مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/۳/۱٧

 

هریک از مولفه­های بهبودی نیازمند رشد شخصی فراتر از حیطه شناخت علم پزشکی است. این جنبه از بهبودی تحت عنوان «معنویت» شناخته میشود و دلالت بر کسب آرامش در شرایط ناامنی­های زندگی است و ما هیچکدام کنترل چندانی روی این شرایط نداریم. در طول مسیر بهبودی تسلط بر تعادل شکننده بین اطمینان و بی­اطمینانی درمانی می­تواند زندگی پاکی را به ارمغان آورد.

 رویکرد درمانی ما دارویی-روانی-اجتماعی است. در این دیدگاه همزمان با استفاده از آخرین داروهای موثر از حمایت اجتماعی و روان­درمانی فردی و گروهی افراد بهره می­گیرند.

 

 


 

اگر ما بخواهیم رفتار درستی در مورد افراد وابسته به مواد داشته باشیم باید یک سری پیش­فرض و پیش­داوری­های خود را نسبت به پدیده وابستگی به مواد یا اعتیاد تغییر دهیم. ما با توجه به تاثیری که این پدیده یعنی اعتیاد روی جنبه­های مختلف زندگی خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما می­گذارد عادت نکرده­ایم به این پدیده به عنوان بیماری نگاه کنیم و سعی می­کنیم آن را به صورت یک مسئله حاد نگاه کنیم و برای آن به دنبال یک راه­حل آنی بگردیم.

 

حتی وقتی آنرا به عنوان بیماری قبول کردیم و عجله داریم که دکتر نسخه­ای بنویسد و دارویی تجویز کند که وابستگی به ماده از سر بیمار ما بیافتد و دیگر سراغ مواد نرود و حال آنکه بیماری وابستگی به مواد بیماری حادی نیست که یک دفعه ایجاد شده باشد که بخواهد یک دفعه بر طرف شود. این بیماری به تدریج در اثر مسائل مختلفی ایجاد می­شود که هر یک از آنها باید به نوبه خود و در طول زمان بررسی و با کمک تیم درمانی و خانواده و جامعه حل شود. در درمان وابستگی به مواد انتظار بهبود سریع یک آرزو است و به نظر می­رسد تا مدت­های دراز هم آرزو بماند.

 

اگر کسی از من بپرسد آیا وابستگی به مواد درمان دارد من به او می­گویم اگر می­خواهی مثل سرماخوردگی یا حصبه آن را درمان کنیم، هنوز این درمان پیدا نشده است ولی اگر تعریف درمان را عوض کنی و عجله نداشته باشی درمان آن امکان پذیر است و خیلی­ها توانسته­اند درمان را تا بهبودی کامل به پایان برسانند به همین خاطر است که در مورد افراد وابسته به مواد ما اصطلاح بازتوانی و بازپروری را به کار می­بریم تا اصطلاح درمان را.

 

مراجعین ابتدا بایستی بدانند رفتاراعتیادی آنها مشکلی جدی برای خود و اطرافیان است. باید متعهد باشند تا زمانی که تحت درمان اعتیادند با مقاومت مستمر به دنبال کسب یک زندگی سالم باشند. این نوع پشتکار و تداوم درمان مستلزم ارتباط با افراد بهبودیافته است. بهبودی و کسب سلامتی دربرگیرنده گسترش افق­های دید بیمار است. بعد از التزام به این مسئله، باید ببیند علم پزشکی چه کمکی در اختیار وی قرار می­دهد.

 

 هریک از مولفه­های بهبودی نیازمند رشد شخصی فراتر از حیطه شناخت علم پزشکی است. این جنبه از بهبودی تحت عنوان «معنویت» شناخته می­شود و دلالت بر کسب آرامش در شرایط ناامنی­های زندگی است و ما هیچکدام کنترل چندانی روی این شرایط نداریم. در طول مسیر بهبودی تسلط بر تعادل شکننده بین اطمینان و بی­اطمینانی درمانی می­تواند زندگی پاکی را به ارمغان آورد.

 رویکرد درمانی ما دارویی-روانی-اجتماعی است. در این دیدگاه همزمان با استفاده از آخرین داروهای موثر از حمایت اجتماعی و روان­درمانی فردی و گروهی افراد بهره می­گیرند. اعتیاد قابل درمان است و پیش آگهی درمانی این نوع بیماری مشابه بیماری­های مزمن از قبیل حمله قلبی، فشار خون و دیابت است. هدف از درمان اعتیاد بهبودی و سلامت مراجع است و توصیه­ یا اقدامات درمانی که در مورد اشخاص مبتلا به بیماری مزمن صورت می­گیرد در این زمینه نیز عملی است. اگرچه برخی اشخاص بدون استفاده از دارو و کمک برنامه ­های 12 گامی درمان می­یابند، با این حال وضعیت کسانی که به دنبال دریافت درمان تخصصی نیستند روز به روز وخیم­تر شده و به­تدریج سلامتی و زندگی­شان نابود می­شود.

 

 

مدل­های متعدد درمانی بر طبق آسیب­شناسی روانی و گرایش عمده­ی نظریه بالینی، سعی در تبیین این پدیده کرده­اند و عمده­ی این مدل­ها موارد زیر است؛

 

مدل پزشکی

این درمان مبتنی بر پرهیز و حمایت است. پرهیز به واسطه­ی مقابله­ی مستقیم مانند بستری کردن یا درمان سرپایی همراه با تست ادرار مرتب صورت می­گیرد. با بهره­گیری از روان­درمانی فردی، گروه­درمانی­، خانواده­درمانی و همچنین اقامت در اجتماع درمان­مدار، حمایت از مراجع، انجام می­شود. در صورت همبودی اختلالات روانی همراه اعتیاد، داروهای روان­گردان استفاده می­شود. از دیدگاه پزشکی اعتیاد به عنوان نوعی بیماری پیش­رونده در نظر گرفته که دو عنصر اصلی، از دست دادن کنترل و پیشرفت بیماری دارد.

 

مدل اخلاقی

این مدل اعتیاد را نشانه­ی ضعف شخصیتی و یا کمبود اراده می­داند و درمان مبتنی بر اَنگ یا برچسب زدن به معتاد است. این نگرش موجب شرم و احساس­گناه فرد شده و سبب انکار مشکل یا سرباز زدن از پذیرش اعتیاد می­شود

 

مدل معنوی

اعتیاد به­منزله تلاش­های نادرست برای حل مشکلات وجودی انسان تلقی می­شود که از طریق تغییر ساختگی حالات هوشیاری با استفاده از مواد صورت می­گیرد و به طور موقت با تغییر حواس، افکار و رفتارها تغییرات معنوی را تقلید می­کنند اما در نهایت قابلیت­ معنوی انسان را کاهش می­دهند و منجر به اختلالات روانی و جسمانی می­شوند.

مدل رفتاری شناختی

تعامل پیچیده­ی فرایندهای شناختی و رفتاری موجب شکل گیری بیماری اعتیاد می­شود. درمان­گران شناختی به­ دنبال شناسایی زنجیره­ها­ی شناختی، رفتاری و هیجانی وقایع و رویدادهای قبل و پس از مصرف مواد هستند. این مدل درمانی از ترکیب درمان­ شناحتی و رفتاری برانگیزاننده­ها و تقویت­کننده­ها بهره می­گیرد و با تحلیل کارکردی به مراجع کمک می­کند. این درمان بر اساس اصول زیر صورت می­گیرد؛

1- ضابطه­مندی بیمار، سنجش پیشینه، بررسی مشکلات فعلی و تحلیل نیمرخ­های رفتار شناختی مراجع.

2- تشریک مساعی، حمایت کردن و همدلی با فرد

3- آموزش روانی، استفاده از مطالب آموزشی و ابزارهای آموزش رفتاری شناختی

4- توجه به ساختار و حرکت در چهارچوب جلسه درمانی

5- توجه به نیازها و انگیزه­های متعدد بیمار

6- نظارت مستمر بر مصرف مواد

در این مدل از مهارت­های مقابله­ای برای شکستن رابطه­ی بین برانگیزاننده­ها، مصرف مواد و افزایش خویشتن­داری و پرهیز استفاده می­شود و به پیشایندهای اجتماعی، محیطی، هیجانی، شناختی و جسمانی تمرکز می­شود زیرا که ممکن است در نقش برانگیزاننده­ی مصرف مواد عمل کنند. 

مواد به مرور زمان جزئی از زندگی افراد شده است. متعاقباً زمان مصرف بیشتر شده، هزینه­های مالی و شخصی بالاتر رفته و کنترل فرد کمتر می­شود و در این شرایط به تکاپوی درمان اقدام میکنند. احساسات دوسوگرایانه به صورتی است که علی­رغم آگاهی از زیان­های مواد، هنوز به کنترل مصرف امیدوار بوده و دوست ندارند حالت سرخوشی را از دست دهند. در این شرایط اغلب فشارهای شدید اطرافیان، مراجع قانونی و مراکز شغلی شخص را به طرف درمان سوق می­دهند. لذا در روان­درمانی تاکید اولیه بر دوسوگرایی است. تنظیم قرارداد همکاری با مراجع با تاکید بر اثرات زیانبار مواد می­تواند کمک کننده باشد.

هر چند که این در اوایل درمان تحت تاثیر مواد مورد مصرف هستند اما در هر مرحله درمانی این اتفاق ممکن است روی دهد. به­وضوح وضعیت روان­شناختی مراجع بسته به شدت مسمومیت، به­طور قابل توجهی متفاوت است. در برخی شرایط نیز مصرف مواد اختلالات روانی فرد را می­پوشاند و تنها زمانی که اثرات مواد کم­رنگ یا ناپدید شود، دیده می­شوند.

در بسیاری موارد با افرادی سروکار داریم که چندین نوع ماده را باهم مصرف می­کنند. مثلاً افرادی که برای رفع اضطراب ناشی از مصرف کوکائین الکل می­نوشند. یا بیماران تحت درمان با متادون عموماً جهت تجربه مجدد حالت اوج از بنزودیازپین­ها استفاده میکنند. از آنجا که این افراد تحت­تاثیر اثرات داروشناختی متضاد همراه با علائم روان­شناختی دیگر هستند پیچیدگی درمانی بالایی دارند. 

 

 

 

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar