مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٧/۱

آنچه والین باید بدانند

استقلال نقطه مقابل وابستگی است. هر انسانی از بدو تولد و در عرصه حیات اجتماعی در بالاترین مرتبه وابستگی است وهر اندازه که توانمندی او افزایش یابد، از وابستگی اش کاسته می شود. یعنی توانمندی فرد نسبت مستقیم با استقلال او و نسبت معکوس با وابستگی وی دارد، به طوری که مشاهدات و روال رشد انسان نیز این نکته را تایید می کند.


استقلال در کودکان

  • آنچه والین باید بدانند

استقلال نقطه مقابل وابستگی است. هر انسانی از بدو تولد و در عرصه حیات اجتماعی در بالاترین مرتبه وابستگی است وهر اندازه که توانمندی او افزایش یابد، از وابستگی اش کاسته می شود. یعنی توانمندی فرد نسبت مستقیم با استقلال او و نسبت معکوس با وابستگی وی دارد، به طوری که مشاهدات و روال رشد انسان نیز این نکته را تایید می کند.

ویژگیهای استقلال:

الف) استقلال انسان امری تدریجی و متناسب با افزایش توانمندی های اوست و استقلال مطلق وجود ندارد.

ب ) هر موهبتی در مقابل وظیفه و مسئولیتی است.

همان گونه که بیان شد وقتی کودک توانست راه برود باید کفش  بپوشد واز کفش خود مواظبت کند و ضمن حرکت، کارهایی که به عهده اوست متناسب با سن و استعداد و توانش انجام دهد، یعنی به مدرسه برود و درس بخواند، به دانشگاه برود و تحقیق کند، در مجالس و محافل مذهبی و اجتماعی شرکت کند، و نهایتاً در پی معاش باشد و در تعامل های اجتماعی ، حقوق دیگران را رعایت نماید.

بدین ترتیب، هر اندازه استقلال افزایش یابد، انتظار رفتار معقول و معنی دار از فرد مستقل بیشتر خواهد شد و این انتظارت خود قیودی در برابر استقلال به شمار می آیند. به طور کلی آن چه بیان شد نماد کلی استقلال انسان در تمام دوران های زندگی است.

  • 2) استقلال در دوران نوجوانی

استقلال در دوران نوجوانی، حالت و تحولی خاص ،در دوران حیات است. بدین معنی که تا قبل از بلوغ ، فرد نسبت به اعمال خود اگر چه مسئول است، اما به لحاظ حقوقی و شرعی پاسخ گو نیست و پاسخ گویی به عهده ولی و قیم قهری  و شرعی اوست و به محض وقوع بلوغ ، شخصاً باید در پیشگاه قانون  جواب گو باشد و تبعات و پیامدهای اعمال خود را متحمل شود و به تناسب موارد، پاداش بیند و کیفر پذیرد و به انجام تکالیف متعهد و به رعایت حدود و مرزها ملزم باشد. در مقابل ضروری است که اجتماع هم این تعهد و الزام را، به عنوان حریم و مرز حقوقی، اعتقادی و ارزشی یک شخص حرمت گذاری کند.

بنابراین چنانچه به ندرت و رغم روال قابل تصور، پدر و مادر، نوجوان بالغ را به کار خلاف امر کردند، استقلال حقوقی و شرعی به او اجازه می دهد تا در برابر این دستور مقاومت کند، ولی این مقاومت باید به نحوی عملی شود که با  وظیفه مهم دیگری که رعایت حریم و حرمت والدین است، متضاد و متقابل نباشد و چنان مدبرانه و با ظرافت عمل شود که کرامت آنها مخدوش نگردد و به برخورد متقابل نینجامد، زیرا هیچ انسانی تا پایان عمرگسسته و رها از والدین نیست.

استقلال  شرعی بیان شده همراه با رشد و بیداری غرایز، نوجوان را به سمت احساس وظیفه، افزایش درک و شناخت ارزش ها، تفکر مستقل، برنامه ریزی، عاقبت اندیشی، انتخاب مسیر، تلاش معنادار، ارائه پاسخ های معقول و هدفمند، سیاست گذاری حیاتی، شناخت امیال، حب و بغض ها و اشتیاق و تنفرها، هدایت می کند و در نتیجه به زندگی مستقل و تشکیل خانواده و زایش واحد اجتماعی جدید منجر می شود. این در حالی است که ارتباط حقوقی و عاطفی فرد با خانواده اولیه اش پابرجاست و تعهدات او کما کان محکم است و به لحاظ تربیتی و ارزشی ، استحکام خانواده دوم و آتی یا سوم بستگی تنگاتنگ با استحکام واحد اول دارد.

  • 3) انواع استقلال

علاوه برآن چه بیان شد، که بیشتر به استقلال حقوقی و شرعی نوجوان مربوط می شود، شایسته است موارد  دیگری از استقلال مانند استقلال اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، عاطفی و ... مورد بحث و نظر قرارگیرد.

  • 3-1) استقلال اقتصادی

برای این که نوجوان درک صحیح و منطقی از استقلال اقتصادی داشته باشد لازم است از دوران کودکی ، پدر و مادر سیاست های خاصی را مد نظر داشته باشند؛ از آن جمله وجوهی را دراختیار نوجوان قرار دهند و با افزایش سن و توان او، مبالغ این وجوه را افزایش دهند و بعضی از مخارج ساده را نیز در قبال این وجوه به عهده خود او بگذارند و بر نحوه انجام این مخارج نظارت کنند تا فرزند یاد بگیرد چگونه هزینه های خود را تنظیم کند و آنها را الویت بندی نماید و صرفه جویی اعمال کند تا بتواند پس انداز داشته باشد و بیاموزد چگونه این پس انداز را به سوی سرمایه گذاری هدایت کند. به عنوان مثال، برای او حساب پس انداز مسکن باز کنند یا گاهی او را به سمت داد و ستدهای ساده و سود آور رهنمون کنند یا به طرف سرمایه گذاری های علمی و فنی، مانند خرید ابزار کار ،هدایتش کنند تا به تدریج با کسب در آمد و مهارت فنی آشنا شود. همچنین به لحاظ شرعی و در راستای تربیت دینی برای او سالِ مالی تعیین کنند تا بیاموزد حداقل سالی یک مرتبه سود و زیان و بهره وری اقتصادی خود  را بسنجد و حقوق الهی و اجتماعی خود را بپردازد و در کنار این مسائل احساس کرامت، خود ارزشمندی و استقلال کند.

  • 3-2) استقلال اجتماعی

در دوران کودکی، فرزند غالباً در معیت پدر و مادر ، در مجالس و محافل شرکت می کند و در دوران دبستان با شرکت در اردوهای دانش آموزی ، حیطه تعامل اجتماعی او افزایش می یابد و با پذیرش برخی مسئولیت های ساده در محیط آموزشی، فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی را تجربه می کند.

ولی در دوران نوجوانی با شرکت درگروه هم سن و سال و آمد و شد به مجالس مذهبی و علمی، رجوع به کتابخانه ها و شرکت در اردوها، استقلال اجتماعی او معنای تازه به خود می گیرد و در مقابل انتظار دارد با تبدیل دخالت های والدین به نظارت، این استقلال به رسمیت شناخته شود؛ کما این که دیگر حاضر نیست شرکت او در مجالس خانوادگی حالت طفیلی داشته باشد و انتظار دارد از او به صورت جداگانه دعوت به عمل آید. همچنین او برای مسئولیت هایش در مدرسه، مسجد و محله ارزش قائل است و تشویش و دغدغه دارد.

بنابراین ضروری است قبل از نوجوانی مبانی ارزشی فعالیت های اجتماعی به او آموزش داده شود تا در دوران نوجوانی دچار مشکل نشود. معاشرت های واجب مثل شرکت در جلسه های آموزشی، علمی و دینی را باید به او تفهیم کرد و حشر و نشرهای حرام را به او شناساند و با تعیین مصادیق عینی به او بصیرت و آگاهی داد. البته در ارائه این آگاهی باید توجه داشته باشیم که ذهن خفته نوجوان نسبت به مسائل مکتوم بیدار نشود و تذکرات، جنبه اشاعه زشتی پیدا نکند.

  • 3-3) استقلال سیاسی

در بیان نظریات سیاسی، هر چند نوجوان ناپخته و تازه کار باشد، با این حال باید پدر و مادر ، شنونده ای پر حوصله و بردبار باشند و برای آگاهی و بیداری او به ذکر مصادیق عینی بسنده کنند و به او مجال دهند تا خود مسائل را تحلیل کند. منتها ضروری است از قبل خط و مرزهای ارزشی و فرهنگی برای او ترسیم شود و زمانی که به سن قانونی رسید، ضمن تبیین مسئولیت های ناشی از رأی دادن و ارائه نظر ، مجال این امر را برای او فراهم کنند.

  • 3-4) استقلال عاطفی

 نوجوان با گرایش به سمت گروه همسالان و طرح دوستی ها، استقلال عاطفی خود را ابراز می کند. دراین زمینه ضرورت دارد  خانواده حد و مرزها و منع و تجویزها را از دوران کودکی به او تفهیم کند و سپس با سالم سازی محیط و انتخاب صحیح پهنه اجتماعی و فضای آموزشی، بسترآشنایی و دوستی ها را بسازد تا در دوران نوجوانی او، مجبور به دخالت های افراطی و غیر مؤثر نشود.

  • 4) نتیجه گیری

باید از اوان کودکی رفتار فرزندان در جهت کسب عادات مناسب نظام یابد و جهت پذیرد و در حد سن و سال و موقعیتشان یک روش نظارتی معقول جاری گردد، به نحوی که این روش ها درحد توان و پذیرش آنان باشد و محققاً فایده مند بوده، با منزلت وهویت طینتی و طبیعی آتی شان تضاد نداشته باشد. نظارت مذکور به نحوی باید باشد که چشم واقع بین آنان را باز کند و توان تحلیل و برداشت معقولشان را تقویت نماید تا بتوانند به طور منطقی حقایق را درک کنند. ولی اگر تحکّم مآبانه مسائل برایشان تحلیل و به آنان تحمیل شود، خوشایندشان نخواهد بود. پس باید ضمن ایجاد بصیرت و بینش، زمینه تحلیل دلیل مند برایشان فراهم شود. آن گاه پذیرش مسائل، امری سهل و آسان خواهد شد.

 

 

 

عنوان مقاله : اعتیاد لذت می آورد؟

  • 1) مقدمه : آیا مواد اعتیادآور در مغز تولید لذت می کنند؟

تمام مواد اعتیادآوری که توسط انسان سوءمصرف می شوند به طور مستقیم یا غیر مستقیم مغز را تحت تأثیر قرار می دهند. اما سئوال این است که چطور این فرایند رخ می دهد. 

بد نیست بدانیم در مغز هر موجود زنده ای، ساختاری وجود دارد که به آن، نظام پاداش مغزی گفته می شود.به نظر می رسد، مغزهای ما سیم کشی شده اند تا مطمئن شوند که فعالیت های پشتیبانی کننده‌ی زندگی را از طریق همراه سازی آن فعالیت ها با لذت یا پاداش تکرار خواهیم کرد. هر گاه این نظام پاداش فعال می شود، مغز خاطر نشان می شود که برخی چیزهای مهم در حال وقوع است که نیاز به یادآوری دارد، و به ما می آموزد که تکرار کنیم و تکرار، بدون تفکر در باره ی آن. زیرا بر این باور است که آن چه این مسیر را تحریک می کند، برای ادامه ی زندگی ضروری است.

انسان همانند سایر موجودات رفتار و فعالیتهایی را که پاداش دهنده است، انجام می دهد. احساسات لذت بـخش با ایجاد تقویت مثبت موجب تکرار رفتار مورد نظر می شود . جالب است بدانیم، پاداشهایی که موجب تحریک نظام پاداش می شوند،  دو گونه هستند:

1) پاداش های طبیعی مانند آب ، غذا و رفتار جنسی.

2)  پاداشهای مصنوعی نظیر مواد اعتیادآور. این مواد همان مسیری را تحریک می کنند که پادش های طبیعی تحریک می نمایند، بر این اساس، ما می آموزیم مواد را به همان شیوه ،سوءمصرف کنیم.

در این نظام ماده ای شیمیایی ترشح می شود که مسئول هیجانات و احساس لذت است. این ماده به نام دوپامین است. دوپامین یک انتقال دهنده ی عصبی موجود در مناطقی از مغز است که حرکت، هیجان، شناخت، انگیزش و احساسات لذت بخش را تنظیم می کند. تحریک بیش از اندازه ی این نظام، که رفتارهای طبیعی ما را پاداش می دهد، اثرات سرخوشی طلب شده توسط کسانی که مواد را سوءمصرف می کنند، تولید نموده و به آنها یاد می دهند که رفتارشان را تکرار کنند.

 به دوپامین ماده ی شیمیایی « احساس خوب » نیز گفته می شود . بنابراین به نظر می رسد که دوپامین در مرکز عملکرد نظام پاداش قرار دارد . یکی از راههای توضیح کار دوپامین ، این است که آن را یک نظام پاداش به حساب آوریم . در واقع این نظام به ما می گوید :  « خوب بود ، دوباره این کار را انجام بده و درست به خاطر داشته باش که دفعه ی قبل چگونه آن را انجام دادی ».

 هنگامی که برخی از مواد، سوءمصرف می شوند،  2 تا 10 بار بیشتر از دوپامینی که مشوق های طبیعی آزاد می کنند، دوپامین رها می سازند. در برخی موارد، این موضوع تقریباً به سرعت رخ می دهد( زمانی که مواد تدخین یا تزریق می شوند)، و اثرات آنها می تواند مدت طولانی تری در مقایسه با مشوق های طبیعی ماندگاری داشته باشند. اثرات حاصل بر روی مسیر لذت مغز، رفتارهای پاداش دهنده ی طبیعی مانند خوردن و رفتارهای جنسی را نمایان می سازد. اثر چنین پاداش قدرتمندی به شدت افراد رابرای مصرف مجدد و مجدد برمی انگیزد. این موضوع دلیل آن است که گاهی اوقات دانشمندان می گویند، سوءمصرف مواد چیزی است که یاد می گیریم که خیلی خیلی خوب انجام دهیم.

  • 2) نوجوانی ، زمانی حساس برای پیشگیری از اعتیاد

اگر در تاریخچه ی زندگی اولیه ی کودک گزارشی ازمصرف اولیه مواد وجود داشته باشد، شانس اعتیاد و سوءمصرف مواد در او جدی است. در مقالات قبلی اشاره به این کردیم که، مواد مغز را تغییر می دهند و این می تواند منجر به اعتیاد و سایر مشکلات جدی شود.

پیشگیری از مصرف اولیه ی مواد یا الکل می تواند خطر پیشرفت سوءمصرف و اعتیاد بعدی را کاهش دهد.خطر سوءمصرف مواد به طور عمده در خلال زمان های گذر افزایش می یابد، مانند تغییر مدارس، جابه جایی مکانی، یا طلاق. اگر ما بتوانیم سوءمصرف مواد را پیشگیری کنیم،   می توانیم از اعتیاد به مواد پیشگیری کنیم. در اوایل نوجوانی، زمانی که کودکان از دوره ابتدایی به مدارس راهنمایی و متوسطه ارتقاء پیدا می کنند، با چالشهای اجتماعی و شرایط تحصیلی جدیدی مواجه می شوند. اغلب در خلال این دوره، کودکان برای اولین بار در معرض مواد قابل سوءمصرف همانند سیگارها، و الکل قرار می گیرند. زمانی که نوجوانان وارد دبیرستان می شوند، ممکن است به میزان بیشتری با دسترس پذیری مواد مواجه شوند، مثل سوءمصرف مواد به وسیله ی نوجوانان بزرگتر، و فعالیت های اجتماعی که در آنها مواد مصرف می شوند.

در همان زمان، بسیاری از رفتارهایی که جنبه ی بهنجار رشد آنها است، مانند تمایل به انجام برخی کارهای جدید یا خطرناک، می تواند تمایلات نوجوانان را به آزمایش با مواد افزایش دهد . تعدادی از نوجوانان ممکن است برای سوءمصرف موادتوسط دوستان سوءمصرف کننده ی مواد جهت مشارکت در تجربه با آنها ترغیب شوند. برخی دیگر ممکن است فکر کنند مصرف مواد (همانند استروئیدها) تظاهر یا عملکرد ورزشی آنان را بهبود خواهد بخشید یا سوءمصرف موادی مانند الکل یا اکستسی، آنان را در موقعیت های اجتماعی از اضطراب آزاد خواهد کرد.

نوجوانانی که هنوزرشد قضاوت و مهارتهای تصمیم گیری آنان کامل نشده، ممکن است برای ارزیابی دقیق خطر و گرفتن تصمیم صحیح درباره ی مصرف مواد محدودیت هایی را داشته باشند. سوءمصرف مواد و الکل می توانند عملکرد مغز در مناطق حساس برای انگیزش، حافظه ، یادگیری ، قضاوت، و کنترل رفتار را مختل کند. بنابراین، تعجب آور نیست که نوجوانانی که سوءمصرف الکل و سایر مواد را دارند اغلب مشکلات خانوادگی و آموزشگاهی، عملکرد تحصیلی ضعیف، مشکلات مرتبط به سلامتی( شامل سلامت روانی)، و درگیری با نظام قضایی جوانان را دارند.

بر اساس برخی از گزارشات، کودکانی که قبل از 12 یا 13 سالگی سوءمصرف مواد را شروع می کنند. طبق این گزارشات سوءمصرف مواد در سنین پایین شروع و در سال های نوجوانی به نقطه ی اوج خود می رسد. 

اگر این گزارشات درست باشند، با توجه به جوان بودن افراد کشور ما، و این که بیش از 60 در صد آنان زیر 24 سال سن دارند، پیشگیری از سوءمصرف مواد و اعتیاد دارویی بایستی از کودکی شروع و برنامه های خاص برای گروه های سنی کودک و نوجوان در نظر گرفته شود.

  • 3) آیا احساس درد با مصرف مواد مخدر ارتباط دارد ؟

درد چیست و ما چقدر آن را می شناسیم؟ به نظر می آید، درد احساسی توأم با ویژگیهای انگیزشی نیرومند است. البته بایستی بین چندین نوع درد تمایز قائل شویم، برای مثال:

 

1) دردی که بطور مکانیکی ایجاد می شود.

2)  دردی که بطور شیمیایی ایجاد می شود.

3)  درد ناشی از سرما و گرمای شدید.

 

یادتان باشد، حتی اگر شدت واقعی محرکها یکسان باشد ، شدت درد ادراک شده از شخصی به شخص دیگر و از زمانی به زمان دیگر ، متفاوت است. 

  • 4) درد را به چند طریق می توان تسکین داد، از جمله:

1) از طریق تخلیه ی مخزن ماده پی. این ماده، یک انتقال دهنده ی شیمیایی در ساختار دستگاه عصبی است و کار آن انتقال برخی اطلاعات است.

2) حذف انتقال دهنده ی شیمیایی مغز که مرتبط به درد است.

3) افزایش فعالیت آندروفین ها، و مواد شیمیایی که فعالیت سلول های عصبی دردیاب را بازداری  می کنند. قرنهاست که معلوم شده است، مواد افیونی از جمله مورفین می توانند درد را تسکین دهند . در سال 1970 محققان دریافتند که مواد شبه افیونی که مغز از خودش آزاد می سازد به همان گیرنده هایی در مغز می رسد که مورفین آنها را متأثر می سازد.

به شکل بالا که مسیر احساس درد را به صورت نمادین نشان می دهد توجه کنید، هنگامی که با انگشت خود ضربه ی محکمی به یک میز می زنیم ، ابتدا سلول عصبی حسی موجود در انگشت، ضربه ی وارده را احساس کرده و پیام را به نخاع منـتـقل می کند ( مسیر قرمز رنگ ) . سلول های عصبی در آن جا با یک دیگر ارتباط برقرار می کنند، سپس پیام ارسالی به نخاع به سمت بالا و به طرف مغز حرکت می کند،  با سلولهای عصبی موجود در تالاموس که بخشی از مغز میانی است ( دایره قرمز ) ارتباط الکتروشیمیایی برقرار می سازند .

تالاموس این اطلاعات را سازماندهی کرده و آنها را به قشر حسی مغز ( آبی ) می فرستد . این منطقه از مغز اطلاعات ورودی نظیر درد را تعبیر و آنها را به قشر حرکتی مغز ( نارنجی ) هدایت می کند تا در آنجا اطلاعات به تالاموس ( مسیر سبز رنگ ) بازگردانده شود . تالاموس مجددا این اطلاعات دریافتی را پردازش کرده و علایمی به سمت پایین یعنی نخاع ارسال می کند . نخاع سلولهای عصبی را به سمت انگشت و سایر اعضاء بدن هدایت می کند تا به نسبت، به درد واکنش نشان دهند . در این هنگام انگشت خود را تکان می دهیم و یا فریاد می زنیم « آخ ! ».  

جالب است بدانیم: برخی از محرکهای حسی می توانند سبب آزادسازی انکفالین و در نتیجه کاهش پاسخ نسبت به محرکهای دردناک شوند.

حال اگر شما با هر احساسی از درد و بدون تفکیک نوع و منشاء آن، عادت به استفاده از نوع خاصی از مسکن ها یا داروهای خواب آور داشته باشید، بدانید که در معرض وابستگی به مواد قرار دارید. در مورد داروی مسکن و دردی که دارید، کمی فکر کنید و سپس می توانید با ما نیز مشاوره داشته باشید.

 

 

 

بد غذایی در کودک نوپا: علل و روشهای مقابله

  • 1) مقدمه

اگر کودک علاقه کافی برای خوردن بعضی از انواع غذاها را ندارد مادر باید آن غذا را به روش های مختلف درست کند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده کودک قرار گیرد و اگر باز هم از خوردن امتناع کرد می توان از جانشین های آن ماده غذایی استفاده نمود.

  • 2) چرا کودک از خوردن امتناع می کند و چه باید کرد؟

امتناع کودک از خوردن ممکن است به دلایل زیر باشد:

  • 1. فعالیت زیاد و در نتیجه خستگی
  • 2. فعالیت کم و در نتیجه کمتر گرسنه شدن
  • 3. نخوابیدن
  • 4. کم بودن فاصله بین تنقلات با غذاهای اصلی
  • 5. اظهار نظر مبنی بر دوست نداشتن غذا توسط بزرگترها.

اما در عین حال این امر ممکن است وسیله ای باشد که کودک می خواهد عدم وابستگی و استقلالش را نشان دهد. این خود بخشی از مراحل تکامل اوست. والدین اگر هیجان زده باشند و به کودک فشار بیاورند سبب کندی جریان ترشح معده کودک و مانع از هضم غذای وی می شوند. بعلاوه کودک از توجه والدین لذت می برد و می آموزد که امتناع از خوردن، یکی از راه های جلب توجه آنان است. کودک معمولا غذای بخصوصی را برای مدتی دوست دارد و بعد ممکن است به غذای دیگری علاقه نشان دهد. یعنی کودک غذایی را که تا دیروز دوست داشت و می خورد، امروز از خوردنش امتناع می کند. در این مورد، والدین با تغییراتی از قبیل تغییر در درجه حرارت و یا نوع پخت، یا شکل غذا (به عنوان مثال دادن شیر گرم یا سرد، دادن تخم مرغ آب پز یا نیمرو و... ) و تعریف و تمجید از غذا می توانند آن را مورد پسند و دلخواه کودک کنند. اگر کودک باز هم از خوردن امتناع کرد، والدین باید صبور باشند و کودک را به اجبار وادار به خوردن نکنند و پس از تمام شدن غذا، بشقاب او نیز با سایر بشقاب ها برداشته شود. بدین ترتیب هم کودک یاد می گیرد که زمان صرف غذا نامحدود نیست و هم باعث می شود در وعده غذایی بعد، به اندازه کافی گرسنه باشد و غذا بخورد. نتایج مطالعات نیز نشان داده است که دریافت انرژی هر کودک از یک وعده غذایی به وعده دیگر بسیار متفاوت است ولی کل انرژی دریافتی روزانه بطور قابل توجهی ثابت است. بدین معنی که معمولا کودک کمبود کالری و مواد مغذی در یک وعده را، در وعده بعد جبران می کند. لذا وظیفه والدین انتخاب و ارائه مواد غذایی مغذی و مناسب است.

  • 3) اگر کودک به خوردن بعضی از غذاها علاقه نشان نمی دهد چه باید کرد؟

اگر کودک علاقه کافی برای خوردن بعضی از انواع غذاها را ندارد مادر باید آن غذا را به روش های مختلف درست کند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده کودک قرار گیرد و اگر باز هم از خوردن امتناع کرد می توان از جانشین‌های آن ماده غذایی استفاده نمود.

بعضی از مادران شکایت دارند که کودکشان گوشت تکه یا تخم مرغ نمی خورد و یا شیر کم می خورد و یا شیرینی زیاد طلب می کند. در زیر چند پیشنهاد برای راهنمایی این مادران اورده شده است.

  • 1. برای کودکانی که گوشت تکه ای نمی خورند :

 بهتر است گوشت را به قطعات بسیار کوچک و ریز تقسیم کنید که به خوبی پخته شود مثلا به صورت حلیم گندم درآید.قطعات بسیار ریز گوشت را مخلوط با حبوبات کاملا بپزید و نرم کنید. همراه با یک قاشق غذا خوری روغن زیتون و یک قاشق مرباخوری آب لیمو ترش یا آب نارنج تازه به کودک بدهید. گوشت چرخ کرده را به صورت کوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه فرنگی بجای سس روی ماکارونی بریزیدیا کتلت (مخلوط کوشت و سیب زمینی و تخم مرغ) به شکل های کوچک و زیبا تهیه کنید و یا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیا پلو) بپزید. از گوشت مرغ یا ماهی استفاده کنید.

اگر کودک هیچیک از انواع گوشت را نمی خورد از جانشین های آن استفاده کنید؛ مثل زرده تخم مرغ، سفیده تخم مرغ،عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته شده، بادام زمینی بدون پوست، شیر و ماست.

برنج را در آب گوشت یا مرغی که می پزید بریزید و به صورت کته نرم، با انواع سبزی ها یا عدس ، به او بدهید. کودکانی که اصلا گوشت نمی خورند باید از نظر دریافت آهن مورد توجه باشند.

  • 2. برای کودکانی که تخم مرغ سفت شده را نمی خورند:
  • تخم مرغ سفت شده را با کمی کره یا شیر نرم کنید.
  • زرده و سفیده تخم مرغ را بزنید و داخل سوپ بریزید و بگذارید چند جوش بزند.
  • زرده و سفیده تخم مرغ را با کمی شیر (۲ قاشق غذاخوری) مخلوط کرده و در روغن بپزید (خاگینه)
  • سیب زمینی پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده کنید و به آن کمی کره یا روغن زیتون بزنید (تقریبا مثل سالاد الویه ولی بدون سس مایونز) یا به آن ماست و روغن زیتون یا کمی شیر اضافه کنید.
  • تخم مرغ را بزنید و با نصف استکان ماست در ته قابلمه ای که برای او کته درست می کنید بریزید (مثل ته چین) ماکارونی را بپزید، آب کش کنید، یک تخم مرغ را بزنید و با یک استکان شیر مخلوط کنید، کمی پنیر در آن رنده کنید و باماکارونی دم کنید.
  • تخم مرغ را بزنید و با کمی خامه و آب لیمو به سوپ او اضافه کنید و بگذارید بپزد (از مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز پرهیز کنید).
  • 3. برای کودکانی که شیر مادر یا هیچ شیر دیگری را نمی خورند:
  • ماست را جانشین شیر کنید و دوغ و ماست را در وعده های غذایی کودک بگنجانید.
  • در بعضی از غذاها از شیر استفاده کنید. مثلا آرد و کره و شیر را به سوپ اضافه کنید. ماکارونی و شیر و پنیر درست کنید.
  • به کودک شیر برنج و فرنی بدهید.
  • با شیر و کره و پنیر و کمی آرد، سس درست کنید و روی ماکارونی یا روی سبزی های پخته شده بریزید.
  • 4. برای کودکانی که سبزی یا میوه نمی خورند:

 کودکان ممکن است در این سن یک نوع میوه یا سبزی را نخورند و نوع دیگر را بهتر بپذیرند. هر کدام را که بهتر می خورند بیشتر بدهید. اما گهگاە سبزی ها یا میوه هایی را که نمی خورند باز امتحان نموده و پیشنهاد کنید.

سبزی هایی مثل کرفس و هویج را بپزید (نه خیلی زیاد که له شود بلکه کمی ترد باشد) و بگذارید کودک آن را با دست بردارد و بخورد. سبزی ها را ریز کرده و در سوپ او بریزید.

  • کمی ماست چکیده بر روی سبزی های پخته بریزید یا سبزی را با نان و پنیر به او بدهید.
  • اگر میوه نمی خورد، آن را رنده کرده یا به تکه های کوچک تقسیم کنید و با کمی خامه یا ژله به او بدهید (مثل سالاد میوه)؛ یا در تهیه ژله به جای آب، آب میوه بریزید؛ یا ژله درست کنید و تکه های بسیار کوچک میوه را به ژله اضافه نمائید (فراموش نکنید میوه و سبزی ها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفونی نمائید).
  • 5. برای کودکانی که شیرینی زیاد می خورند:

چون عادت به خوردن مواد شیرین از کودکی ایجاد می شود، لذا برای پیشگیری از ایجاد این عادت باید:

  • خرید شیرینی و درست کردن غذاهای شیرین را کاهش دهید.
  • در غذاهای شیرینی که استفاده می کنید، شکر کمتری استفاده نمائید.
  • مواد شیرین مثل بستنی و شکلات را به عنوان جایزه به کودک ندهید بلکه مقدار کمی از آن را جزو برنامه غذاییش بگذارید. از عکس برگردان یا برچسب های رنگی بعنوان جایزه استفاده کنید.
  • مراقب دندان های کودک نیز باشید و بعد از مصرف مواد شیرین حتما دندان های او را مسواک بزنید.
  • 4) تنوع غذایی و اشتهای بچه ها

تنوع مواد غذایی جدا از اینکه نیازهای مختلف جسمانی کودک را تأمین می کند ، می تواند به رفع بی اشتهایی کودک کمک کند . هر روز می توان مواد صبحانه ، ناهار و یا شام را تغییر داد.اینکه هر روز صبح کودک چای شیرین و نان بخورد ، طبیعی است که موجب بی اشتهایی او می شود . برای مثال می توان یک روز کره ، روز دیگر پنیر و در روزهای دیگر تخم مرغ ، شیر ، آب میوه ، عسل ، و ... در صبحانه کودک گذاشت . لازم نیست همه این مواد را هر روز به عنوان صبحانه به کودک داد . بلکه با تقسیم روزانه می توان تنوع صبحانه را برای کودک جذاب و جالب کرد.جدا از تنوع مواد غذایی ارائه مواد غذایی نیز بسیار مهم است . خیلی خوب است که کودک از نظر شکل و مزه ارائه های مختلفی را ببیند. تجربه : من همیشه سعی می کنم که در پخت یک ماده غذایی تنوع به خرج دهم. برای مثال کودک من به خاطر بیماری اش باید هر روز یک تخم مرغ بخورد . او خیلی تخم مرغ دوست ندارد و من سعی می کنم هر روز آن را در شکل مختلفی درست کنم یک روز آب پز ، یک روز عسلی و یک روز نیمرو. اگر هم نیمرو درست کنم یک روز کمی در نیمرو سس قرمز اضافه می کنم ، یک روز در نیمرو کمی آب لیمو می زنم و یک روز کمی شکر اضافه می کنم . گاهی وقتها تخم مرغ پخته را با کره ، یا سیب زمینی پخته مخلوط می کنم . بعضی وقتها هم با توجه به میوه فصل تخم مرغ را با کمی میوه مخلوط می کنم. حتی تخم مرغ پخته را در ماست رنده می کنم و به کودکم می دهم . به این ترتیب کودک من هر روز با میل یک تخم مرغ را می خورد.

 

 

 

 

عنوان مقاله : بررسی تنبیه بدنی و تربیت کودکان در غرب

بی شک تنبیه بدنی سبب مطیع ساختن آنی کودک می شود، اما در عین حال میتوان از آن همردیف آزار جسمی نیز یاد کرد. آیا والدین باید فرزندان را تنبیه کنند یا باید پدر و مادر ها را از انجام این کار منع نمود؟
در برخی خانواده ها، استفاده از تنبیه بدنی به منظور تادیب کودکان، از محدوده استعمال بالایی برخوردار می باشد. این موضوع در محافل روانشناسی و اجتماعی همیشه جزء مقوله های بحث برانگیز به شمار می رفته اند. برخی از روانشناسان کودک بر این باورند که تنبیه بدنی مانع رشد فیزیکی و روحی کودک می شود. در تحقیق فراگیری که 88 مطالعه موردی متنوع را در بر می گرفت، خانم دکتر الیزابت تامسون گرشوف، روانشناس و مدیر مرکز حمایت از کودکان بی سرپرست دانشگاه کلمبیا، جنبه های مثبت و منفی تنبیه جسمانی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. نتیجه پژوهش های وی به همراه گزارش های متفاوت آن، در جولای سال 2007 در پژوهشنامه روانشناسی آمریکا به چاپ رسید.

در این تحقیق 62 ساله ارتباط میان استفاده والدین از تنبیهات جسمانی و رفتار و تجربیات کودکان مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیقات مواردی نظیر: تسلیم آنی کودک، درونی شدن اخلاقی، کیفیت ارتباط کودک با والدین، و آزار جسمی وارده از جانب والدین هم در دوران کودکی و هم در دوران بزرگسالی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین مقوله هایی نظیر سلامت روانی، پرخاشگری، و رفتارهای مجرمانه و ضد اجتماعی فرد در دوران بلوغ نیز بررسی شد. همچنین تنبیه بدنی فرزند و همسر در افرادی که خودشان در کودکی مورد تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند نیز ارزیابی شد.

دکتر تامسون ارتباط تنگاتنگی میان تنبیه بدنی و روحیات و اخلاقیات همه کودکانی که در معرض تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند، پیدا کرد. 90% از کودکان، رفتارهای جامعه ستیز و پرخاشگرانه از خود بروز می دادند. تنها تاثیری که تنبیه بدنی در کودک القا میکرد، پذیرش سریع خواست والدین بود.

بیشترین تاثیرات این نوع تنبیه، یکی پذیرش سریع از جانب کودک و دیگری وارد آمدن آسیب بدنی به او بود. تامسون معتقد است که این دو مورد، پیچیدگی مبحث تنبیه بدنی کودکان را بیش از پیش افزایش می دهند.

دکتر تامسون در گزارش های خود اینطور می نویسد که: "مناقشه و مجادله پیرامون این مبحث با آسیب های جسمانی که بر روی بدن کودک ظاهر می شوند و سپس پذیرش آنی خواست والدین از سوی دیگر، بالا می گیرد. توافق عام بدین شرح است که تنبیه بدنی کودک را به سرعت مجاب به عمل بر طبق خواست والدین می نماید؛ اما در عین حال آسیب های جسمانی که به این واسطه به کودک وارد می شود را نیز نباید نادیده گرفت. این آسیب های جسمانی به منزله نوعی سوء رفتار از جانب والدین نسبت به کودک قلمداد می شوند."

در عین حال تامسون اظهار می دارد که همه کودکانی که قربانی تنبیه بدنی می شوند در بزرگسالی پرخاشگر نشده و باید در نظر داشت که همه آنها مرتکب جرم نمیشوند. تعدا زیادی از عوامل محیطی مانند ارتباط فرزند با والدین می تواند تاثیرات سوء این نوع تنبیهات را کاهش دهد. اما در نظر گرفتن کلیه عوامل دخیل با توجه به گزارش های شخصی والدین و تعاریف تنبیه متعارف، کار دشواری است.

در نهایت دکتر تامسون استنتاج می کند که: "تنبیه جسمانی در خانواده های متفاوت بسته به تعداد دفعات تکرار، میزان شدت استفاده شده، میزان برآشفتگی احساسی در زمان تنبیه، و اینکه آیا آنرا با انواع تنبیه های دیگر آمیخته می سازند یا خیر، متفاوت می شود. بسته به شرایط خاص، انواع متفاوتی از نتایج و مشکلات به وجود خواهد آمد."تحقیقات حاکی از این امر هستند که تعداد دفعات تکرار و میزان شدت تنبیات از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. هر چقدر کودک بیشتر و محکم تر مورد اصابت قرار بگیرد، احتمال اینکه پرخاشگری در او افزایش پیدا کند، بیشتر می شود. در این شرایط احتمال بروز سوء رفتار و به خطر افتادن سلامت روحی او نیز امکان پذیر خواهد بود.

در حالیکه ماهیت تحقیق، رابطه معملولی میان تنبیه جسمانی و اخلاق کودک را منع می کند، در عین حال در مورد این مطلب که تنبیه جسمانی چه نتایج منفی را میتواند در بر داشته باشد نیز مطالب متعددی را به رشته تحریر در می آورد. از سوی دیگر تنبیه جسمانی عواقب خطرناکی را برای کودک به همراه دارد. از جمله این موارد می توان اظهار داشت که کودک به درستی تفاوت میان درست و غلط را یاد نمی گیرد، همچنین به دلیل ترسی که در وجود او ایجاد می شود دیگر هیچ گاه در حضور والدین نافرمانی نمی کند، اما زمانیکه والدین خود را در نزدیکی خود نمی بیند شروع به بد رفتاری کرده و دست به کارهای نادرست می زند.

در تفاسیری که پیرامون مطالعات دکتر تامسون نوشته شده، دکتر جرج هلدن از داشنگاه آستین - تگزاس در مورد نتایج تحقیقات تامسون اینچنین می نویسد که: "با توجه به یافته های تحقیقات گسترده تامسون می توان ادعا کرد که تنبیه بدنی نه تنها نمی تواند سودمند باشد، بلکه می تواند موجبات بروز آسیب های جبران ناپذیری را نیز فراهم آورد." هلدن معتقد است که جامعه روانشناسی به هیچ وجه نباید حامی تنبیه بدنی به عنوان روشی برای تادیب باشد.

برخی دیگر از پژوهشگران نیز بر این باورند که چون نتایج تحقیقات تامسون بیشتر بر روی تنبیهات شدید و افراطی تاکید دارد، نمی توان برداشت مناسبی از تنبیه نرمال و هنجار پسندانه کرد.در این تحقیقات تعریف مناسبی از تنبیه متعادل به میان نیامده است. آنها همچنین بر این باورند که ارتباط دادن بیش از اندازه میان تنبیهات بدنی و آزار جسمانی ثابت نمیکنند که تنبیه های متعادل و هنجار پسندانه می توانند ریسک ایجاد آزارهای جسمانی وارده به کودک را کاهش دهند.جمع کثیر دیگری از دانشمندان نیز بر این باورند که برخی از والدین هستند که به هنگام تنبیه فرزند خود احساساتی شده، کنترل خود را از دست می دهند و ممکن است نتوانند کودک را به طور مناسب تنبیه کرده و باعث آزار و اذیت او شده و به او آسیب وارد می آورند. بنا به این دلیل بهتر است افرادیکه این تعادل را در خود نمی بینند از تنبیه بدنی به عنوان یک روش مناسب برای تربیت فرزند خود استفاده نکنند چرا که جز جنبه های منفی چیز دیگری برای آنها در بر نخواهد داشت؛ اما مبحث مورد بحث تنها این نیست که چون برخی از والدین بیش از اندازه در تنبیه بدنی به جلو پیش می روند، پس نباید کودکان خود را تنبیه کنند، بلکه مجادله بر سر این موضوع است که بهتر است خانواده ها برای تربیت فرزندان خود به هیچ وجه از تنبیه بدنی استفاده نکنند.

در این رابطه پژوهشگران ادعا می کنند که خود والدین هم تمایلی به گزارش دادن تنبیهات شدیدی که در قبال فرزندان انجام می دهند، ندارند و معمولاً نمی توان آمار دقیقی از میزان تنبیهات شدید بدنی کودکان بدست آورد.

به هر روی تا زمانیکه محققان، متخصصان بالینی، و والدین نتوانند به طور قطعی آثار مثبت تنبیه بدنی را به اثبات برسانند، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که تنبیه بدنی هیچ گونه عواقب منفی را در بر ندارد، ما به عنوان روانشناس مسئول هستیم و نمیتوانیم تنبیه بدنی را به عنوان یک شیوه برای تادیب کودک به والدین توصیه کنیم، بلکه در عین حال باید والدین را نسبت به این مسئله هشدار هم بدهیم.

عنوان مقاله : بهانه گیری کودکان چه کنیم ؟ 

 

  • 1) مقدمه

تربیت کودکان کار دشواری است . به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ  شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلماتی مناسب می گردند تا کودک خود را آرام کنند .

به شما اطمینان می دهم که با استفاده از پاره ای روش ها می توانید در شرایطی که فرزندتان بدرفتاری می کند خونسردی خود را حفظ نمایید و روشی مناسب در پیش گیرید ، بخصوص هنگامی که با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :

  • 1-1) بهانه گیری و نق نق کردن

بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان ، بخصوص قبل از این که بتوانند بهخوبی صحبت کنند ، رایج است. این یکی از معدود راه هایی است کهبچه هاتوسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه که نمی توانند به دست آورند ابراز کنند . هر چقدر هم که این مسئله ناراحت کننده باشد ، والدین باید بدانند که علت بهانه گیری کودکشان فقط دیدن عکس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است)ولی حتی کودکان دبستانی هم وقتی که به مقصودشان نمی رسند بابهانه گیری ، احساسات درونی خود را آشکار می کنند و در نتیجه آرامش می یابند .

  • 1-2) چگونه با آن کنار بیایید

وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق کرد ، از او بخواهید که به صورت های مختلف ابتدا در گوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و ... چیزی را که می گوید ، تکرار نماید . این روش درست مثل یک بازی توجه او را جلب خواهد کرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود . در مورد کودک دبستانی خود می توانید از چند روش کلی استفاده کنید . به محض این که شروع به بهانه گیری کرد ، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید :"داری نق نق و بهانه گیری می کنی و من گوش نمی کنم ، پس بهتر است که با صدای شمرده صحبت کنی ."

 

اگر باز هم ادامه داد ، دوباره درخواست خود را تکرار کنید . اگر طریقه گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق کنید . می توانید بگویید :" وقتی بدون نق نق کردن می گویی که چه می خواهی بیشتر دوستت خواهم داشت ." اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید ،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید.  به خاطر بسپارید که با مهار عکس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید . بعد به او بگویید که می دانید دلیلناراحتی اشچیست و از این طریق با او به توافق برسید . به عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید که قبل از ناهار شیرینی بخورد ، ناراحت شده است ، پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید کهبعد از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .

  • 1. اقدام پیشگیرانه

هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می کند به او گوش دهید و تحسینش کنید . با این عمل به او یاد می دهید که اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن را بهدست خواهد آورد .

  • 2. پرخاشگری

والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند ، نه فقط به این دلیل که اغلب در مکان های عمومی با بدخلقی کودک خود مواجه می شوند ، بلکه بدین سبب که احساس می کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند . خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد، زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند .

  • 2-1. چگونه با آن کنار بیایید

روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ،این است که آن را از ابتدا مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف می باشد . در عوضمی توانیدبگویید :" وقتی از گریه کردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم ." و به اتاق دیگری بروید. اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی توانید او را تنها بگذارید پیش او بمانید . اگر به طرف شما آمد ، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده چیزی را که می خواهد به او ندهید . خود را به کار دیگری مشغول کنید؛ به عنوان مثال مطالعه کنید . با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند . اغلب پرخاشگری های بچه ها ، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد ، زودتر متوقف می شود . در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد ، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود . به او بگویید :" اینجا پیش تو می مانم تا وقتی که آرام شوی و با هم صحبت کنیم." اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید ..

 

  • 2-2. اقدام پیشگیرانه

پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نمی باشند . کودکان به دلایل مختلفی این کار را انجام می دهند . به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذکر می کنیم : 1ـ هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آن را بهدست آورد . 2ـ وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد . 3ـ وقتی که خسته شده باشد .

پس با اجتناب از عواملی که ممکن است بهبهانه گیری منجر شود،می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید . اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد پازلی را که خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی کند ، یا اورادر این بازیبا خواهرش همراه کنید و یا این که توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد ، جلب کنید .

از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده اش بر می آید نداشته باشید . خردسالان به این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند،نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند . بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به خرید و یا به بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می دانید معطل می شوید ، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید .

  • 3. دعوای میان فرزندان

رقابت و همچشمی میان فرزندان یک خانواده ، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است . اگر دعوای آنها مهار نشود ، روی روابط عاطفی میانفرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .

  • 3-1. چگونه با آن کنار بیایید

بهترین راه برای مبدل کردن دعوای میان کودکان به صلح و آرامش ،این است که  آنها را از یکدیگر جدا کنید تا آرام شوند . سعی نکنید میان آنها قضاوت کنید ، حتی اگر شاهد بوده باشید که یکی از بچه ها،دیگری را عمداً تحریک کرده و دعوا را شروع کرده است . ( باید برای تصحیح این رفتار ، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید . ) در غیر این صورت یا طرف یکی از آنها را می گیرید و یا این که به میان دعوا کشیده می شوید،که هیچ کدام از آنها کمکی به شما نخواهد کرد .

  • 3-2. اقدام پیشگیرانه

 رقابت میان کودکان خود را نمی توانید به طور کامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بکاهید. احترام به علائق یکدیگر را به کودکان خود تأکید کنید . به آنها بیاموزید که نسبت به مالکیت شخصی یکدیگر احترام قائل شوند و چیزی را که به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند . هیچ وقت کودکان خود را با هم مقایسه نکنید . در موقعیت هایی که معمولاً بین کودکان اختلاف ایجاد می شود ، مقرراتی وضع کنید . به عنوان مثال جای هر یک رادر صندلی ماشین از قبل تعیین کنید و یا مشخص کنید که هر یک از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .

4.     اختلالات رفتاری در کودکان

در قسمت قبل به سه مشکل از اختلالات رفتاری کودکان یعنی جویدن ناخن ، مکیدن شست و شب ادراری پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

•4-1.                     مشکلات اجتماعی

وقتی که کودک راه رفتن و تکلم را بیاموزد، روش های بیان مشکلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه  تخریب و عدم تحرک و مخالفت جویی و منفی کاری و مانند اینها ابراز کند.

در دو تا سه سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی را به کودک بیاموزند . اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز کودک به محبت را ارضاء کند ، کودک به تدریج تحت کنترل درخواهد آمد. اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صحیحی نباشد ، طفل ممکن است که رفتارهای ناهنجار این دوره را تشدید کند و امکان دارد که این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل خردسالی که از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت کمی ابرازشده به دو شکل واکنش نشان می دهد : اولاً ممکن است نهایت کوشش خود را با توانایی محدودی که دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به کار برد و به یک کودک در خود فرو رفته مبدل شود . ثانیاً امکان دارد کودک سرکشی بار آید. سرکش بودن طفل ممکن است به شکل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد.

هرگاه  از طفلی که به شکل غیر فعال سرکش باشد بخواهند تا کاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می کند ولی  به حدی در انجام آن کار تعلل می ورزد که هرگز آن کار انجام نمی شود. در صورتی که بیشتر اطفال سرکش مهاجم آشکارا از دستورات سرپیچی می کنند . ولی در هر دو حال ، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد کودکشان جامه ی عمل بپوشانند. کودک سرکش مهاجم  در مورد هر چیز که از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد که مجازات برای چنین کودکی مؤثر نخواهد بود.

او در قبال کوشش هایی که برای اصلاحش به کار می رود، مقاومت نشان می دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی کاری او به صورت فعالیت های خرابکارانه خود نمایی می کند. به نحوی که اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال کودکانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر کودکان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و کشمکش می شود. چنین کودکی بیش از اندازه ، خودبین و قدرت طلب است . کودک غیرفعال سرکش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشکالات کمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی که در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را که از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه که طفل سرکش مهاجم مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او مجازات نمی شود .

 

•5.     لجاجت و کج خلقی

لجبازی کودک ممکن است واکنشی باشد که کودک در قبال کوچکترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممکن است مانع کاری که کودک میل دارد انجام دهد، شوند، در این حال کودک تحریک وعصبانی می شود و چیزهایی از این قبیل می گوید: "هیچ کس مرا دوست ندارد . هیچ وقت کسی چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند که انجامش از عهده ام خارج است". ممکن است کودک دراین حال خود را به زمین بکوبد ، سرش را به زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد. در عصبانیت های معمولی ، این حالت فقط یکی دو دقیقه طول می کشد و با خسته شدن طفل برطرف می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به آهستگی هق هق می کند و حتی اغلب ممکن است از حرکتی که کرده و عدم کنترلی که نشان داده است ، پشیمان شود . ولی در حین عصبانیت نمی توان با استدلال طفل را آرام کرد ؛ زیرا در این لحظات تماس کودک با محیط تا حدود زیادی قطع شده است. برای فهم لجاجت و بدخلقی کودکان و درمان آن بایستی تمایل کودک و انتظارات والدین را به خوبی شناخت و در جهت هماهنگ کردن آن اقدام کرد. حالت بد خلقی وعصبانیت کودک را می توان به منزله دریچه اطمینانی دانست برای برطرف کردن هیجانات شدیدی که طفل نمی تواند آنها را کنترل کند.

 

•6.     انحصار طلبى کودکانه

 

حتماً برایتان جالب خواهد بود اگر تصادفاً بشنوید که فرزندتان به دوستش مى گوید: «مطمئن باش هر وقت خواستى مى توانى با ماشین من بازى کنى.» بچه هاى 4-3 ساله به شدت به متعلقات خود علاقه مندند. پیش دبستانى ها بیشتر روى نیازها و خواسته هایشان تأکید دارند. با وجودى که کودکان در این سن، معمولاً تمایلى به مشارکت ندارند اما وقتى بزرگترها آنها را تشویق کنند و نمونه خوبى به آنها ارائه دهند، کودکان نیز مى توانند بسیار دست و دل باز باشند. مادرى چنین مى گوید: «روزى پسر 4 ساله ام به پدربزرگش گفت: من نمى توانم در داروهاى شما سهیم باشم، اما شما مى توانید چند تا از سیب هاى مرا بردارید.» دکتر دونالدک فریدهیم از دانشگاه وسترن رى زرو مى گوید: «لازم است مشارکت را به کودکان بیاموزیم، کودک مانند یک فرد خارجى است که باید آداب و رسوم کشور ما را یاد بگیرد».

7.     پیش دبستانى هاى انحصارطلب

به طور کلی کودکان فکر مى کنند همه چیز مال آنهاست، ولی بچه هاى 4-3 ساله به طور اخص چنین برداشت مى کنند که فقط چیزهاى خاصى به آنها تعلق دارد. به تدریج که استقلال آنها زیاد مى شود، حس «خود» بودن هم در آنها تقویت مى گردد و به چیزهاى مورد علاقه شان بیشتر گرایش مى یابند. در نتیجه، طبیعتاً از دارایى هایشان حفاظت بیشترى مى کنند. در ابتدا کودکان به خاطر گفته هاى والدین، مربیان و معلمانشان، از خود مشارکت نشان مى دهند. براى این که کودک به طور داوطلبانه از خود مشارکت نشان دهد لازم است که قادر به درک مسائل باشد، که مثلاً هم بازى اش به اندازه او در آرزوى چیز خاصى است. اما این مهارت شناختى و عاطفى، فقط در کودکان ِ سن خاصى توسعه مى یابد. با گذشت زمان کودک شما دست و دل بازتر خواهد شد، چون بعدها با دیدن خوشحالى دیگر کودکان، احساس خوبى در او به وجود مى آید. دکتر فریدهیم توضیح مى دهد: کودک همچنین تشخیص مى دهد در صورتى که هر چه دارد با دوستش به صورت اشتراکى استفاده کند احتمال این که او هم بتواند از وسایل دوستش استفاده نماید، بیشتر مى شود.

8.     در رابطه با این مسئله به چندین نکته اشاره مى کنیم:

·         کودکتان را تشویق کنید تا با شما مشارکت کند

کار ساده اى خواهد بود چون او مى داند که شما اسباب بازى اش را نمى قاپید و گریه و زارى هم نمى کنید. اغلب یکى از اسباب بازى هاى مورد علاقه اش را از او بخواهید و بگذارید براى پس گرفتن آن اسباب بازى خودش از شما تقاضا کند.

  • به زمین بازى بروید

بهترین مکان براى آموزش رعایت نوبت به کودکان، زمین هاى بازى است. چون وسایل بازى در این محوطه ها به شخص خاصى تعلق ندارد کودک شما مى بیند که همه براى سوار شدن سرسره و بازى در محوطه شنى باید نوبت را رعایت کنند.

 

 

·         کودکتان را مجبور نکنید که در همه چیز با دیگران شریک شود

قبل از این که دوستش بیاید، بگذارید خودش تصمیم بگیرد با کدام یک از اسباب بازى هایش مى خواهد بازى کند. پلى گرین برگ سردبیر سابق مجله کودکان مى گوید: «کودکان نباید مجبور باشند که تمام اسباب بازى هایشان را به صورت اشتراکى با دیگران استفاده کنند، این کار باعث مى شود کمتر به اسباب بازى هایشان بچسبند.»

·         مطمئن شوید که آنها با چند اسباب بازى مشابه بازى مى کنند

با استفاده از این روش، احتمال این که بچه ها چیزى را که کودک دیگرى با آن در حال بازى است بخواهند، کم مى شود. همچنین به آنها کمک مى کند که با هم بازى کنند. مثلاً با یک قطار و چند ماشین اسباب بازى به خوبى مى توان بازى کرد: وقتى که اتومبیل ها مى خواهند از تقاطع بگذرند، لوکوموتیوران، قطار را نگه مى دارد. اگر انتظار دارید کودکان نوبت را رعایت کنند، به آنها هشدار دهید و به آن پایبند باشید. چون پیش دبستانى ها، واقعاً به عدالت علاقه مندند. اگر به آنها بگویید: «جفرى براى مدت سه دقیقه مى تواند با این پازل بازى کند و بعد نوبت مایکل مى رسد» آن را کاملاً مى پذیرند. بهتر این است که چون کودکان در این سن درک مبهمى از زمان دارند، برایشان یک دستگاه تعیین کننده زمان قرار بدهید(مثلاً یک ساعت شنی) وقتى کودک منتظر نوبت است تا با اسباب بازی ها بازى کند، کمکش کنید تا کار سرگرم کننده اى بیابد. مى توانید کمکش کنید تا با عروسک ها بازى کند یا یک کتاب با عکس هاى رنگى به او بدهید یا از او بخواهید غذاى ماهى ها را در آکواریوم بریزد.

·         اساس مذاکره را به او یاد دهید

وقتى که کشمکشى پیش مى آید، هر دو کودک را بنشانید و درباره اینکه چه کار کنند، صحبت کنید.

·         راهکارهاى مشارکت

به دنبال لحظاتى براى آموزش باشید.مثلاً قبل از این که دوست کودکتان براى بازى بیاید به او یادآورى کنید که لازم است اسباب بازى هایش را با او به طور اشتراکى استفاده کند.

·         بگذارید خواهر و برادرها با هم معامله کنند

باید یک قانون مبادله اسباب بازى داشته باشیم. مثلاً اگر پسر سه ساله تان مى خواهد با اسباب بازى که دختر یک ساله تان با آن بازى مى کند، سرگرم شود، باید اسباب بازى را از او درخواست کند و چیز دیگرى آماده داشته باشد تا در عوض به او بدهد. به این روش او احساس مى کند که پسر بزرگى شده است و به خواهر کوچکترش یاد مى دهد که چطور عادلانه بازى کند.

·         از او قدردانى کنید

مثلاً به فرزندتان بگویید: متوجه این موضوع بودم که تمام بعدازظهر اجازه دادى پسرعمویت با ملودیکایت بازى کند، تو چه مشارکت کننده خوبى هستى.

  • 9. تخلیه نشدن انرژی کودکان به صورت آزار و اذیت نمود پیدا می کند

به نظر روان شناسان، بازی در رشد روانی کودکان تاثیر به سزایی داشته و در بازیهای دسته جمعی، نمود بیشتری دارد. بازی های کودکان نسبت به سن، جنس، ذوق وشوق و امکانات مالی و فرهنگی هر کودک متفاوت است، لذا گاهی اوقات ممکن است کودک به بازی خاصی علاقه داشته باشد ، ولی این بازی از نظر مالی در حد توان خانواده نباشد . بنابراین نمی توان به صورت یکنواخت بازی های خاصی را برای کودکان توصیه کرد . بازی برای کودکان همانند کار کردن برای بزرگسالان است و همان گونه که کار کردن باعث رشد و تکوین بزرگسالان می شود، بازی نیز برای کودکان موجب یادگیری سازش با دیگران، داد و ستد، ادعا کردن، گرفتن حق خود و حتی خوردن حق دیگران می شود .

همان گونه که خانواده ها توجه ویژه ای به دروس کودکان خود دارند، باید توجه خاصی به بازی آنها داشته باشند و حتی بعضی اوقات والدین نیز به بازی با کودکان بپردازند ، زیرا بازی کردن والدین با کودک برای آنها لطف خاصی دارد.

اگر خانواده ها برای کودکان خود برنامه ریزی خاص دروس آموزشی نظیر زبان، کامپیوتر و... می کنند در کنار آن نیز باید برنامه هایی برای تحرک کودکان از قبیل کلاس های تفریحات ورزشی داشته باشند تا بدین ترتیب انرژی نهفته در کودکان به نحو شایسته و مطلوبی تخلیه شود.

کودکان باید از بازی کردن در ساعاتی که دیگران نیازمند آرامش هستند خودداری نمایند و تعداد ساعاتی که هر کودک به بازی کردن می پردازد با توجه به شرایط سنی و جنسی وی صورت می گیرد.

اگر کودکان در هنگام بازی تخلیه نشوند ، انرژی نهفته در خود را در منزل به صورت آزار و اذیت خواهر و برادر کوچکتر نشان می دهند ، اما اگر انرژی کودک در محیط بازی تخلیه شود کودک شبها با آرامش به استراحت می پردازد.

 

توصیه های به خانوادها برای در امان ماندن فرزندان

 

1- ما والدین بهتر است بر دوستان یا گروهی که فرزندمان با آنها در ارتباط است نظارت داشته باشیم که آنها چه کسانی هستند، چه کاری انجام می‌دهند، کجا می‌روند و ...

2- سعی کنیم خانواده را به کانون مهر و محبت تبدیل کنیم تا فرزندمان نیازها ی خود را در درون خانواده پیدا کند.

3- در صورت اعتیاد یکی از بستگان یا اقوام نزدیک، مقبولیت او را نزد اعضای خانواده زیر سوال ببریم.

4- مسؤلیت‌ها و نقش‌های متعدد اجتماعی را به او واگذار نماییم و از این طریق او را با دنیای بزرگسالی آشنا و واردش کنیم.

5- دوری از مصرف مواد را جزئی از ارزش‌های درونی و شخصیتی خانواده بدانیم، حتی اگر دیگران آن را مصرف کنند.

6- امکانات و تسهیلات مناسب را برای فرزندمان فراهم کنیم تا به ورزش و تفریح‌های سالم روی بیاورد، مثل رفتن به باشگا‌ه‌های ورزشی و ...

7- اگر یکی از اعضای خانواده اعتیاد داشته باشد، جلوی فرزندان مواد را مصرف نکند و سایر اعضای خانواده برای ترک کردن، او را یاری کرده و نزد متخصص ببرند.

8- به فرزندان خود یاد دهیم که لحظات خوش با مصرف مواد بدست نمی‌آید، سعی کنیم با فعالیت‌های دیگر، اوقات خوشی را در درون خانواده ایجاد کنیم.

9- با پیام‌ها یا افرادی‌که مصرف مواد یا سیگار را تبلیغ می‌کنند برخورد قاطعانه داشته باشیم.

10- نه مقدس را به فرزندانمان یاد دهیم، تا بتوانند در مقابل خواسته ی نابجای دیگران حتی با اصرار و پافشاری ایشان، از خود مقاومت نشان دهند و نه بگویند.  

11- به طور مشخص و شفاف به فرزندانمان بگوییم، که چه رفتاری درشأن و منزلت اوست و خانواده چه انتظاری از او دارند.

12-  در صورت امکان با والدین دوستان فرزندانمان، ارتباط نزدیک داشته باشیم.

13- اگر فرزندمان تقاضای ماندن در منزل دوست ناشناخته را در وقت خواب داشت، حتی‌المقدور با تقاضای او موافقت نکنیم.

14- سعی کنیم او را تنبیه بدنی نکنیم، بلکه از طریق راهنمایی و هدایت سعی در ترک عادات ناپسند او نماییم.

15-  برای سوالات مذهبی و اعتقادی فرزندمان جواب‌هایی قانع‌کننده پیدا کنیم.

16- فرزندانمان را نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مواد مخدر آگاه کنیم.

17- وقتی احساس کردیم در حل مشکلی پیشرفت لازم را نداشتیم در صدد کمک خواهی از متخصصان (مشاورین) برآئیم چرا که:

(میل به کمک خواستن از دیگران، نشانه ی قدرت و پختگی عقلانی آدمی است نه نشانه ضعف او)

 

  • 1. کراک (Crack) چیست ؟

کرک (Crack) که گاهی راک (Rock) نیز نامیده میشود، ماده ای محرک است که از تصفیه کوکائین به دست می آید و به اشکال مختلف تدخین (استنشاق دود) میشود. اما کراکی که در ایران رایج است از مشتقات هروئین است و در صورتی که بصورت علمی تولید شود از تصفیه هروئین به دست می آید .

کراک ماده‌ای بی‌بو است، مصرف آن راحت است و با یک فندک در هر جایی که باشی می‌توانی مصرف کنی؛ درست برخلاف مصرف تریاک و یا هروئین است.

  • 1-1. کراک موجود در بازار ایران:

کراک جدیدترین ماده مصرفی بین معتادان ایران است. این ماده شیمیایی خشک که در ترکیب آن به جای کوکائین و هروئین از قرصهای فاسد استفاده می‌شود. این ماده به سبب اینکه فاقد هر گونه بوی نامطبوع و خاص بوده مصرف را راحت کرده و موجب شده روند گرایش افراد به این ماده افزایش یابد.جالب است که بدانید تنها سه بار مصرف مقدار بسیار اندکی از کرک موجود در بازار ایران ، اعتیاد به آن را حتمی خواهد کرد و پس از این زمان بسیار کوتاه، شخص را به شدت به خود نیازمند و وابسته میکند.در حال حاضر کراک در بین گروهی از جوانان ایران شایع شده و به دومین ماده مصرفی معتادان تبدیل شده است. متأسفانه این شیوع بالا به دلیل تفکر اشتباهی است که در بین جوانان به وجود آمده است . در بین جوانان، این ماده به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵درصد از مصرف‌کنندگان، آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند اما پس از شروع به مصرف، مشخص می‌شود که کراک ماده‌ای بسیار اعتیادآور است.لازم به ذکر است ۹۰درصد از مصرف‌کنندگان کراک، زیر ۲۴سال هستند. و این ماده در بین دختران نیز رواج یافته است.در ایران فشرده‌کردن هروئین در آزمایشگاه‌های خانگی‌ای انجام می‌شود که هیچ کدام استاندارد نیستند. و هر آزمایشگاهی بسته به نوع امکانات و سلیقه تولیدکننده متفاوت است و تولید کنندگان برای سود بیشتر انواع مواد دیگر (هر نوع داروی آرام‌بخش و کورتن ) را به این ماده اضافه می کنند . بنابراین عوارض ناشی از مصرف کراک با انواع‌ مختلفش، در هرد فرد می تواند بسیار متفاوت از دیگران باشد.

کراک های موجود در کشور ایران ۱۵۰ برابر هروئین قدرت تخریبی بر فکر ، مغز و اعصاب دارد و حتی منجر به مرگ های فجیعی می شود.

کراک در بین جوانان ایران به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵ درصد از مصرف‌کنندگان آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند چرا که از نظر کارشناسان سم‌شناسی کراک در اصل انرژی‌زا و شادی‌آور بوده و هیچ‌گونه اعتیادی را در مصرف‌کننده به وجود نمی‌آورد. اما کراکی که در ایران توزیع می‌شود کراک اصل نبوده و در آزمایشگاه‌های مخفی و خانگی کشور با فشرده کردن هروئین بدون در نظر گرفتن هرگونه استانداردی تهیه می‌شود و در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی‌توان از آن هروئین خالص به دست آورد کراک تولید می‌شود. بنابراین خلاف تصور مصرف‌کنندگان کراک از تبلیغات نوع خارجی نوع ایرانی آن اعتیادآور بوده و طی یک ماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰بار در روز افزایش پیدا می‌کند.

قیمت کراک از لحاظ گرمى بالا است بنابراین هر کسى قدرت خرید کراک را ندارد. به خاطر گران قیمت بودن این ماده بسیار محدود وارد کشور ایران شده و اقشار مرفه آنرا مصرف مى‌کنند، در نتیجه آنچه تحت عنوان کراک در بازار و میادین به فروش مى‌رسد واقعى نیست. و عوارض جانبی بسیار زیاد و مرگ آور است .

  • 1-2. مشتقات هروئین:

هروئین به چهار گروه تقسیم می شود،

گروه اول همان مرفین است یعنی قبل از اینکه عمل استیلازاسیون روی آن انجام گیرد.

گروه دوم را هروئین خیابانی با درصد خلوص بین ۳ تا ۷ درصد که به هروئین خاکستری نیز معروف است نام برد و گفت: اغلب معتادان از این نوع هروئین استفاده می کنند که خطر جانی برای مصرف کنندگان در پی دارد.

گروه سوم هروئین آزمایشگاهی با درصد خلوص بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نام برد که امروزه قاچاقچیان به منظور فریب معتادان و مصرف کنندگان به آن عنوان کراک داده اند. درواقع آنها با این عنوان اعلام نمودند که مصرف کنندگان کراک می تواند سایر مواد را به راحتی ترک نموده و ترک کراک راحت تر از سایر مواد مخدر می باشد.

نوع چهارم هروئین تزریقی با درصد خلوص بالای ۹۵ درصد است که در گذشته به آن اشک خدا گفته می شد امروزه آن را هروئین کریستال می نامند.

گفتنی است،‌ کراک که از مشتقات هروئین است میزان وابستگی و مضرات آن به مراتب بیش از مواد مخدر دیگر است.

  • 2. تاریخچه مصرف کرک:

ابتدا کشیش‌ها کرک را مى‌سوزاندند چون اعتقاد داشتند این کار باعث مى‌شود که خدایان به وجد بیایند. همچنین کریستف کلمپ در چهارمین سفر خود مصرف این گیاه را توسط سرخپوستان آمریکایى ذکر کرده است.

کشورهاى بولیوی، کلمبیا، آمریکا، هندوستان، جزیره سیلان و مالزى مراکز رشد و نمو کوکا است.

این ماده بوسیله پیپ های شیشه ای تدخین و دود آن استنشاق می شود و در کمتر از چند دقیقه به مغز حمله کرده و نئشگی ایجاد می کند و تاثیرات ناپایداری از خود بروز می دهد.

اعتیاد به کراک ،شیشه و کریستال بسیار شدیدتر و سریع‌تر از اعتیاد به تریاک، هرویین،موادمخدر دیگر و روانگردانها می باشد و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.

در هر جامعه‌اى پس از شیوع مواد اعتیادآور و مشاهده عوارض سوء آن، میل به مصرف آن در افراد کم مى‌شود و در شرایط کنونى نیز هروئین به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمان‌سوز در جامعه جا افتاده است. بنابراین قاچاقچیان با تغییر رنگ، ظاهر و نام این ماده مخدر سعى در ایجاد بازار فروش کرده‌اند. تا جایى که با آزمایش بر روى حدود ۳۰ نمونه از کراک‌هاى مصرفى با قیمت هر گرم ۲۰ تا ۵۰ هزار تومان مشخص شد این مواد کراک واقعى نبوده، بلکه هروئین است. در حالیکه کراک واقعى نوعى از کوکائین است و قیمتى چندین برابر این رقم را دارد و نام صحیح آن کرک (CRACK ) می باشد،قیمت هر گرم آن حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان و قیمت هر کیلو از آن حدود ۱۵۰ میلیون تومان است که فعلا به صورت محدود در کشور های آمریکائی و توسط افراد مشهور و سرمایه داران بزرگ قابل مصرف می باشد و در آسیا و کشور های دیگر به صورت محدود وجود دارد.در این بین نه تنها قاچاقچیان سنتی سعى در نابود کردن نوجوانان و جوانان دارند بلکه تبلیغ موادمخدر صنعتى به سایت‌هاى اینترنتى نیز رسیده است و هم اکنون حدود ۱۶ هزار سایت اینترنتى وابسته به عناصر نامشروع ، قاچاقچیان مدرن این مواد هستند.کرکى که هم اکنون در ایران مورد استفاده قرار مى‌گیرد و با نام کراک شناخته می شود، واقعى نیست و در حقیقت نوعى هروئین غلیظ شده(هروئین فشرده) است که قیمت آن هم یک دهم قیمت واقعى‌اش است و چهار تا شش ثانیه پس از مصرف اثراتش شروع مى‌شود. مصرف این ماده از کمترین مقدار توسط فرد در طول یک ماه به ده برابر افزایش پیدا مى‌کند تا جایى که فردى که روزى یکبار مصرف مى‌کرده مجبور است هرچند ساعت یکبار این کار را تکرار کند.کراک برخلاف دیگر مواد مخدر بدون بو و مصرف آن بسیار ساده است. حتى اگر این ماده در حضور اعضاى خانواده مصرف شود هیچ کس متوجه آن نخواهد شد.

  • 3. کوکائین و کراک چه هستند؟

کوکایین، آلکالوئید اصلی برگ کوکا است که از برگهای بوته ای به نام (Ergthroxglom Coca) بدست می آید، که مرکز اصلی رویش آن آمریکای جنوبی است. کوکایین به عنوان ماده موثر در سالهای ۶۰- ۱۸۵۹ م. از برگ کوکا (تصویر ۱) مجزا و استحصال شد. کراک را نیز از کوکایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال ۱۹۸۵ م. به بازار شهر نیویورک عرضه کردند. کراک خطرناکترین ماده اعتیاد آوری است که تا کنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است که یک بار مصرف آن، فرد را معتاد می کند. از نظر طبقه بندی فارماکولوژی، محرک سیستم اعصاب مرکزی است.

کوکایین پودر سفید نرم شفاف کریستالی با طعمی تلخ است که اغلب با پودر تالک، یا ملین ها یا شکر مخلوط می شود و معمولا به صورت استنشاق، تزریقی، خوراکی یا دود کردن و گاهی هم به طریق پاشیدن روی دستگاه تناسلی مصرف می کنند.

دود معمولی آن برای انفیه و استنشاق ۳۰ تا ۱۰۰ میلی گرم است و ۱۰ تا ۲۵ میلی گرم آن برای تزریق استفاده می گردد. کوکایین بی حس کننده موضعی است و به ندرت برای برخی از اعمال جراحی استفاده می شود.

نامهای خیابانی آن Coke مخفف کلمه کوکایین (Cocaine، Candy (شیرینی) ، Nose (بینی) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردی، گرد و خاک) می باشد.

استعمال کوکا قرنها است در کشورهای هند، پرو و بولیوی معمول بوده، برگهای رنگ کوکا را برای لذت و خوش بودن می جوند، مردم این کشورها برای قادر شدن به انجام کارهای سخت و جدی و راه رفتن و تحمل گرسنگی و تشنگی از جویدن کوکا یاری می گیرند.

تا آنجا که به تاریخچه کوکا مربوط می شود، این عادت در میان ساکنان کوه های آند رایج بوده است. در تابوت های (Huacas) باستانی پرو، مجسمه های در حال استعمال کوکا کشف شده اند. روشن ترین علامتی که بر چهره معتادان کوکا دیده می شود فرو رفتگی گونه هاست که در اثر مکیدن برگ کوکا به وجود می آید.

  • 4. چه کسانی از کرک استفاده می‌کنند؟

هرچند کوکائین زمانی به عنوان ماده مخدر طبقه ممتاز شهرت داشت، اما اعتیاد به کرک محدود به یک گروه سنی یا شرایط اجتماعی / اقتصادی خاص نیست. در واقع کرک ارزان و در دسترس بوده لذا مصرف کوکائین را برای همه ممکن ساخته است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، اعتیاد به کرک نه تنها از سنین مدرسه، که از هنگام تولد و توسط مادران معتاد، آغاز میشود!

  • 4-1. در اروپا کراک کوکائین فقرا محسوب می شود

کراکی که در قارة آمریکا و اروپای غربی مصرف می‌شود، سال‌ها قبل از ترکیبات کوکائین ساخته شد. کوکائین جزو مواد محرک است و درختچة کوکا که گرد کوکائین را از برگ آن به دست می آورند، در آمریکای جنوبی کشت می‌شود.

تجارت کوکائین در قاره آمریکا همانند تجارت کراک در آسیا پرمنفعت است و قسمتی از درآمد کشاورزان فقیر بولیوی، اکوادور و کلمبیا را تشکیل می‌دهد.

کوکائین طی مراحل استخراج، حمل و توزیع، ارزش افزودة زیادی پیدا می‌کند. به طوری که تنها افراد دارای درآمد بالا قادر به تهیة آن هستند. ولی تاجران مواد مخدر برای این‌که اقشار نیازمند جامعه در حسرت تشنگی کوکائین نمانند، آن را با ترکیبات شیمیایی دیگری ترکیب کردند و «کوکائین فقرا» را ساختند که ارزان‌تر است و همگان می‌توانند از آن استفاده کنند.

این محصول به نام کراک شهرت یافت و مانند هر تجارت سودآور دیگر، دامنة آن به اروپا هم رسید. با این حال، کراک هنوز در آسیا گران‌قیمت بود. در واقع اگر کراک حقیقی از مسیر تجارت مواد مخدر تا ایران بیاید، بیش از صد هزار تومان در گرم قیمت خواهد داشت. پس کراک آسیایی که یک دهم این قیمت هم نیست، از چه چیزی ساخته شده است؟

برخی امتیاز اختراع کراک را به مافیای سرخ روسیه نسبت می‌دهند. عده‌ای دیگر، منشأ آن را در ترکیه، پاکستان یا دیگر کشورهای خاورمیانه می‌دانند. این سؤال که آن مدیر متخصصی که فرمول جدید را ساخته است چه ملیت یا چه اهداف بلند مدتی داشته است، هنوز به جواب نرسیده. زیاد هم مهم نیست، چون موضوع مهم‌تری وجود دارد.کراک آسیایی از کوکائین ساخته نشده است. کراک امروزی موجود در کشور ما که در حال تخریب مصرف‌کنندگان جوانش است، فقط فرمول قوی‌تری از هروئین است!

  • 4-2. کراک ایرانی خطرناک تر از کراک خارجی !

کراک اصل نوعی از مواد مخدر است از الکالوئیدهای دسته کوکائین، انرژی زا و شادی آور است و هیچگونه اعتیادی را در فرد مصرف کننده ایجاد نمی کند، ولی موادی که با نام کراک در ایران توزیع میشود کراک اصل نیست ، بلکه هروئین غلیظ شده است که توسط مافیای روسیه تولید و درایران پخش میشود .

در ایران کراک در آزمایشگاههای مخفی و خانگی با فشرده‌کردن هروئین بدون در نظر گرفتن هر گونه استانداری انجام می شود و هر آزمایشگاهی بسته به نوع امکانات و سلیقه تولیدکننده متفاوت است و همین موضوع، وضعیت بازار کراک و مصرف آن را آشفته‌تر کرده است.در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی توان از آن هروئین خالص بدست آورد کراک تولید میشود ، این کراک یکی از قویترین مواد مخدر محسوب شده و بشدت اعتیاد ایجاد میکند بطوریکه طی یکماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰ بار در روز (تقریبا ً هر ۲ ساعت یکبار) میرسد .

کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

هرچند کوکائین زمانی به عنوان ماده مخدر طبقه ممتاز شهرت داشت، اما اعتیاد به کرک محدود به یک گروه سنی یا شرایط اجتماعی یا اقتصادی خاص نیست و ارزان بودن و در دسترس بودن آن، کراک را همگانی کرده است و اعتیاد به کراک در بسیاری از کشورهای صنعتی شده اعتیاد به کراک نه تنها از سنین مدرسه، که از هنگام تولد و توسط مادران معتاد، آغاز میشود!این ماده مخدر صنعتی بدلیل نداشتن بو و سهولت استفاده نسبت به سایر مواد مخدر باعث جذب مصرف کنندگان سایر مواد مانند تریاک گردیده است چرا که مصرف کراک به قدری آسان است که فرد در مدت ۵ دقیقه حتی در دستشوئی و با استفاده از فندک و نی یا لوله و سنجاق می تواند آنرا مصرف کند.

تقریبا هرگونه حالت تحرک و نشاط روحی و جسمی که توسط مواد اعتیاد آور ایجاد شود، با حس بیحالی و لختی همراه خواهد بود و هر چقدر مقدار به اصطلاح "پرواز" شادمانه حاصل از این سوء مصرف، بالاتر باشد، "سقوط" و احساس خماری و افسردگی پس از آن شدیدتر و طولانی تر خواهد بود.

اعتیاد از همین جا آغاز میشود زیرا نیاز به فرار از این حالت ناگوار، موجب مصرف مجدد کرک شده و پس از برطرف شدن تاثیر اولیه کرک، حالت افسردگی باز میگردد...و این چرخه همچنان ادامه میابد.

دوباره این مطلب را تکرار می کنیم تنها سه بار مصرف مقدار بسیار اندکی از کرک موجود در بازار ایران ، اعتیاد به آن را حتمی خواهد کرد و پس از این زمان بسیار کوتاه، شخص را به شدت به خود نیازمند و وابسته میکند.

  • 5. کراک چطور در ایران رواج پیدا کرد؟

از سه سال قبل، نام مادة جدیدی در بازار مواد مخدر ایران شنیده می‌شد. خیلی از معتادان، وقتی به خرده‌فروش (ساقی) همیشگی خود مراجعه می‌کردند تا تریاک، هروئین یا مواد مشابه را تهیه کنند، با این جنس تازه مواجه می‌شدند که قوی، سریع و راحت بود و مهم‌تر از همه ارزان‌قیمت بود.

این مادة جدید به سرعت بازار مصرف را از آن خود کرد و هنوز هم با سرعت در حال پیشروی است. جمعیت مخاطب آن نیز بیشتر در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال هستند، هر چند که قسمتی از معتادان قدیمی را هم به خود جذب کرده است.

 

  • 5-1. روش‌های گسترش

جنس جدید معمولا با استفاده از سه روش عمده گسترش پیدا می‌کند. کراک هم برای رواج بیشتر در میان جوانان از هر سة این روش‌ها استفاده کرد.

اول این‌که کسانی که به هروئین اعتیاد دارند و می‌خواهند با کمک یک مادة دیگر، آن را ترک کنند، نوع مصرف را تغییر می‌دهند، در حالی که ماده جایگزین به مراتب خطرناک‌تر از اولی است.

دومین روش گسترش، این است که برای تسکین عوارض مواد محرک یا توهم‌زا که معمولا در پارتی‌ها مصرف می‌شوند، می‌توان از جنس جدید استفاده کرد. این توصیه‌ای است که بچه‌های اهل «توهم» به هم می‌کنند تا سردرد و تنش‌های ناشی از آن را کاهش دهند. معمولا هم تصور می‌کنند که اعتیادآور نیست. مشکل این‌جاست که بلافاصله وابستگی ایجاد می‌شود، زیرا این مادة جدید، از مواد مشابه اعتیادآورتر است.

سوم این‌که غیر از مدل لباس و آرایش مو، مصرف مواد مخدر هم به صورت یک «مد» از کشورهای غربی تقلید می‌شود. بنابراین اگر ماده‌ای که در غرب رایج است به ایران بیاید،‌ به جهت حفظ کلاس و کسب پرستیژ، بازار مصرف تضمین‌شده‌ای دارد. جوانانی هستند که بنگ و حشیش و تریاک را نشانة عقب‌ماندگی و کریستال و آیس و اسید را نشانة پیشرفت می‌دانند.

جوانانی که سابقة مصرف کراک دارند، آن را به تکه‌های سفیداب سنتی تشبیه می‌کنند با ظاهری سنگ‌مانند ولی متخلخل، سست و سفید رنگ که هیچ بوی خاصی ندارد.

کراک به صورت تدخینی و تزریقی، مصرف می‌شود، در مدت بسیار کوتاهی اثر می‌کند. حتی مراحل تزریق آن هم ساده‌تر است.

این ویژگی‌ها باعث شده کراک در پارتی‌ها و جمع‌های دوستانه، بیشتر رواج پیدا کند. دختران هم مصرف‌کنندة آن هستند و اگرچه به مقدار کمتری نشئه می‌شوند، ولی وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌ها که به دوستان خود به فرما می‌زنند استفاده از کراک را بعد از مصرف کریستال یا اسید پیشنهاد می‌کنند تا اثر محرک را کمتر کند.

شایعاتی دربارة تأثیر کراک بر فعالیت جنسی هم وجود دارد که ناشی از تبلیغات در مورد کراک آمریکایی است، ولی در مورد کراک آسیایی، مصداق پیدا نمی‌کند.

اطلاعات به دست آمده از مصرف کنندگان سابق کراک‌ که اکنون در دورة ترک به سر می‌برند، نکات دیگری از دلایل گسترش این ماده را روشن می‌کند.آنها می گویند دفعة اول با سه تا پک، ۲۴ ساعت نشئه می شدیم. به یک ماه نرسید که مصرفمان دو برابر شد. بعد از ۶ ماه به جایی رسیدیم که هر سه‌چهار ساعت باید دود می‌گرفتیم. اگر دیر می‌شد، شروع می‌کردیم به لرزیدن و تشنج. بعد هم مجبور شدیم تزریق کنیم.

دیگری می گوید در اکس پارتی بودم. به یکی دیگر از دخترها گفتم دارم از سردرد می‌میرم. گفت فاز نگرفته‌ای، بیا کراک بزن. خودش هم برایم درست کرد. هنوز دود را بیرون نداده بودم که احساس کردم سرم آرام شد. چند روزبعد به او تلفن زدم و پرسیدم باز هم از آن‌ها داری؟

کم سن‌ترین نمونه‌ای که مصرف قابل توجهی هم داشت، یک پسر ۱۳ ساله بود که هر روز ۵ گرم کراک را در چند وعده به رگ‌هایش می‌ریخت.


  • 6. چگونه معتادین به کرک را تشخیص دهیم؟

از جمله نشانه های اعتیاد به کراک می توان به :تغییرات بارز در شخصیت و رفتار، از دست دادن توجه و تمرکز ، کاهش وزن، ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده ، رفت و آمد با افراد معتاد، آشفتگی چشمگیر، رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان ،برنامه خواب نامنظم ، بی توجهی به آراستگی ظاهری ، پارانویا شدید (سوء ظن به همه) ،بی قراری ویک نشانه ابتدایی سوء مصرف کرک، جدایی ناگهانی جسمی / روحی فرد از کانون خانواده و تغییر رفتار چشمگیر اوست. هرچند بسیاری از نشانه های زیر با مشکلاتی چون اختلالات احساسی یا گذراندن دوران سخت بلوغ مشابه است، اما هرگز نباید احتمال مصرف مواد محرک یا مخدر را از نظر دور داشت :

  • تغییرات بارز در شخصیت و رفتار
  • از دست دادن توجه و تمرکز
  • کاهش وزن
  • ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده
  • رفت و آمد با افراد معتاد
  • آشفتگی چشمگیر
  • رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان برنامه
  • خواب نامنظم
  • بی توجهی به آراستگی ظاهری
  • پارانویا شدید (سوء ظن به همه)
  • بی قراری اضطراب
  • 7. چرا هر روز آمار توزیع و مصرف کرک در جامعه بالاتر می رود ؟

فروشندگان مواد مخدر علاقه بسیاری به فروش کرک دارند زیرا نه تنها ارزان تر از کوکائین است و راحت تر به فروش میرسد، بلکه مصرف آن هم ساده تر است و به ظاهر چندان "خطرناک" نمیرسد و از طرفی پنهان کردن آن هم ساده است.

به این ترتیب فروش کرک در شهرهای بزرگ جهان و در مکانهایی مانند میادین شهر، مدارس، فروشگاههای بزرگ و ... که پیش از این برای این تجارت مکانهایی بسیار خطرناک محسوب میشدند، به شدت افزایش یافته است.

  • 8. اثرات کراک:

در کل اثرات کوتاه ‌مدت مصرف کراک مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان کوتاه‌تر، احساس افزایش انرژی، چابکی و سرخوشی زیاد می‌کند ،افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگی مردمک چشم، پریدگی رنگ، کاهش اشتها، تعرق شدید، تحریک و هیجان، بی‌قراری، لرزش به‌خصوص در دست‌ها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حرکات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ از عوارض مصرف این ماده مخدر صنعتی است.

  • 8-1. اثرات مخرب مصرف کراک:

اعتیاد به کراک سبب از بین رفتن درد و خروج استرس و اضطراب از بدن فرد، احساس سرخوشى کاذب و ایجاد تحرک در فرد، بروز رفتارهاى خطرناک و حرف‌هاى بى‌ربط می شود که تمام اینها تنها ۵ تا ۷ دقیقه طول مى‌کشد.

تکرار مصرف این ماده طى چند روز همراه با استفراغ، گیجی، بى‌تفاوتى اسپاسم عضله و مرگ ناگهانى در اثر ایست تنفسى است.

مهم‌ترین اثر بلند مدت مصرف کراک در فرد معتاد از بین رفتن اثرات ماده در عرض سه تا پنج ساعت می باشد ،بنابراین فرد باید حداقل هر چهار ساعت یک‌بار و حتى بمقدار کمتر مصرف را تکرار کند تا دچار مشکل نشود. همچنین از بین رفتن اشتها، کاهش وزن، یبوست، عفونت‌هایى همچون ایدز و هپاتیت، شکنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون همراه با آزادسازى هیستامین که خارش در فرد ایجاد مى‌کند، از آثار مصرف این ماده در دراز مدت است، همچنین اثرات تخریبى مصرف موادى همچون شیشه، کریستال و کراک بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ برابر تریاک و هروئین بر روى مغز و اعصاب می باشد.

کراک شدیدا فرد مصرف کننده را دچار خواب آلودگی یا به اصطلاح خودمانی «چرت» میکند . مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت (مدت یکسال ) اثرات مخرب جبران ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن ، پوسیدگی دندانها ، سرطان حنجره و ریه ، نابودی ریه و کبد ایجاد میکند بطور کلی تمام اجزائیکه در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند و در برخی موارد طبق گزارشهای موجود افراد معتاد به کراک،میزان عفونت بدن به قدری است که اجزای بدن از هم جدا میشوند و گوشت زیر پوست دچار عفوت شده و به اصطلاح کرم میگذارد.

گفته می‌شود کسانی را که در اثر مصرف کراک می میرند در هنگام دفن غسل نمی‌دهند چون در هنگام شستشو اجزای بدن از هم جدا میشوند همچنین بررسى‌ها نشان مى‌دهد مصرف چهار روز کراک باعث مى‌شود که اثرات آن به مدت ۷ سال در فرد باقى بماند و موجب اختلالات حرکتی، افزایش هذیان گویى و تضعیف حس بینایى و لامسه شود.

متأسفانه شیوع مواد روانگردان و مخدر شیمیایى در میان جوانان و به خصوص نوجوانان به موضوعى بسیار خطرناک تبدیل شده تا جایى که هم اکنون ۱۴ درصد مدارس کل کشور در معرض آلودگى به موادمخدر، سیگار و الکل قرار دارند و آخرین تحقیقات حاکى از تجربه حداقل یکبار مصرف سیگار ۵/۳ درصد، حداقل یکبار مصرف مواد مخدر ۰/۵درصد و تجربه حداقل یکبار مصرف الکل، ۲/۱ درصد دانش‌آموزان کشور است.

  • 8-2. اثرات کوتاه مدت مصرف کراک:

اثرات کوتاه مدت آن مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان کوتاهتر، احساس افزایش انرژی، چابکی و سرخوشی زیاد می کند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگی مردمک چشم، پریدگی رنگ، کاهش اشتها، تعرق شدید، تحریک و هیجان، بی قراری، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حرکات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.

در حالت قطع ماده نیز افسردگی شدید حادث می شود. ناخالصی کوکایین خیابان اغلب موجب حساسیت و آلرژی شدید می شود که معمولا با آب ریزش بینی و بی خوابی شدید همراه است. در مسمومیت حاد با کوکایین، فرد مصرف کننده دچار بی قراری و تشویش، هیجان، شوریدگی فکر و اختلال تنفسی می گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزایش می یابد.

  • 8-3. اثرات دراز مدت مصرف کراک:

از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، یبوست، بی خواب، ضعف جنسی، دپرسیون تنفسی، اشکال در ادرار کردن، تهوع، کم خونی، رنگ پریدگی، تعرق شدید، دردهای شکمی و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشی، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پریدن عضلات و سفتی آنها، هپاتیت، آب ریزش دائمی بینی، ایجاد زخم، آماس و جوشهای پوستی به خصوص اطراف مخاط گوش و بینی، زخم مخاط بینی (در مصرف به صورت انفیه)، اضطراب، بی قراری، تشنج پذیری شدید، سوء ظن، گیجی، اختلالات درک زمان و مکان، رفتار تهاجمی، تحریک پذیری شدید، افسردگی، پرخاشگری، تمایل به خود کشی، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بینایی، شنوایی، و لامسه)، افکار هذیانی، و گاهی اشتهای کاذب و سرانجام ناراحتی جدی دماغی و روانی به نام سایکوز و کوکایین.

تحمل و ایجاد وابستگی کوکایین مشابه آمفتامین است وابستگی شدید روانی ایجاد می کند که این وابستگی در عصاره کوکایین یعنی کراک شدیدتر می باشد.

در آزمایشاتی که برای تحقیق پیرامون اثر کوکایین بر روی موش و میمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه های ترک از جمله ضعف شدید، بد خوابی، افسردگی، تحریک پذیری، گرسنگی زیاد دیده شده است.

مصرف کننده، کراک را چه به طریق استنشاق یا پاشیدن روی توتون و ماری جوانا و چه از راه کشیدن با پیپ استعمال کند، دیگر نمی تواند از مصرف آن خودداری کند و باید پی در پی آن را استعمال نماید. خیلی سریع جذب ریه گشته و به مغز می رسد و حالت تهاجمی به مصرف کننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزایش فشار خون می شود، به گونه ای شدیدتر از کراک پدیدار می گردد. اصولا فردی که کراک مصرف می کند، دیگر بر خودتسلط ندارد و گویا خودی خود را گم کرده است.

کراک، هروئینی است که تا حد امکان اشباع شده یعنی یک گرم کراک از ۱۰ تا ۱۰۰گرم هروئین ساخته شده ولی قیمت آن هم‌قیمت هروئین و در بعضی مواقع، به مراتب ارزان‌تر از هروئین است. اعتیاد آن نسبت به هروئین بسیار شدیدتر و فوری‌تر و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.

کراک ماده مخدر جدیدی است؛ یعنی در واقع با نام جدید معرفی شده. نوجوانان نمی‌دانند که بدتر از هروئین است بنابراین وحشتی که از هروئین دارند از کراک ندارند و اکثرا خیال می‌کنند کراک چیزی در حد قرص‌های روان‌گردان و اکستازی است. به همین دلیل از مصرف آن وحشت ندارند و این عامل شروع اعتیاد و علت فاجعه است.

مصرف حتی یک بار کراک اعتیادآور است و این تفاوت اساسی کراک با قرص‌های اکستازی است که اگرچه در بلندمدت کشنده هستند اما اعتیاد با قدرت بالا ندارند. تبلیغات زیادی که شبانه‌روزی علیه قرص‌های اکستازی شده باعث شده که خطر کراک در سایه و پنهان باقی بماند.

کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و... بدون بوست و مصرف آن بسیار ساده و بدون نیاز به وسایل حجیم و صرف وقت است و فرد می‌تواند در حمام یا توالت، ظرف کمتر از ۱ الی ۲دقیقه مصرف کند.

کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین جاسازی آن بسیار ساده و خانواده‌ها به‌سادگی نمی‌توانند آن را کشف کنند؛ چیزی شبیه یک تکه گچ از دیوار کنده‌شده و به‌ اندازه یک ماش که توجه هیچ کس را جلب نمی‌کند.

معتاد به تریاک می‌تواند سال‌ها زنده بماند و زندگی عادی داشته باشد؛ حتی کار کند و خانوده‌اش را سرپرستی کند.حتی معتاد هروئین نیز اگر به طرف تزریق کشیده شود می‌تواند ۱۰ تا ۲۰سال زنده بماند اما معتادی که ۳ماه بعد از مصرف کراک تا ۳۰کیلو از وزن بدنش کم می‌شود آیا بیش از ۲سال زنده می‌ماند؟

  • 9. نشانه های هشدار دهنده در هنگام مصرف کراک

به گفته معتادین به کرک حالات زیر در هنگام برطرف شدن آثار ماده محرک بروز میکنند :نگرانی و بیقراری برای تهیه مجدد کرک افسردگی شدید فقدان انرژی و بی اشتهایی بی خوابی داشتن احساساتی متناقض از عشق و تنفر نسبت به خود.

  • 9-1. اثرات روانی مصرف کرک چیست؟

شخصی که کرک مصرف میکند به سرعت در حالات و شرایط مختلف روانی در حرکت است که با خوشی و رضایت فراوان و احساس برانگیختگی و هیجان همراه است، سپس با کم شدن اثر این ماده، دلتنگی و افسردگی و متعاقب آن زودرنجی، بی خوابی و پارانویا بر شخص غلبه میکند.معتادان به کرک، ممکن است حالات روانی اسکیزوفرنیک، توهم و خطاهای حس را نیز تجربه کنند. کسانی که مصرف کرک بسیار زیادی دارند در یک binge (مصرف) تمام این حالات را از سر میگذرانند، عده ای از این افراد در اثر ابتلا به پارانویا و افسردگی ناشی از مصرف دائم کرک، دست به خودکشی یا جنایت میزنند. مصرف بیش از حد یا Overdose و جنون ، تدخین کرک، به علت مقدار بسیار زیاد ماده محرکی که وارد جریان خون و به دنبال آن به مغز میکند، احتمال مصرف بیش از حد و مرگ آور یا مسمویت از کوکائین را هم افزایش میدهد. نشانه های این دو وضعیت مشابه بوده و شامل تهوع، استفراغ و تنفس نامرتب، تشنج و اغما است که میتواند به مرگ منتهی شود.

مصرف همزمان کوکائین با الکل یا مواد مخدر دیگر، میتواند واکنشهایی شدید و مرگ آور به دنبال داشته باشد. مصرف مداوم کرک ممکن است به جنون کوکائین منجر شود که نوعی حالت روانی دائمی بوده و نشانه های آن پارانویا و توهم دیداری و شنیداری است.

  • 9-2. تاثیرات فیزیکی مصرف کرک

ابتدایی ترین تاثیرات جسمانی کرک، گلودرد مزمن، گرفتگی صدا و تنگی نفس است که به برونشیت (ورم نایژه) و نفخ ریه منجر میشود. چشمها درشت شده و شخص هنگام تمرکز برای دیدن هر چیز، هاله هایی نورانی در اطراف آن مشاهده میکند.

ضربان قلب تا حد ۵۰% افزایش میابد و رگها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون میشوند که میتواند به حمله قلبی، تشنج و سکته منجر شود. کرک به دلیل از بین بردن میل به غذا خوردن و ایجاد بیخوابی، موجب کاهش وزن شدید و سوء تغذیه میشود.

  • 10. آنالیز:

میزان مصرف کراک به شدت در میان گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال در حال افزایش است و این امر به‌طور حتم میزان مرگ و میر را در سال‌های آتی افزایش خواهد داد چرا که براساس آمار ، تدخین کراک برای شخص حس نشاط ظاهری شدید یا به اصطلاح «پرواز شادمانه» به وجود می‌آورد که حدود ۵ تا ۷ دقیقه طول می‌کشد و پس از آن با ایجاد افسردگی حاد واحساس بی‌ارزش بودن و ولع زیاد برای مصرف این ماده ادامه می‌یابد و در مراحل بعد ترک اعتیاد را مشکل می‌سازد و بیشتر به همین علت است که معتادان به کراک کمتر اقدام به ترک آن می‌کنند .

۱۳/ ۷ درصد دانش‌آموزان در معرض مستقیم اعتیاد هنگامی که بیشترین تبلیغات قاچاقچیان و فروشندگان مخدرهای صنعتی با عنوان‌هایی همچون بی‌خطر‌بودن، اعتیادآور نبودن و... در کنار ارزانی و آسانی تهیه آنها قرار می‌گیرد، طبیعی است که درصد زیادی از جوانان جامعه به مصرف آن مبادرت ورزند.

هم‌اکنون از ۱۰ میلیون دانش‌آموز سراسر کشور ۱۳/۷ درصد آنها در معرض مستقیم اعتیاد قرار دارند. این در حالیست که به گفته محمد موسی‌زاده، کارشناس، آشنایی جوانان با کراک در دوره دبیرستان و گاه در دوره راهنمایی صورت می‌گیرد و تبلیغ کلامی مواد، منجر به استفاده از آن می‌شود.

در سال‌های گذشته بیشتر مراجعان کلینیک‌های ترک اعتیاد را میانسالانی تشکیل می‌داد که به تریاک و هروئین و نمونه‌های مشابه اعتیاد داشتند، بیشتر مراجعان جوانان کم‌سن و سالی هستند که همراه خانواده‌هایشان برای سم‌زدایی می‌آیند و نزدیک به ۶۷درصد این افراد معتادان به مواد صنعتی هستند که نیاز به سم‌زدایی‌های فوق‌سریع دارند و در حقیقت چهره معتادان و نوع اعتیادشان کاملاً عوض شده و این نگران‌کننده است.

یک مادر که کودکش را برای ترک به کلینیک برده می گوید ک پسرم تنها ۱۵ سال سن دارد و مصرف موادمخدر را از ۱۲ سالگی و با مصرف حشیش شروع کرده است و در حال حاضر به کراک اعتیاد دارد و وضعیت روحی و جسمی خوبی ندارد.او تاکید می‌کند که پسرش توسط همسالان خود معتاد شده و گاهی برای تهیه مواد همراه دوستانش دست به کارهای خلاف می‌زد.

معتادان به کراک در رفتارهای خود تغییرات بارزی را نشان می‌دهند که از جمله آنها عبارتند از: از دست‌دادن توجه و تمرکز، کاهش وزن، ناپدید‌شدن لوازم قیمتی خانه، آشفتگی، برنامه خواب نامنظم، بی‌توجهی به آراستگی ظاهری، پادرانویای شدید، بی‌قراری و اضطراب.

بنابراین کراک، شخصیت معتادان را متزلزل کرده و بار روانی آن به‌مراتب بیشتر از سایر مواد دیگر است.

  • 11. مرگ ناگهانی معتادان کراک

هر چند اثرات کوتاه‌مدت کراک مشابه‌ آمفتامین است و در مدت زمان کوتاه‌تری فرد احساس چابکی و سرخوشی مفرط می‌کند اما پس از آن منجر به بروز عوارض جسمانی و حتی مرگ مصرف‌کننده می‌شود. دکتر جلالی فوق‌ تخصص سم‌شناسی درباره عوارض کراک به می‌گوید: کراک نوعی مواد از الکائیدهای دسته کوکائین است که اصل آن انرژی‌زا و شادی‌آور است.

اعتیاد به کراک در کشورهای صنعتی محدود به یک گروه سنی با شرایط اجتماعی یا اقتصادی خاص نیست و ارزان بودن و در دسترس بودن این موادمخدر را همگانی کرده است. البته در ایران بیشتر گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال به آن گرایش دارند. کراک ماده‌ای است که خوشی و نشئگی آن چند ماه بیشتر طول نمی‌کشد و بعد از مدت کوتاهی خوشحالی روز اول را به مصرف‌کننده نمی‌دهد و فرد برای به دست آوردن خوشی روز اول مصرف خود را زیاد می‌کند به‌طوری که در ماه سوم و چهارم هر دو ساعت یک‌بار اقدام به مصرف کراک می‌کند.تزریق کراک آخرین مرحله برای کسب خوشی بیشتر است که عوارض جسمانی و روانی جبران‌ناپذیری برای معتاد به همراه دارد. تزریق به شدت مغز، کبد و قلب را تحت‌تاثیر قرار داده و موجب التهاب این اعضا می‌شود. تحت‌تاثیر عوارض منفی کراک تمام اجزایی که در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره‌ذره نابود شده و می‌پوسند.

اجزای داخلی بدن عفونت می‌کند و در برخی موارد دیده شده مصرف‌کنندگانی که به مدت طولانی از این ماده استفاده می‌کنند، میزان عفونت به اندازه‌ای است که اجزای بدن از هم جدا می‌شوند، یعنی گوشت زیر پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح «کرم» می‌زند.

محرومیت چند هفته‌ای یا چندماهه یک معتاد کراک از این ماده او را نمی‌کشد بلکه استفاده مجدد پس از یک دوره زمانی، موجب مرگ معتاد می‌شود چرا که با ایجاد مسمومیت تعداد تنفس‌ها را کاهش داده و خواب معتاد را عمیق‌تر می‌کند و در اکثر اوقات شاهدیم که این افراد حین مصرف در خرابه‌ها و دستشویی‌های اماکن عمومی می‌میرند.

ترک کراک تنها به‌وسیله روش سم‌زدایی فوق‌سریع URD میسر است و روش‌های دیگر ترک کراک از قبیل استفاده از دارو و قرص‌های ترک در این مورد چندان تاثیرگذار نیستند.

  • 12. عوارض اجتماعی کراک:

در میان افراد معتاد به هر گونه ماده اعتیاد آور، تهیه "مواد" در بسیاری از مواقع از راههای نامشروع و خلاف انجام میگیرد و بسیاری از کسانی که به کرک اعتیاد دارند نیز برای برآمدن از عهده مخارج تهیه مداوم آن به روشهای خلافکارانه دست میزنند. اما نکته پر اهمیت این است که دست زدن این افراد به اعمال خشونت بار و جنایتکارانه دلیل مهم دیگری هم دارد و آن بروز رفتارهای شرورانه و پرخاشگرانه ناشی از بروز بیماری پارانویا (بیماری سوء ظن) است که از عوارض مصرف کرک به شمار می آید و در واقع پرداختن این اشخاص به اعمال خشونتبار، لزوما به دلیل نیاز به پول نیست.

آیا اجساد کراکی‌ها را به دلیل پوک و فاسد شدن در مرده‌شورخانه نمی توان شست ؟

قبلا شنیده بودیم و در جامعه دیده بودیم که تریاکی‌ها پوستشان کاملا سیاه می‌شود. اما در مورد کراکی‌ها تکلیف چیست؟

مردم می گویند : چون اجساد آن‌ها چنان پوک و فاسد است که قابل شستن نیست. بدون غسل دفن می گردند. شایعات، حاکی از این بودند که اعتیاد به کراک در مراحل آخر خود، چنان جسم فرد را نابود می‌کند که ممکن است استخوان‌هایش در حین جابه‌جا کردن بشکند یا اعضای بدنش از هم جدا شود. یعنی کراک این‌قدر خطرناک است!!

در جواب باید گفت که مواد مخدر می‌توانند چنین تأثیری بر روی اندام‌ها بگذارند. ولی با این حال هنوز به طور دقیق، یافته‌ای برای تأیید این قضیه در رابطه با مصرف کراک وجود ندارد. بر روی مواد مخدر سنتی، مطالعات زیادی انجام گرفته. اما به دلیل نو ظهور بودن انواع مواد مخدر صنعتی و آزمایشگاهی، تحقیقات زیادی در دسترس نداریم تا بتوانیم به آن‌ها استناد کنیم. همچنین لازم به ذکر است با توجه به آنکه کراکی که در نقاط دیگر جهان مصرف می شود خالص تر است و با نوع ایرانی که انواع قرض ها در آن ریخته می شود کاملا فرق دارددر نتیجه نوع ایرانی به مراتب خطرناکتر است و نتیجه تحقیقات در اروپا در مورد ایران صدق نمی کند .

اما می توان دلایل زیر را برای پوسیدن بدن این افراد به دست آورد:

«مصرف کراک باعث می‌شود که فرد هیچ دردی را حس نکند و در نتیجه بیماری‌های مختلف در بدنش به راحتی پخش شود. علاوه بر آن، مخدرها سیستم ایمنی را تضعیف می‌کنند و راه برای ورود عوامل عفونی باز می‌شود. در نتیجه، یک شخص معتاد به کراک احتمالا دچار چند بیماری مختلف هم خواهد بود.حالا اگر این شخص، کارتن‌خواب باشد قطعا عوامل عفونت‌زا در جسم او خانه کرده‌اند. ولی به دلیل بی‌حس بودن ناشی از مصرف مخدرها درکی از وضعیت خود ندارد. وقتی یک فرد سالم می‌میرد، پس از طی زمان مشخصی مثلا ۷۲ ساعت جسمش دچار پوسیدگی‌هایی خواهد شد.حال اگر شخصی معتاد به کراک و آلوده به عفونت درونی باشد، پس از مرگ در مدت ۱۲ ساعت به همین مرحله خواهد رسید. جنازة یک روزة او مانند جنازة چندین روزة افراد سالم است و بسیار زودتر فاسد شده و از هم می‌پاشد. در بسیاری از انواع دیگر مواد مخدر هم این حالت به درجات مختلف دیده می‌شود.»

  • 13. راه حل ترک کراک چیست ؟

معمولا هیچ‌کس بیش از ۵ سال به کراک اعتیادنخواهد داشت . زیرا دورة کشتار آن از ۲ سال پس از شروع مصرف آغاز می‌شود و در نهایت تا ۵ سال پس از آن، فرد را از زندگی خلاص می‌کند. مانند هر ماده مخدر دیگر کراک را هم می توان ترک کرد :

روش ترک کراک براى اولین بار در سال ۱۸۰۰ در تایلند با کاهش مصرف به ترک تدریجى آغاز شد. سال ۱۹۶۴ با کشف متادون، روش‌هاى جایگزین با متادون شروع شد و امروزه براى مرحله سم‌زدایى پروتکل‌هاى درمانى متفاوتى وجود دارد.

سه درمان اصلى دارویی، سم‌زدایى فوق سریع URD که درد و خماری ندارد و رفع علائم ترک، درمان رفتارى و شناختى و درمان‌هاى اجتماعى و خانوادگى مورد استفاده قرار مى‌گیرد.

اما اگر فردی واقعا قصد دارد قبل از مرگ از شر این افیون خلاص شود باید بداند که شخص معتاد با آگاهی از مراحل مختلف سم زدایی، دارو درمانی، شرکت در جلسات و این مطلب مهم که ترک اعتیاد، بازگشت به زندگی و تولدی دوباره خواهد بود، به مراکز درمانی معتبر مراجعه نماید. همچنین دوستان و خانواده این افراد باید شرایط ناگوار آنها را درک نموده و در این راه از پشتیبانی او دریغ نورزند تا شخص معتاد بتواند با موفقیت و در زمان کوتاه تری به حالت طبیعی باز گردد.

والدین مراقب باشید:

مواد مخدر و اعتیاد به آن خطرناکترین پدیده جامعه امروزی بحساب می‌آید که جز تباهی، نابودی، بیماری، پشیمانی و مرگ چیزی به دنبال نخواهد داشت.

نتیجه و عاقبت افرادی که به مصرف مواد مخدر رو می آورند باید درس عبرتی برای افراد دیگر بخصوص جوانان باشد تا بخاطر شادی‌ها، خوشی‌ها و اثرات زودگذر و تحت تاثیر دوستان ناباب هرگز حتی فکر مصرف آنها را نیز به خود راه ندهند.

معاشرت با دوستان ناباب، وجود معتاد در خانه، بیکاری، اختلافات خانوادگى و همچنین کنجکاوى از عوامل مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان و جوانان ذکر مى‌شود به همین دلیل خانواده باید در مقابل فرزندانشان به سوالات کنجکاوانه آنان با حوصله جواب دهند و دوستانشان را کنترل کنند.

هچنین مواظب پول توجیبى فرزندانتان باشید. پول توجیبى زیاد در سیگارى شدن نوجوانان تاثیر بسیار زیادى دارد، همچنین قرار گرفتن در جمع دوستان ناباب و نداشتن قدرت «نه» گفتن آنها را به سوى مصرف مواد مخدر مى‌کشاند.وقتى نوجوانان به مصرف مواد مخدر روى مى‌آورند پس از مدتى دچار افسردگى شده و خودشان را از دیگران جدا مى‌کنند همین رفتار باعث مى‌شود که محیط مدرسه کم‌کم برایشان خسته کننده شده و در نهایت از درس و تحصیل ترد مى‌شوند.حتى در بسیارى به دلیل اینکه فکر مى‌کنند راهى براى بازگشت ندارند، دست به خودکشى مى‌زنند.

 

عنوان مقاله : بررسی اجمالی نظرات و دیدگاههای موجود در خصوص کارآفرینی

  • 1) مقدمه

تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی ـ اقتصادی عصرحاضر ریشه در در پیشرفت و تغییرات بوجود آمده در علم و تکنولوژی دارد . از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکتهای نو این امر را محقق سازند از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌کنند .

  • 2) تعریف کارآفرینی

از کارآفرینی Entrepreneurship تعاریف مختلفی شده است . جفری تیمونز - Jeffry Timmons کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند . مفهوم کارآفرینی اولین بار در فرانسه برای افرادی به کار می رفت که در جنگ سده شانزدهم میلادی در مأموریتهای نظامی خود را به خطر می انداختند و به استقبال مرگ می رفتند وبعد ها این واژه به کسانی اطلاق می شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می پذیرفتند و دست به یک نوآوری می زدند . برای درک بهتر مفهوم کارآفرینی پاسخ به پرسشهای زیر مؤثر خواهد بود :

کار آفرین چه ویژگیهایی دارد ؟ کارآفرین در مقابل مشکلات و شرایط سخت چگونه رفتار می کند ؟ کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند ؟ ( مکانیسم کارآفرینی چگونه است ؟

کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نوآور و رشدیابنده نموده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد.ـ کارآفرین پلی بین صنعت و دانشگاه یا بعبارتی پرکننده بین علم و بازار می باشد .بنابراین کارآفرین کسی است که با معرفی محصولات و خدمات جدید ، ایجاد شرکتهای جدید و یا بهره‌برداری از مواد اولیه جدید وضع اقتصادی موجود را به هم می ریزد .کارآفرین کسی است که براحتی از کنار مسائل و مشکلاتی اطراف خود نمی‌گذرد ، چون حلّال مشکلات هستند .

  • 2-1) نقش کارآفرین : کارآفرین دقیقاً چه کاری را انجام می دهد ؟

به طور کلی کارآفرین :ـ در کار خود خلاقیت دارد و نوآوری می کند .ـ از موقعیتهای اقتصادی استفاده می کند .ـ تصمیم می گیرد و برای آینده برنامه ریزی میکند و به کارها نظم می بخشد .ـ تولید سرمایه می کند و تولیدات خودرا با سود می فروشد .

چرا باید کارآفرینی را آموخت ؟

 در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاههای کشور فارغ‌التحصیل می شوند . و با توجه به نگرش دانشگاههای نظری، نسبت به فارغ‌التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس در دولت تربیت می کنند ، تنها 20% فارغ‌التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است این درصد کمتر از این مقدار می باشد . البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد ، بلکه به این خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند .بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیکهای خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟خلاقیت ، نوآوری و کار آفرینی از آنجا که مزیتهای نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان بدلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده‌اند ، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور ، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است . این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد .نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد :

خلاقیت یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود .

نوآوری فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می‌کند .

 کارآفرینی ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می‌کند .

از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری ، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش ، همه مستلزم خلاقیت است . لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم .

خلاقیت را به صورتهای مختلف و متعددی تعریف کرده اند . اما در تعاریف دو مفهوم:

 تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد ،خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است . سه عنصر مهارتهای مربوط به قلمرو یا موضوع ، مهارتهای مربوط به خلاقیت و انگیزه را اجزای اصلی خلاقیت می دانند

.مهارتهای موضوعی : دانش و شناخت ما نسبت به موضوع ، حقایق ، اصول و نظریات در آن موضوع می‌باشد

.مهارتهای خلاقیت : این مهارتها با شکستن قالبهای خشک ذهنی ، مهارتهای موضوعی را در راه جدیدی به کار می‌گیرد ، یعنی از مهاتهای موضوعی به شکل جدیدی استفاده می‌کند .مهارتهای خلاقیت با ارزشهای فکری زیر همراه است :

1ـ شکستن عادتها 2ـ به تعویق انداختن قضاوتها و ارزیابی 3ـ درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن 4ـ متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است .5ـ وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده‌های متفاوت تکنیکهایی وجود دارد که این ارزشهای فکری را تقویت میکند من جمله : توفان فکری ، اسکمپر ، اسینکتیکس و ... انگیزه یکی از عناصر اصلی و شایدمهم ترین جزء این مجموعه است . انسان بدون انگزه بیرونی و درونی نمیتواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذتبخش و جالب خواهد بود . آمابیل می گوید انگیزه درونی مهمترین نقش را در خلاقیت ایفا می‌کند، اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می‌توانند خلاقیت بیشتری از خودشان نشان دهند .

فرآیند خلاقیت :فرآیند شکل‌گیری راه حلهای خلاق و مسایل و گامهایی که در این فرآیند برداشته می شود ، فرآیند خلاقیت می باشد در این زمینه آمابیل الگوی جالبی از فرآیند خلاقیت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسی : 

  عرضه‌ مسئله ، آمادگی ، ایجاد پاسخ و اثبات پاسخ است . اما اهمیت آن در روابط این مراحل باعناصر سه‌گانه خلاقیت است .در مرحله اول ( ارائه کار یا مسئله ) انگیزه تأثیر مهمی دارد چرا که برای شروع فرآیند خلاق وجود انگیزه ضروری است و در مرحله دوم که آمادگی برای پاسخ یا راه حل است ، بررسی ، جستجو ، مطالعه و جمع آوری مدارک در خصوص موضوع انجام می‌پذیرد. به رغم باور عموم ، این مدل حاکی از آن است که اطلاعات بیشتر موجب خلاقیت بیشتر نمی‌شود . بیشتر اوقات افرادی که تازه وارد یک رشته شده‌اند خیلی بیشتر از افرادی که مدت طولانی در آن زمینه تلاش کرده‌اند ، کار خلاق عرضه می‌کنند . همانگونه که تحقیقات تجربی نشان می‌دهند دانش مهم نیست بلکه راه کسب آن مهم است . در مرحله سوم جستجوی حافظه و محیط اطراف برای ایجاد راه حل ممکن است ؛ که انگیزه و مهارتهای خلاقیت در این مرحله مؤثر است .در مرحله چهارم که آزمایش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معیارهای واقعی دیگر است مهارتهای مربوط به موضوع ضرورتی است که بتوان پاسخ ممکن را با مقیاس و اطلاعات موجود مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آیا راه حل ممکن موفقیت‌آمیز بوده یا اینکه پاسخ مستدل نیست و امکان تولید وجود ندارد و راه حل به شکست انجامیده‌است . و یا اینکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزدیک کند .نوآوری :نوآوری یا ابداع ، علمی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو و بدیع ناشی از خلاقیت است .نوآوری تبدیل خلاقیت ( ایده نو ) به عمل و یا نتیجه سود است .فرآیند نوآوری : نیاز یا فرصت : در این مرحله معمولاً در سازمان مشکل پیش می‌آید با مدیران از فرآیند ناراضی هستند لذا احساس می‌شود که بابد یک نوآوری در سیستم بوجود آید . یا زمانی که در جایی خلاء وجود دارد و نیاز به محصول و یا خدمتی در آنجا احساس می‌شود . نظر یا ایده : نظر یا ایده ارائی راه حل جدیدی برای انجام کارهاست که در قالب نظر ، طرح و یا برنامه می‌تواند ارائه گردد .پذیرفتن : در این مرحله ارزیابی صورت می‌گیرد و مدیران و یا خود فرد تصمیم می‌گیرند که آن ایده را اجرا کنند .اجرا مرحله ای است که فرد یا سازمان به ایده ، روش یا رفتار جدید جامه عمل می‌پوشانند و وسایل و امکانات را فراهم می‌کند و منابع انسانی و مالی ا برای اجرای ایده تدارک می‌بیند .کارآفرینی : فرآیندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو نموده که توأم با پذیرش ریسک و مخاطره است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد .فرآیند کارآفرینی :ـ رویدادهای تسریع دهنده ( که کارآفرین رامصمم می‌کند از موقعیتها استفاده کند )ـ تأسیس بنگاه ( به صورت یک شرکت نو پا )ـ رشد بنگاه ( تبدیل شرکت تازه به سازمانی که دارای لرزش اقتصادی است )این فرآیند دارای سه مرحله مقدماتی ، تأسیس و توسعه است . مرحله مقدماتی :شخص ابتدا تصمیم می گیرد و سپس فرصتی را تشخیص می دهد و ایده‌ای برای استفاده از آن فرصت در ذهن جرقه می‌زند و بعد آن ایده را بر روی کاغذ آورده و آنرا نظم می‌دهد و به شکل یک طرح شغلی (Busines Plan) می‌آورد .مرحله تأسیس در این مرحله شخص شروع به تدارک و سازماندهی منابع برای شرکت تازه‌ پامی‌کند و منابع اساسی را مطابق با طرح شغلی یا مقدماتی ترکیب می‌کند تا بتواند کسب و کار خود را شروع کند .مرحله توسعه :شخص در این مرحله کانالهایی را برای ارتباط با بازار  کشف می‌کند و محصول خود را وارد بازار می‌کند و بعد آنچه در دستور کار بنگاه برای توسعه بنگاه قرار می‌گیرد عبارتست از تأمین سرمایه در گردش ، تأمین مواد اولیه ، ایجاد شبکه‌ای در بازار و مدیریت منابع انسانی ، عملیات و امور اداری .

(نظر یکی از کارافرینان جهانی)

یک کارآفرین باید چه مهارتهایی داشته باشد؟

سه مهارت وجود دارد که یک کارآفرین باید آنها را بشناسد و یاد بگیرد:

فروشندگی،

مدیریت افراد

خلق کالا یا خدمات جدید

اما هیچکدام از این مهارتها در مدارس بازرگانی آموزش داده نمی‌شود. هرگز دوره‌ای را در هیچ مدرسه‌ای ندیده‌ایم که نامش فروش (Sales) باشد. اما به راستی اگر دوره‌ای مختص فروش نداشته باشیم چطور می‌توانیم به کارآفرینان کمک کنیم؟ بیایید کمی به فرآیند کارآفرینی فکر کنیم. یک کارآفرین همیشه در حال فروش است و مثلاً سعی می‌کند نظر سرمایه‌گذاران احتمالی را به خود جلب کند و یا اینکه ایده‌های خود را به مشتریان و شرکای خود بفروشد. پس فروشندگی یا جلب نظر دیگران، کاری مهم و تخصصی است که هر کارآفرینی به آن نیاز دارد. پس چرا جای آن در دوره‌های آموزش کارآفرینی خالی است؟ به روشنی به یاد دارم که در ابتدای حرفه‌ام کاملاً گیج و سر در گم بودم تا اینکه دو روز مخفیانه در کلاسهای فروش شرکت کردم. این کلاسها کاملاً نگرش من را نسبت به اینکه چطور باید یک شرکت را اداره کنم، تغییر داد. به خود گفتم: چرا قبلاً هیچکس چیزی در این باره به من نگفته بود؟ جالب این است که در آن زمان مدرک لیسانس و فوق لیسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدریس کرده بودم.

از وقتی که از دنیای آکادمیک فاصله گرفتم، فرصت پیدا کردم تا در نقاط مختلف جهان سخنرانی کنم. هر وقت احساس کنم که یک مدیر دانشگاه در میان شنوندگان حضور دارد از او می‌خواهم تا اگر در برنامه درسی دانشگاه او، دوره‌ای تحت عنوان فروش وجود دارد دستش را بلند کند. اما جالب است که بدانید تا به حال هیچ کس دست بلند نکرده است! متأسفانه آنها درک مناسبی نسبت به اهمیت این موضوع ندارند.

کارآفرینی چیست؟

 وقتی از بسیاری از مردم و حتی نخبگان جامعه سوال می شود که «کارآفرینی» چیست یا «کارآفرینان» چه کسانی هستند، به سرعت پاسخ می دهند که «کارآفرینی» ایجاد کار و شغل است و «کارآفرین» ایجاد کار می کند، در صورتی که تعریف «کارآفرینی» و «کارآفرین» این نیست. به گفته متخصصان و کارشناسان، کارآفرینی قصه زندگی انسان های موفق هر جامعه است که به جای این که بیایند و در جایی استخدام شوند و مشغول کار شوند، خودشان کسب و کار راه می اندازند و به گفته دکتر احمدپور داریانی، کارآفرینان قهرمانان توسعه اقتصادی- اجتماعی جوامع می باشند .

نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشن از آن است. کارآفرینی همانند سایر واژه های مطرح در علوم انسانی، هنگامی قابل تحلیل و تبیین می باشد که بتوان تعریف یا تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آن جا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم قطعی علوم فیزیک و شیمی به شمار نمی رود، ارائه یک تعریف قطعی و مشخص برای واژه های آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. «کارآفرینی» نیز یکی از واژه هایی است که تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوت و حتی متناقضی از دیدگاه های گوناگون برای آن ارائه شده است. وجود این تفاوت ها در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویایی موضوع است که زمینه ارائه مدل ها، تعریف ها و نظرات متفاوتی را فراهم می آورد .

به منظور آگاهی دقیق و ارائه یک تعریف علمی از «کارآفرینی» نظرات دکتر محمود احمدپور داریانی را به عنوان متخصص این رشته ارائه می نماییم:

دکتر احمدپور داریانی در پاسخ به این سوال می گوید: «خیلی ها فکر می کنند که کارآفرینی به معنای آفرینش و ایجاد کار می باشد، در صورتی که این یک برداشت اشتباه از کارآفرینی است، من ارتباط با تحقیقی که در دانشگاه امیرکبیر انجام دادم، از دو هزار نفر از مدیران و مسئولان کشور خواستم که تعریف خود را از واژه «کارآفرینی» مطرح کنند، حدود 80 تا 90 درصد تعریف آنها از کارآفرینی، ایجاد کار بود و طبیعی است که وقتی متخصصان و نخبگان جامعه از این واژه تعریف درستی نداشته باشند، عموم مردم هم تعریف روشنی از کارآفرینی نخواهند داشت .

وی می افزاید: «کارآفرینی به معنای ایجاد کار نیست».

مفهوم واژه «کارآفرینی»

به گفته دکتر احمد پورداریانی، واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی به معنای «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند . دکتر احمدپور داریانی می گوید: «من خودم در سال 1999 میلادی(1378 هجری شمسی) یک تعریف از کارآفرین ارائه کردم و معتقدم «کارآفرین» فردی است که دارای ایده و فکر جدید می باشد و از طریق ایجاد کسب و کاری که توام با مخاطره مالی و اجتماعی است، با بسیج منابع محصول، خدمت جدید به بازار ارائه می کند، پس کارآفرین سه کار مهم می کند که اول ایجاد خلاقیت و نوآوری، دوم راه اندازی یک شرکت یا کسب و کار و طی کردن فرایند ایجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار می باشد. بنابراین اگر در جامعه یک کسی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کرد، چون اولین بار است، این کارآفرینی کرده و او یک کارآفرین است. به عبارت دیگر آنها که اولین ها در هر کاری هستند و با نوآوری جبهه های جدیدی در اقتصاد باز می کنند، کارآفرین هستند .

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاری، مدیریت و اقتصاد تعاریف گوناگونی از «کارآفرین» ارائه می کنند .

به اعتقاد برخی از دانشمندان مانند ریچارد کتیلن (cattilon) ، کارآفرین کسی است که خطرپذیر است و توانایی برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید و معرفی روش های جدید، محصولات جدید و یافتن بازارهای جدید را دارد .

اسکامپتر یکی دیگر از دانشمندان می گوید: «کارآفرین کسی است که نوآور است و قدرت خلاقیت بالایی دارد و فعالیت های جدیدی را در قالب شرکت های کوچک راه اندازی می کند» .

کول (cole) هم می گوید: کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند. این فرد معمولا دارای استعداد، خلاقیت، ابتکار، سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است .

« دیوید مک کران» و «اریک فلانیگان» کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکت هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند .

‌ موضوع‌ کارآفرینی‌

1ـ1) تعاریف‌ و مفهوم‌ کارآفرینی‌: واژة‌ «کارآفرینی‌» واژه‌ای‌ است‌ نو، که‌ از کلمه‌اش‌ نمی‌توان‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ آن‌ دست‌ یافت‌.این‌ واژه‌ معادل‌ Entrepreneurship در زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و ریشة‌ آن‌ از زبان‌ فرانسوی‌ گرفته‌ شده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر هنوزدر فارسی‌ معادل‌ دقیقی‌ برای‌ انتقال‌ «مفهوم‌» کارآفرینی‌ وجود ندارد و اغلب‌ واژه‌ کارآفرینی‌ شنونده‌ ناآشنا به‌ آن‌ را به‌ اشتباه‌می‌اندازد. اما بین‌ استادان‌ دانشگاهها، دانشجویان‌ رشته‌های‌ اقتصاد، مدیریت‌ و برخی‌ محافل‌ علمی‌ این‌ واژه‌ تا حدودی‌ مصطلح‌شده‌ است‌.

به‌ طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌ تحولات‌ وپیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ شده‌ است‌. با این‌ همه‌، مفهوم‌ و ماهیت‌ اصلی‌ کارآفرینی‌ هنوزشناخته‌ شده‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ تعریف‌ استاندارد و جامع‌ و مانعی‌ از آن‌ به‌ دست‌ داد. پاسخ‌ به‌ پرسشهای‌ زیر در شناخت‌ بهترمفهوم‌ کارآفرینی‌ موثر خواهد بود:

چه‌ کسی‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (کارآفرین‌ کیست‌؟)

کارآفرین‌ چرا کارآفرینی‌ می‌کند؟ (علل‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟)

کارآفرین‌ چه‌ کاری‌ را انجام‌ می‌دهد؟ (کارآفرینی‌ چیست‌؟)

کارآفرین‌ چگونه‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (مکانیسم‌ و فرآیندکارآفرینی‌       چگونه‌ است‌؟)

کارآفرینی‌ تحت‌ کدام‌ شرایط‌ زمانی‌ و مکانی‌ وقوع‌ می‌یابد؟ (بسترو   محیط‌ کارآفرینی‌ باید چگونه‌ باشد؟)

مفهوم‌ و ایدة‌ کارآفرینی‌، مفهومی‌ جدید و متعلق‌ به‌ عصر حاضر نمی‌باشد. این‌ مفهوم‌ از قبل‌ از قرون‌ وسطی‌ مطرح‌ بوده‌که‌ در طول‌ زمان‌ دچار تحولاتی‌ نیز شده‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌، کارآفرین‌ سازمان‌ دهنده‌ و فعال‌ کننده‌ یک‌ واحد اقتصادی‌ (یاغیر اقتصادی‌) و کسب‌ و کار به‌ منظور دستیابی‌ به‌ سود (دستاوردهای‌) شخصی‌ (یا اجتماعی‌) است‌.

یک‌ کارآفرین‌ به‌ منظور تحقق‌ ایده‌اش‌ عوامل‌ مورد نیاز مانند: زمین‌، نیروی‌ کار، مواد مصرفی‌ و سرمایه‌ را فراهم‌ آورده‌ و بااستفاده‌ از قدرت‌ تصمیم‌گیری‌، مهارتها و استعدادهای‌ فردی‌اش‌ در طراحی‌، سازماندهی‌، راه‌اندازی‌ و مدیریت‌ واحد جدید، ایده‌اش‌ را تحقق‌می‌سازد و از این‌ راه‌ به‌ کسب‌ درآمدمی‌پردازد. همچنین‌ در این‌ راه‌ یک‌عدم‌ موفقیت‌ را به‌ دلیل‌ فعالیت‌ درمحیط‌ غیر قابل‌ کنترل‌ و مبهم‌ و باموانع‌ پیش‌ بینی‌ نشده‌ می‌پذیرد. ازنظر علم‌ اقتصاد، کارآفرین‌ فردی‌است‌ که‌ با صرف‌ زمان‌ و انرژی‌ لازم‌،منابع‌، نیروی‌ کار، مواد اولیه‌ و سایردارائیها را به‌ گونه‌ای‌ هماهنگ‌می‌سازد که‌ ارزش‌ آنها و یا محصولات‌حاصل‌ از آنها نسبت‌ به‌ حالت‌اولیه‌اش‌ افزایش‌ یابد  (ایجاد ارزش‌افزوده‌ کند).

همچنین‌ کارآفرین‌ سرمایه‌دارنیست‌ ولی‌ قادر است‌ از سرمایه‌های‌ راکد به‌ خوبی‌ استفاده‌ کند. همچنین‌ او مخترع‌، عالم‌، متخصص‌ و هنرمند نیست‌ ولی‌ توان‌بهره‌برداری‌ مناسب‌ از علم‌، تخصص‌ و هنر دیگران‌ را دارد.

بطور کلی‌؛ کارآفرینی‌ به‌ فرایند شناسایی‌ فرصت‌های‌ جدید، ایجاد کسب‌ و کار و سازمانهای‌ جدید، نوآور و رشد یابنده‌ برای‌بهره‌برداری‌ از فرصت‌های‌ شناسایی‌ شده‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ در نتیجه‌ آن‌ کالاها و خدمات‌ جدیدی‌ به‌ جامعه‌ عرضه‌ می‌شود.

1ـ2) اهمیت‌ کارآفرینی‌:

 مطالعات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از نظر برخی‌ از اقتصاددانان‌ و صاحبنظران‌ و دانشمندان‌ مدیریت‌، موتور حرکت‌ و رشد اقتصادیک‌ جامعه‌ کارآفرینان‌ هستند که‌ در محیطی‌ رقابتی‌ و در شرایط‌ عدم‌ تعادل‌ (و نه‌ تعادل‌ ایستا) جامعه‌ را به‌ حرکت‌ در می‌آورندو توسعه‌ می‌بخشند. کلید موفقیت‌ کارآفرینی‌، یافتن‌ روشهای‌ خلاقانه‌ای‌ است‌ که‌ با بکارگیری‌ تکنولوژیهای‌ جدید یا بازاریابی‌بهتر، سریعتر و کم‌ هزینه‌تر کالاهای‌ جدید، خواسته‌های‌ بشری‌ را به‌ نحو احسن‌ برآورده‌ می‌سازند. این‌ به‌ معنای‌ تولید کالاهای‌موجود با هزینه‌های‌ کمتر یا ارتقاء کیفیت‌ آنها و یا به‌ معنای‌ ایجاد بازارهایی‌ برای‌ کالاهای‌ کاملاً جدید است‌.

تعاریفی‌ که‌ از کارآفرینی‌ ارائه‌شد، مبین‌ آن‌ است‌ که‌، کارآفرین‌منتظر سرمایه‌گذاری‌ و ایجاد شغل‌ ازطرف‌ دولت‌ نیست‌. او خود با شناخت‌صحیح‌ از فرصتها و استفاده‌ ازسرمایه‌های‌ راکد امکاناتی‌ را فراهم‌نموده‌ و با سازماندهی‌ و مدیریت‌مناسب‌ منابع‌، ایدة‌ خویش‌ را عملی‌می‌نماید. او تنها خودش‌ شاغل‌نمی‌شود، بلکه‌ بدون‌ اتکاء به‌ دولت‌،در بخش‌ غیردولتی‌ برای‌ تعداددیگری‌ نیز شغل‌ می‌آفریند و علاوه‌ برآن‌ نقش‌ مهمی‌ در تولید و«اشتغال‌ مولد» دارد. این‌ امر سبب‌ کاهش‌ نرخ‌ بیکاری‌ بدون‌ نیاز به‌ سرمایه‌گذاری‌ دولت‌ برای‌ ایجاد اشتغال‌ می‌گردد. البته‌ دولت‌می‌تواند با ارائه‌ تسهیلات‌ و پیگیری‌ سیاستهای‌ مناسب‌، حرکت‌ کارآفرینان‌ را شدت‌ و شتاب‌ بخشد.

1ـ2ـ 1) اهمیت‌ کارآفرینی‌ از نظر ایجاد اشتغال‌:

کارآفرینی‌ مترادف‌ ایجاد اشتغال‌ نیست‌. کارآفرینی‌ در واقع‌ فرآیند ایجاد و تاسیس‌ کسب‌ و کار یا سازمان‌ جدید است‌، امایکی‌ از اثرات‌ قابل‌ توجه‌ آن‌ ایجاد اشتغال‌ است‌. مطالعاتی‌ که‌ در ایالات‌ متحده‌ آمریکا صورت‌ گرفته‌ است‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از 20 میلیون‌ شغل‌ ایجاد شده‌ و جدید در طی‌ سالهای‌ 1990ـ 1980 بیش‌ از 5/3 میلیون‌ شغل‌ ناشی‌ از ایجاد و تامین‌ کسب‌ و کارهای‌کارآفرینانه‌ جدید بوده‌ است‌. مطالعات‌ دیوید برچ‌ (Birch) در اواخر دهة‌ 1970 میلادی‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ بیش‌ از 70% ازمشاغل‌ جدید در شرکت‌ها و سازمانهایی‌ ایجاد می‌شوند که‌ در مسیر رشد قرار دارند.

همچنین‌ مطالعات‌ در ایران‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در فاصله‌ سالهای‌ 75 ـ 1355 هجری‌ شمسی‌ بیشترین‌ میزان‌ اشتغال‌ جدیددر اقتصاد ایران‌ به‌ شکل‌ کارکنان‌ مستقل‌ (خویش‌ فرما) بوده‌ است‌. متاسفانه‌ بدلیل‌ عدم‌ حمایت‌ از این‌ کارآفرینان‌ و سوق‌ دادن‌آنها در مسیر رشد و توسعه‌ ، بزرگترین‌ چالش‌ اقتصاد ایران‌ در دهة‌ 1380 هجری‌ شمسی‌ بحران‌ بیکاری‌ خواهد بود. در حالی‌ که‌اگر در فاصله‌ 20 سال‌ مذکور حمایتی‌ جدی‌ از کارآفرینان‌ صورت‌ می‌گرفت‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ هر یک‌ تنها یک‌ نفر دیگر را به‌ استخدام‌خود در آورند، در این‌ صورت‌ بزرگترین‌ مشکل‌ اقتصادی‌ دهة‌ 1380 در اقتصاد ایران‌ کمبود نیروی‌ کار می‌بود.

به‌ هر تقدیر اهمیت‌ کارآفرینی‌ از نظر ایجاد اشتغال‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا طی‌ دهه‌های‌ 80 و 1990 میلادی‌ به‌ تدریج‌ وفاق‌عمومی‌ در کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ و در حال‌ توسعه‌ ایجاد گردد، مبنی‌ بر اینکه‌ بحران‌ بیکاری‌ به‌ جز از طریق‌ توسعه‌ کارآفرینی‌ ودمیدن‌ روح‌ نوآوری‌ در کالبد اجتماعی‌ امکان‌پذیر نمی‌باشد. به‌ همین‌ دلیل‌ کشورهایی‌ نظر ایالات‌ متحده‌ آمریکا، کانادا، فنلاند،هند، مالزی‌، سنگاپور، استرالیا و آلمان‌ سیاستها و برنامه‌های‌ حمایتی‌ گسترده‌ای‌ را از کارآفرینان‌ تدوین‌ و به‌ مرحله‌ اجراگذاشته‌اند.

نکته‌: در شرایط‌ اقتصادی‌ فعلی‌ و نرخ‌ بالای‌ بیکاری‌ در کشورمان‌،ناخودآگاه‌ کلمه‌ «کارآفرینی‌» و کلمه‌ «اشتغال‌ زایی‌» موارد استفاده‌ مشابهی‌پیدا کرده‌ است‌ و کلمه‌ کارآفرینی‌ برای‌ مجموعه‌ اقداماتی‌ که‌ به‌ ایجاداشتغال‌ می‌انجامد نیز استفاده‌ می‌شود. مثلاً به‌ هر گونه‌ سرمایه‌گذاری‌ که‌باعث‌ ایجاد اشتغال‌ شود یا هر گونه‌ افزایش‌ مهارت‌ فنی‌ یا حرفه‌ای‌ که‌احتمال‌ اشتغال‌ به‌ کار را افزایش‌ دهد و برای‌ کسی‌ کار ایجاد کند نیزکارآفرینی‌ اطلاق‌ می‌شود. لیکن‌ هیچکدام‌ از اینها کارآفرینی‌(Entrepreneurship) که‌ در نظریات‌ توسعه‌ مطرح‌ شده‌ است‌ نمی‌باشد.چرا که‌ براساس‌ نظریات‌ اقتصادی‌ و تجارب‌ حاصله‌ در اقتصادهای‌ روبه‌ رشد«کارآفرینان‌» موتور محرکه‌ توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ محسوب‌ می‌شوند و در نتیجه‌ اشتغال‌ زایی‌ یکی‌ از فرآورده‌ها و معلول‌های‌این‌ مهم‌ می‌باشد.

1ـ3 ) نقش‌ و ویژگی‌های‌ کارآفرینان‌ در جامعه‌:

    کارآفرینان‌ به‌ عنوان‌ موتور توسعه‌ اقتصادی‌، نقشها و ویژگیهای‌ مختلف‌ و متنوعی‌ را در جامعه‌ ایفا می‌کنند که‌ هر یک‌ ازاهمیت‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است‌. از طرفی‌ هر کارآفرین‌ بالقوه‌ یا بالفعل‌، به‌ یک‌ نسبت‌ از این‌ ویژگیها و قابلیتها برخوردار نیست‌. لذاکارآفرینان‌ طیف‌ متنوعی‌ را شامل‌ می‌شوند که‌ همین‌ باعث‌ تنوع‌ در تعریف‌ کارآفرینی‌ و کارآفرین‌ شده‌ است‌. معهذا موارد زیر ازاهم‌ این‌ ویژگیها و نقش‌هاست‌.

1ـ3ـ 1) ویژگیهای‌ کارآفرینان‌:

ـ نوآوری‌ (Innovation)

ـ خلاقیت‌ (Creativity)

ـ مخاطره‌پذیری‌ (Riskbearing)

ـ اعتماد به‌ نفس‌ (Self- Confidence)

ـ دانش‌ فنی‌ (Technical Knowledge)

ـ استقلال‌ (Independent)

ـ هدف‌گرا (Goal- Oriented)

ـ مرکزکنترل‌داخلی‌ (Enternal locus of control)

ـ عکس‌العمل‌ مثبت‌ نسبت‌ به‌ مشکلات‌ و موانع‌

(Positive reaction to set back)

ـ توانایی‌به‌ایجادارتباطات‌(Communication Ability)

ـ توفیق‌طلبی‌ (need for Achievement)

ـ تمایل‌به‌مسؤولیت‌پذیری‌(Desir for Responsibility)

1ـ3ـ 2) نقش‌ و آثار کارآفرینان‌ در جامعه‌:

 عامل‌ اشتغال‌زایی‌

 عامل‌ ترغیب‌ و تشویق‌ سرمایه‌گذاری‌

 عامل‌ تعادل‌ در اقتصادهای‌ پویا

 عامل‌ تحول‌ و تجدید حیات‌ ملی‌ و محلی‌ (کارآفرینی‌ فراتراز شغل‌ و حرفه‌ است‌، بلکه‌ یک‌ شیوة‌ زندگی‌ است‌،)

 عامل‌ تولید (همانند زمین‌، نیروی‌ کار و سرمایه‌)

 عامل‌ساماندهی‌وسازماندهی‌منابع‌واستفاده‌اثربخش‌ از آنها

 عامل‌ انتقال‌ تکنولوژی‌

 عامل‌ شناخت‌، ایجاد و گسترش‌ بازارهای‌ جدید

 عامل‌ نوآوری‌ و روان‌کنندة‌ تغییر

 عامل‌ کاهش‌ بوروکراسی‌ اداری‌ (کاهش‌ پشت‌میزنشینی‌ ومشوق‌ عمل‌گرایی‌)

 عامل‌ تحریک‌ و تشویق‌ حس‌ رقابت‌

 عامل‌ یکپارچگی‌ و ارتباط‌ بازارها

1ـ4 ) ضرورت‌ پرورش‌ و آموزش‌ کارآفرینان‌:

    به‌ طور سنتی‌ در جوامع‌ صنعتی‌ و به‌ طور معمول‌ در کشور ما کارآفرینان‌ از طریق‌ سعی‌ و خطا و بقاء اصلح‌ انتخاب‌ شده‌اند.کسانی‌ که‌ در خود توان‌ ایجاد کسب‌ و کار جدید را می‌بینند با کشف‌ فرصتهای‌ موجود در جامعه‌ انجام‌ نوعی‌ مطالعه‌ امکان‌سنجی‌ فنی‌ و اقتصادی‌، بسیج‌ منابع‌ پراکنده‌ و مالی‌ و انسانی‌، دست‌یابی‌ به‌ تکنولوژیهای‌ مرتبط‌ و بالاخره‌با قبول‌ خطر شکست‌ وارد میدان‌ کسب‌ و کار می‌شوند. اما از این‌ میان‌ این‌ گروه‌ معمولاً جمع‌ کوچکی‌ (حدوداً 13) خطر شکست‌زودرس‌ را پشت‌ سر می‌گذراند و به‌ مراحل‌ پیشرفته‌تر کسب‌ و کار می‌رسند. کارآفرینانی‌ که‌ بدین‌ نحو وارد عرصه‌ کسب‌ و کارمی‌شوند معمولاً از آموزش‌ ویژه‌ای‌ جز آنچه‌ در مشاغل‌ قبلی‌ خود آموخته‌اند برخوردار نیستند.

حال‌ این‌ پرسش‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ با استفاده‌ از دانش‌ مدیریت‌ و سایر علوم‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ تا چه‌ حد می‌توان‌ فرآیندانتخاب‌ و پرورش‌ کارآفرینان‌ را آسان‌تر، کم‌ هزینه‌تر و اثر بخش‌تر از جریان‌ سعی‌ و خطا کرد.

پرسش‌ فوق‌ موضوع‌ پژوهشهای‌ متعددی‌ در دانشگاهها و مراکز پژوهشی‌ کشورهای‌ صنعتی‌ بوده‌ است‌. در نتیجه‌ همین‌پژوهشها اکنون‌ آزمونهایی‌ برای‌ سنجش‌ و پیش‌ بینی‌ قابلیت‌های‌ کارآفرینی‌ داوطلبان‌ ایجاد کسب‌ و کار و نیز برنامه‌های‌آموزشی‌ برای‌ ارتقاء قابلیت‌های‌ کارآفرینی‌ افراد مستعد تدوین‌ و تنظیم‌ شده‌ است‌.

گرچه‌ خصایص‌ ذاتی‌ و موروثی‌ افراد مانند هوش‌، خلاقیت‌، عزم‌ و اراده‌ و جسارت‌ و خطر پذیری‌، سهم‌ مهمی‌ در شخصیت‌ وعملکرد کارفرمایان‌ داشته‌ است‌، لیکن‌ اینگونه‌ نیست‌ که‌ هر کس‌ دارای‌ این‌ ویژگیها باشد حتماً یک‌ کارآفرین‌ است‌. بلکه‌ او یک‌کارآفرین‌ بالقوه‌ می‌باشد.

تحقیقات‌ بسیاری‌ تایید می‌کند که‌ فرآیند و برنامه‌های‌ آموزشی‌ خاصی‌ می‌تواند با تغییر بینش‌ و فرهنگ‌ افراد و تجهیز آنها به‌دانش‌ و مهارت‌های‌ خاص‌، راهی‌ را که‌ آنها احتمالاً با سعی‌ و خطا و گذشت‌ زمان‌ طولانی‌ به‌ آن‌ می‌رسند بسیار کوتاه‌ نموده‌ و به‌سرعت‌ یک‌ کارآفرین‌ بالقوه‌ را به‌ یک‌ کارآفرین‌ بالفعل‌ تبدیل‌ کند. لذا بدلیل‌ اهمیت‌ و نقش‌ کارآفرینان‌ در دو دهة‌ گذشته‌،برنامه‌های‌ آموزشی‌ ویژه‌ای‌ و به‌ شکل‌های‌ متنوعی‌ برای‌ آموزش‌ و پرورش‌ کارآفرینان‌ در دانشگاههای‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ و درحال‌ توسعه‌ ارائه‌ می‌گردد که‌ از جمله‌ مباحث‌ این‌ دوره‌ها می‌توان‌ به‌ موضوعاتی‌ از قبیل‌: آشنائی‌ با کارآفرینی‌ و خود اشتغالی‌،بازاریابی‌ و فرصت‌های‌ بازار، اصول‌ امکان‌سنجی‌ اقتصادی‌، آشنائی‌ با قوانین‌ تجارت‌ و ایجاد شرکت‌ خصوصی‌، مقررات‌ مالی‌ وعملیات‌ بانکی‌، مقررات‌ مالیاتی‌، مدیریت‌ منابع‌ مالی‌، اصول‌ سازمان‌ و مدیریت‌، مدیریت‌ منابع‌ انسانی‌، آشنایی‌ با کارآفرینان‌موفق‌ و تجارب‌ آنها و... اشاره‌ نمود.

مفهوم واژه «کارآفرینی»

به گفته دکتر احمد پورداریانی، واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی به معنای «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.

دکتر احمدپور داریانی می گوید: «من خودم در سال 1999 میلادی(1378 هجری شمسی) یک تعریف از کارآفرین ارائه کردم و معتقدم «کارآفرین» فردی است که دارای ایده و فکر جدید می باشد و از طریق ایجاد کسب و کاری که توام با مخاطره مالی و اجتماعی است، با بسیج منابع محصول، خدمت جدید به بازار ارائه می کند، پس کارآفرین سه کار مهم می کند که اول ایجاد خلاقیت و نوآوری، دوم راه اندازی یک شرکت یا کسب و کار و طی کردن فرایند ایجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار می باشد. بنابراین اگر در جامعه یک کسی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کرد، چون اولین بار است، این کارآفرینی کرده و او یک کارآفرین است. به عبارت دیگر آنها که اولین ها در هر کاری هستند و با نوآوری جبهه های جدیدی در اقتصاد باز می کنند، کارآفرین هستند.

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاری، مدیریت و اقتصاد تعاریف گوناگونی از «کارآفرین» ارائه می کنند.

به اعتقاد برخی از دانشمندان مانند ریچارد کتیلن (cattilon)، کارآفرین کسی است که خطرپذیر است و توانایی برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید و معرفی روش های جدید، محصولات جدید و یافتن بازارهای جدید را دارد.

اسکامپتر یکی دیگر از دانشمندان می گوید: «کارآفرین کسی است که نوآور است و قدرت خلاقیت بالایی دارد و فعالیت های جدیدی را در قالب شرکت های کوچک راه اندازی می کند».

کول (cole) هم می گوید: کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند. این فرد معمولا دارای استعداد، خلاقیت، ابتکار، سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است.

« دیوید مک کران» و «اریک فلانیگان» کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکت هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند.

 

 

 

عنوان مقاله : نقش مذهب در سلامت روان

  • 1) مقدمه :

در سالهای اخیر روانشناسان اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبک زندگی افراد در چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده اند. شیوه‌های مقابله ، توانایی‌های شناختی و رفتاری هستند که فرد مضطرب به منظور کنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور بکار می‌گیرد. در مقابله مذهبی ، از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش ، توکل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می‌شود.

از آنجایی که این نوع مقابله‌ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله‌ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند، می‌توانند مقابله‌های بعدی را تسهیل نمایند، بنابراین به کارگیری آنها برای اکثر افراد، سلامت ساز است.

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی‌دار زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند ، زیارت و ... می‌توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش‌های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند.

باور به این که خدایی هست که موقعیت‌ها را کنترل می‌کند و ناظر بر عبادت کننده‌هاست، تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می‌دهد. بطوری که اغلب افراد مومن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می‌کنند و معتقدند که می‌توان از طریق اتکاء و توسل به خداوند ، اثر موقعیت‌های غیرقابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. به همین دلیل گفته می‌شود که مذهب می‌تواند به شیوه فعالی در فرآیند مقابله موثر باشد.

بطور کلی مقابله مذهبی ، متکی بر باورها و فعالیت‌های مذهبی است و از این طریق در کنترل استرس‌های هیجانی و ناراحتی‌های جسمی به افراد کمک می‌کند. داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل‌زای زندگی، برخورداری از حمایت‌های اجتماعی ، حمایت روحانی و ... همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها می‌توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی ، آسیب کمتری را متحمل شوند.

  • 2) مذهب و مقابله با فشارهای روانی

مذهب می‌تواند در تمامی عوامل ، نقش موثری در استرس‌زایی داشته باشد ودر ارزیابی موقعیت ، ارزیابی شناختی فرد ، فعالیت‌های مقابله ، منابع حمایتی و ... سبب کاهش گرفتاری روانی شود. بر این اساس ، مدتها است که تصور می‌شود بین مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیرا نیز روان‌شناسی مذهب ، حمایت‌های تجربی زیادی را در راستای این زمینه فراهم آورده است. ویتر و همکاران او نشان دادند که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبیین می‌شود. در مطالعه دیگری ، ویلتیز و کریدر نشان دادند که در یک نمونه 1650 نفری با میانگین سنی 50 ، نگرش‌های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند.بر اساس مطالعات انجام شده دیگر ، بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد. دریک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73.4 سال شرکت داشتند، معلوم شد که بین سه شاخص مذهبی بودن (فعالیت‌های مذهبی غیرسازمان یافته و فعالیت‌های مذهبی سازمان یافته) و روحیه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد. به علاوه اسپیکا و همکارانش ، 36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگیری مذهبی رامرور کردند و نتیجه گرفتند که ایمان قوی‌تر ، یا معتقد بودن به زندگی  بعد از مرگ با ترس کمتر از مرگ ، همبستگی دارد. همچنین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند، ترس کمتری را از مرگ گزارش کردند.

مذهب و مقابله با اضطراب مطالعات دیگر ، تاثیر مداخلات مذهبی را در کاهش اضطراب و تحمل فشار روانی پس از بهبودی نشان داده‌اند. به عنوان مثال ، نتایج دو بررسی نشان داد، کسانی که به اعتقادات مذهبی پایبند بودند، اضطراب و ناراحتی کمتری را نسبت به کسانی که به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند، گزارش کرده‌اند. گارنتر و همکاران در زمینه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند.دریافتند که در تمام این مطالعات بین اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد. هانت ، سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قراردادو نشان داد که مذهب بطور مثبت با سازگاری زناشویی ، خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است.

  • 3) مذهب و تصور ذهنی از مرگ

زاکرمن و همکاران در پژوهشی گزارش کردند، در افراد سالمندی که نمره کمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند، میزان مرگ و میر 42 درصد بود، در حالی که این میزان برای افراد سالمندی که نمره شاخص مذهبی بالایی داشتند، 19 درصد بود. در مطالعه دیگری کونینگ ، کلین و همکاران دریافتند که سرطان در بین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی کسب می‌کنند کمتر شایع است. در بررسی دیگری ، مشاهده کردند افرادی که همیشه از مقابله‌های مذهبی استفاده می‌کنند، نسبت به افرادی که کمتر و گاهی از این مقابله‌ها استفاده می‌کنند، در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری کسب کردند.

موریس اثر زیارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بیمار سالمند بررسی کرد. او دریافت که علائم آنها بعد از زیارت رفتن کاهش زیادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زیارت هم این اثر ادامه دارد. در مطالعه دیگری ، مکین‌توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با یک رویداد معنی‌دار زندگی بررسی کرد. او با 124 پدر و مادری که کودک خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند، مصاحبه کرد و دریافت که  مذهبی بودن با یافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی  بودن با افزایش صلاحیت روانی و کاهش ناراحتی در بین والدین در طی 18  ماه بعد از مرگ کودکانشان ، ارتباط داشت.

علیرغم این که اکثر تحقیقات ذکر شده در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجایی که باور و اعتقاد ما مسلمانان بر این است که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ، ارائه دهنده کامل‌ترین و سلامت سازترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورات آن حوزه‌های وسیع اخلاقی ، بین فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در برمی‌گیرد، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی در سلامت روانی یک ضرورت اساسی به نظر می‌رسد.      

 

 

 

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar