مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٢٥

یک زن همیشه از اینکه مرد زندگى اش را از دست بدهد در هراس است. با وجود اینکه عوامل زیادى ممکن است در جدایى یک زوج دخیل باشد، اما یک زن بیش از هر چیز از اینکه مرد زندگى اش را به زن دیگرى ببازد، بیم دارد.


 

 

ترس زنانه

 

 

یک زن همیشه از اینکه مرد زندگى اش را از دست بدهد در هراس است. با وجود اینکه عوامل زیادى ممکن است در جدایى یک زوج دخیل باشد، اما یک زن بیش از هر چیز از اینکه مرد زندگى اش را به زن دیگرى ببازد، بیم دارد.
زن با دستان گرمش با قوت قلبى زیاد گوشى تلفن را در اشتیاق شنیدن صداى نامزدش مى فشارد. شماره مى گیرد. اندکى انتظار و شماره معکوس بوقها آغاز مى شود.
بوق سوم هم مى خورد کسى گوشى را بر نمى دارد. دستها سست مى شود و دل مى لرزد ومغز. مغزندا مى دهد: «او کجاست؟»
بوق چهارم هم مى خورد: «چرا بر نمى دارد؟»
بوق پنجم، «شماره انداز دارند، نکند از روى عمد پاسخ مرا نمى دهد؟»
بوق ششم، این آخرین بوق بود. گوشى را مى گذارد و در حالیکه ابروهاى زیبایش در هم فرو رفته است، با نگرانى مى گوید: «یعنى چه کسى در کنارش بود که نتوانست در مقابلش با من صحبت کند... شاید یک خانم!»
این دل آشوبى است، که جز یک مرد هیچ کس نمى تواند از حرارت سوزناکش بکاهد.
هواى ملسى است. پارک خلوت است. صداى خش خش برگها، شیطنت درون قلبهارا قلقلک مى دهد. چشمان درشت یک زن به مردى که دوستش دارد خیره شده است . دنیا زیباست...
ناگهان صداى خنده یک دسته دختر به گوش مى رسد. صدا نزدیک تر مى شود. دخترها دور مى شوند، اما... اما نگاه مرد هنوز به آنها خیره شده است!
مغز زن ندا مى دهد، دنیا زشت است...
واقعاً شگفت انگیز است. چرخش نگاه یک مرد، دنیا را براى یک زن تیره و تباه مى کند.
زن دیگرى در چهارمین سالگرد ازدواجش بى صبرانه منتظر بازگشت شوهرش از اداره است.
براى آخرین بار خود را در آینه نگاه مى کند و لبخند مى زند.
شمعهاى روى میز را روشن مى کند و به سوى پنجره مى رود و چشم به راه مى دوزد.
ناگهان پیغامى را بر تلفن همراهش دریافت مى کند.
«عزیزم من جلسه دارم، دیر مى آیم.»
زن با چهره اى گرفته به خود مى گوید: «او نیامد.» «باز امشب هم نیامد» . «تقصیر من است که براى اینکه درآمد بیشترى داشته باشد اجازه دادم که با دخترخاله اش شریک شود.»
«آخر چرا!؟ من که خوب مى دانستم که پدر و مادر آن دو قبلاً بساط ازدواجشان را چیده بودند...»
شمعها خاموش مى شود. دنیا تاریک است..
درجایى دیگر چراغ یاهو منسجر پسرى روشن مى شود. دخترى در این سوى کامپیوتر به وجد مى آید.
- «سلام» ،
- «سلام» ،
- «خوبى»
- «خوبم مرسى» .
این سلسله تا اندک زمانى ادامه دارد، اما ناگهان سرعتش به صفر مى رسد. دخترک مى گوید: «کجایى؟» «دینگ» «باکى چت مى کنى؟»
نگاههاى دختر به مانیتور خیره مى ماند و ناگهان پیغامى از جانب پسر مى آید: «اینترنتم قطع شده بود...»
دخترک از اینترنت خارج مى شود. با خود مى گوید: «دروغ مى گفت. حتماً دوست تازه اى پیدا کرده بود. یک دوست دختر تازه!»
کلنجارى است بین چند نقطه نظر که آیا این ترس به دلیل آگاهى زنان از سستى اراده مردان در مقابل ظاهر زیبارویان ناشى مى شود یا نه همه مردها این گونه نیستند و این ترس به دلیل انحرافات کوچک و بزرگ بعضى از مرد ها است.
شاید هم ریشه در عشق دارد. عشق واژه اى است که مفهومش را گم کرده است.
مفهوم عشق اعتماد بود، صداقت بود، قوت بود.
اما از آن وقت که مفهوم عشق رفت، شک آمد.
صداقت رفت، دروغ آمد.
قوت رفت و ترس جایگزین شد.

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar