مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/٢٤

چگونه انتقاد زناشویی را مطرح کنیم؟
قبل از آن که چیزی به همسرتان بگویید که بوی انتقاد داشته باشد، به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید:
به چه دلیل انتقاد می‎کنم؟ اگر دلیل خوب و سازنده‎ای ندارید. پس چیزی نگویید.


آیا بهترین زمان و بهترین مکان این‎جاست؟ اگر نه، از خود بپرسید، چه وقت و در کجا می‎توانم این نکات را مطرح کنم که روابط زناشویی ما را بهتر کند؟...



 

چگونه رابطه زناشویی‌تان را به نقد بکشید؟

 

چگونه انتقاد زناشویی را مطرح کنیم؟
قبل از آن که چیزی به همسرتان بگویید که بوی انتقاد داشته باشد، به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید:
به چه دلیل انتقاد می‎کنم؟ اگر دلیل خوب و سازنده‎ای ندارید. پس چیزی نگویید.


آیا بهترین زمان و بهترین مکان این‎جاست؟ اگر نه، از خود بپرسید، چه وقت و در کجا می‎توانم این نکات را مطرح کنم که روابط زناشویی ما را بهتر کند؟

 

هنگام انتقاد به یاد داشته باشید که به جای تمرکز بر آن چه که در همسرتان نمی‎پسندید، بر رضایت خاطری که به شما می‎بخشد تأکید کنید. به جای آن که بگویید «دوست ندارم این طور با خشونت در آغوشم بگیری» بگویید «وقتی به آرامی نوازشم می‎کنی بیشتر لذت می‎برم» وقتی به جای مطرح کردن خواسته‎تان چیزی را مطرح می‎کنید که از آن بدتان می‎آید، خود و همسرتان را مجبور می‎کنید که به جای تمرکز بر احساس و حالت‎های رفتاری، توجه خود را بر جزییات انجام آن متمرکز کنید.

وقتی خواسته‎هایتان را مطرح می‎کنید، مواظب باشید لحن کلامتان آمرانه نباشد. وقتی آمرانه بگویید «مرا به آرامی نوازش کن» مفهوم ضمنی آن این است «در غیر این صورت نمی‎گذارم به من دست بزنی» و به همین ترتیب خواسته‎ی شما نباید زمینه‎ی تهدید ایجاد کند: «اگر بلد نیستی مطابق خواست من رفتار کنی فکر دیگری بکنم!»

 

سعی کنید از چیزی انتقاد نکنید که همسرتان نمی‎تواند آن را تغییر دهد.

متاسفانه مطالبی که کتاب‎‎ها و فیلم‎های خارجی به شکلی اغراق‎آمیز درباره‎ی روابط همسران عنوان می‎کنند، گاهی باعث می‎شود که زن و مردها از همسران خود انتظارات غیر واقع بینانه‎ای داشته باشند. در زندگی واقعی به ندرت اشخاصی پیدا می‎شوند که بتوانند ساعت‎ها بدون از دست دادن انرژی به فعالیت زناشویی بپردازند. در زندگی واقعی، غالب مردم تمایلی به تجربه‎ی روش‎های نامتعارف زناشویی ندارند. انتقاد از همسری که قادر به برآوردن توقعات واهی شما نیست، فقط این تأثیر را خواهد داشت که او را عصبی‎تر و خشمگین‎تر نموده و موجب شود که کمتر دوستتان بدارد.


جمله‎های انتقادی خود را بیشتر با لغت «من» به جای «تو» و به صورت میل و‌آرزو به جای بدگویی و تهمت زدن بیان کنید.از انتقادهای گنگ و بی‎مسمی بپرهیزید. یک پزشک متخصص درمان مشکلات زناشویی می‎گوید «اخیراً دیده‎ام که بسیاری از مراجعین من می‎گویند همسرشان آن‎ها را به خاطر کسالت بار بودن زندگی زناشویی‎شان ملامت می‎کند. اما نکته‎ی اصلی در این شکایت چیست؟ کسالت بار بودن می‎تواند طیف رنگارنگی از مسایل و مشکلات زناشویی را در بر بگیرد. آیا محیط رغبت‎انگیز نیست؟ زمان مناسبی انتخاب نشده؟ نوازش‎های عاشقانه سرسری گرفته شده؟ تنوعی در کار نیست؟ از همسر مورد انتقادتان، چه کاری ساخته است؟ انتقادی موثر است که واقعی و صریح باشد.»


برای تبدیل انتقاد منفی به انتقاد مثبت از کلمات و عبارات دیگری استفاده کنید. میان اعتراض نسبت به انتظارات برآورده نشده شما از روابط زناشویی و این که از روابط زناشویی چه انتظاری دارید، فاصله‎ی زیادی وجود دارد، و تنها پس از روشن شدن این مطلب است که همسرتان امکان می‎یابد به خواسته‎ی مشخص و معقول شما جامه‎ی عمل بپوشاند.

 

از همه‎ی این‎ها گذشته، آیا منطقاً می‎توانید از همسرتان انتظار داشته باشید که وقتی به رخش می‎کشید که در امور زناشویی خشنودی شما را فراهم نمی‎کند، با احساس هم‎دردی به حرف‎هایتان گوش دهد؟ باید سعی کنید بر مواردی تمرکز کنید که برای خشنودی شما انجام می‎دهد، و سپس پیشنهادات سازنده‎ای برای بهبود روابط زناشویی خود مطرح کنید.

 

از مقایسه اجتناب کنید. کشنده‎ترین نوع انتقاد این است که وجه امتیاز و مهارت‎های همسر فعلی‎تان را با همسر قبلی مقایسه کنید.

 

خود شما هم برای ایجاد رابطه‎ای بهتر و هیجان‎انگیزتر، مسوولیتی به عهده بگیرید و فقط از همسرتان انتظار نداشته باشید که دست تنها اقدام کند. زنی می‎گفت «خودم می‎دانم اوقاتی هست که نیاز به محرک اضافی دارم، بنابراین بخشی از کاری را که در این زمینه باید انجام شود، خودم به عهده می‎گیرم، مثلاً لباس شوق‎انگیزی می‎پوشم، احساسات عاشقانه‎ام را با خیال‎پردازی درباره‎ی یک صحنه‎ی عشقی یا یک رمان پرهیجان برمی‎انگیزم. خلاصه سعی می‎کنم فضایی احساساتی ایجاد کنم که در آن فضا بتواند تغییری صورت گیرد.

به همین ترتیب کمک کردن به همسری که سعی می‎کند انتقاد شما را بپذیرد، موثرتر از آن است که مثل ناظری خرده‎بین بنشینید و بپایید که او چه طور می‎خواهد بر اساس انتقاد شما تغییر کند.

فراهم آوردن زمینه‎ی مناسب و ترغیب، به مراتب موثرتر از آن است که عجولانه درباره‎ی موضوع مورد نظر برای همسرتان تبلیغ و سخنرانی کنید. در درازمدت، هر تغییر مثبتی در رفتار زناشویی به مشارکت متقابل هر دو طرف بستگی دارد.

 

یک راه موثر انتقاد، عملاً نشان دادن راه چاره در موقعیت مناسب است. اگر فکر می‎کنید که به زبان آوردن مطلبی، باعث رنجش می‎شود، احتمال آزردن دارد، و یا مطرح کردن یک خواسته در شکل خاصی دشوار است، به این امکان فکر کنید که شاید اگر با عمل خود و در موقعیت مناسبی به همسرتان نشان دهید که راه چاره چیست،‌ بهتر از هر گفته‎ای موثر باشد.کلمات به ویژه هنگامی که به لحن اعتراض گفته شود، به تثبیت رفتار مورد انتقاد منجر می‎شود و اعمال وقتی از روی محبت انجام شوند، به افزایش آگاهی از نیاز همسر و کمک به او برای ابراز واکنش مطلوب می‎انجامد.

 

چگونه انتقاد زناشویی را بپذیریم؟

وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎کند، واکنش خود را کنترل کنید، برای آن که درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید که آیا منظور او را به خوبی درک کرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟ و به این منظور، همه‎ی ذکاوت و درک خود را به کار اندازید. از همسرتان بپرسید که منظورش از گفتن آن حرف‎ها یا انجام آن کارها چه بوده است. هیچ وقت فرض نکنید که منظور او را می‎دانید، در صورت لزوم، دریافت خود را از انتقاد مطرح شده تکرار کنید.


پیش از آن که شتاب‎زده در مورد مفهوم انتقاد نتیجه‎گیری کنید، آن را تفسیر کنید، مقصود اصلی همسرتان از بیان انتقاد را با چنین جملاتی بپرسید: «در این مورد بیشتر برایم توضیح بده.» یا «می‎توانی موضوع را بیشتر باز کنی؟» یا «دلم می‎خواست می‎دانستم این انتقاد چه احساسی در تو ایجاد می‎کند.» اگر انتقاد حالت کلی دارد، مثل ـ «روابط زناشویی دارد کسل کننده می‎شود» ـ از او بخواهید که بگوید از چه چیز مشخصی شکایت دارد، و پیشنهادش برای تغییر چیست؟


به همسرتان پیشنهاد کنید که نیاز و خواسته‎هایش را به طور مشخص بیان کند،  برای این که انتقادی را به شکل سازنده بپذیرید، باید انگیزه‎ی همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانید. هر قدر هم که رنجیده باشید و یا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشید، فراموش نکنید که باید هر چه زودتر علت انتقاد را پیدا کنید. باز هم باید سوالاتی مطرح کنید:

«آیا این حرف را برای این گفتی که مرا ناراحت کنی؟ یا برای این که خودت ناراحت بودی؟»

ـ «آیا انتقاد تو واکنشی بود به حرفی که من زدم، یا کاری که کردم باعث شد، ناراحت شوی و احساس سرخوردگی کنی؟»

ـ «آیا این انتقاد را مدت‎هاست در سرت می‎پرورانی؟ اگر این طور است چرا حالا آن را بروز دادی. چه اتفاقی افتاد که سبب شد آن را بگویی؟»

ـ «فکر می‎کنی انجام چیزی که از آن انتقاد می‎کنی، واقعاً در کنترل من است، و موردی است که می‎توانم تغییرش دهم، چطور؟». سعی کنید، انتقاد کننده را به جست‎وجوی انگیزه‎های ناخودآگاه خویش ترغیب کنید.

ـ اعتماد، مهم‎ترین عامل در پذیرش یک انتقاد سازنده است. به عبارت دیگر اگر حرف همسرتان نسنجیده یا حتی غیر منصفانه هم باشد، باور داشته باشید که او صمیمانه برای حفظ رابطه‎اش با شما تلاش می‎کند.

 

ـ در بسیاری از موارد اعتماد نادیده گرفته می‎شود، زیرا طرفین از تأثیر عاطفی انتقاد زناشویی آگاهی ندارند. در یکی از جلسات مشاوره، پزشک از زنی پرسید، اظهار نارضایتی شوهرش چه احساسی در او برانگیخت. زن گفت «عصبانی شدم و احساس حقارت کردم.»

پزشک یادآوری کرد: «اما عصبانیت و احساس حقارت که فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلاً جنبه‎ی واقعی نداشته باشند. واکنش عاطفی شما چه بود؟»

زن جواب داد «گمان می‎کنم گریه را سردادم. احساس می‎کردم که نفسم تنگ شده» پزشک به طرف شوهر برگشت و گفت «آیا عمداً آن حرف‎ها را زدی که همسرت را ناراحت کنی؟»
شوهر بی‎درنگ جواب داد «نه، به خدا! نه، نمی‎خواستم ناراحتش کنم، من واقعاً دوستش دارم.»


ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد می‎تواند به شرطی شدن انتقاد زناشویی منفی منتهی شود. پزشک دیگری حکایت زن و شوهری را تعریف می‎کرد که زندگی زناشویی لذت بخش آن‎ها به سردی گرایید؛ زیرا هر دوی آن‎ها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعی یا واهی) واکنش بدی نشان می‎دادند:

 

«هر بار که یکی از آن‎ها می‎رنجید، دفعه‎ی بعد با رد کردن پیشنهاد طرف مقابل از او انتقام می‎گرفت. پس از چندی، اختلافات آن‎ها به حوزه‎ی روابط زناشویی نیز سرایت کرد و روابط زناشویی آن‎ها که زمانی از حالت فعالی برخوردار بود محدود و متوقف شد. آن‎‎ها به جای آن که صادقانه به بیان رنجش‎های خود بپردازند، باخودداری از برقراری رابطه‎ی زناشویی، ناراحتی خود را ابراز می‎کردند».

 

 

پوشش «راست‎گویی»
اگر چه در مورد بی‎پرده سخن گفتن درباره‎ی مسایل زناشویی فراوان سخن گفته می‎شود و بسیاری از زن و شوهرها هم برای دستیابی به آن مصّر هستند، اما ذکر این نکته لازم است که هر چند رابطه‎ی زناشویی خوب، به گفت‎وگویی صریح و بی‎پرده بستگی دارد، اما درپاره‎ای موارد صراحت بیش ازحد، زیان آور است.

 

«کارل تاوریس» روان‎شناس می‎نویسد «درست است که باید رک و راست باشیم ولی باید بدانیم چه وقت و چگونه؟ ... بین راست نگفتن و دروغ‎گویی تفاوت آشکاری وجود دارد. خودداری از پراندن یک حرف راست زیان‎بار، دروغ‎گویی محسوب نمی‎شود و این تصمیم خودپسندانه که به هر قیمتی باید راست‎گو بود، گاهی می‎تواند خیلی گران تمام شود.»

انتقاد بیش از حد صادقانه، پوششی برای مقاصد پلید است که غالباً هم نتایج بدی به بار می‎آورد. مثلاً زنی از شوهرش می‎پرسید آیا از رابطه‎ی زناشویی‎شان راضی هست یا نه؟ تحت شرایط عادی مرد می‎تواند جواب مثبت بدهد و یا به نحوی از پاسخ طفره برود، اما اگر این مرد مثلاً از موضوعی ناراحت باشد، که ربطی هم به مسایل زناشویی نداشته باشد، به صرف این که باید راست‎گو بود، در جواب زن می‎گوید: «نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده.»

 

زنی را در نظر بگیرید که معمولاً به رضایت زناشویی نمی‎رسد. در این گونه موارد با احساس و علاقه‎ای که به شوهرش دارد ممکن است بگوید «خیلی عالی است، از این که همسری مثل تو دارم احساس خوشبختی می‎کنم.» برای ایجاد وحدت بیشتر در زندگی زناشویی این جواب بهتر از آن صداقت بی‎معنی است که «ای ... چی بگم؟ زیاد نه» به عبارت دیگر، راست‎گویی و بی‎پرده صحبت کردن بدین معنی نیست که خود را موظف به گفتن حقایق آزاردهنده بدانیم، تنها هنگامی باید چنین کنیم که بدانیم نفع گفتنش بیشتر از نگفتن است.

 

مساله‎ی اساسی این است که بدانیم، یا دست کم حس کنیم، که چه وقت صراحت و رک گویی در انتقاد ممکن است به جای مفید بودن، احساس طرف مقابل را جریحه‎دار کند. تاوریس می‎گوید، صداقت سازنده باید به بهبود مناسبات با دیگران کمک کند. صداقت مخرب فقط می‎گوید، که طرف مقابل غفلت کرده. بنابراین مهم است که پیش از بیان یک انتقاد، آن مفهومی را که در پس صداقت نهفته است درست ببینیم. از خودتان بپرسید: چرا این حرف را می‎زنم؟ هدف از گفتن این کلمات چیست؟ چرا درباره‎ی مسایل زناشویی دارم «صداقت» بیشتری به کار می‎برم، تا درباره‎ی چیزهای دیگر!؟


کلام آخر این که، زوج‎هایی که قادرند مهم‎ترین نیازها و احساسات زناشویی خود را با یکدیگر در میان گذارند ـ که خواه و ناخواه مشمول انتقاد نیز می‎شود ـ به گفته‎ی خودشان آن‎هایی هستند که روابط خوبی با یکدیگر دارند. هلن کاپلان مشاور مسایل زناشویی می‎گوید، «سعی در برقرار کردن روابط زناشویی دل‎پذیر، بدون ایجاد یک رابطه‎ی کلامی موفقیت‎آمیز، مانند سعی در یاد گرفتن تیراندازی با چشم بسته است.» با گفت و گو کردن، روابط زناشویی به سطح بالاتری ارتقا می‎یابد.

 

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar