مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٢٥

«... این شیطنت هاى شاگردان است که معلم را وادار به خشونت مى کند و یا خشونت معلم است که منتظر فرصت براى کوبیدن و تحقیر کردن است؟...» اما واقعیتى هست که مى گوید: « هر قدر منطق تربیتى معلم قوى تر است به همان اندازه تعداد سیلى هاى او که بر چهره دانش آموز مى نشیند، کمتر است».


 

 

صداى تحقیر و تنبیه
از پشت دیوار

 

 


هنوز تردید دارید. نمى دانید چیزى عوض شده یا نه! شما پدر شده اید. شما مادر شده اید. فرزندانى در سنین مدرسه دارید و هربار که از در آهنى مدرسه فرزندتان داخل مى شوید، ناخودآگاه دنبال خودتان مى گردید. کودکى و نوجوانى تان که آنجا جا گذاشتید و ناچار شدید مثل آدم بزرگها رفتار کنید، حرف بزنید و زندگى کنید. مردد هستید. در حیاط مدرسه فرزندتان ایستاده اید. خودتان را مى بینید که در حیاط مى دوید. ناظم مدرسه صدایتان مى زند، بعد هم صداى ضربه خط کشى را مى شنوید که بر دستهایتان مى نشیند. باید جواب مى دادید، جواب دلخواه معلم یا ناظم را و یا تنبیه مى شدید، تا دیگر ندوید، دفتر مشق تان را جا نگذارید و در جمع و تفریق ارقام اشتباه نکنید. راستى الآن چند سال دارید؟! و چقدر گذشته از زمانى که بلد نبودن درس مساوى بود با گذاشته شدن مداد لاى انگشتهایتان و فشار دادن آنها به هم، بد خط نوشتن مشق شب مساوى بود با چند سیلى به سرو صورتتان و کمى شیطنت کودکانه برابر بود با «هو» شدن سر صف و جلوى چشم دیگران ! راستى چقدر گذشته از زمانى که معلم ها را با نوع خط کش و شلاق چرمى و وسیله اى که براى تنبیه به کار مى بردند، تفکیک مى کردید و مى شناختید؟! تردید دارید. اینجا هستید، در مدرسه فرزندتان؛ مدرسه اى که کودکى و نوجوانى تان را در آنجا گذاشتید. نمى دانید چیزى عوض شده یا نه!
****
«... این شیطنت هاى شاگردان است که معلم را وادار به خشونت مى کند و یا خشونت معلم است که منتظر فرصت براى کوبیدن و تحقیر کردن است؟...» اما واقعیتى هست که مى گوید: « هر قدر منطق تربیتى معلم قوى تر است به همان اندازه تعداد سیلى هاى او که بر چهره دانش آموز مى نشیند، کمتر است».
وقتى با محمد قائد نویسنده و سردبیر مجله آموزشى لوح درباره تنبیه بدنى در مدارس صحبت کردم نکته مهمى را یادآور شد. او گفت: «آنچه من از جامعه ایرانى تجربه دارم معلمانى هستند که معتقدند نسخه واحدى نمى شود پیچید. دانش آموزى هست که اگر به او اخم کنى، فوق العاده ناراحت مى شود و دانش آموزى هم هست که تا توى گوشش نزنى به حرفت توجه نمى کند. در فاصله این دو هم دانش آموزان مختلف قرار دارند. مسأله معلم ها این است که وقتى
۷۰ دانش آموز در کلاس است و ۷۰۰ تا در مدرسه، شما دیگر نمى توانید آرمانهاى تربیتى از نوع پداگوژى (۱) اجرا کنید. در این صورت است که کشیدن گوش تنبیه نیست، تنبه است».
شاید هم این تفاوت دیدگاه سبب شده هیچ مسؤولى حاضر نباشد به صراحت منکر وجود تنبیه بدنى در مدارس شود. بنابراین غیر از اخبارى که گاه و بیگاه از دیوارهاى بلند مدارس به بیرون درز مى کند و حکایت از تنبیه بدنى دانش آموزان دارد و آنچه گاهى والدین از زبان فرزندان خود مى شنوند، آمار رسمى و قطعى درباره تنبیه بدنى دانش آموزان وجود ندارد.گو این که به اعتقاد دکتر فاطمه قاسم زاده روانشناس کودک واستاد دانشگاه « بخشنامه ممنوع بودن تنبیه بدنى را داریم ولى عملاً این تنبیه در مدارس ما به چشم مى خورد.» هرچند در یک نماد بزرگ تر مى توان گفت مدارس ما منفک از جامعه نیستند. شاید در برابر آسیب هاى اجتماعى که کودکان و نوجوانان در جامعه با آن روبرویند و آزارهایى که توسط والدین مى بینند، تنبیه بدنى در مدارس، هنوز مجالى براى تبدیل شدن به موضوعى مهم و قابل تأمل نیافته است.
فرنگیس مهتدى روانشناس مى گوید: « اگر احترام به کودک در ما نهادینه شود، آن وقت با هیچ نوع آزارى به کودک در خانواده ، جامعه و مدرسه روبرو نخواهیم بود یا دست کم از شدت گرفتن آنها جلوگیرى خواهیم کرد».
اما محمد قائد،نویسنده معتقد است: « در فرهنگ ما هنوز فرهنگ تنازع است که غلبه دارد، کسى که قوى تر است و مقدار زیادى هم از این قوت در ماهیچه است باید از آن استفاده کند چه در خانه، خیابان یا مدرسه، روزگار طولانى کتک زدن زن و بچه بخشى از وظیفه مرد بود. هنوز هم هست. منتهى در پستو که گاهى هم عیان مى شود. در مدرسه هم این فرهنگ حاکم است. بسیارى از معلمان از یک چیز واهمه دارند وآن جذبه نداشتن است. اگرچند محصل بتوانند بقیه را قانع کنند که نیازى نیست از معلم حرف شنوى داشته باشند، بقیه هم مى گویند کلاه این معلم پشم ندارد. بنابراین معلم مى گوید اگر کتک نزنم و تنبیه نکنم، کنترل از دستم خارج مى شود. متأسفانه اگر معلم وارد فاز ایجاد ترس از طریق کتک زدن و جذبه پیدا کردن از این طریق شود، مدام باید دز کتک زدن را بالا ببرد و تعداد بیشترى را تنبیه کند تا نتیجه بگیرد».
مدیر دستور مى داد ،معلم هم گزارش خلاف هاى کوچک و بزرگ را به گوش ناظم مى رساند و تنبیه از طرف او اجرا مى شود. مدیر و معلم از ناظم انتظار عمل داشتند. به همین دلیل در مدارس پسرانه ناظم مدرسه همیشه از بقیه معلمان یک سرو گردن بلندتر و قوى تر بود. در مدارس دخترانه هم عبوس ، جدى ، خشک و بیش از حد مقرراتى بودن ازویژگیهاى انتخاب ناظم بود. همه این ظرایف رعایت مى شد تا محیط مدرسه، محیطى براى درس خواندن ما باشد نه احیاناً گاهى کودکى کردن که تجربه و خطا هم بخشى از آن بود! نتیجه چه بود؟ دانش آموزانى که از مدرسه گریزان بودند. به استناد ماده
۶۵
آیین نامه اجرایى مدارس مصوب شوراى عالى آموزش و پرورش ، اعمال هرگونه تنبیه از قبیل اهانت، تنبیه بدنى وتعیین تکالیف درسى با هدف تنبیه دانش آموزان در تمام دوره هاى تحصیلى ممنوع است.
تنبیه بدنى در بخشنامه ممنوع شد. اما اگر این ممنوعیت با تغییر در فکر معلمان نباشد، مطمئناً تنبیهات دیگرى جاى سیلى زدن ، لگد و کشیدن گوش و... را مى گیرد.
فرنگیس مهتدى روانشناس مى گوید: «مطمئناً آثار تحقیر کلامى،کوچک کردن شخصیت دانش آموز در حضور دیگران و استفاده از القاب ناپسند علیه دانش آموز کمتر از تنبیه بدنى و برخورد فیزیکى نیست و زمینه ساز بسیارى از ناهنجاریها و اختلالات رفتارى در زندگى حال و آینده دانش آموز مى شود».
***
سرخى اى که به گونه مى ماند، سوزشى که اشک به چشم کودک مى آورد وکلامى اهانت بار که غرورى را جریحه دار مى کند، ممکن است در خانه بر سر و روح کودک نشانه رود یا در مدرسه . محمد قائد مى گوید:«ما فقط به یک جنبه مى پردازیم. مى گوییم خشونت در خانه یا تنبیه بدنى در مدرسه در حالى که اینها مثل زنجیر به هم پیوسته اند . آیا تمام پدران و مادران با خشونت فیزیکى مخالفند و نسبت به فرزندانشان بالاترین درجه مدارا و تحمل را دارند. یا گمان مى کنند خشونت براى بچه ها لازم است. پدر و مادر فکر مى کنند بچه اگر کمى حساب ببرد خوب است، سرش داد مى زنند و اگر توجه نکرد، گوشش را هم مى کشند. بالطبع مدرسه هم از این رفتار و فرهنگ حاکم بر خانواده تأثیر مى پذیرد. شما ببینید در همین مدارس غیر انتفاعى که دانش آموزان در آنها معمولاً از لحاظ فرهنگى، ویژگیهاى اقتصادى و اعتقادى خانواده در یک سطح خاص از سایر خانواده ها هستند، تنبیه بدنى چقدر است. اصلاً وجود دارد؟ در مدارس معمولى به چه صورت است. اما به هر حال این انتظار از معلمان نمى رود که اگر در جایگاه تعلیم وتربیت قرار دارند، رفتارهاى اشتباه والدینى را که چه بسا از نظر سواد و تجربه بسیار پایین تر از آنها هستند، تکرار کنند. هرچند ما در جامعه اى زندگى مى کنیم که پرخاشگرى دارد تبدیل به خشونت مى شود. الآن جنایت ها تبدیل به جنایت هاى سازمان یافته، در کمال خونسردى ، سریع و بسیار خشن شده است. در چنین جامعه اى که خشونت اعتلا پیدا مى کند یا به مراحل بالاترى مى رسد، برخورد فیزیکى لازمه زندگى مى شود. حتى معلم هم گمان مى کند اگر نزند، نزددانش آموزان احترام ندارد، کسى از او حساب نمى برد، اقتدار ندارد، اما در یک سیستم صحیح اگر محصل به معلم با دیده احترام نگاه کند، معلم به مدیر احترام بگذارد ومدیر به مدیر بالاتر از خودش و معلم و سیستم آموزشى از یک احترام، اقتدار و اتوریته برخوردار باشد، دیگر نیازى به خشونت نخواهد بود. الآن آن احترام و اقتدار وجود ندارد. محصل معلم را جدى نمى گیرد و معلم هم مدیر را و بیشترین آسیب را هم کسى مى بیند که در سیستم اعمال خشونت کمترین قدرت بدنى و قوت را دارد، که این کسى جز دانش آموز نیست».
***
از مدرسه فرزندت قدم به بیرون مى گذارد. حالا مى دانى فصلى از خاطرات تو و فرزندت از مدرسه مشترک خواهد بود، فصلى که یادآور تنبیه بدنى و برخورد فیزیکى معلم و مدیر مدرسه با دانش آموزان است.

پى نوشت:
۱)
مدرسه اى که عالم تربیتى روسى ماکارنکو بنیاد نهاد و در آن محیط تربیتى مناسبى را براى کودکان گریزان از خانه فراهم کرد.
ش

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar