یابنده‌ برای‌بهره‌برداری‌ از فرصت‌های‌ شناسایی‌ شده‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ در نتیجه‌ آن‌ کالاها و خدمات‌ جدیدی‌ به‌ جامعه‌ عرضه‌ می‌شود.

1ـ2) اهمیت‌ کارآفرینی‌:

 مطالعات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از نظر برخی‌ از اقتصاددانان‌ و صاحبنظران‌ و دانشمندان‌ مدیریت‌، موتور حرکت‌ و رشد اقتصادیک‌ جامعه‌ کارآفرینان‌ هستند که‌ در محیطی‌ رقابتی‌ و در شرایط‌ عدم‌ تعادل‌ (و نه‌ تعادل‌ ایستا) جامعه‌ را به‌ حرکت‌ در می‌آورندو توسعه‌ می‌بخشند. کلید موفقیت‌ کارآفرینی‌، یافتن‌ روشهای‌ خلاقانه‌ای‌ است‌ که‌ با بکارگیری‌ تکنولوژیهای‌ جدید یا بازاریابی‌بهتر، سریعتر و کم‌ هزینه‌تر کالاهای‌ جدید، خواسته‌های‌ بشری‌ را به‌ نحو احسن‌ برآورده‌ می‌سازند. این‌ به‌ معنای‌ تولید کالاهای‌موجود با هزینه‌های‌ کمتر یا ارتقاء کیفیت‌ آنها و یا به‌ معنای‌ ایجاد بازارهایی‌ برای‌ کالاهای‌ کاملاً جدید است‌.

تعاریفی‌ که‌ از کارآفرینی‌ ارائه‌شد، مبین‌ آن‌ است‌ که‌، کارآفرین‌منتظر سرمایه‌گذاری‌ و ایجاد شغل‌ ازطرف‌ دولت‌ نیست‌. او خود با شناخت‌صحیح‌ از فرصتها و استفاده‌ ازسرمایه‌های‌ راکد امکاناتی‌ را فراهم‌نموده‌ و با سازماندهی‌ و مدیریت‌مناسب‌ منابع‌، ایدة‌ خویش‌ را عملی‌می‌نماید. او تنها خودش‌ شاغل‌نمی‌شود، بلکه‌ بدون‌ اتکاء به‌ دولت‌،در بخش‌ غیردولتی‌ برای‌ تعداددیگری‌ نیز شغل‌ می‌آفریند و علاوه‌ برآن‌ نقش‌ مهمی‌ در تولید و«اشتغال‌ مولد» دارد. این‌ امر سبب‌ کاهش‌ نرخ‌ بیکاری‌ بدون‌ نیاز به‌ سرمایه‌گذاری‌ دولت‌ برای‌ ایجاد اشتغال‌ می‌گردد. البته‌ دولت‌می‌تواند با ارائه‌ تسهیلات‌ و پیگیری‌ سیاستهای‌ مناسب‌، حرکت‌ کارآفرینان‌ را شدت‌ و شتاب‌ بخشد.

1ـ2ـ 1) اهمیت‌ کارآفرینی‌ از نظر ایجاد اشتغال‌:

کارآفرینی‌ مترادف‌ ایجاد اشتغال‌ نیست‌. کارآفرینی‌ در واقع‌ فرآیند ایجاد و تاسیس‌ کسب‌ و کار یا سازمان‌ جدید است‌، امایکی‌ از اثرات‌ قابل‌ توجه‌ آن‌ ایجاد اشتغال‌ است‌. مطالعاتی‌ که‌ در ایالات‌ متحده‌ آمریکا صورت‌ گرفته‌ است‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از 20 میلیون‌ شغل‌ ایجاد شده‌ و جدید در طی‌ سالهای‌ 1990ـ 1980 بیش‌ از 5/3 میلیون‌ شغل‌ ناشی‌ از ایجاد و تامین‌ کسب‌ و کارهای‌کارآفرینانه‌ جدید بوده‌ است‌. مطالعات‌ دیوید برچ‌ (Birch) در اواخر دهة‌ 1970 میلادی‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ بیش‌ از 70% ازمشاغل‌ جدید در شرکت‌ها و سازمانهایی‌ ایجاد می‌شوند که‌ در مسیر رشد قرار دارند.

همچنین‌ مطالعات‌ در ایران‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در فاصله‌ سالهای‌ 75 ـ 1355 هجری‌ شمسی‌ بیشترین‌ میزان‌ اشتغال‌ جدیددر اقتصاد ایران‌ به‌ شکل‌ کارکنان‌ مستقل‌ (خویش‌ فرما) بوده‌ است‌. متاسفانه‌ بدلیل‌ عدم‌ حمایت‌ از این‌ کارآفرینان‌ و سوق‌ دادن‌آنها در مسیر رشد و توسعه‌ ، بزرگترین‌ چالش‌ اقتصاد ایران‌ در دهة‌ 1380 هجری‌ شمسی‌ بحران‌ بیکاری‌ خواهد بود. در حالی‌ که‌اگر در فاصله‌ 20 سال‌ مذکور حمایتی‌ جدی‌ از کارآفرینان‌ صورت‌ می‌گرفت‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ هر یک‌ تنها یک‌ نفر دیگر را به‌ استخدام‌خود در آورند، در این‌ صورت‌ بزرگترین‌ مشکل‌ اقتصادی‌ دهة‌ 1380 در اقتصاد ایران‌ کمبود نیروی‌ کار می‌بود.

به‌ هر تقدیر اهمیت‌ کارآفرینی‌ از نظر ایجاد اشتغال‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا طی‌ دهه‌های‌ 80 و 1990 میلادی‌ به‌ تدریج‌ وفاق‌عمومی‌ در کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ و در حال‌ توسعه‌ ایجاد گردد، مبنی‌ بر اینکه‌ بحران‌ بیکاری‌ به‌ جز از طریق‌ توسعه‌ کارآفرینی‌ ودمیدن‌ روح‌ نوآوری‌ در کالبد اجتماعی‌ امکان‌پذیر نمی‌باشد. به‌ همین‌ دلیل‌ کشورهایی‌ نظر ایالات‌ متحده‌ آمریکا، کانادا، فنلاند،هند، مالزی‌، سنگاپور، استرالیا و آلمان‌ سیاستها و برنامه‌های‌ حمایتی‌ گسترده‌ای‌ را از کارآفرینان‌ تدوین‌ و به‌ مرحله‌ اجراگذاشته‌اند.

نکته‌: در شرایط‌ اقتصادی‌ فعلی‌ و نرخ‌ بالای‌ بیکاری‌ در کشورمان‌،ناخودآگاه‌ کلمه‌ «کارآفرینی‌» و کلمه‌ «اشتغال‌ زایی‌» موارد استفاده‌ مشابهی‌پیدا کرده‌ است‌ و کلمه‌ کارآفرینی‌ برای‌ مجموعه‌ اقداماتی‌ که‌ به‌ ایجاداشتغال‌ می‌انجامد نیز استفاده‌ می‌شود. مثلاً به‌ هر گونه‌ سرمایه‌گذاری‌ که‌باعث‌ ایجاد اشتغال‌ شود یا هر گونه‌ افزایش‌ مهارت‌ فنی‌ یا حرفه‌ای‌ که‌احتمال‌ اشتغال‌ به‌ کار را افزایش‌ دهد و برای‌ کسی‌ کار ایجاد کند نیزکارآفرینی‌ اطلاق‌ می‌شود. لیکن‌ هیچکدام‌ از اینها کارآفرینی‌(Entrepreneurship) که‌ در نظریات‌ توسعه‌ مطرح‌ شده‌ است‌ نمی‌باشد.چرا که‌ براساس‌ نظریات‌ اقتصادی‌ و تجارب‌ حاصله‌ در اقتصادهای‌ روبه‌ رشد«کارآفرینان‌» موتور محرکه‌ توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ محسوب‌ می‌شوند و در نتیجه‌ اشتغال‌ زایی‌ یکی‌ از فرآورده‌ها و معلول‌های‌این‌ مهم‌ می‌باشد.

1ـ3 ) نقش‌ و ویژگی‌های‌ کارآفرینان‌ در جامعه‌:

    کارآفرینان‌ به‌ عنوان‌ موتور توسعه‌ اقتصادی‌، نقشها و ویژگیهای‌ مختلف‌ و متنوعی‌ را در جامعه‌ ایفا می‌کنند که‌ هر یک‌ ازاهمیت‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است‌. از طرفی‌ هر کارآفرین‌ بالقوه‌ یا بالفعل‌، به‌ یک‌ نسبت‌ از این‌ ویژگیها و قابلیتها برخوردار نیست‌. لذاکارآفرینان‌ طیف‌ متنوعی‌ را شامل‌ می‌شوند که‌ همین‌ باعث‌ تنوع‌ در تعریف‌ کارآفرینی‌ و کارآفرین‌ شده‌ است‌. معهذا موارد زیر ازاهم‌ این‌ ویژگیها و نقش‌هاست‌.

1ـ3ـ 1) ویژگیهای‌ کارآفرینان‌:

ـ نوآوری‌ (Innovation)

ـ خلاقیت‌ (Creativity)

ـ مخاطره‌پذیری‌ (Riskbearing)

ـ اعتماد به‌ نفس‌ (Self- Confidence)

ـ دانش‌ فنی‌ (Technical Knowledge)

ـ استقلال‌ (Independent)

ـ هدف‌گرا (Goal- Oriented)

ـ مرکزکنترل‌داخلی‌ (Enternal locus of control)

ـ عکس‌العمل‌ مثبت‌ نسبت‌ به‌ مشکلات‌ و موانع‌

(Positive reaction to set back)

ـ توانایی‌به‌ایجادارتباطات‌(Communication Ability)

ـ توفیق‌طلبی‌ (need for Achievement)

ـ تمایل‌به‌مسؤولیت‌پذیری‌(Desir for Responsibility)

1ـ3ـ 2) نقش‌ و آثار کارآفرینان‌ در جامعه‌:

 عامل‌ اشتغال‌زایی‌

 عامل‌ ترغیب‌ و تشویق‌ سرمایه‌گذاری‌

 عامل‌ تعادل‌ در اقتصادهای‌ پویا

 عامل‌ تحول‌ و تجدید حیات‌ ملی‌ و محلی‌ (کارآفرینی‌ فراتراز شغل‌ و حرفه‌ است‌، بلکه‌ یک‌ شیوة‌ زندگی‌ است‌،)

 عامل‌ تولید (همانند زمین‌، نیروی‌ کار و سرمایه‌)

 عامل‌ساماندهی‌وسازماندهی‌منابع‌واستفاده‌اثربخش‌ از آنها

 عامل‌ انتقال‌ تکنولوژی‌

 عامل‌ شناخت‌، ایجاد و گسترش‌ بازارهای‌ جدید

 عامل‌ نوآوری‌ و روان‌کنندة‌ تغییر

 عامل‌ کاهش‌ بوروکراسی‌ اداری‌ (کاهش‌ پشت‌میزنشینی‌ ومشوق‌ عمل‌گرایی‌)

 عامل‌ تحریک‌ و تشویق‌ حس‌ رقابت‌

 عامل‌ یکپارچگی‌ و ارتباط‌ بازارها

1ـ4 ) ضرورت‌ پرورش‌ و آموزش‌ کارآفرینان‌:

    به‌ طور سنتی‌ در جوامع‌ صنعتی‌ و به‌ طور معمول‌ در کشور ما کارآفرینان‌ از طریق‌ سعی‌ و خطا و بقاء اصلح‌ انتخاب‌ شده‌اند.کسانی‌ که‌ در خود توان‌ ایجاد کسب‌ و کار جدید را می‌بینند با کشف‌ فرصتهای‌ موجود در جامعه‌ انجام‌ نوعی‌ مطالعه‌ امکان‌سنجی‌ فنی‌ و اقتصادی‌، بسیج‌ منابع‌ پراکنده‌ و مالی‌ و انسانی‌، دست‌یابی‌ به‌ تکنولوژیهای‌ مرتبط‌ و بالاخره‌با قبول‌ خطر شکست‌ وارد میدان‌ کسب‌ و کار می‌شوند. اما از این‌ میان‌ این‌ گروه‌ معمولاً جمع‌ کوچکی‌ (حدوداً 13) خطر شکست‌زودرس‌ را پشت‌ سر می‌گذراند و به‌ مراحل‌ پیشرفته‌تر کسب‌ و کار می‌رسند. کارآفرینانی‌ که‌ بدین‌ نحو وارد عرصه‌ کسب‌ و کارمی‌شوند معمولاً از آموزش‌ ویژه‌ای‌ جز آنچه‌ در مشاغل‌ قبلی‌ خود آموخته‌اند برخوردار نیستند.

حال‌ این‌ پرسش‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ با استفاده‌ از دانش‌ مدیریت‌ و سایر علوم‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ تا چه‌ حد می‌توان‌ فرآیندانتخاب‌ و پرورش‌ کارآفرینان‌ را آسان‌تر، کم‌ هزینه‌تر و اثر بخش‌تر از جریان‌ سعی‌ و خطا کرد.

          پرسش‌ فوق‌ موضوع‌ پژوهشهای‌ متعددی‌ در دانشگاهها و مراکز پژوهشی‌ کشورهای‌ صنعتی‌ بوده‌ است‌. در نتیجه‌ همین‌پژوهشها اکنون‌ آزمونهایی‌ برای‌ سنجش‌ و پیش‌ بینی‌ قابلیت‌های‌ کارآفرینی‌ داوطلبان‌ ایجاد کسب‌ و کار و نیز برنامه‌های‌آموزشی‌ برای‌ ارتقاء قابلیت‌های‌ کارآفرینی‌ افراد مستعد تدوین‌ و تنظیم‌ شده‌ است‌.

          گرچه‌ خصایص‌ ذاتی‌ و موروثی‌ افراد مانند هوش‌، خلاقیت‌، عزم‌ و اراده‌ و جسارت‌ و خطر پذیری‌، سهم‌ مهمی‌ در شخصیت‌ وعملکرد کارفرمایان‌ داشته‌ است‌، لیکن‌ اینگونه‌ نیست‌ که‌ هر کس‌ دارای‌ این‌ ویژگیها باشد حتماً یک‌ کارآفرین‌ است‌. بلکه‌ او یک‌کارآفرین‌ بالقوه‌ می‌باشد.

تحقیقات‌ بسیاری‌ تایید می‌کند که‌ فرآیند و برنامه‌های‌ آموزشی‌ خاصی‌ می‌تواند با تغییر بینش‌ و فرهنگ‌ افراد و تجهیز آنها به‌دانش‌ و مهارت‌های‌ خاص‌، راهی‌ را که‌ آنها احتمالاً با سعی‌ و خطا و گذشت‌ زمان‌ طولانی‌ به‌ آن‌ می‌رسند بسیار کوتاه‌ نموده‌ و به‌سرعت‌ یک‌ کارآفرین‌ بالقوه‌ را به‌ یک‌ کارآفرین‌ بالفعل‌ تبدیل‌ کند. لذا بدلیل‌ اهمیت‌ و نقش‌ کارآفرینان‌ در دو دهة‌ گذشته‌،برنامه‌های‌ آموزشی‌ ویژه‌ای‌ و به‌ شکل‌های‌ متنوعی‌ برای‌ آموزش‌ و پرورش‌ کارآفرینان‌ در دانشگاههای‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ و درحال‌ توسعه‌ ارائه‌ می‌گردد که‌ از جمله‌ مباحث‌ این‌ دوره‌ها می‌توان‌ به‌ موضوعاتی‌ از قبیل‌: آشنائی‌ با کارآفرینی‌ و خود اشتغالی‌،بازاریابی‌ و فرصت‌های‌ بازار، اصول‌ امکان‌سنجی‌ اقتصادی‌، آشنائی‌ با قوانین‌ تجارت‌ و ایجاد شرکت‌ خصوصی‌، مقررات‌ مالی‌ وعملیات‌ بانکی‌، مقررات‌ مالیاتی‌، مدیریت‌ منابع‌ مالی‌، اصول‌ سازمان‌ و مدیریت‌، مدیریت‌ منابع‌ انسانی‌، آشنایی‌ با کارآفرینان‌موفق‌ و تجارب‌ آنها و... اشاره‌ نمود.

مفهوم واژه «کارآفرینی»

به گفته دکتر احمد پورداریانی، واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی به معنای «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.

دکتر احمدپور داریانی می گوید: «من خودم در سال 1999 میلادی(1378 هجری شمسی) یک تعریف از کارآفرین ارائه کردم و معتقدم «کارآفرین» فردی است که دارای ایده و فکر جدید می باشد و از طریق ایجاد کسب و کاری که توام با مخاطره مالی و اجتماعی است، با بسیج منابع محصول، خدمت جدید به بازار ارائه می کند، پس کارآفرین سه کار مهم می کند که اول ایجاد خلاقیت و نوآوری، دوم راه اندازی یک شرکت یا کسب و کار و طی کردن فرایند ایجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار می باشد. بنابراین اگر در جامعه یک کسی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کرد، چون اولین بار است، این کارآفرینی کرده و او یک کارآفرین است. به عبارت دیگر آنها که اولین ها در هر کاری هستند و با نوآوری جبهه های جدیدی در اقتصاد باز می کنند، کارآفرین هستند.

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاری، مدیریت و اقتصاد تعاریف گوناگونی از «کارآفرین» ارائه می کنند.

به اعتقاد برخی از دانشمندان مانند ریچارد کتیلن (cattilon)، کارآفرین کسی است که خطرپذیر است و توانایی برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید و معرفی روش های جدید، محصولات جدید و یافتن بازارهای جدید را دارد.

اسکامپتر یکی دیگر از دانشمندان می گوید: «کارآفرین کسی است که نوآور است و قدرت خلاقیت بالایی دارد و فعالیت های جدیدی را در قالب شرکت های کوچک راه اندازی می کند».

کول (cole) هم می گوید: کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند. این فرد معمولا دارای استعداد، خلاقیت، ابتکار، سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است.

« دیوید مک کران» و «اریک فلانیگان» کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکت هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند.

 

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar