مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٦/٤

آسیب شناسی پدیده صف های طویل

 در چند دهه اخیر همزمان با گسترش شهرنشینی، مواجهه با صف های طولانی و پرتعداد برای انجام امور روزمره شهروندان، پدیده صف را به یکی از مولفه های زندگی ایرانی تبدیل کرده است. این پدیده و در حقیقت معضل نامحسوسی که اغلب به بی نظمی و بی برنامگی در روند مناسبات مدنی نسبت داده می شود تبعات بسیاری برای جامعه و شهروندان پدید می آورد و نوعی رنجش خاطر و نارضایتی عمومی را به دنبال دارد.


آسیب شناسی پدیده صف های طویل

 

 در چند دهه اخیر همزمان با گسترش شهرنشینی، مواجهه با صف های طولانی و پرتعداد برای انجام امور روزمره شهروندان، پدیده صف را به یکی از مولفه های زندگی ایرانی تبدیل کرده است. این پدیده و در حقیقت معضل نامحسوسی که اغلب به بی نظمی و بی برنامگی در روند مناسبات مدنی نسبت داده می شود تبعات بسیاری برای جامعه و شهروندان پدید می آورد و نوعی رنجش خاطر و نارضایتی عمومی را به دنبال دارد. تبعات گسترده صف ها در حوزه های مدیریتی، رفاه اجتماعی، فرهنگ شهروندی، اخلاق جمعی و ... قابل بررسی است. برای مثال می توان به ایجاد تنش در مکان های عمومی و شلوغ، اتلاف وقت و انرژی شهروندان، ایجاد دیدگاه منفی نسبت به توانایی های مدیریتی و فنی مسوولان و صاحب منصبان و کاهش بازده کاری اشاره کرد؛ بنابراین باید پرسید این همه صف های دائمی چرا پدید می آیند و چه کسی یا کسانی مقصر و پاسخگوی مشکلاتی هستند که برای شهروندان ایجاد می شود. در این نوشتار به معضل صف، فزونی کمی و کیفی آن و علل و نتایج این مولفه آزاردهنده در زندگی روزمره شهروندان پرداخته ایم.

 


    
تشکیل صف در محیط شهری بنابه شرایط اجتناب ناپذیر است، اما هرگز مطلوب نیست. در بحران های اجتماعی یا بنا به محدودیت ها و مقتضیات فنی و اداری مناسبات شهروندی با پدیده صف پیوند می خورد و شهروندان بناچار به معضلات آن تن می دهند. حتی در نظام اداری و شهروندی کشورهای پیشرفته نیز انواع صف مشاهده می شود، اما نکته مهم توجه به کمیت و کیفیت این پدیده است. صف ها در جامعه ما آنقدر پرتعداد و گاهی طولانی هستند که فقط نام بردن از آنها به فهرستی بلندبالامی انجامد و ایستادن در آنها و به قول معروف گذشتن از هفت خوان هر صف، کفش آهنین و اعصاب فولادین می طلبد.


    
صف بانک، عابربانک، پست، ادارات دولتی و غیردولتی، شرکت ها، فرودگاه ، مترو، اتوبوس، تاکسی، نانوایی، انواع صف های خرید، بنزین، گاز، نفت، بلیت های ورزشی، هنری و ... تنها بخشی از مرامنامه صفی نظام شهروندی! هستند که تقریبا انجام هر کدام از امور روزمره شهروندی را به کاری طاقت فرسا و زمان بر تبدیل می کند.
    
دکتر شاهین محمدپور، دانش آموخته رشته مدیریت ضمن مقایسه و تاکید بر فزونی انواع صف در جامعه شهری، درباره این پدیده توضیح می دهد: از دیدگاه مدیریت، صف ها گلوگاه های یک سیستم اداری و فنی محسوب می شوند. گلوگاه به بخشی از فرآیند انجام کار گفته می شود که داده یا ستاده در آن معطل می ماند و هزینه و انرژی مضاعفی بر چرخه کار تحمیل می کند. گلوگاه ها با فراست مدیریتی، بهبود روش های انجام کار و با استفاده از دیدگاه سیستمی و کل نگر قابل اصلاح هستند و نباید آنها را اجتناب ناپذیر دانست.

 

روش های ناب مدیریتی از طریق افزایش ظرفیت ها به پیش بینی گلوگاه های احتمالی می پردازد و رفع آنها را پیش از وقوع و ایجاد آسیب به فرآیندها در دستور کار قرار می دهد. وی در سطوح کلان اجتماعی مدرنیته، افزایش نیازهای شهروندی، ارزشمند شدن وقت و لزوم تسریع کارها، گذر از روش های سنتی انجام کار و شتاب گیری صنعتی شدن و ارائه خدمات شهری را از عواملی می داند که به ایجاد صف های ناخواسته یا قابل پیش بینی منجر می شود و در این باره می افزاید: یک مثال مشهود در جامعه ما روش های سنتی پخت نان است که برای خروج نان آماده از تنور و ارائه به مشتری با معطلی های اجتناب ناپذیر همراه می شود، در مقابل ارائه نان فانتزی که با روش های صنعتی طبخ می شود با سرعت بیشتری صورت می گیرد و تشکیل صف های طولانی را موجب نمی شود. تغییر فرآیند تولید در صورت امکان یا افزایش ظرفیت ها، شیوه هایی هستند که برای رفع این معضل و مقابله با صف های تهیه نان سنتی می توان اتخاذ کرد.
    
ضعف های مدیریتی
    
مدیریت، علمی جامع و میان رشته ای است که از دیگر علوم نظیر ریاضیات، آمار، روان شناسی، جامعه شناسی، علوم تجربی، حقوق و ... بهره می گیرد و با مفاهیمی کلی و کلیدی نظیر هدایت، هماهنگی، کنترل، نظارت و برنامه ریزی سروکار دارد. دامنه نفوذ این علم، مسائل ساده و بدیهی تا موضوعات کلان و پیچیده را در بر می گیرد. این گستره نفوذ را می توان در سطوح اجتماعی از شیوه توزیع شیر یارانه ای تا مدیریت یک نیروگاه هسته ای یا طرح ماهواره ای در نظر گرفت و بدون اغراق باید گفت انجام هیچ کاری بدون مدیریت هرچند با روش های ساده و پیش پا افتاده امکان پذیر نیست. علاوه بر آن، از یک دیدگاه می توان مدیریت را هنر روش انجام کار دانست و ناگفته پیداست این روش باید با ایجاد مطلوبیت بهینه از نظر منابع، زمان، امکانات، توانایی ها و دیگر محدودیت ها همراه باشد، بنابراین وجود هر صف از ضعف مدیریتی در روش انجام یک کار حکایت می کند، چرا که حداقل مطلوبیت زمانی چرخه انجام کار را در نظر نمی گیرد و تامین نمی کند. یکی از دلایل بی اهمیت شمردن صف ها در مدیریت خرد و کلان جامعه را باید در منبع پرداخت هزینه های سوء مدیریت جستجو کرد. بدین معنی که هزینه اتلاف وقت را شهروندان می پردازند و از این طریق به طور مستقیم هزینه ای بر دوش نهادهای خدمات دهنده و اجرایی تحمیل نمی شود. اگرچه هزینه های غیرمستقیم این نوع بی تدبیری ها بر کلیت نظام دولتی و اداری جامعه وارد می شود و بالطبع آثار زیانبار بیشتری بر جای می گذارد که افزایش انواع نارضایتی، عدم همراهی و دلسوزی برای پیشبرد برنامه های اجرایی و تقابل میان افکار و رفتار عمومی با تصمیمات دولتی، تنها بخشی از آنهاست.


    
ضعف عمده ای که در مدیریت جامعه در تمامی سطوح قابل مشاهده است از بی توجهی به واقعیت های موجود نظیر بسترهای لازم و توانایی های فنی و اداری و البته زمان لازم و معقول برای انجام طرح ها ناشی می شود. انجام هر کاری به پیش بینی مقدمات و تحقق بسترهای ضروری نیاز دارد و بدون آنها همواره یک جای کار می لنگد. گاهی طرح ها چنان بلندپروازانه هستند که حیرت همگان و تردید جدی در اجرای آنها را به دنبال دارد و گاهی به نظر می رسد اجرای یک طرح تنها با توجیه برد رسانه ای و ظاهر اصلاحگر و دهان پرکن اش پیش بینی شده است.


    
گویا برخی مدیران تنها به جنبه ریاست کارشان علاقه دارند و صرفا تصمیم گیری و لزوم اجرای آن را وظیفه خود می دانند. انگار نه انگار که برای اجرای هر تصمیم باید مقدمه چینی کرد، ابزارهای تسهیل کننده را فراهم آورد و تقویت کرد و بستری مناسب برای تحقق مفاد تصمیم به کار گرفت. انواع نارسایی های کلان که از ضعف مناسبات و کارکردهای اجتماعی و بی توجهی بسترهای لازم ناشی می شود، حین اجرای طرح ها شرایطی فراهم می آورد که مسائل مدیریتی مجالی برای ظهور نمی یابند و همان اتفاقی می افتد که افکار عمومی آن را بی نظمی و بی برنامگی می نامند و از هزینه های آن گریزانند. این گونه است که بیشتر طرح های بزرگ و عمومی که به ارتباطات گسترده میان سطوح مختلف اجتماعی نیاز دارد یا با صف های طولانی شروع یا با آن ختم می شود. در اینجا توجه به این نکته ضروری است که اجرای طرح های اجتماعی برای بهبود روش های انجام کار موجود یا ارائه خدمات جدید در حوزه های مختلف اقتصادی، معیشتی، اداری و ... نباید در نگاه کلی هزینه ای بیش از منفعت مورد انتظارش در پی داشته باشد. دکتر محمد پور در این باره معتقد است: این که امروز برای انجام کاری تصمیم بگیریم، فردا آن را عملی کنیم و پس فردا همزمان با افکار عمومی به ضعف ها و نارسایی های اساسی آن در پیش بینی و اجرا آگاه شویم، از ضعف مدیریت حکایت می کند و هزینه ها را افزایش می دهد.
    
متهم اصلی
    
ضعف های فنی و اداری، اصلی ترین متهم تشکیل صف های طولانی در بخش های مختلف جامعه هستند. این ضعف ها که اغلب با کمبودها و محدودیت ها عجین شده، با ایجاد وقفه در روند کارها یا ناتوانی برای پاسخگویی به نیازها به ایجاد صف های طولانی منجر می شود، برای مثال کمبود کارمند در بانک ها، کمبود وسایل نقلیه در ایستگاه های تاکسی و اتوبوس، کمبود اجناس مشمول یارانه در فروشگاه ها، کمبود پول در عابربانک ها و محدودیت ظرفیت در ورزشگاه ها، سینماها و... .


    
البته مشکل به همین جا ختم نمی شود و ابلاغ بخشنامه ها و آیین نامه های کوتاه مدت، پی در پی و گاه ضدونقیض را هم باید بخشی از معضلات صف آفرین به حساب آورد. مثلابتازگی بانک ها برای دریافت قبوض آب، برق، گاز و تلفن محدودیت هایی اعمال کرده اند، به طوری که بانکی قبض آب و برق را نمی گیرد و قبض تلفن و گاز را دریافت می کند و بانک دیگر، قبض تلفن و برق را نمی گیرد و... یا بلیت ورزشگاهی نظیر استادیوم آزادی در یک بازی داخل ورزشگاه فروخته می شود و بازی بعد در مکان هایی از قبل اعلام شده خارج از مجموعه این تغییر و تحولات، شیوه های شناخته شده انجام کار را دگرگون می کند و وقتی تکلیف مردم برای دستیابی به خواسته های روزمره شان مشخص نباشد، وقوع بحران صف اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.


    
نکته دیگر در این حوزه ، شیوه های نوی انجام کار است که در وعده تحقق دولت الکترونیک جستجو می شود، ولی به دلیل ضعف های ساختاری و زیربنایی نظیر دسترسی نداشتن عموم افراد جامعه به ابزارهای الکترونیک، اینترنت پرسرعت، کابل نوری و... به همراه سایه گستری دیوان سالاری اداری بر روش های انجام کار، به بلاتکلیفی و صف آفرینی دامن می زند. در اجرای گام های نخستین دولت الکترونیک نیز اغلب این ضعف های ساختاری نادیده گرفته می شود و نوعی ناکارآمدی و بلاتکلیفی ایجاد می کند. در سال های اخیر بسیار پیش می آید که متقاضیان خدمت خاص برای پر کردن فرم درخواست در فلان اداره حاضر شده، در صف می ایستند و با کاغذبازی بسیار کارشان را پیش می برند و پس از مدتی اعلام می شود این نوع درخواست پذیرفتنی نیست و ثبت نام و تقاضا باید از طریق فرم های درخواست رایانه ای صورت گیرد. حالامعلوم نیست اصلاچند نفر از متقاضایان به رایانه و اینترنت دسترسی دارند یا طرز کار با آن را بلندند.


    
مطلبی را هم بشنوید از دانشجوی یکی از دانشگاه های کشور درباره جایگزینی شیوه رایج انتخاب واحد با شیوه الکترونیکی: تا پیش از این با یک بار مراجعه به دانشگاه و طی چند ساعت صف ایستادن و کاغذبازی مرسوم، انتخاب واحد انجام می شد؛ اما با به کارگیری شیوه اینترنتی، تعداد مراجعات به دانشگاه برای دریافت رمز عبور و اولویت ثبت نام و ارائه رسید بانکی و فرم تاییدیه انتخاب واحد افزایش یافته است. علاوه بر آن نوعی صف اینترنتی برای کاربری سایت دانشگاه به وجود آمده که برای انتخاب واحد در محدودیت زمانی تعیین شده هزینه و وقت مضاعفی می طلبد. اتفاق دیگری در این حوزه که اگرچه یکی از هزاران است، اما کمی مضحک به نظر می رسد اتخاذ شیوه ارائه درخواست اینترنتی برای تمدید مجوز اقامت از سوی اتباع افغانی مقیم ایران است که به تنهایی گویای ضعف های مدیریتی و بی توجهی به امکانات و دسترسی های واقعی گروه های اجتماعی به شیوه های انجام کار است. اگر قرار باشد شیوه های الکترونیکی و پیشرفته ارتباطی به روشی برای کاهش کاغذبازی و حضور فیزیکی افراد و کوتاه شدن صف ها منجر شود باید پیش از هر کار به بسترسازی در حوزه الکترونیک پرداخت که تسهیل، گسترش فناوری و آموزش نیز بخشی از آن محسوب می شود. این نوع ضعف های ساختاری در پیشبرد روش های پذیرفته شده الکترونیکی نیز اختلال ایجاد می کند و یک نمونه وضعیت عابربانک هاست که گاهی با نقص فنی، قطع شبکه یا مشکلاتی از این دست مواجه می شوند و افزایش صف جلوی عابربانک های سالم و پول پس بده! را موجب می شوند.


    
در جستجوی زمان از دست رفته
    
اتلاف وقت شهروندان، تنها یکی از مضرات صف های متعدد و طولانی در جامعه شهری ماست که با یک حساب سرانگشتی می تواند زیان و عقب افتادگی ناشی از پدیده صف را پیش چشم آشکار کند. اگر فرض کنیم 20 میلیون نفر از جمعیت شهرنشین کشور با مسامحه بسیار هر هفته فقط 20 دقیقه از فرصت زندگی شان را در انواع و اقسام صف ها تلف می کنند ماهانه بیش از 26 میلیون ساعت هدررفت زمانی خواهیم داشت، آن هم در دنیای پرشتاب امروزی که لحظه به لحظه فرصت ها می تواند ارزشمند باشد. فرصتی که باید برای فراغت، اشتغال، خلاقیت، افزایش رفاه و ارتقای شخصی و اجتماعی صرف کرد، در صف های بی حاصل می سوزد و از بین می رود؛ صف هایی که اصلامی تواند وجود نداشته باشد.

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar