مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٢۱

فرارهاى لیلى پوت پسرک شهر لیلى پیت ها از دست ملخک هاى آدم خوار هنوز هم خاطرم هست. از زیبایى چشمان سرنتى پیتى تا هادى و هدى خودمان که هنوز هم مى پندارم آنان با بند راه مى روند و...


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

کلاه قرمزى هاى زشت

 

 

 

فرارهاى لیلى پوت پسرک شهر لیلى پیت ها از دست ملخک هاى آدم خوار هنوز هم خاطرم هست. از زیبایى چشمان سرنتى پیتى تا هادى و هدى خودمان که هنوز هم مى پندارم آنان با بند راه مى روند و داستان هاى حنا دخترى در مزرعه با دلسوزى هاى فراوان دخترى مهربان، همه و همه در داستان هاى زندگى من نقش یک مربى به خود گرفتند... حال که این داستان ها را با مسابقه و سرگرمى هاى دو دهه بعد از دوران خودم مقایسه مى کنم چیزى جز سرگرمى، مسابقه و یا داستان هاى بى برنامه و بداهه گویى هاى همراه با فریاد خاله ها و عمه ها چیز دیگرى نمى بینم. به دنبال جواب که مى روم، به اصطلاحاتى چون شیوه نو، به کارگیرى حس کودک، همزادپندارى و همچنین تخیلات ترسناک در عروسک ها، به واقع به حد غایت زشت هم مى رسیم.

 

هر چند در این میان از بعضى داستان ها و انیمیشن هاى وطنى نیز نمى توان گذشت، داستان هاى انیمیشن پلیسى که گویا بهتر از برنامه هاى کودک با فرزندان این نسل ارتباط برقرار کرده اند. فرزند من و شما، محو در انیمیشن هاى پلیسى آقازبل و «سیاساکتى »، گویا نقش سخنگوى ثالث در برابر خطاهاى رانندگى ما هستند و در جنگ با باورهاى غلط من و شما نقش مربى خطاپوش.

 

انیمیشن هاى پلیسى ایرانى در پیام رسانى، موفق تر عمل کرده است و باید گفت که تربیت رسانه اى موفق تر بوده است. اما آیا دستاورد آن همه تحقیق و فرضیه و گمانه زنى در نقش تربیت رسانه اى تنها در این نقطه نقش خود را به خوبى ایفا کرده است یا که نه لازم است گهگاهى نیز گریزى به سال هاى قبل تر داشت و داستان هاى گذشته را نیز در زمره فعالیت هاى روزمره صدا و سیما براى کودکان قرار داد. باور کنید قصه هاى پسر شجاع که هم من به خاطر دارم و هم شما، از شجاعت هاى یک فرزند زیباتر سخن گفت تا قصه ها و راوى ها و یا نه همین مدرسه موش هاى خودمان که فرزند تنبل را هنوز هم من و شما به چشم کپل یا خواب آلود مى بینیم و چه دورانى بود دوران جنگ که مدرسه موش ها زنگ بیدارباش موفق ترى بود.

این موضوع بسیار پراهمیت و ظریف است در حالى که بسیارى از خانواده ها نقش برنامه هاى کودک را در تأثیرپذیرى و نحوه تربیت کودکانشان فراموش کرده اند.

 

لاسول نظریه پرداز و روانشناس در ارتباط با تأثیر پیام و نحوه انتقال پیام، بر این باور است که اگر از تأثیر پیام هاى خود در برابر کودکان بخواهیم نتیجه اى بگیریم نباید از نحوه ارسال پیام غافل شویم و این زمانى میسر است که کودک ما در دامان حرف ها قرار داشته و مقاومتى هم نداشته باشد و به عبارتى منفعل از پیام نباشد.

 

دکتر امان قرایى مقدم روانشناس و آسیب شناس اجتماعى نیز با تأیید این نظریه در ادامه بر داستان هاى مادربزرگ اشاره مى کند که براستى هنگام خواب، شیرین ترین قصه ها و بیشترین تأثیر را بر ذهن کودک داشتند.

 

دکتر قرایى مقدم هم به ایجاد دنیایى واقعى در برنامه هاى کودکان تأکید مى کند و در ادامه از ایجاد برنامه ها با همان داستان هاى همیشگى نام مى برد و مى گوید: یادگیرى پیام در تطابق ارتباط با فضاى کودکان است و هر چه مطابقت بیشتر باشد از نظر روانشناسى و جامعه شناسى با نسل تداعى و یادگیرى حاصل مى شود. هر اندازه که بخواهیم از تخیل در ساخت برنامه ها استفاده کنیم باید این فضاى تخیلى را با اصول واقعى جامعه تطبیق دهیم و اگر غیر از این باشد براى کودک فضاى تصنعى و غیرواقعى ایجاد خواهد شد و کودک ارتباط کافى را با آن برقرار نخواهد کرد.

 

برهمین اساس است که مى گوییم اجراهاى رسانه اى باید به گونه اى باشد که دختران و پسران ما آن طور هستند، چه در صحبت و چه فضاى زندگى، یعنى همان گونه باشند که کودکان دوست دارند.

 

این سخن در باب ساخته هاى داستانى صدق مى کند. حال این که بخش عمده ساخته هاى کنونى و در حال اجرا از طریق خاله ها و عمه ها تنها به بازى با عروسک ها ختم مى شود و داستان هایى که باید کودک با کمک ذهن و تصویرسازى در شکل گیرى پیام نقش شنوا را به خوبى ایفا کند. اما آیا با فرض وجود درصدهاى فراوان خطا در نقل پیام از طریق قصه ها و به عبارتى شنیدن بایدها و نبایدها تأثیر پیام برابر با پیام هاى انتقالى از طریق باور قصه و همزادپندارى هاى عمیق همچون تماشاى یک قصه یا یک نمایش خواهد بود؟

 

در استفاده از عروسک ها که بخش عمده فضاى تلویزیون را با انواع و اقسام آن پوشش داده ایم آیا از نظر رنگ بندى و زیبایى، ذوق و سلیقه به خرج داده ایم؟ آیا در انتخاب نوع صحبت و موسیقى کلام، حتى انتخاب صدا براى این همبازیان توجهى کرده ایم؟

 

دکتر قرایى مقدم در ادامه اشاره اى کوتاه به این مطلب مى کند و مى افزاید: اگر کلى نگرى هم کنیم، دختران بیش از پسران از بازى با عروسک لذت مى برند پس در زیبایى، رنگ، شکل، طراحى و نوع دکور هم باید دیدى عمیق داشت و از رنگ هاى شاد استفاده کرد، نه رنگ سیاه؛ چرا که رنگ هاى تیره براى کودک جذاب نبوده و اغلب کسالت آور هم خواهد بود و یا صدا که زیبایى و جذابیت و نونگرى را با صدایى غریب و زشت اشتباه نگیریم یا همچنین سعى کنیم براى انتقال پیام، فرهنگ و شرایط اقلیمى کودکان را نیز در نظر بگیریم چرا که بعضى از ساخته هاى صدا و سیما براى کودکان روستایى ناآشناست؛ فرزندان روستایى با این نوع کلام و این نوع پوشش ناآشنا هستند. واقعیت این است که فرزندان روستایى ما این نوع عروسک ها را ندارند و احساس تصنعى بودن در برابر پیام، خواهند کرد. این موضوع میان پیام و کودک فاصله ایجاد خواهد کرد. این را هم مى دانم که بیشتر کارتون ها و برنامه هاى ما از آن فرزندان شهرى است و نه روستایى.

 

«مقدم» از معیار زیبایى در ساخت عروسک ها به عنوان بزرگترین اهرم نام مى برد. او با استناد به داستان هاى قدیمى در به تصویر کشیدن قدرت و زیبایى در فرزندان دختر و پسر، زیبایى سیما و شجاعت را از ارکان عمده باورهاى کودکان مى داند و داستان هاى جالبى را از زبان باورهاى مردمى هر منطقه تعریف مى کند. از جذابیت سیاه عروسک خیمه شب بازى ادبیات قدیم تا زیبایى کودکان سرخپوست امروزى. او چنین نقل مى کند که سیاه عروسکى که با نخ و صدایى بم، نماد صداى اصیل ایرانى بود، از اتفاقات خانه به خانه مردم شهر با زبان طنز براى کودکان و بزرگان آن زمان قصه ها نقل مى کند. در آن دوران که عروسک تنها یک تکه چوب و چند جلد پارچه بود، این سیاه تنها عروسک جاندار و سخنگو، محبوب کوچک و بزرگ بود و چون از دل مردم برخاسته بود لاجرم بر دل هم مى نشست.

 

حال قصه هاى نوتر و زیباتر از زبان زیباترین قبیله هاى سرخپوست که نسل به نسل به زبان هاى متعدد راویان نقل کرده اند که کودک سرخى از قافله زیباپسندى و اعتماد به نفس غافل نماند. جالب است مردمان سرخپوست به زیبایى خویش بسیار مى بالند و از قصه هایشان مى گویند که زمانى که خداوند خواست از گل، تن آدمى را بسازد سه گل، انتخاب کرد گل نخست که در کوره رفت تا آدم پخته شود، خداى آفریدگار در خروج این گل از کوره عجله کرد و این شد که این گل سفید شد و بى رنگ و رو، گل دوم که در داخل کوره رفت و خوب ماند و خوب رنگ گرفت و خداى ما نیز به وقت خروج این گل از کوره آنقدر محو در زیبایى این گل شد که به آن گفت سرخ روى و از رنگ و روى گل زیبا خوشش آمد تا از گل سوم غافل ماند، آن گل سوم در کوره ماند و سوخت و شد سیاهپوست...

 

این افسانه سرخ، دهان به دهان نقل مى شود و این قصه زیبایى کودکان سرخ است تا همیشه بدانند زیباترین خودشان هستند و زیبا را به دیگرى جز خود اطلاق ندهند تا مبادا زمانى کودکشان از سرخى روى خود خجل شوند.

 

مقدم این داستان ها را در تأثیر نقش زیبایى در باورهاى کودکان مهم مى داند و در نهایت از ما مى پرسد که چرا با وجود دختران و پسران زیباى خودمان، عروسک هاى آنان در ایفاى نقش شان چنین زشت طراحى شده اند، هر اندازه هم زشت به صرف ایجاد تخیل و هر اندازه هم قوت باور چنین مسائل بر عهده خانواده باشد باز هم نمى توان از تأثیر چنین عروسک هایى که نقش همبازى روزانه و سال ها خاطرات دوران کودکى را ایفا مى کند غافل ماند. وى عروسک کلاه قرمزى را عروسکى موفق مى خواند و مفید در ایجاد راه درست براى انتقال پیام، اما مى پرسد آیا پسران ایرانى در عین شیطنت هاى زیبایشان مانند کلاه قرمزى چنین زشت به دنیا آمده اند.

این روانشناس به اثرات منفى باور نداشتن زیبایى کودکان در ایجاد بدبینى اشاره مى کند و مى گوید که نباید به کودکان خود اجازه دهیم که در مقایسه عروسک هاى داخلى و خارجى دچار این نوع بدبینى شوند که چون عروسک هاى فرنگى خارجى زیباتر از عروسک هاى ایرانى هستند پس به حتم دختر و پسرفرنگى و ایرانى هم از مصادیق چنین زشت و زیبایى ها هستند. این را هم به خوبى مى دانیم که این فرضیه هاى شکل گرفته در دوران کودکى باورهاى اغلب مخرب دوران بزرگسالى است. پس سعى کنیم در ساخت برنامه براى کودکان از دنیاى واقعى آنها الهام بگیریم و نه این که با تخیلات کودکان همزادپندارى کنیم...

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar