مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/٢٠

    بلوغ در لغت معنی رسیدگی و پختگی است و مشخصه دورانی از زندگی محسوب می شود که فرد از دنیای کودکی فاصله می گیرد و در مسیر تکامل جسمی و روحی قدم برمی دارد. اهمیت این دوره کوتاه، اما سرنوشت ساز در زندگی فردی و اجتماعی انسان به قدری است که تحقیق و بررسی درباره آن به گواهی تاریخ مکتوب به اعصار گذشته حیات بشر بازمی گردد. متفکرانی نظیر ارسطو در این باره به تفصیل سخن گفته اند و طی دوره های بعدی اطلاعاتی در حوزه های مختلف به آن افزوده شد تا این که استانلی هال در دهه پایانی قرن 19 پدیده بلوغ را وارد حیطه روان شناسی کرد و پدر روان شناسی بلوغ نام گرفت.

 


 

آسیب شناسی دوره بلوغ

 

    بلوغ در لغت معنی رسیدگی و پختگی است و مشخصه دورانی از زندگی محسوب می شود که فرد از دنیای کودکی فاصله می گیرد و در مسیر تکامل جسمی و روحی قدم برمی دارد. اهمیت این دوره کوتاه، اما سرنوشت ساز در زندگی فردی و اجتماعی انسان به قدری است که تحقیق و بررسی درباره آن به گواهی تاریخ مکتوب به اعصار گذشته حیات بشر بازمی گردد. متفکرانی نظیر ارسطو در این باره به تفصیل سخن گفته اند و طی دوره های بعدی اطلاعاتی در حوزه های مختلف به آن افزوده شد تا این که استانلی هال در دهه پایانی قرن 19 پدیده بلوغ را وارد حیطه روان شناسی کرد و پدر روان شناسی بلوغ نام گرفت.


    در دنیای امروز ، بهداشت بلوغ و مناسبات اجتماعی و رفتاری آن به یکی از شاخصه های مهم برای سنجش میزانرشدیافتگی جوامع تبدیل شده و کنوانسیون های بین المللی و قوانین عالی برای آن به تصویب رسیده است. در این باره کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه که سال 1994 در قاهره برپا شد، برای مسائل بلوغ نقطه عطفی محسوب می شود؛ چرا که آن را به صورت جدی بخشی مستقل از بهداشت جامعه محسوب کرد و بر اهمیت آن تاکید ورزید. اتفاقی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نظیر ایران نیفتاده است و باید پذیرفت مسائل و مناسبات بلوغ در جامعه ما در بسیاری از حوزه ها تا رسیدن به جایگاه آرمانی فاصله ای طولانی و پرفراز و نشیب را در پیش دارد.


    در این نوشتار به مهم ترین مسائل بلوغ، آسیب شناسی این دوره از زندگی و برخی مناسبات و تلقی های نادرست درباره آن پرداخته ایم.
    
    
    ناآگاهی مهم ترین ضعف بهداشت بلوغ در جامعه ماست که به تنهایی عمق فاجعه را مشخص می کند. این ناآگاهی نه تنها نوجوانان بلکه در بسیاری حوزه ها بزرگسالان جامعه را هم در برمی گیرد و از این طریق به منشا ناشناخته برای تولید آسیب های دامنه دار اجتماعی تبدیل می شود. فرهنگ عرفی ما در یک نگاه کلی بلوغ را با احتیاط شدید و به صورت خاموش برگزار می کند و متاسفانه در برخی شوون قومی آن را پدیده ای مزموم یا خجالت آور می شناسند. دامنه ناآگاهی درباره بلوغ برای پسران گسترده تر است و از این رو بزه جنسی و رفتاری در میان مردان جامعه ما فراوانی بیشتری دارد و دنباله آسیب های دوره بلوغ که به صورت عقده های مزمن روانی، تلقیات نادرست و تمایل به فرهنگ منحط جنسی آشکار می شود تا سنین پیش از ازدواج و حتی چندین سال پس از آن ادامه می یابد و بحران می آفریند. تحقیقات تطبیقی نشان می دهد حداقل 20 درصد نوجوانان جامعه از تغییرات جسمی و روحی بلوغ به نگرانی جدی دچار می شوند.


    دکتر بیوک تاجری ، متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی در این باره توضیح می دهد: گروهی از نوجوانان که از سوی والدین، مربیان و کارکردهای اجتماعی با این نوع تغییرات آشنا نشده اند، از آنها دچار ترس، اندوه و حتی افسردگی می گردند و از خود می پرسند این چه اتفاقی است که برای من می افتد، آیا طبیعی است؟ آیا برای همه اتفاق می افتد؟ مبادا برایم مشکلی ایجاد کند. در حقیقت نوجوان به دلیل ناآگاهی دوره بلوغ را با ترس و اضطراب طی می کند و بتدریج قدرت تطبیق با شرایط متغیر آن را از دست می دهد. اینجاست که آسیب های رفتاری در کمین وی قرار می گیرد و تباهی های زندگیش را رقم می زند. باید والدین با زبانی ساده و بدون پیچیدگی شرایط بلوغ را برای نوجوان تشریح کنند و به او اطلاعاتی متناسب با سن و پیشرفت مراحل بلوغ ارائه کنند. نوجوان تازه بالغ باید پیش از شروع تغییرات عمده جسمی به آنها آگاه باشد و بداند دیگر کودکی خردسال یا نوجوانی سر به هوا نیست و برای خود آقا یا خانمی شده که جامعه و اطرافیانش انتظارهایی متناسب از وی دارند.

 

 از آنجا که بسیاری از والدین به دلیل موانع فرهنگی یا براساس شرمی نابه جا از ارائه توضیحات کامل و جامع در این باره خودداری می کنند، آموزش های اجتماعی درباره بلوغ اهمیتی دو چندان می یابند. برگزاری جشن تکلیف در مدارس در حوزه آموزش های بلوغ اقدامی فرخنده، اما ناکافی است. به نظر می رسد خلااصلی در این باره طرح نشدن نکات آموزشی، بهداشتی و پزشکی بلوغ در کتاب های درسی است. در چنین شرایطی تلاش رسانه های صوتی، تصویری و مکتوب و اجرای برنامه های آموزشی از سوی نهادهای فرهنگی و حمایتی می توانند تا اندازه ای راهگشا باشد و شرایط را برای ارائه آموزش های رسمی، کامل و متناسب درباره بلوغ مهیا کند.


    کمبود آگاهی درباره بلوغ در زمینه های رفتاری و روانی نیز مطرح است و بیشتر در رفتار بزرگسالان در تقابل با نوجوانان نمایان می شود. پایش این نا آگاهی دردسرساز از برخی جبهه گیری های احتمالی و گاه غیرواقعی در جامعه، ناشی می شود. این جبهه گیری بیشتر از آن که واقعی و ملموس باشد، ناظر بر نوعی خودسانسوری است.


    گویا مسوولان آموزشی و فرهنگی جامعه از طرح صورت مساله هم پرهیز می کنند و جدا ابا دارند و گمان می کنند آموزش درباره مسائل جسمی و روانی بلوغ نزد افکار عمومی به ترویج فساد و فحشا تعبیر شود؛ تفکری که همیشه چوب آن را خورده ایم و عبرت نمی گیریم. براستی چرا باید بخشی از آموزش های حیاتی برای جامعه به دلیل ترس از شبهات و قضاوت های نادرست و احتمالامتلک پرانی به نیازمندان آن ارایه نشود و آیا پیشگیری از آسیب های این حوزه با فرهنگ جامعه، متناسب تر نیست؟ پاسخ این پرسش ها ساده است و در این موضوع خلاصه می شود که بلد نیستیم چگونه به ارائه آموزش های بلوغ بپردازیم که حساسیت نینگیزد، مخالف شوون دینی و فرهنگی ما نباشد و به کار آید و از آسیب ها جلوگیری کند.


    آموزش بهداشت بلوغ در مدارس، بویژه در مقطع راهنمایی که مصادف با سنین بلوغ است با مشکلات و کمبودهای جدی دست و پنجه نرم می کند. آموزش ها چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم ارائه شود؛ همواره با حاشیه امنیت همراه است و در عمل بخش بزرگی از محصلان نوجوان را به دلیل شرایط جامعه و ناپسند دانستن صحبت دراین باره در محیط های بیرونی و خانواده ها از دستیابی به اطلاعات کامل و جامع و متناسب محروم می کند.


    اگر قبول داشته باشیم که وظایف نظام آموزشی و پرورشی تنها در آموزش ریاضی و علوم و هندسه و تولید انواع و اقسام نخبه و دانش آموز ممتاز! خلاصه نمی شود و پرورشی هم در کار است که ابعاد جسمی، شخصیتی، روانی، رفتاری و اجتماعی محصلان را در برمی گیرد، به ضعف های جدی این نظام در حوزه مسائل اجتماعی نوجوانان و محصلان پی می بریم. به هر ترتیب نوجوان باید در دوران بلوغ روش های حفظ سلامتش را بشناسد و بداند چه چیزی بهداشت جسم و روانش را به خطر می اندازد تا بتواند با تهدیدات بیرونی مقابله کند و از نوجوانی اش در مسیر تکامل لذت ببرد. در این دوره تغییرات جسمی و روانی نوجوان سریع است. احساسات، تفکر، رابطه های اجتماعی و منطق وی رشد می کند و از این گذرگاه به شناخت خویش و محیط پیرامون اقدام می کند. این تغییرات ذاتا مقدس هستند و هدایت و کنترل آنها از طریق شناخت مقتضیات دوره بلوغ وی را از گمراهی و گناه و آسیب نجات می دهد.
    
    نیازهای اساسی
    استقلال یکی از مسائل بلوغ و به طور کلی دوره نوجوانی است. مرزهای این استقلال در حوزه های رفتاری، عاطفی و مالی باید کاملامشخص باشد و آزادی های متناسبی برای نوجوانان ایجاد کند. او می خواهد از قید و بندهای کودکی رها شود و احساس ها و موقعیت های جدید را شخصا تجربه کند؛ چرا که توانایی های جدیدش که از بلوغ فکری، عاطفی و جسمی ناشی می شود وی را به این کار تشویق می کند. جلوگیری از این آزادی های ذاتی که نوجوان معنای آن را دریافته و بوضوح احساس می کند نتیجه منفی بر جای خواهد گذاشت؛ روان شناسان توصیه می کنند آزادی ها متناسب با سن نوجوانی به وی اعطا شود به گونه ای که نه به مهارگسیختگی بینجامد و نه احساس کند زیر سلطه است و دیگران برایش تصمیم گیری می کنند.

 

دکتر بیوک تاجری در این باره معتقد است: نظارت و کنترل بر آزادی ها یک ضرورت است؛ اما باید به صورت غیر مستقیم و حتی الامکان نامحسوس باشد. سختگیری والدین و انضباط خشک و کنترل کسالت آور و سختی های دوران بلوغ را دوچندان می کند. تجربه و پژوهش ثابت می کند کنترل غیرمستقیم و دوستانه که نوعی همراهی و حمایت را برای نوجوان ایجاد می کند و بیان نکات نامفهوم برای وی بویژه درباره رابطه با جنس مخالف، احساسات جنسی و کنجکاوی های ویژه این مقطع گذار از مرحله بلوغ را برای نوجوان تسهیل می کند و تکامل شخصیتی وی را رقم می زند. پرخاشگری و عصبانیت در دوره بلوغ غالبا نتیجه ضعف والدین و اطرافیان در نوع کنترل و مخدوش شدن رابطه هاست. به طور کلی می توان گفت دوره بلوغ نیازهایی برای نوجوان ایجاد می کند که باید به آنها پاسخ داد. استقلال و آزادی های مشروع و متناسب تنها یکی از این نیازهاست و والدین باید درباره تغذیه، پوشاک، استحمام، نظافت فردی، ورزش، گردش و روابط خانوادگی و دوستانه وی نیز توجه کافی داشته باشند. رفع نشدن یک یا چند نیاز خاص یا ارضا و اقناع نشدن نوجوان از آنها پایه ای برای پرخاشگری، عصیان، مهار گسیختگی و عقده های روانی یا به صورت معکوس انزوا و افسردگی وی می شود.

 

کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar